دسته
وبلاگهاي برگزيده
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1827902
تعداد نوشته ها : 1695
تعداد نظرات : 564
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

هوگو چاوز در حمام

 شکیبا، شهرام  - مشهدی‌هوگو چاوز که اتفاقاً در ایران نبوده و در یکی از جلسات هیأت‌دولت کشورش صحبت می‌کرده است، گفته: «بعضی‌ها توی حمام می‌زنند زیر آواز!

نه بلوتوثش آمده، نه عکسش ایمیل شده. گشتم نبود، نگرد، نیست. فقط خبرش آمده. آن هم در «جهان‌نیوز». قضیه از این قرار است که مشهدی‌هوگو چاوز، رئیس جمهور کشور دوست و برادر و سوسیالیست، ونزوئلا چهارشنبه پیش، از مردم کشورش خواسته که برای صرفه‌جویی در مصرف آب و برق از خواندن آواز در حمام خودداری کنند.

مشهدی‌هوگو چاوز که اتفاقاً در ایران نبوده و در یکی از جلسات هیأت‌دولت کشورش صحبت می‌کرده است، گفته: «بعضی‌ها توی حمام می‌زنند زیر آواز. آن هم نیم‌ساعت تمام. نه بابا! سه دقیقه هم زیاد است. خود من همیشه سه دقیقه دوش می‌گیرم. بو هم نمی‌دهم.»

1- چطور شده که مشهدی، تهران تشریف نداشته؟

2- خوش‌به‌حال هیأت وزیران ونزوئلا. ظاهراً به آنها، از وزرای ما هم بیشتر خوش می‌گذرد، در جلسات هیأت‌دولت. چه حالی می‌کنند آنها؟ حسودیم شد.

3- خدا من را ببخشد، ولی گمان کنم مشهدی خیلی اهل نجس‌ و پاکی نباشد. ایشان مردی تنومند است و هیکل‌مند. لذا سطح وی طبیعتاً زیاد است. اگر بنا باشد با دقت کافی اول سر و گردن بشوید، بعد سمت راست و... الی‌ آخر، خیلی بیشتر از این‌ها وقت می‌برد.

4- از استدلال مشهدی نتیجه می‌گیریم که بعضی از وزرای ونزوئلا در حمام آواز می‌خوانند و بو هم می‌دهند.

5- آیا هرکس بود بدهد،‌ در حمام آواز خوانده؟

6- آیا هرکس در حمام آواز بخواند، بو می‌دهد؟

(کاش یک نفر بود این دو سؤال اخیر را به زبان ونزوئلایی از خود مشهدی‌ می‌پرسید.)

7- ردیف‌های آوازی ونزوئلا را نمی‌دانم، ولی انصافاً «همایون» خودمان در حمام خیلی می‌چسبد.

8- ما که همه‌چیزمان مثل ونزوئلاست باید یاد بگیریم. فقط یک ایراد کوچک وجود دارد. کارمند جماعت، خیلی وقت و دل و دماغ حمام رفتن ندارد. لذا معمولاً پنج‌شنبه‌ها حمام می‌روند این قشر غیور. برای همین پنج‌شنبه‌ها مصرف آب و برق و آواز در کشور بالا می‌رود. سزاست که از مشهدی‌هوگو یک راهکار بگیرند، بلکه این روز را حذف کنند و عوضش دو تا دوشنبه در هفته بگذارند.

9- ] صدای مرد در حمام[ ... آ آ آی، ... امان ... دوست... داد... بیداد... وای...

زن: خجالت بکش مرد، صد دفعه گفتم توی حموم آواز نخون. همسایه‌ها می‌رن خبر می‌دن، آب و برقمون قطع می‌شه!

مرد: آواز نمی‌خونم که! پام رفته روی صابون، لیز خوردم، افتادم روی سنگ پا دارم ناله می‌کنم!

10- با عنایت به دیالوگ بالا درمی‌یابیم که با توجه به تحریرهای آواز ایرانی که خیلی هم وقت می‌گیرد و همه‌ش‌ داد و بیداد الکی است، کشور ما ایران، بیش از ونزوئلا نیازمند طرح هدفمند کردن آواز در حمام است.

منبع : خبر آن لاین

دسته ها : ادبی - طنز - سیاسی
دوشنبه چهارم 8 1388

 

ای آنکه در نگاهت حجمی زنور داری
کی از مسیر کوچه قصد عبور داری؟

چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابی
ای آنکه در حجابت دریای نور داری

من غرق در گناهم، کی می کنی نگاهم؟
برعکس چشمهایم چشمی صبور داری

از پرده ها برون شد، سوز نهانی ما
کوک است ساز دلها، کی میل شور داری؟

در خواب دیده بودم، یک شب فروغ رویت
کی در سرای چشمم، قصد ظهور داری؟

سید عباس

 سجادی

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
يکشنبه سوم 8 1388

شعر ترانه حس غریب

 

نمیدونم از کدوم ستاره میبینی منو

چشماتو میبندیو دوباره میبینی منو

پر بغض جمعه های ناگزیر و بی صدام

خیلی خستم باورم کن دنیا زندونه برام

توی کور راه چشمام عطر بارون بوی سیبی

واسه عاشقونه موندن تو همون حس غریبی

تو همون حس غریبی که همیشه با منی

تو بهونه هر عاشق برای زنده موندنی

میدونم هنوز اسیرم تو حصار لحظه ها

کاش میشد با یه اشاره ی تو ازاد میشدم

با توام که گفته بودی غصه هام تموم میشن

پس کجایی که بیایی منو بگیری از خودم

ناجی ترانه ها منو به واژه ها ببر

این حقیرو به سخاوت شب و دعا ببخش

نمیدونم از کدوم ستاره میبینی منو

چشماتو میبندیو دوباره میبینی منو

پر بغض جمعه های ناگزیر و بی صدام

خیلی خستم باورم کن دنیا زندونه برام

توی کور راه چشمام عطر بارون بوی سیبی

واسه عاشقونه موندن تو همون حس غریبی

تو همون حس غریبی که همیشه با منی

تو بهونه هر عاشق برای زنده موندنی

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
يکشنبه سوم 8 1388

 

به پایت ریختم اندوه یک دریا زلالی را
بلور اشک‌ها در کاسه ماه هلالی را


چمن آیینه‌بندان می‌شود صبحی که بازآیی
به وقتش فرش راهت می‌کنم گل‌های قالی را


نگاهت شمع آجین قبله جان غزالان است
غمت عین القضاتی می‌کند عقل غزالی را


چه جامی می‌دهی تنهایی ما را جلال‌الدین!
بخوان و جلوه‌ای بخشای این روح جلالی را


شهید یوسفستان توام زلفی پریشان کن
بخشکان با گل لبخندهایت خشکسالی را


سحر از یاس شد لبریز دل‌های جنوبی‌مان
نسیم نرگست پر کرد ایوان شمالی را


افق‌هایی که خونرنگ‌اند، عصر جمعه مایند
تماشا می‌کنم با یاد تو هر قاب خالی را


کدامین شانه را سر می‌گذارم وقت جان دادن
کدام آییینه پایانی‌ست این آشفته حالی را


تو ناگاهان می‌آیی مثل این ناگاه بی‌فرصت
پذیرا باش از این دلتنگ، شعری ارتجالی را

عیرضا قزوه

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
يکشنبه سوم 8 1388
قطره دریایی


ای روی تو در خوبی، آیینه زیبایی 
ای حسن تو جاویدان در اوج دلارایی

از عطر دلاویزت سرمست شده جانها 
ای عطر تو جان پرور چون روح مسیحایی

ماییم و دلی تنها در اوج پریشانی 
ای در لب نوشینت صد چشمه گوارایی

رونق زرُخ ماهت در باغ و گلستان است 
زینت زجمال توست، بر گنبد مینایی

در صحن گلستان، گل در صحن چمن، بلبل 
از چشم تو آموزد آیین فریبایی

از آتش عشق تو، بس شعله به جان دارم 
کی غم ببری از جان،ای روح شکوفایی!

فارغ زگل و گلشن، آسوده زگلزارم 
تا با رخ زیبایت اندر نظرم آیی

شوریده سرم یارا! بنواز دمی ما را 
ای مژده بیداری! ای ماه تماشایی

با یاد تو در جوشم، با غصه و غم تنها 
ای آرزوی جانها! امید که میآیی

امید به تو دارم، لطف تو بود یارم 
ای یاور مشتاقان! ای مونس تنهایی!

تو وسعت ناپیدا، من قطره بی تابم 
دانی چه بر سر دارد، این قطره دریایی؟

از شوق تو بی خوابم، در آتش و در آبم 
ای کاش شود روزی! کز پرده برون آیی

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
يکشنبه سوم 8 1388

 

به نام نامیات ای آفتاب عالم بالا! 
غریب لحظه دردم، در این دو روزه دنیا
 
تمام هستی من نذر روشنایی نگاهت 
تمام دارو ندارم به راه توست مهیا

نبود و نیست به جانم هوای گشت و گذاری 
وبی هوای تو هرگز! وبی خیال تو حاشا!
 
مرا ببر به نهایت، نهایتی که تو دانی 
مرا بخوان به حضورت به بزم عشق و تولا
 
به راه سبز نگاهت امید بسته دل من 
بیا که بی تو اسیرم، به دست غربت یلدا
 
عطش نشسته به جانم ببخش جرعه نوری 
تو ای ترنم باران! تو ای ترانه دریا!
 
نمیشود که بخوانم بدون یاد تو هرگز! 
نمیشود که بمانم بدون مهر تو این جا
 
به لحظه لحظه عمرم، خیال بود و تو بودی 
به لحظه لحظه عمرم، خیال هست و تماشا
 
هماره همرهیام کن که بی پناه نمانم 
هماره همدم من باش، ای نهایت رؤیا!
 
نه صبر مانده دلم را نه طاقت و نه قراری 
به انتظار نشستم، به انتظار تو، تنها
 
امیدوارم و دانم که بی نصیب نمانم 
تویی که میبری ام تا به اوج سبز تمنّا
 
بیا بیا که سرآید شبان تیره عالم 
تو ای نهایت آبی! تو ای بهار شکوفا!
 
به حال «نسترن» از راه لطف مرحمتی کن 
ترا به حق محمد (صلی الله علیه وآله وسلم)، ترا به حرمت زهرا (علیها السلام)!

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
يکشنبه سوم 8 1388

انتظار
سودابه مهیجی

چه جمعه ای... چه غروب غریب و دلگیری...
چرا سراغی از این جمعه ها نمی گیری؟
مسافری که هنوز و همیشه در راهی!
کجای راه سفر مانده ای به این دیری؟
به پیشواز تو آغوش زندگی جان داد
بیا پیاده شو از این قطار تأخیری...
چقدر پیر شدی روی گونه هایم اشک!
تو سال هاست که از چشم من سرازیر...
چقدر ماندی در بند انتظار ای دل!
شدی شبیه دیوانگان زنجیری...
چقدر شاعر مفلوک! قلبت از سنگ است
چطور از غم دوری او نمی میری...

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
يکشنبه سوم 8 1388

جدیدترین اظهارات مشایی درباره علوم انسانی

 اسفندیار رحیم مشایی که به بیان سخنانی حاشیه‌ساز در علوم دینی و اسلامی شهره است، در جدیدترین اظهاراتش، وارد حوزه علوم انسانی شده و گفته است: ترس بیشترین صدمه را به علوم انسانی می‌زند.

وی در سومین جشنواره فارابی در سالن اجلاس سران با بیان اینکه حقیقت علوم انسانی وامدار جایگاه رفیع انسانی است، گفت: اهمیت علوم انسانی از آن جهت است که به مهمترین موضوع آفرینش ارتباط دارد. وی علوم انسانی را افضل‌تر از سایر علوم دانست و اظهار داشت: افضل‌ترین علوم انسانی نیز آن علومی است که کلیت و حقیقت وجود انسانی را بیشتر تبیین کنند.

به گزارش مهر، مسئول دفتر ریاست جمهوری با بیان اینکه جهان برای اینکه باشد باید انسان وجود داشته باشد، گفت: همه گرفتاریهای گذشته و حال ما به دلیل تعریفی است که از انسان می‌شود. خلأ بزرگ جهان به دلیل محدود کردن انسان و تعریف غلط از آن است.

وی با اشاره به مکتب اومانیسم و نقایص آن اظهار داشت: چالش ما با اومانیسم در این است که در بیان اینکه انسان کیست ناتوان است و انسان اومانیستی انسانی متحیر و سرگشته است. انسان غربی یعنی مکتب غربی. ما با این مخالف هستیم اما اینکه انسان مقوله اول عالم است عین حقیقت است و ما با آن مشکلی نداریم.

مشایی با انتقاد از اینکه سهم ما از ادبیات علوم انسانی در جهان کم است گفت: این ظلم به دولت، ظلم به نظام، ظلم به جامعه، دانشگاه و حوزه‌های علمیه است از این رو دولت مسئول است تا ظرفیتهای علوم انسانی را در کشور ارتقا دهد و جامعه نیز باید اجازه دهد که اندیشه‌های علوم انسانی فرصت ظهور پیدا کنند. به گفته وی مهمترین دانشمندان علوم انسانی در عرصه جهانی باید ایرانی باشند. این حق ایرانی و تکلیف ایرانی‌هاست.

منع : خبر آن لاین

دسته ها : خبر - سیاسی
يکشنبه سوم 8 1388
ساخت باتری پاک از کاغذهای نمکی  
 
شاید یک تکه کاغذ مرطوب و شور چندان قابل توجه نباشد، اما دانشمندان از همین ترکیب بی اهمیت موفق به تولید باتری های جدید شده اند که انرژی قابل ملاحظه یی تولید می کنند. دانشمند ان می گویند اگر این تکه کاغذهای خیس و شور را بریده بریده کرده و روی هم کپه کنید، می توانید از آنها انرژی زیادی به دست آورید. با این ایده دانشمندان سوئدی یک باتری کاغذی نمکی اختراع کرده اند که تا یک ولت انرژی الکتریسته تولید می کند. این دانشمند ان امیدوارند باتری جدید در آینده برای استفاده در حسگرهای کنترل از راه دور و تجزیه شدنی به کار گرفته شود. دکتر «لیف نیهولم» محقق دانشگاه اپسالا سوئد خاطرنشان کرد؛ «ویژگی قابل توجه این باتری ها این است که قابل تجزیه شدن هستند و مواد آنها به راحتی به محیط بازمی گردد و سازگار با محیط زیست است.» وی تصریح کرد؛ «ما قصد داشتیم باتری بسازیم که خیلی ساده است و برای ساخت هر دو الکترود آن می توان از یک ماده یکسان استفاده کرد.» این باتری به نازکی یک ورق کاغذ است، اما در واقع از چند لایه سلولز تهیه شده است که با یک پلیمر هادی به ضخامت 50 نانومتر پوشیده شده و بین لایه هایی از کاغذ فیلتری پیچیده شده است. رطوبت موجود یون های کلرید را به الکترود منفی و الکترون ها را به الکترود مثبت می رساند و جریان برق ایجاد می شود. 
منبع : بازیاب
دسته ها : خبر - علمی
يکشنبه سوم 8 1388

برداشت شخصی من از ماجرای کروبی

شهرام شکیبا  _  حضور کروبی در نمایشگاه مطبوعات، هنوز هم نقل محافل و مجالس است.

حضور کروبی در نمایشگاه مطبوعات، هنوز هم نقل محافل و مجالس است.

دیروز در روزنامه خودمان سه روایت چاپ کرده بودند رفقا، از همین ماجرا. یکی به روایت «خبرآنلاین»،‌ یکی به روایت «ایسنا» و آخری روایت «فارس». هرکدام هم یک جوری ماجرا را نقل کرده بودند. برداشت شخصی من از ماجرای کروبی در نمایشگاه مطبوعات براساس روایات گوناگون چنین است.

روایت خبرآنلاین

مهدی کروبی به نمایشگاه مطبوعات رفته. طبقه دوم را دیده. آمده طبقه پایین. گروهی از دیدن او عصبانی شده‌اند. این گروه کسانی هستند که با دیدن هرکسی غیر از خودشان، به صورت کاملاً خودجوش عصبانی می‌شوند و داد می‌زنند و حمله می‌کنند. این گروه کارهای طبیعی خودشان را انجام داده‌اند. یک گروه دیگر هم هستند که با دیدن گروه اول، به سرعت شکل آنها می‌شوند ولی روبه‌روی آنها قرار می‌گیرند. دو گروه نسبتاً به جان هم افتاده‌اند و کروبی هم نسبتاً زیر دست و پا مانده است. ظاهراً کسی هم حواسش نبوده که دعوا سر همین کسی‌ است که دارد لای فشار دو گروه، له و لورده می‌شود.

روایت ایسنا:

دبیرکل حزب اعتمادملی به نمایشگاه مطبوعات رفته. به محض ورودش به راهروی اصلی مخالفان و موافقان وی درگیر شده‌اند. خساراتی وارد شده. او را به طبقه دوم نمایشگاه و از آنجا به بیرون نمایشگاه برده‌اند. بعد از رفتن کروبی هنوز جو نمایشگاه متشنج بوده است.

روایت فارس:

شخصی موسوم به مهدی کروبی برای چند لحظه وارد نمایشگاه مطبوعات شد. بلافاصله همه حاضران در نمایشگاه فریاد برکشیدند، «مرگ بر منافق موسوم به کروبی» و او را بیرون کردند. این شخص با افرادی موسوم به طرفدار که چیزهای سفت و درازی موسوم به چماق در دست داشتند به نمایشگاه مطبوعات حمله کردند و شعارهایی در حمایت از افرادی موسوم به «موسوی» و «خاتمی» می‌دادند. این گروه اندک ولی خیلی خشن به مردم و انقلاب حمله‌ور شدند و به همه فحش می‌دادند. یکی از افراد موسوم به محافظ‌ شخص یاد شده موسوم به کروبی، به سرعت اسلحه‌اش را کشید و تیراندازی کرد و ملت را به خاک و خون کشید. بعد همه افراد موسوم به طرفدار شخص موسوم به کروبی به بسیج و اسلام و انقلاب و مردم، ضمن شکستن همه‌چیز، بعد از دیدن سیل خروشان ملت، از همان راهی که آمده بودند برگشتند. شخص موسوم به کروبی هم از بس به شدت با ضربات کنگ‌فو مردم را کتک می‌زد، عمامه‌اش هم افتاد زیر دست و پا و بدین‌وسیله به روحانیت نیز توهین گردید.

آشوب‌های بعدی در نمایشگاه مطبوعات

شنیده‌ام که بناست میرحسین موسوی و سیدمحمد خاتمی هم به نمایشگاه مطبوعات بروند. لذا آشوب در نمایشگاه ادامه خواهد داشت. طبق برنامه برای ادامه گسترده این آشوب‌ها من نیز روز دوشنبه از اول وقت تا پایان وقت در نمایشگاه حضور خواهم داشت و در غرفه روزنامه «خبر‌» از نزدیک با مخاطبان دیدار خواهم کرد.

پیشاپیش برای بهتر برگزار شدن پروژه آشوب برنامه بازدید خود را اعلام می‌کنم.بنده حوالی ساعت 5/9 صبح از غرفه خبرگزاری «فارس» دیدن خواهم کرد و سپس به غرفه روزنامه‌های کیهان، وطن‌امروز، جوان، ایران، اعتماد، فرهیختگان و سرمایه می‌روم و سرانجام آش و لاش و کبود و خون‌آلود در غرفه «خبر» مستقر خواهم شد.

برای رفاه حال دوستانی که می‌خواهند کفش پرت کنند، تقاضا می‌کنم با خودشان کفش کهنه اضافی بیاورند که پابرهنه نمانند. لطفاً از آوردن انواع پوتین، چکمه و کفش‌های میخ‌دار ورزشی اجتناب کرده و به هیچ عنوان کفش زنانه پاشنه‌دار و لژدار پرتاب نکنید. ضمناً از الان گفته باشم که بعداً مثل شاهزاده داستان سیندرلا کفش‌ها را برمی‌دارم و دنبال صاحبانش می‌گردم و در این راستا احتمال ازدواج هم وجود دارد. لذا حواستان باشد که کفش‌ها را چطور پرتاب می‌کنید و به کجا می‌زنید. بنده همین‌جوری هم دماغم بزرگ است، اگر بشکند هم واویلاست. خلاصه پرتابی نکنید که موجبات پشیمانی و سرافکندگی را در آینده فراهم کند. به قول شاعر، که منظورم همان ناصر فیض است:

کاری نکن نگاه به دمپایی‌ات کنند

از روی شست پات شناسایی‌ات کنند

وعده دیدار ما، فردا در نمایشگاه مطبوعات.

مبع : خبر آن لاین

دسته ها : ادبی - طنز - سیاسی
يکشنبه سوم 8 1388
تلاش برای خانواده
امام صادق (علیه ‌السلام):
الکادُّ عَلی عِیالِهِ کَالمُجاهِدِ فِی سَبیلِ اللهِ.
کسی که برای خانوادۀ خود تلاش می‌کند همچون کسی است که در راه خداوند جهاد می‌کند.
He who strives to earn money for [the comfort of] his family is like one who fights in the way of Allah.
کافی، ج 5، ص 88
دسته ها : مذهبی - احادیث
يکشنبه سوم 8 1388
X