دانی که انتظار تو با ما چه میکند؟
توفان ببین به پهنه دریا چه میکند
آشفته ام چو موج به دریای زندگی
آشفتگی ببین به دل ما، چه میکند
یکدم بپرس این همه غم این همه بلا
در خاطر شکسته زغم ها چه میکند
دور از بهار روی تو بیبرگ مانده ام
بی برگ و بار مانده به دنیا چه میکند؟
بنشین ز راه لطف دمی در کنار دل
آخر بپرس این دل تنها چه میکند
لحظه لحظه با تو هستم، ای تمام انتظارم!
چشم در راهت نشستم، ای گل باغ بهارم!
مثل رؤیا سبز سبزی، مثل دریا مهربانی
با دل درد آشنایم، همنوایی، همزبانی
میتراود از نگاهت قطره قطره روشنایی
مینشاند در دل من عطر ناب آشنایی
از نفس های زلالت میچکد بوی بهاران
قلب من میگوید آیا میرسی همراه باران؟
مینوازی خاطرم را با نسیمی از کرامت
میبری صبر و قرارم، ای حضور بی نهایت!
میوزی همراه گلها، هر سحر درباور من
مینشینی در خیالم، ای گل نیلوفر من!
بوی خوب عشق داری، آشنا با کوچه هایی
مثل عشقی، مثل نوری، با دل من آشنایی
بی تو نومیدم زهستی، با تو سرشار بهارم
یادگار سبز زهرا (علیها السلام) من شما را دوست دارم!
| معرفی 10 "هراس" رایج در میان انسانها |
|
فوبیا، هراس یا ترس شدید پدیده ای است که به صورت آگاهانه یا ناخود آگاهانه زندگی بسیاری از انسانهای جهان را مختل می کند. این پدیده بیشتر ناشی از ترس از قرار گرفتن در موقعیتی خطرناک است و معمولا کنترل آن برای فرد مبتلا سخت و گاهی غیر ممکن است. ترس از مار (Ophidiophobia): یکی از رایج ترین فوبیاها در میان بسیاری از مردم ترس از مار است که به احتمال زیاد ریشه ای تکاملی دارد. در گذشته های دور تشخیص دادن مارها و عنکبوتها برای بقای انسان نقشی حیاتی داشته است. توانایی تشخیص مارها در یک چشم به همم زدن یکی از رفتارهای تکاملی است که به اجداد انسان در جهان وحشی ما قبل تاریخ امکان بقا داده است. ترس از خزندگان عجیب (Entomophobia): شاید برخی از افراد با دیدن برخی از حشرات تنها احساس چندش آوری پیدا کنند، اما این جانداران کوچک در واقع این توانایی را دارند که برخی از انسانها را به شدت بترسانند که این شدت در زنان نسبت به مردان چهار برابر است. مطالعه دانشمندان دانشگاه کارنگی ملون نشان می دهد دختر بچه های 11 ماهه به سرعت قادرند در برابر تصاویری از مارها با عنکبوتها نشانه های ترس را در صورت خود انعکاس دهند در حالی که این خصوصیت در پسربچه هایی با همین سن وجود ندارد. دیدگاه تکاملی این فوبیا بر این اساس است که زنان در دوران باستانی حیات بشر در هنگام جمع آوری غذا با چنین جاندارانی مواجه می شده اند و انقباض ماهیچه های بدن و صورت در برابر چنین منظره ای به عنوان ابزار محافظت مادر و فرزند در برابر جاندار شناخته شده است. ترس از مکان (Agoraphobia): در حدود 1.8 میلیون جوان 18 ساله در آمریکا از قرار گیری در اماکنی که فرار کردن از آن مشکل باشد هراس دارند. مکانها و فعالیتهایی که شامل این فوبیا می شوند آسانسور، حضور در رقابتهای ورزشی، پلها، استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی، رانندگی، فروشگاه های بزرگ و فرودگاه ها بر شمرده شده اند. این هراس می تواند باعث شود افراد هرگز خانه های خود را ترک نکنند، به سفر نروند و در مناطق شلوغ قرار نگیرند. ترس از دیگران (Xenophobia): در صورتی که صحبت کردن در برابر دیگران رنگ چهره شما را دگرگون ساخته، صدای شمار را گرفته کرده و عرق از سر و روی شما جاری می کند، بدانید که نشانه های این فوبیا در شما وجود دارد. بیگانه ترسی پدیده ای است که 15 میلیون جوان آمریکایی از آن در عذابند و تنها صحبت کردن آنها را در جمع تحت تاثیر قرار نمی دهد بلکه خوردن و آشامیدن این افراد نیز در برابر جمع دچار اختلال خواهد شد. این فوبیا از سن 13 سالگی در نوجوانان آغاز می شود. ترس از بلندی(Acrophobia): یکی از رایج ترین ترسها در میان افراد است که در حدود 3 تا 5 درصد از آمریکایی ها را تحت تاثیر خود قرار داده است. برخلاف تصور پیشین دانشمندان که این فوبیا را ناشی از ترسی غیر واقعی می دانستند مطالعات جدید نشان می دهد مبتلایان به این ترس، ارتفاع ساختمانها را بسیار بیشتر از ارتفاع واقعی می بینند و همین امر بر ترس آنها می افزاید. ترس از تاریکی (Lygophobia): برای بسیاری از کودکان، خاموش شدن چراغ اتاق همراه با بروز ترسی شدید ناشی از بیرون آمدن هیولایی از زیر تختخواب و یا از داخل کمد دیواری است. در واقع ترسیدن از تاریکی یکی از رایجترین ترسها در میان کودکان است که در پس آن تفکرات و توهمات جالب توجهی نهفته است. کودکان در تاریکی به هر پدیده ممکنی فکر می کنند و معتقدند در تاریکی دزدی خواهد آمد و آنها را خواهد ربود و یا اسباب بازی های آنها را به سرقت خواهد برد. ریشه این ترس کودکان از ناشناخته های آنان سرچشمه می گیرد و در صورت درمان نشدن تا زمان بزرگسالی نیز ادامه پیدا خواهد کرد. ترس از صائقه (Astraphobia): صدای مهیب رعد و برق می تواند علائمی مانند تپش شدید قلب را برای افرادی که از فوبیای رعد و برق رنج می برند در برداشته باشد و به همین دلیل بسیاری از افراد مبتلا زندگی خود را به مناطقی منتقل می کنند که از شرایط جوی آرامی برخوردار است. نکته جالب درباره این فوبیا این است که مبتلایان از ترس خود احساس خجالت داشته و آن را مخفی نگاه می دارند. ترس از پرواز (Aviophobia): ترسی است که در حدود 25 میلیون انسان تنها در آمریکا به آن مبتلا هستند. این افراد در دو گروه ترس، ترس از سقوط هواپیما و ترس از کابین کوچک هواپیما تقسیم می شوند. جالب است بدانید نسبت مرگ انسانها در سقوط هواپیما یک در 20 هزار است در حالی که این نسبت در مرگهای ناشی از سوانح رانندگی یک در 100 و در مرگ ناشی از حملات قلبی یک در پنج است. ترس از سگ (Cynophobia): حتی کوچک ترین و بامزه ترین سگهای نژاد ژرمن شپرد می توانند ترسی مهیب را در مبتلایان به این نوع از فوبیا ایجاد کنند. این ترس معمولا از احتمال گاز گرفته شدن خود فرد و یا افرادی دیگر توسط سگها ناشی می شود البته برخی تنها نسبت به سگهای شکاری و یا تازی هراسناک هستند. ترس از دندانپزشک (Odontophobia): در حدود 9 تا 20 درصد از آمریکاییها به دلیل ترس و واهمه از رفتن به دندانپزشکی خودداری می کنند. در صورت ابتلا به این فوبیا فرد به هیچ قیمتی حاضر به مراجعه به یک دندانپزشک نبوده و تنها در صورتی که درد امان آنها را ببرد به مطب دندانپزشکی خواهند رفت. از دلایل ریشه ای ارائه شده برای ابتلا این ترس، تجربیات بد گذشته از دندانپزشک، ترس از تزریق لثه و ترس از صندلی و مته دندانپزشکی عنوان شده اند که معمولا می توان آن را با همکاری دندانپزشک از میان برداشت. |
طاها طاهری، قائممقام ستاد مبارزه با موادمخدر کشور به خبرگزاری «مهر» گفته است: «قیمت ماده مخدر شیشه در یک سال اخیر از 120 میلیون تومان برای هر کیلو به 25 میلیون تومان برای هر کیلو کاهش یافته است.»
1-خدا را شکر. اول قیمت مسکن (خانه خالی) ارزان شد، بعد قیمت شیشه. من میخواهم ببینم باز هم معاندان و سیاهنماها میخواهند حرف مفت بزنند یا نه؟ این همه ارزانی، ارزانی ملت ایران. بروند شیشهشان را ارزان بخرند، ببرند توی خانههای ارزانشان بکشند عشق دنیا را بکنند.
2-چقدر خوب که شیشه ارزان شده. چون شیشه آدم را از خورد و خوراک میاندازد. غلام سوسکی، زرنگ علف در محله ما و از کارشناسان اهل فن (یا همان اهل عمل خودمان) معتقد است که اگر خدای نکرده، عوض شیشه، حشیش ارزان میشد، اوضاع مملکت بههم میریخت. چون حشیش آدم را به پرخوری (در اصلاح اهل عمل، کرهخوری) میاندازد. با توجه به بالا رفتن قیمت نان، ممکن بود مشکلی پیش بیاید.
3- من نمیدانم چه کسی شیشه را ارزان کرده. اما مطمئنم که دست بیگانگان در کار بوده، چون آشوبهای اخیر هم زیر سر آنها بود. از طرفی در جریان محاکمات معلوم شد که آشوبگران همه از دم شیشه مصرف کرده بودند. لذا بیگانگان شیشه را ارزان کردند که آشوبهای اخیر ادامه پیدا کند.
گلاب به رویتان
رسانههای دولتی، کشور دوست و برادر چین کمونیست اعلام کردند که یک مجسمهساز چینی با استفاده از بیش از 000/10 توالتفرنگی یک مجسمه عظیم ساخته است.
1-چه کسی میگوید با توالتفرنگی نمیشود کار فرهنگی کرد؟
2-خوشبختانه ما نیز از حیث مستراح چیزی از کشور دوست و برادر چین کمونیست کم نداریم. لذا ای کاش زودتر طرحش را به ما هم بفروشند، تا به دست توانمند متخصصان داخلی، بدهیم با سنگ مستراحهای مدل وطنی نوع ایرانیزهاش را بسازیم.
3-راستی این مجسمه شکل چی هست؟
4-اگر امکان دارد پولش را بدهیم کلاً مجسمه سنگ توالتفرنگی چینیها را بخریم. این میدان «آزادی» بیمصرف و قدیمی را از بیخ بکنیم، عوضش هدیه برادران چینیمان را جایش علم کنیم.
کرمی وارد میشود
خوشبختانه روز به روز برتعداد سوژههایمان اضافه میشود. هرچه چهرههای جدیدتر به عرصه فرهنگ و سیاست وارد شوند، اوضاع ما هم در این ستون بهتر میشود. خوشبختانه یکی از دوستان قدیم بنده هم به این عرصه وارد شده. گفتم دوستان قدیم، چون نمیدانم الآن خودش را دوست بنده میداند یا نه. کلاً اهل فرهنگ و سیاست در ایران، مثل خود فرهنگ و سیاست قابل پیشبینی نیستند.
پرویز کرمی، مشاور اجرایی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در گفتوگو با «فارس» گفته است: «رویکرد گروهی مطبوعات موجب کاهش تیراژ نشریات شده است.»
1-یعنی مثلاً رویکرد «کیهان» باعث کاهش تیراژ «وطن امروز» شده؟
2-یا رویکرد «آفتاب یزد» تیراژ «اعتماد» را پایین آورده؟
ایشان در ادامه توضیح داده است که: «مطبوعات ما بیشتر از آن که صنفی و عمومی باشند، سیاسی و گروهی شدهاند، به همین دلیل خوانندگان سایر گروهها را از دست دادهاند.»
این توضیح روشنمان کرد. چون تیراژ «اعتماد» و «آفتاب یزد» 13 میلیون است و تیراژ «کیهان» و «وطن امروز»، 24 میلیون. «اعتمادملی» هم که 200-300 هزارتا تیراژ بیشتر نداشت. در حالی که اگر سیاسی و گروهی نبودند یکی 30 - 40 میلیون تیراژشان بود وگرنه جو بیاعتمادی و عدم توجه به مطالعه و قبول نداشتن اخبار داخلی و سانسور و اینها که نداریم بحمدالله.
منبع : خبر آن لاین
تا میوزد ز باغ خدا، عطر آشنا
گل میکند تمامی باغ خیال ما
میبارد از کرانه دل، عطر آفتاب
سر میزند زمشرق آیینه، نور ناب
آوای عشق میرسد از هر کران های
گلبانگ شوق و زمزمه عاشقانه ای
رقص نسیم و خنده مهتاب، دیدنیست
شعر بهار از لب گلها، شنیدنیست
ما را به بزم آینه ها بار میدهند
فرصت برای لحظه دیدار میدهند
با تو زمانه خانه آیینه میشود
فصل طلوع گل، گل آدینه میشود
میآیی ای زلال ترین آیه خدا
از سمت عشق از حرم سبز آشنا
با تو سرود لاله، سرود شکفتن است
از آسمان و روشنی و نور گفتن است
با تو هوای سرخ رهایی است در پَرم
سبز است با خیال تو گلهای باورم
با تو هزار حنجره آواز با من است
با تو، هوای آبی پرواز با من است
مهمان بزم آینه ها میشود دلم
در دست آفتاب، رها میشود دلم
دلتنگی ام زآمدنت چاره میشود
هر غصه ای زشهر دل آواره میشود
یاد تو میبَرد غم دل های خسته را
وا میکند تمامی درهای بسته را
از عطر سبز عاطفه سرشار میشوم
مست زلال لحظه دیدار میشوم
آبیتر از تمامی این آسمان تویی
زیباترین بهار گلافشان جان، تویی
تو راز سر به مُهر فلک، گنج سرمدی
فرزند فاطمه (علیها السلام) گل باغ محمدی (صلی الله علیه وآله وسلم)
میآیی ای غزال غزل های انتظار!
ای آخرین نشانه و ای آخرین بهار!
بیا تا شب ما چراغان شود
به جانها گل عشق، مهمان شود
بیا تا زعطر نفس های تو
درودشت آیینه بندان شود
ببارد گل از طاق آیینه ها
زمین و زمان نور باران شود
ثمر آورد شاخه انتظار
جهان روشن از نور قرآن شود
بیا تا دل عاشق ما پر از
نوای دل انگیز باران شود
شکوفا شود گل به بزم چمن
بهاری دل باغ و بستان شود
بیا تا گل چشمه آفتاب
زشوق جمال تو، خندان شود
به پایان رسد قصه داغ ما
غم ما زروی تو، درمان شود
سر آید غم بیکسیهای ما
همه کارها روبه سامان شود
بیا تا زعطر محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) جهان
گلستان،گلستان،گلستان شود
بیا تا ز دیدارت ای مهربان!
شکوفاگل سرخ ایمان شود
زمین واکند سفره عشق را
چو دستان سبزت گل افشان شود
بیا تا دل خسته «نسترن»
جدا از غم و درد وحرمان شود
نه بلوتوثش آمده، نه عکسش ایمیل شده. گشتم نبود، نگرد، نیست. فقط خبرش آمده. آن هم در «جهاننیوز». قضیه از این قرار است که مشهدیهوگو چاوز، رئیس جمهور کشور دوست و برادر و سوسیالیست، ونزوئلا چهارشنبه پیش، از مردم کشورش خواسته که برای صرفهجویی در مصرف آب و برق از خواندن آواز در حمام خودداری کنند.
مشهدیهوگو چاوز که اتفاقاً در ایران نبوده و در یکی از جلسات هیأتدولت کشورش صحبت میکرده است، گفته: «بعضیها توی حمام میزنند زیر آواز. آن هم نیمساعت تمام. نه بابا! سه دقیقه هم زیاد است. خود من همیشه سه دقیقه دوش میگیرم. بو هم نمیدهم.»
1- چطور شده که مشهدی، تهران تشریف نداشته؟
2- خوشبهحال هیأت وزیران ونزوئلا. ظاهراً به آنها، از وزرای ما هم بیشتر خوش میگذرد، در جلسات هیأتدولت. چه حالی میکنند آنها؟ حسودیم شد.
3- خدا من را ببخشد، ولی گمان کنم مشهدی خیلی اهل نجس و پاکی نباشد. ایشان مردی تنومند است و هیکلمند. لذا سطح وی طبیعتاً زیاد است. اگر بنا باشد با دقت کافی اول سر و گردن بشوید، بعد سمت راست و... الی آخر، خیلی بیشتر از اینها وقت میبرد.
4- از استدلال مشهدی نتیجه میگیریم که بعضی از وزرای ونزوئلا در حمام آواز میخوانند و بو هم میدهند.
5- آیا هرکس بود بدهد، در حمام آواز خوانده؟
6- آیا هرکس در حمام آواز بخواند، بو میدهد؟
(کاش یک نفر بود این دو سؤال اخیر را به زبان ونزوئلایی از خود مشهدی میپرسید.)
7- ردیفهای آوازی ونزوئلا را نمیدانم، ولی انصافاً «همایون» خودمان در حمام خیلی میچسبد.
8- ما که همهچیزمان مثل ونزوئلاست باید یاد بگیریم. فقط یک ایراد کوچک وجود دارد. کارمند جماعت، خیلی وقت و دل و دماغ حمام رفتن ندارد. لذا معمولاً پنجشنبهها حمام میروند این قشر غیور. برای همین پنجشنبهها مصرف آب و برق و آواز در کشور بالا میرود. سزاست که از مشهدیهوگو یک راهکار بگیرند، بلکه این روز را حذف کنند و عوضش دو تا دوشنبه در هفته بگذارند.
9- ] صدای مرد در حمام[ ... آ آ آی، ... امان ... دوست... داد... بیداد... وای...
زن: خجالت بکش مرد، صد دفعه گفتم توی حموم آواز نخون. همسایهها میرن خبر میدن، آب و برقمون قطع میشه!
مرد: آواز نمیخونم که! پام رفته روی صابون، لیز خوردم، افتادم روی سنگ پا دارم ناله میکنم!
10- با عنایت به دیالوگ بالا درمییابیم که با توجه به تحریرهای آواز ایرانی که خیلی هم وقت میگیرد و همهش داد و بیداد الکی است، کشور ما ایران، بیش از ونزوئلا نیازمند طرح هدفمند کردن آواز در حمام است.
منبع : خبر آن لاین