دسته
وبلاگهاي برگزيده
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1827899
تعداد نوشته ها : 1695
تعداد نظرات : 564
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
روایت پناهیان از باحجاب شدن زنان ایرانی
حجت الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان امروز در یک برنامه زنده تلویزیونی به بحث حجاب زنان پرداخت.

به گزارش خبرآنلاین وی در پاسخ به یک مخاطب که پرسید «زنان در برهه انقلاب اسلامی حجاب را انتخاب کردند، پس چرا امروز به ما اجازه نمی دهند آن را انتخاب کنیم؟» ، گفت: زنان در آن مقطع ، حجاب را انتخاب نکردند بلکه جوگیر شدند.

وی افزود: البته اینکه زنان به این شکل (جوگیر شدن) حجاب را انتخاب کنند چیز خوبی نیست بلکه باید شرایط به گونه ای فراهم شود که زنان در فضایی که شرایط مختلف وجود دارد،‌ حجاب را برگزینند.

پناهیان افزود: بهترین راه برای تبلیغ حجاب آن است که خانمهایی که از داشتن حجاب لذت برده اند آن را برای دیگران بیان کنند.

وی همچنین از کارگردانان و فیلمنامه نویسان خواست، زیبایی های حجاب را به جامعه نشان دهند.
منبع : تابناک
دسته ها : مذهبی - خبر
چهارشنبه ششم 8 1388
شعر تازه آیت‌الله صافی برای امام رضا(ع)
آیت‌الله صافی گلپایگانی از مراجع تقلید، شعر تازه‌ای با عنوان «خاکسار دوست» به مناسبت میلاد امام رضا (ع) سروده است.

به گزارش خبرگزاری فارس از قم، متن کامل سروده آیت‌الله صافی گلپایگانی در مدح امام رضا(ع) به این شرح است:

باز آمــــدم به طــوس، به شهـر و دیار دوست
شهر شهــــادت و حــــرم مشــــکبار دوست

شهــرى که هســـت قبــــله‌ی عشــاق و عارفان
شهرى که هست مشتهـــر از اشتـــهار دوسـت

شهـــر وفـــا و طــور لــــقا مشهـــد رضـــا
دارد شرافـــت از شـــــرف و اعتبـــار دوست

ز آن طـــوس گشتــه شهـــره آفــاق کاندر آن
گردیـده دفــــن، پیــکر پر افتـــخار دوســت

می‌ســــوختم ز آتــش ســـوزان هــــــجر او
شــــُکر آن که باز، کــرد نصیبم جـوار دوست

آب حیــــات و عمــر ابــــد کــى برابر است
با دولــت حضــــور دمى در کنـــار دوســـت

امــــر جهــان و نظـــم امـــــور جهــــانیان
ز امــــر خــــدا است در کف با اقتدار دوست

صـــف بســته‌اند خیـــل ملائــک به احتـرام
در روضــــه‌ی مقـــدس گردون مدار دوســــت

ما را سخن ز بیش و کم و هست و نیست، نیست
بگـــزیده‌ایم خــــطّ و ره اختـــیار دوســـت

من کیـستم که در ره او جــــان فــــدا کنــم؟
جانــم فـــداى آن که بــود جــان نثار دوست

جــود و گـــذشت و مــــردى و ذرّه پــرورى
رحـم و وفــا و مهر و کــرم هست کار دوست

تنــها نــه خاکـــسار در دوســت گشتـــــه‌ام
من خاکســـارم آن که بـــود خاکـسار دوست

در کفشـــــدارى حــرم شـــاه دیـــن رضـــا
من کفشــــدار آن که بــود کفشــــدار دوست

لطف‌الله صافی
منبع : تابناک
دسته ها : ادبی - مذهبی - شعر
چهارشنبه ششم 8 1388

انتظار همیشه


کاش! میآمدی گل زهرا (علیها السلام) 
انتظار همیشه دل ها

کاش! میآمدی زجاده نور 
ای تو معنای عشق! رمز حضور!

عطر پیغام سرمدی، مهدی (علیه السلام)! 
گل باغ محمدی، مهدی (علیه السلام)!

عاشقانیم و بی قرار توایم 
جمعه ها را در انتظار توایم

بیحضور تو دیده دریایییست 
سینه را شعله های تنهایی ست

کاش! میآمدی زخلوت راز 
ای تو معنای جاودان نماز!

ای تو تفسیر ذکر و مدح و ثنا! 
ترجمان امید و مهر و وفا

قائم آل عشق، روح قیام 
آخرین لاله، آخرین پیغام

قائم آل نور، یا مهدی (علیه السلام)! 
آیه های حضور یا مهدی (علیه السلام)!

سوره سوره عدالتی به خدا! 
بندگی را نهایتی به خدا!

ای نماز تو زینت دینم! 
رسم وراه تو رسم و آیینم

راز گویای عالم هستی! 
انتظار همیشه ام هستی

شور عشق است در سجود شما 
در قیام شما، قعود شما

عطر سجاده تان بهاری سبز 
راهِ پایان انتظاری سبز

از تبار زلال آیینه! 
مقتدای نماز آدینه!

چه شکوهی است در نیایش تو 
در ثنای تو و ستایش تو

همه دلهاست در تب و تابت 
عطر گل میوزد زمحرابت

در نماز تو عطر عاشورا است 
بوی گلهای باور زهرا (علیها السلام) است

کاش! روزی به اقتدای شما 
فجر آدینه ای شود بر پا

با تو عطر قیام برخیزد 
شوردرجسم وجان برانگیزد

با تو جاری شود در آیینه 
عطر سبز نماز آدینه

با تو جاری شود زلال خدا 
ای امید همیشه دنیا

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
چهارشنبه ششم 8 1388
مساله امامت
آیت الله جوادی آملی
وجود مبارک امام رضا (ع) وقتی وارد ایران شدند؛ حوزه علمیه از عراق به ایران منتقل شد، چه اینکه از حجاز هم به ایران منتقل شد. وقتی امام زمان در یک منطقه ای حضور داشته باشد، همانجا حوزه علمیه است. وقتی وجود مبارک امیرالمؤمنین (ع) در حجاز تشریف داشتند، در مدینه بودند؛ حوزه علمیه هم در مدینه مستقر بود. وقتی حضرت به عراق تشریف آوردند، در کوفه مستقر شدند؛ حوزه علمیه در عراق مستقر شده. زیرا امام محور "علم الهی" است. هر جا این مدار علم باشد، علماء و دانشمندان آنجا مشرف می شوند، و از محضر پر فیض آن ذات مقدّس بهره ها می برند.

وقتی وجود مبارک امام رضا (ع) به ایران تشریف آوردند؛ اینجا مهد علم و حوزه علمیه شد، علماء از نقاط مختلف به ایران آمدند، به مرز خراسان رفتند؛ سوال های علمی، اشکالات اعتقادی، شبهات فقهی، مسائل اخلاقی و...را در محضر وجود مبارک امام هشتم مطرح و از بیان ایشان استفاده می کردند.

وجود مبارک امام هشتم (ع) که وارد مرز خراسان شدند؛ مهم ترین مسأله،‌ مسأله "امامت" بود. چه اینکه بعد از انقلاب هم مهم ترین مسأله ایران و نظام، مسأله امامت است. عدّه ای که نتوانستند یا نخواستند مسأله ولایت فقیه را بپذیرند؛ یا در خود این نیابت اشکال کردند، یا در مَنوب‌عنه شبهه کردند. اوائل دربارة ولایت فقیه و نیابت فقیه و اینها خدشه می کردند. وقتی از اینجا فراغت پیدا کردند، به این فکر افتادند که ما در آن مَنوب عنه شبهه وارد کنیم. لذا اخیراً مدتی است که دربارة اصل امامت ائمه (ع)، عصمت آن ذوات مقدّس سخن به میان می آورند. وقتی آن مَنوب عنه مورد خدشه قرار گرفت، در نائب هم خدشه کردن دشوار نیست.

همه علاقمندان، مخصوصاً دانشگاهی ها، بالأخص حوزوی ها لازم است آن ادلّة قرآنی و روائی که در قرن اوّل و دوّم به وسیلة ائمه (ع) تفسیر و تحلیل و تبیین شد، مخصوصاً به وسیله وجود مبارک امام هشتم؛‌ اینها را بحث کنند. چون مهم ترین بحث کلامی، همین جریان "امامت" است... مسأله رسمی خراسان آن روز، مسأله امامت بود. برای اینکه اینها داعیه خلافت داشتند، می گفتند: ما خلیفه رسول الله ایم؛ نمازهای جمعه را هم به عنوان خلیفه رسول الله می خواندند، به عنوان خلیفه رسول الله داشتند حکومت می کردند.

از سویی وقتی مسأله رسمی خراسان بود، مسأله رسمی خاورمیانه هم بود. زیرا آن روز خاورمیانه همین منطقه رسمی بخشی از هند و پاکستان و بنگلادش و این قسمت ها بود، بخش وسیعی ایران بود، حجاز بود، عراق بود، شام و سوریه بود، لبنان و بیروت و این قسمت ها بود، تا آن قسمت های مصر؛ و بخشی از کشورهائی که نزدیک مصر بود. همه اینها در اختیار حکومت اسلامی بود. یعنی وقتی مأمون عباسی خلیفة رسمی مسلمانها بود، شعاع سلطنت و خلافت او در خاورمیانه بود. در خاورمیانه دیگر 2 تا خلیفه، 2 تا سلطان و مانند آن نبود.

چه اینکه زمان حکومت حضرت امیر (ع) هم خاورمیانه در اختیار حضرت امیر بود. برای ایران استاندارهای متعدد می فرستاد؛ ایران بیش از چند استان نبود. برای مصر یک استاندار فرستاد به نام مالک اشتر. آن مصر با همة پهناوری اش یک استان محسوب می شد. وقتی خاورمیانه یک مملکت حساب بشود، مصر می شود یک استان؛ ایران می شود یک استان یا مثلاً چند استان.

... بخش وسیعی از فرمایشات حضرت را مرحوم کلینی در جلد اوّل اصول کافی نقل کرده. حضرت فرمود: من مسأله امامت را برای شما شرح کنم تا معلوم بشود این حتماً انتصابی است، نه انتخابی؛ امام کسی است که از گذشتة جوامع بشری با خبر باشد و از آینده قافله انسانیّت هم با خبر باشد.

انسان که با مرگ نمی پوسد! بدنش می پوسد امّا انسان از پوست به در می آید. بیان نورانی ائمه (ع) این است که: لا یَزال‎ْ تَنتَقِلُونَ مِنْ دارٍ إلی دار (1). انسان از دنیا وارد برزخ می شود، وارد صحنة‌ قیامت می‌شود، بعد وارد بهشت یا خدای ناکرده جهنّم؛ و برای ابد می ماند. یک موجود از بین رفتنی نیست! ما نه از گذشته اش با خبریم، نه از آینده اش! اینقدر می دانیم که ما با مردن،‌ این قفس می شکند و مرغ باغ ملکوت آزاد می شود. امّا کجا می رویم، آنجا چه می خواهند، اینجا چی باید تهیّه کنیم؛ هیچ نمی دانیم.

کسی باید باشد که هم از آینده ما با خبر باشد، هم از گذشته ما با خبر باشد؛‌ بشناسد و بداند آنجا چی لازم است، ما اینجا چه باید تهیّه کنیم، چه طور باید تهیّه کنیم. ضمنا این یک علمی نیست که انسان در حوزه یا دانشگاه بتواند بخواند؛ این نگار مکتب نرفته ای می خواهد که از علم غیب با خبر باشد.

اینها در مدرسه ها نیست! این جز وحی آسمانی علم دیگری نیست که اینها را تفهیم کند. و انسانی که اینچنین است و راهنما و رهبر قافلة بشریت است که إلی یُوم القیامه رهبری می کند، باید در 3 بخش معصوم باشد. یعنی بخش تلقّی مطالب الهی، بخش ضبط و نگهداری و حفظ معارف،‌ بخش انشاء و اعلام و اعمال و املاء و ابلاغ.

اگر کسی در فهمیدن و دریافت مطالب از خدای سبحان معصوم نباشد، امام نیست. اگر کسی معصومانه معارف را دریافت می کند، ولی ضابطه و حافظ او نیرومند نیست؛ در محدوده حفظ احیاناً گرفتار سهو و نِسیان می شود، امام نیست. اگر کسی در قلمرو حفظ، نگهداری و نگهبانی معارف معصوم است، ولی در املاء، ابلاغ، تعلیم، تبیین، تحریر، کتابت کم و زیاد می کند اشتباهاً، او باز امام نیست. امام کسی است که در هر 3 منطقه معصوم باشد از هر نقص و هر عیب.

وجود مبارک امام هشتم فرمود: اینها انسان را نشناختند، امام را نشناختند، اینها بین غدیر و سقیفه فرق نمی گذارند، اینها نمی دانند اَلإمامُ وَاحِدُ دَهرِهِ لا یُدانِیهِ اَحَدْ! این بیان نورانی امام رضا (ع) است که مرحوم کلینی در همان جلد اوّل کافی نقل کرده. فرمود: امام یک موجودی است که در تمام روی زمین دوّمی ندارد! اَلإمامُ وَاحِدُ دَهرِهِ لا یُدانِیهِ اَحَدْ وَ هُوَ بِحِیثُ النَّجمْ مِنْ اَیدِی المُتَناوِلینْ؛ إینَ العُقُولُ مِنْ هَذا إینَ الإختیارُ مِنْ هَذا (2). فرمود: همانطوری که دست شماها به ستاره آسمان نمی رسد؛ فکر انسان عادی هم به مقام امامت و عصمت و قداست ملکوتی انسان کامل نمی رسد. مگر با دست می شود ستاره را گرفت؟ مگر با فکر می شود سقیفه درست کرد و جانشین پیغمبر درست کرد؟! وَ هُوَ بِحِیثُ النَّجمْ مِنْ اَیدِی المُتَناوِلینْ؛ إینَ العُقُولُ مِنْ هَذا إینَ الإختیارُ مِنْ هَذا. عقل بشر کجا، اختیار بشر کجا، انتخاب بشر کجا!

بعد فرمود: اَلمُطَهَّرُ مِنَ الذُّنُوبْ (3). اینهائی که می گویند: عصمت ائمه از قرن های 6 و 7 و بعدها به در آمده، خُب این معارف را چه می کنند؟! این بیان نورانی امام رضا در صحنه رسمی و علمی خراسان آن روز که مَطبع اَنظار بود، اینها را چه می کنند؟! شاگردان امام، اصحاب امام، حوزه درسی امام رضا (ع) مسأله طهارت را، قداست را،‌ عصمت را مطرح می کردند. فرمود: اَلمُطَهَّرُ مِنَ الذُّنُوبْ. بعد فرمود: فَهُوَ مَعصُومٌ مَؤیَّدٌ مُسَدَّدْ (4)، امام معصوم است. بعد حالا اخیراً در آمده که اینها، علمای قبلی ما از ائمه به عنوان (علمای ابرار) یاد می کردند! آنها هم یک سلسله دانشمندانی بودند که اینها را زمینی کنند؛ وقتی اینها زمینی شدند، قهراً فقهاء که جانشینان اینهایند، زمینی ترند؛ بعد می شود انتخابات و مردمی و مشروعیّت اش با رأی مردم است و امثال ذلک!

وقتی اینها را امام رضا (ع) می فرماید که: فَهُوَ مَعصُومٌ مُؤیَّدٌ مُسَدَّد، آنوقت چگونه ما بگوئیم مسأله عصمت بعدها در آمده؟!
وقتی آنها این حرف را بزنند، در نشریات داخلی ما هم همین حرف ها ظهور می کند. مردم با عقیده زنده اند، عقیده را عالمان دین تبیین می کنند؛ مردم که فراغتی ندارند بیایند در حوزه ها! اگر حوزه ها، اگر دانشگاهها که محور علم این مملکتند، این معارف را درست ارزیابی کنند، جامعه راحت است. آنگاه نه هر روزنامه ای هر حرفی می نویسد، نه هر مجله ای هر حرفی منتشر می‌کند...

امام کاظم (ع) امام هفتم بود. به حضرت عرض کردند بعد از شما چه کسی به مقام امامت می رسد؟ فرمود: اِبنِی عَلی وَ هُوَ یَنظُرُ مَعِیَ فِی الجَفرْ وَ لا یَنظُرُوا فِیهِ إلا نَبِیُّ اُو وَصِیُّ نَبِی(5). فرمود: پسرم علی، علی بن موسی (ع). او هم مثل من در جَفر جامع نگاه می کند، مطالب را از آنجا می گیرد.

این « جفر جامع » یک کتابی است، یک مکتوبی است که غیر از پیامبر و غیر از امام معصوم که وصی اوست، احدی نگاه نمی کند. سایر بچه های من، آنها هم امامزاده اند؛ ولی در جَفر جامع نظر ندارند! این علی، پسر من در جفر جامع نظر دارد.

...یونس به حضرت عرض کرد که: عَلِّمْنِی دُعاءً‌ وَ اُوجِزْ. یک دعائی به ما یاد بده، ولی مختصر باشد؛ فرمود: اگر بخواهی با خدایت گفتگو کنی و مختصر باشد، این جمله ها را بگو: یا مَنْ دَلَّنِی عَلی نَفسِه، وَ ذَلَّلَ قَلبِی بِتَصدیقِه، اَسئَلُکَ الأمنَ وَ الاِیمانَ فِی الدُّنیاء وَ الآخِرَه(6)؛‌ همین 3 جمله.

ای کسی که مرا به خودت راهنمائی کردی، یا مَنْ دَلَّنِی عَلی نَفسِه. وَ ذَلَّلَ قَلبِی بِتَصدیقِه؛‌ دلم را به پذیرش خود نرم کرد، ذَلول کرد؛ نه ذلیل کرد! « ذَلول » یعنی نرم و آرام. بعضی از دلها قَسی و سنگینند، حرف در آنها نفوذ نمی کند. إنَّ مِنهَا کَالحِجارَه أو اَشَدُّ قَسوَهً (7). می بینید این سنگ ها وقتی مُتصلّب بود، نفوذ ناپذیر است. در این آیه فرمود: بعضی از دلها نفوذ ناپذیرند، حرف در اینها اثر نمی کند؛ کَالحِجارَه أو اَشَدُّ قَسوَه. امّا بعضی از دلها ذَلولند؛ یعنی نرمند،‌ ملایمند، انعطاف پذیرند، موعظه پذیرند.

وجود مبارک امام رضا به یونس فرمود: بگو ای خدائی که قلبم را نرم کردی برای پذیرش وجود ذات أقدس إله! من یک درخواست دارم،‌ اینکه: امنیّت و ایمان در دنیا و آخرت را به من عطاء فرمایی! ما هم عرض می کنیم: پروردگارا ! یا مَنْ دَلَّنَا عَلی نَفسِه، وَ ذَلَّلَ قُلُوبَنَا بِتَصدِیقِه، نَسألُکَ الأمنَ وَ الاِیمانَ فِی الدُّنیاء وَ الآخِرَه.

* سخنرانی در جلسه درس اخلاق به مناسبت سالروز میلاد حضرت امام رضا (ع) ـ قم؛ یکم آذر 1386

.......................
1. بحار الأنوار / ج37 / ص146
2. الکافی / ج1 / ص 201
3. الکافی / ج1 / ص 200
4. الکافی / ج1 / ص203
5. الکافی / ج1 / صص 311 و 312
6. الکافی / ج2 / ص 595
7. بقره / 74
منبع : تابناک
دسته ها : مذهبی - سخنرانی
چهارشنبه ششم 8 1388
هوای سفر


بیا که خسته دل از کار روزگاران 
بیا به همرهی، ای چراغ تابانم!

بگیر دست مرا از کرامت و یاری 
تو ای حضور زلال طراوت جاری!

مرا بخوان به حضور تمام آینه ها 
رها کن از غم دل، خاطر غمین مرا

مرا ببر به دیار گل و ستاره و نور 
به شهر عاطفه ها و زلال سبز حضور

بخوان به خطّه خورشید و آفتاب مرا 
به سمت زمزمه های زلال آب مرا

به سمت سبز ترین سبز، رهسپارم کن 
قسم به نور! خزانم بیا بهارم کن

بریز جرعه نوری به ساغرجانم 
بپرس از دل شوریده پریشانم

مرا ببر به دیار کبوتران سپید 
دیار سرخ پرستو، دیار سبز امید

مرا ببر به تماشای باغ نیلوفر 
به روشنای سپیده به روشنایی سحر

مرا به خانه سبز نسیم مهمان کن 
دل مرا زحضورت، ستاره باران کن

مرا ببر به زیارت،زیارت گل یاس 
به بیکرانه ترین بیکرانه احساس

مرا ببر به زلالی ترین کرانه رود 
به سوی سبزترین لحظه لحظه موعود

بیا که تنگی دل را به مِهر چاره کنی 
دل غمین مرا خانه ستاره کنی

بیا که دست بدارم زهر چه اینجاییست 
مرا هوای سفر در دیار رؤیاییست

بیا زدست غم و غصه ها، رهایم کن 
بیا و با گل و آیینه، آشنایم کن

بیا که بی تو دلم تنگ از زمانه شده است 
غم فراق تو در سینه جاودانه شده است

به روی «نسترن» از مرحمت دری واکن 
بیا و چاره درد همیشه ما کن

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
چهارشنبه ششم 8 1388
شعر قیصر امین‌پور درباره امام رضا(ع)
«قیصر امین‌پور»، شاعر بزرگ عصر انقلاب، درباره حضرت رضا(ع)، هشتمین امام شیعیان جهان، غزلی را سروده است.

متن شعر زیبای مرحوم قیصر امین پور در وصف امام رضا(ع) به این شرح است.

چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسند
موج‌های پریشان تو را می‌شناسند

پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی
ریگ‌های بیابان تو را می‌شناسند

نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران تو را می‌شناسند

از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی
ای که امواج طوفان تو را می‌شناسند

اینک ای خوب، فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبان تو را می‌شناسند

کاش من هم عبور تو را دیده بودم
کوچه‌های خراسان، تو را می‌شناسند
چهارشنبه ششم 8 1388

طنز/ جریمه‌های دولتمردان

 شکیبا، شهرام  - گفته‌اند یاران که گویا محمود احمدی‌نژاد در سفری به سمنان که مسقط‌الرأس وی نیز هست، در شهرکی صنعتی فرود آمده و لحظاتی چند رحل اقامت افکنده است.

فصلی خواهم نبشت در ابتدای این ستون در باب تعلیم و تربیت و تمشیت وزیران که منقول است از سایت «جهان نیوز» آنکه دروغ است یا نه، نمی‌دانم. العهده علی الراوی...

... و اما بعد.

گفته‌اند یاران که گویا محمود احمدی‌نژاد در سفری به سمنان که مسقط‌الرأس وی نیز هست، در شهرکی صنعتی فرود آمده و لحظاتی چند رحل اقامت افکنده است. لکن روی آسایش ندیده از جهت کثرت گله و شکایت رعیت در باب صنعت کشور. از قضای روزگار وزیر صنایع نیز همراه کاروانیان بوده است.

رعایا که جملگی از ارباب و عمله صنعت بودند، چنان سعایت کردند از وزیر که هنگام بازگشت «محمود» از سوار شدن علی‌اکبر به بالگرد ممانعت می‌کند و سایر قضایا...

از اینکه علی‌اکبر محرابیان بعد از این ماجرا سوار چه شده و چگونه به تهران آمده بی‌خبریم، اما به هر حال سوار هر چیز شده باشد، به راحتی و باحالی هلی‌کوپتر نبوده.

به نظر شما احمدی‌نژاد به محرابیان که می‌خواسته سوار شود، چه گفته است؟

«ببین علی‌اکبر، به جون آقا اسفندیار اگه پاتو بذاری روی رکاب هلی‌کوپتر، پاتو قلم می‌کنم!»

حالا فرض کنید جریمه‌های گوناگون زیر شامل حال کدام‌یک از وزرا، در صورت کم‌کاری خواهد شد؟ البته از لیست زیر «توی لوله کردن وزیر» را حذف کنید، چون پیش‌تر رئیس‌جمهور این جریمه را برای وزیرنیروی وقت پیشنهاد کرده بود.

1- مداد لای انگشت گذاشتن و فشار دادن دست؟

2- توی لوله کردن؟

3- زیر فرش گذاشتن. (ویژه وزرای «هلو» که آنقدر آنجا بمانند که از شدت فشار زیاد به هلوی انجیری تبدیل شوند).

4- حضور در هیأت وزیران با کلاه بوقی.

5- «پا مرغی» یا «کلاغ پر» رفتن در تمام طول مسیر سفرهای استانی.

6- یه لنگ پا ایستادن و بالا گرفتن دو دست برای پاسخ به نمایندگان در مجلس.

7- چهار راه باز کردن با ماشین 4 روی سر.

8- نوشتن یک دفتر 200 برگ کامل از روی آخرین سخنرانی بهبهانی.

9- گوش کردن به نصیحت‌های اسنفدیار رحیم‌مشایی، روزانه چهار ساعت.

10- لی لی رفتن دور تا دور نهاد ریاست جمهوری.

11- نوشیدن روزانه 4 لیتر از آب منبع پونک.

12-. . . و غیره.  

منبع : خبر آن لاین

دسته ها : ادبی - طنز - سیاسی
چهارشنبه ششم 8 1388

یا صاحب الزمان ...

آقا اجازه! خسته ام از این همه فریب،
از های و هوی مردم این شهر نا نجیب.

آقا اجازه! پنجره ها سنگ گشته اند،
دیوارهای سنگی از کوچه بی نصیب.

آقا اجازه! باز به من طعنه می زنند
عاشق ندیده های پر از نفرت رقیب.

«شیرین»ی وجود مرا «تلخ» می کنند
«فرهاد»های کینه پرست پر از فریب!

آقا اجازه! «گندم» و «حوا» بهانه بود،
«آدم» نمی شویم! بیا: ماجرای «سیب»!

باشد! سکوت می کنم اما خودت ببین..!
آقا اجازه! منتظرند اینهمه غریب....

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
چهارشنبه ششم 8 1388

کاش!


کاش! روزی سینه ها دریای توفان خیز گردد 
کوچه از عطر عبوری، ناگهان لبریز گردد
 
جان بگیرد لحظه ها مان از حضور آشنایت 
از نوایت وسعت هر سینه عطر آمیز گردد
 
انتظار دیرپا، پایان بگیرد کاش روزی! 
بزم دلهامان سراسر شاد و شور انگیز گردد
 
با بهار سبز رخسارت گل باغ محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) 
باغهای غصّه و اندوه مان پاییز گردد

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
چهارشنبه ششم 8 1388
بهار انتظار


گل باغ اهورایی! به دیدارم نمیآیی 
شفای درد تنهایی! به دیدارم نمیآیی

تمنای دل شیدا، امید دیده تنها! 
شب است و ناشکیبایی، به دیدارم نمیآیی

زهجرانت غمی دارم،فراق و ماتمی دارم 
گرفتارم نمیآیی، به دیدارم نمیآیی

بیا و روشنایی ده، حضور خلوت ما را 
چراغ شام یلدایی، به دیدارم نمیآیی

به هر سویی که رو کردم، جمالت آرزو کردم 
گل باغ تماشایی! به دیدارم نمیآیی

سرشکی دارم و آهی، شرار و درد جانکاهی 
تسلای دل مایی، به دیدارم نمیآیی

گل باغ تمنایم زعشقت ناشکیبایم 
سرود بزم صحرایی! به دیدارم نمیآیی

دمی بنشین کنار من، بهار انتظار من! 
امید جان سودایی! به دیدارم نمیآیی

به یادت ای گل زیبا! ببین سرشارِ سرشارم 
زشور و شوق و شیدایی، به دیدارم نمیآیی

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
چهارشنبه ششم 8 1388
میانه‌روی در خوراک
امام کاظم (علیه ‌السلام):
لَو أنَّ النّاسَ قَصَدُوا فِی المَطْعَمِ لَاسْتَقامَتْ أبْدانُهُمْ.
اگر مردم در خوراک خود اعتدال ورزند، بدنهایشان سالم خواهند ماند.
If people observe moderation in eating, their bodies will remain healthy.
بحار الأنوار، ج66 ، ص 334

دسته ها : مذهبی - احادیث
چهارشنبه ششم 8 1388
X