دسته
وبلاگهاي برگزيده
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1827898
تعداد نوشته ها : 1695
تعداد نظرات : 564
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

برخورد خوب
امام صادق (علیه‌ السلام):
مُجَامَلَةُ النّاسِ ثُلْثُ العَقْلِ.
برخورد خوب با مردم، یک سوم خردمندی است.
Treating others well comprises a third of wisdom.
کافی، ج
دسته ها : مذهبی - احادیث
شنبه نهم 8 1388

قیصر، حافظ زمانه است

 فاطمه راکعی

پیش‌تر بارها گفته‌ام؛ علاوه بر عاطفه سیال جاری در اشعار قیصر، علاوه بر زدن حرف دل مردم در متن شعرهایش، او در شیرین‌ترین و تلخ‌ترین روزهای انقلاب اسلامی ایران سخنگوی جمع انقلابی مردم در شعرهایش بود. طبیعی است که او در بین مردم جایگاه بلندی داشته باشد. مخاطب در شعرهای قیصر حرف دل خود را می‌بیند و می‌خواند.

در راه مبارزه ظلم و فساد و چپاولگران بیت‌المال، در برابر دشمنان ملت در جنگ و دشمنان انقلاب، برای شهیدان انقلاب و دفاع مقدس؛ قیصر برای همه اینها شعری گفته است. او همین‌طور در طول حیاتش با مردم پیش آمد و همراه مردم بود و در بطن مردم زیست. در تمام فرازونشیب‌ها همراه مردم بود و در کنار همه گروه‌ها، در شعر زندگی می‌کرد و همواره شعرهایش به موقع بود.

اینها درباره محتوای اشعار قیصر امین‌پور بود؛ اما به لحاظ فرم و صورت شعر در واقع می‌توان قیصر زمان‌مان را با حافظ مقایسه کرد. علیرغم اینکه اشعار قیصر با محتواست و از ارائه‌ها و فنون شعر پربار است، اما آنقدر استادانه استفاده شده که مخاطب شعر او متوجه آرایه‌ها و فنون شعری نمی‌شود.

قیصر آنقدر با مطالعه بود که فنون شعری ذات شعرهایش شده بود. منتقدان آثار او را شگفتی در زمینه استفاده از کنایات و استعارات و ایهام می‌دانستند و اینها بود که ارزش اشعار قیصر را بالا و بالاتر می‌برد. اینها بود و این سادگی‌های اشعارش که مردم را با خود همراه می‌کرد و همه به راحتی با او و شعرهایش ارتباط برقرار می‌کردند؛ همان‌طور که مردم هنوز هم با حافظ ارتباط برقرار می‌کنند.

منبع : خبر آن لاین
شنبه نهم 8 1388
5 روش برای افزایش خلاقیت  
 

خلاقیت را به معنای اندیشه برای خلق راه حل نو تعریف می‌کنند.
زندگی را آبی ببینید

دانشمندان معتقدند تاثیر رنگ‌ها بر زندگی انسان حتی وقتی که انسان به آنها توجه لازم و کافی هم ندارد بسیار زیاد است. در این میان شاید در زندگی رنگ آبی به خاطر رنگ آسمان و دریاها نقشی اساسی برای انسان‌ها داشته باشد اما دانشمندان تاکید می‌کنند که برای داشتن ذهنی خلاق این مقدار هم حتی کافی نیست. در همین راستا در دانشگاه بریتیش کلمبیا کانادا دانشمندان تاثیر رنگ قرمز و آبی بر رفتار داوطلبان را بررسی کرده‌اند.

در این تحقیق دانشمندان به این نتیجه رسیده‌اند در حالی که رنگ قرمز حافظه داوطلبان را- که در این آزمایش دانش‌آموزان بودند- تقویت می‌کند، رنگ آبی به آنها کمک می‌کند که تصورات خود را آزاد کنند. دانشمندان برای اثبات این یافته تصمیم گرفتند از داوطلبان بخواهند یک آزمایش ساده انجام دهند. در این آزمایش به آنها قطعاتی به رنگ آبی و قرمز داده شده بود و از آنها خواسته شد با این قطعات چند اسباب‌بازی بسازند. دانشمندان مشاهده کردند اسباب‌بازی‌هایی که به رنگ آبی ساخته شده بودند در مقایسه با اسبا‌ب‌بازی‌های قرمزرنگ از ساختار خلاقانه‌تری برخوردار بودند.

ذهن خود را پرواز دهید

اینکه ذهن انسان آمادگی کشف نکته‌های جدید را داشته باشد خود یکی از عواملی است که می‌تواند به انسان برای خلاق بودن کمک کند. دانشمندان در دانشگاه درکسل فیلادلفیا مغز را در لحظه‌ای که ایده نابی به آن می‌رسد مورد تحقیق قرار داده‌اند. دانشمندان در این آزمایش از 2 گروه داوطلب استفاده کردند. یک گروه از این داوطلب‌ها را منتظر گذاشتند تا به آنها یک معما داده شود. وقتی که معما به آنها داده شد از آنها خواسته شد که بگویند وقتی که معما را حل کردند آیا یکباره به ذهن آنها خطور کرده است یا برای انجام آن فکر کرده‌اند. دانشمندان با آزمایش مغز این افراد متوجه شدند سمت راست مغز آنها به شدت درگیر است؛ بخصوص بخشی از مغز که مسئول دیدن است. به این ترتیب به این نتیجه رسیده‌اند که وقتی داوطلبان برای انجام حل یک مسئله متمرکز می‌شوند کارایی مغز خود را پایین می‌آورند.

در یک آزمایش دیگر دانشمندان در لندن شرایط مشابهی را برای داوطلبان برقرار کردند. در این آزمایش آنها پرتوهای آلفا امواج گامای با فرکانس بالا در مغز داوطبان را مورد آزمایش قرار دادند. در اینجا هم دانشمندان مشاهده کردند که دارای امواج آلفای زیاد و چند مورد موج گامای با فرکانس بالا بودند؛ این موج دوم همانند همان موردی است که وقتی انسان با چشم بسته استراحت می‌کند در مغز او به جریان می‌افتد. به همین ترتیب دانشمندان در لندن هم اعلام کردند وقتی که مغز در حالتی ملتهب قرار بگیرد که انسان از آن انتظار داشته باشد راه‌حلی را ارائه کند، کارایی کمتری دارد.

به‌دنبال همکاری های خلاق باشید

نیوتن وقتی که قوانین گرانش زمین را درک کرد، یادداشت‌هایش را در این زمینه همچون نوشته‌های دیگرش در یک کشو انداخت و تا 5 سال بعد که یکی از دوستانش به صورت اتفاقی از او در این باره سؤال کرد سراغشان را نگرفت. مسلما اگر ما چنین قوانین انقلابی‌ای را با انجام معادلات پیچیده به دست آوریم آن را در کشو نمی‌اندازیم که خاک بخورند و خب، البته این کاری است که دانشمندان، امروزه ما را به انجام آن ترغیب نمی‌کنند.

یک دلیلش این است که دیگر نیوتن تکرار نخواهد شد. اما دلیل دیگرش را دانشمندان دانشگاه نیومکزیکو اینگونه توضیح می‌دهند: بهترین ایده‌هایی که به ذهن یک نفر می‌رسد در لحظات انزوا و تنهایی او نیست بلکه در لحظاتی است که نظراتش را با یکی از همکاران مورد اعتمادش رد و بدل می‌کند. در همین رابطه ورا جان اشتاینر در کتابی که با عنوان همکاری‌های خلاقانه نوشته است موارد زیادی را در طول تاریخ ذکر کرده است که رد و بدل کردن نظریات میان 2 دوست و همکار باعث ایجاد ایده‌های بسیار ناب و خلاقانه‌ای شده است؛ مانند آلبرت انیشتین و نیلز بور، ماری و پیر کوری.

نوازندگی کنید

موسیقی مسلما نقش عمده‌ای در افزایش خلاقیت انسانی دارد. در این رابطه دانشمندان در دانشگاه واندربیت نشویل آمریکا برای بررسی نقش موسیقی بر افزایش خلاقیت انسانی یک آزمایش ساده انجام دادند. آنها از چند دانشجوی موسیقی و چند فرد عادی دیگر با مشخصات یکسان در آزمایش خود استفاده کردند. به هر کدام از این دانشجویان چند شی ء ساده مانند مسواک یا خمیردندان داده شد و از آنها خواسته شد کاربردهای جایگزینی برای چیزهایی که در دست دارند معرفی کنند. در پایان آزمایش مشخص شد که دانشجویان موسیقی کاربردهای جایگزینی خلاقانه‌تری نسبت به دیگر افراد ارائه کرده‌اند. حین آزمایش، دانشمندان با بررسی عملکرد مغز داوطلبان مشاهده کردند افراد عادی تنها از بخش جلویی چپ مغز خود استفاده می‌کردند، در حالی که دانشجویان موسیقی علاوه بر آن از طرف راست مغز خود هم استفاده می‌کردند.

دانشمندان می‌گویند این کارکرد مغزی غیرعادی است و دلیل آن می‌تواند این باشد که دانشجویان موسیقی چون مجبور هستند از هر دو دست خود حین نوازندگی استفاده کنند باید از هر دو بخش مغز خود هم کار بکشند. اما آیا برای افزایش خلاقیت می‌توانیم از نوازندگی یک آلت موسیقی یا انجام کارهایی که در انجام آنها هر دو دست درگیر هستند، شروع کنیم؟ در این باره سوهی پارک که روی موسیقیدانان و افراد عادی کار کرده است، می‌گوید: هنوز با اطمینان نمی‌توانیم بگوییم که استفاده همزمان از 2 کره چپ و راست مغز دلیل این است که موسیقیدانان از ذهن خلاق‌تری برخوردار هستند.

تا می‌توانید بازی کنید

دانشمندان زیادی تاکید می‌کنند که برای خلاق بودن، انسان باید تا می‌تواند از عادت‌های رایج دوری کند و به بازی‌هایی که گاهی طبق عرف جامعه مناسب حال او نیست، بپردازد. در این باره مارک بکوف از دانشگاه کلورادو معتقد است اینکه مردم برای بازی در زندگی نقشی حاشیه‌ای در نظر می‌گیرند اشتباه است. او به نقش بازی در زندگی حیوانات گوشتخواری همچون گرگ و سگ پرداخته و به این نتیجه رسیده است که این بازی‌ها به شخصیت‌های فردی این اجازه را می‌دهد که تجربه‌های جدید و اشتباهی داشته باشند بدون اینکه مجازاتی به خاطر آن در انتظار آنها باشد.

وی می‌گوید: بازی به انسان این جرأت را می‌دهد که ریسک‌های منطقی بیشتری انجام دهد و او را منعطف و خلاق می‌کند. وی طبیعت بازی را جست‌وجو برای چیزی تازه و نو می‌داند و تاکید می‌کند: برای خلاق بودن، انسان باید همیشه به‌دنبال چیزی تازه بگردد.

این دانشمند بازی را در زندگی انسان حالتی بیولوژیکال و همانند خواب توصیف می‌کند و معتقد است که در دوره‌های مختلف زندگی انسان به بازی نیاز دارد. البته مهم‌ترین دوره از زندگی که بازی می‌تواند نقش مهمی در شکل‌گیری شخصیت انسان داشته باشد دوران کودکی است ولی این به آن معنا نیست که در دیگر دوره‌ها نیاز کمتری در انسان به بازی کردن وجود دارد.

منبع : بازیاب
دسته ها : علمی - مقالات
جمعه هشتم 8 1388
7 تفکر که برای سلامتی مضرند  
 

ویژگی‌های شخصیتی ما بسیار بیشتر از تعیین چرخه‌های اجتماعی در زندگی ما تاثیر گذار هـسـتـنـد.
 
اسـتـفن بویل محقق مرکز پزشکی دانشگاه دوک در کارولینای شمالی در این باره اظهار داشت: این ایده که رفتار یا شخصیت می‌تواند در بلند مدت روی سلامت انسان تاثیر بگذارد موضوع تازه‌ای نیست اما در این مقاله میزان این تاثیرگذاری مورد بررسی قرار گرفته است.
 
محققان می‌گویند؛ درحالی که افراد عصبی زودتر تحلیل می‌روند و ممکن است جان خود را به خطر بیندازند، برخی از افراد نیز به دلیل ویژگی‌های شخصیتی خاص خود ممکن است بیشتر عمر کنند. در این تحقیق، پژوهشگران 7 نوع تفکر را عنوان کرده‌اند که سلامت فرد را به خطر می‌اندازند و بر جسم انسان تاثیرات نامطلوبی بر جای می‌گذارند که عبارتند از:
1- استـرس: تحقـیـقات نشان می‌دهد استرس و نگرانی در طولانی مدت می‌تواند کُشنده باشد؛ به‌ویژه استرس‌های محل کار که احتـمال ابتلا به بیماری‌های قلبی، آنفلوانزا، سندرم متابولیک و افزایش فشار خون را تشدید می‌کند.

2- غصه و تقدیر: اندوهگین بودن، نه تنها از نـظـر اجـتـمـاعی مضر است بلکه تاثیرجسمی نامطلوبی نیز دارد. مطالعات نشان می‌دهد افراد مبتلا به بیماری‌های عروقی اگر اندوهگین و غـصـه دار بـاشـنـد زودتـر مـی‌مـیرند. محققان می‌گویند نوع شخصیت روی سیستم ایمنی بدن و همچنین سیستم واکنش به استرس در انسان تاثیر می‌گذارد.

3- اضطراب: بر اساس یافته‌های علمی، میزان ابتلا به زوال عقل و آلزایمر در افرادی که کمتر مضطرب می‌شوند،‌ پایین‌تر است. تحقیقات نشان داده است خطر ابتلا به زوال عقل در سالمندانی که آرام هستند،50 درصد کاهش می‌یابد.

4- فقدان خـویشتنداری: آیا وقت ملاقاتتان دیر شده و یا نمی‌توانید کارهایتان را منظم کنید و به این خاطر کنترل خود را از دست داده‌اید؟ پس بدانید که این عدم خویشتنداری می‌تواند به سلامت شما آسیب برساند. محققان می‌گویند انـسـان‌هـای خـوددار نسبت به دیگران عمر طولانی تری دارند.

5- دلواپسی: افراد به شدت عصبی که دائـمـا نـگـران و مـضطرب و مستعد ابتلا به افسردگی هستند به طور متوسط زودتر می‌میرند. به‌علاوه، این افراد اغلب بیشتر سیگار می‌کشند به امید این کـه سیگار اضطراب آنها را کاهش دهد اما متاسفانه با این کار عمر خود را کوتاه می‌کنند.

6 - بی‌هدفی در زندگی: اگر احساس می‌کنید در زندگی خود هدفی ندارید باید بدانید که زمان سکونتتان بر روی کره زمین یا به عبارتی عـمـرتـان کوتاه خواهد شد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد کسانی که اهداف بالایی در زندگی دارند به زوال عقل مبتلا نمی‌شوند و دیرترهم می‌میرند.

7 - بدبینی: بدبینی و بدگمانی نسبت به دیگران یک ویژگی شخصیتی است که به گفته دانشمندان به خصومت و دشمنی بازمی‌گردد و خــطـر ابـتلا به بیماری‌های قلبی را افزایش مـــی‌دهـــد. ایـــن افــراد اغـلــب در رفـتــار مـردم انگیزش‌های خصمانه پیدا می‌کنند.

دکتر بویل در مــطــالــعـات خـود نـشـان داده افـراد بـدبین 25درصد بیش از دیگران در معرض ابتلا به بیماری‌های قلبی هستند و به مراتب استرس بیشتری را در طول زندگی تجربه می‌کنند.

اگر شما هم صادقانه تصور می‌کنید که هرکدام از این مشکلات را دارید، ‌از همین امروز به خاطر سلامت خودتان هم که شده برای رفع آن تلاش کنید.

منبع : بازیاب
دسته ها : علمی - مقالات
جمعه هشتم 8 1388
کشف دورترین شیء جهان  
 

دانشمندان دورترین شیء جهان را با تلسکوپ های مستقر در کره زمین مشاهده کردند.

به گزارش شبکه خبر به نوشته روزنامه اینترنتی روسی ایزوستیا، این شی یک ستاره غول پیکر است که عمر آن بر اثر انفجاری که 630 سال پس از انفجار بزرگ روی داده، پایان یافته است.

در آن زمان اندازه گیتی فقط چهار درصد اندازه کنونی بوده است.

"دیل فریل" یکی از نویسندگان دو مقاله ای که در این باره در مجله نیچر به چاپ رسیده، معتقد است: این انفجار به کسب اطلاعاتی در خصوص گیتی در نخستین مراحل تشکیل و توسعه و تغییرات گسترده ای که در آن رخ داده است، کمک می کند. 

منبع : بازیاب
دسته ها : خبر - علمی
جمعه هشتم 8 1388
هشت شعر از هشت شاعر برای امام هشتم(ع)
*میلاد گل سروده نصرالله مردانی
-------------------------------------

میلاد گل به فصل بهاران خجسته باد
آواز دلنواز هزاران خجسته باد

در گلشن همیشه گل افشان سرمدی
رقص نسیم و جوش بهاران خجسته باد

سرزد ز آسمان رضا کوکب و لا
این مژده بر شکسته حصاران خجسته باد

سیراب شد ز ابر کرامت کویر دل
بر دشت تشنه، ریزش باران خجسته باد

ای میر صبح، فاتح اقلیم روشنی
در یاد عشق، فتح سواران خجسته باد

شب را شکسته باده شبگیر آفتاب
گلبانگ نوش‌نوش خماران خجسته باد

میلاد هشتمین گل باغ محمدی
بر پیروان پیر جماران خجسته باد


*چشمانم به من دروغ نمی‌گویند سروده ابوالقاسم حسینجانی
-----------------------------------------------------------------------

قرار ما
حرم توست

هر که درد ندارد
نباید هم که بیاید!
چشمانم، به من دروغ نمی‌گویند
خودم دیدم:
خادمان حرم داشتند
بی‌دردی را
- نامردی را-
جارو می‌کردند!

هر چند
درد ما، هم، قابل نیست
و گرنه
- دوری-
این همه به درازا نمی‌کشید!

نشانی کامل تو را
آهو بچه‌هایی
- که خاطرشان جمع بود-
به خاطرم سپردند؛

و من
صاف پیچیدم
به سمت چشمانت!
ای کاش می‌توانستم
چیزی بگویم-
تا رضا دهی!
رضای من، تویی!
دل‌ها را، آب می‌کنی؛
و گرنه - این همه دریا-
مگر می‌شود
از چشمخانه‌یی بتراود؟!

مکان،
امکان تو را ندارد
از قدمگاهت
آفتاب، قد می‌کشد!
مشت زایرانت را
اگر بگشایند
- دست کم -
بهشت را، در خویش دارد!
قرار ما
حرم توست
زیارت نامه‌ات، زیارت نامه نیست
زبان عاشقی‌ست!
نگاهت
به غزالان غریب
دل می‌دهد!
ای تدارک تقدیر
تکلیف شب‌های بیداری را
روشن که می‌سازی،
فرشته‌ها نیز
تاب نمی‌آورند که نیایند!

از پای نگاهت
ای کاش،
هر گز برخیزم!
- «برایت بمیرم»!
وقتی تو هستی
مرگ کاری ندارد!
در روزگار قحطی مرد و عشق
مهربانی
نگاهت را که می‌بیند
دست بردار نیست!
مگر می‌شود
تو را اسیر دید؟!

کبوتران حرم،‌ غم ندارند:
شیب تو
- نیز-
صعودی ست!
مرا نمی‌رسد
با غریب‌نوازی تو، کنار بیایم!
دل - که می‌گیرد-
سراغ تو را می‌گیرد
بگذار
هر چه می‌خواهند بگویند؛
قرار ما
حرم توست!


* دری به کبودی آسمان سروده ضیاءالدین خالقی
------------------------------------------------------

و من دیدم
کبوترانی را
که به شوق طواف گنبد طلایی تو
تمام جاده‌های هوایی را
زیر دو بال گرفته بودند

و من دیدم
کبوترانی دیگر را
که حتی راه رسیدن را
شکل خیال گرفته بودند

و من دیدم
کبوترانی را
که بی دست‌های شما
- دستانی که بذر می‌پاشیدند-
از زمین دانه برنمی‌چیدند

و من دیدم
تیر و کمان و تفنگ صیادانی را
که بال هیچ کبوتری را
نشانه نمی‌رفتند

و من دیدم
...
چرا که او
ضامن من
ضامن تو
ضامن آهو بود
چرا که چشم‌های او
چشمه دل
چشمه محبت
چشمه جادو...
نه!
چشمه «یاهو» بود

و من دیدم
کبوترانی را
که تنها به نشانه شادی
- شاید از استادیوم بزرگ آزادی!-
چگونه و با چه شتابی
به سمت آسمان‌های آبی
پرکشیدند
به این امید که روزی
بر صحن زمینی فرود آیند
که گنبد آسمانی‌اش
فراتر از ابرها رسیده و
آن‌جا
هر کبوتری با بال‌های خود
دری به کبودی آسمان
کشیده است.


* قصیده حرم سروده عباس سودایی
-----------------------------------------

در کشور ایران که دلتنگی فراوان است
کنجی برای گریه، ای مردم! خراسان است

کنجی که جذاب است مثل خال کنج لب
کنجی که در واقع تمام خاک ایران است

در نقشه سمت چپ، کمی بالا، تپش دارد
این نقشه انسان است و مشهد قلب انسان است

در دلنشینی این عروس از رامسر بهتر
او باعث شیرینی قند فریمان است

مشهد شهادت می‌دهد در خاک من گنجی‌ست
در آسمان فوج کبوترها نگهبان است

ای حس امشب! بادبان‌ها را بکش پایین!
بادی که امشب می‌وزد در شعر، توفان است

آقا! کمی هم درد دل دارم اجازه هست؟
با آن که پیش از گفتنش شاعر پشیمان است

همسایه ما سال‌ها حرف از حرم می‌زد
او مرد و این قصه فرزندش پریشان است

دیروز می‌خواندم شما حج فقیرانید
امروز دور از دسترس، حج فقیران است

هر کس که دست و بال او تنگ است، لایق نیست؟
یا هر که پولش یبشتر باشد مسلمان است؟

یک لحظه خوابم برد، گویا در حرم هستم
این جا که حالا ایستادم زیر ایوان است

پشت سرم مردی زیارت‌نامه می‌خواند
از ظاهر او می‌شود فهمید چوپان است

از روستای کوچکی اطراف مشهد یا
از پیرمردان عشایر، از لرستان است

یک چوبدست و سفره نانی خشک پهلویش
انگار در جیب کتش یک جلد قرآن است

دستش به روی شانه‌ام ناگاه...، امری بود؟
می‌خندد و زیر لبش این بیت پایان است:

مشهد مدینه، کربلا را در خودت دریاب
جانان تو هستی، گنبد و گلدسته بی‌جان است


* دست مرگ سروده بهمن ساکی
--------------------------------------

گرفته لکنت حجلت گریبان زبانم را
و می‌سوزد تب آواز، مغز استخوانم را

به آهنگی که از من نیست شوق ناله‌ای دارم
و دست آسمان پر می‌دهد آه نهانم را

غباری دست و پا کردم که بر دامان او افتم
اگر بی‌دست و پایی سد نسازد شوق جانم را

دعایی در دلم جوشید و اسم اعظمش گل کرد
اجابت شد دعا، بی آن که بگشایم دهانم را

به سودای خیالش بارها از خویشتن رفتم
و دست مرگ باز آورد تا دنیا عنانم را


*امام رضا(ع) هشتم سیه گیسو سروده نادر بختیاری
-----------------------------------------------------------

شمع بی‌اشک و بی سوسویم من
محو هشتم سیه گیسویم من
گر به مشهد، پریشان مویم من
کشته ضامن آهویم من

مرگ از این سان ، به جز زندگی نیست
جز رضا (ع) لایق بندگی نیست

همچو او باش تا، بنده باشی
عشق را، مهر تابنده باشی
گر جز از شوقش آکنده باشی
در صف حشر، شرمنده باشی

ساقی! از هشتمین می، به من ده
منقطع نه، پیاپی، به من ده
ساقیا! من خمار رضایم (ع)
گر چه می خورده مرتضایم (ع)

کلهم نور واحد دلیل است
کاین محبت، می سلسبیل است


* کاش آهوی بیابان دو چشمت می‌شدم سروده رضا اسماعیلی
----------------------------------------------------------------------

کاش یک شب باز مهمان دو چشمت می‌شدم
ریزه خوار مشرق خوان دو چشمت می‌شدم

کاش یک شب می‌گذشتم از فراز چشم تو
گرم گلگشت خراسان دو چشمت می‌شدم

کاش یک شب می‌سرودم گنبد زرد تو را
فارغ از دنیا، غزل خوان دو چشمت می‌شدم

کاش یک شب، می‌نشستم بر ضریح چشم تو
باز هم پابند پیمان دو چشمت می‌شدم

صحن و ایوان تو را ای کاش جارو می‌زدم
چون کبوترها، نگهبان دو چشمت می‌شدم

کاش یک شب بوی گل می‌چیدم از چشمان تو
بلبل باغ و گلستان دو چشمت می‌شدم

ضامن آهوست، چشمان شهید روشنت
کاش آهوی بیابان دو چشمت می‌شدم

کاش یک شب معرفت می‌چیدم از چشمان تو
غرق در دریای عرفان دو چشمت می‌شدم

کاش یک شب می‌شدم خیس نگاه سبز تو
شاهد اعجاز باران دو چشمت می‌شدم

کاش می‌خواندم شبی قرآن چشمان تو را
در شبی روشن، مسلمان دو چشمت می‌شدم

سخت شیرین است طعم روشن چشمان تو
کاش یک شب باز مهمان دو چشمت می‌شدم


* بر آستان جانان سروده حسین اسرافیلی
-----------------------------------------------

بر آستان توام دل همیشه پابند است
چو آهویی که پناه از تو آرزومند است

بر آستان تو عمری سر ارادت ماست
دلم به زلف تو ای دوست، سخت پابند است

چه جای عقل، جنون می‌کشد به صحرایم
چو عشق جلوه نماید، چه فرصت پند است؟

خوشیم در حرمت جلوه تماشا را
چو شیشه‌ایم که با جوش باده خرسند است

سرم سلامت از این سجده، بر نخواهد خاست
کدام تیغ به ابروی دوست مانند است؟!

طواف کوی تو کردم، سروش غیبم گفت
که بر طواف رضایت، رضا خداوند است

در این شبی که منم شوق آفتابم نیست
جمال دوست مرا، مهر بی‌همانند است

به مشعر و عرفاتم جمال حضرت توست
ندانم این چه طواف است و این چه ترفند است!؟

به شهد نام شما دم به دم سخن گویم
کرامتی! که سزاوار طوطیان قند است

اگر چه هیچ ندارم تو را شفیع آرم
خدای داند و تو، با توام چه پیوند است

برای جد تو عمری گریستم چون شمع
به روز حشر مرا، آرزوی لبخند است

تهی مباد مرا دست خواهش از کرمت
تو را به حرمت زهرا (س) که سخت سوگند است
دسته ها : ادبی - مذهبی - شعر
جمعه هشتم 8 1388
بازخوانی بخش‌هایی از پیام رهبری به کنگره‌ جهانی امام رضا (ع) در سال 63
شش تدبیر امام رضا علیه‌السلام در نبرد با مامون
تشکیل کنگره علمی زندگی امام هشتم در جوار تربت پاک آن بزرگ‌وار و هم‌زمان با سال‌روز ولادت آن حضرت، گام تازه‌ای در جهت روشن‌گری چهره تابناک ائمه معصومین (علیهم‌السّلام) و آشنائی با زندگی‌نامه پرحماسه و پررنج آن پیشوایان عظیم‌الشأن است. باید اعتراف کنیم که زندگی ائمه (علیهم‌السّلام) به درستی شناخته نشده و ارج و منزلت جهاد مرارت‌بار آنان حتی بر شیعیانشان پوشیده مانده است.

مهم‌ترین چیزی که در زندگی ائمه به‌طور شایسته مورد توجه قرار نگرفته، عنصر "مبارزه حاد سیاسی" است. از آغاز نیمه دوم قرن اول هجری که خلافت اسلامی به‌طور آشکار با پیرایه‌های سلطنت آمیخته شد و امامت اسلامی به حکومت جابرانه پادشاهی بدل گشت، ائمه اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) مبارزه سیاسی خود را به شیوه‌ای متناسب با اوضاع و شرائط، شدت بخشیدند. این مبارزه بزرگ‌ترین هدفش تشکیل نظام اسلامی و تأسیس حکومتی بر پایه امامت بود.

تاریخ نتوانسته است ترسیم روشنی از دوران ده‌ساله زندگی امام هشتم در زمان هارون و بعد از او در دوران پنج‌ساله جنگ‌های داخلی میان خراسان و بغداد به ما ارائه کند، اما به تدبر می‌توان فهمید که امام هشتم در این دوران همان مبارزه درازمدت اهل‌بیت را که در همه اعصار بعد از عاشورا استمرار داشته با همان جهت‌گیری و همان اهداف ادامه می‌داده است.

اکنون جای آن است که به اختصار، حادثه ولیعهدی را مورد مطالعه قرار دهیم. در این حادثه امام هشتم علی‌بن‌موسی‌الرضا در برابر یک تجربه تاریخی عظیم قرار گرفت و در معرض یک نبرد پنهانی سیاسی که پیروزی یا ناکامی آن می‌توانست سرنوشت تشیع را رقم بزند، واقع شد. مأمون از دعوت امام هشتم به خراسان چند مقصود عمده را تعقیب می‌کرد:

اولین و مهم‌ترین آن‌ها، تبدیل صحنه‌ی مبارزات حاد انقلابی شیعیان به عرصه فعالیت سیاسی آرام و بی‌خطر بود. همان‌طور که گفتم شیعیان در پوشش تقیه، مبارزاتی خستگی‌ناپذیر و تمام نشدنی داشتند،این مبارزات که با دو ویژگی همراه بود، تأثیر توصیف‌ناپذیری در برهم زدن بساط خلافت داشت، آن دو ویژگی، یکی مظلومیت بود و دیگری قداست... با این کار مأمون آن دو ویژگی مؤثر و نافذ را نیز از گروه علویان می‌گرفت زیرا جمعی که رهبرشان فرد ممتاز دستگاه خلافت و ولیعهد پادشاه مطلق‌العنان وقت و متصرف در امور کشور است نه مظلوم است و نه آن‌چنان مقدس.

دوم: تخطئه مدعای تشیع مبنی بر غاصبانه بودن خلافت‌های اموی و عباسی و مشروعیت دادن به این خلافت‌ها بود.

سوم: این‌که مأمون با این کار، امام را که همواره یک کانون معارضه و مبارزه بود، در کنترل دستگاه‌های خود قرار می‌داد و به‌جز خود آن حضرت، همه سران و گردن‌کشان و سلحشوران علوی را نیز در سیطره خود در می‌آورد.

چهارم: این‌که امام را که یک عنصر مردمی و قبله امیدها و مرجع سؤال‌ها و شکوه‌ها بود در محاصره مأموران حکومت قرار می‌داد و رفته‌رفته رنگ مردمی بودن را از او می‌زدود و میان او مردم و سپس میان او و عواطف و محبت‌های مردم فاصله می‌افکند.

هدف پنجم این بود که با این کار برای خود وجهه و حیثیتی معنوی کسب می‌کرد. طبیعی بود که در دنیای آن روز همه او را بر این‌که فرزندی از پیغمبر و شخصیت مقدس و معنوی را به ولیعهدی خود برگزیده و برادران و فرزندان خود را از این امتیاز محروم ساخته است ستایش کنند و همیشه چنین است که نزدیکی دین‌داران به دنیاطلبان از آبروی دین‌داران می‌کاهد و بر آبروی دنیاطلبان می‌افزاید.

ششم آن‌که در پندار مأمون، امام با این کار، به یک توجیه‌گر دستگاه خلافت بدل می‌گشت. بدیهی است شخصی در حد علمی و تقوائی امام با آن حیثیت و حرمت بی‌نظیری که وی به‌عنوان فرزند پیامبر در چشم همگان داشت، اگر نقش توجیه حوادث را در دستگاه حکومت برعهده می‌گرفت هیچ نغمه‌ی مخالفی نمی‌توانست خدشه‌ای بر حیثیت آن دستگاه وارد سازد. این همان حصار منیعی بود که می‌توانست همه‌ی خطاها و زشتی‌های دستگاه خلافت را از چشم‌ها پوشیده بدارد.

اکنون به تشریح سیاست‌ها و تدابیر امام علی‌بن‌موسی‌الرضا در این حادثه می‌پردازیم:

1- هنگامی‌که امام را از مدینه به خراسان دعوت کردند آن حضرت فضای مدینه را از کراهت و نارضائی خود پرکرد، به‌طوری‌که همه‌کس در پیرامون امام یقین کردند که مأمون با نیت سوء حضرت را از وطن خود دور می‌کند. امام بدبینی خود به مأمون را با هر زبان ممکن به همه‌ی گوش‌ها رساند. در وداع با حرم پیغمبر، در وداع با خانواده‌اش هنگام خروج از مدینه، در طواف کعبه که برای وداع انجام می‌داد، با گفتار و رفتار، با زبان دعا و زبان اشک، بر همه ثابت کرد که این سفر، سفر مرگ اوست. همه کسانی که باید طبق انتظار مأمون نسبت به او خوش‌بین و نسبت به امام به خاطر پذیرش پیشنهاد او بدبین می‌شدند در اولین لحظات این سفر دل‌شان از کینه مأمون که امام عزیزشان را این‌طور ظالمانه از آنان جدا می‌کرد و به قتلگاه می‌برد لبریز شد.

2- هنگامی‌که در مرو پیشنهاد ولایت‌عهدی آن حضرت مطرح شد، حضرت به شدت استنکاف کردند و تا وقتی مأمون صریحاً آن حضرت را تهدید به قتل نکرد آن را نپذیرفتند. این مطلب همه‌جا پیچید که علی‌بن‌موسی‌الرضا ولیعهدی و پیش از آن خلافت را که مأمون به او با اصرار پیشنهاد کرده بود نپذیرفته است. دست‌اندرکاران امور که به ظرافت تدبیر مأمون واقف نبودند ناشیانه عدم قبول امام را همه‌جا منتشر کردند، حتی فضل‌بن‌سهل در جمعی از کارگزاران و مأموران حکومت گفت من هرگز خلافت را چنین خوار ندیده‌ام، امیرالمؤمنین آن را به علی‌بن‌موسی‌الرضا تقدیم می‌کند و علی‌بن‌موسی دست رد به سینه‌ی او می‌زند.

3- با این همه علی‌بن‌موسی‌الرضا فقط بدین شرط ولیعهدی را پذیرفت که در هیچ‌یک از شئون حکومت دخالت نکند و به جنگ و صلح و عزل و نصب و تدبیر امور نپردازد و مأمون که فکر می‌کرد فعلاً در شروع کار این شرط قابل تحمل است و بعدها به تدریج می‌توان امام را به صحنه فعالیت‌های خلافتی کشانید، این شرط را از آن حضرت قبول کرد. روشن است که با تحقق این شرط، نقشه‌ی مأمون نقش برآب می‌شد و بیشترین هدف‌های او نابرآورده می‌گشت.

4- اما بهره‌برداری اصلی امام از این ماجرا بسی از اینها مهم‌تر است: امام با قبول ولیعهدی، دست به حرکتی می‌زند که در تاریخ زندگی ائمه پس از پایان خلافت اهل بیت در سال چهلم هجری تا آن روز و تا آخر دوران خلافت بی‌نظیر بوده است و آن برملا کردن داعیه‌ی امامت شیعی در سطح عظیم اسلام و دریدن پرده غلیظ تقیه و رساندن پیام تشیع به گوش همه مسلمان‌هاست. تریبون عظیم خلافت در اختیار امام قرار گرفت و امام در آن سخنانی را که در طول یکصد و پنجاه سال جز در خفا و با تقیه و به خصیصین و یاران نزدیک گفته نشده بود به صدای بلند فریاد کرد و با استفاده از امکانات معمولی آن زمان که جز در اختیار خلفا و نزدیکان درجه یک آن‌ها قرار نمی‌گرفت آن را به گوش همه رساند.

5- درحالی‌که مأمون امام را جدا از مردم می‌پسندید و این جدائی را در نهایت وسیله‌ای برای قطع رابطه‌ی معنوی و عاطفی میان امام و مردم می‌خواست، امام در هر فرصتی خود را در معرض ارتباط با مردم قرار می‌داد، با این‌که مأمون آگاهانه مسیر حرکت امام از مدینه تا مرو را به طرزی انتخاب کرده بود که شهرهای معروف به محبت اهل بیت مانند کوفه و قم در سر راه قرار نگیرند. امام در همان مسیر تعیین شده، از هر فرصتی برای ایجاد رابطه‌ی جدیدی میان خود و مردم استفاده کرد. در اهواز آیات امامت را نشان داد، در بصره خود را در معرض محبت دل‌هائی که با او نامهربان بودند قرار داد، در نیشابور حدیث سلسلةالذهب را برای همیشه به یادگار گذاشت و علاوه بر آن نشانه‌های معجزه‌آسای دیگری نیز آشکار ساخت و در جابه‌جای این سفر طولانی فرصت ارشاد مردم را مغتنم شمرد، در مرو که سر منزل اصلی و اقامت‌گاه خلافت بود هم هرگاه فرصتی دست داد حصارهای دستگاه حکومت را برای حضور در انبوه جمعیت مردم شکافت.

6- نه تنها سرجنبانان تشیع از سوی امام به سکوت و سازش تشویق نشدند بلکه قرائن حاکی از آن است که وضع جدید امام موجب دل‌گرمی آنان شد و شورش‌گرانی که بیشترین دوران‌های عمر خود را در کوه‌های صعب‌العبور و آبادی‌های دوردست و با سختی و دشواری می‌گذراندند با حمایت امام علی‌بن‌موسی‌الرضا حتی مورد احترام و تجلیل کارگزاران حکومت در شهرهای مختلف نیز قرار گرفتند.
مأمون نه تنها با حضور او نتوانسته معارضان شیعی خود را به خود خوشبین و دست و زبان تند آنان را از خود و خلافت خود منصرف سازد بلکه حتی علی‌بن‌موسی مایه‌ی امان و اطمینان و تقویت روحیه آنان نیز شده است، در مدینه و مکه و دیگر اقطار مهم اسلامی نه فقط نام علی‌بن‌موسی به تهمت حرص بدنیا و عشق به مقام و منصب از رونق نیفتاده بلکه حشمت ظاهری بر عزت معنوی او افزوده شده و زبان ستایش‌گران پس از ده‌ها سال به فضل و رتبه معنوی پدران مظلوم و معصوم او گشوده شده است. کوتاه سخن آن‌که مأمون در این قمار بزرگ نه تنها چیزی بدست نیاورده که بسیاری چیزها را از دست داده و در انتظار است که بقیه را نیز از دست بدهد. این‌جا بود که مأمون احساس شکست و خسران کرد و در صدد بر آمد که خطای فاحش خود را جبران کند و خود را محتاج آن دید که پس از این همه سرمایه‌گذاری سرانجام برای مقابله با دشمنان آشتی‌ناپذیر دستگاه‌های خلافت یعنی ائمه اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) به همان شیوه‌ای متوسل شد که همیشه گذشتگان ظالم و فاجر او متوسل شده بودند، یعنی قتل.

بدیهی است قتل امام هشتم پس از چنان موقعیت ممتاز به آسانی میسور نبود. قرائن نشان می‌دهد که مأمون پیش از اقدام قطعی خود برای به شهادت رساندن امام به کارهای دیگری دست زده است که شاید بتواند این آخرین علاج را آسان‌تر به کار برد، شایعه‌پراکنی و نقل سخنان دروغ از قول امام از جمله این تدابیر است، به گمان زیاد این‌که ناگهان در مرو شایع شد که علی‌بن‌موسی همه مردم را بردگان خود می‌داند جز با دست‌اندرکاری عمال مأمون ممکن نبود.

هنگامی‌که ابی‌الصلت این خبر را برای امام آورد حضرت فرمود: "بار الها، ای پدیدآورنده آسمان‌ها و زمین تو شاهدی که نه من و نه هیچ یک از پدرانم هرگز چنین سخنی نگفته‌ایم و این یکی از همان ستم‌هائی است که از سوی اینان به ما می‌شود."

تشکیل مجالس مناظره با هر آن کسی که کمتر امیدی به غلبه او بر امام می‌رفت نیز از جمله همین تدابیر است. هنگامی‌که امام، مناظره کنندگان ادیان و مذاهب مختلف را در بحث عمومی خود منکوب کرد و آوازه دانش و حجت قاطعش در همه جا پیچید، مأمون در صدد برآمد که هر متکلم و اهل مجادله‌ای را به مجلس مناظره با امام بکشاند، شاید یک نفر در این بین بتواند امام را مجاب کند. البته چنان که می‌دانیم هر چه تشکیل مناظرات ادامه می‌یافت قدرت علمی امام آشکارتر می‌شد و مأمون از تأثیر این وسیله نومیدتر.

در آخر چاره‌ای جز آن نیافت که به دست خود و بدون هیچ‌گونه واسطه‌ای امام را مسموم کند و همین کار را کرد و در ماه صفر دویست و سه هجری یعنی قریب دو سال پس از آوردن آن حضرت از مدینه به خراسان و یک سال و اندی پس از صدور فرمان ولیعهدی به نام آن حضرت دست خود را به جنایت بزرگ و فراموش نشدنی قتل امام آلود.
منبع : تابناک
دسته ها : مذهبی - سخنرانی
جمعه هشتم 8 1388

 

تقدیم به امام زمان

آیا شود که گوشه چشمی به ماکنی؟
مثل همیشه حاجت ما را روا کنی؟

از درگه عنایت تو ما کجا رویم؟
وقتی نظر به سائل بی دست و پا کنی

عمری بود که مست می ناب تو شدیم
کی جام ما پر زسبوی ولا کنی؟

از لطف توست بر سر خوانت نشستته ایم
ممنون تو زمرحمتی که به ما کنی

دست محبتی تو بکش بر وجودمان
کی می شود جانب ما هم نگا کنی؟

بی عشق تو زندگی ما فلج شده
باشد که تو این گره بسته وا کنی

دستان ما جدا زحریمت نمی شود
تا در سحر وقت نمازت دعا کنی

 

                                               مرنضی شاهمندی

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
جمعه هشتم 8 1388

آموزش حدیث به فرزندان
امام صادق (علیه‌ السلام):
بادِرُوا أوْلادََکُم بِالْحَدیثِ قَبْلَ أنْ یَسْبِقَکُمْ إلَیْهِمُ الْمُرْجِئَةُ.
در آموزش حدیث به فرزندانتان شتاب کنید پیش از آنکه مرجئه (منحرفان) زودتر از شما به سراغ آنها بروند.
Hasten to teach traditions (of Ahl al-Bayt) to your children before al-Murdji’a (the deviants) corrupt them.
کافی، ج 6، ص 47

دسته ها : مذهبی - احادیث
جمعه هشتم 8 1388

طنز/ نقص فنی داریم فقط دعا کنید

 شکیبا، شهرام  - از قضای روزگار دعاها مستجاب می‌شود و هواپیما برخلاف روال معمول همیشگی صنعت هوایی کشور عوض افتادن، در میان بهت و ناباوری سالم بر زمین می‌نشیند.

از قرار معلوم پرواز 589 تهران- مشهد روز پنج‌شنبه حرکت کرده و بعد از 45 دقیقه در حالی که مسافران محترم از شدت تکان‌های هواپیما در آمیزه‌ای از شوک، گریه و تهوع بوده‌اند خلبان از بلندگو اعلام می‌کند: «خانم‌ها و آقایان نقص فنی داریم، فقط دعا کنید.» از قضای روزگار دعاها مستجاب می‌شود و هواپیما برخلاف روال معمول همیشگی صنعت هوایی کشور عوض افتادن، در میان بهت و ناباوری سالم بر زمین می‌نشیند. البته در فرودگاه مبدأ که همان مهرآباد خودمان باشد.

1- با توجه به اینکه هواپیمای مزبور بوئینگ بوده، نتیجه می‌گیریم که گویا دعا در بوئینگ «قطعاً» مستجاب می‌شود، در هواپیماهای دیگر «نسبتاً»، در توپولف «ابداً».

2- دقت کنید که منظورم دعا برای نمردن خودتان است نه مردن کسانی که با آنها مشکل دارید. لذا از فردا جماعت بابت دعا برای مردن باجناق و مادرشوهر و بعضی‌های دیگر و دشمنان داخلی و خارجی بیخود هجوم نبرند بلیت بوئینگ بخرند.

زمین مفت می‌شود

علی نیکزاد وزیر جدیدالتأسیس مسکن و شهرسازی گفته: «تلاش می‌کنیم قیمت زمین از هزینه ساخت مسکن خارج شده و به صفر برسد.»

1- پیشنهاد می‌کنم در اسرع وقت بهشت‌زهرا را هم بدهند به وزارت مسکن که وزیرش بلد است زمین را مفت کند. فعلاً که زمین هی برای زندگی ارزان و هی برای مردن گران‌تر می‌شود. هفته پیش همین روزنامه خودمان نوشت قبر 22میلیونی هم در بهشت‌زهرا داریم.

2- در این مملکت گل و بلبل خیلی‌ها برای خیلی چیزها تلاش می‌کنند ولی به نتیجه نمی‌رسند. امیدوارم این تلاش اخیر اقلاً به نتیجه برسد.

3- اینکه زمین مفت شود خیلی خوب است. فقط خدا کند آن وقت آجر نشود دانه‌ای 2هزار تومان.

4- نگرانم. با این حساب اسباب خانه قیمتش 7 برابر می‌شود. ماجرای ظرف و مظروف است. همیشه یکی‌شان ارزان می‌شود، یکی‌شان گران. مثلاً یکهو می‌بینی قیمت لباس 6 برابر شده قیمت جان آدمیزاد مفت.

در غرب به ما پیشنهادهایی شد

محمود احمدی‌نژاد در مشهد گفته است: «روزی به ما می‌گفتند بیایید فقط در مورد موضوع هسته‌ای مذاکره کنیم، ما امتناع می‌کردیم. امروز می‌گویند بیایید برای حل مسائل جهانی راه‌حل پیدا کنیم.»

1- آنها که می‌گفتند فقط در مورد هسته‌ای مذاکره کنیم را می‌شناسیم بس که در اخبار اسمشان را شنیده‌ایم. اگر ممکن است نام آنهایی که راه‌حل مسائل جهانی را از ما می‌خواهند هم بگویید بدانیم.

2- از مذاکره هسته‌ای امتناع کردیم حل مسائل جهان را به ما سپردند. به نظر شما اگر از این مورد اخیر هم امتناع کنیم کلاً مسائل مربوط به آخرت جهانیان را به دست ما نمی‌سپارند؟

3- مشکلات خودمان را از بس خوب حل می‌کنیم همه انگشت به دهان مانده‌اند لذا هیچ عجیب نیست که برای حل مشکلاتشان به ما مراجعه کنند. به زودی مراجعتمان بیشتر هم می‌شود، یادمان باشد یک منشی برای کشورمان بگیریم‌ بگذاریم وردست اسفندیار.

4- اخیراً به طرز نگران‌کننده‌ای داریم پیشرفت می‌کنیم. خدا به داد برسد. هم به داد خودمان، هم به داد جهانیان. اگر از آمریکا بیایند با پیشرفت‌هایمان یکجا ما و کشورمان را بدزدند، چه کنیم؟

 

منبع : خبر آن لاین
دسته ها : ادبی - طنز - سیاسی
جمعه هشتم 8 1388

تو حاضری بی آنکه .....

 

 

گاهی اگر با ماه صحبت کرده باشی

از ما اگر پیشش شکایت کرده باشی

گاهی اگر در چاه مانند پدر آه

اندوه مادر را حکایت کرده باشی

گاهی اگر زیر درختان مدینه

بعد از زیارت استراحت کرده باشی

گاهی اگر بعد از وضو مکثی کنی تا

آیینه یی را غرق حیرت کرده باشی

در سال های سال دوری و صبوری

چشم انتظاری را شفاعت کرده باشی

حتی اگر بی آن که مشتاقان بدانند

گاهی نمازی را امامت کرده باشی

یا در لباس ناشناسی در شب قدر

از خود حدیثی را روایت کرده باشی

یا در میان کوچه های تنگ و خسته

نان و پنیر و عشق قسمت کرده باشی

پس بوده یی و هستی و می آیی از راه

تا حق دل ها را رعایت کرده باشی

پس مردمک های نگاه ما عقیم اند

تو حاضری بی آن که غیبت کرده باشی!

 

 نغمه مستشار نظامی 

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
پنج شنبه هفتم 8 1388
X