دسته
وبلاگهاي برگزيده
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1827896
تعداد نوشته ها : 1695
تعداد نظرات : 564
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

" دوازده "

من حقّم است هشت گرفتم چرا که من
یک جمله هم نساخته ام با دوازده

با چند نمره  باشد اگر  رد نمی شوی
یک ، دو ، سه ، ... ، هفت ، هشت، نَه آقا دوازده

بی تو تمامِ اهل قیامت رفوزه اند
ای نمرۀ قبولی ِ دنیا، دوازده

000

ثانیه های کـُند توسل می آورند
یا "صاحب الزمان خدا" یا "دوازده"

حالا که ساعت تو و چشم خدا یکی است
آقا چقدر مانده زمان تا دوازده

امروز اگر نشد ولی یکروز می شود
ساعت به وقت شرعی زهرا (س) دوازده

 

                                                              علی اکبر لطیفیان

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
يکشنبه دهم 8 1388

یا صاحب ا لزمان ادرکنی ....

یک   عمر به   دل   دادگی    یار    نشستیم                           

افسوس  و  دریغا   به  وصالش  نرسیدیم

هر جمعه به   سر شد  به هلال  رخ   ماهش                           

هیهات  بجز حسرت  و   زاری   نچشیدیم

در عطر گلستان ولایت همه در حسرت  دیدار                          

عمری به  صفای گل   نرگس  چو هزاریم

دردایره عشق مگر منتظران را نظری نیست                            

ما را   نظری  کن   که   گرفتار   سرابیم

 این  برکه ی بی أب  نه جولان گه  ما  هست                           

ما  ماهی   دریای   فرج    تشنه ی   أبیم

ما چشم  نداریم بجز در گه پر فیض   ربوبی                           

یا رب  فرجی  کن  که  بسی غرق  گناهیم

ما منتظر مقدم  یار و    قدمش   منتظر   ما                            

من  در عجبم  تا  به  کجا  در تب و تابیم  

یا  رب  مددی  کن    که  این  عشق   نمیرد                           

گر عشق   بمیرد   همه  در   دام   فناییم

یاران  به وصالش نرسیدند ولی نیک رهیدند                           

ما  در چه  مرامیم    نه  اینیم  و نه  أنیم

یاران،   بخودأییم    و نگاهی   بخود   أریم                           

 این  وصل نشاید که  تا ما،   من  و ماییم    

 

 سید محمد علی اردهالی

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
يکشنبه دهم 8 1388

طنز/ مصداق بی‌عدالتی دولت دهم!

شهرام شکیبا  - 24 ساعت است که در خواب و بیداری دارم غصه می‌خورم. غصه خالی هم نه. غصه و حرص با هم. مدت‌ها بود که یا حرص می‌خوردم و یا غصه.هر دویشان با هم قسمت نمی‌شد. اما

24 ساعت است که در خواب و بیداری دارم غصه می‌خورم. غصه خالی هم نه. غصه و حرص با هم. مدت‌ها بود که یا حرص می‌خوردم و یا غصه. هر دویشان با هم قسمت نمی‌شد. اما حالا این دستاورد هم حاصل شده. درست در لحظاتی که شرح دیدار محمود احمدی‌نژاد را با نخبگان خراسان رضوی خواندم، حاصل شد این دستاورد عظیم.

کاملاً مغایرت دارد با بحث عدالت. چرا نباید امکانات به صورت یکسان در اختیار همه قرار بگیرد؟ چرا فقط باید به نخبگان خراسانی خوش بگذرد و ما اینجا در پایتخت محروم بمانیم؟ مگر ما برای دلخوشی «دل» و برای خندیدن «لب» نداریم؟

شما هم اگر شرح و حواشی این دیدار را بخوانید با بنده هم رأی خواهید شد. چند نمونه را نقل می‌کنم و توضیح می‌دهم.

محمود احمدی‌نژاد: «نخبه کسی است که افق بالاتر را نگاه کند و بتواند یک دریافت روشن از راه پیش رویش داشته باشد. کسی که سمت شلیک‌های خود را درست انتخاب نمی‌کند، چطور می‌تواند نخبه باشد».

1- لطفاً یک سورئالیست حرفه‌ای بیاورید که برای من شرح بدهد «افق بالاتر» یعنی چی؟ کاری به معنای کلمه افق ندارم. اما آنچه از کلام فوق مستفاد می‌شود، این است که مراد رئیس‌جمهور از «افق» آسمان بوده است. حالا لطفاً سورئالیست حرفه‌ای شرح بدهد که چطور می‌شود به آسمان بالاتر نگاه کرد؟

2- چطور می‌شود به افق بالاتر نگاه کرد و همزمان یک «دریافت روشن از راه پیش‌رو» داشت؟ بالاخره باید کجا را نگاه کنیم. «سربلند» باشیم یا «سر به زیر»؟ یک سر که بیشتر نداریم!

3- باتوجه به «سمت شلیک‌ها» و «افق بالاتر» و سایر قضایا، رئیس‌جمهور در جمع نخبگان خراسانی حرف می‌زده یا در بین شکارچیان مرغابی؟

4- اساساً مگر نخبه هم باید اهل شلیک کردن باشد؟

5- به طور کلی باتوجه به تعریف خاص رئیس‌جمهور از «نخبه»، نخبه بودن خیلی سخت است. لذا خدا را شاکرم که نخبه نیستم وگرنه همزمان مجبور بودم به افق بالاتر بنگرم، از راه پیش‌رو دریافت روشن داشته باشم و در عین حال سمت شلیک‌هایم را هم درست انتخاب کنم.

رئیس‌جمهور با اشاره به اینکه «در تبلیغات و رسانه‌ها تعریف نخبه اشتباه صورت گرفته است»، گفت: «برخی فکر می‌کنند نخبه کسی است که دائم متوقع از جامعه باشد و خود را بالاتر از دیگران بداند و به دید تمسخر نگاه کند».

1- اگر ممکن است نام دو نفر از آن «برخی» را بگویید؟

2- شما تا به حال چند نفر را دیده‌اید که تحت تأثیر تبلیغات و رسانه‌ها، به این تعریف در باب «نخبگان» رسیده باشند.

3- ما توی محله‌مان به آدم‌های این جوری چیز دیگری می‌گوییم، کجای دنیا به آدم‌های اینطوری، می‌گویند «نخبه»؟!

احمدی‌نژاد در پاسخ به اظهارات دانشجویی که گفته بود: «ما در این چهار سال نتوانستیم یک احمدی‌نژاد دیگر تربیت کنیم»، گفت: «شما جوانان امروزی صدها کیلومتر از احمدی‌نژاد جلوتر حرکت می‌کنید. شما بسیار بسیار جلوتر از ما هستید».

1- چرا کسی این جماعت «دانشجو» را کنترل نمی‌کند؟ آخه این چه سؤالی است؟

2- واقعاً آدم باید صدها کیلومتر از رئیس‌جمهور مملکتش جلو باشد تا یک همچین سؤالی را بپرسد؟

3- اساساً مگر رئیس‌جمهور را دانشجویان تربیت کرده‌اند؟

4- اگر رئیس‌جمهور در حین تربیت‌ شدن توسط دانشجویانی که صدها کیلومتر از او جلوتر هستند، به حرف و دستورات تربیتی بی‌توجهی کرد، تکلیف چیست؟

رئیس‌جمهور: «جوانان امروز بسیار جلو حرکت می‌کنند و آنچه که شما به دنبال آن هستید، خود شما هستید. امروز جوانان ما جهانی فکر می‌کنند».

1- عجب اوضاع و احوالی‌است؟ جوانان که بسیار جلو حرکت می‌کنند، دارند دنبال خودشان می‌گردند و ضمناً جهانی هم فکر می‌کنند.

2- یعنی جوانان ما خودشان را گم کرده‌اند که دنبال خودشان می‌گردند؟

3- خب جوانان را بگیرید بدهید دست خودشان که از سرگردانی در بیایند.

4- با این حساب کسانی که به شدت خودشان را گم کرده‌اند، «به شدت» جهانی فکر می‌کنند.

***
تا این جای مطلب به سخنان خود رئیس‌جمهور مربوط بود، اما جلسه ظاهراً یک بخش شادی‌آور و نشاط انگیز دیگر هم داشته که همانا مجری نکته‌سنج و باسواد و بانمک و با مطالعه آن بوده است. چنان که خبرگزاری فارس در حواشی جلسه نوشته: «در این جلسه سخنان شیرین مجری برنامه، خشکی سخنان پی در پی و تخصصی برخی نخبگان و فرهیختگان استان را از تن مستمعان خارج می‌کرد و به جلسه طراوات می‌بخشید».

1- چقدر مجری خوب و کاربلد مفید است. فقط کاش یک کارشناس می‌گفت که سخنان شیرین مجری چطور خشکی سخنان را از تن مستمعان خارج می‌کند.

2- واقعاً رشک می‌برم بر این همه قوت قلم خبرنگاران «فارس» با این لطافت قلم و تعابیر ویژه‌شان در خبرنویسی.

مجری در بخش دیگری از برنامه گفته: حافظ هزاران سال پیش گفته که «محمود بود عاقبت کار در این راه» و البته این را برای محمود احمدی‌نژاد خوانده است، مجری گرانمایه برنامه.

1- اصل بیت حافظ این است:

محمود بود عاقبت کار در این راه  / گر دست بود در سر زلفین ایازم

2- آیا مجری می‌داند «سلطان محمود غزنوی» که بوده و «ایاز» چه کسی؟

3- اگر آن «محمود» که حافظ گفته «محمود احمدی‌نژاد» خودمان باشد، «ایاز» کیست؟ هاشمی ثمره، غلامحسین الهام یا اسنفدیار رحیم‌مشایی؟ لطفاً تکلیف «زلفین» جماعت مذکور را روشن کنید که تاریخ ادبیات معطل نماند.

4- نکته جالب اینجاست که «فارس» نوشته این سخنان مجری تشویق حضار را هم در پی داشته. لذا نتیجه می‌گیریم که اساساً‌نخبگان مشهدی هیچ کدام تاریخ نمی‌دانسته‌اند! !

5- باتوجه به احاطه عجیب مجری به تاریخ ادبیات و اینکه حافظ هزاران سال پیش این شعر را گفته معلوم می‌شود که حافظ دست‌کم هزار سال قبل از رودکی و حدوداً هزار و 700 - 800 سال قبل از تولد خودش این شعر را برای احمدی‌نژاد سروده است.

منبع : خبر آن لاین
دسته ها : ادبی - طنز - سیاسی
يکشنبه دهم 8 1388
مصیبت‌های دنیا
امام هادى (علیه السلام):
مَن کانَ عَلَی بَیِّنَةٍ مِن رَبِّهِ هانَت عَلَیهِ مَصائبُ الدُّنیا ولَو قُرِضَ و نُشِرَ.
هر که در راه روشن پروردگارش باشد، مصائب دنیا بر وی سبک آید؛ اگر چه با قیچی یا ارّه قطعه قطعه‌اش کنند.
Everybody who is in the right path of his Lord, difficulties of world will be little on his, eye even if he is cut by a scissors or saw.
تحف العقول
دسته ها : مذهبی - احادیث
يکشنبه دهم 8 1388

                               یا مهدی ....

 

دور از تو می‌رانم آرام سمت زوالی که دارم

گم می‌شوم تشنه تشنه در خشکسالی که دارم

می‌گویم امشب می‌آیی یا لااقل صبح فردا

سر می‌کنم زندگی را با احتمالی که دارم

قد می‌کشد لحظه لحظه در باغ احساس من مرگ

پر می‌شود سایه سایه حجم خیالی که دارم

حتی اگر خوابهایم پر گردد از روح پرواز

همسایه با زخم سرخی‌ست رؤیای بامی که دارم

این روح عاشق مبادا آتشفشانی شود باز

هفت آسمان می‌گدازد در اشتعالی که دارم

کی می‌وزد بر نگاهم یک پاسخ از سمت چشمت

تلواسه زد در گلویم بغض سوالی که دارم

بر من بنوشان همین شب دریاچه راز خود را

تقدیم سبز نگاهت شعر زلالی که دارم

 

سعیده شاکری ـ آذربایجان شرقی

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
شنبه نهم 8 1388

خاتمی:نظام راقبول داریم اما منتقد می‌مانیم

باید پذیرفت که در جامعه بحران به وجود آمده است/عده‌ای جز به خشونت نمی‌اندیشند و عمل نمی‌کنند/ما همچنان در مقام نقد قدرت موجود باقی می‌مانیم/برخی افراد، انحرافات بوجود آمده را عین نظام قلمداد می‌کنند/امام همواره بر حضور و فعالیت گرایش‌ها و سلایق مختلف اصرار داشتند/طبق فرمان امام، هیچ کس حتی دستگاههای امنیتی ، حق تجسس در امور شخصی افراد را ندارد

رئیس‌جمهور سابق کشورمان با مروری بر اعتقادات و منش امام راحل، اعتقاد راسخ معمار کبیر انقلاب اسلامی بر عدم تجسس در امور شخصی مردم و ایمن بودن افرادی که حتی به نظام و خدا اعتقاد ندارند تا زمانی که دست به سلاح نبردند را یادآور شد و نسبت به خطای تحلیل شرایط موجود کشور هشدار داد.

به گزارش روابط عمومی دفتر خاتمی، اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران با رییس بنیاد باران دیدار و گفت‌و‌گو کردند.
در این دیدار پس از بیان دغدغه های اعضای شورای مرکزی این تشکل پیرامون فضای سیاسی کشور، راهکار های برون رفت از شرایط فعلی ، آینده اصلاحات ، وضعیت سیاست خارجی و امنیت ملی ، فضای امنیتی حاکم بر دانشگاهها و بازداشت فعالان سیاسی ،حجت الاسلام والمسلمین  سید محمد خاتمی به بیان دیدگاههایش پیرامون فضای سیاسی کشور و آینده اصلاحات پرداخت.
رییس جمهور سابق کشورمان در این دیدار انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران را تشکلی دانست که در کوران حوادث سال های اخیر ، همواره توانسته با تکیه بر اصل دین داری و با حرکت در چارچوب نظام و قانون اساسی خودرا حفظ کند.

وی گفت : وقتی برای انجمن اسلامی دانشجویان که برآمده از متن دانشگاه است، سوالات جدی پیرامون مسائل اخیر پیش می آید، پیداست که جامعه ما با بحران مواجه شده است.
خاتمی تصریح کرد: نکته مهم این است که باید پذیرفت که در جامعه بحران به وجود آمده است و از آن پس است که می‌توان راه چاره‌ای اندیشید.
رئیس بنیاد باران تاکید کرد: اگر در امروز و درشرایط فعلی دچار خطای در تحلیل شویم ، در آینده دچار مشکلات جدی خواهیم شد.
رئیس دولت اصلاحات با بیان اینکه اگر ما که به اصل نظام اعتقاد داریم ، نتوانیم حرف نزنیم ، دیگران که اعتقادی ندارند، دست به عمل خواهند زد و نتیجه عمل آنها چیزی نیست که مطلوب ما باشد.یادآور شد: نباید بگذاریم کار به جایی برسد که تقاضاها از درون کشور به بیرون نظام برود.
خاتمی همچنین با اشاره به فرمان 8 ماده‌ای امام راحل ، تصریح کرد: هیچ کس حتی دستگاههای امنیتی ، حق تجسس در امور شخصی افراد را ندارد و حتی با بهانه های امنیتی نیز نمی توان به امور خصوصی شهروندان وارد شد و در آن تجسس کرد.

رئیس جمهور سابق کشورمان با اشاره به مسیر اصلاحات و حرکت آن در چارچوب نظام جمهوری اسلامی گفت معیار های یک نظام مطلوب مردمی در الگوی جمهوری اسلامی جمع شده است و بزرگترین رسالت ما این است که نظامی را به وجود بیاوریم که بشر در آن آزادی و پیشرفت و عدالت ببیند و ما اعتقاد داریم که با همین قانون اساسی می توان در همین مسیر ادامه داد.
وی با اشاره به سه برش از زندگی امام خمینی (ره) که دقت در آن می تواند برای شرایط فعلی رهگشا باشد گفت: در ابتدای شکل گیری جمهوری اسلامی و پیش از انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) با توجه به وجود گروه های غیر دینی و بعضا مارکسیست که در میان مردم وجود داشتند همواره بر این نکته تاکید داشتند که در نظام جمهوری اسلامی حتی افرادی که ضد خدا و ضد دین هم باشند، تا زمانی که دست به سلاح نبرده باشند و توطئه نکنند، ایمن هستند.
خاتمی افزود: بعد از انقلاب نیز به علت شرایط جنگ و ترور، بعضا رویدادهایی را داریم که امام در واپسین سالهای پر برکت عمرشان با اشاره به آنها فرمودند که آنها استثنائاتی بودند که به خاطر جنگ و شرائط ویژه پیش آمدند و بنا داریم که همه به قانون برگردیم .

رئیس دولت اصلاحات یادآور شد:امام همواره بر حضور و فعالیت گرایش ها و سلایق مختلف اصرار داشتند؛به طور مثال خود امام (ره)تاکید داشتند که مجمع روحانیون مبارز در کنار جامعه روحانیت مبارز فعالیت داشته باشد.
رییس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها  تاکید کرد که ما به هیچ عنوان طرفدار خشونت نیستیم، در مقابل عده‌ای جز به خشونت نمی‌اندیشند و عمل نمی‌کنند.
وی در پایان این دیدار در تبیین مجدد اصول اصلاحات گفت ما همچنان اصلاحات را بر مبنای دین می دانیم، مبدا هویتی خود را انقلاب اسلامی، و چارچوب حرکت خود را جمهوری اسلامی می‌دانیم، اما اعتقاد داریم که در عمل، انحراف هایی وجود دارد که با همان معیار های دینی و انقلابی باید اصلاح شوند.
خاتمی خاطر نشان کرد: متاسفانه گاهی برخی این انحرافات را عین نظام قلمداد می کنند. ما همچنان در مقام  نقد قدرت موجود باقی می مانیم، البته در چارچوب جنبشی که اسلام و  نطام و انقلاب را قبول دارد.

منبع : آینده

دسته ها : سخنرانی - سیاسی
شنبه نهم 8 1388
 

                    یا منتقم ثار الله ...

 

الشام...الشام...الشام...غربت شمار شهیدان

 

اندوه... اندوه... اندوه... ای شام تار شهیدان

 

می خواهم ای شام نیلی! آنقدر آتش بگریم

 

تا عاقبت گم شوم گم گم در غبار شهیدان

 

می خواهم آنسان بگریم تا در تف خون بپیچد

 

پژواک فریادهای دنباله دار شهیدان

 

هیهات هیهات هیهات: بانگ انا الحق عشق است

 

هیهات گو می روم من تا پای دار شهیدان

 

ای عشق آلوده دامن ! شاید شفیع تو باشم

 

گر روز محشر بر آرم سر از تبار شهیدان

 

جان بر لب آمد کجایی ؟ ای خون بهای من و عشق!

 

 الغوث الغوث الغوث ای انتظار شهیدان

 


                               
عبد الحمید رحمانیان

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
شنبه نهم 8 1388

                       یامهدی .......

گاهی اگر با ماه صحبت کرده باشی

 

از ما اگر پیشش شکایت کرده باشی

 

گاهی اگر در چاه مانند پدر آه

 

اندوه مادر را حکایت کرده باشی

 

گاهی اگر زیر درختان مدینه

 

بعد از زیارت استراحت کرده باشی

 

گاهی اگر بعد از وضو مکثی کنی تا

 

آیینه یی را غرق حیرت کرده باشی

 

در سال های سال دوری و صبوری

 

چشم انتظاری را شفاعت کرده باشی

 

حتی اگر بی آن که مشتاقان بدانند

 

گاهی نمازی را امامت کرده باشی

 

یا در لباس ناشناسی در شب قدر

 

از خود حدیثی را روایت کرده باشی

 

یا در میان کوچه های تنگ و خسته

 

نان و پنیر و عشق قسمت کرده باشی

 

پس بوده یی و هستی و می آیی از راه

 

تا حق دل ها را رعایت کرده باشی

 

پس مردمک های نگاه ما عقیم اند

 

تو حاضری بی آن که غیبت کرده باشی!

 

 

                                            نغمه مستشار نظامی

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
شنبه نهم 8 1388

                                     یا ابا صالح ....

 

در روشنای چشم تو تطهیر می‌شوم

آغاز یک جنون نفسگیر می‌شوم

چشمی که هر غروب برای سرودنش

با هر چه وزن و قافیه درگیر می‌شوم

آن سو نگاه توست که تکرار می‌شود

این سو منم که بسته به زنجیر می‌شوم

هر شب در عمق دیده من خواب می‌شوی

یک روز با ظهور تو تعبیر می‌شوم

ای آخرین دلیل غزل بی صدای تو

مثل سکوت پنجره دلگیر می‌شوم

می‌آیی و مقابلم آیینه می‌شوی

آنوقت در نگاه تو تکثیر می‌شوم

 

                                              محبوبه بزم آرا ـ خراسان

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
شنبه نهم 8 1388

 

سلام بر سپیده بر سجود سبز و ساده‌ات

و آسمان آبی نگاه رو به جاده‌ات

بخوان بخوان طلسم شب شکن‌ترین صدای توست

و آخرین امید ما صدای آشنای توست

فقط بگو چقدر تا سپیده راه مانده است

و چند درد دل برای گوش چاه مانده است

به روح سبز و ساده‌ات قسم که زرد گشته‌ام

طبیب آشنای من اسیر درد گشته‌ام

چو سنگ زیر آسیا غم زمین به شانه‌‌ام

ز بس که چرخ خورده‌ام گمان که مرد گشته‌ام

و این تمام هستی من است دست و دشنه‌ای

و اسب خسته‌ای که راهی نبرد گشته‌ام

ظهور کن که این طلوع آخرین ستاره است

زمان سکه خوردن رسالتی دوباره است

سوار سبز پوش شب شکن! ستاره‌ام ببخش

غروب کرده‌ام، سپیده‌ام دوباره‌ام ببخش

خلیل آب و آیینه تبر بکش ظهور کن

بتان شهر مکه را بگیر و زنده، گور کن

نمی‌روم به خانه تا تو باز گردی از سفر

شنیده‌ام که می‌رسی غروب جمعه بی‌خبر

 

بهمن کرم اللهی ـ لرستان

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
شنبه نهم 8 1388

برخورد خوب
امام صادق (علیه‌ السلام):
مُجَامَلَةُ النّاسِ ثُلْثُ العَقْلِ.
برخورد خوب با مردم، یک سوم خردمندی است.
Treating others well comprises a third of wisdom.
کافی، ج
دسته ها : مذهبی - احادیث
شنبه نهم 8 1388
X