یا صاحب العصر و الزمان ...
من شک ندارم میرسد آن فرصت موعود
سرسبز میگردد زمین از برکت موعود
من شک ندارم آسمان هم رام خواهد شد
روزی به زیر گام های قدرت موعود
میآید آن مردی که میگویند میبارد
از آسمان دستهایش رحمت موعود
گفتند میآید و روشن می کند یک روز
چشمانمان را آفتاب قامت موعود
اما دل من این دل مشتاق و شیدایی
طاقت ندارد بیش از این بر غیبت موعود
در انتظارم تا طلوع صبح آدینه
ای کاش باشم در رکاب حضرت موعود
الهام امین ـ خراسان
یا مهدی فاطمه ادرکنی ...
من که حیران توام وقتی تبسم میکنی
رعشه بر جان میزنی در دل تلاطم میکنی
تازگیها مینشینم پای حرف چشم تو
نرم نرمک شعر باران را ترنم میکنی
چشم من در خلوتت گاهی اگر سر میزند
تو چرا شک میکنی، سوء تفاهم میکنی
اتفاقاً بیشتر حرف تو را میزد دلم
خاطراتی را که در باران تبسم میکنی
با خلوص چشمهایت صحبت از اشراقها
از سماع ساقههای سبز گندم میکنی
راستی! گنجشکها با بیقراری میپرند
در وسیع دیدگانت؟ یا تو هم میکنی
ای بهار مهربانم! با طلوعت در زمین
روشنی را جمعه فردا تکلم میکنی
سید حکیم بینش ـ مهاجر افغانستانی
یا عزیز زهرا .....
کسی میآید از آن سوی این صحرا غریبانه
که زلف عنبر افشانش پریشان است بر شانه
نگاهش مضطرب در هر طرف انگار میپرسد
پرستویی مهاجر را که کوچیدهست از لانه
و گویی باز میجوید نشان خانهای را که
فقط ماندهست تلی خاک و خاکستر از آن خانه
ولی من ماندهام اینجا و داغ آرزوهایم
که بفشارد کسی دستان سردم را صمیمانه
کسی میگرید و رد میشود آرام و آهسته
غبار آلوده طوفان میوزد اطراف ویرانه
زهره صدیق ـ تهران
به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، استاد حسین صبحدل، موذن انقلاب و پیشکسوت قرآنی کشورمان پس از سالها تحمل رنج بیماری ساعتی قبل به لقاء الله شتافت، همچنین مراسم تشییع جنازه آن مرحوم ساعت 9 صبح فردا از مقابل مسحد المهدی(عج) واقع در مجیدیه جنوبی برگزار میشود.
این استاد پیشکسوت از فعالان قرآنی برجسته و شاخص میهن اسلامیمان بود و چند سالی در بستر بیماری به سر میبرد، در روزهای اخیر با مشکلات جسمی بیشتری روبرو شده بود.
بنا بر این گزارش، استاد صبحدل که در منزل خود تحت مراقبتهای پزشکی و پرستاری قرار داشت، در روزهای اخیر چندین بار با ابتلا به عفونتهای ریوی، دچار مشکلات بیشتر و حادتری از نظر جسمی و سلامتی شده بود.
استاد صبحدل که بسیاری از مردم ایران اسلامی با صدای گرم و ملکوتی او به عنوان موذن از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران آشنا هستند، بنا بر اذعان بسیاری از همراهان و افرادی که او را از نزدیک میشناسند، یکی از پیرغلامان واقعی مکتب اباعبدالله الحسین (ع)، یک انسان پایبند به چارچوب عملی آرمانگرایی دینی و یک خادم بزرگوار و پرتلاش در آستان نورانی قرآن کریم بود.
یادآوری میشود، استاد صبحدل در سال 1310 در تهران به دنیا آمد و کارمند بازنشسته صدا و سیما است. برگزاری جلسات قرآن در مساجد محلات، داوری مسابقات قرآنی استانی و کشوری در رشته صوت و لحن در دهههای 60 و 70، تهیهکنندگی و نویسندگی برنامههای سحر و مناسبتهای مذهبی و اذان معروف از جمله یادگارهای ماندگار ایشان است.
سرود «خمینی ای امام»، «راه امام در کلام امام»، «بانگ توحید»، «طلایهداران انقلاب»، «حماسه رزمندگان»، «ماه محرم» و مناجاتهای رادیو و دعای هنگام تحویل سال و بیش از 1300 اثر رادیویی دیگر، گویای زندگی استاد صبحدل است.
همچنین از جمله کارهای ماندگار صبحدل، اذان به یاد ماندنیاش در نغمه بیات ترک بود که با مقدمهای شکوهمند آغاز میشود؛ اذانی که قدمت آن به سه دهه میرسد و باید آن را از آخرین اذانهای شکوهمند به شمار آورد.
منبع : خبر آن لاین
| |
|
مرجع : ایلنا |
دیروز رئیسجمهور با هیأت همیشه همراهش به صورت سرزده به مجلس رفت تا از لایحه هدفمند کردن یارانهها دفاع کند. ولی سرانجام نامهای به مجلس داد که در آن درخواست پس گرفتن این لایحه مطرح شده بود. البته مجلس هم لایحه را پس نداد.
آدم یاد واسونکهای قدیمی میافتد که در احوال خواستگاریها میخواندند.
نون و پنیر آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر ارزونیتون، طرحو نمیدیم بهتون.
فرش حصیر آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، ارزونیتون. طرحو نمیدیم بهتون.
کماج شیر آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، کماج شیر ارزونیتون. طرحو نمیدیم. بهتون.
کلی وزیر آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، کماج شیر، کلی وزیر، ارزونیتون. طرحو نمیدیم بهتون.
هوار هوار آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، کماج شیر، کلی وزیر، هوار هوار ارزونیتون. طرحو نمیدیم بهتون.
شام و ناهار آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، کماج شیر، کلی وزیر، هوار هوار، شام و ناهار ارزونیتون، طرحو نمیدیم بهتون.
نقش و نگار آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، کماج شیر، کلی وزیر، هوار هوار، شام و ناهار، نقش و نگار ارزونیتون، طرحو نمیدیم بهتون.
راه فرار آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، کماج شیر، کلی وزیر، هوار هوار، شام و ناهار، نقش و نگار، راه فرار ارزونیتون، طرحو نمیدیم بهتون.
اسفندیار آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، کماج شیر، کلی وزیر، هوار هوار، شام و ناهار، نقش و نگار، راه فرار، اسفندیار ارزونیتون، طرحو نمیدیم بهتون.
صد تا شعار آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، کماج شیر، کلی وزیر، هوار هوار، شام و ناهار، نقش و نگار، راه فرار، اسفندیار، صد تا شعار ارزونیتون، طرحو نمیدیم بهتون.
تار سیبیل آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، کماج شیر، کلی وزیر، هوار هوار، شام و ناهار، نقش و نگار، راه فرار، اسفندیار، صد تا شعار، تار سیبیل ارزونیتون، طرحو نمیدیم بهتون.
دسته بیل(1) آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، کماج شیر، کلی وزیر، هوار هوار، شام و ناهار، نقش و نگار، راه فرار، اسفندیار، صد تا شعار، تار سیبیل، دسته بیل(2) ارزونیتون طرحو نمیدیم بهتون.
هلو(3) و شلیل آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، کماج شیر، کلی وزیر، هوار هوار، شام و ناهار، نقش و نگار، راه فرار، اسفندیار، صد تا شعار، تار سیبیل، دسته بیل(4)، هلو و شلیل ارزونیتون، طرحو نمیدیم بهتون.
هیچی دلیل آوردیم، لایحهمونو بردیم.
نون و پنیر، فرش حصیر، کماج شیر، کلی وزیر، هوار هوار، شام و ناهار، نقش و نگار، راه فرار، اسفندیار، صد تا شعار، تار سیبیل، دسته بیل(5)، هلو و شلیل، هیچی دلیل ارزونیتون، طرحو نمیدیم بهتون.
(این مباحث مهمه و مذاکرات مفیده 4 سال ادامه دارد...)
پانوشته:
1، 2، 4 و 5 - اشاره به خبر ورود هزاران دسته بیل از اندونزی در خردادماه سال جاری.
3- منظورم هیچ وزیری نیست. منظور همان هلو و شلیل عادی است.
صدای سبز
آمد خبر که میرسد، از کوچههایی سبز
یک مرد ساده بیکرانه، مقتدایی سبز
مردی مقدس یادگار سالهای سرخ
باران تباری آسمانی با ردایی سبز
مردی که با ما از گل و خورشید خواهد گفت
مردی که میخواند بر امان از خدایی سبز
خشکیده لبهای غزل تاب و توانی نیست
تا در گلوهامان برویاند صدایی سبز
ایکاش برگردد ببارد بر غزلهامان
آیا اجابت میشود در ربنایی سبز؟
نزدیک شد وقت اجابت، میرسد موعود
در کوچهها پیچیده عطر آشنایی سبز
الهام امین ـ خراسان
مهدی جان ...
کی به پایان برسد درد خدا میداند
ماه ساکن شود و سرد خدا میداند
در سکوت شب هر کوچه این شهر خراب
گم شود ناله شبگرد خدا میداند
مردم شهر همه منتظر یک مردند
چه زمانی رسد آن مرد خدا میداند
برگها طعمه بی غیرتی پاییزند
راز این مرثیه زرد خدا میداند
خنده غنچه گلها به حقیقت زیباست
شاید این است ره آورد خدا میداند
محسن جلالی ـ مرکزی