یا مهدی ...
عبور میکند از متن سایهها یک مرد
که از تبار بهار است، از قبیله درد
نسیم خاطرهها پیش پای آمدنش
ز باغ عشق امید ظهور را آورد
سکوت میکند آری! همان که مانده غریب
کنار سایهای از خود نشسته، خسته و سرد
بدون رویش چشمانت ای گل نرگس!
برای خویش نداریم جز بهاری زرد
تو مثل موجی و این کلبه ساحلی تنهاست
بیا به خاطر دریا به کلبهات برگرد
مسعود بهروان ـ قم
روشنتر از سپیده بیا ...
شب شد و دریا باز هم رو سوی ساحل میکند
سرکشترین امواج را تقدیم این دل میکند
درهای و هوی کوچهها مردی ز دریا میرسد
قانون این مرداب را با موج باطل میکند
شمشیر در دستان او، عشق است در چشمان او
در قلب طوفان زاد من آهسته منزل میکند
جان مونس تن میشود تردید روشن میشود
وقتی در این گرد و غبار آیینه نازل میکند
در انتظارش ماندهام، دل را به دریا دادهام
میآید و بغض مرا با گریه کامل میکند
فاطمه یاوری ـ یزد
در کمال مسرت و خرسندی خدمت کلیه دین پژوهان و جامعه اسلامشناسان عرض میکنم که خوشبختانه اسلامشناس بزرگ اسفندیار رحیممشایی پس از مدتها سکوت، زبان به سخن گشود و تکلیف خدا و بشر و وحدت و قد بوعلیسینا را در کنفرانس انجمن سالانه دانشگاههای باز، یکجا مشخص کرد.
این اسلامشناس برجسته گفت: «کاوشهای باستانی نشان میدهد انسان به خدا اعتماد داشته، اما چرا خدا محور وحدت نشده است؟ من میگویم مشکل این است که به تعداد انسانها خدا هست و خدای هر انسانی با توجه به شناخت آن فرد از خدا با خدای فرد دیگر متفاوت است. ملتها در طول تاریخ همواره یک خدا را نپرستیدهاند چون انسانها خداهای متفاوت دارند.»
1- این کاوشهای باستانی چیست؟ چه چیزی از زیرخاک و کجا در آمده که نشان میدهد انسانها به خدا اعتماد داشتهاند؟
2- با این حساب انسانها اعتماد داشتهاند، پس خود خدا نخواسته که برهمگان یکسان تجلی کند تا وحدت ایجاد شود؟ کاش آقای مشایی که توی دم و دستگاه خدا آشنا زیاد دارند میگفتند چرا خدا این کار را نکرده و تکلیف همه را روشن میکردند.
3- این آقای مشایی دارد حیف میشود توی دفتر ریاست جمهوری. کجای دنیا دست و پای یک دین پژوه بزرگ را با کار اداری میبندند؟
4- اگر خدایی که یک نفر دارد به خاطر درک اشتباه آن آدم از خدا، حکم کرد که دیگران را که خدایشان با او متفاوت است باید بکشد، تکلیف چیست؟
5- اساساً در این بلبشوی چندین میلیارد خدایی، دیگر گناه و اشتباه معنایی هم دارد؟
6- به نظر آقای مشایی در جهانی با این اوضاع و احوال خدا چرا پیامبران و ادیان را به وجود آورده؟
7- چه کسی میداند خدای هیتلر بهتر است یا چنگیز، یا ناپلئون، یا شارون، یا شارون استون، یا مایک تایسون، یا من، یا آقای رحیم مشایی یا...
اسفندیار رحیممشایی: «همه ملتها دارای شخصیتهای بلند قامت و رعنا قامتی هستند که در درازنای تاریخ پیدا هستند... اگر خوب و نقادانه به این مسئله بیندیشیم این است که انسانهای دوران بوعلی چندان قدبلند نبودهاند. چرا که اگر بلندقامت بودند، قد بوعلی پشت آنها دیده نمیشد.»
1- بالاخره ما نفهمیدیم بوعلیسینا قدبلند بوده یا کوتوله!
2- اساساً بوعلیسینا مهم بوده یا نه؟
3- بوعلیسینا مهمتر است یا اسنفدیار؟
4- آدمهای آن دوران کوتوله بودند بوعلیسینا قدش بلند به نظر میرسیده. طبیعتاً قدبلند روزگار ما هم اسفندیار رحیممشایی، دین پژوه و اسلامشناس و تئوریسین همعصر ماست. با این حساب اینجا «ایران» است یا «لیلیپوت»؟
میخواستم الباقی بیانات گهربار ایشان را هم تأویل و تفسیر کنم، دیدم از عهده آدم قدکوتاهی مثل من بر نمیآید. لذا یک بند به ترجیع بند «هاتف اصفهانی» اضافه کردم که البته با توجه به نظرات اخیر آقای مشایی دیگر دو ریال ارزش ندارد. لذا بند ترجیع را هم عوض کردم. باشد که به عنوان عرض ارادت این کمترین در محضر آن بهترین قبول افتد.
دوش رفتم به محفلی که در آن
چاره سازم جنون و شیدایی
گفت با من که «کیستی پسرک»
پیرشان در کمال برنایی
مست خمخانه نهانم کرد
چشم وی در کمال گیرایی
گفت: «با ما نشین که پای زنی
برفراز جهان بالایی»
گفتم: «این پیر کیست؟ هر نگهش
شرب خمر است و باده پیمایی»
یکی از حلقه مریدان گفت:
«هو شیخآلشیوخ، مشایی»
راز دل گفتم و به یک جمله
کرد دل را علاج سرپایی
گفتم: «ای پیر از پی وحدت
سخت سرگشتهام چه فرمایی؟»
گفت: وحدت مجوی در کثرت
هر زمان در حضور میآیی
نیست میسور وحدتی هرگز
تا که در زیر سایه مایی
هر که معبود خویش را دارد
میپرستد ورا به تنهایی
طبق آمار ما، خدا خیلیست
وین ندارد چرا و امایی
بس که مردم زیادتر شدهاند
احدیت شده است شورایی
اشتباه است اگر که گفتهست او
وحده لاالهالاهو
در حسرت نگاه شرقی ات ...
دلم به این همه آیینه رو نخواهد کرد
به جز نگاه تو را جست و جو نخواهد کرد
پرندهای که گرفتار پر زدن باشد
به آب و دانه و آواز خو نخواهد کرد
بیا مسافر چشمم که هیچ حادثهای
نگاه پنجره را زیر و رو نخواهد کرد
به غیر نام تو ای التهاب روحانی
دلم به قصد سرودن وضو نخواهد کرد
عزیز غایب من ای همیشه در خاطر
به جز تو را دل من آرزو نخواهد کرد
نرگس ایمانیان ـ خراسان
ای سوار سبز پوش ...
سلام ای شهر من ای گریهزار گم شده در مه
نمیبینی مرا با کولهبار گم شده در مه
دلم تنگ است از این دنیا و میگریم مگر یابم
تو را ای همدم تنها، سه تار گم شده در مه
شب است و خیبر است و ازدحام تیغ مرحبها
کجایی آی آی ای ذوالفقار گم شده در مه
پس از چشم انتظاریهای بسیار آمدی اما
سرت کو با توام هان ای بهار گم شده در مه
و من میراثدار هیبت بابا و پامیرم
بسویم باز گرد ای اعتبار گم شده در مه
به سوی جاده سرخ افق هر صبح میبینم
که میآید پگاهی آن سوار گم شده در مه
سید رضا محمدی ـ مهاجر افغانستانی
به گزارش فارس، «امیر قویدل» در ماههای اخیر به دلیل نارسایی کبد در بیمارستان پارسیان تهران بستری بود.
وی فیلمهای بار هستی، رخساره، بندر مه آلود، گالان، دل نمک، ترن، سردار جنگل، میرزا کوچک خان، برنج خونین و خونبارش را در کارنامه سینمایی خود دارد.
قویدل دستیار ساموئل خاجیکیان کارگردان فقید سینمای ایران بوده و کار سینما را با فیلم مرگ در بهاران به کارگردانی وی آغاز کرده است.
زمان تشییع و خاکسپاری وی متعاقبا اعلام میشود.
دلم برایت تنگ است مهدی جان ...
سنگینی حضور تو خم کرد قامتم
مشغول چشمهای تو یعنی عبادتم
از پشت این سکوت نفسگیر سالهاست
در چشمهات خیمهزدن گشته عادتم
تنها به این دلیل دلم را شکستهام
تا با خبر شوی و بیایی عیادتم
از این همه شمارش معکوس لحظهها
خسته شدهست عقربه گیج ساعتم
میخواهی از حصار نگاهت رها شوم
آخر برای چه؟ نکند بی لیاقتم
ای بغض دست و پنجه نکن نرم با دلم
بگذار قطره قطره شود خیس صورتم
زهرا بیدکی ـ خراسانی
زوج جوانی که 5 سال گذشته را به دلیل اختلاف بر نحوه برگزاری مراسم عروسی با هم قهر کرده بودند، سرانجام برای شروع زندگی مشترک به توافق رسیدند.
قاضی صداقتی، رئیس شعبه 262 مجتمع قضایی خانواده در این باره گفت: سال 83 زوج جوانی یک هفته قبل از ازدواج و بر سر این موضوع که مهمانی عروسی به صورت مختلط برگزاز شود یا نه، با هم اختلاف شدیدی پیدا میکنند.
وی افزود: این اختلاف به قدری بالا میگیرد که دختر و پسر جوان با وجود پا درمیانی بزرگان فامیل، یک هفته قبل از ازدواج تصمیم گرفتند از هم جدا شوند.
صداقتی ادامه داد: مرد جوان اصرار داشته است که مهمانی باید در تالار مورد نظر او و به صورت مختلط برگزار شود که در مقابل دختر با بیان اینکه این کار با فرهنگ خانواده ما در تضاد است با این کار مخالفت کرد.
وی با بیان اینکه مهریه دختر 614 سکه در نظر گرفته شده است، افزود: تنها کاری که بزرگان فامیل توانستند برای منصرف کردن آنها از طلاق انجام دهند این بود که آنها فقط از تصمیم خود مبنی بر طلاق منصرف شوند.
وی ادامه داد: دختر و پسر جوان از تصمیم خود در جدایی منصرف شدند، اما تصمیم گرفتند که تا روزی که درباره نحوه برگزاری مراسم عرسی به توافق برسند از هم جدا باشند.
رئیس شعبه 262 مجتمع قضایی خانواده افزود: تا هفته قبل که بیش از 5 سال از این موضوع گذشته، این زوج با وجود اینکه با هم محرم هستند، جدا از هم زندگی میکنند و تلاش بستگان برای آشتی دادن آنها نتیجه نداده بود.
صداقتی ادامه داد: سرانجام هفته گذشته زوج جوان تصمیم گرفتند به این اختلاف قدیمی پایان دهند و بدون برگزاری مراسم عروسی، با هم ازدواج کنند.
وی افزود: اما مشکل آنها با این کار هم برطرف نشد و بار دیگر آنها بر سر محل سکونت با هم اختلاف پیدا کردند و دختر اصرار داشت که نمیخواهد نزدیک خانه مادر شوهر زندگی کند.
صداقتی گفت: سرانجام این مشکل نیز حل شد و این زوج تا چند روز دیگر و بعد از 5 سال دوری از هم زندگی مشترک خود را آغاز خواهند کرد.
یا عزیز زهرا ...
دوست دارم که با وضو باشم
با تو دایم به گفتگو باشم
از تو ـ از فرط بیخودی ـ سرشار
تو میناب و من سبو باشم
مثل رازی که خوب میدانیش
در دل عارفت مگو باشم
باز باید به چله بنشینم
با خودم ـ با تو روبرو باشم
رفتی و روح شاعرم گم شد
باز باید به جستجو باشم
محمد رضا شرفی ـ شهرستانهای تهران