دسته
وبلاگهاي برگزيده
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1827856
تعداد نوشته ها : 1695
تعداد نظرات : 564
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

آدم احمق

     همیشه یک نفراحمق تر از خودش پیدا می کند

که

   او را تحسین کند.

                               دسپرو

دسته ها : ادبی
شنبه دهم 5 1388

کتاب "روش‌شناسی پژوهش در روانشناسی و علوم تربیتی(نوآوری در ترکیب رویکردهای پژوهشی کمی و کیفی)" نوشته دکتر حسین لطف آبادی در 232 صفحه از سوی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه منتشر شد.
خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه: تدریس و پژوهش در روانشناسی و علوم تربیتی دچار کاستیهای اساسی در بنیادهای فلسفه علم و غفلت از بکارگیری روشهای کیفی و ترکیبی و گرفتار فقر نوآوری متناسب با فرهنگ ملی است .این کتاب درصدد است این نقیصه را رفع کرده و نگاهی جدیدتر به این مقولات مغفول مانده داشته باشد .
فصل اول کتاب به مسائل اساسی و فرآیند پژوهش اختصاص دارد. در فصل دوم مخاطب با رویکردهای کمی و کیفی پژوهش آشنا شده و در سه فصل بعدی به ترتیب انواع طرحهای کمی(شامل پیمایش، همبستگی، علی- مقایسه ای و آزمایشی)، کیفی از جمله طرحهای موردی، روایتی، تاریخی، قوم شناختی، پدیدارشناختی، اقدام پژوهشی و تحلیل گفتمان و ترکیبی مشتمل بر طرحهای چند جانبه، تبیینی و اکتشافی بررسی شده است.

فصل ششم و آخر کتاب با بحث از نیاز جامعه روانشناسی و تعلیم و تربیت ایران به داشتن نگرشی نو نسبت به روش شناسی پژوهش اختصاص دارد.

گامهای اساسی در فرآیند پژوهش، دانش و مهارتهای قبلی مورد نیاز برای اجرای پژوهش، شباهتها و تفاوتهای رویکردهای کمی و کیفی، انواع طرحهای پژوهشی در هر یک از رویکردهای کمی و کیفی، طرحهای پیمایشی، میانه گزینی در مقابل مغالطه کاری سکولاریستی و ضد سکولاریستی، ضرورت تغییر در برنامه های درسی روش تحقیق از جمله مباحث طرح شده در این کتاب هستند

منبع : بازیاب

دسته ها : ادبی - خبر
جمعه نهم 5 1388
به احترام انسانیت حرف بزن
یکی از کاربران "تابناک" در پیامی آورده است:

آدم‌ها را باید در بزنگاه شناخت، این که آدم “می‌زند” یا نه، می‌تواند معیار خوبی برای شناخت باشد، امروز دیدم که علی‌رضا قزوه، کسی که انتظارش را نداشتم زده، حرف را می‌گویم. علی‌رضا قزوه حرف زده است، حالا شاید از چیز دیگری ناراحت باشد اما حرفش انسانی است و این غنیمت است در این وانفسا.

همه‌مان “انسان” هستیم و این وجه مشترکی نیست که بتوان آن را کتمان کرد. چه فرق دارد که درباره‌ی مفهوم مشروعیت و مقبولیت در نظام جمهوری‌ اسلامی چگونه می‌اندیشیم؟ همه‌مان “جان” داریم و از اصول انسانیت است که “جان” حرمت داشته باشد.

این‌که به کی رای داده‌ایم مهم نیست وقتی که حرمت “جان” به مخاطره افتاده. اصول‌گرایی به ما حکم می‌کند که پاس‌دار حرمت‌ها باشیم. پیش‌ از این ‌که اصول‌گرا باشیم یا اصلاح‌طلب، انسانیم و انسانیت اصولی دارد. سخنم با اصول گرایان است؛ آیا در آنچه که شما اصول‌گرایی می‌نامیدش اصول انسانیت هم جایگاهی دارند؟

دیروز مطلبی خواندم از فرزند شهید مطهری که از جمله‌ی الطاف خداوند در حقشان این بود که ایشان را در برابر آزمون خطرناک گفتن یا نگفتن در زمانه‌ای که هم مسلکان به حرمت “جان” تعرض می‌کنند قرار نگرفت. دیروز دیدم که فرزند ایشان از این آتش به سلامت گذشته و نام پدرش را نیز به سلامت از این آتش عبور داده است.

بسیاری از دوستان من با شادمانی این حرکت را نشان از حقانیت ما و عمل‌کردمان گرفتند. من هم مانند آنها برای راهم حقانیت قائلم اما معتقدم جفاست که انسانیت آقای مطهری و انسانیت بسیاری دیگر که از منافع گروهی‌شان چشم پوشیدند و حرف زدند خرج هدف سبز رنگ ما شود. این جور مطالب هدف والاتری دارند.

این‌ها اعتراضاتی هستند از یک انسان درباره‌ی به محاق رفتن انسانیت. اینجای سخنم با سبزهاست؛ مبادا با هیجان بی‌هوده انسان‌ها را در تنگنا قرار دهیم. مبادا کاری کنیم که از ترس سواستفاده‌ی دیگران انسان‌ها ننالند از این که حرمت جان به بازی گرفته شده است. ما باید بنالیم زیرا که انسانیم، باید بنالیم از جان‌های جوانی که جسم‌شان حالا زیر مشتی خاک است. همه‌ی ما باید بنالیم زیرا که همه‌مان انسانیم.
دسته ها : دل نوشته ها.. - ادبی
جمعه نهم 5 1388

من

   به آمار زمین 

                 مشکوکم ...

اگر این شهر

             پر از آدم هاست

پس چرا

           این همه دلها

                           تنهاست ؟؟؟.....

دسته ها : دل نوشته ها.. - ادبی
جمعه نهم 5 1388

ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد

بر پشت ستم کسی تبر خواهد زد

سوگند به هر 14 آیه نور

سوگند به زخم های سرشار غرور

آخر شب سرد ما سحر می گردد

مهدی به میان شیعه بر می گردد ......

                                        انشاالله

تعجیل درفرجش صلوات...

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
جمعه نهم 5 1388

ستاره ها

    وقتی میشکنن

                   میشن    شهاب

ولی ...

            دلی که میشکنه

                       میشه 

                            یه سئوال    بی جواب ....

دسته ها : دل نوشته ها.. - ادبی
جمعه نهم 5 1388
محمد هادی تسخیری
در این مطلب مختصر تلاش می شود مواردی را به صورت بسیار خلاصه و گذرا مطرح کرد، زیرا برای خوانندگان فهیم و حلیم، اشاره ای کافی است.

1. هر سخنی که با صلوات بر محمد (ص) و آل محمد (علیهم السلام) شروع شود و با همین ذکر به پایان برسد، حتماً مورد توجه و عنایت خدای سبحان قرار می گیرد.

2. پنج عبارت اولیه صلوات شعبانیه جایگاه و خواستگاه این خاندان پاک را نشان می دهد. وتاکید دارد، انسان که بخواهد گوهر حقیقت دین را بیابد ، باید به سراغ معدن علم و حکمت برود و از آن خاندان وحی مدد بجوید. (إنی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی) که بزرگان دین فرموده اند، این دو هرگز از هم جدا نیستند و نمی شوند.

3. هنگامی که مشکلات عظیم جهان را فراگیرد، همچنان که موج های سهمگین دریا ها را به تلاطم در می اورد، و در اینچنین هنگامه ای باید به کشتی نجاتی پناه گرفت و بهترین کشتی نجات در زمانه گرفتاری و مشکلات و فتنه ها، کشتی نجات اهل بیت (ع) است و لا غیر (الْفلکِ الْجاریةِ فی الُّلحج الغامِرَةِ ).

4. در تبعیت از ولایت نیز نباید افراط و تفریط کرد. بلکه باید آنچه را که آن بزرگواران از ما می خواهند، به همان دستورات عمل کرد نه بیشتر و نه کمتر تا روزی فرا نرسد که افرادی به نام تبعیت افراطی از ولایت، از دین خارج شوند و و یا برعکس به دلیل تهاون و سستی در عمل به دستورات ولایت امر، تلاشهای شبانه روزی آنها هباءاً منثورا شود و به جای اینکه به هدایت و تعالی برسند به سوی گمراهی و ظلالت حرکت کنند (الْمُتقدِّمُ لَهُم مارقٌ ؛ وَ الْمتاخّرُ عَنهم زاهِق).

5. اخلاق با همه گستره اش و همه ابعادش مورد نیاز شدید هر جامعه ی بشری می باشد و بدون آن جوامع بشری رو به انحطاط و سراشیبی سقوط و از بین رفتن همه ی ارزشها می روند. در چنین شرایطی پناهگاه استوار و مأمن واقعی مردم انسانهای کاملی هستند که خود از گناه واشتباه مبرا و پاک هستند و این افراد کسانی غیر از اهل بیت پاک و مطهر پیامبر اکرم (سلام الله علیهم) نمی توانند باشند. که در واقع اطاعت از آنها دستور موکد خداوندی است.

6. ایمان به هر امر با ارزش هنگامی فایده دارد و موجب تعالی انسان می شود که قرین و همراه با عمل صالح باشد. و بهترین عمل صالح نزد خداوند سبحان خدمت به خلق الله است. به ویژه کسانی که خداوند از فضل و کرم خود به آنها مال و منال عنایت کرده است. و این افراد به صرف همدردی و مواسات با فقیران و نیازمندان، به جایی نمی رسند بلکه باید در رفع گرفتاریهای مالی آنها بکوشند و دل از مال خود در راه رضای او بکنند تا خداوند نیز دلهای آنها را زنده کند و آنها را در دنیا و آخرت خوار و ذلیل ننماید.

7 . همه باید بدانند که هر کس در روز قیامت با ارائه ایمان خالص و عمل صالح، پاداش می گیرد. وبه قول آن شهید بهشتی: (بهشت را به بها بدهند نه به بهانه). لذا رسول الله نیز در ماه شعبان روزها را روزه می گرفت و شبها را به عبادت و شب زنده داری خالصانه برای حق باری و تعالی می گذراند. و پناه به خدا، آن گونه نبود که خود بگوید و لی عمل نکند. و بشر نیز باید از این بزرگترین اسوه و الگوی انسانها تبعیت کند و کارهایی را که موجب ارتقای مقام انسانیت او می شود، با اخلاص و خضوع تمام انجام دهد.

در پایان از خداوند منان خواستاریم تا همه ما را مورد لطف و کرم خود قرار دهد و رسول الله (ص) را شفیع ما قرار دهد و ما را به راه راست رهنمود فرماید تا اینکه در روز قیامت در حالیکه او از ما راضی و خشنود باشد، با او ملاقات کنیم و ما را در بهشت برین خود سکنی دهد. آمین رب العالمین.
منبع : تابناک
دسته ها : ادبی - مذهبی
پنج شنبه هشتم 5 1388

ورود به اشرف، خروج از اشرف

فرهنگ > طنز  - شهرام شکیبا

در خبرها خواندم ارتش عراق با زور و فشار خواسته تا وارد قرارگاه اشرف شود. اینکه چه میزان موفق شده و تا کجا وارد اشرف شده را نمی‌دانم. اما نکته جالب در اینجاست که جماعت ساکن اشرف (منافقین) پیام فرستاده‌اند که امان‌نامه بگیرند، بیایند به ایران.
1- مگر این جماعت، ایرانی به حساب می‌آیند که می‌خواهند بیایند؟
2- یک‌بار آمدند با تانک و مسلسل و قرص سیانور، کافی نبود؟
3- تو رو خدا، خیلی دردسرمون کمه که یه مشت قاتل و خل و دیوونه رو که یک‌بارم رسماً حمله کردن راه بدیم؟
4- واقعاً اونا درباره ما چی فکر می‌کنن؟
5- اصلاً مگه فکر هم می‌کنن؟

تأمینا هم جان داد
در خبرها خواندم که «تأمینا»‌به علت عوارض ناشی از تب حاد و مواج جان سپرده است. ضمن فشاندن اشک تحسر فراوان از دو دیده به عرض می‌رسانم که نامبرده، دومین گوساله شبیه‌سازی‌ بود که جان داد. گوساله قبلی هم که «بنیانا» نام داشت، به همین دلیل مرحوم شده است.
عیبی ندارد، عمر دست خداست. چه عمر بنده باشد چه عمر گوساله‌هایی به نام‌های «تأمینا» و «بنیانا». خوشبختانه به خاطر شبیه‌سازی، این دو گوساله بازماندگان داغدار و خانواده‌های وابسته سببی و نسبی نداشته‌اند.
حالا که پروژه گوساله‌سازی به قول معروف جواب نمی‌دهد، بهتر نیست یک کمی روی انسان‌سازی سرمایه‌گذاری کنیم که پولمان هم سوخت نشود؟

عملیات اجرایی
خبرگزاری «فارس»: «معاون سرمایه‌گذاری سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری از آغاز عملیات اجرایی 779 سرویس بهداشتی با اختصاص بیش از 190 میلیارد ریال اعتبار خبر داد.»
از این خبر مسرت‌ اثر فی‌الحال در پوست نمی‌گنجم. فقط چند سؤال در ذهنم شکل گرفته است:
1- کلنگ این عملیات اجرایی بزرگ را کدام‌یک از مدیران زده‌اند؟
2- با توجه به تغییر مدیریت سازمان، افتخار افتتاح این پروژه نصیب چه کسی می‌شود؟
3- حالا که معلوم شده 779 سرویس بهداشتی لازم داشته‌ایم، با این فرض که هر سرویس 10 نفر مراجعه‌کننده داشته باشد، این سؤال مطرح می‌شود که این 7790 نفری که دست‌کم یک بار نیاز به استفاده از سرویس بهداشتی داشته‌اند، تاکنون کارهایشان را کجا انجام داده‌اند؟

اخبار علمی
بعد از آن خبر عمرانی اساسی، این چند خبر علمی افتخارآمیز را هم از «فارس» بخوانید، در کنار خانواده افتخار کنید و خودتان به عنوان تکلیف شب، سؤالات احتمالی‌تان را بنویسید.
- دستگاه سنجش قوس ستون مهره‌ها طراحی شد.
- ارسال پیام کوتاه احتمال وقوع تصادف را 20 برابر می‌کند.
- نانو صفحه برای حذف رنگدانه‌های آلی از پساب‌ها ساخته شد.
- خواص رئولوژی قیر با کمک نانوذرات رس بهبود یافت.
- ساخت آیفون کارتی هوشمند با استفاده از کارت تلفن باطله.
- تأثیر جویدن سبزی کوهی بر تقویت لثه و دندان کودکان.

منبع: خبر آن لاین

دسته ها : ادبی - طنز
پنج شنبه هشتم 5 1388
طنز/ایراد این افراد باعث حضور دوباره رحیم مشایی در کابینه می‌شود!

اعتمادملی، مهدی طوسی: همانطور که می‌دانید محمود احمدی‌نژاد به‌رغم میل باطنی اسفندیار رحیم مشایی را عزل کرد. می‌خواهیم در راستای علاقه شخصی احمدی‌نژاد به مشایی چند نفر را برای این پست پیشنهاد بدهیم که ایرادهایشان باعث شود همان رحیم مشایی به کابینه برگردد:

پسراکبر‌هاشمی رفسنجانی: حسن انتخاب پسرهاشمی به عنوان معاون رئیس‌جمهور برای رئیس‌جمهور در این است که اگر پولی در کابینه گم شد می‌توان گردن او انداخت و به همین دلیل اسفندیار رحیم مشایی را که اگر پول هم گم شود نمی‌توان گردن او انداخت را به عنوان معاون اول رئیس‌جمهور به کابینه برگرداند!

هاچ زنبور عسل: انتخاب‌هاچ یک حسن برای رئیس‌جمهور دارد و آن هم این است که چون او هیشه دنبال مادرش می‌گردد و فرصت ماندن در کابینه را ندارد می‌توان همان روز اول او را عزل و به جای ایشان مشایی که اصولا دنبال کسی نمی‌گردد و فرصت زیادی دارد را معاون اول کرد!

علی کریمی: علی کریمی هم مثل‌ هاچ زنبور یک دانه ایراد بیشتر ندارد؛ چون علی کریمی با مچ بند سبز وارد زمین شد می‌توان همان بدو امر حضور او در کابینه را ملغی اعلام و به جای ایشان رحیم مشایی که هیچ وقت مچ بند سبز نبسته را معاون اول کرد!

مجید غلام‌نژاد بازیکن تیم پاس همدان: غلام‌نژاد هم مثل علی کریمی و‌ هاچ زنبور عسل یک ایراد دارد و آن هم این است که رنگ پیراهن تیمی که او در آن بازی می‌کند سبز است و بنابراین می‌توان به همین اتهام حضور او در کابینه را تمام شده تلقی کرده و به جای او اسفندیار رحیم مشایی که هیچ وقت لباس سبز تنش نکرده را به سمت معاون اولی انتخاب کرد!

محمود احمدی‌نژاد: اگر آقای رئیس‌جمهور خودش را به عنوان معاون اول انتخاب بکند ویژگی‌اش در این است که می‌تواند بعد از مدتی که آب‌ها از آسیاب افتاد عنوان کند: «سرم شلوغ است و نمی‌توانم به همه کارها برسم بنابراین اسفندیار رحیم مشایی که سرش شلوغ نیست و می‌تواند به همه کارها برسد را به عنوان معاون اول خودم انتخاب می‌کنم.»
ثمره‌هاشمی: انتخاب این فرد به عنوان معاون اول یک حسن دارد و آن هم این است که چه او معاون اول باشد و چه رحیم مشایی؛ هیچ فرقی ندارد. چرا که عمق رفاقت این دو نفر با احمدی‌نژاد زیاد است. به تعبیری این دو نفر نزد رئیس‌جمهور یک عمق را دارند!

صادق محصولی: ایرادی که صادق محصولی دارد این است که یک روز انتخابات برگزار می‌کند و تا ماه‌ها درگیر جمع و جور کردن حاشیه‌های آن است! و بنابراین اگر معاون اول هم بشود باید به عنوان وزیر کشور سابق در مورد انتخابات پاسخ بدهد؛ پس می‌توان او را معاون اول کرد و بعد مدعی شد که او هنوز درگیر توضیح پیرامون انتخابات است و بهتر است به جای او رحیم مشایی را که اصلا درگیر انتخابات نیست معاون اول کرد!

مهدی مهدوی کیا: ایراد مهدی مهدوی کیا برای این پست این است که وی در ایران حضور ندارد. می‌توان او را به عنوان معاون اول رئیس‌جمهور انتخاب کرد و بعد مدعی شد او در ایران نیست و نمی‌تواند به رتق و فتق امور کابینه بپردازد پس وی عزل و به جای ایشان اسفندیار رحیم مشایی که تا به حال آلمان را از نزدیک ندیده را جایگزین او می‌کنیم!

محمد علی آبادی: ایراد محمد علی آبادی در این است که به وعده‌هایی که می‌دهد عمل نمی‌کند. مثلا قول داد که تیم ملی را به جام جهانی ببرد و زد زیر قولش! پس می‌توان او را به عنوان معاون اول انتخاب کرد و درست زمانی که قول داد کابینه را به یک اجلاس جهانی ببرد و نبرد وی را عزل کرده و به جای او اسفندیار رحیم مشایی را که توان بردن کابینه را به هر گونه اجلاسی دارد معاون اول کرد!

حنا دختری در مزرعه: حنا دو تا ایراد دارد. ایراد اول او این است که دختر است و یک دختر نمی‌تواند به عنوان معاون اول انتخاب بشود! و ایراد دومش این است که دائم در مزرعه مشغول است و توان آمدن به شهری به گندگی تهران را ندارد! پس می‌توان به جای او اسفندیار رحیم مشایی را که هم مرد است و هم در تهران ساکن است را به عنوان معاون اول انتخاب کرد!

علی لاریجانی: لاریجانی یک ایراد بسیار بزرگ دارد و آن هم این است که در زمان ریاست او بر سازمان صدا و سیما سریالی به نام «خونه مادربزرگه» ساخته شد که در آن شخصیتی به اسم «مخمل» حضور داشت که ترویج علنی انقلاب مخملی محسوب می‌شد! بنابراین می‌توان به جای او از اسفندیار رحیم مشایی استفاده کرد که در دوران مدیریتش حتی شلوار مخملی هم نپوشیده چه برسد به اینکه سریالی بسازد که در آن شخصیتی مخملی داشته باشد!

منبع : پارلمان نیوز

دسته ها : ادبی - طنز
چهارشنبه هفتم 5 1388
مرثیه ابراهیم حاتمی کیا برای سیف الله داد
این روزها کمتر می‌دیدمش، پیامک‌های انتخاباتی بیش از خود مفهوم پیامش، حضور با معنی وجودش بود.
ابراهیم حاتمی‌کیا در پی درگذشت سیف‌الله داد متنی را منتشر کرد.

به گزارش ایسنا این کارگردان سینما در این متن آورده است:«از خلوتش بگویم. از هم قدمی فراوان در کنار رود راین که گاهی به‌ نرمه اشکی از غربت حضور شیرین می‌شد. او هم‌سفری بود که اگر نبود، کرخه من به راین نمی‌رسید.

از مسئولیش بگویم. او بلندتر از مسئولیتش بود و به نظرم جفا بود که عمرش را بجای ساخت فیلمهای فاخرانه در اسارت ساختار هزار توی مدیریت گرفتار کند.

از دوران تخت‌نشینی او بگویم که وقت ملاقاتش همه گرداگرد او بازنده بودیم و او برنده. چنان سخن می‌گفت که ما از خودمان خجالتزده می‌شدیم.

از صدایش بگویم که گویی پرده‌ای از مخمل حجب و مهربانی بر آن کشیده بود.

این روزها کمتر می‌دیدمش، پیامک‌های انتخاباتی بیش از خود مفهوم پیامش، حضور با معنی وجودش بود.

ای کاش فیلم تهران سیف‌الله ساخته می‌شد.

ای کاش با تلفن خبر نمی‌شدم. ای کاش آماده بودم. ای کاش این خبر شوخی بود. روحش با اولیاء خدا شاد.»
منبع : تابناک
چهارشنبه هفتم 5 1388

مقاله خواندنی ضرغامی در موردهمسر شهید حمید باکری

سیاست > چهره ها  - بدنبال اظهارات تند حجت الاسلام ذوالنور علیه همسر شهید حمیدباکری و پاسخ وی، عزت الله ضرغامی در روزنامه جام جم به دفاع از همسران شهداپرداخت.

در این مقاله که با عنوان"برای همسر حمید" منتشر شده آمده است:

 از جنگ و قصه‌های آن گفتن، آن هم این موقع بلاخیز و نیز وقت بلاسوز چه حکایتی است؟

وقتی که با چشمی اشک و دیگری خون، غم‌نامه جانسوز همسری از تبار یاران شهید را می‌خوانم دلم سخت طوفانی است و چشمانم بارانی. شب‌های پادگان الله‌اکبر، شب‌های دو‌کوهه، غروب‌های گلف و زمین داغ و آسمان پر از فتنه و ذهن پر از تلواسه‌های دائم ماندن و یا رفتن یاران. چه کسی پناه آن جان پناهان بود. آن غزل‌واره‌های ناب مردانگی و بی‌نیازی که بودن را عزت بخشیدند و خوشنام و گمنام رفتند تا میراث‌خواران منفعت‌طلب و ناآگاه و زشت‌گو بر شما بتازند و فکر کنند که لب ریخته‌هاشان نصاب بهشت است و جهنم.

تبار شما را می‌شناسم از مهدی و حمید باکری و همت و خرازی و صیاد شیرازی تا بروجردی و کاظمی و باقری و متوسلیان و داوود کریمی و تا ... و کیست که به این مدعیان بگوید کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها؟! و بی‌اختیار یادم افتاد که در قحط سال هیزم، انقلابیون که پایشان کنار شومینه هنگام صرف قهوه عصرانه سوخت در پایان قائله مستنطق ما شدند که هنگام انقلاب کجا بودند؟ و این حکایت روایت تاب‌سوز همه دوران‌ها بوده است و انگار بنا است بماند.

با بغض می‌پرسم حال شما در شب عملیات کدام بود. عشق آمیخته با ترس و یا بیم ممزوج با کمال‌طلبی و استعلاجویی و چه کسی می‌داند حال شما همسران شهدا کدام بود؟ شما یاران شهدا که داغ شقایق دیده‌اید.

کدام حالت وصف شما بود ای زینبیان زمانه در هنگامه عملیات والفجر، محرم، مسلم تا مرصاد و کدام خواهد بود تا چه می‌دانم در چه روزی و عملیاتی دیگر.

اینک چه شده که درد و داغ شما را و ناله‌تان را به آسمان برده‌اند و چنان به خشم‌تان آورده‌اند که به درد می‌نویسید «من همسر شهید باکری هستم.»

مگر آفتاب، مگر آب، مگر آبرو باید از خود بگوید.

آن‌گونه که همت را و حمید و متوسلیان را می‌شناسم اینان را یادم نمی‌آید. کجای جنگ و چه وقت جنگ بوده‌اند. این صداهای مبهم چیست که تا این هنگام عمر به گوشم نرسیده‌اند، من که در غروب فاو می‌خواندم: عصر عاشورا زینب کبری می‌دهد ما را درس جانبازی.

شهادت می‌دهم به یا زهراهای مطهر و عطر معطر جنگ که اگر شما نبودید یاران ما که جهان تنگشان بود چنین شیراوژن به جبهه خصم نمی‌شتافتند و این‌که می‌گویند اگر یاران رفتند زندگی را زمین بگذارید چه حرفی است اینان مگر جوکیان هندند که می‌گویند اگر مرد از دار دنیا رفت زن هم باید بمیرد و ...

بدا به حال ما که ماندیم و دیدیم روزگار پوستین وارونه پوشیدن احکام و مسلمات دین از سوی جماعتی طلبکار و مدعی تا از راه رسیده که بر همسران یاران ما بی‌محابا می‌تازند.

باشید سرافراز به نام، بمانید در مسیر تابناک اسلام ناب محمدی (ص) راه منیر یارانمان را همچنان سربلند، شجاع و فاطمی ادامه دهید که می‌دهید. به همین سادگی.

منبع : خبر آن لاین
دسته ها : ادبی - خبر
سه شنبه ششم 5 1388
X