آدم احمق
همیشه یک نفراحمق تر از خودش پیدا می کند
که
او را تحسین کند.
دسپرو
کتاب "روششناسی پژوهش در روانشناسی و علوم تربیتی(نوآوری در ترکیب رویکردهای پژوهشی کمی و کیفی)" نوشته دکتر حسین لطف آبادی در 232 صفحه از سوی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه منتشر شد.
خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه: تدریس و پژوهش در روانشناسی و علوم تربیتی دچار کاستیهای اساسی در بنیادهای فلسفه علم و غفلت از بکارگیری روشهای کیفی و ترکیبی و گرفتار فقر نوآوری متناسب با فرهنگ ملی است .این کتاب درصدد است این نقیصه را رفع کرده و نگاهی جدیدتر به این مقولات مغفول مانده داشته باشد .
فصل اول کتاب به مسائل اساسی و فرآیند پژوهش اختصاص دارد. در فصل دوم مخاطب با رویکردهای کمی و کیفی پژوهش آشنا شده و در سه فصل بعدی به ترتیب انواع طرحهای کمی(شامل پیمایش، همبستگی، علی- مقایسه ای و آزمایشی)، کیفی از جمله طرحهای موردی، روایتی، تاریخی، قوم شناختی، پدیدارشناختی، اقدام پژوهشی و تحلیل گفتمان و ترکیبی مشتمل بر طرحهای چند جانبه، تبیینی و اکتشافی بررسی شده است.
فصل ششم و آخر کتاب با بحث از نیاز جامعه روانشناسی و تعلیم و تربیت ایران به داشتن نگرشی نو نسبت به روش شناسی پژوهش اختصاص دارد.
گامهای اساسی در فرآیند پژوهش، دانش و مهارتهای قبلی مورد نیاز برای اجرای پژوهش، شباهتها و تفاوتهای رویکردهای کمی و کیفی، انواع طرحهای پژوهشی در هر یک از رویکردهای کمی و کیفی، طرحهای پیمایشی، میانه گزینی در مقابل مغالطه کاری سکولاریستی و ضد سکولاریستی، ضرورت تغییر در برنامه های درسی روش تحقیق از جمله مباحث طرح شده در این کتاب هستند
منبع : بازیاب
من
به آمار زمین
مشکوکم ...
اگر این شهر
پر از آدم هاست
پس چرا
این همه دلها
تنهاست ؟؟؟.....
ما معتقدیم که عشق سر خواهد زد
بر پشت ستم کسی تبر خواهد زد
سوگند به هر 14 آیه نور
سوگند به زخم های سرشار غرور
آخر شب سرد ما سحر می گردد
مهدی به میان شیعه بر می گردد ......
انشاالله
تعجیل درفرجش صلوات...
ستاره ها
وقتی میشکنن
میشن شهاب
ولی ...
دلی که میشکنه
میشه
یه سئوال بی جواب ....
در خبرها خواندم ارتش عراق با زور و فشار خواسته تا وارد قرارگاه اشرف شود. اینکه چه میزان موفق شده و تا کجا وارد اشرف شده را نمیدانم. اما نکته جالب در اینجاست که جماعت ساکن اشرف (منافقین) پیام فرستادهاند که اماننامه بگیرند، بیایند به ایران.
1- مگر این جماعت، ایرانی به حساب میآیند که میخواهند بیایند؟
2- یکبار آمدند با تانک و مسلسل و قرص سیانور، کافی نبود؟
3- تو رو خدا، خیلی دردسرمون کمه که یه مشت قاتل و خل و دیوونه رو که یکبارم رسماً حمله کردن راه بدیم؟
4- واقعاً اونا درباره ما چی فکر میکنن؟
5- اصلاً مگه فکر هم میکنن؟
تأمینا هم جان داد
در خبرها خواندم که «تأمینا»به علت عوارض ناشی از تب حاد و مواج جان سپرده است. ضمن فشاندن اشک تحسر فراوان از دو دیده به عرض میرسانم که نامبرده، دومین گوساله شبیهسازی بود که جان داد. گوساله قبلی هم که «بنیانا» نام داشت، به همین دلیل مرحوم شده است.
عیبی ندارد، عمر دست خداست. چه عمر بنده باشد چه عمر گوسالههایی به نامهای «تأمینا» و «بنیانا». خوشبختانه به خاطر شبیهسازی، این دو گوساله بازماندگان داغدار و خانوادههای وابسته سببی و نسبی نداشتهاند.
حالا که پروژه گوسالهسازی به قول معروف جواب نمیدهد، بهتر نیست یک کمی روی انسانسازی سرمایهگذاری کنیم که پولمان هم سوخت نشود؟
عملیات اجرایی
خبرگزاری «فارس»: «معاون سرمایهگذاری سازمان میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری از آغاز عملیات اجرایی 779 سرویس بهداشتی با اختصاص بیش از 190 میلیارد ریال اعتبار خبر داد.»
از این خبر مسرت اثر فیالحال در پوست نمیگنجم. فقط چند سؤال در ذهنم شکل گرفته است:
1- کلنگ این عملیات اجرایی بزرگ را کدامیک از مدیران زدهاند؟
2- با توجه به تغییر مدیریت سازمان، افتخار افتتاح این پروژه نصیب چه کسی میشود؟
3- حالا که معلوم شده 779 سرویس بهداشتی لازم داشتهایم، با این فرض که هر سرویس 10 نفر مراجعهکننده داشته باشد، این سؤال مطرح میشود که این 7790 نفری که دستکم یک بار نیاز به استفاده از سرویس بهداشتی داشتهاند، تاکنون کارهایشان را کجا انجام دادهاند؟
اخبار علمی
بعد از آن خبر عمرانی اساسی، این چند خبر علمی افتخارآمیز را هم از «فارس» بخوانید، در کنار خانواده افتخار کنید و خودتان به عنوان تکلیف شب، سؤالات احتمالیتان را بنویسید.
- دستگاه سنجش قوس ستون مهرهها طراحی شد.
- ارسال پیام کوتاه احتمال وقوع تصادف را 20 برابر میکند.
- نانو صفحه برای حذف رنگدانههای آلی از پسابها ساخته شد.
- خواص رئولوژی قیر با کمک نانوذرات رس بهبود یافت.
- ساخت آیفون کارتی هوشمند با استفاده از کارت تلفن باطله.
- تأثیر جویدن سبزی کوهی بر تقویت لثه و دندان کودکان.
منبع: خبر آن لاین
اعتمادملی، مهدی طوسی: همانطور که میدانید محمود احمدینژاد بهرغم میل باطنی اسفندیار رحیم مشایی را عزل کرد. میخواهیم در راستای علاقه شخصی احمدینژاد به مشایی چند نفر را برای این پست پیشنهاد بدهیم که ایرادهایشان باعث شود همان رحیم مشایی به کابینه برگردد:
پسراکبرهاشمی رفسنجانی: حسن انتخاب پسرهاشمی به عنوان معاون رئیسجمهور برای رئیسجمهور در این است که اگر پولی در کابینه گم شد میتوان گردن او انداخت و به همین دلیل اسفندیار رحیم مشایی را که اگر پول هم گم شود نمیتوان گردن او انداخت را به عنوان معاون اول رئیسجمهور به کابینه برگرداند!
هاچ زنبور عسل: انتخابهاچ یک حسن برای رئیسجمهور دارد و آن هم این است که چون او هیشه دنبال مادرش میگردد و فرصت ماندن در کابینه را ندارد میتوان همان روز اول او را عزل و به جای ایشان مشایی که اصولا دنبال کسی نمیگردد و فرصت زیادی دارد را معاون اول کرد!
علی کریمی: علی کریمی هم مثل هاچ زنبور یک دانه ایراد بیشتر ندارد؛ چون علی کریمی با مچ بند سبز وارد زمین شد میتوان همان بدو امر حضور او در کابینه را ملغی اعلام و به جای ایشان رحیم مشایی که هیچ وقت مچ بند سبز نبسته را معاون اول کرد!
مجید غلامنژاد بازیکن تیم پاس همدان: غلامنژاد هم مثل علی کریمی و هاچ زنبور عسل یک ایراد دارد و آن هم این است که رنگ پیراهن تیمی که او در آن بازی میکند سبز است و بنابراین میتوان به همین اتهام حضور او در کابینه را تمام شده تلقی کرده و به جای او اسفندیار رحیم مشایی که هیچ وقت لباس سبز تنش نکرده را به سمت معاون اولی انتخاب کرد!
محمود احمدینژاد: اگر آقای رئیسجمهور خودش را به عنوان معاون اول انتخاب بکند ویژگیاش در این است که میتواند بعد از مدتی که آبها از آسیاب افتاد عنوان کند: «سرم شلوغ است و نمیتوانم به همه کارها برسم بنابراین اسفندیار رحیم مشایی که سرش شلوغ نیست و میتواند به همه کارها برسد را به عنوان معاون اول خودم انتخاب میکنم.»
ثمرههاشمی: انتخاب این فرد به عنوان معاون اول یک حسن دارد و آن هم این است که چه او معاون اول باشد و چه رحیم مشایی؛ هیچ فرقی ندارد. چرا که عمق رفاقت این دو نفر با احمدینژاد زیاد است. به تعبیری این دو نفر نزد رئیسجمهور یک عمق را دارند!
صادق محصولی: ایرادی که صادق محصولی دارد این است که یک روز انتخابات برگزار میکند و تا ماهها درگیر جمع و جور کردن حاشیههای آن است! و بنابراین اگر معاون اول هم بشود باید به عنوان وزیر کشور سابق در مورد انتخابات پاسخ بدهد؛ پس میتوان او را معاون اول کرد و بعد مدعی شد که او هنوز درگیر توضیح پیرامون انتخابات است و بهتر است به جای او رحیم مشایی را که اصلا درگیر انتخابات نیست معاون اول کرد!
مهدی مهدوی کیا: ایراد مهدی مهدوی کیا برای این پست این است که وی در ایران حضور ندارد. میتوان او را به عنوان معاون اول رئیسجمهور انتخاب کرد و بعد مدعی شد او در ایران نیست و نمیتواند به رتق و فتق امور کابینه بپردازد پس وی عزل و به جای ایشان اسفندیار رحیم مشایی که تا به حال آلمان را از نزدیک ندیده را جایگزین او میکنیم!
محمد علی آبادی: ایراد محمد علی آبادی در این است که به وعدههایی که میدهد عمل نمیکند. مثلا قول داد که تیم ملی را به جام جهانی ببرد و زد زیر قولش! پس میتوان او را به عنوان معاون اول انتخاب کرد و درست زمانی که قول داد کابینه را به یک اجلاس جهانی ببرد و نبرد وی را عزل کرده و به جای او اسفندیار رحیم مشایی را که توان بردن کابینه را به هر گونه اجلاسی دارد معاون اول کرد!
حنا دختری در مزرعه: حنا دو تا ایراد دارد. ایراد اول او این است که دختر است و یک دختر نمیتواند به عنوان معاون اول انتخاب بشود! و ایراد دومش این است که دائم در مزرعه مشغول است و توان آمدن به شهری به گندگی تهران را ندارد! پس میتوان به جای او اسفندیار رحیم مشایی را که هم مرد است و هم در تهران ساکن است را به عنوان معاون اول انتخاب کرد!
علی لاریجانی: لاریجانی یک ایراد بسیار بزرگ دارد و آن هم این است که در زمان ریاست او بر سازمان صدا و سیما سریالی به نام «خونه مادربزرگه» ساخته شد که در آن شخصیتی به اسم «مخمل» حضور داشت که ترویج علنی انقلاب مخملی محسوب میشد! بنابراین میتوان به جای او از اسفندیار رحیم مشایی استفاده کرد که در دوران مدیریتش حتی شلوار مخملی هم نپوشیده چه برسد به اینکه سریالی بسازد که در آن شخصیتی مخملی داشته باشد!
منبع : پارلمان نیوز
در این مقاله که با عنوان"برای همسر حمید" منتشر شده آمده است:
از جنگ و قصههای آن گفتن، آن هم این موقع بلاخیز و نیز وقت بلاسوز چه حکایتی است؟
وقتی که با چشمی اشک و دیگری خون، غمنامه جانسوز همسری از تبار یاران شهید را میخوانم دلم سخت طوفانی است و چشمانم بارانی. شبهای پادگان اللهاکبر، شبهای دوکوهه، غروبهای گلف و زمین داغ و آسمان پر از فتنه و ذهن پر از تلواسههای دائم ماندن و یا رفتن یاران. چه کسی پناه آن جان پناهان بود. آن غزلوارههای ناب مردانگی و بینیازی که بودن را عزت بخشیدند و خوشنام و گمنام رفتند تا میراثخواران منفعتطلب و ناآگاه و زشتگو بر شما بتازند و فکر کنند که لب ریختههاشان نصاب بهشت است و جهنم.
تبار شما را میشناسم از مهدی و حمید باکری و همت و خرازی و صیاد شیرازی تا بروجردی و کاظمی و باقری و متوسلیان و داوود کریمی و تا ... و کیست که به این مدعیان بگوید کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها؟! و بیاختیار یادم افتاد که در قحط سال هیزم، انقلابیون که پایشان کنار شومینه هنگام صرف قهوه عصرانه سوخت در پایان قائله مستنطق ما شدند که هنگام انقلاب کجا بودند؟ و این حکایت روایت تابسوز همه دورانها بوده است و انگار بنا است بماند.
با بغض میپرسم حال شما در شب عملیات کدام بود. عشق آمیخته با ترس و یا بیم ممزوج با کمالطلبی و استعلاجویی و چه کسی میداند حال شما همسران شهدا کدام بود؟ شما یاران شهدا که داغ شقایق دیدهاید.
کدام حالت وصف شما بود ای زینبیان زمانه در هنگامه عملیات والفجر، محرم، مسلم تا مرصاد و کدام خواهد بود تا چه میدانم در چه روزی و عملیاتی دیگر.
اینک چه شده که درد و داغ شما را و نالهتان را به آسمان بردهاند و چنان به خشمتان آوردهاند که به درد مینویسید «من همسر شهید باکری هستم.»
مگر آفتاب، مگر آب، مگر آبرو باید از خود بگوید.
آنگونه که همت را و حمید و متوسلیان را میشناسم اینان را یادم نمیآید. کجای جنگ و چه وقت جنگ بودهاند. این صداهای مبهم چیست که تا این هنگام عمر به گوشم نرسیدهاند، من که در غروب فاو میخواندم: عصر عاشورا زینب کبری میدهد ما را درس جانبازی.
شهادت میدهم به یا زهراهای مطهر و عطر معطر جنگ که اگر شما نبودید یاران ما که جهان تنگشان بود چنین شیراوژن به جبهه خصم نمیشتافتند و اینکه میگویند اگر یاران رفتند زندگی را زمین بگذارید چه حرفی است اینان مگر جوکیان هندند که میگویند اگر مرد از دار دنیا رفت زن هم باید بمیرد و ...
بدا به حال ما که ماندیم و دیدیم روزگار پوستین وارونه پوشیدن احکام و مسلمات دین از سوی جماعتی طلبکار و مدعی تا از راه رسیده که بر همسران یاران ما بیمحابا میتازند.
باشید سرافراز به نام، بمانید در مسیر تابناک اسلام ناب محمدی (ص) راه منیر یارانمان را همچنان سربلند، شجاع و فاطمی ادامه دهید که میدهید. به همین سادگی.