برو بباغ و به گلها سلام ما برسان
برو بباغ و به گلها سلام ما برسان
به نسترن! به شقایق پیام ما برسان
به سروها، به سمنها، به یاسهای سپید
درود و تهنیت و احترام ما برسان
به ضیمران که زندچنگ در سلاسل بید
اطاعت و ادب و التزام ما برسان
به هرکجا شنوا گوش التفاتی بود
به وجه خیر و سلامت کلام ما برسان
به خوشههای اقاقی، به شاخههای تمشک
به اعتبار سخن،اهتمام ما برسان
بگو به دختر باران برقص بر در و دشت
نمی به کام «بهار صیام» ما برسان
بگو به ابر محبت، طراوش شعفی
از آن سحاب مودت به کام ما برسان
ببار بر سر باغ و گشای «ستر ربیع»
به حد لذت درکش مقام ما برسان
زلال آب روان را بچشمه سار بگو
نمی ز کوثر عرفان به جام ما برسان
بخوان بگوش جلودار تا رود به وفاق
به سالک سفر «دل» زمام ما برسان
اسیر سلطه خاریم و شب، خدای طرب
به صبح سلطنت «گل» دوام ما برسان
بیا و تشنگی ما «خمار مردم» را!
به گوش «ساقی غایب» امام ما برسان
ببین که «خون شقایق» گرفته دامن دشت
به «نور دیده نرگس» سلام ما برسان
پس از این تحقیق که کاملاً به صورت محترمانه انجام شده است، قاضی پرونده قرار قضایی را که التزام اخلاقی به همکاری در ادامه روند تحقیق است، برای سردار رادان صادر کرده است.در قرارهای صادره قضایی، قرار التزام، قرار کفالت، قرار وثیقه و بازداشت موقت به ترتیب شدت قرار دارند
قاضی ویژه پرونده جنایات بازداشتگاه کهریزک پس از جلسه تحقیق از سردار احمدرضا رادان، برای قائممقام نیروی انتظامی قرار التزام صادر کرده است.
به گزارش خبرنگار «آینده»، با پیشرفت پرونده رسیدگی به جنایات بازداشتگاه کهریزک، از سردار رادان – قائم مقام نیروی انتظامی - تحقیق صورت گرفته است.
پس از این تحقیق که کاملاً به صورت محترمانه انجام شده است، قاضی پرونده قرار قضایی را که التزام اخلاقی به همکاری در ادامه روند تحقیق است، برای سردار رادان صادر کرده است.
در قرارهای صادره قضایی، قرار التزام، قرار کفالت، قرار وثیقه و بازداشت موقت به ترتیب شدت قرار دارند.
رسیدگی جدی به پرونده جنایات بازداشتگاه کهریزک پس از آن صورت میگیرد که رهبر انقلاب بر رسیدگی به تخلفات خاطیان پرونده کهریزک تأکید کرده بودند.
گفتنی است اخیرا هفته نامه پنجره با اشاره به این پرسش که متهمان کهریزک در روزهای حادثهانگیز تیر ماه یعنی در فاصله روزهای نوزده تا بیست و یکم تیر کجا بودند، با کنایه نوشته بود: پاسخهایی که برخی افراد مرتبط با موضوع کهریزک به آن دادهاند، قابل توجه است:
دادستان تهران در جوابیهای که انتشار داد، اعلام کرد: «در روزهای شنبه و یکشنبه، بیستم و بیست و یکم تیر ماه برای دفاع از رساله دکترا در مرخصی به سر میبردم.»گفته میشود که یک مقام انتظامی ارشد مرتبط با پرونده نیز در نوزدهم تیر ماه، یعنی روز بعد در سفری در شمال کشور بوده و ریاست بازداشتگاه کهریزک نیز در آن زمان در قم بوده است.
منبع : آینده
ای غایب از چشمان ما
یارا ببین هجران ما، این درد بی درمان ما، این خار در چشمان ما،
وین دیده گریان ما، این کوه غم بر جان ما، دیگر چه باشد آن ما،
ای غایب از چشمان ما
ای جلوه ای در طورما، ای نور اندر نور ما، نور دو چشم کور ما،
عیسای هر رنجور ما، در غربت و مستور ما، پر درد از هجران ما
ای غایب از چشمان ما
مستی عالم مست تو، هستی عالم هست تو، هست همه در دست تو،
دست همه پیوست تو، پیوسته جان پابست تو، گریان تو چشمان ما،
ای غایب از چشمان ما
موسی به قربان شما، عیسی به فرمان شما، یعقوب گریان شما،
یوسف پریشان شما، جان علی جان شما، دستم به دامان شما،
ای غایب از چشمان ما
مولا! زمان شیداییت، جان جهان سوداییت، پیوسته دل ارزانیت،
مجنون تو صحراییت، عالم همه قربانیت، یک گوشه چشمی حالیا،
ای غایب از چشمان ما
یارا سلامت می کنم، چشمم به راهت می کنم، دیده سرایت می کنم،
هر شب صدایت می کنم، این جان فدایت می کنم، ای نازنین پنهان ما،
ای غایب از چشمان ما
من تشنه روی توام، آشفته موی توام، در حسرت کوی توام،
صد لیلی بوی توام، در بند ابروی توام، جانان! به سوی جان بیا
ای غایب از چشمان ما
مستور چون زهرای ما، تنهای چون مولای ما، اسرار در سینای ما،
وی هم نوا با نای ما، وی اشک طوفان سای ما، ای کوثر آدینه ها،
ای غایب از چشمان ما
دل ها همه پروانه ات، دل ها همه کاشانه ات، دل ها همه دیوانه ات،
در حسرت پیمانه ات، پوینده راه خانه ات، گر بگذری بر کوچه ها،
ای غایب از چشمان ما
مولا جوابم می کنی، در غم هلاکم می کنی؟ پر اضطرابم می کنی؟
یا خود خطابم می کنی؟ خود انتخابم می کنی؟ تا من بیایم جمعه ها،
ای غایب از چشمان ما
زلف تو و ابروی تو، ماه تمام روی تو، وان حلقه های موی تو،
زیبا لب دلجوی تو، مینو شمیم کوی تو، وصف بهشت جان ما،
ای غایب از چشمان ما
یارا به راهت می شوم، جزو سپاهت می شوم، مست نگاهت می شوم،
همراز آهت می شوم، هم اشک چاهت می شوم، گر بگذری بر دیده ها،
ای غایب از چشمان ما
یارا غبارت می شوم، چون جان نثارت می شوم، در انتظارت می شوم،
دور مدارت می شوم، من بی قرارت می شوم، جانم به قربان شما،
ای غایب از چشمان ما
ای همدم باد سحر، در آسمان ما قمر، صد یوسف اندر پشت سر
آیینه خیر البشر، یعنی امام منتظر، برکش نقاب از ره بیا،
ای غایب از چشمان ما
ای شه امانم می دهی؟ خود را نشانم می دهی؟ ملک جهانم می دهی؟
سوز نهانم می دهی؟ هم خود زبانم می دهی؟ تا گویمت مدح و ثنا،
ای غایب از چشمان ما
جانا چراغ دل تویی، این دیده را ساحل تویی، آواره را منزل تویی،
نور دل غافل تویی، جان مرا قابل تویی، بشنو سلام جان ما،
ای غایب از چشمان ما
هر دم شوی اندر نظر، از بهر تو در پشت در، آیند اصحاب سحر،
جوینده ره بی پا و سر، خواهی بیایی از سفر؟ زیبانگار قرن ها،
ای غایب از چشمان ما
هم جان تو و جانان تویی، امداد بی پایان تویی، شه بیت هر دیوان تویی،
محبوب هر دوران تویی، ارباب صد خاقان تویی، بنما کرم بر این گدا،
ای غایب از چشمان ما
ای یوسف زهرا بیا، هم ناله با مولا بیا، آواز بعص آسا بیا،
اندر بقیع مأوا بیا، شرب مدام ما بیا، غایب ز جهل بیا،
ای غایب از چشمان ما
ای ساربان جان بیا، ای همره قرآن بیا، ای رونق ایمان بیا،
آب کویرستان بیا، نور شب هجران بیا، وی لولو و مرجان بیا،
مهدی جعفری
بازآ که دل هنوز به یاد تو دلبر است
جان از دریچه نظرم، چشم بر در است
بازآ دگر که سایه دیوار انتظار
سوزندهتر ز تابش خورشید محشر است
بازآ، که باز مردم چشمم ز درد هجر
در موج خیز اشک چو کشتی، شناور است
بازآ که از فراق تو ای غایب از نظر
دامن ز خون دیده چو دریای گوهر است
ای صبح مهر بخش دل، از مشرق امید
بنمای رخ که طالعم از شب، سیهتر است
زد نقش مهر روی تو بر دل چنان که اشک
آیینهدار چهرهات ای ماه منظر است
ای رفته از برابر یاران «مشفقت»
رویت به هر چه مینگرم در برابر است
استاد مشفق کاشانی
من اصل مطلب را نخواندم. داشتم «تابناک»را میگشتم آنجا دیدم که نوشتهاند: «خبرگزاری فارس در مطلبی با اشاره به سوابق محسن میردامادی، دبیرکل حزب مشارکت که هماکنون در زندان به سر میبرد، اتهام کشتار حاجیان ایرانی توسط دولت سعودی را به وی منتسب کرد.»
ظاهراً «فارس» نوشته میردامادی و رفقایش میخواستند بلندگوی مسجدالحرام را تصاحب کنند و شعار مرگ بر آمریکا بدهند. پلیس عربستان فهمیده و شدت عمل نشان داده است.
1- آیا موارد اتهامی فوق جزو اعترافات میردامادی است؟ یعنی او حتی به خیانتهای 22 سال پیش خود هم اعتراف کرده؟
2- اگر جزو اعترافات نیست، پس یعنی نویسنده محترم «فارس» 22 سال این رازها را در سینه داشته و دم نزده؟
3- من نمیدانم چرا همه چیز توی ایران این قدر با delay همراه است.آنقدر که همه عادت کردهاند و همه چیز را این مدلی میپسندند. باز گلی به گوشه جمال رئیسجمهور که در افشای لیست مفسدان اقتصادی فقط 4 سال delay داشت. این نویسنده فارس که 22 سال delay دارد در افشاگری.
4- آیا افشاگری بعد از 22 سال باز هم بوی افشاگری میدهد، یا بوهای دیگری دارد؟
5- خوب که به موضوع نگاه میکنم، معلوم میشود که میردامادی و رفقایش طرح تصاحب بلندگوی مسجدالحرام را داشتهاند، خودشان هم ماجرا را به پلیس سعودی لو دادهاند. منتها نگفتهاند ما میخواهیم این کار را بکنیم و انداختهاند گردن مردم وگرنه چرا خودشان صحیح و سلامت برگشتند، ولی مردم به آن وضع افتادند؟
6- نویسنده «فارس» از دادگستری تهران خواسته تا این ماجرای حج سال 66 را پیگیری کند. حالا که آقایان دستشان به کار آشنا شده، بد نیست یک تستی هم در باب «قتل گریبایدوف»، «ماجراهای اصغر قاتل بروجردی»، «قتل عطار نیشابوری در جریان حمله مغول» و «به آتش کشیده شدن تخت جمشید» بزنند. بلکه جواب داد و این نقاط مبهم تاریخ هم تکلیفش تا جماعت مشارکتی در زندان هستند، روشن شد.
سایت آموزش ازدواج
محسن زنگنه، رئیس سازمان ملی جوانان استان تهران از راهاندازی اولین سایت رسمی آموزش الکترونیک ازدواج خبر داد و گفت: «مشکلات جمعیت جوان کشور درباره ازدواج و مسئله بلوغ زودرس از عوامل عمده راهاندازی این سامانه است».
راهاندازی این سایت را به همه جوانان سلحشور و دچار بلوغ زودرس کشور تبریک و تهنیت عرض میکنم. فقط کاش آقای زنگنه میگفتند که آیا امکان دانلود فیلم و عکس هم در این سایت وجود دارد یا نه؟ ما دلمان کوچک است و نمیتوانیم برای این که خودمان ببینیم تا 29 آبان صبر کنیم. فقط خیلی مواظب باشید که زبانملال هک نشود.
منبع : خبر آن لاین
شتاب کن موعود
غزلتر ازغزل انتظار من، برگرد
ابر ستاره شبهای تار من، برگرد
کرشمهای کن و چشمی خمار و در عوضش
تمامی هستی و دار و ندار من، برگرد
میان گردو غبار گمان، ترک برداشت
فسیل باور ایل و تبار من، برگرد
... کجاست شطح دو تار نگاه مشرقیات؟
که پینه بسته گلوی سه تار من، برگرد
بیا به یاری این پای ناتوان، افسوس
پر از گناه شده کوله بار من، برگرد
بکوب بر دف و با رقص تیغ عریانت
بچرخ دور جنون مدار من، برگرد
شهید کن عطشم را، شتاب کن موعود
به سر رسیده دگر انتظار من، برگرد
سعید یغمایی
گل نرگس
بهار آرام می آید به دیدار گل نرگس
نسیم فتح و پیروزی ز گلزار گل نرگس
صبا بر صحن باغستان سرود مهر می خواند
گلاب از عرش می ریزد به دربار گل نرگس
گل ناهید می سوزد زهجران دل عاشق
ستاره کام می گیرد ز دیدار گل نرگس
رواق ابروی احمد، فروغ دیده آدم
توان نور خورشیدی ز رخسار گل نرگس
قرار زورق نوح، و حجاب نیل موسایی
عروج قامت عیسی ز انوار گل نرگس
بهاران، مژده میلاد مهدی را بیان دارد
تمام قدسیان دیگر پرستار گل نرگس
گل نرگس ز چشم عاشقان پنهان نمی ماند
خوشا چشمی که می ماند وفادار گل نرگس
خوشا چشمی که می گرید به شوق دیدن رویش
خوشا قلبی که می باشد گرفتار گل نرگس
بگو ای جلوه سینا بگو ای عروة الوثقی
جهان آرام می گیرد ز گفتار گل نرگس
بگو ای زاده زهرا، بگو ای صاحب دلها
بگو ای آخرین معصوم و مهیار گل نرگس
منم فرزند مکه، جان احمد، وارث حیدر
یدالله فوق ایدیهم بود یار گل نرگس
منم مصلح، منم منجی، منم هادی، منم مهدی
منم غمخوار محرومان و دلدار گل نرگس
گل سوسن، گل مریم، گل اختر، گل لاله
گل امید می روید ز گلزار گل نرگس
گل دیگر نمی خواهم بجز باغ گل زهرا
دل مشتاق آشفته خریدار گل نرگس
(آشفته تهرانی)