دسته
وبلاگهاي برگزيده
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1827887
تعداد نوشته ها : 1695
تعداد نظرات : 564
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
 

برو بباغ و به گل‌ها سلام ما برسان

 

 

برو بباغ و به گل‌ها سلام ما برسان

به نسترن! به شقایق پیام ما برسان

 

به سروها، به سمن‌ها، به یاس‌های سپید

درود و تهنیت و احترام ما برسان

 

به ضیمران که زندچنگ در سلاسل بید

اطاعت و ادب و التزام ما برسان

 

به هرکجا شنوا گوش التفاتی بود

به وجه خیر و سلامت کلام ما برسان

 

به خوشه‌های اقاقی، به شاخه‌های تمشک

به اعتبار سخن،‌اهتمام ما برسان

 

بگو به دختر باران برقص بر در و دشت

نمی به کام «بهار صیام» ما برسان

 

بگو به ابر محبت، طراوش شعفی

از آن سحاب مودت به کام ما برسان

 

ببار بر سر باغ و گشای «ستر ربیع»

به حد لذت درکش مقام ما برسان

 

زلال آب روان را بچشمه سار بگو

نمی ز کوثر عرفان به جام ما برسان

 

بخوان بگوش جلودار تا رود به وفاق

به سالک سفر «دل» زمام ما برسان

 

اسیر سلطه خاریم و شب، خدای طرب

به صبح سلطنت «گل» دوام ما برسان

 

بیا و تشنگی ما «خمار مردم» را!

به گوش «ساقی غایب» امام ما برسان

 

ببین که «خون شقایق» گرفته دامن دشت

به «نور دیده نرگس» سلام ما برسان

 

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
يکشنبه بیست و چهارم 8 1388

صدور قرار التزام برای سردار رادان

پس از این تحقیق که کاملاً به صورت محترمانه انجام شده است، ‌قاضی پرونده قرار قضایی را که التزام اخلاقی به همکاری در ادامه روند تحقیق است، برای سردار رادان صادر کرده است.در قرارهای صادره قضایی، ‌قرار التزام، قرار کفالت، قرار وثیقه و بازداشت موقت به ترتیب شدت قرار دارند

قاضی ویژه پرونده جنایات بازداشتگاه کهریزک پس از جلسه تحقیق از سردار احمدرضا رادان، برای قائم‌مقام نیروی انتظامی قرار التزام صادر کرده است.

به گزارش خبرنگار «آینده»، با پیشرفت پرونده رسیدگی به جنایات بازداشتگاه کهریزک، از سردار رادان – قائم مقام نیروی انتظامی - تحقیق صورت گرفته است.

پس از این تحقیق که کاملاً به صورت محترمانه انجام شده است، ‌قاضی پرونده قرار قضایی را که التزام اخلاقی به همکاری در ادامه روند تحقیق است، برای سردار رادان صادر کرده است.

در قرارهای صادره قضایی، ‌قرار التزام، قرار کفالت، قرار وثیقه و بازداشت موقت به ترتیب شدت قرار دارند.

رسیدگی جدی به پرونده جنایات بازداشتگاه کهریزک پس از آن صورت می‌گیرد که رهبر انقلاب بر رسیدگی به تخلفات خاطیان پرونده کهریزک تأکید کرده بودند.

گفتنی است اخیرا هفته نامه پنجره با اشاره به این پرسش که متهمان کهریزک در روزهای حادثه‎انگیز تیر ماه یعنی در فاصله روزهای نوزده تا بیست و یکم تیر کجا بودند، با کنایه نوشته بود: پاسخ‌هایی که برخی افراد مرتبط با موضوع کهریزک به آن داده‌اند، قابل توجه است:

دادستان تهران در جوابیه‌ای که انتشار داد، اعلام کرد: «در روز‎های شنبه و یکشنبه، بیستم و بیست و یکم تیر ماه برای دفاع از رساله دکترا در مرخصی به سر می‌بردم.»گفته می‌شود که یک مقام انتظامی ارشد مرتبط با پرونده نیز در نوزدهم تیر ماه، یعنی روز بعد در سفری در شمال کشور بوده و ریاست بازداشتگاه کهریزک نیز در آن زمان در قم بوده است. 

منبع : آینده

دسته ها : خبر - سیاسی - حوادث
يکشنبه بیست و چهارم 8 1388
 

ای غایب از چشمان ما

 

 

یارا ببین هجران ما، این درد بی درمان ما، این خار در چشمان ما،

وین دیده گریان ما، این کوه غم بر جان ما، دیگر چه باشد آن ما،

 

ای غایب از چشمان ما

ای جلوه ای در طورما، ای نور اندر نور ما، نور دو چشم کور ما،

 

عیسای هر رنجور ما، در غربت و مستور ما، پر درد از هجران ما

 

ای غایب از چشمان ما

مستی عالم مست تو، هستی عالم هست تو، هست همه در دست تو،

 

دست همه پیوست تو، پیوسته جان پابست تو، گریان تو چشمان ما،

 

ای غایب از چشمان ما

موسی به قربان شما، عیسی به فرمان شما، یعقوب گریان شما،

 

یوسف پریشان شما، جان علی جان شما، دستم به دامان شما،

 

ای غایب از چشمان ما

مولا! زمان شیداییت، جان جهان سوداییت، پیوسته دل ارزانیت،

 

مجنون تو صحراییت، عالم همه قربانیت، یک گوشه چشمی حالیا،

 

ای غایب از چشمان ما

یارا سلامت می کنم، چشمم به راهت می کنم، دیده سرایت می کنم،

 

هر شب صدایت می کنم، این جان فدایت می کنم، ای نازنین پنهان ما،

 

ای غایب از چشمان ما

من تشنه روی توام، آشفته موی توام، در حسرت کوی توام،

 

صد لیلی بوی توام، در بند ابروی توام، جانان! به سوی جان بیا

 

ای غایب از چشمان ما

مستور چون زهرای ما، تنهای چون مولای ما، اسرار در سینای ما،

 

وی هم نوا با نای ما، وی اشک طوفان سای ما، ای کوثر آدینه ها،

 

ای غایب از چشمان ما

دل ها همه پروانه ات، دل ها همه کاشانه ات، دل ها همه دیوانه ات،

 

در حسرت پیمانه ات، پوینده راه خانه ات، گر بگذری بر کوچه ها،

 

ای غایب از چشمان ما

مولا جوابم می کنی، در غم هلاکم می کنی؟ پر اضطرابم می کنی؟

 

یا خود خطابم می کنی؟ خود انتخابم می کنی؟ تا من بیایم جمعه ها،

 

ای غایب از چشمان ما

زلف تو و ابروی تو، ماه تمام روی تو، وان حلقه های موی تو،

 

زیبا لب دلجوی تو، مینو شمیم کوی تو، وصف بهشت جان ما،

 

ای غایب از چشمان ما

یارا به راهت می شوم، جزو سپاهت می شوم، مست نگاهت می شوم،

 

همراز آهت می شوم، هم اشک چاهت می شوم، گر بگذری بر دیده ها،

 

ای غایب از چشمان ما

یارا غبارت می شوم، چون جان نثارت می شوم، در انتظارت می شوم،

 

دور مدارت می شوم، من بی قرارت می شوم، جانم به قربان شما،

 

ای غایب از چشمان ما

ای همدم باد سحر، در آسمان ما قمر، صد یوسف اندر پشت سر

 

آیینه خیر البشر، یعنی امام منتظر، برکش نقاب از ره بیا،

 

ای غایب از چشمان ما

ای شه امانم می دهی؟ خود را نشانم می دهی؟ ملک جهانم می دهی؟

 

سوز نهانم می دهی؟ هم خود زبانم می دهی؟ تا گویمت مدح و ثنا،

 

ای غایب از چشمان ما

جانا چراغ دل تویی، این دیده را ساحل تویی، آواره را منزل تویی،

 

نور دل غافل تویی، جان مرا قابل تویی، بشنو سلام جان ما،

 

ای غایب از چشمان ما

هر دم شوی اندر نظر، از بهر تو در پشت در، آیند اصحاب سحر،

 

جوینده ره بی پا و سر، خواهی بیایی از سفر؟ زیبانگار قرن ها،

 

ای غایب از چشمان ما

هم جان تو و جانان تویی، امداد بی پایان تویی، شه بیت هر دیوان تویی،

 

محبوب هر دوران تویی، ارباب صد خاقان تویی، بنما کرم بر این گدا،

 

ای غایب از چشمان ما

ای یوسف زهرا بیا، هم ناله با مولا بیا، آواز بعص آسا بیا،

 

اندر بقیع مأوا بیا، شرب مدام ما بیا، غایب ز جهل بیا،

 

ای غایب از چشمان ما

ای ساربان جان بیا، ای همره قرآن بیا، ای رونق ایمان بیا،

 

آب کویرستان بیا، نور شب هجران بیا، وی لولو و مرجان بیا،

مهدی جعفری

 

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
يکشنبه بیست و چهارم 8 1388
 امید خسته دلان باز آ... 

 

 

 

بازآ که دل هنوز به یاد تو دلبر است

جان از دریچه نظرم، چشم بر در است

 

بازآ دگر که سایه دیوار انتظار

سوزنده‌تر ز تابش خورشید محشر است

 

بازآ، که باز مردم چشمم ز درد هجر

در موج خیز اشک چو کشتی، شناور است

 

بازآ که از فراق تو ای غایب از نظر

دامن ز خون دیده چو دریای گوهر است

 

ای صبح مهر بخش دل، از مشرق امید

بنمای رخ که طالعم از شب، سیه‌تر است

 

زد نقش مهر روی تو بر دل چنان که اشک

آیینه‌دار چهره‌ات ای ماه منظر است

 

ای رفته از برابر یاران «مشفقت»

رویت به هر چه می‌نگرم در برابر است

 

استاد مشفق کاشانی

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
يکشنبه بیست و چهارم 8 1388

طنز / میردامادی حجاج را کشت

 شکیبا، شهرام  - خوب که به موضوع نگاه می‌کنم، معلوم می‌شود که میردامادی و رفقایش طرح تصاحب بلند‌گوی مسجد‌الحرام را داشته‌اند، خودشان هم ماجرا را به پلیس سعودی لو داده‌اند

من اصل مطلب را نخواندم. داشتم «تابناک»‌را می‌گشتم آنجا دیدم که نوشته‌اند: «خبرگزاری فارس در مطلبی با اشاره به سوابق محسن میردامادی، دبیر‌کل حزب مشارکت که هم‌اکنون در زندان به سر می‌برد، اتهام کشتار حاجیان ایرانی توسط دولت سعودی را به وی منتسب کرد.»

ظاهراً «فارس» نوشته میردامادی و رفقایش می‌خواستند بلند‌گوی مسجد‌الحرام را تصاحب کنند و شعار مرگ بر آمریکا بدهند. پلیس عربستان فهمیده و شدت عمل نشان داده است.

1- آیا موارد اتهامی فوق جزو اعترافات میردامادی است؟ یعنی او حتی به خیانت‌های 22 سال پیش خود هم اعتراف کرده؟

2- اگر جزو اعترافات نیست، پس یعنی نویسنده محترم «فارس» 22 سال این راز‌ها را در سینه داشته و دم نزده؟

3- من نمی‌دانم چرا همه چیز توی ایران این قدر با delay همراه است.آنقدر که همه عادت کرده‌اند و همه چیز را این مدلی می‌پسندند. باز گلی به گوشه جمال رئیس‌جمهور که در افشای لیست مفسدان اقتصادی فقط 4 سال delay داشت. این نویسنده فارس که 22 سال delay دارد در افشاگری.

4- آیا افشاگری بعد از 22 سال باز هم بوی افشاگری می‌دهد، یا بو‌های دیگری‌ دارد؟

5- خوب که به موضوع نگاه می‌کنم، معلوم می‌شود که میردامادی و رفقایش طرح تصاحب بلند‌گوی مسجد‌الحرام را داشته‌اند، خودشان هم ماجرا را به پلیس سعودی لو داده‌اند. منتها نگفته‌اند ما می‌خواهیم این کار را بکنیم و انداخته‌اند گردن مردم وگرنه چرا خودشان صحیح و سلامت برگشتند، ولی مردم به آن وضع افتادند؟

6- نویسنده «فارس» از دادگستری تهران خواسته تا این ماجرای حج سال 66 را پی‌گیری کند. حالا که آقایان دستشان به کار آشنا شده، بد نیست یک تستی هم در باب «قتل گریبایدوف»، «ماجرا‌های اصغر قاتل بروجردی»، «قتل عطار نیشابوری در جریان حمله مغول»‌ و «به آتش کشیده شدن تخت جمشید» بزنند. بلکه جواب داد و این نقاط مبهم تاریخ هم تکلیفش تا جماعت مشارکتی در زندان هستند، روشن شد.

سایت آموزش ازدواج

محسن زنگنه، رئیس سازمان ملی جوانان استان تهران از راه‌اندازی اولین سایت رسمی آموزش الکترونیک ازدواج خبر داد و گفت: «مشکلات جمعیت جوان کشور درباره ازدواج و مسئله بلوغ زودرس از عوامل عمده راه‌اندازی این سامانه است».

راه‌اندازی این سایت را به همه جوانان سلحشور و دچار بلوغ زودرس کشور تبریک و تهنیت عرض می‌کنم. فقط کاش آقای زنگنه می‌گفتند که آیا امکان دانلود فیلم و عکس هم در این سایت وجود دارد یا نه؟ ما دلمان کوچک است و نمی‌توانیم برای این که خودمان ببینیم تا 29 آبان صبر کنیم. فقط خیلی مواظب باشید که زبانم‌لال هک نشود.

منبع : خبر آن لاین

دسته ها : ادبی - طنز - سیاسی
يکشنبه بیست و چهارم 8 1388
حقایقی شگفت‌انگیز و جالب درباره خواب
آیا تابحال خواب خود را فراموش کرده‌اید؟ آیا دچار بختک شده‌اید؟ خوابهای رنگی چطور؟ آیا تا به حال دیده‌اید؟

۱ – خواب دیدن افراد نابینا

کسانی که بعد از تولد نابینا می‌شوند می‌توانند تصاویر را در خواب ببینند. افرادی که نابینا به دنیا می‌آیند نمی‌توانند در خواب تصاویر را ببینند، اما نابینایان خوابهایی به شفافی افراد بینا دارند، که البته شامل حواس پنج گانه دیگر مثل شنوایی، چشایی، بویایی، لامسه و حتی عواطف حسی است. تصور کردن این امر برای انسانهای بینا مشکل است اما احتیاج بدن به خوابیدن به قدری زیاد است که می‌تواند به طور مجازی تمامی موقعیت‌های فیزیکی را تا مرحله به وقوع پیوستن آن به کار گیرد.


۲ – ۹۰ درصد خوابها فراموش می‌شوند

نیمی از رویاها در همان ۵ دقیقه اول پس از برخاستن از خواب و ۹۰ درصد آنها پس از ۱۰ دقیقه فراموش می‌شوند. یک روز صبح، شاعری معروف به نام ساموئل تیلور کلریج با یک رویای خیلی عجیب و غریب (بر اثر استعمال مواد مخدر) بیدار شد. کاغذ و قلم را برداشت تا هرچه در خواب دیده بود را یادداشت کند. این اثر «کوبلا خان» تبدیل به یکی از اشعار معروف انگلیسی شد. شعر او در بیت پنجاه و چهارم به وسیله فردی از شهر پارلاک قطع شد. کلریج قصد داشت شعرش را ادامه دهد ولی نتوانست بقیه خوابش را به یاد بیاورد، این اثر هیچ وقت کامل نشد.

در شهر زانادا ، به فرمان کوبلا خان
منزلگاهی باشکوه و مجلل ساخته شد
جایی که رودخانه مقدس آلف
در میان مغاکهای بی حد و مرز
از انسان تا دریاهای بی افق
جریان داشت.

یک مورد عجیب و غریب دیگر داستانی برخاسته از خواب به نام «دکتر جکیل و آقای هاید ویلست» اثر رودبرت لوییس استیونسون بود. داستان ماری شلی فرانکشتاین نیز زاییده خیالی یک رویاست.


۳ – همه مردم خواب می‌بینند

تمامی افراد (به جز مواردی از بیماری‌های شدید روانی) خواب می‌بینند. اما زنها و مردها رویاها و عکس العمل‌های متفاوتی نسبت به یکدیگر دارند. مردها تمایل دارند درباره سایر همجنسان خود خواب ببینند در حالی که زنان در خوابهایشان به طور مساوی دیگر زنان و مردان را می‌بینند.


۴ – خواب دیدن از بروز جنون جلوگیری می‌کند

در آزمایش جدیدی که درباره خواب بر روی تعدادی دانشجو انجام گرفت، مشاهده شد دانشجویانی را که در لحظه شروع خواب دیدن بیدار کردند (بعد از بیدار کردن به آنها اجازه داده شد که ۸ ساعت دیگر بخوابند) همگی دارای عدم تمرکز حواس، زودرنجی و کج خلقی، توهم و حتی بعد از ۳ روزنشانگر علائمی از جنون بودند. در نهایت وقتی به آنها اجازه داده شد که چرتی بزنند، ذهن آنها زمان از دست رفته را ترمیم کرد و سطح کارایی خواب آنها را افزایش داد.


۵ – فقط شناخته شده‌ها به خواب ما می‌آیند

رویا‌ها مکرراً از نقش بازی کردن افراد غریبه پر می‌شود. ذهن ما چهره افراد غریبه را در عالم رویا نمی‌سازد، بلکه آن چهره‌های افراد حقیقی هستند که ما در طول زندگی دیده ایم ولی آنها را به خاطر نمی‌آوریم یا نمی‌شناسیم. برای مثال شیطان خون آشامی که در آخرین خوابتان دیده‌اید ممکن است شخصی بوده باشد که وقتی بچه بودید شما را کتک زده و یا با پدر شما بحث و مشاجره کرده است! همه ما در طول زندگی چهره صدها هزار نفر را دیده‌ایم، بنابرین ذهن ما منبع بی‌پایان شخصیت‌هایی است که هنگام خواب دیده می‌شوند.


۶ – همه افراد خوابهای رنگی نمی‌بینند

12 درصد افراد بینا فقط خوابهای سیاه وسفید و بقیه افراد تمامی رنگها را در خوابهایشان می‌بینند. مردم موضوعات مشترکی را در رویاهایشان می‌بینند. مثل موقعیت‌های مربوط به مدرسه، تعقیب شدن، درجا دویدن، سقوط کردن، دیر رسیدن، دیدن مرگ کسی که زنده است، پرواز کردن، مردود شدن در امتحان و یا تصادف با اتومبیل. علت اینکه چرا به افرادی که خوابهای مربوط به درگیری و ناآرامی و مرگ را رنگی می‌بینند، فشارها و ضربه‌های روانی بیشتری وارد می‌شود، هنوز ناشناخته است.


۷ – خوابها آنچه که می‌بینیم نیستند

اگر شما درباره چیز خاصی خواب می‌بینید، الزاماً همیشه آن چیزی نیست که در تصویر می‌بینید. خوابها با زبانی بسیار سمبلیک با آدمی سخن می‌گویند. ذهن نیمه هوشیار شما می‌کوشد تا رویاهایتان را با اشیاء مشابه آن مقایسه و تلفیق کند.
مثل سرودن یک شعر و استفاده از آرایه تشبیه: مورچه‌ها مثل ماشینی که هیچ وقفه‌ای ندارد کار می‌کردند.

ولی شما هیچ وقت چیزی را با خودش مقایسه نمی‌کنید. به طور مثال هرگز نمی‌گوییم: آن غروب زیبا مثل غروبی زیبا بود. بنابرین ذهن شما ممکن است از هرسمبلی برای هر شیء استفاده کند ولی کمتر اتفاق افتاده که خود شیء سمبل خودش باشد.


۸ – ترک کنندگان دخانیات رویاهای واضحتری می‌بینند

کسانی که برای مدت طولانی سیگار می‌کشیدند و اکنون آن را ترک کرده‌اند، رویاهای شفاف‌تر و پاکتری نسبت به گذشته می‌بینند. طبق تحقیقات مجله روانشناسی ناهنجاری: در میان ۲۹۳ ترک کننده که ۱ تا ۴ هفته از دوره ترک آنها گذشته، ۳۳ درصد آنها حداقل ۱ بار خوابهایی مربوط به استعمال دخانیات را دیده‌اند. در بیشتر این خوابها، این افراد خودشان را در حال مصرف می‌دیدند و احساسات بسیار شدید منفی مثل، وحشت و اضطراب و گناه به آنها دست می‌داد.همچنین ۹۷ درصد ترک کنندگان تنباکو در مدت استعمال این خوابها را نمی‌دیده‌اند و عمدتاً فقط در دوران ترک مواد این خوابها دیده می‌شده است.این خوابها شفاف‌تر از خوابهای معمول بوده و مهمترین علامت مشترک ترک تنباکو گزارش شده است.


۹ – محرکات بیرونی به رویاها حمله می‌کنند

خیلی از ما فرایندی به نام تداخل خواب را تجربه کرده ایم. مثلاً هنگامی که صدایی را بیرون از عالم خواب شنیده‌ایم، به نحوی با خواب ما تداخل پیدا کرده است. مثالی مشابه این است که وقتی شما به صورت فیزیکی و در واقعیت تشنه هستید، ذهن شما این احساس را با خوابتان تلفیق می‌کند. سپس به صورت مداوم پارچ‌های بزرگ آب را می‌نوشید و خود را سیراب می‌کنید، دقایقی بعد دوباره تشنه می‌شوید و آب می‌نوشید، تشنه می‌شوید … آب می‌نوشید … و این چرخه تا وقتی بیدار می‌شوید تکرار می‌شود تا اینکه در عالم واقعیت آب بنوشید.


۱۰ – طی خواب بدن فلج می‌شود

می خواهید باور کنید یا نه، بدن شما در حقیقت هنگام خواب فلج می‌شود. به نظر می‌رسد این اتفاق از حرکت ناخواسته بدن و به نمایش گذاشتن رویاها جلوگیری می‌کند. بر اساس مقاله خواب در ویکی پدیا : غدد شروع به ترشح کردن هورمونی می‌کنند که به القای خواب کمک می‌کند، نورونها سیگنالهایی را به نخاع می‌فرستند که که باعث آرامش بدن می‌شود و کمی بعد بدن بی حس و فلج می‌شود.

بیشتر بدانید:
- وقتی خروپف می‌کنید، نمی‌توانید خواب ببینید.
- کودکان نوپا تا وقتی به سن ۳ سالگی برسند درباره خودشان خواب نمی‌بینند. آنها عموماً در همان سن تا ۷ یا ۸ سالگی شان کابوسهای بیشتری نسبت به بزرگسالان می‌بینند.
- اگر شما را به طور ناگهانی از خوابی کوتاه بیدار کنند، رویاهای واضح‌تری را نسبت به وقتی که تمام شب را خوابیده اید به یاد می‌آورید.

منبع: از وبلاگستان
دسته ها : علمی - مقالات
يکشنبه بیست و چهارم 8 1388
روایت رهبرانقلاب ازاولین دیدارباعلامه جعفری
در عین این‌که ایشان [علامه جعفری] یک مرد هفتاد و چند ساله بودند، ولى تا آخرین بارى که ایشان را دیدیم، باز انسان همان حالت و همان شور و همان تحرّک را در ایشان مى‌دید.

به گزارش پایگاه اینترنتی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر انقلاب اولین دیدار خود با علامه جعفری که در دیدار خانواده و مسئولان ستاد برگزارى مراسم ارتحال استاد علامه محمدتقى جعفرى (ره) در 17/09/1377 را چنین شرح می‌دهند:

در آقاى جعفرى (رحمةاللَّه علیه) خصوصیات برجسته‌اى بود که به‌نظر من همه‌ اینها براى نسل جوان و پژوهنده و اهل علم و تحقیق الگوست. ایشان آن وقتى که کارهاى تحقیقى خودشان را شروع کردند، خیلى جوان بودند.

البته من حدود سال‌هاى 34 و 35 بود که ایشان را شناختم. ایشان تازه از نجف آمده بودند و جوان و فاضل و اهل تحقیق و فعّال و پرشور و مورد احترام بزرگان ما ـ مانند مرحوم آقاى میلانى و بعضى از آقایان دیگر در مشهد ـ و نیز مورد احترام طلّاب بودند. اخوانشان هم در مشهد بودند؛ مثل آقاى آمیرزا جعفر که مرد بسیار باصفا و با معنویت و باروحى است. بله، عرض مى‌کردم که ایشان هم به مناسبتى به مشهد آمده بودند و چند ماه یا یک سال ـ درست یادم نیست ـ در مشهد ماندند. ما از آن‌جا با ایشان آشنا شدیم. در ایشان واقعاً روح تحقیق و تفحّص و نشاط و شور علمى مشاهده مى‌شد.

این روحیه، از دوران جوانى تا پایان عمر ادامه داشت. آن وقت ایشان تقریباً سى و چند ساله بودند.

همه‌ این شور جوانى، در کار علمى و فکرى و بحث و نوشتن و تحقیق و مطالعه و این‌گونه کارها صرف مى‌شد و البته حافظه‌ فوق‌العاده و استعداد علمى ایشان هم به جاى خود محفوظ بود. این حالت تا همین آخر هم ادامه داشت که این چیز عجیبى است. یعنى در عین این‌که ایشان یک مرد هفتاد و چند ساله بودند، ولى تا آخرین بارى که ایشان را دیدیم ـ به گمانم یک سال، یا هفت، هشت ماه پیش بود که ایشان را ما زیارت کردیم ـ باز انسان همان حالت و همان شور و همان تحرّک را در ایشان مى‌دید.

این خیلى باارزش و قیمتى است که انسان نگذارد گذشت زمان و حوادث گوناگون، شور و تحرّک و تهیّجى را که خداى متعال در او قرار داده و مى‌تواند آن را مثل یک سرمایه‌ گرانبها براى پیشرفت‌هاى گوناگون در میدان‌هاى مختلف مصرف کند، از بین ببرد.

به‌هرحال وجود ایشان، حقیقتاً وجود ذى‌قیمتى بود و براى اسلام و مسلمین و نظام اسلامى ارزش داشت. ایشان تا آخر هم کار کردند؛ یعنى واقعاً آقاى جعفرى هیچ وقت از کارافتاده و کنار نشسته و بیکاره نشدند و دائم مشغول کار و تلاش و تحرّک بودند. خداوند ان‌شاءاللَّه درجاتشان را عالى کند.
منبع : تابناک
دسته ها : مذهبی - خاطرات
يکشنبه بیست و چهارم 8 1388

آرامش با کتاب
امام على (علیه السلام):
مَن تَسَلَّی بِالکُتُبِ لَم تَفُتْهُ سَلوَةٌ.
کسی که با کتاب‌ها خود را آرامش دهد، هیچ آرامشی را از دست نخواهد داد.
Everybody calms himself with books, won’t lose any solace.
غرر الحکم، ح 991
دسته ها : مذهبی - احادیث
يکشنبه بیست و چهارم 8 1388
 

شتاب کن موعود

 

 

غزل‌تر ازغزل انتظار من، برگرد

ابر ستاره شبهای تار من، برگرد

 

کرشمه‌ای کن و چشمی خمار و در عوضش

تمامی هستی و دار و ندار من، برگرد

 

میان گردو غبار گمان، ترک برداشت

فسیل باور ایل و تبار من، برگرد

 

... کجاست شطح دو تار نگاه مشرقی‌ات؟

که پینه بسته گلوی سه تار من، برگرد

 

بیا به یاری این پای ناتوان، افسوس

پر از گناه شده کوله بار من، برگرد

 

بکوب بر دف و با رقص تیغ عریانت

بچرخ دور جنون مدار من، برگرد

 

شهید کن عطشم را، شتاب کن موعود

به سر رسیده دگر انتظار من، برگرد

 

سعید یغمایی

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
شنبه بیست و سوم 8 1388
آزمون قوه قضائیه
علی مطهری
در چند روز گذشته دو حادثه تلخ اخلاقی اتفاق افتاد که علاوه بر آنکه یک انحطاط اخلاقی برای جامعه ما به شمار می‌رود، آزمونی است برای مدیریت جدید قوه قضائیه که چگونه با این دو حادثه برخورد می‌کند، آیا مانند مدیریت قبلی لبخندی ملیح به جامعه تحویل می‌دهد یا چنان برخورد می‌کند که لرزه بر اندام شرورانی بیفتد که به دنبال خلق وقایعی مشابه هستند؟

اجمال حادثه اول این است که دو مرد شرور در جنوب تهران زنی 32 ساله را با تهدید چاقو سوار خودروی پراید می‌کنند و پس از انتقال به قیامدشت در کنار خیابان و داخل خودرو به او تجاوز می‌کنند. دو شرور دیگر ظاهرا به بهانه نجات آن زن او را به خودرو دیگری منتقل نموده همین کار را تکرار می‌کنند.
سپس دو نفر از دوستان آنها نیز همین خباثت اخلاقی را مرتکب می‌شوند، یعنی زنی که عازم منزل یا هر مقصدی بوده است، ناگاه توسط شش مرد مورد تجاوز قرار می‌گیرد.

خوشبختانه پلیس آن شش شرور را بازداشت می‌کند و پرونده تشکیل می‌دهد، ولی معلوم نیست که آیا این حادثه تلخ همانند حوادث مشابه قبلی در پیچ و خم مراحل قضایی به فراموشی سپرده شده و حق آن زن و جامعه نادیده گرفته می‌شود و حداکثر چند سال بعد مجازات اندکی برای مجرمان تعیین و در گوشه روزنامه‌ای درج می‌گردد به طوری که دیگر نه خاصیت تسلی بخشی برای مظلوم و بازگرداندن آرامش روانی به جامعه را دارد و نه خاصیت عبرت آموزی برای سایر شروران، یا اینکه مدیریت جدید قوه قضائیه این بار با مجازات سریع مجرمان و با عمل به اصل تشهیر و معرفی این شروران با نام و نام خانوادگی و عکس به جامعه، درسی به یادماندنی به آنها و همکارانشان می‌دهد؟

همین طور است درباره حادثه دوم که سه شرور وارد خانه‌ای می‌شوند و در حضور مرد خانواده به همسرش تجاوز می‌کنند. خوشبختانه این سه نفر نیز توسط پلیس بازداشت می‌شوند. آنها در بازجویی می‌گویند مدتی بود که این زن را در محله می‌دیدیم و از او خوشمان آمده بود، به همین دلیل تصمیم به این کار گرفتیم!

در اینجا نیز باید ببینیم قوه قضائیه چه برخوردی با این افراد می‌کند، آیا توجهی به حق جامعه و بازدارندگی مجازات آنها خواهد داشت یا با تساهل و تسامح خود موجبات تشویق چنین افرادی را فراهم می‌کند به طوری که هر شروری با یک محاسبه ساده و ارزیابی سود و زیان این گونه جرمها تصمیم به اقدام بگیرد. باید دید قوه قضائیه همان مقدار که در مورد امنیت سیاسی و حفظ نظام حساسیت به خرج می‌دهد در مورد امنیت اخلاقی جامعه نیز که یکی از اهداف نظام اسلامی است حساسیت نشان می‌دهد؟

به هر حال باید منتظر ماند و دید مدیریت جدید قوه قضائیه چگونه از این آزمون بیرون می‌آید؟ سرفراز یا مانند گذشته مردود؟
مطالب مرتبط
منبع : تابناک
دسته ها : مقالات - اجتماعی
شنبه بیست و سوم 8 1388
 

گل نرگس

 

 

بهار آرام می آید به دیدار گل نرگس

نسیم فتح و پیروزی ز گلزار گل نرگس

 

صبا بر صحن باغستان سرود مهر می خواند

گلاب از عرش می ریزد به دربار گل نرگس

 

گل ناهید می سوزد زهجران دل عاشق

ستاره کام می گیرد ز دیدار گل نرگس

 

رواق ابروی احمد، فروغ دیده آدم

توان نور خورشیدی ز رخسار گل نرگس

 

قرار زورق نوح، و حجاب نیل موسایی

عروج قامت عیسی ز انوار گل نرگس

 

بهاران، مژده میلاد مهدی را بیان دارد

تمام قدسیان دیگر پرستار گل نرگس

 

گل نرگس ز چشم عاشقان پنهان نمی ماند

خوشا چشمی که می ماند وفادار گل نرگس

 

خوشا چشمی که می گرید به شوق دیدن رویش

خوشا قلبی که می باشد گرفتار گل نرگس

 

بگو ای جلوه سینا بگو ای عروة الوثقی

جهان آرام می گیرد ز گفتار گل نرگس

 

بگو ای زاده زهرا، بگو ای صاحب دلها

بگو ای آخرین معصوم و مهیار گل نرگس

 

منم فرزند مکه، جان احمد، وارث حیدر

یدالله فوق ایدیهم بود یار گل نرگس

 

منم مصلح، منم منجی، منم هادی، منم مهدی

منم غمخوار محرومان و دلدار گل نرگس

 

گل سوسن، گل مریم، گل اختر، گل لاله

گل امید می روید ز گلزار گل نرگس

 

گل دیگر نمی خواهم بجز باغ گل زهرا

دل مشتاق آشفته خریدار گل نرگس

 

(آشفته تهرانی)

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
شنبه بیست و سوم 8 1388
X