دسته
وبلاگهاي برگزيده
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1827826
تعداد نوشته ها : 1695
تعداد نظرات : 564
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

ضامن آهو
در بند هواییم یا ضامن آهو
در فتنه رهاییم یا ضامن آهو
بیتاب و شکیبیم تنها و غریبیم
بیسقف و سراییم یا ضامن آهو
عریانی پائیز خاموشی پرهیز
بیبرگ و نواییم یا ضامن آهو
سرگشتهتر از عمر برگشتهتر از بخت
جویای وفاییم یا ضامن آهو
آلوده بدنام فرسوده ایام
با خود به جفاییم یا ضامن آهو
آلوده مبادا فرسوده مبادا
اینگونه که ماییم یا ضامن آهو
پوچیم و کم از هیچ هیچیم و کم از پوچ
جز نام نشاییم یا ضامن آهو
ننگینی نامیم سنگینی ننگیم
در رنج و عناییم یا ضامن آهو
بی رد و نشانیم از دیده نهانیم
امواج صداییم یا ضامن آهو
صید شب و روزیم پابند هنوزیم
در چنگ فناییم یا ضامن آهو
مجبور مخیر ابداع مکرر
تقدیر قضاییم یا ضامن آهو
افتاده به عصیان تن داده به کفران
آلوده رداییم یا ضامن آهو
حیران شدة رنج توفان زدة درد
دریای بکاییم یا ضامن آهو
تو گنج نهانی ما رنج عیانیم
بنگر به کجاییم یا ضامن آهو
با دامنی اندوه خاموشتر از کوه
فریاد رساییم یا ضامن آهو
با رنج پیاپی در معرکه ری
بیقدر و بهاییم یا ضامن آهو
نه طالع مسعود نه بانگ خوش عود
زندانی ناییم یا ضامن آهو
در غربت یمگان در محبس شروان
زنجیر به پاییم یا ضامن آهو
رانده ز نیستان مانده ز میستان
تا از تو جداییم یا ضامن آهو
سودای ضرر ما کالای هدر ما
اوقات هباییم یا ضامن آهو
دلخسته و رسته از هر چه گسسته
خواهان شماییم یا ضامن آهو
روزی بطلب تا یک شب به تمنا
نزد تو بیاییم یا ضامن آهو
در صحن و سرایت ایوان طلایت
بالی بگشاییم یا ضامن آهو
با ما کرم تو ما در حرم تو
ایمن ز بلاییم یا ضامن آهو
چشم از تو نگیریم جز تو نپذیریم
اصرار گداییم یا ضامن آهو
مشتاق زیارت تا جبهه طاعت
بر خاک تو ساییم یا ضامن آهو
گوهر چه نباید گو هر چه بباید
در کوی رضاییم یا ضامن آهو
آیا بپذیری ما را بپذیری؟
در خوف و رجاییم یا ضامن آهو
مهر است و اگر قهر شهد است و اگر زهر
تسلیم شماییم یا ضامن آهو
فریادرسی تو عیسی نفسی تو
محتاج شفاییم یا ضامن آهو
هر چند گنهکار هر قدر سیهکار
بیرنگ و ریاییم یا ضامن آهو
ما بنده درگاه در پیش تو، اما
در عشق خداییم یا ضامن آهو
در رنج و تباهی وقتی تو بخواهی
آزاد و رهاییم یا ضامن آهو
ای چشمه خورشید مهر تو درخشید
در عین بقاییم یا ضامن آهو
ما همسفر شوق فریادگر شوق
آوای دراییم یا ضامن آهو
همخانه شبگیر همسایه تأثیر
پرواز دعاییم یا ضامن آهو
همراز به خورشید دمساز به ناهید
در شور و نواییم یا ضامن آهو
همصحبت صبحیم هم سوی نسیمیم
هم دوش صباییم یا ضامن آهو
ما خاک ره تو در بارگه تو
گویای ثناییم یا ضامن آهو
سوگند الستیم پیمان نشکستیم
در عهد بلیییم یا ضامن آهو
یار ضعفا تو خود ضامن ما تو
ما اهل خطاییم یا ضامن آهو
هم مسکنت ما هم مرحمت تو
مسکین غناییم یا ضامن آهو
از فقر سرودیم یا فخر نمودیم
فخر فقراییم یا ضامن آهو
نه نقل فلاطون نه عقل ارسطو
جویای هداییم یا ضامن آهو
هنگامه وهم آن کجراهه فهم این
ما اهل ولاییم یا ضامن آهو
از گوهر پاکیم از کوثر صافیم
فرزند نیاییم یا ضامن آهو
چاووش شبرزم سرجوش تب رزم
شوق شهداییم یا ضامن آهو
ایمان به تو داریم یونان بگذاریم
تشریک زداییم یا ضامن آهو
منشور نشابور سر سلسله نور
با حکمت و راییم یا ضامن آهو
تو راه مجسم گر راه به عالم
جز تو بنماییم یا ضامن آهو
تا صور قیامت با شور ندامت
شایان جزاییم یا ضامن آهو
حقخواهی استاد آگاهیمان داد
کز تو بسراییم یا ضامن آهو
در صفّه مولا همراه «مصفا»
اصحاب صفاییم یا ضامن آهو
این بخت «سهیل» است کش سوی تو میل است
در نور و ضیاییم یا ضامن آهو
زین نظم بدایع وین اختر طالع
اقبال هماییم یا ضامن آهو

سهیل محمودی

دسته ها : ادبی - شعر
پنج شنبه بیست و سوم 7 1388
 
   بدون اطلاع قبلی
دم در بیمارستان شهید می‌شوم
نگهبانی دست مرا می‌گیرد
و به سمت بهشت می‌برد
به غرفه‌های ستاره و گل
قدم می‌نهم

جام‌های بهشتی
یک‌بار مصرف است
سیگاری روشن می‌کنم
و خاکسترش را در ملکوت می‌تکانم
سکوت می‌شکند
مومنان از زیارت هم جا می‌‌خورند

جام پنجره‌ها
لبریز از سوال
روی دست کنج‌کاوی‌ها چرکین می‌شود
فرشته‌ی من ساعت می‌زند
و نگهبان بدون اطلاع قبلی
از پیروزی شیعیان جنوب لبنان
حراست می‌کند

ایندرال، آدرنالین، منشاوی، آرنولد...
خسته‌ام از بازیگوشی
میان خیابان
و عبور از خط‌کشی‌های منطقه‌دار
هستی

حس می‌کنم حوصله‌ی مرا ندارد
در کنار ستاره و گل
سرم به چارچوب‌های خیالی می‌خورد
بدون اطلاع قبلی
دم در بیمارستان شهید می‌شوم
و در حاشیه‌ی میدان شهدا
فرشته‌ی جوانی در دل آه می‌کشد
و آرزوهای گرسنه مرا بدرقه می‌کند...

                                 مرحوم سید حسن حسینی

دسته ها : ادبی - شعر
پنج شنبه بیست و سوم 7 1388

امانت

شاعری وارد دانشکده شد

دم در

ذوق خود را به «نگهبانی» داد!



 



نان و
پسته


شاعری می‌لنگید

ناقدی نان می‌خورد!



 



اشتباه

شاعری قبله‌نما را گم کرد

سجده بر

مردم کرد!



 



آرامش

شاعری

وام گرفت

شعرش آرام گرفت!



 



طریقت
نو


زاهدی نوبنیاد

راه و رسم عرفا پیشه گرفت

لنگ مرغی برداشت

و به آهنگ حزین آه کشید:

«مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک!»



 





عطش و دریا

شاعر تشنه

ز دریا می‌گفت

اهل بیت سخنش را

به اسارت بردند!



 



تاجر و
تریبون

شاعری پرپر شد

گل کرد!



 



مراعات
نظیر


تاجری دسته گلی پرپر دید

یاد پروانه‌ی کسبش افتاد!



 



سرقت

شاعری

آینه‌ای را دزید

روی آیینه‌ی مسروقه نوشت:

بیدلی در همه احوال خدا با او بود!



 



تفاّل

تاجری فال گرفت

غزلی لامیه آمد-

تاجر

چیزی از شعر نفهمید اما

چشم مبهوتش را قافیه‌ی «مال» گرفت

منبع : نوش داروی طرح ژنریک

دسته ها : ادبی - شعر
پنج شنبه بیست و سوم 7 1388

اتفاق سبز


دوید خون تو در خاک ، لاله پیدا شد
به چاه ریخت صدای تو ناله پیدا شد


گل همیشه بهار محمدی چو شگفت
ز شرم ، لاله عرق کرد ، ژاله پیدا شد


شراب و ساقی و میخانه بود و ظریف نبود
همین که دور تو آمد پیاله پیدا شد


شرای خانگی سال های سال سکوت
خروش کرد ، می پنج ساله پیدا شد


زشرم سوختن آن سلاله ی خورشید
به گرد آینه ی ماه هاله پیدا شد


دلا به دامن این اتصال سبز آویز
که هرچه آینه از این سلاله پیدا شد

 

علیرضا قزوه

دسته ها : ادبی - شعر
چهارشنبه بیست و دوم 7 1388
آبروی آدم
همان امام غریبی که شانه اش خم بود
به روی شانه ی پیرش غم دو عالم بود
میان صحن حسینیه ی دو چشمانش
همیشه خاطره ی ظهر یک محرم بود
دل شکسته ی او را شکسته تر کردند
 شبیه مادر مظلومه اش پر از غم بود
اگر تمام ملائک زگریه می مردند
به پای خانه ی آتش گرفته اش کم بود
حدیث حرمت او را به زیر پا بردند
اگر چه آبروی خاندان آدم بود
شتاب مرکب و بند و تعلل پایش
زمینه های  زمین خوردنش فراهم بود
مدینه بود و شرر بود و خانه ای ساده
چه خوب می شد اگر یک کمی حیا هم بود
امان نداشت که عمامه ای به سر گیرد
همان امام غریبی که شانه اش خم بود

سروده علی اکبر لطیفیان
دسته ها : ادبی - مذهبی - شعر
چهارشنبه بیست و دوم 7 1388
آبروی آدمهمان امام غریبی که شانه اش خم بودبه روی شانه ی پیرش غم دو عالم بودمیان صحن حسینیه ی دو چشمانشهمیشه خاطره ی ظهر یک محرم بوددل شکسته ی او را شکسته تر کردند شبیه مادر مظلومه اش پر از غم بوداگر تمام ملائک زگریه می مردندبه پای خانه ی آتش گرفته اش کم بودحدیث حرمت او را به زیر پا بردنداگر چه آبروی خاندان آدم بودشتاب مرکب و بند و تعلل پایشزمینه های  زمین خوردنش فراهم بودمدینه بود و شرر بود و خانه ای سادهچه خوب می شد اگر یک کمی حیا هم بودامان نداشت که عمامه ای به سر گیردهمان امام غریبی که شانه اش خم بود

سروده علی اکبر لطیفیان
دسته ها : ادبی - مذهبی - شعر
سه شنبه بیست و یکم 7 1388

بانوی آب


بانوی آب
چون هاله ای ز عاطفه ماه
با جامه ای ز نور
- در قصر آفرینش کامل -  خورشید وار
ایستاده
                 به درگاه
نامش
ظهور زهره در آفاق عشق
مهرش
فروغ سرمدی دلهاست
با ابر مهربانی دستانش
بانوی آب
در لحظه های آبی رویاست
آئینه ی کرامت دریاست
 
او
والاترین امیره ی گلها
در دست مداین روحانی است
شعر شرف
بر سینه کتیبه تاریخ
اسطوره ی شگفت طهارت
منظومه ی فضایل انسانی است


گهواره ی دو شیر شجاعت
در جنگل ستاره و خنجر
باران شامگاهی
بر گسترای مزرعه کهکشان
آموزگار صبح
              بر پاکی و صفاست
بانوی باستانی دلها
- آمیزه ی تعقل و پرهیز –
معنای زن
در مکتب مبارک قرآنی است


با او سخن
جز با وضوی اشک مگویید
وز او نشانه ای
جز در جهان ساکت و خاکستری خواب مجویید
کان نخل رنجدیده
                  و آن سرو سوگوار
- از مرگ ارغوانی خورشید –
تعبیر صادقانه ی اندوه
در شعر ناتمام جوانی است


بانوی بانوان
برج بلند و سبز رهایی
از خاک و خاکیان
معراج نور
از پهنه ی زمین
      تا عرش آسمان...
                                                   بهمن صالحی

دسته ها : ادبی - شعر
سه شنبه بیست و یکم 7 1388

فلسفه


روزهاست که می‌خوانم
هر روز می‌خوانم
تکرار می‌کنم، مرور می‌کنم
و باز می‌خوانم
اما هنوز اول خطم
درست مثل کسی که تا به حال منطق نخوانده است


این چه سری است؟
نمی‌دانم!
که چه طور منطق ندانسته
فلسفه‌ی عمیق چشمان تو را
                                    از حفظم؟!
                                                          زهرا کلاته

دسته ها : ادبی - شعر
سه شنبه بیست و یکم 7 1388

نه مثل ساره ای و مریم نه مثل آسیه و حوا
فقط شبیه خودت هستی فقط شبیه خودت زهرا
اگر شبیه کسی باشی شبیه نیمه شب قدری
شبیه آیه تطهیری شبیه سوره اعطینا
شناسنامه تو صبح است پدر تبسم و مادر نور
سلام ما به تو ای باران، درود ما به تو ای دریا
کبود شعله ور آبی سپیده طلعت مهتابی
به خون نشستن تو امروز به گل نشستن تو فردا
بگیرآب و وضویی کن به چشمه سار فدک امشب
نماز عشق بخوان فردا به سمت قبله عاشورا


                                                                                       عـلیرضـا قـزوه

دسته ها : ادبی - شعر
سه شنبه بیست و یکم 7 1388

هوای تو

دلم مثل غروب جمعه ها دارد هوایت را
کجا واکرده ای این بار گیسوی رهایت را؟
کجا سر در گریبان بردی و یاد من افتادی
که پنهان کرده باشی گریه های های هایت را
خیابان «ولی عصر» بی شک جای خوبی نیست
که در بین صداها گم کنی بغض صدایت را
تو هم در این غریبستان وطن داری و می دانی
بریده روزگار بی تو صبر آشنایت را
نسیمی از نفس افتاده ام از نیل ردّم کن
رها کن در میان خدعه ماران عصایت را
نمی خواهم بجنگم در رکابت... مرگ می خواهم
به شمشیر لقا از پی بخشیدم عطایت را
فقط یک بار از چشمان اشک آلود من بگذر
که موجا موج هر پلکم ببوسد جای پایت را...
... گل امّید را در روز بی خورشید خیری نیست
شب است و می کشی روی سر دنیا عبایت را

محمدجواد آسمان

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
سه شنبه بیست و یکم 7 1388

کدام گوشه ی دنیا نهفته روی چو ماهت

اله من ز که پرسم نشان یوسف چاهت

 

چقدر ناز غزل را کشیده ام که سراید

تمام سوز دلم را ز دوردست نگاهت

 

به کوچه های عبورت چقدر اب بپاشیم

یواشکی من و این چشم های مانده به راهت

 

هنوز می رسد از لا به لای این همه تقویم

صدای ندبه و زاری ز جمعه های پگاهت

 

چه قصه ها که شنیدم ز کودکی ز ظهورت

نیامدی و شدم خود چه قصه گوی پر اهت

 

چقدر هلهله دارد طنین سبز طلوعت

چقدر همهمه دارد گدای این همه جاهت

 

چگونه جان بسپارم به پای سرخ ظهورت

به وقت گفتن این شعر و یا رکاب سپاهت

 

شکسته بال عروجم ز تیرهای معاصی

خدا کند که نیفتم ز دیدگان سیاهت

 

تمام شهر و محل را سپرده ام که بگویند

به هر کجا که تو هستی خدا به پشت و پناهت

 

دعاترین دعاها همین دعای نگار است

امان بده که بمیرم به پای بقیت الاهت

 

نجمه امامی

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
سه شنبه بیست و یکم 7 1388
X