دسته
وبلاگهاي برگزيده
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1827876
تعداد نوشته ها : 1695
تعداد نظرات : 564
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

بهار سوگوار


نه لب گشایدم از گل نه دل کشد به نبید
چه بی نشاط بهاری که بی رخ تو رسید


نشان داغ دل ماست لاله‎ای که شکفت
به سوگواری زلف تو این بنفشه دمید


بیا که خاک رهت لاله‎زار خواهد شد
ز بس که خون دل از چشم انتظار چکید


به یاد زلف نگونسار شاهدان چمن
ببین در آینه جویبار گریه‎ی بید


به درد ما که همه خون دل به ساغرهاست
ز چشم ساقی غمگین که بوسه خواهد چید


چه جای من که در این روزگار بی فریاد
ز دست جور تو ناهید بر فلک نالید
 
گذشت عمر و به دل  عشوه می‎خریم هنوز
که هست در پی شام سیاه صبح سپید
 
که راست درین فتنه‎ها امید امان؟
شد آن زمان که دلی بود در امان امید
 
صفای آینه خواجه ببین کزین دم سرد
نشد مکدر و بر آه عاشقان بخشید


                                               ه. ا. سایه

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
سه شنبه دهم 9 1388

 سوار سبز پوش من ...

 

گام‌هایت صبح را تفسیر خواهد کرد

خاک را از تیرگی تطهیر خواهد کرد

باغ آوازت که میراث رسولان است

شاخساران را پر از تکبیر خواهد کرد

با تو اصل عدل عالمگیر خواهد شد

با تو رنگ زندگی تغییر خواهد کرد

تا بیایی آفتاب، این هم‌رکاب تو

در غروب واپسین تأخیر خواهد کرد

من چنان در دیدنت محوم که پندارم

مرگ در دیدار با من دیر خواهد کرد

 

مرتضی نوربخش

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
سه شنبه دهم 9 1388
ریزش گناهان
پیامبر خدا (صلی الله علیه و‌آله):
المَریضُ تَحاتُّ خَطایاهُ کَما یَتَحاتُّ وَرَقُ الشَّجَرِ.
گناهان شخص بیمار، همچون برگ درخت می ریزد.
Sins of a patient are fallen like tree sleeve.
میزان الحکمه، ح 18775
دسته ها : مذهبی - احادیث
سه شنبه دهم 9 1388
 یا ابا صالح ...
چه سال ها که خدا بود و ما نفهمیدیم

کنار خانه ی ما بود و ما نفهمیدیم



همین خدا که برایش قصیده می گفتیم

خودش قصیده سرا بود و ما نفهمیدیم



چه اشتباه بزرگی همیشه در معنا

نوا، ز ناله جدا بود و ما نفهمیدیم



و این صدا که شنیدیم تازگی، عمری -

سرود پنجره ها بود و ما نفهمیدیم



دری که رو به خیابان عشق وا می شد

کنار خانه ی ما بود و ما نفهمیدیم
شاعر ؟
دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
دوشنبه نهم 9 1388

 

سیب سرخ

 

با هر بهانه و هوسی عاشقت شده ست 

فرقی نمی کند چه کسی عاشقت شده ست


چیزی ز ماه بودن تو کم نمی شود

گیرم که برکه ای ، نفسی عاشقت شده ست


ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود

یک شهر تا به من برسی عاشقت شده ست


پر می کشی و وای به حال پرنده ای

کز پشت میله ی قفسی عاشقت شده ست


آیینه ای و آه که هرگز برای تو

فرقی نمی کند چه کسی عاشقت شده ست ژ

 

شاعر ؟

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
دوشنبه نهم 9 1388

الگوی مردان سیاست


شهید آیت‏اللّه‏ سیدحسن مدرس، برجسته‏ترین نماینده‏ای است که در دوران مشروطه و پس از آن در دوره‏های مختلف مجلس شورای ملی در مجلس حضور یافت. در میان شخصیت‏های معاصر، هیچ کس را مانند شهید مدرس سراغ نداریم که آن همه مورد توجه و تکریم حضرت امام خمینی رحمت ‏الله علیهقرار گرفته و الگوی مردان سیاست معرفی شده باشد. بدون تردید شخصیت آن فقیه توانا، سخنور چیره‏دست و سیاستمدار آگاه، فراتر از اوصاف نماینده مجلس بود، ولی بخش عمده‏ای از بروز شخصیت سیاسی وی، در سایه حضور در مجلس پدیدار شده بود که با اندیشه، بیان و رفتار خویش، سطح توقع جامعه را از نمایندگی مجلس دو چندان ساخت و الگویی بر جا گذاشت که برای سال‏های سال، ملاک و معیاری روشن در سنجش شخصیت نمایندگان ملت به شمار خواهد رفت.

طلوع ستاره مجلس


در آن هنگامه‏ای که استبداد دستگاه قاجاریه، در باتلاق جهل و جور خویش دست و پا می‏زد، شهید مدرس از افق علم و ایمان طلوع کرد. در همین دوران که آن فقیه فرزانه و مجاهد نستوه مشغول پرتو افشانی بود، مرداب نفرت‏انگیز و یأس‏آور رضاخان، رشد سرطانی یافت و انسان‏های پارسا و دین داری چون شهید مدرس را در محاق ستم خویش قرار داد. در این برهه حساس، شهید مدرس در عرصه‏های گوناگون از ارزش‏های دینی حمایت و چهره‏های نفاق را افشا می‏کرد.

ویژگی‏های آیت‏اللّه‏ مدرس


شهید سیدحسن مدرس، دوران کودکی و نوجوانی خود را تحت نظر پدری آراسته به مکارم اخلاقی، و دوران جوانی را در محضر استادان بزرگ دینی که هر یک در عرصه علم و فضایل انسانی و الهی زبانزد خاص و عام بودند، سپری کرد. او تمام لحظات آن دوره را به خوشه‏چینی از کمالات اخلاقی آنها پرداخت و توانست به سجایای انسانی و فضیلت‏های اخلاقی والایی برسد.

اسوه شجاعت و شهامت


مردان خدا در سایه ایمان قوی و یقین به حقانیت اهدافی که در پیش دارند، هرگز از چیزی هراس به دل راه نمی‏دهند و جز در برابر معبود سر تعظیم فرود نمی‏آورند. یکی از ویژگی‏های والای شهید مدرس، شجاعت و شهامت است. او در طول عمر خود که همواره به مبارزه با ظلم و بیداد می‏پرداخت، از هیچ قدرتی نترسید. دشمنانش چندین بار به جان او سوء قصد کردند، ولی مدرس ذره‏ای از مواضع خود عقب نشینی نکرد. وی بارها می‏گفت: «اگر تمام دُوَل دنیا بر خلاف من باشد،... به تنهایی مقاومت می‏کنم».

وارستگی و آزادگی


مرحوم مدرس به دلیل قناعت و ساده زیستی که داشت، از تعلقات وارسته بود. در نتیجه، بدون نگرانی از به خطر افتادن موقعیت و مال و جانش، حرف حق را می‏زد. روزی مرحوم مدرس به تعدادی از علمای اصفهان گفت: «اگر می‏بینید من نسبت به بسیاری از اسرار آزادانه اظهار عقیده می‏کنم و هر حرف حقی را بی‏پروا می‏زنم، برای این است که چیزی ندارم و از کسی هم چیزی نمی‏خواهم. اگر شما هم بار خود را سبک کنید و توقع خود را کم نمایید، آزاد می‏شوید».

بصیرت و تیزهوشی


شهید مدرس، مصداق کاملی برای حدیث «مؤمن زیرک و تیزهوش است»، به شمار می‏آید. او در جریان تغییر سلطنت، وقتی به مخالفت با آن برخاست، با تیزهوشی و بصیرتی کم نظیر، وضعیت آینده ایران را به گونه‏ای درست پیش‏بینی کرد. شهید مدرس با روی کار آمدن خاندان پهلوی، اوضاع آینده را چنین توصیف نمود: «در رژیم نوعی که نقش آن را برای ایران بینوا طرح کرده‏اند، نوعی تجدد به ما داده می‏شود که تمدن مغربی را با رسواترین قیافه، تقدیم نسل‏های آینده خواهد نمود».

صراحت کلام


یکی از ویژگی‏های مرحوم مدرس، صراحت ایشان است. او بدون تعارف سخن حق خود را با صدای بلند بیان می‏کرد؛ به ویژه اگر طرف مقابل می‏خواست ظاهر سازی و مردم‏فریبی کند. فرزند مرحوم مدرس می‏گوید: «رضاخان در اول خیابان سپه، محوطه بزرگی را که به نام باغ ملی بود تعمیر و بازسازی کرده، مراسم نظامی را در آن برگزار می‏کرد. او در بالای سردر بزرگ آن، مجسمه نیم تنه‏ای از خود نصب نمود که مانند دو مجسمه از پشت به هم چسبیده بود که هم از بیرون شمایل تمام صورت او را داشت و هم از درون. روزی برای مراسمی مدرس را دعوت کردند، من هم همراه ایشان بودم... . وقتی رسیدیم، رضاخان از شهید مدرس پرسید: حضرت آقا! درب ورودی را هم ملاحظه فرمودید. آیت‏اللّه‏ مدرس گفت: بله مجسمه شما را هم دیدم، درست مثل صاحبش دو رو دارد. رضاخان از شرم و ناراحتی تا پایان مجلس دیگر سخنی به زبان نیاورد».

نفوذناپذیری


شهید مدرس در مقابل زورگویان و باطل پرستان، با تمام وجود می‏ایستاد؛ به‏گونه‏ای که دشمنان هیچ گاه نمی‏توانستند او را از ادامه راه حقی که برگزیده بود، باز دارند. این انعطاف ناپذیری مدرس در مقابل زمامداران، موجب سردرگمی و تعجب آنان شده بود. یکی از تاریخ نویسان معاصر می‏گوید: به خاطر دارم که یکی از زمامداران سابق به من گفت: «با مدرس چه می‏توانم بکنم، نه پول می‏گیرد که به او پول بدهم، نه والی و وزیر می‏شود که او را تطمیع نمایم؛ ناگزیرم با او راه بیایم و نظریات صحیح او را قبول کنم».

مخالفت با امتیاز طلبی


مدرس منادی عدالت بود و با هرگونه تبعیض و امتیازطلبی مخالفت می‏کرد. او هرگز راضی نمی‏شد کسی یا ارگانی از امتیاز بیشتری در مقایسه با دیگران برخوردار شود. روزی آخرین فرزند او که بسیار به وی علاقه داشت بیمار شد. پزشک اصرار کرد که باید این فرزند به منطقه‏ای که آب و هوای خوشی دارد برود، شاید معالجه مؤثر واقع شود. شهید مدرس در جواب فرمود: «همه فرزندان این مملکت، فرزندان من هستند. نمی‏پسندم که فرزند من به جای خوش آب و هوایی منتقل شود و دیگران در محیط گرم تهران یا جاهای دیگر در شرایط سخت به سر برند، مگر اینکه برای همه آنان چنین شرایطی فراهم شود».

پایداری و پارسایی


شهید مدرس با آن همه تلاش‏ها و نقش‏های ارزنده‏ای که در مقطعی حساس و مهم عهده‏دار شده بود، در تاریخ معاصر بسیار غریب بود و تاریخ نگاران وابسته به دستگاه استبداد، در تلاش بودند نام و خاطره‏اش به بوته فراموشی سپرده شود. کسی که این شهید و شیوه فکری‏اش را به طور جدی مطرح کرد، امام خمینی رحمت ‏الله علیهبود که در سخنان و پیام‏های خویش، از ایشان فراوان یاد می‏کرد. هنگامی که طرح نخستین اسکناس جمهوری اسلامی را خدمت امام بردند، ذیل تصویر آن مجتهد مبارز نوشت: «سزاوار است اولین اسکناس که در ایران به طبع می‏رسد، عکس اولین مرد مجاهد در رژیم منحوس پهلوی باشد». توجه ویژه حضرت امام به آیت اللّه‏ مدرس، به جنبه‏های سیاسی آن روحانی والا مقام منحصر نمی‏شود، بلکه تربیت‏های الهی، انگیزه‏های خالصانه، اخلاق و رفتار مدرس، و تهذیب و تزکیه درونی وی، مورد توجه آن روح قدسی قرار داشته است؛ چنانکه خودشان تصریح کردند: «مدرس یک چنین مرد قدرتمندی بود، برای اینکه الهی بود؛ برای خدا می‏خواست کار کند، نمی‏ترسید».

مدرس در آیینه کلام امام خمینی رحمت ‏الله علیه


دولت قناعت
سیره راستین مدرس، نکات ارزنده و آموزنده‏ای را در برابر چشم ما می‏نهد که هر کدام می‏تواند درسی هدایتگر برای جامعه اسلامی باشد. حضرت امام خمینی رحمت ‏الله علیه، علاقه‏مندان را به شیوه زندگی مدرس توجه می‏داد که ساده‏زیستی، قناعت و دوری از دنیا بخشی از آنهاست. ایشان می‏فرماید: «منزلش یک منزل منحصر از حیث ساختمان و زندگی[اش]، یک زندگی مادون عادی [بود]. در آن وقت لباس کرباس ایشان زبانزد بود؛ کرباسی که باید از خود ایران باشد می‏پوشید». مدرس از همان دوران کودکی و نوجوانی، زندگی ساده و بی‏تکلف را بر راحت‏طلبی و رفاه ترجیح داد و چون در عرصه‏های فکری، فرهنگی و سیاسی هم گام نهاد، ضرورت استمرار این شیوه را بیشتر احساس کرد تا بتواند بدون تعلق به مادیات، رسالتی را که احساس می‏کرد به انجام برساند.

مدرس و مجلس


حضرت امام خمینی رحمت ‏الله علیه، حضور شهید مدرس را در مجلس این گونه بیان می‏کند: «وقتی مدرس در مجلس نبود، انگار مجلس هم نبود و گویا همه منتظر صحبت کردن او بودند». حضور شهید مدرس در مجلس شورای ملی، برهه‏ای از زندگانی آن بزرگمرد به شمار می‏آید که وی با شجاعت و صراحت در کنار هم‏فکران خود، همواره به روشن فکری‏ها ادامه می‏دهد و اسیر جوسازی‏های اکثریت طرفدار دولت دیکتاتور نمی‏شود.

مرد ایمان


در پیام امام خمینی رحمت ‏الله علیهکه به مناسبت بازسازی مرقد شهید مدرس در تاریخ 28 شهریور 1363 صادر شده، آن شهید به عنوان مجتهدی عظیم‏الشأن، متعهدی برومند و عالمی بزرگوار معرفی شده که از اظهار حق و ابطال باطل دریغ نمی‏ورزید. در بخشی از این پیام آمده است: «این عالم... با جسمی نحیف، روحی بزرگ و شاداب از ایمان، صفای حقیقت و زبانی چون حیدر کرّار، رویارویشان ایستاد، فریاد کشید، حق را گفت، جنایت آشکار کرد و عاقبت جان طاهر خود را در راه اسلام عزیز و ملت شریف نثار کرد و به دست دژخیمان ستمشاهی، در غربت به شهادت رسید و به اجداد طاهرینش پیوست».

بی‏اعتنایی به جاه و مقام


امام خمینی رحمت ‏الله علیهدر بخشی از سخنان خود درباره زهد و وارستگی شهید مدرس می‏فرماید: «... برای اینکه [مدرس ] یک آدمی بود که نه به مقام اعتنا می‏کرد و نه به دارایی و امثال ذلک... . وارسته بود. برای مقام، برای جاه و برای وضعیت کذا نمی‏رفت عمل بکند. او برای خدا عمل می‏کرد. کسی که برای خدا عمل می‏کند، وضع زندگی اش هم آن است... . [مدرس] از هیچ کس نمی‏ترسید».

مدرس از نگاه دیگران


توانایی سیاسی
ملک الشعراء بهار می‏گوید: «در یکی از مجالس عمومی که دولت و نایب السلطنه تشکیل داده بود، سیدحسن مدرس نطقی کرد که مجلس به آن بزرگی به هم خورد و نطق به هواداری قانون اساسی و بر ضد خیال ناصر الملک شد». این توانایی سیاسی و اقتدار، ارمغان دیانت، قناعت و وارستگی مدرس است و از شیوه‏ای خاص از زهد و بی‏اعتنایی به مظاهر دنیوی خبر می‏دهد.

زندگی ساده


دکتر میلیسپو، مستشار آمریکایی ضمن اعتراف به ویژگی‏های والای مدرس از نظر وارستگی، زهد و تقوا می‏گوید: «پیشوای شهید علمای شیعه، مدرس است. این صفت مدرس زبانزد خاص و عام است که به پول اعتنایی ندارد و در یک خانه ساده که اثاثیه آن عبارت از حصیر، کتاب و نیمکت است زندگی کرده و دارای لباس سبک قدیم ایران است. شخصی خارجی که مدرس را ملاقات می‏کند، بی‏اختیار از سادگی و وارستگی و قریحه حساس او متأثر می‏شود».

حاکمیت ملت


اعتقاد نظری و پایبندی عملی شهید مدرس به حاکمیت مردم در سرنوشت خود، از مهم‏ترین بخش‏های اندیشه وی است. جمهوریت در اندیشه مدرس چنان جایگاهی دارد که برای تحقق واقعی آن در جامعه، در برابر جمهوری‏خواهی پوشالی و ضد ملی رضاخان می‏ایستد. مدرس در بخش‏هایی از نطق تاریخی خود در مجلس چنین می‏گوید: «استبداد طول کشید تا بیست سال قبل که اشخاص منورالفکر از داخله مملکت به خیال افتادند که امورات اجتماعی این مملکت از راه شخص خارج شود و اراده اجتماعی شود... . استبداد و مشروطه هم اصلاً با هم مناسبت ندارد که بگویند این بهتر است یا آن؛ این تباین است».

خاطراتی از مدرس


کلاه رضاخان
در یکی از جلسات مجلس، صحبت نمایندگان از بره، بز و میش بود و پوست کندن آنها. نماینده‏ای گفت: پوست بره یک منبع عایدی است، ولی باید بره‏کُشی ممنوع و منع گردد؛ بره را برای چه بکشند؟ مدرس با خونسردی گفت: برای کلاه رضاخان. آن روزها رضاخان که هنوز شاه نشده بود، کلاه پوستی به سر می‏گذاشت. خنده وکلا، نظم مجلس را به هم زد.

دُم شاهزاده فرمانفرم


شاهزاده فرمانفرما به وسیله یکی از محارم خود پیغام می‏دهد که به آقای مدرس بگویند این قدر پا روی دُم من نگذارد. وقتی این پیغام به مدرس می‏رسد می‏گوید: «به شاهزاده بگویید، مدرس گفت من هر جا پا بگذارم، دُم حضرت والاست؛ مرا در این میان تقصیری نیست».

از تبار مصلحان


مدرس پس از اتمام دروس مقدماتی خود در حوزه علمیه اصفهان برای تکمیل تحصیلات عازم نجف اشرف می‏شود و در جرگه شاگردان مراجع روشن اندیشی چون آیت‏اللّه‏ آخوند خراسانی و سیدکاظم یزدی در می‏آید؛ عالمانی که با شجاعت تمام به حمایت از انقلاب مشروطیت پرداختند و سهم بزرگی در پیروزی این انقلاب مردمی ایفا کردند. تحت تأثیر این عالمان است که مدرس پس از بازگشت به زادگاه، عهده‏دار مسئولیت‏های اجرایی می‏شود. شهید مدرس از تبار نواندیشان حوزوی به شمار می‏آید که تأثیر انکارناپذیری بر جامعه ایران گذاشت.

نایب مردم


مدرس همان طور که در عرصه بینش به حاکمیت ملت اعتقاد داشت، در عرصه منش و زندگی عملی نیز به آن پای‏بند بود. روزی یکی از پیروان و دوستداران مدرس که مردی محترم بود، در مجالس و محافل گفته بود که من خواب دیدم و اعتقاد دارم مدرس نایب امام زمان(عج) است. سخنان او به گوش مدرس رسید. دستور داد او را احضار کردند و بدون مقدمه به او گفت: «چرا حرفی می‏زنی که اثبات آن مشکل است. به جای این که بگویی مدرس نایب امام زمان است، بگو مدرس نایب مردم است که هم دلایل کافی برای اثبات آن داشته باشی و هم سخنی به جا و درست باشد».

مجلس، خانه ملت


مدرس در استیضاحی که قرار بود از سوی نمایندگان اقلیت از رضاخان صورت گیرد، در اعتراض به مبهم گویی و کلی‏گویی‏های نمایندگان که احتمالاً از ترس آنان از رضاخان سرچشمه می‏گرفت، گفت: «مگر شما ضعف نفس دارید. این حرف‏ها را می‏زنید و در پرده سخن می‏گویید. ما بر هر کسی قدرت داریم. از رضاخان هم هیچ ترسی نداریم. ما قدرت داریم پادشاه عزل کنیم، سؤال کنیم، استیضاح کنیم».

کمال انسانیت


سیری در زندگی سیاسی مدرس، از توجه و شناخت عمیق او از تاریخ گذشته و تمدن جدید خبر می‏دهد. او شیفته حقایقی بود که هر روز در عرصه علم، فرهنگ، سیاست و پیشرفت انسان ظهور می‏کرد و ناگزیر به اتخاذ مواضعی حکیمانه و اصولی بود. از این رو گفتار و سخنان نغز و حکیمانه‏ای از خود به یادگار گذاشته است. از جمله آن سخنان چنین است: «تلاش و حرکت جامعه برای رسیدن به کمال انسانیت و آزادگی، زمانی بهترین نتیجه را به بار می‏آورد که با عقل و تدبیر آغاز و به آزادی ختم شود».

شاگردان شهید مدرس


شید مدرس سال‏های طولانی در حوزه‏های نجف، اصفهان و مدرسه سپهسالار تهران در سطوح بالای حوزوی تدریس می‏کرد. مواد درسی او نیز به طور عمده فقه، اصول، منطق، فلسفه، اخلاق و نهج البلاغه بود. برخی از شاگردان ایشان عبارت اند از: آیت اللّه‏ مهدی الهی قمشه‏ای، عالم پرهیزکار و مترجم قرآن و مفاتیح الجنان؛ بدیع الزمان فروزانفر، از نویسندگان، محققان و ادیبان معاصر؛ آیت‏اللّه‏ سید مرتضی پسندیده، برادر بزرگ امام خمینی رحمت ‏الله علیه؛ شیخ الاسلام ملایری، از شخصیت‏های سیاسی و مذهبی برجسته؛ سید رضی لاهیجانی؛ شیخ محمد علی لواسانی و مرحوم جلال‏الدین همایی. شاگردان فراوانی از محضر این استاد بزرگ خوشه چینی کرده و از کمالات وی بهره برده‏اند، ولی به دلایل مختلف مانند اوضاع سیاسی حاکم بر آن زمان، تاکنون به طور دقیق شناسایی نشده‏اند.

مقام علمی و فقهی شهید مدرس


شهید بزرگوار سید حسن مدرس در دوران جوانی به مقام والای اجتهاد رسید و سپس از اصفهان، رهسپار حوزه علمیه نجف شد. مدرس از لحاظ علمی و حوزوی شخصیتی نمونه و ممتاز بوده، مجتهد و فقیهی جامع الشرایط و صاحب فتوا بود که خود حاضر نشد برای مردم رساله منتشر کند. وی پیش از آنکه مردی سیاسی باشد ، عالمی اصولی و فقیه حوزوی بود. مرحوم مدرس در نجف اشرف، هم مباحثه و هم‏ردیف حضرت آیت‏اللّه‏ سید ابوالحسن اصفهانی بود که بعدها به مرجعیت رسید. مبانی و بینش سیاسی مدرس، از توان و مهارت شگفت فقهی و آگاهی‏های فلسفی و سیاسی‏اش سرچشمه می‏گرفت. مدرس، شعله‏ای از نور الهی در زمین و آیت عظمای خداوند در میان بندگان بود.

در جرگه آزادمردان


شهید مدرس، مسلمان آزاده‏ای است که به انسان‏ها آزادی، به پاک مردان تقوا، به رهبران از خود گذشتگی و فداکاری و به همه مردم چگونه زیستن و چگونه مردن را می‏آموزد. او عالم بزرگوار و مجاهدی بزرگ است که همواره جز فکر رهایی ملت‏ها از زنجیرهای استبداد داخلی و استعمار خارجی، اندیشه دیگری ندارد و با تقوای اسلامی و انقلابی و نبوغ خدادادی خویش، پایه‏های کاخ بیداد را به لرزه در می‏آورد. مدرس از آن یک ملت و یک کشور نیست، او متعلق به همه جهانیان و آزادگان و مجموعه انسان‏هایی است که در هر سرزمینی، دنبال فضیلت، تقوا و انسانیت هستند.

شهادت


شهادت آیت الله مدرس(رحمت الله علیه)، پایان زندگی افتخار آفرین او نیست؛ سرآغاز طلوع چهره تابناک اوست تا در راهی گام نهد که تا بی‏نهایت ادامه دارد؛ راهی که باید همه انسان‏ها را به مقام خلیفة اللهی برساند. مدرس در بستر تاریخ، رهگذر راهی است که همه انسان‏های آزاده در پهنه گیتی باید در آن گام نهند و به دنیای نور و آزادگی برسند. مدرس، فرزند همه انسان‏ها و ملت‏های دربند است که چون خورشیدی فروزان، در شب‏های سیاه و ظلمت زده زندگی آنان می‏تابد و به ایشان حیات و امید می‏بخشد.
منبع: ماهنامه گلبرگ

دوشنبه نهم 9 1388

ناگفته های مجید مجیدی از رهبرانقلاب
این را می گویم ولی شاید ایشان راضی نباشند. ولی یک فیلمی را آورده بودند که مورد نقد برخی متدینین و خیلی از مسئولین کشور بود ولی ایشان گفتند اگر من بودم به این فیلم تقدیرنامه می دادم.
پرچم: مجید مجیدی که از کارگردانان نامی سینمای کشور هستند چند سال پیش در گفتگو با یکی از نشریات به ناگفته هایی از زندگی و افکار هنری و اجتماعی رهبر معظم انقلاب پرداخته بود.

مجیدی در این گفتگوی طولانی درباره احاطه حضرت آیت الله خامنه ای به مسائل هنری و فرهنگی می گوید: ایشان در زمینه های فرهنگی جامع الشرایط هستند. شما هیچ یک از مسئولین فرهنگی کشور را نمی توانید نام ببرید که به اندازه ایشان با سواد باشد. فیلم دیده باشد و موسیقی، تئاتر و هنرهای تجسمی را بشناسد.من یادم هست در سال های پیش حوزه هنری جلسات شعری می گذاشت . ماه رمضان بود مسئول حوزه یک تعداد شعر منتشر شده را آورد خدمت آقا به عنوان افتخارات نشر یکساله. خب به لحاظ کمی کلی کتاب بود فکر کرد آقا الان به وجد می آیند. اما آقا همین که این کتاب ها را تورق می کردند کلی غلط ویراستاری ، محتوایی و ... از این اشعار می گرفتند.

یکی از دوستان تعریف می کرد فیلم بادبادک باز که تازه ساخته شده بود آقا گفته بودند رمانش فوق العاده است امیدوارم فیلمش هم به اندازه رمانش قوی باشد.

خیلی خوب است اینجا یادی کنیم از معمار اصلی انقلاب که اتفاقا ایشان هم انقلاب ما را بیش از هر چیز فرهنگی می دانستند و اشراف قابل توجهی هم به سینما و اصلا مقوله هنرداشتند. چنانچه در سخنرانی تاریخی خود از سینما مصداق آوردند و بعدها فیلم گاو را مثال زدند. در حوزه هنری تئاتر هم آقای هنرمند تئاتری کارکرده بود به اسم حصار در حصار که یک بار امام مصداق هایی از آن را نام بردند.

مجیدی درباره اولین دیدارش با مقام معظم رهبری می گوید: اولین دیدار من با آقا بر می گردد به سال 70 و فیلم بدوک. این فیلم برای من منشا اتفاقاتی هم شد و البته مصداق بسیار خوبی است که تفاوت نگاه آقا را با مسئولین فرهنگی نظام برای شما عرض کنم. این فیلم را به همراه جمعی از هنرمندان و مسئولین در جلسه ای که اقا هم حضور داشتند دیدیم. فیلم که تمام شد آقا به شدت برافروخته و ناراحت شدند. این عین عبارت آقاست: اگر فیلم مبتنی بر درام است که حرفی نیست ولی اگر مبتنی بر واقعیات است من حرف دارم. آقای سید مهدی شجاعی که نویسنده فیلمنامه بود گفت متاسفانه مبتنی بر واقعیات است و من هم ادامه دادم که این فیلم فقط گوشه ای از واقعیت است و اگر می خواستیم همه آن را نشان دهیم فیلم ظرفیت این همه تلخی را نداشت. و باز این عین عبارت آقاست که خطاب به مسئولینی که آنجا بودند گفتند: اگر چنین است چرا به ما نمی گوئید . چرا به ما گزارش داده نمی شود؟" با همین لحن که بعدها از ما گزارش خواستند و ما هم گزارش هایمان را مکتوب کردیم و فرستادیم و اولین نتیجه آن این بود که کل مسئولین آن منطق عوض شدند.

ولی می دانید که فیلم توسط وزیر ارشاد وقت توقیف شد. نگذاشتند به جشنواره ها برود. فقط به کن رفت و رئیس جمهور وقت (آیت الله هاشمی رفسنجانی) نامه ای 11 بندی خطاب به من و حوزه هنری نوشت و توضیح خواست. در بند اول این نامه آمده بود که ما این همه سد و سیلو در کشور ساختیم این همه آبادانی چرا راجع به اینها فیلم نساختید؟

مجیدی همچنین در ادامه ناگفته هایش از زندگی رهبرمعظم انقلاب می گوید: این را می گویم ولی شاید ایشان راضی نباشند. ولی یک فیلمی را آورده بودند که مورد نقد برخی متدینین و خیلی از مسئولین کشور بود ولی ایشان گفتند اگر من بودم به این فیلم تقدیرنامه می دادم.

من معتقدم خیلی بیشتر از دشمنان خارجی دوستان داخلی چهره ایشان را تخریب کرده اند. چرا باید اینقدر نگاه ژورنالیستی نسبت به آقا وجود داشته باشد؟ چرا؟ مگر ایشان احتیاج به این چیزها دارند؟

ایشان مورد اتکای خیلی ها هستند. شاید جالب باشد بدانید من از منبع موثقی شنیده ام که ایشان به روز در جریان خیلی از مسائل جامعه قرار می گیرند و خیلی وقت ها به شکل مردمی در سطح شهر تردد می کنند. با پیکان یا پراید. بدون خبر قبلی هم تشریف می برند. متاسفانه ابعاد شخصیتی ایشان خیلی مهجور مانده است و این جفای بزرگی است . البته تاریخ یک روزی قضاوت خواهد کرد و حقایق ناگفته ای را خواهد گفت.

خیلی ها بعد از چاپ این مصاحبه خواهند گفت که مجیدی هم نگاه حکومتی دارد ولی خدا خودش می داند که نگاه من به ایشان خیلی متعالی است و برایم آن زمان که هنوز رئیس جمهور نبودند و بعد که بودند و می آمدند پیش ما سر سفره با ما املت می خوردند با الان که رهبر مملکت هستند فرقی نکرده اند. الان هم همان تعامل ، صمیمیت و تواضع را دارند که آن موقع داشتند. خیلی وقت ها ما دور هم جاهایی جمع شدیم که مسئولین سیاسی بودند ، هنرمندان هم بوده اند، باورتان نمی شود که ایشان اینقدر بچه های هنرمند را تحویل گرفته اند که مورد حسادت سیاسیون واقع شده است.
منبع : آینده


 


 


 


 
دسته ها : گفتگو - فرهنگی
دوشنبه نهم 9 1388

بیناترینِ مردم
امام على (علیه السلام):
أبصَرُ النّاسِ مَن أبصَرَ عُیوبَه وأقلَعَ عن ذُنوبِهِ.
بیناترینِ مردم کسی است که عیب‌های خود را ببیند و از گناهان خویش دست شوید.
The most perspicacious person is the one who sights his own faults and avoids his own sins.
میزان الحکمه، ح 1738
دسته ها : مذهبی - احادیث
دوشنبه نهم 9 1388

دوست عزیز سلام

من دیگه واقعا نمیدونم چطری با شما ارتباط برقرار کنم . نمیدونم پست قبلی که خطاب به شما نوشته بودم را مطالعه کردین یا نه .

اگر مطالعه کردین و به دستوراتش عمل کردین و باز هم نتونستین نظراتتون را بخونین باید با مدیر وبلاگ تماس بگیرین . احتمال بسیار زیاد وبتون مشکل داره .

                                                        موفق باشید

دسته ها : خبر
يکشنبه هشتم 9 1388

سر زُلفت به کناری زن و رُخسار گشا
تا جهان محو شود، خرقه کشد سوی فنا

بسر کوی تو ای قبلة دل راهی نیست
ورنه هرگز نشوم راهیِ وادیِّ «مِنا»

از صفای گل روی تو هر آنکس بَرخورد
بَرکَنَدْ دل ز حریم و نکُنَد رو به «صفا»

طاق ابروی تو محرابِ دل و جان من است
من کجا و تو کجا؟ زاهد و محراب کجا؟

ملحد و عارف و درویش و خراباتی و مست
همه در اَمْرِ تو هستند و تو فرما نفرما

خرقة صوفی و جامِ می و شمشیر جهاد
قبله گاهی تو و این جُمله همه قبله نما

رسم آیا به وصالِ تو که درجان منی؟
هجر روی تو که در جان منی، نیست روا !

ما همه موج و تو دریای جمالی، ای دوست!
موجْ دریاست، عجب آنکه نباشد دریا


 

حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه)

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
يکشنبه هشتم 9 1388

شمس عالمیان

دلم زدوری رویت قرار وتاب ندارد

میان ما و رخت جز گنه حجاب ندارد

به اشک دیده نوشتم هزار نامه برایت

مگر که نامه بیچارگان جواب ندارد

نسیم صبح، سلامم به دلبرم برسان

بگو جواب سلامم مگر ثواب ندارد

به آسمان جمالت ستاره نازیباست

که تاب دیدن روی تو آفتاب ندارد

نشسته دیدۀ نازت میان  صف زده مژگان

شکوه صف زده مژگان تو شهاب ندارد

توشمس عالمیانی ، زروی پرده بیفکن

که آفتاب به رخسار خود نقاب ندارد

هر آن کسی که به دل عشق روی ماه تو داد

به شام اول قبرش بقین عذاب ندارد

چوسر زخاک برآرد به عرصه گاه قیامت

به زیر سایه لطفت دگر عِقاب ندارد

محاسبات الهی اگر چه سخت ودقیق است

محب یوسف زهرا غم حساب ندارد

اگر چه آتش دوزخ هزار شعله فروزد

یقین اثر به دل وسینه کباب ندارد

                                                   (هاشمی)

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
يکشنبه هشتم 9 1388
X