بی تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد
بی تو می گویند تعطیل است کار عشقبازی
عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد
جغد بر ویرانه می خواند به انکار تو اما
خاک این ویرانه ها بویی از آن گنجینه دارد
خواستم از رنجش دوری بگویم یادم آمد
عشق با آزار خویشاوندی دیرینه دارد
روی آنم نیست تا در آرزو دستی برآرم
ای خوش آن دستی که رنگ آبرو از پینه دارد
در هوای عاشقان پر می کشد با بی قراری
آن کبوتر چاهی زخمی که او در سینه دارد
ناگهان قفل بزرگ تیرگی را می گشاید
آن که در دستش کلید شهر پر آیینه دارد
( قیصر امین پور )
این قرار داد
تا ابد میان ما
برقرار باد
چشمهای من به جای دست های تو!
من به دست تو
آب می دهم
تو به چشم من
آبرو بده!
من به چشم های بی قرار تو
قول می دهم
ریشه های ما به آب
شاخه های ما به آفتاب می رسد
ما دوباره سبز می شویم!
دکتر قیصر امین پور
«آن روز شیشه ها را
باران و برف می شست
من مشق می نوشتم
پروانه ظرف می شست
*
وقتی که نامه ات را
مادر برای ما خواند
باران پشت شیشه
آرام و بی صدا ماند
*
در آن نوشته بودی
حال تو خوب خوب است
گفتی که سنگرما
در جبهه جنوب است
*
گفتی که ما همیشه
در سایه ی خداییم
گفتی که ما قرار است
این روزها بیاییم
*
از شوق سطر آخر
مادر بلند خندید
چشمان مهربانش
برقی زد و درخشید
*
یک قطره شبنم از گل
بر روی برگ غلتید
یک قطره روی شیشه
مثل تگرگ غلتید
*
یک قطره از دل من
بر روی دفتر افتاد
یک اتفاق ساده
در چشم مادر افتاد
*
باران پشت شیشه
آمد به خانه ی ما
آرام دست خود را
می زد به شانه ی ما»
به قول پرستو دکتر قیصر امین پور
مدح حضرت معصومه (س)
| اى دختر و خواهر ولایت بر ارض و سما ملیکه در قم معصومه به کتیبه و به عصمت در کوى تو زنده، جان مرده در قصر تو جبرئیل حاجب گفتند و شنیده اند ز آغاز حاجت نبود مرا برآن در قم قبله خازن بهشت است قم شهر مقدس قیام است قم تربت پاک پیکر توست گر فاطمه دفن شد شبانه کى گفته نهان زماست آن قبر آن قبر که در مدینه شد گم مریم به برت اگر نشیند سازد به سلام سرو قد خم روزى که به قم قدم نهادى آن روز قرار ازملک رفت تایید چو موکبت ز صحرا درخاک رهت ز عجز و ناله با گریه شوق و شاخه گل دل بود که بود محفل تو آن پیر که سید زمان بود گردید به گرد کاروانت بردند ترابه گریه هودج ازشوق تو اى بتول دوم کاى مردم قم به پاى خیزید آذین به بهشت قم ببندید قم شام نبود تا که درآن قم شام نبود تا که از سنگ قم کوفه نبود تا که خواهر حاشا که قم این جفا پذیرد بستند به گرد میهمان صف قم مهمان را عزیز خواند «میثم» همه عمر آن چه را گفت | آیینه مادر ولایت آرام دل امام هفتم افتاده به خاک پایت عفت بر خاک تو عرش سجده برده زوار تو را بهشت واجب کز قم به جنان درى شود باز قم باشدم از بهشت بهتر این جا سخن از بهشت، زشت است قم خانه یازده امام است اینجا حرم مطهر توست نبود ز حریم او نشانه من یافته ام کجاست آن قبر پیدا شده در مدینه قم این منظره را مسیح بیند اول به تو بعد از آن به مریم قم را شرف مدینه دادى ذکر صلوات بر فلک رفت شهر از تو شنید بوى زهرا مى ریخت سرشک همچو لاله برد اند به ناقه ات توسل غم گشت به دور محمل تو رویش همه را چراغ جان بود شد، پاى برهنه سار بانت تا خانه موسى ابن خزرج قم داد ندا به مردم قم از هر در و بام گل بریزید ناموس خدا مرا پسندید دشنام دهد کسى به مهمان گردد رخ میهمان ز خون رنگ بیند سر نى سر برادر مهمان به خرابه جاى گیرد قم با صلوات و شام با کف کى دخت و را کنیز خواند؟ در مدح و مصیبت شما گفت |
طرحی برای صلح (1)
کودک
با گربههایش در حیاط خانه بازی میکند
مادر، کنار چرخ خیاطی
آرام رفته در نخ سوزن
عطر بخار چای تازه
در خانه میپیچد
صدای در!
ـ «شاید پدر!»
طرحی برای صلح (2)
شهیدی که بر خاک میخفت
چنین در دلش گفت:
«اگر فتح این است
که دشمن شکست،
چرا همچنان دشمنی هست؟»
طرحی برای صلح (3)
شهیدی که بر خاک میخفت
سرانگشت در خون خود میزد و مینوشت
دو سه حرف بر سنگ:
«به امید پیروزی واقعی
نه در جنگ،
که بر جنگ!»
دکتر قیصر امین پور
| |||
| |||
1- با توجه به خطر زلزله برای ایران بهتر است هیأت دولت یک جلسهشان را بر روی صندلیهایی با دو پایه برگزار کنند.
2- با توجه به خطرات گوناگون سفر هوایی بد نیست هیأت دولت یک جلسه را کلاً در توپولوف برگزار کنند.
3- با توجه به خاطر موادمخدر، پیشنهاد میشود هیأت دولت یک جلسه را در کوچهپسکوچههای محله پامنار برگزار کنند.
4- بد نیست هیأت محترم دولت یک جلسه هم در پارک دانشجوی تهران داشته باشند. چون میگویند بابت خاکبرداری ممکن است تئاتر شهر خراب شود. همین!
5- با توجه به مشکلات دانشجویان در خوابگاهها پیشنهاد میکنم یک جلسه هیأت دولت در کوی دانشگاه برگزار شود.
6- برای رفع شبهات و به عنوان مشت محکم، بد نیست هیأت دولت یک جلسه هم در بازداشتگاه کهریزک (البته با حضور مأموران نفوذی در آن بازداشتگاه) برگزار کنند.
7- پیشنهاد میکنم هیأت دولت یک جلسه هم در حاشیه یکی از کنسرتهای استاد محمدرضا شجریان وطنفروش و خائن برگزار نمایند. تا تکلیف جهانیان با ایشان روشن شود.
9- هیچ کدام از اینها لازم نیست. مالدیویها میخواستند که دنیا یک توجهی به آنها بکند. ما که بحمدالله به طور کلی از بابت امور متعدده در کانون توجه همه جهانیان هستیم. لذا همان سفرهای استانی را ادامه بدهند کافی است. فقط برای محکم کاری میتوانند در برنامه سفرهای استانیشان سری هم به استان سنگال در آفریقا بزنند و یک توک پا هم بروند استان ونزوئلایمان را ببینند در آمریکای لاتین.
همه جرمهای حجاریان
1- اقدام علیه امنیت داخلی کشور به وسیله تحریک، آشوب و تجمعات غیرقانونی.
2- القای شبهه جعل و تقلب در انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران.
3- مشارکت در تهیه و تنظیم سند تأملات راهبردی بر خلاف قانون اساسی.
4- تبلیغ علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران.
5- ارتباط با عوامل بیگانه علیه امنیت کشوری.
6- تحریک اقشار جوان دانشجو و ترغیب آنان در اعتراض و تحصن و راهپیمایی غیرقانونی علیه دستگاههای نظارتی و اجرایی انتخابات.
7- تخریب دولت قانونی به واسطه انتساب اتهامات واهی و افترا به وسیله مقالات و سخنرانیهای مکتوب خصوصاً در جریان انتخابات دهم و همکاری با شبکه BBC فارسی و ضد انقلاب و توهین و اهانت به مسئولین نظام. گفته میشود که بابت کلیه اتهامات فوق که در کیفرخواست آمده است آقای سعید حجاریان به 5 سال حبس تعلیقی محکوم شده است.
1- من نمیدانم چرا هر جرمی که به آقای حجاریان مربوط باشد، مجازاتی ندارد؟ چه سیاهه فوق باشد، چه ترور شخصی ایشان توسط سعید عسگر.
2- با این حساب جرم آن آقایی که در فیلم با انجام حرکات تحریکآمیز و هنرهای تجسمی به مأموران توهین میکرد، 3 دقیقه حبس تعلیقی است.
20=150
مهدی تقوی کشتیگیر 66 کیلوگرم ایران مدال طلای جهانی گرفت و 20 سکه به او دادند.
فردین معصومی کشتیگیر 120 کیلوگرم ایران مدال نقره همان مسابقات را گرفت و 150 سکه به او دادند.
آن وقت جماعت مسبب آشوبهای اخیر دنبال این میگردند که چرا در چنین مملکتی دو دو تا میشود ده تا!
منبع : خبر آن لاین
| درد وارهها |
|
دردهای من
دردهای من نگفتنی
دردهای من
من ولی تمام استخوان بودنم
انحنای روح من
دردهای پوستی کجا؟
این سماجت عجیب
اولین قلم
دفتر مرا
درد، حرف نیست |
دکتر قیصر امین پور