دسته
وبلاگهاي برگزيده
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1827841
تعداد نوشته ها : 1695
تعداد نظرات : 564
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
حقوق مردم
امام صادق (علیه السلام):
ما عُبِدَ اللهُ بِشَیءٍ أفْضَلَ مِنْ أداءِ حَقِّ الْمُؤمِنِ.
خداوند به چیزى برتر از اداى حقّ مؤمن عبادت نشده است.
In no way is Allah worshipped better than by fulfilling the right of a believer.
کافی: 2 / 170
دسته ها : مذهبی - احادیث
پنج شنبه نوزدهم 9 1388
آیت‌‌الله مکارم‌شیرازی: دروغ باایمان سازگارنیست
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی،این مرجع تقلید امروز در جمع صد‌ها تن از طلاب و فضلای حوزه علمیه در آغاز درس خارج فقه خود براساس روایتی در خصوص دروغ گفت: آدم دروغگو که چپ و راست دروغ می گوید بی ایمان است؛ زیرا دروغ با ایمان سازگار نیست.
آیت ‌الله العظمی مکارم شیرازی اظهار کرد: گاهی مطبوعات مقداری از سخنان و مطالب ارائه شده را دست کاری و الفاظ را جابه جا می‌کنند به گونه‌ای که برای خواننده مطلب خلاف آن چه گفته شده را اثبات می‌کنند و گاهی به وسیله تیتر تمام مفهوم مقاله را تغییر می‌دهند.

به گزارش ایسنا، این مرجع تقلید از نحوه اطلاع رسانی و خبررسانی رسانه‌ها و مطبوعات گلایه کرد و افزود: امروز کاری در رسانه‌ها می‌شود که دروغ نیست؛ اما شبه دروغ است، مثلا در مطالب و بیانیه‌ها یا اطلاعیه‌هایی که اعلام می‌شود، مطالب ذی نفع خودشان را پررنگ می‌کنند، این کار دروغ نیست؛ اما شبه دروغ است و شبه دروغ همچون دروغ است.

وی اظهار کرد: گاهی مطبوعات مقداری از سخنان و مطالب ارائه شده را دست کاری و الفاظ را جابه جا می‌کنند به گونه ای که برای خواننده مطلب خلاف آن چه گفته شده را اثبات می کنند و گاهی به وسیله تیتر تمام مفهوم مقاله را تغییر می‌دهند. رسانه‌ها تیتر مطالب خود را تنها متناسب به اهداف جناح شان انتخاب می کنند؛ البته همه رسانه‌های جهان چنین می‌کنند و تیترهای گمراه کننده می‌دهند؛ اما در شان مسلمانان نیست که بخشی را حذف و بخش دیگری را بیان کنند.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی،این مرجع تقلید امروز در جمع صد‌ها تن از طلاب و فضلای حوزه علمیه در آغاز درس خارج فقه خود براساس روایتی در خصوص دروغ گفت: آدم دروغگو که چپ و راست دروغ می گوید بی ایمان است؛ زیرا دروغ با ایمان سازگار نیست.

وی با اشاره به آیه 105 سوره نحل تصریح کرد: تنها کسانی دروغ می گویند که ایمان به آیات الله ندارند. افرادی که دروغ می‌گویند به رزاقیت خداوند ایمان ندارند، مثلا فردی در کسب و کار دروغ می‌گوید و از طرفی می‌گوید خداوند رزاق است؛ ولی ایمان به این گفته ندارد؛ اگر خدا رزاق است چرا با دروغ کسب و کار می کنید؟ کار به جای رسیده است گروهی باور کرده اند که برخی شغل ها را بدون دروغ نمی توان انجام داد.

این مرجع تقلید خاطرنشان کرد: گاهی افراد دروغ می ‌گویند تا به قدرت و مقامی برسند؛ اگر "تذل من تشاء و تعز من تشاء" را باور داشته باشند چرا به وسیله دروغ می‌خواهد عزت پیدا کنند و ذلت را از خود دور نمایند، دروغ می‌گویند تا به موقعیتی در دنیا دست یابند، این درحالی است که ما وقتی خداوند را موثر در همه چیز بدانیم دیگر نوبتی به دروغ نمی‌رسد.

این استاد درس خارج فقه حوزه یادآور شد: دروغ سه رقم است، زمانی انسان به مردم دروغ می‌گوید که نوعی شایعه است؛ ولی زمانی انسان به خدا و خودش دروغ می گوید و کارهای خلاف خود را توجیه می‌کند و کلاه شرعی برای آن درست می‌کند، گناهکار است؛ اما خود را نیکوکار می‌پندارد. وای به حال کسی که به خالق، خود و مردم دروغ می‌گوید. بدانید اگر دروغ از زندگی بشر برچیده شود دعواها، نزاع‌ها و خلاف‌ کاری‌ها برداشته می‌شود.

مکارم شیرازی گفت: هم اینک عصر پیشرفت تکنولوژی است و کارهای بزرگی در جهان صورت می گیرد و به تناسب همین پیشرفت‌ها دروغ‌های بزرگی‌ در جهان گفته می‌شود، یکی از دروغ‌های بزرگ جهان، مساله حقوق بشر است که به نام حقوق بشر به ایران اسلامی اتهام می‌زنند و اعدام قاچاقیان و برخورد با جاسوسان را دفاع از حقوق بشر می‌نامند.

وی به جنایات اسراییل در غزه اشاره و اظهار کرد:با وجود این که سازمان‌ ملل و مقامات بین المللی به جنایات غزه اذعان کردند و حتی سازمان ملل با اکثریت آرا این جنایات را تصدیق کرد؛ اما هیچ کاری به آن ندارند و در رسانه‌ها به آن نمی‌پردازند؛ ولی اگر قاچاقچی در ایران اعدام شود، ادعا می‌کنند حقوق بشر از بین رفته است و ما درباره شما تردید داریم که در مسیر سلاح اتمی هستید یانه. براساس همین تردیدهای نادرست اتهام‌های بزرگی را متوجه ایران می‌کنند.

مکارم شیرازی با اشاره به این که رژیم صهیونیستی هرگز میثاق بین المللی را نپذیرفته است، افزود: هم‌اینک بسیاری از جنایات علیه حقوق بشر در جهان وجود دارد که هرگز آن‌ها را نمی‌بینند و به راحتی از کنار آن می‌گذرند.

وی تصریح کرد: ما باید مراقب باشیم و بدانیم که ادعاهای دروغین غربی‌ها و تکرار آنها در سطح جهانی نشان از راست بودن آن نیست؛ زیرا می‌خواهند با تکرار دروغ سخنان خود را به کرسی بنشانند.

این استاد حوزه اظهار کرد: امیدواریم استقلال فکری خودمان را از دست ندهیم و ملت ایران همچون گذشته متحد شود و از دنیای امروز وحشت نکند و با اتکا به خدا و نظام جمهوری اسلامی و اتحاد پیش برود.
منبع : تابناک
دسته ها : مذهبی - سخنرانی
چهارشنبه هجدهم 9 1388

طنز/ کشف حجاب شمقدری در دولت دهم

شهرام شکیبا

جواد شمقدری، معاون سینمایی وزیر ارشاد گفت:«این تفکرات که من و دوستانم پیش از این نگاه دیگری داشتیم و اکنون چهره ای دیگراز خود نشان می دهیم تا به نوعی جلب اعتماد صورت بگیرد، نوعی بیماری فرهنگی است.»

1. از گفته بالا نتیجه می گیریم که آقای شمقدری با دوستانش به معاونت سینمایی آمده است تا دور هم باشند.

2. آقای شمقدری هم دکتر است. چرا که تشخیص بیماری ها کار دکترهاست نه مدیران.

3. کاش می گفتند که دوستانشان را با چه وسیله نقلیه ای به ارشاد آورده اند، اتوبوس، مینی بوس،‌ خاور و یا سایر وسایل نقلیه؟

جواد شمقدری:« پذیرش مسئولیت معاونت سینمایی در دولت دهم، فرصت آن را به وجود آورده تا نقاب ها از چهره ما کنار برود و با برطرف شدن حجاب ها روشن شود که خیلی از مباحث مطرح شده در مورد ما واقعیت خارجی ندارد.»

1. بالاخره آقای شمقدری و دوستانشان، فرق کرده اند یا نه؟

2. پس این همه سال آقای شمقدری و دوستانش نقاب زده بودند؟

3. با حجابشان که آن جوری بود، ‌بی حجابشان چه می شود؟

4. بالاخره هر نقابی یک شکلی دارد. کاش می گفتند نقابشان قبلا چه شکلی بوده. نکند اساسا این که به ما می گفتند محمدرضا شریفی نیاست، همین آقای شمقدری بوده که نقاب زده بوده و ما همه فکر می کردیم بازیگر است؟

5. بدین وسیله آمادگی خود را برای برگزاری یک دوره کلاس فشرده با عنوان «چگونه مثال بزنیم و چه طوری از آن استفاده کنیم» را برای برخی از مدیران تازه تاسیس و دوستانشان، اعلام می کنیم.

من زن ایشون نمی شم
محققان انگلیسی با انجام مطالعاتی ادعا کرده اند ازدواج با افرادی که دارای مشاغل خاصی هستند، خطر بروز اختلاف و طلاق را کمتر می کند. این تحقیقات نشان داده افرادی که با مهندسین کشاورزی، معلمان و دامپزشکان ازدواج می کنند کمتر از سایر مشاغل سر از دادگاه های خانواده در می آورند.

1. فقط اشکال این تحقیقات این است که نگفته اند اینها باید شغل زن باشد یا مرد. چون انصافا داشتن شوهر دامپزشک با داشتن زن دامپزشک خیلی متفاوت است.

2. مهندسین کشاورزی که از دیرباز شناخته شده بوده اند و تحقیقات ویژه ای لازم ندارند. تحقیقات از قدیم نشان داده که ایشان اساسا از اقشار کم خطر و کم دردسر هستند.

3. معلمان هم که آنقدر از سر و کله زدن با بچه ها خسته می شوند که وقتی به خانه می آیند دیگر جان و جسد درگیری ندارند.

4. می ماند دامپزشکان. طبیعی است که با این جماعت هم راحت می شود زندگی کرد. کسی که درد حیوانات را بفهمد و ناز آنها را بخرد، چطور ممکن است که نفهمد همسرش چه دردی دارد و ناز وی را به جان نخرد؟ انصافا درک اسب و شتر و مرغ و ماکیان، سخت تر از همسر که نیست.

منبع : خبر آن لاین

دسته ها : ادبی - طنز - سیاسی
چهارشنبه هجدهم 9 1388
مثل مدیرهای امروزی نبود
درباره شهید زین الدین
می‌دانیم، می‌دانیم یک گلوله توپ، یک گلوله خمپاره چیست و چقدر می‌تواند تخریب داشته باشد اما یک میلیون و دویست زار گلوله توپ و خمپاره نتوانست مقاومت رزمندگانی که جزیره مجنون را به دست گرفته بودند بشکند تا با مدیریت فرماندهان جوان و شجاع جنگ مثل مهدی زین‌الدین که هنگام شهادت تنها 25 سال داشت هم طلسم نبرد در روز شکسته شود و هم تفرعن تجهیزات و امکانات دشمن.همو که پس از فتح جزیره مجنون و تیراندازی بی‌امان عراقی‌ها سر ظهر با یک عدد کلاشینکف نشست درون‌سنگر، جلوی دید مستقیم عراقی‌ها، نشانه گرفت و زد، بی‌امان و رو کرد به افراد درون‌سنگر که بزنید: «هر یک تیری که زدند، دو تا جوابشان را بدهید.»جزیره سیاه شده بود از شدت انفجار، چشم چشم را نمی‌دید، مبادله بی‌وقفه گلوله‌ها مجال رساندن آذوقه به کسی نمی‌داد، در یک سو همه گرسنه و در سوی دیگر آذوقه‌ها فراوان اما هرکس برمی‌خاست می‌نشست که گلوله امان نمی‌داد. چگونه آذوقه‌ها را به رزمندگان برسانیم؟ این سوال یک بسیجی بود؛ زین‌الدین برخاست موتور تریلش را روشن کرد و هم‌رزمش جعفری به همراهش آذوقه‌ها را به جلو بردند و تا شب نشده به همه غذا رساندند.

در راه پدر،‌در شور انقلاب

هنگامی که انقلاب به ثمر نشست، مهدی زین‌الدین جوانی بود 19 ساله که از پی سلوک پدرش در راه مبارزه با رژیم ستم‌شاهی دچار مصائب زیادی شده بود. پدر او که کتاب‌فروشی داشت همیشه متهم بود که کتاب‌های ممنوعه می‌فروشد و سر ناسازگاری با رژیم پهلوی دارد به همین دلیل همواره مورد آزار و اذیت ساواک واقع می‌شد و خانه به دوش از این شهر به آن شهر تبعید می‌شد. از تهران به خرم‌آباد، از خرم‌آباد به سقز و از سقز به اقلید فارس شد و خانواده برایش نگران.

آخرین تبعیدش آخرین نفس‌های حکومت پهلوی دوم بود چنین موقعیتی فرصتی را پیش آورد که پدر مهدی مخفیانه محل زندگی را به قم انتقال دهد و مهدی نیز به همراه سایر اعضای خانواده از خرم‌آباد به قم برود و دوش به دوش دیگران حضور موثری در مبارزات مردمی در پی گیرد.

مبارزه و مطالعه و گریز از رستاخیز

مهدی و همچنین برادر کوچک‌ترش‌مجیدتحت تاثیر پدر و فضای حاکم در خانه نوع دیگری به زندگی نگاه می‌کردند. به همین دلیل وقتی در دوران دبیرستان حزب رستاخیز شروع به عضوگیری اجباری می‌کرد مهدی زین‌الدین در خرم‌آباد به عضویت این حزب درنیامد و با سابقه‌ای که از او و پدرش داشتند از دبیرستان ریاضی آن شهر اخراجش کردند. او به ناچار برای ادامه تحصیل با تغییر رشته از ریاضی به طبیعی موفق به اخذ دیپلم گردید و در کنکور سال 1356 شرکت و ضمن موفقیت توانست رتبه چهارم را در بین پذیرفته‌شدگان دانشگاه شیراز به دست آورد.اما قبولی او در دانشگاه شیراز همزمان شد با تبعید پدرش به جرم حمایت از امام خمینی(ره) از خرم‌آباد به سقز و انصراف او از ادامه تحصیل. اینچنین بود که سر سودایی او که مبارزه و مطالعه را می‌پسندید به سودای انقلاب دل بست.

پیوستن به سپاه و برخورد با التقاط

انقلاب که پیروز شد هرکسی را کاری می‌بایست. او نیز به کاری شد، جزو اولین کسانی بود که به جهاد سازندگی رفت و با تشکیل سپاه پاسداران قم به این نهاد پیوست. ابتدا در قسمت پذیرش و سپس مسئول واحد اطلاعات سپاه قم شد.

در همین دوره بود که غائله خلق مسلمانان بروز کرد و او نقش فعالی در برخورد با نیروهای التقاطی از خود نشان داد اما آتش جنگ که شعله‌ور شد امان از کف داد و بی‌امان خود را به جبهه نبرد رساند.

دقت در کسب اطلاعات از دشمن

فرصتی بود جنگ، فرصت ظهور، ظهور انسان‌هایی با عیاری تازه و فراتر از حد و حدود عادی، مردان پابرهنه‌ای که اساطیر شدند، هرکسی گوشه‌ای از این کار را گرفت که مجال چند و چون نبود. مهدی زین‌الدین نیز مسئول شناسایی یگان‌های رزمی شد و بعد از آن مسئول اطلاعات – عملیات سپاه دزفول و سوسنگرد گردید.

رمز موفقیت عملیات، موفقیت در کسب اطلاعات بود کسی که بهتر از دشمن اطلاعات به دست آورد بهتر می‌تواند به او ضربه بزند این کار خطیر مهدی زین‌الدین بود که با شجاعت تا عمق مواضع دشمن نفوذ کرده و محورهای عملیاتی را به درستی نشانه‌گذاری می‌کرد. بخشی از موفقیت به دست آمده در عملیات فتح‌المبین مرهون دقت اطلاعاتی اوست.

اقتدار فرمانده 23 ساله

آرام، آرام بر دقت او افزوده شد و ایمان و تجربه را به هم آمیخت. او در عملیات بیت‌المقدس مسئولیت اطلاعات – عملیات قرارگاه نصر را بر عهده گرفت و به خاطر لیاقت و استعداد رزمی ارتقا یافت و در عملیات رمضان به عنوان فرمانده تیپ علی‌بن ابیطالب(ع) که بعدها به لشکر تبدیل شد، انتخاب گردید.

در این دوره او 23 سال بیشتر نداشت در عملیات رمضان تیپ تحت فرماندهی مهدی زین‌الدین جزو یگان‌های خط‌شکن بود. نحوه مدیریت و فرماندهی و موفقیت در پیشبرد اهداف باعث شد که این تیپ سریع‌تر به لشکر تبدیل شود و این لشکر در عملیات‌های محرم، والفجر مقدماتی، والفجر 3 و والفجر 4 به عنوان یکی از یگان‌های همیشه موفق، نقش حساس و تعیین‌کننده‌ای را برعهده گرفت. صبر، استقامت و مقاومت این یگان، همگام و هم‌شانه با سایر یگان‌ها در عملیات حساس خیبر بسیار مشهور است. وقتی دشمن از هوا و زمین و با انواع جنگ‌افزارها و هواپیماهای جنگی روسی، آمریکایی و فرانسوی و بمب‌های شیمیایی و پرتاب یک میلیون و دویست گلوله توپ و خمپاره، جزایر مجنون را هدف قرار داده بود او و یگان تحت امرش تا آخرین نفس جنگیدند و دشمن را به عقب راندند و جزایر را حفظ کردند. از او به عنوان یکی از طراحان اصلی عملیات خیبر یاد می‌شود نبردی که به آزادسازی جزایر مجنون و شکست دشمن از فرماندهی 23 ساله انجامید که «خیبرشکن» لقب گرفت زیرا به گفته فرماندهان عالی‌رتبه جنگ: «آقا مهدی نخستین کسی بود که طلسم نبرد روز را شکست» و در زیر نور آفتاب چشم در چشم دشمن جنگید و پیروز هم شد.

نیروهای ضعیف را طرد نمی‌کرد

آقا مهدی شخصیت پرجاذبه‌ای داشت، بی‌تکلف بود و مثل برخی از مدیران امروزی که تشریفات جزو شخصیت‌شان شده در پی تشریفات و در بند ظواهر نبود. شوخ‌طبع و شیرین اما جدی، منظم و پیگیر بود ولی هرگز کسی خشمگینی او را ندید اگرچه بی‌انضباطی‌ها را تنبیه می‌کرد ولی هرگز کسی را به دلیل ضعف‌هایش در کار از خود دور نمی‌کرد. اگر می‌دید که نیرویی مدیریتش ضعیف است او را طرد نمی‌کرد. می‌آورد پیش خودش و به او راه و رسم کار را یاد می‌داد و بعد دوباره در جایی مناسب از او استفاده می‌کرد. از ریاکاری متنفر بود و صداقت را پاس می‌داشت. همه را به نظم و انضباط فرامی‌خواند و آموزش‌های نظامی را ضروری می‌دانست.

خودسازی پیش از لشکرسازی

به تزکیه و جهاد اکبر اعتقاد داشت. مجاهدت اصلی را مبارزه با نفس می‌دانست. خستگی روحی در وجودش دیده نمی‌شد. از خود بسیار مراقبت می‌کرد. سعی می‌کرد همواره وضو داشته باشد و نماز را اول وقت بخواند. حفظ اموال بیت‌المال برایش اهمیت خاصی داشت. وقتی چند تا از بچه‌ها کنار آب جمع شده بودند و یکی‌شان برای تفریح در آب تیراندازی می‌کرد زین‌الدین سر رسید و گفت: «این تیرها بیت‌الماله حرامش نکنید.» جوابش داد: «به شما چه؟» و با دست هلش داد. زین‌الدین که رفت یکی گفت: «می‌دونی کی رو هل دادی؟» دویده بود دنبالش برای عذرخواهی که جوابش داده بود: «مهم نیست. من فقط امر به معروف کردم گوش کردن و نکردنش دیگر با خودته.»

بحث با حسن باقری

اما در عین حال در بحث تاکتیک‌های رزمی جدی بود و گاه زیاده‌روی هم می‌کرد. یکی از دوستانش تعریف می‌کند: «دو سه روزی بود که می‌دیدم توی خودش است. پرسیدم چته تو؟ چرا اینقدر تو همی؟ گفت: دلم گرفته. از خودم دلخورم. اصلا حالم خوش نیست. گفتم: همین جوری؟ گفت: نه، با حسن باقری بحثم شد. داغ کردم، چه می‌دونم؟ شاید باهاش بلند حرف زدم. نمی‌دونم. عصبانی بودم. حرف که تموم شد فقط بهم گفت مهدی، من با فرمانده‌ام اینجوری حرف نمی‌زنم که تو با من حرف می‌زنی. دیدم راست میگه. الان دو سه روزه کلافه‌ام، یادم نمی‌ره.»

خلوت‌گزینی و مطالعه

اهل خلوت‌گزینی و مطالعه بود. وقتی از عملیات خبری نبود می‌خواستی پیدایش کنی باید جاهای دنج را می‌گشتی. پیدایش که می‌کردی می‌دیدی کتاب به دست نشسته انگار توی این دنیا نیست. 10 دقیقه وقت که پیدا می‌کرد می‌رفت سر وقت کتاب‌هایش. گاهی که کار فوری پیش می‌آمد، کتاب همان‌طور باز می‌ماند تا برگردد. مطالعه را از کودکی آموخت هنگامی که تابستان‌ها برای کمک به پدرش به مغازه کتاب‌فروشی پدرش می‌رفت. در کتاب‌ها چیزی بود که در بیرون نبود.

جواب پدرمان را می‌توانیم بدهیم

مهدی به همراه برادر کوچک‌ترش مجید که مسئول اطلاعات و عملیات تیپ 2 لشکر علی‌بن ابیطالب(ع) بود جهت شناسایی منطقه عملیاتی از کرمانشاه به سمت سردشت حرکت می‌کنند. موقعی که عازم منطقه می‌شوند راننده‌شان را پیاده کرده و می‌گویند: خودمان می‌رویم. حتی در مقابل اصرار یکی از رزمندگان مبنی بر همراه شدن با آنها می‌گوید: تو اگر شهید بشوی جواب عمویت را نمی‌توانیم بدهیم اما ما دو برادر اگر شهید شویم جواب پدرمان را می‌توانیم بدهیم.غروب در راه به کمین ضدانقلاب می‌خورند. موشک آر.پی.جی به سقف ماشین اصابت می‌کند و مجید به شهادت می‌رسد و مهدی پیاده شده تا در پناهگاهی قرار بگیرد که از پشت مورد اصابت رگبار گلوله قرار می‌گیرد. فردا وقتی نیروهای خودی می‌رسند دو نفر را می‌بینند که به آنها تیر خلاص زده‌اند. چندان قابل شناسایی نبودند وقتی قبض پرداخت خمس در داشبورد ماشین پیدا می‌شود مطمئن می‌شوند که خود شهید مهدی زین‌الدین است.

منبع: تهران امروز
چهارشنبه هجدهم 9 1388
از سوی نزدیکان ابطحی ؛
تکذیب خبر 20.30 درباره دیدار ابطحی و خاتمی
ابطحی تصمیم به سکوت گرفته است و از زمان آزادی از زندان هیچ مصاحبه‌ای نداشته است و در دیدار با خاتمی هم این مسائل مطرح نشده است.
درپی انتشار خبری به نقل از محمد علی ابطحی در برخی از سایت‌ها یکی از نزدیکان وی این‌گونه اخبار را تکذیب کرد.

به گزارش خبرنگار ایلنا ، در پی انتشار خبری که دیروز برخی سایت‌ از دیدار خاتمی و محمد علی ابطحی منتشر کردند و در اخبار 20:30 دیشب نیز بلافاصله بعد از اخبار مربوط به روز 16 آذر این خبر منتشر شد، یکی از نزدیکان ابطحی اعلام کرد که وی تصمیم به سکوت گرفته است و از زمان آزادی از زندان هیچ مصاحبه‌ای نداشته است و در دیدار با خاتمی هم این مسائل مطرح نشده است.
منبع : تابناک
 
 
 
 
 
دسته ها : خبر - سیاسی
چهارشنبه هجدهم 9 1388
انتقاد شدید روزنامه جمهوری از صادق لاریجانی
آیا برای حفظ حق انتقاد سالم که شرعا و قانونا و عقلا برای حیات جامعه ضروری است و رسانه ها به کمک آن می توانند تا حدود زیادی جلوی مفاسد اقتصادی و سیاسی و فکری و اجتماعی و اخلاقی و اعتقادی را بگیرند و کمک بزرگی به قوه قضائیه بنمایند کاری کرده اید همین دو روز قبل از سخنان صریح و تحسین برانگیز شما بود که به چند روزنامه به خاطر انتقاد از کسی که گفته بود « اشغال عراق توسط آمریکا برای جلوگیری از ظهور امام زمان علیه السلام بود و اسناد آن را به دست آورده ایم » اخطار دادند و یک سایت منتقد را فیلتر کردند.
روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود خطاب به رئیس قوه قضائیه از وی خواست با فساد سیاسی کسانی که ذهن جامعه را مشوش می کنند برخورد نماید.

در این سرمقاله آمده است:

شما چرا از مفاسد فکری و اجتماعی چیزی نمی گوئید؟ کسانی که جامعه را دچار آشوب های فکری و سیاسی و اجتماعی می کنند کسانی که حرمت انسان ها را لگدمال می نمایند زبان های شایعه ساز و هتاک قلم های فحاش و دروغ پراکن محافل تهمت ساز هسته های توطئه گر گروه های فشار عناصر افراطی رسانه های لاابالی و مجموعه هائی که لایه های پنهانی را برای تخریب و از میدان خارج کردن نیروهای انقلابی خدوم توانمند و فداکار و به صحنه آوردن عناصر فرصت طلب و میوه چینان انقلاب تشکیل داده اند و بشدت فعالند قطعا خطرناک تر از سایر مفسدین هستند.

در ادامه سرمقاله این روزنامه آمده است:

آیا جرم تهمت فساد زدن به انسان های شایسته و فداکار کمتر از خود فساد است؟ آیا نمیدانید که راه درست مبارزه با فساد برخورد ریشه ای با علت است نه با معلول آیا کارشناسان قوه قضائیه تاکنون به این سئوال فکر کرده اند که چرا امروزه ارزان ترین متاع در جامعه اسلامی ما آبروی اشخاص آنهم اشخاص خوش سابقه و انقلابی و وفادار به نظام جمهوری اسلامی است؟ آیا قوه قضائیه و جنابعالی که در راس آن قرار دارید تاکنون برای حفظ کرامت انسانی شهروندان جمهوری اسلامی و جلوگیری از هتاکی ها فحاشی های سیاسی و تهمت زدن های باندی و جناحی که اکنون رایج تر از هر زمان دیگری شده است قدمی برداشته اید؟

آیا برای حفظ حق انتقاد سالم که شرعا و قانونا و عقلا برای حیات جامعه ضروری است و رسانه ها به کمک آن می توانند تا حدود زیادی جلوی مفاسد اقتصادی و سیاسی و فکری و اجتماعی و اخلاقی و اعتقادی را بگیرند و کمک بزرگی به قوه قضائیه بنمایند کاری کرده اید همین دو روز قبل از سخنان صریح و تحسین برانگیز شما بود که به چند روزنامه به خاطر انتقاد از کسی که گفته بود « اشغال عراق توسط آمریکا برای جلوگیری از ظهور امام زمان علیه السلام بود و اسناد آن را به دست آورده ایم » اخطار دادند و یک سایت منتقد را فیلتر کردند. شما به عنوان یک کارشناس اسلامی می دانید چنین سخنان بی پایه ای چه عوارض منفی زیان باری در بردارد چه ریزش های اعتقادی را موجب می شود و زمینه را برای چه مفاسد سیاسی و حتی اقتصادی بزرگی فراهم می کند؟ آیا قوه قضائیه جرات دارد به چنین افرادی حتی یک اخطار شفاهی بدهد؟
منبع : تابناک
دسته ها : مقالات - سیاسی
چهارشنبه هجدهم 9 1388

(2) روشنی

فرصت چشم‌های شما سهم من شد
یا بهشت شگفت خدا سهم من شد؟


من که تاریک تاریک تاریک بودم
این همه روشنی از کجا سهم من شد؟


دور افتاده بودم از آن آبی محض
ناگهان این دو بال رها سهم من شد


در دلم شور دریا و باران در آمیخت
رنگ لبخندهای تو تا سهم من شد


گفته بودم از اول که طاقت ندارم
داغت ای عشق آخر چرا سهم من شد؟


                                                                      فاطمه سالاروند

دسته ها : ادبی - شعر
چهارشنبه هجدهم 9 1388

(1) دست مریزاد به عشق!


گرچه توفان شد و بی‌واهمه پرکند مرا
و در این غربت دور از همه افکند مرا


آفرین بر نفسش! دست مریزاد به عشق!
که چنین کرد به چشمان تو پا‌بند مرا


بی‌خبر آمد و کرد از همه جا بی‌خبرم
از تو و نام تو و یاد تو آکند مرا


تن سرمازده‌ام باغ شد و فروردین
تا به لبخند تو پیوند زد اسفند مرا


جاده‌ها در شب تاریک به راه افتادند
تا به روزی که تو باشی برسانند مرا


تا به روزی که... شب و جاده و آواز چه‌قدر؟
می‌کشد عشق به دنبال تو تا چند مرا؟


 


                                                                            فاطمه سالاروند

دسته ها : ادبی - شعر
چهارشنبه هجدهم 9 1388
پیشگیری از سرطان با فلفل و زردچوبه
زردچوبه و فلفل با محدود کردن رشد سلول های اولیه سرطانی، می تواند در پیشگیری از ابتلا به سرطان سینه موثر واقع شود.
پژوهشگران اعلام کردند مصرف ادویه هایی مثل فلفل و زردچوبه از ابتلا به سرطان سینه پیشگیری می کند.

به گزارش واحد مرکزی خبر ، دانشمندان در مرکز پزشکی دانشگاه میشیگان اعلام کردند زردچوبه و فلفل با محدود کردن رشد سلول های اولیه سرطانی، می تواند در پیشگیری از ابتلا به سرطان سینه موثر واقع شود.

روش های کنونی شیمی درمانی در رویارویی با سلول های اولیه سرطانی کارساز نیستند و همین امر اغلب موجب بازگشت بیماری و عود سرطان می شود.

بر اساس این گزارش پژوهشگران دریافتند هنگامی که ترکیبات مشتق از ادویه های غذایی مثل زردچوبه و فلفل به محیط کشت سلولهای سرطانی سینه اضافه شود، رشد سلول های اولیه سرطانی تا حدود 20 برابر متوقف می شود واین در حالیست که رشد سلول های عادی تمایز یافته در محیط کشت، تغییر نمی کند.
منبع : تابناک
دسته ها : خبر - علمی
چهارشنبه هجدهم 9 1388
صدا و سیما باید پاسخگو باشد
اکنون پرسش دوستداران انقلاب اسلامی این است که آیا مسئولان این رسانه، مجازند برای نشان دادن ماهیت دشمنان واقعی اسلام، عریان‌ترین و قبیح‌ترین رفتار آنان علیه اسلام، نظام و ملت مسلمان ایران را در مهمترین ساعات پخش اخبار، پخش کنند؟

در بخش‌های خبری شب گذشته صدا و سیما، بارها و بارها تصاویر پاره شدن عکس بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی ایران در روز دانشجو به نمایش گذارده شد.

به گزارش «تابناک»، این تصاویر که احتمالا توسط دوربین‌های صدا و سیما در دانشگاه امیر کبیر ضبط شده است، در بخش‌های گوناگون خبری صدا و سیما پخش شد.

بنا بر این گزارش، به نظر می‌رسد که صدا و سیما برای نشان دادن ضدیت برخی از افراد حاضر در مراسمات 16 آذر با رهبر کبیر انقلاب اسلامی این تصاویر را پخش کرده است.

نکته اینکه، اما نشان دادن این بی‌حرمتی به ساحت معمار کبیر انقلاب اسلامی، خود بی‌حرمتی دیگری از سوی صدا و سیما به امام راحل بود.

مسئولان صدا و سیما، به بهانه نشان دادن یک عمل ناشایست و منفور، خود رفتار ناشایست دیگری انجام دادند که مصداق تام و تمام اشاعه فحشا در جامعه اسلامی ایران تلقی می‌شود.

به نظر می‌رسد، مسئولان سیاسی این رسانه، ظرافت‌های اجتماعی و دقایق دینی را فراموش کرده‌اند که اشاعه و نشان دادن یک رفتار ناشایست در دراز مدت قبح آن عمل را خواهد شکست و راه را برای ادامه این عمل توسط افراد دیگری باز می‌کند.

اکنون پرسش دوستداران انقلاب اسلامی این است که آیا مسئولان این رسانه مجازند برای نشان دادن ماهیت دشمنان واقعی اسلام، عریان‌ترین و قبیح ترین رفتار آنان علیه اسلام، نظام و ملت مسلمان ایران را در مهمترین ساعات پخش اخبار، پخش کنند؟

 به هر صورت، گویی بی برنامگی مسئولان سیاسی صدا و سیما، سبب شده در هر رخدادی با انجام عملی انفعالی و واکنشی از هر ابزاری، ولو به قیمت قبح زدایی از عملی زشت همچون جسارت به ساحت بنیانگذار انقلاب اسلامی برای مقابله با رقیب استفاده کنند.

گفتنی است، هرچند بارها پیامدهای سوء این نوع رفتارها گوشزد شده است، اما ظاهرا قرار نیست عقل جایگزین این رفتارهای احساسی و البته ماکیاولیستی شود.

دسته ها : خبر - سیاسی
چهارشنبه هجدهم 9 1388

چشم ها را می گشایی ، صبح می ریزد زمین

با گل لبخندتان باشد بیامیزد زمین

آیه ی تطهیر می بارد نگاهت ، مرد صبح

شاید از خواب هزاران ساله برخیزد زمین

کی هوای تو کبوتر می وزد ای ناگهان؟

کی بگو کی می شود از خون بپرهیزد زمین؟

کی عنایت می کنی کی سیصد و چندی بهار

تا در استقبالتان«شعر تر انگیزد» زمین

تا پر از خورشید گردد این شب وامانده مان

تا قبای ژنده ی خود را بیاویزد زمین

می نشیند پیش رویت آسمان با احترام

پیش پای حضرتت وقتی که بر می خیزد زمین

ذوالفقار تو جهانی را به حیرت می کشد

این زمین بی بهاری را که خواهی زد زمین

کاش سهم بی کسی های دلم باشد ، که نیست

هرچه از سمت ردایت عشق می ریزد زمین

 

مریم رزاقی

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
چهارشنبه هجدهم 9 1388
X