دسته
وبلاگهاي برگزيده
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1827873
تعداد نوشته ها : 1695
تعداد نظرات : 564
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

آیت‌الله ‌مکارم‌شیرازی: تصدی مشایی مشروعیت ندارد‌

مطالب دیگران  - آیت‌الله العظمی مکارم‌شیرازی در پاسخ استفتاء جمعی از مقلدان خود ارتباط با واگذاری سمت معاون اولی رئیس جمهور به رحیم‌مشایی گفت: تصدی چنین کسی مشروعیت ندارد و اگر خطایی در انتصاب مزبور صورت گرفته هر چه سریع‌تر اصلاح شود.‌

 

فارس نوشت:

متن استفتا صورت گرفته از این مرجع تقلید آمده است: چه می‌فرمایید درباره کسی که خود را از دوستان مردم اسرائیل شمرده تا آنجا که در روزنامه‌های صهیونیستی او را به عنوان دوست خوب صهیونیست‌‌ها خطاب کرده‌اند و در بعضی از جلسات، قرآن را به صورت توهین‌آمیزی وارد مجلس عمومی کرده و عبادت عظیم اسلامی حج را هم‌ردیف گردشگری و صنایع دستی شمرده و امور دیگری از این قبیل، آیا این چنین کسی صلاحیت تصدی مناصب مهم دولت اسلامی را دارد؟ به خصوص این که قاطبه متدینین و خبرگان نظام با این تصدی مخالفند.

آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی در پاسخ این استفتا اعلام کرده است: تصدی چنین کسی قطعاً مشروعیت ندارد و اگر خطایی در انتصاب مزبور از سوی بعضی از مسئولان ‌سر‌زده لازم است هر چه زودتر اصلاح شود و صد البته اگر مقامات عالی نظام، تذکر داده باشند و فراموش نباید کرد که مدیران خوب کسانی هستند که شجاعت اعتراف به اشتباه را دارند و می‌‌دانند مقاماتی که به آنها سپرده شده متعلق به مردم است و آنها باید نهایت امانتداری را رعایت کنند و مصالح اسلامی را در نظر بگیرند.  

   منبع : خبر آن لاین

دسته ها : مذهبی - خبر
چهارشنبه سی یکم 4 1388
شعر «میرشکاک» برای حضرت محمد(ص)

ز سر بیرون نخواهم کرد سودای محمد را
نمی‌گـیـرد خـدا هـم در دلـم جـای مـحمد را

پس از عمری که چون پروانه بر گـِرد علی گشتم
در ایـن آیـیـنــه دیـدم نـقـــش ســیـمـای مـحـمد را

به بینایی امـیر عرصه تجریـد خواهی شد
کنی گر سرمه‌ات خاک کف پای محمد را

جهان را سر به سر آیینه روی علی دیدی
علی خود آینه ست ای دل تماشای محمد را

محمد من رأی گفت و موسی لن ترانی دید
چه در دل داشت عیسی جز تمنای محمد را

شـبی کآفـاق را آیینـه روی خدا دیـدم
خدا می‌دید در آیینه سیمای محمد را

چطور آخر همین گوشی که جز دشنام نشنیده ست
شـنـیـــد آخــر به جـان لــحـن دل آرای مـحمد را

چه باید گفت از آن شب، آن شب قدس اهورایی
که مـن بـا خـویـشـــتـن دیـدم مـدارای مــحمد را

که می‌داند که یوسف با همین آلوده دامانی
شنیـــد آخـر نـدای گرم و گیــرای مــحمد را

شب صبح ازل پیوند رؤیایی تو می‌گویی
همین من دیـدم آیا روی زیبـای محمد را

سگ کوی علی هستم ولی دزدانه می‌بینم
علی بر سینه دارد داغ سودای مـحمد را
                                منبع : تابناک
دسته ها : ادبی - مذهبی
دوشنبه بیست و نهم 4 1388
بعثت دعوت به ارزشهای انسانی
رسول جعفریان
پایه دعوت اسلامی، دعوت به اصول و ارزشهای انسانی است، ارزشهای قابل درکی که هر انسان عاقلی، صرف نظر از منافع گروهی و طایفه‌ای آنها را درک می کند و در باره خوبی و بدی کردار و گفتار مردمان می‌تواند اظهار نظر کند.

این امر فقط در یک مورد دشوار است و آن جایی است که فتنه‌ای پدید آید و حق و باطل بهم آمیخته گردد. اما در غیر شرایط فتنه، درک خوبی و بدی، و حق و باطل کاری است که تشخیص آن به عقل انسانی واگذار شده است. خداوند عقل انسانی را که پایه معرفت الهی است، اساسی برای معرفت حسن و قبح نیز قرار داده است.

با این حال، در کنار این نبوت درونی، نبوت بیرونی می‌آید تا معیارهای صریح‌تری در اختیار انسان قرار دهد. معیارهایی که بتواند فطرت خفته را بیدار کرده و او را به سوی تشخیص درست رهنمون سازد. بدین ترتیب دین هیچ دعوت تحمیلی برای انسان ندارد، و درست و روشن به همان چیزهایی دعوت می‌کند که انسان خود قادر به درک آن است.

این باور، به خصوص در میان شیعیان و معتزلیان، امری مقبول و درست است که حسن و قبح عقلی امری پذیرفته شده است. آنچه نیک است، خدای انجام می‌دهد و بشر باید انجام دهد و آنچه قبیح است، خدای انجام نمی‌دهد و بشر نباید انجام دهد. در کلام شیعی و معتزلی امری بالاتر هم هست و آن این که خداوند با همه عظمتی که دارد امر محال هم انجام نخواهد داد.

در این صورت اگر گفته شود که دعوت اسلامی، دعوت به ارزشهای انسانی و فطری است، سخن درستی است، با این قید که قرآن معیارهای ارزشی را با دقت بیشتری تبیین کرده و آنچه را از محکمات فرموده، راه را برای ورود به شبهات بسته است.

دفاع رسول الله از ارزشهای اخلاقی و انسانی، و حرکت به سمت زندگی و حیات معقول و منطقی، پاسخی بود به این دعوت قرآنی که کار او انجام موعظه حسنه است، دعوت به کار نیک، کار نیکی که هر انسان عاقلی قادر به درک است. درست همین موعظه حسنه است که «شفاء لما فی الصدور» است، یعنی برای انسان آرامش می‌آورد. چه چیزی شفاء دلهای است؟ آن چیزی که بتواند انسان را قانع کند.

چه چیزی انسان را به ما هو انسان قانع می کند؟ آن چیزی که بتواند قلب و عقل انسان را آرام کند، و این آرامش وقتی است که انسان آنچه را در درون خود درست می‌یابد، با معیارهای صریح بیرونی، آن هم وقتی از گلوی یک رسول خدا بیرون می‌آید هماهنگ ببیند. این که قرآن به عنوان ربیع القلوب است، بهار دل است، همین وزش و نوازشی است که نسیم قرآنی بر دل انسانی دارد.

جستجو در اخباری که در زمان دعوت رسول (ص) در منابع آمده نشان از این دارد که مخاطبانی که برای نخستین بار با دعوت رسول خدا روبرو می‌شدند، این مسأله را درک می کردند که محتوای این دعوت، ارزشهای انسانی و اخلاقی است.

مفروق بن عمرو از رسول خدا پرسید به چه چیز دعوت می کنی؟ فرمود: إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِیتاءِ ذِی الْقُرْبى‏ وَ یَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُون‏. مفروق گفت: دعوت و اللّه یا أخا قریش إلى مکارم الأخلاق و محاسن الأعمال‏.

این که خداوند قرآن را موعظه حسنه خوانده و آن را شفاء لما فی الصدور خوانده است (یا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِی الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنین‏) برای همین است که آموزه‌های نبوت آرامش بخش قلبهاست. آرامش وقتی برای انسان پدید می آید که انسان آنچه را در درون خود را دارد، درست بیابد. انسان صرفا از بیرون بدون درون آرامش ندارد. شفاء لما فی الصدور به همین معناست. رسول خدا می فرمود قرآن بخوانید که قرآن ربیع قلوب است.

در نقل دیگری آمده است که رسول خدا (ص)‌ نامه‌ای به احنف بن قیس که رئیس بنی تمیم بود نوشتند. احنف پرسید: او به چه چیز دعوت می کند؟ به او گفته شد:

إلى الأمر بالمعروف والنهی عن المنکر، فقال: قول حسن، قال: فأخبر النبی (صلى الله علیه وسلم) فدعا له (طبقات المحدثین باصبهان: 1/297). وقتی خبر به پیامبر رسید برای او دعا کردند. احنف می گفت که بعدها زمان عثمان در حال طواف بودم. همان کسی که از طرف رسول الله نزد من آمده بود گفت: خاطرت هست که وقتی من آمدم و اسلام را بر طایفه تو عرضه کردم گفت: إنه یدعو إلى خیر، و ما أسمع إلّا حسنا إنه لیدعو إلى مکارم الأخلاق، و ینهى عن ملائمها.

ابن عباس هم در خبری از گفتگوی ابوسفیان با حاکم شام در زمانی که منازعات میان مسلمانان و قریش بالا گرفته بود سخن گفته است. ابوسفیان شرحی از دعوت رسول داده و وقتی از او می پرسند که این رسول به چه چیز دعوت می کند می گوید: یأمرنا أن نعبد الله وحده لا نشرک به شیئا، و ینهانا عما کان یعبد أباؤنا، و یأمرنا بالصلاة و الصدق و العفاف و الوفاء بالعهد و أداء الأمانة (الاکتفاء بما تضمنه من مغازی رسول الله(ص) ،ج‏2،ص: 6).

زمانی نیز که ابوذر برادرش را به مکه فرستاد تا خبری از رسول الله بیاورد، در بازگشت از وی پرسید که چه می گفت: او پاسخ داد: رأیته یأمر بمکارم الأخلاق، و در نقل طبقات الکبری (4/169) آمده است که گفت: أنه یأمر بالمعروف و ینهى عن المنکر و یأمر بمکارم الأخلاق‏. او امر به کارهای خوب می کند، از کارهای بد نهی می کند و مردم را به ارزشهای اخلاقی فرا می خواند.

گفته‌اند که اکثم بن صیفی خبر اسلام را شنید فرزندش را با نامه ای نزد رسول خدا فرستاد. رسول خدا پاسخ نامه او را داد. فرزند که بازگشت، اکثم از وی پرسید: ما رأیت؟ پاسخ گفت: رأیته یأمر بمکارم الأخلاق و ینهى عن لئامها. (شرف المصطفی: 3/338). او را در حالی دیدم که دعوت به ارزشهای اخلاقی می کرد و از کارهای پست نهی می نمود.

نیز در آثار احمدی ‌(ص 128) از متون شیعی در سیره نبوی که در قرن نهم نوشته شده آمده است: و اوّل نصیحتى که جناب رسالت پناهى به مردم مدینه فرمود این بود که یا ایّها النّاس افشوا السّلام و اطعموا الطّعام و صلوا الارحام و صلّوا باللّیل و اللنّاس نیام تدخلوا الجنّة بسلام‏. ای مردم، سلام بر یکدیگر را میان خویش شایع کنید، اطعام کنید، صله رحم کنید و وقتی مردمان خواب هستند نماز بگذارید تا با آرامش داخل بهشت شوید.

ما در این تعابیر چند مفهوم کلیدی داریم. معروف، منکر، مکارم اخلاق، محاسن اعمال، خیر، حسن، و مصادیقی از قبیل صدق و عفاف و وفای به عهد و صله رحم و ادای امانت.

اینها ارزشهایی است که انسانی است و مسلمان و غیر مسلمان ندارد و از قضا خداوند به این ارزشها برای حفظ سلامت جامعه و امت اسلامی، بهای زیادی می‌دهد. اگر صداقت و عفت و وفای به عهد و صله رحم و ادای امانت از میان برود، جامعه اسلامی سقوط می‌کند، جامعه غیر اسلامی هم سقوط می‌کند. قوام یک جامعه، کفر باشد یا اسلامی، همین ارزشهاست.

حالا در چنین جامعه‌ای که ارزشهای انسانی حاکم است، انسان به احکام شریعت تن می‌دهد. این دیگر مخصوص امت اسلامی است. دیگران روش های عبادی خودشان را دارند. اما اسلام شریعت خاص خود را. با این حال، شریعت هم در چارچوب همان ارزشهاست جز آن که حدود آن را تعیین می کند.

وقتی قرآن دعوت به عدالت می کند این یک دعوت انسانی است، اما حدود آن را شرع معین می کند. وقتی قرآن دعوت به پای بندی به عقود می کند، این یک اصل انسانی است، اما چارچوب آن را شریعت و فقه اسلامی و قضاء اسلامی تعیین می کند. چنین نیست که کسی این کلیات را بگیرد، اما از شریعت جدا شود. فقه برای همین درست می شود که حدود این قبیل دعوت ها را به ما بشناساند. این بحث البته دامنه مفصلی دارد که مربوط به بحث ما نیست.

اما به هر حال، دعوت و اساس آن در همان کلیات است و این برای تعریف ماهیت دین و ارزشهایی که به آن دعوت می کند نهایت اهمیت را دارد. ماهیت دین چیزی جز عمل صالح و پاک نیست. این بخش معنوی زندگی انسانی است و بخش مادی آن هم «بهره مندی از مواهب طبیعی طاهر و پاک». این حقیقت را خداوند این چنین خطاب به رسولانش بیان کرده است:

یا أَیُّهَا الرُّسُلُ کُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّی بِما تَعْمَلُونَ عَلیمٌ . این رسولان! از طیبات بهره برید و عمل صالح انجام دهید که من به کار شما آگاهم. بنابر این این دور رکن حقیقت دین و از قبیل همان کلیات است که اشاره شد. طبعا حدود آن را شریعت اسلامی بیان می کند. 
           منبع : تابناک
دسته ها : ادبی - مذهبی
دوشنبه بیست و نهم 4 1388
مبعث پیامبر خاتم

     محمد امین

           رحمته للعالمین

                      بر پیروان و دوست دارانش تهنیت باد  .

يکشنبه بیست و هشتم 4 1388
گفتاری منتشر نشده از آیت‌الله جوادی‌آملی به مناسبت مبعث پیامبر اکرم(ص)

هدف نهایی بعثت

اندیشه  - علی بن ابیطالب فرمود: مردم! ما هرگز شما را به امری وادار نکردیم، مگر اینکه قبل از شما آن امر را عمل کردیم.

انبیاء آمدند، گفتند: انسان در درون خود یک قلب دیگری دارد، یک چشم دیگری دارد، یک گوش دیگری دارد؛ این را اولاً تفسیر کردند، بعد آمدند این را تغییر دادند. فرمودند چه فرد یا جامعه‌ای مریض است، چه فرد یا جامعه‌ای سالم! آنها را که فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ بود درمان کردند، به جایگاه إذا جآءَ رَبَّهُ بِقَلبٍ سَلِیمْ رساندند، یا إلا مَنْ أتَی اللهَ بِقَلْبٍ سَلِیمْ رساندند و مانند آن. این کار انبیاء باعث می‌شود که جهان و انسان درست تفسیر می‌شود و درست تغییر پیدا می‌کند.
انبیاء اعلام کردند: مَنْ ذَا الَّذِی ذاقَ حَلاوَهَ مَحَبَّتِکْ فَرامَ مِنکَ بَدَلاً. خدایا! آنکه لذّت مناجات تو را چشید، آن را با چه عوض می‌کند؟ آنکه لذّت مناجات با خدا را در کامش زمزمه کرد، او هرگز این لذّت را به چیز دیگر تبدیل نمی‌کند. و این اختصاصی به انبیاء ندارد، چون شاگردان انبیاء هم به جایی رسیدند که می‌گفتند: کَأنّی اَنظُرُ إلی عَرشِ الرَّحمنِ بارِزاً. آن مرحله والا و بَرین برای انبیاء است‌، این مرحله نازل یا متوسط برای شاگردان آنهاست. اگر بشر و انسان درست تفسیر شد و درست تغییر پیدا کرد، یعنی انسان تحقیق شد که این مهم‌ترین رسالت انبیای مبعوث است؛ جهان هم تغییر‌پذیر است، درست تفسیر می‌شود و درست تغییر پیدا می‌کند.

تغییر جهان و تفسیر جهان را قرآن به عهده گرفته است. فرمود: این عالم اگر بخواهد درست حرکت کند، زمستانش زمستان باشد‌، پائیزش پائیز باشد، تابستانش تابستان و. . . شما باید انسان خوبی باشید! اگر جامعه جامعه خوب بود، قَدَّرَ أقواتَها فِی أربَعَهِ أیام جامه عمل می‌پوشاند. یک ارتباط تنگاتنگی بین عالم و آدم در قرآن کریم برقرار است. فرمود: اگر این مردم درست حرکت کردند، ذات أقدس إله نظام آفرینش را به سود انسانها تغییر می‌دهد. و اگر خدای ناکرده مردم درست حرکت نکردند، خداوند نظام آفرینش را به سود اینها تغییر نمی‌دهد. این که فرمود: وَ لُو أنَّ اَهلَ القُری آمَنُوا وَاتَّقُوا لِفَتَحْنا عَلَیهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماء وَالأرض، یعنی اگر جامعه درست تفسیر شد و درست تغییر پیدا کرد، درست در مسیر حرکت کرد، کلّ نظام عوض می‌شود. یعنی این ابرها که حرکت می‌کنند، به موقع باران حمل می‌کنند و به موقع می‌بارند و بجا می‌بارند، نه بی‌جا!

وجود مبارک رسول گرامی که این ایام مبعث آن حضرت است، فرمود: وقتی ذات أقدس إله در معراج فیض و فُوز خاصش را به دوش من رساند، فیضش به دوش من رسید، من خنکی او را در دلم احساس کرده‌ام. این لامسه است، این لامسه دل است نه لامسه پوست! این لَمس بدن نیست، لمس جان است.

مرحوم کُلینی از معصوم (ع) نقل می‌کند که بشرهای اوّلی خواب نمی‌دیدند. کم کم رؤیا را خدا نصیب اینها کرد. اینها به انبیاء‌شان می‌گفتند: ما وقتی خوابیدیم، چیزهایی را در عالم رؤیا می‌بینیم، اینها چیست؟ می‌فرمودند: اینها از سنخ همان حرف‌هایی است که ما به شما می‌گوییم. ما می‌گوییم در درون انسان یک چشمی هست‌، یک گوشی هست، نمونه‌اش را شما در عالم خواب می‌بینید. کسانی که بیداری حالت منامیه دارند، همان وضعی که دیگران در عالم رؤیا دارند، رؤیای صادق، اینها در حالت بیداری دارند.

اولیاء هم کار انبیاء را کردند. وجود مبارک امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید: من این حکومت را پذیرفتم، برای اینکه لِتَساطُنَّ صُوتَ القِدرْ لِتُغَربِلُنَّ غَربَلَه. فرمود: من آمدم، یک حرارتی در جامعه ایجاد کردم. آن جامعه افسرده یخ بسته را که سرد بود‌، جوشاندم. فرمود: من حکومت را پذیرفتم، برای اینکه همگان بجوشند. شما باید گرم شوید و باید جایتان عوض بشود. این خافِضَهٌ‌ رافِعَه کار همه انبیاء است، و این کار در قیامت ظهور می‌کند و انبیاء عهده‌دار این بودند. در حقیقت اگر کسی بخواهد جهان را تفسیر کند و جهان را تغییر بدهد، باید خود را تفسیر کند و خود را تغییر بدهد.

انسان گاهی خیال می‌کند از خاک است و به خاک! این بینش یک انسان مُلحد است. می‌گوید‌: ما از خاک بر خاستیم، دوباره خاک می‌شویم و دیگر هیچ! إنْ هِی إلا حَیاتُنَا الدُّنیا نَمُوتُ وَ نَحیی. ما از خاک بودیم، دوباره خاک می‌شویم و خبری نیست. ولی یک انسان ولی و عارف می‌گوید: من نه از خاکم که به خاک برگردم که حرف مُلحدان است، نه از خاکم که به خدا برسم که حرف متوسّطان است؛ بلکه من از خدایم و به سوی خدا می‌روم، إنّا للهِ وَ إنّا إلِیهِ راجِعُون.
کار انبیاء این است که درست تفسیر کنند و به ما گوشی بدهند که بشنویم سنگ تسبیح می‌کند. معجزه انبیاء این نبود که شجر و حَجر را گویا کنند! معجزه انبیاء این بود که ما را تغییر بدهند، ما را اصلاح کنند، ما را معالجه کنند؛ یعنی آن شنوایی درونی را به ما بدهند، آن گوش بسته را باز کنند، چشم بسته را باز کنند، آنگاه از ما سؤال کنند: چه می‌بینید؟ می‌گوییم: کَأنّی أنظُرُ إلی عَرشِ الرَّحمنِ بارِزاً. از ما سؤال می‌کنند: چه می‌شنوی؟ می‌گویند: ما می‌شنویم فرشته‌ها تسبیح می‌کنند، سنگ‌ها تسبیح می‌کنند، درخت‌ها تسبیح می‌کنند.

. . . شما هر چه مبعث را خوب بررسی کنید، نبوّت را خوب بررسی کنید، امامت را خوب تشریح کنید، می‌بینید هدف همه آنها این است؛ این بیان روشن علی بن ابیطالب است؛ فرمود: مردم! ما هرگز شما را به امری وادار نکردیم، مگر اینکه قبل از شما آن امر را عمل کردیم. شما را از هیچ چیزی باز نداشتیم، مگر اینکه قبلاً دست خودمان را از او کشیدیم. اگر این است، پس معلوم می‌شود خدا دارد حکومت می‌کند، دین خدا دارد حکومت می‌کند؛ یعنی فقه دارد حکومت می‌کند و عدالت دارد حکومت می‌کند.

منبع : خبر آن لاین

دسته ها : مذهبی
يکشنبه بیست و هشتم 4 1388
سالروز شهادت مظلومانه هفتمین امام شیعیان تسلیت باد.
شنبه بیست و هفتم 4 1388

                     زندگی نامه

غلامحسین افشردی ( حسن باقری ) روز 25 اسفند ماه سال 1344

در یکی از محله های قدیمی تهران  _ میدان خراسان _به دنیا آمد .

آن روز مصادف با سوم شعبان بود .به همین خاطر نام او را غلامحسین

گذاشتند .

او در دو سالگی به همراه پدر و مادرش مسافر کربلا شد .

دبستان را در مدرسه مترجم الدوله گذراند . از سال سوم متوسطه

در دبیرستان مروی فعالیت ی اجتماعی و علمی خود را آغاز کرد.

او به گفت و شنود های علمی و تحقیقات دینی و فراگیری قرآن و

حدیث و درس عربی علاقه نشان می داد .

                                        ادامه دارد .....

سه شنبه بیست و سوم 4 1388

خدایا

     چنان کن سرانجام کار 

           تو

                 خشنود باشی و ما

                            رستگار

                                           آمین

 

شنبه بیستم 4 1388

بر روی زمین و آسمانها و کرات

در بین مناجات و تمام کلمات ....

زیباتر از این دعا ندیدست کسی

بر خاتم انبیا محمد صلوات 

                     اللهم صل علی محمد و آل محمد

جمعه نوزدهم 4 1388

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب

در دلم هستی و بین من وتو فاصله هاست

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد ؟

بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست

باز می پرسمت از مسئله دوری و عشق

و ظهور تو جواب همه مسئله هاست

                                                    تعجیل در ظهور آقا صلوات

جمعه نوزدهم 4 1388

سالروز وفات شیر زن دشت کربلا

دخت علی مرتضی

حضرت زینب کبری

تسلیت باد.

دسته ها : مذهبی
سه شنبه شانزدهم 4 1388
X