تو حاضری بی آنکه .....
گاهی اگر با ماه صحبت کرده باشی
از ما اگر پیشش شکایت کرده باشی
گاهی اگر در چاه مانند پدر آه
اندوه مادر را حکایت کرده باشی
گاهی اگر زیر درختان مدینه
بعد از زیارت استراحت کرده باشی
گاهی اگر بعد از وضو مکثی کنی تا
آیینه یی را غرق حیرت کرده باشی
در سال های سال دوری و صبوری
چشم انتظاری را شفاعت کرده باشی
حتی اگر بی آن که مشتاقان بدانند
گاهی نمازی را امامت کرده باشی
یا در لباس ناشناسی در شب قدر
از خود حدیثی را روایت کرده باشی
یا در میان کوچه های تنگ و خسته
نان و پنیر و عشق قسمت کرده باشی
پس بوده یی و هستی و می آیی از راه
تا حق دل ها را رعایت کرده باشی
پس مردمک های نگاه ما عقیم اند
تو حاضری بی آن که غیبت کرده باشی!
نغمه مستشار نظامی
مهمترین فایده وبگردی و پیدا کردن سایتهای خبری تازه، این است که آدم با امتیازات الهی افراد آشنا میشود. من معمولاً وقتی پای اینترنت مینشینم اسامی دوستانم را جستوجو میکنم. دیروز در حین جستوجوی نام دکتر علی کردان با یک سایت و دو امتیاز الهی ایشان آشنا شدم. اسم سایت مذکور «البرز» بود... و اما امتیازات الهی آقای علی کردان در خبری از این سایت چند جمله از آقای کردان نقل شده بود از این قرار.
علی کردان: «خداوند دو امتیاز الهی، توانایی در مدیریت و سپس تحلیل وقایعی از آینده را به من عطا کرده است. سال گذشته در مورخ 27 مهر در همایش ائمه جمعه سخنرانی و تمام وقایع یکسال اخیر تا یک سال و نیم آینده را پیشبینی کردم.»
1- از گفتار فوق نتیجه میگیریم که آقای کردان معمولاً تا دو سال و نیم بعد را پیشبینی میکند.
2- پس رئیسجمهور با چنین دوستانی خیالش راحت است، چون همه چیز را پیشپیش میداند.
3- با توجه به اینکه آقای کردان آینده را میدانسته، پس لابد از نتیجه انتخابات دهم ریاست جمهوری هم باخبر بوده. خب چرا یک کلمه نتیجه را نگفته که دیگر این همه ستادهای کاملاً مردمی آقای احمدینژاد مجبور به تبلیغات و هزینههای ریز و درشت نباشند؟
4- ایشان که همه چیز را پیشبینی میکند ایکاش 6 ماه پیش آخر سریال «جومونگ» را برای مردم میگفت تا این همه مردم علاف نشوند بابت دیدن آخر سریال. حالا جومونگ که گذشت، اقلاً تا وقت باقی است آخر سریال «دلنوازان» را بگویند.
5- ایشان که همه چیز را میداند، بیخودی چرا رفت توی مجلس از خودش دفاع کرد وقتی نتیجه را میدانست.
6- با این امتیاز الهی ایشان خیلی میشود کاسب شد. کاش یک همچین امتیازی نصیب من هم میشد. میدانی الآن یک فال قهوه ساده و یک فال تاروت چقدر آب میخورد توی همین تهران؟
7- لطفاً ایشان یک سال و نیم دیگر پیشبینی کنند که بالاخره آقای اسفندیار رحیممشایی رئیس جمهور یازدهم میشود یا نه که از نگرانی خواب و خوراک نداریم. ایشان درباره انتقاد طیف وسیعی از اصولگرایان نسبت به خودش گفت: «اگر دوستان رئیسجمهور را قبول دارند، باید به نظر ایشان احترام بگذارند. اگر صد نفر مدیر توانا و کارآمد قرار باشد از سوی یک هیأت داوران منصف انتخاب شوند، من یکی از آنها هستم.»
1- ماشاالله به این همه فروتنی!
2- البته با توجه به امتیاز الهی ایشان در پیشبینی، داوری قبول نیست، چون ایشان از قبل میدانسته.
3- جماعت یک بار به نظر رئیسجمهور درباره وزارت کشور احترام گذاشتند و نتیجهاش را هم دیدند. باز هم باید بگذارند؟ چقدر احترام لازم دارد این دولت؟
منبع :خبر آن لاین
صبح بى تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد
بى تو حتى مهربانى حالتى از کینه دارد
بى تو مى گویند تعطیل است کار عشقبازى
عشق اما کى خبر از شنبه و آدینه دارد
جغد بر ویرانه مى خواند به انکار تو اما
خاک این ویرانه ها بویى از آن گنجینه دارد
خواستم از رنجش دورى بگویم یادم آمد
عشق با آزار خویشاوندى دیرینه دارد
در هواى عاشقان پر مى کشد با بى قرارى
آن کبوتر چاهى زخمى که او در سینه دارد
ناگهان قفل بزرگ تیرگى را مى گشاید
آن که در دستش کلید شهر پر آیینه دارد
قیصر امین پور
دنیا بدون آمدنت ...
از هفته های رد شده یک جمعه قرض کن
این انتظار را ته خطی که ... " فرض کن!"
**************
از ابرهای روی سرم ترس دارم و
باید دوباره اشک شوم تا ببارم و ...
هی جمعه ها سه شنبه تر و هی سه شنبه ها ...
اصلا بگو چگونه ؟! بگو کی سه شنبه ها -
- نزدیک تر به ساعت موعود می شود؟
کی لحظه های دیر شده زود می شود؟!
پرواز یک پرنده بی پر قشنگ نیست
لطفا بیا ! نگو که دل واژه تنگ نیست
هر روز نقش تازه تری می کشم تو را
اما قشنگی تو به نقاش و رنگ نیست !
میدان باز تر شده یی خواستی ؟! بیا !
هر چند وقت آمدنت وقت جنگ نیست
یک ماه کاملی وسط آسمان عشق
آقا ! "خیال خام من اما ،پلنگ نیست! "
دنیا شروع خسته ی یک اتفاق بود
دنیا بدون آمدنت ... نه ! قشنگ نیست.
زهره جعفرزاده
| یا صاحب الزمان
آیا شود که گوشه چشمی به ماکنی؟
از درگه عنایت تو ما کجا رویم؟
عمری بود که مست می ناب تو شدیم
از لطف توست بر سر خوانت نشستته ایم
دست محبتی تو بکش بر وجودمان
بی عشق تو زندگی ما فلج شده
دستان ما جدا زحریمت نمی شود |
غریب آشنا
| تـو یـادگـار هـفتمین سپیده اى | شـکـوه مـاندنى ترین قصیده اى | |
| اشـارتـى ز بـیـکران روشنى | کـه از دیـار بى نشان رسیده اى | |
| سـتـاره حـریـم سـبز فاطمه | ز بـى نـهـایـت خدا دمیده اى | |
| بـهـار سـبـز بـاغهاى آرزو | امـام قـصـه هـاى ناشنیده اى | |
| گـل نـجـیـب بـاغ آفـرینشى | کـه در دلـم بـهـار آفریده اى | |
| تـو قـلب عاشقان هر زمانه را | بـه لـطف و بخششت خریده اى | |
| تـو مـنتهاى مهر و رحمت خدا | ز هرچه غیر اوست دل بریده اى | |
| زمـهربانى ات، ز دل ستانى ات | چـه نقش ها به لوح دل کشیده اى | |
| مـیـان لالـه هـاى سـرخ آشنا | غریـب آشـنـا! تو برگزیـده اى | |
| ز سـاغـر کرامـت مـحمـدى | زلال نـور مـعـرفت چشیده اى | |
| ز بـاغهـاى بـى زوال سرمدى | سـبدسـبد گـل حضور چیده اى | |
| دلا! ز شـوق لـحـظـه زیارتى | چـه عـاشقانه از قفس پریده اى! | |
| بـهـار شـد دوبـاره باغ باورم | ز عـشق تو که روشناى دیده اى | |
| بـه شـام غـربـت سیاه عالمى | طـلـوع فجر هشتمین سپیده اى |
ای آخرین جواب دل انگیز هر سوال
در متن قرن های پر از وحشت و ملال
ای باغبان ، که سخت و صبور ایستاده یی
تا دانه دانه سرخ شود سیب های کال
کی می شود به من برسی ؟ سیب زندگی
کی می شود بچینمت از شاخه ی خیال ؟
سیمرغ آرزوی منی ، آرزوی من
کی می رسم به قاف نگاه ات شکسته بال ؟
جاری ست طعم نام تو روی زبان عشق
مانند حس ناب حضور خودت زلال
نامت ، طنین رویش شیرین یک غزل
شعرم ، مسیر سبز عبور تو ای غزال
ای بی گمان سلاله ی ققنوس های سرخ
بیرون بیا از آتش سرد شک و سوال
بگذار تا خیال کنندت تو را ، بعید
بگذار تا که فرض کنندت تو را محال
هر قدر هم که دیر بیایی و راه دور
هر قدر هم که بگذرد این سال های سال -
- یک روز ذوالفقار نگاه ات به آسمان
پل می زند به سمت تبسم ، به شور و حال
حتی اگر نباشم و باشی ، چه دیدنی ست
آن لحظه های روشن و نوارنی وصال
تلخ است اگر چه بی تو همه عمر انتظار
ما را امید تا ابد است و تو را مجال
لیلا رسولی
خدا کند که بهار رسیدنش برسد
شب تولد چشمان روشنش برسد
چو گرد بر سر راهش نشسته ام شب و روز
به این امید که دستم به دامنش برسد
هزار دست پر از خواهشند و گوش به زنگ
که آن انارترین روز چیدنش برسد
چه سالها که در این دشت منتظر مانده ام
که دست خالی شوقم به خرمنش برشد
بر این مشام و بر این جان چه می شود یا رب...!
نسیمی از چمنش ، بویی از تنش برسد
خدای من دل چشم انتظارم تا چند
به دور دست فلک بانگ شیونش برسد؟
چقدر بر لب این جاده منتظر ماندن
خدا کند که از آن دور توسنش برسد
« سعید بیابانکی »
آغاز من ، تو بودی و پایان من تویی
آرامش پس از شب توفان من تویی
حتی عجیب نیست، که در اوج شک و شطح
زیباترین بهانه ایمان تویی
احساسهایی از متفاوت میان ماست
آباد از توام من و ، ویران من تویی
آسان نبود گرد همه شهر گشتنم
آنک ، چه سخت یافتم :" انسان " من تویی
پیداست من به شعله تو زنده ام هنوز
در سینه من ، آتش پنهان من تویی
هر صبح ، با طلوع تو بیدار می شوم
رمز طلسم بسته چشمان من تویی
هر چند سرنوشت من و تو ، دوگانگی است
تنهای من ! نهایت عرفان من تویی
سهیل محمودی
کاش! میآمدی گل زهرا (علیها السلام)
انتظار همیشه دل ها
کاش! میآمدی زجاده نور
ای تو معنای عشق! رمز حضور!
عطر پیغام سرمدی، مهدی (علیه السلام)!
گل باغ محمدی، مهدی (علیه السلام)!
عاشقانیم و بی قرار توایم
جمعه ها را در انتظار توایم
بیحضور تو دیده دریایییست
سینه را شعله های تنهایی ست
کاش! میآمدی زخلوت راز
ای تو معنای جاودان نماز!
ای تو تفسیر ذکر و مدح و ثنا!
ترجمان امید و مهر و وفا
قائم آل عشق، روح قیام
آخرین لاله، آخرین پیغام
قائم آل نور، یا مهدی (علیه السلام)!
آیه های حضور یا مهدی (علیه السلام)!
سوره سوره عدالتی به خدا!
بندگی را نهایتی به خدا!
ای نماز تو زینت دینم!
رسم وراه تو رسم و آیینم
راز گویای عالم هستی!
انتظار همیشه ام هستی
شور عشق است در سجود شما
در قیام شما، قعود شما
عطر سجاده تان بهاری سبز
راهِ پایان انتظاری سبز
از تبار زلال آیینه!
مقتدای نماز آدینه!
چه شکوهی است در نیایش تو
در ثنای تو و ستایش تو
همه دلهاست در تب و تابت
عطر گل میوزد زمحرابت
در نماز تو عطر عاشورا است
بوی گلهای باور زهرا (علیها السلام) است
کاش! روزی به اقتدای شما
فجر آدینه ای شود بر پا
با تو عطر قیام برخیزد
شوردرجسم وجان برانگیزد
با تو جاری شود در آیینه
عطر سبز نماز آدینه
با تو جاری شود زلال خدا
ای امید همیشه دنیا