دسته
وبلاگهاي برگزيده
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1827831
تعداد نوشته ها : 1695
تعداد نظرات : 564
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

 یا ابا عبدالله ...

 

نخستین کس که در مدح تو شعری گفت آدم بود
شروع عشق و آغاز غزل شاید همان دم بود

نخستین اتفاق تلخ تر از تلخ در تاریخ
که پشت عرش را خم کرد یک ظهر محرم بود

مدینه نه که حتی مکه دیگر جای امنی نیست
تمام کربلا و کوفه غرق ابن ملجم بود

فتاد از پا کنار رود در آن ظهر دردآلود
کسی که عطر نامش آبروی آب زمزم بود

اگر در کربلا توفان نمی شد کس نمی فهمید
چرا یک عمر پشت ذوالفقار مرتضی خم بود

علیرضا قزوه

پنج شنبه بیست و ششم 9 1388

 مولای من مهدی ...

 

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است 
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است

اکسیر من  نه این که مرا شعر تازه ای نیست  
من از تو می نویسم و این کیمیا کم است

سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست          
درشعر من حقیقت یک ماجرا کم است

تا این غرل شبیه غزل های من شود              
چیزی شبیه عطر حضور شما کم است

گاهی ترا کنار خود احساس می کنم       
اما چقدر دل خوشی خواب ها کم است

خون هر آن غزل که نگفتم به پای توست
آیا هنوز آمدنت را بها کم است

محمد علی بهمنی

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
پنج شنبه بیست و ششم 9 1388
علائم سکته قلبی
در مواردی که فرد دچار سکته قلبی می‌شود ، درد 20 دقیقه طول می‌کشد و گستره درد ممکن است به صورت سنگینی یا خنجری یا احساس فشردگی در قفسه سینه خود را نشان دهد.
مهر: سن مرگ و میر ناشی از سکته قلبی در کشور به زیر 50 سال رسیده و این در حالی است که از نظر پزشکی مرگ و میر ناشی از سکته قلبی در سنین زیر 55 و 50 سال مرگ ناگهانی تلقی می‌شود.
رئیس چهارمین کنگره بین‌المللی قلب و عروق خاورمیانه با هشدار نسبت به این مساله ادامه می‌دهد: متاسفانه سن بروز سکته‌های قلبی در ایران و خاورمیانه طی یک‌دهه اخیر بشدت در حال کاهش است که این مرگ و میر در آقایان بیشتر رخ می‌دهد.

دکتر محمدجواد زیبایی می‌گوید: بیش از 50 درصد مرگ و میرها در این منطقه ناشی از بیماری‌های عروق کرونر است و حدود 70 درصد هزینه‌های بهداشتی و درمان کشورهای خاورمیانه صرف بیماری‌های قلبی و عروقی می‌شود.

رئیس مرکز تحقیقات قلب و عروق شیراز از ریزفاکتورهایی همچون فشار خون، دیابت، قند خون و... به عنوان علت‌های اصلی بروز سکته قلبی در افراد نام می‌برد و ادامه می‌دهد: عدم تحرک و غذاهای چرب به همراه مصرف سیگار و الکل و استرس‌ها از عوامل اصلی بروز بیماری‌های عروق کرونر است.

او به ارزان بودن هزینه درمان بیماری‌های قلبی در ایران و مراجعه بیمارانی از کشورهای عرب منطقه به شیراز و تهران برای جراحی قلب اشاره و اظهار می‌کند: هزینه آنژیوگرافی بدون بیمه در کشور حدود 700 هزار تومان، عمل آنزیوپلاستی رگ حدود 2.5 میلیون تومان و جراحی قلب بین 7‌تا 8 میلیون تومان است که این هزینه‌ها در سایر کشورها 2 تا 3 برابر ایران است.

زیبایی از آلودگی هوا به عنوان عامل تسریع در سکته‌های قلبی نام می‌برد و می‌گوید: گرفتگی عروق تا 70 درصد بدون علامت است که وقتی فرد در معرض آلودگی هوا قرار بگیرد، این وضعیت به 90 تا 100 درصد می‌رسد و منجر به سکته قلبی می‌شود.

علائم سکته قلبی

یکی از علائم سکته قلبی شروع درد قفسه سینه است که این درد قفسه سینه می‌تواند متنوع باشد و گاه به شکل درد زیر جناق سینه یا ریشه گردن و دست‌ها بویژه دست چپ و گاهی همزمان در هر دو دست و کتف و شانه بروز می‌کند.

در مواردی که فرد دچار سکته قلبی می‌شود ، درد 20 دقیقه طول می‌کشد و گستره درد ممکن است به صورت سنگینی یا خنجری یا احساس فشردگی در قفسه سینه خود را نشان دهد.

این دردها معمولا با سایر علائمی همچون تعریق شدید و احساس سردی در تمام نقاط بدن که ناشی از تحریک قوه سمپاتیک است ، همراه می‌باشد. در این موارد همچنین افراد دچار احساس ترس، نگرانی و بی‌قراری، تپش قلب و افت فشار خون و گاه نیز افزایش فشار خون می‌شوند.

متاسفانه در بعضی افراد همچون دیابتی‌ها، سالمندان، افرادی که دارای سابقه طولانی مدت فشار خون هستند، افرادی که اعتیاد شدید دارند، خانم‌های خیلی چاق و سیگاری‌های حرفه‌ای درد ناشی از سکته احساس نمی‌شود.

بزرگ‌ترین خطر بی‌توجهی به سکته قلبی و علائم آن، مرگ است و در غیر این صورت فرد دچار نارسایی قلبی، تنگی تنفس، خستگی زودرس و علائم نارسایی قلبی همچون ورم پا و تندی ضربان قلب در هنگام فعالیت و استراحت می‌شود.

اغلب موارد علائم این سکته‌ها با بیماری گاستریت یا التهاب معده اشتباه گرفته می‌شود که این امر بسیار خطرناک است زیرا در این موارد این علائم نشان‌دهنده سکته قلبی است که بیمار بلافاصله باید به مرکز درمانی مراجعه کرده تا منطقه سکته رد شود.

دکتر ناصر ابراهیمی دریانی، فوق تخصص بیماری‌های گوارش و کبد می‌گوید: عرق‌های سرد مداوم، حالت تهوع شدید و بویژه درد شدید معده از علائم اصلی سکته‌های خفیف قلبی بویژه سکته‌هایی است که در بخش تحتانی قلب رخ می‌دهد.

این استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران به ایسنا می‌گوید: بویژه در افرادی که مبتلا به دیابت هستند سکته‌های سطح تحتانی قلب شایع‌تر است که در اغلب موارد درد ناشی از این سکته‌ها در معده بروز می‌کند.

به گفته وی، گاستریت یا التهاب معده اکثر اوقات با درد در ناحیه معده بروز می‌کند، اما نکته‌ای که در این میان حائز اهمیت است لزوم عدم مصرف دارو بدون تجویز پزشک است زیرا ممکن است دردی که در معده بروز کرده ناشی از سکته بوده نه گاستریت در نتیجه عوارض سکته قلبی در این موارد افزایش می‌یابد.

دکتر دریانی ادامه می‌دهد: افرادی که دچار سکته قلبی شده‌اند الزامی است، علاوه بر پزشک متخصص قلب همواره تحت نظر متخصص گوارش و کبد هم قرار داشته باشند تا از ایجاد ناهنجاری‌های گوارشی بویژه زخم و درد معده، التهاب معده و هرگونه اختلال در کار معده در امان باشند.

پیشگیری

در سایت سازمان جهانی بهداشت در پاسخ به این سوال که چطور می‌توان از بروز حمله قلبی یا سکته قلبی جلوگیری کرد، ابتدا تاکید شده که وقوع 80 درصد از حملات قلبی قابل پیشگیری هستند.

در ادامه این مطلب آمده است که داشتن یک رژیم غذایی سالم، داشتن تحرک و فعالیت بدنی منظم و نیز خودداری از استعمال تمام انواع محصولات دخانی کلیدهای اصلی این موفقیت هستند.

به گزارش ایسنا، سه راهکار ساده نه‌تنها به میزان قابل توجهی درصد بروز سکته قلبی را کاهش می‌دهند، بلکه در بیشتر موارد در پیشگیری از ابتلا به دیابت نوع دوم، اختلالات مزمن در مجاری تنفسی و نیز انواع خاصی از سرطان‌ها موثر هستند.

یک رژیم غذایی سالم داشته باشید: یک رژیم غذایی متعادل برای داشتن قلب و دستگاه گردش خون سالم ضروری است و اغلب شامل مقادیر زیادی از میوه‌ها و سبزیجات، غلات سبوس‌دار، گوشت لخم،‌ ماهی و مرغ می‌شود. همچنین لازم به ذکر است که در این رژیم غذایی میزان مصرف قند و نمک باید محدود شود.

تحرک بدنی منظم داشته باشید: حداقل 30‌دقیقه در روز فعالیت بدنی منظم داشته باشید تا سلامت قلب و عروق شما حفظ شود. به علاوه حداقل 60 دقیقه فعالیت بدنی در بیشتر روزهای هفته می‌تواند وزن بدن شما را در حد سلامتی نگه دارد.

سیگار نکشید: دخانیات از هر نوعی که باشد برای سلامت بدن به طور کلی بسیار مضر است. همچنین قرار گرفتن در معرض دود سیگار هم خطرناک است.

براساس تحقیقات علمی معتبر خطر بروز سکته قلبی به محض ترک سیگار کاهش می‌یابد و پس از گذشت یک سال این خطر نصف می‌شود.

اقدامات اولیه

بیمارستان‌هایی را که مراقبت‌های اورژانسی قلبی دارند همیشه به خاطر داشته باشید و اگر درد قلبی بیش از 2 دقیقه طول کشید، حتما به اورژانس زنگ بزنید.

مسلما با ترافیک کلانشهر‌هایی نظیر تهران، احتمال بموقع رسیدن آمبولانس ضعیف است، اگر می‌توانید سریع‌تر بیمار را به بیمارستان یا مرکز درمانی برسانید، خودتان اقدام کنید.

کمک کنید تا بیمار در حالتی قرار گیرد که کمترین درد را داشته باشد. برای این کار لازم است که بیمار را بنشانید و پا را بالاتر از سطح قلب نگه دارید. لباس‌های اطراف گردن را باز کنید و در حالت شل نگه دارید.
منبع :فردا
دسته ها : علمی - مقالات
پنج شنبه بیست و ششم 9 1388
محسن رضایی:

عده ای می خواهند اعتراضات را براندازی معرفی کنند

 دموکراسی هم بعد مشارکتی و هم بعد پاسخگویی دولتمردان را تقویت می‌کند .

به گزارش خبرگزاری فارس محسن رضایی صبح امروز در همایش ملی عصر ارتباطات و اطلاعات که در دانشگاه آزاد ساری برگزار شد، اظهار داشت: عده‌ای تعریف از دموکراسی را فقط در حد مشارکت‌ عمومی تعبیر می‌کردند در حالی که روی دیگر دموکراسی پاسخگویی دولت‌ها ست.
رضایی با تاکید بر اینکه اعتراض هم باید بر اساس حقوق و قواعدی باشد خاطر نشان کرد: احزاب ایران اعتراض کردن را تمرین نکرده بودند.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد: دموکراسی هم بعد مشارکتی و هم بعد پاسخگویی دولتمردان را تقویت می‌کند و اعتراض باید بر مبنای قانون باشد.
رضایی امر به معروف و نهی از منکر را یکی از اهداف اساسی نهضت حضرت اباعبدالله دانست و تاکید کرد: امر به معروف و نهی از منکر همان فلسفه‌ای است که سالار شهیدان به آن علت قیام کردند.
وی اضافه کرد: عده‌ای می‌خواهند اعتراض‌ها را به براندازی نظام تعبیر کنند که این چنین نیست.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به اینکه از تهدیدها باید فرصت ساخت اضافه کرد: در حال حاضر مبنای کار وحدت است تا از التهاب‌ها بیرون بیاییم.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با تاکید بر اینکه نهادهای سیاسی کشورمان نیاز به اصلاحات دارد یادآور شد: از بهترین نهادهای سیاسی باید یک جامعه آرمانی تشکیل شود.
وی از سند چشم‌انداز20 ساله نظام در کشور به عنوان انقلاب دوم یاد کرد و یادآور شد: اگر می‌خواهیم در این چشم‌انداز قدم بگذاریم بدون توجه به اطلاعات و ارتباطات به این هدف نمی‌رسیم.
رضایی با اشاره به اینکه در منطقه خاورمیانه از نظر شاخص‌های ارتباطی و اطلاعاتی (ضریب نفوذ، میزان آمادگی الکترونیکی و اقتصاد دانش‌محور) در مقام یکی مانده به آخر قرار داریم گفت: در 3 سال گذشته ایران در کنار عربستان و قزاقستان در این عرصه عقب ماند و ترکیه از بسیاری از کشورها پیش گرفت.
رضایی بیان داشت: در چند سال گذشته از نظر شاخص‌های اطلاعاتی و ارتباطی 10 پله سقوط کردیم.
وی با یادآوری این نکته که ورود به عرصه‌های اطلاعات و ارتباطات پیش شرطی به نام توسعه اقتصادی و صنعتی دارد از مهم‌ترین زیربخش‌های شکوفایی در عرصه اطلاعات و ارتباطات را توسعه فرهنگی دانست.
وی اضافه کرد: در عرصه نیمه صنعتی و نیمه کشاورزی نمی‌توانیم به راحتی به عصر ارتباطات و اطلاعات برسیم.
رضایی نقش دانشگاه‌ها را در شتاب‌بخشی به عرصه اطلاعات و ارتباطات تعیین‌کننده دانست و گفت: دبیرستان‌ها و دانشگاه‌های ایران باید از نخستین جوامعی باشند که در این عرصه وارد می‌شوند.
وی خاطر نشان کرد: اگر برای نخستین بار نسل دانش‌آموزی و دانشگاهی ما وارد این عرصه شود راه صد ساله را 10 ساله طی خواهیم کرد.
رضایی با تاکید بر این نکته که زنگ ورود به عرصه‌های فرااطلاعات و ارتباطات به گوش می‌رسد یادآور شد: در این مسیر دانشگاه‌ها باید پیشتاز باشند.
رضایی در ادامه گفت: گذشته نباید تخریب شود و دلیلی ندارد که برای رسیدن به آینده گذشته را تخریب کنیم.

منبع : خبر آن لاین

دسته ها : سخنرانی - سیاسی
پنج شنبه بیست و ششم 9 1388

مجمع روحانیون مبارز تهران روز چهارشنبه به مناسبت فرارسیدن ایام شورآفرین حماسه حسینی و نیز هتک حرمت امام خمینی(ره) ،بیانیه ای صادر کرده و نظرات خود را در مورد شرایط سیاسی امروز کشور اعلام نموده است.

به گزارش سایت مجمع روحانیون مبارز ، نکاتی که این مجمع طرفدار موسوی مطرح ساخته به شرح زیر است:

1- در این روزها احساسات پاک مردم در سراسر کشور به خاطر اهانتی که به بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران شده و تصویری از آن در تلویزیون به نمایش درآمده، جریحه دار گردیده است و علاقه مندان آن عزیز گرامی در برابر این اهانت، احساسات پاک خود را ابراز نموده و می نمایند. 

امام خمینی در نظر مردم ایران نه تنها یک مرجع دینی که نماد عزت خواهی و کرامت جویی یک ملت بزرگ است. امام خمینی و نام او رمز بیداری و قیام ملتی است در برابر استبداد داخلی و استعمار خارجی.
 
امام خمینی احیاگر دین و ارزش های الهی در دنیای معاصر به ویژه در جهان اسلام شناخته می شود. امام خمینی پیشوایی است که با پشتیبانی ملت ایران توانست شجره خبیثه سلطنت استبدادی را که قرن های طولانی در این سرزمین ریشه دوانیده بود از بیخ و بن برکند تا مردم حاکم بر سرنوشت خویش گردند و از بند بردگی و بندگی قدرت مطلقه سلاطین آزاد شوند و به جای اطاعت بی چون و چرا در برابر این قدرت های ضد آزادی و آزادگی، همه از عالی ترین مقام تا فرودست ترین شهروندان در برابر قانون مساوی باشند و مردم بتوانند بدون ترس در برابر صاحبان قدرت بایستند و سخن خویش را بگویند و نیز به ما آموخت که چگونه دست رد به سینه سلطه طلبان جهانی که به چپاول سرمایه ها و حمایت مستبدان در سرکوب جامعه می پرداختند بزنیم و استقلال طلبی را در کنار آزادیخواهی شعار ما قرار داد.

اهانت به آن مقتدا و پیشوا از ناحیه هرکس و با هر انگیزه و به هر صورت که رخ داده باشد از نظر ملت ایران به شدت محکوم است و ما از احساسات پاک مردم ایران در واکنش به اهانت به آن حضرت متواضعانه سپاسگزاری می کنیم و البته در این ارتباط از ذکر یک نکته ناگزیریم و آن اینکه در این روزها بعضی از مدعیان پیشتازی در حمایت از امام خمینی (س) بر بسیاری از شخصیت های روحانی و سیاسی و نیز بر بیت حضرت امام و به ویژه نوه گرامی آن حضرت، جناب حجة الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی تاختند و چنان هتاکی و بی حرمتی روا داشتند که گویا این شخصیت ها یا نسبت به اهانت به حضرت امام بی تفاوتند و یا خود به وجودآورندگان این صحنه آزاردهنده هستند و این تریبون داران و حامیانشان چنان رفتار کرده و می کنند که گویا مسأله اصلی آنان تسویه حساب های سیاسی با رقیبان سیاسی است و مسأله حمایت از حضرت امام برای آنان بهانه ای بیش نیست. 

رفتار مشکوک این افراد ذهن بسیاری از آگاهان را نسبت به اصل حادثه اهانت به حضرت امام دچار تردید می کند و با این سؤال روبه رو می شوند که آیا فرد یا گروهی سیاسی چنین نابخردانه در برابر دیدگان مردم دست به این اقدام نفرت انگیز می زند و اگر به دین اعتقاد ندارند دنیای خود را نیز بر باد می دهد و یا جریانی حادثه می آفریند و آن را با نمایش دادن در سطح ملی و بین المللی دستاویزی می کند برای تسویه حساب های سیاسی و گشودن عقده های فروخورده از ناکامی هایی که مردم به کامشان ریخته اند؟!

2- تربیون های رسمی و رادیو و تلویزیون تلاش می کنند به مردم بگویند و آنان را قانع کنند که اوضاع کشور خوب و مطلوب است، اقتصاد کشور در بهترین شرایط است. تولید در حال افزایش و بسیار بهتر از همه سال های پس از پیروزی انقلاب است. تجارت داخلی به تبع وضع مطلوب تولید روزافزون صنایع بزرگ و کوچک و سنتی و مدرن نیز بسیار رضایت بخش است و بازرگانان و تجار و کسبه همه و همه روزگار خوبی را در کسب و کار سپری می کنند! قیمت ها به ویژه کالاهای مورد نیاز قشرهای کم درآمد جامعه ثابت است و افزایش قیمت وجود ندارد.
 
قیمت خدمات دولتی و انحصاری نه تنها افزایش ندارد بلکه کاهش نیز یافته است. در تجارت خارجی دولت برای رفاه و آسایش مردم واردات را هر روز بیش از گذشته افزایش می دهد هرچند که عده ای کشاورز و صاحبان صنایع تولیدات داخلی ناگزیر می شوند تولید خود را به حداقل یا به صفر برسانند چون با حجم واردات بر ایشان مقرون به سود و صرفه نیست!

ولی آیا مردم این تبلیغات را باور می کنند؟! و آیا به راستی وضع اقتصاد کشور مطلوب است؟! و آیا مردم باور می کنند همه نابسامانی های اقتصادی و معیشتی، تولیدی و خدماتی و ... همه از آثار توطئه دشمنان است؟! چگونه مردم این سخن را باور کنند در حالی که مسؤولین اداره کشور مدعی هستند اقدامات دشمنان از تحریم ها گرفته تا بی اعتمادی به اوضاع ناآرام داخلی هیچ تأثیری در اوضاع کشور ما ندارد. پس اگر تصمیمات دشمنان تأثیری در اوضاع اقتصادی ما ندارد مردم این نابسامانی ها را جز به ناتوانی و ندانم کاری مدیران کشور به چه چیز دیگری تفسیر و تحلیل کنند؟

اگر مردم سؤال می کنند که نزدیک به چهارصد میلیارد دلار درآمد کشور در پنج سال گذشته چگونه هزینه شده است که شاخص های کمّی رشد در زمینه های مختلف نشانی از هزینه شدن چند صد میلیارد دلار ندارد، آیا این سؤال اصلاح طلبانه دلیل بر اقدام براندازانه است؟! 

اگر مردم سؤال می کنند که سخت تر شدن روابط ایران با همسایگان و با کشورهای توسعه یافته دنیا و تیرگی روزافزون این روابط دلیل بر ناتوانی مسؤولان کشور در تنظیم صحیح روابط خارجی در جهت حفظ منافع جمهوری اسلامی است آیا این یک خواست اصلاح طلبانه است یا اقدامی براندازانه؟! 

اگر تیره شدن روابط ایران با کشورهای مختلف دنیا زیانی برای منافع ایران ندارد پس این هزینه های عجیب وزارت امور خارجه و سفارتخانه های جمهوری اسلامی در کشورهای مختلف و این سفرهای خارجی برای چیست؟! اگر وظیفه این دستگاه عریض و طویل برای آسان سازی روابط سیاسی و تجاری ایران با کشورهای خارجی است پس چرا هر روز ایران بیش از گذشته از طرف بانک های خارجی و از طرف شرکت های بزرگ خارجی و از طرف دولت های بزرگ بایکوت می شود و تحت فشار قرار می گیرد؟! آیا این سؤال اصلاح طلبانه است یا اقدامی براندازانه؟
 
اگر دولت های پیش از این پنج سال توانستند پایگاه اقتصادی عظیم عسلویه را ایجاد و راه اندازی کنند تا ایران بزرگ حداقل به اندازه قطر که در حد کوچک ترین استان ایران است از گاز و ذخایر زیردریایی خلیج فارس بهره برداری کند، امروز وضع این پایگاه عظیم اقتصادی به جایی رسیده که آگاهان درون حاکمیت از آن به یک فاجعه ملی یاد می کنند و مردم این فاجعه غم انگیز را به حساب ناتوانی و ندانم کاری مسؤولان می گذارند که نتوانستند از این ثروت ملی هرچه بهتر و بیشتر بهره برداری کنند. آیا این این یک خواست اصلاح طلبانه است یا اقدامی براندازانه و خارج شدن از خط امام و خروج بر حاکمیت کشور؟! اگر مسؤولان با بازداشت و حبس و ... عده ای از نخبگان سیاسی بتوانند آنان را خاموش کنند که نخواهند توانست، مردم را چگونه قانع و راضی می کنند؟

3- دانشگاه ها و دانشجویان و اساتید آنان همیشه کانون پرخروشی است که هم از محیط علم و دانش بهره مند می شوند و هم از شور و نشاط جوانی سرشارند و هم تحول خواه و اصلاح طلبند و چون این جوانان، فرزندان مردم ایران اسلامی و هواخواهان تشیع علوی و سربازان عاشورای حسینی اند طبیعی است اکثریت آنان با همین ارزش ها پرورش یافته اند. بدون تردید افرادی در میان دانشگاهیان هستند که یا به اصل دین و تشیع ایمانی راسخ ندارند و یا به حکومت دینی معتقد نیستند. اینان اگرچه در برابر اکثریت عظیم دانشگاهیان اندک اند ولی وجود دارند و خواسته ها و شعارهای این افراد را که با خواسته های اکثریت دانشگاهیان مغایرت و فاصله دارد به حساب اکثریت گذاشتن و همه را به این دلیل مورد اهانت و اقدامات خشونت بار قرار دادن، نه تنها خلاف اخلاق و مروت است که عمق بی تدبیری گردانندگان این صحنه های خشونت بار را نشان می دهد.

گردانندگان این رفتارهای غیر اخلاقی و غیر اسلامی نه تنها توان جذب روزافزون مردم به هواداری از امام و انقلاب و جمهوری اسلامی را ندارند که تلاشی شبهه برانگیز در معرض یاران امام و انقلاب و جمهوری اسلامی به عنوان مخالفان امام دارند. این رفتار مشکوک، آگاهان دلسوز را بسیار نگران می کند که آیا با خالی کردن صحنه سیاسی کشور از یاران صادق و زجرکشیده امام و انقلاب در پی اجرای منویاتی هستند که خدای نخواسته کیان جمهوری اسلامی و همه دستاوردهای ملت بزرگ ایران را نشانه گرفته است؟

ما به آن افراد و گروه اندک که خواسته ها و شعارهای خود را از مردم جدا کرده اند توصیه می کنیم که شما هم به صفوف اکثریت عظیم دانشجویان بپیوندید که خواست آنان خواست اکثریت عظیم مردم ایران است و خواسته شهیدانی است که با خون خود کتاب مقدس استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی را نوشتند و به دانشجویان عزیز توصیه میِ کنیم که اگر این جمع اندک به شما نمی پیوندند شما با هوشیاری و بدون برخوردهای خشونت آمیز سعی کنید که اقدامات مخلصانه و اصلاح طلبانه شما به خواسته های دیگرانی که از شما نیستند به هم آمیخته نگردد و راه روشن شما به تیرگی آلوده نشود و نیز توصیه می کنیم که در برابر گروه دیگری که به نام دین و حمایت از امام و انقلاب شما را مورد حمله و ضرب و شتم قرار می دهند صبور باشید و خشونت را با خشونت پاسخ ندهید و بر خدا توکل کنید که قطعا پیروزی از آن مؤمنانی است که بر خدا توکل می کنند.

4- در ماه محرم و صفر به ویژه در ایام عاشورای حسینی مردم در سراسر کشور با اخلاص و ایمانی عمیق به عزاداری می پردازند و در مجامع و مجالس عزاداری شرکت می کنند و امواج خروشان انسانی در خیابان ها و محله ها به حرکت درمی آیند تا وفاداری و ارادت خود را به سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و خاندان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم ابراز کنند. در این اجتماعات هستند افرادی که در کسوت گویندگان مذهبی و یا بعضی از مداحان چه بسا بخواهند و یا از آنان خواسته شده باشد که از این اجتماعات پاک مذهبی سوء استفاده کنند و این تریبون ها را به محلی برای اهانت و هتاکی به شخصیت های دینی و سیاسی تبدیل کنند و با ارائه تفسیری انحرافی از عاشورای حسینی علاقه مندان و یاران مخلص و صدیق اباعبدالله الحسین علیه السلام را به عنوان کسانی معرفی کنند که از راه و رسم اسلام و امام خارج شده اند. عزاداران حسینی در سراسر کشور هوشیار باشند و اطراف چنین افرادی را خالی کنند و به این شیوه از هرگونه اختلاف و تفرقه در صفوف مردم عزادار جلوگیری کنند.

5- مراجع بزرگ تقلید و اساتید حوزه های علمیه به رسم و رویه معمول، هنگام تعطیلی دروس حوزه ها به مناسبت ایام عاشورا توصیه های لازم را به طلاب عزیز فرموده اند و آنان به خواست خداوند به وظیفه دینی و الهی خود به بهترین شکل عمل می کنند و اطمینان داریم که در تاریخ اسلام و تشریح حوادث پس از رحلت پیامبر عظیم الشأن اسلام که منجر به حوادث غم انگیز عاشورا گردید به منابع اصیل تاریخی تکیه خواهند کرد و تلاش وافر خواهند نمود تا مردم را در ایمان به اسلام و مقدسات اسلام و عشق و علاقه به عترت و خاندان پاک رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم از عوام زدگی و قبول خرافات پرهیز دهند و احساسات پاک مردم را با تکیه بر منابع اصیل و اصول عقلانی اسلام سیراب سازند و هرگز چنین مباد که به منظور تحریک عواطف و احساسات مردم به اموری تکیه شود که عقل و خرد عاشقان حسینی و مؤمنان به اسلام را به بازی بگیرد.

مبادا که در خرافه زدایی و مبارزه با تحجر، غفلتی ولو اندک رخ دهد که روحانیت اسلام به ویژه تشیع در نقطه ای ایستاده است که اگر اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و سلم را به جامعه و جهان معرفی کنند بشریت را به آینده سعادتمند امیدوار می سازند و اگر جز آن حقیقت ناب، باورهای آمیخته با کج فهمی ها و کژتابی ها و تحت تأثیر قدرت ها و تلخ و شیرین این دنیا به مردم و به دنیا عرضه شود فرزندان امروز اسلام، خدای نخواسته در آینده با تردیدها و وسوسه های ایمان بر باد ده، دست به گریبان خواهند شد.

6- شش ماه است که عده ای از شخصیت های خدوم جمهوری اسلامی در بازداشت به سر می برند. خواسته های آنان همان خواسته های اصلاح طلبانه مردم ایران است. آنان در طول چندین ماه با تلاش های خالصانه خود کوشیدند تا انتخاباتی پرشور و با شرکت حداکثری مردم شکل بگیرد با این امید که آرای مردم تعیین کننده سرنوشت آنان باشد ولی نتیجه آن انتخابات این است که اکنون شش ماه را در زندان می گذرانند که چرا به نتایج به دست آمده معترضند؟ آیا اعتراض به نتایج اعلام شده و درخواست رسیدگی قانونی و بی طرفانه به آن نتایج یک خواست اصلاح طلبانه است یا اقدامی براندازانه؟! آیا بازداشت جمع کثیری از مردم و شخصیت ها از زن و مرد بدون رعایت قوانین صریحی که از حقوق شهروندان و حتی متهمان و مجرمان دفاع می کند نقض صریح قوانین کشور نیست؟ و آیا درخواست رعایت قوانین جاری کشور در دستگیری ها و بازداشت ها و رفتار در داخل بازداشتگاه ها و مراحل بازجویی و در زمان بازداشت و در انجام مکالمات و دیگر مراحل یک خواست اصلاح طلبانه است یا اقدامی براندازانه؟!

ما اکنون در پی باز کردن مجدد دمل چرکین بازداشتگاه کهریزک و دیگر حوادث دردناک این چندماهه نیستیم و تنها از خداوند که ملجأ بی پناهان است آزادی سرافرازانه این عزیزان را خواستاریم.

سلام بر همه شهیدان راه حق و عدل و آزادی و بر سرور و سالار آنان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران و اصحاب آن حضرت و بر خاندان و عترت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم

مجمع روحانیون مبارز
۲۵ آذر ۱۳۸۸

منبع : فرارو

دسته ها : مذهبی - سیاسی - بیانیه
پنج شنبه بیست و ششم 9 1388

 السلام علیک یا صاحب الزمان ...

 

غربت بعد از تو را با آسمان سر می کنم
چشمهایم را به دنبالت کبوتر می کنم

باز طوفانی است حال و روز دریای دلت
بیقرار رفتنی ای یار! باور می کنم

تازه می فهمم که عشقت را دل من کوچک است
حجم قلبم را که با عشقت برابر می کنم

غرق در شور سرودن می شود احساس من !
مثنوی های نگاهت را که از بر می کنم

نیستی تا با حضورت لحظه ها آبی شود
وقتی از باران غربت، گونه را تر می کنم

محبوبه بزم آرا

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
پنج شنبه بیست و ششم 9 1388
پاسخ هاشمی رفسنجانی به اظهارات یزدی
متاسفانه آقای یزدی براثر مشکلات جسمی گاهی دچار عصبانیت می‌شود و عجولانه اعلام نظر می‌کند/افرادی هم هستند که شهرت خویش را از راه اهانت به دیگران می‌خواهند/مسئولان به دنبال تقویت اعتماد جامعه باشند.
رئیس مجلس خبرگان رهبری تاکید کرد: اگر برخی فکر کنند با ارعاب و فضاسازی می‌توانند مسائل را حل نمایند در اشتباهند و اگر هم به صورت ظاهری آن را حل کنند پس از گذشت زمان کوتاهی آن موضوع وسیع‌تر از گذشته مطرح خواهد شد.

به گزارش ایلنا،آیت‌الله هاشمی رفسنجانی روز گذشته در دیدار جمعی از روحانیون و وعاظ که در آستانه ماه محرم صورت گرفت، تأکید کرد: انقلاب اسلامی با اتکا به نیروی مردم و حمایت آنها از رهبری امام، روحانیت و کمک نیروهای دانشگاهی و بازاریان توانست به پیروزی برسد و تداوم آن در گرو حمایت مردم و حفظ رابطه مناسب آنها با حکومت اسلامی است.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: وضعیت امروز دنیا با گذشته تفاوت کرده است؛ نسل امروز با اتکا به از بین رفتن انحصارهای رسانه‌ای آگاه و مطلع است و در آینده نیز مطلع‌تر خواهد بود و ما نیز باید تلاش کنیم متناسب با زمان مسائل را برای آنها تبیین کنیم.

وی تصریح کرد: باید به گونه‌ای با مردم رفتار شود تا آنها احساس کنند نظام به دنبال احقاق حق آنها و حفظ کرامتشان است.

هاشمی رفسنجانی تصریح کرد: قانون اساسی در فصول مربوط به تبیین حقوق مردم بسیار خوب تدوین شده است و مسئولان باید تلاش کنند تا با اجرای کامل آن؛ اعتماد جامعه را تقویت نمایند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: منافقین از ابتدای انقلاب تلاش می‌کردند هر شخصیت روحانی که در انحرافات عقیدتی آنها، همراهیشان نمی‌کنند را حذف فیزیکی و شخصیتی نمایند و امروز نیز در پوشش‌های دیگر در حال فعالیت هستند.

وی تأکید کرد: حفظ اصل ولایت فقیه و جایگاه رهبری از ضروریات است و همگان باید در این مسیر حرکت کنند. و با شناختی که از رهبری دارم با تدبیر ایشان به شرط همکاری دیگران مشکلات سیاسی و اقتصادی قابل حل است و باید فعالان عرصه سیاسی کشور به دور از هرگونه تندروی، ایشان را در این مسیر یاری دهند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با انتقاد از برخی افراد و احزاب و گروههای سیاسی که با انحصارگرایی و برخورد حذفی مانعی مهم در رسیدن جامعه به حد تعادل هستند تصریح کرد: اگر برخی فکر کنند با ارعاب و فضاسازی می‌توانند مسائل را حل نمایند در اشتباهند و اگر هم به صورت ظاهری آن را حل کنند پس از گذشت زمان کوتاهی آن موضوع وسیع‌تر از گذشته مطرح خواهد شد.

وی با خطاب قراردادن فعالان عرصه سیاست در کشور به ویژه قشر روحانیت گفت: مردم را زیر پرچم اسلام، متحد نگه داریم و نگذاریم اهداف اصلی انقلاب اسلامی در پس منازعات سیاسی گم شود.
رئیس مجلس خبرگان رهبری افزود: براساس آموزه‌های امام(ره)، حرکت در کنار مردم مهمترین عامل پایداری نظام است و همگان باید قدر انقلاب اسلامی را بدانند و با تنگ‌نظری و کوته‌بینی این فرصت عظیم و تاریخی را زایل نکنند.

وی محرم و واقعه عاشورا را بهترین پایگاه برای شناخت ظالم و حمایت از مظلوم عنوان کرد و گفت: امروز پس از گذشت 1400 سال عمق و اهمیت این واقعه برای همگان روشن شده است.

هاشمی رفسنجانی در جواب جمعی از حضار که اجازه جواب به اظهارات اهانت آمیز آقایان یزدی و حسینیان و زیارتی (حمید روحانی) را خواستند، گفتند: سالها است که جواب من به آقای یزدی درخواست شفا برای ایشان است و ارسال سلام.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت ادامه داد: متاسفانه ایشان براثر مشکلات جسمی گاهی دچار عصبانیت می‌شود و عجولانه اعلام نظر می‌کند.

هاشمی رفسنجانی تصریح کرد: افرادی هم هستند که شهرت خویش را از راه اهانت به دیگران می‌خواهند که جواب اینگونه افراد هم سکوت است و دعا برای هدایتشان.

گفتنی است در ابتدای این دیدار حجت‌الاسلام والمسلمین رستگاری به نمایندگی از جمعیت حاضر با انتقاد از وضعیت فعلی رواج شایعه و تهمت بر ضد شخصیتهای مؤثر در انقلاب اسلامی و یاران اصلی امام؛ گفت: ثمره صبر، صلابت و اتکا به خداوند تحقق وعده الهی در مورد پیروزی حق برباطل است.

وی با اشاره به واقعه عظیم عاشورا تأکید کرد: حرمت‌شکنی نسبت به امام حسین(ع) و خانواده‌اش مصیبت عظیم واقعه‌ عاشورا بود و تدبیر در این واقعه درس‌های بزرگی به همراه دارد.
منبع : تابناک
دسته ها : سخنرانی - سیاسی
پنج شنبه بیست و ششم 9 1388

 دلم برایت تنگ است مولاجان ...

شیوه ی غزل اما سپید می آید
صدای جوشش شعری جدید می آید

چه آتشی غم عشق تو زیرسر دارد
که باغ شعرٍ تر از آن پدید می آید

دوباره سبز شده خاک سرزمین دلم
مگر زخطّه ی چشمت شهید می آید؟

نفس نفس به امید تو عمر می گذرد
امید می رود آری ، امید می آید

برای درددل تو مفید نیست کسی
وگرنه نامه برای مفید می آید

مردّدم که تو با عید می رسی از راه
و یا به یُمن قدوم تو عید می آید

کلیدداری کعبه نشانه ی حق نیست
کسی است حق که در آن بی کلید می آید

و حاجیان همه یک روز صبح می گویند:
چقدر بر تن کعبه سفید می آید

حسن بیاتانی

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
پنج شنبه بیست و ششم 9 1388

متن کامل سخنرانی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در جمع دانشجویان مشهد منتشر شد.

 دفتر رئیس مجلس خبرگان رهبری توضیحاتی را در خصوص سخنان اخیر آیت الله اکبر هاشمی رفسجانی در جمع دانشجویان مشهد ارائه کرد که به شرح ذیل است:

پس از سخنرانی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با سه گروه از دانشجویان که در تاریخ 14/9/1388 و به صورت پرسش و پاسخ در تالار آیینه آستان قدس رضوی انجام شد، بعضی از خبرگزاری‌ها، سایت‌های اینترنتی و روزنامه‌های وابسته به یک جریان خاص در کشور و به تبع آن تقریباً همه رسانه‌های معاند نظام اسلامی، با جعل و تحریف، اقدام به انتشار گزینشی آن کردند.
 
در این میان اقدام یک خبرگزاری و بالاتر از آن سخنرانی عالی‌ترین مسؤول امنیتی کشور تأمل‌برانگیزتر است. این خبرگزاری به نقل از یکی از شرکت‌کنندگان در آن جلسه که گویا ترتیبات مصاحبه با او را نیز فراهم کرده است، با همه تلاشی که در این روزها در جهت انتشار صادقانه اخبار دارد!! در هر دو بخش، یعنی هم سؤالات و هم پاسخ‌ها علاوه بر حذف برخی جملات و از آن رندانه‌تر، برخی کلمات، مصداق بارز سانسور شده و از طرف دیگر به جای جملاتی که به مذاقش خوش نمی‌آمد، جملاتی را اضافه کرد که اگر نپذیرند دروغ گفته‌اند، باید بپذیرند که راست نگفته‌اند!! 

مثلاً آیت‌الله هاشمی رفسنجانی درخصوص نقش مردم در جبهه‌ها می‌گوید: «اگر داوطلب‌های مردمی به میدان نمی‌آمدند، شک نکنید که ارتش و سپاه نمی‌توانستند با آن همه دشمن بجنگند.» اما نحوه اطلاع‌رسانی این خبرگزاری را ببینید که می‌نویسد: اگر مردم نبودند، ارتش شکست می‌خورد.»
 
در این جمله کلمه «سپاه» عامدانه حذف شده تا نوعی کم‌توجهی به نقش سپاه از طرف فرماندهی جنگ القا شود که می‌تواند کینه‌برانگیز باشد و از طرف دیگر کلمه «شکست» را آوردند تا نوعی ناکارآمدی ارتش نیز القا شود. یا درخصوص آقای توکلیان جمله‌ای را به نقل از ایشان به متن اضافه می‌کنند و می‌گویند «در دانشگاه فردوسی مشهد 55 درصد به آقای احمدی نژاد رأی دادند» در حالی که با چندین بار باز شنوایی نوار حتّی یکی از کلمات این جمله در سخنان ایشان نیست که حمل بر اشتباه شود!! 

البته اختصار، شیوه‌ای مرسوم در خبر رسانی است، امّا اضافه کردن جملات به متنی که قرار است، موجز باشد، از نوادر اطلاع‌رسانی و در زمره خبرسازی است که طبیعتاً عواقب بدی در جامعه دارد و فوری‌ترین و مخرّب ترین دستاورد این نوع خبررسانی، متأسفانه موضع‌گیری‌های وزیر اطلاعات در سخنرانی اخیرشان در جمع طلاب حوزه علمیه قم بود که خواسته یا نخواسته مروّج اخبار دروغ شده‌اند و طرفه اینکه ایشان نیز با شرح و تفسیر اضافاتی به آن افزودند.
 
به عنوان مثال در سراسر این سخنرانی حتّی یک بار هم سخن از ولایت فقیه به میان نیامده است، معلوم نیست وزیر محترم این عبارت را چگونه «کشف!!» و در متن سخنرانی «نصب» کرده‌اند!! از نکات حایز اهمیت موضع‌گیری ایشان، انتساب این سخنان به نوع اندیشه معاندان نظام است که خوب است مشخص نمایند. 

وگرنه بیان حدیث نبوی از قول سیدابن طاووس، بیان نقش مردم در مبارزه، پیروزی، تثبیت و تداوم انقلاب اسلامی، تبیین نقش مردم در دفاع مقدس، بیان جنایات انقلاب‌های سرخ یا کمونیستی، بیان لزوم پذیرش منطق و استدلال توسط همه جناحها و بالاتر از آن بیان روحیات مردمداری رهبری معظم انقلاب چه سنخیتی با تلاش‌های دشمنان انقلاب اسلامی از یک طرف و چه ضدیتی با تلاش‌های دوستان و دوستداران انقلاب اسلامی دارد که عالی‌ترین مقام اجرایی امنیت کشور در مراسمی که «امنیت» محور برگزاری آن است، شرح و تفسیر سخنان رئیس مجلس خبرگان رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را محور بحث‌های خویش به عنوان موانع ثبات امنیت در کشور!! قرار می‌دهد. 

با همه این تفاسیر و تفاصیل متن کامل آن دیدار در ذیل می‌آید تا کسانی که امروز و آینده می‌خواهند به سخنان آیت الله هاشمی رفسنجانی به عنوان گوشه‌ای از تاریخ معاصر ایران اسلامی استناد نمایند، متنی مستند و متقن داشته باشند و از تحریف آن در نزد افراد خردمند و آزاداندیش وغیرمغرض خودداری شود.

*دیدار با دانشجویان دانشگاه‌های مشهد زمان: 14/9/1388
آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در سفر به مشهد مقدس، در تالار آیینه آستان قدس رضوی، با سه گروه از دانشجویان دانشگاه‌های دولتی و غیردولتی مرکز استان خراسان رضوی دیدار و گفت‌وگو کردند و به پرسش‌های آنان پاسخ دادند که این روزها به صورت گزینشی در رسانه‌ها پخش می‌شود و مورد نقد قرار می‌گیرد لذا برای ماندگاری در تاریخ، شرح کامل آن در ذیل می‌آید:

حجت‌الاسلام والمسلمین تیمور عسگری، نماینده دور هفتم مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی: عید با سعادت غدیرخم را به عنوان عیدولایت و امامت خدمت حضار محترم و میهمان گرانقدر، حضرت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت تبریک عرض می‌کنیم. امروز چاپخانه بزرگ قرآن مشهد و امام رضا(ع) به دست مبارک حضرت‌عالی افتتاح شد و برای چاپ قرآن مورد نیاز جمعیت یک میلیارد و پانصدمیلیون مسلمان دنیا می‌باشد که قدم مبارک و بزرگی بود.
 
آیت‌الله جوادی آملی، قرآن را قرآن نازل و حضرت‌علی(ع) را قرآن عینی می‌فرمودند. پیوند قرآن علمی و چاپ و نشر آن با غدیر ولایت به عنوان قرآن عینی می‌فرمودند. پیوند قرآن علمی و چاپ و نشر آن با غدیر ولایت به عنوان قرآن عینی، مناسبت با میمنتی است که به این اعتبار، دیدار ما با حضرت‌عالی برگزار شد. علی(ع) در تعبیری می‌فرمایند: «اللهم انکّ تعلموانه لم یکن الذی کان منا منافستاً فی سلطان و التماس شیئاً من فضول الحطام ولکن لنردّ معالم من دینک و نظهر اصلاح فی بلادک و یأمن مظلومون من عبادک؛ برای رسیدن به قدرت و برای رسیدن به دنیا و مظاهر مادیت تلاش نکردیم، بلکه تلاش شبانه‌روزی علی(ع) و یارانش – به فرموده خود آن بزرگوار – برای تعیین نظام ارزشی، اصلاح در بلاد و شهرهاست که در سایه نظام ارزشی و اصلاح، بندگان مظلوم خدا از قید ظالمین رهانیده شوند.» سؤالم از حضرت‌عالی در ارتباط با امنیت ملی، امنیت عمومی و امنیت اجتماعی است. اگر ارزیابی حضرت ‌عالی در این رابطه بازگو شود، استفاده خواهیم کرد.

پس از آن آقای جمشید خاتمی، از جامعه اسلامی دانشجویان و دانش‌آموختگان دانشگاه آزاد اسلامی در سخنانی گفت: «باعرض خیرمقدم و تبریک عید غدیر، دو سؤال را خدمت حضرت‌عالی خواهیم داشت. باتوجه به مسایلی که اتفاق افتاد و در جامعه گریبانگیر آن هستیم، از حضرت‌عالی خواهش می‌کنیم با اشراف به اطلاعاتی که دارید و اشراف به کلیت نظام و انقلاب. ما به عنوان تشکیلات سیاسی، حضرت‌عالی را به عنوان یکی از استوانه‌های اصلی نظام می‌شناسیم، دلیل اصلی این مسایل چیست؟ حضرت‌عالی لطف فرمودید که پس از مدت‌ها سکوت در مشهد مقدس صحبت کردید.
 
آیا ما که نسل دوّم این انقلاب هستیم، پاسخی برای نسل بعدی خواهیم داشت؟ اگر به همین شکل حرکت کند، آیا دچار خودکامگی نخواهیم شد که در تاریخ ما به کرات اتفاق افتاد؟ دلیل اصلی این مسایل چیست و چه راهبردی برای خروج از این مسئله پیشنهاد می‌کنید تا ان‌شاءالله ما هم به عنوان بخشی از جامعه سرلوحه قرار دهیم تا ان‌شاءالله به اهداف انقلاب برسیم؟ سؤال بعدی من این است که آیا واقعاً در اجتماع ما، در جامعه اسلامی براساس قوانین ما، هیچ راه‌کار و بحثی برای تمکین به قانون نیست؟ 

تا چه اندازه باید قانون‌گریزی وجود داشته باشد؟ متأسفانه کسانی که سینه چاک انقلاب هستند، در چند ماه اخیر قانون‌گریزی داشتند. واقعاً چرا چنین شده است؟ آیا در قوانین جامعه ما به عنوان جامعه اسلامی، پیش‌بینی نشده است که چگونه عمل کنیم تا کسی قانون‌گریزی نکند؟ آیا حضرت‌عالی راه‌کار و پیشنهادی دارید که مطرح کنید؟ چون وظیفه بزرگان است که خط‌مشی بدهند و وظیفه ما پیگیری آن خط‌مشی‌هاست. 

نمونه‌های این قانون‌گریزی‌ها را ذکر نمی‌کنم. از توهین به استوانه‌ها و بزرگان نظام گرفته که عمر خود را در راه نظام و انقلاب گذاشتند و به کرات مورد تقدیر امام و مقام معظم رهبری قرار گرفته‌اند تا برخورد با دانشجو و جوانی که می‌خواهد اعتراض خود را به راحت‌ترین وجه ممکن بیان کند. آیا قوانین ما برای حل این مسئله نقص دارد یا قوانین درست است و باید فعالیت‌ها و راه‌کارها را عوض کنیم. آخرین مطلبم این است که به رئیس جمهور ما می‌گویند چرا در فلان جا حضور پیدا نمی‌کند، پاسخی داده نمی‌شود. قطعاً حضور رئیس جمهور در مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس شورای اسلامی و حضور سایر بزرگان در جاهایی که می‌توانند محل وحدت قرار بگیرند، انجام نمی‌شود و به همین خاطر مسایلی اتفاق می‌افتد که قابل جمع‌کردن نیست. از شما خواهش می‌کنم با رعایت همه جوانبی که مدنظر دارید، حتی‌المقدور صریح پاسخ دهید.»

در ادامه این دیدار آقای مهدی بادپا، دبیر جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در سخنانی با خیرمقدم و تبریک غدیر، گفت: «باتوجه به چندسال سابقه کارهای مبارزاتی و سیاسی حتماً از دانشجویان انتظار دارید که بدون مصلحت‌سنجی و بدون وابستگی به احزاب، تشکلّ‌ها و جریانات سیاسی داخل کشور صحبت کنند. صحبت‌های امروز ما برخاسته از همین مسئله است. پس از نشست‌های متوالی با دوستان سه سؤال را درنظر گرفتیم که امیدواریم جواب دهید. 

اول اینکه خوشحال شدیم که چند روز پیش طی مصاحبه‌ای درخصوص وحدت گفتید که وحدت باید حول مقام معظم رهبری باشد و فرمودید شما هم در این زمینه کمک می‌کنید. سؤال این است که شما در این زمینه چه نقشی می‌توانید داشته باشید؟چون در ایام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری و پس از آن، شبهات زیادی از سوی معاندین، موافقین و مخالفین در رسانه‌های کشور شنیده می‌شد که مربوط به بعد از نامه شما به مقام معظم رهبری است. 

انتظار جنبش دانشجویی این است که شما به عنوان رئیس خبرگان رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به عنوان دو بال رهبری وظیفه خطیر و سنگینی دارید. اگر بتوانید در این زمینه توضیح دهید، خوشحال می‌شویم. دوّم اینکه اطرافیان بر ذهنیت مردم نسبت به افراد و انسان‌ها خیلی تأثیر دارند. متأسفانه در این انتخابات اطرافیانی به شما نزدیک شدند که ما خاطره تلخی از آنها داریم. 

حتماً کتاب عالیجناب سرخ‌پوش را خواندید که چه توهین‌هایی به شما کردند. دو سه صفحه از آن کتاب را انتخاب کرده بودم که بخوانم، ولی شرمم آمد که در این جلسه آن مطالب را بخوانم. چگونه این افراد حول شما جمع شدند؟ فکر می‌کنم بایدها و نبایدهای مواضع اطرافیان مشخص شود. ما از جریانی که در کشور علیه شما به راه افتاده بود، ناراحت بودیم، امّا دیدیم در مقابل کسانی زیرعلم حمایت از شما سینه‌زنی کردند که سابقه آنها به عنوان منافق و اپوزیسیون معلوم است. توضیحات شما برای همه ما مفید خواهد بود. سوّمین موضوع بحث طرح تحول اقتصادی است.
 
با همه اختلافاتی که شما به شیوه اقتصادی و مدیریتی کشور دارید، فعلاً شاهدیم که از مسایل اقتصادی کناره‌گیری کرده‌اید یا به کنار کشیده شدید. امّا وزن آقای هاشمی خیلی بزرگتر از مسایل حزبی و گروهی است که پرچمدار یک جریان یا جنبش سیاسی در کشور باشد. هر کاری کنند، نمی‌توانند این کار را بکنند. چون آقای هاشمی متعلق به یک حزب یا جریان خاص نیست. یکی از واقعیت‌های طرح تحول اقتصادی مشخص شدن نقش آقای هاشمی در آن است. توصیه‌های شما چیست؟ 

می‌دانیم که ارتباطات فراوانی با کشورهای ترکمنستان، پاکستان، عربستان و کشورهای مختلف بین‌المللی دارید و این دیکته می‌کند که باید نقش شما در این زمینه پررنگ‌تر باشد. اگر در این طرح به شما میدان نمی‌دهند، آیا امکان ندارد راه‌کاری اندیشیده شود که از آسیب‌های این طرح کاسته شود؟ بحث دیگری که دوستان اصرار داشتند، مطرح شود، بحث تخلّف اطرافیان و منتسبان به شماست. الان وضعیتی در کشور به وجود آمده که منتظر عکس‌العمل جناب‌عالی هستند. 

تا الان بحث سکوت مطرح بود که شاید در یک محور جواب دهد، ولی وقتی ببینند سفر لندن آقازاده شما طولانی شده و هنوز برنگشته، هر روز، هر هفته به شایعات بیشتری دامن زده می‌شود. برگشت ایشان کی خواهد بود؟ دفتر ایشان نامه‌ای نوشت که به خاطر افتتاح یکی از واحدهای دانشگاه آزاد به لندن سفر کردند؟ ولی وقتی ببینند پس از دو سه ماه برنگشتند، شایعات و شبهات دیگر نمود بیشتری پیدا می‌کند. اگر در این زمینه هم توضیح بدهید، خوشحال می‌شویم.»

در ادامه آقای موسوی، از مجمع اسلامی دانش‌آموختگان ایران، یکی از تشکّل‌های سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی در سخنانی گفت: «دو مطلب را در نظر گرفتم که بگویم. یکی در مورد سکوت سیاستمداران و دوّم درباره عقیده مخالفان است. درباره سکوت هم می‌گویند گاهی اوقات در مقام رضایت، گاهی در مقام مخالفت و گاهی در مقام بی‌طرفی است، البته اگر احیاناً بحث حق و باطل باشد، سکوت نشان مخالفت است، امّا سخنی در موافقت هم گفته نمی‌شود. 

مثل کسی که درباره قاتل صحبتی نمی‌کند و از طرف دیگر از حق هم دفاع نمی‌کند. در واقع می‌توان گفت این مصداق همان موضع سکوتی است که حضرت‌ امیرالمومنین(ع) در برابر آن می‌گوید: «الساکت اخ الراضی و من لم یکن معنا کان عدوّنا» این سکوت‌هاست که باعث می‌شوند تا به فتنه‌ها بیشتر دامن زده شود. می‌توان گفت که الان در دوران فتنه هستیم که یکی از خصوصیات این دوره امتزاج حق و باطل است و مهمتر اینکه این امتزاج باعث گمراهی می‌شود و در این گمراهی علما و روحانیون دینی، روشنفکران و کسانی که رسالت تاریخی دارند، باید پرده‌برداری کنند.
 
اگر قرار باشد علمای دینی هم در زمان فتنه سکوت کنند، اگر قرار باشد اندیشمندان هم در دوران فتنه سکوت کنند، پس کی می‌خواهند صحبت کنند؟ الان زمانی است که احتیاج به موضع‌گیری علمای قوم داریم تا راه را به مردم بشناسانند. ما به عنوان جوانانی که اوضاع سیاسی کشور را رصد می‌کنیم و حرف‌های متناقض و بعضاًَ متنافری می‌شنویم، باید بدانیم راه کجاست. در فضایی که به شایعات دامن زده می‌شود، نقش علما و صحبت و مواضع آنهاست که نقشه راه را نشان می‌دهد. 

بحث دوّم من درباره عقیده مخالفان است. خوب است از دوران جنگ جهانی اوّل مثال بزنیم که بعد از جنگ، قرارداد چهارگانه ورسای به آلمان تحمیل شد که باعث تحقیر آلمانی‌ها شد. آن زمان یکی از جامعه‌شناسان سیاسی در یک سخنرانی گفت: «مردم آلمان شکست را می‌پذیرند، امّا تحقیر را نمی‌پذیرند.» من هم می‌خواستم در زمینه تحقیر مخالفان صحبت کنم که هر نظام سیاسی یک عده مخالف، یک عده منتقد و یک عده موافق دارد. هنر یک نظام سیاسی این است که منتقدین را به موافقین و مخالفین و کسانی را که ضدش هستند، به منتقدین تبدیل کند. متأسفانه بعد از انتخابات در فضای غلبه احساسات بر جامعه شاهد بودیم که عده‌ای نتایج انتخابات را نپذیرفتند.
 
بحث‌ها و ادعاهایی داشتند که بحث دیگری است و نمی‌خواهم مطرح کنم. ولی به عنوان کسانی که منتقد نظام بودند و انتقادی داشتند، موردتحقیر قرار گرفتند و تبدیل به مخالفین نظام شدند. در صحبت‌هایی که رجال مختلف سیاسی ارایه کردند، این گروه تحقیر شدند و این برای نظامی که می‌خواهد برای 200 سال برنامه‌ریزی کند، خوب نیست.
 
باید همه سعی نظام این باشد که منتقدین را تبدیل به موافقین کند. بعد از انتخابات شاهد تحقیرهایی بودیم و افرادی را که به عنوان منتقد در بعضی از مراسم شرکت کردند، با منافقین و کسانی که مثلاً مهره‌های خارجی بودند، قیاس می‌شد. در حالی که آنها در انقلاب حضور داشتند و اهل عبادتند. به هر حال می‌خواستم در مورد این دغدغه‌ها با شما درد دل داشته باشم و ان‌شاءالله نظرات شما را هم در این زمینه بشنویم.»

حُسن ختام این دیدار سخنان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بود:
بسم‌الله الرحمن الرحیم. الحمدالله و السّلام علی رسول‌الله و آله خدمت دانشجویان و دانش‌آموختگان گرانقدر از خانم‌ها و آقایان خوش‌آمد عرض می‌کنم و از اینکه مسایل مورد نظرشان را مطرح کردند، تشکر می‌کنم. اوّلین حرفی که جناب آقای عسگری مطرح کردند، این بود که تعریف ما از امنیت و شاخه‌های آن چیست؟ باید ظرف 20 دقیقه به گونه‌ای حرف بزنم که مطالبی در مورد همه مسایلی که مطرح شد، بگویم.
 
در صورتی که 20 دقیقه برای این مباحث کافی نیست، ولی چاره‌ای نداریم، چون به اذان مغرب می‌رسیم. با تبریک عید غدیر بسیار با عظمت، به صورت مختصر به دو سه محور اشاره می‌کنم که نظرم و راه‌حل آنها چیست و به بعضی از سؤالات جزئی جواب می‌دهم. البته از جریاناتی که در کشور می‌گذرد، راضی نیستم و هیچ مناسب نبود جامعه ما در شرایطی که از طرف دشمنان کاملاً تحت فشار است، شاهد این مسایل باشد.
 
 به خصوص که فاصله گرفتن بخشی از قشر آگاه، دانشجو، استاد، مدیر و جریان‌های فکرساز و انسان‌ساز جامعه مصیبتی برای نظام اسلامی نوپاست که بخواهند جدا باشند یا دو تفسیر باشد که با هم نخواند. یک جمله در مورد امنیت عرض کنم. «الذین آمنوا ولم یلبسوا ایمانهم بظلم اولئک لهم الامن» این تعریف قرآن است که: جامعه مومن آلوده به ظلم نشده باشد.» اگر این دو صفت را داشته باشند، می‌توانند امنیت جامع داشته باشند. 

این دو از خواسته‌های اصلی انقلاب بود که واقعاً مومن باشیم. با ایمان در مقابل ظلم مبارزه کردیم، کشور را تحویل گرفتیم و ساختار کشور را تنظیم کردیم. هدف این بود که ظلم در کشور نباشد. البته ظلم می‌تواند صور مختلفی داشته باشد. ولی به هر حال هرگونه ظلمی با راهی که انتخاب کرده‌ایم و راه خدا، قرآن و اسلام است، سازگار نیست. 

امّا اینکه سؤال می‌کنید، چرا ساکتم و موضع من چیست؟ باید بگویم که موضع من از اوّل انقلاب و حتّی پیش از انقلاب و در مبارزه روشن بود. همیشه با افراط و تفریط مخالف بودم راه عقلانی، معتدل و عرفی مقبول را راه درست تشخیص می‌دادم که مستند به آیات قرآن وادلّه بود. در تمام این دوران هم در هر شرایطی نوعی افراط در مقابل من بود. البته انسان نمی‌تواند توقع داشته باشد که همه سلیقه‌ها در همه جا او را می‌پذیرند.
 
فکر می‌کنم اگر اعتدال در جامعه و کشور ما حاکم باشد، بسیاری از مسایل قابل حل است. همیشه یک جریان افراطی گاهی در جناح راست، گاهی در جناح چپ بوده و هنوز هم این‌گونه است. الان تندروی‌هایی را از دو طرف می‌بینیم که متکی به تندروهاست که یا افراطی یا تفریطی و یا هر دو است. این هم مسئله روشنی است و می‌تواند جواب آن دانشجویی باشد که گفت آن تندرو که آن موقع آن کتاب را نوشت، الان چه می‌گوید.
 
شاید مصلحت آنان این است که اشاره‌ای به من بکنند. آنها هم مثل اینها هستند. من فرقی نمی‌بینم. تندروهای این طرف که به اصطلاح اصولگرا و محافظه‌کار امروز هستند هم هیچ وقت با فکر اعتدال موافق نبودند و هرگونه که دلشان می‌خواست، عمل می‌کردند. ولی اکثریت جامعه، به خصوص تحصیل‌کرده‌های اصیل، اعتدال را می‌خواهند. امّا درباره اینکه گفتید چرا ساکتم؟ باید بگویم به آن معنا ساکت نیستم. 
 
شرایط کشور به گونه‌ای نیست که من در سخنرانی‌های عمومی مسایل را به صورت صریح مطرح کنم. می‌دانید که همیشه با صراحت حرف می‌زدم، امّا الان شرایطی است که هر حرفی را که در جهت خودشان نباشد، تحمل نمی‌کنند. عکس‌العمل‌ها هم به گونه‌ای است که مفسده دارد. گاهی خود انسان دچار زحمت می‌شود که اهمیتی ندارد. ولی گاهی از حرفها مفسده‌ای برای جامعه بیرون می‌آید. 

در مورد اینکه موضع من چیست هم، موضع خود را به صورت صریح در نمازجمعه‌ای که بعد از این حوادث داشتم، گفتم. مبنای خودم را در جامعه و اسلام گفتم. البته صراحت قرآن است و من هم فقط براساس آیات قرآن حرف زدم. راهکارها را هم گفتم و الان هم که حدود سه ماه از آن خطبه می‌گذرد، هنوز غیر از همان راهکاری که آن روز رسیده بودم، نمی‌بینم. گفتم انقلاب ما براساس اسلام و قرآن است. قرآن جامعه مومن را معرفی کرده است.
 
اصل قرآنی برای اداره جامعه براساس مقبولیت است. اگر کسانی عقیده و ایمان نداشته باشند، حتی با پیامبر(ص) هم کار نمی‌کنند و حتی اگر کاری‌ هم کردند، پیامبر (ص) به کارشان اهمیت نمی‌داد. وقتی مردم قبول داشته باشند، با آن جامعه کار می‌کنند. وقتی این حرف را می‌زنم، بعضی از تندروهای جناح به اصطلاح اصولگرا نمی‌پسندند و می‌گویند: «این چه حرفی است که می‌زنید؟ خداوند کسی را تعیین کرده که بر مردم حاکم باشد و رأی مردم هم زینتی است و باید بپذیرند.» 

خلاصه مطلب این است و تفاوت از اینجا معلوم می‌شود. توجه داشته باشید که صحبت از مقبولیت و کارایی حاکم است و نه مشروعیت. غیر از روایات و آیات فراوانی که در آن خطبه خواندم، روایتی را خواندم و گفتم: ولایتی روشن‌تر، حقیقی‌تر، مشروع‌تر و الهی‌تر از ولایت حضرت علی(ع) نداشتیم. حضرت علی(ع) منصوب بود. یعنی خداوند به پیامبر(ص) دستور داد که اعلان کند. پیامبر (ص) می‌دانست که سخت است. 

پیامبر(ص) در غدیرخم که مناسبت امروز ماست، با آن شرایط و آن زمینه‌ها در مقابل همه جمعیت علی(ع) را معرفی کردند، اما چندماه نگذشت که دیدیم مردم چکار کردند!! پیامبر(ص) خصوصی به حضرت علی(ع) مطالبی را فرمودند و صدور روایتی را که آن روز در خطبه خواندم، خیلی اهمیت دارد که می‌گویم چگونه صادر شد پیامبر(ص) به حضرت علی(ع) گفتند: از طرف خداوند حق ولایت‌داری، ولی اگر مردم قبول کردند، اداره کن و اگر قبول نکردند، خود را تحمیل نکن و بگذار هرگونه که می‌خواهند، جامعه خود را اداره کنند. 

شأن نزول این جمله از پیامبر(ص) و اینکه حضرت امیر(ع) کی این مطلب را گفتند، مهم است. بعد از جنگ جمل، صفین و نهروان که عمدتاً مسلمانان در آن جنگ‌ها، آن هم در زمان حضرت علی(ع) کشته می‌شدند، انتقاد خیلی زیاد شد. از در و دیوار به حضرت علی(ع) انتقاد می‌کردند که امروز چه وضعی است که مرتباً جنگ می‌کنیم و آدم می‌کشیم یا کشته می‌دهیم. 

دیروز چه وضعی بود که سکوت کردید و دیگران حکومت کردند و حتی شما به آنها کمک و همکاری کردید و مشورت دادید؟ این مطالب را مخلصین می‌گفتند که چرا حق خود را ندیده می‌گرفتید که شرایط به گونه‌ای شد که مردم برای نجات به شما روی آوردند؟ حالا که پذیرفتید، اوضاع ما این است که الان 5 سال است که داریم همدیگر را می‌کشیم. در تمام این 5 سال جنگ و آدم کشی بود. واقعاً از در و دیوار انتقاد می‌بارید. 

حضرت علی(ع) در یک جلسه 10 نفر از خصیصین اصلی و حواریون مورد اعتمادشان را جمع کردند و برایشان داستان طولانی از زمان پیامبر(ص) تا آن روز را توضیح دادند که پیامبر چه گفتند؟ دعوتشان چگونه شکل گرفت؟ سقیفه چگونه انجام شد؟ در زمان خلفای اول، دوم و سوم چه مواضعی گرفتم. در آخر وقتی مردم از همه جا مأیوس شدند، اطراف من آمدند و وقتی بدیلی برای من نبود، پذیرفتم. آمدم، ولی با شرایطی که درست شده بود، زمینه جنگ فراهم بود و اتفاق افتاد. 

در این مسئله، داستانی که خیلی مهم است این است که حضرت علی(ع) گفتند: «شما 10 نفر در نماز جمعه‌های منطقه‌های کشور شرکت کنید.» یکی از این ده نفر که شما دعای کمیلش را می‌خوانید، کمیل ابن زیاد و دیگری اصبغ بن نباته بود. حضرت امیر(ع) گفتند: «اصبغ که سخنران زبردستی بود، حرف‌های مرا به گونه‌ای که گفتم، برای مردم در نمازجمعه توضیح بدهد و شما ده نفر هم شهادت بدهید.»
 
مثل الان نبود که مطلبی را بگویند و ظرف مدت کوتاهی همه بفهمند. حضرت در آن جلسه به مجموع سئوالاتی که مطرح بود، جواب دادند و یکی از آن جوابها، همین جمله‌ای بود که خواندم. سید بن طاووس همه این داستان را از اول تا آخر آورد که واقعاً خواندنی است: «روى السید ابن طاووس عن رسائل الکلینی، عن علی بن إبراهیم، بإسناده قال: کتب أمیرالمؤمنین(ع) کتابا بعد منصرفه من النهروان وأمر أن یقرأ على الناس، وذکر الکتاب وهوطویل، وفیه: ان رسول‌الله(ص) عهد إلیَّ عهداً فقال: یا ابن أبی‌طالب لک ولاء أمتی فإن ولوک فی عافیة وأجمعوا علیک بالرضا فقم بأمرهم ، وإن اختلفوا علیک فدعهم وما هم فیه ، فإن الله سیجعل لک مخرجاً. فنظرت فإذا لیس لی رافد ولا معی مساعد إلا أهل بیتی فضننت بهم عن الهلاک ...» 

بحث ما همین بود که حکومت و انقلاب ما با مردم شروع شد. در روزهای اول جمعی از طلبه‌ها جمع شدیم و از امام خواهش کردیم که رساله بنویسند. واقعاً رساله نمی‌نوشتند. وقتی وارد میدان مبارزه شدند، طلبه‌هایی اطراف ایشان بودند که ما هم از آنها بودیم. ایشان همیشه روی مردم تکیه می‌کردند تا آخر هم روی این نکته تأکید داشتند. می‌گفتند: اگر مردم جمع شوند، می‌توانیم کاری کنیم و اگر جمع نشوند، خودتان را اذیت نکنید، چون نمی‌توانیم کاری بکنیم. بعد از 15 خرداد که آن کشتار شد، خیلی‌ها به فکر مبارزه مسلحانه بودند. 

چون سرخورده شده بودند و رژیم پهلوی هم خیلی خشونت کرد و مردم را آن گونه قتل عام کرد. معلوم شد که رژیم حرفهای مردم را نمی‌پذیرد. تا آن روز مردم حرفهای خود را در تظاهرات می‌گفتند. هم در جریان تصویب‌نامه‌ دولت و هم در جریان به اصطلاح اصول انقلاب سفید شاه، با تظاهرات مردم علیه رژیم مواجه بودیم و فقط بیانیه می‌دادیم و مردم جمع می‌شدند. 

در مساجد و حسینیه‌ها اعتراض بود. پس از برخوردی که در 15 خرداد با مردم شد، کسانی که در مبارزه جدی بودند، گفتند: این درست نیست که ما به عنوان اعتراض جمع شویم و آنها ما را بکشند، ما هم باید بکشیم. ولی امام(ره) نمی‌پذیرفتند و می‌گفتند: باید مردم را داشته باشیم که اگر داشته باشیم، بقیه مسایل در جای خود حل می‌شود. امام(ره) تبعید شدند و مبارزات مسلحانه شروع شد. البته چند سالی در کمون و خفی بود و از سال 48 و 49 خیلی علنی شد. 

البته قبل از آن مؤتلفه با ترور منصور اقدام کرد که همان اقدام باعث سرکوب شدید موتلفه شد و بعد از آن حزب ملل اسلامی با مشی مبارزه مسلحانه شکل گرفت و آقایان کاظم بجنوردی و حجتی کرمانی جزو آن گروه بودند که لو رفتند. گروه‌هایی هم بودند که لو نرفتند. از سال 49 مبارزه مسلحانه علنی شد. امام(ره) در آن موقع کارشان را نه تأیید و نه محکوم می‌کردند. می‌پرسیدیم، می‌گفتند: اینها کار خودشان را می‌کنند، ولی راه ما مردمی است.
 
باید با مردم سر و کار داشته باشیم. سرانجام هم این گونه شد. ده، پانزده سال افشاگری به جایی رسید که مردم به خیابانها آمدند و انقلاب پیروز شد. واقعاً مردم بودند که انقلاب را پیروز کردند. ما در زندان بودیم، اصلاً مأیوس بودیم که روزی ما را آزاد کنند. دوره زندانی افراد تمام می‌شد، ولی می‌گفتند: باید آن قدر بمانید که زیر پاهایتان علف سبز شود یا موهای سرتان مثل دندانهایتان سفید شود. این تعبیرات را ساواکی‌ها خیلی بکار می‌بردند و دوران محکومیت خیلی‌ها تمام شده بود، ولی سال‌ها در زندان مانده بودند.
 
به هر حال مردم آمدند و ما را از زندان‌ها بیرون آوردند. البته مبارزه ادامه داشت. کار با مردم به سرانجام رسید. در دوران جنگ که بدترین مرحله پس از پیروزی انقلاب بود، حقیقتاً اگر داوطلب‌های مردمی به میدان نمی‌آمدند، شک نکنید که ارتش و سپاه نمی‌توانستند با آن همه دشمن بجنگند. مردم در قالب بسیج به سوی جبهه‌ها هجوم آوردند. مردم در جبهه و موقع عملیات‌ داوطلبانه و عاشقانه سد دفاعی دشمن را می‌شکستند. 

ما به عنوان مسئولان جنگ، ظرفیت پذیرش بیشتر مردم را نداشتیم و امکانات پذیرش و آموزش و لجستیک محدود بود. اگر می‌توانستیم بپذیریم، همیشه سراسر جبهه‌ها پُر از رزمندگان داوطلب از جوانان پانزده، شانزده ساله به بالا بود. لذا من در آن خطبه گفتم که براساس آن روایت معتبر که سیدبن طاووس آورده و با تبعیت از مشی امام علی(ع) و امام حسن(ع)، باید با مردم سرو کار داشته باشیم. اگر مردم ما را قبول دارند، بمانیم و اگر قبول ندارند، هرکسی را که قبول دارند، برای حکومت به سرکار می‌آورند. 

مردم ما مسلمان و معتقدند و نمی‌خواهند به طرف کفر بروند و کار خودشان را می‌کنند و اصولاً مقتضای انتخابات همین است که در قانون اساسی و قوانین عادی ما آمده. خطبه اول کاملاً به این موضوع اختصاص داشت و در خطبه دوم این اصل را به راه خودمان تطبیق کردم و گفتم از همان ماه‌های اول پیروزی، همة کارهای خود را مردمی و انتخاباتی کردیم. در تاریخ انقلاب‌های دنیا هیچ انقلابی را مثل انقلاب اسلامی نمی‌شناسیم که مبارزه، پیروزی، تثبیت و تداوم آن با تکیه بر مردم باشد. 

زمانی که مبارزه می‌کردیم، هر سال چند انقلاب سرخ در دنیا اتفاق می‌افتاد که مردم را هرگونه که می‌خواستند، تهجیر می‌کردند و به این طرف و آن طرف می‌فرستادند تا انقلابشان را تثبیت کنند و خیلی‌ها را می‌کشتند و یا در اردوگاههای کارهای اجباری نگه می‌داشتند. بعضی از شما جوان هستید و شاید تاکنون فرصت مطالعات تاریخی پیدا نکرده‌اید که انقلاب‌های سرخ با مردمی که بودند، چه می‌کردند! حکومت‌ها را ساقط می‌کردند، ولی پس از سقوط حکومت‌هایی که نوعاً استبدادی بودند، با مردم ناسازگار می‌شدند. انقلاب اسلامی به هیچ وجه چنین کارهایی نکرد.
 
از همان روزهای اول با برگزاری انتخابات، کشور را دمکراسی کردیم. اصل ماهیت نظام را با رأی مردم برگزیدم و سپس قانون اساسی را به رفراندوم مردم گذاشتیم. الجزایری‌ها 20 سال پس از انقلابشان قانون اساسی نوشتند و ما ظرف دو سال اول نوشتیم. البته همین عجله کردنها و خامی، نواقصی را متوجه کار ما می‌کردند، اما امام(ره) می‌خواستند که در همه امور نظر مردم را داشته باشیم.
 
فقط یک دولت موقت تشکیل دادند و در حکم دولت چند مسئولیت را یادآوری کردند که قانون اساسی را بنویسد، انتخابات مجلس را برگزار کند و تا شروع کار مجلس، کشور را اداره کند. باز هم همه چیز با مردم بود. همین الان براساس قانون اساسی، رهبری به صورت دو مرحله‌ای از سوی مردم انتخاب می‌شود. رئیس‌جمهور و نمایندگان مجلس انتخاباتی هستند. شوراها را تا سطح کارخانه‌ها و روستاها بردیم تا همه تحرکات جامعه براساس رأی‌گیری مردم باشد. البته آن موقع در حاکمیت شورایی افراط کردیم و تند شدیم.
 
منتها تفکر آن روز این گونه بود که انجام می‌دادیم. به هر دلیل در آن خطبه هیچ نظری دربارة انتخابات ریاست جمهوری ندادم و همین الان در بین شما هم قضاوت نمی‌کنم، چون تحمّل نمی‌کنند. در آن خطبه نگفتم که انتخابات درست بود یا باطل بود، گفتم: به هر دلیل برای بخش مهمی از جامعه تردید پیدا شد. این حالت که منکر ندارد. بعضی‌ها گفتند: چرا در خطبه سخن از بذر تردید کردید؟! مطمئناً چند میلیون جمعیت که به خیابانها می‌آمدند و تظاهرات می‌کردند، یقین داشتند و من سخن از تردید کرده بودم. 

گفتم: گروهی از مردم با تردیدی که پیدا کردند، معترض شدند. راه درست این بود که تردید مردم را برطرف کنیم و جواب قانع‌کننده بدهیم. راه آن هم روشن است که چگونه می‌توان عمل کرد. لذا راه‌حل دادم. از آن تاریخ که درگیری‌ها شدید و خونین و بازداشت‌‌ها زیاد شده بود، باتجربه 50 ساله‌ام در مبارزه و اداره کشور گفتم: اولاً زندانی‌ها را آزاد کنید. ثانیاً از کسانی که آسیب دیدند، دلجویی کنیم. ثالثاً همه تعهد کنند که تابع قانون باشند.
 
اینکه الان یکی از آقایان گفت که آیا قانون داریم یانه؟ بله، الان برای همه چیز قانون داریم. نمی‌‌گویم همه قوانین ما درست و به روز است. هنوز بعضی از قوانین مربوط به زمان قدیم و قبل از انقلاب است. خیلی از قوانینی هم که نوشته بودیم، آزمایشی بودند. عمدتاً دستگاه قضایی با قوانین آزمایشی کار می‌کند. تعزیرات قانونی است که در اوضاع فوق‌العاده مشکلات تورم و جنگ به وجود آمد و الان بسیاری از قوانین نیاز به اصلاح دارند. 

ولی به هر حال قانون هستند و باهمین قانون بپذیرند که در چارچوب قوانین عمل شود. در همین مسایل اخیر، دو طرف که باهم مبارزه می‌کردند، قوانین کشور را قبول دارند. اگر حرکت‌ها در چارچوب قوانین باشد، نه معترضین کارهای خلاف قانون می‌کنند و نه کسانی که جلوی اعتراض‌ها را می‌گیرند، کارهای خلاف قانون می‌کنند. پس در این بین چکار باید کرد؟ راهکاری که قبلاً دادم و هنوز هم محکم روی آن عقیده‌ام هستم، این است که باید درگیری‌های میدانی در خیابان‌ها و دانشگاه‌ها را تمام کنیم. 

این روزها می‌بینیم که هر وقت مسؤولی وارد دانشگاهی می‌شود، دانشجویان این طرف و آن طرف نمی‌گذارند، آن مسؤول صحبت کند و حرفش را بزند، باهم دعوا می‌کنند و علیه هم شعار می‌دهند. این حالت که مسئله را حل نمی‌کند. چند شعار علیه همدیگر می‌دهند که کینه‌ها را بیشتر و دلها را از هم دور می‌کند. در این شرایط مسئله به هیچ وجه حل نمی‌شود.
 
یا در خیابان‌ها جمع شوند و این طرفی‌ها شعار بدهند و آن طرفی‌ها بزنند و به همدیگر اهانت کنند. واقعاً چگونه و کی حل می‌شود؟ در این شرایط باید یک طرف از پا در بیاید که معلوم است هیچ طرف از پا در نمی‌آید. حکومت همه چیز را در دست دارد، پول، نیرو و رسانه دارد و بالاخره کسانی را دارد که در مواقع لزوم در خیابان‌ها جمع شوند. بسیج و سپاه را هم دارد که خودشان از متن مردم برخواسته‌اند. در آن طرف هم عده زیادی از مردم هستند. 

دانشجو، دانش‌آموز، استاد، معلم، مدیر، کارگر، کاسب، زن و مرد و ... که بعضی‌ها ساکت و بعضی‌ها فعال هستند. این گونه که به جایی نمی‌رسیم. تنها راهکاری که به منطق برسیم، این است که درگیری‌های خیابانی و زد و خوردهای داخل دانشگاهها را کم کنیم. می‌ترسم به تدریج این مسایل به نوجوانان ما در مدارس یا به کارگران در کارخانه و واحدهای تولیدی برسد. باید رسانه‌ها و احزاب را طبق قانون آزاد کنیم. رسانه ملی را که از اسمش پیداست، متعلق به همه است آزاد بگذاریم و اجازه بدهیم صاحب‌نظران بحث کنند. 

البته قبول دارم که همه مسایل ظرف یک روز، دو روز یا یک هفته، دو هفته حل نمی‌‌شود؛ ولی اگر این مناظره‌ها، مباحثه‌هاو مسایل مورد اختلاف در بحث‌های کارشناسی و قانونی را برای مردم پخش کنیم، گوش می‌دهند. در آن صورت کسانی که منتظرند تا سروصداها و حرف‌ها را از خیابان‌ها بشنوند،از صدا و سیما می‌شنوند و یا در روزنامه‌ها می‌خوانند.
 
نباید دعوا باشد و باید براساس منطق باشد. الحمدلله الان به اندازه کافی انسان‌های فرهیخته در دوطرف داریم که می‌توانند بحث کنند. در آن صورت به مردم آگاهی می‌دهیم و اگر عده‌ای از هردوطرف فریب خوردند، متوجه می‌شوند. می‌توانیم حرف‌ها را با استدلال بزنیم و چند بار تکرار کنیم و ظرف چند ماه جامعه را روشن کنیم. واقعاً الان نمی‌توان جامعه را با سرکوب اداره کرد. جامعه‌ای که سه تا چهار میلیون دانشجو و میلیون‌ها فارغ‌التحصیل دارد. 

خانم‌ها که تا به حال در منازل بودند و میدان مبارزه نداشتند، امروز دارند اکثریت دانشگاه‌ها را می‌گیرند. اینها که به دانشگاه آمدند، خیلی راحتر و آزادتر مبارزه می‌کنند. چون مسؤولیت‌هایی را که آقایان دارند، در زندگی خود کمتر دارند. مراعات آنها هم از طرف نیروهای امنیتی بیشتر است. چون هیچ کس جز عده‌ای خیلی افراطی – در جامعه ما حاضر نیست با خانمها با خشونت رفتار کند. اگر مبارزه میدانی، خیابانی و شعاری شود و خانم‌ها هم حضور داشته باشند، می‌دانیم که وضع چگونه می‌شود. ولی اگر نظام بپذیرد و باز بگذارد که همه بحث کنند، خیلی از مسایل حل می‌شود. 

حضرت علی (ع) در زمانی که حاکم بودند و انتقاد زیاد شده بود، در مسجد موعظه می‌کردند که یک نفر عصبانی برخاست تا سؤال و انتقاد کند که بدگویی کرد. دوستان حضرت علی (ع) نتوانستند تحمل کنند و دست او را گرفتند، کشیدند و اهانت کردند و می‌خواستند کتکش بزنند که حضرت فرمودند: «رهایش کنید چرا کتکش می‌زنید؟» «انّما هو سبُّ بسببٍ او عفو عن ذنب؛ اگر بدگویی کرد، جوابش بدگویی – و نه کتک – است و یا ببخشیم.» حضرت علی(ع) با مخالفین و منتقدین خود، آن هم نهروانی‌ها که همه چیز را به هم می‌ریختند، این گونه رفتار می‌کرد. لذا ما نباید با نوجوان و جوان با دانشجویان و استادان خود رفتاری کنیم که خودمان هم نمی‌توانیم قبول کنیم.
 
وقتی انسانی ببیند که یک استاد، یک دانشجو و یا خانم در ابراز عقیده خود احساس بی‌پناهی کند، دلش خون می‌شود. این قابل تحمل نیست و به جایی هم نمی‌رسد. یا رسانه‌ها را ببندیم که کسی خبری نداند. مثلاً صدا و سیما یک طرفه حرف بزند. حرفهای یک طرف را کاملاً خوب نمایش بدهد و حرفهای یک طرف را اصلاً نگوید یا تغییر بدهد. روزنامه‌های منتقد آزاد نباشند و خیال روزنامه‌های طرفدار حکومت کاملاً راحت باشد. این وضع قابل دوام نیست. شرایط امروز هم مثل 30 - 40 سال پیش نیست، در گذشته وقتی اعلامیه‌ای پخش می‌کردیم، تنها خودمان می‌دانستیم و چند نفری که اعلامیه به دست آنها می‌رسید. 

به تعداد اعلامیه‌ای که بین مردم پخش می‌کردیم، زندانی می‌دادیم، مردم خبر نداشتند که چه می‌گذرد. ما به روستاها و شهر می‌رفتیم و دو سه روز سخنرانی می‌کردیم و ما را می‌گرفتند و به قم یا زندان می‌فرستادند. الان این گونه نیست. اگر کسی حرف کوچکی بزند یا در خیابان حرکت کوچکی بکند، کسی آن طرفتر فیلمبرداری می‌کند و همه سایت‌ها و تلویزیونهای دنیا می‌گذارند. اگر ما رسانه‌های خود را ببندیم و مردم خبرهایشان را از رادیو بی بی سی یا آمریکا بگیرند، خوب است؟ آنها که این گونه خبررسانی نمی‌کنند.
 
یک تصویر خیابانی از زد و خوردها را نشان می‌دهند و می‌‌گویند انقلاب اسلامی همیشه این گونه بود!! امام (ره) هم این گونه بود!! اصلاً اسلام این گونه است!! پیامبر (ص) هم این گونه بود!! همیشه این کار را می‌کردند !! همیشه مردم را می‌کشتند. متأسفانه اسنادی می‌سازند که نشان بدهند و یک موضوع مسلّم و روشن را دلیلی برای آلوده کردن انقلاب می‌کنند. شاید الان خبرها از طریق رسانه‌های خارجی، اجنبی و دشمن زودتر از رسانه‌های خودمان می‌رسد. 

هرکس وقت داشته باشد، می‌تواند در تمام 24 ساعت رادیو یا تلویزیونی پیدا کند و حرفهای دشمن‌پسند بشنود. هیچ کس نمی‌تواند در این شرایط فکر کند که سانسور و محدود کردن جواب می‌دهد. ولی اگر فضا برای بحث آزاد باشد، خیلی خوب است. شاید بخشی از جامعه قانع نشوند، ولی اکثریت جامعه که منصف هستند، قانع می‌شوند. در آن صورت یک جوان به هیچ وجه کلاس درسش را تعطیل نمی‌کند که در خیابان دعوا کند.
 
چون احساس می‌کند که می‌تواند حرفش را بزند. شاید در راهپیمایی خیابانی جلوی 100 نفر حرف بزند، ولی اگر فضا باز باشد، می‌تواند در صدا و سیما جلوی میلیونها نفر بگوید. راه‌های پیشنهادی من که پنج شش مورد، روشن هستند و در نماز جمعه هم گفتم. اولاً همه در چارچوب قانون حرکت کنند. ثانیاً، آتش بس دادن با آزادی زندانیان و دلجویی از آسیب‌دیدگان که رهبری بعداً بیش از آن مقداری که من گفتم، فرمودند. ثالثاً آزاد کردن رسانه‌ها در چارچوب قانون. 

اگر کسی بخواهد خلاف قانون عمل کند، خیلی صریح به مردم می‌گوییم، این رسانه که آزاد بود و می‌توانست حرف بزند، این گونه عمل کند. یا اگر کسی در تلویزیون حرفهایی برخلاف قانون بزند، می‌توانیم بگوییم با اینکه یک ساعت وقت داشت، نتوانست در چارچوب قانون استفاده کند. باید کسی بیاید که حرفهای قانونی بزند. این طرف هم این گونه باشد. اگر زور گفت و برخورد شد، می‌توان استدلال کرد. امروز اکثریت جامعه ما استدلال را می‌فهمد. کم‌کم بچه‌های هفت هشت ساله دختر و پسر سیاسی می‌شوند.
 
مشکل دیگری که من غصه می‌خورم این است که آنچه که امروز دولت و بعضی از نیروهای امنیتی می‌کنند و بعضی از مبلّغین خام حرفهای نابجایی می‌زنند، همه را به حساب رهبری می‌گذارند. الان کار به جایی رسیده که رئیس دولت آن هم در خارج از کشور و به خبرنگاران خارجی می‌گوید: «هیچ کس در ایران به خاطر من زندانی نیست!» سپاه می‌گوید: «ما که از خود ایده‌ای نداریم، فقط فرمان می‌بریم!» پس این وسط چه کسی است؟ زندانی برای چه کسی در زندان است؟ دولت که می‌گوید من نیستم.

حتّی می‌گوید: من نامه می‌نویسم که زندانیان را آزاد کنید. سپاه که می‌گوید: ما فقط فرمان می‌بریم. راست هم می‌گوید. چون نظامی‌های ما فرمانبرند. منتها فرمان را به گونه‌ای که خودشان می‌خواهند، می‌‌برند و نه آن گونه که رهبری و فرمانده می‌خواهند. فکر می‌کنم یکی از ضررهای عمده‌ای که در شرایط فعلی می‌کنیم، این است که بسیاری از مسائلی که رهبری از آنها بیزار است، به اسم ایشان نوشته می‌شود. من که ایشان را بهتر و بیشتر از دیگران می‌شناسم. 

هروقت که باهم نشسته بودیم و خبر می‌رسید که فلانی را زندانی کردند، می‌گفتند: اگر مأمورین ما یک روز در زندان بودند، این گونه افراد را زندانی نمی‌کردند. منتها ایشان که نمی‌توانند در هر موضوعی دخالت کنند. مأمورین کارها و وظایف ذاتی خودشان را می‌کنند. من با دو طرف حرف دارم و نمی‌خواهم بگویم فقط یک طرف این گونه است. در مجموع بحث این است که باید فضای گفت و گو را جدّی بگیریم تا مردم باور کنند که می‌توانند استدلال کنند. روزنامه‌ها می‌نویسند و صدا و سیما نقل می‌کند. 

احزاب هم بتوانند افکار خود را به مردم بگویند. اگر سه چهار ماه این گونه کار کنیم، به انتخابات می‌رسیم. انتخابات هم باید آزاد باشد تا هر کس که با شرایط قانونی صلاحیت دارد، وارد میدان شود. شورای نگهبان بی‌طرفانه عمل کند. وزارت کشور به عنوان مجری انتخابات نمی‌تواند طرفدار یک جناح باشد. مجری و ناظر باید کاملاً بی‌طرف باشند و بی‌طرف عمل کنند. در آن صورت مردم به رأی خود اهمیت می‌دهند. اگر یک انتخاب درست برگزار شود، هرگروه و جریانی که پیروز شد، کار می‌کند و رهبری هم به عنوان پدر جامعه، بالای سر همه هستند.
 
حقیقتاً روحیه رهبری این گونه است. من پیش شما شهادت می‌دهم. 60 سال است که همدیگر را می‌شناسیم. دلیلی ندارد که به شما خلاف بگویم. ایشان این گونه است. منتها شرایط به گونه ای می‌شود که ایشان خطر را می‌بیند و احساس ناامنی می‌کند، سخنی می‌گوید و همان حرف مستمسک انسان‌های تندرو می‌شود که به گونه‌ای دیگر عمل می‌کنند. پس اینکه از من می‌پرسید، راهکار چیست؛ من این چهار پنج مورد را راهکار می‌دانم و مورد بیشتری به ذهنم نرسید، مگر اینکه کسی اثبات کند که این راهکار‌ها جواب نمی‌دهد که یا قانع می‌شوم و یا جواب می‌دهم.
 
یکی از آقایان درباره سفر خارج مهدی پرسید که چرا نمی‌آید؟ خیال مهدی از پرونده‌هایش راحت راحت است. بارها در این مسایل به مراکز مسؤول جواب داد. در جریان استات اویل مجلس وارد شد و پس از تحقیق و تفحص اعلام کرد که ایشان مبرّاست. وزارت اطلاعات دو سال‌ کارکرد و گزارش داد که مبرّاست. وزارت نفت یک تیم را مشخص کرد و من از رهبری خواهش کردم برادر ایشان هم عضو آن تیم باشد تا همه شرایط را به ایشان بگوید که آن تیم گزارش داد ما دلیلی برای این اتهام ندیدیم. 

در داخل شرکت نروژی استات اویل خلافی اتفاق افتاد و پولی بین چند نفر ردّ و بدل شد و آنها با سیاسی کاری مسایل خودشان را حل کردند و مسئله را داخل ایران انداختند که اسرائیل پشت قضیه بود. حتّی بسیج دانشجویی - به اعتراف روزنامه جوان که با ضدیت هم عمل می‌کند - در این مورد به دادستان کل کشور شکایت کرد و دادستان به محکمه کارکنان دولت ارجاع داد که پس از بررسی اسناد گفتند: «هیچ دلیلی نمی‌بینیم و حکم تبرئه دادند.» ولی گروهی رها نمی‌کنند و همیشه این مسئله را مطرح می‌کنند. 

من مطمئنم مهدی در این انتخابات در هیچ بخشی دخالت نداشت، جز در مسئله کمیته صیانت از آرا آن‌ها نگران بودند و او در مجلس خبرگان در این زمینه کار کرده بود، تجربه خود را در اختیار آنان گذاشت. نه پولی دارد و نه به کسی پول داد. گفتند: او پول داده تا افرادی در اغتشاشات شرکت کنند، در حالی که از این کارها بیزار است. درباره سفر خارجی‌اش پرسیدید. ما در دانشگاه آزاد اسلامی شش واحد در خارج از کشور داریم که همه آنها مشکل دارند. می‌بایست کسی می‌رفت و رسیدگی می‌کرد.
 
از لندن شروع کردیم و به لبنان رفتیم که باید توسعه پیدا کند. واحد دوبی مشکلات خاصی دارد. در زنگبار زمین دادند که هنوز نتوانستیم شروع کنیم. در ارمنستان و تاجیکستان هم واحد داریم. باید رسیدگی می‌کرد که رفت. دلش می‌خواهد بیاید و من می‌گویم اول کارهایت را تمام کن و انجام بده و بعد بیا. از این طرف هم مرتب تهمت می‌زنند که او هم همیشه جواب می‌دهد. جالب این است که هیچ کسی از هیچ دادگاهی او را احضار نکرده است.او به دادستان نوشت که نه احضاریه دادید و نه از من خواستید که به دادگاه بیایم.
 
تا به حال هیچ مقام امنیتی یا قضایی احضار نکرده است. از روزی که رفت، این حرف‌ها را می‌زنند و هر وقت لازم باشد، کارش را ناتمام می‌گذارد و می‌آید. البته در شرایطی که در آنجا بود، گفتم: الان که کار اجرایی آنچنانی نداری و وقت تو ضایع می‌شود، چون در حال تحصیل در مقطع دکتراست، بناست رساله‌اش را در یکی از دانشگاه‌های خارج بگذارند. البته لازم نیست دائم بماند و می‌تواند رفت و آمد کند.

در این قسمت از جلسه آقای ایوب توکلیان، دبیر سابق جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مشهد و عضو شورای مرکزی این تشکّل دست خود را برای پرسیدن سوال بلند کرد و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با کلمه «بفرمایید» به ایشان اجازه صحبت دادند و ایشان در حالی که بین جمعیت نشسته بود، گفت: «در مورد بحث آخر، مسایل زیادی مطرح شد و هیچ وقت دلیل مستدلی برای ما مطرح نشد، ولی بالاخره امر را به یوم تبلی السرایر واگذار می‌کنیم و ان‌شاءالله از خطراتی که از ما به عنوان نسلی که دسترسی به اسناد متقن نداریم، ایجاد شد، به آن روز خواهیم رسید. 

چند مسئله است، یکی اینکه در لابلای سخنان شما احساس کردم که شاید برداشت شما از فضای دانشگاه این است که دانشجویان کاملاً مخالف هستند. چون در سخنان خود دانشجویان و استادان را جزو صف اوّل مخالفین و منتقدین مطرح می‌کردید، من که در فضای دانشگاه هستم، زیاد با این تحلیل موافق نیستم که فضای دانشگاه را به کلی یک فضای معترض یا مخالف بدانیم. بحث دیگر شما درباره آزادی رسانه‌ها بود. سؤال شخصی من این است که آیا در زمان ریاست جمهوری حضرت‌عالی هم رسانه‌ها مثل زمان آقای احمدی‌نژاد و سال‌های اخیر و حتی قبل از ایشان اجازه انتقاد داشتند، واقعاً چقدر آزادی بود؟ در مورد صدا و سیما اگر بحث توضیح به صدا و سیما را داشته باشید و در 

جایگاهی باشید که به آقای ضرغامی بگویید که باید این عملکرد اجرا شود، آیا اجازه می‌دهید در حالی که آقایان و منتسبین به آنها با رسانه‌های بیگانه علیه نظام صحبت کردند، از رسانه ملی مطلبی را بگویند؟ واقعاً خیلی از بحث‌های آنها شایسته بود. آیا به نظر شما این شایسته است؟ چون ما دیدیم و همه مردم شاهد بودند. مصاحبه‌هایی که با رسانه‌های بیگانه کردند، به هیچ وجه شایسته نبود که از رسانه ملی پخش شود.
 
مطلب دیگر اینکه امام(ره) فرمودند: حفظ نظام از اوجب واجبات است. در جایی تعبیری از امام شنیدم که نتوانستم سند آن را پیدا کنم که فرمودند: «ولو اینکه به ترک نماز بینجامد» در مسیر مسایل اخیر اسناد و شواهدی هست که حتّی مقام معظم رهبری واضحانه گفتند که بحث انقلاب مخملی بود. تا چه حد می‌توانیم روی وحدت تأکید کنیم؟ البته وحدت از مسایل حتمی ماست، ولی آیا می‌توان با کسی که به هیچ وجه مبانی نظام را قبول ندارد، به وحدت رسید؟

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در پاسخ به ایشان گفتند: اگرچه اذان را گفتند و باید نماز بخوانیم، ولی بگذارید به این مسایل بپردازم. در مورد دانشگاهیان من نگفتم همه آنها مخالفند. شما خودتان دیدید که نماینده رهبری در دانشگاه‌ها اخیراً گفته‌اند؛ هفتاد درصد دانشگاهیان به کسانی که امروز زمام امور را در دست دارند رأی نداده‌اند. در مورد اینکه معترضین در رسانه ملی حرف بزنند، من نمی‌گویم هر مطلبی را در رادیو و تلویزیون بگویند.
 
گفتم باید در چارچوب قانون باشد. اگر قانون اجازه می‌دهد، حرفی زده شود، بگویند. بالاخره وقتی می‌خواهد بحث شود، یک گروه ناظر می‌گذارند. اگر از قانون خارج شوند، اجازه ندارند و مسئولین هم نباید وقت بدهند. حرف‌هایی که شما درباره مطالب این افراد گفتید، مربوط به زمانی است که دعوا شد. یعنی پس از آن حوادث آن حرف‌ها را زدند. من می‌گویم به هر دلیلی دعوا شد، بیاییم بنا را بر این بگذاریم که از این پس دو طرف قانونی حرفی بزنند.
 
در مورد بستن رسانه‌ها، اینکه الان را با آن موقع مقایسه کردید، باید بگویم که من الان بحث دولت آقای احمدی‌نژاد و یا دولت دیگری را ندارم. بحث من مربوط به شرایط فعلی است. در زمان ما این قدر لازم نبود با رسانه‌ها برخورد شود. مگر چند روزنامه در طول 8 سال ریاست جمهوری من بسته شد؟ اگر یادتان باشد در زمان دولت من روزنامه سلام تقریباً هر روز همه چیز را زیر سؤال می‌برد. امّا من حتی یک ذره هم به آنها تعرض نکردم. 

کاری به آنها نداشتم. آن زمان همین جناح به اصلاح چپ در مجلس چقدر حرف می‌زدند؟ مطالب زیادی می‌گفتند که به آنها تعرض نمی‌کردیم. اگر گاهی به جاهایی تعرض می‌کردند که نمی‌بایست می‌کردند، جواب آنها را می‌دادند. من اصلاً عقیده ندارم که بتوان از راه سرکوب به جایی رسید. این مسایلی را که مطرح کردید، اگر در حد قانون باشد، این اشکالات نخواهد بود. من دارم از وضع فعلی می‌گویم. یعنی الان که این گونه صف‌بندی شد، این صف‌بندی به مصلحت نیست و روز به روز مشکل درست می‌کند. آقایان راه‌حل پرسیدند و من هم با نظر خودم راه‌حل‌ها را گفتم. 

اینکه می‌گویید در داخل دانشگاه این‌گونه است یا نیست، چون خودم نیستم، قضاوت آنچنانی ندارم. ولی آنچه که از دانشگاه‌ها خبر می‌رسد، می‌گویند اکثریت دانشجویان معترض هستند. ممکن است این‌گونه نباشد. در مورد اهمیت حفظ نظام هم با شما موافقم، اما راه حفظ، این کارهایی که این روز انجام می‌شود نیست، بنظرم راهکار همان است که گفتم. البته مدعی نیستم حرف و راه کار من بی‌اشکال است، بلکه معتقدم با مشورت باید تکمیل شود. 

در مورد طرح هدفمند کردن یارانه‌ها اگر آنگونه که مجمع تشخیص مصلحت و مجلس تنظیم کرده‌اند و به تأیید رهیری هم رسیده و توسط ایشان برای اجرا ابلاغ شد، عمل شود، بسیار خوب است. امّا اگر ناقص و غلط اجرا شود، مشکل‌زا خواهد بود. در مورد اطرافیان هم بارها بطور مبسوط توضیح داده‌ام، ولی مشاهده می‌شود که مغرضان دست‌بردار نیستند و تکرار آن را مفید نمی‌دانم. می‌توانید به مصاحبه‌ها و خطبه‌های من مراجعه کنید. 

در این لحظه دانشجویان به شکل موافق و مخالف سخن می‌گویند و در ادامه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی می‌گویند: البته من نظرسنجی نکردم. از دانشگاه آزاد که کمی به ما گزارش می‌دهند، از دانشگاه‌های دولتی آرام‌تر است. بالاخره ما این مقدار می‌بینیم که یک وزیر نمی‌تواند در دانشگاه صحبت کند. من این را می‌گویم که چرا فضای دانشگاه که فضای منطق است، این گونه باشد که وزیر نتواند برای دانشجویان صحبت کند. هر وقت این‌گونه بود، بد بود. می‌گویم فضای دانشگاه باید به گونه‌ای باشد که دو طرف حرف‌های خود را بزنند.

به هر حال دلم می‌خواست بیشتر با شما حرف بزنیم، امّا هم وقت نماز است و هم بعد از نماز جلسه دیگری با گروهی دیگر داریم که ظاهراً آمده‌اند و منتظرند.

منبع :فرارو

دسته ها : خبر - سخنرانی - سیاسی
پنج شنبه بیست و ششم 9 1388

یک فن‌آوری استثنایی که به دانشمند‌ان اجازه می‌دهد مکالمات بین سلول‌ها را کنترل کنند، نحوه انجام آزمایشات پزشکی آزمایشگاهی را به کلی دگرگون خواهد کرد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، به گفته دانشمند‌ان، این روش احتمالا مطالعات آزمایشگاهی روی سرطان‌ها و سایر بیماری‌های انسانی و ارزیابی داروهای جدید برای مورد هدف قرار دادن آنها را دقیق‌تر خواهد کرد.

این پژوهش توسط دکتر رون لیندینگ، رییس گروه سلولی مولکولی در انستیتو تحقیقات سرطان در انگلستان به چاپ رسیده است.

دکتر لیندینگ می‌گوید: درک روابط بین سلول‌ها امری حیاتی است، چرا که بسیاری از سرطان‌ها و دیگر بیماری‌ها بر اثر قطع این سیستم‌های ارتباطاتی بروز می‌کنند.

وی خاطر نشان کرد: اعضا و بافت‌ها از انواع مختلفی از سلول‌ها تشکیل شده‌اند که هر کدام نقش مجزایی ایفا می‌کنند. برای عملکرد مناسب سلول‌ها باید با یکدیگر ارتباط بگیرند که این کار را از طریق شبکه ای از پروتئین‌های خاص موسوم به «مولکول‌های سیگنال دهنده» انجام می‌دهند.

دکتر لیندینگ تصریح کرد: در این تحقیق جدید روشی را ابداع کرده‌ایم تا به شیوه‌ای دقیق‌تر آنچه را که در بدن رخ می‌دهد تکرار کنیم. پیش از این دانشمند‌ان فقط می توانستند یک به اصطلاح تک گویی (یعنی سیگنال یک طرفه از یک سلول) را بشنوند، اما اکنون برای اولین بار ما توانسته‌ایم بازخورد آن یعنی در واقع خروجی یک مکالمه بین سلولی را ارزیابی کنیم.

این تکنیک جدید «طیف سنجی انبوه» نام دارد.

اطلاعات مربوط به پروتئین‌ها و ژن‌های استفاده شده برای طراحی یک مدل رایانه‌یی از شبکه‌های سیگنال دهنده که در این پروسه نقش دارند، به میزان چشمگیری نکات مهمی را در این مکالمه سلولی را نشان می‌دهند.

منبع:بازیاب

دسته ها : علمی - مقالات
پنج شنبه بیست و ششم 9 1388

آواز عاشقانه ی مادر در گلو شکست
حق با سکوت بود، صدا در گلو شکست

دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست

سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گریه های عقده گشا در گلو شکست

ای داد، کس به داغ دل باغ، دل نداد
ای وای، های های عزا در گلو شکست

آن روزها ی خوب که دیدیم، خواب بود
خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست

«بادا» مباد گشت و «مبادا»‌به باد رفت
«آیا» ز یاد رفت و «چرا» در گلو شکست

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست

تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا...در گلو شکست

 

سلام نازنینم ...

دلم شکست ...

خیلی ...

از تو انتظار نداشتم ...

زبان حالم ر ا خوندی؟

چون نتونستم نظر بدم

اینجا مطلب نوشتم

البته با هزار مشکل

چرا حداقل یک اپسیلون احتمال ندادی

کی بوردم ایراد داره؟!!!!!!!!

.

.

.

.

از دوست بپرسید چرا می شکند؟

ماه مهربان من

دوستت دارم

مثل همیشه

دسته ها : دل نوشته ها..
پنج شنبه بیست و ششم 9 1388
X