دسته
وبلاگهاي برگزيده
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1827869
تعداد نوشته ها : 1695
تعداد نظرات : 564
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
مکتب علی کناره‌گیری ازحکومت را بردروغ ترجیح می‌دهد
هی بگیم علی. نه ما باید بگوییم معاویه،یزید.علی کجاست؟علی قاتلش را سفارش می‌کند، من کسی باهام مخالفت کند نانش را می برم...انقلاب عظیم ما تجربه خوبی بود اما متاسفانه خودسازی کم بود. افرادی ممکن است با دست بوسی سوار شوند! ما به امثال مدرس نیاز داریم
آینده، سرویس فرهنگی: با توجه با استقبال مخاطبان سایت از مباحث اخلاقی و اجتماعی حضرت آیت الله امجد، فرازهایی از 3 سخنرانی اخیر ایشان که تلخیص شده، در ادامه می‌آید:

مکتب حضرت امیر (ع) کناره گیری از حکومت را بر دروغ گفتن برای رسیدن به حکومت ترجیح می دهد. شاید می شد یک دروغ را توجیه کرد اما دیگر از هدایت خبری نبود! حکومتی که با دروغ برسرکار بیاد باید با شمشیر حفظ شود و جز اجبار و زور چیزی از آن عاید انسانها نمی شود! ...

به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من / چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا. حالا اگر کسی با ما مخالفت کند نانش را می بریم . هی بگیم علی علی . آقا نه ما باید بگوییم معاویه معاویه یزید . علی کجاست؟ علی قاتلش را سفارش می کند من کسی باهام مخالفت کند نانش را می برم. نان دادن هنر است یا نان بریدن .

در این کشور نه انتقاد است نق نق مردم هم زیاد است نق نق های مردم خطرناک است انتقاد نباشد برای کشور خطرناک است مردم فکر دارند شعور دارند نباید طوری بشود که در اتوبوس و این ور و آن ور نق بزنند انتقاد نکردن معاویه را می سازد و نق نق زدن ها علی را می کشد.

نباید موضوع تقوی را با وسواس! اشتباه کرد. وسواس نوعی بی تقوایی است. نباید مسائل شرعی را به گونه ای مطرح کرد که مردم به وسواس بیفتند. دین اسلام دین سمحه سهله است. اسلام دین تعبد است. اصول دین تعقلی است اما احکام تعبدی است! نباید در این موارد اینقدر سخت گرفت. انسان وسواسی اگر راست می گوید باید جلوی زبانش را بگیرد. تهمت می زند، دروغ می گوید، ... اما صد مرتبه خود را آب می کشد! مردم آزاری نکن. تقوی یعنی خدا داری!

... غالب مشکلات فردی و اجتماعی که با آن دست به گریبان هستیم دقیقا و مسلما ناشی از ضعفهای اخلاقی ما است و مشکلات و گرفتاریهای و بن بستهای جهانی نیز درست از فقراخلاقی جامعه ها و مخصوصا سران بسیاری از کشورهای جهان سرچشمه میگیرد. آری اخلاق سرمایه اصلی اقوام و ملت ها است اخلاق کلید حل مشکلات مهم اجتماعی است . اخلاق خمیر مایه تمدن و ستون فقرات یک زندگی اجتماعی سالم است و اخلاق بهترین وسیله انسان در سیر الهی است. بهمین دلیل تا مسائل اخلاقی در جوامع انسانی حل نشود، هیچ مسئله ای حل نخواهد شد. و باز به همین دلیل تهذیب نفوس و تزکیه قلوب و تکمیل مکارم اخلاق به عنوان یکی از اهداف اصلی بعثت پیامبر اسلام در کتاب آسمانی قرآن و روایت اسلامی بیان شده است پیشوایان اسلام و بزرگان دین قسمت عمده عمر پربرکت خود را برای این منظور صرف کرده اند.

تعریف و تمجیدهای دیگران حتی تعریف امام معصوم نیز مشکلی از ما را حل نمی کند. مگر اینکه امام معصوم دعا کند که عاقبت به خیر شویم یا خبر دهد که عاقبت به خیر هستیم. مهم عاقبت به خیر شدن است. به قول حضرت آیت الله بهجت: شیطان تا آخرین لحظه با انسان کار دارد. ایشان به همین علت اجازه ندادند تا موقعی که در قید حیات هستند برایشان کنگره بزرگداشت گرفته شود. شیطان قسم خورده است که همه ما را گمراه کند. هرکسی را به طریقی گمراه می کند. از طریق منبر، از طریق مداحی، از طریق عبادت، از طریق نمازشب، ... علامتش این است که ما پیش خودمان مغرور می شویم! و عاقبت به شری مربوط به غرور است و هرکس پیش خدا شکسته نفسی کند عاقبت به خیر است. با کمی تمرین می توان به این باور رسید که دیگران بهتر از ما هستند و ما بدتر از دیگران!

· حساب دستگاه الهی با حسابهایی که ما داریم متفاوت است. آیا ارزش آن دختر جوان مسیحی که به دورافتاده ترین نقاط آفریقا می رود و مردم را به نام حضرت مسیح(ع) به بهداشت دعوت می کند و مردم را به دین علاقمند می کند با من که هر روز زیارت عاشورا و نماز شب هم می خوانم، ولی به احدی رحم و مروت ندارم یکسان است؟! آنچه مسلم است این است که باید درون اصلاح شود. اگر هدف اصلاح درون باشد، خداوند وسایل هدایت را فراهم می کند. اینجانب اعتقاد داشتم حتی این مارکسیست هایی که در دوران انقلاب در تظاهرات شرکت می کنند اگر کشته شوند بعید نیست شهید باشند. به هر حال رحمت خدا بر غضب او سبقت دارد. ما از این جهت خیلی امیدوار هستیم که مخالف خدا نیستیم و خدا هم ارحم الراحمین است. هر چیزی به جای خودش! ... جوان باید از گناهان گذشته خود استغفار کند و دیگر گناه نکند و پیرمرد هم باید به لطف و رحمت بی منتهای خدا امیدوار باشد! ... چیزهایی هست که باعث عاقبت به خیری می شود به عنوان نمونه خدمت به بندگان خدا باعث عاقبت به خیری می شود. چیزهایی هم باعث عاقبت به شری می شود. ... تشخیص اینکه در کجا چه باید کرد ظرافتهای خاصی دارد. هیچ کس نباید به خودش مغرور شود. انسان باید همه را بهشتی بداند و خود را جهنمی و سعی کند تا خود را از جهنم نجات دهد و بعد هم به دنبال نجات مردم باشد!

· پرهیز به معنی کناره گیری یا انزوا نیست. پرهیز در متن اجتماع و در حین انجام عمل اتفاق می افتد. باید وارد اجتماع شد اما دروغ نگفت! باید از این آتش ترسید و مال یتیم را نخورد! اتقو یوما، اتقوا ... یعنی پروا کنید نه اینکه انزوا کنید. اسلام دین اجتماعی است. وظیفه انسان این است که خودش را بسازد و وارد جامعه شود ... وظایف افراد هم با هم فرق می کند. یکی ممکن است ذخیره باشد. در تاریکی نشسته اما روشنایی را می بیند. منتظر انجام وظیفه است. در موقع خودش وارد می شود و وظیفه اش را انجام می دهد! معمولا هم نقطه عطفی را به وجود می آورد! با یک حرکت یک مملکت را نجات می دهد. هر کس حد خودش را نگهدارد بهترین خدمت را به جامعه کرده است. برای ما ورود به جامعه و تحمل سختی ها و شنیدن ناسزاها و ... باعث خودسازی می شود. تقوی یعنی حضور در صحنه و پروا از خداوند! ... شناخت حد خود نیز بسیار مهم است. نباید در موقعیتی وارد شد که از طاقت و توان خارج است. انقلاب ما انقلاب عظیم و تجربه خوبی بود اما متاسفانه خودسازی کم بود. افرادی ممکن است گاهی با دست بوسی سوار شوند! ما به امثال مدرس نیاز داریم. خدا رحمت کند او را

· شهوت فقط جنسی نیست! دستبوسی هم شهوت است! ریاست هم شهوت است! دلش می خواهد رساله بنویسد، شهوت نوشتن دارد! شهوت حرف زدن دارد
مبع : آینده
دسته ها : مذهبی - سخنرانی
پنج شنبه بیست و دوم 5 1388
فتوای مصباح یزدی ناپدید شد
روز گذشته استقبال گسترده و شگفت انگیز رسانه ها از فتوای جدید آیت ا.. مصباح یزدی مبنی بر این که "وقتی ریاست جمهوری حکم ولی فقیه را دریافت کرد اطاعت از او نیز چون اطاعت از خداست " باعث شد ایرنا و رجانیوز، سایت حامی دولت هم این یک جمله را از خبر خود حذف کند.
منبع : تابناک
دسته ها : مذهبی - خبر سیاسی
پنج شنبه بیست و دوم 5 1388
مشکل شدن اطاعت از خدا، با فتوای جدید آیت‌ا... مصباح یزدی
اگر رئیس جمهور به مخالفت با حکم ولی‌فقیه پرداخت، تکلیف چیست؟ و اطاعت از خدا کدام است؟ این در حالی است که دکتر احمدی‌نژاد در هفته‌های اخیر در مواردی، اقداماتی برخلاف نظر ولی فقیه انجام داد... البته در دو مقطع سید محمد خاتمی نیز از رهبری حکم تنفیذ ریاست‌جمهوری گرفت، آیا آن موقع هم نظر آقای مصباح این بود که اطاعت از اقای خاتمی اطاعت از خداست؟
تازه‌ترین اظهارات آیت‌ا... محمدتقی مصباح یزدی موجب بروز ابهامات گسترده فقهی، فلسفی، تاریخی عقایدی و.. برای شمار زیادی از علما، فقها، مسئولین و حتی مردم عادی شده است.

به گزارش خبرنگار «آینده»، این استاد حوزه قم امروز در تازه‌ترین اظهارنظر خود، با این استدلال که رئیس جمهور حکم ولی‌فقیه را دریافت کرده، اظهار کرده به دلیل آن که حکم ولی فقیه به رئیس‌جمهور داده شده، بخشی از نورانیت ولی فقیه، به او هم سرایت کرده و اطاعت از رئیس جمهور، اطاعت از خداست.

یک کارشناس مذهبی در این‌باره گفت: اگر قرار باشد طبق این شیوه استدلال آیت‌ا... مصباح به اطاعت از خداوند متعال بپردازیم، باید دست‌کم از بیش از یک‌صد تن که مستقیماً از شخص ولی‌فقیه حکم دارند، اطاعت کرده و البته مشکل زمانی پیش می‌آید که دو تن از این بزرگواران در موضوعی دارای اختلاف‌نظر باشند.

طبق قانون اساسی، قوانین کشور و برخی رویه‌های دیگر، مقامات زیادی از جمله سی نماینده ولی‌فقیه در استان‌ها، ده‌ها امام جمعه، حدود 20 فرمانده عالی نظامی و انتظامی، 6 فقیه شورای نگهبان، رؤسای دستگاه قضایی و صداوسیما، اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای عالی انقلاب فرهنگی و نمایندگان ولی‌فقیه در بسیاری ارگان‌ها از بسیج و سپاه تا بنیاد شهید و... و ده‌ها مقام دیگر حکم خود را مستقیماً از مقام معظم رهبری دریافت می‌کنند و پرسش اینجاست که اگر بین دوتن از این افراد اختلاف نظر به وجود آمد تکلیف چیست؟

این کارشناس ادامه داد: به عنوان نمونه آیت‌ا.. جنتی با حکم ولی فقیه، فقیه شورای نگهبان و امام جمعه تهران هستند و آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی هم با حکم ولی فقیه امام جمعه تهران و عضو و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هستند و در حوادث اخیر، میزان اختلاف نظر میان این دو نفر به جایی رسید که احمد جنتی در نمازجمعه خود، هاشمی رفسنجانی را تلویحا صحنه‌گردان اصلی کلیه حوادث پس از انتخابات خواند و اکنون باید از جناب آیت‌ا... مصباح پرسید که در این‌گونه موارد چه باید کرد؟ یا ختلاف نظر آقای احمدی‌نژاد و آقای هاشمی به حدی رسید که ولی‌فقیه در خطبه‌های نمازجمعه خود به این اختلاف‌نظر اشاره کردند.

وی افزود: البته از نگاه بسیاری از فقهای انقلابی، مشروعیت کل حکومت، ناشی از بودن ولی فقیه عالم و عادل در رأس جامعه است و با این وصف، حتی نمایندگان مجلس یا وزرا و حتی کلیه مسئولان و کارگزاران جزء در جمهوری اسلامی، به ولی‌فقیه منسوب هستند، اما آیا اطاعت از همه این‌ها واجب است؟!

این کارشناس با اشاره به یک ابهام دیگر پرسید: اگر رئیس جمهور به مخالفت با حکم ولی‌فقیه پرداخت، تکلیف چیست؟ و اطاعت از خدا کدام است؟ این در حالی است که دکتر احمدی‌نژاد در هفته‌های اخیر در مواردی، اقداماتی برخلاف نظر ولی فقیه انجام داد.

وی در پایان گفت: البته در دو مقطع یعنی سال 76 و 80، حجت‌الاسلام سید محمد خاتمی نیز از رهبری حکم تنفیذ ریاست‌جمهوری گرفت، آیا آن موقع هم نظر آقای مصباح این بود که اطاعت از اقای خاتمی  همانند اطاعت از خداست؟ و در این صورت چرا خود آقای مصباح چندین مورد علیه ایشان به سخنرانی پرداختند؟
پنج شنبه بیست و دوم 5 1388

حضرت ولی عصر (عج) سردار لشکر ما نیست

اندیشه  -  محمدرضا رجبی شکیب

گویا این روزها بیش از هر زمان دیگری، امام زمان در عرصه سیاست ایران حضور دارد. حضوری که نه از باب ولایت تکوینی اوست، نه حتی نماینده عقیده ما شیعیان به ولایت تشریعی. امام عصر، در رمزآلودترین روزهای تاریخ ایران پس از انقلاب 57، انگار از آن مراتب لاهوتی پایین آمده و به مناقشات عرصه مطلقاً ناسوتی سیاست پیوسته است. روزگاری نه چندان دور، در این سرزمین، امام عصر را با سیاست، کاری نبود. از قضا، سینه‌چاک‌ترین سینه‌زنان زیر علم مهدویت، بیشترین پرهیز را از دخالت دین در سیاست داشتند. امام خمینی(ره) اما نظریه‌ای را پردازش کرد که با همان پیش فرض‌ها، به نتیجه‌ای درست مخالف نظر حجتیه می‌رسید.

تئوری ولایت فقیه نه فقط ولایت سیاسی را به فقهای شیعه هدیه کرد که حتی نیابت امام عصر را. سالها گذشت و پس از رحلت فقیهی که نظریه نوین ولایت فقیه را ابداع کرده بود، بسط و ایساع این تئوری هم منجر به آن نشد که ادعای ارتباط با موعود، مبنای مدیریت وضع موجود قرار گیرد. با این حال، چرخ و فلک قدرت، کم‌کم، گروهی را بالا برد که افکار دیگری در سر داشتند. مدتی باید می‌گذشت تا معلوم شود ماجرا جدی‌تر از لانه‌ کردن موریانه خرافه بر پایه‌های تخت مذهب است.

«نومهدویت‌گرایی»، امام موعود را نه فقط در جامه یک مرشد الهی، و نه فقط یک واسطه فیض، که همچون هزاردستانی در پس پرده می‌دید. مردی که می‌توان تصمیمات خود را به او نسبت داد، می‌توان از برنامه‌هایش پس از ظهور سخن گفت و نقشه مسیر حرکتش را منتشر کردو... حوادث خرداد88 پرده را بیشتر کنار زد. عملاً ثابت کرد که از نگاه نومهدویت گرایان، رأی مردم -حتی اگر خیلی زیاد باشد- در برابر رأی «آنان» که سیمشان وصل است، ارزشی ندارد.

همچنانکه معلوم شد برای مدیریت جامعه نه نیازی به مشاور هست و نه به مرشد؛ مگر «آنان» که وصلند، ممکن است خطا ‌کنند که نیازمند ارشاد کسی باشند؟ آن‌گاه که خود را منسوب به امام عصر بدانیم و چنان بیندیشیم و چنان بگوییم و چنان رفتار کنیم که گویا دست حق از آستین ما بیرون آمده، منطقاً به این عوارض خواهیم رسید:
اول: معلوم است که بری از خطا نیستیم، حتی اگر حقیقتاً سیممان وصل باشد. (چه کسی شجاعت دارد چنین ادعایی را علناً مطرح کند؟! ) پس لاجرم خطاهایمان نیز به نام کسی نوشته می‌شود که خود را سرسپرده او می‌دانیم. در این صورت، اگرچه ما هستیم که از چشم متدینان می‌افتیم و بر دامن کبریای «او» گردی نمی‌نشیند؛ اما در ذهن ناآشنایان به معارف دین، چشمه‌های تردید را جوشانده‌ایم.

دوم: صاحبان حق مطلق، طبیعی است که دیگران را منحرف بدانند و تحقیر و تکفیر ‌کنند. پس وقتی خود را سرچشمه ناب حقیقت می‌بینیم، در مهرورزانه‌ترین حالت، برای آنچه دیگران می‌گویند -هر که می‌خواهند باشند- ارزشی قائل نیستیم و به تشخیص خود عمل می‌کنیم. خشونت‌ورزی هم که فرزند ناب‌گرایی است.

سوم: وقتی به حکومتی جهانی می‌اندیشیم که خود سردمدار آن هستیم و آن را اینقدر در دسترس می‌بینیم، از بالا به همه‌چیز و همه کس نگاه می‌کنیم، خود را ناگزیر به همزیستی با دیگران -حداقل در درازمدت- نمی‌بینیم و معلوم است که با چنین نگاهی کسی گوشش به حرف ما بدهکار نخواهد بود. مغرور می‌شویم و سپس مطرود. دنیا را نسبت به خود بدبین می‌کنیم و چهره‌ای بی‌منطق از دین را به نمایش می‌گذاریم که هرگز نمی‌تواند با دنیا تعاملی درست برقرار کند.
چهارم: وقتی یقین داریم حلال همه مشکلات به زودی از راه می‌رسد، چرا باید خودمان را به آب و آتش بزنیم؟ طبیعی است که مشکلات و نقاط ضعفمان برایمان بی‌اهمیت جلوه می‌کند، به آینده‌های دور فکر نمی‌کنیم و حداکثر تلاشمان این است که امروز را بگذرانیم، که فردا فرجی خواهد شد.

و پنجم؛ همان تناقض، همان سوء تفاهمی که حتی می‌تواند ما را به مرز بی‌اعتقادی به مهدویت برساند: وقتی راه را به خوبی می‌شناسیم و به درستی آن یقین داریم، چه نیازی به امام عصر (عج)؟ آیا جز این است که جایگاه امام عصر (عج) را -پناه بر خدا- به حد یک سردار لشکر تنزل داده‌ایم؟ فرماندهی که رسالتش این است که به یاری ما بیاید و با قدرت ماورایی خود دشمنان ما را به خاک سیاه بنشاند و درماندگی ما را در عبور از موانعی که خود برای خود ایجاد کرده‌ایم چاره کند. از این منظر، مهدی موعود، گویا منجی ماست و نه منجی دین؛ و راه تازه‌ای به ما نشان نخواهد داد، که ما هم اکنون نیز راه حق را شناخته‌ایم و بی‌ذره‌ای تردید و بدون احساس نیاز به راهنمایی در آن گام بر می‌داریم.

اما آیا به راستی امام عصر (عج) چنین خواهد بود؟ آیا او همان می‌کند که ما کرده‌ایم؟ از همان راه می‌رود که ما رفته‌ایم؟ معیارهای او برای قضاوت، همان معیارهای ماست؟ ذره‌ای احتمال نمی‌دهیم که او بر آنچه ما می‌کنیم صحه نگذارد؟ لحظه‌ای تردید به خود راه نمی‌دهیم که ممکن است از آنچه می‌کنیم راضی نباشد؟ آیا او برای برپایی حکومت عدل جهانی‌اش، همچون ما سخن می‌گوید و دیگران را بر خود می‌آشوبد؟ آیا برای رسیدن به مقصود از هر ابزاری استفاده می‌کند؟ یا شاید گمان می‌کنیم ابزارهایی سحرآمیز برای تسخیر جسم و جان مردمان در اختیارمان می‌گذارد؟ . . .

این روزها بیش از هر زمان دیگری، امام عصر (عج) در عرصه سیاست ایران حضور دارد، و بیش از هر زمان دیگری مظلوم است. با جسارت او را شریک خطاهایمان ‌می‌کنیم. مطمئنیم که اگر بیاید و راه دیگری نشان دهد، راه او را دنبال خواهیم کرد؟

منب : خبر آن لاین

دسته ها : ادبی - مذهبی - مقالات
پنج شنبه پانزدهم 5 1388
آیت‌الله‌صانعی:شرکت درنشراعترافات گناه است
آیت الله العظمی صانعی در پی برگزاری دادگاههاى پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بیانیه ای به شرح زیر صادر کردند:

باسمه تعالی

«وَلاَ تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمْ النَّارُ وَمَا لَکُم مِن دُونِ اللهِ مِنْ أَوْلِیاءَ ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ» (113/هود)

تاریخ انقلاب اسلامی پس از رفراندم قانون اساسی، حضوری باشکوهتر و با عظمت تر از انتخابات 22 خرداد را به یاد ندارد. روزها و شبهایی را به یاد داریم که پسران و دختران، مادران و پدران و حتی آنهایی که نمی توانستند در انتخابات مشارکت کنند ، چنان شور و شعفی را به پا ساخته بودند و چنان از آرمانهای بزرگ معمار و بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (سلام الله علیه) به بزرگی و خوبی یاد می کردند که انسان از آن همه عظمت ، وحدت و یکپارچگی به وجدمی آمد.

آری، همه به نام دین و به نام آزادی برخاسته از اصول تشیع و برای پاسداری از آرمانها و ارزشهای شهیدان بخون خفته آمده بودند تا بار دیگر آن هم پس از سی سال به دنیا نشان دهند که آزادی موهبتی است خدادادی و هیچ کس نمی تواند مانع و سلب کننده آن از دریای انسانها باشد. اما چه شد؟ به ناگهان فرزندان انقلاب به گوشه های زندان افتادند. جوانان عزیز طعم تلخ باتوم و گاز اشک آور را تجربه کردند و به ناگاه مجروحان و شهدایی بر جای ماند. این همه تنها به خاطر این بود که مشروعیت انتخابات مورد پرسش واقع شده بود. و آیا سزاوار بود که پاسخ انتقاد و اعتراض آنها را چنین بدهیم و ناخواسته ایجاد بحران نماییم و تمام آن اعتراضها را به دول خارجی نسبت داده و بی محابا از سرنوشت محتوم تمام مستبدان و ظالمان ، آنها را وابسته به دنیای غرب بپنداریم؟ ظلم و تعدی تا آنجا پیش رفت که شاهد دادگاه کسانی شدیم که خود در تمام حوادث پس از انقلاب و دوشادوش تمام مسوولان حضوری فعال و چشمگیر داشتند. دادگاهی که هویت و چگونگی آن از پیش مشخص بود،تا جایی که شاهدیم نه تنها به مردم، بلکه به نخبگان آنان و کسانی که عمر و جوانی خویش را وقف خدمت به اسلام، انقلاب و جمهوری اسلامی نموده اند، نیز رحم نکردند و آنها را با انواع فشارهای روحی و روانی و نگه داشتن طولانی مدت در سلول های انفرادی و قطع ارتباط با خارج از سلول و بی خبر نگه داشتن از همه مسائل روبرو ساختند و مهمتر از همه، خانواده های بی گناه آنها را از سرنوشت عزیزانشان بی خبر گذاشتند.

با توجه به آیه شریفه قرآن که به طور صریح و روشن هرگونه اعتنا به ستمکاران و ظالمان و اعتماد بر آنان را به خاطر جهاتی از جمله افزایش جرأت ظالمان و سرکوبگران آزادی های خدادای، گناهی خطرناک دانسته و با عنایت به کتاب و سنت و عقل، بر خود لازم می دانم که یک وظیفه شرعی و حکم الهی را در شرائط امروز و مخصوصاً در رابطه با جلسه دادگاه حدود یک صد نفر از متهمان تذکر دهم. دادگاهی که اگر نگوییم در نظام قضایی جهان کم سابقه است، حد اقل در قضای اسلامی بی سابقه و بدعتی نو به شمار می آید و قطعاً با گناهانی همراه می باشد.

اما آن نکته ای که باید به آن توجه کرد، صحت این اعترافات نیست ، مسئله ای که بی ارزش بودن آن برهمگان روشن است، آن هم تنها به این دلیل که در زندان گرفته شده و حسب فرموده امیر المؤمنین (علیه السلام) اقرار در زندان و حبس اعتبار نداشته و ندارد، و نه از آن جهت که عمده اعترافات گرفته شده، اقرار در حق دیگران است، که نه تنها بی ارزش، بلکه افترا و تهمت، معصیت کبیره و بر خلاف همه قوانین، حقوق و کرامت انسان هاست و همه کسانی که به نحوی در نشر این گونه اعتراف ها دخیل بوده اند، در گناه آن ها شریک و سهیم می باشند و همه آن ها مستوجب عذاب افترا و تضییع آبروی مردم هستند، موضوعی که در اسلام از جان انسانها بالاتر است و خواه ناخواه در زمانی نه چندان دور، قبل از جزای آخرت، کیفر و جزای عمل خائنانه خود را در این دنیا ودر محکمه ای صالح و عادلانه خواهند دید.لکن نکته مهمی که باید مورد توجه قرار گیرد، عبارت از بی اعتنایی به این اعتراف گیری ها و عدم ترتیب اثر به آن هاست که ترتیب اثر دادن به آن ها هر چند بسیار ناچیز باشد، اعتماد و اعتنا به ظالمین به حقوق ملت و کرامت انسان ها بوده و مخالفتی روشن و آشکار با قرآن و وحی و حکم الهی می باشد.

درخاتمه همگان باید از خداوند توانا بخواهند تا استقامت همراه با مسالمت در راه احقاق حق و حاکمیت بر سرنوشت خویش را به ما ارزانی دارد و از او متضرعانه بخواهیم که به برکت ایام با برکت شعبانیه و مولود منجی عالم بشریت، به ملت ما صبر و نصر و جزای خیر عنایت فرماید.

یوسف صانعی
14/مرداد/1388
13شعبان المعظم1430
منبع : آینده
پنج شنبه پانزدهم 5 1388

مهمترین نوآوری علمی استاد مطهری در حوزه معرفت شناسی، ارایه نظریه اجتماعی در باب فلسفه اسلامی است، که در آن علاوه بر واقعیت فردی یک واقعیت دیگری به نام جامعه وجود دارد که در برگیرنده قواعد و قوانین مستقل از فرد است.

به گزارش پایگاه اینترنتی دکتر محسن رضایی، وی در همایش نگاه مطهر با تبیین اندیشه اجتماعی شهید مطهری که در دانشکده علوم حدیث برگزار می‌شد، با بیان مطلب بالا گفت: «مهمترین نوآوری علمی استاد مطهری در حوزه معرفت شناسی ارایه نظریه اجتماعی در باب فلسفه اسلامی است که در آن علاوه بر واقعیت فردی یک واقعیت دیگری به نام جامعه وجود دارد که در برگیرنده قواعد و قوانین مستقل از فرد است.»

دکتر رضایی افزود: «اگر این دیدگاه شهید مطهری را بپذیریم آنگاه ما با سه واقعیت در زندگی خود روبه‌رو هستیم: واقعیت فردی، اجتماعی و دولت. چنین بینشی به ما کمک می‌کند که ساخت جامعه اسلامی را بر اساس این سه واقعیت طراحی کنیم.»

وی ادامه داد: «جامعه اسلامی بر اساس اصالت فرد یا بر اساس اصالت دولت شکل نمی‌گیرد و حتی اگر دولت یک دولت اسلامی باشد و بخواهد جامعه را بر اساس اصالت دولت و دولت محوری ساماندهی کند یا به سوسیالیسم دینی کشیده می‌شود یا به استبداد دینی که خطر آنها کمتر از غربزدگی نیست».

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه سخنان خود با تاکید بر اینکه استاد مطهری متخصص جریان شناسی سیاسی بود اظهار داشت: «من به جرات می‌توانم بگویم که قوی‌ترین شاگرد امام(ره)در شناخت جریانات سیاسی، استاد مطهری بودند، ایشان در برخورد با افراد و گروه‌های سیاسی به راحتی می‌توانست تشخیص دهد، این افراد و گروه‌ها دچار چه انحرافاتی در حوزه معرفتی و اعتقادی هستند و البته امروز ما نیازمند افرادی چون شهید مطهری هستیم.»

رضایی در پاسخ به سوالی درباره الگوی فعلی جامعه ایران گفت: «متاسفانه دولتها، پس از انقلاب اسلامی تاکنون یا اداره جامعه را بر اساس جامعه مدنی و یا بر اساس جامعه دولتی پیگیری کرده‌اند که اولی به غرب زدگی و دومی یا به سوسیالیسم کشیده می‌شود و یا به استبداد دینی که خطر آنها کمتر از غربزدگی نیست.»

وی تاکید کرد: «در جامعه اسلامی هم بعد مدنی وجود دارد، یعنی آزادی‌ها و حقوق شهروندی در حد اعلاء آن محترم است ،و هم بعد اخلاقی و اعتقادی، در حالی که جامعه مدنی خالی از بعد اخلاقی و اعتقادی است و جامعه دولتی خالی از آزادی و اخلاق است ،اگرچه در برخی از اشکال آن خالی از اعتقادات هم خواهد بود.»

منبع : فرارو

دسته ها : مذهبی - خبر - سخنرانی
سه شنبه سیزدهم 5 1388
۱۳ مرداد ۱۳۸۸
رهبر معظم انقلاب روز گذشته در مراسم تنفیذ حکم رئیس جمهور در بیان تجارب انتخابات ۲۲ خرداد،   پس از آنکه دشمنان نظام اسلامى را به تجربه اندوزى از حوادث اخیر دعوت کردند،   ایمان و هوشیارى ملت را،   مانع موفقیت دشمن خواندند و با اشاره به وجود نمونه هایى از سوءاستفاده از عقاید دینى مردم در تاریخ ایران تاکید کردند:   با مسجد ضرار و تقلید از امام بزرگوارى که از عمق دل و جان غرق قرآن بود نمى توان این مردم آگاه را فریب داد چرا که دل این ملت،   به نور ایمان روشن است. براى آگاهى خوانندگان محترم روزنامه جوان از حوادث مسجد ضرار و نحوه برخورد پیامبراکرم(ص) با جریان نفاق با نگاهى گذرا به بازخوانى این حادثه تاریخى پرداختیم که با هم مرور مى کنیم.

به نوشته ثانیه‌نیوز، جریان نفاق که در مکه شکل گرفت، پس از هجرت پیامبر(ص) به مدینه و تشکیل حکومت اسلامى، داراى تشکل و همبستگى بیشتر گردیده و در سراسر دوران رسالت پیامبر(ص) در مدینه، دست به اقدامات، فعالیتها و عملکردهاى خطرناک و تخریبى علیه اسلام، پیامبر(ص) و مسلمانان زدند.

بى تردید جریان نفاق براى انسجام بخشیدن به فعالیت هایشان نیاز به یک پایگاه داشتند تا درآنجا گردهم آمده،   دسیسه ها،   توطئه ها و دیگر اقداماتشان را علیه  اسلام و مسلمانان سازماندهى نمایند؛ از این رو به فکر تاسیس مرکز تصمیم گیرى شان نیز از آن سود جستند. آنان این مرکز را در قالب مسجد احداث نمودند تا عنوان مسجد،   پوششى براى فعالیت هاى خرابکارانه آنان باشد،مسجدى که در تاریخ اسلام به مسجد ضرار شهرت یافت.

داستان احداث این مسجد در منابع این گونه آمده است که سه طایفه از بنى عوف بنى عمربن عوف،   بنى سالم بن عوف و بنى غنم بن عوف در قبا زندگى مى کردند؛ بنى عمربن عوف با ورود اسلام به مدینه از اسلام استقبال کردند و مهاجران را در خانه هایشان جا دادند و قطعه زمینى را براى ساختن مسجد هدیه کردند که به مسجد بنى عمربن عوف یا مسجد قبا شناخته شد. آنان پس از احداث مسجد،   از رسول خدا خواستند با نماز خواندن در آنجا آن را افتتاح نماید،   رسول گرامى اسلام نیز مسجد قبا را با نماز خواندن در آن افتتاح نمود.   پس از این جریان پسر عموهایشان از بنى سالم و بنى غنم بن عوف که با شک و تردید،   مسلمان شده بودند و هنوز نفاق در دل هایشان وجود داشت،   نسبت به پسرعموهایشان در مورد مسجد قبا حسادت ورزیدند.

ازاین رو عده اى از منافقان این دو طایفه (بنى سالم و بنى غنم)که پانزده نفر بودند،   در کنار مسجد قبا،   مسجد دیگرى ساختند تا در آنجا جمع شده براى توطئه کردن علیه مسلمین مرکز و پایگاهى داشته باشند؛ پس از پایان یافتن کار احداث مسجد،   نزد رسول خدا(ص) آمدند و ازآن حضرت خواستند مسجدى را که بنا نموده بودند،   افتتاح نماید. حضرت که درحال تجهیز سپاه براى رفتن به غزوه تبوک بود،   اظهار داشت که پس از برگشتن از جنگ آن را افتتاح خواهدکرد.

پس از بازگشت پیامبر اعظم(ص) ازغزوه تبوک،   خداوند از طریق وحى اهداف و انگیزه هاى منافقان را از بناى مسجد به آن حضرت خبر داد،   وقتى رسول خدا (ص) از سوء نیت منافقین آگاه شد،   نه تنها در آن مسجد نماز نخواند،   بلکه فرمان داد تا آن را از بیخ و بن بر کنند و بسوزانند. قرآن کریم اهداف و انگیزه هاى منافقان را از احداث مسجد ضرار این گونه بر مى شمارد:   «والذین اتخذوا مسجداً ضراراً و کفراً و تفریقاً بین المؤمنین و ارصاداً لمن حارب الله و رسوله من قبل ولیحلفنّ اناردنا الاالحسنى والله یشهد انّهم لکاذبون» کسانى که براى زیان رساندن به مسلمانان،   تقویت کفر،   تفرقه افکنى میان مؤمنان وکمین گاه ساختن براى کسى که از پیش با خدا و پیامبرش مبارزه کرده بود،   مسجدى ساختند؛ آنان سوگند یاد مى کنند که جز نیکى و خدمت،   نظرى نداشته ایم،   اما خداوند گواهى مى دهد که آنها دروغگو هستند. بنابراین قرآن کریم اهداف شوم جریان نفاق را از احداث مسجد ضرار در چهار قسمت خلاصه مى کند:

۱- ضرر رساندن به مسلمانان: آنان برخلاف ادعایشان که هدف ازبناى مسجد را تامین منافع مسلمانان وکمک به بیماران و از کار افتادگان قلمداد مى کردند،   درصدد ضرر رساندن به مسلمانان،   نابودى اسلام،   پیامبر(ص)ومسلمانان بودند (والذین اتخذوا مسجداً ضراراً).

۲- تقویت مبانى کفر: آنان مى خواستند مبانى کفر را تقویت نموده،   مردم را به وضعیت قبل از اسلام که همان شرک و کفر است، بازگردانند (وکفراً).

۳- ایجاد تفرقه میان مسلمانان: مى خواستند میان صفوف مسلمانان تفرقه ایجاد نمایند،   زیرا با اجتماع گروهى دراین مسجد،   مسجد قبا که نزدیک آن بود یا مسجد پیامبر(ص)،   ازرونق مى افتاد. (وتفریقاً بین المؤمنین).

۴- ایجاد پایگاه براى دشمنان خدا و رسول:   آنان مى خواستند مرکز و پایگاه و کانونى براى کسى که با خدا وپیامبرش مبارزه کرده بود وسوابق سوءاش براى همگان روشن بود،   بسازند تا از این پایگاه برنامه هاى خویش را عملى سازند. (وارصاداً لمن حارب الله و رسوله من قبل)
منبع : الف
دسته ها : مذهبی - خبر
سه شنبه سیزدهم 5 1388
فتوای رهبر انقلاب درباره استفاده از ماسک برای عمره‌گزاران

 

حجت‌الاسلام فلاح زاده گفت: به فتوای رهبر معظم انقلاب استفاده از ماسک کوچک برای بانوان عمره‌گزار اشکالی ندارد.

به گزارش رسا، حجت‌الاسلام محمد حسین فلاح‌زاده، مسؤول ستاد ترویج احکام، درباره اعمال بانوان عمره گزاری که برای جلوگیری از بیماری آنفولانزای نوع‌ «آ» از ماسک استفاده می‌کنند، گفت: استفاده از ماسک کوچکی ‌که ‌فضای دهان و بینی بانوان عمره‌گزار را می‌پوشاند، به فتوای رهبر معظم انقلاب اشکالی ندارد.

وی در ادامه افزود: به فتوای برخی مراجع از جمله رهبر معظم انقلاب استفاده از ماسک کوچک اشکالی ندارد و سبب پرداخت کفاره هم نمی‌شود؛ اما مراجع دیگر تنها برای ضرورت، استفاده از ماسک را جایز می‌دانند.

استاد حوزه علمیه قم اظهار داشت: اگر عمره‌گزاری از ماسک‌های بزرگی استفاده کرده که بخشی از صورت وی را پوشاند، به فتوای رهبر انقلاب باید کفاره آن را که یک گوسفند است، بپردازد.

گفتنی است، طبق منابع احکام اسلامی پوشیه زدن و پوشاندن صورت در حال احرام براى زن حرام است.

منبع : رجا نیوز

دسته ها : مذهبی - خبر
سه شنبه سیزدهم 5 1388
سفر حج عمره در ماه رمضان ممنوع شد
عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی با اشاره به جلسه روز گذشته این کمیسیون گفت: به دلیل شیوع بیماری آنفولانزای خوکی در عربستان تمامی سفرهای حج عمره در ماه مبارک رمضان ممنوع شد.

حسینعلی شهریاری نماینده مردم زاهدان و عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس، با اشاره به جلسه روز گذشته این کمیسیون اظهار داشت: در جلسه روز گذشته کمیسیون بهداشت و درمان مجلس تعدادی از اساتید دانشگاه، اعضای کمیته کشوری کنترل بیماری‌های عفونی و دکتر گویا رئیس مرکز مدیریت بیماری‌های واگیردار وزارت بهداشت حضور یافتند و نظرات علمی خود را پیرامون نحوه کنترل، میزان کشندگی و نوع سرایت بیماری آنفولانزای خوکی را مطرح کردند.

وی بر همین اساس ادامه داد: طبق توافقات ایجاد شده بین اعضای کمیسیون بهداشت ودرمان مجلس با مسئولان وزارت بهداشت تمامی سفرهای حج عمره در ماه مبارک رمضان ممنوع شد
منبع : تابناک
دسته ها : مذهبی - خبر
سه شنبه سیزدهم 5 1388

روایتی تاریخی از فلسفه تنفیذ

سیاست > چهره ها  -  آیت‌الله حائری شیرازی

مجلس خبرگان رهبری دور اول بود. مسئله‌ کمیسیون تحقیق و شرایط آن مطرح بود. شرط اول این‌که عضو کمیسیون تحقیق از بین خبرگانی انتخاب شود که به‌وسیله رهبر منصوب نشده باشند و شرایط چند دیگر.

بعد از آن نوبت به پیشنهاد کاندیداهای عضویت در کمیسیون رسید. افرادی پیشنهاد شدند از جمله آقای رئیس‌جمهور (آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای) که در آن موقع از اعضای خبرگان بودند. وقتی نام ایشان برده شد برخاستند و گفتند با شرطی که شما کرده‌اید عضویت من ممکن نیست. امام (ره) در حکم و تنفیذ ریاست جمهوری اینجانب مرقوم فرموده‌اند براساس اعتمادی که مردم به شما کرده‌اند شما را به ریاست جمهوری کشور ایران منصوب می‌کنم.

اما چرا امام (ره) از مسئله تنفیذ در قانون اساسی و مراد و منظور خبرگان قانون اساسی را به نصب تعبیر فرمود؟ برای احتراز از نارسایی لفظ تنفیذ؛ زیرا مسلّماً منظور خبرگان مغایرت مسلّمات آیات قرآن و سیره انبیا نیست. تمام انبیا در یک کلمه هرجا گفتند «اتقواالله» بلافاصله گفتند «واطیعون»، اطاعت مطیع خداوند، اطاعت خداوند است. فرستادگان الهی چه به صورت انبیا، چه به صورت اولیا و چه به صورت اوصیا. اوصیا همه منادی «اتقواالله» و «اطیعون» هستند. بدون وجود آنها حجّت تمام نمی‌شود چون می‌گویند «لَولا ارسلت اِلینا رَسولاً مُنذراً و اقمت لَنا علماً هادیاً فنتبع آیاتک مِن قَبل ان نذل و نخزی»
اگر دعوت با طاعت مجتهد عادل نباشد، دعوت با طاعت جاهل ظالم و خالی ماندن عرصه برای قیام او قطعی است و این همان ولایت طاغوت است که همه انبیا به کفر به آن دعوت نموده‌اند.

اگر رئیس‌جمهور منصوبِ ولی‌فقیه نباشد، منصوبِ مردم هم نخواهد بود زیرا مردم به خبرگان رأی دادند و خبرگان مجتهد عادلی را برگزیدند. او ولی و منتخب مردم است و حکمش نافذ است. مردم با واگذاری حکم به مجتهد عادل، امر را به او تفویض کرده‌اند. وقتی مجتهد عادل، رئیس‌جمهور را منصوب کند، باز به رأی مردم تکیه شده است. مردم رئیس‌جمهور را برای اداره امورشان می‌خواهند. ولی‌فقیه قبلاً برای اداره امور از ناحیه مردم به خبرگان و از خبرگان به وی واگذار شده است. مردم کار خودشان را کرده‌اند و جای خالی باقی نگذاشته‌اند که نصب جدیدی صورت بگیرد. برای احتراز از خیال تشریفاتی بودن امر تنفیذ، امام (ره) واژه نصب را به کار بردند.

پس رئیس‌جمهور منصوب از رهبر است. رهبر منتخب خبرگان و خبرگان منتخب مردم. پس رئیس‌جمهور با این سلسله‌مراتب منتخب مردم می‌شود، رسماً و قبلاً به‌وسیله آرای مردم به مقام شأنیت و اهلیت رسیده بود. رأی مردم رأی تمایل بود. رسمیت و مشروعیت و نفاذ، نتیجه نصب ولی‌فقیه است. «مَجاری الاُمور بید العُلماء»

ممکن است کسی اطلاق ولایت را عجیب بداند و این‌که مقام کلمه مثل فصل‌الخطاب باشد. پاسخ این تعجّب این است که بدون اطلاق ولایت و وجود مقام کلمة‌الفصل و فصل‌الخطاب، هیچ نظام، چه اسلامی و چه غیراسلامی تحقق پیدا نمی‌کند. نه تنها حکومت و مملکت‌داری، که یک بازی ساده بدون ولایت مطلقه بازی نمی‌شود. بازی بدون داور نمی‌شود. اگر مافوق داور، داوری گذاشتیم باید مافوق آنها داور دیگری باشد و اگر لازم نیست پس همان داور باید قولش و عملش حرف آخر را بزند. به همین دلیل می‌گویید داور خطا را نگرفت. وقتی می‌پرسند چرا نگرفت، می‌گویید نگرفت که نگرفت. اگر بخواهد پاسخگو باشد امنیت ندارد و قبول داوری نمی‌کند. اما درباره ولی‌فقیه می‌گوییم که اگر یک لحظه استبداد کند ولایت او قطع می‌شود.

امام جمعه سابق شیراز
منبع: khamenei. ir

دسته ها : مذهبی - خبر - مقالات
يکشنبه یازدهم 5 1388
آیت‌ا... امجد:
حمالی و لبو‌فروشی از قدرتی که تو را بی‌دین کند بهتر است
اسلام هیچ گاه اجازه نداده تا منکری را به خاطر معروفی انجام دهیم... آیا کفر بهتر از این اسلام نیست؟.... هرکس با ما باشد را خوب می دانیم و هرکس با ما نباشد بد است... یکی از خصوصیات بسیار مهم و درس آموز علامه طباطبایی تحمل قول مخالف بود
آیت‌ا... محمود امجد در سخنان اخلاقی چندی پیش خود، تذکرات مهم اخلاقی و اجتماعی را خطاب به مردم، مسئولان و نخبگان بیان کرد.

به گزارش خبرنگار «آینده»، در فرازهایی از این بیانات آمده است:

v     اسلام هیچگاه اجازه نداده تا منکری را به خاطر معروفی انجام دهیم... آیا کفر بهتر از این اسلام نیست؟.... هرکس با ما باشد را خوب می دانیم و هرکس با ما نباشد بد است... یکی از خصوصیات بسیار مهم و درس آموز حضرت علامه طباطبایی تحمل قول مخالف بود v     دعا آدابی دارد اما نباید فقط به آداب ظاهری اکتفا کرد و از حقیقت آن بازماند. مثلاً قرآن بر سرگذاشتن یعنی به قرآن پناه آوردن و قرآن را قبول داشتن اما متاسفانه ما گاهی ظاهر قرآن بر سر می گذاریم ولی حقیقت آن است که باطن قرآن را زیر پا گذاشته‌ایم، چون غیبت می کنیم، تهمت می زنیم و حق مردم را رعایت نمی کنیم. متاسفانه ما همه چیز را بر خدا ترجیح می دهیم و معاذالله خدا را پوچ می دانیم در حالی‌که غیر خدا پوچ است. v     متاسفانه ما در نماز خیلی حواسمان پرت است. نماز اقامه است نه خواندن. آن‌هایی که امام حسین(ع) را کشتند نیز نماز می‌خواندند. هیچ یک از ما در خواندن نماز به پای خوارج نمی‌رسیم. پیشانی آن‌ها از نمازخواندن پینه بسته بود ولی بهترین کار را کشتن امیرالمؤمنین(ع) در شب قدر می دانستند. آیا کفر بهتر از این اسلام نیست؟ v     کجا است خدا در زندگی ما؟ آیا ما لااله الا الله را باور کرده‌ایم؟ ما یک عمر با نام الله در خدمت شیطان بوده‌ایم! با خدا بودن به حرف و لفظ و نماز خواندن و الله الله گفتن و ... نیست. و ما که روحانی هستیم از همه بیچاره‌تریم! ما زیاد گول می‌خوریم و به ظاهر توجه داریم. مثلاً فلان مجلس حال خوبی داشت و چند  نفر غش کردند! و ما هم خیلی گریه کردیم. اینها اسلام نیست. اینها دین نیست. به جای شور باید به شعور توجه کرد. شور تنها مشکلی را حل نمی‌کند. v     یکی از خصوصیات بسیار مهم و درس‌آموز حضرت علامه طباطبایی تحمل قول مخالف بود. اگر انسان در درون خود به دنبال هدایت و سعادت و معرفت باشد حتی یک شعر و یک نکته از یک مرد الهی می‌تواند او را به سعادت برساند. اما اگر شخصی به طالب حق و حقیقت نباشد حتی اگر صبح تا شب هم ملازم اولیای الهی باشد، هیچ تاثیر مثبتی نمی‌گیرد و حتی ممکن است بدتر هم بشود! ملاک استفاده است! v     احساس برتری نسبت به دیگران خوب نیست اما حرکت در جهت بهترین شدن خوب است. خود را بزرگ دیدن باعث جلوگیری از پیشرفت می‌شود. اصلاً ما نمی‌دانیم چه کسی نزد خدا برتر است، پس چطور خود را برتر از دیگران بدانیم؟! اگر خود را برتر از دیگران ندانیم، در جهت اصلاح خود اقدام می‌کنیم. البته باید به این نکته هم توجه کرد که گاهی برای تربیت افراد متکبر باید با آن‌ها طوری رفتار کرد که به اشتباه خود پی‌ببرند حتی گاهی نباید به این افراد سلام کرد چه برسد به تواضع! البته قصد تربیت نباید با احساس برتری نسبت به او باشد. چرا که ما از آینده هیچ کس خبر نداریم. از کجا معلوم که حتی یک فرد گناهکار که علی‌الظاهر ما خود را از او برتر می‌دانیم (بر فرض صحت این برتری که نمی‌شود تشخیص داد)، بعدا بهتر از ما نشود؟ ما در تاریخ خودمان هم دیده‌ایم که انسان‌ها چه تغییرات عجیبی می‌کنند! v     شهید محراب حضرت آیت الله مدنی با آن عظمت در شب احیاء فرموده بودند: ای مردم اگر شما آمده‌اید از گناهان خود توبه کنید، من هم آمده‌ام از صوابهای خود توبه کنم! v     متاسفانه ما به جای توجه به اخلاق دینی، سلیقه خود را بر دین تحمیل کرده‌ایم و بیشتر به ظاهر دین چسبیده‌ایم و از این ظاهر قصد دیگری داریم! نباید مردم را از دین ترساند. v     حوادثی نظیر سقوط هواپیما نیاز به حسن تدبیر دارد. به خصوص تکرار این حوادث درست نیست و نشان از بی‌تدبیری دارد و نباید بی‌تدبیری خود را به پای مشیت الهی بگذاریم! خداوند به ما عقل و تدبیر داده تا از آن استفاده کنیم. باید صداقت و حسن نیت داشته باشیم!
دسته ها : مذهبی - خبر - سخنرانی
يکشنبه یازدهم 5 1388
X