دسته
وبلاگهاي برگزيده
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1827867
تعداد نوشته ها : 1695
تعداد نظرات : 564
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
خوردن زولبیا حرام است!
رهوا: یک مفتی وهابی علت حرام بودن این شیرینی را وجود بخشی صلیبی‏مانند در میان این شیرینی ذکر می‏کند و برای تناول این شیرینی وجود دلیل شرعی را ذکر می‏کند که در آن وجود ندارد.

نشریه "الخبرالاسبوعی"، با اعلام این خبر، نوشت: شیخ «محمدعلی فرکوس المکنی» معروف به ابی‏عبدالعزیز، در فتوایی حکم حرمت الطمینه و شیرینی‏های دیگری که در ماه رمضان استفاده می‏شود را صادر کرد.

بدین ترتیب بسیاری از مریدان و پیروان وی خود را از خوردن این شیرینی لذیذ که به گفته ابی‏عبدالعزیز از بدعت‏هایی محسوب می‏شود که در دین وارد شده است، محروم کردند.

وی دلیل دیگر حرمت خوردن این شیرینی را وجود بخشی صلیبی‏مانند در میان این شیرینی ذکر می‏کند و برای تناول این شیرینی وجود دلیل شرعی را ذکر می‏کند که در آن وجود ندارد.

شایان ذکر است فتاوای مضحک و عجیب زیادی از سوی مفتیان سلفی و وهابی صادر می‏گردد که یکی از مهم‏ترین دلایل آن، دوری لجوجانه آنها از معارف و تعلیمات مفسران وافعی قرآن و سنت ـ یعنی اهل‏بیت علیهم‏السلام ـ است.
دسته ها : مذهبی - خبر - فتوی
شنبه سی یکم 5 1388

پیامبر اکرم(ص) مى‏فرماید: «ماه رجب ماه خدا و ماه شعبان ماه من و ماه رمضان، ماه امت من است،هر کس همه این ماه را روزه بگیرد بر خدا واجب است که همه گناهانش را ببخشد، بقیه عمرش را تضمین کند و او را از تشنگى و عطش دردناک روز قیامت امان دهد.»


«رمضان» در لغت از «رمضاء» به معناى شدت حرارت گرفته شده و به معناى سوزانیدن مى‏باشد.(1) چون در این ماه گناهان انسان بخشیده مى‏شود، به این ماه مبارک رمضان گفته‏اند.

پیامبر اکرم(ص) مى‏فرماید: «انما سمى الرمضان لانه یرمض الذنوب؛(2) ماه رمضان به این نام خوانده شده است، زیرا گناهان را مى‏سوزاند.»

رمضان نام یکى از ماه‏هاى قمرى و تنها ماه قمرى است که نامش در قرآن آمده است و یکى از چهار ماهى است که خداوند متعال جنگ را در آن حرام کرده است.(مگر جنبه دفاع داشته باشد.)

در این ماه کتاب‏هاى آسمانى قرآن‏کریم، انجیل، تورات، صحف و زبور نازل شده است.(3)

این ماه در روایات اسلامى ماه خدا و میهمانى امت پیامبر اکرم(ص) خوانده شده و خداوند متعال از بندگان خود در این ماه در نهایت کرامت و مهربانى پذیرایى مى‏کند؛ پیامبر اکرم(ص) مى‏فرماید: «ماه رجب ماه خدا و ماه شعبان ماه من و ماه رمضان، ماه امت من است،(4) هر کس همه این ماه را روزه بگیرد بر خدا واجب است که همه گناهانش را ببخشد، بقیه عمرش را تضمین کند و او را از تشنگى و عطش دردناک روز قیامت امان دهد.»(5)

این ماه، در میان مسلمانان از احترام، اهمیت و جایگاه ویژه‏اى برخوردار و ماه سلوک روحى آنان است و مؤمنان با مقدمه‏سازى و فراهم کردن زمینه‏هاى معنوى در ماه‏هاى رجب و شعبان هر سال خود را براى ورود به این ماه شریف و پربرکت آماده مى‏کنند، و با حلول این ماه با شور و اشتیاق و دادن اطعام و افطارى به نیازمندان، شب‏زنده‏دارى و عبادت، تلاوت قرآن، دعا، استغفار، دادن صدقه، روزه‏دارى و... روح و جان خود را از سرچشمه فیض الهى سیراب مى‏کنند.

                                                          فضائل ماه رمضان

1. برترین ماه سال
ماه مبارک رمضان به جهت نزول قرآن کریم در آن و ویژگى‏هاى منحصرى که دارد در میان ماه‏هاى سال‏قمرى برترین است؛ قرآن کریم مى‏فرماید: «ماه رمضان ماهى است که قرآن براى هدایت انسان‏ها در آن نازل شده است.»(6)

پیامبر گرامى(ص) درباره ماه رمضان مى‏فرماید: «اى مردم! ماه خدا با برکت و رحمت و مغفرت به شما روى آورد، ماهى که نزد خدا از همه ماه‏ها برتر و روزهایش بر همه روزها و شب‏هایش بر همه شب‏ها و ساعاتش بر همه ساعات برتر است، ماهى است که شما در آن به میهمانى خدا دعوت شده و مورد لطف او قرار گرفته‏اید، نفس‏هاى شما در آن تسبیح و خوابتان در آن عبادت، عملتان در آن مقبول و دعایتان در آن مستجاب است.... بهترین ساعاتى است که خداوند به بندگانش نظر رحمت مى‏کند... .»(7)

2. نزول کتب آسمانى در این ماه
تمام کتب بزرگ آسمانى مانند: قرآن کریم، تورات، انجیل، زبور، صحف در این ماه نازل شده است. حضرت امام صادق(ع) مى‏فرماید: «کل قرآن کریم در ماه رمضان به بیت المعمور نازل شد، سپس در مدت بیست سال بر پیامبر اکرم(ص) و صحف ابراهیم در شب اول ماه رمضان و تورات در روز ششم ماه رمضان، انجیل در روز سیزدهم ماه رمضان و زبور در روز هیجدهم ماه رمضان نازل شد.»(8)


3. توفیق روزه
در ماه رمضان خداوند متعال توفیق روزه‏دارى را به بندگانش داده است؛ «پس هر که ماه [رمضان] را درک کرد، باید روزه بگیرد.»(9)

انسان افزون بر جنبه مادى و جسمى، داراى بُعد معنوى و روحى هم هست و هر کدام در رسیدن به کمال مطلوب خود، برنامه‏هاى ویژه را نیاز دارند، یکى از برنامه‏ها براى تقویت و رشد بُعد معنوى، تقوا و پرهیزگارى است؛ یعنى اگر انسان بخواهد خودش را از جنبه معنوى رشد و پرورش دهد و به طهارت و کمال مطلوب برسد، باید هواى نفس خود را مهار کند و موانع رشد را یکى پس از دیگرى بر دارد و خود را سرگرم لذت‏ها و شهوات جسمى نکند. یکى از اعمالى که در این راستا مؤثر و مفید است روزه‏دارى است، قرآن کریم مى‏فرماید: «... اى افرادى که ایمان آورده‏اید! روزه بر شما نوشته شد، همان گونه که بر پیشینیان از شما نوشته شده، تا پرهیزگار شوید.»(10)


برخى از فواید و فضائل روزه:
الف. تقویت تقوا، پرهیزگارى و اخلاص؛(11)
امام صادق(ع) مى‏فرماید: خداوند متعال فرموده: «روزه از من است و پاداش آن را من مى‏دهم.»(12)

حضرت فاطمه(س) مى‏فرماید: «خداوند روزه را براى استوارى اخلاص، واجب فرمود.»(13)


ب. مانع عذاب‏هاى دنیوى و اخروى:
امام على(ع) مى‏فرماید: «روزه روده را باریک مى‏کند گوشت را مى‏ریزد و از گرماى سوزان دوزخ دور مى‏گرداند.»(14)

پیامبر اکرم(ص) مى‏فرماید: «روزه سپرى در برابر آتش است.»(15)


ج. آرامش روان و جسم:
روزه‏دارى روح و روان و قلب و دل و نیز جسم را آرامش داده و باعث سلامتى روح و تندرستى جسم مى‏شود.

پیامبر اکرم(ص) مى‏فرماید: «روزه بگیرید تا سالم بمانید.»

باز مى‏فرماید: «معده خانه تمام دردها و امساک [روزه [بالاترین داروهاست.»(16)

حضرت امام باقر(ع) مى‏فرماید: «روزه و حج آرام‏بخش دلهاست.»(17)

حضرت على(ع) مى‏فرماید: «خداوند بندگان مؤمن خود را به وسیله نمازها و زکات و حدیث در روزه‏دارى روزه‏هاى واجب [رمضان[ براى آرام کردن اعضا و جوارح آنان، خشوع دیدگانش و فروتنى جان‏هایشان و خضوع دلهایشان حفظ مى‏کنند.»(18)

امروزه در علم پزشکى و از نظر بهداشت و تندرستى نیز در جاى خود ثابت شده که روزه‏دارى تأثیرهاى فراوانى بر آرامش روح و روان و سلامتى جسم و بدن دارد، دفع چربى‏هاى مزاحم، تنظیم فشار، قند خون، و... نمونه آن است.(19)


د. مانع نفوذ شیطان:
امام على(ع) به پیامبر اکرم(ص) عرض کرد: یا رسول الله! چه چیزى شیطان را از ما دور مى‏کند؟ پیامبرگرامى(ص) فرمود: روزه چهره او را سیاه مى‏کند و صدقه پشت او را مى‏شکند.»(20)

بنابراین، روزه مانع نفوذ شیطان‏هاى جنى و انسى شده و وسوسه‏هاى آنان را خنثى مى‏کند.


ه . مساوات بین غنى و فقیر:
انسان روزه‏دار در هنگام گرسنگى و تشنگى، فقرا و بینوایان را یاد مى‏کند و در نتیجه به کمک آن‏ها مى‏شتابد. حضرت امام حسن عسگرى(ع) درباره علت وجوب روزه مى‏فرماید: «تا توانگر درد گرسنگى را بچشد و در نتیجه به نیازمند کمک کند.»(21)


و. احیاء فضائل اخلاقى
حضرت امام رضا(ع) درباره علت وجوب روزه مى‏فرماید: «تا مردم رنج گرسنگى و تشنگى را بچشند و به نیازمندى خود در آخرت پى‏ببرند و روزه‏دار بر اثر گرسنگى و تشنگى خاشع، متواضع و فروتن، مأجور، طالب رضا و ثواب خدا و عارف و صابر باشد و بدین سبب مستحق ثواب شود،... روزه موجب خوددارى از شهوات است، نیز تا روزه در دنیا نصیحت‏گر آنان باشد و ایشان را در راه انجام تکالیفشان رام و ورزیده کند و راهنماى آنان در رسیدن به اجر باشد و به اندازه سختى، تشنگى و گرسنگى که نیازمندان و مستمندان در دنیا مى‏چشند پى ببرند و در نتیجه، حقوقى که خداوند در دارایى‏هایشان واجب فرموده است، به ایشان بپردازند... .»(22)


4. وجود شب قدر در این ماه
شب قدر از شب‏هایى که برتر از هزار ماه است و فرشتگان در این شب به اذن خدا فرود مى‏آیند و جمیع مقدرات بندگان را در طول سال تعیین مى‏کنند(23) و وجود این شب در این ماه مبارک نعمت و موهبتى الهى بر امت پیامبر گرامى اسلام(ص) است و مقدرات یک سال انسان‏ها (حیات، مرگ، رزق و...) براساس لیاقت‏ها و زمینه‏هایى که خود آنها به وجود آورده‏اند تعیین مى‏شود و انسان در چنین شبى با تفکر و تدبر مى‏تواند به خود آید و اعمال یک سال خود را ارزیابى کند و با فراهم آوردن زمینه مناسب بهترین سرنوشت را براى خود رقم زند.(24)

حضرت امام صادق(ع) مى‏فرماید: «تقدیر مقدرات در شب نوزدهم و تحکیم آن در شب بیست و یکم و امضاء آن در شب بیست و سوم است.»(25)


5. بهار قرآن
نظر به این‏که قرآن کریم در ماه مبارک رمضان نازل شده و تلاوت آیات آن در این ماه فضیلت بسیارى دارد، در روایات اسلامى، از ماه رمضان به عنوان بهار قرآن یاد شده است؛ چنان‏که حضرت امام باقر(ع) مى‏فرماید: «هر چیزى بهارى دارد و بهار قرآن ماه رمضان است.»(26)


یک نکته!
بدیهى است فضائل و ثواب‏هایى که براى ماه مبارک رمضان و روزه‏دارى ذکر شده و به برخى از آن‏ها اشاره شد، از آنِ کسانى است که حقیقت آن را درک کنند و به محتواى آن عمل و در گفتار و کردار به کار گیرند و به آن‏ها جامه عمل بپوشانند. چنان در روایات اسلامى براى روزه‏دارى آدابى ذکر شده و کسانى که صرفاً تلاوت قرآن مى‏کنند، ولى به آیات و احکام آن عمل نمى‏کنند و یا آن که از روزه‏دارى تنها رنج گرسنگى و تشنگى را مى‏کشند و بوسیله گناه، تأثیر روزه را از بین مى‏برند و ماه مبارک رمضان و فضاى معنوى آن تأثیرى بر اشخاصى بر جاى نمى‏گذارد، مورد نکوهش قرار گرفته‏اند.

چنان‏که پیامبر اکرم(ص) به زنى که با زبان روزه کنیز خود را دشنام مى‏داد فرمود: چگونه روزه‏دارى و حال آن‏که کنیزت را دشنام مى‏دهى؟! روزه فقط خوددارى از خوردن و آشامیدن نیست، بلکه خداوند آن را علاوه بر این دو، مانع کارها و سخنان زشت که روزه را بى‏اثر مى‏کنند قرار داده است، چه اندکند روزه‏داران و چه بسیارند کسانى که گرسنگى مى‏کشند.»(27)

حضرت امام سجاد(ع) در دعاى حلول ماه رمضان به درگاه خداوند عرض مى‏کند: به وسیله روزه این ماه یاریمان ده تا اندام‏هاى خود را از معاصى تو نگه داریم و آن‏ها را به کارهایى گیریم که خشنودى تو را فراهم آورد، تا با گوش‏هایمان سخنان بیهوده نشنویم و با چشمانمان به لهو و لعب نشتابیم و تا دستمانمان را به سوى حرام نگشاییم و با پاهایمان به سوى آن‏چه منع شده ره نسپاریم و تا شکمهایمان جز آن‏چه را تو حلال کرده‏اى در خود جاى ندهد و زبان‏هایمان جز به آن‏چه تو خبر داده‏اى و بیان فرموده‏اى گویا نشود... .»(28)

بنابراین، در ماه مبارک باید تمام اعضا و جوارح را از حرام دور نگه داشت و با اخلاص، توکل و توسل از اهل‏بیت(ع) و عمل به دستورها و احکام قرآن کریم و دورى از گناهان، انجام توبه نصوح و واقعى، عبادت، شب‏زنده‏دارى، درک فضیلت شب قدر و... فضیلت ماه مبارک رمضان را درک کرد و از آن در راستاى رسیدن به کمال حرکت کرد و باید در این ماه به گونه‏اى خودسازى کرد که با اتمام ماه مبارک تأثیر و فواید آن در روح و جان افراد باقى باشد و اثر آن تا ماه رمضان سال بعد ماندگار باشد.


پى‏نوشت‏ها:


1. مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانى، ص 209، دارالکتاب العربى، بیروت.

2. بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 55، ص 341، مؤسسه الوفاء، بیروت.

3. ر.ک: الکافى، محمد بن یعقوب کلینى، ج 2، ص 628، دارالکتب الاسلامیة، تهران.

4. وسائل الشیعه، شیخ حر عاملى، ج 2، ص 628، دارالکتب الاسلامیة، تهران.

5. ...

6. سوره بقره، آیه 185.

7. ر.ک: وسائل الشیعه، همان، ج 10، ص 313.

8. ر.ک: الکافى، همان، ج 2 ،ص 628.

9. سوره بقره، آیه 185.

10. سوره بقره، آیه 183.

11. همان.

12. میزان الحکمة، محمد محمدى‏رى‏شهرى، ترجمه: حمیدرضا شیخى، ج 7، ص 3207، مؤسسه دارالحدیث، قم.

13. همان، ص 3209.

14. همان.

15. همان.

16. همان.

17. همان.

18. همان.

19. تفسیر نمونه، آیت‏الله مکارم شیرازى و دیگران، ج 1 ،ص 631، دارالکتب الاسلامیة، تهران.

20. مستدرک الوسائل، محدث نورى، ج 7، ص 154، مؤسسه آل‏البیت، قم.

21. میزان الحکمة، همان.

22. همان، ص 3209.

23. سوره قدر، آیه 1 ـ 5.

24. تفسیر المیزان، علامه طباطبایى، ج 18، ص 132؛ ج 19، ص 90، مؤسسه مطبوعاتى اسماعیلیان، قم.

25. وسائل الشیعه، همان، ج 10، ص 354.

26. وسائل الشیعه، همان، ج 6، ص 203.

27. الکافى، همان، ج 4، ص 87.

28. الصحیفة السجادیة، امام سجاد(ع) ص 186، دفتر نشر الهادى، قم.

                                                                                                                                                 على امیرخانى

منبع : بازیاب

دسته ها : مذهبی - مقالات
شنبه سی یکم 5 1388
استفتاءآیت الله مکارم درباره حج امسال
آیت الله العظمی مکارم شیرازی در پاسخ به استفتاء سازمان حج و زیارت در مورد حج تمتع امسال و خطرات بیماری آنفلونزای خوکی که متوجه حجاج می شود گفت: اگر خطر آنفلوانزا جدی باشد نه تنها مانع استطاعات در حج می شود که ممکن است سفر حرام شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، آیت الله مکارم شیرازی در پیامی گفت: حج تمتع موضوع مهمی است که به آسانی نمی توان از آن صرفنظر کرد البته خطرات نیز اگر جدی باشند نه تنها مانع استطاعت در حج می شود بلکه ممکن است آن سفر تبدیل به حرام شود.

بنابراین هرگاه این بیماری در حد فعلی باقی بماند یا مانند آن باشد مانع از حج تمتع نیست اما اگر با گذشت یکی دو ماه آینده اوضاع رو به وخامت بگذارد و خطر جدی شود آن زمان باید تصمیم بر جلوگیری گرفت.

این مرجع تقلید در این پیام ضمن آرزو برای سلامتی مسلمین تاکید کرد: از خداون متعال می خواهم این خطر را از همه مردم جهان به خصوص زوار بیت الله الحرام برطرف سازد و توفیق حج تمتع امسال را از عاشقان زیارت خانه اش سلب نفرماید.
منبع : تابناک
دسته ها : مذهبی - خبر - فتوی
شنبه سی یکم 5 1388

سلوک امام خمینی ره در ماه رمضان

اندیشه  - حضرت امام، رضوان‌الله علیه، توجه ویژه‏ای نسبت‏به ماه رمضان داشته و بدین جهت، ملاقات‏های خودشان را در ماه رمضان تعطیل می‏کردند و به دعا و تلاوت قرآن و.‌.‌. می‏پرداختند.

حضرت امام، رضوان‌الله علیه، توجه ویژه‏ای نسبت‏به ماه رمضان داشته و بدین جهت، ملاقات‏های خودشان را در ماه رمضان تعطیل می‏کردند و به دعا و تلاوت قرآن و.‌.‌. می‏پرداختند. و خودشان می‏گفتند: «خود ماه مبارک رمضان، کاری است‏».

در این ماه، ایشان، شعر نمی‏خواندند و نمی‏سرودند و گوش به شعر هم نمی‏دانند‌، دگرگونی خاصی متناسب با این ماه در زندگی خود ایجاد می‏کردند، به گونه‏ای که این ماه را سراسر به تلاوت قرآن مجید و دعا کردن و انجام دادن مستحبات مربوط به ماه رمضان سپری می‏کردند.

حضرت امام رحمه‌الله درباره رمضان چنین می‏سرایند:
ماه رمضان شد، می‌‌و میخانه بر افتاد / عشق و طرب و باده به وقت‏سحر افتاد. افطار به می‌ کرد برم پیر خرابات / گفتم که تو را روزه به برگ و ثمر افتاد.
با باده وضو گیر که در مذهب رندان / در حضرت حق این عملت‏بارور افتاد.

از جمله برنامه‏های ویژه‏ حضرت امام، رضوان‌الله علیه، در ماه مبارک رمضان، عبادت و تهجد بود. امام، عبادت را ابزار رسیدن به عشق الهی می‏دانستند و به صراحت‏بیان می‏کردند که در وادی عشق، نباید به عبادت به چشم وسیله‏ای برای رسیدن به بهشت نگاه کرد.
اکثر آشنایان امام نقل می‏کنند که از سن جوانی، نماز شب و تهجد، جزو برنامه‏هایشان بود.
بعضی از نزدیکان ایشان می‏گفتند که وقتی در ظلمت و تاریکی نیمه‏ شب، آهسته وارد اتاق امام می‏شدند، می‏دیدند که با خضوع و خشوعی خاص، نماز می‏خواندند و قیام و رکوع و سجود را به‏جا می‏آوردند که حقاً وصف ناپذیر بود.
یکی از اعضای دفتر ایشان، در این باره می‏گوید: پنجاه سال است که نماز شب امام، ترک نشده است. امام در بیماری و در صحت و در زندان و در خلاصی و در تبعید، حتی روی تخت‏بیمارستان قلب هم نماز شب خواندند.

امام، توجه خاصی به نوافل داشتند و هرگز، نوافل را ترک نمی‌‏کردند. نقل شده است که امام، در نجف اشرف، با آن گرمای شدید، ماه مبارک رمضان را روزه می‏گرفت و با این که در سنین پیری بودند و ضعف بسیار داشتند، تا نماز مغرب و عشا را به همراه نوافل به‏جای نمی‏آوردند، افطار نمی‏کردند! و شب‏ها تا صبح، نماز و دعا می‏خواندند و بعد از نماز صبح، کمی استراحت می‏کردند و صبح زود برای کارهایشان آماده می‏شدند.

خانم زهرا مصطفوی می‏گوید:
راز و نیاز امام و گریه‏ها و ناله‏های نیمه شبش، چنان شدید بود که انسان را بی‌اختیار به گریه می‏انداخت.

یکی از اساتید قم نقل می‏کرد: شبی مهمان حاج آقا مصطفی بودم. ایشان خانه‏ جداگانه‏ای نداشتند و در منزل امام زندگی می‏کردند. نصف شب از خواب بیدار شدم و صدای آه و ناله‏ای شنیدم، نگران شدم که مگر اتفاقی افتاده است؛ حاج‌آقا مصطفی را بیدار کردم و گفتم: «ببین چه خبر است!». ایشان نشست و گوش داد و گفت: «صدای امام است که مشغول تهجد و عبادت است‏»
در ماه مبارک رمضان، این شب زنده‌داری و تهجد، وضعیت دیگری داشت. یکی از محافظان بیت می‏گوید در یکی از شب‏های ماه مبارک رمضان، نیمه شب، برای انجام کاری مجبور شدم از جلوی اتاق امام گذر کنم. حین عبور، متوجه شدم که امام زار زار گریه می‏کردند! هق‌هق گریه‏ امام که در فضا پیچیده بود، واقعاً مرا تحت‌تأثیر قرار داد که چگونه امام، در آن موقع از شب با خدای خویش راز و نیاز می‏کند.

آخرین ماه مبارک رمضان دوران حیات امام، به گفته‏ ساکنان بیت، از ماه مبارک رمضان‏های دیگر متفاوت بود! به این صورت که امام، همیشه، برای خشک کردن اشک چشم‏شان دستمالی را همراه داشتند، ولی در آن ماه مبارک رمضان، حوله‏ای را نیز همراه بر می‏داشتند تا به هنگام نمازهای نیمه شب‏شان، از آن استفاده کنند!

امام خمینی، رضوان‌الله علیه، توجه خاصی به قرآن داشتند، به‏طوری که روزی، هفت‏بار قرآن می‏خواندند!
امام در هر فرصتی که به‏دست می‏آوردند، ولو اندک، قرآن می‏خواندند. بارها دیده شد که امام حتی در دقایقی قبل از آماده شدن سفره - که معمولاً به بطالت می‏گذرد - قرآن تلاوت می‏کنند! امام، بعد از نماز شبش تا وقت نماز صبح، قرآن می‏خواند.

یکی از اطرافیان امام می‏گوید:
امام در نجف چشم‏شان درد گرفت و به دکتر مراجعه کردند. دکتر بعد از معاینه‏ چشم امام گفت: «شما باید چند روزی قرآن نخوانید و به چشم‏تان استراحت‏بدهید». امام، خندیدند! و فرمودند: «دکتر، من چشم را برای قرآن خواندن می‏خواهم! چه فایده‏ای دارد که چشم داشته باشم و قرآن نخوانم؟ شما یک کاری کنید که من بتوانم قرآن بخوانم.»
و در ماه رمضان یکی از همراهان امام در نجف اظهار می‏کرد که امام خمینی در ماه مبارک رمضان هر روز ده جزء قرآن می‏خواندند؛ یعنی در هر سه روز یک بار قرآن را ختم می‏‌کردند.
علاوه بر آن، هر سال چند روز قبل از ماه مبارک رمضان دستور می‏دادند که چند ختم قرآن برای افرادی که مد نظر مبارک‏شان بود، قرائت‏شود.

امام در ماه رمضان توصیه‏ می‌کردند:
از کردار و رفتار ناشایسته‏ خود، استغفار کنید. اگر خدای نخواسته، گناهی مرتکب شده‏اید، قبل از ورود به ماه مبارک رمضان توبه کنید. زبان را به مناجات حق تعالی عادت دهید. مبادا در ماه مبارک رمضان از شما غیبتی، تهمتی و خلاصه گناهی سر بزند و در محضر ربوبی با نعم الهی و در مهمانسرای باری تعالی آلوده به معاصی باشید.

منبع : خبر آن لاین
دسته ها : مذهبی - خبر - گفتگو - مقالات
شنبه سی یکم 5 1388
در دعای نخستین روز ماه مبارک رمضان، بخشش گناهان و پذیرش عبادات مورد تأکید و توجه قرار دارد .


دعای روز اول ماه مبارک رمضان:

اللهمَّ اجعل صِیامی فیهِ صِیامَ الصائِمین، وَ قِیامی فیهِ قِیامَ القائِمین
وَ نَبِّهنی فیهِ عَن نَومَةِ الغافِلین، وَ هَب لی جُرمی فیهِ
یا اِلهَ العالَمین
وَاعفُ عَنّی یا عافِیاً عَنِ المُجرِمین

خدایا قرار ده روزه ام را در این ماه روزه روزه داران واقعى
و شب زنده داری ام را نیز مانند شب زنده داران
و بیدارم کن در آن از خواب بی خبران
و گناهم را بر من ببخش اى معبود جهانیان
و درگذر از من اى درگذرنده از گناهکاران

کلام امیر:

ازری بنفسه من استشعر الطمع ، و رضی بالذل من کشف عن ضره ، و هانت علیه نفسه من امر علیها لسانه.

هر کس طمع در درون داشته باشد خود را حقیر کرده و کسیکه ناراحتیهایش را فاش کند به ذلت خویش راضی شده  و کسیکه زبانش را بر خود امر کند شخصیت خود را پایمال کرده است .

دسته ها : مذهبی - احادیث - مقالات
شنبه سی یکم 5 1388
روزه و روزه‌داری از نگاه اهل بیت (ع)
خبرگزاری مهر :روزه از ابعاد مادی و معنوی، جسمی و روحی بوده و دارای فواید بسیاری است. روزه جسم و روح را پالایش می‌کند، اگر در روزه‌‌داری به تمامی جهات توجه کنیم در پایان ایام روزه‌داری، روح و جسمی تزکیه شده خواهیم داشت، پیامبر و اهل بیت در مورد روزه توصیه‌ها و حکمتهای بسیاری دارند.

پیامبر اکرم (ص) و روزه

پیامبر خدا فرمود : صوموا تصحوا . روزه بگیرید تا صحت و سلامتی خویش را تضمین کنید .

حضرت رسول در روایت دیگری می فرماید : لکل شیء زکاة و زکاة الابدان الصیام . برای هر چیزی زکاتی است و زکات بدنها روزه است.

و نیز ایشان در جایی دیگر می فرماید : المعدة بیت کل داء ، والحمئة رأس کل دواء. معده مرکز و خانه هر دردی است و پرهیز و اجتناب ( از غذاهای نامناسب و زیاد خوردن ) اساس و رأس هر داروی شفا بخش است.

حضرت علی (ع) و روزه

امام در قسمتی از یکی از خطبه ها می فرماید : و مجاهدة الصیام فی الایام المفروضات ، تسکینا لاطرافهم و تخشیعا لابصارهم ، و تذلیلا لنفوسهم و تخفیفا لقلوبهم ، و اذهابا للخیلاء عنهم و لما فی ذلک من تعفیر عتاق الوجوه بالتراب تواضعا و التصاق کرائم الجوارح بالارض تصاغرا و لحوق البطون بالمتون من الصیام تذللا.

با روزه گرفتن های دشوار ، در روزهایی که واجب است ، اندامها با این کار آرام می گیرد و دیده ها خاشع و جانها خوار می گردد و دلها سبک می شود و خودبینی از ایشان به وسیله این عبادتها زدوده می گردد. و با گزاردن چهره های شاداب با تواضع بر خاک و با نهادن مواضع سجده بر زمین خود را در مقابل خدا خرد می نمایند و اینکه با روزه داری شکمها به پشت می رسند.

روزه؛ آزمایش اخلاص

حضرت علی (ع) در جای دیگری می فرماید: والصیام ابتلاء لاخلاص الخلق. روزه برای آزمایش نمودن اخلاص مردم است.

روزه سپر در مقابل عذاب الهی

حضرت در قسمتی دیگر از نهج البلاغه می فرماید : صوم شهر رمضان فانه جنة من العقاب. در این بحث امام یکی از دلایل وجوب روزه ماه رمضان را ، سپر و مانع در مقابل عقاب الهی دانسته اند. یعنی روزه موجب غفران و آمرزش گناهان است.

امام رضا (ع) و روزه

وقتی از حضرت درباره فلسفه روزه می پرسند ، می فرماید : همانا مردم مأمور به روزه گرفتن شدند تا درد و ناگواری های گرسنگی و تشنگی را دریابند و آنگاه استدلال کنند بر سختی های گرسنگی و تشنگی و فقر آخرت که پیامبر اکرم در خطبه شعبانیه فرمود " واذکروا بجوعکم و عطشکم جوع یوم القیمة و عطشة" . به وسیله گرسنگی و تشنگی از روزه داریتان ، گرسنگی ها و تشنگی های روز قیامت را به یاد آورید ، که این یادآوری انسان را به فکر تدارک برای قیامت می اندازد تا جد و جهد بیشتری در کسب رضای خدا بنماید .

امام رضا (ع) در جایی دیگر درباره فلسفه روزه این چنین می فرماید : علت روزه برای درک درد گرسنگی و تشنگی است تا بنده ، ذلیل ، متضرع و صابر باشد . همچنین در روزه شکستگی شهوات وجود دارد .
دسته ها : مذهبی - احادیث - مقالات
شنبه سی یکم 5 1388
چند درنگ در ماه ضیافت بزرگ الهی
رضا حسینی علائی
«ای کسانی که ایمان آورده اید! روزه بر شما نوشته (واجب) شده است، آن گونه که بر کسانی که پیش از شما بودند، نوشته شده بود. باشد که پروا کنید! ». آیه 183 سوره مبارکه بقره

خدایا!

بعد از نمازهای ماه مبارکت، تو را با ذکر صفات بلند مرتبگی، بزرگواری، آمرزندگی و مهربانیت صدا می زنم. (یا علی یا عظیم یا غفور یا رحیم)

بار دیگر بزرگیت را یاد می کنم (انت الرب العظیم) و می گویم هیچ مثل و مانندی نداری (الذی لیس کمثله شیء) یعنی با این اعتقاد، تو را می ستایم و پرستش و اطاعت می کنم و تنها تو را شایسته خدایی می دانم و هرگز شبیه و همتایی برایت قائل نیستم.

در اولین درنگ به خود می گویم آیا واقعا این گفتار از زبان دل است یا از زبان تن؟ و وای به حالم اگر دیگری را چون تو بدانم و در زندگی ام از آنانی که غیر رسول و اولی الامر تو باشند، اطاعت کنم.

و سپس شنوایی و بینایی ات به همه گفتار و کردار آدمیان و تمام حرکات و حوادث عوالم را اعلام می کنم (و هو السمیع البصیر) و با این سخن، این اعتقاد را بر زبان می آورم که هیچ حرف و عمل و نیت از کوچکترین تا بزرگترین و از نهانی ترین تا آشکارترین آنها از محضر مقدست نادیده و ناشنیده نمی ماند.

و می رسم به ماهی که در آن قرارم دادی؛ آن را ماهی می دانم که نسبت به سایر ماههایت دارای ویژگیهای خاصی است یعنی اشاره می کنم به بزرگی و کرامت و شرافت و برتری اش بر آنها (و هذا شهر عظمته و کرمته و شرفته و فضلته علی الشهور) همان ماهی که روزه اش را بر من واجب کردی (و هو الشهر الذی فرضت صیامه علی) و نامش رمضان است. (و هو شهر رمضان)

پروردگارا!

در برتری این ماه همان بس که رسولت ـ که بر او و آلش درود باد ـ فرمود: «اگر بندگان می دانستند که در رمضان چه (برکاتی) است، آرزو می کردند که رمضان، یک سال باشد.» و یا فرمود: «ماه رمضان پیش شما مثل ماههای دیگر نباشد؛ چرا که نزد خداوند، احترام و بر سایر ماهها برتری دارد. در ماه رمضان ، روز روزه داری شما مثل روز خودتان نباشد! (ادب و حرمت این ماه را نگه دارید).»

درنگی دیگر؛ به آن عملم فکر می کنم که وقتی می گویند چگونه ای؟ می گویم روزه ام. اما چه روزه ای؟! آیا همان گونه است که می خواهی و آنگونه که باید باشم و روزه ات را نه فقط برای خالی بودن شکم بلکه برای تقوا و تقرب بر من واجب کردی همانطور که بر گذشتگانم نوشته بودی. و باز وای بر من اگر توشه آخرتم از ایمان و عمل صالح خالی باشد.

و به راستی رمضان چیست؟ سوالی است که در ادامه از ارتباط آن با کلام نورانی ات (قرآن) برایم می گویی؛ و آن این است: ماهی که در آن قرآن را نازل فرمودی (الذی انزلت فیه القرآن) و این نزول از باب راهنمایی مردمان و روشن کردن راه هدایت و موجب جدا کردن حق از باطل است. (هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان)

چنانکه امام صادق(ع) فرمود: « خداوندا! این ماه مبارک که قرآن را در آن فرو فرستاده ای و آن را مایه هدایت مردم و نشانه هایی روشن از هدایت و فرقان قرار داده ای، فرا رسید. پس ، ما را در این ماه، سالم بدار و نیز آن را برای ما سالم بدار و آن را با آسانی و تن درستی از سوی خودت، از ما دریافت کن. ای که اندک را می گیری و پاداش بسیار می دهی! اندک را از من بپذیر!

خداوندا! از تو می خواهم که به سوی هر نیکی، راهی و در برابر هر آنچه دوست نداری، باز دارنده ای برایم قرار دهی! ای مهربان ترین مهربانان؛ ای که از من و از گناهانی که در نهان انجام داده ام، چشم پوشیدی؛ ای آن که مرا به خاطر نافرمانی ها مواخذه ننمودی! ببخشای، ببخشای، ببخشای، ای بزرگوار!

خدایا! پندم دادی، پند نگرفتم! از گناهانت بازم داشتی، دست برنداشتم! چه عذری دارم؟! پس بر من ببخشای، ای بزرگوار! ببخشای، ببخشای!

... خداوندا! مرا به نیکوترین ماندن، باقی بدار و به بهترین فنا، فانی ساز: بر دوستی با دوستانت و دشمنی با دشمنانت و شوق به درگاهت و هراس از عظمتت و خشوع و وفا و تسلیم نسبت به خودت و باور به کتابت و پیروی از سنت فرستاده ات.
... درود خدا بر محمد و خاندان او، درودی پیوسته و بی شمار، درودی که ارزش آن را کسی جز تو نداند ، ای مهربان ترین مهربانان!»

باز درنگ؛ لحظه ای فکر می کنم که چه مقدار از این راهنمایی و روشنایی و فرقان بهره گرفتم؟! و البته اگر نخواهم بگویم هیچ، پس باید بگویم بسیار اندک.

ادامه می دهم و بهترین شبی را یاد می کنم که در رمضان قرارش دادی. (و جعلت فیه لیلة القدر) و آن را به تنهایی بر هزار ماه برتری دادی. (و جعلتها خیرا من الف شهر)

لحظه ای درنگ؛ و این بار می گویم آیا قدر را قدر می دانم؟ ناگزیرم چندباره بر خود واویلا گویم.

بارالها!

سپس از چیزی می گویم که منت گویند؛ آن را بر همه داری و کسی بر تو ندارد. (فیاذ المن و لا یمن علیک)
کمی آرام می شوم وقتی خواسته ام را از وجود منان تو می گویم و از تو می خواهم بر من منت بگذاری و مرا از آتش دوزخت نجاتم دهی. (من علی بفکاک رقبتی من النار)

باز درنگی می کنم در آنچه مرا به آتش می برد و آن حرامهاست که وقتی امام علی(ع) از رسول خدا(ص) پرسید: ای رسول خدا! بهترین عمل در این ماه چیست؟ شنید: «ای ابا الحسن! بهترین عمل در این ماه خویشتنداری از حرامهای خدای عزوجل است.»

و آن آرامش با یاد نار و عذاب در حال خاتمه بود، اما این ناآرامی نیز کمی بعد به پایان رسید آنجا که به لحظه خواستن از تو رسیدم چون گفته بودم که سمیع و بصیری.می خواهم از میان کسانی که بر آنها منت گذاشتی من را از آتش به گلستان و بهشتت وارد کنی (فیمن تمن علیه و ادخلنی الجنه)

و آخرین درنگ؛ آری! پیامبرت(ص) فرمود: «چون هلال ماه رمضان پدید آمد، درهای دوزخ بسته گردد و درهای بهشت گشوده شود و شیاطین به زنجیر کشیده شوند.»

***
و این آرامش به امید رحمتت که مهربانترین مهربانانی، ماندگار می شود. برحمتک یا ارحم الراحمین

طاعات قبول. التماس دعا.
منبع : تابناک
دسته ها : ادبی - مذهبی - مقالات
جمعه سیم 5 1388
تقوا در نگاه استاد امجد
نباید موضوع تقوی را با وسواس! اشتباه کرد. وسواس نوعی بی تقوایی است. نباید مسائل شرعی را به گونه ای مطرح کرد که مردم به وسواس بیفتند. دین اسلام دین سمحه سهله است. اسلام دین تعبد است. اصول دین تعقلی است اما احکام تعبدی است! نباید در این موارد اینقدر سخت گرفت. انسان وسواسی اگر راست می گوید باید جلوی زبانش را بگیرد. تهمت می زند، دروغ می گوید، ... اما صد مرتبه خود را آب می کشد! مردم آزاری نکن. تقوی یعنی خدا داری!

· خداوند هم خودش را اهل تقوی دانسته! در عرفان می گویند تقوی از وقایه است یعنی انسان بدی ها را به خودش نسبت دهد و سپر خدا شود. مانند حضرت ابراهیم که فرمود و اذا مرضت فهو یشفین. او مریض شدن را به خدا نسبت نداد اما شفا یافتن را به خدا نسبت داد اما شیطانِ بی ادب گفت فبما اغویتنی! یعنی تو مرا گمراه کردی! درست است که خداوند همه کاره است اما هرچیزی را نباید در گفتار به خدا نسبت داد باید ادب را رعایت کرد. به هرحال تقوی یعنی وقایه یعنی خود را سپر خدا قرار دهد و بدی ها را به خودش نسبت دهد. مثلا: سبحانک انی کنت من الظالمین! یا در دعای کمیل می گوییم: ظلمت نفسی! و ... این دعا خیلی عجیب است... علامت انسان متقی این است که خود را پست ترین می داند اما می خواهد که برترین بشود. بزرگترین کاری که شیطان با ما می کند این است که ویروس خود بینی و خودخواهی و خیریت را در مغز ما می کند. چرا محراب امام جماعت گود است؟! یعنی امام جماعت می گوید: من پایین تر از همه هستم و به خاطر نماز بقیه نماز مرا هم قبول کن! هیچ امام جماعتی نباید خود را برتر از بقیه بداند اگر برتر بداند ساقط است. علامت اصلی متقین این است که خود را پایین تر می داند اما می گوید: واجعلنی للمتقین اماما یعنی می خواهم برترین باشم. نقطه سقوط این است که خود را برتر از دیگران بداند و نقطه شروع حرکت انسان موقعی است که بفهمد پایین تر از بقیه است. با حرف و تعارف هم نمی شود. باید بفهمیم که پایین تریم وگرنه ممکن است از تعریف و تمجید دیگران خوشمان بیاید اما از روی تظاهر و برای خوب نشان دادن خود در جمع به کسی که از ما تعریف کرده بگوییم از ما تعریف نکن! مثلا اینکه بگوییم الاحقر اما خود را بالاتر از دیگران بدانیم درست نیست! ...

· اگر کسی می خواهد آدم شود ببیند پیامبر خدا چگونه بوده است! البته پیامبر آمده است تا ما را به موطن خودمان برساند. پیامبر به همه بلند سلام می کرد. چه خوب است ما نیز به همه بلند سلام کنیم.

· غالب مشکلات فردی و اجتماعی که با آن دست به گریبان هستیم دقیقا و مسلما ناشی از ضعفهای اخلاقی ما است و مشکلات و گرفتاریهای و بن بستهای جهانی نیز درست از فقراخلاقی جامعه ها و مخصوصا سران بسیاری از کشورهای جهان سرچشمه میگیرد. آری اخلاق سرمایه اصلی اقوام و ملت ها است اخلاق کلید حل مشکلات مهم اجتماعی است . اخلاق خمیر مایه تمدن و ستون فقرات یک زندگی اجتماعی سالم است و اخلاق بهترین وسیله انسان در سیر الهی است. بهمین دلیل تا مسائل اخلاقی در جوامع انسانی حل نشود، هیچ مسئله ای حل نخواهد شد. و باز به همین دلیل تهذیب نفوس و تزکیه قلوب و تکمیل مکارم اخلاق به عنوان یکی از اهداف اصلی بعثت پیامبر اسلام در کتاب آسمانی قرآن و روایت اسلامی بیان شده است پیشوایان اسلام و بزرگان دین قسمت عمده عمر پربرکت خود را برای این منظور صرف کرده اند.

· حضرت رضا(ع) برای عاقل 10 علامت را بیان فرموده اند که دهمین علامت این است که انسان خود را شر خلق بداند! انسان باید در اثر تفکر و تجربه و تمرین وقتی به فردی می رسد کم کم باور کند که این فرد بهتر از او است یا او بدتر از این فرد است. البته ملکه شدن این موضوع نیاز به تمرین و تکرار و … دارد. حتی اگر ما به انسانی برسیم و شری را در او مشاهده کنیم باید توجه کنیم که ممکن است شر او ظاهر شده باشد و خیر او هنوز ظاهر نشده است و اگر فکر کنیم ما بهتر از او هستیم باید توجه کنیم که شاید خیر ما ظاهر شده باشد ولی شر ما ظاهر نشده باشد. از کجا معلوم که این وضع ادامه پیدا کند؟! ممکن است ما مثل یک استخر آرام و زلالی باشیم که لجن در ته آن است اما ممکن است با یک تلاطم آلودگی ها خودش را نشان دهد! یک نقطه ضعف گاهی انسان را ساقط می کند! به خصوص خود بزرگ بینی و حسادت خرمن زندگی انسان را آتش می زند.

غره مشو که مرکب مردان مرد را در تگنای بادیه پی ها بریده اند

نومید هم مباش که رندان جرعه نوش ناگه زیک ترانه به منزل رسیده اند



· ملامتی شدن و خود را به ملامتهای غیرعادی انداختن راه حل درستی نیست. ... تعریف و تمجیدهای دیگران حتی تعریف امام معصوم نیز مشکلی از ما را حل نمی کند. مگر اینکه امام معصوم دعا کند که عاقبت به خیر شویم یا خبر دهد که عاقبت به خیر هستیم. مهم عاقبت به خیر شدن است. به قول حضرت آیت الله بهجت: شیطان تا آخرین لحظه با انسان کار دارد. ایشان به همین علت اجازه ندادند تا موقعی که در قید حیات هستند برایشان کنگره بزرگداشت گرفته شود. شیطان قسم خورده است که همه ما را گمراه کند. هرکسی را به طریقی گمراه می کند. از طریق منبر، از طریق مداحی، از طریق عبادت، از طریق نمازشب، ... علامتش این است که ما پیش خودمان مغرور می شویم! و عاقبت به شری مربوط به غرور است و هرکس پیش خدا شکسته نفسی کند عاقبت به خیر است. با کمی تمرین می توان به این باور رسید که دیگران بهتر از ما هستند و ما بدتر از دیگران!

· توجه به این نکته که خیر و شر در انسان مخفی است کلید کار است. ممکن است خیر شخص پنهان باشد و شر او ظاهر شده باشد و یا برعکس! و لذا نمی توان به آنچه ظاهر است اطمینان پیدا کرد! چه درمورد خودمان و چه در مورد دیگران. در درون انسان هفت طبقه وجود دارد! چه می دانیم در باطن و درونِ درون ما چه اتفاقاتی می افتد! واقعا ما نمی دانیم. «بنده شناس خدا است!» این از جمله هم از جملات عجیبی است که اگر به جا بکار برده نشود انسان جهنمی می شود و اگر درست بکار برده شود انسان را بهشتی می کند. اگر تعریف کسی را کردند و شما از روی حسادت یا برای ایجاد شبهه گفتید «بنده شناس خدا است!» جهنمی شده اید و اگر تعریف خودتان را کردند و گفتید «بنده شناس خدا است!» بهشتی شده اید! خباثت و طهارت باطن شرط است و ظواهر هیچ دلیل و شرط نیست. عبادتهای ظاهری و رعایت ظواهر برای پاک شدن درون است وگرنه ارزشی ندارد. هیچ وقت علامه طباطبایی و حضرت امام(ره) خودشان را بالاتر از بقیه نمی دانستند. نامه های امام(ره) به مرحوم سیداحمدآقا را نگاه کنید! واقعا چیزهایی که امام(ره) به خودشان نسبت داده اند عجیب است. آنچه امامان معصوم(ع) می فرمودند انسان را مبهوت می کند! ان اقل الاقلین!، ان اذل الاذلین!... ما دیگر چه بگوییم؟! ما چطور خودمان را برتر از دیگران بدانیم؟! ...

· حساب دستگاه الهی با حسابهایی که ما داریم متفاوت است. آیا ارزش آن دختر جوان مسیحی که به دورافتاده ترین نقاط آفریقا می رود و مردم را به نام حضرت مسیح(ع) به بهداشت دعوت می کند و مردم را به دین علاقمند می کند با من که هر روز زیارت عاشورا و نماز شب هم می خوانم، ولی به احدی رحم و مروت ندارم یکسان است؟! آنچه مسلم است این است که باید درون اصلاح شود. اگر هدف اصلاح درون باشد، خداوند وسایل هدایت را فراهم می کند. اینجانب اعتقاد داشتم حتی این مارکسیست هایی که در دوران انقلاب در تظاهرات شرکت می کنند اگر کشته شوند بعید نیست شهید باشند. به هر حال رحمت خدا بر غضب او سبقت دارد. ما از این جهت خیلی امیدوار هستیم که مخالف خدا نیستیم و خدا هم ارحم الراحمین است. هر چیزی به جای خودش! ... جوان باید از گناهان گذشته خود استغفار کند و دیگر گناه نکند و پیرمرد هم باید به لطف و رحمت بی منتهای خدا امیدوار باشد! ... چیزهایی هست که باعث عاقبت به خیری می شود به عنوان نمونه خدمت به بندگان خدا باعث عاقبت به خیری می شود. چیزهایی هم باعث عاقبت به شری می شود. ... تشخیص اینکه در کجا چه باید کرد ظرافتهای خاصی دارد. هیچ کس نباید به خودش مغرور شود. انسان باید همه را بهشتی بداند و خود را جهنمی و سعی کند تا خود را از جهنم نجات دهد و بعد هم به دنبال نجات مردم باشد!

· پرهیز به معنی کناره گیری یا انزوا نیست. پرهیز در متن اجتماع و در حین انجام عمل اتفاق می افتد. باید وارد اجتماع شد اما دروغ نگفت! باید از این آتش ترسید و مال یتیم را نخورد! اتقو یوما، اتقوا ... یعنی پروا کنید نه اینکه انزوا کنید. اسلام دین اجتماعی است. وظیفه انسان این است که خودش را بسازد و وارد جامعه شود ... وظایف افراد هم با هم فرق می کند. یکی ممکن است ذخیره باشد. در تاریکی نشسته اما روشنایی را می بیند. منتظر انجام وظیفه است. در موقع خودش وارد می شود و وظیفه اش را انجام می دهد! معمولا هم نقطه عطفی را به وجود می آورد! با یک حرکت یک مملکت را نجات می دهد. هر کس حد خودش را نگهدارد بهترین خدمت را به جامعه کرده است. برای ما ورود به جامعه و تحمل سختی ها و شنیدن ناسزاها و ... باعث خودسازی می شود. تقوی یعنی حضور در صحنه و پروا از خداوند! ... شناخت حد خود نیز بسیار مهم است. نباید در موقعیتی وارد شد که از طاقت و توان خارج است. انقلاب ما انقلاب عظیم و تجربه خوبی بود اما متاسفانه خودسازی کم بود. افرادی ممکن است گاهی با دست بوسی سوار شوند! ما به امثال مدرس نیاز داریم. خدا رحمت کند او را


· تمام بدبختی ها و مشکلات بشر مربوط به بی تقوایی و همه سعادتهای او مربوط به تقوا است!

· کوچکترین مصیبتی که بر سر انسان می آید از بی تقوایی است. ممکن است این سؤال مطرح شود که مصیبتهایی که بر امامان معصوم و حضرت سیدالشهداء وارد شد به چه علت است؟ پاسخ این است که ایشان خودشان همه مصیبت ها را برای هدایت بشر قبول کردند و با موضوع مصیبت هایی که ناخواسته برای امثال ما به وجود می آید متفاوت است. ما باید دقت کنیم که همیشه هر بی تقوایی نتیجه مشخصی برایمان دارد. اگر انسان اینطور باشد دیگر در این جامعه یک ذره کار خلاف نمی کند. همه تلاش بشر برای نجات از مشکلات و آگاهی است و این در تقوی است. خداوند فرمودند من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لایحتسب. پیامبر اعظم (ص) در باره این آیه فرمودند: لواخذالناس کلهم لهذه الایه لکفیتهم یعنی اگر تمام مردم این آیه را بگیرند کفایت می کند! چون خدا فرموده کسی که با تقوی باشد درهای بسته را بسویش باز می کند. کسی که بر اساس فطرت و شرع و عقل رفتار کند مشکلات برایش حل می شود،درهای بسته بسویش باز می شود. حضرت یوسف(ع) بسوی در بسته رفت اما این در برایش باز شد! دری که آن موقع باز نمی شد و هیچکس هم نمی توانست باز کند، این در که با کلید مخصوص سلطنتی و در مواقعی خاص باز می شد به رویش باز شد. او را در چاه انداختند ولی به تخت سلطنت رسید. من یتق الله یجعل له مخرجا و لذا راه نجات از مشکلات تقوی است، با تقوی مشکلات شکلات می شود! شیرین می شود و یرزقه من حیث لایحتسب یعنی از جاهایی که گمان و حساب نمی کند روزی های مادی و معنوی برایش می رسد. یک دانشمند نیاز به الهامات و جذبات معنوی دارد وگرنه در این عمر کم و این کارهای زیاد نمی شود انسان به مقاصد بلند برسد و زمینه الهامات تقوی است!

· این الله اکبر که در نماز می گوییم یعنی خدا بزرگ است و دیگر هیچ. هیچ چیز ارزش ندارد جز خدا. وقتی فقط خدا پیش آنها ارزش داشت به همان لااله الالله که به قول رسول اکرم(ص) سبب خداشناسی و رستگاری است رسیده اند. کسی هم که خدا شناس شد دیگر نه حسادت دارد، نه کبر دارد، نه بخل دارد، نه خودبینی دارد، نه خودخواهی دارد! این صفات و رذایل و فضایل زنجیری است! یک رذیله رذیله دیگر را می آورد، یک فضیله فضایل دیگر را با خود می آورد! اما اصل فضیلت توحید است. اگر موحد شد دیگر هیچ بدی نمی کند، بدی ندارد، نیت بد نمی کند و ... تمام صفات تابع این کلمه است که خدا پیش آنها بزرگ است و دیگر هیچ چیز ارزش ندارد. در جنب خدا هیچ چیز ارزش ندارد! البته با توجه به ارزش هایی که خدا قرار داده، حب محبوب خداوند هم حب خداوند است!

· تقوی مساوی است با احساس مسؤلیت در برابر پروردگار و عدم بی تفاوتی در باره جامعه و عقاید مردم، از بی رنگی در آمدن و جامه صبغه الهی پوشیدن صبغه الله و من احسن من الله صبغه. تقوی منجی عقیده از سرگردانی و جهت دهندة آن است و لذا یک انسان دارای تقوی و یک متقی واقعی یعنی کسی که به دستورات الهی پایبند است.

· نتیجه تقوی این است که همه کارهای انسان اصلاح می شود!

· نفسانیات کار را سخت می کند وگرنه تقوی سخت نیست. حضرت آیت الله دستغیب می فرمودند: اگر هزار دکتر بگویند این میوه یا غذا برای شما بد است ولی شما میل داشته باشید حتی اگر یک بچه بگوید دکتر اشتباه می کند از آن استفاده می کنید. مبداء میل مهم است! اگر انسان بر اساس فطرت و عقل می خواهد حرکت کند آنچه که برایش خوب است را انتخاب میکند نه آن چیزی که می خواهم! بنده معتقدم که منظور از متقین در آیه مبارکه ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین کسانی هستند که طالب حق می باشند. حد اقل باید انسان دنبال حق باشد تا هدایت شود ... بعد کم کم راه بازتر می شود ...

· شهوت فقط جنسی نیست! دستبوسی هم شهوت است! ریاست هم شهوت است! دلش می خواهد رساله بنویسد، شهوت نوشتن دارد! شهوت حرف زدن دارد!

· گاهی انسان به خاطر یک شهوت پا روی همه چیز خود می گذارد! شخصیت اجتماعی اش، شخصیت خانوادگی اش ، خدمات و کمالاتش را به خاطر یک شهوت قربانی می کند!

· تنها توشه ای که در جهان باقی به درد می خورد تقوی است.

· تقوی لباسی است که موجب زینت و حفاظت انسان و پوشش عیوب می شود.

· بهشت برای اهل تقوی است.

· خداوند اهل تقوی و صبر را مدح و ثنا کرده است.

· تقوی انسان را از کید دشمنان محافظت می کند.

· تقوی موجب نصرت الهی می شود.

· تقوی موجب اصلاح عمل و بخشش گناه می گردد.

· تقوی موجب محبت الهی می شود.

· تقوی باعث قبولی اعمال می گردد.

· تقوی ملاک و موجب اکرام است.

· تقوی سبب بشارت در موقع مرگ می شود.

· تقوی موجبات نجات از عذاب الهی را فراهم می کند.

· همه در جهنم وارد می شوند فقط اهل تقوی موقع ورود از سوختن مصون می مانند.

· بهشت برای متقین آماده شده است.

· نجات از شداید و مصیبات و مشکلات با تقوی امکان پذیر است.

· اقل تقوی این است که انسان طالب حق باشد. اگر دینی هم ندارد اگر حرف حقی از یک بچه هم شنید قبول کند. باید تابع حق بود.

· می گویند آقای بهاءالدینی را در خواب دیدند فرمود که اینجا تقوی به درد می خورد! البته درست است قرآن نیز در بیداری همین را فرموده است.
منبع : فردا
دسته ها : مذهبی - سخنرانی
دوشنبه بیست و ششم 5 1388
درخواست مراجع برای چاپ قرآن با خط ایرانی
آیت الله شیخ لطف الله صافی گلپایگانی در دیدار مدیر و معاونان اداره اوقاف استان قم در تاریخ شش مهرماه سال 87 خواستار چاپ قرآنی با رسم الخط بومی شد.
ایرنا: مراجع عظام تقلید در پاسخ به استفتاء خبرگزاری جمهوری اسلامی با اشاره به اغلاط رسم الخط عثمان طه و ظرفیت خطاطان و نویسندگان ایرانی، خواستار تجدید نظر در چاپ قرآن عثمان طه و چاپ قرآن با رسم الخط ایرانی شیعی شدند.

هنوز در بسیاری از منازل قدیمی تر ها و آنها که پایبندی خویش را به ایران و ایرانی حفظ کرده اند، قرآن هایی زیبا با خط خوشنویسان شهیر ایرانی مانند "احمد بن شمس‌الدین محمد نیریزی" یا "میرزا احمد نیریزی"، ملقب به "سلطانی" وجود دارد که از وی تاکنون کتابت 99 مجلد قرآن و بسیاری از ادعیه به جای مانده است که در نوع خود بی بدیل است.

قرآن هایی نیز به خط "ابن بواب"، "ابن مقله"، "احمد زنجانی معصومی"، "طاهر تبریزی"، "علیرضا عباسی تبریزی"، "محمدرضا امامی"، "یاقوت مستعصمی" و بسیاری دیگر از کاتبان وحی که آشنا به خطوط فارسی و عربی بوده اند را می توانستیم ببینیم؛ اما در سالهای اخیر با سرمایه گذاری هنگفت عربستان در طول مراسم حج و سایر ایام سال، قرآنی که دارای ویژگی های جدیدی بود، منتشر شد و گسترش یافت.

این قرآن را عثمان طه کتابت کرده است. وی فردی است سوری که در مدینه زندگی می کند، فارسی را بلد است ، به خط نستعلیق علاقه مند است و اولین کتابت قرآن را از سی سالگی شروع کرده است.او به ایران نیامده ولی زبان فارسی را شکر و زبان ترکی را هنر می داند، شیوه نگارش او تلفیقی از دو قرآن قدیمی ترکی و مصری است. تذهیب آن را پسرش انجام می دهد و تاکنون چهار بار موفق به کتابت قرآن شده است.

براین اساس ، آیت الله ناصر مکارم شیرازی، از مراجع عظام تقلید در تاریخ 20 آذر 1386 در دیدار معاون دارالقرآن الکریم سازمان تبلیغات اسلامی از چاپ قرآن هاى عثمان طه انتقاد کرد و گفت: "قرآن عثمان طه که با سرمایه هاى فراوان عربستان سعودى چاپ و منتشر شده و در ایام حج تبلیغ این قرآن ها مى شود، اشکالات فراوانى دارد. مقدار زیادى از این اشکالات از رسم الخط است. این رسم الخط در زمان پیامبر اکرم(ص)قطعاً نبوده و بعداً وارد شده است، که حتى باعث گمراهى و اشتباه خوانندگان مى شود، به علاوه قرآن عثمان طه غلط هاى متعددى دارد که مربوط به رسم الخط است و باید اصلاح شود."

این اشاره موجی از اعتراضات را برانگیخت ولی ره به جایی نبرد و چاپ این قرآن در داخل و ورود آن از طریق مرزهایی خارجی هنوز ادامه دارد تا اینکه بار دیگر این انتقاد ازسوی یکی دیگر از مراجع عظام تقلید شنیده شد.

آیت الله شیخ لطف الله صافی گلپایگانی در دیدار مدیر و معاونان اداره اوقاف استان قم در تاریخ شش مهرماه سال 87 خواستار چاپ قرآنی با رسم الخط بومی شد.

خبرگزاری جمهوری اسلامی برهمین اساس نظر مراجع عظام تقلید درخصوص چاپ قرآن با رسم الخط عثمان طه را جویا شده است.

*آیت الله ناصر مکارم شیرازی در پاسخ به این استفتاء، با تاکید مجدد بر سخنان پیشین خویش اظهار داشت: رسم الخط عثمان طه اغلاط زیادی دارد که باید اصلاح شود.

وی از انتشار کتابی در همین زمینه خبر داد و تصریح کرد: این کتاب که به زودی و به خواست خدا منتشر می شود اشتباهات قرآن با کتابت عثمان طه را در شش گروه بیان می کند.

این مرجع تقلید در خصوص جایگزینی رسم الخط های ایرانی و شیعی در مراکز مهم چاپ و نشر قرآن کریم در ایران خاطرنشان کرد: چناچه بتوان قرآنی به سبک عثمان طه و مطابق صفحات آن نوشت و آن اغلاط اصلاح شود، بر قرآن مطابق با رسم الخط فعلی ترجیح دارد.

*آیت الله یوسف صانعی نیز با ابراز نگرانی از گسترش روز افزون رسم الخط عثمان طه در جامعه شیعی ایران، اظهار داشت: یکی از اموری که در سالهای اخیر این حقیر از آن رنج می بردم نگارش قرآن با رسم الخط های غیر ایرانی و غیر شیعی بوده است .

وی افزود: قطع نظر از آنکه تبعیت و پیروی از اینگونه رسم الخط ها بدون توجه به احسن بودن آنها خود امری مذموم . خلاف عزت و حکمت است.

این مرجع تقلید با اشاره به عدم آشنایی همگان با رسم الخط عثمان طه تصریح کرد: به دلیل این عدم آشنایی برداشتهای نادرستی از قرآن می شود که این خود خسران و ضرری جبران ناپذیر است.
آیت الله صانعی با تاکید بر اینکه حفظ همه جانبه قرآن از تکالیف واجب و سنگین است، تصریح کرد: طبع قرآن به رسم الخط های ایرانی و شیعی برای جلوگیری از احتمال اشتباه و غلط در خواندن و برداشت از آن حتی نسبت به افرادی که تسلط بر قرآن ندارند، نه تنها مطلوب و مرغوب است بلکه واجب و فرض است.

وی معتقد است که مسئله جلوگیری از غلط و سهو در قرآن از آنچنان اهمیتی برخوردار است که احتمال آن منجزّ است و مجرای برائت و اصل اباحه نمی باشد.

این مرجع تقلید با اشاره به آیه "فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه" خاطرنشان کرد: رعایت جهات محسنه(خوب) و جالبی که در رسم الخط عثمان طه و سایر رسم الخط های غیر ایرانی و غیر شیعی وجود دارد و امروزه مورد توجه و مطلوب است، از باب تبعیت از احسن(بهترین) امری پسندیده است.

*آیت الله حسین نوری همدانی هم در پاسخ به ایرنا ، با ابراز نگرانی ازگسترش روز افزون رسم الخط عثمان طه در جوامع مسلمین اظهار داشت: رسم الخط عثمان طه دارای اغلاط املایی و رسم الخطی است.

این مرجع تقلید درخصوص جایگزینی رسم الخط دیگری بجای عثمان طه تصریح کرد: لازم است رسم الخطهای ایرانی و شیعی و هم رسم الخطی که از اغلاط منزه باشد، از طریق مراکز مهم و بزرگ چاپ و نشر قرآن، جایگزین رسم الخط عثمان طه گردد.

* آیت الله شیخ لطف الله صافی گلپایگانی با تکرار انتقاد خود از فراگیر شدن رسم الخط عثمان طه خواستار استفاده از موقوفات برای چاپ و گسترش کتب اسلامی و بخصوص قرآنی شد.

این مرجع تقلید با اشاره به اینکه امروز قرآن موجود در اکثر خانه‌های شیعیان با رسم الخط عثمان طه است، تصریح کرد: باید قرآنی زیبا با رسم الخطی زیبا و در تعداد زیادی چاپ شود سپس با ارائه آن در دنیا، مکتب تشیع، جمهوری اسلامی و ایران را معرفی کنیم.

وی با تاکید بر اینکه قرآن، قرآن است و برای ما قابل احترام، خاطرنشان کرد: عدم وجود قرآنی با رسم الخط بومی و حاجت پیدا کردن به غیر، اسباب شرمندگی است.

آیت الله صافی گلپایگانی افزود: لازم است تا اداره اوقاف و وزارت ارشاد با همکاری هم و از بودجه‌های کلانی که در اختیار دارند به این امر اهتمام کنند.

*آیت الله جعفر سبحانی نیز تصحیح رسم‌الخط عثمان طه را ضروری دانست و گفت: باید با استفاده از ظرفیت خطاطان و نویسندگان مستعد کشور، ضمن حفظ اصالت‌های رسم‌الخط قرآنی، اشکالات موجود در خط عثمان طه رفع شود.

وی با اشاره به مشکلات روخوانی قرآن با خط عثمان طه خواستار تجدید نظر در چاپ قرآن عثمان طه شد و گفت که مردم در خواندن این رسم الخط دچار مشکلات فراوان می شوند و با توجه به این مشکلات نباید قرآن کریم با این خط چاپ شود.
منبع : فردا
دسته ها : مذهبی - خبر
دوشنبه بیست و ششم 5 1388
۲۴ مرداد ۱۳۸۸
یکی از مراجع عظام تقلید با اشاره به بی‌احترامی وهابیون به زائران حج عمره تاکید کرد: «اگر با پیگیری مسئولان دولتی، این بی‌احترامی‌ها متوقف نشود، حج عمره را تحریم می‌کنیم.»

به گزارش ایرنا، آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی در جمع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی، بی‌احترامی وهابیون عربستان به زائران حج عمره را محکوم کرد و خواستار متوقف شدن اینگونه بی‌احترامی‌ها شد. وی گفت: «بی‌احترامی وهابیون عربستان به زائران حج عمره، سند و نشانگر کفایت نداشتن آنان برای نگهداری حرمین شریفین است.»
دسته ها : مذهبی - خبر - فتوی
شنبه بیست و چهارم 5 1388
مکتب علی کناره‌گیری ازحکومت را بردروغ ترجیح می‌دهد
هی بگیم علی. نه ما باید بگوییم معاویه،یزید.علی کجاست؟علی قاتلش را سفارش می‌کند، من کسی باهام مخالفت کند نانش را می برم...انقلاب عظیم ما تجربه خوبی بود اما متاسفانه خودسازی کم بود. افرادی ممکن است با دست بوسی سوار شوند! ما به امثال مدرس نیاز داریم
آینده، سرویس فرهنگی: با توجه با استقبال مخاطبان سایت از مباحث اخلاقی و اجتماعی حضرت آیت الله امجد، فرازهایی از 3 سخنرانی اخیر ایشان که تلخیص شده، در ادامه می‌آید:

مکتب حضرت امیر (ع) کناره گیری از حکومت را بر دروغ گفتن برای رسیدن به حکومت ترجیح می دهد. شاید می شد یک دروغ را توجیه کرد اما دیگر از هدایت خبری نبود! حکومتی که با دروغ برسرکار بیاد باید با شمشیر حفظ شود و جز اجبار و زور چیزی از آن عاید انسانها نمی شود! ...

به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من / چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا. حالا اگر کسی با ما مخالفت کند نانش را می بریم . هی بگیم علی علی . آقا نه ما باید بگوییم معاویه معاویه یزید . علی کجاست؟ علی قاتلش را سفارش می کند من کسی باهام مخالفت کند نانش را می برم. نان دادن هنر است یا نان بریدن .

در این کشور نه انتقاد است نق نق مردم هم زیاد است نق نق های مردم خطرناک است انتقاد نباشد برای کشور خطرناک است مردم فکر دارند شعور دارند نباید طوری بشود که در اتوبوس و این ور و آن ور نق بزنند انتقاد نکردن معاویه را می سازد و نق نق زدن ها علی را می کشد.

نباید موضوع تقوی را با وسواس! اشتباه کرد. وسواس نوعی بی تقوایی است. نباید مسائل شرعی را به گونه ای مطرح کرد که مردم به وسواس بیفتند. دین اسلام دین سمحه سهله است. اسلام دین تعبد است. اصول دین تعقلی است اما احکام تعبدی است! نباید در این موارد اینقدر سخت گرفت. انسان وسواسی اگر راست می گوید باید جلوی زبانش را بگیرد. تهمت می زند، دروغ می گوید، ... اما صد مرتبه خود را آب می کشد! مردم آزاری نکن. تقوی یعنی خدا داری!

... غالب مشکلات فردی و اجتماعی که با آن دست به گریبان هستیم دقیقا و مسلما ناشی از ضعفهای اخلاقی ما است و مشکلات و گرفتاریهای و بن بستهای جهانی نیز درست از فقراخلاقی جامعه ها و مخصوصا سران بسیاری از کشورهای جهان سرچشمه میگیرد. آری اخلاق سرمایه اصلی اقوام و ملت ها است اخلاق کلید حل مشکلات مهم اجتماعی است . اخلاق خمیر مایه تمدن و ستون فقرات یک زندگی اجتماعی سالم است و اخلاق بهترین وسیله انسان در سیر الهی است. بهمین دلیل تا مسائل اخلاقی در جوامع انسانی حل نشود، هیچ مسئله ای حل نخواهد شد. و باز به همین دلیل تهذیب نفوس و تزکیه قلوب و تکمیل مکارم اخلاق به عنوان یکی از اهداف اصلی بعثت پیامبر اسلام در کتاب آسمانی قرآن و روایت اسلامی بیان شده است پیشوایان اسلام و بزرگان دین قسمت عمده عمر پربرکت خود را برای این منظور صرف کرده اند.

تعریف و تمجیدهای دیگران حتی تعریف امام معصوم نیز مشکلی از ما را حل نمی کند. مگر اینکه امام معصوم دعا کند که عاقبت به خیر شویم یا خبر دهد که عاقبت به خیر هستیم. مهم عاقبت به خیر شدن است. به قول حضرت آیت الله بهجت: شیطان تا آخرین لحظه با انسان کار دارد. ایشان به همین علت اجازه ندادند تا موقعی که در قید حیات هستند برایشان کنگره بزرگداشت گرفته شود. شیطان قسم خورده است که همه ما را گمراه کند. هرکسی را به طریقی گمراه می کند. از طریق منبر، از طریق مداحی، از طریق عبادت، از طریق نمازشب، ... علامتش این است که ما پیش خودمان مغرور می شویم! و عاقبت به شری مربوط به غرور است و هرکس پیش خدا شکسته نفسی کند عاقبت به خیر است. با کمی تمرین می توان به این باور رسید که دیگران بهتر از ما هستند و ما بدتر از دیگران!

· حساب دستگاه الهی با حسابهایی که ما داریم متفاوت است. آیا ارزش آن دختر جوان مسیحی که به دورافتاده ترین نقاط آفریقا می رود و مردم را به نام حضرت مسیح(ع) به بهداشت دعوت می کند و مردم را به دین علاقمند می کند با من که هر روز زیارت عاشورا و نماز شب هم می خوانم، ولی به احدی رحم و مروت ندارم یکسان است؟! آنچه مسلم است این است که باید درون اصلاح شود. اگر هدف اصلاح درون باشد، خداوند وسایل هدایت را فراهم می کند. اینجانب اعتقاد داشتم حتی این مارکسیست هایی که در دوران انقلاب در تظاهرات شرکت می کنند اگر کشته شوند بعید نیست شهید باشند. به هر حال رحمت خدا بر غضب او سبقت دارد. ما از این جهت خیلی امیدوار هستیم که مخالف خدا نیستیم و خدا هم ارحم الراحمین است. هر چیزی به جای خودش! ... جوان باید از گناهان گذشته خود استغفار کند و دیگر گناه نکند و پیرمرد هم باید به لطف و رحمت بی منتهای خدا امیدوار باشد! ... چیزهایی هست که باعث عاقبت به خیری می شود به عنوان نمونه خدمت به بندگان خدا باعث عاقبت به خیری می شود. چیزهایی هم باعث عاقبت به شری می شود. ... تشخیص اینکه در کجا چه باید کرد ظرافتهای خاصی دارد. هیچ کس نباید به خودش مغرور شود. انسان باید همه را بهشتی بداند و خود را جهنمی و سعی کند تا خود را از جهنم نجات دهد و بعد هم به دنبال نجات مردم باشد!

· پرهیز به معنی کناره گیری یا انزوا نیست. پرهیز در متن اجتماع و در حین انجام عمل اتفاق می افتد. باید وارد اجتماع شد اما دروغ نگفت! باید از این آتش ترسید و مال یتیم را نخورد! اتقو یوما، اتقوا ... یعنی پروا کنید نه اینکه انزوا کنید. اسلام دین اجتماعی است. وظیفه انسان این است که خودش را بسازد و وارد جامعه شود ... وظایف افراد هم با هم فرق می کند. یکی ممکن است ذخیره باشد. در تاریکی نشسته اما روشنایی را می بیند. منتظر انجام وظیفه است. در موقع خودش وارد می شود و وظیفه اش را انجام می دهد! معمولا هم نقطه عطفی را به وجود می آورد! با یک حرکت یک مملکت را نجات می دهد. هر کس حد خودش را نگهدارد بهترین خدمت را به جامعه کرده است. برای ما ورود به جامعه و تحمل سختی ها و شنیدن ناسزاها و ... باعث خودسازی می شود. تقوی یعنی حضور در صحنه و پروا از خداوند! ... شناخت حد خود نیز بسیار مهم است. نباید در موقعیتی وارد شد که از طاقت و توان خارج است. انقلاب ما انقلاب عظیم و تجربه خوبی بود اما متاسفانه خودسازی کم بود. افرادی ممکن است گاهی با دست بوسی سوار شوند! ما به امثال مدرس نیاز داریم. خدا رحمت کند او را

· شهوت فقط جنسی نیست! دستبوسی هم شهوت است! ریاست هم شهوت است! دلش می خواهد رساله بنویسد، شهوت نوشتن دارد! شهوت حرف زدن دارد
مبع : آینده
دسته ها : مذهبی - سخنرانی
پنج شنبه بیست و دوم 5 1388
X