دسته
وبلاگهاي برگزيده
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1827807
تعداد نوشته ها : 1695
تعداد نظرات : 564
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

یا مهدی ... 

بر وسعت کویری دل هایمان ببار

 

مُردیم بی تو ، بر تن هر مرده جان ! ببار

 

ای از تبار آبی ممتد و روشنی

 

بر شوره زار ظلمت جان بی امان ببار

 

هنگام تشنگی و در این سوز آفتاب

 

ای ابر عاشقی که شدی سایبان ببار

 

خشکیده شد درخت زمان از نبودنت

 

اشکانه از دو چشم تن و آسمان ببار

 

مثل حضور شبنم گلبرگ نسترن

 

در امتداد صبح غزل هایمان ببار

 

 روح الله ستایش احدی

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
يکشنبه دهم 8 1388

طنز / Dumb and dumber

شهرام شکیبا  - اعمال به نیت‌هاست که سنجیده می‌شود. خب، جماعت نیت کرده‌اند تا مسابقات بین‌المللی باشد. ولی دو سال است پول ندارند مهمان خارجی دعوت کنند. حالا باید طعنه بشنوند؟

دیروز در همین صفحه یک روزنامه خودمان یک خبر ناب چاپ شده بود. گویا دو نفر دزد جوان آمریکایی در شهری کوچک برای تغییر چهره از ماژیک مشکی استفاده کرده بودند اما ماژیکی که رنگش پاک نمی‌شود. لذا به سرعت با سر و صورت سیاه تابلو شده‌اند و به دام پلیس افتاده‌اند.

کاربلد نیستند دیگر. آدم وقتی می‌خواهد خلاف کند، باید حواسش را جمع کند و طوری کارها را انجام بدهد که ردپایی باقی نماند. سیاهکاری و سیاهبازی لازمه خلاف است. اما به پاک کردن به موقع آن حتماً باید دقت شود. آدمیزاد باید به قدری بعد از سیاهکاری سفید جلوه کند که بتواند مدعی هم بشود و تقاضای اعاده حیثیت هم بکند. کی گفته آمریکایی جماعت از ما باهوش‌تر است؟ یک دوره فشرده بیایند اینجا، کار یادشان بدهیم که انگشت به دهان بمانند.

مسابقات داخلی بین‌المللی

دیروز به شدت با همکاران سرویس ورزش روزنامه درگیر شدم. از بابت گزارششان برای هجدهمین دوره مسابقات بین‌المللی آبادان. دوستان گفته بودند چرا مسابقات بین‌المللی، بدون خارجی‌ها برگزار می‌شود. انگار اصلاً حواسشان نیست که «الاعمال بالنیات». اعمال به نیت‌هاست که سنجیده می‌شود. خب، جماعت نیت کرده‌اند تا مسابقات بین‌المللی باشد. ولی دو سال است پول ندارند مهمان خارجی دعوت کنند. حالا باید طعنه بشنوند؟ این کار دوستان ورزشی‌نویس بی‌انصافی است.

در همین مملکت خودمان چقدر وعده‌وعید و طرح و اینها داریم که حین مسافرت‌ها یا جلسات یا بازدیدهای گوناگون گفته می‌شود، ولی به اجرا نمی‌رسد؟ باید از بابتش طعنه بزنیم. خب امکاناتش نیست، وگرنه انجام می‌شد. مهم نیت است، الباقی‌اش حواشی امور به حساب می‌آید.

میرزاکوچک‌خان، زنان شد

در خبرها خواندم که بیمارستان «میرزاکوچک‌خان» به بیمارستان تخصصی بیماری‌های زنان و زایمان تغییر نام داده است. خیلی خوب است. وقتی بابت اینکه زنان هم بیمار می‌شوند، رئیس‌جمهور می‌گوید باید وزیر بهداشتمان زن باشد، خب لابد بیمارستان ویژه هم لازم داریم. فقط کاش یک بیمارستانی انتخاب می‌کردند که هیبت صاحب اسم قبلی‌اش این همه مردانه نباشد. برای تبدیل به بیمارستان زنان به نظرم بیمارستان آغامحمدخان قاجار مناسب‌تر بود تا میرزاکوچک‌خان.

کتاب‌های دخترانه

محی‌الدین بهرام محمدیان، معاون پژوهشی وزیر آموزش و پرورش و رئیس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی کشور گفته: «در نظر داریم برای دختران که نیازها و علایق خاصی دارند، علاوه بر کتاب‌هایی که برای عموم دانش‌آموزان تألیف کردیم، کتاب‌های ویژه‌ای تألیف کنیم.»

1- بسیار خوب است. خودمان یک چیزهایی بلدیم، ولی اگر ممکن است کمی درباره «نیازها» و «علایق خاص» توضیح بدهید که روشن‌تر شویم.

2- پسرها، «نیازها»‌و «علایق خاص»‌ ندارند؟ چرا برای دل آنها هم یک کتاب‌هایی تألیف نمی‌کنید؟

3- اگر بر فرض محال پسری کتاب‌های دختران را خواند و با «نیازها» و «علایق خاص» آشنا شد، حکمش چیست؟

4- این «نیازها» و «علایق خاص» معلم ویژه و جداگانه‌ای دارد یا همان معلم‌های قبلی آنها را درس می‌دهند؟

منبع : خبر آن لاین

دسته ها : ادبی - طنز - سیاسی
يکشنبه دهم 8 1388

                                    ای غایب از نظر ...

 

آبی‌تر از نگاه تو پیدا نمی‌شود

دریا بدون چشم تو معنا نمی‌شود

تو آنقدر بزرگی و عاشق که وصف تو

در شعر ناسروده من جا نمی‌شود

در انتظار تو. به که باید پناه برد

وقتی که پلک پنجره‌ها وا نمی‌شود

این آسمان شب‌زده این لحظه‌های تار

در غیبت حضور تو فردا نمی‌شود

بغضی که راه حنجره‌ام را گرفته است

جز با حضور چشم تو دریا نمی‌شود

 

محبوبه بزم آرا ـ خراسان

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
يکشنبه دهم 8 1388

                                           یا مهدی ....

 

چه می‌ِشد اگر او مرا می‌سرود

هجا در هجا در هجا می‌سرود

دلم پوک و پوسیده شد کاشکی

مرا باز یک ماجرا می‌سرود

و یا مثل تصویر یک حنجره

صدای مرا بی صدا می‌سرود

سکوتی زبان بسته‌ام کرده است

دلم را زبان شما می‌سرود

زمانی نت گامهای مرا

همین کوچه پس کوچه‌ها می‌سرود

دلی از تباری دگر داشتم

که یا شروه می‎‌خواند یا می‌سرود

 

                                   بلقیس بهزادی ـ کرمانشاه

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
يکشنبه دهم 8 1388

السلام علیک یا امام العصر و الزمان ... 

 

امام عصر! گلویم فشرده از درد است

هنوز حال و هوای قبیله‌ام سرد است

قسم به چهره نورانیت که پنهان است

قسم به دست دعایت که رحمت از آن است

قسم به ناله جانسوز شام عاشورا

قسم به نور هدایت، امام عاشورا

قسم به روح شهیدی که غرق لبخند است

قسم به جسم شهیدی که پشت اروند است

شب بسیجی تو با حسین می‌گذرد

و با صحیفه پیر خمین می‌گذرد

دم بسیجی سید، دم مسیحایی است

اگر اشاره کند پا و سر تماشایی است

اگر ز پای خود اکنون فتاده‌اند آنها

اگر دو چشم خود از دست داده‌اند آنها

اگر ز بعد شبی که ستاره می‌چینند

دو دست عاشق خود را دگر نمی‌بینند

بدان نهایت رویایشان ظهور شماست

و روشنایی چشمانشان حضور شماست

 

                                                محسن جلالی ـ مرکزی

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
يکشنبه دهم 8 1388
شعر زیبای اخوان ثالث در وصف امام رضا(ع)
اى على موسى الرضا! ای پاکمرد یثربى، در توس خوابیده! من تو را بیدار مى دانم.

زنده تر، روشن تر از خورشید عالم تاب
از فروغ و فرّ و شور زندگى سرشار مى دانم
گر چه پندارند: دیرى هست، همچون قطره ها در خاک
رفته اى در ژرفناى خواب
لیکن اى پاکیزه باران بهشت! اى روح! اى روشناى آب!
من تو را بیدار ابرى پاک و رحمت بار مى دانم
اى (چو بختم) خفته در آن تنگناى زادگاهم توس!
ـ (در کنار دون تبهکارى که شیر پیر پاک آیین، پدرت
آن روح رحمان را به زندان کشت) ـ
من تو را بیدارتر از روح و راح صبح، با آن طرّه زرتار مى دانم
من تو را بى هیچ تردیدى (که دلها را کند تاریک)
زنده تر، تابنده تر از هر چه خورشید است، در هر کهکشانى، دور یا نزدیک،
خواه پیدا، خواه پوشیده
در نهان تر پرده اسرار مى دانم
با هزارى و دوصد، بل بیشتر، عمرت،
اى جوانى و جوان جاودان، اى پور پاینده!
مهربان خورشید تابنده!
این غمین همشهرى پیرت،
این غریبِ مُلکِ رى، دور از تو دلگیرت،
با تو دارد حاجتى، دَردى که بى شک از تو پنهان نیست،
وز تو جوید (در نهانى) راه و درمانى.
جاودان جان جهان! خورشید عالم تاب!
این غمین همشهرى پیر غریبت را، دلش تاریک تر از خاک،
یا على موسى الرضا! دریاب.
چون پدرت، این خسته دل زندانىِ دَردى روان کُش را،
یا على موسى الرضا! دریاب، درمان بخش.
یا على موسى الرضا! دریاب.

                                           
                                            مهدی اخوان ثالث
دسته ها : ادبی - مذهبی - شعر
يکشنبه دهم 8 1388

                      السلام علیک یا مولا ...

من گریه می ریزم به پای جاده ات، تا
آئینه کاری کرده باشم مقدمت را

اوّل ضمیر غائب مفرد کجائی؟
ای پاسخ آدینه های پر معمّا


بی تو سرودیم آنچه باید می سرودیم
یعنی در آوردیم بابای غزل را

حتمّی ِ بی چون و چرای سبز برگرد...
راحت شویم از دست اما و اگرها

آب و هوای خیمه ی سبزت چگونه است؟
اینجا گهی سرد است و گاهی نیست گرما

بهر ظهور امروز هم روز بدی نیست
ای تکسوار جاده های رو به فردا

آقا، صدای پای سبز مرکب توست
تنها جواب اینهمه "می آید آیا؟"

یک جمعه می بینید نگاه شرقی ِ من
خورشید پیدا می شود از غروب دنیا

آقا نماز جمعه ی این هفته با تو
پای برهنه آمدن تا کوفه با ما

 

                                                         علی اکبر لطیفیان

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
يکشنبه دهم 8 1388

                                              تقدیم به امام زمان

آیا شود که گوشه چشمی به ماکنی؟
مثل همیشه حاجت ما را روا کنی؟

از درگه عنایت تو ما کجا رویم؟
وقتی نظر به سائل بی دست و پا کنی

عمری بود که مست می ناب تو شدیم
کی جام ما پر زسبوی ولا کنی؟

از لطف توست بر سر خوانت نشستته ایم
ممنون تو زمرحمتی که به ما کنی

دست محبتی تو بکش بر وجودمان
کی می شود جانب ما هم نگا کنی؟

بی عشق تو زندگی ما فلج شده
باشد که تو این گره بسته وا کنی

دستان ما جدا زحریمت نمی شود
تا در سحر وقت نمازت دعا کنی

                                      مرنضی شاهمندی
دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
يکشنبه دهم 8 1388

                                          یا صاحب العصر و الزمان ....

 

عمر خودرا همه بایاد تو سر خواهم کرد
شب غم را به خیال تو سحر خواهم کرد


وصف خال لب زیبای تو مجنونم کرد
از پی لیلی حُسن تو سفر خواهم کرد


بر در میکده عشق تو آیم شب و روز
لب خود را زمی ناب تو تر خواهم کرد


دوری وصل وفراق تو کند محزونم
غم هجران تو را اشک بصر خواهم کرد


گر چه هردم بزند دشمن تو طعنه ولی
دلخوشم زانکه نگه بر تو قمر خواهم کرد


گردش چشم سیاهت دلم از کف برده
عاقبت بر رخ ماه تو نظر خواهم کرد


هر طرف مینگرم جلوه روی مه توست
چشم کوته نظر از پرده به درخواهم کرد


گر بیایی و قدم بر دل من بگذاری
دیده را فرش رهت وقت گذر خواهم کرد

 

                                                 مرتضی شاهمندی

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
يکشنبه دهم 8 1388

" دوازده "

من حقّم است هشت گرفتم چرا که من
یک جمله هم نساخته ام با دوازده

با چند نمره  باشد اگر  رد نمی شوی
یک ، دو ، سه ، ... ، هفت ، هشت، نَه آقا دوازده

بی تو تمامِ اهل قیامت رفوزه اند
ای نمرۀ قبولی ِ دنیا، دوازده

000

ثانیه های کـُند توسل می آورند
یا "صاحب الزمان خدا" یا "دوازده"

حالا که ساعت تو و چشم خدا یکی است
آقا چقدر مانده زمان تا دوازده

امروز اگر نشد ولی یکروز می شود
ساعت به وقت شرعی زهرا (س) دوازده

 

                                                              علی اکبر لطیفیان

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
يکشنبه دهم 8 1388

یا صاحب ا لزمان ادرکنی ....

یک   عمر به   دل   دادگی    یار    نشستیم                           

افسوس  و  دریغا   به  وصالش  نرسیدیم

هر جمعه به   سر شد  به هلال  رخ   ماهش                           

هیهات  بجز حسرت  و   زاری   نچشیدیم

در عطر گلستان ولایت همه در حسرت  دیدار                          

عمری به  صفای گل   نرگس  چو هزاریم

دردایره عشق مگر منتظران را نظری نیست                            

ما را   نظری  کن   که   گرفتار   سرابیم

 این  برکه ی بی أب  نه جولان گه  ما  هست                           

ما  ماهی   دریای   فرج    تشنه ی   أبیم

ما چشم  نداریم بجز در گه پر فیض   ربوبی                           

یا رب  فرجی  کن  که  بسی غرق  گناهیم

ما منتظر مقدم  یار و    قدمش   منتظر   ما                            

من  در عجبم  تا  به  کجا  در تب و تابیم  

یا  رب  مددی  کن    که  این  عشق   نمیرد                           

گر عشق   بمیرد   همه  در   دام   فناییم

یاران  به وصالش نرسیدند ولی نیک رهیدند                           

ما  در چه  مرامیم    نه  اینیم  و نه  أنیم

یاران،   بخودأییم    و نگاهی   بخود   أریم                           

 این  وصل نشاید که  تا ما،   من  و ماییم    

 

 سید محمد علی اردهالی

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
يکشنبه دهم 8 1388
X