دسته
وبلاگهاي برگزيده
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1827845
تعداد نوشته ها : 1695
تعداد نظرات : 564
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
دعای روز دهم رمضان/ خدایا مرا از مقربان درگاهت قرار ده  
 


در دعای روز دهم ماه مبارک رمضان نزدیکی هرچه بیشتر به درگاه حق و برخورداری از لطف و کرم خالق هستی مورد توجه است .
دعای روز دهم ماه مبارک رمضان:

اَللّهُمَّ اجْعَلْنى فیهِ مِنَ الْمُتَوَکِّلینَ عَلَیْکَ
وَاجْعَلْنى فیهِ مِنَ الْفاَّئِزینَ لَدَیْکَ
وَاجْعَلْنى فیهِ مِنَ الْمُقَرَّبینَ اِلَیْکَ
بِاِحْسانِکَ یا غایَةَ الطّالِبینَ.

خدا مرا در این روز از متوکلان درگاهت قرار ده
و مقرر نما در این روز از کامروایان حضرتت
و مقربان درگاهت باشم
به حق احسانت ای نهایت همه جویندگان


گفتار نور:

قال رسول الله(ص): لو یعلم العبد ما فی رمضان لود ان یکون رمضان السنه.

پیامبر اکرم(ص): اگر بنده خدا می دانست که در ماه رمضان چه نهفته است، دوست می داشت که ماه رمضان یکسال باشد .

بحارالانوار، ج 93، ص 346

منع : بازیاب
دسته ها : مذهبی - دعا
دوشنبه نهم 6 1388
دعای روز نهم رمضان/ خدایا بهره‌ای از رحمت فراوانت نصیبم فرما  
 

توفیق بهره‌برداری از نعمتهای بیکران خالق هستی، راهنمایی به راههای مناسب و هدایت از جانب خداوند در دعای روز نهم ماه مبارک مورد تأکید و توجه قرار دارند .
دعای روز نهم ماه مبارک رمضان:

اللهمّ اجْعَلْ لی فیهِ نصیباً من رَحْمَتِکَ الواسِعَةِ
واهْدِنی فیهِ لِبراهِینِکَ السّاطِعَةِ
وخُذْ بناصیتی الى مَرْضاتِکَ الجامِعَةِ
بِمَحَبّتِکَ یا أمَلَ المُشْتاقین.

خدایا در این روز برایم بهره ای از رحمت فراوانت قرار ده
و در آن مرا به براهین و راههای درخشانت راهنمایی کن
و عنانم را در جهت رضایت همه جانبه ات در دست گیر
به حق مهربانی و محبتت ای آرزوی مشتاقان


گفتار نور:

قال الکاظم(ع): فطرک اخاک الصائم خیر من صیامک .

امام کاظم(ع): افطاری دادن به برادر روزه‌دارت از گرفتن روزه بهتر است .

کافی، ج 4، صلحه 68، ح 2
 

دسته ها : مذهبی - دعا
يکشنبه هشتم 6 1388
                                       فضیلت ماه رمضان در روایات  
 

ماه مبارک رمضان در حقیقت یکی از نعمات بزرگ پروردگار بوده که به منظور شستشوی وجود مان از گناهان به ما اعطاء گردیده است، لذا به هر خواهر و برادر با درک ماست تا از این لحظات گرانبها و از این شانس طلایی به منظور محو نمودن اشتباهات، خطاها و گناهانی که از ما سر زده است استفاده نماید ، و با باز گشت این ماه مبارک و پر فیض همزمان با آنکه از فواید طبی آن برخوردار می‌شویم، از فواید دنیوی و اخروی آن نیز مستفید گردیم. اینک در این مجموعه به امید آنکه گامی را در جهت پخش و گسترش احکام دینی خویش برداشته باشیم تعدادی از احادیث گرانمایه، حضرت رسول الله (ص) را جمع آوری نموده‌ایم تا همه از آن بهره‌مند شده و ما را نیز شامل دعاهای شبانه روزی خویش گردانند.

خوشا به حال آن خواهر و برادر که هر لحظه این ماه پر فیض و پر برکت را غنیمت شمرده و از آن در جهت مغفرت و بخشش گناهان‌شان استفاده نمایند و حسرت و افسوس به حال آن خواهر و برادری که با فرا رسیدن این ماه مبارک هنوز هم از خواب غفلت بیدار نگردیده و با بی‌تفاوتی و بدون احساس مسئولیت، به گناهان گذشته‌شان ادامه داده و از این شانس طلایی مستفید نمی‌گردنند.


رسول الله (ص) فرمود: خدای عزوجل می فرماید: هر عمل فرزند آدم برای اوست غیر از روزه که آن برای من است و من پاداش آنرا می دهم و روزه سپری است ( در مقابل دورخ یا گناهان ) و چون روز روزه، یکی از شما باشد ، باید ناسزا نگوئید، و فریاد نکشید و با کسی در گیر نشوید م اگر کسی او را دشنام داد و یا با او جنگ کرد باید بگوید: من روزه دارم و سوگند به ذاتی که جان مصطفی در ید اوست همانا بوی دهن روزه دار در نزد خداوند (ج) از بوی مشک نیکوتر است. و برای روزه‌دار دو شادی است که بدان شاد می‌شود، یکی که چون افطار کند، شاد میشود و دیگری که چون پروردگارش را ملاقات کند به روزه‌اش شاد می‌گردد.

این لفظ بخاری است و در روایتی از او آمده که روزه دار طعام، آشامیدنی و شهوت خود را از جهت من ترک میکند، روزه از برای من است و من بدان پاداش میدهم و حسنه به ده برابرش.

خدای عزوجل می‌فرماید: هر عمل فرزند آدم برای اوست غیر از روزه که آن برای من است و من پاداش آنرا می دهم و روزه سپری است (در مقابل دورخ یا گناهان)

در روایتی از مسلم آمده که هر عمل فرزند آدم چند برابر می‌شود نیکی به ده برابرش تا هفت‌صد برابرش - الله تعالی فرمود: مگر روزه که همانا از برای من است و من بدان پاداش میدهم - شهوت و طعام خود را به دستور من میگذارد و برای روزه دار دو شادی است یک شادی در وقت افطار ش و یک شادی در وقت ملاقات با پروردگارش و بوی دهن روزه دار در نزد خدای متعال از بوی مشک بهتر است.

ای مردم به شما ماه بزرگی رسیده. ماه مبارک، ماهی که در آن شبی است بهتر از هزار ماه. ماهی که خداوند روزه اش را فرض و قیام شبش را نفل قرار داده. کسی که به اجرای کاری نیکی تقرب جوید مانند آن است که فریضه را در ماه دیگری اداء نموده باشد. ماه صبر و ثواب صبر بهشت است، ماه دلجوئی است. ماهی است که روزی مومن در آن فراوان میشود. کسی که در آن روزه داری را افطاری میدهد، برای او با عث آمرزش گناهان و آزادی از آتش دوزخ میشود و به اندازهء اجر روزه دار به وی داده میشود بدون اینکه از ثواب روزه دار کاسته شود. گفتیم ای رسول خدا ، همگی ما توان افطار روزه دار را نخواهیم داشت. فرمود: این ثواب را کسی هم حاصل میکند که یک چشیدنی از شیر یا یک خرما و یا یک نوشیدنی آب به روزه دار بدهد و کسی که روزه داری را سیر می نماید، خدا او را از حوض من مینوشاند که تشنه نمی‌شود تا به بهشت داخل شود.

رمضان ماهی است که اولش رحمت، میانه اش مغفرت و آخرش آزادی از آتش است. کسی که بر زیر دستش در آن روز آسانی میکند، خدایش میامرزد و از آتش دوزخ آزادش میسازد.

برای شما ما مبارک رمضان آمده است که روزه ء آن را خداوند (ج) بالای شما فرض گردانیده که درین ماه دروازه های رحمت باز شده و دروازه های دوزخ بند میگردد و شیاطین بسته میشوند و در این ماه شبی وجود دارد که از هزاران ماه بهتر است و کسی که از خیر و برکت آن محروم گردد، در حقیقت کاملاً محروم گردیده است.

رسول الله (ص) در دههء اخیر رمضان اعتکاف نموده و می فرمود : شب قدر را در دههء اخیر رمضان جستجو کنید.

از عایشه روایت شده که گفت: گفتیم یا رسول الله (ص) اگر دانستم شب قدر کدام است در آن چه بگویم؟ فرمود بگو « اللهم انک عفو تحب العفو فاعف عنی » بار خدایا تو در گذرنده ای و گذشت را دوست داری پس از من در گذر.

کسیکه دروغگویی و عمل به دروغ پردازی را ترک ننمود، خدا به این حاجتی ندارد که وی خوردن و آشامیدن را ترک کند.

هرگاه روز روزه ء یکی از شما باشد، پس دشنام نداده و صدا بلند نکنید، و اگر کسی او را دشنام داد یا با او جنگ نمود باید بگوید : من روزه دارم.


رسول الله (ص) به چند دانه رطب ( خرمای تازه ) افطار می نمود. اگر خرمای تازه نمی بود، پس چند جرعه آب می نوشید.

رسول الله (ص) فرمود: خداوند عزوجل فرمود: محبوب ترین بندگانم نزدم کسی است که در افطار بیش از همه شتاب میکند.

رسول اکرم (ص) فرمود: فرق میان روزه، ما و روزهء اهل کتاب سحری کردن است.

سحری کنید زیرا در سحری ها برکت است.

چون رمضان آید، در های بهشت باز شده و در های دوزخ بسته گردد و شیاطین به زنجیر کشیده می‌شوند.

کسیکه یک روز از رمضان را غیر از رخصت و بیماری بخورد اگر تمام عمر خویش را روزه قضایی بگیرد آنرا جبران کرده نمی‌تواند.

رسول الله (ص) در رمضان تلاش و کوشش می کرد که در غیر آن نمی بود و در دهه ء اخیر رمضان سعی و کوشش می‌کرد که در غیر آن نمی نود.

رمضان ماهی است که اولش رحمت، میانه اش مغفرت و آخرش آزادی از آتش است. کسی که بر زیر دستش در آن روز آسانی میکند، خدایش میامرزد و از آتش دوزخ آزادش میسازد

روزه نیمه‌ی از صبر است و به همین دلیل مومن به آمدن ماه رمضان خوش می‌شود و سینه‌اش گشاده می‌گردد.

کسیکه بخاطر خداوند (ج) یک روز روزه میگیرد، خداوند او را به اندازه هفتاد سال از آتش دورخ دور میسازد.

هر آئینه در بهشت دری است که به آن ریان گفته میشود و روزه داران در روز قیامت از آن داخل میگردنند که هیچکس غیر از ایشان داخل نمیگردد. گفته میشود: روزه داران کجایند ، پس ایستاده میشوند و از آن کسی غیر از ایشان داخل نمی‌گردد و چون داخل شوند در بسته می‌شود و هیچکس از آن وارد نمی‌شود.

قال رسول الله (ص) :

إِنَّ ابواب السماء تفتح فى اول لیلة من شهر رمضان ولاتغلق الى آخر لیلة منه(1)

رسول خدا (ص) فرمود: درهاى آسمان در اولین شب ماه رمضان گشوده مى شوند و تا آخرین شب بسته نمى شوند.

قال رسول الله (ص) :

اذا استهلَّ رمضان غلقت أبوابُ النار (2).

رسول خدا (ص) فرمود: هنگامى که هلال ماه رمضان پدیدار گردد, درهاى دوزخ بسته شود.

قال ابوجعفر(ع) :

لکلّ شىء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان(3).

امام باقر (ع) فرماید: براى هر چیزى بهارى است و بهار قرآن ماه رمضان است.

عن ابى الحسن على بن موسى الرضا(ع):

من قرأ فى شهر رمضان آیة من کتاب الله کان کمن. ختم القرآن فى غیره من الشهور (4)

امام رضا (ع) :

کسى که در ماه رمضان آیه اى از کتاب خدا(قرآن) را بخواند

.مانند کسى است که در دیگر ماه ها تمام قرآن را خوانده باشد.

 

منبع : بازیاب

دسته ها : مذهبی - احادیث - مقالات
شنبه هفتم 6 1388
  • باید منافع خلق‌الله را بر خودخواهی‌ها ترجیح دهیم
    حسینی باشید خیلی طرد نکنید مردم را، کو آیت الله شهید بهشتی؟ گفت جذب در حد اعلی و امکان، حسین می‌گوید بیا، مسیحی بیا گناهکار بیا. هر کی با ما نیست علیه ماست، غلط است، منطق معاویه و یزیدی است. بچه‌های این کشور رفتند له شدند، تکه تکه شدند آخ هم نگفتند؛ حالا ما سر ریاست دعوا می‌کنیم؟
  • اینکه دعاهامون مستجاب نمی شود از بی معرفتی مان است ما به اندازه یک جنین چیز نمی فهمیم در این عالم ، سر و ته این عالم را نمی فهمیم بزرگان ما جلوی فهمشان دیوار است فقط 14 نفر قدشان بلند است . خدا سه باب برای ما قرار داده یکی توبه است دومی دعاست و دیگری توسل می باشد و این سه باب را برای همه گذاشتند؛ همه جا و همه کس و دعا را هم قرار نیست حتما به سمت قبله باشد اینکه ما بفهمیم خدا می تواند دعایمان را مستجاب کند و بدهد این دعاست همین که بدانیم خدا ما را می تواند عذاب نماید توبه می باشد یک استغفرالله و یک صلوات همه گناهان آدمی را از آسمان تا به زمین می ریزد .

  • حسینی باشید خیلی طرد نکنید مردم را، کو آیت الله شهید بهشتی (رحمت ا... علیه)؟ کجا رفت؟ چی گفت؟ گفت جذب در حد اعلی و امکان، دفع در حد ممکن، چرا اینجوری شدیم؟ چرا دست پا شدیم ؟چرا اعمال و رفتار ما مردم را از دین بیزار می کند؟ آیا ما حسینی هستیم ؟ حسین می گوید بیا مسیحی بیا گناهکار. بیا اشتباه نکنیم. نمی‌گوید مطب باز کردم. برو مریض شو. می‌گوید مریض‌ها بیایید رسول ترک بیا.

  • حتی اگر مؤمنی هم خبری به شما داد درباره آن تحقیق کنید، چه برسد به فاسق.

  • عالم عکس خداست ، عالم سایه خداست ، آیات قرآن در این باب زیاد هستند. « الم تر الی ربک کیف مدظل » آیت یعنی فلش . عالم آیت اوست . آنوقت انسان آیت العظمی است . متاسفانه این القابی که می گوئیم هیچ کدام حقیقت ندارد . منتهی برای احترام است و الا این حرفها نیست . آیت الله العظمی حضرت امیرالمومنین « علیه السلام » است،آیت الله العظمی امام زمان است . انسان در بین سایر موجودات آیت الله العظمی است . آنوقت چرا این انسان سقوط می کند و از حیوان پست تر می شود ؛ « اولئک کالانعام بل هم اضل سبیلا »، خوب حیوانات هیچ کدام گمراه نیستند . هیچ مورچه ای گمراه نیست . هیچ خوکی گمراه نیست . هیچ سگی گمراه نیست.

  • انسان عمودی فکر کند خداپرست می شود والا هزار سال درس هم بخواند فایده ای ندارد دانشمندان جهان بایستی عمودی فکر کنند دانشگاهیان باید عمودی فکر کنند آن وقت دانشگاه همه می شوند خداپرست .اگر انسان عمودی فکر نکند هزار سال هم درس بخواند چیزی نیست عالم بودن به عمامه نیست اگر کسی عمامه اش از گنبد مسجد آقای بروجردی بزرگتر باشد این اگر عمودی فکر نکند از نظر اسلام عالم نیست شیطان تمام این حوزه ها و دانشگاه ها را رفته و همه استادان را در تمام رشته ها دیده، لذا شیطان از همه استادتر است از همه عالم تر می باشد.

  • هر کی با ما نیست علیه ماست این غلط است بابا این منطق معاویه و یزید است. بله، نسبت به اهل بیت صادق است، ولی غیر از اهل بیت برای کس دیگری صادق نیست. باید خودخواهی را کنار بگذاریم ما خدا پرست نیستیم، در عمرمون یکبار لا اله الا الله نگفتیم .

  • کارهای ما بر اساس فرهنگ اسلام نیست اصلا ما مسلمان نیستیم با ختنه شدن که آدم مسلمان نمی شود فرهنگ اسلام با فرهنگ جامعه کشور ما از زمین تا آسمان تفاوت دارد.

  • بچه های این کشور رفتند له شدند ، تکه تکه شدند آخ هم نگفتند، حالا ما سر ریاست دعوا می کنیم. حواستان باشد، ما نوکر این ملت هستیم خدایا سوختیم داریم می سوزیم، ظهور آقامون امام زمان (عج) را هر چه زودتر برسان.

  • با این رشوه ها ، تهمت ها ،تضییع حقوق ها ، با این شکست ها ، با این ظلم و زوری که داریم و بالاخره با این بدخواهی ها و با این اوضاعی که ما داریم استحقاق همه جور توسری خوردن را داریم.
  • یک کسی به من می گفت که ما جواب جوانها را بایستی چی بدهیم من گفتم که ما متهم نیستیم که محاکمه بشویم مجرم هستیم آقا و بدتر از همه من باید توبه کنم. همه مسئولند و جوابی هم نداریم.
  • هیچ اراده ای به غیر از اراده خدا حاکم نیست. هیچ کسی ملاک نیست بلکه معیار و میزان «حق» است.

  • من لذتی را که از تحصیل علم نزد آیة الله بهاء الدینی بردم، از هیچکس نبردم . وقتی که با ایشان بودم قدرتی در خودم احساس می کردم ، گویا که می توانم به هر سؤالی پاسخ بگویم.

  • ای یزید ، خائنین و جنایتکاران روزگار ، خدا حاضر و ناظر شماست ان ربک لبرمرصاد شوخی نیست این عالم همه قلدرها آمده و همه شان را پس زده شما عبرت نمی گیرید؟ این فرعون ها و این نمرودها که آمدند شما در پیش آنها پشه هم نیستید عبرت نمی گیرید؟

  • دو کار ما بیشتر نداریم طاعت خدا و معرفت امام. باید خودپسندی و خودبینی را کنار گذاشت. باید به فکر مصالح کلی جامعه باشیم و منافع خلق‌الله را بر منافع شخصی و خودخواهی‌ها ترجیح دهیم.

  • اگر مردی زبانت را نگهدار از کذب و غیبت و بهتان و آزار. خدا لعنت کند به آنهایی که بشریت را آزار نمودند هرکس به بشریت در هر لباسی خدمت می کند کراوات دارد کلاه شاپو و عمامه دارد، هرکس خدمت می کند، خدا سربلندش نماید

  • با این اخلاق و کردار ما حضرت امام زمان هرگز نمی آید هی می گوییم گل نرگس بیا بیا ، کجا بیاد ؟
  • نباید خیال‌ کنیم‌ که‌ ما چون‌این‌ نظام‌ را قبول‌ کردیم‌ پس‌ ما مسلمانیم‌. نخیر! مسلمان‌ نیستیم‌ و باید اقرار کنیم‌ که‌ ما مسلمان‌نیستیم‌. اسلام‌ چیز دیگری‌ است‌. الان‌ اگر بنده‌ بگویم‌ من‌ نمونه‌‌ حوزه‌ علمیه‌ هستم‌، اصلاً مردم‌ از حوزه‌ علمیه‌ متنفّر می‌شوند. باید بگویم‌ من‌ هم‌ یک‌ طلبه‌ ناقص‌ از حوزه‌ هستم‌، اگر یک‌ نواقصی‌ از من‌ دیدی‌، آنها را به‌ حساب‌ حوزه‌ نگذار. من‌ یک‌ مسلمان‌ کالی (ناقص)‌ هستم‌. اگر از من‌ اشکالی‌ دیدی‌ به‌ اسلام‌ لطمه‌ نزن‌. مرحوم‌ جمال‌الدین‌ اسدآبادی‌ - خدا او را رحمت‌ کند - می‌گفت ‌باید اول‌ بگوییم‌ ما مسلمان‌ نیستیم‌، بعد تبلیغ‌ اسلام‌ را کنیم‌. ما یک‌ سری‌ سلیقه‌ شخصی‌ ازشرق‌ و غرب‌ جمع‌ کرده‌ایم‌ و اسمش‌ را اسلام‌ گذاشته‌ایم‌. عروسی‌ و عزای‌ ما اسلامی‌ است‌؟مراسم‌ و رفتارهای‌ ما اسلامی‌ است‌؟ کجای‌ ما اسلامی‌ است‌؟

  • اگر انسان برای خودش شأنی قایل باشد، به جای طرفداری از حق، به جای حق، از شأن خود مواظبت می کند. و لذا خودبزرگ بینی در اصل نوعی ذلت و کوچک شمردن خود است و انسانی که احساس برتری نسبت به دیگران داشته باشد برای حفظ این احساس، هر ذلتی را می پذیرد.

 

منبع : آینده

شنبه هفتم 6 1388
ماه خدا با رحمت و بخشش
گفتاری از شهید آیت الله دستغیب
شیخ صدوق در امالی به سند متصل روایت کرده که در روز جمعه آخر ماه شعبان خاتم الانبیاء محمد (ص) ایستاده و این خطبه را انشا فرمودند: "أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَیْکُمْ شَهْرُ اللَّهِ" ای مردم بدانید که ماه خدا به شما روی آورده است. تعبیری از این بالاتر برای ماه رمضان نیست. " ماه خدا". قطعه ای از زمان در پیش است که منسوب به پروردگار عالم است. توبه کنید، غسل کنید، پاک و پاکیزه وارد این ماه شوید.

"بِالْبَرَکَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ" این ماهی که در پیش است، با برکت می آید. برکت به معنی زیادتی است. تخمی که زارع در زمین می کارد، برکت می کند. یعنی از هر یک تخم، هفت تا هفتصد برابر برداشت می کند. ماه مبارک هم ماه برکت است. کسی که یک آیه قرآن در این ماه بخواند، مثل یک ختم قرآن در سایر ماهها است. کسی که دو رکعت نافله در این ماه بخواند، مثل دو رکعت نماز واجب در سایر ماه هاست. انفاق در این ماه هفتاد برابر ماههای دیگر است، تا می رسد به هزار برابر. به قدری پر برکت است که خوابتان هم عبادت می شود. به قدری با رحمت و مغفرت می آید که در به روی همه باز است.

"شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَفْضَلُ الشُّهُورِ وَ أَیَّامُهُ أَفْضَلُ الْأَیَّامِ وَ لَیَالِیهِ أَفْضَلُ اللَّیَالِی وَ سَاعَاتُهُ أَفْضَلُ السَّاعَاتِ." ماهی است که نزد خدا از ماههای دیگر بالاتر است. شبهایش بهترین شب ها و روزهایش بهترین روزها است. یک شب قدر که در این ماه است، به تنهایی با هزار ماه برابر، بلکه افضل است: "لیله القدر خیر من الف شهر" از دو آیه قرآن استفاده می شود که لیلة القدر در ماه رمضان است.

در سوره حم دخان [آیه3] می فرماید: "اِنَّا اَنزَلنَاهُ فِی لَیلَة مُبَارَکَة اِنَّا کُنَّا مُرسِلِینَ" ما این قرآن را در شب مبارکی فرو فرستادیم. و در جای دیگر [ سوره بقره آیه 185] می فرماید: "شَهرُ رَمَضَانُ اّلذِی اُنزِلَ فِیهِ القُرآنُ" در ماه رمضان قرآن را فرستادیم. پس معلوم می شود که لیله القدری که قرآن در آن نازل شده، در ماه رمضان است. در بعضی روایات از آن به سید الشهور، یعنی آقای ماه ها، تعبیر شده است.

"هُوَ شَهْرٌ دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَى ضِیَافَةِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِیهِ مِنْ أَهْلِ کَرَامَةِ اللَّهِ" در این ماه به مهمانی خدا دعوت شده اید. رسول خدا که داعی رب العالمین است، شما را دعوت کرده است. در یازده ماه دیگر فرار کردید. از خدا دور بودید. حالا بیایید این یک ماه مهمان شوید، تا پذیرایی های رب العالمین را ببینید.

پذیرایی او عبارت از الطاف خاصه ای است که مختص اهل ایمان است و رشته ای از رحمت رحیمیه می باشد. و گرنه رازقیت خدا اختصاص به ماه رمضان و مسلمان و کافر و انسان و حیوان ندارد. لکن الطاف خاصه به کسی می شود که ملائکه خادم او هستند. و گر نه اگر به ظاهر انسان بود، اما در باطن گرگ درنده ای بیش نبود، کجا از برکات این ماه استفاده می کند. غرضم این است که مهمان خدا شدن کار همه کس نیست.

مثلا یکی از ضیافت های الهیه، انس است. مومن چنان از انس رب العلمین و انس به ذکر پروردگار لذت می برد که تمام لذایذ دنیوی به نظرش نمی آید. در روایت دارد که موسی بن عمران (ع) در چهل روزی که در کوه طور برای مناجات رفت، یک قطره آب از گلویش پایین نرفت و یک لقمه نان نخورد. همان انس مکالمت با پروردگار عالم، غذای روح و جسدش شد.

در غیر ماه مبارک رمضان، این لذت کمتر دست می دهد و رقت قلب کمتر است. اما از برکات این ماه عزیز این است که قرب انسان بیشتر می شود و بهتر می تواند به پروردگارش انس بگیرد. کجایند که خیال می کنند لذت در جاه و مقام و در پول جمع کردن و شهوت رانی است.

زین العابدین (ع) عرض می کند: پروردگارا! کیست که شیرینی ذکر تو را بچشد آن وقت دنبال چیز دیگری بگردد؟ کسی در پی امور دنیا است که از لذائذ اخروی چیزی دستگیرش نشده باشد.

اجمالا ضیافت خدا مانند خودش بزرگ است. شخص بزرگ، اگر مهمانی را دعوت کند، چطور از او پذیرایی می کند؟ البته آن چه را که سزاوار اوست. پروردگار عالم که ملک الملوک و رب العالمین است، به قدری مهمان نوازی می فرماید که اموری را که طبیعی و از اختیار انسان هم خارج است را هم هم وزن ذکر خودش قرار می دهد.
منبع : تابناک
دسته ها : مذهبی - مقالات
پنج شنبه پنجم 6 1388
استغفار ، بهترین عبادت است
اَللّهُمَّ اجْعَلْنى فیهِ مِنَ الْمُسْتَغْفِرینَ وَاجْعَلْنى فیهِ مِنْ عِبادِکَ الصّالِحینَ اْلقانِتینَ وَاجْعَلنى فیهِ مِنْ اَوْلِیاَّئِکَ الْمُقَرَّبینَ بِرَاءْفَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.

خدایا قرارم ده در این ماه از‌ آمرزش‌خواهان و قرارم ده در آن از بندگان شایسته فرمانبردارت و بگردانم در این روز از اولیای مقرب درگاهت به مهرت اى مهربان‌ترین مهربانان.


در فراز اول دعای امروز آمرزش گناهان است که زمزمه های رمضانی ما را در روز پنجم ماه مبارک مزین می کند.چرا که قرآن کریم فرمود :

واستغفروا ربکم ثم توبوا الیه...
از پروردگارتان طلب آمرزش کنید و توبه نمایید. هود/90
پیامبر اکرم (ص) قرمودند : خیر العبادة الاستغفار ...استغفار بهترین عبادت است. نور الثقلین 44/38/5
علی(ع) نیز فرمود : آیا شما را به دردتان و داروی دردتان راهنمایی نکنم ؟ بدانید که درد شما گناهان است و دارویتان آمرزش خواهی است . میزان الحکمه / 15100
در قرآن کریم 155 آیه در این موضوع آمده است...
روایت هست که شیطان میگوید : فرزندان آدم را به گناه هلاک می کنم و آنان به استغفار مرا هلاک سازند.

در بخش دیگر دعا از پروردگار حکیم ، طلب داریم که ما را جزء بندگان شایسته ی فرمانبردار قرار دهد. نقطه ی مقابل این تسلیم و فرمانبرداری را بغی و سرکشی دانسته اند .

امام صادق (ع) در این باره می فرمایند : یقول ابلیس لجنوده القوا بینهم الحسد و البغی فانهما یعدلان عندالله الشرک ...ابلیس به سربازان خود می گوید : حسد و سرکشی را بین مردم و مومنین اشاعه دهید ، چرا که بغی و حسد در پیشگاه خدا برابر با شرک است. جامع السعادات 1/365
امام علی (ع) : البغی یسلب النعمة ... بغی موجب سلب معمتها می شود. غررالحکم 382
امام علی (ع) : ویل للباغین من احک الحاکمین و عالم ضمائر المضمرین...وای بر سرکشان از خدای احکم الحاکمین و اگاه به درون انسانها . غررالحکم 6/231.

18 بار در قرآن این کلمه تکرار شده است.
یکی از مشکلات خواص و سرشناسان در جوامع اسلامی گرفتار شدن به صفت بغی و سرکشی در برابر حاکم حق است.
منافقین و دشمنان خارجی بیشترین بهره ها را از افراد سرکش می برند.
آخرین فراز این دعا ، مسئلت ما برای تقرب به درگاه خداست.
امام حسین (ع) در دعای روز عرفه می فرمایند : ای خدا تو کسی هستی که محبت اغیار را از دل عاشقان خود بیرون میبری تا اینکه فقط تو را دوست داشته باشند و فقط به تو پناه برند. البحار 98/226/3
این از محبت به خدا است که از فواید و آثار قرب به درگاه عبودیت سرچشمه می گیرد. محبت ممکن نیست مگر بعد از معرفت و ادراک و هرچه معرفت رشد کند محبت افزون شود.
منبع : شفاف
دسته ها : مذهبی - مقالات
چهارشنبه چهارم 6 1388
اَللهُمَّ‌ اجعَلنی‌ فیهِ‌ مِنَ‌ المُستَغفِرینَ؛ وَ‌اجعَلنی‌ فیهِ‌ مِن‌ عِبادِکَ‌ الصالِحین‌ القانِتینَ؛ وَ‌ اجعَلنی‌ فیهِ‌ مِن‌ اَولِیاَّئِکَ‌ المُقَرَّبینَ‌ بِرَ‌افَتِکَ‌ یا اَرحَمَ‌ الر‌احِمینَ.
خداوندا، مرا در این‌ روز از آمرزش‌خواهان‌ گردان‌ و مرا در این‌ روز از بندگان‌ شایسته‌ و فرمانبردارت‌ قرار ده‌ و از دوستان‌ مقرب‌ خودساز؛ به‌ لطف‌ و مهرت‌ ای‌ مهربانترین‌ مهربانان.
دسته ها : مذهبی - دعا
چهارشنبه چهارم 6 1388
رمضان، ماه آشتی ملی
مرتضی طلایی
رمضان خانه همگی‌مان است و ما اهل‌اش باید در هر جایگاهی و فرصتی برای همبستگی و پیوستگی بکوشیم. چراغ روشن این خانه محصور حسودان بسیاری است و امید آنها به این که ما دایره خودی‌ها را آن قدر تنگ کنیم تا کثرت بیرون ماندگان بیشتر و بیشتر شود.

معنای این ماه را به بارانی که در اول پاییز می‌بارد و هوا را از خاک و غبارهای تابستان پاک می‌کند و یا به معنای داغی سنگ از شدت گرمای آفتاب گفته‌اند.

بار دیگر رمضان بر در خانه‌هایمان ایستاده است و نظاره‌گر که آیا در خانه‌ دل‌هایمان هم میزبانش خواهیم بود یا نه. ماهی که بهترین خلایق در وصفش آن را میهمانی خدا و مسبب قرار گرفتن آدمی در صف اهل کرامت خواند و نفس‌های میهمانانش را تسبیح، خواب را عبادت، عمل صالح را مقبول و دعا را مستجاب به پیش چشمانمان تصویر کرد.

رمضان امسال را آغاز می‌کنیم در حالی که دل‌ها به شوق سحرهایش، افطارهایش، شب‌های قدرش و لحظات مهربانش می‌تپد و اما چه خوب که آغاز رمضان را با حکایتی از رسول خدا و سیره زندگی‌اش همراه سازیم.

بیست روز از رمضان سال هشتم هجرت می‌گذرد (به نقل بعضی از مورخین 10 روز)، 13 سال از روز دریافت وحی ، و محمد(ص) و یارانش، همان «فئه قلیله» امروز لشگر عظیمی شده‌اند ، ایستاده بر دروازه‌های مکه. و مکه این شهر سنگی، شهر خدا و ابراهیم، آلوده به شرکت و بت‌پرستی و اسیر دست سران جاهلیت، همان‌ها که تمام این سال‌ها را با شقی‌ترین اشکال کمر به محو جامعه کوچک مسلمین بسته‌ بوده‌اند و امروز این شهر حریف کوچکی است برای سپاه عظیم محمد(ص).

اینجا همان شهری است که سه سال محاصره و رنج و گرسنگی را بر محمد(ص) گذراند و همان شهری است که مومنین از آن هجرت کردند از شدت ظلم و امروز پابرهنگان فراری، مسلح و مجهز بر فتح آن قادر شده‌اند. نفس تاریخ در سینه حبس شده، گذشته و آینده بشریت به این لحظه عظیم می‌نگرد تا رفتار پیامبر خاتم را در لحظات قدرت بر آنها که ستم کرده‌ بودند ، ببیند. زمان مبهوت این عظمت تاریخی و سرنوشت‌ساز شده و نبضش دیگر در رگ مکه نمی‌زند تا ببیند آنچه را رسول خدا سر خواهد زد.

در دل‌های لشگریان اسلام هنوز رگه‌های اندکی از جاهلیت و عصبیت قبیله‌ای هست، آن هم که نباشد یاد سختی‌های شعب ابی طالب، هجرت، جبشه، شهدای احد، مرج العذرا و ... آن قدر جانگداز هست که بر لب‌ها و دل‌ها بگذارند که: «الیوم یوم الانتقام» محمد(ص) ایستاده بر کوهی از معرفت الهی یکی از بزرگ‌ترین درس‌هایش را به بشریت می‌دهد؛ او پیامبر آخرین است، بعد از او وحی نخواهد آمد، او آخرین نفر از سلسله‌ای عظیم است، فعل‌اش، حرف‌اش حتی نگاهش برای تمام تاریخ خواهد ماند.

یاد توهین‌ها و تحقیرها، یاد مظلومیت‌ شهدا، چهره منور حمزه(س) همه از نگاهش می‌گذرند و تمام ظالمان که که امروز مقهور قدرت اویند اما بر لب‌های مبارک او این کلام می‌گذرد: «الیوم یوم المرحمة»، امروز روز گذشت، رحمت و مهربانی است. و از پس این کلام خون دوباره به رگ‌های تاریخ باز می‌گردد.

از رمضان هشتم هجری تا امروز که 1430 هجرت است روزها و شب‌های پرشماری گذشته است اما از عظمت سیره رسول به قدر ذره‌ای کاسته نشده او از خدا برایمان پیغام آورد: «قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لاتقنطوا من رحمة الله انّ الله یغفرالذنوب جمیعا» (زمر 53)

و در او برای ما اسوه‌ای حسنه است. امروز در آغاز رمضان 1430 در میان ما و اهل ما و ملت ما رگه‌هایی از اختلاف به چشم می‌خورد. نگاه‌هایمان به هم مهربان نیست، بر هم سخت‌گیر شده‌ایم و به قانون همه یا هیچ و یا هر که با ما نیست بر ماست می‌رویم.

به کوچک‌ترین رفتاری که مطابق میل‌مان نباشد آن چنان برچسب‌هایی می‌زنیم که تن و جان همه علاقه‌مندان به این ملک و ملت را می‌لرزاند. جوانان ما متعجب و متحیرند از ما نسل قبلی که روزی با هم انقلاب کردیم، با هم جنگیدیم، با هم وطن ویران شده از کین دشمنان را ساختیم و امروز چنین به هم چنگ و دندان می‌نمایانیم.

خدای مهربان و خدای رمضان و همو که شاهد و ناظر همه اعمال ماست ، می‌بیند و می‌داند که بر ما و اهل ما چه روزهای بدی گذشته است، عده‌ای از این خانواده داغدار و لطمه دیده اند، دل‌هایی شکسته است و چشم‌هایی نگران است. دشمنانمان امیدوار و شاد شده‌اند و بر آتش اختلافات می‌دمند و مهربانی بین‌مان کم شده.

اما اهل خانه! میهمانی عزیز به درخانه‌مان آمده است! رمضان با همه زیبایی‌هایش، امید به بخشش و رستگاریش و شب‌های قدر و تقدیرش بر در این سرا ایستاده و مبارکه ما در کشمکش اختلافات فراموشش کنیم. ما امت رسول هستیم که در آن لحظه عجیب، روزش را روز مرحمت خواند و آیا ما تابعینش امروز در شرایطی سخت‌تریم که نتوانیم این روزها را هم روزهای مرحمت قرار دهیم؟

رمضان عزیز فرصتی است تا به سراغ هم بردیم، به سراغ دل شکستگان و بساط آشتی ملی را در کنار سفره‌های افطار و سحرمان بگسترانیم. این خانه خانه همگی‌مان است و ما اهل‌اش باید در هر جایگاهی و فرصتی برای همبستگی و پیوستگی بکوشیم. چراغ روشن این خانه محصور حسودان بسیاری است و امید آنها به این که ما دایره خودی‌ها را آن قدر تنگ کنیم تا کثرت بیرون ماندگان بیشتر و بیشتر شود.

به عنوان عضوی از جامعه بزرگ ایرانی و نماینده مردم شریف از همه عزیزان، نخبگان، فعالان سیاسی، مسئولین و مردم بزرگ و عزیز می‌خواهم که مبادا فرصت طلایی و بی‌نظیر رمضان برای آشتی ملی از دست برود.

منبع: خبرگزاری مهر
دسته ها : مذهبی - مقالات
يکشنبه اول 6 1388
دعای روز دوم ماه مبارک رمضان
درخواست توفیق برای قرائت صحیح همراه با تدبر قرآن کریم و جلب رضایت خالق هستی در دعای دومین روز از ماه مبارک رمضان مورد توجه قرار گرفته است .
اللهمَّ قََرِِِّبنی فیهِ اِلی مَرضاتِکَ
وَ جَنِّبنی فیهِ مِن سَخَطِکَ وَ نَقِماتِکَ
وَ وَفّّقنی فیهِ لِقرائةِ ایاتِکَ بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَ الراحِمین

خدایا نزدیک کن مرا در این ماه به سوی خوشنودیت
و برکنارم دار در آن از خشم و انتقامت
و توفیق ده مرا در آن برای خواندن آیات قرآن به رحمت خودت ای مهربانترین مهربانان
دسته ها : مذهبی
يکشنبه اول 6 1388
چه کسی می تواند روز عید از خدا خود خدا را عیدی بگیرد
گفتاری اخلاقی از آیت الله العظمی مظاهری
بسم الله الرحمن الرحیم

قال ربّ اشرح لی صدری و یسّر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی

ماه مبارک رمضان یک نعمت بزرگ از طرف خداوند متعال است. در این ماه مبارک ما مهمان خداوند و ذات باری تعالی میزبان ما است. اگر در این ماه توجه داشته باشیم، چنانچه نعمت دیگری جز تقوا نصیب و روزی ما نشود، بس است که بگوییم ماه مبارک رمضان نعمت بزرگی است. قرآن کریم به خوبی دلالت دارد که روزه و ماه مبارک رمضان برای تقوا وضع شده است.
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُون» [1]

خداوند دوست دارد متقی بشوی، لذا به تو می گوید روزه بگیر و این کلمه تقوا خیلی ارزش دارد، خیر دنیا و آخرت دارد، یک زندگی منهای غم و غصه، منهای دلهره، منهای اضطراب خاطر به انسان می دهد، اگر به راستی متقی باشد.
« أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» [2]

اولیای خدا از گذشته غم و غصه ندارند، از آینده نیز ترس و اضطراب خاطر و واهمه ندارند. قرآن مجید می فرماید: امنیت دل متعلق به کسی است که متقی باشد.«أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب»[3]

گره های زندگی انسان باتقوا از راه بی گمان باز می شود.« وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجا؛ وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِب» [4]

زندگی آدم متقی پایدار است، ریشه دار است، مغز دار است. «أَ فَمَنْ أَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلى‏ تَقْوى‏ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٍ خَیْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلى‏ شَفا جُرُفٍ هارٍ فَانْهارَ بِهِ فی‏ نارِ جَهَنَّمَ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمینَ»[5]

کسی که تقوا پیشه کند، از یک زندگی ریشه دار، محکم، مستحکم، منهای غم و غصه، منهای ذلت، منهای خواری همراه با عاقبت به خیری برخوردار می شود. اما زندگی انسان غیر متقی بی ریشه و همراه با پوچی خواهد بود. مثل ساختمانی که لب دره سیل زده بنا شده باشد. هنگام طوفان به اعماق دره سقوط می کند.

 زندگی ظالم؛ کسی که به نفس خود یا به خدا یا به مردم ظلم می کند؛ ممکن است زرق و برق هم داشته باشد، ولی وقتی طوفان آمد او را به ته جهنم پرتاب می کند. اگر برای تقوا آیه ای نداشتیم جز همین آیه، بس بود که بفهمیم که تقوا یعنی ترس از خدا، اهمیت به واجبات، اهمیت به مستحبات و اجتناب از گناه، خیلی اهمیت دارد. اگر کسی واقعاً تقوا داشته باشد، کارهای او اصلاح می شود.

 به تجربه اثبات شده است که وعده خداوند تحقق می یابد و روزی انسان متقی از راه بی گمان «من حیث لا یحتسب» توسط خود خداوند به دست او می رسد. و بالاخره هدف از روزه پیدا شدن تقوی است. این ساده نیست، خیلی ارزش دارد.

اگر یک آدم متقی را با یک آدم غیر متقی مقایسه کنید می ببیند آنکه متقی است چقد در دنیا نعمت دارد که آن نا متقی ندارد و اگر هیچ نباشد جز اینکه انسان متقی به درد چه کنم چه کنم مبتلا نیست، ارزش فوق العاده دارد. ولی انسان بی تقوا به درد چه کنم چه کنم مبتلا است. این کلمه ای که دویست مرتبه تقریباً در قرآن بر آن سفارش شده است. البته این نعمت اول است و اگر کسی بتواند در ماه مبارک رمضان روح خدا ترسی را در عمق جان خود حکمفرما و پس از ماه رمضان متقی باشد، آن ملکه تقوا را پیدا کند، ارزش والاتری دارد.

یکی از فوائد تقوا این است که شیطان جرأت ندارد نزدیک انسان متقی شود. «إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذینَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ»[6]

قرآن کریم می فرماید: یقین بدان، شک نکن، حتماً چنین است که شیطان بر آدم متقی سلطنت ندارد «إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذینَ هُمْ بِهِ مُشْرِکُونَ» شیطان بر آدم گناهکار، فاسق و فاجر یعنی انسان بی تقوا سلطنت دارد.

خصوصاً در زمان حاضر که زمان شبهه شده است، بیش از هر زمان دیگری نیاز به تقوا حس می شود. ماهواره، اینترنت و سایر وسائل ارتباط جمعی برای جوانها ایجاد شبهه می کنند و اگر جوان متقی نباشد، او را با خود می برند. کافی است جوان یک فیلم غیر اخلاقی ببیند، یا در اینترنت و ماهواره به شبهات ضد دینی گوش دهد، دین او در مخاطره واقع می شود. لذا همه باید پناه به خدا ببرند و تقوا پیشه کنند.

باید ماه مبارک رمضان تمام بشود عیدی بگیرید از خدا نه تقوا را، عیدی بگیرید از خدا خود خدا را، چنانچه می فرماید: «الصَّوْمُ لِی وَ أَنَا أَجْزِی به»[7]

یعنی روزه مال من است، تشبه به من است و پاداش آن هم خود من هستم. نگویید نمی‌شود، می شود انسان روز عید فطر عیدی بگیرد از خدا خود خدا را و دیگر هیچ چیزی، هیچ کسی در دل او نباشد جز خدای تبارک و تعالی. مقام انقطاع عن الناس و انقطاع الی الله برای او پیدا بشود. این حساب دنیا و ما فیها نیست، باید بگوییم قیمت آن از بهشت هم بالاتر است و می شود در این ماه مبارک رمضان با توجهات، با رابطه ها، با توسل ها، با روزه گرفتن واقعی انسان به چنین مقامی دست یابد. ممکن است هم اول روزه فقهی باشد، کم کم روزه اخلاقی باشد، اما آن آخر کار به روزه عرفانی تبدیل شود.

برای همه این توجه خیلی کار می کند. انسان وارد ماه رمضان شود و توجه داشته باشد به اینکه مهمان خدا هستم و از خداوند غذای روحی، یعنی تقوا می خواهم. قصد دارم برسم به آن جا که لااقل در نماز توجه و حضور قلب داشته باشم. بیابم خدا را نظیر آدم تشنه که می یابد تشنگی را و با این نیّت وارد بشود.

با توجه و قانون مراقبه در روزهای اول ماه مبارک رمضان روزه بگیرد و کم کم در روزهای دهه آخر، روزه اخلاقی و عرفانی بگیرد. شب های قدر ماه رمضان تمام بشود، عیدی بگیرد خود خدا را، دائم التوجه شود. این دوام توجه بسیار اهمیت دارد. کسی که دوام توجه دارد، خواب است اما باز هم خواب خدا می بینید. خواب روحانیت می بیند، خواب معنویت می بیند. بیدار است، خدا را می بیند.

در همین اوضاعی که داریم و فساد اخلاقی فراوان است، انسان می تواند چشم و گوش و زبانش روزه باشد. مشکل است اما محال که نیست. من از همه یک تقاضا دارم و آن اینکه این سیاست بازی ها که در همه خانه ها پیدا شده، یک کاری بکنید در ماه مبارک رمضان دیگر نباشد چه کسی خوب است و چه کسی بد است و چه کسی برد و چه کسی باخت و چه کسی چه گفت و چه می گوید و اینها همه در این یک ماه کنار برود. بگذارید یک ماه خداوند بیاید در زندگی، یک ماه انس با قرآن و دعای افتتاح و دعای ابو حمزه ثمالی در زندگی حاکم باشد.

افرادی هستند که در دو سه روز یک مرتبه ختم قرآن دارند. خواندن قرآن بهترین جایگزین برای تلویزیون و حرف های سیاسی است که امروزه وارد همه خانه ها شده است که لااقل حرف های بیهوده است. اگر غیبت و تهمت نباشد. روزه دار دو نوع کلام باید داشته باشد یکی کلام نازل یعنی خواندن قرآن و یکی کلام صاعد یعنی دعا و راز و نیاز با خدا. مداومت بر خواندن دعا موجب می شود که انسان در وقت دعا خواندن حس کند دارد با خدا حرف می زند و خدا هم توجه به او دارد. در دهه آخر ماه رمضان قرآن بخواند و ببیند که خدا با زبان او دارد با او حرف می زند. قرآن کریم در سه موضوع تأکید منحصر به فرد دارد. یک تاکید مربوط به خودسازی و تهذیب نفس است.

در سوره الشمس بعد از یازده قسم و چندین تأکید می فرماید: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاها ؛ وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها»[8]

تاکید دیگر راجع به دعا است که می فرماید: «وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لی‏ وَ لْیُؤْمِنُوا بی‏ لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُون»[9]

در این آیه ضمیر متکلم نه مرتبه تکرار شده است. و نهایتاً می فرماید: رشد شما در دعا و راز و نیاز با خداوند متعال است. تاکید سوم هم در مورد خواندن قرآن کریم است که می فرماید: «فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَیَکُونُ مِنْکُمْ مَرْضى‏ وَ آخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ آخَرُونَ یُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنْه»[10]

یعنی تا می توانی قرآن بخوان این غیر از تدبّر در قرآن است. این غیر تفسیر قرآن و تبیین قرآن است. خواندن قرآن روشی است که همه بزرگان دارند. بعد قرآن می فرماید: خدا می‌داند که تو گاهی مریضی، مرضت هم سخت است، حال خواندن قرآن نداری باز «فأقروا ما تیسر من القرآن» خدا می‌داند گاهی خیلی مشغله داری، کار دنیا داری، باز هم تا می‌شود قرآن بخوان. خدا می داند گاهی در خط مقدّم جبهه هستی، باز هم «فأقروا ما تیسّر منه»

در ماه مبارک رمضان به این سه موضوع مورد تأکید قرآن کریم باید عمل شود. هم مسأله خودسازی هم مسأله خواندن قرآن هم مسأله دعا و راز و نیاز با خداوند تبارک و تعالی، به جای این حرف های بیهوده که بین مردم رایج است بیایید تعهد بکنید از خانواده خود تقاضا بکنید، التماس بکنید که لااقل در این ماه حرفهای بیهوده در خانه نباشد. این حرف‌ها لااقل بیهوده است؛ یعنی اگر غیبت نباشد که هست، اگر تهمت نباشد که در بسیاری از موارد هست، اگر شایعه پراکنی نباشد که هست، لااقل لغو است، بیهوده است و لااقل دل را می‌میراند. از چیزهایی که دل را می‌میراند و حال عبادت و رابطه با خداوند را از انسان می‌گیرد کارهای بیهوده و حرف‌های بیهوده است.

 خداوند متعال در ابتدای سوره مؤمنون، یکی از صفات مؤمنین را اعراض از «لغو» بر‌می‌شمرد: «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ؛ الَّذینَ هُمْ فی‏ صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ ؛ وَ الَّذینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ »[11]

بنابراین همه باید لااقل در این یک ماه، مراقب زبان خویش باشند و از گفتار لغو و بیهوده پرهیز نمایند. آیت الله العظمی آقای اراکی می‌گفتند به جهت کاری به مغازه یک نجار رفتم. در آخر کار گفت: آقا هرکس به مغازه من می‌آید، من نصیحتی از او می‌گیرم، شما هم یک نصیحت بکنید. آقای اراکی می‌گفتند به او گفتم: تقاضا دارم مواظب زبانت باش.

مراقبت از زبان خیلی مهم است. یک کسی آمد خدمت پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌‌وآله» گفت: یا رسول الله یک موعظه به من بکنید. فرمودند: اگر بگویم گوش می‌کنی؟ گفت: بله. باز پیامبر فرمودند اگر بگویم گوش می‌دهی؟ عمل می‌کنی؟ گفت بله. دفعه سوم باز پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌‌وآله» از آن عهد گرفتند عمل می‌کنی؟ بله. فرمودند: مواظب زبانت باش. برای اینکه اکثر مردم به خاطر زبان خویش به جهنم می‌روند. این حرف‌های بیهوده فشار قبر دارد. پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌‌وآله» جوانی را داخل قبر گذاشتند. شرکت در دفنش کردند که مادرش آمد گفت: برای تو گریه نمی‌کنم، زیرا می‌دانم پیغمبر اکرم «صلّی‌الله‌علیه‌‌وآله» تو را در قبر گذاشته‌اند و آمرزیده‌ای. اما مادر که رفت پیغمبر فرمودند: قبر چنان فشاری به او داد که زیر منگنه الهی له شد. گفتند: یارسول الله خیلی آدم خوبی بود. فرمود: بله. اما «ما لا یغنی» زیاد داشت، یعنی این فشار قبر برای «ما لا یغنی» بود. ممکن است بهشتی هم باشد اما این اثر وضعی کردار و گفتار بیهوده را باید تحمل کند.

این مکافات مربوط به کسی است که حرف بیهوده می زده است. حساب دروغ و غیبت و تهمت و ... اینگونه نیست. دروغ هایی که در بازار و در معاملات گفته می شود، حق الناس، کم کاری و بیکاری در اداره، گناهان بزرگی هستند که ارزش روزه را تباه می کنند. گناه تحقیر ارباب رجوع و توهین و بداخلاقی نسبت به او و فریب دادن دیگران جای خود دارد.

کسی که در حین انجام وظیفه مشکل گشائی نمی کند و گره در کار دیگران می اندازد را می آورند صف محشر در حالی که چشم های او در گودی فرو رفته است و از ترس رنگ او پریده و در غل و زنجیر اسیر است، در پیشانی وی نوشته شده «ایس من روح الله»، خدا چنین کسی را رسوا می کند و می گوید: او خائن به من است. او خائن به پیغمبر است. خائن به اسلام عزیز است، برای اینکه می توانست گره از کار مسلمان ها بگشاید، نگشود. این گونه افراد نمی توانند اول افطار بگویند: «الهم لک صمت و علی رزقک افطرت و علیک توکلت»، اگر بتوانند بگویند نیز ارزش ندارد و خداوند میزبان چنین اشخاصی نیست و لذا پاداشی نظیر تقوا یا خود خداوند برای آنان در نظر گرفته نمی شود.

قرآن کریم می‌فرماید: «وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوه»[12] بسیاری از مردم سر سفره افطار یا هنگام سحر، گوشت مرده می‌خورند، زیرا یا غیبت می‌شنوند یا می‌گویند. بیائید این یک ماه به جای «ما لا یغنی» قرآن بخوانیم. دعا بخوانیم. به جای این تهمت‌ها، غیبت‌ها و شایعه‌ها، خودسازی کنیم.

غیبت های سیاسی از خانه ها بیرون برود. الان در همه خانه ها غیبت ها و تهمت های سیاسی و دامن زدن به شایعات رایج شده است. دو برادر بر سر اختلاف نظر سیاسی مثل دو گرگ با هم می جنگند. فتنه ای به پا شده است که اعضای خانواده ها را به هم دشمن کرده است. بیایید در ماه مبارک رمضان این فتنه را خاموش کنیم. قدری فکر کنید. قدری از نفس خویش مواظبت کنید. «تفکر ساعة خیرٌ من عبادة سبعین سنة»[13].

 انسان باید یک قانون مراقبه برای خودش درست کند و شب و روز از نفس خویش مراقبت نماید. صاحب وسائل در کتاب «صوم» روایات فراوانی نقل می‌کند هرکه دروغ بگوید، روزه‌اش باطل است. هرکه غیبت کند، روزه‌اش باطل است. هرکه تهمت بزند، روزه‌اش باطل است. هرکه مالا یغنی داشته باشد، روزه‌اش باطل است. این بطلان اخلاقی است؛ یعنی روزه‌ای که در آن غیبت بشود فایده ندارد و مقبول نیست.

 پیغمبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» در ماه شعبان برای اینکه مردم را مهیا کنند فرمودند همه باید روزه بگیرند. به حکم پیغمبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» همه روزه گرفتند. و فرمودند هرکه می‌خواهد افطار کند از من باید اجازه بگیرد. لذا دسته دسته می‌‌آمدند اجازه می‌گرفتند. پیغمبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» اجازه می‌دادند. یک پیرمرد آمد اجازه گرفت. گفت: یا رسول الله دو تا دختر هم داشتم حیا کردند و از خانه نیامدند. اجازه بدهید آن دو نفر هم افطار کنند. فرمودند: تو روزه‌ای امّا این دو تا دختر روزه نیستند. گفت یا رسول الله اینها مقدّسند. حرف شما را می‌شنوند.

فرمودند: برو به آنها بگو استفراغ کنید. دو لخته گشت متعفّن از دهان آن دو افتاد. آمدند خدمت رسول گرامی «صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم». گفتند: یا رسول الله ما گوشت نخورده بودیم. حضرت فرمودند: مگر نخواندی «وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَ یُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوه». لذا این روایت‌ها این معنایش است. روزه صحیح فقهی قضا ندارد، کفّاره ندارد، اما روزه با غیبت، دیگر روزه نیست. با دروغ که دیگر روزه نیست.

مطلب مهم‌تر اینکه علاوه بر گوش و چشم و زبان، دل انسان هم باید کنترل بشود. دل روزه‌دار باید، کنترل داشته باشد. مرحوم آیت الله العظمی اراکی پس از نصیحت کنترل زبان به آن نجار گفته بودند: تو برای همه درب می‌سازی، اگر می‌توانی یک درب هم برای دل خودت بساز. روزی یکی از بزرگان این داستان را روی منبر تعریف کرده بود. مرحوم آقای زاهد که از بزرگان اهل معرفت بود، پای منبر بلند بلند گریه کرده و گفته بود: آقا دل نداریم تا برای آن درب بسازیم. در ماه مبارک رمضان انسان باید دل پیدا کند، سپس برای آن دل درب بسازد. تخیّل‌ها، وسوسه‌ها، تفکّرها، تفکّرهای تخیّلی کنار برود. صاحب دل جایگزین آن شود. صاحب دل چه کسی است؟ «أَنَّ قَلْبَ الْمُؤْمِنِ عَرْشُ الرَّحْمَن»[14]

چنین کسی می تواند روز عید از خدا خود خدا را عیدی بگیرد: «الصوم لی و انا اجزی به».
خدایا این ماه مبارک رمضان فرصت بزرگی است، خدایا توفیق عمل به آنچه گفته شد به همه ما عنایت بفرما.
«و صلی‌الله علی محمد و آل محمد»
---------------------------------------------------------------
پی نوشت‌ها:

1. بقره / 183
2. یونس / 62
3. رعد / 28
4. طلاق / 3-2
5. توبه /109
6. نحل/99
7. من‏لایحضره‏الفقیه، ج 2، ص 75
8.‌ شمس / 10-9
9. بقره / 186
10. المزمّل / 20
11. مؤمنون / 3-1
12.‌ حجرات / 12
13. چهل حدیث امام خمینی(ره)، ص 191
14. بحارالأنوار ج 55 ص 39
منبع : تابناک
يکشنبه اول 6 1388
خوردن زولبیا حرام است!
رهوا: یک مفتی وهابی علت حرام بودن این شیرینی را وجود بخشی صلیبی‏مانند در میان این شیرینی ذکر می‏کند و برای تناول این شیرینی وجود دلیل شرعی را ذکر می‏کند که در آن وجود ندارد.

نشریه "الخبرالاسبوعی"، با اعلام این خبر، نوشت: شیخ «محمدعلی فرکوس المکنی» معروف به ابی‏عبدالعزیز، در فتوایی حکم حرمت الطمینه و شیرینی‏های دیگری که در ماه رمضان استفاده می‏شود را صادر کرد.

بدین ترتیب بسیاری از مریدان و پیروان وی خود را از خوردن این شیرینی لذیذ که به گفته ابی‏عبدالعزیز از بدعت‏هایی محسوب می‏شود که در دین وارد شده است، محروم کردند.

وی دلیل دیگر حرمت خوردن این شیرینی را وجود بخشی صلیبی‏مانند در میان این شیرینی ذکر می‏کند و برای تناول این شیرینی وجود دلیل شرعی را ذکر می‏کند که در آن وجود ندارد.

شایان ذکر است فتاوای مضحک و عجیب زیادی از سوی مفتیان سلفی و وهابی صادر می‏گردد که یکی از مهم‏ترین دلایل آن، دوری لجوجانه آنها از معارف و تعلیمات مفسران وافعی قرآن و سنت ـ یعنی اهل‏بیت علیهم‏السلام ـ است.
دسته ها : مذهبی - خبر - فتوی
شنبه سی یکم 5 1388
X