| دعای روز شانزدهم رمضان/ خدایا مرا از همنشینی با بدکاران مصون دار |
|
در دعای روز شانزدهم ماه مبارک رمضان همراهی و همگامی با نیکان و دوری از همنشینی با بدکاران مورد تأکید است .
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوند بخشنده مهربان پیامبر اکرم (ص) فرمودند: از میان مؤمنان ، ایمان کسی کامل تر است که اخلاقش بهتر و با خانواده اش مهربان تر است . نهج الفصاحه- حدیث 910 |
| دعای روز پانزدهم رمضان/ خدایا طاعت بندگان خاضعت را نصیبم فرما |
|
فرمانبرداری از فروتنان و فراخی سینه برای توبه دلدادگان از تأکیدات دعای روز پانزدهم ماه مبارک رمضان هستند .
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوند بخشنده مهربان گفتار نور: قال الصادق (ع): من افطر یوما من شهر رضمان خرج روح الایمان منه امام صادق(ع) فرمود: هر کس یک روز ماه رمضان را (بدون عذر) بخورد، روح ایمان از او جدا می شود. وسائل الشیعه، ج 7 ، ص 181 ح 4 و 5 |
| صبر و حلم در سیره امام حسن مجتبی (ع) |
| معارف: امام حسن مجتبی (ع) در عین آن که به حلم معروف بود، در بعضی از موارد، فریادی چون صاعقه داشت که تار و پود دشمنان را میسوزاند. خبرگزاری شبستان: زندگی مردان بزرگ خدا همیشه پرحادثه است، حیات درخشان امام حسن مجتبی (ع) از پرحادثهترین زندگی رادمردان تاریخ است، با این که بیش از 48 سال عمر نکرد، و بر اثر زهری که مزدوران معاویه به او خوراندند به شهادت رسید، ولی در همین دوران کوتاه، همواره با باطل گرایان حق ستیز در حال نبرد بود، در عصر پدر، دوش به دوش او با منافقان و منحرفان ستیز کرد، در جنگهای بزرگ جمل و صفین و نهروان، قهرمانی بیبدیل بود، و به طور کلی نام او در پیشانی قاموس رنجها میدرخشید.
وی در سختترین و تلخترین رخدادها پرچم نهی از منکر، مبارزه با نامردمیها و طاغوت زدایی را برافراشت، و برای تثبیت حکومت حق، ایثارها و جانفشانیها کرد.
*** خداوند در قرآن، حضرت ابراهیم (ع)، قهرمان مبارزه توحیدی را چنین تمجید میکند: "ان ابراهیم لحلیم اواه منیب; همانا ابراهیم دارای صفتحلم و بسیار متوکل بر خدا و بازگشت کننده به سوی خدا بود." در آیه 101 سوره صافات خداوند میفرماید: "فبشرناه بغلام حلیم; ما ابراهیم را به نوجوانی دارای حلم بشارت دادیم." منظور از این فرزند، حضرت اسماعیل (ع) است، که ابراهیم (ع) از درگاه خدا درخواست فرزندی صالح کرد، و خداوند درخواست او را اجابت نمود، و او را به فرزندی که دارای خصلت والای حلم است مژده داد، آن فرزند اسماعیل بود، چنان که در ماجرای آن ذبح عظیم، حلم و استقامت و صبر انقلابی خود را به خوبی نشان داد. واژه "حلیم"» پانزده بار در قرآن بیان شده است که در یازده مورد از اوصاف خداوندی برشمرده شده و در دو مورد، از اوصاف ابراهیم (ع) و در یک مورد از وصف اسماعیل (ع) و در موردی دیگر در وصف حضرت شعیب (ع) ذکر شده است. بنابراین، "حلم" از ارزشهای مهم اخلاقی و اسلامی است، و انسانهای برجسته; مانند پیامبران چنین صفتی دارند، و انسانهایی که صفتحلم را به طور کامل دارند، مظهر یکی از صفات الهی هستند. در فرهنگ روایی، روایات بیشماری در تمجید خصلت ارزشمند حلم از پیامبر (ص) و امامان (ع) به ما رسیده که نظر شما را به ذکر چند نمونه جلب میکنیم: امیرمؤمنان علی (ع) فرمود: "کمال العلم الحلم; کمال علم به صفتحلم بستگی دارد" و نیز فرمود: "بوفور العقل یتوفر الحلم; آن کس که عقل سرشار دارد، دارای حلم سرشار خواهد شد." امام صادق (ع) فرمود: "الحلم سراج الله; حلم، چراغ تابان خدا است."
*** لغتشناس معروف قرآن، راغب در کتاب مفردات گوید: "حلم به معنای خویشتن داری به هنگام هیجان غضب است، و از آن جا که این حالت از عقل و خرد ناشی میشود، گاه به معنای عقل و خرد نیز به کار رفته است."
بنابراین، انسان دارای حلم کسی است که در عین توانایی، در هیچ کاری شتاب نمیکند، و در کیفر مجرمان شتاب زده نمیشود، روحی بزرگ دارد، و بر خشم و احساسات خود، مسلط است." فرمود: "کظم الغیظ و ملک النفس; فرو بردن خشم، و تسلط بر خویشتن است." بنابراین، آنچه در ترجمه حلم معروف شده و از آن به عنوان "بردباری"» یاد میکنند، صحیح به نظر نمیرسد، زیرا حلم به معنای تحمل بار دیگران نیست، بلکه به معنای خویشتن داری پرصلابت، و نرمش قهرمانانه است، که پایه استوار برای حفظ اخلاق و ارزشهای اسلامی است. بر همین اساس امیر مؤمنان علی (ع) فرمود: "لا حلم کالصبر والصمت; هیچ حلمی مانند استقامت و سکوت نیست." بنابراین، استقامت و کنترل زبان، از شاخههای مهم حلم است، پس حلم مفهومی ضد عجز و تسلیم دارد. *** حلم امام حسن (ع) امام حسن (ع) و سایر امامان (ع) فرهیخته و تربیتشده مکتب قرآن بودند، چنان که در روایت آمده: کنیزی شاخه گلی را به امام حسن (ع) اهدا نمود، آن حضرت او را آزاد کرد، انس بن مالک به آن حضرت عرض کرد: "آیا شما برای یک شاخه گل ناچیز، او را آزاد کردید؟" امام حسن (ع) در پاسخ فرمود: "ادبنا الله تعالی...; خداوند ما را چنین تربیت کرده است." آن جا که میفرماید: "اذا حییتم بتحیة فحیوا باحسن منها او ردوها; هنگامی که کسی به شما تحیت گوید، پاسخ او را به طور بهتر، یا همان گونه بدهید. پاسخ بهتر همان آزاد کردن او است." حلم امام حسن (ع) از آیات قرآن نشات گرفته بود، از جمله از این آیه که خداوند میفرماید: "... ادفع بالتی هی احسن فاذا الذی بینک و بینه عداوة کانه ولی حمیم; ناپسندی را با نیکی دفع کن، که ناگاه خواهی دید همان کس که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی است." خصلتحلم امام حسن (ع) در حدی بود که مروان یکی از دشمنان پرکینه خاندان رسالت، که امام حسن (ع) را بسیار رنج داد و آزرد، گفت: "این کارها را با کسی انجام دادم که حلم و خویشتنداری او با کوهها برابری میکند." به عنوان نمونه نظر شما را به فراز تاریخی زیر جلب میکنیم: پیر مردی ناآگاه از اهالی شام در مدینه، امام حسن (ع) را سوار بر مرکب دید، آنچه توانست از آن حضرت بدگویی کرد، وقتی که فارغ شد، امام حسن (ع) کنار او آمد، و بدو سلام کرد، و در حالی که لبخندی بر چهره داشت به او فرمود: "ای پیرمرد! گمانم غریب هستی، و گویا اموری بر تو اشتباه شده، اگر از ما درخواست رضایت کنی از تو خوشنود میشویم، اگر چیزی از ما بخواهی به تو عطا میکنیم، اگر از ما راهنمایی بخواهی تو را راهنمایی میکنیم، اگر کمک برای باربرداری از ما بخواهی، بار تو را برمیداریم، اگر گرسنه باشی تو را سیر مینماییم، اگر برهنه باشی، تو را میپوشانیم، اگر نیازمند باشی تو را بینیاز میکنیم، اگر گریخته باشی به تو پناه میدهیم. اگر حاجتی داری آن را ادا مینماییم، اگر مرکب خود را به سوی خانه ما روانه سازی، و تا هر وقتبخواهی مهمان ما باشی، برای تو بهتر خواهد بود، زیرا ما خانه آماده و وسیع، و امکانات بسیار داریم."
هنگامی که آن پیر ناآگاه این گفتار مهرانگیز نشات گرفته از حلم و صبر انقلابی امام حسن (ع) را شنید، آن چنان دگرگون شد که اشک از چشمانش جاری گردید و گفت: "گواهی میدهم که تو خلیفه خدا در زمینش هستی، خداوند آگاهتر است که مقام رسالت خود را در وجود چه کسی قرار دهد، تو و پدرت مبغوضترین افراد در نزد من بودید، ولی اینک تو محبوبترین انسانها در نزد من هستی!"
*** امام حسن (ع) در عصر حکومتخودکامه معاویه، در وضعیتی قرار گرفت که اگر صلح تحمیلی را (که به معنای آتش بس و متارکه جنگ موقت، مشروط به شرایط بود) نمیپذیرفت، و با خصلت والای حلم و صبر انقلابی، با آن برخورد نمیکرد، کیان تشیع در خطری عظیم، و جان همه شیعیان در معرض نابودی جدی قرار میگرفت. از این رو، در پاسخ به معترضان فرمود: "وای بر شما! شما نمیدانید که من چه کردهام، سوگند به خدا پذیرش صلح من برای شیعیانم بهتر است از آنچه خورشید بر آن میتابد و غروب میکند." اینک این سؤال مطرح میشود که امام حسن (ع) بعد از شهادت پدر بزرگوارش حضرت علی (ع) با آن که آن حضرت ده سال امامت کرد، تنها شش ماه و چهار روز خلافت و حکومت نمود، و سپس از کوفه به مدینه رفت و از سیاست و حکومت دوری نموده و انزوا را برگزید، آیا این روش که نشات گرفته از حلم او بود، کنارهگیری از سیاست نیست؟ پاسخ به طور خلاصه این است که شرایط و جوی که دشمنان و بدخواهان، و حتی دوستان، برای آن حضرت ایجاد کردند، آن حضرت را قهرا از سیاست و حکومت داری کنار زدند، نه این که او خودش کنار رفت، و هرگز حلم او باعث این کار نشد، بلکه شرایط و صلاح اسلام، چنین اقتضا میکرد، از این رو در مدینه نیز در فرصتهای مناسب، مطالب را به طور صریح بیان میکرد، و با روش معاویه مخالفت مینمود، به همین دلیل معاویه نتوانست وجود آن حضرت را تحمل کند، و با پیامهای محرمانهاش، جعده دختر اشعث را که همسر امام حسن (ع) بود، واداشت تا آن حضرت را مسموم نماید. شهادت جانسوز او بزرگترین دلیل بر دخالت او در سیاست، و صلابت او در طاغوت زدایی است، چنان که حلم او نیز در این راستا بود. شاید بر همین اساس بود که پیامبر (ص) با بینش جهانی و پیش بینی وسیعی که داشت، درشان امام حسن (ع) فرمود: "لو کان العقل رجلا لکان الحسن; اگر عقل، خود را به صورت مردی نشان دهد، آن مرد، حسن (ع) است."
*** پرواضح است که داشتن خصلت حلم، یک قانون غالبی است نه دائمی، باید موارد را شناخت و بر اساس ضوابط اسلامی با آن برخورد کرد، در بعضی از موارد باید سد حلم را شکست و فریاد زد و شدت عمل نشان داد، در آن مواردی که حلم موجب سوء استفاده گمراهان گردد. چرا که همیشه افرادی هستند که از شیوه حلم بزرگان، سوء استفاده میکنند، و تا زیر ضربات خردکننده شلاق مجازات قرار نگیرند، دست از کردار زشتخود برنمیدارند، در این گونه موارد باید در برابر آن ها شدت عمل نشان داد، تا ایجاد مزاحمت نکنند، لذا در زندگی امام حسن مجتبی (ع) ملاحظه میکنیم، در عین آن که به حلم معروف بود، در بعضی از موارد، فریادی چون صاعقه داشت که تار و پود دشمنان را میسوزانید.
به عنوان نمونه; پس از ماجرای صلح تحمیلی، معاویه به کوفه آمد، و در میان ازدحام جمعیتبرفراز منبر رفت، در ضمن گفتارش با گستاخی بیشرمانهای از امیرمؤمنان علی (ع) بدگویی نمود، هنوز سخن او به پایان نرسیده بود که امام حسن (ع) بر پله آن منبر ایستاد، و خطاب به معاویه فریاد زد: "ای پسر هند جگر خوار! آیا تو از امیرمؤمنان علی (ع) بدگویی میکنی، با این که
آن گاه امام حسن (ع) از منبر پایین آمد و به عنوان اعتراض از مسجد خارج شد و دیگر باز نگشت. نگارنده: حجت الاسلام ابراهیم بهاری |
منبع : بازیاب
| امام حسن(ع)؛ مظهر بخشندگی و کرامت |
|
امام حسن مجتبی(ع) بیشک مظهر بندگی، بخشش، کرامت و نرمخویی است. امام با هوشیاری به منظور حفظ اسلام و مسلمانان، با بزرگواری صلحی را پذیرفت که بقاء و رشد اسلام را در پی داشت. امام حسن بیش از هفت سال زمان جد بزرگوارش را درک کرد و در آغوش مهر آن حضرت به سر برد و پس از رحلت پیامبر که با رحلت حضرت فاطمه دو ماه یا سه ماه بیشتر فاصله نداشت، تحت تربیت پدر قرار گرفت . امام حسن پس از شهادت پدر بزرگوار خود به امر خدا و طبق وصیت آن حضرت، به امامت رسید . امام حسن سه نوبت دارائیش را با خدا تقسیم کرد و دو نوبت از تمام مال خود برای خدا گذشت . گفته اند: امام حسن در زمان خود عابدترین و بی اعتنا ترین مردم به زیور دنیا بود. عوامل صلح امام معاویه با توطئه های زهرآگین و انتخاب زمان مناسب و ایجاد روح اخلالگری و نفاق به کارشکنی پرداخت . او با خریداری وجدانهای پست و پراکندن انواع دروغ و انتشار روحیه یأس ، مردم سست ایمان را به دور خود جمع کرد و از سوی دیگر همه سپاهیانش را به بسیج عمومی فراخواند. امام حسن(ع) نیز تصمیم خود را برای پاسخ به ستیزه جویی معاویه دنبال و رسما اعلان جهاد داد. اما در میان یاران امام افراد سست عنصری بودند که جنگ را با گریز جواب می دادند و در نفاق افکنی توانایی داشتند و فریفته زر و زیور دنیا می شدند. همین شرایط موقعیتی را فراهم کرد که برای امام جز " صلح " با معاویه ، راه حل دیگری نماند. امام حسن (ع ) با پذیرش صلح از خونریزی که هدف اصلی معاویه بود و می خواست ریشه شیعه و شیعیان آل علی (ع ) را به هر قیمتی که هست قطع کند، جلوگیری فرمود. بدین صورت چهره تابناک امام حسن همچنان که جد بزرگوار رسول الله پیش بینی فرموده بود ، به عنوان " مصلح اکبر" در افق اسلام نمودار شد.
حفظ جان شیعیان، افشای چهره واقعی معاویه پس از صلح و تبیین اسلام ناب از دیگر دلایل امام حسن مجتبی برای پذیرش صلح بود. |
منبع : بازیاب
|
میلاد حسن(ع) خسرو دین است امشب
* * * * *
شمس عفت زگریبان، قمر آورده برون * * * * *
دوش بر گوشم رسید این مژده از جان آفرینم * * * * *
آمده نوگل ولا / روح و روان مصطفی / نور دو چشم مرتضی * * * * * دلخواسته هایتان را آرزو کنید ؛میلاد کریم اهل بیت فرا رسیده است * * * * * میلاد اولین گل بوستان علی و زهرا مبارک باد * * * * *
میلاد کریم سبزپوش آل فاطمه، تنهاترین سردار لشکر حیدر و غریب شهر پیامبر تهنیت باد. من اسیر کرم گل پسر فاطمه ام حسنی ام بنویسید به روی کفنم * * * * *
روزه داران به رهش جان و دل ایثار کنید میلاد کریم اهل بیت مبارک * * * * * مهمانی حق چه باصفا شد میلاد امام مجتبی شد * * * * *
امام حسن: بهترین نیکویی، اخلاق نیکو است. میلادش مبارک تا خدا هست و خدایی می کند مجتبی مشکل گشایی می کند * * * * *
5 صلوات را نثار امام حسن (ع) کن و این sms را به 5 نفر ارسال کن تا در ثواب 61 میلیون صلوات شریک شوی. بنگر به مرتضی که در این ماه روزه را با بوسه از لب پسر افطار می کند * * * * *
امشب خوان ماه رمضان به یمن قدوم کریم اهل بیت گسترده تر است. هوشیار باشید که بی نصیب از کنارش نگذرید. با عشق حسن من به جهان ناز کنم افطارمو با نام حسن باز کنم صد شکر که درک شب قدر رمضان با جشن ولادتش آغاز کنم * * * * *
در جود و کرم دست خدا هست حسن نومید نگردد کسی از درگه او زیرا که کریم اهل بیت است حسن * * * * * پیامبر: به حسن شکوه و جذبه و وقار و به حسین بخشندگی و رحمت خود را بخشیدم. * * * * *
پیامبر: فرزند صالح گلی است که خدا به بندگانش میدهد. دو گل من در دنیا حسن و حسین اند. بر خوان رحمت خداوند، امروز دست کریم تو ساقی سعادت است و ما نه تشنه طهور که جرعه نوش ظهور رُخت به صف ایستاده ایم. * * * * *
بر ما بتاب ای جریان زلال کرامت. میلاد امام حسن مبارک * * * * *
بیا بر آستان رویش به هوای شعله رویم که بارقه نگاهش را به دستان خالی ما صدقه دهد. تو مگو ما را بدان شه بار نیست با کریمان کارها دشوار نیست * * * * *
جان به جانان عرض کردن عاشقان را عار نیست میلاد امام حسن مبارک * * * * * نیمه ماه مبارک بس شرافت دارد امشب چون خدا بر بندگان خود عنایت دارد امشب جشن میلاد حسن در عرش اعلا گشته بر پا زین سبب بر لیلة الاسرا شباهت دارد امشب * * * * *
ماه دل آرای نیمه رمضان را، پانزده روز است به انتظار نشسته ایم و به کرامت و مهربانیاش محتاجیم. می خواست تا چشم و چراغ دین، شما باشی بعد از علی میراث دار مصطفی باشی مثل نسیمی مهربان و مثل باران، سبز آمیزه ای از رحمت و جود و سخا باشی * * * * *
میلاد مجتبی است بیا تا به خرمی * * * * * هر طرف می گذرم بانگ طرب می شنوم زانکه میلاد حسن، نور دل بوالحسن است * * * * *
دختر ختم رسولان پسری آورده است * * * * * الهی دلبر دور از وطن کو؟ شب جشن حسن، ابن الحسن کو؟ * * * * *
از حریم فاطمه در نیمه ماه صیام |
منبع : بازیاب