یا ابا صالح ...
بهار از پشت چشمان تو ظاهر می شود روزی
زمین با ماه تابانت مجاور می شود روزی
صدایت می رسد از پشت پرچین ها و دالانها
سکوت راه، در گامت مسافر می شود روزی
به جز رنگین کمان در شهر، دیواری نمی ماند
خدا در کوچه های شهر عابر می شود روزی
بیابانها به گرد کوهها چون تاک می پیچند
زمین، سرمست از این رقص مناظر می شود روزی
تمام برکه ها را خوی دریا می دهی ای ماه
درخت از شوق تو مرغ مهاجر می شود
ترنج آفرینش، قصری از آیینه خواهد شد
حریر نور و گل فرش معابر می شود روزی
بتان بر شانه ی محراب و منبر سایه افکندند
تو می آیی، خدا سهم منابر می شود روزی
چه باک از طعنه ی ناباوران؟ ما خوب می دانیم
که شب می میرد و خورشید ظاهر می شود روزی
سمند نور، زلف تیرگی ها را برآشوبد
به فرمانی که از چشم تو صادر می شود روزی
تو باقی مانده ی حقی، به زیتون و زمان سوگند
تمام عصرها با تو معاصر می شود روزی
در و دیوار دیوان غزلهای تو خواهد شد
و حتی سنگ با نام تو شاعر می شود روزی
حامد حسینخانی
طبق اساسنامه فرهنگستان هنر (مصوب 25 اسفند 1377 شورای عالی انقلاب فرهنگی) این فرهنگستان موسسهای با شخصیت حقوقی مستقل است که به نهاد ریاستجمهوری وابسته و اعتبارات آن هم در بودجه سالانه کشور در ردیف اعتبارات نهاد ریاستجمهوری منظور میشود
کمتر کسی میتوانست حدس بزند که تغییرات مدیریتی در یک نهاد فرهنگی میتواند چنین شائبههای سیاسی پیدا کند اما ماجراهای سیاسی در رقابتهای انتخاباتی شرایط را به گونهای رقم زد که رئیس جدیدی برای فرهنگستان هنر انتخاب شود. طبق اساسنامه فرهنگستان هنر (مصوب 25 اسفند 1377 شورای عالی انقلاب فرهنگی) این فرهنگستان موسسهای با شخصیت حقوقی مستقل است که به نهاد ریاستجمهوری وابسته و اعتبارات آن هم در بودجه سالانه کشور در ردیف اعتبارات نهاد ریاستجمهوری منظور میشود.
به هر حال زمزمهها بالاخره به حقیقت پیوست و شورای عالی انقلاب فرهنگی حکم به برکناری میرحسین موسوی را داد تا او پس از 11 سال از این مجموعه خداحافظی کند. حکم برکناری موسوی سهشنبه آخر شب صادر شد و فرد جایگزین نیز چهره نامآشنایی بود؛ «علی معلم دامغانی» شاعر شناخته شدهای که تجربه سالها حضور در ریاست شورای شعر و موسیقی سازمان صدا و سیما را در کارنامه دارد.
در این میان با توجه به حواشی موجود در مورد این تصمیم روز گذشته عده کمی از چهرههای سیاسی و فرهنگی حاضر به گفتوگو در این مورد شدند، ولی اخباری منتشر نشد که برکناری موسوی و انتخاب معلم با استقبال اعضای فرهنگستان روبهرو نشده و احتمال استعفای دبیر و مدیران کل فرهنگستان هنر و همچنین اعضای پیوسته این فرهنگستان وجود دارد؛ خبری که صحت آن تایید و تکذیب نشد ولی استعفای احتمالی این افراد اقدامی دور از ذهن نیست.
نگاهی به نام اعضای پیوسته فرهنگستان نشان میدهد که تعداد قابلتوجهی از آنها از همفکران موسوی بوده و در انتخابات ریاستجمهوری نیز حمایت خود را از این کاندیدا نشان دادند. سیدمحمد بهشتیشیرازی، مجید مجیدی، زهرا رهنورد، داریوش مهرجویی، محمود عزیزی، محمود فرشچیان، شاهین فرهت، سیدمحمد احصایی و مجید کیانی از جمله چهرههای عضو فرهنگستان هستند که با توجه به ارتباط نزدیکی که با موسوی دارند احتمال استعفای آنها محتمل به نظر میرسد.
بیتردید اگر برکناری موسوی در دولت نهم صورت میگرفت این همه حاشیه بهدنبال نمیآورد و پذیرفته میشد. با این حال حاشیههای انتخابات ریاست جمهوری و رقابت موسوی و احمدینژاد و وقایع پس از انتخابات بهگونهای بود که حالا شائبه سیاسی بودن برکناری را نزد اهالی فرهنگ دامن زده است، چنانکه سیدمحمد بهشتی، از اعضای پیوسته فرهنگستان این برکناری را کاری سیاسی خواند و در راستای دولتی کردن فرهنگستان هنر ارزیابی کرد.
همچنین برخی از اعضای فرهنگستان معتقدند از آنجا که رشته اصلی علی معلم ادبیات بوده و او بیشتر فعالیتش را در حوزه شعر سپری کرده است. وی برای عضویت در فرهنگستان زبان و ادب فارسی مناسبتر به نظر میرسد. بهشتی از حضور معلم در فرهنگستان هنر با عنوان بدعت یاد میکند. بهرغم این دست انتقادها برخی نیز از این تصمیم استقبال کردهاند. حسین ابراهیمی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس و رئیس مرکز رسیدگی به امور مساجد از جمله افرادی است که حمایت خود را از این تغییر ابراز
داشته است.
به گفته وی انتخاب معلمدامغانی به سمت رئیس فرهنگستان هنر مقصود نظام را تامین میکند.از طرفی میرحسین موسوی نمیتوانست دیگر تصدی پست ریاست فرهنگستان هنر را داشته باشد و باید کار از ایشان گرفته میشد چرا که موسوی با تفکر خاص خود نمیتواند در جامعه دینی و اسلامی ارزشهای فرهنگی و هنری جامعه را حفظ کند. بهرغم این اعلام حمایت، تعدادی از اهالی فرهنگ و هنر همچون تهمینه میلانی و حافظ موسوی به مخالفت با سیاسی شدن امور فرهنگی پرداخته و از تغییر موسوی انتقاد کردند.
شورای عالی انقلاب فرهنگی چندی پیش در نخستین گام اقدام به تغییر اساسنامه این شورا کرد.
در ادامه علی معلم دامغانی به عنوان عضو این فرهنگستان انتخاب شد و پس از تغییر رئیس فرهنگستان پزشکی، این شایعه دهان به دهان پیچید که رئیسجمهور قصد دارد رئیس فرهنگستان هنر را نیز تغییر دهد. سرانجام سهشنبه شب جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی برگزار شد و احمدینژاد بهرغم آنکه در شیراز به سر میبرد سفر استانی خود را نیمه کاره گذاشت و به تهران آمد تا در جلسه تصمیمگیری شرکت کند.
به گزارش سایت تابناک در این جلسه غلامعلی حدادعادل و برخی دیگر از اعضا پیشنهاد میدهند تا مهدی چمران به عنوان رئیس انتخاب شود اما احمدینژاد با انتخاب چمران مخالفت کرده و پیشنهاد میدهد تا برای انتخاب مهدی کلهر رایگیری شود. کلهر نمیتواند رای موافق اعضا را به دست بیاورد و با توجه به آنکه رئیس دولت موافق ریاست چمران نبود گزینه سوم یعنی علی معلمدامغانی مطرح شد که وی حائز اکثریت آرا شد.
در همین حال تغییر و تحول در فرهنگستان هنر فقط محدود به ریاست آن نبوده است چرا که شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه آخر خود سه فرد جدید را هم بهعنوان اعضای پیوسته فرهنگستان انتخاب کرد. بنا بر این تصمیم، جهانگیر الماسی، مهدی کلهر و مجتبی رحماندوست به جمع 27 عضو پیوسته فرهنگستان اضافه خواهند شد. مهدی کلهر چهرهای فرهنگی در مجموعه مشاوران و اطرافیان احمدینژاد شناخته میشود؛ فردی که موضعگیریهای جنجالی نیز داشته و چهره سیاسی او بر چهره فرهنگی وی غلبه دارد. جهانگیر الماسی نیز بازیگری شناخته شده است (متولد 1334 تهران و بازیگر فیلمهایی چون شبح کژدم، سرزمین آرزوها، نارونی، دیگه چه خبر و...) و در سالهای اخیر علاقه زیادی به فعالیتهای سیاسی نشان داده است.
در انتخابات دوره نهم او چند ماه بعد از پیروزی احمدینژاد به صف حامیان وی پیوست. در میان افراد معرفی شده بهعنوان اعضای جدید فرهنگستان، شاید مجتبی رحماندوست کمتر از بقیه شناخته شده باشد. وی برادر بزرگتر مصطفی رحماندوست شاعر کودک و نوجوان است. او در میان اهالی فرهنگ، بهعنوان نویسندهای ارزشی شناخته میشود که بیشتر تالیفات وی در حوزه مذهبی و دفاع مقدس است. شنیده شده است. وی در تغییر و تحولات تازه، مهدی کلهر بهعنوان دبیر فرهنگستان هنر منصوب شده و جای بهمن نامور مطلق را میگیرد.
منبع : فرارو
این فرد در گفت و گو با خبرآنلاین، با اشاره به اطلاعیه سازمان قضایی نیروهای مسلح اظهارداشت: در اطلاعیه سازمان قضایی نیروهای مسلح به صراحت به نکات مهمی اشاره شده است که جا دارد مسئولان دلسوز نظام نسبت به آن دقت کافی را مبذول دارند و در جهت اصلاح رویه گام بردارند تا این مشکلات هرچه سریعتر اصلاح شود.
وی که خواست نامش فاش نشود به مفاد اطلاعیه اشاره و تصریح کرد: در این اطلاعیه آمده است که افراد در شرایط نامناسب نگهداری میشدند اما این سؤال پیش میآید که چرا این افراد محاکمه نمیشوند.
وی تأکید کرد: متأسفانه به جای محاکمه عوامل دخیل در بازداشتگاه کهریزک آقای مرتضوی ارتقا پیدا میکند و به ریاست سازمان مبارزه با قاچاق کالا منصوب میشود در حالی که در جای جای این اطلاعیه به نقش وی اشاره شده است.
وی با اشاره به دغدغه دلسوزان نظام گفت: در جریان کهریزک نه تنها افراد کشته شده بلکه کل نظام مظلوم واقع شده و اتهاماتی به خاطر کوتاهی و خودسری برخی به وجود آمد که باید نسبت به اصلاح آن اقدام کرد.
وی از کسانی که دغدغه کشور را دارند خواست تا نسبت به پیگیری حادثه کهریزک اقدام کنند تا مبادا این مسئله به فراموشی سپرده شود و چنین اقداماتی به رویه تبدیل شود.
منبع : خبر آن لاین
مینشینی چند تمرین ریاضی حل کنی
خطکش و نقاله و پرگار، شاعر میشود
تا چه حد این حرفها را میتوانی حس کنی؟
حس کنی دارد دلم بسیار شاعر میشود
تا زمانی با توام انگار شاعر نیستم
از تو تا دورم دلم انگار شاعر میشود
باز میپرسی: چهطور اینگونه شاعر شد دلت؟
تو دلت را جای من بگذار شاعر میشود
گرچه میدانم نمیدانی چه دارم میکشم
از تو میگوید دلم هر بار شاعر میشود
مرحومه نجمه زارع
یادداشت زهرا رهنورد با عنوان "سفیر خورشید" در تشریح نقش حضرت زینب در نهضت عاشورا در روزنامه اعتماد را می خوانید.
حضرت زینب(س)؛ به خدا قسم، جز زیبایی چیز دیگری ندیدیم.
این پاسخی است به سوال بازجومنشانه فرعونیت مدار حاکمی که خود را در اوج قدرقدرتی و پیروزی می بیند و با تبختر از او می پرسد اوضاع را چگونه دیدی؟ اما آیا این جناب حاکم نمی داند این چهره پرشکوه و مقاوم و صبوری که در مقابل او ایستاده کیست، آیا این زن که پیشوای زنان و کودکان بی پدر و یتیم و شوهر از دست داده است و تنها در کنار آنها یک جوان بیمار قرار دارد، برای یزید و یزیدیان ناشناس است؟ آنها نمی دانند او زینب کبری، عقیله بنی هاشم، زن خردمندی است که به «راه» پیوسته.
این حاکم، این سلطان غاصب، به قدرقدرتی خود و سرکوب نهضت عاشورا می نازد و شراب غرور را سرکشیده و دیوانه وار عربده سر می دهد، چه سخت است برای او یادآوری پیغام حسین ابن علی؛ «خروج کردم برای نجات امت جدم و هیچ هدفی ندارم جز اصلاح.»
اصلاح؟، ریویزیونیسم، بازگشت به ارزش ها و رفتار جاهلی، کبر، جباریت، خودمداری، ریا و خودمحوری و منفعت طلبی در حاکمیت، رشوه و ربا و تقلب و نابرابری در اجراییات؛ مسلم است که حسین(ع) این همه را برنمی تابد. اما این «خروج برای اصلاح» چه داغی به دل حاکمان اموی نهاده که چاره آن را در کشتار خاندان پیامبر(ص) می بینند و امروز فکر می کنند جام زهرناک طعنه و ریشخند خود را بر کام زینب کبری بریزند و هیچ پیش بینی نمی کنند که ممکن است با جوابی بïراتر از تمامی شمشیرهایی که یزیدیان بر تارک حسینیان فرو کوفتند پاسخ بشنوند؛ «به خدا قسم جز زیبایی چیزی ندیدم.»
زینب(س) می داند در کنه مکنون هر واقعه یی چنانچه از دیدگاه الهی و ارزش های عدالتخواهی نگریسته شود، چیزی جز زیبایی قرائت نمی شود، زیرا زیبایی از ذخایر جاودان انبان انتهاناپذیر حق است، چرا که خداوند خود فرموده همه چیز را زیبا آفریده است؛ «الذی احسن کل شیء خلقه».آیا زیبایی که زینب به آن اشاره می کند یک زیبایی شکلی و فرمالیستی است؟ زیبایی افق خونین و دشت نینوا؟ یا قد و قامت و خط و خال و ابرو؟ آیا سر بریده حسین(ع)، یا بی کفن بدن او؟ یا قامت بی دست برافراشته ابوالفضل عباس، سقای کربلا، یا مرثیه ناخوانده یتیمان و زنان شوهر از دست داده یا معصومیت گلوی بریده علی اصغر یا جوانی پرپرشده علی اکبر، یا حماسه اشک آلود ام وهب، مادر پسران که می سراید «مرا دیگر مادر پسران ننامید» که چهار پسرش در روز واقعه به دست یزیدیان به شهادت رسیده اند...
یا بی پسری زینب کبری که دو پسرش را در راه ارزش های الهی تقدیم کرد و امروز باید بر قلب به تیر جفا از حرکت ایستاده آنان چکامه اندوه بسراید؟نه همه اینها شاید بهانه یی برای تعزیه پردازان و رمان نویسان و شاعران و نقاشان و هنرمندان باشد اما برای زینب در یک کلمه خلاصه می شود؛ «هر چه دیدم زیبایی بوده است.» زینب(س) یک زن چندبعدی است، یک زن، یک مادر، یک مبارز، یک عارف، یک شخصیت ارزشی، دختر علی، خواهر حسین، اما او برتر از اینها است. زینب، «زینب است، پیام آور کربلا».
و این پیام در اوج زیبایی است. چه پیامی بالاتر از این (محتوایی) که؛ هر روز، عاشورا و هر خاک، کربلا است، هر چند این پیام مقدر را بعدها ائمه کرام در سیمای واژگان و کلمات بیان کنند، که هر خاک، کربلا و هر روز، عاشورا است؟ او می داند در پیروزی یزیدیان بر نابودی بدن های هفتاد و دو تن بزرگ ترین شکست استراتژیک نهفته است. «مظلومیت حق» در این واقعه، حق خواهی ابدی حق طلبان را به دنبال داشته است. او می دانست تا حق به حقدار نرسد بشریت و به خصوص «شیعه» از پای نخواهد نشست. اما از آنجا که او یک عارف بود و عرفان او محصول پرورش یافتن در دامان علی و فاطمه بوده است، حدیث هفتاد و دو تن را قصه شورانگیز وصلی جانانه می دانست که هفتاد و دو تن به خورشید پیوستند و جذب نورافشانی ابدی حق شدند.
منبع : فرارو
ابا صالح مدد ...
وقتی دلم به سمت تو مایل نمیشود
باید بگویم اسم دلم دل نمیشود
دیوانهام بخوان که به عقلم نیاورند
دیوانهی تو است که عاقل نمیشود
تکلیف پای عابران چیست؟ آیهای
از آسمان فاصله نازل نمیشود
خط میزنم غبار هوا را که بنگرم
آیا کسی زِ پنجره داخل نمیشود؟
...
میخواستم رها شوم از عاشقانهها
دیدم که در نگاه تو حاصل نمیشود
تا نیستی تمام غزلها معلّقند
این شعر مدتیست که کامل نمیشود
مرحومه نجمه زارع
به گزارش خبر آنلاین برکناری میرحسین موسوی از ریاست فرهنگستان هنر ، پس از 11سال ریاست بر این فرهنگستان، کارکنان و اعضای فرهنگستان را در بهت فرو برده است.
این اتفاق سهشنبه شب گذشته و پس از جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی رخ داد و علی معلم دامغانی که چندی پیش از سوی همین شورا به عنوان عضو پیوسته معرفی شد جایگزین موسوی شد.
به دنبال این تغییر و تحول، احتمالا امروز مدیران کل و مسوولان ارشد فرهنگستان استعفا خواهند کرد و احتمال استعفای دستجمعی اعضای پیوسته فرهنگستان که 27 نفرند نیز قوت گرفته است.
همچنین گفته می شود مهدی کلهر که در جلسه سهشنبه شب به همراه جهانگیر الماسی و مجتبی رحماندوست به عضویت پیوسته فرهنگستان درآمد به جای بهمن نامورمطلق به عنوان دبیر فرهنگستان منصوب خواهد شد.
موسوی از سال 77 تاکنون رییس فرهنگستان بود و آخرین بار در سال 87 با حکم محمود احمدینژاد، ریاستش به مدت 4سال تمدید شده بود.
منبع : خبر ان لاین
مهدی جان ...
دنیا به دور شهر تو دیوارْ بسته است
هر جمعه راه سمت تو انگار بسته است
کى عید مىرسد که تکانى دهم به خویش؟
هر گوشه از اتاق دلم تار بسته است
شبها به دور شمع کسى چرخ مىخورد
پروانهاى که دل به دلِ یار بسته است
از تو همیشه حرف زدن کار مشکلى است
در مىزنیم و خانه گفتار بسته است
باید به دست شعر نمىدادم عشق را
حتى زبان ساده اشعار بسته است
وقتى غروب جمعه رسد، بىتو، آفتاب
انگار بر گلوى خودش دار بسته است
مىترسم آخرش تو نیایى و پُر کنند
در شهر شاعرى ز جهان، بار بسته است
مرحومه نجمه زارع