دسته
وبلاگهاي برگزيده
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1827780
تعداد نوشته ها : 1695
تعداد نظرات : 564
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

 یا ابا صالح ...

 

بهار از پشت چشمان تو ظاهر می شود روزی
زمین با ماه تابانت مجاور می شود روزی

صدایت می رسد از پشت پرچین ها و دالانها
سکوت راه، در گامت مسافر می شود روزی

به جز رنگین کمان در شهر، دیواری نمی ماند
خدا در کوچه های شهر عابر می شود روزی  

بیابانها به گرد کوهها چون تاک می پیچند
زمین، سرمست از این رقص مناظر می شود روزی   

تمام برکه ها را خوی دریا می دهی ای ماه
درخت از شوق تو مرغ مهاجر می شود

ترنج آفرینش، قصری از آیینه خواهد شد
حریر نور و گل فرش معابر می شود روزی  

بتان بر شانه ی محراب و منبر سایه افکندند
تو می آیی، خدا سهم منابر می شود روزی

چه باک از طعنه ی ناباوران؟ ما خوب می دانیم
که شب می میرد و خورشید ظاهر می شود روزی

 سمند نور، زلف تیرگی ها را برآشوبد
به فرمانی که از چشم تو صادر می شود روزی

تو باقی مانده ی حقی، به زیتون و زمان سوگند
تمام عصرها با تو معاصر می شود روزی

در و دیوار دیوان غزلهای تو خواهد شد
و حتی سنگ با نام تو شاعر می شود روزی

حامد حسینخانی

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
پنج شنبه سوم 10 1388

طبق اساسنامه فرهنگستان هنر (مصوب 25 اسفند 1377 شورای عالی انقلاب فرهنگی) این فرهنگستان موسسه‌ای با شخصیت حقوقی مستقل است که به نهاد ریاست‌جمهوری وابسته و اعتبارات آن هم در بودجه سالانه کشور در ردیف اعتبارات نهاد ریاست‌جمهوری منظور می‌شود

کمتر کسی می‌توانست حدس بزند که تغییرات مدیریتی در یک نهاد فرهنگی می‌تواند چنین شائبه‌های سیاسی پیدا کند اما ماجراهای سیاسی در رقابت‌های انتخاباتی شرایط را به گونه‌ای رقم زد که رئیس جدیدی برای فرهنگستان هنر انتخاب شود. طبق اساسنامه فرهنگستان هنر (مصوب 25 اسفند 1377 شورای عالی انقلاب فرهنگی) این فرهنگستان موسسه‌ای با شخصیت حقوقی مستقل است که به نهاد ریاست‌جمهوری وابسته و اعتبارات آن هم در بودجه سالانه کشور در ردیف اعتبارات نهاد ریاست‌جمهوری منظور می‌شود.
 
به هر حال زمزمه‌ها بالاخره به حقیقت پیوست و شورای عالی انقلاب فرهنگی حکم به برکناری میرحسین موسوی را داد تا او پس از 11 سال از این مجموعه خداحافظی کند. حکم برکناری موسوی سه‌شنبه آخر شب صادر شد و فرد جایگزین نیز چهره نام‌آشنایی بود؛ «علی معلم دامغانی» شاعر شناخته شده‌ای که تجربه سال‌ها حضور در ریاست شورای شعر و موسیقی سازمان صدا و سیما را در کارنامه دارد. 

در این میان با توجه به حواشی موجود در مورد این تصمیم روز گذشته عده کمی از چهره‌های سیاسی و فرهنگی حاضر به گفت‌وگو در این مورد شدند، ولی اخباری منتشر نشد که برکناری موسوی و انتخاب معلم با استقبال اعضای فرهنگستان رو‌به‌رو نشده و احتمال استعفای دبیر و مدیران کل فرهنگستان هنر و همچنین اعضای پیوسته این فرهنگستان وجود دارد؛ خبری که صحت آن تایید و تکذیب نشد ولی استعفای احتمالی این افراد اقدامی دور از ذهن نیست. 

نگاهی به نام اعضای پیوسته فرهنگستان نشان می‌دهد که تعداد قابل‌توجهی از آنها از همفکران موسوی بوده و در انتخابات ریاست‌جمهوری نیز حمایت خود را از این کاندیدا نشان دادند. سیدمحمد بهشتی‌شیرازی، مجید مجیدی، زهرا رهنورد، داریوش مهرجویی، محمود عزیزی، محمود فرشچیان، شاهین فرهت، سیدمحمد احصایی و مجید کیانی‌ از جمله چهره‌های عضو فرهنگستان هستند که با توجه به ارتباط نزدیکی که با موسوی دارند احتمال استعفای آنها محتمل به نظر می‌رسد. 

بی‌تردید اگر برکناری موسوی در دولت نهم صورت می‌گرفت این همه حاشیه به‌دنبال نمی‌آورد و پذیرفته می‌شد. با این حال حاشیه‌های انتخابات ریاست جمهوری و رقابت موسوی و احمدی‌نژاد و وقایع پس از انتخابات به‌گونه‌ای بود که حالا شائبه سیاسی بودن برکناری را نزد اهالی فرهنگ دامن زده است، چنانکه سیدمحمد بهشتی، از اعضای پیوسته فرهنگستان این برکناری را کاری سیاسی خواند و در راستای دولتی کردن فرهنگستان هنر ارزیابی کرد. 

همچنین برخی از اعضای فرهنگستان معتقدند از آنجا که رشته اصلی علی معلم ادبیات بوده و او بیشتر فعالیتش را در حوزه شعر سپری کرده است. وی برای عضویت در فرهنگستان زبان و ادب فارسی مناسب‌تر به نظر می‌رسد. بهشتی از حضور معلم در فرهنگستان هنر با عنوان بدعت یاد می‌کند. به‌رغم این دست انتقادها برخی نیز از این تصمیم استقبال کرده‌اند. حسین ابراهیمی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس و رئیس مرکز رسیدگی به امور مساجد از جمله افرادی است که حمایت خود را از این تغییر ابراز
داشته است. 

به گفته وی انتخاب معلم‌دامغانی به سمت رئیس فرهنگستان هنر مقصود نظام را تامین می‌کند.از طرفی میرحسین موسوی نمی‌توانست دیگر تصدی پست ریاست فرهنگستان هنر را داشته باشد و باید کار از ایشان گرفته می‌شد چرا که موسوی با تفکر خاص خود نمی‌تواند در جامعه دینی و اسلامی ارزش‌های فرهنگی و هنری جامعه را حفظ کند. به‌رغم این اعلام حمایت، تعدادی از اهالی فرهنگ و هنر همچون تهمینه میلانی و حافظ موسوی به مخالفت با سیاسی شدن امور فرهنگی پرداخته و از تغییر موسوی انتقاد کردند.
شورای عالی انقلاب فرهنگی چندی پیش در نخستین گام اقدام به تغییر اساسنامه این شورا کرد. 

در ادامه علی معلم دامغانی به عنوان عضو این فرهنگستان انتخاب شد و پس از تغییر رئیس فرهنگستان پزشکی، این شایعه دهان به دهان پیچید که رئیس‌جمهور قصد دارد رئیس فرهنگستان هنر را نیز تغییر دهد. سرانجام سه‌شنبه شب جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی برگزار شد و احمدی‌نژاد ‌به‌رغم آنکه در شیراز به سر می‌برد سفر استانی خود را نیمه کاره گذاشت و به تهران آمد تا در جلسه تصمیم‌گیری شرکت کند. 

به گزارش سایت تابناک در این جلسه غلامعلی حدادعادل و برخی دیگر از اعضا پیشنهاد می‌دهند تا مهدی چمران به عنوان رئیس انتخاب شود اما احمدی‌نژاد با انتخاب چمران مخالفت کرده و پیشنهاد می‌دهد تا برای انتخاب مهدی کلهر رای‌گیری شود. کلهر نمی‌تواند رای موافق اعضا را به دست بیاورد و با توجه به آنکه رئیس دولت موافق ریاست چمران نبود گزینه سوم یعنی علی معلم‌دامغانی مطرح شد که وی حائز اکثریت آرا شد. 

در همین حال تغییر و تحول در فرهنگستان هنر فقط محدود به ریاست آن نبوده است چرا که شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه آخر خود سه فرد جدید را هم به‌عنوان اعضای پیوسته فرهنگستان انتخاب کرد. بنا بر این تصمیم، جهانگیر الماسی، مهدی کلهر و مجتبی رحماندوست به جمع 27 عضو پیوسته فرهنگستان اضافه خواهند شد. مهدی کلهر چهره‌ای فرهنگی در مجموعه مشاوران و اطرافیان احمدی‌نژاد شناخته می‌شود؛ فردی که موضع‌گیری‌های جنجالی نیز داشته و چهره سیاسی او بر چهره فرهنگی ‌وی غلبه دارد. جهانگیر الماسی نیز بازیگری شناخته شده است (متولد 1334 تهران و بازیگر فیلم‌هایی چون شبح کژدم، سرزمین آرزوها، نارونی، دیگه چه خبر و...) و در سال‌های اخیر علاقه زیادی به فعالیت‌های سیاسی نشان داده است. 

در انتخابات دوره نهم او چند ماه بعد از پیروزی احمدی‌نژاد به صف حامیان وی پیوست. در میان افراد معرفی شده به‌عنوان اعضای جدید فرهنگستان، شاید مجتبی رحماندوست کمتر از بقیه شناخته شده باشد. وی برادر بزرگ‌تر مصطفی رحماندوست شاعر کودک و نوجوان است. او در میان اهالی فرهنگ، به‌عنوان نویسنده‌ای ارزشی شناخته می‌شود که بیشتر تالیفات وی در حوزه مذهبی و دفاع مقدس است. شنیده شده است. وی در تغییر و تحولات تازه، مهدی کلهر به‌عنوان دبیر فرهنگستان هنر منصوب شده و جای بهمن نامور مطلق را می‌گیرد.

منبع : فرارو

دسته ها : خبر - سیاسی - فرهنگی
پنج شنبه سوم 10 1388

گلایه پدر یکی از کشته شدگان کهریزک: چرا مرتضوی مدال گرفت؟

 خانواده یکی از کشته شدگان بازداشتگاه کهریزک از اختصاص پست جدید به سعید مرتضوی، متهم اصلی بازداشتگاه کهریزک انتقاد کرد.

این فرد در گفت و گو با خبرآنلاین، با اشاره به اطلاعیه سازمان قضایی نیروهای مسلح اظهارداشت: در اطلاعیه سازمان قضایی نیروهای مسلح به صراحت به نکات مهمی اشاره شده است که جا دارد مسئولان دلسوز نظام نسبت به آن دقت کافی را مبذول دارند و در جهت اصلاح رویه گام بردارند تا این مشکلات هرچه سریعتر اصلاح شود.

وی که خواست نامش فاش نشود به مفاد اطلاعیه اشاره و تصریح کرد: در این اطلاعیه آمده است که افراد در شرایط نامناسب نگهداری می‌شدند اما این سؤال پیش می‌آید که چرا این افراد محاکمه نمی‌شوند.

وی تأکید کرد: متأسفانه به جای محاکمه عوامل دخیل در بازداشتگاه کهریزک آقای مرتضوی ارتقا پیدا می‌کند و به ریاست سازمان مبارزه با قاچاق کالا منصوب می‌شود در حالی که در جای جای این اطلاعیه به نقش وی اشاره شده است.

وی با اشاره به دغدغه دلسوزان نظام گفت: در جریان کهریزک نه تنها افراد کشته شده بلکه کل نظام مظلوم واقع شده و اتهاماتی به خاطر کوتاهی و خودسری برخی به وجود آمد که باید نسبت به اصلاح آن اقدام کرد.

وی از کسانی که دغدغه کشور را دارند خواست تا نسبت به پیگیری حادثه کهریزک اقدام کنند تا مبادا این مسئله به فراموشی سپرده شود و چنین اقداماتی به رویه تبدیل شود.

منبع : خبر آن لاین

دسته ها : گفتگو - سیاسی
پنج شنبه سوم 10 1388
غم که می‌آید در و دیوار، شاعر می‌شود
در تو زندانی‌ترین رفتار شاعر می‌شود

می‌نشینی چند تمرین ریاضی حل کنی
خط‌کش و نقاله و پرگار، شاعر می‌شود

تا چه حد این حرف‌ها را می‌توانی حس کنی؟
حس کنی دارد دلم بسیار شاعر می‌شود

تا زمانی با توام انگار شاعر نیستم
از تو تا دورم دلم انگار شاعر می‌شود

باز می‌پرسی: چه‌طور این‌گونه شاعر شد دلت؟
تو دلت را جای من بگذار شاعر می‌شود

گرچه می‌دانم نمی‌دانی چه دارم می‌کشم
از تو می‌گوید دلم هر بار شاعر می‌شود

 

مرحومه نجمه زارع

دسته ها : ادبی - شعر
پنج شنبه سوم 10 1388
مشیت الهی
امام صادق (علیه‌ السلام):
ما مِنْ قَبْضٍ وَلا بَسْطٍ إلّا وَللّهِ فِیهِ مَشِیَّةٌ وَقَضاءٌ وَابْتِلاءٌ.
هیچ تنگنا و گشایشی نیست، مگر آنکه مشیت و قضا و امتحان الهی در آن نهفته است.
Behind all ups and downs of life, there exist the Divine Decree, Will and Trial.
کافی، ج 1، ص 152، ح 2

دسته ها : مذهبی - احادیث
پنج شنبه سوم 10 1388
آقای پناهیان این تذهبون؟!
محمدجواد بربریان
جناب حجت الاسلام پناهیان که در دانشگاه هنر سخن گفته است، با برخی بی‌پروایی‌ها که امروز نقل و نبات برخی مجالس شده (آن گونه که رسانه‌ها روایت کرده‌اند)، برخی اتهامات را به اشخاصی از جمله محسن رضایی، فرمانده سپاه پاسداران در هشت سال دفاع مقدس، بی‌مهابا و غیر اخلافی وارد کرد‌ه و به این هم بنسده نکرده، جملاتی را به امام راحل نسبت داده‌اند که معلوم نیست در جلسه روضه امام حسین (ع) آن قایم در امر به معروف و نهی از منکر، کدام هدف را دنبال می‌کند؟!

پناهیان در بخشی از سخنان خود که امید به تکذیب یا تصحیح آن می‌رود، خطاب به آقای رضایی گفته است، «یک بچه هم عقلش تا قوزک پایش هم نمی‌رسید، آمده می‌گوید که امام بعدها فهمید که قطعنامه جام زهر نبوده است و بعدها شیرینی آن را چشید».

صرفنظر از این که آقای رضایی چنین جمله‌ای را گفته باشد یا خیر که از ظاهر امر برمی‌آید که چنین نگفته است و جملات دیگری را بیان کرده که تنها مربوط به امام و پذیرش قطعنامه نبوده، بلکه ایشان با بیان تلقی پذیرش قطعنامه ، رشادت‌های رزمندگان اسلام پس از پذیرش را نیز بیان و آن را به شیرینی تعبیر می‌کند، استفاده از تعبیر «یک بچه که عقلش تا قوزک پایش هم نمی‌رسد...» درباره کسی که فرمانده هشت سال سپاه را در شرایط جنگی آن همه از سوی حضرت امام داشته است.

آقای پناهیان که به ظاهر در دفاع از حضرت امام برآمده است، آیا امام عزیز که با مدیریت، تدبیر و رهبری انقلاب اسلامی را به پیروزی رساند و ده سال نیز آن را با هشیاری تمام رهبری کرده‌اند، چگونه یک چنین فردی که شما با آن ادبیات از آن یاد کرده‌اید، به فرماندهی سپاه ـ که بخش اعظم جنگ را بر دوش داشت ـ واگذار کرده‌اند؟

آیا این گونه دفاع از امام است یا حمله به ایشان؟

شما می‌توانید مخالف کسان یا کسانی باشید، اما پرسش این است که چرا برای بیان مخالفت خود با افراد از امام آن هم به بدترین نحو ممکن بهره می‌گیرید؟

مخالفت شما با آقای رضایی همین بس که گفته‌اید، «ما هشت سال جنگ، تو را تحمل کردیم؛ آیا بس نبود»؛ هرچند معلوم نکردید، شما در هشت سال دفاع مقدس کجا بوده‌اید و چه مسئولیتی داشته‌اید؟

آیا از فرماندهان عالی‌رتبه جنگ یا مسئولان ارشد کشور بوده‌اید که مجبور به تحمل فرمانده منصوب حضرت امام شده‌اید؟ آیا این تحمل ، مخالفت با نظر صریح امام نبوده است؟

آقای پناهیان، هزینه از بنیانگذار جمهوری اسلامی برای ابراز مخالفت خود با افراد آن هم در شرایطی که کشور هر روز نیاز بیشتری به نظریات و دیدگاه‌های حضرت امام داریم و از سوی دیگر هر روز از ایشان فاصله می‌گیریم به چه هدفی انجام می‌گیرد؟

دفاع از امام یا سنگر گرفتن ناشیانه پشت مواضع و سخنان امام برای رسیدن به اهداف خود.

اگر آقای رضایی آن است که شما با بداخلاقی تمام یاد کرده‌اید، چرا اکنون چنین فردی در جایگاه عضو و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با حکم رهبری انقلاب است؟

آیا اینگونه تعابیر شما جفا به امام و رهبری نیست که منصوبان گذشته و کنونی آنها را این گونه یاری کنید.

آقای پناهیان به این هم بسنده نکرده و جمله‌ای را به امام روح‌الله منصوب کرده که هر چه در صحیفه امام گشتم، آن را نیافتم. وی مدعی شده است که امام فرموده‌اند: «اگر می‌دانستم مردم این گونه از جنگ حمایت می‌کنند، قطعنامه را نمی‌پذیرفتم». آقای پناهیان این جمله را از کجای صحیفه امام استخراج کرده‌اید؟ این جمله حتی با سلوک و منش حضرت امام هم تطابق ندارد.

امام راحل حتی در قضایای عزل بنی‌صدر پس از رأی مجلس چنین نمی‌گویند یا در قضایای آیت‌الله منتظری که خدایش رحمت کند، همچنین تعابیری نفرمودند. با وجود آن که تأکید کردند «از ابتدا هم با انتخاب شما مخالف بودم».

از سوی دیگر، پس از پذیرش قطعنامه و یورش دوباره لشکریان صدام حسین به خاک کشورمان، برخی فرماندهان جنگ را بر آن داشت تا با توجه به حضور گسترده مردم، جنگ را ادامه دهند که امام فرمودند:
 
"همان‌گونه که قبلا گفتیم، با مردم خود با صداقت صحبت می‌کنیم. ما در چهارچوب قطعنامه 598 به صلحی پایدار فکر می‌کنیم و این به هیچ وجه تاکتیک نیست، ولی سلحشوران ارتش اسلام باید خود را آماده کنند که اگر دشمن به حملاتی دست زد، جواب مناسبی به آن بدهند. فرزندان انقلابی‌ام، توجه کنند که امروز روز حضور گسترده در جبهه‌هاست. فکر نکنید که دیگر جنگ تمام شده است، خود را مسلح به سلاح ایمان و جهاد کنید. بر دشمن غدار رحم جایز نیست. اینها همه حرفهایشان یک فریب است. ما می‌خواستیم به دنیا ثابت کنیم که صدام معتقد به مجامع بین‌المللی نیست و ما تا قبول قطعنامه از سوی عراق، جواب دشمنان اسلام را در جبهه‌ها خواهیم داد.»

صحیفه امام ج. 21 صفحه 102 تاریخ 31 تیرماه 1367

همچنین حضرت امام در 26/6/67 در جمع فرماندهان و مسئولان سپاه می‌فرمایند: «ما در سیاست خود برای رسیدن به صلح در چهارچوب قطعنامه شورای امنیت جدی هستیم».

حال از کجای این جملات حضرت اما آنچه که آقای پناهیان نسبت داده، استخراج می‌شود.

در صحیفه امام بعد از تاریخ 26/6/67 به جز یک پیام به تاریخ یکم آذر ماه 1367 درباره هفته بسیج مستضعفین، هیچ مطلب دیگری درباره قطعنامه 598 و ادامه جنگ به چشم نمی‌خورد.
منبع : تابناک
دسته ها : مقالات - سیاسی
چهارشنبه دوم 10 1388
"آن مرد آمد ..."
قطعه ای در مدح حضرت اباعبدالله الحسین(ع):

آن مرد آمد
آن مرد با اسب آمد
آن مرد آمد
آن مرد با عشق آمد
آن مرد با همسر
آن مرد با خواهر آمد
آن مرد با کودک، با برادر،با عشق،با عدالت،با صفا آمد
آن مرد بی مهابا ،به قصد اصلاح آمد
آن مرد آمد
آن مرد حج وانهاده،به شهر خون آمد
آن مرد مکه را رها کرده به نینوا آمد
عافیت طلب ها همه به او گفتند:
صبر کن نامه یزید آمد
آن مرد آمد
آن مرد بی قرار آمد
تا که دیدند اهل سازش نیست
طرح ها یکی یکی آمد
مرد تنها، اهل دنیا نیست
طرح کشتن ، به میان آمد
شهر بصره نه،کوفه نه،نه نه
آنجا... کربلا،نینوا،پر بلا ...، به چه جور آمد

صبح روز دهم ز راه آمد
مرد با یاورانش به دشت خون آمد
مرد مردان برای جنگیدن به مصاف یزیدیان آمد
دسته گل های مرد،آماده
شیربچه های او ساده
علمش در دست مردی که
بعدها دو دستش افتاده
شیر خواری که تیر بلا
دهنش تا گلو ،جر داده
خواهرش زینب است،در این راه بچه هایش یکی یکی داده
همه یاران به خون در افتاده
مرد تنها، ز پا نیفتاده

دشمن اینک به جنگ او آمد
اولی،دومی،سومی،پیر و جوان
برادر و فرزند
بچه های برادر و خواهر...
هر کدام برای ماندن حق
جان خود را فدای او کردند

مرد، صبرش دگر به سر آمد
مرد، تنها برای بار دگر بر سر تپه ای بلند آمد
خواهرش هم به سوی او آمد
بوی عطر شهادتش آمد
آسمان هم از این همه بیداد
گریه کرد و به خشم و خون آمد
مرد در کمال تنهایی،بغض خود را شکست ؛صدا آمد:
گر که دین خدا به خون من است
چشم تاریخ نگران راه من است
گر محمد به من نظر دارد
دین او بسته ی به خون من است
پس تو شمشیر مرا دریاب

وعده حق به سوی او آمد:
ای که نفست مطهر و ناز است
راه جنت به روی تو باز است
پس درآ تو به جنت و رضوان
چون خدایت رضا و دمساز است

حال سالها گذشته،آن تک مرد
در دل نسل های بعد آمد
و چنین بچه های شهر من ،اینک
به وفاداری از آن تک مرد
همه روزه به روی تخته سیاه
اینچنین می نویسند: آمد
آن مرد آمد

هدیه به حسین بن علی "ع" که خون خود را فدای خدای خود ،آزادی و سعادت بشر کرد.
حسن قربانی
منبع : تابناک
دسته ها : ادبی - مذهبی - عاشورایی
چهارشنبه دوم 10 1388

یادداشت زهرا رهنورد با عنوان "سفیر خورشید" در تشریح نقش حضرت زینب در نهضت عاشورا در روزنامه اعتماد را می خوانید.

حضرت زینب(س)؛ به خدا قسم، جز زیبایی چیز دیگری ندیدیم.

این پاسخی است به سوال بازجومنشانه فرعونیت مدار حاکمی که خود را در اوج قدرقدرتی و پیروزی می بیند و با تبختر از او می پرسد اوضاع را چگونه دیدی؟ اما آیا این جناب حاکم نمی داند این چهره پرشکوه و مقاوم و صبوری که در مقابل او ایستاده کیست، آیا این زن که پیشوای زنان و کودکان بی پدر و یتیم و شوهر از دست داده است و تنها در کنار آنها یک جوان بیمار قرار دارد، برای یزید و یزیدیان ناشناس است؟ آنها نمی دانند او زینب کبری، عقیله بنی هاشم، زن خردمندی است که به «راه» پیوسته.
 
این حاکم، این سلطان غاصب، به قدرقدرتی خود و سرکوب نهضت عاشورا می نازد و شراب غرور را سرکشیده و دیوانه وار عربده سر می دهد، چه سخت است برای او یادآوری پیغام حسین ابن علی؛ «خروج کردم برای نجات امت جدم و هیچ هدفی ندارم جز اصلاح.» 

اصلاح؟، ریویزیونیسم، بازگشت به ارزش ها و رفتار جاهلی، کبر، جباریت، خودمداری، ریا و خودمحوری و منفعت طلبی در حاکمیت، رشوه و ربا و تقلب و نابرابری در اجراییات؛ مسلم است که حسین(ع) این همه را برنمی تابد. اما این «خروج برای اصلاح» چه داغی به دل حاکمان اموی نهاده که چاره آن را در کشتار خاندان پیامبر(ص) می بینند و امروز فکر می کنند جام زهرناک طعنه و ریشخند خود را بر کام زینب کبری بریزند و هیچ پیش بینی نمی کنند که ممکن است با جوابی بïراتر از تمامی شمشیرهایی که یزیدیان بر تارک حسینیان فرو کوفتند پاسخ بشنوند؛ «به خدا قسم جز زیبایی چیزی ندیدم.»

زینب(س) می داند در کنه مکنون هر واقعه یی چنانچه از دیدگاه الهی و ارزش های عدالتخواهی نگریسته شود، چیزی جز زیبایی قرائت نمی شود، زیرا زیبایی از ذخایر جاودان انبان انتهاناپذیر حق است، چرا که خداوند خود فرموده همه چیز را زیبا آفریده است؛ «الذی احسن کل شیء خلقه».آیا زیبایی که زینب به آن اشاره می کند یک زیبایی شکلی و فرمالیستی است؟ زیبایی افق خونین و دشت نینوا؟ یا قد و قامت و خط و خال و ابرو؟ آیا سر بریده حسین(ع)، یا بی کفن بدن او؟ یا قامت بی دست برافراشته ابوالفضل عباس، سقای کربلا، یا مرثیه ناخوانده یتیمان و زنان شوهر از دست داده یا معصومیت گلوی بریده علی اصغر یا جوانی پرپرشده علی اکبر، یا حماسه اشک آلود ام وهب، مادر پسران که می سراید «مرا دیگر مادر پسران ننامید» که چهار پسرش در روز واقعه به دست یزیدیان به شهادت رسیده اند...

یا بی پسری زینب کبری که دو پسرش را در راه ارزش های الهی تقدیم کرد و امروز باید بر قلب به تیر جفا از حرکت ایستاده آنان چکامه اندوه بسراید؟نه همه اینها شاید بهانه یی برای تعزیه پردازان و رمان نویسان و شاعران و نقاشان و هنرمندان باشد اما برای زینب در یک کلمه خلاصه می شود؛ «هر چه دیدم زیبایی بوده است.» زینب(س) یک زن چندبعدی است، یک زن، یک مادر، یک مبارز، یک عارف، یک شخصیت ارزشی، دختر علی، خواهر حسین، اما او برتر از اینها است. زینب، «زینب است، پیام آور کربلا». 

و این پیام در اوج زیبایی است. چه پیامی بالاتر از این (محتوایی) که؛ هر روز، عاشورا و هر خاک، کربلا است، هر چند این پیام مقدر را بعدها ائمه کرام در سیمای واژگان و کلمات بیان کنند، که هر خاک، کربلا و هر روز، عاشورا است؟ او می داند در پیروزی یزیدیان بر نابودی بدن های هفتاد و دو تن بزرگ ترین شکست استراتژیک نهفته است. «مظلومیت حق» در این واقعه، حق خواهی ابدی حق طلبان را به دنبال داشته است. او می دانست تا حق به حقدار نرسد بشریت و به خصوص «شیعه» از پای نخواهد نشست. اما از آنجا که او یک عارف بود و عرفان او محصول پرورش یافتن در دامان علی و فاطمه بوده است، حدیث هفتاد و دو تن را قصه شورانگیز وصلی جانانه می دانست که هفتاد و دو تن به خورشید پیوستند و جذب نورافشانی ابدی حق شدند.

منبع : فرارو

دسته ها : ادبی - مذهبی - مقالات
چهارشنبه دوم 10 1388

 ابا صالح مدد ...

 

وقتی دلم به سمت تو مایل نمی‌شود
باید بگویم اسم دلم دل نمی‌شود

دیوانه‌ام بخوان که به عقلم نیاورند
دیوانه‌ی تو است که عاقل نمی‌شود

تکلیف پای عابران چیست؟ آیه‌ای
از آسمان فاصله نازل نمی‌شود

خط می‌زنم غبار هوا را که بنگرم
آیا کسی زِ پنجره داخل نمی‌شود؟
...
می‌خواستم رها شوم از عاشقانه‌ها
دیدم که در نگاه تو حاصل نمی‌شود

تا نیستی تمام غزل‌ها معلّقند
این شعر مدتی‌ست که کامل نمی‌شود

 

مرحومه نجمه زارع

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
چهارشنبه دوم 10 1388

پس‌لرزه های برکناری میرحسین

 با برکناری میرحسین موسوی از ریاست فرهنگستان هنر، بهت و حیرت بر فضای فرهنگستان حکمفرما شده است.

به گزارش خبر آنلاین برکناری میرحسین موسوی از ریاست فرهنگستان هنر ، پس از 11سال ریاست بر این فرهنگستان،  کارکنان و اعضای فرهنگستان را در بهت فرو برده است. 

این اتفاق  سه‌شنبه شب گذشته و پس از جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی رخ داد و علی معلم دامغانی که چندی پیش از سوی همین شورا به عنوان عضو پیوسته معرفی شد جایگزین موسوی شد.

به دنبال این تغییر و تحول، احتمالا امروز مدیران کل و مسوولان ارشد فرهنگستان استعفا خواهند کرد و احتمال استعفای دست‌جمعی اعضای پیوسته فرهنگستان که 27 نفرند نیز قوت گرفته است.

همچنین گفته می شود مهدی کلهر که در جلسه سه‌شنبه شب به همراه جهانگیر الماسی و مجتبی رحماندوست به عضویت پیوسته فرهنگستان درآمد به جای بهمن نامورمطلق به عنوان دبیر فرهنگستان منصوب خواهد شد.

موسوی از سال 77 تاکنون رییس فرهنگستان بود و آخرین بار در سال 87 با حکم محمود احمدی‌نژاد، ریاستش به مدت 4سال تمدید شده بود.

منبع : خبر ان لاین

دسته ها : خبر - سیاسی - فرهنگی
چهارشنبه دوم 10 1388

 مهدی جان ...

 

دنیا به دور شهر تو دیوارْ بسته است

هر جمعه راه سمت تو انگار بسته است

کى عید مى‏رسد که تکانى دهم به خویش؟

هر گوشه از اتاق دلم تار بسته است

شب‏ها به دور شمع کسى چرخ مى‏خورد

پروانه‏اى که دل به دلِ یار بسته است

از تو همیشه حرف زدن کار مشکلى است

در مى‏زنیم و خانه گفتار بسته است

باید به دست شعر نمى‏دادم عشق را

حتى زبان ساده اشعار بسته است

وقتى غروب جمعه رسد، بى‏تو، آفتاب

انگار بر گلوى خودش دار بسته است

مى‏ترسم آخرش تو نیایى و پُر کنند

در شهر شاعرى ز جهان، بار بسته است

مرحومه نجمه زارع

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
چهارشنبه دوم 10 1388
X