دسته
وبلاگهاي برگزيده
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1827833
تعداد نوشته ها : 1695
تعداد نظرات : 564
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
ستم
امام علی (علیه السلام):
الظُّلمُ فی الدُّنیا بَوارٌ، وَفِی الآخِرَةِ دَمارٌ.
ستمگری در دنیا مایۀ نابودی و در آخرت مایۀ هلاکت است.
Oppression causes perdition in the World and corruption in the Hereafter.
میزان الحکمه، ح 11374
دسته ها : مذهبی - احادیث
جمعه بیست و هفتم 6 1388
پیام تاریخی حضرت امام(ره) بمناسبت روز قدس
حضرت امام خمینی " ره " ، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ، در پیام تاریخی خود که شانزدهم مرداد 1358 در سیزدهمین روز از ماه مبارک رمضان سال 1399 هجری قمری خطاب به مسلمانان جهان صادر کردند ، چنین فرمودند :


بسم‌الله الرحمن الرحیم

من طی سالیان دراز، خطر اسرائیل غاصب را گوشزد مسلمین نمودم که اکنون، این روزها به حملات وحشیانه خود به برادران و خواهران فلسطینی شدت بخشیده است و به ویژه در جنوب لبنان به قصد نابودی مبارزان فلسطینی پیاپی خانه و کاشانه ایشان را بمباران می‌کند.

من از عموم مسلمانان جهان و دولت‌های اسلامی می‌خواهم که برای کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آن،‌به هم بپیوندند، و جمیع مسلمانان جهان را دعوت می‌کنم آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است و می‌‌تواند تعیین کننده سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد، به عنوان «روز قدس» انتخاب و طی مراسمی همبستگی بین‌المللی مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونی مردم مسلمان فلسطین اعلام نمایند. از خداوند متعال پیروزی مسلمانان را بر اهل کفر خواستارم.

والسلام علیکم و رحمة‌الله برکاته

روح‌الله الموسوی الخمینی (صحیفه امام، ج9، ص267)
منبع : تابناک
پنج شنبه بیست و ششم 6 1388

از ویژگى‌هاى تقواپیشگان
امام علی (علیه السلام):
عَظُمَ الخالِقُ فی أنْفُسِهِم فَصَغُرَ ما دُونَهُ فی أعْیُنِهِم.
آفریدگار نزد آنان بزرگ است و از این رو هر چه جز او است، در دیدگانشان کوچک شمرده می شود.
Having the Greatness of the Creator in your mind would make you realize the insignificance of the creatures in your view.
نهج البلاغه، کلمات قصار 129
دسته ها : مذهبی - احادیث
پنج شنبه بیست و ششم 6 1388
اعتراض آیت الله مکارم به فعالیت ربوی بانکها
یکی از مراجع عظام تقلید قم با انتقاد از وجود ربا در سیستم بانکداری گفت: در نظر گرفتن 26 درصد کارمزد معنایی ندارد و این کار ربا است.‌

به گزارش فارس آیت‌الله مکارم شیرازی در سخنان خود درحرم حضرت معصومه با بیان اینکه برخی‌ها در مسائل شرعی به نوعی از کلاه ‌شرعی استفاده می‌کنند، تصریح کرد: حیله و چاره گاهی مثبت و گاهی منفی است.

وی با اشاره به مسئله در نظر گرفتن کارمزد و سود هنگام اخذ تسهیلات از بانک‌ها گفت: کارمزد مگر چند درصد است، در نهایت می‌توان چهار درصد کارمزد را درنظر گرفت، اما 26 درصد که کارمزد نمی‌شود این مسئله ربا است.

این مرجع تقلید در ادامه اظهار داشت: اینها اگر بگویند ربا با مشکل مواجه می‌شوند و بنابر این اسم آن را کارمزد می‌گذارند و این یکی از حلیه‌های شرعی است که می‌خواهند حق و باطل را مخلوط کرده و سر خود یا مردم کلاه بگذارد.

استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: در برخی از معاملات ما شاهد هستیم که حقه بازی صورت گرفته و کلاه‌برداری می‌کنند و اینگونه مسائل همه حرام است.
منبع : تابناک
دسته ها : مذهبی - خبر - فتوی
يکشنبه بیست و دوم 6 1388
خودسازی در نهج البلاغه  
 

حجت الاسلام والمسلمین شهید محمدجوادباهنر
بخش دوم
اشاره
در بخش اول این گفتار برخی از صفات متقین را در آئینه کلام شهید والامقام حجت الاسلام والمسلمین محمدجوادباهنر که از عالمان فرهیخته و متخصص در علوم حوزوی و دانشگاهی به ویژه رشته تعلیم و تربیت می باشد به نظاره نشستیم و با بیان روان و دلنشین او این اوراق زرین وغنی از کتاب شریف نهج البلاغه را مرور کردیم . در بخش دوم این گفتار با سایر خصال مستحسن و نیکوی متقین آشنا می شویم .

عظم الخالق فی انفسهم فصغرمادونه فی اعینهم
خدای آفریدگار آنچنان در جان آنها بزرگ تجلی کرده است که هر چه غیرخدا است در نظر آنها کوچک و ناچیز است . عظمت در جانشان فقط برای خدا است و لذا ترسشان از خدا عشقشان به خدا و امیدشان به خدا است . این جمله بسیار جالبی است که چنان حالت روحی برای انسان پیدا شود که دیگر در چشمان او همه چیز کوچک بنماید.
فهم والجنه کمن قدراها فهم فیها منعمون و هم والنارکمن قدراها فهم فیهامعذبون
رابطه اینان با بهشت چنان است که گویی بهشت را دیده اند و در آن متنعم هستند و از نعمتها بهره مندند. رابطه آنها با جهنم آنچنان است که گویی جهنم را دیده اند و در آن معذب هستند. یعنی فقط از دور دستی بر آتش ندارند و فقط به وعده های قرآن دل نبسته اند بلکه آنچنان به بهشت اعتقاد دارند مثل اینکه در بهشت هستند آنچنان اعتقاد به جهنم دارند که گویی در آن معذب اند. یعنی آن شراره های لهیب جهنم را تا اعماق جانشان درک می کنند و آن طراوت و نشاط بهشت را تا ژرفای روحشان لمس می کنند. کسی که با چشم خود و با جان خود هم بهشت و هم جهنم را می بیند چه موقع حاضر است عملی انجام دهد که او را از بهشت دور کنند کی حاضر است عملی انجام دهد که او را در جهنم مستقر و یا به آن نزدیک کنند او کاری می کند که از جهنم دور و به بهشت نزدیک شود. این متقی است . همان کلمه تقوا که خیلی ساده از آن می گذریم چنین حالت روحی را به وجود می آورد.
قلوبهم محزونه
دلهاشان محزون است . البته مقصود از این حزن حزن برای دنیا نیست . این حزن نورانی و روحانی و ربانی است که در دل شعله می افروزد و انسان را راه می اندازد. من کوچک می دانم که بخواهم این حزن را تشبیه کنم به آن کلمه اضطرابی که در اگزیستانسیالیسم مطرح است که می گوید همیشه باید حالت اضطراب برای انسان وجود داشته باشد تا مسئولیت و اراده بیاورد. مقصود از این حزن آن حزن معمولی نیست بلکه منبع انرژی است و انسان وقتی در درونش احساس مسئولیت می کند گویی همیشه بارغمی در درون دارد برخلاف کسی که بی تفاوت است و مسئله ای برایش نیست .
وشرورهم مامونه
متقین کسانی هستند که مردم از شرشان درامان اند. یک کلمه بسیار ساده . وقتی صبح از خانه بیرون می آید کسی از او نمی ترسد که این شخص برایش توطئه کند به او دروغ بگوید مالش را ببرد به او خیانت کند به او طعنه بزند و یا با او رقابت ناسازگار داشته باشد بلکه از شرش در امان است . این سعادتی است .



واجسادهم نحیفه و حاجاتهم خفیفه
این گونه افراد در اثر ریاضتها در اثر توجه ها و در اثر تلاشها بدنی نحیف دارند آرزوهاشان کم و سبک است . انسان اگر چند ساعتی وقت داشته با شد در کنار ضریح امام رضا(ع ) که محیط جامعه شناسی جالبی است در میان جمعیت برود و ببیند مردم چه می خواهند. هرکس کوله باری از حاجت با خودش آورده است : بچه ام را شفا بده قرضم را ادا کن . به کسب و کارم رونق بده . مرتب آرزو پشت آرزو : خدایا! ابلاغم عقب افتاده پستم چنین شده میزم از دستم رفته . مرتب نیاز پشت نیاز. ولی یکی آن چنان سبکبال و آزاد است که گویی تعلق خاطری در برابر دیگری ندارد. آن که دلش در برابر جامعه اش از غم مسئولیت پربار است . چنین فردی آرزوی مادی ندارد خیلی سبکبال است . (البته به طور کلی دعا درخواست نیازها از خدا است و انسان بایستی حاجاتش را از خدا بخواهد. منتها نوع انتخاب نیاز و دعا نوع دلبستگی و رغبت نشان دهنده آن چیزی است که روح انسان را تسخیر کرده است .)
دکتر علی شریعتی می گفت من تحقیقی درباره دعاهایی که از زبان ائمه در صحیفه سجادیه و جاهای دیگر آمده است کردم . آماری را ایشان می گفت که مثلا هشتاد درصد دعاها مسائل اجتماعی است و بقیه در مورد مسائل دیگر است . یعنی وقتی امام سجاد(ع ) سخن می گوید همه اش به نفع مردم است . دعا می کند اما برای مردم برای آسایش مردم : مرزها محفوظ باشد نیروی نظامی قوی و پایدار بشود آبادی باشد بیمارها شفا پیدا کنند فقرا و محرومان نجات یابند. تازه وقتی به سراغ خودش می آید عرض می کند : خدایا دلم را پاک کن خدایا عملم را خالص گردان خدایا گناهم را بیامرز. یعنی مادیات در اواخر حدود یک درصد مطرح می شود.
وانفسهم عفیفه
جهان و نفس آنها آمیخته با عفت با نوعی پاکدامنی و با یک نوع خلوص است . اصلا این روح پاک است . در سراسر وجودش عفت و پاکدامنی و بی رغبتی به گناه و فرار از شهوات و از آلودگیها و نظایر آن موج می زند. مشاهده کرده اید گاهی یک فرد واقعا ذاتا نجیب است . او دیگر با تمام جانش عفیف است . لازم نیست که همواره خودش را وادار کند و جلوی خود را به سختی بگیرد که اینجا لغزش پیدا نکنم . این فرد ساخته شده است . واقعا چقدر این گونه جانها معطر است . چقدر خوش نسیم اند و این روحها چه با صفایند.
صبروا ایاما قصیره اعقبتهم راحه طویله تجاره مربحه یسرها لهم ربهم
متقین روزگاران کوتاهی صبر کردند و استقامت نمودند اما به دنبال این صبر کوتاهشان راحتی طولانی در پیش دارند. چه تجارت سودمندی ! سرمایه گذاری اندک اما سود و نتیجه گیری فراوان ! یعنی چند صباحی در این دنیا که مجموعش چهل سال بود پنجاه سال یا شصت سال بود توانستند مقاومت و کنترل کنند جلوی شهوات جلوی سودجوییها و جلوی گناه خودشان را بگیرند اما به دنبالش عمری جاودانه در لذت دائم و آسایش و راحتی همیشگی بسر برند. روزگاری اندک استقامت کردند و به دنبالش راحتی طولانی نصیبشان شد. این چه سوداگری سودآوری است که خداوند برایشان فراهم کرده است چون سودش را که بهشت و زندگی جاوید در سرای آخرت است خدا برایشان فراهم کرده .
ارادتهم الدنیا فلم یریدوها واسرتهم فقدوا انفسهم منها
دنیا آنها را طلب کرد اما آنها دنیا را طلب نکردند دنیا به سراغشان آمد اما آنها به سراغ دنیا نرفتند. البته میدانید مقصود این نیست که مثلا شخص دنبال کار نرود دنبال تحصیل نرود یا اگر پستی شغلی که توانست در پناه این پست و شغل خدمتی بکند به او پیشنهاد شد آن را نپذیرد. مقصود از فرار از دنیا فرار از کار و تلاش و پذیرفتن مسئولیت و از این قبیل مسائل نیست بلکه مقصود فقط سودجویی و لذت طلبی و مال خواهی دنیا است . دنیا به سراغشان آمده و راهها باز بوده وآنها می توانسته اند از راههای مختلف زراندوزی و ثروت اندوزی کنند اما در عین حال این ثروت اندوزی رانخواستند. آنها هدف و راهشان مقدم بر همه چیز بود. بعد می فرماید دنیا آنها را اسیر کرد. دیده اید که در جنگ اسیر می گیرند منتها برای اینکه این اسیر آزاد شود گاهی هدیه ای پولی یا چیزی می دهند تا اسیر آزاد شود. می فرماید دنیا اینها را اسیر کرد ولی اینها خودشان را هدیه کردند و دادند یعنی از جانشان گذشتند از هوسهایشان گذشتند تا از اسارت آزاد شوند و آزاد شدند و از اسارتها از درگیریها و از ذلتها نجات پیدا کردند.
متقین آنچنان به بهشت اعتقاد دارند که گویی در بهشت هستند. و آنچنان به جهنم اعتقاد دارند که گویی در آن معذبند. یعنی آن شراره های لهیب جهنم را تا اعماق جانشان درک می کنند و آن طراوت و نشاط بهشت را تا ژرفای روحشان لمس می کنند.
متقین کسانی هستند که مردم از شرشان در امان هستند. یعنی کسی از شخص متقی نمی ترسد که برایش توطئه کند به او دروغ بگوید مالش را ببرد به او خیانت کند به او طعنه بزند و یا با او رقابت ناسازگار داشته باشد.
« متقی » واقعا و ذاتا « نجیب » است . او با تمام جانش « عفیف » است . لازم نیست که همواره خودش را وادار کند و جلوی خود را به سختی بگیرد. او فرد « ساخته شده » است . واقعا چقدر اینگونه جانها معطرند و خوش نسیم .

 

منبع : بازیاب

دسته ها : مذهبی - مقالات
يکشنبه بیست و دوم 6 1388
انفجار بمب در مرقد اولین نایب امام زمان (عج)
دو بمب از پیش کار گذاشته شده در مرقد "عثمان بن سعید العمری،" نخستین نایب امام زمان (عج) در منطقه باب المعظم بغداد منفجر شد.
پس از خنثی شدن یک بمب در مرقد امام موسی کاظم (ع)، انفجار دو بمب دیگر در مرقد نخستین نایب امام زمان (عج) در بغداد دست کم 3 کشته و 22 زخمی بر جای گذاشت.

به گزارش پرس تی وی دو بمب از پیش کار گذاشته شده در مرقد "عثمان بن سعید العمری،" نخستین نایب امام زمان (عج) در منطقه باب المعظم بغداد منفجر شد.

بر پایه گزارش پلیس و مسئولان بیمارستان بر اثر این دو انفجار 3 نفر کشته و 22 نفر دیگر زخمی شدند.

به گزارش آسوشیتد پرس، یکی از بمب ها در جوار حرم واقع در پایتخت و دیگری در پارکینگ نزدیک آن منفجر شدند. در این انفجارها به ضریح نخستین نایب امام زمان (عج) خسارت هایی وارد شد.

در رویدادی جداگانه، وزیر کشور عراق اعلام کرد، پلیس این کشور موفق به کشف و خنثی کردن یک بمب در مرقد امام موسی کاظم (ع) شد.

جواد بولانی، وزیر کشور عراق گفت، پلیس بغداد بعد از ظهر امروز شنبه موفق شد یک بمب ساعتی را که در یک کتاب دینی جاسازی شده بود در مرقد امام موسی کاظم(ع) کشف و خنثی کند.

وزیر کشور عراق بدون اشاره به جزئیات حادثه و اینکه عاملان این بمب بازداشت شده اند یا خیر افزود، ترویست ها در نظر داشتند مرقد امام موسی کاظم (ع) را منفجر کنند.
منبع : تابناک
دسته ها : مذهبی - خبر - حوادث
يکشنبه بیست و دوم 6 1388

سخنان مجیدانصاری دراحیای اصلاح‌طلبان

حجت‌الاسلام مجید انصاری در آخرین شب از مراسم‌های دارالزهرا در ماه مبارک رمضان که به مدت ده شب برقرار بود، در سخنان انتقادی خود، تصریح کرد: بنده به شدت به وجود یک جریان برانداز در درون نظام مشکوکم، این جریان می‌خواهد جمهوری اسلامی در جهان به عنوان نظامی ظالم و خشن معرفی شود.

در بخشی از اظهارات وی آمده است:

یکی از دوستان می‏گفت با نهج‏البلاغه انقلاب کردیم، حال برخی با مفاتیح می‏خواهند مملکت را اداره کنند.

علی(ع) گفت اگر تمام جهان را به من بدهند تا دانه‏ای را به ظلم از دهان موری بگیرم، والله نمی‏پذیرم. این‏ها هشدار است، تعارف نیست، افسانه نیست. این‏ها دستور حکومت‏داری از سوی علی(ع)، میزان عدالت است.

این آقای مداحی که با کمال بی شرمی دهانش را در مجالس مذهبی تهران باز می‏کند و بوی جهنم از دهانش به اهل آسمان می‏رسد و موسوی و کروبی و مردم را لعن می‏کند، علی(ع) که قسیم النار و الجنه است در همین دنیا جلوی او را خواهد گرفت. قرآن می‏فرماید که کوردلان این جهان، در آخرت هم کور محشور خواهند شد.

علی(ع) می‏فرماید به خدا قسم اگر شبانگاه بر روی خار آرام گیرم و با زنجیر مرا بر روی خارها بکشند برای من بهتر است از اینکه ظلمی بر کسی روا کرده باشم و یا بر مقامی به ظلم و بدون صلاحیت نشسته باشم. غاصب، فقط غاصب فدک نیست، در تمام تاریخ هر کس بر مقامی بدون صلاحیت بنشیند غاصب و ملعون است.

حکومت اسلامی باید گوشش برای شنیدن حرف مردم باز باشد. علی(ع) به جناب مالک‏اشتر می‏فرماید بدترین برادرانت کسی است که عیبت را می‏بیند و دم نمی‏زند. امام صادق(ع) بهترین برادر من کسی است که عیب مرا برایم هدیه آورد. باید بر دهان متملق خاک بپاشید. علی(ع) می‏گوید آنطور که با مستکبران صحبت می‏شود مرا خطاب قرار ندهید.

علی(ع) از درد زهر شمشیر آن ملعون بر خود می‏پیچید و نگران سرنوشت قاتل خود بود، نگران خوراکش بود، نگران کسی که پیامبر او را شقی‏ترین از اول تا آخر تاریخ می‏دانسته است. حکومت اسلامی ارزشش به همین‏هاست و گرنه به تعبیر امیرالمومنین(ع) حکومت از روده خوک بی‏ارزش‏تر است.

بنده کسی هستم که همانطور که امام خمینی گفت حفظ نظام اسلامی رو از اوجب واجبات می‏دانم. قانون اساسی و وصیت‏نامه امام خمینی برای بنده شرط است که به همان هم استناد می‏کنم.

رهبری در جمع دانشجویان در سال گذشته اظهار داشتند که حتی انتقاد از شخص رهبر، در معنی ضدیت با ولایت فقیه نیست. ما خواهان اجرای همین بخش‏های مغفول از قانون اساسی هستیم.

روزنامه دولتی این کشور، روزنامه‏ای که از پول نفت، از پول بنده و شما اداره می‏شود می‏گوید که "محمد موسوی خوئینی‏ها در برهه‏های گوناگون عناد و دشمنی خود را با نظام جمهوری اسلامی نشان داده و از هیچ فرصتی دریغ نکرده است" دروغ به بلندی این برج میلاد برای چه؟ دادستان کل کشور، کسی که هنوز جای شکنجه رژیم گذشته بر بدن وی وجود دارد، وی که در حساس‏ترین موقعیت‏های این مملکت مورد تایید امام خمینی بوده است.

این برادر نظامی به چه حقی به آقای خاتمی، رئیس جمهور این مملکت تهمت می‏زند؟ در قانون شنود منع شده است. چگونه به این راحتی و با افتخار ادعا می‌شود که اطلاعاتی را از شنود به دست آورده‏اند. امام خمینی در سال 61 در آن بحران ترور با هرگونه شنود، بازداشت و ورود به حریم مردم بدون حکم قاضی مخالف بود.

نظام اسلامی مجموعه‏ای از ارزش‏هاست که اگر ارزش‏هایش حفظ شود مقدس است و گرنه در جامعه‏ای که ضعیف در آن نتواند حقش را بگیرد چه تقدسی دارد؟ ما در درون نظام هستیم و خواهان اصلاح آن هستیم. باید جلوی این تهمت‏ها، این مصیبت‏ها گرفته شود. معنی ندارد که عده‏ای چنین مصونیت پیدا کنند که به آقای موسوی بگویند که وی 30 سال منافق بوده است. آیا این تهمت‏ها به آقای کروبی به نفع نظام است؟

بنده به شدت به وجود یک جریان برانداز در درون نظام مشکوک هستم. براندازی این است که جمهوری اسلامی در جهان به عنوان نظامی ظالم، خشن و مخالف گفتمان معرفی بشود. این‏هاست که پایه‏های نظام را می‏لرزاند و آن را از درون می‏پوساند و گرنه ده‏ها برابر تبلیغات منفی دشمن در زمان امام خمینی وجود داشت ولی کسی باور نمی‏کرد.

علیه تمام بزرگان نظام در حال لجن پراکنی هستند، علیه آقای موسوی، علیه آقای خاتمی، علیه آقای ری شهری، علیه آقای واعظ طبسی، علیه آقای امامی کاشانی، علیه مراجع در حال اتهام زنی و لجن پراکنی هستند. چطور سی سال مسئولین این مملکت همه خائن درآمده‏اند؟ این‏ها براندازی نیست؟ این‏ها پشتیبانی از ولایت فقیه است؟ عده‏ای چاپلوس و تازه به دوران رسیده و مجهول الهویه در حال از بین بردن بنیان این کشور هستند.

ما خواستار اصلاح درون نظام و آزادی زندانیان و آزادی بیان در روزنامه‏ها و صداوسیما هستیم.

منبع : آینده

دسته ها : مذهبی - سخنرانی - سیاسی
يکشنبه بیست و دوم 6 1388
دنیا فرصتی مناسب برای رشد و کمال  
 
امام (ع ) شنید مردی دنیا را نکوهش می کند. خطاب به او چنین فرمود :
ای نکوهش کننده دنیا که خود به غرور دنیا مغروری و با باطل های آن فریب خوردی ! خود فریفته دنیایی و آن را نکوهش می کنی آیا تو در دنیا جرمی مرتکب شده ای یا دنیا به تو جرم کرده است کی دنیا تو را سرگردان کرد و در چه زمانی تو را فریب داد آیا با گورهای پدرانت که پوسیده اند (تو را فریب داد) یا آرامگاه مادرانت که در زیر خاک آرمیده اند آیا با دو دست خویش بیماران را درمان کرده ای و آنان را پرستاری کرده در بسترشان خوابانده ای
درخواست شفای آنان را کرده و از طبیبان داروی آنها را تقاضا کرده ای در آن صبحگاهان که داروی تو به حال آنان سود نداشت و گریه تو فایده ای نکرد و ترس تو آنان را سودی نرساند و آنچه می خواستی به دست نیاوردی و با نیروی خود نتوانستی مرگ را از آنان دور کنی . دنیا برای تو حال آنان را مثال زد و با گورهایشان گور خودت را به رخ تو کشید.
همانا دنیا سرای راستی برای راست گویان و خانه تندرستی برای دنیا شناسان و خانه بی نیازی برای توشه گیران و خانه پند برای پندآموزان است . دنیا سجده گاه دوستان خدا نمازگاه فرشتگان الهی فرودگاه وحی خدا جایگاه تجارت دوستان خداست که در آن رحمت خدا را به دست آوردند و بهشت را سود بردند. چه کسی دنیا را نکوهش می کند و جدا شدنش را اعلام داشته و فریاد زد که ماندگار نیست و از نابودی خود و اهلش خبر داده است و حال آن که (دنیا) بابلای خود بلاها را نمونه آورد و با شادمانی خود آنان را به شادمانی رساند. در آغاز شب به سلامت گذشت اما در صبحگاهان با مصیبتی جانگاه بازگشت تا مشتاق کند و تهدید نماید و بترساند و هشدار دهد. پس مردمی در بامداد با پشیمانی دنیا را نکوهش کنند و مردمی دیگر در روز قیامت آن را می ستایند دنیا حقایق را به یادشان آورد یادآور آن شدند از رویدادها برایشان حکایت کرد او را تصدیق کردند و اندرزشان داد پند پذیرفتند . (نهج البلاغه حکمت 131 )

 

منبع : بازیاب

دسته ها : مذهبی - احادیث
يکشنبه بیست و دوم 6 1388
راستگو باش  
 
حضرت علی (ع ) می فرماید :
انسان راستگو بر قله رستگاری و کرامت است .
راستگویی شریف ترین خصلتهای شخص یقین دار است .
راستی برترین و بهترین اندوخته است .
راستگویی امانت زبان و زیور ایمان است .
راستی مطابقت گفتار با وضع آفرینش الهی است .
راستی محکم ترین ستونهای ایمان است .
راستگویی ستون اسلام و پشتوانه ایمان است .
راستی اساس ایمان و زیور انسان است .
راستگویی زیبایی انسان و پشتوانه ایمان است .
چهار چیز است که به هر کس داده شد خیر دنیا و آخرت به او عطا شده : راستگویی ادای امانت عفت و نگهداشتن شکم (از مال حرام و شبهه ناک ) و خلق خوش .
راست بگو تا رستگار شوی .
راستگو باشید در گفتارتان و اخلاص داشته باشید در کارهاتان و پاکی جویید به پارسایی .
ملازم راستگویی و امانتداری باش که به راستی این دو خوی نیکان است .
ملازم راستگویی باش اگرچه از زیان آن بترسی زیرا راستگویی برای تو بهتر است از دروغی که امید سود در آن داشته باشی .
راستی را در هر جا غنیمت بشمار تا غنیمت یابی و از بدی و دروغ بپرهیز تا سالم بمانی .
رستگارترین شما راستگوترین شما است .
به راستی که انسان راستگو مورد اکرام مردم و بزرگوار است و به راستی که دروغگو خوار و پست است .
شریف ترین گفتارها راستگویی است .
منبع : بازیاب
دسته ها : مذهبی - احادیث
يکشنبه بیست و دوم 6 1388
به آینده موکول کردن
پیامبر خدا ﴿صلّى الله علیه و آله﴾:
إنَّ أکْثَرَ صِیاحِ أهْلِ النّارِ مِنَ التَّسْوِیفِ.
بیشترین فریاد جهنّمیان از به آینده واگذار کردن(کارها و از جمله توبه) است.
The sigh of the people of Hell is mostly because of the postponement of repenting.
جامع السعادات، ج 3، ص 46
دسته ها : مذهبی - احادیث
يکشنبه بیست و دوم 6 1388
اراده می‌خواهد و توفیق و قصد قربت
حجت‌الاسلام قرائتی
باید قرآن را محور قرار بدهیم. کاش فضلای حوزوی و دانشگاهی ما در کنار درس‌هایی که می‌خوانند و می‌دهند، روزی نیم‌ساعت، دوتا تفسیر را ببینند؛ می‌شود هشت تفسیر از هشت مفسر. این تفسیرها می‌توانند فارسی یا عربی و از شیعه یا سُنّی باشند. این‌ها بعد از ده سال خودشان چند دوره تفسیر دیده‌اند و مباحثه کرده‌اند و گفته‌اند. باید برخورد هر فاضل، طلبه و استادی این‌طور باشد؛ شبیه برخوردی که با کتاب‌های دیگر حوزوی مانند رسایل و مکاسب و کفایه می‌شود.

باید حساب کنیم که قرآن جایگاهش چیست. چطور ما کتاب‌های مخلوقان را با عنایت مباحثه می‌کنیم. جواهر از مهم‌ترین کتاب‌های فقهی است، اما بالاخره کتاب مخلوق است. همان ‌طور که افتخار می‌کنیم استاد کفایه و رسایل و مکاسب هستیم- که همه‌ی این‌ها کتاب‌های مخلوق هستند- باید درس‌گفتن کتاب خالق هم افتخار باشد. این حرف اول.

بهترین

قرآن در بهترین شب تاریخ نازل می‌شود؛ شب قدر. بر قلب بهترین آدم‌ها نازل می‌شود؛ قلب پیغمبر و کتاب تحرک است. خود خداوند صفتش “قایم بالقسط” است، یعنی به‌پاخاسته. قرآن نازل شده برای این‌ که “لیقوم‌ الناس بالقسط”؛ مردم عدالت را به‌پا دارند. راجع به نماز می‌گوید: “أقیموا”. راجع به حج می‌گوید: “قیاماً للنّاس”. رهبرش قایم و رستاخیزش قیامت است. همه‌اش بلندشدن، ایستادن و حرکت است. اگر بخواهیم جامعه‌ی ما متحرک و بانشاط باشد، باید به قرآن رو بیاوریم.

اصلاً قرآن می‌گوید من دینامیتم! “لو أنزلنا هذالقرآن علی جبلٍ لرأیته خاشعاً متصدعاً” تکه تکه می‌شود یعنی چه؟ یعنی من مواد منفجره هستم! این‌ که ما قرآن می‌خوانیم و تکه تکه نمی‌شویم، پیداست که درِِ روحمان را بر قرآن باز نکرده‌ایم؛ در حد تواشیح و ترتیل و تجوید مانده‌ایم. به ظاهر قرآن رسیده‌ایم که آن ‌هم خوب و لازم است، اما تدبر در قرآن هنوز جدّی نشده بین ما.

ای کاش خود رهبر معظم انقلاب فراغتی پیدا می‌کردند و فشار کاری‌شان که خیلی زیاد و سنگین است، کم می‌شد؛ خود ایشان در مدت رهبری‌شان یک دوره تفسیر می‌گفتند؛ بعد از چند سال، ایشان صاحب یک دوره تفسیر می‌شدند. کتاب‌های دیگر می‌پَرد! رساله‌ی آیت‌الله خویی پرید؛ چون وقتی مرجع از دنیا می‌رود، مردم رساله‌اش را کنار می‌گذارند اما “البیان” ایشان همیشه هست؛ “المراجعات”، “الغدیر” و “المیزان” هستند.

اگر در میانه‌ی کارهای سنگین دیگر، رهبری بتوانند یک‌ دوره تفسیر بگویند یا بنویسند، خیلی خوب است. اگر این حرکت قرآنی از بیت رهبری شروع بشود، فراگیر می‌شود. اگر آقا در خانه‌شان سبزی بکارند، همه‌ی مردم سبزی می‌کارند و دیگر نسل چمن ور می‌‌افتد! “النّاسُ عَلی دینِ مُلُوکِهِم.”

در پروازی که با آقای رییسی هم‌سفر بودیم، ایشان می‌گفت آیت‌الله شاهرودی می‌گویند الآن غصه می‌خورم که چرا نسبت به قرآن کاری نکردیم. آیت‌الله شاهرودی از آیت‌الله شهید صدر نقل می‌کردند که ایشان گفته بود: “برای حل مشکلاتمان باید برویم سراغ قرآن.” ملاصدرا در اواخر عمرش ناله‌ای دارد- این را من حدود صدهزارتا ازش دادم چاپ کردند- می‌گوید من در چند رشته تخصص یافتم، اما افسوس که آخر عمر به فکر قرآن افتادم.

رساله دکتری

جایی بودیم که دور تا دور همه پزشکان متخصص و فوق تخصص نشسته بودند؛ شاید بهترین پزشکان ایران. مراسم عروسی دختر یکی از همین پزشکان بود. گفتم به نظرتان در قرآن چند هزار رساله‌ی دکتری پزشکی هست؟ ما همین‌طور صاف می‌خوانیم “و التّین و الزّیتون و طور سینین.” قسم به انجیر و قسم به زیتون. رابطه‌ی بین انجیر و زیتون چیست؟ چرا از بین این ‌همه، قرآن این‌ها را کنار هم گذاشته است؟ چرا نگفته والتّین والعنب یا والنّخل؟ چرا تنها اسم 9 درخت میوه در قرآن هست؟ امتیاز این‌ها بر بقیه چیست؟ چرا زیتون و خرما بیش از بقیه‌ی میوه‌ها اسمشان برده شده است؟ اسم موز هم برده شده؛ “و طلحٍ منضودٍ.” طلح یعنی موز. چرا می‌گوید با آب سرد آب‌تنی کن؟ “هذا مغتسلٌ بارد و شراب.” نمی‌گوید شراب بارد، می‌گوید مغتسل بارد. آب‌تنی با آب سرد چه نقشی دارد؟ شاید صد سال بعد در یک گوشه‌ای از دنیا گروهی از دانشمندان به این برسند که بله، رابطه‌‌ی بین انجیر و زیتون چنین و چنان است.

در قرآن کلماتی داریم که هر کدامشان یک دانشکده راه می‌اندازد. الآن دانشکده‌ی روان‌شناسی رنگ‌ها در دنیا راه افتاده است. در قرآن داریم: “لَوْنُها تَسُرّ النّاظِرینَ” رنگش دل را شاد می‌کند. این یک جرقه است که باید تبدیل به یک تحقیق و بعد جریان بشود. قرآن ما را راه می‌اندازد.

قرآن مثل دریاست. دریا را نگاهش کنید، لذت می‌برید؛ شنا کنید، لذت دارد؛ اگر کشتیرانی و غواصی کنید هم لذت می‌برید. قرآن هم همین‌ طور است و هر کس ملاّتر است، بهره‌ی بیشتری از آن می‌برد. بین غواص‌ها آن‌ که غواص‌تر است، از دریا سرمایه‌ای استخراج می‌کند که دیگران نمی‌توانند.

مأموریت ما

ما مأمور به تدبر در قرآن هم هستیم. متأسفانه نه در حوزه‌های علمیه‌ی ما قرآن در بورس است، نه در دانشگاه‌های ما. نمی‌دانم آیا الآن درس‌ تفسیر 2 درصد از درس‌های حوزه را هم تشکیل می‌دهد یا نه؟ فکر نمی‌کنم. اگر 400 درس رسایل و مکاسب و خارج داشته باشیم، هفت هشت درس تفسیر هم به ازای آن نداریم.

ما نمی‌فهمیم که قرآن چیست. این مهجوریت‌ها به خاطر جهل ماست. “بحرٌ لایدرک قعره” دریایی است که دسترسی به قعرش نیست؛ “لاتفنی عجایبه” شگفتی‌های قرآن تمام نمی‌شود و تاریخ مصرف ندارد. “لاتحصی عجایبه” قابل شمارش و گردآوری نیست. قرآن میزان است. حتی روایات را گفته‌اند با قرآن متر کنید و اندازه بگیرید؛ اگر با قرآن سازگار نبود، کنارش بگذارید.

وقتی می‌خواهد مثال بزند، شتر را با آسمان‌ها کنار هم می‌گذارد: “أفَلا ینظرون إلی‌الإبل کیف خلقت و إلی‌اسماء کیف رفعت” شتر و آسمان هر دو کلاس خداشناسی‌اند. کهکشان و بقال کنار هم هستند. به بقال می‌گوید کم‌فروشی نکن که در کهکشان‌ها هم این توازن هست: “و السماءَ رفعها و وضع‌ المیزان ألاّ تطغوا فی المیزان.” وقت قسم‌خوردن، هم به خورشید قسم می‌خورد هم به زیتون و انجیر...

قرآن جامعیتی دارد که در هیچ کتاب دیگری نیست. دنیای حقوق فقط تلاشش عدل است اما قرآن فوق حقوق است. می‌گوید: “إن‌الله یأمر بالعدل و الإحسان”؛ خیلی هم مقابله به مثل نباید کرد.

بزرگ‌ترین آیه‌ی قرآن آیه‌ی حقوقی است که یک‌ صفحه‌ی کامل را در برمی‌گیرد؛ راجع به پیمان و نوشتن قراردادهاست. قرآن فقط مال نماز و روزه نیست. همان‌طور که بزرگ‌ترین نامه‌های حضرت امیر در نهج‌البلاغه، نامه‌های سیاسی به استانداران و ... است.

قرآن در فرمان به جهاد هم عدالت را مدّ نظر دارد؛ حضرت علی هم می‌گوید برای قصاص ابن‌ملجم، او یک ضربه زده شما هم فقط یک ضربه بزنید. مثل آمریکا نباشید که می‌گوید چون دو تا برج از من خراب شد، من کل افغانستان را می‌گیرم. قرآن برای آمریکا هم پیام دارد. گیریم که یک فرقه‌ی کج‌اندیشی آمدند و برج‌های دوقولوی شما را منهدم کردند، شما هم حداکثر مقابله به مثل کنید؛ چرا به خاطرش دو تا کشور را اشغال می‌کنید؟

باید راه بیافتیم

باید خود مراجع راه بیافتند. آیت‌لله وحید چهارشنبه‌ها درس تفسیر می‌گویند، اما چرا حالا بعد از هشتاد سال و چرا این ‌قدر محدود؟ من این را خدمتشان گفتم. خوب است یک ‌جوری بشود این طلبه‌هایی که به درس خارج رهبر معظم انقلاب می‌روند- و بیشترشان شاغل هستند؛ امام جماعت، مسؤول عقیدتی سیاسی، قاضی و...- اگر دو روز درس خارج می‌خوانند، یک روز در هفته هم درس قرآن و نهج‌البلاغه بخوانند. البته ظاهراً در ابتدای درس خارج آقا، نکات تفسیری و حدیثی گفته می‌شود که خوب است، اما می‌تواند گسترده‌تر بشود.

اگر همه با هم- رهبری، مراجع، مردم و مسیولان- کار کنیم، درست می‌شود. قاضی‌ها آیات حقوقی را ببینند و صدها آیه و هزاران نکته‌ی حقوقی را که در قرآن هست مطالعه و تدبر کنند. بالاخره کارهای حقوقی مردم با قضات است. آیات جبهه و جنگ را روحانیان عقیدتی سیاسی و پادگان‌ها ببینند و تفسیرش را خوب بلد باشند. دست‌کم هر کسی آن آیاتی را که در راستای شغل و تخصصش‌ هست، خوب بلد باشد.

در قرآن خیلی نکته‌ها هست. در تشبیه‌ها و مثل‌هایش در قصه‌هایش و... تا همین حالا من حدود هزار و پانصد نکته از سوره‌ی یوسف گیرم آمده است. در سوره‌ی کوثر که یک سطر بیشتر نیست، بیش از 90 نکته پیدا کرده‌ام؛ غیر از بسم‌الله. انرژی هسته‌ای فقط در طبیعت نیست. در قرآن هم هست؛ باید کشفش کرد. بسیج می‌خواهد و اراده و توفیق و قصد قربت.

امیدواریم گذشته‌ی ما را خدا بیامرزد و توفیق جبران بدهد. همه با هم بسیج شویم برای تدبر در قرآن. تدبر گامی باشد برای عمل و عمل، گامی برای این‌ که متخلق بشویم به اخلاق قرآن.
منبع : تابناک
دسته ها : مذهبی - مقالات
شنبه بیست و یکم 6 1388
X