از راه میرسند پدرها غروبها
دنیای خانه، روشن و زیبا غروبها
از راه میرسند پدرها و خانهها
آغوش میشوند سراپا غروبها
از راه میرسند و هیاهوی بچهها
زیباترین ترانهی دنیا غروبها
اما به چشم دخترکان شوق دیگریست
شوق دوباره دیدن بابا غروبها
بعد از هزار سال من و کودکان شام
تنها نشستهایم همینجا غروبها
اینجا پدر خرابهی شام است، کوفه نیست
اینجا بیا به دیدن ما با غروبها
بابا بیا که بر دلمان زخمها زدهاست
دیروز تازیانه و حالا غروبها
دست تو را بهانه گرفتهست بغض من
بابا ز راه میرسی آیا غروبها؟
بابا بیا کنار من و این پیاله آب
که تشنهایم هر دو تو را تا غروبها
از جادهها بیایی و رفع عطش کنی
از جادهها بیایی ... اما غروبها
بسیار رفتهاند و نیامد پدر هنوز
بسیار رفتهاند خدایا غروبها
کمکم پیاله موج زد و چشم روشنش
چون لحظههای غربت دریا غروبها
خاموش شد وَ بر سر سنگی نهاد سر
دختر به یاد زانوی بابا غروبها
بعد از هزارسال هنوز اشک میچکد
از مشک پارهپارهی سقا غروبها
اسماعیل امینی
همسایه ی دلمرده ی دیوار به دیوار
ما را چو یکی پنجره بسپار به دیوار
مصراع به مصراع همه سنگ و کلوخیم
ما را بنویسید به دیوار به دیوار
زان روز که فریاد تو در کوچه درو شد
روی من و این طبع گنهکار به دیوار
باید که در این کوچه ی بی شعر و ترانه
درد دل خود گفت به ناچار ... به دیوار ...
این آینه را مشکن و بگذار بماند
این قاب فرو رفته به زنگار به دیوار
تصویر من گمشده در خاطره ها را
با میخک افسوس نگهدار به دیوار
از آن همه فروردین امروز نمانده است
جز سایه ی یک مشت سپیدار به دیوار
مرشد بنشان پرده ی نقالی خود را
در غربت این شهر عزادار به دیوار ....
سعید بیا بانکی
مهدی زهرا بیا ...
ای از بهشت باز دری پیش چشم تو
افسانه ای است حور و پری پیش چشم تو
صورتگران چین همه انگار خوانده اند
زیباشناسی نظری پیش چشم تو
باید به جای نرگش و مستی بیاوریم
تصویرهای تازه تری پیش چشم تو
"زاین آتش نهفته که در سینه ی من است "
خورشید شعله ... نه، شرری پیش چشم تو
هر شب ز چشم تو نظری چشم داشتیم
دارد دعای ما اثری پیش چشم تو؟
چیزی نداشتم که کنم پیشکش ، به جز
دیوان مختصری پیش چشم تو
قیصر امین پور
به گزارش فارس حمید رضا شهشهان منجم آماتور با اعلام این خبر افزود: میزان گرفتگی ماه خیلی زیاد نخواهد بود اما برای علاقمندان به رخدادهای نجومی ارزش رصد کردن را دارد.
وی ادامه داد: ماه گرفتگی یا خسوف وقتی رخ می دهد که ماه، زمین و خورشید در یک امتداد قرار می گیرند و سایه زمین بر روی ماه می افتد. در این پدیده سایه زمین باعث کم نور شدن و تاریک شدن ماه می شود. اگر سایه زمین، تمام قرص ماه را بپوشاند، ماه شاهد ماه گرفتگی کامل خواهیم بود و اگر فقط بخشی ار قرص ماه وارد سایه زمین شود، مانند امشب شاهد ماه گرفتگی جزئی خواهیم بود.
شهشهان افزود: ماه از حدود ساعت 22 و 27 دقیقه شروع به ورود به سایه زمین می کند. می توان این پدیده را به صورت تاریک شدن قرص ماه از لبه سمت راست و پایین آن مشاهده کرد. به تدریج میزان گرفتگی افزایش می یابد و تا ساعت 22 و 53 دقیقه) به حداکثر خود می رسد.
وی گفت: در این زمان ماه حدود 70درجه از افق شرق – جنوب شرقی ارتفاع خواهد داشت. البته در همین زمانِ اوج نیز بخش کوچکی از قسمت راست قرص ماه پوشیده می شود. پس از این زمان به تدریج ماه شروع به خروج از سایه زمین می کند و میزان گرفتگی کاهش می شود. سرانجام ماه در ساعت23 و 19 دقیقه (به طور کامل از سایه زمین خارج می شود.
از دقایقی پیش از آغاز گرفتگی و تا دقایقی پس از پایان گرفت جزئی می توان کم نورتر بودن بخش سمت راست قرص ماه را تشخیص داد که به خاطر وجود نیم سایه زمین است.
یا ابا صالح ...
برای مرد موعودی که می گویند در راه است
دعا و آرزو تا چند؟ او تا چند در راه است ؟
تمام جاده ها از خستگی بر خاک افتادند
ولی عمریست آن تنها ترین یک بند در راه است
. . .
کجایی ؟ ساحران در گوش هستی ورد می خوانند
شنیدم از کلاغان قحطی لبخند در راه است
عصای نور را بر فرق این ظلمت بزن ! بشکاف !
وگرنه سامری با صد بغل ترفند در راه است/
. . .
دل دیوانه ! این چشم انتظاری لاجرم بس نیست
بسوزان جان خود را ... مجمر اسفند در راه است
به راهش چشم های کور سو را خیره کن ! ...
یوسف ، به آن اعجازِ در پیراهنش سوگند ، در راه است ...
سودابه مهیجی
1- من سینما را دوست دارم. بالاخص سینما «آزادی» را. چون خاطرات زیادی دارم از آنجا. «آنجا» میگویم چون منظورم سینما «آزادی» قدیم است. قبل از آتشسوزی و بازسازی. اولین بار «خیابان آرام» چاپلین را آنجا روی پرده دیدم.
2- مدتی است خیابان آزادی تهران شده است رشک خیابان آرام چاپلین. داری توی خیابان راه میروی یکهو میبینی اینوریها دارند آنوریها را میزنند (و اخیراً یا بالعکس). تا به خودت بجنبی اشتباه میشوی. یا به اشتباه از پل میافتی یا به اشتباه ماشین به تو میزند یا به اشتباه میگیرندت یا به اشتباه میبرندت یا به اشتباه... اخیراً به طور کلی خیلی اشتباه میشود. خلاصه اینکه در بهترین شرایط زمین میخوری و زیر دست و پا میمانی و دستمال و پایمال میشوی.
3- «خیابان آرام» چاپلین اصلاً آرام نبود. برعکس نهند نام زنگی کافور. خیابان آرام را چاپلین آرام کرد.
4- سالها پیش مهدی اخوان ثالث که در اوج ناامیدی تخلص «امید» را برای خودش انتخاب کرده بود، گفته:
نادری پیدا نخواهد شد امید
کاشکی اسکندری پیدا شود
5-... و حالا که در کمال ناشکیبایی اسمم شهرام شکیباست، عرض میکنم:
نادری پیدا نخواهد شد، لذا
کاشکی یک چاپلین پیدا شود.
6- فقط یک مرحمت بفرمایید و به محض آرام شدن «آزادی» جناب آقای چاپلین را آزاد بگذارید تا کلاً جهان را آرام کند. چون قبلاً در یک فیلم دیگر هم این کارها را میخواست بکند. گفتم که من سینما را دوست دارم.
دو بخش دارد : با ... با ... که می شود بابا
همین که هست در آن قاب عکس ، آن بالا
همین که زل زده بر چشم های غمگینم
نشسته در دل سنگر کنار آن آقا
همین که نیست که همبازی ام شود گاهی
اتاق با نفسش گر بگیرد از گرما
همین که نیست کشتی بگیرد او با من
و گاه لج کنم و بد شوم و او دعوا ...
همین که نیست که با هم به مدرسه برویم
و یا به مسجد ، هیئت ، خرید یا هرجا
همین که نیست که ما را مسافرت ببرد
شلمچه ، تهران ، قم ، مشهد امام رضا
همین که نیست بگوید : صد آفرین پسرم !
همین که نیست کند کارنامه ای امضا
چرا ز قاب تکانی نمی خوری ای مرد
چرا سراغ نمی گیری از من تنها
نگاه کن همه نمره های من عالی
نگاه کن تو به این برگه حضرت والا !
به گریه سر روی زانو نهاد و خوابش برد
و قاب عکس زمین خورد مثل یک رؤیا
نشسته بود پدر در کنار او با شوق
و بوسه می زد و می گفت مرد من بر پا !
ببین کنار تو هستم بلند شو خوش خواب
آهای مرد حسابی بگیر دستم را
کشید چفیه به چشمان ابری و باران ...
گرفت خودکار از دست کوچکش بابا !
پروانه نجاتی