بعد از اندکی تأخیر مجدداً آمدهام تا در خدمت باشم. درست وقتی که همه زدهاند گاراژ، بنده از گاراژ بیرون آمدهام. پس طبیعی است که در اولین اقدام نام اسلامشناس برجسته، اسفندیار رحیممشایی را در لابهلای خبرها جستوجو کنم تا بپردازم به شرح و تفسیر آخرین بیانات حضرتش. حالا حرفها مال چند روز پیش است؟ باشد. عتیقه هرچه کهنهتر باشد، گرانبهاتر میشود. وانگهی مردان خدا که با شدت هرچه تمامتر پرده پندار را دریدهاند، در قید زمان و مکان نیستند.
«ایلنا» نوشته بود که این اسلامشناس برجسته که در حاشیه برجستگی اسلامشناسیاش، مسئول دفتر رئیسجمهور نیز هست، در مراسم تودیع و معارفه معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رئیسجمهور گفته است: «اینکه دولت در مورد کار اطلاعرسانی کمکاری کرده است، منصفانه نیست. البته اینکه نسبت به حجم کار دولت، کار اطلاعرسانی مطلوب صورت نگرفته است، درست است، ولی این به معنی کمکاری دولت نیست.»
1- بالاخره چی درست است و چی نادرست؟ لطفاً هرچه سریعتر یک لیست از درستها و نادرستها تهیه کنید. فقط اطلاعات لیست مزبور را مثل آنتیبیوتیک هر 8 ساعت یک بار «بهروز» کنید.
چون اخیراً سرعت تعویض جایگاهها در لیست درستها و نادرستها خیلی سریع شده، جماعت سردرگم میشوند یک وقت، خدای ناکرده.
2- فرض میکنیم در کوره آجرپزی 8 کامیون آجر تولید کردهایم. سه کارگر داریم که شغلشان روزانه بار زدن 8 کامیون آجر است. اما با جای 8 کامیون 6 کامیون بار میزنند. بالاخره کارشان مطلوب بوده یا نه؟ کمکاری کردهاند یا پرکاری؟
3- چرا عادت کردهایم در جلسات تودیع و معارفه هر دو طرف را راضی نگه داریم؟ آنکه عوض میشود یا خوب کار کرده، یا بد.اگر خوب کار کرده که باید بماند. اگر هم بد کار کرده که باید برود. همین.
مشایی با بیان این که حجم سنگینی از تهاجم تبلیغاتی علیه دولت در جریان بوده که در نوع خود بیسابقه بوده است، گفت: «این در حالی است که رئیسجمهور در انتخابات دوره اول حتی حاضر نشد یک عکس برای انتخابات بگیرد، چون اعتقادی به این کار نداشت و همین نگاه در کارهای دیگر دولت نیز ظهور داشت.»
1- «دوره اول» نه و «دوره نهم». نمیدانم چرا بعضیها فکر میکنند فقط خودشان موجود زنده به حساب میآیند. والله این مملکت 8 دوره دیگر هم انتخابات ریاست جمهوری داشته. چرا جماعت دوست دارند همه تاریخ را به «قبل از خودشان» و «بعد از خودشان» تقسیم کنند؟
2- آقای احمدینژاد آن وقت که شناخته شده نبودند، حتی یک عکس هم حاضر نشدند از خودشان برای تبلیغات بیندازند. اما وقتی چهار سال در رأس اخبار بودند، آن همه عکس دست مردم دادند از خودشان... و یکباره شدیداً به آنچه قبلاً بدان معتقد نبودند، اعتقاد پیدا کردند. چرا؟
مسئول دفتر رئیسجمهور با اشاره به ویژگیهای مثبت احمدینژاد گفت: «آقای احمدینژاد فردی باهوش و انسانی استراتژیست و طراح است. دوست دارم فرصتی داشته باشم تا شخصیت آقای احمدینژاد را در تلویزیون تبیین و تشریح کنم و بگویم این شخصیت کیست.»
1- به خاطر داشته باشید که چندی پیش هم آقای محمود احمدینژاد، آقای اسفندیار رحیممشایی را یک شخصیت خاص و اسلامشناس برجسته دانسته بود. به نظر شما این دو یار قدیمی توی خانه همدیگر را چی صدا میکنند؟
2- خیلی خوب است که اسلامشناس برجستهای چون آقای مشایی در تلویزیون شخصیت آقای احمدینژاد را تبیین و تشریح کنند. شبکههای تلویزیون معمولاً دارای گروههایی با عناوین «سیاسی»، «اقتصاد»، «معارف»، «اجتماعی و سرگرمی» و... هستند. آیا یکی از همین گروهها را برای برنامه ویژهشان انتخاب میکنند یا یک گروه «تبیین شخصیت رئیسجمهور توسط رئیس دفترشان» باید تأسیس شود؟
اسفندیار رحیممشایی، اسلامشناس برجسته، درباره رقابتهای انتخاباتی و رقیبان احمدینژاد در انتخابات دهم گفت: «بر این اساس، آنها قدرت مقابله نداشتند. زیرا خود را میشناختند که حتی اگر به پیروزی برسند نیز نمیتوانند این حجم کار را انجام دهند، چرا که اینکاره نبودند. آنها فقط دو تا سه ساعت در روز را باید به سر و صورت خود میرسیدند و دغدغه گروهی داشتند.»
1- منبع اطلاعاتی آقای رحیممشایی کیست و اساساً چه کسی با کرونومتر بغل دست رقبای احمدینژاد میایستاده تا رکورد آرایش روزانه سروصورت آنها را ثبت کند؟
2- تازه این فقط زمان آرایش سروصورت آقایان بوده. کاش منابع اطلاعاتی کورنومتر به دست آقای مشایی یک گزارش هم از ساعات مانیکور، پدیکور، آبرسانی به پوست، کاشت ناخن، حمام رفتن و نظافتهای دیگر و غیره جماعت رقیب تهیه میکردند. تازه اینها بدون احتساب ساعات و دقایق معمول برای رفتن به دستشویی است که جمع کلش در شبانهروز کلی وقت میگیرد.
3- آقای رحیممشایی مطمئن هستند که رقبای آقای احمدینژاد خانمها جنیفر لوپز، شارون استون و آنجلینا جولی نبودهاند؟ چون تا جایی که بنده مطلعم این جماعت آرایششان این قدر طول میکشد. ولی چون «رجل سیاسی» به حساب نمیآیند، طبعاً نمیتوانند در انتخابات ریاست جمهوری ایران کاندیدا شوند.
اسفندیار رحیممشایی، اسلامشناس برجسته: «سفرهای استانی از جهت فلسفه سیاسی، روانشناسی اجتماعی و مدیریت در حد دکترا مبانی دارد و مطمئنم اگر یک کار علمی در این خصوص انجام شود، در دانشگاههای دنیا تدریس خواهد شد.»
1- پیشنهاد ایشان برای شرح دروس، رشته حقوق در دوره دکترای دانشگاه آکسفورد، چند واحد سفر استانی است؟
2- بنده یک عموی ناتنی دارم که 35 سال است که توی جادههای ایران رانندگی میکند و طبیعتاً به همه جای ایران سفر کرده. با این حساب آیا ایشان جزو چهرههای ماندگار در فلسفه سیاسی یا روانشناسی اجتماعی یا مدیریت به حساب میآیند یا نه؟ لطفاً زودتر اعلام کنید که حق و شأن علمی بنده خدا ضایع نشود.
3- بسیار سفر باید، تا شخص شود دکتر!
4- بنده به 7، 8 استان بیشتر سفر نکردهام. آیا میتوانم درخواست یک معادل لیسانس فلسفه سیاسی بکنم یا نه؟
5- یک دوستی دارم که ماهی سه مرتبه میرود شمال. چون آنجا ویلا دارد. لطف کنید یک فوقدیپلم روانشناسی اجتماعی یا فلسفه سیاسی هم با گرایش مازندرانشناسی بدهید به آن بنده خدا. چون دیپلمه است به او «زن» نمیدهند.
6- آیا این سفرها از جنبههای برجسته اسلامشناسی هم قابل بررسی هست یا نه؟
منبع : خبر آن لاین
سوار سبز پوش من ...
به دوش پرچم سبز بهار داری تو
بیا که جلوه یک عمر انتظاری تو
مسیر عشق و جنون روشن از تجلی توست
که بر قبیله دلها طلایهداری تو
طلوع میکند از مشرق نگاه تو صبح
به جان خسته شب، برق ذوالفقاری تو
کویر خاطر من تشنه کرامت توست
امید آن که دمی بر سرم بباری تو
تمام دل خوشی ماست جمعه موعود
که بر ظهورم به کعبه قدم گذاری تو
قرار بخش دلم! کی ظهور خواهی کرد
به بیکرانه غمهای من کناری تو
کمیل، ندبه کنان است در هوای فراق
عزیز دولت تقدیر! در چه کاری تو
شاعر ؟
السلام علیک یا صاحب الزمان ...
بیابان در بیابان طرح اقیانوس در دست است
و یک صحرا پر از گل های نامحسوس در دست است
صدای پای نسلی در طلوع صبح پیچیده است
و او را آخرین آیینه مانوس در دست است
چه نزدیک است جنگل های لاهوتی، نمی بینی
تجلی های دور از دست آن طاووس در دست است
من از این سمت می بینم سواری را و اسبی را
افق ها سبز در سبزند و او فانوس در دست است
دو دستت را برآور رو به باران ها که می دانم
تو را انگشتری از جنس اقیانوس در دست است
شبی در خواب دیدم می رسد مردی به بالینم
که می گویند او را دست جالینوس در دست است
سحر از گریه های روشن همسایه فهمیدم
که کاری تازه در مضمون «یا قدوس» در دست است
در این اسرار آن سویی خیال انگیز و کشف آمیز
نخستین شرح ما بر مشرب مانوس در دست است
زکریا اخلاقی
معصومه گفت از پدری که شهید شد
مردی که طرح صفحه یک سر رسید شد!
مردی که چون سیاوش از آتش گذشت و رفت
تا در نگاه سرخ زمین رو سپید شد
مردی که زیر بارش خمپاره های خشم
بر عشق خاکریز زد و ناپدید شد
مردی که از محال مجال آفرید و بعد
تفسیر نامعادله های جدید شد
نقاشی قشنگی از او در اتاق بود
آن را نگاه کرد و باران شدید شد
یک مرد ، با چفیّه و عینک، شبی سیاه
محو عبور بارقه های امید شد
لبخند می زد او به همه از روی لودر ...
... و رد جاده در گذر او سفید شد !
پروانه نجاتی
دولت انگلیس برای توسعه نسل جدیدی از کاغذ دیواریهایی که قادرند با نور طبیعی تمام اتاق را روشن کنند سرمایه گذاری می کند.
به گزارش خبرگزاری مهر، دولت انگلیس با سرمایه گذاری 454 هزار پوند در شرکت "لاماکس" قصد دارد ظرف دو سال آینده کاغذ دیواریهایی را وارد بازار کند که می توانند جایگزین لامپهای نئونی و التهابی شوند.
این کاغذ دیواریها که از طرحها و نقاشیهای زیبایی برخوردارند می توانند با تاریک شدن هوا روشن شوند و نور طبیعی اتاق را تامین کنند.
مصرف انرژی این کاغذ دیواریها بسیار کمتر از لامپهای رشته ای زیستی کنونی است.
شرکت لاماکس در تولید کاغذ دیواریهای درخشان از فناوری دیودهای ارگانیکی ساطع کننده نور (OLED) استفاده می کند، درحالی که موفق شده است به خوبی مشکل هزینه های بالای تولید و مدت زمان دوام مواد را حل کند.
محققان این شرکت از ماده ای شیمیایی استفاده کرده اند که می تواند روی دیوارها در قالب تصاویر ساده نقاشی قرار گیرد و همچنین می تواند برای ساخت صفحات نمایشگر تلویزیونی OLED و نمایشگرهای رایانه ها و تلفنهای همراه نیز مورد استفاده قرار گیرند.
صرفه جویی در مصرف انرژی استفاده از این مواد بسیار مهم است چرا که این سیستم جدید روشنایی به تنها 3 تا 5 ولت برق نیاز دارد و این میزان انرژی می تواند با پانلهای خورشیدی و یا باتریهای لیتیومی تامین شود.
نوری که کاغذ دیواریهای شرکت لاماکس ساطع می کنند برابر با نور خورشید است و میزان آن می تواند توسط کلیدهای قطع کننده ای که برای لامپهای عادی نیز استفاده می شود تنظیم شود.
براساس گزارش تایمز، اولین محصولات این کاغذ دیواریها در سال 2012 وارد بازار می شود.
"کربن تراست" سازمان دولتی که بودجه این شرکت را تامین می کند تاکید کرد که روشنایی نقش مهمی را در تولید انتشار گازهای گلخانه ای ایفا می کند و اگر فناوری این کاغذ دیواریهای درخشان بتواند این مشکل را حل کند می توان تا سال 2020 به میزان 34 درصد انتشار دی اکسید کربن را کاهش داد.
منبع : بازیاب
نام من عشق است آیا میشناسیدم؟
زخمیام -زخمی سراپا- میشناسیدم؟
با شما طیکردهام راه درازی را
خسته هستم -خسته- آیا میشناسیدم؟
راه ششصدسالهای از دفتر حافظ
تا غزلهای شما، ها، میشناسیدم؟
این زمانم گرچه ابر تیره پوشیدهاست
من همان خورشیدم اما، میشناسیدم
پای رهوارش شکسته سنگلاخ دهر
اینک این افتاده از پا، میشناسیدم؟
میشناسد چشمهایم چهرههاتان را
همچنانی که شماها میشناسیدم
اینچنین بیگانه از من رو مگردانید
در مبندیدم به حاشا، میشناسیدم!
من همان دریایتان ای رهروان عشق
رودهای رو به دریا! میشناسیدم
اصل من بودم، بهانه بود و فرعی بود
عشق قیس و حسن لیلا میشناسیدم؟
در کف فرهاد تیشه من نهادم، من!
من بریدم بیستون را میشناسیدم
مسخ کرده چهرهام را گرچه این ایام
با همین دیوار حتی میشناسیدم
من همانم مهربان سالهای دور
رفتهام از یادتان؟ یا میشناسیدم؟
حسین منزوی
وقتی که روزگار ازل آفریده شد
دنیا به افتخار غزل آفریده شد
تا استعارهای شود از چشمهایتان
کندوی بیزوال عسل آفریده شد
منسوب کرد ماه خودش را به چهرهات
یک صنعت جدید: مثل آفریده شد
اسم بلند کیست که بعد از طلوع آن
خورشید سر کشید و بدل آفریده شد
تو در میان نشستی و دنیا به گرد تو
یک حلقه زد به انس و زُحل آفریده شد
گل راضی است پیش شکوه بهار تو
راضی به اینکه حداقل آفریده شد
حالا به افتخار خودم دست میزنم
حالا که شب رسید و غزل آفریده شد
ابراهیم واشقانی فراهانی
گاهی که پست های ساده تر می نویسم با خودم فکر می کنم شاید این مطلب زیاد هم به درد کسی نخورد و با خودم می گویم باید مطالب را سنگین تر و تخصصی تر کنم. اما با نگاه عمیق تری که کردم متوجه شدم نه این خبر ها هم نیست…بهتره کمی هم از پنجره به بیرون نگاه کنیم و در را باز کنیم و چند تا رفیق جدید به جمع خودمان اضافه کنیم.
در ادامه به توضیح برخی از ابتدایی ترین نکاتی می پردازم که هر کاربر ساده کامپیوتر باید بداند. اگر از کاربران تازه کار کامپیوتر هستید دوستانه توصیه می کنم این مطلب را با دقت بخوانید.
1- اول آدرس ایمیل www نمی گذارند: اول آدرس ایمیل هرگز www نمی گذارند.
2- اینترنت اون علامت e آبی رنگ نیست: اون e آبی رنگ علامت برنامه Internet Explorer، محصول شرکت Microsoft است. خود اینترنت یک شبکه است که برنامه یا آیکون خاصی ندارد.
Internet Explorer به شما کمک می کند از این شبکه برای دیدن سایت های مختلف استفاده کنید. درست مثل اینکه می توانید برنامه کانال های تلویزیون را با یک تلویزیون Panasonic یا با یک تلویزیون Sony یا با هر مارک دیگری ببینید…
برنامه های دیگری هم وجود دارند که کار آن e آبی را می کنند و حتی خیلی بهتر! مثل Safari، Chrome، Opera یا Firefox که می توانید از آنها استفاده کنید.
3- چت همان یاهو مسنجر نیست: چت کردن لازم نیست حتمآ با برنامه یاهو مسنجر انجام شود. یاهو یکی از شرکت هایی است که سرویس چت اینترنتی را ارائه می کند. با ICQ، MSN Messenger یا Gtalk و… هم می توانید چت کنید (با سایر کاربران همان سرویس).
4- هر کامپیوتری الزامآ ویندوز نیست: این خیلی مهمه! ببینید یک کامپیوتر را خاموش فرض کنید! اصلآ به آن چه روی صفحه مانیتورش دیده می شود فکر نکنید. این به خودی خودش یک کامپیوتر است.
حالا باید یک برنامه روی این کامپیوتر نصب بشه که این کامپیوتر بتونه روشن بشه و ما ازش استفاده کنیم. به این برنامه ها می گوییم «سیستم عامل» یا «Operating System» یا OS.
یکی از معروف ترین این برنامه ها «ویندوز» نام داره که نسخه های مختلفی هم داره که می دونم همگی با آنها آشنا هستید. مثل ویندوز 98 یا ویندوز xp یا ویستا. ویندوز محصول شرکت Microsoft است.
حالا نکته اینجا است، هیچ اجباری به استفاده از ویندوز نیست و ویندوز تنها انتخاب موجود نیست. بلکه این تصور غلط به خاطر سلطه مایکروسافت بر روی بازار به وجود آمده. در اصل شرکت های مختلف و مشابهی وجود دارند که در این صنعت با مایکروسافت در رقابت هستند و خودشان «سیستم عامل» تولید می کنند.
به عنوان مثال، شرکت Apple سیستم عامل Mac را دارد. یا مثلآ سیستم عامل Ubuntu مال شرکت Canonical است.
5- هر کامپیوتری الزامآ پنتیوم نیست: pentium فقط اسم مدل یکی از پردازنده (CPU) های شرکت اینتل است! فکر می کنم واضحه، مثلآ من اگر از CPU یک شرکت دیگه مثل AMD استفاده کنم دیگه «کامپیوترت پنتیوم چنده؟» مفهومی نداره. در ضمن مدل های pentium هم الان تقریبآ منسوخ شده و قدیمی به حساب می آیند.
6- فایروال همان آنتی ویروس نیست: هر دو امنیت کامپیوتر را تامین می کنند اما با یکدیگر فرق دارند. توضیح تخصصی این تفاوت از حوصله این مطلب (و احتمالآ شما) خارج است. بگذارید این طور بگویم، فایروال یا دیواره آتش مثل یک گارد هست که شما بگذارید دم در خانه تا از ورود افراد خطرناک جلوگیری کند. آنتی ویروس مثل یک محافظ شخصی است که اگر کسی یه جوری گارد را دست به سر کرد یا یواشکی از دودکش شومینه اومد توی خونه او را دستگیر کنه.
7- تفاوت فایل، فولدر و درایو: اصلآ به کامپیوتر فکر نکنید، درایو مثل طبقه ای است که شما پوشه های مختلف از اسناد تان را نگهدای می کنید. فولدر همان پوشه هایی است که اسناد در آنها وجود دارند.
هر سند موجود در پوشه مثل یک فایل هست. در نتیجه من اگر از شما بپرسم فلان سند کجاست؟ شما می گویید: «در طبقه دوم، پوشه سبز رنگ، کاغذ آخر.»
حالا اگر بپرسم «اون تحقیق شیمی که دانلود کردی کجاست؟» چه می گویید؟ «درایو C، فولدر Shimi، فایل shimi.pdf» یا مدل کامپیوتری تر: C:\Shimi\shimi.pdf
این طور بخوانید، «سی دو نقطه بک اسلش شیمی بک اسلش شیمی دات پی دی اف».
حالا چطوری فرق اینا را هم به خاطر بسپاریم؟ یکی اینکه درایو ها تعداد شان زیاد نیست. عمومآ همین C و D و E و اینها هستند… فولدر ها یا پوشه ها هم که اصلآ از آیکون شان مشخص است.
فایل ها هم می توانید این جوری بشناسید. هر آیتمی که وقتی رویش کلیک می کنید دیگه جلوتر نمی توانید بروید یک فایل است. به عنوان مثال وقتی روی یک فولدر کلیک می کنید وارد آن می شوید، دوباره می توانید چیزی انتخاب کنید… در نتیجه این یک فایل نیست.
اما اگر روی یک عکس کلیک کنید آن عکس خودش باز می شود، دیگر داخل آن عکس پوشه های دیگر یا فایل های دیگر وجود ندارد. در نتیجه یک عکس یک فایل است. به عبارتی هر آیتمی که یک پسوند داشته باشد، مثلآ txt. یا jpg. و… یک فایل است.
8- پسوند فایل ها مهم است: اول از همه، اصلآ پسوند چیه؟ پسوند اون سه حرف آخر اسم هر فایل است (اگر ویندوز شما پسوند ها را نشان نمی دهد مثل این راهنما عمل کنید).
پسوند به ویندوز و شما می گوید که این چه نوع فایلی است. به عنوان مثال یک فایل متنی که فقط حاوی نوشته است پسوندش txt. است. عکس های واقعی مثل آنها که با دوربین عکاسی می گیرید عمومآ دارای پسوند jpg هستند. عکس های کارتونی و کامپیوتری و غیر واقعی هم عمومآ gif یا png هستند.
فایل های فشرده شده عمومآ دارای پسوند zip یا rar هستند که آنها را باید با برنامه های مخصوص مثل Winzip یا WinRAR باز کنید.
فایل های اجرایی مثل فایل های برنامه های یا فایل های Setup بازی ها و… هم عمومآ دارای پسوند exe. هستند. آهنگ ها هم که مطمئنم خودتان می دانید، عمومآ mp3 یا wav هستند.
پسوند فایل ها اطلاعات زیادی به ما می دهند. مثلآ اگر کسی یک فایل به شما داد که پسوند آن exe. بود و گفت این عکس خودم است. دارد دروغ می گوید! احتمالآ به جای عکس یک برنامه مخرب مثل یک ویروس است.
9- تفاوت وبلاگ و وب سایت: «وبلاگ» از جمله چیز هایی است که تعریف دقیقش یکم سخته. یک باور اشتباه اینه که یک وب سایت یک آدرس مستقل دارد، مثلآ تنها کاربران عضو سایت قادر به مشاهده لینک ها هستند.
عضویت در سایت / ورود به سایت
یک سایت است اما microsoft.persianblog.ir یک وبلاگ است. این تعریف اشتباه است.
وبلاگ جایی است که – عمومآ – یک نفر یادداشت هایی می نویسد. این یادداشت ها می توانید شخصی، تخصصی یا عمومی باشد. وبلاگ ها بر پایه یکی از برنامه های مدیریت محتوا نظیر وردپرس یا مووبل تایپ هستند. همچنین می توانند روی سرویس دهنده های وبلاگ آنلاین باشند، مثل Blogspot یا Persianblog و… که در این صورت آدرس آنها به شکل EsmeWeblog.Persianblog.ir و… درمیاید. اما می توانند آدرس شخصی هم داشته باشند. مثل Zangoole.com که یک وبلاگ است.
اکثر وبلاگ ها شامل بخش نظرات هم هستند که خوانندگان از این طریق با نویسنده در ارتباط هستند و نظر خودشان را به اطلاع نویسنده می رسانند. هم وبلاگ و هم وب سایت می تواند متعلق به یک نفر، چند نفر یا یک شرکت هم باشد در نتیجه مالکیت یا مخاطب یک نشانه برای تمیز دادن وبلاگ از وب سایت نیست. اما عمومآ وبلاگ متعلق به یک نفر است و شما با ورود به آن می دانید که در حال خواندن نوشته چه کسی هستید. وبلاگ ها عمومآ غیر رسمی تر از وب سایت ها هم هستند.
یک تفاوت دیگر هم این است که وب سایت ها عمومآ سرویس یا محصول خاصی دارند اما وبلاگ ها – حداقل مستقیمآ – سرویسی ارائه نمی کنند و فقط حاوی نوشته های نویسنده هستند.
10- دومین، دامین یا دامنه: ببینید خودتان را درگیر نکنید، خیلی ساده است. اسم هر سایت (آدرسی که تایپ می کنید که واردش شوید) دامنه آن سایت است. مثلآ دامنه یاهو yahoo.com است. برای داشتن این نام ها باید نام مورد نظر آزاد باشد و مبلغی را سالیانه پرداخت کنید تا به نام شما ثبت شود.
توجه کنید که مثلآ در مثال یاهو، کل عبارت “Yahoo.com” دامنه است، نه فقط “Yahoo” در نتیجه “Yahoo.net” هم یک دامنه جدا است که می تواند متعلق به فرد دیگری باشد، همچنین “Yahoo.org” و… اما خوب شرکت های بزرگ تمام دامنه های اسم شرکت شان را به نام خودشان ثبت می کنند.
11- هاست یا هاستینگ: هاست، هاستینگ یا Host یعنی فضایی که فایل های یک سایت اینترنتی روی آن قرار می گیرد. هر چیزی که شما روی یک سایت می خوانید باید روی یک کامپیوتر واقعی در یک جایی از دنیا وجود داشته باشد. همین مطلب که الان شما دارید می خوانید روی سرور زنگوله در تگزاس آمریکا است.
این فضا ها هم توسط شرکت ها فروخته می شود. در نتیجه اگر می بینید می گویند «هاست 100 مگابایتی» یعنی به شما 100 مگابایت فضا می دهند که فایل های سایت تان را در آن نگهداری کنید.
12- پروکسی همان فیلتر شکن نیست: پروکسی (proxy) همان فیلتر شکن نیست و هیچ ربطی هم به فیلتر شکن ندارد. به کامپیوتر اصلآ فکر نکنید، پروکسی می دانید مثل چیست؟ مثل اینکه من زنگ بزنم به شما بگم «اگر می تونی سر راه برو فلان کتاب فروشی ببین این کتاب را داره؟» شما می روید و از همانجا به من زنگ می زنید، می گویید «آره مثلآ فلان کتاب هست جلدش این رنگیه قیمتشم اینه…». این یعنی پروکسی.
وقتی شما IP و Port پروکسی را در برنامه ای وارد می کنید یا از فیلتر شکن استفاده می کنید کامپیوتر شما به یک کامپیوتر دیگه در جایی از دنیا وصل میشه و اون کامپیوتر میره اون آدرسی که شما می خواهید را باز می کنه و به شما نشان میده. حالا اگر پروکسی شما در یک کشور خارجی باشه می تونه جاهایی بره که شما نمی تونید برید! خیلی واضحه نه؟
در مطالب بعدی توضیحات کامل تری در این زمینه خواهم داد.
13- وی پی ان (vpn) همان فیلتر شکن نیست: نمی خواهم به ساختار vpn و… بپردازم. بلکه می خواهم بر عکس خیلی ها ساده برای تان توضیح بدهم که خوب متوجه بشید. vpn یک نوعی از شبکه است که اطلاعاتی که در آن رد و بدل می شود به خاطر فرایند رمزنگاری قابل دیده شدن نیست.
مثل چی؟ این سناریو را تجسم کنید، من و دوستم و شما با هم در یک اتاق هستیم. من و دوستم هر دو علاوه بر فارسی به زبان چینی هم مسلط هستیم اما شما یک کلمه هم چینی بلد نیستید.
حالا شما به من به فارسی می گویید «تو حق نداری راجع به آن موضوع با دوستت صحبت کنی!». حالا اگر من شروع کنم به چینی با دوستم حرف بزنم چی؟ شما نمی توانید بفهمید من دارم راجع به چی حرف می زنم.
اینکه vpn به عنوان یک فیلتر شکن استفاده می شود هم موردی مشابه است. «آن موضوع» همان سایت مسدود شده است و «زبان چینی» هم همان رمزنگاری شبکه vpn.
14- RAM بیشتر همیشه بهتر نیست: رم و حافظه بیشتر همیشه الزامآ بهتر نیست. یعنی کلآ این عدد ها هر چقدر بزرگتر می شوند الزامی نیست که بهتر شوند. چرا؟ به دلایل مختلف، مهم ترینش اینکه خیلی اوقات کامپیوتر شما توان استفاده از آن مقدار عظیم RAM را اصلآ ندارد… به عنوان مثال، اکثر افراد از ویندوز های 32 بیت استفاده می کنند که توان استفاده بیشتر از 4 گیگ رم را ندارند یعنی اگر شما 8 گیگ رم هم داشته باشید هیچ فرقی نخواهید دید… پس اگر از نحوه کار یک دستگاه آگاه نیستید حواستان جمع باشد که پول تان را بی خود هدر ندهید. برای استفاده بیشتر از 4 گیگ رم باید از سیستم عامل های 64 بیت استفاده کنید. مثلآ Windows Vista x64 Ultimate.
15- قوی بودن یکی از اجزای کامپیوتر ضعیف بودن جزئی دیگر را جبران نمی کند: این هم از جمله اشتباهاتی است که از خیلی ها تا به حال شنیده ام. هر عضو کامپیوتر وظیفه منحصر به فرد خودش را دارد و قوی بودن یک جز، مثلآ RAM ضعیف بودن CPU را جبران نمی کند. مثلآ شنیده ام که می گویند «این بازی 2 گیگ رم می خواد ولی اگر CPU ات قویه با 1 گیگ هم جواب میده…» که کاملآ اشتباه است.
منبع : بازیاب