دسته
وبلاگهاي برگزيده
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1827732
تعداد نوشته ها : 1695
تعداد نظرات : 564
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
روایت مسجد جامعی از حمله به حسینیه جماران
برگزار کنندگان تمام تلاش خود را کرده بودند تا مراسم عزاداری به دور از حوادث جاری انجام شود و مردم نیز انصافا نهایت همکاری را داشتند.
الف: متن یادداشت احمد مسجدجامعی در باره حمله به حسینیه جماران را منتشر کرد.

هنوز زمان زیادی به شروع مراسم مانده بود که حسینیه شماره یک جماران پر شد. گروهی با چند اتوبوس آمدند و پیش از شروع مراسم حسینیه را پر کردند.دوستان نگران شده بودند، نگران اتفاق هایی که حرمت شب عاشورای اباعبدالله الحسین علیه السلام را بشکند و حرمت حسینیه ای که از جای جای آن بوی امام (ره) به مشام می آمد خدشه دار شود. مردم زیادی هم در درون و بیرون حسینیه منتظر شروع مراسم بودند.

برخی پیشنهاد می دادند که مراسم را لغو کنید، اما امکان پذیر نبود، چرا که شرایط دشواری پیش می آمد. به علاوه قرار نبود کاری به جز عزاداری برای سالار شهیدان کربلا، امام حسین(ع) انجام شود و بـــــعید می دانستیم که عزاداری برای امام حسین بن علی علیه السلام که مظهر وحدت و هویت ملی و انقلابی ماست، واکنشی منفی بر انگیزد.

برگزار کنندگان تمام تلاش خود را کرده بودند تا مراسم عزاداری به دور از حوادث جاری انجام شود و مردم نیز انصافا نهایت همکاری را داشتند.

مراسم عزاداری هنرمندان و اصحاب فرهنگ برای امام حسین(ع) چند سالی است که برپا می شود و چهار سال است که سخنران اصلی شب های عاشورای این مراسم آقای خاتمی است. این مراسم طی سالهای گذشته در خانه هنرمندان و یا موزه ملی قرآن کریم برگزار شده بود، ولی امسال با همکاری و همراهی مدیریت محترم حسینیه جماران به آنجا منتقل شد.

از وقتی تصمیم گرفته شد که مراسم در این حسینیه برگزار شود، نظر دوستان و همراهان بر این قرار گرفت که برنامه ریزی به گونه ای باشد که مجلس متناسب با شان حسینیه و بیت گرامی مرحوم امام (ره) باشد و نهایت تلاش بعمل آمد تا کاری متفاوت و سنگین ارائه نماییم.

یکی از برنامه‏هایی که تدارک دیده بودیم و متاسفانه از آن محروم ماندیم، گزارش بخشی از فیلمی بود که آقای منوچهر محمدی آن را تهیه کرده بود و سال گذشته در چنین روزهایی در کربلا فیلمبرداری شده و به احتمال فرآوان تنها فیلمی است که گزارش مستقیمی از مراسم بین الحرمین را در ظهر روز عاشورا (طویریج) نمایش می دهد. این فیلم را مرحوم رسول ملاقلی پور می خواست شروع کند ولی به خاطر فوت ایشان ناتمام ماند و آقای مجتبی راعی آن را ساخت.

مرحوم ملاقلی‏پور از چهره های سینمایی شاخص پس از انقلاب به ویژه در حوزه دفاع مقدس است که در برخی از آثار ارزشمند خود بویژه در فیلم تقدیرشده "مزرعه پدری" از کمک های موسسه نشر آثار امام(ره) نیز بهره گرفته بود. وقتی از آقای منوچهر محمدی خواستیم که فیلم را برای نمایش در حسینیه جماران آماده کند، وی پیشنهاد داد تا کار دیگری را که به مناسبت صدمین سالگرد تولد حضرت امام آماده کرده و کار ویژه ای است ارائه نماید. اما از ایشان خواستیم این فیلم عاشورایی را آماده کند.

هنرمندان دیگر نیز برای امام حسین(ع) سنگ تمام گذاشته بودند و می خواستند برنامه ای را ارئه نمایند که حتی الامکان در شان عزای آن بزرگوار باشد.

چند شب قبل از مراسم به آقای سید حسام الدین سراج پیشنهاد دادیم که زیارت عاشورا را ایشان بخوانند تا کاری متفاوت باشد، اما او پس از اندکی تأمل، پاسخ داد که این کار آمادگی بیشتری می طلبد و با این فرصت کوتاه در خود این آمادگی را سراغ ندارد و قرار شد که به سنت و رسم هر ساله قطعه ای مناسب حال و هوای عاشورا و مجلس بخواند.

زمان مراسم فرا رسید و نوه های امام نیز حضور داشتند. آقازاده هایی که نمی خواهند مثل برخی آقازاده ها باشند. در ایشان نمونه کاملی از تواضع و مردم داری را می توان به راحتی سراغ گرفت. نماز جماعت به امامت حجه الاسلام سید یاسر خمینی اقامه شد و ایشان با همان افتادگی و فروتنی علیرغم همه فراز و فرودها تا پایان مجلس در کنار مردم ماندند.

جلسه با قرائت قرآن مجید آغاز شد و سپس آقای سهیل محمودی برای اجرای برنامه پشت تریبون قرار گرفت. سهیل از همان آغاز تلاش داشت تا جمعیت فقط به عزاداری توجه نماید و برنامه از مسایـــل حاشیه ای به دور بماند و حتی اجازه گفتن "یا حسین" به جمعیت عزادار را نمی داد و فقط از آنهـــــا می خواست که صلوات بفرستند و بارها نیز با صراحت و قاطعیت گفت: "هر کس در این مجلس شعار بدهد از ما نیست" و انصافا مردم عزادار هم همراهی کردند حتی وقتی افرادی که بصورت گروهی در مجلس حضور یافته بودند قصد داشتند مجلس را به مسیر دیگری بکشانند، مردم در نهایت آرامش با مجری برنامه همراهی می کردند.

در این میان زیارت عاشورا هم قرائت شد. همگان رو به قبله نشستند و با حال و هوای شب عاشورا، زیارت را همراه با قاری خوش صدا و ممتاز بین المللی، آقای سید حسین موسوی خواندند. هر چند حال و هوای محیط حکایت از آن داشت که گروهی از حاضرین فضای پیرامونی را دائما رصد می کنند. سپس آقای افشین علاء دو قطعه شعر خواند. افشین را که می شناسید و می دانید که زیباترین اشعارش را درباره چه کسانی سروده است. یک قطعه شعر به مناسبت محل اجرای مراسم در حسینیه جماران خواند که یادآور خاطرات ارجمندی از مرحوم امام(ره) بود و قطعه ای دیگر نیز در رثای شهدای والامقام کربلا.

پس از آن آقای سید سهیل محمودی این بار اما در نقش واقعی خود یعنی شاعر اهل بیت ظاهر شد و در ادامه به خواندن سروده های عاشورایی پرداخت. منتظر آقای عبدالجبار کاکایی بودیم. کاکایی مثل بسیاری از مردم پشت در مانده بود. سهیل گفت که قرار است آقایان سید عبدالحسین مختاباد و سراج هم به جلسه بیایند و با آوازی محزون و زیبا، عرض ارادتی به ساحت مقدس امام حسین(ع) داشته باشند و هر دو بزرگوار در بیرون حسینیه منتظر شرایطی بودند که امکان حضور آنها را در فضای اجرای برنامه فراهم سازد. ظاهرا با خانواده هم آمده بودند.

آقای علیرضا شجاع نوری هم قرار بود حس و حالی را که در فیلم « روز واقعه» داشت، برای مخاطبان بیان کند. ایشان از چهره های نوآور در حوزه سینما است و پایبندی ایشان به آئین های عاشورایی بر کسی پوشیده نیست و یقین داشتیم که گزارشی تاثیرگذار ارائه خواهند داد.

شجاع نوری هم در بیرون حسینیه به دنبال پیدا کردن روزنه ای بود تا بتواند خود را به داخل برساند.
آقای احمد رضا درویش کارگردان بزرگ و موفق سینمای ایران و دفاع مقدس در شهرستان بـم به سر می برد؛ برای آماده کردن شرایط فیلمبرداری اثر ماندگاری در باب حضرت سیدالشهدا(ع) به نام "روز رستاخیز". اما از گروه ایشان ظاهراً آقای حسین پاکدل آمده بود تا گزارشی از این اثر بدهد.

تا اینجا گروهی از همراهان در بیرون از حسینیه برای یافتن امکان حضور در مجلس لحظه شماری می کردند و البته بسیاری از اهالی فرهنگ و هنر و اندیشه نیز به روال هر ساله برای شرکت در مراسم آمده و با درهای بسته مواجه شده بودند.
در چنین شرایطی قرعه صحبت به نام اینجانب افتاد تا هم قدری فضای مجلس آماده شود و هم زمینه ای برای اجرای برنامه های بعدی میسر گردد.

حسینیه جماران علیرغم جایگاه تاثیر گذار آن در تاریخ معاصر ایران و بعضا جهان، با محدودیت ها و مشکلاتی روبروست، از جمله در سیستم صوتی. صدای زیبا و رسای سهیل با صدای آرام من فاصله زیادی دارد و کسی نبود که صدا و بلند گو را به موقع تنظیم کند. قبل از آغاز سخنم، آقای خاتمی وارد حسینیه شد. جمعیت یکجا از زمین برخاست و با شور و هیجان زائدالوصفی یاد مجالس زمان مرحوم امام را زنده کردند و به زودی آرامش به انبوهی از مردم که تا لحظاتی قبل با شعارهای خود خواستار حضور آقای خاتمی بودند، برگشت.

پس از لحظاتی سخنان اینجانب شروع شد. صحبت من اشاره به سابقه ارادت و عزاداری امام حسین بن علی علیه السلام در فرهنگ ایران بود و با عرض ادب به مرحوم امام خمینی و خاندان ایشان آغاز شد . آن گاه از قدمت سرسپردگی ایرانیان به آستان مقدس سیدالشهداء‌ مطالبی گفتم که چگونه در عصر امام رضا علیه السلام پرچم عزای عمومی حضرت را برافراشتند و افزودم که ایرانیان عشق به خاندان پیامبر را در هرکجا که فرهنگ ایران رفت، پراکندند و محبت آن خاندان الهی را پاس داشتند و آن را به سرمایه ای بی بدیل و عنصر زیربنایی هویت ایرانی در همه فرازها و فرودهای تاریخی ساختند. هویتی که ایرانیان و فرهنگ ایرانی را از هر گروه و آئین و قومیت و زبان و مذهب و نه حتی فقط مسلمانان را در بر می گیرد، از این رو عشق به حسین علیه السلام مهمترین سرمایه ملی و محور اصلی وحدت و انقلاب ماست. و آن گاه به نوعی مقتل خوانی درباره حضرت علی اکبر (ع) پرداختم با روایت عالم بسیاردان مرحوم حاج میرزا ابوالفضل تهرانی صاحب اثر گرانسنگ «شفاء الصدور فی شرح زیارت عاشور». ایشان جد پدری همسر ارجمند مرحوم امام بود، بانوی پرهیزکار و صبوری که سال گذشته در چنین ایامی در قید حیات بودند. سخنان من با جمله حضرت سیدالشهدا در باب فرزند برومندش پایان یافت که فرموده بودند: حضرت علی اکبر شبیه ترین مردم در خّلق و خٌلق و منطق به رسول خداست و با این شعر حافظ تمام شد:
نازنین تر ز قدت در چمن حسن نرست . خوشتر از نقش تو در عالم تصویر نبود
آن کشیدم ز تو ای آتش هجران که چو شمع . جز فنای خودم از دست تو تدبیر نبود

پس از سخنان من، آقای خاتمی در جایگاه قرار گرفت و به ابراز احساسات مردم که کاملا متناسب با شرایط شب عاشورا و حسینیه جماران بود، با سلام بر حضرت سیدالشهدا (ع) پاسخ داد.

ایشان همان طور که انتظار می رفت سخنانشان را یکسره درباره ی کربلا و فلسفه قیام سیدالشهدا متمرکز کردند و در مطلع کلام خود شعری از حافظ خواندند.

روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست . منت خاک درت بر بصری نیست که نیست
ناظر روی تو صاحبنظرانند، آری . سر گیسوی تو در هیچ سری نیست که نیست

و سپس گفت : انتخاب حسینیه جماران از سوی امام، برای هدایت انقلاب و جامعه نشانه پیوستگی انقلاب اسلامی با نهضت امام حسین (ع) است. آقای خاتمی در باب عشق به امام حسین (ع) در بخش دیگری از سخنان خود گفت: عشق به امام حسین (ع)، عشق به همه زیباییهاست. عشق به خدا که کمال مطلق است، عشق به انسان است که برترین آفریده خداست و عشق به عدالت است که خدا می خواهد اساس زندگی انسان باشد.

آن گاه افزود: عشق به امام حسین راز و رمز ماندگاری ملت بزرگوار ایران است که دل در گرو محبت امام حسین (ع) نهاده و راه ناهموار تاریخ خود را با پای پر آبله و جان خسته طی کرده است. ایشان در بخش دیگری از سخنان خود به معنا و مفهوم آزادی از نگاه سیدالشهدا اشاره کرد و گفت: آزادی حقیقی در بندگی خداست، خدای حسین خداییست که گرچه قهار و جبار و قادر است، ولی پیش و بیش از آن خدای هدایت و محبت و رحمت است و رحمتش بر غضبش پیشی می گیرد. آقای خاتمی در بخش دیگری از سخنان خود افزود آزادی و آزادگی امام حسین (ع) همان است که در بیان بلند خود اعلام می دارد. " ناپاک و ناپاک‏زاده ای مرا میان شمشیر و خواری مخیر کرده است و هیهات منا الذله".

ایشان در پایان با ذکر مصیبت در باره چهره نورانی و درخشان ماه بنی هاشم و پیکر غرق به خون جوان برومندش حضرت علی اکبر(ع) تلاش کرد سخنان خود را به پایان برساند.

آقای خاتمی بنا به سنت هرساله ای که از ایشان سراغ داشتیم، دوست دارند در ایام محرم شخصـــــا روضه خوان وقایع کربلا باشند. هر چند که در این زمینه تجربه زیادی ندارند و یکی دوبار این موضوع را در مراسم های قبل بیان کرده اند و همین انکسار جلوه ای دیگر به نوای گرم ایشان می دهد.

قرارمان این بود که در پایان مجلس در ساعت 8.30 از سخنرانی حجه الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمود امجد که علیرغم دارا بودن وجاهت حوزوی و علمی به ذکر مصیبت برای حضرت اباعبدالله مباهـــــات می ورزند، بهره گیریم، اما متاسفانه تحرکات آقایان نگذاشت عزاداران از صواب روضه این مجلس بیشتر بهره مند گردند. پایان بخش برنامه های آن شب زیارت وارث بود که طبق معمول می بایست با صدای گرم قاری گرانقدر قرآن کریم آقای سید عباس میرداماد در حالت ایستاده و رو به قبله خوانده می شد که از آن هم محروممان کردند.

من به یاد نداشتم که در مجلس عزاداری حضرت امام حسین (علیه السلام ) چنین حرکت هایی از کسی سر بزند که متاسفانه سر زد. هجوم بردن به حسینیه ای که هنوز اگر اهل شنیدن باشی، صدای امام (ره) از گوشه گوشه اش به گوش می‏رسد و قطع مرثیه خوانی به سیدی جلیل القدر در شب عاشورا و نیز شکستن در و شیشه های حسینیه جماران و نادیده گرفتن حرمت حسینیه و بیت مرحوم امام باورکردنی نبود.

این اتفاق در حالی رخ داد که مسئولان بیت امام (ره) تمام تلاش خود را برای رعایت همه شئونات این مراسم و ایام بکار بستند و همراهی مردم عزادار را نیز کاملا با خود داشتند، اما متاسفانه عده ای نه حرمت این روزها را نگه داشتند، نه حرمت امام حسین (ع) و نه حرمت مرحوم امام و بیت و حسینیه ایشان و نه حرمت مردم عزادار را.

ما در حسینیه بودیم و درست نبود که در آن فضای آشوب زده زودتر از بقیه مجلس را ترک کنیم. نگران کسانی هم بودیم که می دانستیم تا پشت در آمده اند اما نتوانسته اند درون حسینیه بیایند، نگران بودیم به آنان نیز بی احترامی شود و نگرانیمان بی راه نبود.

پسر کوچکم که با عشق و علاقه ای وافر برای نخستین بار به همراهم به حسینیه جماران آمده بود، کاملا ترسیده بود و مدام می‏گفت: "بابا برویم " بابا برویم" کاظم ترسیده بود، فقط او نبود که ترس داشت، صدای جیغ بچه خردسالی که در آغوش پدرش در کنار در بزرگ حسینیه ایستاده بود، به گوش می رسید و نگرانی و شیون زنانی که در بالکن به نظاره نشسته بودند، بر تلخی و التهاب فضا می افزود. کسی انتظار نداشت در حسینیه ای که امام خمینی (ره) در آن با دنیایی از تواضع و آرامش و اطمینان برای مردم حرف می زد، در مجلسی به یاد و نام امام حسین(ع)، آن هم در شب عاشورا چنین اتفاقی بیفتد و پاره آجر و مهر نماز بسوی عزاداران پرتاب شود.

به یاد چند هفته پیش می افتم که در گوشه ای از شهر - به نقل از تلویزیون - به عکسی از امام اهانت شد و رسانه سراسری بارها و بارها تصویر آن را پخش کرد تا نشان دهد آشوبگران چقدر بی منطق، ‌کم تعداد و بی مقدارند و چه افکار پلشتی در پس پشت ذهن خود دارند و حالا من مانده ام که اکنون این رسانه سراسری کجاست؟ و آن مشت های آسمان کوب و قوی که در برابر جسارت به عکس امام،‌ با تمام قوا به میدان آمده بودند کجا رفته اند که این بار توهین آشکارتری را به ساحت مرحوم امام و بیت ایشان و مردم عزادار در حسینیه ارجمند و پرخاطره و تاثیر گذار جماران آن هم در شب عاشورای حسینی و در برابر هزاران دیده مضطرب شاهد باشند.

پسرم را به خودم چسپاندم و تکیه دادم به دیوار و ستونی که زیر جایگاه سخنرانی امام بود. امام در آن بالا می نشست و در رثای سید مظلومان با نوای جان سوز پیر خدمتگزاران آستان اباعبدالله الحسین (ع)، مرحوم حجه الاسلام سید محمد کوثری می گریستند. به یاد آن روزها افتادم. همین یک ساعت قبل بود که صدای آقای صادق آهنگران را پخش کرده بودند که در محضر امام (ره) روضه می خواندند و مـــــردم به سینه می زدند. حس غریبی بود. یاد آن روزهایی افتادم که اینجا جمع می شدیم و اشک شوق در چشمانمان حلقه می زد و همه آرزوها و آرمانهایمان را در کلام و چهره امام (ره) می دیدیم اما امروز حس بـــدی دارم و می بینم که حرمت ها شکسته است، حتی حرمت شب عاشورای حسینی، حسینیه و بیت مرحوم امام . آیا فاصله بسیار نیست؟ چاره ای نبود، باید به کاظم آرامش می دادم و از تلخی نخستین حضورش در جماران می کاستم. مجبور بودم بغض ام را فرو خورم و رفتار و سخنانی آرام بخش داشته باشم، هر چند در دلم غوغا بود...
يکشنبه سیزدهم 10 1388

طنز/ شرح سخنان جدید مشایی

 شهرام شکیبا

بعد از اندکی تأخیر مجدداً آمده‌ام تا در خدمت باشم. درست وقتی که همه زده‌اند گاراژ، بنده از گاراژ بیرون آمده‌ام. پس طبیعی است که در اولین اقدام نام اسلام‌شناس برجسته، اسفندیار رحیم‌مشایی را در لابه‌لای خبرها جست‌وجو کنم تا بپردازم به شرح و تفسیر آخرین بیانات حضرتش. حالا حرف‌ها مال چند روز پیش است؟ باشد. عتیقه هرچه کهنه‌تر باشد،  گرانبهاتر می‌شود. وانگهی مردان خدا که با شدت هرچه تمام‌تر پرده‌ پندار را دریده‌اند، در قید زمان و مکان نیستند.

«ایلنا» نوشته بود که این اسلام‌شناس برجسته که در حاشیه برجستگی اسلام‌شناسی‌اش، مسئول دفتر رئیس‌جمهور نیز هست، در مراسم تودیع و معارفه معاون ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رئیس‌جمهور گفته است: «اینکه دولت در مورد کار اطلاع‌رسانی کم‌کاری کرده است، منصفانه نیست. البته اینکه نسبت به حجم کار دولت، کار اطلاع‌رسانی مطلوب صورت نگرفته است، درست است، ولی این به معنی کم‌کاری دولت نیست.»

1- بالاخره چی درست است و چی نادرست؟ لطفاً هرچه سریع‌تر یک لیست از درست‌ها و نادرست‌ها تهیه کنید. فقط اطلاعات لیست مزبور را مثل آنتی‌بیوتیک هر 8 ساعت یک بار «به‌روز» کنید.
چون اخیراً سرعت تعویض جایگاه‌ها در لیست درست‌ها و نادرست‌ها خیلی سریع شده، جماعت سردرگم می‌شوند یک وقت، خدای ناکرده.

2- فرض می‌کنیم در کوره آجر‌پزی 8 کامیون آجر تولید کرده‌ایم. سه کارگر داریم که شغل‌شان روزانه بار زدن 8 کامیون آجر است. اما با جای 8 کامیون 6 کامیون بار می‌زنند. بالاخره کارشان مطلوب بوده یا نه؟ کم‌کاری کرده‌اند یا پرکاری؟

3- چرا عادت کرده‌ایم در جلسات تودیع و معارفه هر دو طرف را راضی نگه داریم؟ آنکه عوض می‌شود یا خوب کار کرده، یا بد.اگر خوب کار کرده که باید بماند. اگر هم بد کار کرده که باید برود. همین.

مشایی با بیان این که حجم سنگینی از تهاجم تبلیغاتی علیه دولت در جریان بوده که در نوع خود بی‌سابقه بوده است، گفت: «این در حالی است که رئیس‌جمهور در انتخابات دوره اول حتی حاضر نشد یک عکس برای انتخابات بگیرد، چون اعتقادی به این کار نداشت و همین نگاه در کارهای دیگر دولت نیز ظهور داشت.»

1- «دوره اول» نه و «دوره نهم». نمی‌دانم چرا بعضی‌ها فکر می‌کنند فقط خودشان موجود زنده به حساب می‌آیند. والله این مملکت 8 دوره دیگر هم انتخابات ریاست جمهوری داشته. چرا جماعت دوست دارند همه تاریخ را به «قبل از خودشان» و «بعد از خودشان» تقسیم کنند؟

2- آقای احمدی‌نژاد آن وقت که شناخته شده نبودند، حتی یک عکس هم حاضر نشدند از خودشان برای تبلیغات بیندازند. اما وقتی چهار سال در رأس اخبار بودند، آن همه عکس دست مردم دادند از خودشان... و یکباره شدیداً به آنچه قبلاً بدان معتقد نبودند، اعتقاد پیدا کردند. چرا؟

مسئول دفتر رئیس‌جمهور با اشاره به ویژگی‌های مثبت احمدی‌نژاد گفت: «آقای احمدی‌نژاد فردی باهوش و انسانی استراتژیست و طراح است. دوست دارم فرصتی داشته باشم تا شخصیت ‌آقای احمدی‌نژاد را در تلویزیون تبیین و تشریح کنم و بگویم این شخصیت کیست.»

1- به خاطر داشته باشید که چندی پیش هم آقای محمود احمدی‌نژاد، آقای اسفندیار رحیم‌مشایی را یک شخصیت خاص و اسلام‌شناس برجسته دانسته بود. به نظر شما این دو یار قدیمی توی خانه همدیگر را چی صدا می‌کنند؟

2- خیلی خوب است که اسلام‌شناس برجسته‌ای چون آقای مشایی در تلویزیون شخصیت آقای احمدی‌نژاد را تبیین و تشریح کنند. شبکه‌های تلویزیون معمولاً دارای گروه‌هایی با عناوین «سیاسی»، «اقتصاد»، «معارف»، «اجتماعی و سرگرمی» و... هستند. آیا یکی از همین گروه‌ها را برای برنامه ویژه‌شان انتخاب می‌کنند یا یک گروه «تبیین شخصیت رئیس‌جمهور توسط رئیس‌ دفترشان» باید تأسیس شود؟

اسفندیار رحیم‌مشایی،‌ اسلام‌شناس برجسته، درباره رقابت‌های انتخاباتی و رقیبان احمدی‌نژاد در انتخابات دهم گفت: «بر این اساس، آنها قدرت مقابله نداشتند. زیرا خود را می‌شناختند که حتی اگر به پیروزی برسند نیز نمی‌توانند این حجم کار را انجام دهند، چرا که این‌کاره نبودند. آنها فقط دو تا سه ساعت در روز را باید به سر و صورت خود می‌رسیدند و دغدغه گروهی داشتند.»

1- منبع اطلاعاتی آقای رحیم‌مشایی کیست و اساساً چه کسی با کرونومتر بغل دست رقبای احمدی‌نژاد می‌ایستاده تا رکورد آرایش روزانه سروصورت آنها را ثبت کند؟

2- تازه این فقط زمان آرایش سروصورت آقایان بوده. کاش منابع اطلاعاتی کورنومتر به دست آقای مشایی یک گزارش هم از ساعات مانیکور، پدیکور، آبرسانی به پوست، کاشت ناخن، حمام رفتن و نظافت‌های دیگر و غیره جماعت رقیب تهیه می‌کردند. تازه اینها بدون احتساب ساعات و دقایق معمول برای رفتن به دستشویی است که جمع کلش در شبانه‌روز کلی وقت می‌گیرد.

3- آقای رحیم‌مشایی مطمئن هستند که رقبای آقای احمدی‌نژاد خانم‌ها جنیفر لوپز، شارون استون و آنجلینا جولی نبوده‌اند؟ چون تا جایی که بنده مطلعم این جماعت آرایششان این قدر طول می‌کشد. ولی چون «رجل سیاسی» به حساب نمی‌آیند،‌ طبعاً نمی‌توانند در انتخابات ریاست جمهوری ایران کاندیدا شوند.

اسفندیار رحیم‌مشایی، اسلام‌شناس برجسته: «سفرهای استانی از جهت فلسفه سیاسی، روانشناسی اجتماعی و مدیریت در حد دکترا مبانی دارد و مطمئنم اگر یک کار علمی در این خصوص انجام شود، در دانشگاه‌های دنیا تدریس خواهد شد.»

1- پیشنهاد ایشان برای شرح دروس، رشته حقوق در دوره دکترای دانشگاه آکسفورد، چند واحد سفر استانی است؟

2- بنده یک عموی ناتنی دارم که 35 سال است که توی جاده‌های ایران رانندگی می‌کند و طبیعتاً به همه جای ایران سفر کرده. با این حساب آیا ایشان جزو چهره‌های ماندگار در فلسفه سیاسی یا روانشناسی اجتماعی یا مدیریت به حساب می‌آیند یا نه؟ لطفاً زودتر اعلام کنید که حق و شأن علمی بنده خدا ضایع نشود.

3- بسیار سفر باید، تا شخص شود دکتر!

4- بنده به 7، 8 استان بیشتر سفر نکرده‌ام. آیا می‌توانم درخواست یک معادل لیسانس فلسفه سیاسی بکنم یا نه؟

5- یک دوستی دارم که ماهی سه مرتبه می‌رود شمال. چون آنجا ویلا دارد. لطف کنید یک فوق‌دیپلم روانشناسی اجتماعی یا فلسفه سیاسی هم با گرایش مازندران‌شناسی بدهید به آن بنده خدا. چون دیپلمه است به او «زن» نمی‌دهند.

6- آیا این سفرها از جنبه‌های برجسته اسلام‌شناسی هم قابل بررسی هست یا نه؟

منبع : خبر آن لاین

دسته ها : ادبی - طنز - سیاسی
يکشنبه سیزدهم 10 1388

زیاده‌خواهی
امام صادق (علیه ‌السلام):
لَو أنَّ لِإبنِ آدَمَ وادِیَیْنِ یَسِیلانِ ذَهَباً وَفِضَّةً لَابْتَغَی إلَیْهِما ثالِثاً.
اگر فرزند آدم دو دشت سرشار از طلا و نقره داشته باشد، بدون شک به دنبال سومی خواهد گشت.
If the children of Adam possessed two vast lands full of gold and silver, they would still wish to search for a third one.
من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 418
دسته ها : مذهبی - احادیث
يکشنبه سیزدهم 10 1388

سوار سبز پوش من ... 

 

به دوش پرچم سبز بهار داری تو
بیا که جلوه یک عمر انتظاری تو

مسیر عشق و جنون روشن از تجلی توست
که بر قبیله دل‌ها طلایه‌داری تو

طلوع می‌کند از مشرق نگاه تو صبح
به جان خسته شب، برق ذوالفقاری تو

کویر خاطر من تشنه کرامت توست
امید آن که دمی بر سرم بباری تو

تمام دل خوشی ماست جمعه موعود
که بر ظهورم به کعبه قدم گذاری تو

قرار بخش دلم! کی ظهور خواهی کرد
به بی‌کرانه غم‌های من کناری تو

کمیل، ندبه کنان است در هوای فراق
عزیز دولت تقدیر! در چه کاری تو

 

شاعر ؟

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
شنبه دوازدهم 10 1388

 السلام علیک یا صاحب الزمان ...

 

بیابان در بیابان طرح اقیانوس در دست است
و یک صحرا پر از گل های نامحسوس در دست است

صدای پای نسلی در طلوع صبح پیچیده است
و او را آخرین آیینه مانوس در دست است

چه نزدیک است جنگل های لاهوتی، نمی بینی
تجلی های دور از دست آن طاووس در دست است

من از این سمت می بینم سواری را و اسبی را
افق ها سبز در سبزند و او فانوس در دست است

دو دستت را برآور رو به باران ها که می دانم
تو را انگشتری از جنس اقیانوس در دست است

شبی در خواب دیدم می رسد مردی به بالینم
که می گویند او را دست جالینوس در دست است

سحر از گریه های روشن همسایه فهمیدم
که کاری تازه در مضمون «یا قدوس» در دست است

در این اسرار آن سویی خیال انگیز و کشف آمیز
نخستین شرح ما بر مشرب مانوس در دست است

زکریا اخلاقی

دسته ها : ادبی - شعر - مهدی نامه
شنبه دوازدهم 10 1388

معصومه گفت از پدری که شهید شد
مردی که طرح صفحه یک سر رسید شد!

مردی که چون سیاوش از آتش گذشت و رفت
تا در نگاه سرخ زمین رو سپید شد

مردی که زیر بارش خمپاره های خشم
بر عشق خاکریز زد و ناپدید شد

مردی که از محال مجال آفرید و بعد
تفسیر نامعادله های جدید شد

نقاشی قشنگی از او در اتاق بود
آن را نگاه کرد و باران شدید شد

یک مرد ، با چفیّه و عینک، شبی سیاه
محو عبور بارقه های امید شد

لبخند می زد او به همه از روی  لودر ...
... و رد جاده در گذر او سفید شد !

پروانه نجاتی

شنبه دوازدهم 10 1388

دولت انگلیس برای توسعه نسل جدیدی از کاغذ دیواریهایی که قادرند با نور طبیعی تمام اتاق را روشن کنند سرمایه گذاری می کند.
به گزارش خبرگزاری مهر، دولت انگلیس با سرمایه گذاری 454 هزار پوند در شرکت "لاماکس" قصد دارد ظرف دو سال آینده کاغذ دیواریهایی را وارد بازار کند که می توانند جایگزین لامپهای نئونی و التهابی شوند.

این کاغذ دیواریها که از طرحها و نقاشیهای زیبایی برخوردارند می توانند با تاریک شدن هوا روشن شوند و نور طبیعی اتاق را تامین کنند.

مصرف انرژی این کاغذ دیواریها بسیار کمتر از لامپهای رشته ای زیستی کنونی است.

شرکت لاماکس در تولید کاغذ دیواریهای درخشان از فناوری دیودهای ارگانیکی ساطع کننده نور (OLED) استفاده می کند، درحالی که موفق شده است به خوبی مشکل هزینه های بالای تولید و مدت زمان دوام مواد را حل کند.

محققان این شرکت از ماده ای شیمیایی استفاده کرده اند که می تواند روی دیوارها در قالب تصاویر ساده نقاشی قرار گیرد و همچنین می تواند برای ساخت صفحات نمایشگر تلویزیونی OLED و نمایشگرهای رایانه ها و تلفنهای همراه نیز مورد استفاده قرار گیرند.


صرفه جویی در مصرف انرژی استفاده از این مواد بسیار مهم است چرا که این سیستم جدید روشنایی به تنها 3 تا 5 ولت برق نیاز دارد و این میزان انرژی می تواند با پانلهای خورشیدی و یا باتریهای لیتیومی تامین شود.

نوری که کاغذ دیواریهای شرکت لاماکس ساطع می کنند برابر با نور خورشید است و میزان آن می تواند توسط کلیدهای قطع کننده ای که برای لامپهای عادی نیز استفاده می شود تنظیم شود.

براساس گزارش تایمز، اولین محصولات این کاغذ دیواریها در سال 2012 وارد بازار می شود.

"کربن تراست" سازمان دولتی که بودجه این شرکت را تامین می کند تاکید کرد که روشنایی نقش مهمی را در تولید انتشار گازهای گلخانه ای ایفا می کند و اگر فناوری این کاغذ دیواریهای درخشان بتواند این مشکل را حل کند می توان تا سال 2020 به میزان 34 درصد انتشار دی اکسید کربن را کاهش داد.

منبع : بازیاب

دسته ها : خبر - علمی
شنبه دوازدهم 10 1388

نام من عشق است آیا می‌‏شناسیدم؟
زخمی‌ام -زخمی سراپا- می‌‏شناسیدم؟

با شما طی‌‏کرده‌‏ام راه درازی را
خسته هستم -خسته- آیا می‌‏شناسیدم؟

راه ششصدساله‌‏ای از دفتر حافظ
تا غزل‌‏های شما، ها، می‌‏شناسیدم؟

این زمانم گرچه ابر تیره پوشیده‌است
من همان خورشیدم اما، می‌‏شناسیدم

پای رهوارش شکسته سنگلاخ دهر
اینک این افتاده از پا، می‌‏شناسیدم؟

می‌‏شناسد چشم‌‏هایم چهره‌‏هاتان را
همچنانی که شماها می‌‏شناسیدم

اینچنین بیگانه از من رو مگردانید
در مبندیدم به حاشا، می‌‏شناسیدم!

من همان دریایتان ای رهروان عشق
رودهای رو به دریا! می‌شناسیدم

اصل من بودم، بهانه بود و فرعی بود
عشق قیس و حسن لیلا می‌‏شناسیدم؟

در کف فرهاد تیشه من نهادم، من!
من بریدم بیستون را می‌شناسیدم

مسخ کرده چهره‌‏ام را گرچه این ایام
با همین دیوار حتی می‌‏شناسیدم

من همانم مهربان سال‌‏های دور
رفته‌‏ام از یادتان؟ یا می‌‏شناسیدم؟

 حسین منزوی

دسته ها : ادبی - شعر
شنبه دوازدهم 10 1388

وقتی که روزگار ازل آفریده شد
دنیا به افتخار غزل آفریده شد

تا استعاره‌ای شود از چشم‌هایتان
کندوی بی‌زوال عسل آفریده شد

منسوب کرد ماه خودش را به چهره‌ات
یک صنعت جدید: مثل آفریده شد

اسم بلند کیست که بعد از طلوع آن
خورشید سر کشید و بدل آفریده شد

تو در میان نشستی و دنیا به گرد تو
یک حلقه زد به انس و زُحل آفریده شد

گل راضی است پیش شکوه بهار تو
راضی به اینکه حداقل آفریده شد

حالا به افتخار خودم دست می‌زنم
حالا که شب رسید و غزل آفریده شد

ابراهیم واشقانی فراهانی

دسته ها : ادبی - شعر
شنبه دوازدهم 10 1388
شهادت 7 مامور ناجا در درگیری با اشرار
فرمانده انتظامی خراسان جنوبی از شهادت هفت نفر از ماموران نیروی انتظامی شرق کشور در درگیری با اشرار خبر داد.

امیر سرتیپ حمید شرفی شب گذشته به خبرنگار مهر گفت: پیکر مطهر سه تن از شهدا در بیرجند و چهار نفر دیگر در مشهد تشییع خواهد شد.

وی از کشف دو تن انواع مواد مخدر و هلاکت چهار نفر از قاچاقچیان و اشرار مسلح در خراسان جنوبی در این عملیات خبر داد و افزود: در پی درگیری ماموران انتظامی خراسان جنوبی با قاچاقچیان و اشرار مسلح تعداد چهار نفر از آنان به هلاکت رسیدند و یک نفر زخمی شد.

سرتیپ دوم شرفی بیان داشت: اشرار و قاچاقچیان مسلح با به جا گذاشتن تعدادی خودرو، موتورسیکلت و سلاح پا به فرار گذاشتند.
منبع : تابناک
شنبه دوازدهم 10 1388

گاهی که پست های ساده تر می نویسم با خودم فکر می کنم شاید این مطلب زیاد هم به درد کسی نخورد و با خودم می گویم باید مطالب را سنگین تر و تخصصی تر کنم. اما با نگاه عمیق تری که کردم متوجه شدم نه این خبر ها هم نیست…بهتره کمی هم از پنجره به بیرون نگاه کنیم و در را باز کنیم و چند تا رفیق جدید به جمع خودمان اضافه کنیم.

در ادامه به توضیح برخی از ابتدایی ترین نکاتی می پردازم که هر کاربر ساده کامپیوتر باید بداند. اگر از کاربران تازه کار کامپیوتر هستید دوستانه توصیه می کنم این مطلب را با دقت بخوانید.

1- اول آدرس ایمیل www نمی گذارند: اول آدرس ایمیل هرگز www نمی گذارند.

2- اینترنت اون علامت e آبی رنگ نیست: اون e آبی رنگ علامت برنامه Internet Explorer، محصول شرکت Microsoft است. خود اینترنت یک شبکه است که برنامه یا آیکون خاصی ندارد.
Internet Explorer به شما کمک می کند از این شبکه برای دیدن سایت های مختلف استفاده کنید. درست مثل اینکه می توانید برنامه کانال های تلویزیون را با یک تلویزیون Panasonic یا با یک تلویزیون Sony یا با هر مارک دیگری ببینید…
برنامه های دیگری هم وجود دارند که کار آن e آبی را می کنند و حتی خیلی بهتر! مثل Safari، Chrome، Opera یا Firefox که می توانید از آنها استفاده کنید.

3- چت همان یاهو مسنجر نیست: چت کردن لازم نیست حتمآ با برنامه یاهو مسنجر انجام شود. یاهو یکی از شرکت هایی است که سرویس چت اینترنتی را ارائه می کند. با ICQ، MSN Messenger یا Gtalk و… هم می توانید چت کنید (با سایر کاربران همان سرویس).

4- هر کامپیوتری الزامآ ویندوز نیست: این خیلی مهمه! ببینید یک کامپیوتر را خاموش فرض کنید! اصلآ به آن چه روی صفحه مانیتورش دیده می شود فکر نکنید. این به خودی خودش یک کامپیوتر است.
حالا باید یک برنامه روی این کامپیوتر نصب بشه که این کامپیوتر بتونه روشن بشه و ما ازش استفاده کنیم. به این برنامه ها می گوییم «سیستم عامل» یا «Operating System» یا OS.
یکی از معروف ترین این برنامه ها «ویندوز» نام داره که نسخه های مختلفی هم داره که می دونم همگی با آنها آشنا هستید. مثل ویندوز 98 یا ویندوز xp یا ویستا. ویندوز محصول شرکت Microsoft است.
حالا نکته اینجا است، هیچ اجباری به استفاده از ویندوز نیست و ویندوز تنها انتخاب موجود نیست. بلکه این تصور غلط به خاطر سلطه مایکروسافت بر روی بازار به وجود آمده. در اصل شرکت های مختلف و مشابهی وجود دارند که در این صنعت با مایکروسافت در رقابت هستند و خودشان «سیستم عامل» تولید می کنند.
به عنوان مثال، شرکت Apple سیستم عامل Mac را دارد. یا مثلآ سیستم عامل Ubuntu مال شرکت Canonical است.

5- هر کامپیوتری الزامآ پنتیوم نیست: pentium فقط اسم مدل یکی از پردازنده (CPU) های شرکت اینتل است! فکر می کنم واضحه، مثلآ من اگر از CPU یک شرکت دیگه مثل AMD استفاده کنم دیگه «کامپیوترت پنتیوم چنده؟» مفهومی نداره. در ضمن مدل های pentium هم الان تقریبآ منسوخ شده و قدیمی به حساب می آیند.

6- فایروال همان آنتی ویروس نیست: هر دو امنیت کامپیوتر را تامین می کنند اما با یکدیگر فرق دارند. توضیح تخصصی این تفاوت از حوصله این مطلب (و احتمالآ شما) خارج است. بگذارید این طور بگویم، فایروال یا دیواره آتش مثل یک گارد هست که شما بگذارید دم در خانه تا از ورود افراد خطرناک جلوگیری کند. آنتی ویروس مثل یک محافظ شخصی است که اگر کسی یه جوری گارد را دست به سر کرد یا یواشکی از دودکش شومینه اومد توی خونه او را دستگیر کنه.

7- تفاوت فایل، فولدر و درایو: اصلآ به کامپیوتر فکر نکنید، درایو مثل طبقه ای است که شما پوشه های مختلف از اسناد تان را نگهدای می کنید. فولدر همان پوشه هایی است که اسناد در آنها وجود دارند.
هر سند موجود در پوشه مثل یک فایل هست. در نتیجه من اگر از شما بپرسم فلان سند کجاست؟ شما می گویید: «در طبقه دوم، پوشه سبز رنگ، کاغذ آخر.»
حالا اگر بپرسم «اون تحقیق شیمی که دانلود کردی کجاست؟» چه می گویید؟ «درایو C، فولدر Shimi، فایل shimi.pdf» یا مدل کامپیوتری تر: C:\Shimi\shimi.pdf
این طور بخوانید، «سی دو نقطه بک اسلش شیمی بک اسلش شیمی دات پی دی اف».
حالا چطوری فرق اینا را هم به خاطر بسپاریم؟ یکی اینکه درایو ها تعداد شان زیاد نیست. عمومآ همین C و D و E و اینها هستند… فولدر ها یا پوشه ها هم که اصلآ از آیکون شان مشخص است.
فایل ها هم می توانید این جوری بشناسید. هر آیتمی که وقتی رویش کلیک می کنید دیگه جلوتر نمی توانید بروید یک فایل است. به عنوان مثال وقتی روی یک فولدر کلیک می کنید وارد آن می شوید، دوباره می توانید چیزی انتخاب کنید… در نتیجه این یک فایل نیست.
اما اگر روی یک عکس کلیک کنید آن عکس خودش باز می شود، دیگر داخل آن عکس پوشه های دیگر یا فایل های دیگر وجود ندارد. در نتیجه یک عکس یک فایل است. به عبارتی هر آیتمی که یک پسوند داشته باشد، مثلآ txt. یا jpg. و… یک فایل است.

8- پسوند فایل ها مهم است: اول از همه، اصلآ پسوند چیه؟ پسوند اون سه حرف آخر اسم هر فایل است (اگر ویندوز شما پسوند ها را نشان نمی دهد مثل این راهنما عمل کنید).
پسوند به ویندوز و شما می گوید که این چه نوع فایلی است. به عنوان مثال یک فایل متنی که فقط حاوی نوشته است پسوندش txt. است. عکس های واقعی مثل آنها که با دوربین عکاسی می گیرید عمومآ دارای پسوند jpg هستند. عکس های کارتونی و کامپیوتری و غیر واقعی هم عمومآ gif یا png هستند.
فایل های فشرده شده عمومآ دارای پسوند zip یا rar هستند که آنها را باید با برنامه های مخصوص مثل Winzip یا WinRAR باز کنید.

فایل های اجرایی مثل فایل های برنامه های یا فایل های Setup بازی ها و… هم عمومآ دارای پسوند exe. هستند. آهنگ ها هم که مطمئنم خودتان می دانید، عمومآ mp3 یا wav هستند.
پسوند فایل ها اطلاعات زیادی به ما می دهند. مثلآ اگر کسی یک فایل به شما داد که پسوند آن exe. بود و گفت این عکس خودم است. دارد دروغ می گوید! احتمالآ به جای عکس یک برنامه مخرب مثل یک ویروس است.

9- تفاوت وبلاگ و وب سایت: «وبلاگ» از جمله چیز هایی است که تعریف دقیقش یکم سخته. یک باور اشتباه اینه که یک وب سایت یک آدرس مستقل دارد، مثلآ  تنها کاربران عضو سایت قادر به مشاهده لینک ها هستند.
عضویت در سایت / ورود به سایت
یک سایت است اما microsoft.persianblog.ir یک وبلاگ است. این تعریف اشتباه است.
وبلاگ جایی است که – عمومآ – یک نفر یادداشت هایی می نویسد. این یادداشت ها می توانید شخصی، تخصصی یا عمومی باشد. وبلاگ ها بر پایه یکی از برنامه های مدیریت محتوا نظیر وردپرس یا مووبل تایپ هستند. همچنین می توانند روی سرویس دهنده های وبلاگ آنلاین باشند، مثل Blogspot یا Persianblog و… که در این صورت آدرس آنها به شکل EsmeWeblog.Persianblog.ir و… درمیاید. اما می توانند آدرس شخصی هم داشته باشند. مثل Zangoole.com که یک وبلاگ است.
اکثر وبلاگ ها شامل بخش نظرات هم هستند که خوانندگان از این طریق با نویسنده در ارتباط هستند و نظر خودشان را به اطلاع نویسنده می رسانند. هم وبلاگ و هم وب سایت می تواند متعلق به یک نفر، چند نفر یا یک شرکت هم باشد در نتیجه مالکیت یا مخاطب یک نشانه برای تمیز دادن وبلاگ از وب سایت نیست. اما عمومآ وبلاگ متعلق به یک نفر است و شما با ورود به آن می دانید که در حال خواندن نوشته چه کسی هستید. وبلاگ ها عمومآ غیر رسمی تر از وب سایت ها هم هستند.
یک تفاوت دیگر هم این است که وب سایت ها عمومآ سرویس یا محصول خاصی دارند اما وبلاگ ها – حداقل مستقیمآ – سرویسی ارائه نمی کنند و فقط حاوی نوشته های نویسنده هستند.

10- دومین، دامین یا دامنه: ببینید خودتان را درگیر نکنید، خیلی ساده است. اسم هر سایت (آدرسی که تایپ می کنید که واردش شوید) دامنه آن سایت است. مثلآ دامنه یاهو yahoo.com است. برای داشتن این نام ها باید نام مورد نظر آزاد باشد و مبلغی را سالیانه پرداخت کنید تا به نام شما ثبت شود.
توجه کنید که مثلآ در مثال یاهو، کل عبارت “Yahoo.com” دامنه است، نه فقط “Yahoo” در نتیجه “Yahoo.net” هم یک دامنه جدا است که می تواند متعلق به فرد دیگری باشد، همچنین “Yahoo.org” و… اما خوب شرکت های بزرگ تمام دامنه های اسم شرکت شان را به نام خودشان ثبت می کنند.

11- هاست یا هاستینگ: هاست، هاستینگ یا Host یعنی فضایی که فایل های یک سایت اینترنتی روی آن قرار می گیرد. هر چیزی که شما روی یک سایت می خوانید باید روی یک کامپیوتر واقعی در یک جایی از دنیا وجود داشته باشد. همین مطلب که الان شما دارید می خوانید روی سرور زنگوله در تگزاس آمریکا است.
این فضا ها هم توسط شرکت ها فروخته می شود. در نتیجه اگر می بینید می گویند «هاست 100 مگابایتی» یعنی به شما 100 مگابایت فضا می دهند که فایل های سایت تان را در آن نگهداری کنید.

12- پروکسی همان فیلتر شکن نیست: پروکسی (proxy) همان فیلتر شکن نیست و هیچ ربطی هم به فیلتر شکن ندارد. به کامپیوتر اصلآ فکر نکنید، پروکسی می دانید مثل چیست؟ مثل اینکه من زنگ بزنم به شما بگم «اگر می تونی سر راه برو فلان کتاب فروشی ببین این کتاب را داره؟» شما می روید و از همانجا به من زنگ می زنید، می گویید «آره مثلآ فلان کتاب هست جلدش این رنگیه قیمتشم اینه…». این یعنی پروکسی.
وقتی شما IP و Port پروکسی را در برنامه ای وارد می کنید یا از فیلتر شکن استفاده می کنید کامپیوتر شما به یک کامپیوتر دیگه در جایی از دنیا وصل میشه و اون کامپیوتر میره اون آدرسی که شما می خواهید را باز می کنه و به شما نشان میده. حالا اگر پروکسی شما در یک کشور خارجی باشه می تونه جاهایی بره که شما نمی تونید برید! خیلی واضحه نه؟
در مطالب بعدی توضیحات کامل تری در این زمینه خواهم داد.

13- وی پی ان (vpn) همان فیلتر شکن نیست: نمی خواهم به ساختار vpn و… بپردازم. بلکه می خواهم بر عکس خیلی ها ساده برای تان توضیح بدهم که خوب متوجه بشید. vpn یک نوعی از شبکه است که اطلاعاتی که در آن رد و بدل می شود به خاطر فرایند رمزنگاری قابل دیده شدن نیست.
مثل چی؟ این سناریو را تجسم کنید، من و دوستم و شما با هم در یک اتاق هستیم. من و دوستم هر دو علاوه بر فارسی به زبان چینی هم مسلط هستیم اما شما یک کلمه هم چینی بلد نیستید.
حالا شما به من به فارسی می گویید «تو حق نداری راجع به آن موضوع با دوستت صحبت کنی!». حالا اگر من شروع کنم به چینی با دوستم حرف بزنم چی؟ شما نمی توانید بفهمید من دارم راجع به چی حرف می زنم.
اینکه vpn به عنوان یک فیلتر شکن استفاده می شود هم موردی مشابه است. «آن موضوع» همان سایت مسدود شده است و «زبان چینی» هم همان رمزنگاری شبکه vpn.

14- RAM بیشتر همیشه بهتر نیست: رم و حافظه بیشتر همیشه الزامآ بهتر نیست. یعنی کلآ این عدد ها هر چقدر بزرگتر می شوند الزامی نیست که بهتر شوند. چرا؟ به دلایل مختلف، مهم ترینش اینکه خیلی اوقات کامپیوتر شما توان استفاده از آن مقدار عظیم RAM را اصلآ ندارد… به عنوان مثال، اکثر افراد از ویندوز های 32 بیت استفاده می کنند که توان استفاده بیشتر از 4 گیگ رم را ندارند یعنی اگر شما 8 گیگ رم هم داشته باشید هیچ فرقی نخواهید دید… پس اگر از نحوه کار یک دستگاه آگاه نیستید حواستان جمع باشد که پول تان را بی خود هدر ندهید. برای استفاده بیشتر از 4 گیگ رم باید از سیستم عامل های 64 بیت استفاده کنید. مثلآ Windows Vista x64 Ultimate.

15- قوی بودن یکی از اجزای کامپیوتر ضعیف بودن جزئی دیگر را جبران نمی کند: این هم از جمله اشتباهاتی است که از خیلی ها تا به حال شنیده ام. هر عضو کامپیوتر وظیفه منحصر به فرد خودش را دارد و قوی بودن یک جز، مثلآ RAM ضعیف بودن CPU را جبران نمی کند. مثلآ شنیده ام که می گویند «این بازی 2 گیگ رم می خواد ولی اگر CPU ات قویه با 1 گیگ هم جواب میده…» که کاملآ اشتباه است.

منبع : بازیاب

دسته ها : علمی - مقالات
شنبه دوازدهم 10 1388
X