دسته
وبلاگهاي برگزيده
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1827729
تعداد نوشته ها : 1695
تعداد نظرات : 564
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
پیش بینی مطهری از سرنوشت طرح موسوی
هنوز جوهر پیشنهاد علی مطهری نماینده اصولگرای مجلس برای برون رفت از وضعیت موجود و پیدا کردن راهکار خشک نشده بود که پیشنهاد پنج گانه میرحسین موسوی منتشر شد؛ پنج‌گانه‌ای که اگرچه از جنس پیشنهاد هفت‌گانه علی مطهری دور نیست اما با پیشنهاد چهارگانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی که در تنها خطبه نماز جمعه‌ای که پس از انتخابات ریاست جمهوری ایراد و ارائه کرد قرابت بیشتری دارد.

به نوشته «اعتماد»، در این شرایط اگرچه واکاوی پیشنهادات سلف میرحسین موسوی مهم می‌نماید اما آنچه پیش از بررسی این ایده قابل تامل است از سویی زمان و فضای طرح این ایده هاست و از سوی دیگر جایگاه میرحسین موسوی به عنوان اصلی‌ترین کاندیدای معترض به انتخابات. اما شاید آنچه پیش از همه اینها لازم است یافتن پاسخ برای این پرسش است که چرا این بسته‌های پیشنهادی که اتفاقاً ترجیع‌بندهای مشترکی دارند تاکنون به نتیجه نرسیده است؛ سوالی که پاسخ به آن می‌تواند تا حدودی افق پاسخ به پیشنهادهای میرحسین موسوی را روشن کند. از همین رو به سراغ علی مطهری رفتیم؛ نماینده‌ای که چند ماه پیش در پی پیشنهاد صلح حسنی مهدوی کنی از وی خواست خود حکمیت برای آشتی را بر عهده گیرد و چند روز پیش هم بسته پیشنهادی هفت ماده‌ای را منتشر کرد. سوال اصلی از این نماینده اصولگرا علت به نتیجه نرسیدن این پیشنهادها و پیش‌بینی سرنوشت پیشنهاد میرحسین موسوی بود که پاسخ‌های وی در پی می‌آید.

چند روز از طرح پیشنهادات شما برای حل مشکلات فعلی می‌گذرد. برخورد و واکنش بدنه سیاسی قدرت به خصوص رده‌های بالا به پیشنهاد شما چگونه است؟

برخی مقامات از هر دو طرف موافقت کرده‌اند، فقط اراده‌ای لازم است که این طرح را پیش ببرد و فکر می‌کنم اگر بعضی از نخبگان از این طرح حمایت کنند، قابلیت اجرا داشته باشد.

بر فرض اینکه نخبگان هم از این طرح حمایت کنند، برای اجرای آن باید کسانی از بدنه قدرت از این طرح حمایت کنند، به نظرتان این افراد حاضرند روی طرح شما سرمایه گذاری کنند؟ به هر حال پیش از شما هم افرادی مثل آقای مهدوی کنی پیشنهاداتی برای برون رفت از مشکل مطرح کردند و مورد حمایت نخبگان هم قرار گرفت اما مورد حمایت بدنه قدرت قرار نگرفت. مخالفان چه کسانی هستند؟

به نظر می‌رسد گروهی از حامیان دولت تمایلی به پایان دادن به بحران فعلی ندارند و دوست دارند این بحران ادامه داشته باشد. احتمالاً ادامه این بحران منافعی برای آنها دارد چون هر طرحی که مطرح می‌شود سریعاً به آن حمله می‌کنند و تلاش می‌کنند آن را ناکام و عقیم بگذارند.

به عقیده من اگر عده‌ای از نخبگان معتدل مذهبی و سیاسی از این طرح حمایت کنند و هیاتی را مشخص کنند که با دو طرف گفت وگو کنند ان شاء الله این بحران به راحتی حل خواهد شد. قطعاً با بیانیه‌ای که آقای موسوی صادر کردند راه برای حل این بحران هموارتر شده است.

آن گروه مخالف چه نفعی از ادامه مشکلات می‌برد؟

به نظر می‌رسد این افراد در فضای نامتعادل و آشوب و بحران بهتر به اهداف شان می‌رسند.

چه اهدافی؟

اینکه مثلاً برخی از شخصیت‌ها را از انقلاب حذف کنند به خصوص کسانی که مانع رسیدن آنها به اهداف شان هستند. به همین خاطر از فضای آشوب و بحران و عوام فریبی استفاده می‌کنند و کارشان را پیش می‌برند.

جواب سوال قبلی مرا ندادید، بر فرض اینکه عقلا و نخبگان هم از طرح حمایت کنند، این طرح برای اجرا نیاز به حمایت بدنه قدرت، ولایت فقیه، علمای قم و... دارد. مسلماً شما پشتوانه دولت را که انتظار ندارید؟ چه نهادی باید از طرح حمایت کند؟

اگر مراجع قم وارد شوند، بسیار موثر است. در دولت هم کسانی هستند که می‌توان در جهت اجرای طرح از آنها استفاده کرد. یک راه این است که هیاتی تشکیل شود که مورد قبول هر دو طرف باشد. اگر این هیات تشکیل شود تقریباً 50 درصد کار انجام شده است. به عقیده من این کار دور از دسترس نیست.

این هیات را چه کسی یا کسانی تعیین خواهد کرد؟

بزرگانی باید وارد عمل شوند. رئیس مجلس به عنوان نماینده مردم می‌تواند نقش مهمی ایفا کند. از جامعه روحانیت، جامعه مدرسین و مجمع روحانیون هم کسانی هستند که مورد قبول طرفین هستند. فکر نمی‌کنم جمع کردن این هیات کار مشکلی باشد.

پیش بینی شما از سرنوشت طرحی که داده‌اید چیست؟

اگر این آقایان افراطی همچنان به کارهایشان ادامه دهند، با توجه به اینکه قدرت را در دست دارند، بعید نیست که این طرح هم مثل طرح‌های قبل مسکوت بماند؛ چرا که آنها می‌توانند باز هم کارشکنی و تندروی کنند. ولی ما نباید ناامید شویم باید به تلاش‌های خودمان ادامه دهیم. مهم این است که با اطلاعاتی که من دارم رهبر انقلاب هم با تندروی این افراد موافق نیستند. اخباری دارم از اینکه ایشان از بعضی تندروی‌ها ناراحت هستند.

بعضی از مراجع قم و چهره‌های جامعه روحانیت یا مجمع روحانیون عنوان کرده‌اند اگر وارد این ماجرا شوند، متهم به همراهی با اغتشاشگران می‌شوند. در واقع سکوتشان به دلیل این است که بعد از 30 سال خدمت به نظام، متهم به همراهی با اغتشاشگران شوند.

اگر انسان برای خدا کار می‌کند نباید به این چیزها توجه کند. اگر ما احساس تکلیف کنیم و به اینجا برسیم که برای نجات و سربلندی کشور و رفع مشکل باید فداکاری کنیم و حتی از آبروی خودمان مایه بگذاریم حتماً وارد می‌شویم، نباید فقط به موقعیت خودمان فکر کنیم. باید روحیه‌ای مثل روحیه شهید مطهری داشته باشیم. ایشان در این گونه مواقع خودشان را فدا می‌کردند. من این ملاحظه کاری‌ها و احتیاط‌ها را اصلاً قبول ندارم.

فکر می‌کنید اگر شهید مطهری و بهشتی الان بودند چه کار می‌کردند؟

قاطعانه وارد می‌شدند. البته بستگی به قوت شخصیت افراد هم دارد. باید کسانی باشند که دو طرف از آنها تمکین کنند. با این وجود در حال حاضر شخصیت‌های بزرگی که مورد قبول دو طرف باشند داریم ولی به دلیل ملاحظه کاری وارد میدان نمی‌شوند.

اصلاً شما قبول دارید که ما در دهه 60 هم با وضعیتی مشابه وضعیت فعلی مواجه شدیم.

نه، اما تاکنون با چنین پدیده‌ای روبه رو نبوده ایم که یک طرف اساساً نتیجه انتخابات را باطل اعلام کند و خواستار ابطال انتخابات باشد. فقط در انتخابات مجلس سوم (ظاهراً) که یک طرف معترض بود امام هیاتی را برای بررسی و قضاوت تشکیل دادند و در نهایت هم بحران حل شد.

تنها در طول دو روز شاهد هستیم که چهره‌های میانه روی اصولگرا مانند عسگراولادی، احمد توکلی و حتی رسانه‌های میانه روی این جناح نسبت به خطر تندروهایی در درون اصولگرایان هشدار داده و اعلام کرده‌اند این تندروها وضع را بدتر می‌کنند. به نظر شما این هشدارها تصادفی است یا واقعا اصولگرایان به وجود چنین تندروهایی بین خودشان واقف شده‌اند؟

اصولگرایان از تندروی‌های هر دو جناح نگران هستند و معتقدند این مشکل را باید از طریق عقل و تدبیر حل کنیم. مثلاً حمله به حسینیه جماران کار اشتباهی بود. اگر در همان شب عاشورا وزارت اطلاعات و وزارت کشور با این افراد برخورد می‌کردند شاید آن اهانت‌های روز عاشورا هم صورت نمی‌گرفت.

یعنی شما معتقدید حمله به جماران باعث تحریک بخشی از جامعه شده است؟

بله، قطعاً عده‌ای را تحریک کرد. طبیعی است عده‌ای که در آن مکان کتک می‌خورند به فکر انتقام و پاسخ دادن برآیند. در روز عاشورا هم که تجمع آزاد بود و زمینه برای برگزاری چنین تجمعاتی فراهم بود. البته در این میان افرادی که اساساً اسلام و دو طرف ماجرا را قبول ندارند از این شرایط سوء استفاده کردند و علیه اصل انقلاب و اسلام شعار دادند و دست به تخریب زدند.

عده‌ای معتقدند ماجرای پاره کردن عکس امام(ره) و حمله به حسینیه جماران را نباید با هم مقایسه کرد و حمله به حسینیه جماران را مصداق توهین به امام نمی‌دانند. آیا این نظرات را قبول دارید؟ اصلاً به نظر شما جماران حرمت دارد ؟

هر مکانی در ذات خودش حرمتی ندارد. ولی اعتبار تاریخ و انتسابش به یک فرد بزرگ حرمت پیدا می‌کند. مثلاً حرم امام رضا(ع) و امام حسین(ع) هم مثل بقیه جاها و مکان‌ها هستند اما به اعتبار انتساب به این دو بزرگوار حرمت پیدا می‌کنند. بنابراین حمله به حسینیه جماران کمتر از پاره کردن عکس امام نیست.

یعنی شما معتقدید اگر وزارت اطلاعات با حمله کنندگان به جماران برخورد می‌کرد شاید اتفاقات ظهر عاشورا نمی‌افتاد؟

اگر هم می‌افتاد کمرنگتر بود. به هر حال عده‌ای به تبع تحریکات رسانه‌های بیگانه به دنبال ایجاد آشوب و مبارزه با اسلام و انقلاب هستند اما ما نباید بهانه به دست آنها بدهیم. بپذیریم ماجرای جماران آن عده‌ای را نیز که نظام اسلامی را هم قبول دارند عصبانی کرد و آنها در بین جریان‌های مخالف قرار گرفتند و تبدیل به سیاهی لشگر افراد مخالف جمهوری اسلامی شدند.

من معتقدم حساب معترضان قانونی از افراد مخالف اسلام جداست. حرف و خواسته معترضان قانونی با خواسته‌های این افراد متفاوت است. معترضان قانونی به بازداشت‌های گسترده، تعطیلی مطبوعات و نبودن آزادی بیان اعتراض دارند. آنها با اصل نظام مخالف نیستند بلکه به دنبال اجرا شدن اصول بر زمین مانده قانون اساسی هستند ولی طرف مقابل از این نقاط ضعف جنبش سبز استفاده می‌کند و آنها را مخالف اسلام و مقدسات جلوه می‌دهد.

البته حواس مان باشد که یک گروه غربگرای مخالف اسلام وارد این جنبش شده و در صدد به دست گرفتن رهبری آن است. بنابراین رهبران این جنبش باید زودتر حساب خودشان را از این افراد جدا می‌کردند.

پیشنهاد شما به جنبش سبز برای اینکه چنین نقاط ضعفی پیدا نکند، چیست؟

من معتقدم جنبش سبز باید راه، هدف و شعارهایش را کاملاً روشن و مشخص کند تا از سوءاستفاده‌های احتمالی جلوگیری کند. و اگر کسانی شعار انحرافی می‌دهند بلافاصله اعلام موضع کنند و سکوت نکنند تا متهم به مبارزه با اصل انقلاب و مقدسات نشوند.

منبع: اعتماد
دسته ها : گفتگو - سیاسی
دوشنبه جهاردهم 10 1388

عمری مرا به حسرت دیدن گذاشتی
بین رسیدن و نرسیدن گذاشتی

یک آسمان پرندگی ام دادی و مرا
در تنگنای از تو پریدن گذاشتی

وقتی که آب و دانه برایم نریختی
وقتی کلید در قفس من گذاشتی
 
امروز از همیشه پشیمان تر آمدی
دنبال من بنای دویدن گذاشتی
 
من نیستم... نگاه کن این باغ سوخته
تاوان آتشی ست که روشن گذاشتی
 
گیرم هنوز تشنه حرف توام ولی
گوشی مگر برای شنیدن گذاشتی؟

آلوچه های چشم تو مثل گذشته اند
اما برای من دل چیدن گذاشتی؟

حالا برو برو که تو این نان تلخ را
در سفره ای به سادگی من گذاشتی

مهدی فرجی

دسته ها : ادبی - شعر
دوشنبه جهاردهم 10 1388
غزلی عارفانه از مرحوم آیت‌الله علی صافی
مرحوم حضرت آیت‌الله علی صافی علاوه بر مقام فقهی صاحب مراتب عرفانی و ادبی بود.

در مقام عشقبازی چون ز من کس پیش نیست
عاشقی مانند من دلخسته و دلریش نیست

عشق من عشق مجازی نیست چون عشق مجاز
لایق مرد خدای عاقبت اندیش نیست

معتقد هستم که می‌باید کنم تکمیل عشق
کیش من عشق است و کیشی بهتر از این کیش نیست

می‌دهم جان را براه دوست با منت ولیک
معذرت خواهان که اندر دست جانی بیش نیست

گفت دی صاحبدلی چون می‌کند عشق نگار
گفتمش بر حال من بین حاجت تفتیش نیست

تا شدم عاشق دلم شد منزل سلطان عشق
گرچه منزلگاه شاهان کلبه درویش نیست

چون علی در دام عشقش اوفتاد از خود گذشت
آری آری عاشق آن باشد که بند خویش نیست
منبع : تبناک
دسته ها : ادبی - مذهبی - شعر
دوشنبه جهاردهم 10 1388

طنز/ آنجلینا جولی، برد پیت، اسفندیار رحیم‌مشایی، سردر دانشگاه تهران و باقی ‌قضایا

 شکیبا، شهرام  - یکی‌شان قرار است شسته شود، یکی به همه‌چیز اشراف دارد، دوتایشان بناست از هم جدا بشوند و قس‌علی‌هذا...

... شرمنده‌‌ام. همه‌چیز بر همه‌چیز اثر می‌گذارد‌‌ اما نمی‌دانم این آشفتگی‌های اخیر بنده به چه چیزهای اخیر دیگر ربط دارد. به هر حال معلوم است که بدجوری آشفته‌ام. آنقدر که در مطلب هم پیداست. لذا سعی می‌‌کنم با تفکیک موضوعات یک طوری ماجرا را از آشفتگی درآورم.

***
اولین قضیه این است که روزنامة الریاض نوشته یک مؤسسه طالع‌بینی در آمریکا پیشگویی کرده که برد پیت و آنجلینا جولی، دو ستارة هالیوود در بهار سال 2010 از هم جدا می‌شوند.

1- از خواندن این خبر نه خوشحال شدم و نه ناراحت. به طور کلی مدتی‌ است که احساساتم را از دست داده‌ام. مثلاً دارم دربارة آنجلینا جولی می‌نویسم، اما انگار دارم به اپرا وینفری نگاه می‌کنم.

2- تا بهار سال 2010 صبر می‌کنیم، اگر این دو نفر از هم جدا شدند، بعد می‌رویم کلی سؤال می‌پرسیم از پیشگویان مؤسسه فوق‌الذکر، مثلاً احتمالاً خواهیم پرسید:
الف: آیا سریال حضرت موسی‌(ع) را هم می‌دهند فرج‌الله سلحشور بسازد یا نه؟
ب: آیا رئیس‌جمهور آینده یک اسلام‌شناس بزرگ خواهد بود؟
ج: دودو تا می‌شود چند تا؟
د: قضیة هولوکاست چنددرصدش دروغ است؟
و: آیا برد پیت و آنجلینا جولی به خیر و خوشی رجوع می‌کنند یا خیر؟
ز: [...] این مورد کاملاً شخصی است و جز به مؤسسة پیشگویی و بازپرس محترم نخواهم گفت.

***
باور کنید از خودم و شما و اسفندیار خجالت می‌کشم از بس که در این‌باره برایتان می‌نویسم. ولی چاره چیست. به قول سعدی علیه‌الرحمه:
مگر تو روی بپوشی و فتنه‌ باز نشانی
که من قرار ندارم و از تو دیده بپوشم
برای مثال این جملة دیروز اسفندیار رحیم‌مشایی اسلام‌شناس برجسته را بخوانید و خودتان را در مقام یک طنزپرداز تصور کنید. می‌شود درباره‌اش ننوشت؟!
اسفندیار رحیم‌مشایی، اسلام‌شناس برجسته و رئیس دفتر ریاست جمهوری: «من سخنگو نیستم ولی آقای رئیس‌جمهور به من فرمودند شما با توجه به اشرافی که به حوزه‌های مختلف در ارتباط با دولت دارید، می‌توانید به سؤالات پاسخ بدهید.»

1- بناست سه نفر سخنگوی دولت شوند. تا این سه نفر نیامده‌اند، این اسلام‌شناس برجسته کارشان را انجام می‌دهد. حالا خودتان حدس بزنید که ایشان به طور کلی عوض چند نفر در دولت کار می‌کند.

2- اگر سؤالی دارید بشتابید که غفلت موجب پشیمانی است.

3- اسلام‌شناس برجسته
جناب آقای اسفندیار رحیم‌مشایی
با توجه به اشراف کلی شما به کلیة امور عالم، بدینوسیله به سمت مدیرکل کلیة امورات جهان در زمینة به طور کلی منصوب می‌شوید.
امید است که پس از چهارسال، بنده به همین سمت در دولت سرافراز حضرتعالی، سرافراز شوم.
امضاء
الاحقر

***
سردر دانشگاه تهران به عنوان نماد آموزش عالی کشور، از زمان ساخت بنای آن یعنی از 40 سال پیش تاکنون شسته نشده است. عملیات شست‌وشوی این بنا از دیروز آغاز شده است.

1- خیلی خوب است که عملیات شستشوی این بچة سرتق شروع شده. به امید روزی که پاک شود و به قول شاعر، بشود حسنی نگو یه دسته گل! از قدیم هم گفته‌اند بچه تمیزش خوبه. در همان داستان عبرت‌انگیز «حسنی نگو یه دسته گل» تا او به حمام نرفت و تمیز نشد نه قلقلی، نه فلفلی، نه مرغ زرد کاکلی نه جوجه‌ها، نه حتی کره الاغ کدخدا، هیچ‌کدام با او بازی نمی‌کردند.

2- این حرکت شایان قدردانی است. اما چرا فقط سردر دانشگاه تهران و برج آزادی؟ مسئولان باید اهتمام بورزند و هر چهار سال یکبار به طور کلی مملکت را بشویند.

***
... و اما باقی قضایا. باقی‌ قضایا بماند برای شما. شما سوژه پیشنهاد کنید، بنده در خدمتم.

منبع : خبر آن لاین

دسته ها : ادبی - طنز - سیاسی
دوشنبه جهاردهم 10 1388
دو گیسو تازگی در خستگی های من افکندی
خدا خیرت دهد چون تازگی های تازه می خندی

 

تو با آن چشم های شرقی دنباله  دار خود
همیشه راه را بر شاعر شوریده می بندی

نگاهت قند را در خاطر دل آب می سازد
پر از آواز شور انگیز عشاق سمرقندی

مرا صد بار کشتی زنده کردی باز هم کشتی
گهی با غمزه ای دل می بری گاهی به  لبخندی

در این صحرای دلتنگی شدم مجنون تر از مجنون
 تو ای لیلا ترین تا گیسوانت را پراکندی

و من چون کوه در چین خوردگی های خودم بودم
که تو با یک اشارت این حقیقت را ز جا کندی
   

 

پرویز بیگی

دسته ها : ادبی - شعر
دوشنبه جهاردهم 10 1388

 سبو سبو می ، فدای چشمت
پیاله از پی ، فدای چشمت

همه بخارا همه سمرقند                                                                                                  تمامی ری ، فدای چشمت

قصیده لطفی ، اگر ندارد
غزل پیاپی ، فدای چشمت

هزار دفتر ، هزار دیوان
دو مثنوی نی ، فدای چشمت

رمه رمه دشت ، شبان شبان عشق
نوای هی هی ، فدای چشمت

دو تیسفون و دو تخت جمشید
امارت کی ، فدای چشمت

به پای بسته ، همه جهان را
اگر کنم طی ، فدای چشمت

 شکسته حالم ، مپرس از من
چقدر تا کی ، فدای چشمت

اگر من من ، جسارتی کرد
ببخش بر وی ، فدای چشمت

 

پرویز بیگی

دسته ها : ادبی - شعر
دوشنبه جهاردهم 10 1388
دلم در هوای غزل لک زده ست
نه حالا ، ز روز ازل لک زده ست

 

دلم در تمنای گیسوی تو
و آن شانه های عسل لک زده ست

بیابانی است این دل هرزه گرد
که در شوق کوه و کتل لک زده ست

برای تو و صبح آغوش تو
به اندازه یک بغل لک زده ست

دلم سیب سرخی ست در دست تو
که یک دم نبیند محل ، لک زده ست

اگر راه حل مرگ باشد ، دلم
به دنبال آن راه حل لک زده ست

پر از واژه های سراسیمه ام 
که در التهاب غزل  لک زده ست !

محمد رضا ترکی

دسته ها : ادبی - شعر
دوشنبه جهاردهم 10 1388

تنها کمی صدای تو کافی‌ست، تنها کمی نگاه تو گاهی

دلتنگ نیست پنجره تا هست، روشن به نور ماه تو گاهی

این ابر آمده‌‌ ست بگوید: پیوسته نیست تابش خورشید.

تو پلک می‌زنی و خوشم با باران گاه گاه تو گاهی

وقتی که مثل قاصدک آمد رویای تو نشست به خوابم،

دیدم که می‌شود که بپاشَد کوهی به رقص کاه تو گاهی

حتی اگر پیاده بیایم، یا در بر تو دیر نپایم

آن بازیی خوش‌ است که جایم باشد کنار شاه تو گاهی

تکثیر آب و آینه یعنی در عین انتظار ببینم،

تصویر بی‌قرار خودم را در چشم رو به راه تو گاهی

فریبا یوسفی

دسته ها : ادبی - شعر
دوشنبه جهاردهم 10 1388
آخرین نماز
پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله):
إذا صَلَّیْتَ صَلاةً فَصَلِّ صَلاةَ مُوَدِّعٍ.
چون نماز می‌گزاری آن‌گونه باش که گویی آخرین نماز توست.
Perform your prayer as if it were your last prayer.
بحار الأنوار، ج 69، ص 408
دسته ها : مذهبی - احادیث
دوشنبه جهاردهم 10 1388
من از دور و نزدیکها خسته ام
از این ظاهرا نیکها خسته ام

 

هم از مذهب زاهدان ریا
هم از دین لائیکها خسته ام

من از این یقینهای ناپایدار
در انبوه تشکیکها خسته ام

از این خط کشیهای بی حد و مرز
از این گونه تفکیکها خسته ام

از این بوقها ، زردها ، سرخها
من از این ترافیکها خسته ام

تکاپوی آبی دریا کجاست؟ 
از این آب باریکها خسته ام

ز بس پُست کردم برای خودم
از این کارت تبریکها خسته ام!

محمد رضا ترکی

دسته ها : ادبی - شعر
يکشنبه سیزدهم 10 1388
روایت مسجد جامعی از حمله به حسینیه جماران
برگزار کنندگان تمام تلاش خود را کرده بودند تا مراسم عزاداری به دور از حوادث جاری انجام شود و مردم نیز انصافا نهایت همکاری را داشتند.
الف: متن یادداشت احمد مسجدجامعی در باره حمله به حسینیه جماران را منتشر کرد.

هنوز زمان زیادی به شروع مراسم مانده بود که حسینیه شماره یک جماران پر شد. گروهی با چند اتوبوس آمدند و پیش از شروع مراسم حسینیه را پر کردند.دوستان نگران شده بودند، نگران اتفاق هایی که حرمت شب عاشورای اباعبدالله الحسین علیه السلام را بشکند و حرمت حسینیه ای که از جای جای آن بوی امام (ره) به مشام می آمد خدشه دار شود. مردم زیادی هم در درون و بیرون حسینیه منتظر شروع مراسم بودند.

برخی پیشنهاد می دادند که مراسم را لغو کنید، اما امکان پذیر نبود، چرا که شرایط دشواری پیش می آمد. به علاوه قرار نبود کاری به جز عزاداری برای سالار شهیدان کربلا، امام حسین(ع) انجام شود و بـــــعید می دانستیم که عزاداری برای امام حسین بن علی علیه السلام که مظهر وحدت و هویت ملی و انقلابی ماست، واکنشی منفی بر انگیزد.

برگزار کنندگان تمام تلاش خود را کرده بودند تا مراسم عزاداری به دور از حوادث جاری انجام شود و مردم نیز انصافا نهایت همکاری را داشتند.

مراسم عزاداری هنرمندان و اصحاب فرهنگ برای امام حسین(ع) چند سالی است که برپا می شود و چهار سال است که سخنران اصلی شب های عاشورای این مراسم آقای خاتمی است. این مراسم طی سالهای گذشته در خانه هنرمندان و یا موزه ملی قرآن کریم برگزار شده بود، ولی امسال با همکاری و همراهی مدیریت محترم حسینیه جماران به آنجا منتقل شد.

از وقتی تصمیم گرفته شد که مراسم در این حسینیه برگزار شود، نظر دوستان و همراهان بر این قرار گرفت که برنامه ریزی به گونه ای باشد که مجلس متناسب با شان حسینیه و بیت گرامی مرحوم امام (ره) باشد و نهایت تلاش بعمل آمد تا کاری متفاوت و سنگین ارائه نماییم.

یکی از برنامه‏هایی که تدارک دیده بودیم و متاسفانه از آن محروم ماندیم، گزارش بخشی از فیلمی بود که آقای منوچهر محمدی آن را تهیه کرده بود و سال گذشته در چنین روزهایی در کربلا فیلمبرداری شده و به احتمال فرآوان تنها فیلمی است که گزارش مستقیمی از مراسم بین الحرمین را در ظهر روز عاشورا (طویریج) نمایش می دهد. این فیلم را مرحوم رسول ملاقلی پور می خواست شروع کند ولی به خاطر فوت ایشان ناتمام ماند و آقای مجتبی راعی آن را ساخت.

مرحوم ملاقلی‏پور از چهره های سینمایی شاخص پس از انقلاب به ویژه در حوزه دفاع مقدس است که در برخی از آثار ارزشمند خود بویژه در فیلم تقدیرشده "مزرعه پدری" از کمک های موسسه نشر آثار امام(ره) نیز بهره گرفته بود. وقتی از آقای منوچهر محمدی خواستیم که فیلم را برای نمایش در حسینیه جماران آماده کند، وی پیشنهاد داد تا کار دیگری را که به مناسبت صدمین سالگرد تولد حضرت امام آماده کرده و کار ویژه ای است ارائه نماید. اما از ایشان خواستیم این فیلم عاشورایی را آماده کند.

هنرمندان دیگر نیز برای امام حسین(ع) سنگ تمام گذاشته بودند و می خواستند برنامه ای را ارئه نمایند که حتی الامکان در شان عزای آن بزرگوار باشد.

چند شب قبل از مراسم به آقای سید حسام الدین سراج پیشنهاد دادیم که زیارت عاشورا را ایشان بخوانند تا کاری متفاوت باشد، اما او پس از اندکی تأمل، پاسخ داد که این کار آمادگی بیشتری می طلبد و با این فرصت کوتاه در خود این آمادگی را سراغ ندارد و قرار شد که به سنت و رسم هر ساله قطعه ای مناسب حال و هوای عاشورا و مجلس بخواند.

زمان مراسم فرا رسید و نوه های امام نیز حضور داشتند. آقازاده هایی که نمی خواهند مثل برخی آقازاده ها باشند. در ایشان نمونه کاملی از تواضع و مردم داری را می توان به راحتی سراغ گرفت. نماز جماعت به امامت حجه الاسلام سید یاسر خمینی اقامه شد و ایشان با همان افتادگی و فروتنی علیرغم همه فراز و فرودها تا پایان مجلس در کنار مردم ماندند.

جلسه با قرائت قرآن مجید آغاز شد و سپس آقای سهیل محمودی برای اجرای برنامه پشت تریبون قرار گرفت. سهیل از همان آغاز تلاش داشت تا جمعیت فقط به عزاداری توجه نماید و برنامه از مسایـــل حاشیه ای به دور بماند و حتی اجازه گفتن "یا حسین" به جمعیت عزادار را نمی داد و فقط از آنهـــــا می خواست که صلوات بفرستند و بارها نیز با صراحت و قاطعیت گفت: "هر کس در این مجلس شعار بدهد از ما نیست" و انصافا مردم عزادار هم همراهی کردند حتی وقتی افرادی که بصورت گروهی در مجلس حضور یافته بودند قصد داشتند مجلس را به مسیر دیگری بکشانند، مردم در نهایت آرامش با مجری برنامه همراهی می کردند.

در این میان زیارت عاشورا هم قرائت شد. همگان رو به قبله نشستند و با حال و هوای شب عاشورا، زیارت را همراه با قاری خوش صدا و ممتاز بین المللی، آقای سید حسین موسوی خواندند. هر چند حال و هوای محیط حکایت از آن داشت که گروهی از حاضرین فضای پیرامونی را دائما رصد می کنند. سپس آقای افشین علاء دو قطعه شعر خواند. افشین را که می شناسید و می دانید که زیباترین اشعارش را درباره چه کسانی سروده است. یک قطعه شعر به مناسبت محل اجرای مراسم در حسینیه جماران خواند که یادآور خاطرات ارجمندی از مرحوم امام(ره) بود و قطعه ای دیگر نیز در رثای شهدای والامقام کربلا.

پس از آن آقای سید سهیل محمودی این بار اما در نقش واقعی خود یعنی شاعر اهل بیت ظاهر شد و در ادامه به خواندن سروده های عاشورایی پرداخت. منتظر آقای عبدالجبار کاکایی بودیم. کاکایی مثل بسیاری از مردم پشت در مانده بود. سهیل گفت که قرار است آقایان سید عبدالحسین مختاباد و سراج هم به جلسه بیایند و با آوازی محزون و زیبا، عرض ارادتی به ساحت مقدس امام حسین(ع) داشته باشند و هر دو بزرگوار در بیرون حسینیه منتظر شرایطی بودند که امکان حضور آنها را در فضای اجرای برنامه فراهم سازد. ظاهرا با خانواده هم آمده بودند.

آقای علیرضا شجاع نوری هم قرار بود حس و حالی را که در فیلم « روز واقعه» داشت، برای مخاطبان بیان کند. ایشان از چهره های نوآور در حوزه سینما است و پایبندی ایشان به آئین های عاشورایی بر کسی پوشیده نیست و یقین داشتیم که گزارشی تاثیرگذار ارائه خواهند داد.

شجاع نوری هم در بیرون حسینیه به دنبال پیدا کردن روزنه ای بود تا بتواند خود را به داخل برساند.
آقای احمد رضا درویش کارگردان بزرگ و موفق سینمای ایران و دفاع مقدس در شهرستان بـم به سر می برد؛ برای آماده کردن شرایط فیلمبرداری اثر ماندگاری در باب حضرت سیدالشهدا(ع) به نام "روز رستاخیز". اما از گروه ایشان ظاهراً آقای حسین پاکدل آمده بود تا گزارشی از این اثر بدهد.

تا اینجا گروهی از همراهان در بیرون از حسینیه برای یافتن امکان حضور در مجلس لحظه شماری می کردند و البته بسیاری از اهالی فرهنگ و هنر و اندیشه نیز به روال هر ساله برای شرکت در مراسم آمده و با درهای بسته مواجه شده بودند.
در چنین شرایطی قرعه صحبت به نام اینجانب افتاد تا هم قدری فضای مجلس آماده شود و هم زمینه ای برای اجرای برنامه های بعدی میسر گردد.

حسینیه جماران علیرغم جایگاه تاثیر گذار آن در تاریخ معاصر ایران و بعضا جهان، با محدودیت ها و مشکلاتی روبروست، از جمله در سیستم صوتی. صدای زیبا و رسای سهیل با صدای آرام من فاصله زیادی دارد و کسی نبود که صدا و بلند گو را به موقع تنظیم کند. قبل از آغاز سخنم، آقای خاتمی وارد حسینیه شد. جمعیت یکجا از زمین برخاست و با شور و هیجان زائدالوصفی یاد مجالس زمان مرحوم امام را زنده کردند و به زودی آرامش به انبوهی از مردم که تا لحظاتی قبل با شعارهای خود خواستار حضور آقای خاتمی بودند، برگشت.

پس از لحظاتی سخنان اینجانب شروع شد. صحبت من اشاره به سابقه ارادت و عزاداری امام حسین بن علی علیه السلام در فرهنگ ایران بود و با عرض ادب به مرحوم امام خمینی و خاندان ایشان آغاز شد . آن گاه از قدمت سرسپردگی ایرانیان به آستان مقدس سیدالشهداء‌ مطالبی گفتم که چگونه در عصر امام رضا علیه السلام پرچم عزای عمومی حضرت را برافراشتند و افزودم که ایرانیان عشق به خاندان پیامبر را در هرکجا که فرهنگ ایران رفت، پراکندند و محبت آن خاندان الهی را پاس داشتند و آن را به سرمایه ای بی بدیل و عنصر زیربنایی هویت ایرانی در همه فرازها و فرودهای تاریخی ساختند. هویتی که ایرانیان و فرهنگ ایرانی را از هر گروه و آئین و قومیت و زبان و مذهب و نه حتی فقط مسلمانان را در بر می گیرد، از این رو عشق به حسین علیه السلام مهمترین سرمایه ملی و محور اصلی وحدت و انقلاب ماست. و آن گاه به نوعی مقتل خوانی درباره حضرت علی اکبر (ع) پرداختم با روایت عالم بسیاردان مرحوم حاج میرزا ابوالفضل تهرانی صاحب اثر گرانسنگ «شفاء الصدور فی شرح زیارت عاشور». ایشان جد پدری همسر ارجمند مرحوم امام بود، بانوی پرهیزکار و صبوری که سال گذشته در چنین ایامی در قید حیات بودند. سخنان من با جمله حضرت سیدالشهدا در باب فرزند برومندش پایان یافت که فرموده بودند: حضرت علی اکبر شبیه ترین مردم در خّلق و خٌلق و منطق به رسول خداست و با این شعر حافظ تمام شد:
نازنین تر ز قدت در چمن حسن نرست . خوشتر از نقش تو در عالم تصویر نبود
آن کشیدم ز تو ای آتش هجران که چو شمع . جز فنای خودم از دست تو تدبیر نبود

پس از سخنان من، آقای خاتمی در جایگاه قرار گرفت و به ابراز احساسات مردم که کاملا متناسب با شرایط شب عاشورا و حسینیه جماران بود، با سلام بر حضرت سیدالشهدا (ع) پاسخ داد.

ایشان همان طور که انتظار می رفت سخنانشان را یکسره درباره ی کربلا و فلسفه قیام سیدالشهدا متمرکز کردند و در مطلع کلام خود شعری از حافظ خواندند.

روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست . منت خاک درت بر بصری نیست که نیست
ناظر روی تو صاحبنظرانند، آری . سر گیسوی تو در هیچ سری نیست که نیست

و سپس گفت : انتخاب حسینیه جماران از سوی امام، برای هدایت انقلاب و جامعه نشانه پیوستگی انقلاب اسلامی با نهضت امام حسین (ع) است. آقای خاتمی در باب عشق به امام حسین (ع) در بخش دیگری از سخنان خود گفت: عشق به امام حسین (ع)، عشق به همه زیباییهاست. عشق به خدا که کمال مطلق است، عشق به انسان است که برترین آفریده خداست و عشق به عدالت است که خدا می خواهد اساس زندگی انسان باشد.

آن گاه افزود: عشق به امام حسین راز و رمز ماندگاری ملت بزرگوار ایران است که دل در گرو محبت امام حسین (ع) نهاده و راه ناهموار تاریخ خود را با پای پر آبله و جان خسته طی کرده است. ایشان در بخش دیگری از سخنان خود به معنا و مفهوم آزادی از نگاه سیدالشهدا اشاره کرد و گفت: آزادی حقیقی در بندگی خداست، خدای حسین خداییست که گرچه قهار و جبار و قادر است، ولی پیش و بیش از آن خدای هدایت و محبت و رحمت است و رحمتش بر غضبش پیشی می گیرد. آقای خاتمی در بخش دیگری از سخنان خود افزود آزادی و آزادگی امام حسین (ع) همان است که در بیان بلند خود اعلام می دارد. " ناپاک و ناپاک‏زاده ای مرا میان شمشیر و خواری مخیر کرده است و هیهات منا الذله".

ایشان در پایان با ذکر مصیبت در باره چهره نورانی و درخشان ماه بنی هاشم و پیکر غرق به خون جوان برومندش حضرت علی اکبر(ع) تلاش کرد سخنان خود را به پایان برساند.

آقای خاتمی بنا به سنت هرساله ای که از ایشان سراغ داشتیم، دوست دارند در ایام محرم شخصـــــا روضه خوان وقایع کربلا باشند. هر چند که در این زمینه تجربه زیادی ندارند و یکی دوبار این موضوع را در مراسم های قبل بیان کرده اند و همین انکسار جلوه ای دیگر به نوای گرم ایشان می دهد.

قرارمان این بود که در پایان مجلس در ساعت 8.30 از سخنرانی حجه الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمود امجد که علیرغم دارا بودن وجاهت حوزوی و علمی به ذکر مصیبت برای حضرت اباعبدالله مباهـــــات می ورزند، بهره گیریم، اما متاسفانه تحرکات آقایان نگذاشت عزاداران از صواب روضه این مجلس بیشتر بهره مند گردند. پایان بخش برنامه های آن شب زیارت وارث بود که طبق معمول می بایست با صدای گرم قاری گرانقدر قرآن کریم آقای سید عباس میرداماد در حالت ایستاده و رو به قبله خوانده می شد که از آن هم محروممان کردند.

من به یاد نداشتم که در مجلس عزاداری حضرت امام حسین (علیه السلام ) چنین حرکت هایی از کسی سر بزند که متاسفانه سر زد. هجوم بردن به حسینیه ای که هنوز اگر اهل شنیدن باشی، صدای امام (ره) از گوشه گوشه اش به گوش می‏رسد و قطع مرثیه خوانی به سیدی جلیل القدر در شب عاشورا و نیز شکستن در و شیشه های حسینیه جماران و نادیده گرفتن حرمت حسینیه و بیت مرحوم امام باورکردنی نبود.

این اتفاق در حالی رخ داد که مسئولان بیت امام (ره) تمام تلاش خود را برای رعایت همه شئونات این مراسم و ایام بکار بستند و همراهی مردم عزادار را نیز کاملا با خود داشتند، اما متاسفانه عده ای نه حرمت این روزها را نگه داشتند، نه حرمت امام حسین (ع) و نه حرمت مرحوم امام و بیت و حسینیه ایشان و نه حرمت مردم عزادار را.

ما در حسینیه بودیم و درست نبود که در آن فضای آشوب زده زودتر از بقیه مجلس را ترک کنیم. نگران کسانی هم بودیم که می دانستیم تا پشت در آمده اند اما نتوانسته اند درون حسینیه بیایند، نگران بودیم به آنان نیز بی احترامی شود و نگرانیمان بی راه نبود.

پسر کوچکم که با عشق و علاقه ای وافر برای نخستین بار به همراهم به حسینیه جماران آمده بود، کاملا ترسیده بود و مدام می‏گفت: "بابا برویم " بابا برویم" کاظم ترسیده بود، فقط او نبود که ترس داشت، صدای جیغ بچه خردسالی که در آغوش پدرش در کنار در بزرگ حسینیه ایستاده بود، به گوش می رسید و نگرانی و شیون زنانی که در بالکن به نظاره نشسته بودند، بر تلخی و التهاب فضا می افزود. کسی انتظار نداشت در حسینیه ای که امام خمینی (ره) در آن با دنیایی از تواضع و آرامش و اطمینان برای مردم حرف می زد، در مجلسی به یاد و نام امام حسین(ع)، آن هم در شب عاشورا چنین اتفاقی بیفتد و پاره آجر و مهر نماز بسوی عزاداران پرتاب شود.

به یاد چند هفته پیش می افتم که در گوشه ای از شهر - به نقل از تلویزیون - به عکسی از امام اهانت شد و رسانه سراسری بارها و بارها تصویر آن را پخش کرد تا نشان دهد آشوبگران چقدر بی منطق، ‌کم تعداد و بی مقدارند و چه افکار پلشتی در پس پشت ذهن خود دارند و حالا من مانده ام که اکنون این رسانه سراسری کجاست؟ و آن مشت های آسمان کوب و قوی که در برابر جسارت به عکس امام،‌ با تمام قوا به میدان آمده بودند کجا رفته اند که این بار توهین آشکارتری را به ساحت مرحوم امام و بیت ایشان و مردم عزادار در حسینیه ارجمند و پرخاطره و تاثیر گذار جماران آن هم در شب عاشورای حسینی و در برابر هزاران دیده مضطرب شاهد باشند.

پسرم را به خودم چسپاندم و تکیه دادم به دیوار و ستونی که زیر جایگاه سخنرانی امام بود. امام در آن بالا می نشست و در رثای سید مظلومان با نوای جان سوز پیر خدمتگزاران آستان اباعبدالله الحسین (ع)، مرحوم حجه الاسلام سید محمد کوثری می گریستند. به یاد آن روزها افتادم. همین یک ساعت قبل بود که صدای آقای صادق آهنگران را پخش کرده بودند که در محضر امام (ره) روضه می خواندند و مـــــردم به سینه می زدند. حس غریبی بود. یاد آن روزهایی افتادم که اینجا جمع می شدیم و اشک شوق در چشمانمان حلقه می زد و همه آرزوها و آرمانهایمان را در کلام و چهره امام (ره) می دیدیم اما امروز حس بـــدی دارم و می بینم که حرمت ها شکسته است، حتی حرمت شب عاشورای حسینی، حسینیه و بیت مرحوم امام . آیا فاصله بسیار نیست؟ چاره ای نبود، باید به کاظم آرامش می دادم و از تلخی نخستین حضورش در جماران می کاستم. مجبور بودم بغض ام را فرو خورم و رفتار و سخنانی آرام بخش داشته باشم، هر چند در دلم غوغا بود...
يکشنبه سیزدهم 10 1388
X