ایسنا نوشت:
روزنامه تایمز آو ایندیا در مقاله جدیدی مینویسد: تخم مرغ، موز و سس مایونز 3 ماده غذایی نسبتا ارزان قیمت هستند که شما را به هدفتان میرسانند؛
- تخم مرغ: برای کمک به تقویت و ترمیم آسیبهای وارد شده به پیازهای مو و درخشان شدن موهایتان، دو عدد تخم مرغ را در یک کاسه مخلوط کنید و بهم بزنید. سپس بعد از شستن موها با شامپو از این ترکیب بعنوان حالت دهنده استفاده کنید و اجازه دهید که مدت یک تا دو دقیقه قبل از آب کشی این ترکیب جذب موها میشود.
- موز: پتاسیم موجود در این میوه به بهبود موهای خشک و آسیب دیده کمک میکند. مقداری موز را کوبیده و مثل پورهای نرم آن را آماده کنید و موهای خود را با این ترکیب ماساژ دهید و اجازه دهید 15 دقیقه روی سرتان بماند سپس آبکشی کنید.
- مایونز: این چاشنی ساندویچی به نرم شدن رشتههای خشک و زبر مو کمک میکند. یک فنجان مایونز را وقتی موها خشک است روی آنها بمالید و تا پوست سرتان ماساژ دهید. پس از حدود 15 دقیقه میتوانید موهایتان را آبکشی کنید.
زوجی مسن بعد از تولد نوه شان با هم دچار اختلاف شدند و ترجیح دادند به زندگی مشترک شان پایان بدهند.
این زوج صبح دیروز به مجتمع قضایی خانواده تهران رفتند و با اصرار از قاضی شعبه 268 خواستند حکم طلاق آنها را صادر کند. زن مسن که حبیبه نام دارد به قاضی حسن عموزادی گفت؛«من و عروسم رابطه چندان خوبی با هم نداشتیم. در واقع از همان اول هم با ازدواج پسرم با مینو زیاد موافق نبودم اما نتوانستم نظرم را اعمال کنم. پس از آنکه زندگی مشترک پسر و عروسم شروع شد سعی داشتم رفت و آمدی با آنها نداشته باشم تا اینکه پس از مدتی نوه ام به دنیا آمد. او آنقدر برایم عزیز بود که به خاطرش نظرم را درباره مینو تغییر دادم و رفتارم با وی بهتر شد حتی تصمیم گرفتم چند روزی به خانه پسرم بروم و از مینو و دخترش مراقبت کنم اما بعد از آن بود که بهانه گیری های شوهرم شروع شد. او از آن زمان به بعد زندگی را به کامم تلخ کرده و به هر بهانه یی دعوا و مشاجره راه می اندازد. این رفتارهای همسرم آنقدر ادامه پیدا کرد که تصمیم گرفتیم از هم جدا شویم.»
پس از اظهارات این زن، شوهرش ماجرا را این طور توضیح داد؛ «من در روابط همسرم با مینو هیچ دخالتی نمی کردم و ترجیح می دادم خودشان مشکلات موجود را برطرف کنند اما وقتی نوه مان به دنیا آمد زندگی من دستخوش تحول شد. از آن به بعد همسرم بیش از حد به مینو و دخترش توجه می کند و کارهای خانه را فراموش کرده است، او دیگر اهمیتی به من نمی دهد. او از یاد برده است شوهر دارد. من نمی توانم با چنین زنی زندگی کنم و حالا که او نوه اش را به من ترجیح می دهد بهتر است از هم جدا شویم.»
قاضی عموزادی بعد از شنیدن اظهارات دو طرف، آنها را به سازش دعوت کرد اما نصیحت های او بی فایده بود و در نهایت حکم طلاق صادر شد.
منبع : فرارو
ترانه انتظار
اگرچه از غم دوری شکسته ام، سردم
و مثل بغض خزان، در درون خود زردم
مباد خسته ببینم نگاه خوبت را
مباد درد تو آید به روی صد دردم
تو نور قبله پروانه های جان سوزی
که من به دور وجودت همیشه می گردم
بخوان که بشکفد احساس این غزل امشب
ببین! برای گلویت ترانه آوردم
اگرچه غم زده هستم و می روم از دست
نبود، گر غم عشقت بگو، چه می کردم
تمام گریه من، نذر اینکه بازآیی
وبشکفد غزل از قلب زار شب گردم
منیره هاشمی- مشهد
آن یار که ما راست، به جان خواستنی است
جنت به جمال وجهش آراستنی است
ای قائم بالحق، ای امام مطلق
نام تو حقیقتاً به پا خاستنی است
محمدسعید عطارنژاد
... او که جمعه می آید
برای آمدنت دیر می شود، برگرد
زمان ز پرسه زدن سیر می شود، برگرد
در انتظار تو با کوله باری از وحشت
زمین دوباره زمین گیر می شود، برگرد
برای روشنی چشم آسمان، خورشید
میان چشم تو تکثیر می شود، برگرد
همیشه جای تو در لحظه هایمان خالیست
غروب جمعه که دلگیر می شود، برگرد
و جمعه ای که بیایی، تمام عرش خدا
به سمت خاک سرازیر می شود، برگرد
نگار جمشیدنژاد
نماینده رهبر معظم انقلاب با خانواده مرحوم علی حبیبی موسوی دیدار کرد.
به گزارش جهان در این دیدار نماینده رهبر معظم انقلاب مراتب همدردی و ابراز تاسف ایشان را نسبت به ترور مشکوک مرحوم حبیبی به خانواده وی ابلاغ کردند.
گفتنی است این دیدار در فضای صمیمی انجام گرفته است.
همچنین خبرنگار جهان با خبر شد احتمال معرفی علی حبیبی موسوی خامنه پس از اثبات ترور او در حوادث روز عاشورا به عنوان شهید وجود دارد.
یک مقام عالی رتبه با توجه به شناخت خانوادگی از مرحوم حبیبی موسوی در جمعی اعلام داشته اند: "بنده آن مرحوم را می شناختم، انسان متدینی بودند، ممکن است که جزء معترضین باشد اما مخالف نظام نبوده است".
لازم به ذکر است مرحوم علی موسوی حبیبی خامنه خواهرزاده میرحسین موسوی است.
منبع : فرارو
یا ابا صالح ...
تو بعد از آنکه آتش زد به خود ققنوس می آیی
هزاران سال بعد از مرگ دقیانوس می آیی
نشان های تورا روی زمین چندیست می بینم
که تو در قحطی آیینه و طاووس می آیی
شبی در خواب دیدم یک صدا در دشت پیچیده است
و تو بر اسب خود از روی اقیانوس می آیی
تو آواز رهایی بخش و وسرسبز خداوندی
گه از حلق بلال و گاه از ناقوس می آیی
تمدن راه را گم کرده و چشم انتظار توست
و تو از گوشه تاریخ با فانوس می آیی
تمدن راه را گم کرده و تو رستم مایی
که برمی خیزی و در عصر کیکاووس می آیی
حسین بخشی
***
بازاریان کوفه چه قیمت نهاده اند
آیا ، نگین خونی انگشتر تو را ؟!
***
ای من فدای بر سر نی خوش زبانیت
با دختر سه ساله خود هم سخن بگو !
***
در حسرت لبان تو و کودکان تو
آب فرات تشنه لب از کربلا گذشت !
***
اینها چقدر نامه برایت نوشته اند
معلوم می شود ته دل عاشق تو اند !!
***
این شیرخوار می شود از تشنگی هلاک
آخر به تیر حرمله او را چه حاجت است ؟!
***
هر روز کربلای تو تکرار می شود
اما شبیه روز تو چشمی ندیده است !
***
این نابرادران که برادر نمی شوند
این کوفیان برای تو یاور نمی شوند
***
وقتی حسین رفت تو را همدمی نماند
من داغ آن دمم که تو را محرمی نماند !
***
می سوخت در شرارهّ اندوه ، خیمه ها
نذری خوران در آتش جان سوز قیمه ها !!
***
این اشک اگر به داد دل من نمی رسید
قدّم به زیر بار گناهان خمیده بود
محمد رضا ترکی