به گزارش فارس، «فرزاد حسنی» و «هنگامه قاضیانی» در نمایش «خنکای ختم خاطره» بهکارگردانی «نیما دهقان» روی صحنه میروند.
به گزارش خبرنگار تئاتر فارس، نمایش «خنکای ختم خاطره»، تولید انجمن تئاتر دفاع مقدس است که به نویسندگی «حمید رضا آذرنگ» و کارگردانی «نیما دهقان» از یکشنبه 22 شهریور اجرای خود را آغاز میکند.
محل اجرای این نمایش در تماشاخانه ایران شهر سالن 2 است.
«فرزاد حسنی» به عنوان بازیگر به تازگی به این گروه پیوسته است، ساعت اجرا 7 شب و مدت نمایش 80 دقیقه است.
بلیط روزهای اول و دوم اجرا ، بیش از پنجاه درصد آن پیش فروش شده و بیلیط فروشی همچنان ادامه دارد.
بازیگران تئاتر «خنکای ختم خاطره» عبارتند از: هنگامه قاضیانی، فرزاد حسنی، علی سرابی، سعید چنگیزیان، حمید رضا آذرنگ، محسن بابایی، الهام کد دار، فرهام دلدار، جواد پولادی، بنفشه نژادی و محمد رضا حسینزاده.
دیگر عوامل عبارتند از: طراح صحنه و لباس: منوچهر شجاع/ طراح صحنه و لباس: پریدخت عابدینژاد/ آهنگساز: فرشاد فروغی/ مدیر تولید: جواد رمضانی/ عکاس: رضا موسوی و دستیارکارگردان و برنامهریز: ملیحه زمانی.
خلاصه داستان: یک فرشته، سربازی را انتخاب میکند، به زمین میآورد و یک پلاک شکسته یوسف به او میدهد، با او قرار میگذارد که اگر سرباز حرف بزند، دوباره او را به آسمان باز گرداند، بنیاد شهید بعد از 20 سال اعلام میکند که یک شهید بعد از 20 سال از خاک بیرون آورده شده، زنده است اما حرف نمیزند و ...
منبع : خبر آن لاین
| ناخن ها، آینهای از سلامت فرد |
|
هرگونه عوارض غیرطبیعی و بیماری در بدن می تواند با تغییر در ظاهر ناخن ها خود را نشان دهد. همچنین لکه های روی ناخن ممکن است رنگ های مختلفی داشته باشند که هر کدام از رویدادی غیرطبیعی در بدن حکایت می کنند؛ برای مثال سفیدی نیمه پائینی نشان از بیماری های کلیوی و ناخن های زرد نشان از ناراحتی ریوی دارند، گاه نیز ممکن است مصرف برخی داروها عوارض خود را روی ناخن نشان دهند. این مساله را نیز باید توجه کرد که هر تغییر در ناخن الزاما به معنی بیماری و نیاز به مراجعه به پزشک نیست. |
| دلنوشته ای برای مولا علی (ع) |
|
حضرت عشق! به نام تو زنده ایم و با نام تو مانده ایم دیشب کدام سرود نخستین، کدام ترانه فرجامین را، فرشتگان به آواز اثیری، سر داده اند که علی این سان در سماع حضوری خویش، دست افشان به سوی باغ سرخ زخم شتافت؟ دیشب علی نماز خویش را به ناشناخته ترین لحن خواند، نماز علی دیشب، چونان هر شب ممکن دیگر، آیینه تجلی اشتیاق زمین به موعود آسمان بود. این جلوه ها که در آینه سانیِ نماز او طراوت میگیرد، موج می شکند و تا ناکجای مرزهای دیدار میگسترد، اشراق آن عهد ازلی نخستین است؛ آن تماشایی ترین لحظه جهان آغازین... دیشب علی مرتضا در حالی که آوای جاودان فزت و رب الکعبه بر لب داشت، در جوار رحمت پروردگار آرام گرفت. دیشب آسمان و زمین باهم یکی شده بودند و هرچه به خونین ترین اذان صبح تاریخ نزدیک ترمی شدی می توانستی صدای پای یاس کبود را بهتر بشنوی، لحظه دیدار نزدیک و همه عرشیان به پیشوازی امام خویش به زمین آمدند. دیشب درهای رحمت الهی گشوده شد تا فرشتگان نظارهگر اعمال و شب زندهداریهای بندگان عاشقی باشند که سر بر سجده شکر ساییده و او را میخوانند تا اندکی از خوان بیکران رحمتش برای ادامه زندگی و ره توشه سفر آخرت به روی آنان گشوده شود. اگر چه در بیست و یکمین روز از ماه رمضان، مرغ روح ملکوتی مولا در جوار رحمت خدا آرام گرفت، اما انسانیت و شرف و مردانگی برای همیشه در سوگ حیدر، ابر مرد عشق داغدار شد. یا علی (ع)نخلستان، بی تو کویری مرده است و چاه بی تو، سر در گریبان خویش فرو برده، مویه می کند. یا علی سوگواران تواند، فرشتگان که کوچه به کوچه ایستاده اند و نام تو را به غمگنانه ترین آواز اثیری، مرثیه می گویند. یا علی! بمان! بمان که بی تو سفالین کاسه شیر در دست یتیمکان کوفه می لرزد. بمان که بی تو آفتاب به عصمت زلال چهره کودکان، لبخند نمی زند. بمان که نخل ها بی تو تاب نمی آورند و اطلسی ها، بی تو نمی شکفند. بمان که بی تو بوی بهشت، کوچه های کاهگلی کوفه را پر نمی کند و بی آفتاب نگاه تو، قندیل مسجد خاموش، روشنی نمی گیرد. الهی، شبهای قدر است و پیشانی سنگ خورده غلفتمان را در پیشگاه حضورت بالا می آوریم.... بگذار در پشت درهای استغاثه، سر بر دیوار عنایتت بگذاریم و های و های بگریم. ای وسعت درک ناشندنی! بگذار بند از بال وجود بگشایم و به سوی بی کرانه ات پربگیریم. خدایا می دانیم دیر زمانی است که راه را گم کرده ایم می دانیم در این راه که گام بر می داریم عاقبتی به غیر از فنا در انتظارم نیست می دانیم دیگر ... با چه رویی بخوانیمت، وقتی همواره عهد می بندیم و می شکنیم، توبه می کنیم و همان دم، در تار وپود گمراهی خود فراموش می شویم؟ یا علی! ما به نام تو زنده ایم و با نام تو مانده ایم. ما در غم سرخ تو، در غربت کوفی تو ریشه کرده ایم. ............................ سکینه اسمی |
| دعای روز بیست و یکم رمضان/ خدایا شیطان را بر من مسلط نگردان |
|
هدایت به سمت کارهای نیکی که خشنودی خالق هستی را در پی دارد، درخواست بهشت و دوری از شیطان در دعای روز بیست و یکم ماه مبارک رمضان مورد توجه هستند .
بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا در این روز برایم راهنمایی در مسیر یافتن خشنودی هایت قرار ده گفتار نور: پیامبر اکرم (ص) فرمودند: هرکس حاجت برادر مسلمان خویش را برآورد، گویی همه عمر به خدا خدمت کرده است. نهج الفصاحه- حدیث 2908 |
منبع : بازیاب
به گزارش پارسینه، کروبی در این نامه از ارائه مستنداتش به گروه سه نفره قضائی خبر دادهاست.
متن این نامه بدین شرح است:
جناب آیت الله صادق لاریجانی
ریاست محترم قوه قضائیه
باسلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات ماه رمضان
همانطور که مستحضرید اینجانب در پی انتخابات پرشبهه ریاست جمهوری اخیر و پیامدهای دردناک و نگران کننده متعاقب آن، نامه های متعددی را به مقامات مسئول نوشته ام تا برخی نکات، انتقادات و اعتراضات را با مسئولان امر درمیان گذاشته و هشدارهای لازم را به آنها داده باشم. آخرین این نامه ها نیز خطاب به شماست که به تازگی قبول مسئولیت کرده و بر صندلی قاضی القضاتی تکیه زده اید. و اکنون من شرح جلسات خود با نمایندگان جنابعالی و برخی مسائل حاشیه ای آن را که به پلمپ دفتر شخصی و حزبی من منجر شد با شما در میان می گذارم تا به وظیفه شرعی و ملی خود عمل کرده باشم. باشد که آیندگان نگویند مهدی کروبی با فشار و تهدید و بزن و ببند کوتاه آمد و پا پس کشید و درخانه خزید و صدای حق خواهی اش کوتاه شد. که اگر شما ندانید، دیگران میدانند که در سابقه مهدی کروبی، نه تنها فشار و تهدید و محدودیت و محصوریت کارساز نبوده و او را در پیمودن راهی که تشخیص داده سست و لرزان نکرده ، که محکم تر نیز کرده است.
جناب اقای لاریجانی
نمی دانم تا چه حد از آنچه که در جلسات ما با کمیته منصوب جنابعالی برای پیگیری حوادث اخیر گذشت با خبرید. برای آگاهی مردم و همچنین شما عرض میکنم که ما دو جلسه با آقایان محترم "خلفی ، محسنی اژهای و رئیسی" داشتیم که این جلسات به صورت مطلوب و مناسبی نیز پیش رفت و در آنها گوشه ای و تعدادی اندک از اسنادی که نشانگر برخی اتفاقات ناگوار و غیرقابل بخشایش در روزهای پس از انتخابات بود ارائه و بازگو شد. در جلسه اول سه سند درباره سه نفر همراه با سی دی و مدارک لازم ارائه شد که نشانگر تجاوز و شکنجه و برخی اعمال رخ داده بر دختران و پسران در بازداشتگاههای مشخص و نامشخص بود. علاوه بر ارائه این سه سند، اشاره ای نیز به صورت شفاهی به اتفاقاتی شد که برای دو دختر یعنی ترانه موسوی «واقعی» و سعیده پورآقایی رخ داده بود.
جلسه دوم نیز دوشنبه هفته جاری برگزار شد و حدود سه ساعت نیز به طول انجامید و در این جلسه نیز در کنار بحث های فراوان، من سندی جدید ارائه کردم البته با این قید و شرط که نباید به واسطه این افشاگری و حق خواهی، برای آن فرد و خانواده اش اتفاقی رخ دهد؛ اتفاقاتی از آن دست که پیش از این و در زمان مسئولیت دادستان سابق تهران برای یکی از افرادی که من به عنوان سند معرفی کرده بودم پیش آمد و برخی مشکلات خانوادگی و شارهای جدید مترتب بر آن خانواده شد. بدین ترتیب این بار سند خود را دادم اما سفارشات لازم را هم کردم که مباد غفلتی که دادستان قبلی تهران مرتکب شده بود تکرار شود و پای واسطه هایی به ماجرا باز شود که به جای دادخواهی و دفاع از حق مظلوم و محاکمه ظالم، دست اندرکار تهدید و بی آبروکردن یک فرد در خانواده و نزد آشنایان و همسایگان شوند و از دیگر سوی آبروی دستگاه قضا آن هم در کشوری اسلامی را به قیمت مصون ماندن ظالمان، چنین ارزان بفروشند.
البته این را هم بگویم که در این جلسات که برای بررسی گزارش هایی از وقوع شکنجه و اعمال ناشایست انجام گرفته در زندان ها و پیگیری حوادث بعد از انتخابات تشکیل شده بود، باری از من پرسیدند که آیا تداوم جمع آوری اسناد شکنجه و تجاوز و کشتار مردم را به مصلحت می دانید و آیا ممکن نیست که این اسناد به دست نااهلان بیافتد؟ که من نیز در پاسخ گفتم این اسناد را در مکان محفوظی نگهداری می کنم و در صورت دستیابی به نتیجه، از بین خواهم برد و تاکید کردم که اسناد تجاوز و شکنجه هیچ مایه افتخار نیست که بخواهم آنها را در صندوقچه ای نگهدارم و یا بر دیوار بیاویزم. اسنادی است برای دستیابی به عدالت و ستاندن حق مظلوم از ظالم متجاوز که بعد از دستیابی به نتیجه، مرجح آن است که نابود شود و بوی متعفن و صورت آزاردهنده ظلم نهفته در آن از بین برود.
این را هم بدانید که اگر من در مسیر تحقیق خود به نتیجه ای خلاف نتیجه سابق در خصوص صحت و سقم ادعاهای یکی از شاکیان نیز رسیدم، خود پیش قدم بودم و تصحیح لازم را انجام دادم، از جمله در مورد سعیده پورآقایی که برخی تحقیقات تکمیلی من ناقض گفته های پیشین بود و از این رو تصحیح لازم از سوی خود من و هیات پیگیری، صورت گرفت. به هر حال اما این دوجلسه گذشت و من در پایان با اشاره به مورد دردناک دیگری که به تازگی گزارش آن به من رسیده بود گفتم که همچنان درصدد پی جویی جوانب این ماجرا هستم و اسناد آن را نیز پس از تحقیق کامل ارائه خواهم کرد. همچنین از من خواسته شد که در یافتن جوانب پنهان ماجرای ترانه موسوی تحقیق بیشتری انجام دهم و دستگاه قضایی را در این مسیر در روشن شدن زوایای پنهان ماجرا یاری رسان باشم. با این حال در پایان همان جلسه دوم پیشنهاد کردم - و این پیشنهاد مورد استقبال کمیته نیز قرار گرفت - که بیایید و ماجرای سند آوردن و سند بردن را در همینجا خاتمه دهیم و شما نیز در کار کشف حقیقت شوید چرا که همین اسناد و موارد ارائه شده برای برآفتاب انداختن حقیقت و تاباندن نورعدالت بر چهره اصحاب شرارت، کفایت می کند.
جناب اقای لاریجانی
این پیشنهاد را دادم و رفتم و جلسه ما با کمیته منتخب به خوبی خاتمه یافت. اما فردای آن روز ورق برگشت. جمعیتی با حکم دادستانی آمدند و به دفتر من حمله آوردند. آنجا را مورد تجسس قرار دادند و به تجسس در وسایل نیز بسنده نکردند که حتی نوشته ها و نامه های شخصی و چکها و اسناد خصوصی من را نیز مورد تجسس قرار دادند و بردند. آخر امر نیز دفتر را پلمپ کردند و به آذوقه ای که به رسم هرساله برای اطعام مساکین در انجا انبار کرده بودم نیز توجهی نکردند و آنها را نیز مشمول توقیف خود قرار دادند و آقای داوری سردبیر سایت حزب اعتماد ملی را هم دستگیر و با خود بردند. کار پلمپ دفتر شخصی من تمام نشده بود که دفتر حزب اعتماد ملی را نیز که من دبیرکل آن هستم مورد تجسس قرار داده و وسایل و اسناد یک حزب ثبت شده در ذیل قوانین جمهوری اسلامی را نیز برخلاف قوانین کشور ضبط و سرانجام دفتر حزب را هم پلمپ کردند. به اینها نیز بسنده نشد که دکترعلیرضا بهشتی فرزند مرحوم آیت الله بهشتی و مهندس مرتضی الویری با آن سوابق انقلابی و داشتن سابقه نمایندگی مجلس و شهرداری تهران و سفارت جمهوری اسلامی در کشورهای اروپایی را نیز بازداشت کردند و دفتر موسسه نشر آثار مرحوم بهشتی به عنوان یکی از پایه گذاران جمهوری اسلامی هم در جمهوری اسلامی پلمپ شد.
من مانده ام که آیا این اتفاقات که همگی در روز سه شنبه رخ داد نتیجه جلسه ای است که من روز دوشنبه با هیات منتخب شما داشته ام؟ متعجبم ، نه از آن رو که چرا با مهدی کروبی چنین می کنند بلکه از ان رو که چگونه عده ای متوهمانه تصور می کنند مهدی کروبی فرزند احمد با این بگیر و ببندها از میدان به در می رود و صدایش خفه می شود. حالا برایم روشن شده است که چرا برخی دوستان و مشاوران اصرار داشتند که اسناد مظالم و شکنجه ها و تجاوزها را از زبان راویان مظلوم، به صورت سی دی درآورم و علاوه بر نسخه ای که به دستگاه قضایی تحویل می دهم، نسخه ای از آن را نیز در محلی امن نگهداری کنم. چراکه ماشین مرعوب سازی و رعب انگیزی همچنان درکار است و چه بسا که شاهدانی در زیر فشار و ارعاب، سخن خود را نیز تکذیب کنند. چرا که کار جمهوری اسلامی به آنجا رسیده است که خانه مهدی کروبی هم دیگر در امان نیست. چراکه هراتفاق ناگوار و ناشایستی در جمهوری اسلامی ممکن شده است و دیگر هیچ چیزی دور از انتظار نیست.
جناب آقای لاریجانی
من همچنان بر خواسته اولیه خود که در نامه ای به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام مطرح کرده بودم، پافشاری می کنم و چرا نگویم که بعد از این ارعاب ها و بگیر و ببندها مصرتر از پیش نیز شده ام. و وقتی می بینم فرماندهی یک نهاد نظامی - که مدارک آن نیز موجود است- در نامه ای به وزارت بهداشت و درمان دستور می دهد که تحویل کپی اسناد و مدارک پزشکی به کلیه مجروحین و مصدومین حوادث اخیر ممنوع است، و بیمارستان ها را از تحویل اسناد به مجروحان و مورد تعدی قرار گرفتگان ممنوع می کند، بیش از پیش مصر می شوم که بفهمم دلیل این تهدیدها و واهمه ها چیست؟
بر پزشکان است که بر اساس سوگند خود تمام تلاششان را برای درمان مصدومان و بیماران حتی اگر آن مصدوم، دشمن پدرشان باشد مبذول دارند. و شما در مقام قاضی القضات داوری کنید چگونه یک پزشکی در مواجهه با چنین نامه هایی از سوی یک نهاد پرقدرت نظامی، می تواند با امنیت خاطر به وظیفه و سوگند پزشکی خود عمل کند. و اگر مظلومی در بیگناهی کشته شده باشد شما در مقام قاضی القضات چگونه می توانید صدای حق خواهی خانواده او را بشنوید؟ یا اگر کسی مورد شکنجه یا تجاوز قرار گرفته باشد چگونه می تواند در چنین فضای رعب آلودی سند و گواهی خود را از مسئولان پزشکی قانونی دریافت کند و به دست شما برساند؟ پیشتر دعوی ما این بود که نظامیان چرا دخالت در اقتصاد و سیاست می کنند و اکنون می بینیم که اشتهای نظامیان با حسابت و سیاست اشباع نشده و به سراغ طبابت هم آمده اند.
جناب اقای لاریجانی
تصور من این است که شما دعوی عدالت دارید و رجاء واثق دارم که به وظیفه خود در دادخواهی و دفاع از حق مظلوم و محاکمه ظالم آگاهید. از این رو از شما می خواهم که برای روشن شدن افکار عمومی و در راستای انجام تکلیف شرعی و قانونی تان دستور پیگیری اسنادی را بدهید که تاکنون ارائه شده است. و در این مسیر از غالب شدن فضای ارعاب و زد وبند ممانعت به عمل آورید و نگذارید که نیروهای مسلح و شبه نظامی بعد از فرمانروایی بر عرصه سیاست و طبابت، به فکر دخالت در کار قضاوت بیافتند و قله ای دیگر را به مفتوحات خود از پس انتخابات ریاست جمهوری دهم بیافزایند و کار را از این که هست خراب تر سازند.
همچنین به شما توصیه می کنم تا در این فضا که مطبوعات آزاد به لطف دادستان معزول، در محاق توقیف فرو رفته اند مگذارید که برخی مطبوعات و قلم به دستان که به زعم خود درکار حمایت از اسلام اند و به زعم ما اما در مسیر اهانت به اسلام، بیش از این در حاشیه ای امن، دریده سخن بگویند و عدالت خواهی را به محاق برند و آرزویی دست نیافتنی جلوه دهند و گاهی با زبان ارعاب و گاهی نیز به زبان اهانت، چهره های انقلاب را هدف هتاکی خود سازند. همچنین مگذارید که دروغگویی و جعل سند چنان رایج شود که رسانه ملی کشور با تولید و پخش دوباره ی سناریوهایی نظیر سناریوی ترانه موسوی قلابی، روند حقیقت یابی را مخدوش سازد و ابهام ها و مسائلی جدید بیافریند و سنگ هایی در چاه بیاندازد که بیرون آوردن هریک از آنها همچون ماجرای ترانه موسوی از عهده صد عاقل نیز برنیاید.
جناب آقای لاریجانی
شما هیاتی را تشکیل دادید تا به رخدادهای ناگوار پس از انتخابات و ظلم هایی که شده است رسیدگی شود و آقای خلفی به عنوان نماینده شما در کمیته پیگیری، به نقل از شما مدعی بود که جنابعالی گفته اید باید به شکایات و گزارش ها تا نهایت ماجرا، رسیدگی شود. اما پرسش من این است که آیا با وجود این تهدیدها و توهین ها و ارعاب ها رسیدگی به فجایع و شکنجه های پس از انتخابات ممکن خواهد بود؟ پاسخ این پرسش بر شماست اما این را بدانید که مهدی کروبی همچنان اصرار بر پیگیری حقوق مظلومان دارد، باشد که نشان داده باشد این ابزارهای نخ نما شده اگر بر کسانی نیز کارساز باشد، بر او کارساز نیست و او همچنان با قدرت و محکم در میدان ایستاده است و نمی گذارد عده ای تازه به دوران رسیده، چوب حراج بر سرمایه نظام و امام و کشوری بزنند که حاصل یک انقلاب مردمی و خون شهیدان بسیار است.
با آرزوی توفیق شما در امر قضا
21 رمضان1430 مطابق با 20 شهریور1388
مهدی کروبی
تازه از کودکی پای به نوجوانی گذاشته بودم و مانند بسیاری از همسالانم، با داستانهای صمد بهرنگی آشنا شده بودم. داستانهایی که دعوتی بود برای مبارزه. اما نه مبارزه با فقر که مبارزه با ثروتمندان. «24 ساعت در خواب و بیداری» را خوانده بودم و با دیدن هر ماشین مدلبالا و هر موی بریانتین زده بچهپولدارها، مثل «لطیف» آرزو میکردم که «ای کاش مسلسل پشت شیشه مال من بود» چرا که خودم را لطیف میدیدم و همه آنها را کسانی که شتر مهربان مرا که مرکب سفر به سرزمین آرزوها بود، با ماشین بزرگشان میبردند.
هنوز هم صمد را دوست دارم. همنسلان من وامدار اویند چون با آثارش به کتاب خواندن علاقهمند شدند، اما گلهمندم از او. گلهمندم که چرا در عوض تعریف درست از عدالت با آثارش عقدهها را بزرگ کرد و عوض نگاه تحلیلگرایانه، تنها از اعتراض گفت و کوشید تا تلقی عوامانهای از عدالت را در خانه ذهنمان جاگیر و پاگیر کند. البته برای جذب تودههای بیتحلیل فرودست (و به قول خودشان) پرولتاریا بد نبود آن دیدگاهها. اما برای جذب تودهها تا تبدیل شوند به ابزار در خدمت اهداف. توده بیتحلیل، ابزار میشود، اما در اندیشه عدالتخواهانه اصیل اینگونه نیست. آنها تنها ابزارها (مردم فرودست) را ماشین اعتراض و سلاح میبینند برای گرفتن ثروت از دست ثروتمندان. مردم فرودست میشوند گروهی خشن که باید حق خود را بگیرند، هرطور که میشود و البته غالباً با زورو هودهای جز ارعاب و هرج و مرج در پس آن نگاه نیست و سرانجام جابهجایی قدرت و ثروت و بعد هم باز، بازی از نو. همین.
... بعدها فهمیدم مفهوم عدالت بسیار برتر از آن نگاه است. عدالتی که مبارزه جهت استقرارش علی (ع) را در محراب به خون میکشد، چیز دیگری است با معنایی فراتر. آن «قرار دادن هرچیز در جایگاه اصلی آن است». از ساختار حکومتی گرفته تا والیان و حاکمان و مدیران. تجلی این دیدگاه اصیل الهی در رفتار حضرت متجلی است. چه آن زمان که شلاق برکف در بازار میگردد، چه آنگاه که خرماهای میثم را که مرغوب و نامرغوبش جدا شده، در هم میریزد، چه آن هنگام که برای همام از اوصاف متقین میگوید، چه آن هنگام که صورت بر آتش تنور خانه بیوهزن میگیرد و چه آن هنگام که ذوالفقار برکف صفهای منافقان و دشمنان را از هم میشکافد.
... و چه غریب بود این تلقی از عدالت و چه غریب بود این عدالت ناب و چه غریب بود این دینداری کنشمند و به دور از جهالت و حواله دادن همه چیز به آخرت.
او میدانست که خداوند منتقم است، اما انسان در آن دیدگاه تجلی اسماء حضرت حق است و او تجلیگاه اسماء جمالی و جلالی حضرتش بود در هیأت انسانی. پس رفتارش و گفتارش هیچ نبود جز آن که مرضی حضرت خداوندگار است و صورتی از آنچه خدا میخواهد.
صبر علی (ع) بر بزرگترین مصایب، به امید پایداری دین و تلاش برای برقراری عدالت محض، چون همه رفتار و کردار حضرتش درس است. اشک نمیریزم برای علی (ع) چرا که دنیا زندان مؤمن است و مؤمنتر از او به خداوند نمیشناسم. پس حق داشت که مرگ را رستگاری و رهایی بداند. اشک میریزم بر عدالتی که پس از او از جهان رخت بربست و نخواهد آمد جز با آمدن فرزند علی (ع) که ذوالفقار او را برکف دارد. اشک میریزم بر غربت خویش که چشم در راه آن عدالت محض، چو بید بر سر ایمان خویش میلرزم.
یاعلی
منبع : خبر آن لاین
در ادامه برخی از پرسشها و پاسخ های رئیس جمهور ونزوئلا را بخوانید:
چند روز پیش شما اسراییل را یک کشور "نسل کش" معرفی کردید؛ همان طور که می دانید این اظهارات غیرقابل قبول اند، زیرا معنی آن این است که دولت اسراییل طرح نسل کشی فلسطینیان را در سر دارد، یعنی چیزی شبیه به مواضع هیتلر نسبت به یهودیان...
منظور من این نبود که اسراییل می خواهد فلسطینیان را قتل عام کند. البته آنها این کار را کاملاً بی پرده انجام می دهند. آیا آخرین حمله اسراییل به غزه را خاطرتان هست؟ مگر می توان نام دیگری جز قتل عام بر آن گذاشت...
یک سؤال ساده آقای رییس جمهور. آیا شما حق اسراییل برای زندگی در مرزهای امن و مشخص را به رسمیت می شناسید؟
من حق اسراییل برای زندگی را به مانند هر کشور دیگری به رسمیت می شناسم. کشورها همه حق زندگی دارند، حتی کشور آینده فلسطین. ولی اسراییل باید به حق فلسطینیان برای تعیین سرنوشت شان احترام بگذارد.
با به قدرت رسیدن باراک اوباما در کاخ سفید یک نقطه عطف در سیاست خارجی امریکا رقم خورد که می توان آن را با واژه "گشایش" تعریف کرد. به نظر می رسد که شما اصلاً به این گشایش پاسخی نداده اید؟
من نیز از گشایش اوباما استقبال کردم. به او گفتم، همان طور که به جرج بوش گفته بودم، "می خواهم دوست شما باشم". ما با هم صحبت کردیم و من کتاب زیبایی در مورد امریکای لاتین به او هدیه دادم. با آمدن اوباما امیدهای بسیاری به وجود آمد، ولی متأسفانه تغییر و تحولات بسیار کم بود. اگر ما به شرایط قاره امریکا نگاه کنیم، نتیجه کاملاً برعکس است. به عنوان مثال مواضع آقای اوباما و خانم کلینتون در مورد کودتای هندوراس اصلاً شفاف نبود. رییس جمهور برکنار شده هندوراس از مقر خود خارج شد و به یک پایگاه امریکایی منتقل گردید. تأسیسات نظامی امریکا در هفت پایگاه در کلمبیا یک نکته بسیار منفی است. من فکر می کنم رییس جمهور اوباما باید به آنچه که رؤسای جمهور برزیل و آرژانتین به وی پیشنهاد کرده اند فکر کند: اجرای یک طرح مارشال جدید به نفع امریکای لاتین.
آیا فکر می کنید این پیشنهاد شانسی برای اجرا دارد؟
شک دارم. امروز هیچ پاسخ مثبتی در این زمینه دریافت نشده، درحالی که بحران اقتصادی به شدت قاره ما را تهدید می کند: یک سال پیش در حدود ۴۲ میلیون نفر زیر خط فقر زندگی می کردند و امروز این رقم به ۵۳ میلیون نفر رسیده. ولی من امیدوارم که اوباما ایده هایش را مشخص کند و صدای واقعیت را بشنود. من هرگز امید را از دست نمی دهم، ولی نمی توانم انتقاد نکنم. با این حال، دستم را به سوی باراک اوباما و مردم امریکا دراز کرده ام.
منبع : خبر آن لاین
| آموزش نحوه ورزش کردن در بیماران ام اسی |
|
خودآگاهی، لازمه سلامتی ورزش می تواند به تخفیف علائم ام اس کمک کند، اما اگر می خواهید برنامه ورزشی موفقی داشته باشید باید برنامه های خاصی را رعایت کنید. نخستین نکته مهم این است که نباید در این کار زیاده روی شود. ممکن است شنیده باشید که می گویند «آنقدر پایتان را کش بیاورید تا درد بگیرد» یا «بعد از ورزش احساس سوزش دست می دهد» اما دقت کنید این عبارات در بیماران مبتلا به ام اس اثر عکس دارد. اگر زیاده روی کنید، سیستم عضلات بدن خود را که در حال حاضر در وضعیت باثبات قرار دارند، دچار تنش می کنید یا با افزایش درد باعث می شوید ذهن و بدن تان تحت استرس قرار بگیرند. قبل از شروع برنامه ورزش با پزشک تان مشورت کنید. او توصیه هایی در موارد زیر به شما خواهد کرد؛ 1- نوع ورزشی که برای شما بیشترین اثربخشی را دارد و نوع ورزشی که باید از آن اجتناب کنید. 2- شدت کار ورزشی که برایتان مفید است. 3- طول مدتی که باید به ورزش بپردازید و محدودیت های جسمانی همراه با آن همچنین ممکن است پزشک شما را نزد فیزیوتراپیست بفرستد. 4- نوع ورزشی که برای شما مفید است به نوع علائم تان، تناسب بدنی و سلامت عمومی شما بستگی دارد. چند نکته در مورد ورزش 1- همیشه قبل از ورزش بدن تان را گرم کنید. 2- اگر می خواهید دوره های 30 دقیقه یی ورزش داشته باشید، با 10 دقیقه شروع کرده و به تدریج آن را زیادتر کنید. 3- برای ورزش کردن یک فضای امن را انتخاب کنید. در جاهایی که لغزنده هستند، نور کمی دارند یا کار در آن فضا با خطراتی همراه است، ورزش نکنید. 4- اگر مشکل تعادل دارید حتماً وسیله یی برای گرفتن و تکیه کردن به آن هنگام ورزش در دسترس داشته باشید. 5- هر وقت احساس ناراحتی، اذیت شدن یا ناخوشی پیدا کردید، ورزش را متوقف کنید. 6- سعی کنید ورزشی را انتخاب کنید که نشاط آور باشد و از آن لذت ببرید. ورزش هایی که بیماران ام اسی معمولاً با آنها راحت هستند شامل یوگا، تای چی، شنا و ورزش های آبی است. اگر خیلی گرمم شد، چه کار کنم برخی از بیماران ام اسی به گرما حساس هستند، یعنی علائم آنها با افزایش درجه حرارت بدن بدتر شده یا مجدداً ظاهر می شود. این اتفاق ممکن است حین ورزش روی دهد. برای جلوگیری از گرمای بیش از حد به چند نکته زیر توجه کنید؛ 1- در ساعات داغ روز ورزش نکنید (بین 10 صبح تا 2 بعدازظهر). سعی کنید هنگام صبح یا شب ورزش کنید. 2- مقدار زیادی مایعات خنک بنوشید. 3- نسبت به بدن خود آگاهی داشته باشید. اگر متوجه هرگونه علامتی شدید که قبل از شروع ورزش وجود نداشت، ورزش را کم کرده یا متوقف کنید تا زمانی که بدن تان خنک شود. 4- شنا کردن و ورزش های آبی در آب خنک، تمرینات خوبی هستند که بدن تان را خنک نگه می دارند. |