دسته
وبلاگهاي برگزيده
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1827934
تعداد نوشته ها : 1695
تعداد نظرات : 564
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
شکایت مؤسسه تنظیم ونشر آثار امام از کیهان  
 

ایلنا: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) از روزنامه کیهان به اتهام نشر اکاذیب و ایراد تهمت و افتراء و تشویش اذهان عمومی نسبت به بیت شریف حضرت امام و مسئولین و کارکنان این مؤسسه طرح شکایت کرد.

در متن شکواییه دفتر حقوقی موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) آمده است:

هر‌چند روزنامه کیهان در سال‌های اخیر بر مبنای مشی غیر‌اخلاقی خویش چندین بار به انتشار مطالب کذب نسبت به موسسه و مسوولین آن اقدام کرده است، و موسسه با پرهیز از ورود به عرصه تنش‌زای منازعات مطبوعاتی، نشر اکاذیب روزنامه کیهان را حمل بر خطا نموده و از طرح شکایت غمض عین کرده است و با تذکر شفاهی و یا مکتوب خصوصی از رسانه‌ای کردن موضوع خودداری کرده است ، اما از آنجا که تهمت نفوذ خیانتکاران و افترای انجام اقدامات خیانت‌بار در این دو مجموعه منتسب به رهبر کبیر انقلاب اسلامی که نزد افکار عمومی و پیروان امام راحل از جایگاهی معتبر ‌و ‌ارزشمند برخوردار بوده و مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی طبق حکم حضرت امام و قانون مصوب مجلس و قوانین پنجساله کشور مرجع رسمی و قانونی در موضوع بسیار مهم نشر امانت‌دارانه مواضع و آثار حضرت امام و اعلان صحت و سقم مطالب منتشره منتسب به رهبر کبیر انقلاب اسلامی می‏باشد، غیر قابل گذشت می‌باشد.
متن کامل این شکواییه در پی می‌آید:

برادر گرامی جناب آقای جعفری دولت‏آبادی
دادستان محترم عمومی و انقلاب تهران
با عرض سلام و قبولی طاعات در این ایام و لیالی شریفه؛

احتراما، به استحضار می‏رساند متأسفانه روزنامه کیهان طی مطلبی در ستون اصلی یادداشت روز دوشنبه مورخ 9 شهریور 1388 ص 2 به قلم آقای سعدالله زارعی ضمن بیان تحلیلی از رخدادهای سیاسی پس از پیروزی انقلاب اسلامی که حداقل در سه بند از تحلیل مذکور مواضع شفاف حضرت امام خمینی(س) و حقانیت آنرا مخدوش معرفی کرده و نهایتا یک بند از تحلیل خویش را به ایراد اتهام سنگین نفوذ فتنه گران در بیت شریف حضرت امام و مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) اختصاص داده است و با صراحت سخن از اقدامات خیانت‏بار در این مجموعه مقدس رانده است.

هر‌چند روزنامه کیهان در سال‌های اخیر بر مبنای مشی غیر اخلاقی خویش چندین بار به انتشار مطالب کذب نسبت به موسسه و مسوولین آن اقدام کرده است، و موسسه با پرهیز از ورود به عرصه تنش زای منازعات مطبوعاتی، نشر اکاذیب روزنامه کیهان را حمل بر خطا نموده و از طرح شکایت غمض عین کرده است و با تذکر شفاهی و یا مکتوب خصوصی از رسانه ای کردن موضوع خودداری کرده است، اما از آنجا که تهمت نفوذ خیانت‌کاران و افترای انجام اقدامات خیانتبار در این دو مجموعه منتسب به رهبر کبیر انقلاب اسلامی که نزد افکار عمومی و پیروان امام راحل از جایگاهی معتبر و ارزشمند برخوردار بوده و مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی طبق حکم حضرت امام و قانون مصوب مجلس و قوانین پنج‌ساله کشور مرجع رسمی و قانونی در موضوع بسیار مهم نشر امانتدارانه مواضع و آثار حضرت امام و اعلان صحت و سقم مطالب منتشره منتسب به رهبر‌کبیر انقلاب اسلامی می‏باشد، غیر قابل گذشت می‌باشد. روزنامه کیهان با زدن چنین اتهام بزرگی علاوه بر نشر اکاذیب و ایراد تهمت و افتراء و تشویش اذهان عمومی نسبت به دو مجموعه مذکور، مستقیما به مسئولین و کارکنان شریف مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام مرتکب ظلم و اهانت آشکار شده است؛ موسسه‌ای که به گواهی تمام دلسوزان نظام در طول دو دهه پس از رحلت حضرت امام علیرغم فراز‌و‌فرودهای فراوان سیاسی و منازعات جناحی با پایبندی به وظایف شرعی و قانونی خویش و علیرغم انتظارات مقطعی جناحها و جریانهای حاکم با دشواری فراوان و با خون‌دل از اصالت خط و راه امام بی‏کم و کاست دفاع کرده و در مقابل تحریف‌ها و انتساب‌های ناروا از هر ناحیه‏ای که بوده است بصورت منطقی و قانونی ایستاده است و تمام هم و‌غم خویش را بر تلاش مداوم در انتشار صحیح آثار و اندیشه و وصایای امام و حقایق دوران آن حضرت متمرکز کرده است، امروز به‌واسطه آنکه با صداهای تفرقه‏انگیز از موضع همیشگی خویش عدول نکرده است با چنین افترا و اهانت شرم آوری مواجه می باشد؛ علیهذا ضمن اعلان شکایت موسسه از‌درج تهمت و افترای مذکور در روزنامه کیهان تقاضا دارد به استناد قانون مطبوعات و مواد 697 و 698 و 608 و 609 قانون مجازات اسلامی و همچنین ماده 514 این قانون تقاضای رسیدگی عاجل و صدور حکم مقتضی را دارد.

در خصوص توهین به امام از لحاظ جنبه عمومی جرم انتظار آن‌ست که مدعی‏العموم محترم نسبت به احقاق حق عمومی جامعه رأسا موضوع را پیگیری فرمایند، این مؤسسه نیز آماده ارائه توضیحات و مستندات خویش در این زمینه می‌باشد.

از دستگاه قضایی کشور که اینک با انتصاب ریاست محترم قوه قضائیه فصل جدید و نویدبخشی از اجرای عدالت و قانون را آغاز کرده است انتظار داریم در مقابل این عمل مجرمانه که مشمول عناوین نشر اکاذیب، تشویش اذهان عمومی نسبت به نهادهای قانونی نظام، فتنه‏انگیزی و ایجاد تفرقه بین نیروهای نظام و تهمت و افترا می‏باشد، بر طبق قوانین و عدالت از حقیقت دفاع نماید.

متعاقبا وکیل رسمی مؤسسه برای پیگیری شکایت معرفی می‏گردد. بدیهی است که طبق قانون مطبوعات حق پاسخگویی به تهمت ناروای مذکور و انتشار جوابیه در روزنامه کیهان برای مؤسسه محفوظ می‏باشد.

منبع : بازیاب
دسته ها : خبر - سیاسی
شنبه بیست و یکم 6 1388
پرونده یی برای شیر پنجشیر احمد شاه مسعود
سپتامبر سیاه
یکشنبه روز نهم سپتامبر بنده با اکرم کارگر، داوود نعیمی، انجنیر عاصم سهیل مسوول دفتر وزارت خارجه و فهیم دشتی از ساعت 9 صبح مشغول تماشای سفرنامه داوود نعیمی به بدخشان و خطوط مقدم جبهه به فرخار گردیم.

عاصم سهیل جوان خوش برخورد و صمیمی با آوردن چای و الفاظ خوش از ما پذیرایی می کرد. در بیرون از اتاق در محوطه مهمانخانه خانم نسرین ابوبکر گروس با یک خانم امریکایی، چند نفر فرانسوی و دو ژورنالیست عرب به صورت جدا جدا صحبت می کردند و در این میان آقای فیض الله وارسته نیز مشغول صفاکاری صحن حویلی و آرایش گل و سبزه بود.

 حدود ساعت 12 «آمر صاحب» (شاه مسعود) که روانه خطوط اول جبهه بود با اصرار عاصم سهیل مجبور شده بود با دو نفر خبرنگاران عرب که مدت 20 روز را در این مهمانخانه در انتظار دیدار با «آمر صاحب» بودند، صحبت کند. در این صحبت مسعود خلیلی سفیر افغانستان در دهلی، انجنیر محمدعارف سروری مسوول امنیت احمدشاه مسعود، جمشید یاور فرمانده مسعود و فهیم دشتی خبرنگار آریاپرس نیز حضور داشتند. ساعت 30/12 ظهر را نشان می داد و ما هم از دیدن فیلم سفرنامه خیلی خسته و گرسنه شده بودیم و از تماشای فیلم دست کشیدیم تا سد جوع کنیم. در اتاق پهلوی ما احمدشاه مسعود با خبرنگاران عرب مشغول انجام مصاحبه بود.

در زیر سقف تالاری که مصاحبه انجام می شد دو نفر خبرنگار مراکشی بودند که یکی آن به فاصله 80 سانتی متر از آمر صاحب فاصله داشت و سوال مطرح می کرد و دیگرش بالای کمره عکاسی قرار گرفته و جریان صحبت را از سه متر دورتر ثبت می کرد. مسعود خلیلی به طرف دست راست آمر صاحب نشسته و سوالات را ترجمه می کرد. زمانی که عبدالکریم دهنمی سوالاتش را ختم کرد، آمر صاحب خود را برای پاسخدهی آماده کرد و با خواندن بسم الله... شعله سفیدرنگی اتاق را فراگرفت و مسعود خلیلی دست احمدشاه مسعود را با شنیدن کلمه مبارک شهادت به سویش لمس کرد.

در همین اثنا صدای انفجار مهیبی به گوش رسید و خواجه بهاءالدین را به لرزه درآورد. فکر کردیم طالبان بم بیرلی را پرتاب کرده اند، اما زمانی که با عجله بیرون برآمدیم دود غلیظی از اتاقی که فرمانده مسعود مشغول انجام مصاحبه بود خارج شد و به زودی تمام ساحه دفتر و مهمانخانه را فرا گرفت. ما به محل حادثه دویدیم. هیچ چیزی دیده نمی شد و هیچ کس نمی دانست چه اتفاقی افتاده است. تمام مسوولان و محافظان جوانانی تحت سن 20 سال بودند، اصلاً در تصورشان نمی گنجید که این کار همان آدم هاست که مدت 20 روز به نام مهمان و مسلمان برایشان نان و نمک خورانیدند و آنها با ادای نمازهای پنجگانه و نفلی ذهن این جوانان را در گرو اغراض خود تخدیر کرده بودند. اکرم کارگر موی سفید دنیادیده افاده داد که این فاجعه جز به وسیله عرب ها توسط کس دیگری صورت نگرفته است.

چند لحظه بعدتر با اینکه دود غلیظ و آتش از کلینیک ها و دروازه به خارج اتاق فواره می کرد راننده آمر صاحب به داخل اتاق رفت و آمر صاحب را در میان شعله های آتش دریافت که به صورت سمبلیک برایش گفت مرا بلند کنید. او جسد زخمین و خون آلود رهبر مقاومت و قهرمان جهاد افغانستان را از میان دود و آتش بیرون کشید و به سوی لندکروزر سفیدش که دم دروازه ایستاده بود، انتقال داد و ما برای آخرین بار با نگاه شتابنده با پیکر سالار مجاهدان و مقاومت گران وداع کردیم. در این اثنا طیاره یی از پنجشیر روانه فرخار در آن سوی آمو بود و با دریافت مخابره به زمین نشست و اجساد زخمی ها را به شفاخانه فرخار در آن سوی رود آمو انتقال داد.

دقایقی پس از وقوع حادثه شیر پنجشیر جان به جان آفرین سپرده بود. جسد زخمین مسعود که از روی تا کمر و پاهایش ده ها پارچه مین فرود آمده بود و سه پارچه آن قلبش را سوراخ کرده، سه انگشت دست راستش قطع شده و در ناحیه ران نیز زخم عمیقی برداشته بود، به سردخانه بیمارستان شهر کولاب انتقال داده شد.

جهان به کوشش دفن غرور ما، آری

نشسته در ره رستم همیشه چاه دگر

مردم، قوماندانان و مجاهدین با خبر شدن از این واقعه تدریجاً به محل حادثه ریختند و غم و اندوه مردم چنان محشر یا کربلایی دیگری را برپا کرده بود. عبدالکریم دهمنی مراکشی که در پاسپورت به نام کریمی توزانی درج شده از محل حادثه بیرون آمده و در پهلویم با گنسیت و بهت زدگی ایستاده بود و من هم حرکات او را زیر نظر داشتم. بعد از چند دقیقه که به هوش آمده و حالتش بهتر شد قصد فرار را داشت، اما جلوی او را گرفتیم. او گفت زخمی هستم و به شفاخانه می روم، اما به جز قسمتی از موی سمت راست سرش که کمی سوخته بود، هیچ علائمی از زخم و جرح در او دیده نمی شد. برایش گفتم صبر کن زخمی های دیگر هم هستند که با آنها یکجا به شفاخانه بروید.

 اینکه تروریست مذکور در پهلوی احمد شاه مسعود با فاصله کمتر از یک متر چگونه زخمی نشده، خود از دقت برنامه ریزی قبلی و مهارت اجرایی تروریستان شهادت می دهد. در آنجا که محشری از هجوم افراد مسلح پدیدار بود همگی بهت زده ته و بالا می رفتند و کسی پیدا نمی شد تا این جنایتکار را تحویل بگیرد. او شخص ورزشکار و قوی الجثه یی بود. به اکرم کارگر گفتم برو چند فرد مسلح بیاور. او رفت و خبرنگار نام نهاد را داخل اتاقش بردم و در بیرون دروازه آن ایستادم. چند لحظه بعد به خاطر سوالاتی که برایم دست داد، داخل اتاق شدم، اما از جنایتکار اثری نبود. او از داخل اتاق خود جالی کلکین روشندان را پاره کرده و از عقب اتاق که قبرستان بزرگی موقعیت داشت فرار کرده بود.

با شنیدن این خبر دریایی از مردم و افراد مسلح به تعقیبش پرداختند و جنایتکار از بلندی خواجه بهاءالدین خود را به سطح دریاخانه آمو پرتاب کرد و در مقابله و زد و خورد با افراد مسلح نخواست زنده گرفتار شود، تا اینکه کشته شد. حیف که تعقیب گران موفق نشدند حالت زنده او را به دست آورند و رازها و رمزهای این فاجعه خونبار و شبکه قاتلان را برملا سازند. اتاقی که در آن انفجار صورت گرفته بود، در پنجه شراره های آتش می سوخت و دود آن بر آسمان برآمده بود، گویی ستونی ساخته است بلند، برای به اهتزاز درآوردن بیرق اهریمن، طاغوت، دهشت و ناجوانمردی. حدود 20 دقیقه بعدتر انجنیرمحمد عارف سروری به محل حادثه رسید و موتور آب پاش غرض اطفای حریق حاضر و آتش اتاق خاموش گردانیده شد و چند نفر کشان کشان جسد تروریست دهمنی یا توزانی را به صحن تعمیر نمایندگی وزارت خارجه آوردند.

تا این وقت اجساد دیگری در اتاق حادثه می سوختند و کسی نمی دانست آنها چه کسانی هستند. بعد از ختم آتش سوزی معلوم شد یکی از آنها انجنیر محمد عاصم سهیل بوده است. ساعت 3 بعدازظهر را نشان می داد. گرمای خواجه بهاءالدین، اندوه عمیق فاجعه ترور قهرمان ملی و گرسنگی و تشنگی و ته و بالا رفتن های زیاد، ما را بیش از حد خسته و رنجور کرده بود، با محمداکرم کارگر، خود را به مهمانخانه که حدود دو کیلومتر از محل حادثه دورتر بود، رساندیم.

حالت بهت زدگی و آژنگ های اندوه زده جبین ما به بیننده به خوبی نشان می داد واقعه بزرگی رخ داده است. دوستانی که به دیدن ما آمدند و هنوز نمی دانستند چه اتفاقی افتاده است زمانی که موضوع را بازگو کردیم آنگاه صدای انفجار را در ذهن شان تداعی کردند و همگی اندوه زده شدند. دیگر هیچ چیز خورده و نوشیده نمی توانستیم. حبیب الله فروغی که تازه از شهر بزرگ آمده و در مهمانخانه بود بیرون رفت و تربوزی آورد. این تربوز برای ما مثل سیروم شفابخش بود که حالت کسالت بار ما را اندکی بهبود بخشید. ساعت 5 عصر یک تن از مجاهدین آمد و گفت نزد انجنیر عارف به محل حادثه بروم.

فوراً برخاستم و رفتم. انجنیر عارف برایم گفت سکیج اتاق و موقعیت آمر صاحب، ژورنالیستان، مسعود خلیلی و دیگران را در حالت وقوع انفجار با قید اندازه های دقیق آن ترتیب کنم که چنین کردم و برایش تسلیم کردم. دیوارهای اتاق از خون سرخی می نمود. کلکین ها پریده و دیوارها درز برداشته بودند. کوچ ها با اثاثیه و فرش اتاق سوخته بودند. در کنج اتاق یک کله با موهای سوخته دیده می شد که با رشته باریکی از رگ ها و پوست در زیر دو ران پای سوخته فرو رفته بود. این همان تروریست کمره مین بود. حالت او به خوبی نشان می داد انفجار در پورتیبال کمره در کمر عکاس صورت گرفته است. کمره به صورت صحت و سالم به زمین افتاده بود. موزه های ساقدار در پای هر دو تروریست مشاهده می شد. معلوم بود آنها آمادگی برای گریز را به حیث یک وریانت احتمالی از نظر دور نداشته اند. در نزد آنها و چمدان شان هیچ گونه سندی وجود نداشت صرف یک مسجل بانوار در حالت ثبت موجود بود و بس.

در مسیر برگشت به مهمانخانه دیدم مردم گروه گروه در هر محل جمع شده بودند و از چگونگی سلامت آمر صاحب می پرسیدند و برای سلامتی اش دعا می کردند. شب خبر حادثه انفجار توام با شهادت احمدشاه مسعود موضوع اصلی و داغ اخبار و تبصره رسانه های بین المللی را تشکیل می داد. با اینکه دکتر عبدالله، صالح محمد ریگستانی و سایر مقربان آمر صاحب از زخمی شدن او صحبت کردند اما خبرگزاری اینترفکس روسیه طی تماسی به خواجه بهاءالدین گفت در لحظات اول حادثه سه دستگاه ستلایت از محل، از شهادت فرمانده مسعود به خارج از کشور خبر داده اند.

به هرحال مصلحت در آن لحظه های شوکران آلود همین بود که باید از شهادت قهرمان ملی تا اتخاذ تدابیر لازم برای مدافعه در خطوط جنگی کتمان صورت می گرفت زیرا در آن لحظه یی که دشمنان با کج بحثی های تمام از بلندی های سیاه بز، شخ پلنگ و کله کته بربادی هستی مردم و دستبرد به ننگ و ناموس شان را تهدید می کرد، فقط یگانه مرجع امید و دفاع از مردم با اعتمادی که وجود داشت همانا احمدشاه مسعود بود که مردم با زنده بودن او در رهبری مقاومت، اعتماد و احساس امن می کردند. بناء تشویش، نگرانی و سوگواری مردم هیچ گونه رنگ تقلب و ساخته کاری را نداشت.

در واقع مردم قهرمانان خود را دوست می دارند و جامعه بدون قهرمان مثل کالبد بدون روح است. به خصوص قهرمانی که در تمام نیک و بد زندگی از کنار مردم خود به دور نبود و رنج زندگی آمیخته با مصیبت ها و تلخی ها را با مردمش یکجا می کشید و به خاطر ناوابستگی با ولی نعمتان جهاد و سرکشی از دخالت و دیکته های خارجی با چنین روزگاری مواجه شده بود.

منبع: ضمیمه اعتماد
دکتر صاحب نظر مرادی
منبع : فردا
دسته ها : خاطرات
شنبه بیست و یکم 6 1388
آنفلوآنزای خوکی پاییز همه گیر می شود؛
احتمال مرگ 245 هزار ایرانی در اثر آنفلوانزای خوکی
با همه گیر شدن بیماری آنفلوآنزای خوکی در دوسال آینده احتمال ابتلای 24 میلیون نفر در کشور وجود دارد که در این بین برآورد 245 هزار مرگ در اثر این بیماری در کشور مطرح شده است.
طبق برآوردهای صورت گرفته ، طی دو سال پیش رو که همه گیری آنفلوانزای نوع A در جهان رخ می دهد، احتمالا حدود 10 میلیون و 500 هزار نفر تا 24 میلیون در کشورمان به این ویروس مبتلا می شوند که از این تعداد 525 هزار تا یک میلیون و 225 هزار نفر نیاز به بستری دارند و برآورد می ‌شود حدود 105 هزار تا 245 هزار نفر جان خود را از دست بدهند.

به گزارش خبرنگار اجتماعی «فردا» ، آنفلوانزای خوکی از حوالی نوروز در قاره آمریکای شمالی و مرکزی و سپس به تدریج در دیگر نقاط جهان گسترش یافت و در حال حاضر در فاز 6 همه گیری این آنفلوانزا به سر می‌بریم ضمن آنکه پاییز امسال از لحاظ آنفلوآنزای خوکی بسیار هولناک خواهد بود و احتمال دارد در آینده با افزایش تعداد بیماران مبتلا به این نوع آنفلوآنزا در کشور مواجه شویم. این امر در کل جهان گریز ناپذیر عنوان شده به طوری که سرعت گسترش جغرافیایی این بیماری چهار برابر همه گیری بیماری در سال 1917 برآورد می شود.

دکتر محمدمهدی گویا، رئیس مرکز مدیریت بیماریهای واگیردار وزارت بهداشت با اشاره به اینکه قدرت انتقال آنفلوانزای A یا همان خوکی دو تا سه برابر نوع فصلی است، می گوید: دلیلی ندارد برای وقوع همه گیری منتظر زمستان باشیم و در مجموع دیرترین زمان بروز همه گیری در پاییز خواهد بود اما در آن زمان ، حدود 98 درصد افراد بیمار ، خدمات بهداشتی درمانی را از خارج از بیمارستانها دریافت خواهند کرد و پیش بینی می‌شود حدود 5 درصد مبتلایان نیاز به بستری داشته باشند ، همچنین حدود یک تا دو درصد کل افراد مبتلا فوت خواهند کرد و این در حالی است که این عدد بسته به شدت بیماری و ارائه خدمات متغیر خواهد بود

وی، شایع ترین عارضه آنفلوانزای خوکی را ذات الریه عنوان می کند و می گوید: به این منظور موارد ذات الریه را در تمام بیمارستانهای کشور بررسی می‌کنیم.همه گیری این بیماری موجهای مختلفی دارد و حداقل دو سال گرفتار آن خواهیم بود و طی دو سال بروز همه گیری آن ، موجهای مختلف آن بروز کرده و هرموج 6 تا 8 هفته طول می‌کشد و سپس فروکش می‌کند.
منبع : فردا
دسته ها : خبر - علمی
شنبه بیست و یکم 6 1388
اراده می‌خواهد و توفیق و قصد قربت
حجت‌الاسلام قرائتی
باید قرآن را محور قرار بدهیم. کاش فضلای حوزوی و دانشگاهی ما در کنار درس‌هایی که می‌خوانند و می‌دهند، روزی نیم‌ساعت، دوتا تفسیر را ببینند؛ می‌شود هشت تفسیر از هشت مفسر. این تفسیرها می‌توانند فارسی یا عربی و از شیعه یا سُنّی باشند. این‌ها بعد از ده سال خودشان چند دوره تفسیر دیده‌اند و مباحثه کرده‌اند و گفته‌اند. باید برخورد هر فاضل، طلبه و استادی این‌طور باشد؛ شبیه برخوردی که با کتاب‌های دیگر حوزوی مانند رسایل و مکاسب و کفایه می‌شود.

باید حساب کنیم که قرآن جایگاهش چیست. چطور ما کتاب‌های مخلوقان را با عنایت مباحثه می‌کنیم. جواهر از مهم‌ترین کتاب‌های فقهی است، اما بالاخره کتاب مخلوق است. همان ‌طور که افتخار می‌کنیم استاد کفایه و رسایل و مکاسب هستیم- که همه‌ی این‌ها کتاب‌های مخلوق هستند- باید درس‌گفتن کتاب خالق هم افتخار باشد. این حرف اول.

بهترین

قرآن در بهترین شب تاریخ نازل می‌شود؛ شب قدر. بر قلب بهترین آدم‌ها نازل می‌شود؛ قلب پیغمبر و کتاب تحرک است. خود خداوند صفتش “قایم بالقسط” است، یعنی به‌پاخاسته. قرآن نازل شده برای این‌ که “لیقوم‌ الناس بالقسط”؛ مردم عدالت را به‌پا دارند. راجع به نماز می‌گوید: “أقیموا”. راجع به حج می‌گوید: “قیاماً للنّاس”. رهبرش قایم و رستاخیزش قیامت است. همه‌اش بلندشدن، ایستادن و حرکت است. اگر بخواهیم جامعه‌ی ما متحرک و بانشاط باشد، باید به قرآن رو بیاوریم.

اصلاً قرآن می‌گوید من دینامیتم! “لو أنزلنا هذالقرآن علی جبلٍ لرأیته خاشعاً متصدعاً” تکه تکه می‌شود یعنی چه؟ یعنی من مواد منفجره هستم! این‌ که ما قرآن می‌خوانیم و تکه تکه نمی‌شویم، پیداست که درِِ روحمان را بر قرآن باز نکرده‌ایم؛ در حد تواشیح و ترتیل و تجوید مانده‌ایم. به ظاهر قرآن رسیده‌ایم که آن ‌هم خوب و لازم است، اما تدبر در قرآن هنوز جدّی نشده بین ما.

ای کاش خود رهبر معظم انقلاب فراغتی پیدا می‌کردند و فشار کاری‌شان که خیلی زیاد و سنگین است، کم می‌شد؛ خود ایشان در مدت رهبری‌شان یک دوره تفسیر می‌گفتند؛ بعد از چند سال، ایشان صاحب یک دوره تفسیر می‌شدند. کتاب‌های دیگر می‌پَرد! رساله‌ی آیت‌الله خویی پرید؛ چون وقتی مرجع از دنیا می‌رود، مردم رساله‌اش را کنار می‌گذارند اما “البیان” ایشان همیشه هست؛ “المراجعات”، “الغدیر” و “المیزان” هستند.

اگر در میانه‌ی کارهای سنگین دیگر، رهبری بتوانند یک‌ دوره تفسیر بگویند یا بنویسند، خیلی خوب است. اگر این حرکت قرآنی از بیت رهبری شروع بشود، فراگیر می‌شود. اگر آقا در خانه‌شان سبزی بکارند، همه‌ی مردم سبزی می‌کارند و دیگر نسل چمن ور می‌‌افتد! “النّاسُ عَلی دینِ مُلُوکِهِم.”

در پروازی که با آقای رییسی هم‌سفر بودیم، ایشان می‌گفت آیت‌الله شاهرودی می‌گویند الآن غصه می‌خورم که چرا نسبت به قرآن کاری نکردیم. آیت‌الله شاهرودی از آیت‌الله شهید صدر نقل می‌کردند که ایشان گفته بود: “برای حل مشکلاتمان باید برویم سراغ قرآن.” ملاصدرا در اواخر عمرش ناله‌ای دارد- این را من حدود صدهزارتا ازش دادم چاپ کردند- می‌گوید من در چند رشته تخصص یافتم، اما افسوس که آخر عمر به فکر قرآن افتادم.

رساله دکتری

جایی بودیم که دور تا دور همه پزشکان متخصص و فوق تخصص نشسته بودند؛ شاید بهترین پزشکان ایران. مراسم عروسی دختر یکی از همین پزشکان بود. گفتم به نظرتان در قرآن چند هزار رساله‌ی دکتری پزشکی هست؟ ما همین‌طور صاف می‌خوانیم “و التّین و الزّیتون و طور سینین.” قسم به انجیر و قسم به زیتون. رابطه‌ی بین انجیر و زیتون چیست؟ چرا از بین این ‌همه، قرآن این‌ها را کنار هم گذاشته است؟ چرا نگفته والتّین والعنب یا والنّخل؟ چرا تنها اسم 9 درخت میوه در قرآن هست؟ امتیاز این‌ها بر بقیه چیست؟ چرا زیتون و خرما بیش از بقیه‌ی میوه‌ها اسمشان برده شده است؟ اسم موز هم برده شده؛ “و طلحٍ منضودٍ.” طلح یعنی موز. چرا می‌گوید با آب سرد آب‌تنی کن؟ “هذا مغتسلٌ بارد و شراب.” نمی‌گوید شراب بارد، می‌گوید مغتسل بارد. آب‌تنی با آب سرد چه نقشی دارد؟ شاید صد سال بعد در یک گوشه‌ای از دنیا گروهی از دانشمندان به این برسند که بله، رابطه‌‌ی بین انجیر و زیتون چنین و چنان است.

در قرآن کلماتی داریم که هر کدامشان یک دانشکده راه می‌اندازد. الآن دانشکده‌ی روان‌شناسی رنگ‌ها در دنیا راه افتاده است. در قرآن داریم: “لَوْنُها تَسُرّ النّاظِرینَ” رنگش دل را شاد می‌کند. این یک جرقه است که باید تبدیل به یک تحقیق و بعد جریان بشود. قرآن ما را راه می‌اندازد.

قرآن مثل دریاست. دریا را نگاهش کنید، لذت می‌برید؛ شنا کنید، لذت دارد؛ اگر کشتیرانی و غواصی کنید هم لذت می‌برید. قرآن هم همین‌ طور است و هر کس ملاّتر است، بهره‌ی بیشتری از آن می‌برد. بین غواص‌ها آن‌ که غواص‌تر است، از دریا سرمایه‌ای استخراج می‌کند که دیگران نمی‌توانند.

مأموریت ما

ما مأمور به تدبر در قرآن هم هستیم. متأسفانه نه در حوزه‌های علمیه‌ی ما قرآن در بورس است، نه در دانشگاه‌های ما. نمی‌دانم آیا الآن درس‌ تفسیر 2 درصد از درس‌های حوزه را هم تشکیل می‌دهد یا نه؟ فکر نمی‌کنم. اگر 400 درس رسایل و مکاسب و خارج داشته باشیم، هفت هشت درس تفسیر هم به ازای آن نداریم.

ما نمی‌فهمیم که قرآن چیست. این مهجوریت‌ها به خاطر جهل ماست. “بحرٌ لایدرک قعره” دریایی است که دسترسی به قعرش نیست؛ “لاتفنی عجایبه” شگفتی‌های قرآن تمام نمی‌شود و تاریخ مصرف ندارد. “لاتحصی عجایبه” قابل شمارش و گردآوری نیست. قرآن میزان است. حتی روایات را گفته‌اند با قرآن متر کنید و اندازه بگیرید؛ اگر با قرآن سازگار نبود، کنارش بگذارید.

وقتی می‌خواهد مثال بزند، شتر را با آسمان‌ها کنار هم می‌گذارد: “أفَلا ینظرون إلی‌الإبل کیف خلقت و إلی‌اسماء کیف رفعت” شتر و آسمان هر دو کلاس خداشناسی‌اند. کهکشان و بقال کنار هم هستند. به بقال می‌گوید کم‌فروشی نکن که در کهکشان‌ها هم این توازن هست: “و السماءَ رفعها و وضع‌ المیزان ألاّ تطغوا فی المیزان.” وقت قسم‌خوردن، هم به خورشید قسم می‌خورد هم به زیتون و انجیر...

قرآن جامعیتی دارد که در هیچ کتاب دیگری نیست. دنیای حقوق فقط تلاشش عدل است اما قرآن فوق حقوق است. می‌گوید: “إن‌الله یأمر بالعدل و الإحسان”؛ خیلی هم مقابله به مثل نباید کرد.

بزرگ‌ترین آیه‌ی قرآن آیه‌ی حقوقی است که یک‌ صفحه‌ی کامل را در برمی‌گیرد؛ راجع به پیمان و نوشتن قراردادهاست. قرآن فقط مال نماز و روزه نیست. همان‌طور که بزرگ‌ترین نامه‌های حضرت امیر در نهج‌البلاغه، نامه‌های سیاسی به استانداران و ... است.

قرآن در فرمان به جهاد هم عدالت را مدّ نظر دارد؛ حضرت علی هم می‌گوید برای قصاص ابن‌ملجم، او یک ضربه زده شما هم فقط یک ضربه بزنید. مثل آمریکا نباشید که می‌گوید چون دو تا برج از من خراب شد، من کل افغانستان را می‌گیرم. قرآن برای آمریکا هم پیام دارد. گیریم که یک فرقه‌ی کج‌اندیشی آمدند و برج‌های دوقولوی شما را منهدم کردند، شما هم حداکثر مقابله به مثل کنید؛ چرا به خاطرش دو تا کشور را اشغال می‌کنید؟

باید راه بیافتیم

باید خود مراجع راه بیافتند. آیت‌لله وحید چهارشنبه‌ها درس تفسیر می‌گویند، اما چرا حالا بعد از هشتاد سال و چرا این ‌قدر محدود؟ من این را خدمتشان گفتم. خوب است یک ‌جوری بشود این طلبه‌هایی که به درس خارج رهبر معظم انقلاب می‌روند- و بیشترشان شاغل هستند؛ امام جماعت، مسؤول عقیدتی سیاسی، قاضی و...- اگر دو روز درس خارج می‌خوانند، یک روز در هفته هم درس قرآن و نهج‌البلاغه بخوانند. البته ظاهراً در ابتدای درس خارج آقا، نکات تفسیری و حدیثی گفته می‌شود که خوب است، اما می‌تواند گسترده‌تر بشود.

اگر همه با هم- رهبری، مراجع، مردم و مسیولان- کار کنیم، درست می‌شود. قاضی‌ها آیات حقوقی را ببینند و صدها آیه و هزاران نکته‌ی حقوقی را که در قرآن هست مطالعه و تدبر کنند. بالاخره کارهای حقوقی مردم با قضات است. آیات جبهه و جنگ را روحانیان عقیدتی سیاسی و پادگان‌ها ببینند و تفسیرش را خوب بلد باشند. دست‌کم هر کسی آن آیاتی را که در راستای شغل و تخصصش‌ هست، خوب بلد باشد.

در قرآن خیلی نکته‌ها هست. در تشبیه‌ها و مثل‌هایش در قصه‌هایش و... تا همین حالا من حدود هزار و پانصد نکته از سوره‌ی یوسف گیرم آمده است. در سوره‌ی کوثر که یک سطر بیشتر نیست، بیش از 90 نکته پیدا کرده‌ام؛ غیر از بسم‌الله. انرژی هسته‌ای فقط در طبیعت نیست. در قرآن هم هست؛ باید کشفش کرد. بسیج می‌خواهد و اراده و توفیق و قصد قربت.

امیدواریم گذشته‌ی ما را خدا بیامرزد و توفیق جبران بدهد. همه با هم بسیج شویم برای تدبر در قرآن. تدبر گامی باشد برای عمل و عمل، گامی برای این‌ که متخلق بشویم به اخلاق قرآن.
منبع : تابناک
دسته ها : مذهبی - مقالات
شنبه بیست و یکم 6 1388
سودمندی خرما برای دیابتی‌ها
خرما در گروه میوه‌ها تقسیم‌بندی می‌شود و هر 3 عدد خرما به عنوان یک واحد میوه محسوب می‌شود. خرما منبع غنی از آهن، ویتامین C، پتاسیم، منیزیم، ویتامینA ،B3، اسید فولیک و فیبر است.
 یک متخصص تغذیه گفت: خرما به دلیل داشتن قند فروکتوز برای جذب، نیازی به ترشح انسولین ندارد به همین دلیل برای دیابتی‌ها مفید است.

مریم مرادف افزود: خرما در گروه میوه‌ها تقسیم‌بندی می‌شود و هر 3 عدد خرما به عنوان یک واحد میوه محسوب می‌شود. خرما منبع غنی از آهن، ویتامین C، پتاسیم، منیزیم، ویتامینA ،B3، اسید فولیک و فیبر است.

وی گفت: ویتامین C موجود در خرما باعث افزایش جذب بهتر آهن در خون می‌شود و به دلیل وجود آهن و اسید فولیک خرما را می‌توان یکی از میوه‌های خون‌ساز نام برد و اسید فولیک موجود در خرما برای زنان در دوران بارداری مفید است.

این متخصص تغذیه اضافه کرد: هر 100 گرم خرمای تازه 108 کیلوکالری انرژی، 52 گرم آب، 3/1 گرم پروتئین، 27 گرم قند که 13 گرم آن قند فروکتوز است و 14 میلی‌گرم ویتامین C دارا است.

مراداف گفت: قند موجود در خرما بسیار سریع جذب خون و باعث کاهش افت قند خون می‌شود و خرما ضد اسید اضافه معده، مانع سرطان کولون و معده است و به عنوان یک منبع قندی مناسب برای دیابتی‌ محسوب می‌شود به دلیل وجود قند فروکتوز که برای جذب آن نیازی به انسولین ندارد.

این متخصص تغذیه اضافه کرد: در رژیم‌های کاهش وزن اگر از خرما همراه با میوه و سبزی و آب فراوان در میان وعده‌ها استفاده شود از لاغری صورت و چهره می‌توان جلوگیری کرد.
منبع : فردا
دسته ها : خبر - علمی
شنبه بیست و یکم 6 1388
شب قدر، شب خلاص از اخلاص!
غلامعلی رجائی
شب ها و روزهای ماه مبارک رمضان با همان سرعتی که به ما رسیدند، دارند از ما دور و دورتر می شوند. ازشبهای قدر ـ هرچند این اصطلاح صحیح نیست و ما یک شب قدر بیشتر نداریم که از هزار ماه برتر و والاتر است ـ فقط یک شب، آن هم بر اساس آنچه از روایات معصومین علیهم السلام برداشت شده و می شود شبی که در آن بیشتر از شبهای دیگر دهه سوم این ماه عزیز احتمال قدر بودن آن می رود و اصلی ترین آنهاست یعنی، شب بیست وسوم، باقی مانده است.

وقتی ماه مبارک رمضان به دهه سوم خود می رسد و به خصوص پس از شب قدر بیست و سوم دیگر با حسرت می توان گفت که این ماه رمضان هم بر ما گذشت و یا به تعبیر بهتر ما از ماه رمضان گذشتیم! ماهی که از ابتدای خلقت، و برای امتهای قبل از ما همواره بوده و برای امتهای پس از ما همواره خواهد بود.

این همه رمضان بر من و ما گذشت، به دور از آقایی که نمی دانیم شب قدر خود را در کدام گوشه این زمین که وی حجت خدا و ولی او بر همه خلائق و موجودات آن و بلکه در تمام عالم هستی، اعم از انسان و غیر انسان است، سپری کرده است.

این همه رمضان بر من و ما گذشت و وجود مبارک امام زمان در کشور ما ایران که با نام و راه و رسم علی و اولاد او عشقبازی کرده و می کند و مفتخر است که شیعه و پیرو او و فرزندان پاک اوست در منزل خود و در جمع اعضای خانواده اش، که در میان جوامع بشری در کنار مولای ما زندگی می کنند و کمتر کسی را یارای دسترسی به آنان است، و یا در کنار دوستان خالص و شیعیان مخلص و امتحان داده ای ـ که حتی نزدیکترین افراد به آنها از تشرفشان به محضر مولای عالم وجود و رابطه بین عالم غیب و شهود خبری نداشته و ندارند ـ به پای سفره های افطار نشست و ما از محضر او دور بودیم.

این همه رمضان بر من و ما گذشت و ما دور از مکانی ماندیم که افتخار آن را پیدا کرده تا آخرین فرزند علی در عالم هستی روزها و شبهای نورانی و معطر خود را در آن سپری کرده و بکند. مکانی که به دلیل استقرار آن وجود مبارک در آن، محل نزول و صعود حضرت روح، که بزرگترین موجود مقرب الهی است که بعضی آن را جبرائیل و بعضی دیگر فرشته ای با جایگاهی والاتر و بالاتر از وی دانسته اند، و محل فرود و اوج میلیونها فرشتگانی شده است که در شب قدر به زمین نازل می شوند تا مقدرات و سرنوشت یک سال نه تنها انسانهای کره زمین و غیرزمین! بلکه تمامی موجودات عالم هستی را به محضرش عرضه بدارند تا ایشان که جانشین و خلیفه خدا در زمین و غیر زمین است مقدرات نوشته شده برای عالم هستی را مشاهده فرمایند و مقدراتی که مشیت حضرت حق برای بندگان خود اعم از انسان و غیر انسان ـ که بر اساس آیه قرآن همه موجودات زمین و آسمان عبد خداوند هستند ـ رقم زده، به نظر مبارک و تایید ایشان رسانده شود.

این همه رمضان بر من و ما گذشت و اعمال بد ما، ما را از آن وجود مبارک که دوست داشتنی ترین موجود در میان موجودات عالم هستی و عصاره فضائل و دارنده مناقب نیکان و صالحان پیش از خود است دورتر و دورتر نمود.

این همه رمضان بر من و ما گذشت و شاید بگذرد، بی آن که در بعضی از ما عزم و اراده ای پدید آید که با ترک اعمال و رفتارهایی که مشاهده آنها برای آن حضرت ـ که به مثابه چشم عالم خدا در خلقت است و آنگونه که خود فرموده اند هیچ امری از دید و نظر مبارک ایشان دور نمانده و نمی ماند ـ بسیار سخت و نارواست و جایگزینی اعمالی نیک و پسندیده به جای این اعمال ناپسند حضرت، که گل لبخند را بر لبهای زیبای او که زیباترین و نورانی ترین موجود عالم هستی است نشانده و می نشاند بخواهیم به محضر ایشان تقربی داشته باشیم.

این همه رمضان بر من و ما گذشت و ما غرق در دریاهای رحمت و فضل وجود و بخشش خدای مهربانی قرار گرفتیم که در این ماه شریف خلعت مهمانی خویش را بر اندام عالم وجود پوشانید تا به یمن این مهمانی و ضیافت، بندگان عاصی و دور مانده از آستان بندگی خود را بیامرزد و اندکی از شهد مناجات با خویش را در کام جان آنها بنشاند و مستی وصالش را به آنان بچشاند.

خدایا! ماه تو دارد از میان ما می رود، ماهی که بندگانی در آن با ترک خود و دست شستن از خود و غیر تو و پاک کردن دلی که فقط جای توست و بس، به وصال تو رسیدند و با ذکر حقیقی مدام خود که ذات جان آنان شده است! همنشین تو شدند و بر قله رفیع خشنودی و رضایت تو جای گرفتند.

بارالها، چه کنیم اگر پس از این ماه بدون کسب توشه تقوای پرهیز از گناهان و کسب تقوای ستیز با شیاطینی که فرشتگان زندانبان آنها پس از غروب آخرین روز این ماه شریف، غل و زنجیر از پایشان باز می کنند و آنها با حرص و ولع و تحمل سختی ناشی از یک ماه در غل و زنجیر بودن ناتوانی در گمراهی بندگانت دوباره و همانند سالهای قبل به جان آنها که نخواستند یا نتوانستند از این ضیافت تو بهره ای داشته باشند بیفتند و با کینه ای که از تو و ما بندگان تو دارند در صدد آن برآیند تا هر آنچه که در این ماه در پرتو فضل و رحمت و کرم تو بدست آورده ایم را در معرض فنا و نیستی و نابودی قرار دهند و بر ویرانه های کاخهای عزم و اراده ای که با مرحمت تو بنیان کرده ایم، مستانه بساط پایکوبی راه بیندازند.

پروردگارا، ما پس از گذشت این همه رمضان و روزه و ریاضت و روضه و عبادت و دعا و شب زنده داری، هنوز، حریف شیطان وجودی خود نشده ایم. بزرگان ما گفته و می گویند که شیطان، سگ درگاه توست و سگ درگاه، به اهل خانه و آشنایان صاحب خود، کاری ندارد.

خدایا به حرمت علی که قسم و سوگند که در نظر رسول گرامی تو سوگندی، نزد تو از آن بالاتر و والاتر نیست و آن وجود شریف و مبارک هرگاه حاجتی به درگاه تو داشت تو را به حرمت برادرش، علی سوگند می داد تا حاجت او را برآوری، در این محدود روزهای باقی مانده از ماه رمضان، همان گونه که در این ایام، بعضی از بندگان سعادتمند را در زمره بندگان مخلصی قرار دادی که دیگر شیاطین را یارای وسوسه و تصرف در مملکت الهی شده وجود آنان نیست، ما را نیز در زمره بندگان مخلص و خالص شده از خویش، بپذیر و به مقام ترک خویش و فنای در خودت برسان که فرموده اند:

کمال اخلاص، در آن است که بنده مخلص و خالص شده، حتی از اخلاص خویش هم خلاص بشود! یعنی آنگونه وجود خود را در محضر حق فانی ببیند و در مقام فنای حضرت حق مستغرق شود که دیگر برای خود، آن ظرف وجودی را قائل نباشد تا بخواهد گوهر نایافتنی اخلاص به حق را در درون آن جای دهد!

بیا و هستی حافظ ز پیش او بردار                                               که با وجود تو کس نشنود ز من که منم
منبع : تابناک
دسته ها : مذهبی - مقالات
شنبه بیست و یکم 6 1388

مرد چاقی که اسلحه‌ را زیرپوستش مخفی کرد!
رسانه‌های دولتی آمریکا اعلام کردند: ماموران زندان منطقه «هوستون» در ایالت تگزاس در آمریکا یک مرد چاق را به اتهام مخفی کردن اسلحه در زیر لایه‌هایی از پوستش و وارد کردن این اسلحه به زندان ایالتی دستگیر کردند.

به گزارش ایسنا، رییس زندان مرکزی «هوستون» در ایالت تگزاس در مصاحبه‌ای با شبکه خبری فاکس نیوز، گفت: «جورج ورا» 25 ساله روز گذشته توسط ماموران پلیس ایالتی به اتهام کپی غیر‌مجاز سی‌دی دستگیر شد و قرار بود در یکی از بازداشتگاه‌ها، دوران محکومیت سه هفته‌ای خود را بگذراند. اما ماموران حین بازرسی بدنی از این مرد که 227 کیلوگرم وزن دارد، متوجه شدند او یک اسلحه را به گونه‌ای ماهرانه زیر لایه‌هایی از پوستش مخفی کرده و قصد دارد آن را وارد بازداشگاه کند.

این مقام مسوول افزود: ماموران پس از خارج کردن اسلحه، این مرد سنگین وزن چاق را به زندان ایالتی منتقل کردند و او به اتهام کپی غیر‌مجاز سی‌دی و حمل اسحله گرم توسط دادگاه عالی ایالتی به 12 ماه حبس و پرداخت جریمه 350 هزار دلاری محکوم شد.
منبع : تابناک
دسته ها : خبر - حوادث
شنبه بیست و یکم 6 1388

منصور ارضی درانتظار خبرمرگ 4نفر!

مداح معروف تهرانی در مداحی بعدازظهر روز گذشته خود در یکی از حسینیه های تهران دعا کرد تا خبر مرگ سه تن از بزرگان اصلاح طلب و یکی از شخصیت های موثر نظام را دریافت کند.

براساس خبر دریافتی نواندیش او دعا کرد تا هر چه زودتر خبر مرگ میرحسین موسوی ، مهدی کروبی و سیدمحمد خاتمی و یکی دیگر از شخصیت ها را دریافت کند.

مشخص نیست که طرح اینگونه مطالب توهین آمیز ، غیراخلاقی و ضد مذهبی چه تناسبی با عزاداری امام اول شیعیان دارد.

دسته ها : خبر - سیاسی
شنبه بیست و یکم 6 1388
تعطیلی مراسم احیای معلمان اخلاق تهران!  
 

پارسینه: در پی وقوع برخی اعتراضات سیاسی طی ماههای اخیر پس از برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، بسیاری از برنامه های مذهبی نیز تحت الشعاع این مباحث قرار گرفته اند.

پس از انعکاس اخباری از سوی رسانه های داخلی مبنی بر لغو برنامه سخنرانی آیت الله جوادی آملی و آیت الله استادی که با فاصله اندک از لغو برنامه برگزاری مراسم شب های احیا در حرم امام خمینی منتشر شد، اکنون اخبار رسیده حاکی از آن است که بسیاری از برنامه های مذهبی مرتبط با ایام ماه مبارک رمضای در پایتخت نیز تحت الشعاع این مسئله قرار گرفته اند.

بر اساس این گزارش در حالی که همه ساله و با حضور آیت الله امجد، از اساتید اخلاق برجسته و شناخته شده تهران مراسم شب های احیا در محل کوی دانشگاه و با حضور تعداد قابل توجهی از دانشجویان برگزار می شد، به خواست شخص ایشان و به واسطه مسائل پیش آمده پس از انتخابات در محل کوی دانشگاه تهران، این مراسم لغو شده است.

لغو مراسم احیای کوی دانشگاه تهران که از جمله برنامه های پرطرفدار میان دانشجویان دانشگاه تهران و ساکنین کوی دانشگاه بود، بازتاب وسیعی در فضای این دانشگاه داشته است.
از سوی دیگر و در حالی که برگزاری مراسم احیا از سوی آیت الله فاطمی نیا، استاد برجسته اخلاق و از شاگردان برجسته آیت الله العظمی بهجت در مدرسه روشنگر همه ساله به محلی برای راز و نیاز تعداد قابل توجهی از روزه داران تبدیل شده بود، این مراسم نیز امسال در محل این مدرسه برگزار نشد.

پیگیری ها حاکی از آن است که لغو مراسم مدرسه روشنگر با نظر شخص استاد فاطمی نیا صورت گرفته است.

 

منبع : یازیاب

دسته ها : مذهبی - خبر
شنبه بیست و یکم 6 1388
با شهروندان شهر رمضان
مرتضی طلایی
از شهید این روزها و مردی که مرزهای خوب بودن انسان را تا به آنجا بالا برد که نگریستن به آن کلاه از سر عقل می‌افکند، کلامی در بسیاری اوقات در سرم طنین افکن می‌شود: فرصت‌ها چونان ابر بهار در گذرند.

امروز با نیم نگاهی به اوراق تقویم، با این حقیقت رو به رو می‌شویم که بیش از دو ثلث روزهای بهشتی رمضان و دو شب از شب‌های محتمل قدر به لمحه‌ای گذشته و ماییم و روزهایی که اینک از شماره انگشتان دست کمترند و یک شب دیگر از شب‌هایی که افواج رحمت از آسمان به زمین می‌ریزد. رمضان امسال نیز چونان نسیمی در تموز پرحرارت وزید و تا اندکی دیگر روزهایش به سر می‌رسند و به راستی چونان ابر بهار می‌گذرد فرصت آسمانی رمضان.

در سال‌هایی که لباس مقدس خدمت به مردم عزیز را در ردای پلیس به تن داشتم با واقعیتی از جنس کاهش معنی‌دار و محسوس ارتکاب جرایم در ماه‌های رمضان و محرم رو به رو بودم. به عینه می‌دیدم، جاری شدن این کلام معصوم در باب به زنجیر شدن شیاطین در رمضان را و این چیزی نیست جز تاثیر اجتماعی باورهای مذهبی، آئین‌ها و شعائر دینی در زندگی اجتماعی‌مان.

گویی با آمدن شهر(ماه) رمضان، وارد شهری دیگر با قواعد و آداب خاص خود می‌شویم. مراقبه و حفاظت نفس رنگ دیگر، قبح گناه جدیت بیشتر و جایگاه اعمال صالح در جدول کارهای روزانه مان مرتبتی بالاتر به خود می‌گیرد.

شهروندان شهر رمضان با هم نوع مهربان تر، نسبت به آسیب‌های اجتماعی چون فقر حساس تر، دل‌های شان به هم نزدیک تر، گذشت‌ها بیشتر و کج روی‌ها کمتر می‌شود.
این فرصت به نسبت باقی روزهای سال بسیار اندک است و سوال اینکه چگونه می‌توان شهروند مقیم در شهر رمضان شد؟ چگونه می‌شود دیگر ماه‌ها را به این روزهای خدایی پیوند زد؟ و چه گام‌هایی باید برداشته شود تا جامعه‌ای که نام جامعه دینی را بر تارک دارد به اکثر وجه به مسمای خویش شبیه شود؟

سلام آن‌گونه که من آموخته ام دینی کاملا اجتماعی است، آن‌گونه که رسولش رهبانیت امت خود را جهاد می‌خواند. دین ما علاوه بر تحسین رابطه فرد با خالق، هدف برساختن جامعه و گروهی خدایی را تعقیب می‌کند و از این روست که شریعتش را مملو از دستورات زیست جمعی می‌یابیم.

اگر به مناسک رمضان بنگریم درمی‌یابیم که در ذات ماهی که اختصاص بیشتری به عبادت دارد، مناسک و اعمالش تا چه حد جمعی و اجتماعی است. تاکید بر افطاری دادن حتی اگر به نیمه‌ای از خرما باشد، قرار گرفتن حداکثری در صفوف جماعت، برگزاری جمعی اعمال قدر و... نشان می‌دهد که مسلمین در عین اینکه چشم به آسمان و درگاه ربوبی دارند در عین حال در دعاهایشان نیز جمعی می‌خوانند و می‌خواهند. خدایشان نیز نشانه ایمان را در رحمت و مهربانی در میانشان خوانده و در شریعت ما، پروردگار عالمیان، صاحب دریاهای عفو،رحمت وگذشت، همو که در قرآنش وعده بخشیدن همه گناهان را داده در گاه حق مردم، بسیار سخت‌گیر می‌شود و شاید این باورهای درونی و اهمیت حقوق هم نوع است که جرات خطا و گناه به ویژه آنگاه که با ورود در محدوده جرم در واقع حقی از جامعه و مردم را سلب می‌کند، به حداقل می‌رساند.

برای رمضانی شدن و مهم تر از آن رمضانی ماندن، طریقی نیست جز آنکه روح رمضان را برای روزهای پس از آن با خود همراه کنیم. مهربانی را، توجه به اقشار در معرض آسیب را، مراقبت از نفس سرکش را، پرهیز از خودخواهی لجام گسیخته، منفعت شخصی اندیشی و برای بالا رفتن پا بر شانه مردمان گذاشتن را، عفو و بخشش را، دوری از گناهان بزرگ زبانی چون دروغ، تهمت و غیبت را و نیک‌اندیش را از انبان پر سخاوت رمضان با خود برداریم.

مدتی است که آسمان آبی ایران ما شاهد ابرهایی از کشمکش است، دل‌هایی شکسته و دل‌های خیر خواه این ملک و ملت نگران حوادثی که شرنگ وار، کام مان را تلخ کرده. امروز که تن و جان را در چشمه فیاض رمضان شسته‌ایم، روحمان از زلال شهد شب‌های قدر سیراب و رحمت الهی با بند بند وجودمان حس شده، چه اولی‌تر از اینکه فرصت روزهای باقی مانده از رمضان، عید فطر و روزهای بعد از آن را زمینه رفع کدورت‌ها، جبران خسارت‌ها و وفاق ملی قرار دهیم؟

به یاد بیاوریم همه ما با هر سلیقه و نظر بر خوان این ماه نشستیم، خدای واحدی را به اسمای مبارکش در سحرها خوانده ایم و با رزق الهی افطار کرده ایم در شب‌های قدر، تقدیر نیکو و حسن را برای خود، خانواده، جامعه و سرزمین مان خواسته ایم. نه اینست که در شب‌های قدر و در بارگاه ربوبی به خطاهایمان اقرار و از حضرت رحمان بخشش خواسته ایم؟ آیا نیکو نیست که بخشش و رحمت را در میان خودمان جاری و ساری سازیم باشدکه خداوند نیز نظر رحمت خویش بر ما افکند؟

در این روزهای پایانی ماه، در آستانه بیست و سومین شب ماه و در ایامی که معطر به نام مولای متقیان، امام عارفان و مقتدای صالحان، مردی که به مهربانی حتی با قاتل خویش فرامی خواند، خداوند را به عزت و رحمتش بخوانیم تا ما را ساکن دائمی و شهروند شهر رمضان قرار داده و ایران ما را برای همیشه تاریخ، سرزمین مهر، گذشت و سربلندی قرار دهد.

ان‌شاء‌الله.
منبع : فردا
دسته ها : مذهبی - مقالات
شنبه بیست و یکم 6 1388
استرس و خستگی از مهمترین علل شوره سر
عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی جندی‌شاپور اهواز گفت: استرس و خستگی از جمله عواملی است که بر روی سیستم ایمنی بدن اثر گذاشته و موجب ایجاد شوره سر می‌شود.

دکتر رضا یعقوبی در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار داشت: شوره سر مشکل خفیف اگزمای پوستی است که عوامل ارثی، هورمونی و محیطی آن را ایجاد می‌کنند.

وی افزود: استرس و خستگی از مهمترین عوامل ایجاد و تشدید شوره سر هستند زیرا موجب کاهش سیستم ایمنی بدن و ابتلا به انواع عفونت و اگزمای پوستی می‌شوند.

یعقوبی تصریح کرد: همچنین کمبود برخی ریزمغذی‌ها همانند روی در بدن نیز موجب ایجاد شوره سر می‌شود. تغییر فصل و جریان نداشتن هوا در بین موها نیز از دیگر عوامل ایجاد شوره سر است.

وی خاطرنشان کرد: تغذیه مناسب یکی از راه‌های کاهش شوره سر است
منبع : شفاف
دسته ها : خبر - علمی
شنبه بیست و یکم 6 1388
X