| حرف زدن با دستها حافظه را تقویت میکند! |
| پژوهشگران آمریکایی دریافتند که استفاده از دستها هنگام سخن گفتن، افکار و حافظه را تقویت کرده و به کودکان در یادگیری کمک میکند.به گزارش شبکه ایران، محققان دانشگاههای پیستبورگ و شیکاگو با بررسی 50 خانوادهای که کودکان کمتر از یکسال داشتند کشف کردند کودکانی که برای برقراری ارتباط با اعضای خانواده از دستها استفاده میکنند شادابتر از سایر کودکان هستند. در این بررسی مشخص شد که در مدت یک ساعت و نیم این کودکان توانستند از طریق حرکات دست 24 کلمه را بیان کنند درحالی که در همین مدت زمان، کودکانی که از حرکات دست استفاده نمیکردند تنها موفق شدند 13 واژه را بیان کنند. به گفته این محققان، استفاده از دستها نه تنها برای بیان بهتر کلمات مفید است بلکه میتواند به یادگیری نیز کمک کند. همچنین فضای بیشتری را در اختیار حافظه قرار دهد و به کودک برای کسب تواناییهای جدید یاری رساند. براساس گزارش ساینس، این دانشمندان برای کسب این نتایج در آزمایش دیگری برای دو گروه از کودکان دبستانی یک سری تمرینات ریاضی را تجویز کردند. کودکان گروه اول میتوانستند برای انجام محاسبات آزادانه از حرکات دست استفاده کنند اما از گروه دوم خواسته شد که از دستها استفاده نکنند. به گزارش سلامت، نتایج این آزمایش نشان داد که گروه اول موفق شدند در مدت چند ثانیه تمام مسائل خود را حل کنند. "حرف زدن با دستها" در بسیاری از جوامع و فرهنگها یک عادت بد به شمار میرود درحالی که نتایج این تحقیقات حاکی از آن است که 70 تا 80 درصد از اطلاعات از طریق چشمها و بر پایه آنچه که فرد میبیند و شکل آن را تائید میکند به مغز میرسند. بنابراین دیدن حرکات دست می تواند به یادگیری کمک کند. |
| محسن رضایی: مردم حق اعتراض دارند | ||||
| | ||||
| | ||||
|
مرجع : ایسنا |
مترجم قذافی دیکتاتور لیبی پس از اینکه به مدت 75 دقیقه صحبتهای آتشین و سراسر توهین وی را به زبان انگلیسی برای اعضای نشست سازمان ملل ترجمه کرد، در میانه راه دیگر طاقت نیاورد و از کار ترجمه دست کشید.
به گزارش سرویس بینالملل «فردا» و به نقل از "روزنامه نیویورک پست"، قذافی که پس از 40 سال در مجمع عمومی سازمان ملل حاضر شدهبود، بر اساس قانون میتوانست 15 دقیقه صحبت کند اما به مدت یکساعت و 35 دقیقه به صحبتهای تند و تیزش ادامه داد.
مترجم قذافی که دیگر تاب و تحمل خود را از دست دادهبود در میکروفون به زبان عربی، فریاد زد:" من دیگر قادر به ادامه کار نیستم."
در همان لحظه رشا آجالیاکین، مسئول بخش ترجمه عربی سازمان ملل، جایگزین او شد و 20 دقیقه پایانی صحبتهای قذافی را ترجمه کرد.
یکی از مترجمان دیگر عربی سازمان در گفتگو با روزنامه نیویورک پست، افزود:" مترجم او کاملاً بههم ریخته بود و در طول 25 سال این اولین بار است که من شاهد چنین واقعهای هستم."
مترجمان سازمان عنوان میکنند، قذافی بر خلاف روال عادی مترجم شخصی خود را برای ترجمه صحبتهایش در روز چهارشنبه در مقر سازمان ملل در نیویورک، از تریپولی آوردهبود.این عمل وی بر خلاف 25 کشور عربی بود که از مترجمان سازمان استفاده کردهبودند.
یک مترجم دیگر نیز میگوید:" سازمان بهترین تیم ترجمه را دارد، در نتیجه بیشتر روسای جمهور ترجیح میدهند از مترجمان سازمان استفاده کنند. هر اتفاقی که بیافتد، می تو.انند مترجم را مقصر بدانند."
قذافی به سازمان ملل گفتهبود که از مترجمان شخصی خود در زبان فرانسه و انگلیسی استفاده میکند زیرا او به گونهای صحبت میکند که تنها مترجمان شخصی خودش قادر به درک و ترمه صحبتهایش هستند و این درحالی است که مترجمان سازمان اظهار داشتند که او به زبان عربی دقیق و استاندارد صحبت میکند.
مترجمانی که پیش از این برای قذافی کار ترجمه انجام دادهبودند گفتند که آنها میتواند عصبانیت این مترجم را درک کنند.
او نه تنها معتقد به تئوریهای توطئه مسخرهای مربوط به ترور کندی یا معضل آنفولانزای خوکی، چالش به وجود میآورد، بلکه رفتار دیوانهوار شخصی دیکتاتور لیبی نیز مشکلساز است.
دیگر مترجمان عربی میگویند:" مشکل تنها این نیست که او واضح صحبت نمیکند یا غیرمنطقی صحبت میکند، بلکه او به گونهای عجیب و غریب حرف میزند. هرچند من تصور می کنم میتوانم طوری ترجمه کنم که حرفهای او بهتر فهمیده شود."
وی در ادامه افزود:" قذافی عادت دارد که عبارات را چندین بار پشتهم تکرار کند که این بسیار خوب است زیرا اگر شما بار اول متوجه صحبتهای او نشوید بار دوم و سوم حتما متوجه میشوید."
یکی دیگر مترجمان میگوید:" گاهی او من من می کند و گاهی با خودش حرف میزند."
آجالیاکین که جایگزین مترجم شخصی قذافی پس از رها کردن کارش در نیمه راه شده بود، برای پاداش دیروز را به وی مرخصی دادند.
در پایان یک مترجم نیز افزود:" 10 دقیقه کار کردن با قذافی سطح کاری شما را به مدت یکسال بالا میبرد! "
منبع : آینده
الهی ...
توفیقم ده که بیش از طلب همدردی
همدردی کنم .
بیش از آنکه مرا بفهمند
دیگران را درک کنم .
بیش از آنکه دوستم بدارند
دوست بدارم .
زیرا ...
در عطا کردن است که
می ستانیم
و
در بخشیدن است که
بخشیده می شویم
و
در مردن است که ...
حیات ابدی می یابیم .
آیت الله موسوی اردبیلی در دیدار تعدادی از حقوق دانان و وکلای دادگستری با ابراز تاسف از وضعیت کنونی کشور و تاکید بر ضرورت رفع مشکلات اخیر افزود:"یکی از مشکلات فعلی کشور فرهنگ چاپلوسی و تملقگویی است که متأسفانه به شکل گستردهای رواج پیدا کرده و همین امر هم مانع از بروز انتقادات سالم است که خود باعث مشکلاتی برای کشور می شود."
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی این مرجع تقلید ، ایشان گفت:"روشی که امام(رحمت الله علیه) در برخورد با چاپلوسی و تملق داشتند روشی روشن و بدون ملاحظه بود به نحوی که اگر کسی به تعریف و تمجید بیجا میپرداخت حتی اگر این تعریف و تمجید نسبت به خود امام صورت میگرفت ایشان بدون ملاحظه برخورد میکرد و به صورت جدی دیگران را از این امر ناپسند نهی میکردند که نمونه هایی از این برخورد وجود دارد و البته این روش امام برگرفته از سیره معصومین و شخص امیرالمؤمنین(علیه السلام) است که آن بزرگواران یکی از خصلتهای ناپسند را تمجید و تعریف چاپلوسانه مردم نسبت به حاکمان و صاحبان قدرت می دانستند و به صورت جدی افراد را از چنین روشی نهی میفرمودند.
یکی از این نمونهها برخورد امیر المؤمنین(علیه السلام) با مردم شهر انبار است که روش آنها را روش برخورد با جباران و ظالمان توصیف کرد و حاکم دینی را از این روش مبرا دانست." آیت الله موسوی اردبیلی با تاکید بر پسندیده بودن تحزّب در کشور تصریح کرد: "اگر چه متأسفانه آن گونه که مطلوب است بحث تحزّب در کشور ما جا نیفتاده است ولی اگر این کار به خوبی صورت بگیرد یکی از وظایف مهم احزاب نقد منصفانه حکومت است که همین امر باعث جلوگیری از خودکامگی دولتها میشود و باعث رشد و شکوفایی کشور و جامعه خواهد شد."
این مرجع تقلید شیعه همچنین تاکید کرد: "البته باید نقد و انتقاد به روشهای صحیح صورت بگیرد که ضمن مهار کردن قدرت حاکمان جنبه سازندگی هم داشته باشد و باعث اعتلای کشور شود." آیت الله موسوی اردبیلی در پایان برای بهبود وضعیت کشور و خروج از نابسامانیهای فعلی دعا کردند.
منبع : آینده
| معرفی کشفیات جدید پزشکی |
| این سایت یکی از سایتهای معتبر در زمینه سلامت میباشد و اطلاعات جامعی در زمینههای مختلف را گرد هم آورده است. این سایت سعی میکند تا کشفیات جدید پزشکی را که موجب بهبود سلامت جامعه میشود معرفی کند. راههای پیشگیری از ابتلا به بیماری، علل، درمان بیماریهای مختلف از جمله دیگر مطالبی است که در این سایت به آن پرداخته میشود. health.nih از بخشهای مختلفی تشکیل شده است: health: که در آن موضوعات سلامت به ترتیب الفبا قابل مشاهدهاند. همچنین مطالعات پژوهشی و موضوعات برجسته سلامت را میتوانید در آن بیابید. News: اخبار روز سلامت به همراه تقویم فعالیتهای سایت و چندین بخش خواندنی دیگر را در اینجا پیدا خواهید کرد. Research: پژوهشهایی که در آزمایشگاههای وابسته به این سایت در حال انجام است و در ضمن منابع کتابخانهای در این قسمت قابل دسترسی است. همچنین در این قسمت میتوانید با گروههای علمی که روی یک موضوع خاص کار میکنند آشنا شوید و از نتایج پژوهشهای آنها آگاهی پیدا کنید. Institues: در این قسمت با مراکز مختلف آشنا میشوید. NIH دارای 27 مرکز مختلف است که هرکدام فعالیتهای خاص خود را انجام میدهند. همچنین در این قسمت میتوانید با مدیریت مراکز ارتباط برقرار کنید. این سایت قسمتهای مهم دیگری هم دارد که برای دیدن آنها توصیه میکنیم حتما سری به این سایت بزنید. |
اید هم برای حیات در چنین فضای مهآلودی، موجسواری باب شود و عدهای به صورت همیشگی منجی و مجری بیان آن روزها باشند! اصولاً وقتی در کشوری «همه» در همه موضوعات کارشناسند و همه نوع نظری را همه وقت و همه جا در آستین دارند باید هم هر روز نگران «قرائتهای جدید» و روایتهای جدید از دفاع مقدس باشیم!
***
وقتی هر ارگانی روایت خودش را از جنگ منتشر میکند، وقتی هر سرداری خاطراتش را بدون بیان علمی و ظرایف تاکتیکی جنگ صرفاً بر اساس دیدهها و آنچه در ذهنش باقیست، به رشته تحریر در میآورد و گاه میان بیانش با واقعیت فرسنگها فاصله است، باید هم راجع به موضوعات مختلف جنگ کتب زیادی منتشر شده باشد اما راجع به اصول و اسناد آن... خاطرم هست یکی دو سال پیش یک فصلنامه تحقیقاتی میان «اطلس جنگ» سپاه و ارتش مقایسهای تطبیقی انجام داده بود - با عرض احترام باید گفت همین که ما هنوز یک اطلس جامع و واحد نداریم جای سؤال است، نیست؟ - نتیجه این مقایسه و تفاوتهای فاحش بسیار قابل تأمل بود؛ در برخی عملیاتها حتی تاریخ آغاز و انجام و اتمام عملیات هم متفاوت بود، در برخی عملیاتها، آمار و ارقام ارائه شده بسیار متفاوت بود، در برخی دیگر نیز هیچ اشارهای به رویدادهای بعضاً کلیدی آن عملیات نشده بود و مثلاً سپاه به شهادت یک فرمانده ارتش در آن عملیات اشاره نکرده بود و ارتش هم در اطلس خود به شهادت سردار سپاه، علت شکست و پیروزی و همچنین بانی طراح و اجرای عملیات هم در برخی مقاطع با هم نمیخواند!
اصلاً تا به حال دیدهاید سرداری کتاب خاطراتی منتشر کند و در آن بنویسد در فلان عملیات طبق اشتباهات محاسباتی علاوه بر اینکه مواضعی را از دست دادیم، مثلاً 27 تن از رزمندگان ما هم شهید شدند؟ طبیعی است وقتی همه چیز بر مدار احساس و امداد غیبی جلو رفت، بالاخره در جایی متوقف میشود خصوصاً که نسل سوم انقلاب زیاد با بیان احساسی قانع نمیشود و به شدت دنبال حقایق جنگ تحمیلی است، اگر در داخل تغذیه شد که هیچ وگرنه منتظر نمیماند و سؤالاتش را از جای دیگری جواب میگیرد. اصولاً باید اعتراف کرد که خود جنگ تحمیلی و مقاومت کشور در برابر دشمن، بزرگترین امداد الهی بوده است اما ثانیهثانیه جنگ را نمیشود با امداد غیبی روایت و در تاریخ ثبت کرد! در چنین اوضاعی است که خطر تحریف در کنار ویروس «افراط و تفریط» عیان میشود.
***
به عبارت دیگر: کمکم دارد نقل محافل مرتبط با دفاع مقدس میشود؛ چه برنامههایی با موضوع مذکور و چه برنامههایی با حاشیه یک موضوع دفاع مقدس. کمکم دارد به نگرانی فراگیر همه فعالان این عرصه تبدیل میشود و کمکم دارد به دغدغهای مقدس مبدل میگردد... اینکه «مراقب راویان جدید از وقایع قدیم باشیم، اینکه خطر روایتگران جنگنادیده را جدی بگیریم، اینکه تریبونها را به دست اهلش بسپاریم و نه آنها که تنها عکسی را به یادگار از حدود2900روز «دفاع» با خود یدک میکشند».
همین چند شب پیش بود که محمدباقر قالیباف برای چندمین بار در یکسال گذشته و در مراسم رونمایی از کتاب «بابا نظر» گفت: اجازه ندهیم هر کسی راجع به «فرهنگ دفاع مقدس» سخن بگوید و جریانسازی کند خاصه آنها که یک روز هم در جبههها نبودند اگرچه شاید در جنگ بودند.
***
فکر میکنید مشکل از کجا شروع شد؟ وقتی پای درد دل بسیاری از «سرداران سکوت» امروز مینشینی از بیان خاطرات خود ابا دارند، چرا؟ چون معتقدند خیلیها از آن روزگار طلایی در گذشته، سکویی برای پرتاب به آینده درست کردهاند و به نقل خودمان «دکان» زدهاند! برای همین هم معتقدند بدترین شکل برخورد با جنگ «خاطرهگویی» و «خاطرهنویسی» است، چرا که عمق 8سال دفاع با دست خالی اما اندیشه عالی را هرگز نمیتوان در خاطره و خاطره گویی بیان کرد.
وقتی مبنای حفظ ارزشها «سحطی نگری و احساسمداری» باشد اینگونه میشود که بدون بیان واقعیات جنگ و مبانی نظامی و علمی دفاع 8 ساله، تنها و تنها به بیان اسطورهای و ماورایی جنگ در کنار ذکر رشادتها و ظفرها میپردازیم حال آنکه هر جنگی؛ خاصه جنگ تحمیلی ما، دو وجه دارد؛ شکست و پیروزی.
***
تا به حال چهقدر از ضعفهای نیروهای ارتش و سپاه در جنگ تحمیلی گفته شده؟ چقدر راجع به عملیاتهایی که در آن شکست خوردهایم شنیدهاید؟ چقدر تلخیهای جنگ را برای نسل نو بازگو کردهایم؟ چقدر از خیانتها و خباثتها و اشتباهات فردی آن دوران نقل شده است؟
محافظهکاری و ترس از روبهروشدن با واقعیات در کنار هراس از تضعیف روحیه جوانان! باعث شده است که نوعی تشنگی اجتماعی راجع به «ناگفتهها و ناشنیدهها» در جامعه بهوجود بیاید، تشنگیای که اغلب با سراب رفع میشود. شاید برخی رفتارهای ناهنجار اخلاقی در جامعه مانند گردش مالی 4میلیارد تومانی فیلم غیراخلاقی منتسب به یک بازیگر جوان هم از همین منظر قابل آسیبشناسی باشد؛ ترس از بیان برخی واقعیات تاریخی و یا اجتماعی، در کنار بیان کلیشهای و احساسی، مردم و خصوصاً نسل جوان را تشنه دانستنی میکند که معلوم نیست چگونه و از چه کانالی او را سیراب خواهد کرد.
در حقیقت باید گفت متأسفانه بنیاد تبلیغاتی ما بنیاد ناقص و در برخی موارد به شدت بیمار است. یا انسانهای معمولی را که در جنگ و بهواسطه روح حاکم بر جبههها و نفس حق حضرت روحالله، قلب و جانشان لبریز روشنایی رب العالمین شده بود، چنان دستنایافتنی میکنیم که نسل نو تنها به زیارت قبور آنها و یا سرکشی به محل شهادتشان در غرب و جنوب بسنده کند و یا برای فرار از این بنیاد غلط به اخراجیها روی میآوریم که مثلاً بگوییم در جبههها زیاد هم خبری نبوده است!
اینگونه است که خطر راویانی پیش میآید که اصولاً جنگ را ندیدهاند و آنها قرار است برای نسلی روایتگری کنند که دست بر قضا آنها هم جنگ را ندیدهاند، جنگنادیدهها برای جنگنادیدهها روایت میکنند!
منبع : خبر آن لاین