صفحه ها
دسته
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 266143
تعداد نوشته ها : 109
تعداد نظرات : 6
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

سامد ،یکی از خدمات با ارزش و خداپسندانه دولت نهم است

وزیر کشور با بیان اینکه پروژه سامد ،یکی از خدمات با ارزش و خداپسندانه در دولت نهم  است ، اظهار  امیدواری کرد هر چه سریعتر باهمت مسئولان ذیربط  این سامانه در همه استانها به بهره برداری برسد ، تا مردم و مسئولین از برکات آن بهره مند گردند.

a

 

 

مهندس صادق محصولی وزیر کشور در حاشیه پنجاه و هشتمین  سفر رئیس جمهور و هیات دولت به استان فارس از سایت سامانه الکترونیکی ارتباط مردم و دولت (سامد) این استان بازدید و در جریان برنامه های این سامانه قرار گرفت.

وزیر کشور با بیان اینکه شعار اصولی دولت نهم ، خدمت رسانی به مردم و رسیدگی سریع به مشکلات آنان است، افزود: راه اندازی سامد در سراسر کشور از طرح های بسیار مفید و کارگشا می باشد و کمک شایانی به مسئولان در جهت آشنایی با مشکلات موجود در کشور و ارتقاء سطح پاسخگویی دستگاههای اجرائی به مردم خواهد بود .

محصولی در ادامه اظهار داشت: یکی از خدمات با ارزش و خداپسندانه در دولت نهم ، پروژه سامد است و امیدوارم هر چه سریعتر باهمت مسئولان  ذیربط در همه استانها به بهره برداری برسد ، تا مردم و مسئولین از برکات آن بهره مند گردند.

وزیر کشور اضافه کرد: از خداوند برای همه تلاشگران که در توسعه و پیاده سازی سامد فعالیت دارند ، آرزوی موفقیت دارم و انشاء الله سامد بستر مناسبی برای ارتباط نزدیک مردم و دولت  گردد.

 

دسته ها : اجتماعی
يکشنبه بیست و یکم 4 1388
البته به صرف درگیری با لیدرها 
نویسنده : محمدرضا مدنی

تغییر محل تمرین تیم پرسپولیس گرچه شرایط مطلوب‌تری را برای این تیم به لحاظ امکانات رفاهی نسبت به زمین شماره دو آزادی فراهم کرد اما این تغییر احوال برای هافبک تازه‌ داماد استقلال چندان خوش‌یمن نبود. مجتبی جباری که همراه با خانواده‌اش سال‌هاست که در شهرک محلاتی ساکن است در طول این سال‌ها به زمین چمن آن محله می‌رفت و در آن تمرین می‌کرد. او برخلاف اکثر بازیکنان فوتبال که برای تمرین کردن و آماده ماندن زمین مجموعه ورزشی انقلاب را انتخاب می‌کنند همواره در این سال‌ها به ویژه در روزهایی که همه تصور می‌کردند او چون در تمرینات شرکت نمی‌کند پس در خانه مشغول استراحت است به زمین مجتمع جنگل‌‌ها و مراتع می‌رفت. جایی که از روز چهارشنبه و با مساعدت یکی از نزدیکان مدیرعامل پرسپولیس به عنوان محل تمرین جدید این تیم برگزیده شد. مجتبی جباری روز چهارشنبه گذشته طبق روال عادی برنامه‌اش برای تمرین به همین زمین رفت و در حالی که 10 دقیقه از شروع تمرینات انفرادی‌اش نگذشته بود متوجه حضور اعضای تیم پرسپولیس در آن مکان شد. جباری پس از آن که متوجه حضور بروبچه‌های تیم پرسپولیس در آن مکان شد علت آن را جویا شد و هنگامی که فهمید از این پس قرار است تمرینات پرسپولیس در این زمین برگزار شود وسایلش را جمع‌وجور کرد تا زمین را ترک کند. البته او در این فاصله با تعدادی از بچه‌های تیم پرسپولیس هم خوش‌وبش کرد و جمعی از آنها هم بابت ازدواجش به او تبریک
گفتند. چرا که مجتبی دو شب قبل از آن (دوشنبه 15 تیر ماه) به جرگه متاهلان پیوسته بود. همین دیده‌بوسی‌ها بازار عکس را برای عکاسان داغ کرد و سبب شد تا جباری که همواره نشان داده دوست ندارد وارد حواشی فوتبال شود به سمت عکاس‌ها رفت و از آنها خواست تا یا عکس نگیرند یا اگر عکس گرفته‌اند عکس‌های مجتبی را پاک کنند. چرا که او نمی‌خواست در نخستین روزهای زندگی مشترکش وارد حواشی فوتبال از جمله این که «مجتبی به پرسپولیس نزدیک شد!» و غیره شود. پس از آن هم زمین تمرین را ترک کرد و وسایلش را برداشت تا آن مکان را ترک کند. اما در همین حین جمعی از حاضران در کنار زمین که به نظر می‌رسید از طرفداران تیم پرسپولیس باشند با سردادن شعارهایی ضداستقلالی‌ علیه مجتبی او را وادار به واکنش نشان دادن کردند که وقتی جباری قصد داشت به آن افراد پاسخ دهد تعدادی از بازیکنان پرسپولیس ضمن دعوت آن عده قلیل به سکوت جباری را هم به آرامش فراخواندند و غائله‌ای که ممکن بود به وجود بیاید را در نطقه خفه کردند. شنیدیم جباری تصمیم گرفته است از این پس در ساعتی به زمین مجتمع جنگل‌ها و مراتع شهرک شهید محلاتی برود که تیم پرسپولیس در آن تمرین نداشته باشد. ناگفته نماند در خبرها آمده بود که جباری برای دیدن یک بازیکن پرسپولیسی به محل تمرین این تیم رفته بود که این خبر صحت ندارد.

دسته ها : فوتبال
يکشنبه بیست و یکم 4 1388
با چه جراتی بازیکنان تیم‌ملی را وطن فروش نامیده‌اید؟ 

مهدی مهدوی‌کیا سه‌شنبه در نامه‌ای رسمی، دلایل خداحافظی خود از تیم‌ملی فوتبال را اعلام کرده است:
متن کامل این نامه که در سایت اختصاصی او منتشرشده، به شرح زیر است:
به نام پروردگاریکتا و با درود بر مردم بافرهنگ و متمدن ایران در سراسر دنیا
ابتدا با شما سخن می‌گویم که در همه حال حامی و پشتیبان تیم‌ملی و بازیکنان آن بوده‌اید و در تمامی پیروزی‌ها و شکست‌ها در کنار ما و در غم‌ها و شادی‌های یکدیگر شریک بوده‌ایم، با پیروزی‌های تیم‌ملی اشک شوق و با شکست‌ها گریسته‌اید.
تلاش برای سربلندی ایران و به وجود آوردن لحظات شاد و زیبا برای شما، از وظایف اصلی من و همبازیانم در طول این سال‌ها بوده است، اما از جهت شکست‌ها و لحظات بدی که در ذهن شما نشانده‌ایم، به نوبه خود از همه شما عذرخواهی می‌کنم و برای تک تک شما عزیزان آرزوی موفقیت در راه رسیدن به اهداف‌تان دارم.
اولین باری که با پیراهن تیم‌ملی به میدان رفتم را فراموش نخواهم کرد و مدت حضورم در تیم‌ملی از بهترین زمان عمرم به حساب می‌آید. از آنجا که در عمل به جوانگرایی اعتقاد خاصی داشته‌ام و به همین دلیل از شرکت در بسیاری از بازی‌های ملی به خاطر حضور جوانان و تجربه‌اندوزی آنان، صرفنظر کرده‌ام، زمان را مناسب می‌بینم که برای همیشه از فوتبال ملی کناره‌گیری کرده تا این جوانان توانا در سال‌های آینده افتخارات بی‌شماری برای ایران به ارمغان آورند. آرزوی موفقیت می‌کنم برای تیمی که همیشه عاشقانه دوستش داشته‌ام و برای سربلندی‌اش تلاش کرده‌ام و از این به بعد به عنوان هوادار و حامی، بازی‌های تیم‌ملی را دنبال خواهم کرد. از مربیان عزیزم، بازیکنانی که در طول این سال‌ها در تیم‌ملی همبازی بوده‌ایم و همیشه از دوستان خوب من هستند، از مطبوعات و رسانه‌های ورزشی که همیشه سعی کرده‌ام احترام متقابلی بین ما باشد، از همه شما صمیمانه قدردانی می‌کنم.
از تک‌تک اعضای خانواده‌ام، دوستان خوبم در سراسر دنیا که همواره مرا یاری کرده‌اند، از همسرم و دختر عزیزم که در طول این سال‌ها به علت حضورم در اردوها و مسابقات بیشتر اوقات را تنها بوده‌اند و سهم بزرگی در موفقیت‌های من داشته‌اند صمیمانه تشکر می‌کنم و در پایان بعد از هفته‌ها سکوت لازم می‌دانم که نسبت به دو نکته اظهارنظر کرده و بعد از این هیچ اظهارنظر و مصاحبه‌ای در مورد تیم ‌ملی و فوتبال ایران انجام نخواهم داد.
اول آنکه همه می‌دانیم با راه نیافتن تیم‌ملی به جام‌جهانی و حذف نمایندگان فوتبال ما از جام باشگاه‌های آسیا، زنگ خطربرای فوتبال ایران به صدا درآمده است. از تمامی پیشکسوتان و اهالی فوتبال که در فوتبال این مملکت زحمت کشیده‌اند و دل‌شان برای فوتبال ایران می‌سوزد، درخواست می‌کنم دست به دست هم داده و با همت و تلاش و دوراندیشی شرایطی را به وجود آورید تا فوتبال ایران به جایگاهی که استحقاقش را دارد، بازگردد و ازمسوولان فوتبال کشور و افرادی که به هر نحوی در اداره فوتبال ایران نقشی دارند، خواهش می‌کنم به جای نامه‌نگاری و پیگیری مسایلی که اصولا از وظایف آنها به شمار نمی‌رود، به دنبال اجرای طرحی منظم و دقیق و درازمدت همراه با امکانات لازم برای فوتبال ایران باشند، به مانند دیگر کشورهای آسیایی که در فوتبال در حال پیشرفت هستند، تا در آینده شاهد شکوفایی و درخشش فوتبال ایران در سطح آسیا و جهان باشیم.
کلام آخرم خطاب به افرادی است که بازیکنان ملی را وطن‌فروش! خوانده‌اند؛ شما با ارایه کدام مدرک و با چه جراتی به خود اجازه می‌دهید در مورد بازیکنان ملی این گونه قضاوت کنید. بازیکنانی که در طول این سال‌ها بدون کوچک‌ترین چشمداشتی با تحمل اردوهای سخت و طاقت فرسا و فشارهای روحی و روانی ناشی از بازی‌های مهم و سرنوشت‌ساز ملی و تحمل دوری از خانواده‌های‌شان، تنها دنبال کسب افتخار برای وطن و مردم‌شان بوده‌اند و تلاش کرده‌اند در تمامی مسابقات آسیایی و جهانی و لیگ‌های معتبر اروپایی از اعتبار ایران و فوتبال ایران دفاع کنند. بازیکنان ملی همه این تلاش‌ها را نکرده‌اند که حالا شما افراد اندک، آنها را با این القاب ناشایست بخوانید. توصیه می‌کنم، شب هنگام که سربه بالین می‌گذارید، کمی به شرف و وجدان فکر کنید تا فردا روز قبل از بیان هر مطلبی این دو ارزش انسانی که در وجود هر انسانی باید پیدا شود را مدنظر قرار داده و از این به بعد بازیکنان ملی را با القابی که شایسته آن هستند، بخوانید. کارنامه ما در راه به دست آوردن عزت و افتخار برای وطن و مردم دارای نمرات خوب و بد بسیاری است، اما هر چه هست روشن است، از شما تقاضا دارم با ارایه نام و کارنامه خود، به ما این افتخار را بدهید تا با ورق زدن کارنامه درخشان و زرین وطن پرستی‌تان، ما نیز مقداری بر وطن پرستی خود بیفزاییم، گرچه معتقدم مردم به خوبی بین ما وطن‌فروشان و شما وطن‌پرستان قضاوت خواهند کرد. بازیکنان تیم‌ملی همیشه سعی کرده‌اند، نماینده شایسته‌ای برای مردم کشورشان باشند از این رو در میادین جوانمردانه حضور پیدا کرده‌اند و تخلفات کمی را مرتکب شده‌اند، گرچه بسیاری از بازی‌ها را باخته‌ایم ولی اخلاق را فراموش نکرده‌ایم. در این دوره نیز تیم ما کمترین تخلف را داشت و به عنوان کاپیتان تیم از تک تک بازیکنان متشکرم و از آنها دفاع می‌کنم.
لازم به ذکر است که بررسی تخلفات در بازی‌های بین‌المللی فوتبال فقط برعهده فدراسیون بین‌المللی فوتبال (فیفا) ‌است ونه هیچ فرد و سازمان دیگری.
با آرزوی سلامتی برای همه ایرانیان.

دسته ها : اجتماعی - فوتبال
يکشنبه بیست و یکم 4 1388
نامه ای به اعضای سازمان مجاهدین انقلاب سلول شماره 16 یادتان هست؟

هفته گذشته نامه ای سرگشاده به دستمان رسید که امضای انتهای آن توجه را جلب می کرد: مستعفی سازمان مجاهدین انقلاب!
با نویسنده تماس گرفتیم و متوجه شدیم وی از اعضای قدیمی و اولیه سازمان بوده که در دهه 60 از آن جدا شده است.
اتفاقات اخیر و نقش رسمی و غیررسمی سازمان در این اتفاقات، آقای حسینی را به نگارش این نامه واداشته است.
¤ ¤ ¤
برادر عزیزم! جناب آقای مدرس بهنام شریفی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب، سلام
با اینکه سال هاست شما را ندیده و تماسی نداشته ایم، اما هنوز صدای تق تق مورس دیواری که آرمان های مقدس را از سلول شما (سلول شماره 16 کمیته مشترک ضد خرابکاری ساواک و شهربانی) ارسال می کرد، در گوشم طنین انداز است. نمی دانم علیرغم اشتغالات تشکیلاتی و هیجانات سیاسی، هنوز صدای آن مورس ها که نویدبخش عصر خمینی «زمینه ساز عصر ظهور» بود را به یاد دارید، یا عناوین جذاب و مناصب سازمانی و غوغای شبکه های ماهواره ای و سایت های تکنولوژی برتر دجال، شما را آن چنان مشغول ساخته که لحظات فراموش ناشدنی و لیالی قدر دوران مبارزاتی خویش را هم به فراموشی سپرده اید. اگر صدای آن مورس های دیواری را که علیرغم همه شکنجه ها و سر پا ایستادن های اجباری شبانه روزی در زیر هشت و بی خوابی کشیدن های کشنده، با عزمی پولادین، نفس مسیحایی خمینی را سلول به سلول منتقل می کرد تا «زندانیان سیاسی» از انقلاب اسلامی امت او جا نمانند، هنوز می شنوی، به یاد داری که در هر تماسی پس از رد و بدل نمودن سؤالات بازجو ها، برای نحوه پاسخ دادن و آمادگی برای داستان سازی برای هر سؤال بازجو، به یکدیگر مشاوره می دادیم، با اینکه صورت یکدیگر را هرگز ندیده بودیم، آن چنان علاقه و اعتماد عجیبی بین ما ایجاد شده بود که بی مهابا و شجاعانه بر پیمودن راه امام خمینی و استقامت در این جهاد مقدس سوگند یاد می کردید. مخاطبان بعدی مورس ها از صدای ناشناخته و آن دیوار آجری آن چنان در پیمودن راه خمینی مصمم می شدند که هیچ یک از ترفندهای بازجوهای کارکشته ساواک نمی توانست کوچکترین خللی در آن ایجاد نماید. برادرم بهنام؛ آیا این نیرو چیزی جز اعجاز نهفته در مشی و مرام خمینی بود؟
آیا چیزی به غیر از عشق به اسلام، خمینی و چیزی به جز آرزوی قرار گرفتن در زمره یاران «منجی موعود» و داشتن سهمی هر چند ناچیز در فراهم نمودن زمینه برپایی دولت جهانی حضرت مهدی(ع) ما را واداشته بود تا در دوران جوانی به همه مواهب زندگی پشت کرده و داوطلبانه و با افتخار سخت ترین شرایط و حتی زندگی مخفی و آمادگی برای مبارزه مسلحانه و تبعات آن عذاب و شکنجه را برگزینیم؟
و آیا مگر خمینی نفرمود: «به تنها چیزی که باید فکر کنید استواری پایه های اسلام ناب محمدی«ص» است. اسلامی که پرچمداران آن پابرهنگان و مظلومین و فقرای جهانند و دشمنان آن، ملحدان و کافران و سرمایه داران و پول پرستانند. اسلامی که طرفداران واقعی آن همیشه از مال و قدرت- بی بهره بوده اند و دشمنان حقیقی آن، زراندوزان حیله گر و قدرت مداران بازیگر و مقدس نمایان بی هنرند» (صحیفه نور ج: 2 ص 59)
برادرم بهنام! امروز «خمینی» در بین ما نیست اما مطمئن باش دیری نخواهد گذشت که به او ملحق شویم. آیا در آن روز می توانیم در زمره یاران و پیروان او قرار گیریم؟
روزی که باید به سؤالات بسیار بازجویان محشر پاسخ دهیم.
سؤالاتی از این دست: لم تقولون مالا تفعلون؟
- شما که مدعی بودید مردم حق دارند از همه موضوعات مملکتی مطلع باشند چرا اقدامات دوستان و همفکران خود را از مردم پنهان می ساختید؟
- چرا به ملت خود نگفتید که «یورگن هابرماس» آلمانی، نظریه پرداز «نافرمانی مدنی» که با میزبانی دولت اصلاحات و با پوشش فیلسوف به ایران آمده بود، در شامگاه 26 اردی بهشت 81 در منزل کدیور با وی و سعید حجاریان و محمد مجتهد شبستری و... پیرامون استقرار حکومت غیردینی در ایران به رایزنی پرداخت؟
- چرا به مردم خود نگفتید «هابرماس» با «علیرضا بهشتی» که هنگام انتخابات 22 خرداد 88 مشاور عالی موسوی بود، چندین دیدار داشت؟
- چرا به ملت خود نگفتید «جواد اطاعت» مشاور موسوی لاری وزیر کشور دولت اصلاحات که پایان نامه دکترای خود را به بررسی چگونگی ایجاد تغییرات دموکراتیک در جمهوری اسلامی از راه مبارزات انتخاباتی اختصاص داده بود، به منظور مشارکت در تحقق این استراتژی در سال 88 از حزب اعتماد ملی به اردوگاه انتخاباتی میرحسین منتقل شد؟
- چرا به ملت ایران اطلاع ندادید: از نگاه «ریچارد رورتی» (قدیمی ترین رهبر عملیات سری سیا و مدیر پروژه موسوم به جنگ های کثیف روشنفکری که 22 خرداد 83 وارد تهران شد و با همکاری «داریوش شایگان» و «رامین جهانبگلو» به ارزیابی وضعیت اصلاح طلبان پرداخت) باید یک «نیروی اجتماعی سازمان یافته» را برای «مبارزات مدنی» تربیت کرد تا آنان در «یک لحظه تاریخی» دموکراسی آمریکایی را حاکم کنند.؟ و جان کین مغز متفکر سرویس اطلاعات خارجی انگلیس برای انتقال چه راهبردی به حجاریان وارد ایران شد؟
در آن روز نه تنها نمی توانیم برای پاسخ دادن به این گونه سؤالات با یکدیگر مشاوره کنیم بلکه شاید به خاطر اعمالمان از یکدیگر گریزان باشیم یوم یفر المرء من اخیه و...
برادرم بهنام! برادرم علی باقری و ای همه اعضای شورای مرکزی!
شما همه دارای پیشینه افتخارآمیز پیروی از خمینی و پشتوانه اعتقادی تشیع بوده و در زمره مجاهدین قرار دارید. هنوز جهاد به پایان نرسیده و راه تا نیمه طی شده است. بیائید تا دست در دست هم جهت نیل به آرمان های مقدس
«امام خمینی» همچنان مصمم و متحد گام برداریم.
برادران عزیز گرچه امروز جسم خمینی در بین ما نیست اما روح او، پیام جاودانه او و خلف صالح او «خامنه ای» در مقابل تمامی جبهه کفر و ارتداد و نفاق ایستاده و حجت را بر همه مدعیان پیروی خمینی تمام کرده است.
راستی به یاد دارید ایامی را که کتاب منتشره سازمان «ولایت فقیه استمرار حرکت انبیاء» را با ذوق و شوق به شرکت کنندگان نمازجمعه معرفی می کردیم؟ برادرانم آیا فقط آن ایام حرکت انبیاء با «ولایت فقیه» استمرار می یافت؟! اکنون کجاست آن «ولی فقیه»؟!! ما کجا هستیم؟ برادرانی چون شما با آن سوابق مبارزاتی، چرا باید آخرتمان را برای دنیای امثال موسوی هزینه کنیم؟ راستی موسوی در دوران سخت ستمشاهی کجا بود و چه می کرده؟ دارای کدام سابقه مبارزاتی و سیاسی است؟! این 20 سال کجا بود؟ چرا کنار کشیده بود؟ چه شد که در این شرایط سیاسی ناگهان به صحنه وارد شد؟
نکند دشمن او را برای چنین روزی به اصطلاح عوام در آب نمک خوابانده بود؟ یا اینکه آن روزها به دلیل نداشتن انگیزه بریده بود و استعفا داده بود؟ و امروز موقعیت را مناسب دیده و به وسیله همسرش که مدعی و مغبون است تحریک و بر «جمل» سوار شده؟
یا اینکه اصلا موسوی چیزی در چنته نداشته، بیست و هشت سال پیش هم آیت الله خامنه ای او را مورد عنایت قرار داده و او را به میدان سیاست وارد ساخته اند اما او امروز خود را گم کرده و غریبی می کند؟ فرصت طلبان هم از ساده لوحی او سود جسته و او را ملعبه خویش ساخته اند تا دوباره به قدرت برسند؟ دشمن نیز در او طمع کرده و هیجا ن زده پا به میدان نهاده است. دشمنی که طی 30 سال با به کار بردن همه توان و حیله و ترفند خود و عواملش در مقابل انقلاب اسلامی به زانو درآمده و در شرف تسلیم بود، از حرکت غافلانه او دوباره جان گرفت و هل من مبارز می طلبد!
یا اینکه موسوی آگاهانه و منافقانه این روش را برگزیده است؟
در هر صورت وای به حال او که هم دنیایش را خراب کرد و هم آخرتش را.
اگر همه از او بگذرند، امثال حقیر هرگز از او نخواهیم گذشت. او نتیجه چهل ساله همه آرزوهایمان و همه آرمان هایمان و همه امیدمان به آینده را با گستاخی به مبارزه طلبیده است و باید تاوان آن را پس دهد.
برادران عزیز! وقتی افشاگری های برادر عزیزمان سیدامیرحسین مهدوی را در روزنامه ها خواندم از شوق لبریز شدم. به راستی چه زیبا فرمود حضرت امام صادق(ع): الحرحر علی جمیع احواله... حر در همه حال حراست. اگر پتک ایام بر او ضربه ای فرود آورد صبوری کند و اگر انبوه مصائب بر او هجوم آرند نمی توانند مقاومتش را درهم شکنند، هر چند به بندش کشند و آسایش او را به سختی مبدل سازند. آری قیود تشکیلاتی، فرمانبری کورکورانه سازمانی و اسارت در عناوین فریبنده ای چون عضویت در شورای مرکزی سازمان هرگز نمی توانند آزاده ای چون سیدامیرحسین را به بند کشند. او شجاعانه این بندها را درهم می شکند و به وظیفه اسلامی و تاریخی خویش اقدام می کند. انقلاب اسلامی نیز علیرغم دشمنی های شیطان بزرگ و صهیونیسم پلید و خس و خاشاک های داخلی همچنان به حرکت خروشنده خویش ادامه می دهد تا ولی فقیه، پرچم خونین و پرافتخار آن را به دست مبارک صاحبش، منجی موعود روحنالمقدمه الفداء تقدیم نماید. خوشا به حال آنان که در این راه گام بردارند و وای به حال آنان که در مقابل این راه قرار گیرند.
برادران عزیز اعضای شورای مرکزی و سایر مرتبطین سازمان
در این لحظات حساس که انقلاب اسلامی یکی از حادترین شرایط تاریخی خود را پشت سر می گذارد همرزمانتان و همه آزادیخواهان گوشه و کنار عالم و همه منتظران ظهور آخرین منجی از فرزندان راستین خمینی انتظار دارند با انجام تکلیف و مسئولیت تاریخی خویش تارو پود قیود غیرخدائی را درهم شکسته، با لبیک به روح امام خمینی«ره» و اطاعت از رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی دشمنان کینه توز را بیش از پیش مأیوس سازند.
همرزم دیروزتان در سلول شماره 17 کمیته مشترک ساواک
و قطره ای از اقیانوس بیکران امت خمینی و خامنه ای
مستعفی سازمان- محسن حسینی نهوجینامه ای به اعضای سازمان مجاهدین انقلاب سلول شماره 16 یادتان هست؟

هفته گذشته نامه ای سرگشاده به دستمان رسید که امضای انتهای آن توجه را جلب می کرد: مستعفی سازمان مجاهدین انقلاب!
با نویسنده تماس گرفتیم و متوجه شدیم وی از اعضای قدیمی و اولیه سازمان بوده که در دهه 60 از آن جدا شده است.
اتفاقات اخیر و نقش رسمی و غیررسمی سازمان در این اتفاقات، آقای حسینی را به نگارش این نامه واداشته است.
¤ ¤ ¤
برادر عزیزم! جناب آقای مدرس بهنام شریفی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب، سلام
با اینکه سال هاست شما را ندیده و تماسی نداشته ایم، اما هنوز صدای تق تق مورس دیواری که آرمان های مقدس را از سلول شما (سلول شماره 16 کمیته مشترک ضد خرابکاری ساواک و شهربانی) ارسال می کرد، در گوشم طنین انداز است. نمی دانم علیرغم اشتغالات تشکیلاتی و هیجانات سیاسی، هنوز صدای آن مورس ها که نویدبخش عصر خمینی «زمینه ساز عصر ظهور» بود را به یاد دارید، یا عناوین جذاب و مناصب سازمانی و غوغای شبکه های ماهواره ای و سایت های تکنولوژی برتر دجال، شما را آن چنان مشغول ساخته که لحظات فراموش ناشدنی و لیالی قدر دوران مبارزاتی خویش را هم به فراموشی سپرده اید. اگر صدای آن مورس های دیواری را که علیرغم همه شکنجه ها و سر پا ایستادن های اجباری شبانه روزی در زیر هشت و بی خوابی کشیدن های کشنده، با عزمی پولادین، نفس مسیحایی خمینی را سلول به سلول منتقل می کرد تا «زندانیان سیاسی» از انقلاب اسلامی امت او جا نمانند، هنوز می شنوی، به یاد داری که در هر تماسی پس از رد و بدل نمودن سؤالات بازجو ها، برای نحوه پاسخ دادن و آمادگی برای داستان سازی برای هر سؤال بازجو، به یکدیگر مشاوره می دادیم، با اینکه صورت یکدیگر را هرگز ندیده بودیم، آن چنان علاقه و اعتماد عجیبی بین ما ایجاد شده بود که بی مهابا و شجاعانه بر پیمودن راه امام خمینی و استقامت در این جهاد مقدس سوگند یاد می کردید. مخاطبان بعدی مورس ها از صدای ناشناخته و آن دیوار آجری آن چنان در پیمودن راه خمینی مصمم می شدند که هیچ یک از ترفندهای بازجوهای کارکشته ساواک نمی توانست کوچکترین خللی در آن ایجاد نماید. برادرم بهنام؛ آیا این نیرو چیزی جز اعجاز نهفته در مشی و مرام خمینی بود؟
آیا چیزی به غیر از عشق به اسلام، خمینی و چیزی به جز آرزوی قرار گرفتن در زمره یاران «منجی موعود» و داشتن سهمی هر چند ناچیز در فراهم نمودن زمینه برپایی دولت جهانی حضرت مهدی(ع) ما را واداشته بود تا در دوران جوانی به همه مواهب زندگی پشت کرده و داوطلبانه و با افتخار سخت ترین شرایط و حتی زندگی مخفی و آمادگی برای مبارزه مسلحانه و تبعات آن عذاب و شکنجه را برگزینیم؟
و آیا مگر خمینی نفرمود: «به تنها چیزی که باید فکر کنید استواری پایه های اسلام ناب محمدی«ص» است. اسلامی که پرچمداران آن پابرهنگان و مظلومین و فقرای جهانند و دشمنان آن، ملحدان و کافران و سرمایه داران و پول پرستانند. اسلامی که طرفداران واقعی آن همیشه از مال و قدرت- بی بهره بوده اند و دشمنان حقیقی آن، زراندوزان حیله گر و قدرت مداران بازیگر و مقدس نمایان بی هنرند» (صحیفه نور ج: 2 ص 59)
برادرم بهنام! امروز «خمینی» در بین ما نیست اما مطمئن باش دیری نخواهد گذشت که به او ملحق شویم. آیا در آن روز می توانیم در زمره یاران و پیروان او قرار گیریم؟
روزی که باید به سؤالات بسیار بازجویان محشر پاسخ دهیم.
سؤالاتی از این دست: لم تقولون مالا تفعلون؟
- شما که مدعی بودید مردم حق دارند از همه موضوعات مملکتی مطلع باشند چرا اقدامات دوستان و همفکران خود را از مردم پنهان می ساختید؟
- چرا به ملت خود نگفتید که «یورگن هابرماس» آلمانی، نظریه پرداز «نافرمانی مدنی» که با میزبانی دولت اصلاحات و با پوشش فیلسوف به ایران آمده بود، در شامگاه 26 اردی بهشت 81 در منزل کدیور با وی و سعید حجاریان و محمد مجتهد شبستری و... پیرامون استقرار حکومت غیردینی در ایران به رایزنی پرداخت؟
- چرا به مردم خود نگفتید «هابرماس» با «علیرضا بهشتی» که هنگام انتخابات 22 خرداد 88 مشاور عالی موسوی بود، چندین دیدار داشت؟
- چرا به ملت خود نگفتید «جواد اطاعت» مشاور موسوی لاری وزیر کشور دولت اصلاحات که پایان نامه دکترای خود را به بررسی چگونگی ایجاد تغییرات دموکراتیک در جمهوری اسلامی از راه مبارزات انتخاباتی اختصاص داده بود، به منظور مشارکت در تحقق این استراتژی در سال 88 از حزب اعتماد ملی به اردوگاه انتخاباتی میرحسین منتقل شد؟
- چرا به ملت ایران اطلاع ندادید: از نگاه «ریچارد رورتی» (قدیمی ترین رهبر عملیات سری سیا و مدیر پروژه موسوم به جنگ های کثیف روشنفکری که 22 خرداد 83 وارد تهران شد و با همکاری «داریوش شایگان» و «رامین جهانبگلو» به ارزیابی وضعیت اصلاح طلبان پرداخت) باید یک «نیروی اجتماعی سازمان یافته» را برای «مبارزات مدنی» تربیت کرد تا آنان در «یک لحظه تاریخی» دموکراسی آمریکایی را حاکم کنند.؟ و جان کین مغز متفکر سرویس اطلاعات خارجی انگلیس برای انتقال چه راهبردی به حجاریان وارد ایران شد؟
در آن روز نه تنها نمی توانیم برای پاسخ دادن به این گونه سؤالات با یکدیگر مشاوره کنیم بلکه شاید به خاطر اعمالمان از یکدیگر گریزان باشیم یوم یفر المرء من اخیه و...
برادرم بهنام! برادرم علی باقری و ای همه اعضای شورای مرکزی!
شما همه دارای پیشینه افتخارآمیز پیروی از خمینی و پشتوانه اعتقادی تشیع بوده و در زمره مجاهدین قرار دارید. هنوز جهاد به پایان نرسیده و راه تا نیمه طی شده است. بیائید تا دست در دست هم جهت نیل به آرمان های مقدس
«امام خمینی» همچنان مصمم و متحد گام برداریم.
برادران عزیز گرچه امروز جسم خمینی در بین ما نیست اما روح او، پیام جاودانه او و خلف صالح او «خامنه ای» در مقابل تمامی جبهه کفر و ارتداد و نفاق ایستاده و حجت را بر همه مدعیان پیروی خمینی تمام کرده است.
راستی به یاد دارید ایامی را که کتاب منتشره سازمان «ولایت فقیه استمرار حرکت انبیاء» را با ذوق و شوق به شرکت کنندگان نمازجمعه معرفی می کردیم؟ برادرانم آیا فقط آن ایام حرکت انبیاء با «ولایت فقیه» استمرار می یافت؟! اکنون کجاست آن «ولی فقیه»؟!! ما کجا هستیم؟ برادرانی چون شما با آن سوابق مبارزاتی، چرا باید آخرتمان را برای دنیای امثال موسوی هزینه کنیم؟ راستی موسوی در دوران سخت ستمشاهی کجا بود و چه می کرده؟ دارای کدام سابقه مبارزاتی و سیاسی است؟! این 20 سال کجا بود؟ چرا کنار کشیده بود؟ چه شد که در این شرایط سیاسی ناگهان به صحنه وارد شد؟
نکند دشمن او را برای چنین روزی به اصطلاح عوام در آب نمک خوابانده بود؟ یا اینکه آن روزها به دلیل نداشتن انگیزه بریده بود و استعفا داده بود؟ و امروز موقعیت را مناسب دیده و به وسیله همسرش که مدعی و مغبون است تحریک و بر «جمل» سوار شده؟
یا اینکه اصلا موسوی چیزی در چنته نداشته، بیست و هشت سال پیش هم آیت الله خامنه ای او را مورد عنایت قرار داده و او را به میدان سیاست وارد ساخته اند اما او امروز خود را گم کرده و غریبی می کند؟ فرصت طلبان هم از ساده لوحی او سود جسته و او را ملعبه خویش ساخته اند تا دوباره به قدرت برسند؟ دشمن نیز در او طمع کرده و هیجا ن زده پا به میدان نهاده است. دشمنی که طی 30 سال با به کار بردن همه توان و حیله و ترفند خود و عواملش در مقابل انقلاب اسلامی به زانو درآمده و در شرف تسلیم بود، از حرکت غافلانه او دوباره جان گرفت و هل من مبارز می طلبد!
یا اینکه موسوی آگاهانه و منافقانه این روش را برگزیده است؟
در هر صورت وای به حال او که هم دنیایش را خراب کرد و هم آخرتش را.
اگر همه از او بگذرند، امثال حقیر هرگز از او نخواهیم گذشت. او نتیجه چهل ساله همه آرزوهایمان و همه آرمان هایمان و همه امیدمان به آینده را با گستاخی به مبارزه طلبیده است و باید تاوان آن را پس دهد.
برادران عزیز! وقتی افشاگری های برادر عزیزمان سیدامیرحسین مهدوی را در روزنامه ها خواندم از شوق لبریز شدم. به راستی چه زیبا فرمود حضرت امام صادق(ع): الحرحر علی جمیع احواله... حر در همه حال حراست. اگر پتک ایام بر او ضربه ای فرود آورد صبوری کند و اگر انبوه مصائب بر او هجوم آرند نمی توانند مقاومتش را درهم شکنند، هر چند به بندش کشند و آسایش او را به سختی مبدل سازند. آری قیود تشکیلاتی، فرمانبری کورکورانه سازمانی و اسارت در عناوین فریبنده ای چون عضویت در شورای مرکزی سازمان هرگز نمی توانند آزاده ای چون سیدامیرحسین را به بند کشند. او شجاعانه این بندها را درهم می شکند و به وظیفه اسلامی و تاریخی خویش اقدام می کند. انقلاب اسلامی نیز علیرغم دشمنی های شیطان بزرگ و صهیونیسم پلید و خس و خاشاک های داخلی همچنان به حرکت خروشنده خویش ادامه می دهد تا ولی فقیه، پرچم خونین و پرافتخار آن را به دست مبارک صاحبش، منجی موعود روحنالمقدمه الفداء تقدیم نماید. خوشا به حال آنان که در این راه گام بردارند و وای به حال آنان که در مقابل این راه قرار گیرند.
برادران عزیز اعضای شورای مرکزی و سایر مرتبطین سازمان
در این لحظات حساس که انقلاب اسلامی یکی از حادترین شرایط تاریخی خود را پشت سر می گذارد همرزمانتان و همه آزادیخواهان گوشه و کنار عالم و همه منتظران ظهور آخرین منجی از فرزندان راستین خمینی انتظار دارند با انجام تکلیف و مسئولیت تاریخی خویش تارو پود قیود غیرخدائی را درهم شکسته، با لبیک به روح امام خمینی«ره» و اطاعت از رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی دشمنان کینه توز را بیش از پیش مأیوس سازند.
همرزم دیروزتان در سلول شماره 17 کمیته مشترک ساواک
و قطره ای از اقیانوس بیکران امت خمینی و خامنه ای
مستعفی سازمان- محسن حسینی نهوجی
دسته ها : سیاسی
يکشنبه بیست و یکم 4 1388

ثمره هاشمی: طرفداران ابطال انتخابات به دنبال حضور ناظران خارجی در انتخابات بودند

مشاور ارشد رئیس جمهور و رئیس ستاد انتخاباتی احمدی نژاد در انتخابات دهم ریاست جمهوری گفت: طرفداران ابطال انتخابات به دنبال حضور ناظران خارجی در انتخابات بودند.
سید مجتبی ثمره هاشمی جمعه شب در همایش تشکر از فعالان ستادهای حمایت مردمی احمدی نژاد در استان مازندران با ارسال و ابلاغ پیام رئیس جمهور به اعضای جلسه و همایش اظهار داشت: مردم ایران در انتخابات، حماسه ای بزرگ خلق کردند که مازندران پرچمدار حماسه بزرگ در 22 خرداد لقب گرفت.
وی با تأکید بر اینکه رفراندوم جمهوری اسلامی ایران در 22 خرداد تکرار شد، تصریح کرد: صحنه انتخابات در ایران در این دوره یک صحنه استثنایی بود.
ثمره هاشمی خاطرنشان کرد: در تاریخ انقلاب، این انتخابات به دلیل کثرت حضور و هم به لحاظ آرایش سیاسی و نوع تبلیغات ویژه و استثنایی بود.
ثمره هاشمی با انتقاد از کسانی که نگذاشتند این شیرینی حضور به مذاق مردم خوشایند باشد، افزود: ذائقه مردم با تلاش عده ای با اتهام بی مورد تلخ شد.
ثمره هاشمی با اشاره به اینکه مردم بعد از سخنان رهبری خیلی نجابت به خرج دادند، بیان داشت از ابتدا تا انتهای کار انتخابات با حضور مردم اتفاق افتاد.
وی با تأکید بر این نکته که این عده باید برای خسارت ها پاسخگو باشند، یادآور شد: خسارت به حیثیت ملت ایران در سطح جهان باید پاسخ داده شود.

دسته ها : سیاسی
يکشنبه بیست و یکم 4 1388


وزیر امور خارجه کشورمان با بیان اینکه از نشست گروه 8 پیام جدیدی دریافت نکردیم از تدوین یک بسته پیشنهادی از سوی ایران در حوزه های مختلف بین المللی خبر داد.
منوچهر متکی در نشست رسانه ای مشترک خود با وزیر امور خارجه کشور عمان، درباره بیانیه نشست پایانی گروه 8 گفت: از نشست گروه 8 پیام جدیدی دریافت نکردیم. متکی با اشاره به پایان یافتن این نشست در شب شنبه افزود: بنابر اخبار منتشر شده، اعضا در زمینه های مختلف، دیدگاه های متفاوتی داشتند که در برخی حوزه ها منجر به توافق همه جانبه نشد.
وی با بیان اینکه «مواضع ایران روشن است»، تصریح کرد: ما مباحث کلی در حوزه های مختلف سیاسی، اقتصادی، امنیتی و بین المللی را در قالب یک بسته پیشنهادی در دست تدوین داریم و این بسته را مبنای خوبی برای گفت وگو درباره مسائل امروز که منطقه و جهان با آن دست به گریبان است، می دانیم.
رئیس دستگاه دیپلماسی ایران خاطر نشان کرد: اگر حرف جدیدی منتقل شود پاسخ آن را خواهیم داد. متکی همچنین با اشاره به برخی همکاری های اقتصادی و امنیتی میان کشورهای ایران و عمان، به توافقنامه امنیتی میان دو کشور اشاره کرد و از امضا و تبادل این توافقنامه در آینده ای نزدیک خبر داد.
وی این توافقنامه را «سمبل همکاری های صمیمانه، استراتژیک و مفید کشور در حفظ ثبات و امنیت منطقه» خواند.
در ادامه این نشست، وزیر امور خارجه کشور عمان درباره سفر پادشاه این کشور به ایران گفت: سفر جناب سلطان قابوس بن سعید به ایران به قوت خود باقی است و به زودی انجام می شود.
یوسف بن علوی اضافه کرد: بخشی از گفت وگوی ما برای انجام ترتیباتی برای این سفر و تنظیم پروتکل هایی در این زمینه است.
وی پیش بینی کرد روابط دو کشور ایران و عمان در پی سفر پادشاه عمان به تهران وارد مرحله جدیدی شود.
تاکید رئیس جمهور
بر افزایش روابط ایران
و کشورهای منطقه
رئیس جمهور گسترش مناسبات و همکاری های کشورهای منطقه را به نفع ملت ها و جهان اسلام دانست و تصریح کرد: جمهوری اسلامی ایران سیاست راهبردی توسعه روابط با کشورهای همسایه و منطقه را همچون گذشته و با قدرت بیشتر پیگیری می کند.
به گزارش سایت اطلاع رسانی ریاست جمهوری، دکتر محمود احمدی نژاد ظهر دیروز در دیدار وزیر امور خارجه عمان، اظهار داشت: تهران آماده تعمیق و توسعه حداکثری روابط با مسقط و انتقال تجربیات در عرصه های گوناگون است.
رئس جمهور با بیان اینکه مناسبات و همکاری های ایران و عمان نمونه و الگو است، گفت: روابط برادرانه دو کشور به سرعت رو به گسترش و افزایش است.
یوسف بن علوی وزیر امور خارجه عمان نیز در این دیدار انتخاب مجدد دکتر احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور را نویدبخش توسعه روزافزون مناسبات جمهوری اسلامی ایران با کشورهای منطقه برشمرد و تصریح کرد: عمان خواستار گسترش و افزایش همکاری ها و روابط با جمهوری اسلامی ایران در عرصه های گوناگون است.

متکی : در حال تدوین یک بسته پیشنهادی هستیم

 
دسته ها : سیاست خارجی
يکشنبه بیست و یکم 4 1388
X