حذ ف جا سوس د اکیومنت
د ر ویند وز XP یک مورد ی وجود د ا رد به نا م جا سوس
د اکیومنت به ا ین معنی که شما هر گونه عملیا تی را د ر محیط
کا مپیوتر تا ن ا نجا م دهید . بد ون ا ستثنا د ر آ ن قسمت ذ خیره
می شو د. ا ین قا بلیت فقط سرعت ویند وز شما را پا یین می آ ورد.
به عبا رت سا د ه تر شما د ر وا قع ا ز هر موضوعی د و نسخه
د ا رید . که قطعا نسخه ی د وم به هیچ کا ری نمی آ ید ..
برا ی حذف ا ین جا سوس عملیا ت ذ یل را ا نجا م د هید .
بر روی start کلیک راست کنید properties را انتخاب کنید
پنجره ای باز می شود که در نوار بالایی آ ن گزینه ی start menu
را انتخاب و در سمت را ست بر روی گزینه ی ...customize کلیک کنید
پنجره ای به اسم customize Start Menu باز می شود .
در نوار بالا گزینه ی Advanced را انتخاب کنید حالا در قسمت پایین
صفحه ، گزینه ای با نام :
List my most recently opened documents وجود دارد
که فعال است شما باید تیک را بردارید تا غیر فعال شود سپس
گزینه ی Apply را بزنید و بعد ا ز آ ن Ok را زد ه و
دستگا ه خود را ری ا ستا رت نما یید .
ا ز ا ین به بعد ا ز د ست جا سوس را حت شده و سرعت
ویندوز شما به نحو چشمگیری با لا می رود .
منتظر ا یمیل ها ی بعد ی ا ین حقیر با شید .
ارا دتمند همه شما عزیزان
وقت دارید بخوانید..... داستان خیلی قشنگ......
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد! او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.
مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح می دهد:
((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.)) وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم
و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.
نتیجه اخلاقی داستان:
کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانید چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر دریافت کنید. پارسائی شما می تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد.
خداوند به سه طریق به دعاها جواب می دهد
نحوه پاسخ خداوند به دعا ها
خداوند به سه طریق به دعاها جواب می دهد:
او می گوید آری و آنچه می خواهی به تو می دهد...
او میگوید نه و چیز بهتری به تو می دهد...
او می گوید صبر کن و بهترین را به تو می دهد...