زبان وادبیات کردی
دیباچه: زبان کردی در شاخههای خانواده زبانی هندو ایرانی است و با زبان فارسی قرابت بسیار دارد تا جایی که تاریخشناسان پرآوازه بر این باورند که کردهای امروز، نوادگان مادهای دیروزند. این زبان که در طول تاریخ بالندگیاش، گنجینهای ارزشمند از فرهنگ و ادب را در خود پرورانده است، به بخشهای مختلفی تقسیم میشود که هر یک از آنها با اندک تفاوتی در ساختار، واژگان و ویژگیهای آواشناختی، ادبیات مخصوص خود را دارند که روی هم مجموعه این ادبیاتها به نام زبان و ادبیات کردی شناخته شده است.هدف رشته زبان و ادبیات کردی، آشنایی با جنبههای ادبی، زیباشناختی و پیشینه تاریخی این زبان غنی و کهن و بررسی تأثیر ادبیات کردی و فارسی بر روی یکدیگر است.گفتنی است که چون زبان و ادبیات کردی ارتباطی نزدیک با زبان و ادبیات فارسی دارد، این رشته مانند زبان و ادبیات فارسی از بین داوطلبان گروه آزمایشی علوم انسانی دانشجو میپذیرد.
درسهای این رشته در طول تحصیل:
دروس پایه:
آئین نگارش و رسم الخط، دستور زبان، آواشناسی و واجشناسی، پیشینه زبان کردی و لهجههای آن، کلیات زبانشناسی، روش تحقیق و مرجعشناسی، فرهنگنگاری
دروس اصلی:
شعر و نثر سبک خراسانی در ادب فارسی، شعر و نثر سبک عراقی در ادب فارسی، شعر و نثر سبک هندی و بازگشت در ادب فارسی، نثر معاصر فارسی، شعر معاصر فارسی، صرف درزبان عربی، نحو درزبان عربی،متون نظم و نثر کلاسیک در ادب عربی، نثر معاصر عربی، شعر معاصر عربی، زبان انگلیسی اختصاصی، متون ادبی لری، متون نثر معاصر، متون شعر معاصر، تأثیر قرآن و حدیث در ادب کردی، ادب فولکلور، افسانهها واسطورهها، ادبیات تطبیقی، عروض وقافیه، شاهکارهای ادب جهان به زبان کردی، روزنامهنگاری.
دروس تخصصی:
تاریخ ادبیات و ادب گورانی، تاریخ ادبیات ( ادب کرمانج شمال)، تاریخ ادبیات (ادب کرمانج جنوب)، تاریخ ادبیات (ادب معاصر)، بدیع، معانی و بیان، مکاتب ادبی جهان، سبکهای ادبی درادبکردی، کلیات نقد ادبی، نقد در ادب داستانی، ادبیات داستانی در ادب کردی، اصول و روش ترجمه، ترجمه متون.
منبع: کتاب آشنایی با رشته های دانشگاهی سازمان سنجش آموزش کشورتالیف خانم فیروزه سودایی ونرم افزار سامان رشته ی سازمان سنجش
زبان وادبیات فارسی
دیباچه: بعضیها میگویند باید فراموش کرد و یا حداقل کمتر به آن پرداخت چرا که در عصر ماشین و قرن بیست و یکم سخن گفتن از آن نشانه عقبماندگی و دوری از واقعیتهاست. میگویند وقتی به یاری آن حتی نمیتوان یک سنجاق قفلی را ساخت چرا باید همّ و غم خویش را صرف آن کرد وخلاصه ادبیات مال دوران لب جوی و سایه درخت و آواز بلبل بوده است و حالا که این دوران سر آمده است با ادبیات نیز باید خداحافظی کرد.این در حالی است که رشته زبان و ادبیات فارسی بهترین بستر برای ورود به شناخت فرهنگ و عرفان و حتی معارف دینی ما است. چون سرفصلها و دروسی که در این رشته تدریس میشود هر کدام مسیری است که به دشتهای وسیع معرفت منتهی میگردد. مثلاً معانی و بیان و آرایههای ادبی موجب ارضاء حس زیباشناسی در حوزه ادبیات میشود و از دیگر سو صنایع شعری و فنون بلاغی مانند تملیح، استعاره و مجاز کلیدی برای پی بردن به نکات باریک و اشارات معنایی متون ادبی است. امروزه دامنه ادبیات فارسی بسیار گسترده است به گونهای که پیشبینی میشود بتوان ده گرایش برای آموزش ادبیات فارسی تدوین کرد؛ یعنی دانشجو طی دو سال دروس عمومی ادبیات را بخواند و در دو سال بعد یکی از گرایشهای علوم بلاغی، ادبیات داستانی و گرایشهای دیگری که میتوان در این رشته پیش بینی کرد، مطالعه کند. اما آنچه امروزه در دانشگاهها به عنوان رشته ادبیات فارسی تدریس میشود، دارای دو شاخه اصلی زبان فارسی و ادبیات فارسیاست. که در بخش زبان فارسی مسایل مربوط به زبان شناسی، دستور زبان، اصول نگارش و ویرایش و در بخش ادبیات؛ سبکشناسی، نقد ادبی، انواع ادبی، تاریخ ادبیات، صنایع ادبی شامل بدیع، معانی و بیان و عروض همچنین متون نظم و نثر کلاسیک مورد بررسی قرار میگیرد.
تواناییهای لازم :
اگر یک دانشجوی ادبیات از خواندن یک بیت شعر حافظ یا خواندن داستانهای شاخص و معروف ادبیات جهان لذت نبرد به اشتباه وارد این رشته شده است چون دانشجوی زبان و ادبیات فارسی باید دروس بسیار متنوع و گستردهای را در وادی ادبیات فارسی بخواند و اگر کسی علاقهمند نباشد این رشته برایش ملال آور میشود.این رشته قلم درست و بیان خوب میخواهد تا بتوان منظور خود را به خوبی تفهیم کرد. همچنین دانشجوی این رشته لازم است که حافظه نسبتاً قوی داشته باشد چون بخش عظیمی از مقولات ادبی را باید به خاطر بسپارد تا در مواقع لازم به آنها دسترسی داشته باشد.
موقعیت شغلی در ایران :
بعد از آموزش و پرورش ، مطبوعات بهترین بستر برای فعالیت فارغالتحصیلان ادبیات فارسی است. همچنین بهترین نیرو برای تنظیم و ارائه برنامههای ادبی رادیو و تلویزیون و حوزههای فرهنگی وزارتخانههای مختلف کشور، فارغالتحصیل این رشته است. و از اینها گذشته یک لیسانس ادبیات اگر پویا و فعال باشد میتواند یک نویسنده، شاعر یا منتقد گردد و در مراکز چاپ و نشر کتاب به عنوان ویراستار و ناظر ادبی در سیر چاپ کتاب حضور داشته باشد. در ضمن تعدادی از فارغالتحصیلان نیز با توجه به ذوق و سلیقه خود کارهای ویژهای انجام میدهند که از آن جمله میتوان به شرکت در تألیف فرهنگهای مختلف به عنوان پژوهشگر ادبی و "فیشنویس علمی" و "انتخابی" دایره المعارفها اشاره کرد.
درسهای این رشته در طول تحصیل :
دروس پایه:
دستور زبان، تاریخ زبانفارسی، مرجعشناسی و روش تحقیق ، آییننگارش و ویرایش ، بدیع.
دروس اصلی:
رودکی و منوچهری، فرخی و کسایی، رستم و سهراب، رستم و اسفندیار، قصیدههای ناصرخسرو، خاقانی، مسعود سعد، نظامی، مثنوی معنوی، منطقالطیر، حدیقهسنایی، بوستان سعدی، غزلیات و قصاید سعدی، حافظ، صائب، تاریخ بیهقی، سیاستنامه و قابوسنامه، کشف الاسرار، کلیله و دمنه، گلستان سعدی، مرصادالعباد، قرائت متون عربی، قواعد عربی، زبان خارجه تخصصی، عروض و قافیه، ادبیات معاصر، متون تفسیری، آشنایی با علوم قرآنی، نقد ادبی.
دروس تخصصی:
معانی و بیان، مبانی عرفان و تصوف، تأثیر قرآن و حدیث در ادب فارسی، تاریخ ادبیات، سبکشناسی.
منبع: کتاب آشنایی با رشته های دانشگاهی سازمان سنجش آموزش کشورتالیف خانم فیروزه سودایی ونرم افزار سامان رشته ی سازمان سنجش