معرفی وبلاگ
دسته
لینک دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 371584
تعداد نوشته ها : 574
تعداد نظرات : 38
reza
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
اتل متل راحله ... 
اتل متل راحله
اخموی بی حوصله
مامان چرا گفت بگیر 
از پدرت فاصله 

دلش هزار تا راه رفت 
بابا خسته کاره ؟
مامان چرا اینو گفت ؟
بابا دوستش نداره ؟ 

باید اینو بپرسه
اگه خسته کاره 
پس چرا بعضی وقتا
تا نیمه شب بیداره ؟

نشونه بیداریش
سرفه های بلنده 
شش ماه پیش تا حالا
بغض می کنه ، می خنده 

شاید اونو نمی خواد 
اگه دوستش نداره
پس چرا روی تختش 
عکس اونو میذاره ؟

با چشمای مریضش 
عکس و نگاه میکنه 
قربون قدش میره
بابا ، بابا می کنه 

با دست پر تاولش 
آلبومی رو که داره 
از کنار پنجره 
ور می داره می آره 

با دیده پر از اشک 
آلبومو وا می کنه 
رفیقای جبهه رو 
همش صدا می کنه 

آلبوم عکس بابا 
پر از عکس دوستاشه 
عکسی هم از راحله ست
تو بغل باباشه 

با دیدن اون عکسا
زنده می شه،میمیره
با یاد اون قدیما
بابا زبون میگیره

قربون اون موقعا
قربون اون صفاتون
دست منم بگیرین
دلم تنگه براتون

از اون وقتی که بابا
دچار این مرض شد
مامان چقدر پیر شده
بابا چقدر عوض شد

مامان گفته تو نماز 
برای بابات دعا کن
دستا تو بالا ببر
تقاضای شفا کن

دیشب توی نمازش 
واسه باباش دعا کرد
دستاشو بالا برد و
تقاضای شفا کرد

نماز چون تموم شد
دعا به آخر رسید
صدای گریه های 
مامان تو خونه پیچید 

دخترکم کجایی؟
عمر بابا سر اومد
وقت یتیم داری و
غربت مادر اومد

دخترکم کجایی؟
بابات شفا گرفته
رفیقاشو دیده و
ما رو گذاشته رفته

آی قصه قصه قصه
یه دستمال نشسته 
خون سرفه بابا
رو این پارچه نشسته

بعد شهادت او 
پارچه مال راحله است
دختری که در پی 
شکستن فاصله است

کنار اسم بابا
زائرکربلایی
یه چیز دیگه نوشتن
شهید شیمیایی
دسته ها : داستان
1387/9/17 16:45

                          

فرق دوست معمولی با دوست واقعی 

دوست معمولی هیچگاه نمیتواند گریه تورا ببیند.
دوست واقعی شانه هایش از گریه تو تر خواهد بود.

دوست معمولی اسم کوچک والدین تو را نمیداند.
دوست واقعی شاید تلفن آنها را جایی نوشته باشد.

دوست معمولی یک جعبه شکلات برای مهمانی تو میآورد.
دوست واقعی زودتر به کمک تو می آید و تا دیر وقت برای تمیز کردن میماند.

دوست معمولی از دیر تماس گرفتن تو دلگیر و ناراحت میشود.
دوست واقعی میپرسد چرا نتوانستی زودتر تماس بگیری؟

دوست معمولی دوست دارد به مشکلات تو گوش کند.
دوست واقعی سعی در حل آنها میکند.

دوست معمولی مانند یک مهمان عمل میکندو منتظر میماند تا از او پذیرایی کنی.
دوست واقعی به سوی یخچال رفته و از خود پذیرایی میکند.
دوست معمولی می پندارد که دوستی شما بعد از یک مرافعه تمام می شود.
دوست واقعی میداند که بعد از یک مرافعه دوستی محکمتر میشود.
دوست واقعی کسی است که وقتی همه تو را ترک کرده اند با تو می ماند.
 

 

دسته ها :
1387/9/17 16:40

 

اشتیاق 

وقتی که تنهای تنها می شوی ‌‌و وقتی که دوستانت ‌‌و آنهاکه نیاز مند یاریشان هستی درست در حساسترین نقطه رهایت می کنند. وقتی که  در دست همانها که پشتوانه و پشت گرمی محسوبشان می کردی خنجر می بینی. وقتی زیر سنگی که به استواریش سوگند می خوری و تکیه گاهش می شمردی ماری خفته می بینی که در تکان حادثه از خواب جهیده است. وقتی که امواج امتحان خاشاک دوستیهای سطحی را می روبد و لجن متعفن خود خواهی و منفعت طلبی را عریان می سازد. وقتی هیچ تکیه گاهی برایت نمی ماند و هیچ دستی خالصانه به دوستی گشاده نمی گردد یک ملجا و امید وپناه گاه می ماند که هیچ حادثه ای نمی تواند او را از تو بگیرد. او حتی در مقابل بدیهای تو خوبی می آورد و بر روی زشتی های تو پرده ی اغماض می افکند. اگر بدانی که محبت و اشتیاق او به تو چه قدر است بند بند تنت از هم می گسلد. او به عیسی علی نبینا و آله و علیه السلام فرمود: اگر آنها که به من پشت می کنندمیزان اشتیاق من را به خود بدانند قالب تهی می کنند. حتماْ دانسته ای که او کیست. پس چرا در انتها به او برسی؟! از او آغاز کن. پیش و بیش از همه خدا را دوست بگیر و هم واره ملاک و شاخص دوستیهایت قرار بده. هر که به خدا نزدیکتر و صفات خدایی در او متجلی تر دوست تر و صمیمی تر. و تو که چنین دوستی و رفاقتی می طلبی خود پیش از دیگران به خلق و خوی الهی متخلق می شوی.

نظر نظر نظر نظرنظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر

دسته ها : عشق
1387/9/17 16:33

 

چشمان منتظر

چشمانم براه است.سال هاست که بی توام ودر سکوت

یاد تو را می خوانم .بدون تو چکنم؟.چگونه چشمانم را راضی کنم که دیگر تو را نخواهند دید؟

چگونه از غم چشمانم بکاهم؟ چگونه لب هایی که همیشه به امید

دیدنت تبسم بر لب داشت این بار بدون بودن تو خود را به خنده بگشایند؟

پاهایم دیگر استوار نیست پاهایی که پا به پای تو میدویدند.

همه اش به دنبال راهی میگردم که حتی در انتهایش تو باشی.

کاش تو بودی. شب ها را با یادت گذراندم .

اما امشب دیگر شب آخر است .

از وقتی که ماه در می آید تا وقتی که جایش را به خورشید

می دهد ,چشمانم دوخته به در بیدارم.

ولی امشب جور دیگریست .حس دیگری دارم .می دانم که تو می آیی

 و مرا با خود خواهی برد.

                   صمیمانه واز ته قلبم می گویم:

                    با تمام وجود دوستت دارم...

نظر ندی خیلی بی وفای

دسته ها : عشق
1387/9/17 16:19

                            

 

  این دو سه روز رو رژیم بگیر تا لاغر شی که انتخابت نکنن! اینو به بقیه گله هم بگو.
عید قربان پیشاپیش مبارک
از امروز 2 روز بیشتر زنده نیستی... از فرصتی که داری لذت ببر عزیز!
پیشاپیش فرا رسیدن عید قربان رو بهت تسلیت می گم!
....
عید قربان مبارک
   sms joke حال گیری عید قربان  ما همه نسبت به کشته شدن دوستانمان در این روز اعتراض داریم
اینو واسه مابقی گوسفند ها هم بفرست
انجمن حمایت از گوسفندان
...........
%;% %;%
*;%*;%'*
*;*;%;*%*
*;%*;%'*
*;*;%;*%* %;%
*;%*;%'*
*;*;%;*%*
.
.
.
.
.
.
.
چیه؟
میخوای بدونی اینهاچی هست؟
عزیزم اینها علفه
دنبال یک گوسفند خوب واسه قربونی هستم
فکر کنم خودش باشی

 nazar yadet nare

دسته ها : اس ام اس
1387/9/17 16:4

 

 

قسمتهای اساسی ویندوز را فارسی کنید

 

در این ترفند قصد داریم روشی بسیار جالب را به شما معرفی کنیم که با استفاده از آن خودتان میتوانید بدون نیاز به اطلاعات پیچیده کامپیوتری و نرم افزار خاصی و تنها از طریق رجیستری ویندوز قسمتهای اساسی ویندوز را فارسی کنید. این ترفند روی تمامی نسخه های ویندوز قابل اجراست



برای این کار
از منوی Start وارد Run شوید و در آن عبارت regedit را وارد کنید و Enter بزنید تا ویرایشگر رجیستری باز شود.
اکنون به آدرس زیر بروید:
HKEY_USERS/S-1-5-21-515967899-1454471165-839522115-1003/Software/Microsoft/Windows/ShellNoRoam/MUICache
حالا در قسمت دیگر رجیستری ، شما میتوانید تمامی اطلاعات زبان را مشاهده کنید. کافی است روی هر کدام از آنها دوبار کلیک کنید و در پنجره جدید و قسمت Value Data به جای نام انگلیسی آن ، نام فارسی مورد نظر خودتان را بنویسید. نهایتأ OK را بزنید تا تغییرات اعمال شود.

نظر یادت نره .......نظر یادت نره......

دسته ها : کامپیوتر
1387/9/17 16:1

 

ویرانه

جای من و تو در این منزل ویرانه نیست            مثل من اینجا کسی بی کس و بیگانه نیست

تا که دلت مامن دیو و دد و اژدهــــاست             غیر تباهی کسی ساکن این خـــــانه نیست

بلبل از گل جدا مرده در اینجا رهــــــــا              شمع خموشــــــم دگر همدم پروانه نیست

خسرو شیرین سخــــن روح ندارد به تن              لیلی گلگون کفن محـــــــرم دیوانه نیست

زلف گره گیر یار گم شده در خاک وخار             آینه و شانه هست گیـسوی بر شانه نیست

دیده همه گریـــــه و سینه همه آتش است              زندگی ام مردن است تا دم جانانـه نیست

دسته ها : عشق
1387/9/16 17:1

               

کویری خشک و سوزان جان من بی                 ز دنیا مـــــــــــاتم  و  غم آن  من  بی

تو که حیـــــــــــرون منو تنها گذاری                 ندونی تــــــــــــــــافلک افغان من بی

 

ته لاله  کوهســاری مو گل جو               مو دور افتاده خارم ته  سمن بو

چرا سرگشته هر کوه و دشتم               بنـــــــــازم قامتت آخر ته ام گو

 

ز خون پاک تو صحراست رنگین     همه یـــــاران یکدل زار و غمگین

کجـــــــــــا رفتی تو ای آرام جانم      به دوشم چون کشم این بار سنگین

 

به نعش غرق خونم باز جان ده     به کوه و دشت و هامونم امان ده

امان از محنت و داد از غریبی     به چشمان راه جیحونم نشان ده

 

خدایا عمر مو دیــــــگر تمومه         خورم غم پس چرا یارم نیومه

کفن خونین سوار اسب چوبین         ولی بــــاز ای خدا او آرزومه

 

به خــــاک مو اگر روزی بیایی      که عقده روح رنجورم گشایی

بپاشون آبی از گوشه دو چشمت     که گرد از گور تاریکم زدایی

 

شو و مو در بیــــابون یاد خونه        خدایـــا دردمو یــــــــارم ندونه

شو تاریک و یخبندون و چشمی        که اشکش سوی دریاها روونه

دسته ها : عشق
1387/9/16 16:55
خواص بابونهChamomileنام علمی این گیاه Chamaemelum nobile است. بابونه گیاهی است دائمی و کوچک، به ارتفاع تقریبا 30 سانتیمتر، دارای بویی معطر که در چمن زارها و زمین های شنی می روید. ساقه آن به رنگ سبز مایل به سفید، برگ های آن کوچک متناوب و دارای بریدگی های باریک، نامنظم و پوشیده از کرک است. گل های آن مجتمع در یک طبق که به طور منفرد در انتهای ساقه گل دهنده در تابستان ظاهر می شود. در هر طبق، گل های سفید در اطراف و گل های زرد در قسمت وسط قرار دارند.

 

خواص درمانی بابونه:

بابونه از نظر طب قدیم ایران گرم و خشک است و از تقویت کننده های تلخ به حساب می آید.1) یکی از مهم ترین خواص بابونه، درمان زخم و ورم معده است که به آسانی این مرض را درمان می کند. افرادی که سال های سال با این بیماری دست به گریبان هستند و از قرص های مختلف گران قیمت نظیر Lozac و Zantac و ... استفاده می کنند، می توانند با استفاده از بابونه، پول داروی خود را پس انداز کنند و سلامتی خود را نیز بازیابند. برای درمان زخم معده یک لیوان دم کرده غلیظ بابونه درست کنید (4 قاشق چای خوری بابونه خشک را در یک لیوان آب جوش و یا چهار تا چای کیسه ای بابونه در یک قاشق لیوان آب جوش ) و صبح ناشتا آن را بنوشید. سپس در رختخواب به پشت دراز بکشید و بعد از چهار دقیقه بخوابید. البته بعد از یک ربع ساعت می توانید صبحانه خود را میل کنید . این عمل را به مدت دو هفته ادامه دهید تا زخم و ورم معده به کلی شفا پیدا کند.2) بابونه اعصاب و قوای جنسی را تقویت می کند.3) بابونه تقویت کننده مغز است.4) بابونه ادرارآور و قاعده آور است.5) این گیاه ترشح شیر را در مادران شیرده افزایش می دهد.6) درمان کننده سردرد و میگرن است.7) استفاده از بابونه سنگ مثانه را خرد و دفع می کند.8) اگر کسی قطره قطره ادرار می کند، به او دم کرده بابونه دهید تا درمان شود.9) بابونه درمان کننده کمی ترشحات عادت ماهیانه است.10) برای درمان چشم درد، بابونه را در سرکه ریخته و بُخور دهید.11) برای تسکین دردهای عضلانی دم کرده بابونه بنوشید.12) جویدن بابونه برای التیام زخم های دهان مفید است.13) خوردن 5 گرم ریشه بابونه با سرکه ی رقیق محرک نیروی جنسی است (ریشه بابونه گرم تر و خشک تر از گل بابونه است).14) بابونه تب بُر و تسکین دهنده درد است.15) بابونه تقویت کننده معده است.16) برای تسکین درد در هنگام دندان درآوردن بچه ها، به آنها دم کرده بابونه بدهید.17) برای رفع بی خوابی و داشتن یک خواب آرام و راحت، کافی است 10 دقیقه قبل از رفتن به رختخواب، یک فنجان دم کرده بابونه بنوشید.18) بابونه درمان کننده بی اشتهایی است.19) بابونه برای رفع ورم روده موثر است.20) دم کرده بابونه درمان کننده کم خونی است.21) از بابونه برای رفع کرم معده و روده استفاده کنید.22) بابونه تسکین دهنده دردهای عادت ماهیانه است.23) بابونه برای رفع زردی مفید است.24) حمام بابونه اثر نیرو دهنده دارد. برای این منظور چند قطره اسانس بابونه را در وان حمام ریخته،  مدت یک ربع در آن دراز بکشید.25) برای تسکین درد، چند قطره اسانس بابونه را با یک قاشق روغن بادام مخلوط کرده و روی محل های دردناک بمالید تا درد را تخفیف می دهد.26) اسانس بابونه مخلوط با روغن بادام برای رفع ناراحتی های پوستی نظیر اگزما ، کهیر و خارش مفید است.27) برای رفع گوش درد و سنگینی گوش، یک قطره روغن بابونه را در گوش بچکانید.28) اسانس بابونه چون اثر تهوع آور دارد، در مسمومیت های غذایی مصرف می شود.29) روغن بابونه را برای از بین بردن کمردرد، درد مفاصل و نقرس روی محل درد بمالید.30) با دم کرده بابونه اگر موهای بلوند را بشویید آنها را روشن تر و شفاف تر می کند.31) خانم هایی که یائسه شده اند، بهتر است همه روزه دم کرده بابونه بنوشند، زیرا اختلالات یائسگی را برطرف می کند.32) بابونه ضد آلرژی است.

طرز تهیه فرآورده های بابونه:

دم کرده بابونه : برای درست کردن دم کرده بابونه، یک قاشق چای خوری گیاه بابونه خشک را در یک فنجان آب جوش ریخته و مدت 5 دقیقه بگذارید تا دم بکشد.اسانس بابونه : حدود 8/0 تا 1 درصد، اسانس در این گیاه وجود دارد که به وسیله تقطیر با بخار آب به دست می آید. رنگ این اسانس آبی روشن است، ولی در اثر کهنه شدن به رنگ زرد مایل به قهوه ای در می آید. بوی این اسانس، بسیار قوی و طعم آن معطر و سوزانده است. اسانس بابونه در عطر سازی و برای معطر کردن غذاها به کار می رود.روغن بابونه با روغن زیتون : گل خشک بابونه را  برابر وزنش با روغن زیتون مخلوط کرده و روی آتش ملایم بگذارید تا دم بکشد (نباید بجوشد) و گهگاه آن را هم بزنید. سپس آن را از روی آتش بردارید و بگذارید تا مدت 24 ساعت بماند. سپس آن را از صافی با فشار رد کرده و در شیشه ای دربسته نگهداری کنید. برای نفخ شکم و قولنج آن را روی شکم بمالید.روغن بابونه با روغن کنجد : مقداری از گل خشک بابونه را با چهار برابر وزن آن با روغن کنجد مخلوط کرده و سپس به اندازه دو برابر گل بابونه، آب به آن اضافه کنید. آن را روی حرارت بگذارید تا بجوشد و آب آن به کلی تبخیر شود و فقط روغن باقی بماند. البته باید دقت کنید که روغن نسوزد.
دسته ها : سلامت
1387/9/16 16:55

 

داستان : آرامش با قرآن
از فاضل گرانقدر جناب آقاى على آقایى «عراقچى همدانى» شنیدم که فرمود: در سال 1342 ماه محرم که من در کبوترآهنگ همدان منبر مىرفتم، انقلاب از قم به ى داهیانه حضرت امام خمینى «ره» آغاز شد، تا آن که ما خبر دستگیرى امام خمینى«ره» را به وسیله رادیو شنیدیم و از این جهت همه نگران و ناراحت شدیم و من در فکر شدم که این داستان، آخرش به کجا مىرسد و سر نوشت ملت و کشور چه خواهد شد، خصوصاً عاقبت امام خمینى«ره» چه مىشود با این وضعى که پیش آمده و دستگاه جبار ایشان را دستگیر کرده بودند در این هنگام به خاطرم رسید که براى آگاه شدن از عاقبت این کار به قرآن کریم تفال نمایم.قرآن را برداشتم متوجه قادر متعال شدم و خواستم که از قرآن، عاقبت امر را به من نشان دهد پس قرآن را باز کردم، دیدم در اوّل صفحه این آیه مبارکه است:«قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ اِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً.»«بگو حق آمد و باطل نابود شد، بدان که باطل نابود شدنى است.»من از این تفال بسیار نیک، آرامش خاطر پیدا کرده و مطمئن شدم که امام«ره» آزاد خواهد شد تا آنکه بعد از چندى در اثر فشار ملّت و اقدام علماى اعلام و مهاجرت علماى بزرگ شهرستانها به تهران، دولت و شاه مجبور شدند که امام«ره» را آزاد کنند، تا اینکه مرتبه دوّم حضرت امام را دستگیر کردند، این دفعه ایشان را به ترکیه، تبعید نمودند دوباره من ناراحت شدم و قرآن را برداشتم خواستم با تفال به قرآن بدانم که عاقبت کار چه خواهد شد (البته این قرآن، غیر از آن قرآنى بود که در کبوترآهنگ بود) وقتى قرآن را گشودم، بازدیدم در اوّل صفحه، این آیه است:«قُلْ جَاءالْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ اِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً.» خیالم راحت شد، دانستم که این دفعه نیز امام آزاد مىشود تا اینکه پس از مدتى که امام«ره» در ترکیه بود ایشان را به نجف فرستادند ناچار به پاریس تشریف آوردند که این پیشامد نیز موجب فکر و خیال و ناراحتى مسلمانان بود من دوباره به فکرم آمد که از قرآن کمک بگیرم و به قرآن تفال بزنم تا بدانم این مرتبه کار امام«ره» به کجا خواهد رسید، قرآن را باز کردم، باز دیدم در اوّل صفحه این آیهآمد«قُلْ جاءَالْحَقُّ وَ زَحَقَالْباطِلُ...»
   داستان: سرانجام یک عمر مبارزه با قرآن داستان: سرانجام یک عمر مبارزه با قرآن
ابن مقفع در ابتدا در کیش مانى بود و سالها با آزادى کامل با اسلام و قرآن به مبارزه پرداخته و شبهات و اشکالات زیادى در میان مردم منتشر ساخته بود.از همینروست که مىگویند او باب بُرزویه طبیب را به قصد شکّ انداختن در دل مردم بر کتاب «کلیه ودمنه» افزود.«ابن مقفع» روزى در بغداد از کوچهاى مىگذشت، ناگهان صداى کودکى او را به خود جلب کرد که با آواز زیبا و صداى دلنشین چنین قرآن مىخواند:«اَلَمْ نَجْعَلِ الا ْ َرْضَ مهاداً، وَ الْجبالَ اَوْتاداً، وَ خَلَقْناکُمْ اَزْواجاً وَجَعَلْنانَوْمَکُمْ سُباتاً، وَ جَعَلْنااللَّیْلَ لِباساً، وَ جَعَلْنا النَّهارَ مَعاشاً...»«آیا زمین را گاهواره و کوهها را میخهایى قرار نداریم؟ شما را نر و ماده آفریدیم و خواب را براى شما وسیله آسایش و آرامش گردانیدیم و (تاریکى) شب را براى شما لباس و پوشاکى قرار دادیم (تا سیاهى شب همچون پرده شما را بپوشاند) و روزى براى شما وقت کار و کوشش گردانیدیم...»ابن مقفع به محض شنیدن کلام خدا در حالى که سکوت سراپاى وجودش را فرا گرفته بود، بىاختیار ایستاد و در تفکّر و سکوت غرق شد، آنقدر ایستاد تا آن پسر بچه سوره را به پایان برساند.او سخن نو شنیده بود که نه شعر بود و نه نثر.ولى آهنگى زیباتر از شعر و بیانى رساتر از نثر داشت.زیبایى لفظ و شیوایى اسلوب و هماهنگى روشن قرآن نظرش را به خود جلب کرد و موجى از لذت و شادى در روانش پدید آمد.لذتى که قرآن به او داد غیر از آن بود که تا آن وقت از سایر انواع سخن مىبرد.ابن مقفع که خود در فصاحت و سخنشناسى بىمانند بود با شنیدن این آیات تکان دهنده فطرت دینى او بیدار گشت و با هیجان و جذبهاى گفت: شکى نیست که این گفتار عالى ساخته اندیشه کوتاه بشر نیست.تصادف کوچکى ابن مقفع را با قرآن آشنا کرد، چهره قرآن در نظرش دگرگون شد.احساس کرد که دنیاى جدیدى براى او کشف شده است.بىدرنگ از همانجا برگشت و با قدمهاى محکم به سوى «عیسىبنعلى» عموى منصور رفت و گفت: نور اسلام در قلب من تابیده است و دریچهاى از جهان وسیع و پهناور در برابر دیدگانم باز شده و دگرگونى عمیقى در من به وجود آمده است و مىخواهم در حضور تو به دین اسلام مشرف شودم.عیسى با تعجب گفت: تو که یک عمر با قرآن مبارزه کردهاى علّت روى آوردنت به اسلام چیست؟ وى ماجرا را بیان کرد و عیسى در پاسخ گفت: این کار شایسته است که در یک مجلس رسمى در حضور علما و امراى لشکر و در نزد طبقات مردم انجام گیرد.بنابر این فردا به همین منظور پیش من بیا.همان روز شب هنگام ابن مقفع شروع به زمزمه کرد و وردهاى مخصوصى که مانویان و زرتشتیان موقع غذا خوردن، مىخوانند، خواند.عیسى رو به او کرد و گفت: آیا با اینکه قصد دارى مسلمان شوى بازهم طبق روش دیرینه خود به زمزمه مشغول هستى! ابن مقفع گفت: من که هنوز به طور رسمى به آیین جدید «اسلام» داخل نشدهام و نمىتوانم مراسم و شریفات آن را بجا آورم، چگونه مىتوانم از کیش مانوى دست بردارم و شبى را به روز آورم در حالى که به هیچ مذهب و کیشى پایبند نباشم.من از اینکه شبى را در بىدینى به روز آورم ناراحت هستم.بامداد فردا رسید، از طرف «عیسىبنعلى» مجلس با شکوهى براى اسلام آوردن ابن مقفع ترتیب داده شد.طى مراسمى شهادتین بر زبان جارى کرد و مسلمان شد و موسوم به «عبدالله» و داراى کنیه «ابومحمد» گردید.آشنایى او با اسلام و تعالیم حیاتبخش قرآن، بینش جدید و عمیقى در او به وجود آورد و طرز فکر جهانبینىاش را بکلى دگرگون ساخت.او قلم خود را مثل شمشیر برنده بود بر ضد دستگاه خلافت منصور به کار انداخت و طورى جهان را بر منصور تنگ کرد که منصور فریاد زد آیا کسى هست مرا از شر ابن مقفع نجات دهد؟سر انجام ابن مقفع به دست یکى از دژخیمان منصور بنام «سفیان بن معاویة» امیر بصره به وضعى سخت فجیع هلاکت گردید و بر او تهمت «زندقه» نهادند، امّا حقیقت آن است که او بیش از هر چیز قربانى رشک و کینه دشمنان خویش شده است.
   داستان : اعتراف قریش به قدرت بیان قرآن داستان  : اعتراف قریش به قدرت بیان قرآن
عتبةبن ربیع از بزرگان قریش بود.روزى که حمزه اسلام آورد سراسر محفل قریش را غم و اندوه فراگرفت و سران قریش بیم آن داشتند که دامنه اسلام بیش از این توسعه یابد.در آن میان عتبه گفت: من به سوى محمد مىروم و مطالبى را پیشنهاد مىکنم، شاید او یکى از آنها را بپذیرد و دست از آیین جدید بردارد.سران جمعیت نظر وى را تصویب کردند.او برخاست و به سوى پیامبر که در مسجد نشسته بود رفت و به او پیشنهاد کرد که ریاست مکّه را به او بدهند و ثروت هنگفتى در اختیار او بگذارند و از دعوت خود دست بردارد.آنگاه که سخنان او پایان یافت پیامبر فرمود: آیا سخنان تو ه یافت؟ گفت: آرى.پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود این آیات را گوش ده که پاسخ تمام پرسشهاى تو در آنهاست،«بِسْمِاللهِالرَّحْمنِالرَّحیمْ، حـم تَنْزیلٌ مِنَالرَّحْمنِالرَّحیمْ، کِتابٌ فُصِّلَتْ آیاتُهُ قُرْآناً عَرَبِیّاً لِقَوْم یَعْلَمُونَ، بَشِیراً وَ نَذیراً فَأَعْرَضَ اَکْثَرُهُمْ فَهُمْ لا یَسْمَعُونَ.»«به نام خداى رحمان و رحیم، حاء میم، اینکه از جانب خداى بخشنده و مهربان نازل گردیده کتابى است که آیههاى آن براى گروهى که دانا هستند توضیح داده شده است.قرآنى عربى براى مردمانى که بدانند.بشارت و بیم دهنده است، امّا بیشتر آنها روى گردانیدهاند و گوش نمىدهند.»پیامبر(صلى الله علیه وآله) وقتى به آیه 37 رسید سجده کرد.پس از سجده به عتبه رو کرد و فرمود: (اى ابا ولید! پیام خدا را شنیدى؟) عتبه که هنگام تلاوت آیات بر دستهاى خود تکیه زده و سرا پا گوش شده بود بدون اینکه سخنى بگوید بلند شد و به طرف قریش رفت.برخى قریشیان گفتند: به خدا قسم، این حالت و قیافه ابا ولید، همان حالتى نیست که به سوى محمد رفت.عتبه با آن حالت خود در میان مجلس قریش نشست.به او گفتند: ابا ولید چه دیدى؟ (که چنین مبهوت و در فکر هستى) گفت: به خدا قسم، کلامى از محمد(صلى الله علیه وآله) شنیدم که تاکنون از کسى نشنیده بودم،«وَاللهُ ماهُوَ الشَّعْرُ وَلا بالسِّحْرِ و لا بِالکهانةِ.»«به خدا سوگند، سخن او نه شعر است نه سحر و نه کهانت.»اى جمعیت قریش! صلاح مىبینم که او را رها کنید تا در میان قبایل تبلیغ کند.اگر پیروز گردید و سلطنت به دست آورد از افتخارات شما محسوب مىشود و شما نیز از آن بهره مىبرید و اگر در میان آنها مغلوب گردید و دیگران او را کشتند، شما راحت شدهاید.قریش گفتند: اى ابا ولید، زبان و کلام پیامبر(صلى الله علیه وآله) تو را سحر کرده است.ابا ولید گفت: این رأى من است، حال اختیار با خودتان است.
  داستان : جارى شدن آب به وسیله قرآن داستان  : جارى شدن آب به وسیله قرآن
نوشتهاند: زمانى چند نفر از سادات نجفآباد اصفهان به خدمت آیةالله بید آبادى(ره) آمده، گفتند: چشمه آبى که از دامنه کوه جارى مىشد و مورد بهره بردارى اهالى بود چندى است خشکیده و ما در زحمت هستیم.دعایى کنید تا گشایشى حاصل شود.آن بزرگوار آیه شریفه:«لَوْ اَنْزَلْنا هَذا الْقُرْآنَ عَلى جَبَل لَرَأَیْتَهُ خاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْیَةِاللهِ...»«اگر این قرآن را بر کوه نازل مىکردیم مىدیدى که کوه از ترس خداوند فروتن و در هم شکسته مىشد.»را بر کاغذى نوشت و به آنها داد، فرمود: اول شب آن را بر قله آن کوه گذارده، بر گردید.آنها چنین کردند و چون به خانه خود رسیدند صداى مهیبى از کوه بلند شد که همه اهالى شنیدند و چون صبح بیرون آمدند چشمه آب را جارى دیدند و شکر خداى بجا آوردند.    داستان : متکبر در قرآن داستان  : متکبر در قرآن
نقل است که میرزا وحید که از جمله مشاهیر شعرا و وزیر مقتدر پادشاه و صاحب ثروت و دولت بسیار بود و خدا به او اولاد بسیار عطا فرموده بود نظر به قرب او به سلطان، در نظر مردم مهابت و اعتبار ویژه داشت.وى همیشه نسبت به قرآن به خلاف ادب گفتگو مىنمود و به آیات اعتراض مىکرد.روزى در مجمعى که جمعى علما و فضلا و طلاب نیز حاضر بودند، گفت: خدا در قرآن مىفرماید:«وَ لا رَطْب وَ لا یابِس اِلاّ فی کِتاب مُبین .»«هیچ تر و خشکى نیست مگر اینکه در قرآن موجود است.»و من نیز یکى از رطب و یا بس ]تر و خشک[ هستم.حال آنکه نام من هیچ جا در قرآن نیامده است.هیچ یک از حضّار در جواب او سخنى نتوانستند گفت.یکى از طلاب تنگدست گفت: میرزا، چرا ذکر شما در قرآن نشده و حال آنکه چند آیه در خصوص شما نازل شده.هر گاه رخصت دهید تا بخوانم! گفت: بخوان! وى گفت:«اَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمْ، ذَرْنى وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحیداً وَ جَعَلْتُ لَهُ مالاً مَمْدُوداً وَ بَنینَ شُهُوداً وَ مَهَّدْتُ لَهُ تَمْهیداً ثُمَّ یَطْمَعُ أَنْ اَزیدَ کَلاَّ إنَّهُ کانَ لاِیاتِنا عَنیداً سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً اِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ ثُمَّ نَظَرَ ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ ثُمَّ اسْتَکْبَرَ فَقالَ إِنْ هذا اِلاّ سِحْرٌ یُؤْثَرُ إِنْ هذا اِلاّ قَوْلُ الْبَشَرِ سَأُصْلِیهِ سَقَرَ وَ ما اَدْریکَ ما سَقَرَ لا تُبْقى وَ لا تَذَرَ لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرَ عَلَیْها تِسْعَةَ عَشَرَ.»«اى رسول، به من واگذار انتقام آن کس را که او را به تنهایى آفریدم، و بر او مال و ثروت فراوان بذل کردم و پسران زیاد و آماده به خدمت نصیب او گردانیدم و اقتدار و عزت به اودادم.با این حال طمع براى افزایش آنها دارد، ولى هرگز به نعمتش نمىافزایم، زیرا باآیات الهى دشمنى ورزید، بزودى او را به دوزخ مىافکنیم، او بر (هلاکت رسول و اسلام) فکر و اندیشه بدى کرد.کشته باد، اندیشه غلطى کرد، بازهم خدا او را بکشد.چه فکر غلطى کرد، سپس اندیشه کرد، (و براى اظهار نظر از اسلام) رو ترش کردو چهره درهم کشید، آنگاه روى از اسلام برگردانید و تکبر نمود، و گفت: این قرآن سحر و بیان سحرانگیز است.این آیات (که به وحى خدا نسبت مىدهید) گفتار بشرى بیش نیست، ما این منکر قرآن را به کیفر کفر در آتش دوزخ مىافکنیم، و تو چه مىدانى که عذاب دوزخ چیست.شراره آن دوزخ از دوزخیان هیچ چیز باقى نمىگذارد و آنها را محو گرداند.آن آتش بر آدمیان رو نماید و بر آن نوزده تن فرشته عذاب موکل هستند.»گویند: به مجرد شنیدن این آیات که از حُسن اتفاق کلمه وحید در آن ذکر شده بود لرزه بر اندام میرزا وحید افتاده و رنگ او زرد و تب شدیدى عارضش شد و بعد از سه روز وفات یافت.

 

دسته ها : داستان
1387/9/16 16:53

 

جلوگیری از هنگ کردن برنامه ها در ویندوز
در هنگام کار با ویندوز ناگهان با مشکل قفل کردن برنامه برخورد کرده ایم این مشکل مواقعی پیش می آید که برنامه نتواند فایل های سیستمی خود را بدرستی بار گذاری کند و...
در این هنگام ما به سرعت کلیدهای ترکیبی ctrl+alt+delرا زده و از صفحه taks manager برنامه مورد نظر را end taks میکنیم. همه این را قبول دارند که در ویندوز xp این کاربصورت شگفت انگیزی نسبت به ویندوزهای سری 9x سریعتر شده و دیگر کمتر مشکل restart پیش می آید اما شاید برای بعضی ها سرعت end taks یک برنامه بسیار کند باشد تا جایی که حتی شخص مجبور به restart شود در اینجا نکته ای وجود دارد که با اعمال آن میتوان سرعت end taks را بالا برد
این روش حتی باعث می شود که اگر برای برنامه ای مشکلی پیش بیاید آن برنامه با سرعت متوقف شده و دیگر مشکل قفل کردن سیست پیش نیاید.
برای این منظور مراحل زیر را انجام دهید:

1-ابتدا از طریق run وارد قسمت regadit شده و کلید زیر را بیابید:
hkey-current-user\control\disktop
سپس در صفحه سمت چپ به دنبال کلیدی به نام lowlevelhooks timeout بگردید. اگر این کلید وجود نداشت یک کلید از نوع string با همین نام بسازید حالا می توانید یک عدد برحسب میلی ثانیه به دلخواه به ان اختصاص دهید. این مقدار همان میزان end taks را تعیین می کند.
برای مثال شما می توانید عدد 3500 را که معادل 5/3 ثانیه است را به آن اختصاص دهید این ترفند در واقع باعث می شود که مدت زمان پاسخگو یی برنامه قفل شده در برابر و یندوز کاهش بیابد و ویندوز وقت اضافه ای را برای به اجرا در آوردن آن برنامه به هدر ندهد . و این کار باعث می شود که در واقع برنامه مشکل دار به زور اجرا نشود و جلویش گرفته شود این ترفند می تواند کارآیی ویندوز را نیز بالا ببرد چون همان طور که می دانید قفل کردن سیستم خود یک عامل کاهش کارآیی سیستم می باشد که با این ترفند تا حدود بسیار زیادی از این مشکل کاسته می شود.

دسته ها : کامپیوتر
1387/9/16 16:50
جستجوی بدون دردسر درWindows XP :
هنگامی که می خواهید در ویندوز XP جستجو کنید با عناصری روبرو می شویدکه شاید برای شما آزار دهنده باشند از جمله: وجود انیمیشن سگ، وجود سوالهای گوناگون قبل از جستجو و... شما می توانید این عناصر را حذف کنید و این کار مسلما" در افزایش سرعت جستجوی شما نیز بی تاثیر نخواهد بود.به منوی Start رفته و Search را انتخاب کنید تا یک پنجره جداگانه برای جستجو باز شود. در ستون مخصوص جستجو گزینه Change Preferences را کلیک کنید. برای محو شدن سگ گزینه ی اولرا یعنی Without an animated screen character را کلیک کنید. همچنین برای راحت شدن از مراحل خسته کننده دوباره Change Preferences را کلیک کنید و در مرحله بعدیChange files and folders search behavior را کلیک کرده و پس از آن گزینه دوم یعنی Advanced را انتخاب کنید. ملاحظه می کنید که هم سگ محو شد هم آن مراحل طولانی.
________________________________________

دسترسی سریع برنامه ها از طرق کلیک راست روی منوی استارت:
برای این کار باید در رجیستری کلید Hkey_Classes_Root/Directory/Shell را دنبال کنید. حال بر روی shell کلیک راست کرده و ابتدا new و بعد key را انتخاب کنید. نام برنامه ای را که میخواهید به عنوان نام وارد کنید و بعد Enter را بزنید.در گام بعدی در ستون سمت راست روی default دو بار کلیک کرده و در قسمتvalue نام برنامه را وارد کنید. حال روی کلیدی که در سمتچپ ایجاد کرده اید کلیک سمت راست کنید و مانند قبل کلید دیگری با نام Command درست کنید. دوباره روی ستون سمت راست default را دو بار کلیک کرده و در value مسیر کامل برنامه را بدهید. حال از رجیستری خارج شوید. این بار به ریست کردن نیازی نیست و برای امتحان میتوانید بر روی منوی استارت کلیک راست کنید و ببینید برنامه ای که ایجاد کرده اید وجود دارد.
________________________________________

هنگام ورود به برنامه OutLook برنامه MSN Messenger اجرا نشود :
ابتدا در ریجسرتی به شاخه زیر مراجه کنید :
HKEY_LOCAL_MACHINESOFTWAREMicrosoftOutlook Express
یک متغیر ایجاد کنید به نام Hide Messenger از نوع REG_DWORD حال مقدار عددی 2 را به آن بدهید.
________________________________________

روشن کردن کامپیوتر در زمان دلخواه :
وارد محیط setup شوید.
بعد بدنبال گزینه Power Management Setup بگردید.
حالا گزینه PWron/Resume by alarm را پیدا کنید.
گزینه فوق را از حالت غیر فعال به فعال تغییر دهید.
حالا گزینه date alarm در زیر فعال شده و می توانید تاریخ خود را ثبت کنید.
زمان را می توانید با گزینه Time alarm ثبت نمایید.
با فشردن کلید F10 و ذخیره اطلاعات و تغییرات کامپیوتر خود را خاموش کنید و فقط سیم برق کامپیوتر به پریز باشد حال در تاریخ و تایم مورد نظر شما کامپیوتر بصورت اتوماتیک روشن می شود. بدون هیچ برنامه ای درایو خود را مخفی کنید
با یک ترفند بسیار ساده دوستان عزیز می توانند هر یک از درایوهای موجود در سیستم خود را ناپدید کنند البته لازم است برای انجام این کار از رجیستری کمک بگیرید. ابتدا به کمک دستور regedit رجیستری خود را باز نمایید Start -- > Run -- > را تایپ کنید regedit سپس در پنجره سمت چپ به این کلید مراجعه کنید : HKEY_CURRENT_USERSoftwareMicrosoftWindowsCurrent VersionPoliciesExplorer و یک متغیر جدید از نوع DWORD ساخته و نام آن را NoDrivers بگذارید . برای اینکار در قسمت سفید و خالی پنجره سمت راست راست کلیک کرده New سپس DWORD VALUE را انتخاب نمائید پس از آن نام آنرا NoDrivers بگذارید . ( دقت کنید حروف بزرگ و کوچک در رجیستری بسیار مهم بوده و باید دقیق تایپ شوند بهترین راه جهت جلوگیری از هرگونه اشتباهی کپی کردن اسامی است ) بر روی NoDrivers دابل کلیک کنید و Value Data آنرا اعداد زیر بگذارید . مقداری که برای این متغیر تعیین می کنید نشان می دهد که چه درایوی از سیستم باید مخفی شود.اعداد به ترتیب خود درایوها به مرور 2 برابر میشوند . مثلا برای مخفی کردن هر درایو یا چند درایو می توانید از اعداد زیر استفاده کنید مثل : A:1 , B:2 , c:4 , D:8 , E:16 , F:32 و... برای ناپدید کردن تمام درایوها می توانید عدد دسیمال ۶۷۱۰۸۸۶۳ را به متغیر NoDrives بدهید . نکته : برای ظاهر شدن مجدد درایو به همان مسیر قبلی در رجیستری رفته و مقدار NoDrives را خالی بگذارید. با استفاده از این روش به سادگی می توانید بدون استفاده از هیچ برنامه ای هر درایو را که مایل باشید از MY COMPUTER حذف نمایید . دقت کنید اگر بر روی سیستم خود از چند ویندوز استفاده میکنید و قصد دارید درایوها را در تمامی آنها حذف نمائید این عمل را باید برای تک تک آنها تکرار نمائید .
________________________________________

به کمک این ترفند می توانید برنامه های را که با CD اجرا می شوند را بدون نیاز به CD اجرا کنید
برنامه Nero رانصب کنید.
ازمنوی Stars وارد Programs شوید و فایل Ahead Nero را باز کنید وگزینه Nero ImageDrive Installer را اجرا ونصب کنید .کامپیوتر را Restart کنید.
My Computer
را باز کنید یک درایو CD-Rom به درایوهایتان اضافه شده است. این درایو مجازی شما است.
حال شما باید از CD مورد نظر خود به وسیله برنامه Nero یک Image بگیرید. وبعد از اتمام کار بر روی Image خود راست کلیک کنید وگزینه Image Drive را کلیک کنید. وبعد برنامه خودرا بدون نیاز به CD اجرا کنید.
بی انصافی نکنید نظر دهید. .....
دسته ها : کامپیوتر
1387/9/16 16:45

                              

 یک رمز گذاری حرفه ای برای windows XP  اینم ترفندی برای کسانی که می ترسند پسورد سیستمشان فاش شود.
1.در قسمت
run تایپ کنیدsyskey وکلید enter را بزنید.
2.پنجره
security windowspassword databaseباز می شود.
3.کلید
updateرا بزنید.
4.در قسمت
radiobutton پسورد کلیک کنید و پسورد مورد نظرتان را تایپ کنید.
5.اگر می خواهید پسورد روی دیسک ذخیره شود وپسورد به وسیله ی دیسک به
سیتم داده شودروی
store startup key on floppy diskکلیک کنید.
6.اگر هم می خوا هید هنگام بالا آمدن ویندوز پسورد را خودتان تایپ کنید گزینه
store startup key locallyرا بزنید.
7.کلید
ok را بزنید و خارج شوید.
8. سیستم را دوباره راه اندازی کنید و نتیجه را ببینید....

 

دسته ها : کامپیوتر
1387/9/16 16:43

تغییرات اثاثی در قالب ویندوز بدهید!

 

 تغییر قالب Prompt: دستور Prompt که از قدیمیترین دستورات DOS است هنوز هم فعال است و با زدن آن می توانید به راحتی به قالب مورد نظر دست پیدا کنید. به عنوان مثال دستورات زیر را امتحان کنید (برای بازگشت به حالت عادی کافی است تایپ کنید prompt و Enter کنید.):
Prompt $t :فقط ساعت فعلی را به جای اسم و مسیر فایل نمایش خواهد داد
Prompt I Hacked your $V

<-PostContent->
دسته ها : کامپیوتر
1387/9/16 16:41
On $D @ $T
<-PostContent->
دسته ها : کامپیوتر
1387/9/16 16:41
$P$G
Prompt Hacked by me @ $T $G
Prompt /? :برای مشاهده راهنمای این دستور
· استفاده از دستور ShutDown: با این دستور می توانید هر کار مربوط به Shut down از Log off user گرفته تا تنظیم ساعت برای خاموش شدن کامپیوتر، خاموش کردن کامپیوتر فرد دیگری و ... را انجام دهید. برای استفاده از این دستور اسم کامپیوتر را باید بدانید. اگر قصد خاموش یا ریست کردن کامپیوتری که پای آن نشسته اید را دارید ولی اسم آنرا نمی دانید، به سادگی به System در کنترل پنل بروید (قابل باز شدن از طریق کلیک راست روی My computer و انتخاب Properties و یا باز کردن Control Panel و اجرای System) حالا اسم کامپیوتر را مقابل نوشته Full computer name می بینید. برای تغییر نام کامپیوتر هم می توانید روی دگمه Change در همان پنجره کلیک کنید. حالا که اسم کامپیوتر را می دانید، از این دستور به این شکل بامزه استفاده کنید:
shutdown -r -m \\esme-computer -t 300
توجه کنید که به جای esme-computer باید همان اسم کامپیوتر را قرار داد و دو علامت \\ باید باقی بمانند. "r" به معنی restart است. می توانستید از "l" و "s" به ترتیب مخفف Logoff و Shutdown به جای "r" استفاده کنید. عدد 300 بعد از t به این معناست که عمل restart بعد از 300 ثانیه انجام شود. اضافه کردن c به دستور بالا به شما اجازه می دهد نوشته دلخواه خود را نیز روی صفحه به نمایش بگذارید:
shutdown -r -m \\hafoo -t 300 -c "Khodahafezetoon!!"
با زدن دستور زیر می توان عمل دستور shutdown را تا قبل از سپری شدن زمان t لغو کرد:
shutdown -a
و در نهایت می توان با دادن دستور زیر صفحه گرافیکی مخصوصی را باز کرد که همین گزینه ها را دارد:
shutdown -i
اضافه کردن منفی f قبل از منفی m این حسن را دارد که به برنامه های در حال اجرا دستور می دهد بدون دادن پنجره هشدار خود را ببندند. همه دستورات بجز حالت logoff اگر قسمت منفی m و اسم کامپیوتر حذف شود کامپیوتری که پای آن نشسته اید را در نظر می گیرند و کار را انجام می دهند.

دسته ها : کامپیوتر
1387/9/16 16:41

                     

اس ام اس می دونی فرق تو با توپ چیه؟......اونو باید شووت کنی ولی تو خودت شووتی ...----------------------------------------------------------------------@>------------>------------@>-------->------------@>-------------->--------------این گلای رز مثل تو هستن؛با این تفاوت که یک میلیون از اونا تو دنیا وجود داره ولی تو تو دنیا تکی!----------------------------------------------------------------------35+14/6*8+6-4=3/47-9+39=؟...نخیر هرجور حساب میکنم تو آدم بشو نیستی!!!----------------------------------------------------------------------90دو کلام حرف حساب باهات دارم ........می خواستم بگم دوستت دارم بی معرفت ...----------------------------------------------------------------------دوست داری بگم میخواهم هر روز صبح با صدات بیدار شم بعد بگم با ساعتم بودم ؟دوست داری بگم چرا رفتی بعد بفهمی با برق بودم؟دوست داری بگم هر جا باشی پیدات میکنم بعد بفهمی با دسته کلیدم بودم؟دوست داری بگم دوست دارم بعد فکر کنی ...  نه دیگه این دفعه با خودت بودم.----------------------------------------------------------------------روزهایت عالی..شبهایت پرتغالی...خودتم که خیلی با هالی...----------------------------------------------------------------------... کاشکی علم آنقدر پیشرفت کرده بود که از همین جا با بیل میزدم تو ملاجت ...----------------------------------------------------------------------از غضنفر می پرسن درد عشق بدتره یا درد دندون؟می گه هنوز تو اتوبوس دستشوییت نگرفته که بفهمی کدوم بدتره ...

دسته ها : اس ام اس
1387/9/16 16:39

50 روش برای حال گیری

 

روش ۱: روزهای تعطیل مثل بقیه روزها ساعتتون رو کوک کنین تا همه از خواب بپرن! ﴿این روش برای افرادی که غیر از سادیسم، رگه‌هایی از مازوخیسم هم دارن پیشنهاد میشه!


روش ۲: سر چهارراه وقتی چراغ سبز شد دستتون رو روی بوق بذارین تا جلویی‌ها زودتر راه بیفتن!

روش ۳: وقتی می‌خواین برین دست به آب، با صدای بلند به اطلاع همه برسونین!

روش ۴: وقتی از کسی آدرسی رو میپرسین بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوی چشمش از یه نفر دیگه بپرسین!

روش ۵: کرایه تاکسی رو بعد از پیاده شدن و گشتن تمام جیبهاتون، به صورت اسکناس هزاری پرداخت کنین!

روش ۶: همسرتون رو با اسم همسر قبلیتون صدا بزنین!

روش ۷: جدول نیمه تمام دوستتون رو حل کنین!

روش ۸: توی اتوبان و جاده روی لاین منتهی الیه سمت چپ با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت حرکت کنین!

روش ۹: وقتی عده زیادی مشغول تماشای تلویزیون هستن مرتب کانال رو عوض کنین!

روش ۱۰: از بستنی فروشی بخواین که اسم ۵۴ نوع از بستنیها رو براتون بگه!

روش ۱۱: در یک جمع، سوپ یا چایی رو با هورت کشیدن نوش جان کنین!

روش ۱۲: به کسی که دندون مصنوعی داره بلال تعارف کنین

روش ۱۳: وقتی از آسانسور پیاده میشین دکمه‌های تمام طبقات رو بزنین و محل رو ترک کنین!

روش ۱۴: وقتی با بچه‌ها بازی فکری می‌کنین سعی کنین از اونها ببرین!

روش ۱۵: موقع ناهار توی یک جمع، جزئیات تهوع و ﴿گلاب به روتون﴾ استفراغی که چند روز پیش داشتین رو با آب و تاب تعریف کنین!

روش ۱۶: ایده‌های دیگران رو به اسم خودتون به کار ببرین!

روش ۱۷: بوتیک چی رو وادار کنین شونصد رنگ و نوع مختلف پیراهنهاش رو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگین هیچکدوم جالب نیست و سریع خارج بشین!

روش ۱۸: شمعهای کیک تولد دیگران رو فوت کنین!

روش ۱۹: اگه سر دوستتون طاسه مرتب از آرایشگرتون تعریف کنین!

روش ۲۰: وقتی کسی لباس تازه می‌خره بهش بگین خیلی گرون خریده و سرش کلاه رفته!

روش ۲۱: صابون رو همیشه کف وان حمام جا بذارین!

روش ۲۲: روی ماشینتون بوقهای شیپوری نصب کنین!

روش ۲۳: وقتی دوستتون رو بعد از یه مدت طولانی می‌بینین بگین چقدر پیر شده!

روش ۲۴: وقتی کسی در یک جمع جوک تعریف می‌کنه بلافاصله بگین خیلی قدیمی بود!

روش ۲۵: چاقی و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش یادآوری کنین!

روش ۲۶: بادکنک بچه ها‌رو بترکونین!

روش ۲۷: مرتب اشتباهات لغوی و گرامری دیگران هنگام صحبت رو گوشزد کنین و بخندین!

روش ۲۸: وقتی دوستتون موهای سرش رو کوتاه می‌کنه بهش بگین که موی بلند بیشتر بهش میاد!

روش ۲۹: بچه جیغ جیغوی خودتون رو به سینما ببرین!

روش ۳۰: کلید آپارتمان طبقه ۱۳ تون رو توی ماشین جا بذارین و وقتی به در آپارتمان رسیدین یادتون بیاد! ﴿این روش هم جنبه هایی از مازوخیسم در بر داره!)

روش ۳۱: ایمیل‌های فورواردی دوستتون رو همیشه برای خودش فوروارد کنین!

روش ۳۲: توی کنسرتهای موسیقی بزرگ و هنری، بی موقع دست بزنین!

روش ۳۳: هر جایی که می تونین، آدامس جویده شده تون رو جا بذارین! ﴿توی دستکش یا کفش دوستتون بهتره!

روش ۳۴: حبه قند نیمه جویده و خیستون رو دوباره توی قنددون بذارین!

روش ۳۵: نصف شبها با صدای بلند توی خواب حرف بزنین!

روش ۳۶: دوستتون که پاش توی گچه رو به فوتبال بازی کردن دعوت کنین!

روش ۳۷: عکسهای عروسی دوستتون رو با دستهای چرب تماشا کنین!

روش ۳۸: پیچهای کوک گیتار دوستتون رو که ۵ دقیقه دیگه اجرای برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونین!

روش ۳۹: با یه پیتزا فروشی تماس بگیرین و شماره تلفن پیتزا فروشی روبروییش که اونطرف خیابونه رو بپرسین!

روش ۴۰: شیشه های سس گوجه‌فرنگی و هات سس فلفل رو عوض کنین!

روش ۴۱: موقع عکس رسمی انداختن برای هر کس جلوتونه شاخ بذارین!

روش ۴۲: توی ظرفهای آجیل برای مهموناتون فقط پسته‌ها و فندقهای دهان بسته بذارین!

روش ۴۳: شونصد بار به دستگاه پیغام گیر تلفن دوستتون زنگ بزنین و داستان خاله سوسکه رو تعریف کنین!

روش ۴۴: توی روزهای بارونی با ماشینتون با سرعت از وسط آبهای جمع شده رد بشین!

روش ۴۵: توی جای کارت دستگاههای عابر بانک چوب کبریت فرو کنین!

روش ۴۶: جای برچسبهای قرمز و آبی شیرهای آب توالت هتل‌ها رو عوض کنین!

روش ۴۷: یکی از پایه‌های صندلی معلم یا استادتون رو لق کنین!

روش ۴۸: توی مهمونی‌ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواین که هر چی شعر بلده بخونه!

روش ۴۹: چراغ توالتی که مشتری داره و کلید چراغش بیرونه رو خاموش کنین!

روش ۵۰: ورقهای جزوه ۳۰۰ صفحه‌ای دوستتون که ازش گرفتین زیراکس کنین رو قاطی‌پاتی بذارین، یه بر هم بزنین، بعد بهش پس بدین!

نظر یادت نره

دسته ها : اس ام اس
1387/9/16 16:35

 

مهربان ترین آدم دنیا: مادر شیرین ترین لحظه زندگی: عیدی گرفتن یک بچهبهترین دوست نوجوانی : تنهایی بهترین هدیه ی جوانی: نگاهفتنه انگیزترین چیز توی زندگی : دروغ بهتریم هدیه دوران عاشقی: بوسه

چقدر بگم نظر یادت نره

دسته ها : عشق
1387/9/16 16:31

                                              

ک روز غضنفر خواب میبینه بزرگترین نون بربری دنیا را خورده صبح که بلند میشه میبینه لاحافش نیست


------------
مادر : پسرم ، من دارم می رم خرید یه وقت به کبریت دست نزنی ها
پسر : نه مامان جون من خودم فندک دارم

-----------

یه ندید بدید میره واسه تلفن همراه ثبت نام میکنه، بهش میگن: تا سه ماه دیگه بهت تحویل میدیم. آقا با کلاسه هم رو کمربندش یه پرچم میزنه : به زودی دراین مکان یک عدد موبایل افتتاح خواهد شد!

----------




دسته ها : اس ام اس
1387/9/16 16:25
 

اس ام اس های خنده دار جدید..!

 

اگه کسی دستهات رو گرفت و قلبت لرزید، عجله نکن... شاید بابا برقی باشه


 4975 یکی به عدد بالا اضافه کن واسه نفر بعد بفرست.(مرکز آمار اسگل شدگان


خیلی وقت بود ندیده بودمش، وقتی بعد از مدتها دیدمش خیلی جا خوردم، بازم هول شدم، دست و پامو گم کردم برق چشماش تنمو می لرزوند، وقتی می بینمش بی اختیار می لرزم، هول می شم می خوام داد بزنم نمیدونم فقط منم که طاقت نگاشو ندارم یا همه اینطورین؟ مدتی خیره به هم نگاه کردیم، هر کدوم منتظر حرکتی از دیگری بودیم ، اون موقع مثل یک قرن بود، برام ثانیه ها از حرکت ایستاده بودن، موتور مغزم با سرعت تمام کار می کرد اون موقع بی اختیار فریاد کشیدم.. سوسسسسک 


چرا ناراحتی؟ چرا گوشه خونه کز کردی؟ چرا اینقدر خودت رو اذیت میکنی؟ اخه اندی که منظوری ندشت


نسل میمون ها هم دیگه داره منقرض میشه. عزیزم مواظب خودت باش!


عده ای از دوستان غضنفر سوار آسانسوری شدند و چون بلد نبودند آن را کار بیاندازند همانطور ساکت در آسانسور ایستادند. بعد از مدتی نسبتا" زیاد مرد شیک پوشی وارد شد و بلافاصله دکمه ای رو زد و آسانسور شروع به بالارفتن کرد, یکی از دوستان غضنفر فریاد زد: برای سلامتی آقای راننده, صلوات بلند!


روزی شاگردی از معلمش پرسید: آقا چرا بعضی ها میگن کتاب، متاب یا ماست، پاست و..... معلم: پسرم اونها سواد مواد ندارند


میدونین یک نقطه آبی که رو دیوار حرکت کنه چیه! معلومه دیگه یک موروچه است که شلوار لی پوشیده


به دلیل بالارفتن سکه فردا روز جهانیه به اجرا گذاشتن مهریه است .به این فکر کنید که دیه ارزانتر از مهریه است 


چشمهای تو مثل دریاست... اجازه میدی جورابامو توش بشورم؟ 


گلی گم کرده ام در باغ هستی... خودت رو لوس نکن، اون گل تو نیستی!

عشق یعنی زندگی را باختن . چند سالی بی دلیل با هر الاغی ساختن


پیرزنه تو اوتوبوس هی می گفته نی نای نا نای نی نای نای، همه هم دست میزدن براش. بعد یهو دست می کنه تو کیفش دندوناشو در میاره میگه نیاوران نیگه دار


کرم ابریشم قرص ایکس می خوره پلیور می دوزه!


غضنفر میره چلو کبابی. گارسون میاد میگه: چی میل دارین؟ غضنفر میگه: یه پرس چلو کباب. گارسونه میگه: با کمال میل غضنفر میگه: نه! با سماغ و دوغ


پلیس جلوی غضنفر رو می گیره میگه کارت ماشین، گواهی نامه، بیمه. غضنفر می گه چه کار کنم؟ جمله بسازم؟!


کاشکی زنها هم مثل پول بودند. یه 40 ساله میدادی، 2تا 20 ساله میگرفتی!

آخه چرا؟ ؟ ؟
.................
بگو چرا؟ ؟ ؟ ؟
............................
............................
تو که این قدر باهوشی
تو چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
............................
............................
............................
............................
آخه چرا تو که میدونی سر کاری باز میایی پایین؟


خیلی پستی.................................................................... و بلندی در زندگی هست که باید از آنها درس بگیریم !!!!


حیوانات 12 دقیقه زودتر زلزله رو تشخیص می دن اگر خبری شد هوای ما رو هم داشته باش ما رو بی خبر نذار


آخ پگ پکچ سپیخو کمچچ ووئچج پضصث... تبریک می گم شما تونستید به زبان میمون آنگولایی صحبت کنید.


غضنفر برف پاکن ماشین میزنه هیپنوتیزم میشه


مردی با یک زن صاحب جمال و زیبا ازدواج کرد. نام او را پرسید، او گفت: نام من حمار است! مرد گفت: این نام را عوض کن، حمار به معنی خر است و نام خوبی نیست. زن اسم خود را عوض نمود و گذاشت قاطر! شوهرش گفت: این دفعه نام تو از اول بهتر شده است اما از طویله خارج نشده‌ای!

دسته ها : اس ام اس
1387/9/16 16:20

 


  


SMS
در اتوبان زندگی وقتی تابلوی وجود تو را میبینم ، از سرعتم می کاهم و به درجه بنزین تحملم چشم میدوزم
  




از یه نفر میپرسن: اگه امریکا حمله کنه چیکار میکنی؟؟ میگه: اول خونسردیمو حفظ میکنم... بعد زنگ میزنم 110 
  


یه نفر میشینه تو تاکسی، راننده بهش میگه: داداش دستت لای در گیر نکنه. اون هم میاد آخر مرام بگذاره، میگه: داداش سرت لای در گیر نکنه
    


چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاری ست چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست چگونه جای تو در جان زندگی سبز است 
  


شکار 

چی اول: هندوستان که بودی شکار ببر هم رفتی؟
شکارچی دوم: البته، روزی برای شکار ببر به جنگل رفتم.
شکارچی اول: شانس هم آوردی؟
شکارچی دوم: بله، با ببری روبرو نشدم!
  


لبخند راهی است برای زیبا شدن
...
...
...
تو نیشت رو ببند! فایده نداره!
  


چشمهای درشتت را که به من می دوزی و با لبهای بزرگ و با صدای رسا آواز می خوانی. از همیشه بیشتر دوستت دارم، تو واقعأ زیباترین قورباغه ای!
  


اتل متل یه مورچه / قدم می زد تو کوچه
اومد یه کفش ولگرد / پای اونو لگد کرد
مورچه پا شکسته / راه نمی ره نشسته
با برگی پاشو بسته / نمی تونه کار کنه
دونه هارو بار کنه / تو لونه انبار کنه
مورچه جونم تو ماهی / عیب نداره سیاهی / خوب بشه پات الهی
...
آفرین کوچولو اینو حفظ کن فردا ازت می پرسم!
  
  


روزی افسر پلیس راهنمایی، دید که یک خودرو چراغ قرمزها رو رد می کنه و اصلاً عین خیالش هم نیست که خلاف می کنه. خودرو رو متوقف کرد و از راننده پرسید: «چراپشت چراغ قرمز توقف نمی کنی؟» راننده در حالی که کاغذی رو که در دست داشت نشون می داد گفت: «جناب سروان تقصیر من نیست. روی این آدرس نوشته شده: چراغ اول را رد می کنی، چراغ دوم را هم رد می کنی و بعداز چراغ سوم می پیچی دست راست!»

دظر یادت نره

دسته ها : اس ام اس
1387/9/16 16:11

کاش هرگز نمی دیدمت تا.... کاش هرگز نمی دیدمت تا امروز غم ندیدنت رابخورم ... کاش لبخندهایت آنقدر زیبا نبودند که امروز آرزوی دیدن یک لحظه فقط یک لحظه از لبخندهای عاشقانه ات را داشته باشم ... کاش چشمان معصومت به چشمانم خیره نمی شد ... تا امروز چشمان من به یاد آن لحظه بهانه گیرند و اشک بریزند ... کاش حرف های دلم را بهت نگفته بودم تا امروز با خود نگویم : " آخه او که میدونست چقدر دوستش دارم "    هرجا بودی یادت نره یه عاشقی به یادته  هرجا بودی یادت نره یه عاشقی به یادته
دو چشم منتظر به در همیشه چشم به راهته
هرجا بودی یادت نره یه بیت جا مونده داری
یه هنجره پر از غزل تو غیبتت تو ساکته
تو ای عزیز هرجا بودی طنین این صدا بودی
برای زنده بودنم نفس بودی هوا بودی
قدم قدم تو جاده ها دلیل رفتنم شدی
تو خود تنم شدی حتی اگه جدا بودی
هرجا بودی یادت نره یه عاشقی به یادته
دو چشم منتظر به در همیشه چشم به راهته
فقط خیال ناز توست که این سکوت رو میشکنه
دست نجیب تو فقط تار دلم رو میزنه
هرجا بودی یادت نره دلم اسیر خواستنه
وقتی نباشی کاره من روز و شب رو شمردنه 
   سلام هستی من سلام هستی من وقتی دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوستت داره. وقتی ناامید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی. وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه.  وقتی دلت خواست از غصه بشکنه به یاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه ساخته. وقتی چشمات تهی از تصویرم شد به یاد بیار کسی رو که حتی توی عکسش بهت لبخند میزنه.  وقتی به انگشتات نگاه کردی به یاد بیار کسی رو که دستاش در ارزوی دستاته.  وقتی شونه هات خسته شد به یاد بیار کسی رو که هق هق گریه اش اونها رو می لرزوند.      وقتی که دلت گرفته شد به یاد بیار کسی رو که قلبش مملو ازعشق پاک تو است. ای سراپا همه خوبی تک و تنها به تو می اندیشم می دونی معبد و بتکده من میان ابروان قشنگ توست. ارزوی من دیدار روی تو و نهایت امید من به دست اوردن توست   بی تو تنهام باورم کن بی تو تنهام، تو نباشی سرده دنیام بذار آدما بدونن عاشقم، عاشقی رسوام اگه روزی بدونم که تو دیگه منو نمی خوای اگه دنیا منو بخواد بی تو من دنیا نمی خوام بی تو، من یه بی پناهم، تو قشنگترین پناهی دستامو بگیر تو دستات لحظه ی دل بی قراری خیلی وقته که می دونم یه کسی تو لحظه هاته واسه ی به تو رسیدن مثل سایه پا به پاته بار عشقمو نمیشه حتی رو کوهم بذاری من که تک سوار دنیام واسه ی عاشق سواری بی تو، من یه بی پناهم، تو قشنگترین پناهی دستامو بگیر تو دستات لحظه ی دل بی قراری    دوستت برو بی من..... برو بی من ولی بدان که راه پایان ندارد و تنها رفتن ایمان می خواهد. برو که اگر رفتی می دان که ثابت قدمی و به خود می بالم که به کسی دل بستم که توانست تنها برود، پس در انتخاب خود اشتباه نکردم
    عاشق آن نیست که ...... عاشق آن نیست که هر دم طلب یار کن عاشق آن است که دل را حرم یار کند دیشب تو فکرت بودم که یه قطره اشک از چشمام جاری شد ........ از اشک پرسیدم چرا اومدی؟؟ گفت آخه تو چشمات کسی هست که دیگه اونجا جای من نیست     وقتی میخواستم  وقتی میخواستم زندگی کنم: راههارابستند وقتی میخواستم سخن بگویم گفتند:دروغ است وقتی میخواستم از دوریت بگویم گفتند:کودکانه است وقتی میخواستم عاشق شوم گفتند:گناه است وفتی میخواستم به زندگی لبخند بزنم گفتند:دیوانه است وقتی میخواستم به ستایش در ایم گفتند:ریاکاراست وقتی میخواستم سکوت اختیار کنم گفتند:عاشق
    هر وقت خواستی بدونی کسی دوستت داره ... هر وقت خواستی بدونی کسی دوستت داره تو چشماش زول بزن تا عشق رو تو چشماش ببینی . اگه نگات کرد عاشقته . اگه خجالت کشید بدون برات میمیره . اگه سرشو انداخت پایین و یه لحظه رفت تو فکر بدون بدونه تو میمیره و اگر هم خندید بدون اصلا دوست نداره
  زمان طولانی میشه ..... زمان طولانی میشه واسه اونایی که غصه دارن، کوتاه میشه واسه اونایی که شادن، دیر میگذره برای اونایی که منتظرن، زود میگذره برای اونایی که عجله دارن، اما ... اما ابدی میشه برای اونایی که عاشقن     به کوه گفتم ...... به کوه گفتم عشق چیست؟! لرزید به ابر گفتم عشق چیست؟! بارید به باد گفتم عشق چیست؟! وزید به پروانه گفتم عشق چیست؟! نالید به گل گفتم عشق چیست؟! پرپر شد به انسان گفتم عشق چیست؟! اشک از دیدگانش جاری شد و گفت: لرزیدن.باریدن.وزیدن.نالیدن.پرپر شدن.
   به به .......... چی گفتم فرشته‌ها وجود دارن، اما بعضی وقت‌ها چون بال ندارن، ما بهشون می‌گیم دوست. در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند هر چقدر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد. گفتی محبت کن برو گفتم خدا حافظ ولی ... رفتم که باورت بشه دارم محبت می کنم...    دو جمله زیبا باران نمی شوم که نگویی: با چه منتی خود را بر شیشه می کوبد تا پنجره را باز کنم و نیم نگاهی بیندازم. ابر می شوم که از نگرانی یک روز بارانی هر لحظه پنجره را بگشایی و مرا در آسمان نگاه کنی. هرگز برای عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند 
   چه جوری میتونم نترسم میگی گل رو دوست داری ولی میچینیش... میگی بارون رو دوست داری ولی با چتر میری زیرش... میگی پرنده رو دوست داری ولی تو قفس میندازیش... چه جوری میتونم نترسم وقتی میگی دوستم داری؟؟؟ .
  همیشه صداهای بلند رو  همیشه صداهای بلند رو می شنویم . پررنگها رو می بینیم . سخت ها رو می خواهیم . غافل از اینکه خوبها آسان می آیند ، بی رنگ می مانند و بی صدا میروند...   یه روز عشقت رو دزدیدم... یه روز عشقت رو دزدیدم و برای اینکه جاش مطمئن باشه اون رو تو قلبم قایم کردم اما نمی دونستم که یه روز برای اینکه اون رو پس بگیری قلبم رو می شکنی.
 تو را گم کرده ام امروز... تورا گم کرده ام امروز ...وحالا لحظه های من ..گرفتار سکوتی سرد وسنگینند..وچشمانم...که تا دیروز به عشقت می درخشیدند ...نمی دانی چه غمگینند ..چراغ روشن شب بود ..برایم چشم های تو.. نمی دانم چه خواهد شد....پر از دلشوره ام... بی تاب ودلگیرم.....کجا ماندی.
  نظر یادت نره
دسته ها : عشق
1387/9/16 15:10
X