با خدا و مؤمنان نیرنگ مىبازند ولى جز بر خویشتن نیرنگ نمىزنند و نمىفهمند (9) بقره
و اما کسانى که فاسق شدند (و از اطاعت خدا سرباز زدند)، جایگاه همیشگى آنها آتش است؛ هر زمان بخواهند از آن خارج شوند، آنها را به آن بازمىگردانند و به آنان گفته د: «بچشید عذاب آتشى را که انکار مىکردید!» (20)
به آنان از عذاب نزدیک (عذاب این دنیا) پیش از عذاب بزرگ (آخرت) مىچشانیم، شاید بازگردند! (21)سوره سجده
و خداوندى است که از پنهان و آشکار با خبر است، و شکست
ناپذیر و مهربان است!
او همان کسى است که هر چه را آفرید نیکو آفرید؛ و
آفرینش انسان را از گل آغاز کرد؛
سپس نسل او را از عصارهاى از آب ناچیز و بىقدر
آفرید.
سپس (اندام) او را موزون ساخت و از روح خویش در وى
دمید؛ و براى شما گوش و چشمها و دلها قرار داد؛ اما کمتر شکر نعمتهاى او
را بجا مىآورید! (6-9)سوره السجده
خداوند ((آغاز
آفرینش انسان را از گل قرار داد)) (وبدا خلق الا نسان من طین ) تـا هم
عظمت و قدرت خود را نشان دهد و هم به این انسان هشدار دهد که تو از کجا
آمده اى و به کجا خواهى رفت .
پیداست این آیه سخن از آفرینش ((آدم )) مى گوید, نه همه انسانها, چرا که
ادامه نسل او در آیه بعد مـطـرح اسـت , و ظاهر این آیه دلیل روشنى است
بر خلقت مستقل انسان که بدون واسطه از گل صورت گرفته است .
(آیـه )ـایـن آیـه بـه آفـرینش نسل انسان و چگونگى تولد فرزندان آدم
درمراحل بعد اشاره کرده , مـى گوید: ((سپس نسل او را از عصاره اى از آب
ناچیز وبى قدر آفرید)) (ثم جعل نسله من سلا لة من ما مهـین ).
(آیه )ـاین آیه بعد اشاره اى است به مراحل پیچیده تکام انسان در عالم
رحم , و همچنین مراحلى که آدم بـه هـنـگـام آفرینش از خاک طى نمود, مى
فرماید(سپس (اندام ) او را
موزون ساخته )) (ثم سویه ).
((و از روح خویش در وى دمید))! (ونفخ فیه من روحه ).
((و براى شما گوش و چشمها و دلها قرار داد)) (وجعل لکم السمع والا
بصاروالا فئدة ).
((اما کمتر شکر (نعمتهاى ) او را به جا مى آورید)) (قلیلا ما تشکرون ).
در آغاز که نطفه منعقد مى شود تنها داراى یک نوع ((حیات نباتى )) است
,یعنى فقط تغذیه و رشد و نـمـو دارد, ولـى از حس و حرکت که نشانه ((حیات
حیوانى ))است و همچنین قوه ادراکات که نشانه ((حیات انسانى )) است در آن
خبرى نیست .
امـا تـکـامـل نطفه در رحم به مرحله اى مى رسد که شروع به حرکت مى کند
وتدریجا قواى دیگر انسانى در آن زنده مى شود, و این همان مرحله اى است که
قرآن از آن تعبیر به نفخ روح مى کند.
اضـافـه ((روح )) بـه ((خـدا)) بـه اصـطـلاح ((اضـافه تشریفى )) است ,
یعنى یک روح گرانقدر و پرشرافت که سزاوار است روح خدا نامیده شود در
انسان دمیده شد.