معرفی وبلاگ
انسانم آرزوست . از کجا آمده ام ؛ به کجا می روم ؛ آمدنم برای چه بود . خدایا یقین دارم که نقطه نقطه نوشتار ما حساب و کتاب دارد و برای آن باید پاسخ دهیم . بنابر این مرا یاری ده آنگونه بنویسم که تو میخواهی و رضای توست .
صفحه ها
دسته
فیدها
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 619570
تعداد نوشته ها : 441
تعداد نظرات : 26
Rss
طراح قالب
GraphistThem222
عکس العمل مناسب دربرابر خوب و بد
زاهدی ازکنار عده ای عبور می کرد. شنید که آنها مشغول گفت و شنود های بی فایده اند و در ضمن سخنهایشان، گاهی آلوده به تهمت غیبت و دروغ نیز می شوند دراین هنگام ایستاد و به جمع آنها سلام کرد و با مهربانی گفت:
عمر هرکس بهترین سرمایه اوست. بهترین سرمایه را خوب است که انسان صرف بهترین کارها کند. از این سرمایه، خوب استفاده نمایید! گناه، سرمایه انسان را تلف می کند و...
آنگاه حرکت کرد و به جمع عده ای دیگر از مومنان که درحال گفتگوی علمی و مفید بودند پیوست. در میان این گروه، شاداب و بشاش بود و از مصاحبت با آنها خوشحال می شد. دیگران را نیز دعوت می کرد تا در چنین جمعی حاضر شوند و توشه معرفت بردارند.
یکی از آشنایان زاهد که شاهد نهی ازمنکر او به گروه گناهکار و امر به معروفش به دیگران برای حضور درگروه مومنان بود پرسید: آقا! نکند عده ای از امر به معروف و نهی از منکر شما دلگیر شوند. مردم نوعاً از انتقاد خوششان نمی آید و...
زاهد گفت:«البته باید با شرایط و رعایت مراتب امر به معروف و نهی از منکر کرد که من هم سعی کردم اینطور عمل کنم، اسلام بی تفاوتی در برابر نیکوکار و بدکار را نمی پسندد؟! مگر نمی دانی خداوند متعال درباره بی تفاوتی در برابر کارهای خوب و بد دیگران وعواقب آن برای همه در آیه 25 سوره انفال فرموده اند:
و اتقوا فتنه «لاتصیبن الذین ظلموا منکم خاصه و اعملوا ان الله شدید العقاب
(با امر به معروف و نهی ازمنکر) از فتنه (بلا و آشوب) بپرهیزید که (اگر نازل شود) فقط به ستمکارانتان نمی رسد (بلکه همه را فراخواهد گرفت؛ زیرا عده ای گناهکار و بقیه نیز سکوت کردند و عکس العمل مناسب نشان ندادند) و بدانید که خداوند سخت کیفر است!
بنابراین، مومن باید در برابر خوبی و بدی، عکس العمل مناسب داشته باشد تا افراد جامعه گرفتار بلا و مصائب نشوند.
دسته ها : مذهبی
يکشنبه 22 1 1389 21:4
نجات یافتگان

ابن مسعود نقل کرده است «هنگامی که به حضور پیامبر اعظم (ص) شرفیاب شدم، ایشان فرمودند: پسر مسعود! امت هایی که قبل از ما بودند بر هفتاد و دو گروه تقسیم شدند. فقط دو گروه از آنان به سعادت نائل آمده و بقیه هلاک شدند!
اول- گروهی که با ملوک و زمامداران جبار مسیحی به مبارزه برخاستند و عاقبت به دست آنان به شهادت رسیدند.
دوم- کسانی که از یک سو امکان مبارزه با جباران را نداشتند و از سوی دیگر تعلیمات مذهبی اجازه سازش و سکوت را در برابر آنان نمی داد، پس ناگزیر از هجرت شده در غارها و شکاف کوه ها و دور از اجتماع به زندگی ادامه دادند و به اصطلاح به رهبانی گری پرداختند. اینان همان کسانی هستند که خداوند درباره آنها می گوید: «رهبانیت را پدید آوردند در حالی که ما بر آنان مقرر نفرموده بودیم. 1

1- تفسیر مجمع، جلد 9، ص 243
دسته ها : مذهبی
يکشنبه 22 1 1389 21:1
انسان لجوج
کسانى که کافر شدند، براى آنان تفاوت نمى‏کند که آنان را (از عذاب الهى) بترسانى یا نترسانى؛ ایمان نخواهند آورد.
خدا بر دلها و گوشهاى آنان مهر نهاده؛ و بر چشمهایشان پرده‏اى افکنده شده؛ و عذاب بزرگى در انتظار آنهاست.
گروهى از مردم کسانى هستند که مى‏گویند: «به خدا و روز رستاخیز ایمان آورده‏ایم.» در حالى که ایمان ندارند.
مى‏خواهند خدا و مؤمنان را فریب دهند؛ در حالى که جز خودشان را فریب نمى‏دهند؛ (اما) نمى‏فهمند. (6-9)بقره
ایـن تعبیر در باره افراد بى ایمان و لجوجى است که بر اثر گناهان بسیار در برابر عـوامـل هـدایت نفوذ ناپذیر شده اند, و لجاجت و عناد در برابر مردان حق در دل آنان چنان رسوخ کـرده که درست همانند همان بسته و کیسه سر به مهر هستند که دیگرهیچ گونه تصرفى در آن نـمـى توان کرد, و به اصطلاح قلب آنها لاک و مهر شده است
دسته ها : مذهبی
شنبه 21 1 1389 12:23

با خدا و مؤمنان نیرنگ مى‏بازند ولى جز بر خویشتن نیرنگ نمى‏زنند و نمى‏فهمند (9) بقره

دسته ها : مذهبی
شنبه 21 1 1389 12:6

و اما کسانى که فاسق شدند (و از اطاعت خدا سرباز زدند)، جایگاه همیشگى آنها آتش است؛ هر زمان بخواهند از آن خارج شوند، آنها را به آن بازمى‏گردانند و به آنان گفته د: «بچشید عذاب آتشى را که انکار مى‏کردید!» (20)

به آنان از عذاب نزدیک (عذاب این دنیا) پیش از عذاب بزرگ (آخرت) مى‏چشانیم، شاید بازگردند! (21)سوره سجده

دسته ها : مذهبی
شنبه 21 1 1389 9:47
ایمان اجباری
و اگر مى‏خواستیم به هر انسانى هدایت لازمش را (از روى اجبار بدهیم) مى‏دادیم؛ ولى (من آنها را آزاد گذارده‏ام و) سخن و وعده‏ام حق است که دوزخ را (از افراد بى‏ایمان و گنهکار) از جن و انس همگى پر کنم! (13)سوره سجده

از آنـجا که این همه اصرار و تاکید براى پذیرش ایمان , ممکن است این توهم را ایجاد کند کـه خـداونـد تـوانائى ندارد نور ایمان را در قلب آنهاپرتوافکن کند, در این آیه مى افزاید: ((و اگر مى خواستیم به هر انسانى هدایت لازمش را (از روى اجبار بدهیم ) مى دادیم )) (ولو شئنا لا تینا کل نفس هدیها).
مـسـلـما ما چنین قدرتى داریم , ولى ایمانى که از طریق اجبار و الزام ما تحقق یابد ارزش چندانى ندارد, اراده ما بر این تعلق گرفته که نوع انسان ((مختار)) باشد.
لذا در پایان آیه مى فرماید: ((ولى (من آنها را آزاد گذارده ام و) سخن و وعده ام حق است که دوزخ را (از افـراد بـى ایـمـان و گنهکار) از جن و انس همگى پر کنم ))!(ولکن حق القول منى لا ملا ن جهنم من الجنة والناس اجمعین ).
آرى ! آنها با سؤاختیار خود این راه را طى کرده اند و مستحق مجازاتند, و ماهم اراده قاطع داریم بر این که دوزخ را از آنان پر کنیم .
دسته ها : مذهبی
جمعه 20 1 1389 19:1

 

و خداوندى است که از پنهان و آشکار با خبر است، و شکست‏ ناپذیر و مهربان است!

او همان کسى است که هر چه را آفرید نیکو آفرید؛ و آفرینش انسان را از گل آغاز کرد؛

سپس نسل او را از عصاره‏اى از آب ناچیز و بى‏قدر آفرید.

سپس (اندام) او را موزون ساخت و از روح خویش در وى دمید؛ و براى شما گوش و چشمها و دلها قرار داد؛ اما کمتر شکر نعمتهاى او را بجا مى‏آورید! (6-9)سوره السجده
خداوند ((آغاز آفرینش انسان را از گل قرار داد)) (وبدا خلق الا نسان من طین ) تـا هم عظمت و قدرت خود را نشان دهد و هم به این انسان هشدار دهد که تو از کجا آمده اى و به کجا خواهى رفت .
پیداست این آیه سخن از آفرینش ((آدم )) مى گوید, نه همه انسانها, چرا که ادامه نسل او در آیه بعد مـطـرح اسـت , و ظاهر این آیه دلیل روشنى است بر خلقت مستقل انسان که بدون واسطه از گل صورت گرفته است .
(آیـه )ـایـن آیـه بـه آفـرینش نسل انسان و چگونگى تولد فرزندان آدم درمراحل بعد اشاره کرده , مـى گوید: ((سپس نسل او را از عصاره اى از آب ناچیز وبى قدر آفرید)) (ثم جعل نسله من سلا لة من ما مهـین ).
(آیه )ـاین آیه بعد اشاره اى است به مراحل پیچیده تکام انسان در عالم رحم , و همچنین مراحلى که آدم بـه هـنـگـام آفرینش از خاک طى نمود, مى فرماید(سپس (اندام ) او را موزون ساخته )) (ثم سویه ).
((و از روح خویش در وى دمید))! (ونفخ فیه من روحه ).
((و براى شما گوش و چشمها و دلها قرار داد)) (وجعل لکم السمع والا بصاروالا فئدة ).
((اما کمتر شکر (نعمتهاى ) او را به جا مى آورید)) (قلیلا ما تشکرون ).
در آغاز که نطفه منعقد مى شود تنها داراى یک نوع ((حیات نباتى )) است ,یعنى فقط تغذیه و رشد و نـمـو دارد, ولـى از حس و حرکت که نشانه ((حیات حیوانى ))است و همچنین قوه ادراکات که نشانه ((حیات انسانى )) است در آن خبرى نیست .
امـا تـکـامـل نطفه در رحم به مرحله اى مى رسد که شروع به حرکت مى کند وتدریجا قواى دیگر انسانى در آن زنده مى شود, و این همان مرحله اى است که قرآن از آن تعبیر به نفخ روح مى کند.
اضـافـه ((روح )) بـه ((خـدا)) بـه اصـطـلاح ((اضـافه تشریفى )) است , یعنى یک روح گرانقدر و پرشرافت که سزاوار است روح خدا نامیده شود در انسان دمیده شد.

دسته ها : مذهبی
جمعه 20 1 1389 18:2
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! هنگامى که براى نماز روز جمعه اذان گفته شود، به سوى ذکر خدا بشتابید و خرید و فروش را رها کنید که این براى شما بهتر است اگر مى‏دانستید! (9) و هنگامى که نماز پایان گرفت (شما آزادید) در زمین پراکنده شوید و از فضل خدا بطلبید، و خدا را بسیار یاد کنید شاید رستگار شوید! (10)
هنگامى که آنها تجارت یا سرگرمى و لهوى را ببینند پراکنده مى‏شوند و به سوى آن مى روند و تو را ایستاده به حال خود رها مى‏کنند؛ بگو: آنچه نزد خداست بهتر از لهو و تجارت است، و خداوند بهترین روزى‏دهندگان است. (11)سوره الجمعه


در بعضى از روایات اسلامى آمده است که مسلمانان مدینه , پیش از آن که پیامبر(ص ) هجرت کند, بـا یـکدیگر صحبت کردند و گفتند: یهود در یک روز هفته اجتماع مى کنند (روز شنبه ) و نصارى نیزروزى براى اجتماع دارند (یکشنبه ) خوب است ما هم روزى قرار دهیم و درآن روز جمع شویم و ذکـر خدا گوئیم و شکر او را به جا آوریم , آنها روز قبل ازشنبه را که در آن زمان ((یوم العروبه )) نـامـیـده مى شد, براى این هدف برگزیدند, وبه سراغ ((اسعدبن زراره )) (یکى از بزرگان مدینه ) رفـتـنـد, او نماز را به صورت جماعت با آنها به جا آورد و به آنها اندرز داد و آن روز, ((روز جمعه )) نامیده شد, زیرا روزاجتماع مسلمین بود.
و این نخستین جمعه اى بود که در اسلام تشکیل شد.
امـا اولین جمعه اى که رسول خدا(ص ) با اصحابش تشکیل دادند, هنگامى بودکه به مدینه هجرت کرد, وارد مدینه شد, و آن روز روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول هنگام ظهر بود, حضرت , چهار روز در ((قـبـا)) مـاندند و مسجد قبا را بنیان نهادند,سپس روز جمعه به سوى مدینه حرکت کرد و به هـنـگـام نـماز جمعه به محله ((بنى سالم )) رسید, و مراسم نماز جمعه را در آنجا برپاداشت , و این اولین جمعه اى بود که رسول خدا(ص ) در اسلام به جا آورد, خطبه اى هم در این نماز جمعه خواند که اولین خطبه حضرت در مدینه بود.

ـ اهمیت نماز جمعه :.

بهترین دلیل بر اهمیت این فریضه بزرگ اسلامى قبل از هر چیز آیات همین سوره است , که به همه مسلمانان و اهل ایمان دستور مى دهد به محض شنیدن اذان جمعه به سوى آن بشتابند, و هرگونه کسب و کار و برنامه مزاحم را ترک گویند.
در احادیث اسلامى نیز تاکیدهاى فراوانى وارد شده است از جمله : درخطبه اى که موافق و مخالف آن را از پیامبر گرامى اسلام (ص ) نقل کرده اند آمده :.
((خـداونـد نماز جمعه را بر شما واجب کرده هرکس آن را در حیات من یا بعداز وفات من از روى اسـتخفاف یا انکار ترک کند خداوند او را پریشان مى کند, و به کار او برکت نمى دهد, بدانید نماز او قبول نمى شود, بدانید زکات او قبول نمى شود,بدانید حج او قبول نمى شود, بدانید اعمال نیک او قبول نخواهد شد تا از این کارتوبه کند))!.
البته باید توجه داشت که مذمتهاى شدیدى که در مورد ترک نماز جمعه آمده در صورتى است که نماز جمعه واجب عینى باشد.
ـ فلسفه نماز عبادى ـسیاسى جمعه :.

نماز جمعه , قبل از هر چیز یک عبادت بزرگ دسته جمعى است , و اثرعمومى عبادات را که تلطیف روح و جان , و شستن دل از آلودگیهاى گناه و زدودن زنگار معصیت از قلب مى باشد دربردارد.
وامـا از نـظـر اجـتـمـاعـى و سیاسى , یک کنگره عظیم هفتگى است که بعد ازکنگره سالانه حج , بـزرگترین کنگره اسلامى مى باشد, و به همین دلیل در روایتى ازپیغمبر اکرم (ص ) نقل شده که : ((جمعه حج کسانى است که قادر به شرکت در مراسم حج نیستند)).
در حقیقت اسلام , به سه اجتماع بزرگ اهمیت مى دهد:.
اجتماعات روزانه که در نماز جماعت حاصل مى شود.
اجتماع هفتگى که در مراسم نماز جمعه است .
و اجتماع حج که در کنار خانه خدا هر سال یک بار انجام مى گیرد.
نقش نمازجمعه در این میان بسیار مهم است بخصوص این که یکى ازبرنامه هاى خطیب در خطبه نمازجمعه , ذکر مسائل مهم سیاسى و اجتماعى واقتصادى است .
((پایان سوره جمعه )).
دسته ها : مذهبی
جمعه 20 1 1389 7:55
کسانى که مکلف به تورات شدند ولى حق آن را ادا نکردند، مانند درازگوشى هستند که کتابهایى حمل مى‏کند، (آن را بر دوش مى‏کشد اما چیزى از آن نمى‏فهمد)! گروهى که آیات خدا را انکار کردند مثال بدى دارند، و خداوند قوم ستمگر را هدایت نمى‏کند! (5)سوره الجمعه

برای درازگوش چه فرقی میکند که باراو درو مروارید باشد و یا علف بیابان آن حیوان فقط حمل کننده این باراست گرچه دیگران قدرو ارزش باراورا بدانند و از آن ذینفع شوند- این مثل کنایه از علمایی رادارد که باتوجه به اشراف علمی به قوانین الهی و دانستن حق و باطل اهمیتی بدان نداده و به دنیاطلبی خویش مشغول هستندبعضااینگونه علما باستناد دانسته ای خود مردم را به آخرت دعوت می کنند لکن خود به آنچه میگویند عمل نمی کنند.
دسته ها : مذهبی
جمعه 20 1 1389 7:36
بگو: «اى یهودیان! اگر گمان مى‏کنید که (فقط) شما دوستان خدائید نه سایر مردم، پس آرزوى مرگ کنید اگر راست مى‏گویید (تا به لقاى محبوبتان برسید)!» (6)
ولى آنان هرگز تمناى مرگ نمى‏کنند بخاطراعمالى که از پیش فرستاده‏اند؛ و خداوند ظالمان را بخوبى مى‏شناسد! (7)
بگو: «این مرگى که از آن فرار مى‏کنید سرانجام با شما ملاقات خواهد کرد؛ سپس به سوى کسى که داناى پنهان و آشکار است بازگردانده مى‏شوید؛ آنگاه شما را از آنچه انجام مى‏دادید خبر مى‏دهد!» (8)سوره الجمعه

یکی از ضمانت های اجرایی نیکوزیستن اعتقادبه حسابرسی و وجود دنیایی پس از این دنیاست - کسی که براین باور است که بیهوده آفریده نشده وبرای تمامی اعمال او مراقبی وجود داردواعمال نیک او پاداش و اعمال زشت وناپسنداو عقاب دربرخواهد داشت طبعابگونه ای زیست خواهد داشت که همواره انسانهای دیگر از او سود برند- او هرخدمت خود را صرفا بجهت رضایت خداوند و تقرب به الهی انجام خواهد داد.
این انسان همواره علاقه مند است که نتایج تلاش های نیکوی خویش را ملاحظه نمایدمانند کشاورزی که درشرایط سخت زمینی را بذرپاشی نموده وبا سرکشی مستمر درانتظارمحصول خودبسرمی برد.
نیکوکار-علاقه وافری بدان دارد که به سرای دیگر رسیده و تقرب الهی را نصیب خود سازد و پوشیده هاو وعده های زمینی را دریابد.
نیکوکار نه تنها از مرگ هراسی ندارد بل آنرا بمنزله رسیدن به مقصد تلقی می کند.
دسته ها : مذهبی
جمعه 20 1 1389 7:27
آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است همواره تسبیح خدا مى‏گویند، خداوندى که مالک و حاکم است و از هر عیب و نقصى مبرا، و عزیز و حکیم است! (1)سوره جمعه
دسته ها : مذهبی
جمعه 20 1 1389 7:2
X