مجلس زنانه ختم قرآن

مجلس زنانه ختم قرآن

محل برگزاری ختم قرآن زنانه در خانه «ملاّ» یا خانه زنان مومنه یا آنهایی که قرآن را صحیح میخوانند یا به نوبت در خانه شرکتکنندگان است. در ماه رمضان در هر محله از هر شهری چندین مجلس زنانه قرائت قرآن برپا میشود و اغلب مجالس صبحها که زنان فراغت بیشتری دارند برگزار میشود. رهبر قرائت قرآن زنان، زنی به نام «ملاّ» یا زن دیگری است که قرآن را بدون غلط و با قرائت صحیح میخواند. در خانه یا محلی که زنان ختم قرآن برگزار میکنند نباید مرد بالغی باشد و مردان قبل از حاضر شدن شرکتکنندگان از خانه بیرون میروند.

در مجلس ختم قرآن زنانه هر روز قبل از قرائت قرآن ابیاتی در مدح پیغمبر و ائمه اطهار(ع) میخوانند و صلوات میفرستند و بعد قرائت قرآن را آغاز میکنند. بعضی از ابیاتی که قبل از شروع قرآن میخوانند چنین است:

  • بر محمد تو بگو از دل و از جان صلوات به رخ انور آن سرو خرامان صلوات به لب خشک حسین شاه شهیدان صلوات به همان باقر و آن علم فراوان صلوات بر سر تربت آن مظهر ایمان صلوات به همان گنبد پُر نور زرافشان صلوات به همان مهدی غایب شه خوبان صلوات هر چه خواهی تو طلب کن ز شهنشاه جهان فاطمه باد شفیع خواه تو اندر محشر گر تو بیمار نخواهی شوی اندر بر خلق گر نشانی به خود از مذهب جعفر داری گر به دل هست تو را آرزوی قبر رضا یاد بنما تو از آن قامت زیبای تقی گر تو هستی به جهان منتظر حجت دین

  • به علی حیدر صفدر شه خوبان صلوات به قد سرو چمان ماه درخشان صلوات به علی بن حسین عابد دانا صلوات به همان مذهب پاک از سر ایمان صلوات به غریب الغربا شاه خراسان صلوات عسکری را تو به لعل لب خندان صلوات گر تو خواهی که بیابی ز جهان راه نجات یاد کن از جگر پارة پر خون حسن هر کجا نوش کنی آب روان یاد نما علم باقر برساند به تو از دین نبی دیدی آن گوشه زندان که به موسی چه گذشت نور بارد ز سر گنبد پُر نور نقی گر تو هستی به جهان منتظر حجت دین گر تو هستی به جهان منتظر حجت دین

(0) نظر
برچسب ها :
ا

در ماه مبارک رمضان در اغلب مساجد و تکایا و بسیاری از خانهها ختم قرآن برگزار میشود. هرچند ختم قرآن تنها به ماه رمضان اختصاص ندارد و در تمام ماههای سال برپا میشود، اما در ماه رمضان صفا و جلوهای دیگر دارد و مردها و زنها و بچهها جداگانه در مجالس ختم قرآن شرکت میکنند که هر کدام آداب و تشریفات خاصی دارد.

محل برگزاری ختم قرآن مردها، اغلب در مساجد است. در بهار و تابستان در صحن یا پیشطاق مسجد و در پاییز و زمستان در شبستان یا به قول یزدیها در گرمخانه مسجد، مجلس قرآن برپا میشود. معمولاً بعد از نماز صبح یا ظهر و یا عشا اغلب آنهایی که در نماز جماعت شرکت میکنند دور تا دور شبستان، پشت به دیوار مینشینند و قرآنشان را که از خانه آوردهاند در دست گرفته و آماده شرکت در ختم قرآن میشوند. آغازکننده کسی است که سمت رهبری گروه را دارد و به خاطر استادیش در قرائت قرآن لقب «قُراء»(1) گرفته است. این شخص در صدر مجلس مینشیند و با خواندن آیاتی از اول یک جزء، قرائت قرآن را آغاز میکند. پس از خواندن چند آیه نوبت به شخصی که سمت راست قراء نشسته است میرسد و به این ترتیب هر کدام از شرکتکنندگان آیاتی از قرآن را میخوانند. قراء نیز با دقت گوش میدهد و غلطها را تصحیح میکند. نوبت هر کس که تمام میشود قرآء با گفتن «غَفَراللّه» نوبت را به نفر بعد میدهد و او دنباله سوره را قرائت میکند.

اگر ماه رمضان سی روز باشد هر روز یک جزءِ از قرآن خوانده میشود اما اگر ماه بیست و نه روز باشد، ده روز آخر ماه هر روز چند آیه بیشتر خوانده میشود تا روز بیست و نهم که جزءِ سیام هم تمام شود و یا اینکه روزهای بیست و هشتم و بیست و نهم، یک جزء و نیم از قرآن خوانده میشود.

مشهدیها معتقدند قرآنی را که در ماه رمضان آغاز میکنند باید حتماً تا آخر ماه تمام کنند وگرنه قرآن نفرینشان میکند یا قرضدار میشوند.

(0) نظر
برچسب ها :
خاطره اي از دوران تحصيل

خاطره ای از دوران تحصیل

هنگام تحصیل این عالم فرزانه در مشهد مقدس، علاوه بر فقر شدید مالی و گرسنگیِ مستمر، با بحرانهای هولناک سیاسی، اجتماعی از قبیل: توطئه کشف حجاب، متحدالشکل کردن لباس مردم، و خلع لباس از روحانیت مواجه بود. این جنایات تاریخی از سوی رضاخان تا آنجا در سرتاسر کشور بر مردم ایران تحمیل می شد تا این که منجر به وقوع قیام مردم مشهد و به وقوع پیوستن واقعه مسجد گوهرشاد (یکشنبه 12 ربیع الثانی 1354) گردید. به طوری که اکثر طلاب مشهد در اثر فشارهای مزدوران رضاخانی پراکنده شدند، و برخی هم، کسوت مقدس روحانیت را برای همیشه کنار گذاشته و به کارهای دیگر روی آوردند. در این بین تنها عده ای اندک که از ایمان قوی و اراده پولادین برخوردار بودند، به گونه مظلومانه در این راه استقامت کرده و از حریم دین و مذهب تشیع دفاع نمودند. مرحوم آیت اللّه ملکی میانجی هم جزو این راست قامتان همیشه سرافراز بود که در برابر تندبادهای برخاسته از سوی سلطه استعمار خارجی و استبداد رضاخانی سر خم نکرد. در آن ایام به مدت طولانی همه دروس بر اثر شدت فشار و خفقان رژیم تعطیل گشته بود؛ ولی این عالم تلاشگر همچنان با امید، نشاط و پشتکار قوی به مطالعه و تحقیق خود ادامه داد و خلاء تعطیلی دروس را بدین وسیله جبران و پر می کرد.

معظم له در ضمن خاطراتش نقل می کرد: «در همان ایام اختناق روزی مرحوم استاد (آیت اللّه میرزا مهدی غروی اصفهانی) به بنده فرمود: البشارة! البشارة! رفقا را خبر کن می خواهم درس شروع کنم. در این هنگام من بلافاصله به دوستان که حدود هفت یا هشت نفر بودیم، از جمله: مرحوم آیت اللّه حاج میرزا جوادآقا تهرانی و آیت اللّه مروارید اطلاع دادم، از همان روزها مدتی شبانه، به صورت مخفیانه و با احتیاط کامل و توأم با ترس و اضطراب در درس استاد حضور پیدا می کردیم. روزی یکی از دوستان به هنگام آمدن درس گرفتار پلیس شد. مرحوم استاد ناراحت شد و دست به دعا و توسل زد و برای رهایی وی دعا نمود و الحمداللّه ایشان آزاد شد. در آن زمان مزاحمت و سختگیری برای طلاب و علما به اوج خود رسیده بود. بسیاری از دوستان دیگر و اینجانب گرفتار آزار و اذیّت و توهین پلیس شدیم و خاطره هایی در این مورد داریم.»

(1) نظر
برچسب ها :
تحصيلات

تحصیلات

حضور علمای بزرگ در منطقه و ارتباط تنگاتنگ پدر با آنان، فضای مذهبی و فرهنگی مناسبی را در محیط خانواده به وجود آورده بود؛ از این رو آیت اللّه ملکی میانجی از دوران نوجوانی علائق مذهبی و دینی و ویژه ای یافت و به این صفت در میان مردم و همسالانش ممتاز و معروف شد و از طرفی هم بر اثر عنایت و تشویق پدر، علاقه وافری به تحصیل علم از خود نشان داد و در کنار فعالیتهای کشاورزی، آموزش مقدمات علوم اسلامی و زبان ادبیّات فارسی را در زادگاه خود آغاز کرد. نخست خواندن و نوشتن را از کتب رایج آن زمان، نزد اساتید فن آموخت و خط «مبیّن الملک گرمرودی» ـ حاکم فارس ـ را به عنوان سرمشق برای خود انتخاب کرد و دارای خطّی بسیار زیبا شد. بعد در همان روستا از محضر مرحوم آیت اللّه «سیدواسع کاظمی تَرکی» متوفای؛ 1353 ه ق که از شاگردان برجسته و اعضای جلسه استفتای مرحوم آخوند خراسانی صاحب کفایة الاصول بود، ادبیات عرب، منطق، اصول و فقه (قوانین و ریاض) را فراگرفت. سپس برای تکمیل آموخته ها و سیر در اعماق معارف و حقایق تشیع، در سال 1349 ق به مشهد مقدس مشرف شد. و در جوار آستان قدس رضوی برای خود مسکن گزید. آنگاه سطوح عالی را در نزد آیت اللّه «شیخ هاشم قزوینی»(متوفای؛ 1380 ق) فراگرفت، و فلسفه و مباحث اعتقادی را نزد «آیت اللّه شیخ مجتبی قزوینی»(متوفای 1386 ق) فراگرفت. بخشی از علم هیئت را نیز در کرسی درس مرحوم «آیت اللّه شیخ حسنعلی اصفهانی نخودکی» (م. 1361 ق) آموخت و همچنین در درس خارج فقه مرحوم آیت اللّه «میرزامحمد آقا زاده خراسانی» (متوفای؛ 1356 ق) شرکت جست و در نهایت بخشی از مباحث فقه، یک دوره اصول فقه و یک دوره کامل علوم و مباحث معارفی خراسان را از محضر استاد بزرگوارش مرحوم علامه آیت اللّه العظمی «میرزا مهدی غروی اصفهانی» (متوفای؛ 1365 ق) آموخت و در حدود سال 1361 ه .ق از محضر ایشان به دریافت اجازه اجتهاد، فتوا و نقل حدیث مفتخر گشت که این اجازه نامه بعدها توسط مرحوم حضرت آیت اللّه العظمی «سیدمحمد حجت کوه کمری تبریزی» (متوفای؛ 1372 ه .ق) مورد تأیید و تاکید قرار گرفت. در بخشی از این اجازه نامه چنین آمده است:

«...ایشان به مرتبه فقیهان رهشناس و مجتهدان دقیق النظر نایل آمدند. باید خدای سبحان را بر این نعمت و کرامت شکر کنند، زیرا که طالبان بسیارند، ولی واصلان اندک. و من به ایشان اجازه دادم که از من روایت کنند هرچه را من اجازه روایت و نقل آنها را دارم...»(1)

(0) نظر
برچسب ها :
به مناسبت اولين سالگرد ارتحال حضرت آيت ا... ملكي ميانجي

به مناسبت اولین سالگرد ارتحال حضرت آیت ا... ملکی میانجی

تولـد

آیت اللّه محمدباقر ملکی در سال 1324 ه .ق، (برابر با 1285 ه .ش) همزمان با مرگ مظفرالدین شاه قاجار و اوج گیری نهضت مشروطه در میان مردم شجاع آذربایجان، در یکی از قصبه های این خطه به نام «تَرْکْ» مرکز بخش کندوان (گرمرود) یکی از بخشهای مهمّ شهرستان میانه است دیده به جهان گشود. پدرش، مرحوم «حاج عبدالعظیم» که از ریش سفیدان و شخصیتهای پرنفوذ و متدیّن منطقه به شمار می آمد، فرزندش را محمدباقر نام نهاد. او دوران شیرخوارگی و نونهالی را در دامن پرمهر مادر و با عاطفه و نوازش بی همتای وی پشت سر گذاشت و ایام کودکی و نوجوانیش مصادف با دوران ضعف و زبونی و انقراض پادشاهان قاجار سپری شد. در آن زمان بر اثر غلبه اشرار و حمله خوانین به شهرها و روستاهای اطراف، غارت اموال و احشام و آزار و اذیت مردم، توسط ایادی و عوامل مزدور و از خدا بی خبر آنان به اوج نهایی خود رسیده بود. این فقیه بزرگ در سن دوازده سالگی از نزدیک شاهد و ناظر خشکسالی و قحطی هولناک سال 1336 ق بود که هر روز مردم دسته دسته از گرسنگی در هر کوی و برزن تلف می شدند. او سختی جانکاه و تلخی طاقت فرسای آن روزها را به جان و دل خرید و طعم تلخ بی وفایی و بی اعتباری ظواهر فریبنده دنیا را با تمام وجود لمس و تجربه کرد.

همه اینها اگرچه در ظاهر برای وی بسیار ملال آور و شکننده بود ولی از سوی دیگر مشکلات و فراز و نشیبهای زندگی از وی یک شخصیتی قوی و باصلابت و با اراده آهنین ساخت و او را در برابر دشواریها و ناملایمات، همواره مقاوم و استوار نگاهش داشت و به این ترتیب هرگز از تلاش و کوشش شبانه روزی احساس خستگی و دلتنگی نکرد و مبارزه با انواع مشکلات روزمره زندگی را جزو برنامه روزانه خود قرار داد و از همان اوان نوجوانی در کنار پدر گرانقدرش به کار دشوار کشاورزی و تامین مخارج اقتصادی خانواده همت گمارد.

(0) نظر
برچسب ها :
f
محمد صدیق منشاوى‏
استاد محمد صدیق منشاوى که از مفاخر قرّاء و مبتکر الحان گوناگون قرائتهاى قرآنى به شمار مى‏آید، سال 1299 هجرى شمى در شهر منشاة مصر در خانواده‏اى مذهبى به دنیا آمد.
او با تشویق پدرش ـصدیق منشاوىـ که از قاریان مشهور عصر خود به شمار مى‏آمد و اولین آموزگار او بود، به آموزش معارف و علوم قرآنى و قرائت قرآن پرداخت.
وى در سالهاى اولیه زندگى‏اش با استعداد فوق العاده‏اى که داشت، به سرعت به حفظ قرآن کریم موفق شد و از سن نه سالگى به بعد همه ساله در ماه مبارک رمضان برنامه قرائت قرآن برگزار مى‏نمود تا این‏که در ایام جوانى به عنوان قارى صاحب سبک در شهر و دیار خود مشهور گردید.
سبک نو، تلاوت و صوت زیبا، لحن گرم و حزین، تلفظ صحیح و بیان قوى کلمات و نوآورى در لحن‏هاى گوناگون قرائت از خصوصیات بارز استاد منشاوى است.
استاد منشاوى سلوک زاهدانه‏اى را در زندگى خود پیش گرفته بود و انسان متقى و وارسته‏اى بود که در هیچ تلاوتى بر اجر و پاداش آن سخنى نگفت. دوستان او نقل کرده‏اند پزشکان وى را از تلاوت قرآن بر حذر داشته بودند ولى او به خاطر زهد و علاقه‏اى که به قرآن داشت، نپذیرفت و منجر به بیمارى حنجره او گردید و بر اثر ابتلا به سرطان حنجره، سال 1348 ه.ق در قاهره دیده از جهان فرو بست و به شهید القرّاء معروف شد.
محمد صدیق منشاوى به تعداد کمى از کشورهاى جهان از جمله سوریه، کویت، و برخى کشورهاى حوزه خلیج فارس مسافرت نمود و به تلاوت قرآن پرداخت.
شعبان عبدالعزیز صیّاد
استاد صیاد از جمله قاریان بنام کشور مصر مى‏باشد. وى در کودکى موفق به حفظ کل قرآن گردید و مدارج و طبقات قرآنى را با موفقیت پشت سر گذاشت و در عنفوان جوانى جهت قرائت قرآن به رادیو مصر دعوت شد، وى از جمله قاریانى است که به سبک خاص خود تلاوت مى‏کند و در این زمینه صاحب سبک مى‏باشد.
استاد در قرائات سبعه تبحّر خاصى دارد، به خصوص قرائت حفص از عاصم و ورش از نافع که در این دو قرائت از اساتید بنام خود اجازه قرائت دارد.
وى به کشورهاى مختلف دنیا سفر کرده است که از آن جمله سفر به کشور جمهورى اسلامى ایران در سال 1370 ه.ش مى‏باشد.
ایشان به مناسبت سالگرد رحلت بنیانگذار جمهورى اسلامى، حضرت امام خمینى (ره)، به دعوت رادیو قرآن به ایران آمد و در شهرهاى تهران، مشهد، قم، اصفهان و رشت، دل‏هاى مشتاقان به قرائت قرآن را لبریز از نور معرفت الهى نمود.
از استاد صیاد تلاوت‏هاى مشهور بسیارى از جمله تلاوت سوره‏هاى فرقان، کهف، نجم، قمر، إسراء و آل عمران به جاى مانده است.
استاد احمد احمد نعینع‏
استاد احمد نعینع از معدود قرّائى است که هم در زمینه علم قرائت و هم کسب درجات علمى دانشگاهى موفق بوده است. وى به دلیل اخذ دکتراى پزشکى در میان مردم به «قارى طبیب» معروف است.
از جمله تلاوت‏هاى وى سوره یوسف در یکى از مساجد شهر قاهره است.
استاد نعینع در قرائت از شیوه استاد بنام عصر خویش، مصطفى اسماعیل پیروى مى‏کند و همواره یاد و نام وى را در ذهن‏ها زنده مى‏کند.
ایشان به اکثر کشورهاى عربى و اروپایى مسافرت نموده است.
محمد محمود الطبلاوى‏
استاد محمد محمود طبلاوى، شیخ المقارئ مصر، سال 1314 هجرى شمسى در شهر «نیت عقبه» استان جیزه مصر به دنیا آمد. او با تشویق پدرش به قرآن روى آورد و در نه سالگى قرآن را حفظ کرد و از آن پس نزد استاد «غنیم زحوى» قرائت را فرا گرفت به گونه‏اى که در یازده سالگى قرآن را با احکام و قواعد قرائت از حفظ مى‏خواند.
وى در سیزده سالگى به آموزشگاه قرائت دانشگاه الأزهر مصر راه یافت و پس از شش سال تحصیل، موفق به دریافت اجازه قرائت حفص، گواهى‏نامه عالى و گواهى‏نامه تخصصى علم قرائت شد.
استاد طبلاوى در شانزده سالگى تلاوت قرآن را در سطح کشور مصر آغاز کرد و به همراه اساتید بزرگى همچون: مصطفى اسماعیل، ابوالعینین شعیشع، عبدالفتّاح شعشاعى و على حزیّن در مجالس و محافل گوناگون قرائت مى‏کرد.
ایشان در سال 1349 در حالى‏که 35 سال داشتند وارد رادیو قاهره شد. و پس از مصطفى اسماعیل به عنوان قارى مسجد جامع الأزهر انتخاب شد و اکنون نایب رئیس قرّاء و عضو عالى مجلس اساتید قرائت است.
استاد هم‏اکنون هر هفته یک بار قرآن را از حفظ ختم مى‏کند، هر روز دو ساعت و نیم، پنج جزء قرآن را مرور مى‏کند ولى مایل نیست قرآن را بر اساس موسیقى یاد بگیرد، چون معتقد است قرآن داراى نغمه مخصوص خود است و نغمه خود قرآن مطابق با فطرت انسان است.
وى تاکنون به کشورهاى زیادى از جمله جمهورى اسلامى ایران، آلمان، انگلیس، ژاپن، کره، فرانسه، ایتالیا، تونس و لیبى مسافرت کرده و به قرائت قرآن پرداخته است.
از معروف‏ترین قرائت‏هاى ایشان، قرائت سوره‏هاى اعراف، مؤمن، زمر، حجر، و بقره مى‏باشد.
استاد شحّات محمد أنور
استاد شحّات محمد أنور سال 1329 هجرى شمسى در روستاى کفر الوزیر از استان دکحلیّه مصر به دنیا آمد، و به دلیل فوت پدرش در سه ماهگى دایى او شیخ حلمى محمد مصطفى تربیت وى را به عهده گرفت و قرآن را به او آموزش داد.
استاد از سه سالگى حفظ قرآن را شروع کرد و تا نه سالگى حافظ کل قرآن شد و پس از آن به مدت سه سال نزد «استاد شیخ على فرارجى» و «استاد حسین منصور» علم تجوید را فرا گرفت.
از دوازده سالگى قرائت قرآن کریم را در مجالس آغاز کرد و پس از ورود به مدارس علمیه قرائت، با اساتیدى همچون: «محمد رفعت»، «مصطفى اسماعیل»، «محمود على البنّا» و «ابوالعینین شعیشع» آشنا شد.
در 27 سالگى وارد رادیو مصر شد و به قرائت قرآن پرداخت و بعد از مدتى با پیشنهاد استاد عبدالباسط به عضویّت هیئت رئیسه انجمن قرّاء مصر در آمد.
استاد شحّات محمد أنور تا کنون به کشورهایى مانند جمهورى اسلامى ایران، نیجریه، قطر و مالدیو سفر کرده و به قرائت قرآن پرداخته است.
از معروف‏ترین تلاوت‏هاى ایشان، تلاوت سوره‏هاى قصص، نساء و احزاب مى‏باشد.
استاد أبوالعینین شعیشع‏
استاد أبوالعینین شعیشع سال 1343 هجرى قمرى مطابق با 1301 هجرى شمسى در منطقه مصر علیا متولد شد، مراحل اولیه قرائت را زیر نظر اقوام خود فرا گرفت و سپس در کنار اساتید فن قرائت به تکمیل این علم پرداخت.
استاد در خاندانى از قاریان قرآن کریم متولد شد و پرورش یافته است، و استاد عبدالفتاح شعشاعى عموى ایشان و استاد عبدالباسط خواهرزاده ایشان است.
وى سال 1360 قمرى در سن هفده سالگى براى اولین بار در رادیو مصر به تلاوت قرآن پرداخت. ایشان هنگام تلاوت قرآن، مفهوم آیات را توأم با لحنى دل‏نشین به شنونده اِلقا مى‏کند و تنها قارى عصر خویش است که به روش استاد محمد رفعت تلاوت مى‏کند.
استاد شعیشع در قرائت تسلّطى فوق العاده دارد، به انواع قرائات سبعه و عشره چیرگى دارد و اغلب قرائت خود را به طریق روایت حفص از عاصم تلاوت مى‏کند.
ایشان تا کنون در کشورهایى مانند: ایران، فرانسه، انگلیس، امارات متحده، سوریه، کویت، لبنان، عراق و عربستان به تلاوت قرآن پرداخته است.
از مهم‏ترین مسافرت‏هاى استاد ابوالعینین شعیشع، مسافرت به کاظمین همراه استاد عبدالباسط و استاد شعشاعى در سال 1320 هجرى شمى و همچنین به مسجد الأقصى در سال 1337 هجرى شمسى مى‏باشد.
معروف‏ترین تلاوت‏هاى ایشان، تلاوت سوره‏هاى هود، یوسف، نجم، قمر و آل‏عمران است.
راغب مصطفى غلوش‏
استاد راغب مصطفى غلوش سال 1317 هجرى شمسى در روستاى «برما» از شهر «طنطا»ى مصر دیده به جهان گشود.
او با تشویق پدرش ـکه از قاریان ممتاز بودـ در کودکى با قرآن آشنا شد. قرائت و حفظ قرآن کریم را نزد شیخ عبدالغنى شرقاوى آغاز کرد و سپس نزد شیخ ابراهیم طبهیلى ادامه داد و در سنین نوجوانى قرآن را حفظ کرد. او براى تکمیل دوره قرائت به مؤسسه احمدى طنطاو رفت و از استاد ابراهیم سلّام بهره برد.
از سن شانزده سالگى در محافل گوناگون به روایت ورش از نافع به تلاوت پرداخت و در 24 سالگى رسماً قرائت قرآن را در رادیو مصر آغاز کرد. ایشان ابتدا قرآن را به تقلید از سبک مصطفى اسماعیل تلاوت مى‏کرد ولى بعد سبک خاصى را براى خود برگزید.
استاد غلوش تا کنون به کشورهایى مانند جمهورى اسلامى ایران، آمریکا، فرانسه، کانادا و انگلیس مسافرت کرده است.
از معروف‏ترین تلاوت‏هاى ایشان تلاوت سوره‏هاى الرحمن، حاقه، احزاب و نساء مى‏باشد.
محمود على البنّا
استاد محمود على البنّا سال 1926 میلادى در «شراباس» از استان «منوفیه»ى مصر متولد شد. او با تشویق خانواده به فراگیرى قرآن روى آورد. مسجد احمدى شهر طنطاو، اولین مکانى بود که استاد از آن‏جا یادگیرى قرآن را آغاز کرد.
پس از آن با سپرى کردن دوره مقدماتى به مدرسه دینى واقع در مرکز استان منوفیه نقل مکان کرد و از محضر اساتید بزرگ علم قرائت بهره برد. علوم، فنون و قواعد تلاوت و قرائت‏هاى مختلف را آموخت و با کمک استاد ابراهیم سلام که از بزرگ‏ترین اساتید شهر طنطاو بود، توانست در این مسیر به پیشرفت چشمگیرى نایل آید، و وارد «الأزهر» شود و به تحصیل و سپس تدریس بپردازد.
همچنین وى توانست وارد رادیوى قاهره شود و به تلاوت قرآن بپردازد. مسجد احمدى و مسجد امام حسین(ع)، از مکان‏هایى است که استاد بارها در آن‏ها به تلاوت قرآن پرداخته است.
استاد محمود على البنّا پس از وفات شیخ محمود خلیل حصرى به سمت شیخ القرّایى مصر منصوب گردید و تا پایان عمر عهده‏دار این منصب بود.
استاد به هنگام قرائت، مفاهیم بزرگ قرآن را با حزن و خشیت صوت خویش جلوه‏گر مى‏ساخت به گونه‏اى که شنونده را محزون ساخته و به حالتى از خشیت الهى مى‏کشاند.
ایشان داراى فرزندان زیادى مى‏باشد که یکى از آنان شیخ احمد البنّا قارى مشهور مصر مى‏باشد که استماع تلاوت وى یادآور تلاوت محزون پدر فقید اوست.
استاد محمود على البنّا در سال 1985 میلادى پس از بازگشت از امارات متحده عربى به سبب بیمارى در قاهره درگذشت.
محمدرضا پورزرگرى‏
محمدرضا پورزرگرى سال 1349 در تهران متولد شد. ایشان در سال 1359 فراگیرى رآن را زیر نظر استاد سید محسن موسوى آغاز کرد و با قواعد تجوید، صوت و لحن آشنا شد و از آن پس به قرائت قرآن پرداخت، و در مسابقات مختلف قرائت قرآن شرکت کرد و مقام‏هایى را نیز کسب کرد مثلاً رتبه اول مسابقات سراسرى کشور در سمنان، و رتبه اول مسابقات بین‏المللى تهران در سال 1373.
وى تا کنون براى تبلیغات قرآنى به کشورهایى نظیر ماداگاسکار، اتیوپى، هندوستان، آفریقاى جنوبى و بوسنى هرزه گوین سفر کرده است.
عباس امام جمعه‏
عباس امام جمعه سال 1345 در تهران به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایى خود را در محله قنات آباد تهران آغاز کرد و در همان دوران نوجوانى با تشویق پدر و مادر خود به قرآن روى آورد. وى سپس در جلسات قرآنى شرکت کرد و روخوانى قرآن را نزد استاد مولایى فرا گرفت و به دلیل داشتن استعداد و جدّیت و پشتکار علم قرائت را نیز آموخت.
وى در مسابقات مختلف قرائت قرآن شرکت کرده و مقام‏هایى را به دست آورده است مثلاً رتبه اول مسابقات بین المللى مالزى سال 1368 و رتبه دوم مسابقات بین المللى عربستان سعودى سال 1370.
او همچنین با اهداف قرآنى به کشورهاى مختلف مانند عربستان، سوریه، لبنان، انگلستان، چین، و مالزى سفر کرده است.
امام جمعه هم اکنون دانشجوى رشته الهیات و معارف اسلامى است و در شوراى عالى قرآن صدا و سیما ـکه زیر نظر مقام رهبرى استـ نیز خدمت مى‏کند.
جواد فروغى‏
جواد فروغى سال 1358 در شهر مقدس مشهد دیده به جهان گشود.
وى در دو سالگى با حفظ سوره حمد و اخلاص کار قرآن را شروع کرد و از سه سالگى با قرائت قرآن آشنا شد. اساتید وى حاج حسین علمى، و حاج سید مرتضى سادات فاطمى بوده‏اند.
سبک وى در قرائت قرآن تقلیدى است، و از راه گوش دادن نوار قارى و تکرار آن (گاهى تا 50 بار) به فراگیرى سبک، نغمه و آهنگ قارى مى‏پرداخته است. از سه سالگى تا یازده سالگى به روش عبدالباسط قرائت کرده و طى دو سال بعد از آن، سبک‏هاى دیگرى همانند شحّات محمد انور و متولّى عبدالعال را فرا مى‏گیرد.
جواد فروغى از آن‏جا مشهور شد که قرآن را به سبک قارى مشهور جهان، عبدالباسط قرائت کرد و با صداى بچه‏گانه و دل‏پذیرى که داشت شنونده را به وجد مى‏آورد.
ایشان تاکنون علاوه بر شهرهاى ایران به کشورهایى مانند مالزى، سوریه، عربستان، سنگاپور، ترکمنستان و انگلستان سفر کرده و به قرائت قرآن پرداخته است.
عبدالباسط محمد عبدالصمد
استاد عبدالباسط محمد عبدالصمد سال 1307 هجرى شمسى در شهر «ارمنت» از توابع استان قنا و اقع در جنوب مصر به دنیا آمد.
او در نوجوانى روخوانى قرآن را فراگرفت و در سن ده سالگى موفق به حفظ کامل قرآن کریم شد. در سن دوازده سالگى در مسابقات قرآن رتبه عالى را به دست آورد و تا چهارده سالگى قرائتهاى دهگانه را نیز آموخت و در شانزده سالگى قارى ممتاز مصر شناخته مى‏شد.
ایشان از تلاوت استاد رفعت از طریق رادیو بهره‏مند شد و استاد دیگر او شیخ محمد سلیم حماده بود که تجوید و علم قرائت را به او آموخت.
سال 1328 هجرى شمسى در سن 21 سالگى اجازه تلاوت قرآن در رادیوى مصر را کسب کرد و پس از محمود خلیل الحصرى، مقام شیخ القرّایى را حائز شد.
وى اگر چه از اساتیدى مانند مصطفى اسماعیل، شعشاعى و رفعت تأثیر پذیرفته است ولى داراى سبک خاصى است و قرآن را به شیوه‏هاى جذّاب قرائت مى‏کند به گونه‏اى که عدّه زیادى تا کنون از صداى گرم و دلنشین او مسلمان شده‏اند.
تلاوتهاى مشهور او، سوره‏هاى حشر، تکویر، حج، بلد، و یوسف است.
استاد به بعضى از کشورهاى عربى و مسلمان و بیشتر کشورهاى جهان مانند لبنان، عراق، عربستان، آمریکا، آفریقا، پاکستان، هندوستان، مالزى، اندونزى، برمه مسافرت کرده است.
در سال 1330 هجرى شمسى همراه اساتیدى مثل ابوالعینین شعیشع، عبدالفتاح شعشاعى و ابراهیم شعشاعى به عراق مسافرت کرد و سوره حشر و تکویر را در صحن مطهّر کاظمین تلاوت کرد.
او روز نهم آذر 1367 در سن شصت سالگى در قاهره چشم از جهان فرو بست.
مصطفى اسماعیل‏
استاد مصطفى اسماعیل در شهر طنطاو از کشور مصر متولد شد. از همان کودکى عشق و علاقه شدیدى به قرائت قرآن داشت و زیر نظر استاد سید البدوى قرآن را فرا گرفت و سپس به همراه محمود خلیل الحصرى در مؤسسه احمدى طنطاو نزد استاد ابراهیم سلام علم قرائت را آموخت.
او در اوّلین سفر به شهر قاهره، استاد محمد رفعت را ملاقات کرد، و نزد ایشان به تلاوت قرآن پرداخت و استاد، وى را تحسین کرد، و آینده‏اى درخشان را به او نوید داد.
مصطفى اسماعیل به تمام قرائت‏هاى هفتگانه تسلط داشت اما بیشتر به قرائت ورش تلاوت مى‏کرد، قرائت ایشان شیوه‏اى برجسته است که در آن هم‏زمان با تلاوت، مفاهیم عمیق قرآنى نیز به مخاطب اِلقا مى‏شود. هم‏چنین او به تمامى مقامات و الحان قرآنى، مهارت داشت به گونه‏اى که اهل فن او را یگانه مقرى قرآن مى‏دانند.
استاد به ترکیه، سوریه، عربستان و پاریس سفر کرده و در مساجدى همچون مسجد الحرام، مسجد الأقصى مسجد الحسین قاهره و مسجد بزرگ پاریس به تلاوت قرآن پرداخته است.
استاد مصطفى اسماعیل در سال 1356 هجرى شمسى در قاهره درگذشت.
سید متولى عبدالعال‏
سید متولى عبدالعال در خانواده‏اى متعهد و صوفى در مصر متولد شد. مادرش به خاطر علاقه به صوفیه نام او را سید ـکه نام سید احمد البدوى بودـ گذاشت. پدرش متولى نام داشت.
او از کودکى به مکتب رفت و در عین خردسالى سه جزء قرآن را حفظ کرد. در دوران نوجوانى علم قرائت و تجوید را آموخت و به مجالس مختلف قرآنى راه یافت و به تلاوت پرداخت.
وى از هفت سالگى حفظ قرآن را شروع کرد و پس از پنج سال حافظ کل قرآن شد.
او در آغاز از استاد عبدالباسط و مصطفى اسماعیل تقلید مى‏کرد و با تسلط به قرائت‏هاى گونان، سبک خاصى را آغاز نمود. استاد متولى عبدالعال معتقد است بهترین زمان براى قرائت قرآن و تمرین صوت، بعد از نماز صبح و قبل از طلوع آفتاب است که قارى باید الحان را با احساس قلبى و منطبق بر معانى و مفاهیم آیات قرآن کریم پیاده کند تا در جان و قلب مستمع نفوذ کند و صرف دانستن موسیقى به جهت زیبا ساختن صوت هیچ فایده‏اى نخواهد داشت.
ایشان در سال 1370 به همراه استاد شحّات محمد انور به جمهورى اسلامى ایران سفر کرد و ضمن داورى در هشتمین دوره مسابقات بین المللى حفظ و قرائت قرآن، در شهرهاى مختلف مانند قم، تهران، یزد و کرمان به تلاوت پرداخت.
مجید جعفرى تبار
حجة الاسلام والمسلمین استاد مجید جعفرى تبار در سال 1340 هجرى شمسى در شهر مقدس قم در خانواده‏اى روحانى چشم به جهان گشود و از همان خردسالى تحت تربیت پدر بزرگوارشان مرحوم آیت الله حاج شیخ محمود جعفرى تبار خواندن قرآن را آموختند.
ایشان قرائت و تحقیق مصطلح قرآنى را از سن 10 سالگى آغاز نموده و انس و ممارست زیاد با آیات و کتب تفسیرى باعث شد تا بتواند کل قرآن کریم را با 20 روایت ـ14 روایت مشهور و 6 روایت غیر مشهور ـحفظ نماید.
استاد جعفرى‏تبار در زمینه تفسیر، علوم و معارف قرآنى، صاحب آثار متعددى مى‏باشند و همین احاطه به علوم قرآنى باعث گردیده تا سبک زیباى تلاوت ایشان مبتنى بر «تطابق لحن با معنى» استوار گردد و همین امر موجب گردیده تا شنونده در هنگام شنیدن تلاوت ایشان به درک عمیق‏ترى از آیات الهى نایل گردد. تأثر شدید مستمعین در جلسه تلاوت آیات آخر سوره بقره که در شب شهادت حضرت على(ع) ـمصادف با چهلمین شب درگذشت پدر استاد جعفرى تبار ـ اجرا شده تأیید کننده این مطلب است. این تلاوت و نیز تلاوت سوره توحید که به وجوه مختلف تلاوت شده است از زیباترین تلاوت‏هاى ایشان مى‏باشد.
ایشان در شهرهاى مختلف ایران به تلاوت پرداخته ولى عمدتاً جلسات تلاوت خود را در مسجد رفعت قم برگزار مى‏کند. جلسات مرکزى فنون قرائت و معارف قرآنى در سال 1369 زیر نظر ایشان تأسیس شد.
زندگى‏نامه محمّدجواد پناهى طوسى‏
محمّدجواد پناهى طوسى در سال 1344 شمسى در مشهد مقدس متولد شد. وى از هفت سالگى با تشویق پدرشان، شروع به تلاوت قرآن نمود و نخستین استاد ایشان مرحوم حاج جعفر ذکرگو بود و در حال حاضر داراى لیسانس علوم قرآن و حدیث از دانشکده الهیّات مى‏باشد.
ایشان در مسابقات قرآنى بسیارى در داخل و خارج کشور شرکت کرده که در موارد زیر، موفق به کسب رتبه اوّل شده است:
1. مسابقات دانش آموزى و دانشجویى کل کشور، سال 2
1357. مسابقات مقاطع سال چهارم دبیرستان‏هاى کشور، سال 3
1362. مسابقات جوانان هلال احمر کشور، سال 4
1363. مسابقات بسیج و نیروهاى مسلّح کشور، سال 5
1363. مسابقات کشورى سازمان حجّ و اوقاف، سال 6
1368. هفتمین دوره مسابقات بین المللى قرآن کریم در حسینیه ارشاد تهران، بین 48 کشور جهان، سال 7
1368. مسابقات جهانى سوریه، سال 1369
ایشان جهت نشر و اشاعه فرهنگ قرآنى، تا کنون یازده بار به بیت اللّه الحرام مشرّف شده و به کشورهاى سوریه (دو مرتبه)، پاکستان (دو مرتبه)، چین، لبنان، بنگلادش، امارات، بحرین، آفریقاى جنوبى، ایتالیا، اسپانیا، انگلستان، فرانسه، و بلژیک مسافرت کرده است.
زندگى‏نامه محمّد گندم نژاد طوسى‏
محمّد گندم نژاد طوسى، مشهور به سعید طوسى در سال 1344 شمسى در مشهد مقدس متولد شد. وى از پنج سالگى شروع به آموختن قرآن کریم نمود. ابتدا در یکى از مکتب‏خانه‏هاى مشهد که قرآن را به سبک هجى تدریس مى‏نمودند، به مدت یک سال شرکت کرد و سپس در جلسات قرائت به طور مستمر حضور داشت.
ایشان از سال 1372 در مسابقات سازمان حجّ و اوقاف شرکت کرد و تا سال 1377 حائز رتبه‏هاى مختلفى شد. در مسابقات بین المللى حفظ و قرائت قرآن کریم در سال 1372 در سوریه و در سال 1373 در عربستان سعودى به نمایندگى از جمهورى اسلامى ایران شرکت داشت. سرانجام در سال 1377 در مسابقات بین المللى مالزى، در میان سى کشور جهان، رتبه اول را به دست آورد.
ایشان جهت نشر و اشاعه فرهنگ قرآن کریم، نه بار به حج مشرف شده و به کشورهاى سریلانکا، چین، کویت، امارات، بنگلادش، پاکستان، آذربایجان شوروى و سوریه سفر نموده است.
(0) نظر
برچسب ها :
چهار جنبه فراگير در قوانين اسلامى

چهار جنبه فراگیر در قوانین اسلامى

قوانین اسلامى به هر مسإله, از چهار جنبه مى نگرد:

1. وظیفه فرد در برابر خدا,

2. وظیفه فرد در برابر دولت و دولت در برابر فرد,

3. رفتار آدمى با دیگر افراد جامعه,

4. حقوق و تکالیف فرد.

قوانین اسلام در بر دارنده تمامى این جوانب, ضمن نظمى هماهنگ و متعادل, بالاتر از توان فکرى انسان است. انجام این تعادل و توازن معجزهآمیز جز از خداى سبحان ممکن نیست.

بر این اساس, فرد ـ چه مذکر و چه مونث ـ آزادى کامل دارد آنچه را مى خواهد, انجام دهد, به شرط اینکه به خودش یا دیگران یا جامعه و یا دولت, زیان جسمى یا مادى نرساند و شریعت خداى سبحان را هتک نکند.

جنبه هاى چهار گانه فوق به هم مرتبط بوده, پشتوانه یکدیگرند, به اندازه اى که نمى توان مشخصه هایى را معین کرد که یکى را از دیگرى متمایز و جدا کند.

بى بند و بارى جنسى در غرب, نمونه اى براى توضیح روابطى است که بر اساس چهار جنبه مذکور مى باشد. غربیها ارزش زیادى براى روابط صمیمانه جنسى میان مردان و زنان معتقدند, چه در چارچوب زناشویى باشد یا بیرون از آن. بسیارى از دختران آمریکایى, روابط جنسى زناشویى یا به امید و وعده به آن را رد مى کنند.(90) 50% زن و شوهرهایى که در سوئد با هم زندگى مى کنند, به خود زحمت فکر کردن به ازدواج را نمى دهند(91), از آن رو که روابط جنسى بر دوستى و رفاقت است که در چارچوب مقدس آزادى شخصى(!) قرار دارد و قوانین و احکام غربى به شدت از آن حمایت مى کند.

اما شریعت الهى از هر رابطه جنسى میان مذکر و مونث, بیرون از چارچوب زناشویى بر حذر مى دارد, زیرا جسم آدمى, هدیه اى از خداست. از این رو نباید در راهى که با قانون آفرینش همسو نیست, استفاده شود. خداوند سبحان پیامدهاى ویرانگر زنا را براى مرتکبان و کسانى که بدان آلوده مى شوند و نیز جامعه مى داند. از این رو روابط آزاد جنسى مرد و زن را منع کرده است, و این نخستین جنبه از جوانب چهار گانه قوانین الهى است (وظیفه فرد در برابر خدا).

از سوى دیگرآثار بى بند و بارى جنسى بر جامعه, ناهنجار بوده, بر تمامى جوانب زندگى اثر مى گذارد. هزینه هاى گزاف مالى و ناتوانیهاى جنسى ناشى از بیماریهاى جسمانى بر اثر روابط جنسى, آثارى مخرب و فاجعهآمیز دارد. در بریتانیا عوارض نوظهور ناشى از بیماریهاى جنسى به اندازه وبا گسترش یافته و بین 6 تا ده میلیون مورد در سال است.(92) هزینه هاى مالى این بیماریها دهها میلیارد دلار در سال است و مرگ و میر و ناتوانیهاى جسمى ناشى از آن, صدها هزار مورد است. مخارج مالى و شمار مردگان ناشى از بیمارى ایدز, به تنهایى موجى از ترس و هراس را در ایالات متحده و اروپا و سر تا سر جهان برانگیخته است. از آغاز 1991 شمار آمریکاییهایى که هر ساله بر اثر ایدز مى میرند, متجاوز از آمریکاییهایى است که در طول جنگ ویتنام کشته شده اند.(93)

در سطح جهانى شمار قربانیان ایدز, به چند میلیون مى رسد. واقعیت آن است که احتمالات و پیش بینیها در باره ایدز, مسوولان و کارگزاران دولتها و سازمانهاى بهداشتى را ترسانده, ((بوینBowen) (() وزیر بهداشت و خدمات انسانى در زمان ریگان, رییس جمهور وقت آمریکا هشدار مى دهد:

((اگر براى درمان ایدز, پیشگیرىهاى لازم را نکنیم, احتمالا از فهرست قربانیان دنیا که به دهها میلیون, پس از این دهه خواهد رسید دچار هراس خواهیم شد. بیماریهاى مسرى مثل تیفوس و آبله و حتى مرگ سیاه ـ که در قرون وسطى پیش آمد ـ در مقایسه با ایدز, بسیار پیش پا افتاده اند. شما هنوز آثار آن را نخوانده و نشنیده اید!))(92)

مخارج هزینه شده براى درمان و پیشگیرى ایدز در ایالات متحده, افزون بر چهار میلیارد دلار در 1990 بوده, در 1993 به شش میلیارد و در پایان دهه نود به 30 میلیارد دلار رسیده است.(94) این میزان هزینه, زیانهاى ناشى از مرگ دهها هزار آمریکایى را که فعالیتهاى حیاتى اقتصادى داشته اند, شامل نمى شود. نیز میلیونها ساعت کار به خاطر قربانیان و بیمارها و درمان کسانى که به سبب ایدز, در بیمارستانها به سر مى برند و مشکلات نزدیکانشان و کسانى که با آنان همدردى مى کنند, به حساب نیامده است.

آنچه گفتیم شمار اندکى از پیامدهاى ناخوشایند ایدز بود که یکى از بیماریهاى فزاینده جنسى است که از بى بند و بارى جنسى ناشى مى شود. چه کسى بیش از دیگران مسوولیت عواقب آزادى روابط جنسى را بر عهده خواهد داشت؟ دولت!

در اینجا رابطه رفتار افرادى که تن به ضابطه و قانون نمى دهند و بیمى از آسیبى که به جامعه و کشور مى رسد ندارند, روشن و دیده مى شود, و این دومین جنبه قوانین الهى است (وظیفه متقابل فرد و دولت).

جنبه سومى که قوانین اسلامى در بر دارد, آسیب و زیانى است که متوجه افراد دیگر است. بدون تردید روابط بى بند و بار جنسى, زیان بسیارى به افراد آلوده ـ مذکر و مونث ـ و کودکان و والدین و نزدیکانشان مى رساند.

روابط جنسى بیرون از چارچوب زناشویى, سبب آزار و زیان بسیار به شریک و طرف دیگر رابطه جنسى است, از جمله:

ابتلا به بیماریهاى جنسى, حاملگى نامشروع, کودکان حرامزاده, کودکآزارى, طلاق, زدن بیرحمانه زنان, خانواده هاى تک سرپرست, خودکشى و بسیارى از ناهنجاریهاى مادى و غیر مادى.

پژوهشها ثابت کرده است در نتیجه یک بار تماس جنسى با فردى بیمار, 20 تا 50% احتمال هست فرد به سوزاک مبتلا شود.

براى زنان, این احتمال 50% است. از این رو بیشتر از مردان در معرض ابتلا به بیمارى هستند.(95) گزارشهاى دیگر مى گوید: شمارى از مردان و زنان بر اثر یک بار تماس جنسى با افراد مبتلا به بیماریهاى مسرى(96ـ97) و حتى زنان از راه لقاح مصنوعى, گرفتار ایدز شده اند.(97)

از آثار فاجعهآمیز روابط جنسى, بیماریهاى بسیار کودکان است, مثل ناتوانیهاى مختلف جسمانى و کورى و گنگى و حتى مرگ. نیز بیماریهاى جنسى که توسط مادر به کودک منتقل مى شود. همچنین سقط و آثار جسمى و روحى آن بر زنان; رواج کودکآزارى, به ویژه کودکان نامشروع; افزایش فزاینده خانواده هاى تک سرپرست و پیامدهاى آن براى فرزندان و والدینى که به تنهایى سرپرست خانواده اند. همچنین طلاقهاى بسیار ناشى از روابط نامشروع خارج از چارچوب زناشویى; پیامدهاى منفى طلاق بر اطفال و والدین و آزارهاى همسران به سبب مشکلات جنسى; نیز خودکشى, به ویژه میان زنان مطلقه و دیگر آثار شوم که متوجه دیگران است.

جنبه چهارمى که اسلام بدان اولویت داده, اهتمام به حقوق و رفاه فرد است. اسلام فرد را از ضرر رساندن مستقیم یا غیر مستقیم و یا آسیب رساندن به خود, باز مى دارد. پیامدهاى شگفتآور روابط لجام گسیخته جنسى براى مرتکبان, بى شمار بوده, نیاز به زیاده گویى ندارد. از این رو روشن است احکام اسلامى در باره امور مربوط به زنان, بهترین وضعى است که زن مى تواند آرزوى دستیابى بدان را در دنیا داشته باشد, زیرا احکام, توسط خداوند فرستاده شده, و آفریدگارى که مى داند چه حکمى براى مردان و زنان بهتر است, قانون را وضع کرده است. از این رو روا نیست زنانى که قوانین اسلامى را پذیرفته اند, تردید یا بیمى در درستى قانون الهى به سبب بدرفتارى مردان و تن دادن به خواسته هاى شوهران داشته باشند, زیرا انجام این امور, در قوانین عادلانه و کامل اسلام وارد نشده است.

عایشه به نقل از مستدرک حاکم و بزاز مى گوید: آنکه بیشترین حق را بر زن دارد, شوهر است و آنکه بالاترین حق را بر آدمى دارد, مادر.

در جامعه اسلامى, نزاعى میان مرد و زن نیست, بلکه هر دو بر ضد شیطان مبارزه مى کنند. از این رو با هم زندگى را مى گذرانند و نیازهاى جسمى و روحى همدیگر را برطرف مى کنند و به سعادت دنیا و آخرت مى رسند.

یقین داریم بسیارى از غربیها اگر مطالبى را که در این نوشتار آمده, به دیده احترام بنگرند و بدان توجه نکنند, ارزش شرایع و قوانین اسلام را خواهند شناخت. امیدواریم این بحث به شناخت برخى علل کژفهمى وضع زنان در اسلام کمک کرده باشد.

(0) نظر
برچسب ها :
[ روابط مرد و زن]

[ روابط مرد و زن]

براى توضیح تفاوت قوانین الهى (شریعت اسلامى) و قوانین بشرى, به تفاوت میان مردان و زنان مى نگریم.

شیوه زندگى و قوانین جوامع غربى, از آزادى روابط مرد و زن دفاع کرده, بدان تشویق مى کند. غرب جدایى مرد و زن را ظلم در حق هر دو و موجب مشکلات روحى و اعتماد نداشتن به مرد و زن مى داند. نیز پیامدهاى دیگرى را برمى شمرد. همین فکر سبب مى شود بسیارى از غربیها در برابر اندیشه جدایى مرد و زن, به شدت ایستادگى کنند.

منتقدان از عواقب وخیم آزادى روابط مرد و زن ناآگاهند. آزادى روابط به انحطاط اخلاقى بسیار در جامعه مى انجامد. طبیعى است از جمله پیامدهاى تندروى در روابط بى بند و بار جنسى, حاملگى, بیرون از چارچوب زناشویى, سقط و زاد و ولدهاى نامشروع است.(28)

بررسیها نشان مى دهد از هر ده دختر آمریکایى, یکى پیش از بیست سالگى, دست کم یک بار حامله مى شود.(29) بررسى دیگر مى گوید: 20% دختران آمریکایى که ازدواج نکرده اند, پیش از هفده سالگى روابط جنسى داشته, به رغم وجود شیوه هاى پیشگیرى از حاملگى, یک بار حامله شده اند.(30)

سقط جنین در ایالات متحده, در اوایل دهه هفتاد قانونى شده و افزایش فزاینده اى داشته است. در برابر هشتصد هزار سقط قانونى در 1973, افزایش 25% در 1975 به تعداد یک میلیون و در 1977 یک میلیون و سیصد هزار و در میانه هشتاد, بیش از یک میلیون و نیم مورد را شاهدیم.(31ـ33) آمار سقط جنین دختران آمریکایى 15 تا 19 ساله که ازدواج نکرده اند, در دهه هفتاد, نسبت فزاینده اى دارد. در 1971, 23/4% سقط جنین به 32/5% در 1977 و 36/6% در 1979 افزایش یافت.(34)

در میانه دهه شصت در بریتانیا شمار زنازادگان رو به فزونى نهاده, در 1966, 8/4% از نوزادان حرامزاده بوده اند. در 1969 آمار به 10%, در 1972 به 12/4%, در 1975 به 14/2% و در 1980 به 17% رسیده است.(35ـ37)

این آمار نمونه هاى کوچکى از نتایج تإسف بارى است که از روابط مرد و زن به بار مىآید. غربیها انتظار عواقب وخیمى را در چند دهه اخیر که روابط بى بند و بار رو به افزایش نهاد, نداشتند. اکنون جوامع غربى در باره روابط آزاد مرد و زن تجدید نظر کرده اند.

پیامدهاى روابط بى بند و بار عبارت است از: روابط جنسى خارج از چارچوب زناشویى, طلاق, کودکآزارى, زدن زنان, تجاوز, زنان و کودکان فرارى, همسرآزارى, فحشا, فرهنگ بى بند و بار جنسى, انحرافات جنسى, همجنس گرایى, بیماریهاى جسمى, جرایم, مى خوارگى, اعتیاد, افسردگى, خودکشى و خانواده هاى تک سرپرست.

اغلب قوانین گذشته و حال, بر یک جنبه از زندگى انسان تإکید دارد و بر نقش فرد و حقوق فردى پا مى فشارد, که نظام سرمایه دارى چنین است, یا بر نقش دولت و با نادیده گرفتن حقوق افراد اصرار دارد, چنان که نظام کمونیستى است. این قوانین به ندرت توانسته اند تعادل میان حقوق فرد و دولت را حفظ کنند.

(0) نظر
برچسب ها :
4. قوانين كامل الهى

4. قوانین کامل الهى

احکام و قوانین بشر, پیوسته ناقص و پر از نارسایى هاست. از این رو نیاز به بازنگرى و اصلاح مستمر دارد, زیرا قوانین بشرى نمى تواند تمام جوانب را در بر گیرد و قانونگزاران از پیش بینى آنچه به نظرشان بااهمیت است, ناتوانند; گویا این قضیه, در آغاز قانونگذارى از بى اهمیت ترین مسایل قابل بررسى است. نیز حکم آنان عادتا به آثار مستقیم و آنى هر مسإله اى بسنده مى کند و نتایج غیر مستقیم و درازمدت را گرچه مربوط به مسإله و بااهمیت باشد, نادیده مى گیرد. اما احکام نازل شده الهى ـ اسلامى پیوسته کامل است, زیرا قوانینى است که توسط خداى سبحان و متعال وضع شده, عالى ترین و کاملترین حکم است. از این رو معتقدیم منتقدان اسلام اگر بررسى بیشترى کنند و فکر خود را معطوف همه جوانب کنند که معمولا از آن غفلت مى ورزند, به جاى انتقاد, از اسلام مدح و ستایش خواهند نمود.

(0) نظر
برچسب ها :
[ تجارب تلخ, سبب كژفهمى]

[ تجارب تلخ, سبب کژفهمى]

تجارب تلخى که زنان از وضع گذشته داشتند, بسیارى از آنان را در برابر هر جریانى که حتى غیر مستقیم نشان از برترى یا سیطره مردان داشت, حساس کرده بود. به اعتقاد ما این حساسیت موجب شد غربیها در فهم حقوقى که شرع اسلامى به زنان اعطا کرده, دچار کژفهمى شوند.

(0) نظر
برچسب ها :
[ روابط مرد و زن]

[ روابط مرد و زن]

چند دهه گذشته شاهد دگرگونى زیادى در وضع مردان و زنان در تمامى جوامع صنعتى بوده و بحرانهاى روابط میان مرد و زن, در چند سال اخیر, به حالت رقابت و مسابقه, رشد تإسف برانگیزى داشته است و به آهستگى به جاى همدلى و همنوایى که در سده هاى گذشته وجود داشت مى نشیند. جوامع اروپایى از محروم بودن زن از هر حقوقى از جمله مالکیت در قرون وسطى, به دشواره دیگر گرفتار آمده, اکنون حقوق زنان را برابر مردان مى دانند.

ایجاد روابط رقابت گونه مردان و زنان, در پى تشکیل سازمانهاى بسیارى در ایالات متحده و کشورهاى مختلف اروپایى در سالهاى دهه شصت و اوایل هفتاد بود که براى زنان فعالیت مى کردند.(25) بسیارى از زنان, این سازمانها را تإیید کرده, براى رهایى از سلطه مردان و دستیابى به هویت مستقل, بدانها پیوستند.

تشنج و درگیرى شدید مردان و زنان در غرب معاصر, یکباره رخ نداد, بلکه پیامد سالها محرومیت و مشکلاتى بود که زنان غربى, همراه با تلخى و خشم تحمل کردند که به کینه و شورش بر ضد سلطه مردان بر زندگى زنان و بازى با سرنوشت بانوان انجامید. شمارى از سازمانهاى زنانه گرا (فمنیستى) در تإکید بر هویت و استقلال زنان به بیراهه رفتند و در راه دستیابى به برابرى کامل حقوق زنان با مردان و گرفتن هر چه بیشتر حقوق بانوان, جبهه هاى جدیدى بر ضد مردان گرفتند. اندیشه هاى مخالفت با مردان, از پذیرش نقش سنتى زنان مانند کدبانوگرى و مادر بودن و رابطه جنسى با مردان سر باز زد و دیگر سرپرستى آقایان را نمى پذیرفت. مخالفت با ذکور و آزاردهى آنان رو به افزایش نهاد, حتى واژه هاى مردانه استفاده نمى شد. تعصب در برخى فعالیتهاى زنان به هجومى گسترده براى حذف تمامى واژه هاى مردانه از فرهنگ نامه ها رسید!(25ـ27)

ستم و بدرفتارى با زنان در گستره وسیعى از کشورهاى غربى, از جمله امورى است که ریشه در سنتها و اقدامات چندین سده غرب دارد و قوانین جانبدارانه اى که مردان را بر زنان برترى داده, آن را دامن زده, راههاى قانونى براى تسلیم کردن زنان به وجود آورده است. علت وجود قوانین جانبدارانه و بر ضد زنان, قانونگذاران نوزده قرن اخیراند که همگى مرد بوده اند. زنان نقش و رإیى در قوانینى که بر زندگیشان چیره بود, نداشتند. عدم حضور و همفکرى زنان در وضع قوانین, ((آبجیل آدامز)) Abigail Adams) ) نویسنده مشهور آمریکایى را وا داشت در 1777 اعلام کند: ((قوانینى را که به آن رإى ندهیم یا نماینده اى از زنان به هنگام قانونگذارى حضور نداشته باشد, نخواهیم پذیرفت.))(85)

((ساره جریمکه)) در سده نوزده, وقتى عدم خشنودى خود را از قوانینى که مردان مى نهند, اعلام کرد, احساسى مانند خانم آدامز داشت:

((هیچ تبعیض جنسى را نمى پذیرم و از دعوت به برابرى مرد و زن دست برنمى دارم و از مردان مى خواهم از تحقیر ما دست بکشند و بگذارند جاى خود را در زندگى, آن گونه که خواست خداست, پیدا کنیم.))(86)

طبیعى بود مردان قانونگذار از برآوردن خواسته هاى عادلانه زنان, ناتوان باشند, زیرا به امور مربوط به زنان, از دید مردان مى نگریستند. در نتیجه قوانین, یکسونگر و به سود مردان و پوششى قانونى براى سرکوبى و بدرفتارى با زنان بود.

نمونه اى از قوانین جانبدارانه را به روشنى در مورد فحشا مى توانیم ببینیم. مجله تایم مى نویسد: در اوکلاند (کالیفرنیا) بر ضد دو زن به اتهام فحشا تقاضاى دادرسى شد, اما مردانى که مشترى این دو بودند, پس از دستگیرى آزاد شدند, بىآنکه متهم شوند.(87)

این حکم دو گانه و جانبدارانه ناشى از قوانینى است که مردان قانونگذار آنند. ساده ترین قانون منطقى و عادلانه مى گوید: مجازات باید شامل بدکاره ها و مشتریان, به طور مساوى شود, بلکه مشتریان مرد دو برابر مجازات شوند, زیرا کارى که کرده اند فقط براى ارضاى میل جنسى بوده است, ولى زنان بدکاره براى رفع نیاز مادى, اغلب تن به خودفروشى مى دهند, ولى باز مردان قانونگذار, زنان قربانى را مجازات کرده, مردان متجاوز را رها مى کنند!

زنان غربى, از سیطره مردان بر سرنوشتشان, بسیار در عذابند و بهاى گزافى را براى زندگى در دنیاى مردان که زیر سیطره قانونیشان است پرداخته اند. بهاى گزافى که زنان غربى متحمل شده اند, طلا یا نقره نبوده, کرامت و احترام و آزادى و شخصیت خود را داده اند. در بسیارى مواقع زنان کالایى بوده اند که در برابر سودى اندک مبادله مى شدند.

گفته شده هدف روشن انتقال زنان محکوم, به استرالیا, در قرن نوزدهم, جلوگیرى از شورش مردان بود. زنان بدان جا فرستاده مى شدند تا براى ارضاى غریزه جنسى مردان, نقش بدکاره ها را داشته باشند. استعمار بریتانیا از این مردان براى اجراى پروژه ها و برنامه هایى جهت حفظ منافع و سلطه بر استرالیا استفاده مى کرد. خندهآور آن است که زنان محکوم, طبق قانون بریتانیا به سبب فحشا مجازات مى شدند, ولى همین قانون اجازه مى داد براى فحشا, به استرالیا فرستاده شوند!

در قرن بیستم به رغم انتظارات زیاد براى آزادى کامل زنان در غرب, تحقیر و خوارىشان ادامه یافت. به هنگام ازدواج, قانون ایالات متحده و بریتانیا از زنان مى خواست نام خانوادگى خود را به نام خانوادگى شوهرشان تغییر دهند.

در زمان طلاق, زنان براى آنکه نام خانوادگى خود را پس بگیرند, سختى بسیارى متحمل مى شدند و گاه این کار نشدنى بود. از دست دادن نام خانوادگى, باعث خرد شدن شخصیت زنان غربى بود.

کار به از دست دادن نام خانوادگى ختم نمى شد, بلکه به مالکیت زنان نیز زیان بسیار مى رسید, از آن رو که قانون به شوهر اجازه مى داد سیطره کامل بر همسر داشته باشد. وى مى توانست دست زن را از منفعت املاکش کوتاه کند و فقط خود از عایدات آن بهره مند شود. زنان به هنگام ازدواج, حق انتقال مالکیت املاکشان را نیز از دست مى دادند.(89)

به نظر مىآید قانون, زنان را به خاطر پذیرش ازدواج مجازات مى کرد, اما به مردان پاداش مى داد! بدین ترتیب یکى دیگر از مواد تبعیضآمیز قانونى که مردان نوشته بودند, روشن مى شود. از این رو مشکل نیست ظلم و نکبتى را که به سبب چیرگى مردان بر جامعه غربى وجود داشت, بفهمیم.

(0) نظر
برچسب ها :
3. برابرخواهيهاى كنونى

3. برابرخواهیهاى کنونى

از شمار علل کژفهمى احکام اسلامى زنان, نوع روابط موجود میان مردان و زنان در جوامع کنونى غرب است.

(0) نظر
برچسب ها :
[ حق طلاق گرفتن]

[ حق طلاق گرفتن]

اسلام بیش از انتظار به زنان آزادى داده است. اسلام فقط به آنان حق انتخاب شوهر را نداده و به رد ازدواج اجبارى بسنده نکرده است, بلکه گامى فراتر نهاده و به زنان حق گسستن رشته پیوندى را که پذیرفته اند, نیز داده است. این مطلب به روشنى در قرآن آمده است:(82)

((طلاقى که شوهر در آن مى تواند رجوع کند, دو مرتبه است. پس آن گاه که طلاق داد, به خوشى و سازگارى, رجوع و از زن نگهدارى کند, یا به نیکى و خیراندیشى, وى را رها نماید. حلال نیست چیزى از مهر آنان را به ناحق بگیرند, مگر آنکه بترسید حدود دین خدا را در مورد احکام ازدواج نگه ندارند. در چنین صورتى, زن هر چه از مهر خود براى طلاق به شوهر بخشد, بر آنان روا مى باشد.))

بخارى و ابوداود و نسایى روایت کرده اند که ابن عباس مى گوید:

((همسر ثابت بن قیس خدمت پیامبر رسید و عرض کرد: اخلاق و تدین شوهرم عیبى ندارد, ولى نمى خواهم به زور زندگى کنم. رسول الله فرمود: یعنى مى خواهى باغى را که مهر تو کرده, بدو برگردانى[ و طلاق بگیرى]؟ عرض کرد: بله, رسول الله به قیس فرمود: باغ را بگیر و وى را طلاق ده.))(83ـ84)

با توجه به فرمایش و کردار پیامبر, تردیدى نیست حقوقى که اسلام به زنان داده, قابل مقایسه با شریعت و دینى نیست. باید یادآور شویم: قوانین حکیمانه اسلامى, بیش از 1400 سال پیش نازل شده, بر تمامى قوانینى که بشر در گذشته و حال شناخته, برترى دارد. آموزه هاى حقیقى اسلام, تفاوتى روشن با ظاهر تحریف شده اى دارد که غربیها و گاه برخى نویسندگان مسلمان, از اسلام نشان مى دهند. واقیعت آن است که اسلام رفتار ستمکارانه با هر انسانى را محکوم مى کند, و از ضعیفان پشتیبانى مى نماید. نویسندگان گمراه, تعالیم اسلام و کردار نادرست برخى مسلمانها را به هم آمیخته, بى دلیل و یا به سبب کینه, از آموزه ها و قوانین درست اسلام انتقاد مى کنند!

(0) نظر
برچسب ها :
[ حقوق زنان]

[ حقوق زنان]

حق زن در انتخاب همسر آینده اش, از جمله حقوقى است که اسلام ـ بیشتر از هر دین دیگرى که بشر شناخته ـ به زن داده است. آموزه هاى اسلام به روشنى از پدر یا سرپرست دختر مى خواهد موافقت قلبى وى را پیش از ازدواج به دست آورند. این شرط به صراحت در حدیثى که بخارى و مسلم و ابوداود و نسایى و ابن ماجه و دیگران روایت کرده اند, ذکر شده است. ابن عباس روایت مى کند که پیامبر(ص) فرمود: ((بیوگان را پس از نظرخواهى شوهر دهند و باکران را پس از کسب اجازه. اجازه باکره, سکوت وى است. ))(70ـ 76)

حق زن در انتخاب شوهر, در دیگر سخنان پیامبر تإکید شده است. عبدالله بن بریده از پدرش نقل مى کند:

((دخترى نزد رسول الله آمد و عرض کرد: پدرم مرا به ازدواج پسر برادرش در آورده, تا موقعیتش را بالا ببرد. پیامبر فرمود: انتخاب به دست دختر است. دختر گفت: من کار پدرم را مى پذیرم, اما خواستم به زنان یاد بدهم پدران در این باره اختیارى ندارند.))(74)

این روایت توسط ابن ماجه و روایات مشابه در جاهاى دیگر آمده است.(77ـ78) عبدالرحمان بن یزید و برادرش روایت مى کنند:

((مردى به نام ختام, دخترش را به زور شوهر داد. دختر نزد رسول الله آمد و جریان را عرض کرد. پیامبر کار پدر را رد کرد و دختر با ((ابالبابه)) ازدواج کرد. ))(74 و 76 و 79ـ81)

(0) نظر
برچسب ها :
[ به ادعاى اهل سنت. مترجم]

[ به ادعاى اهل سنت. مترجم]

براى پرسش مسایل مشکل دینى از عایشه است که پیامبر بدان بنیان آموزش و پرورش و نظرخواهى از زنان را نهاد. تاریخ اسلام پر از زنان متشخص و نقش آنان در زمینه هاى فکرى است.

(0) نظر
برچسب ها :
[ فراگيرى دانش]

[ فراگیرى دانش]

نظر اسلام در باره آموزش زنان روشن است. بر عکس اعتقاد بسیارى, اسلام تشویق به آموزش زنان مى کند. ابن ماجه مى گوید: انس از رسول الله(ص) روایت مى کند:

((فراگیرى دانش بر هر مرد و زن مسلمان واجب است.))(68)

بخارى نیز مى گوید: رسول الله(ص) فرمایشى بدین معنا کرد:

((هر که کنیزى دارد و او را به خوبى تربیت کند, بعد آزاد نماید و شوهرش دهد, دو پاداش دارد.))(69)

این احادیث به روشنى بر اهمیت آموزش زنان دلالت دارد. حدیث نخست فراگیرى دانش را بر هر مرد و زن مسلمان واجب مى داند و دومین حدیث به پاداش آموزش زنان اشاره دارد. موید سخن, توصیه پیامبر به اصحاب

(0) نظر
برچسب ها :
X