1 - قال رسول الله:من قام رمضان - اى باداء سنته - ایماناً و احتساباً غفرله ما تقدم من ذنبه
2 - عبد الرحمان بن عبد القارى مى گوید: خرجت مع عمر لیلة رمضان الى المسجد فاذا الناس اوزاع متفرقون... فقال عمر قارىء واحد کان أَمثال ثم عزم فجمعهم على اُبى بن کعب - سپس عبدالرحمن مى گوید:ثم خرجت معه لیلة اخرى والناس یصلون بصلوة قارئهم. قال عمر، نعمت البدعة هذه...
قسطانى وقتیکه به این جمله عمر که گفت: نعمت البداعة هذه مى رسد، مى گوید: آن را بدعت نامید زیرا قبلا پیامبر اکرم (ص) آنرا براى مردم سنّت نکرده بود و در زمان ابوبکر، و به این عدد، و در اول شب نبوده است.
ابو ولید محمد بن شحنه بعد از ذکر وفات عمر در حوادث سال 23 مى گوید: عمر، اولین کسى بود که فروش کنیزهاى بچه دار را منع کرد، مردم را بر گفتن چهار تکبیر در نماز میت متّفق ساخت و او اولین کسى بود که مردم را بر یک پیش نماز جمع کرد تا نماز تراویح را براى آنها به جماعت بخواند.
سیوطى در کتابش - تاریخ الخلفاء - به نقل از عسکرى (- حسن بن عبد الله بن سهل بن سعید بن یحیى -)، هنگامیکه به کارهاییکه براى اولین بار توسط عمر انجام گرفت مى رسد مى گوید: عمر اولین کسى بود که امیرالمؤمنین نامیده شد، اولین کسى بود که نماز ماه رمضان را - با تراویح - سنّت نمود، اولین کسى که متعه را حرام کرد و اولین کسى بود که مردم را بر چهار تکبیر نماز میت جمع کرد
محمد بن سعد مى گوید: عمر اولین کس بود که نماز ماه رمضان را - با تراویح - سنّت کرد و مردم را بران جمع نمود و این سنّت را براى اجرا به شهرهاى دیگر نوشت، این سنّت در ماه رمضان سال چهاردهم بوقوع پیوست و براى مردم مدینه او پیش نماز، براى خواندن نماز تراویح تعیین نمود یکى براى مردان و دیگرى براى زنان...
ابن عبد البر در شرح حال عمر مى گوید: او بود که ماه روزه را با نماز اشفاع منّور ساخت.
از تمام این روایات و سخن فقهاى اهل تسنن به این نتیجه مى رسیم که نماز تراویح در دوران زندگى رسول خدا (ص) و خلافت ابى بکر و سال اول خلافت عمر نبوده و عمر آن را بدعت نموده است.
ماه رمضان سال چهاردهم هجرى بود که عمر همراه بعضى از اصحابش به مسجد آمد، مردم را دید که هر کدام جداگانه براى خود نماز مى خواند. عمر با تماشاى این صحنه ناخوش آیند به فکر جمع نمودن مردم پشت سر یک پیش نماز افتاد. رد اینجا بود که عمربن خطاب تراویح را براى مردم سنت کرد و مردم را بر انجام آن وادار ساخت و به شهرهاى دیگر نامه نوشت که این سنت را انجام دهند. و در شهر مدینه و پیش نماز تراویح را به جماعت بخوانند و به همین مناسب روایتهایى نقل کرده اند.
در شریعت اسلامى، عبادتها از چند ویژه گى برخوردارند که از این جهت با دیگر ادیان و مکتبها تفاوت پیدا مى کنند، از جمله آنها
الف - تنوع عبادات، باین معنا که هر عبادتى به یک نوع خاصى انجام مى گیرد.
ب - عبادات شامل تمام زمانها و حالاتى است که بر انسان مى گذرد.
ج - عبادات بگونه اى هستند که تمام اوقات انسان را، مد نظر دارند.
د - یکى دیگر از ویژه گیهاى عبادات در اسلام این است که در کیفیت و تفضیل شان متوقف بر بیان شارع مقدس هستند، باین معنى که کسى حق ندارد طبق خواسته خودش در آنها تصرف، و کم و زیاد کند زیرا تشریع خداوند بر اساس حکمت و مصلحتهایى است که فقط خودش به آنها آگاه است.
بنابراین هر زیادى و نقص و تغییر در کیفیت آنها و هر تصرف دیگرى در عبادات، منجر به از بین بردن آن مصلحتها مى شود.
با توجه به این مطالب تمام عبادات چه واجب و چه مستحب و... متوفق بر بیان شارع مقدس هستند.
یکى از کارهایى مستحب در شبهاى ماه مبارک رمضان نوافل آن است که تاکید فراوانى بر انجام دادن آنها در کتاب و سنت شده است.
اما هنگامیکه به کتاب و سنت رجوع مى کنیم هیچ اثرى در آنها از نماز تراویح نمى یابیم.
و مؤید این سخن این استکه اگر در قرآن و سنت آیه یا روایت محکمى یافت مى شد هر آینه فقهاى مذاهب اربعه براى اثبات و مشروعیت نماز تراویح به آن استدلال مى کردند.
و حال آنکه هیچ یک از فقهاى مذاهب اربعه، بر مشروعیت نماز تراویح ستدلال قرآنى و یا روایتى محکم ندارند و تنها چیزى که موجود است تاکید بر شب زنده دارى و اقامه نمازهاى مستحبى در شبهاى ماه مبارک رمضان آنهم بصورت فراداى و نه جماعت مى باشد.
زیرا جماعت فقط در نمازهاى واجب مانند نمازهاى یومیه، طواف، آیات و میت جایز است.
و مشاهده بر این کلام این استکه پیامبر اکرم (ص) در شبهاى ماه مبارک رمضان نماز مستحبى بصورت فرادى بجاى مى آورد و مردم هم مانند آنحضرت مستحبات را به تنهایى انجام مى دادند و دوران خلافت ابوبکر و اوائل خلافت عمربن خطاب انجام نمازهاى مستحبى به همین صورت بود.
سید محمد رضا آل ایوب
در طول تاریخ، مکتب اهل بیت (علیه السلام) و پیروانش، مورد هجوم و ستم ظالمان و کوردلان بوده است.
و دشمنان براى تضعیف آن، از هیچ اقدامى دریغ نمى کنند و با استفاده از تهمتهایى نسبت به شیعه، همانند تحریف قرآن، ازدواج موقت، توسل، رجعت، شفاعت، و... کارهایشان را توجیه مى کنند و کار را به جایى مى رسانند که، شیعه را متهم به شرک مى نمایند. ولى از آنجا که فرهنگ غنى اهل بیت (ع) فرهنگى نیست که با این تهمها کوچک ترین خللى ببیند تا کنون بحمدالله، توانسته است با تمام این تهمتها و افتراها مقابله کند و آنها را به نحو احسن با شکست مواجه سازد، و آنها بفهماند که روح شرک و بدعت در زندگى آنها آگاهانه و یا غیر آگاهانه ریشه دوانیده که یکى از آن موارد نماز تراویح است که آن را در 7 بخش خلاصه بیان مى کنیم که این مورد از جمله موارد تهاجمى بر علیه دشمنان اهل بیت (علیه السلام) است که مى توان آنرا بعنوان یک پاسخ محکم به آنان، تلقى نمود.
فقیه وارسته و دانشمند مهذّب آیت الله حاج آقا رحیم ارباب یکی از این شخصیت هایی است که در سال 1297 ق. در «چرمهین» از توابع لنجان[1] دیده به جهان گشود. در کودکی همراه پدرش به اصفهان رفت و پس از آموزش مقدمات ادبی و بخشی از سطح، در محضر استادانی چون حاج میرزا بدیع (متوفای 1318 ق.) و علامه آقا سیدمحمدباقر درچه ای (متوفای 1342 ق.) به تکمیل اصول و فقه پرداخت. سپس از محضر آیت الله سیدابوالقاسم دهکردی (متوفای 1353 ق.) و آیت الله حاج آقا منیر احمدآبادی (متوفای 1342 ق.) بهره برد و در خدمت دو فیلسوف بزرگ آخوند ملامحمد کاشی و حکیم جهانگیر خان قشقایی فلسفه، هیأت و ریاضیات آموخت.
آیت الله ارباب پس از یک قرن تحصیل و تدریس اقامه نماز جمعه و جماعت و حضور در صحنه های علمی، اجتماعی، فرهنگی و تربیتی در سال 1396 ق. خاکمان را بدرود گفت. آقای دکتر محمدجواد شریعت که با جمعی از دانشجویان با مرحوم حاج آقا رحیم ارباب اصفهانی دیدار کرده است، خاطرة آن ملاقات را چنین باز می گوید:
سال یکهزار و سیصد و سی دو شمسی بود، من و عده ای از جوانان پرشور آن روزگار، پس از تبادل نظر و بحث و مشاجره، به این نتیجه رسیده بودیم که چه دلیلی دارد نماز را به عربی بخوانیم؟ چرا نماز را به زبان فارسی نخوانیم؟ عاقبت تصمیم گرفتیم نماز را به فارسی بخوانیم و همین کار را هم کردیم. والدین کم کم از این موضوع آگاهی یافتند و به فکر چاره افتادند. آن ها، پس از تبادل نظر با یکدیگر، تصمیم گرفتند با نصیحت ما را از این کار باز دارند و اگر مؤثر نبود، راهی دیگر برگزینند. چون پند دادن آن ها مؤثر نیفتاد؛ ما را نزد یکی از روحانیون آن زمان بردند.
آن روحانی وقتی فهمید ما به زبان فارسی نماز می خوانیم، به شیوه ای اهانت آمیز نجس و کافرمان خواند. این عمل او ما را در کارمان راسخ تر و مصرتر ساخت. عاقبت یکی از پدران، والدین دیگر افراد را به این فکر انداخت که ما را به محضر حضرت آیت الله حاج آقا رحیم ارباب ببرند و این فکر مورد تأیید قرار گرفت. آن ها نزد حضرت ارباب شتافتند و موضوع را با وی در میان نهادند. او دستور داد در وقتی معیّن ما را خدمتش رهنمون شوند. در روز موعود ما را که تقریباً پانزده نفر بودیم، به محضر مبارک ایشان بردند. در همان لحظة اول، چهرة نورانی و خندان وی ما را مجذوب ساخت؛ آن بزرگمرد را غیر از دیگران یافتیم و دانستیم که با شخصیتی استثنایی رو به رو هستیم. آقا در آغاز دستور پذیرایی از همة ما را صادر فرمود.
سپس به والدین ما فرمود: شما که به فارسی نماز نمی خوانید، فعلاً تشریف ببرید و ما را با فرزندانتان تنها بگذارید. وقتی آن ها رفتند، به ما فرمود: بهتر است شما یکی یکی خودتان را معرفی کنید و بگویید در چه سطح تحصیلی و چه رشته ای درس می خوانید. آنگاه، به تناسب رشته و کلاس ما، پرسش های علمی مطرح کرد و از درس هایی مانند جبر و مثلثات و فیزیک و شیمی و علوم طبیعی مسائلی را پرسید که پاسخ اغلب آن ها از توان ما بیرون بود. هر کس از عهدة پاسخ بر نمی آمد، با اظهار لطف وی و پاسخ درست پرسش رو به رو می شد. پس از آن که همة ما را خلع سلاح کرد، فرمود: والدین شما نگران شده اند که شما نمازتان را به فارسی می خوانید، آن ها نمی دانند من کسانی را می شناسم که ـ نعوذ بالله ـ اصلاً نماز نمی خوانند. شما جوانان پاک اعتقادی هستید که هم اهل دین هستید و هم اهل همت. من در جوانی می خواستم مثل شما نماز را به فارسی بخوانم؛ ولی مشکلاتی پیش آمد که نتوانستم.
اکنون شما به خواستة دورانی جوانی ام جامة عمل پوشانیده اید، آفرین به همت شما. در آن روزگار، نخستین مشکل من ترجمة صحیح سورة حمد بود که لابد شما آن را حل کرده اید. اکنون یکی از شما که از دیگران مسلط تر است، بگوید بسم الله الرحمن الرحیم را چگونه ترجمه کرده است. یکی از ما به عادت دانش آموزان دستش را بالا گرفت و برای پاسخ دادن داوطلب شد. آقا با لبخند فرمود: خوب شد طرف مباحثه ما یک نفر است؛ زیرا من از عهدة پانزده جوان نیرومند بر نمی آمدم. بعد به آن جوان فرمود: خوب بفرمایید بسم الله را چگونه ترجمه کردید؟ آن جوان گفت: طبق عادت جاری به نام خداوند بخشندة مهربان، حضرت ارباب لبخند زد و فرمود: گمان نکنم ترجمة درست بسم الله چنین باشد، در مورد «بسم» ترجمة «به نام» عیبی ندارد.
اما «الله» قابل ترجمه نیست؛ زیرا اسم علم (خاص) خدا است و اسم خاص را نمی توان ترجمه کرد؛ مثلاً اگر اسم کسی «حسن» باشد، نمی توان به آن گفت «زیبا». ترجمة «حسن» زیبا است؛ امّا اگر به آقای حسن بگوییم آقای زیبا، خوشش نمی آید. کلمة الله اسم خاصی است که مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق می کنند، نمی توان «الله» را ترجمه کرد، باید همان را به کار برد. خوب «رحمن» را چگونه ترجمه کرده اید؟ رفیق ما پاسخ داد: بخشنده. حضرت ارباب فرمود: این ترجمه بد نیست، ولی کامل نیست؛ زیرا «رحمن» یکی از صفات خدا است که شمول رحمت و بخشندگی او را می رساند و این شمول در کلمة بخشنده نیست؛ «رحمن» یعنی خدایی که در این دنیا هم بر مؤمن و هم بر کافر رحم می کند و همه را در کنف لطف و بخشندگی خود قرار می دهد و نعمت رزق و سلامت جسم و مانند آن عطا می فرماید. در هر حال، ترجمة بخشنده برای «رحمن» در حد کمال ترجمه نیست.
خوب رحیم را چطور ترجمه کرده اید؟ رفیق ما جواب داد: «مهربان». حضرت آیت الله ارباب فرمود: اگر مقصودتان از رحیم من بودم ـ چون نام وی رحیم بود ـ بدم نمی آمد «مهربان» ترجمه کنید؛ اما چون رحیم کلمه ای قرآنی و نام پروردگار است، باید درست معنا شود. اگر آن را «بخشاینده» ترجمه کرده بودید، راهی به دهی می برد؛ زیرا رحیم یعنی خدایی که در آن دنیا گناهان مؤمنان را عفو می کند. پس آنچه در ترجمة «بسم الله» آورده اید، بد نیست؛ ولی کامل نیست و اشتباهاتی دارد. من هم در دوران جوانی چنین قصدی داشتم؛ اما به همین مشکلات برخوردم و از خواندن نماز فارسی منصرف شدم. تازه این فقط آیة اول سورة حمد بود، اگر به دیگر آیات بپردازیم، موضوع خیلی پیچیده تر می شود. اما من معتقدم شما اگر باز هم بر این امر اصرار دارید، دست از نماز خواندن به فارسی برندارید؛ زیرا خواندنش از نخواندن نماز به طور کلی بهتر است.
در این جا، همگی شرمنده و منفعل و شکست خورده از وی عذرخواهی کردیم و قول دادیم، ضمن خواندن نماز به عربی، نمازهای گذشته را اعاده کنیم. ایشان فرمود: من نگفتم به عربی نماز بخوانید، هر طور دلتان می خواهد بخوانید. من فقط مشکلات این کار را برای شما شرح دادم. ما همه عاجزانه از وی طلب بخشایش و از کار خود اظهار پشیمانی کردیم. حضرت آیت الله ارباب، با تعارف میوه و شیرینی، مجلس را به پایان برد. ما همگی دست مبارکش را بوسیدیم و در حالی که ما را بدرقه می کرد، خداحافظی کردیم.
بعد نمازها را اعاده کردیم و از کار جاهلانة خود دست برداشتیم. بنده از آن به بعد گاه به حضور آن جناب می رسیدم و از خرمن علم و فضیلت وی خوشه ها بر می چیدم. وقتی در دورة دکترای زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران به تحصیل مشغول بودم، گاه، نامه ها و پیغام های استاد فقید مرحوم بدیع الزمان فروزانفر را برای وی می بردم و پاسخ های کتبی و شفاهی حضرت آیت الله را به آن استاد فقید می رساندم. و این افتخاری برای بنده بود. گاه ورقه های استفتایی که به محضر آن حضرت رسیده بود، روی هم انباشته می شد. آن جناب دستور می داد آن ها را بخوانم و پاسخ را طبق نظر وی بنویسم. پس از خواندن پاسخ اگر اشتباهی نداشت، آن را مهر می کرد. در این مرحله با بزرگواری های بسیار آن حضرت رو به رو بودم که اکنون مجال بیان آن ها نیست. خدایش بیامرزد و در دریای رحمت خویش غرقه سازد؛ «انّه کریمٌ رحیم.»[2]
"اصل علیت همان پیوند ضروری و قطعی حوادث با یکدیگر و این که هر حادثهای تحتّم و قطعیت ضروری و قطعی خود را و همچنین تقدّر و خصوصیات وجودی خود را از امری یا اموری مقدم بر خود گرفته است.13 اصل علیت عمومی و نظام اسباب و مسببات بر جهان و جمیع وقایع و حوادث جهان حکمفرما است و هر حادثی، ضرورت و قطعیت وجود خود را و همچنین شکل و خصوصیت زمانی و مکانی و سایر خصوصیات وجودی خود را از علل متقدمه خود کسب کرده است و یک پیوند ناگسستی میان گذشته و حال و استقبال میان هر موجودی و علل متقدمه او هست."14 اما علل موجودات مادی ترکیبی از فاعل و ماده و شرایط و عدم موانع است که هر یک تأثیر خاص بر آن دارند و مجموع این تأثیرها قالب وجودی خاصی را شکل میدهند. اگر تمام این علل و شرایط و عدم موانع کنار هم گرد آیند، علت تامه ساخته میشود و معلول خود را ضرورت و وجود میدهد که از آن در متون دینی به قضای الاهی تعبیر میشود. اما هر موجودی با توجه به علل و شرایط خود قالبی خاص دارد که عوارض و ویژگیهای وجودیاش را میسازد و در متون دینی از آن به قدر الاهی تعبیر میشود. پس این که میگویند در شب قدر همه مقدرات تقدیر میگردد، معنایش آن است که قالب معین و اندازه خاص هر پدیده روشن و اندازهگیری میشود. این اندازهگیری حتمی نیست؛ زیرا در عالم طبیعت رخ میدهد که جهان تغییر است و شرایط و موانعی خاص دارد. در این عالم، وجود اشیا تنها در صورتی قطعیت مییابد که علت تامه شان موجود شود؛ یعنی تمام شرایط موجود و همه موانع مفقود گردد و فاعل نیز تأثیر بخشد.15
با توجه به مقدمه فوق، رابطه شب قدر و تعیین سرنوشت بندگان و کردار اختیاری آن ها روشن میشود. قدر یعنی پیوند و شکل گرفتن هر پدیده و هر حادثه با سلسله علل خود و در شب قدر این پیوند دقیقا اندازهگیری میگردد. اولاً، برای امام هر زمان این پیوند معلوم و تفسیر میشود؛ و ثانیا، رابطه این پدیدهها با علل خود روشن میگردد. خداوند متعال چنان مقدر کرده است که بین اشیا رابطهای خاص برقرار باشد؛ مثلاً بین عزت و دفاع از کیان و ذلت و پذیرش ستم. هر کس از کیان خود دفاع کند، عزیز میشود و هرکس تسلیم زور و ستم شود، ذلیل میگردد. این تقدیر الاهی است. یا بین طول عمر و رعایت بهداشت و ترک بعضی گناهان مثل قطع صله رحم و دادن صدقه رابطه بر قرار کرده و فرموده است: هر کس طول عمر میخواهد باید در این قالب قرار گیرد. آن که این شرایط را مهیا کرد، طول عمر مییابد و آن که در این امور کوتاهی کرد، عمرش کوتاه میگردد. پس در افعال و کردار اختیاری بین عمل و نتیجه که همان تقدیر الاهی است، رابطه مستقیم وجود دارد. انسان تا زنده است، جادهای دو طرفه در برابرش قرار دارد: یا با حسن اختیار کمیل بن زیاد نخعی، که صاحب سرّ امیر مؤمنان - سلام الله علیه - میگردد و یا با سوء اختیار حارث بن زیاد نخعی، قاتل فرزندان مسلم، میشود. دو برادر از یک پدر و مادر، یکی سعید و دیگری شقی. پس معنای صحیح تقدیر الاهی این است: آن که با حسن اختیار خود به جاده صواب رفت، کمیل میشود و آن که با سوء اختیار خود به بیراهه گناه و انحراف پا گذاشت، حارث میگردد. بین تقدیر الاهی و اختیار آدمی هیچ منافاتی وجود ندارد، زیرا در سلسله علل و شرایط به ثمر رسیدن کار و ایجاد حادثه، اراده آدمی یکی از علل و اسباب است و قدر جانشین اراده و اختیار آدمی نمیشود تا همچون عروسک خیمه شب بازی جلوه کند. در کردار اختیاری، بین کردار و تقدیر رابطه مستقیم از نوع رابطه شرایط و معدات با معلول وجود دارد و در افعال اختیاری ما، یکی از عوامل و اسباب و علل، فعل اختیاری انسان است.
دیدیم که جهان بر اساس نظم ریاضی برپا شده است و هر پدیدهای علت و سبب خاص دارد. تأثیر آتش گرما و سوختن است و تأثیر آب سرما و خاموش کردن. ما به دلیل این که در بند زندگانی مادی محصوریم، از گذشته و حال و آینده بی خبریم و جریان حوادث و پدیدهها برایمان نامعلوم است و گرنه تقدیر الاهی بی حساب و کتاب نیست و بر اساس نظمی خاص قرار دارد. آن که با حسن اختیار خود کردار نیک انجام دهد یا مخلصانه دعایی بخواند، نتیجه آن را در این جهان میبیند و آن که بر اثر سوء اختیار گناهی مرتکب شود، نتیجه تلخ آن را میچشد.
پس این که فرمودهاند در شب قدر مقدرات بندگان اعم از مرگ و زندگی و ولادت و زیارت و... تقدیر میشود، همگی با حفظ علل و شرایط و عدم موانع است که اختیار یکی از علل و شرایط آن به شمار میآید. به این دلیل است که سفارش شده آن شب مخصوص را به شب زنده داری و عبادت و دعا سپری کنید، تا این عمل در آن شب خاص که از هزار شب برتر است، شرایط نزول فیض الاهی را فراهم آورد. چنین نیست که اگر کسی در طول سال کاری انجام داد، این تقدیر را تغییر ندهد؛ زیرا تقدیر تغییرپذیر است و با توجه به مقدمات آن تغییر میکند.
نکته آخر این که خداوند میداند هر چیز در زمان و مکان خاص به چه صورت و با توجه به کدام شرایط و علل تحقق مییابد و میداند که فلان انسان با اختیار خود، کاری خاص انجام میدهد. فعل اختیاری انسان با وصف اختیاری بودن متعلق علم ازلی خداوند است که در شب قدر و بلکه در تمام زمانها به امام زمان - سلام الله علیه و عجل الله تعالی فرجه الشریف - منتقل میشود. این امر با اختیار منافات ندارد و حتی بر آن تأکید میورزد؛ مثلاً معلم کاردان و مجرب به خوبی میداند کدام یک از دانشآموزانش به دلیل تلاش فردی و استعداد لازم با رتبه بالا قبول میشود و کدام یک به دلیل تلاش یا استعداد کمتر در حد متوسط نمره میآورد و کدام یک به دلیل تنبلی تجدید میشود. علم معلم به دلیل علم او به علتها است و نفی کننده تلاش دانشآموزانش نیست. در شب قدر همه کردار اختیاری انسان با وصف اختیاری بودن مقدر و اندازهگیری و قالب بندی میشود. خدای عالم به علتها، بر اساس نظم خود ساخته، اشیای این جهان را برنامه ریزی میکند و اختیار یکی از مبادی این جهان مادی است.16
قدر در لغت به معنای اندازه و اندازهگیری است.5 تقدیر نیز به معنای اندازهگیری و تعیین است.6 اما معنای اصطلاحی قدر عبارت است از ویژگی هستی و وجود هر چیز و چگونگی آفرینش آن؛7 به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودی هر چیز قدر نام دارد.8 یعنی در نظام آفرینش هر چیزی اندازهای خاص دارد و هیچ چیز بی حساب و کتاب نیست. جهان حساب و کتاب دارد، بر اساس نظم ریاضی تنظیم شده و گذشته و حال و آینده آن با هم ارتباط دارد. استاد مطهری در تعریف قدر میفرماید: "... قدر به معنای اندازه و تعیین است... حوادث جهان... از آن جهت که حدود و اندازه و موقعیت مکانی و زمانی آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الاهی است."9 پس در یک کلام قدر به معنای ویژگیهای طبیعی و جسمانی چیزها است که شامل اندازه و حدود و طول و عرض و موقعیتهای مکانی و زمانی آنها میگردد و تمام موجودات مادی و طبیعی را در بر میگیرد. این معنا از روایات استفاده میشود؛ چنان که در روایتی از امام رضا ـ سلام الله علیه ـ پرسیده شد: معنای قدر چیست؟ فرمود: "تقدیر الشیء طوله و عرضه؛ اندازهگیری هر چیز اعم از طول و عرض آن 10 در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معنای قدر فرمود: "هندسة شیء من طول و العرض و البقاء؛ اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقا."11
بنابراین، معنای تقدیر الاهی این است که در جهان مادی آفریدهها از حیث هستی و آثار و و یژگیهایشان محدودهای خاص دارند. این محدوده با اموری خاص مرتبط است؛ اموری که علتها و شرایط آنها هستند و به دلیل اختلاف علل و شرایط، هستی و آثار و ویژگیهای موجودات مادی نیز متفاوت است. هر موجود مادی به وسیله قالبهایی از داخل و خارج اندازهگیری و قالبگیری میشود. این قالب حدود یعنی طول و عرض و شکل و رنگ و موقعیت مکانی و زمانی و سایر عوارض و ویژگیهای مادی آن به شمار میآید. پس معنای تقدیر الاهی در موجودات مادی یعنی هدایت آنها به سوی مسیر هستی شان که برای آنها مقدر گردیده است و در آن قالبگیری شدهاند.12
شب قدر یکی از شبهای دهه آخر ماه رمضان است. طبق روایات ما، یکی از شبهای نوزدهم یا بیست و یکم و به احتمال زیاد بیست و سوم ماه مبارک رمضان، شب قدر است.1 در این شب که شب نزول قرآن به شمار میآید، امور خیر و شر مردم و ولادت و مرگ و روزی و حج و طاعت و گناه و خلاصه هر حادثهای که در طول سال واقع میشود، تقدیر میگردد.2 شب قدر همیشه و هر سال تکرار میشود. عبادت در آن شب فضیلت فراوان دارد و در نیکویی سرنوشت یک ساله بسیار مؤثر است.3 در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه میشود و وی از سرنوشت خود و دیگران با خبر میگردد. امام باقر - سلام الله علیه - میفرماید: "انه ینزل فی لیلة القدر الی ولی الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فی امر نفسه بکذا و کذا و فی امر الناس بکذا و کذا؛ در شب قدر به ولی امر(امام هر زمان) تفسیر کارها و حوادث نازل میشود و وی درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایی میشود."4
پس شب قدر شبی است که (1) قرآن در آن نازل شده است، (2) حوادث سال آینده در آن تقدیر میشود، (3) این حوادث بر امام زمان ـ روحی فداه ـ عرضه و آن حضرت مامور به کارهایی میگردد. بنابراین، میتوان گفت شب قدر، شب تقدیر و شب اندازهگیری و شب تعیین حوادث جهان ماده است.
میگویند در شب قدر مقدرات بندگان اعم از خیر و شر و ولادت و مرگ و خلاصه هر چه تا شب قدر سال آینده با آن مواجه میشوند، تقدیر و معین میگردد. اگر چنین باشد، هر کس سرنوشتش تا سال آینده مشخص است. بنابراین، در دایره همین سرنوشت معین حرکت میکند و اختیاری از خود ندارد؛ زیرا با توجه به سرنوشتی که در شب قدر برایش رقم خورده، حرکت کرده است. بنابراین، زندگی جبر مطلق است؛ مخصوصا با عنایت به این که شب قدر هر سال تکرار میشود، انسان از ولادت تا مرگ در سرنوشتی از پیش تعیین شده حرکت میکند؛ اختیاری از خود ندارد و مانند عروسک خیمه شب بازی، اختیارش دست کسی است که او را به بازی گرفته است. آیا چنین نیست؟
برای پاسخ به پرسش دقیق شما اشاره به چند مسأله ضرورت دارد:
پیامبر گرامی (ص) در توصیف ماه رمضان چنین فرموده اند: شهر رمضان شهر الله عز و جل و هو شهر البرکه ماه رمضان ماه خدا و ماه برکت است. (16) صاحب مفردات می گوید:
برکت، ثبوت خیر و خوبی الهی در شئ است و مبارک آن چیزی است که در او خیر است.
ماه رمضان منشاء و مبداء و مرکز و محور خیر و برکت است و در روایات متعددی ماه مبارک نامیده شده است.
سلمان فارسی (رض) می گوید: پیامبر گرامی (ص) در آخرین روز ماه شعبان فرمودند: ای مردم! ماه رمضان، ماه مبارک شما را فرا گرفت.(17)
در جای دیگر فرموده اند: این ماه رمضان ماه مبارکی است، روزه در آن را خداوند واجب گردانید، درهای بهشت در این ماه باز و دستهای شیاطین بسته است. (18)
امام صادق (ع) می فرماید: هنگامی که ماه رمضان می رسید پیامبر گرامی (ص) می فرمودند: بار خدایا در ماه رمضان برای ما برکت بده و ما را به روزه و نماز آن یاری نما و کارهای ما را در این ماه قبول فرما.
حارث نضری می گوید: امام صادق (ع) در آخر ماه شعبان فرمودند: ماه مبارکی که قرآن در آن نازل شده فرا رسید. (19)
ابی محمد هارون بن موسی تلعکبری نقل می کند امام صادق (ع) فرمودند: با فرا رسیدن ماه رمضان بگو بار خدایا ماه مبارک رمضان ماه نزول قرآن فرا رسید از تو می خواهم که مرا در این ماه بیامرزی و به من رحم کنی و من را از آتش جهنم نجات بدهی .(20)
خداوند ما را از بهره مندان این ماه پر خیر و فضیلت قرار دهد. آمین
امام چهارم حضرت علی بن الحسین (ع) در صحیفه سجادیه در دعای خویش هنگام رسیدن ماه رمضان، این ماه را شهر الطهور نامیده اند، راغب اصفهانی در توضیح این کلمه در مفردات می نویسد: طهارت دو قسم است طهارت جسم و طهارت روح و کلمه طهور بر وزن فعول در لغت یا مصدر است همچون وضوء و وقود و یا اسم است: اما غیر مصدر همچون فطور که اسم است برای آنچه با آن افطار می شود و یا صفت است همچون رسول و طهور آنگونه که اصحاب شافعی گفته اند از نظر لفظ به معنای مطهر نیست زیرا فعول از افعل و فعل بنا نمی شود فقط از فعل بنا می شود ولی طاهر دو قسم است یکی آنکه طهارت از خودش تجاوز نمی کند. مثل طهارت لباس که طاهر غیر مطهر است و دیگری طهارتی است که طهارت از خودش تعدی می کند و خدای متعال به همین اساس آب را طهور نامیده است که پاک و پاک کننده است.
ماه رمضان ماه پاک شدن و ماه پاکیزگی است. به تعبیری هم خود ماه پاک است و هم طهارت از آن به انسانها سرایت می کند و آنها را پاک می کند. در این ماه فصل نوینی از طهارت به روی انسان گشوده می شود.
امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع) می فرماید: هنگامی که هلال ماه رمضان را دیدی بگو: اللهم انی اسئلک خیر هذا الشهر و طهوره. بار خدایا خیر و خوبی این ماه و پاکی آن را از تو درخواست می کنم. (15)
امام سجاد در صحیفه، در دعای وداع با این ماه می فرماید: درود بر تو برای آنکه با برکات و نیکیها بر ما وارد شدی و پلیدی گناهان را از ما شستی.
پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد بن عبدالله ص در توصیف ماه رمضان می فرماید: هو شهر الانابه ماه رمضان ماه انابه است. (13)
امام علی بن الحسین زین العابدین (ع) نیز چنین فرموده اند: هذا شهر الانابه این ماه، ماه انابه است.(14)
راغب اصفهانی در مفردات خود در توضیح این کلمه می نویسد: النوب رجوع الشی مره بعد اخری و الانابه الی الله تعالی الرجوع الیه بالتوبه و اخلاص العمل. توبه بازگشتن به سوی چیزی است مرتبه ای بعد از مرتبه دیگر و انابه به سوی خداوند بازگشتن به سوی اوست با توبه و اخلاص عمل.
امام خمینی (ره) در ارتباط با تفاوت توبه وانابه در چهل حدیث این گونه نوشته اند: حقیقت توبه رجوع از احکام و تبعات طبیعت است به سوی احکام روحانیت و فطرت. چنانکه حقیقت انابه رجوع از فطرت و روحانیت است به سوی خداوند و سفر کردن و مهاجرت نمودن از بیت نفس است به سوی سر منزل مقصود. پس منزل توبه مقدم بر منزل انابه است.
امام سجاد (ع) در دعای هر روز ماه رمضان از خدای متعال چنین می خواسته اند: اللهم ارزقنی فیه الانابه بار خدایا در این ماه انابه را نصیب و روزی من بگردان.
رسول خدا در اهمیت ماه رمضان فرمودند: شهر رمضان شهر الله عز و جل و و هو شهر العتق من النار ماه رمضان ماه خدا و ماه آزادی از آتش است (8) امام زین العابدین (ع) نیز در دعایی که در ماه رمضان هر روز می خواندند این ماه را شهر العتق من النار نامیده اند.(9)
پیامبر گرامی در ارتباط با فلسفه نامگذاری ماه رمضان به ماه آزادی از آتش می فرمایند: ماه رمضان را شهر العتق نامیده اند چون در هر شب و روز این ماه ششصد بنده از آتش آزاد می شود ودر آخر آن هم مثل آنچه در گذشته آزاد شده آزاد می شود.(10)
و در کلام دیگر می فرمایند: کسی که در ماه رمضان روزه بگیرد و شهوت و زبان خویش را حفظ کند و از اذیت و آزار دیگران خودداری کند خداوند متعال او را از آتش جهنم نجات می دهد و آزاد می کند.(11)
امام محمد باقر (ع) نیز می فرمایند هنگامی که حضرت موسی بن عمران (ع) با خدای متعال سخن گفت پرسید: خدایا پاداش کسی که در روشنایی روز به خاطر رضایت تو روزه بگیرد چیست؟ خدای متعال به او وحی کرد: ای موسی بهشت من و امان از ترس روز قیامت و آزادی از آتش جهنم، پاداش اوست.(12)
پیامبر گرامی ص در فضیلت ماه رمضان فرموده اند: شهر رمضان شهر الله عز و جل و هو شهر المغفره ماه رمضان، ماه خدا و ماه مغفرت است.(1)
عبدالرحمان بن بشیر از قول امام علی بن الحسین زین العابدین (ع) نقل می کند که آن حضرت در ارتباط با ماه رمضان فرمودند: هذا شهر المغفره ماه رمضان ماه مغفرت است.(2)
غفران و مغفرت این است که انسان از عذاب و عقاب مصونیت پیدا کند، خدای متعال از تقصیرات او درگذرد، گناه او را بیامرزد و استغفار، تقاضای این وضعیت است از پروردگار با گفتار و کردار.
امام صادق (ع) از قول پدران خویش از قول حضرت علی (ع) نقل می کند که ایشان فرمودند: در ماه رمضان زیاد استغفار و دعا کنید که دعا، بلا را از شما دفع می کند و استغفار، گناهانتان را محو می کند. (3)
پیامبر گرامی اسلام فرموده اند خدای متعال در سراسر ماه رمضان می گوید: آیا استغفار کننده ای هست تا گناه او آمرزیده شود و به مغفرت برسد؟ همچنین در جای دیگر فرموده اند: فرشتگان الهی روز و شب برای روزه داران در ماه رمضان طلب آمرزش می کنند. (4)
امام صادق (ع) از قول پدران خویش از پیامبر گرامی نقل می کند که فرمودند: کسی که ماه رمضان روزه بگیرد، شهوت خودرا حفظ کند، زبان خود را نگهدارد و از اذیت کردن مردم خودداری کند، خداوند همه گناهان او را می بخشد. (5)
رسول خدا در خطبه شعبانیه می فرمایند: بدبخت کسی است که از غفران الهی در این ماه بزرگ محروم بماند.
در روایت دیگری پیامبر گرامی فرموده اند: کسی که در ماه رمضان آمرزیده نشود در کدام ماه آمرزیده می شود؟ (6)
هشام بن حکم می گوید: امام صادق فرمودند: کسی که در ماه رمضان آمرزیده نشود تا ماه رمضان آینده آمرزیده نمی شود مگر در عرفات در مراسم حج حاضر شود. (7)
محمد رضا جواهری
امام زین العابدین (ع) در دعای استقبال و ورود به ماه رمضان در صحیفه سجادیه این ماه را شهر التمحیص نامیده اند. راغب اصفهانی می نویسد: محص به معنای تخلیص و رهایی شئ از عیب است. تمحیص به معنای تزکیه و تطهیر است. ماه رمضان ماه تصفیه بر نفس و پاک کردن و برطرف نمودن عیوب و دور کردن خود از گناهان است. ماه صاف کردن قلب و دل از پلیدی هاست. ماه شستن عداوتها و کینه ها و عقده ها و حسد ها و سایر رذایل اخلاقی است. ماه تخلیص خویشتن از شر گناهان و نجات یافتن و حرکت در مسیر فلاح و رستگاری و سعادت است. ماه پاکسازی قلب و روح و ماه خود سازی است.
باز امام سجاد (ع) در دعای وداع با ماه رمضان می فرمایند: درود بر تو ای همسایه ای که دلها (بر اثر عبادت و بندگی) در آن نرم و فروتن گردید و گناهان (بر اثر آمرزش و عفو خدای متعال) در آن کم شد.
درود بر تو! چه بسیار گناهان را محو کردی و چه بسیار عیبها و زشتی ها را پوشاندی
آزاد شدن ذخایر غذایی بدن در ساعات روزهداری باعث میشود که بدن در ذخیرهسازی مجدد آنها فعالیت بهتری از خود نشان بدهد.
مهندس محمدرضا محمدزاده رضایی عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در گفتوگو با خبرنگار «بهداشت و درمان» خبرگزاری دانشجویان ایران، با بیان این که افرادی که روزه میگیرند، تبدیل گلیکوژن به گلوکز و همچنین آزادسازی گلوکز در خون، بهتر انجام میشود، خاطرنشان کرد: ماه مبارک رمضان فرصت خوبی برای افراد با قند، چربی، تریگلیسیرید و یا کلسترول بالاست تا از طریق روزهداری، مقدار این مواد تا حدی در خون اصلاح شود. البته این افراد باید قبل از روزه گرفتن با پزشک معالج خود مشورت کنند.
وی گفت: نحوه تغذیه از نظر نوع مواد غذایی در ماه رمضان، با بقیه اوقات کمی متفاوت است.
مهندس رضایی همچنین اعتقاد دارد که تنوع غذایی هنگام سحر یا افطار باید بیشتر از مواقع دیگر باشد تا بدن دچار کمبود مواد غذایی نشود اما حجم غذای مصرفی نباید افزایش پیدا کند زیرا افزایش حجم غذا عوارضی از قبیل ناراحتی دستگاه گوارش را به دنبال دارد.
وی یادآور شد: نوجوانانی که به سن تکلیف رسیدهاند باید هنگام سحر از غذاهای چرب استفاده کنند؛ همچنین برای پیشگیری از کمبود آب بدن باید هنگام سحر 1 تا 2 لیوان آب مصرف شود و از مایعاتی مانند شیر و چای نیز در حد متوسط استفاده شود.
این عضو هیات علمی دانشگاه گفت: هنگام افطار نیز باید غذاهایی مصرف شود که بتوانند قند خون را جبران و
سهلالهضم نیز باشند؛ استفاده از خرما، مواد شیرین طبیعی مثل میوهها، غذاهای که با نشاسته تهیه میشوند و مایعاتی مانند شیر که حاوی مواد مغذی فراوانی است مفیدند.
وی به روزهداران توصیه کرد بهتر است قبل از افطار از مایعات گرم استفاده کنند زیرا موجب اشباع معده میشود، از این طریق دستگاه گوارش را برای پذیرش غذاهای دیگر آماده میکند.
عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد گفت: هنگام افطار نباید حجم غذای زیادی را مصرف کرد؛ همچنین خوردن شیرینیهای ساختنی توصیه نمیشود و مردم باید کمتر از شکر و مواد غذایی که با شکر تهیه میشوند، استفاده کنند اما متاسفانه سرانه مصرف شکر و مواد قندی در جامعه ما روبه افزایش است.
مهندس محمدزاده رضایی خاطر نشان کرد: افرادی که دچار اشکالات گوارشی با بعضی بیماریهای خاص هستند، باید در مورد روزه گرفتن با پزشک معالج خود مشورت کنند زیرا با وجودی که تعدادی از بیماران نباید روزه بگیرند، عدهای دیگر با روزهداری ممکن است بیماری آنها بهتر شود.