هزینه هاى بالاى زندگى امروز موجبات نگرانى بسیارى را فراهم آورده است; اما چه باید کرد؟ آیا وضعیت اقتصادى خانواده ها, تحولى در روشهاى مصرف و اداره زندگى را ایجاب نمى کند؟ آیا با این وضع مى توان بهترین خوراک, پوشاک و دکوراسیون را داشت؟
بدیهى است که ((صرفه جویى)) یکى از ابزار کاستن از فشارهاى اقتصادى است. آنان که در مصرف آب, برق, گاز و تلفن صرفه جویى نمى کنند و نسنجیده به خرید هر لباسى اقدام مى کنند; به خوردن هر غذایى علاقمند مى شوند و به زیباسازى محیط خانه دل مى بندند, با ناهماهنگى بین درآمد و هزینه هاى زندگى روبرو شده و گرفتار اضطراب و نگرانى روحى مى شوند.
امام صادق علیه السلام مى فرماید:
((المومن... خفیف الموونه, جیدالتدبیر لمعیشته))(4)
((شخص مومن... کم خرج و مدبرى شایسته براى زندگى خویش است.))
از پایان کلام امام(ع) که فرمود: ((جیدالتدبیر لمعیشته)) مى توان نتیجه گرفت که مومن در برنامه ریزى خانوادگى و اقتصادى خود آنگونه است که به پایان و آینده زندگى عنایت دارد و با ((دور اندیشى)) خاص خود, اندوخته اى را نیز براى فردا و فرداهاى خود و فرزندانش فراهم مى کند تا با آبرومندى هرچه تمامتر زندگى کنند.
((مردى از دنیا رفت و پیامبر بر جنازه اش نماز خواند. سپس پرسید: ((چند بچه دارد و چه چیز براى آنها گذاشته است؟)) عرض کردند: ((اى رسول خدا! مقدارى ثروت داشت اما قبل از مردن همه را در راه خدا داد.)) فرمود: اگر این مطلب را قبلا به من گفته بودید, من بر این آدم نمازنمى خواندم[.چرا] بچه هاى گرسنه را در اجتماع رها کرده است؟))(5)
بسیارى از فرزندان در محیط خانه از شیوه هاى رفتارى و گفتارى پدر و مادر شکل مى گیرند. همان گونه که فرزندان راستگویى, وفاى به عهد, حسن برخورد, آداب معاشرت, پایبندى به آداب مذهبى, صرفه جویى, ساده زیستى و سخاوت و حتى رعایت نظافت را از والدین مىآموزند, نظم و انضباط و داشتن برنامه صحیح را نیز از آنان یاد مى گیرند. ساعت ورود و خروج پدر از خانه, ساعات خواب و مطالعه, ایام گردش و دید و بازدید والدین مهمترین و موثرترین ابزار تربیت و پرورش روح انضباط و برنامه ریزى در فرزندان است.
مادرى که در تنظیم اشیا خانه و قرار دادن آنها در جاى مناسب مقید باشد و با اعمال سلیقه, خانه را به کانون آرامش و صفا و نشاط تبدیل کند, دخترانش نیز بر اساس شیوه هاى رفتارى او تربیت شده و در زندگى آینده خود, مادرى نمونه خواهند شد.
در ضمن نامه اش مى نویسد: ((پدرم کارمند بود و غالبا در شهرها به ماموریت مى رفت. مادرم تحصیل کرده بود اما خانه دارى مى کرد; زن با ایمان و کدبانویى بود. با پولى که در اختیارش مى گذاشت پنج فرزند را به خوبى اداره مى کرد... . چنان با عقل و تدبیر زندگى مى کرد که احتیاجى به قرض و نسیه پیدا نمى کردیم. برنامه غذا و لباس ما درست به مقدار درآمدمان بود, حتى گاهى از اوقات لباسهاى ما را وصله مى زد و مى گفت: عزیزانم! شخصیت انسان به لباس نیست, شخصیت انسان به علم و دانش و اخلاق نیک و ایمان درست و خدمت به خلق خداست.
کسانى شخصیت خویش را به لباس مى دانند که شخصیت نفسانى ندارند. گاهى به ما نان و سیب زمینى یا نان و پنیر و سبزى مى داد و مى گفت: ((پول کم داشتیم ترسیدم به قرض و نسیه بیفتیم, غذا چندان مهم نیست; انسان آزاد خودش را اسیر شکم نمى کند.))
... اما خیال نکنید که ما فقیر بودیم, ابدا. وضع ما بد نبود و در بین مردم خیلى محترم زندگى مى کردیم. پدر بزرگ من یکى از ثروتمندان بود ولى بزرگوارى و مناعت طبع مادرم چنان بود که به ثروت پدر بزرگم اصلا اعتنایى نمى کرد, به قدرى آبرودارى مى کرد که پدربزرگم نیز از وضع داخلى ما بى اطلاع بود..., ما از کودکى با صرفه جویى و آبرودارى و تدبیر در زندگى خو گرفتیم و در منزل کلاس اقتصاد دیدیم. اکنون که خودم نیز مادر شده ام و خانه و زندگى و شوهر و بچه دارم, آنچه را که از مادرم فرا گرفته ام, اجرا مى سازم. حساب دخل و خرج خانواده را مى کنم و پایم را از گلیم خودم درازتر نمى کنم... زندگى بسیار راحت و آبرومندى داریم... پول خانواده را چنان خرج مى کنم که همه در رفاه هستیم; همه از هم راضى هستیم, امیدوارم خدا هم از ما راضى باشد.))(2)
حضرت امام صادق(ع) مى فرماید:
((من الدین التدبیر فى المعیشه))(3)
((تدبیر در زندگى از جز دیندارى است.))
((برنامه ریزى)) یکى از رموز موفقیت و پیشرفت است. آثار حرکت بر اساس برنامه, صحیح و منظم بر کسى پوشیده نیست; چه, بسیارى از تحولات اساسى اجتماعى و شور و نشاطهاى خانوادگى و بارورى استعدادهاى نهفته آدمى در پرتو وجود ((برنامه)) حاصل مى شود.
خانواده موفق, خانواده اى است که با مشارکت سرپرست خانواده(مرد) و مدیر خانه(زن) در تمام جنبه ها و ابعاد مختلف زندگى, با نگرش به آینده خود و فرزندانشان, برنامه ریزى شود.
در روایات اسلامى مى توان به دو واژه ((تدبیر)) و ((تقدیر)) دست یافت که در بردارنده و بیان کننده نظم و برنامه ریزى هستند. از این رو برنامه ریزى بر اساس نگریستن به پایان کار را ((تدبیر)) مى گویند.
((تقدیر)) یعنى اندازه گرفتن. اندازه گیرى در زندگى از مهمترین برنامه هاى تربیتى اسلام است که در حقیقت به یک نوع برنامه ریزى اقتصادى در زندگى, برگشت دارد. آنان که در تلاشهاى اقتصادى و هزینه هاى روزانه خود, حساب شده حرکت مى کنند, آثار گرانمایه اى که سازنده شخصیت آنان نیز مى باشد, نصیبشان خواهد شد که عبارتند از:
1ـ ترک گناهان بزرگ فردى و اجتماعى همچون اسراف و تبذیر.
2ـ به فقر و نیازمندى گرفتار نشدن.
3ـ عادت بر نظم دیگر امور.
4ـ مواظبت بر انظباط اقتصادى و روشهاى مصرف.
در روایتى که از حضرت امام صادق علیه السلام رسیده است, ((تقدیر و برنامه ریزى)) در کنار دو مفهوم اصیل و عمیق فرهنگ اسلام ـ تفقه در دین و صبر بر مصیبت ـ قرار گرفته است. در آنجا که امام(ع) مى فرماید:
((الکمال کلدالکمال, التفقده فى الدین والصبر على النائبه و تقدیرالمعیشه))(1)
تمام کمال در سه چیز است: دانا شدن در دین, صبر بر مصیبت, اندازه گیرى در زندگى.
چیزى که نباید از آن غافل بود این است که مراد از تفقه در دین, فقط علم فقه اصطلاحى نیست, بلکه منظور عمیق شدن در معارف دینى و پى بردن به هدف از نظام خلقت و گزینش جهان بینى صحیح بر اساس باورهاى فطرى و مذهبى است. بدیهى است که شناخت دین به این بیان, شامل توحید, معاد, ضرورت امامت, سیاست, آداب اجتماعى, اقتصادى, اخلاقى, حقوقى و... مى شود. امام(ع) در کنار معناى گسترده ((دانایى در دین)) به ضرورت برنامه ریزى معیشتى و تنظیم مصرف نیز تصریح دارد, که این عنایت, حاکى از اهمیت این موضوع است.
برنامه ریزى در زمینه اقتصادى خانواده یعنى تنظیم هزینه ها مطابق درآمدها, اجتناب از مصارف غیرضرورى, پرهیز از ولخرجى و ریخت و پاشهایى که جز اسراف نمى توان نامى دیگر بر آن نهاد.
برنامه ریزى در زمینه اخلاقى یعنى ایجاد روشهاى ویژه تربیتى در قالبهاى ثابت و متنوع براى شکل دهى به رفتار و گفتار فرزندان, ایجاد جاذبه هاى معنوى و تبیین ارزشهاى اسلامى و انسانى.
برنامه ریزى در زمینه اجتماعى یعنى ایجاد نظم در معاشرتها, دیدوبازدیدها, تفریحها و گردشها.
خانواده هاى نوپا و نوعروسان و تازه دامادها, اگر با بینش و دوراندیشى و تفاهم, خط سیر زندگى آینده خود را ترسیم کنند, به آسانى قادر خواهند بود تا زندگى را بر وفق مراد خویش و مطابق داشته هاى مادى و معنوى خود در آورند, اما اگر با سهل انگارى و مسامحه, از ایجاد نظم, سرباز زدند, در آینده آثار منفى آن در روحیات و خلقیات فرزندان نیز متجلى خواهند شد.
یکی از بارزترین و در عین حال ساده ترین نشانه ها و علل وجود اعتیاد در جوامع مختلف در دسترس بودن مواد مخدر می باشد . بطور کلی در ایجاد شرایط گرایش به مواد مخدر در دسترس بودن آن مهمترین شرط محسوب می گردد .
یکی از مهمترین و شاید مهمترین عامل اقتصادی گرایش به مواد مخدر در بین نوجوانان فقر اقتصادی حاکم بر خانواده های آنان می باشد . بطور کلی در اکثریت قریب به اتفاق جوامع دنیا فقر و نابسامانی های اقتصادی مهمترین علت در شیوع جرایم و انحرافات اجتماعی نظیر اعتیاد می باشد . گفتار پیامبر (ص) و امام علی (ع) و حضرت ابوذر تائید کننده چنین دیدگاهی است به نحوی که پیامبر (ص) می فرمایند: فقر دیوار به دیوار کفر است و علی (ع) در نهج البلاغه خطاب به فرزندش محمد حنفیه می فرمایند پسرم از فقر به خدا پناه جوی که فقر ناقص کننده دین است و دهشتزای عقل و عامل نفرت و بغض و ابوذر می فرمایند ( وقتی که فقر از در وارد خانه می شود دین از پنجره بیرون می رود .
علتهایی که فقر می تواند داشته باشد یکی محرومیتهای ناشی از فقر است که تنها راه فرار از این ناراحتیها را مصرف مواد مخدر می دانند . عامل دیگر اینکه تولید کنندگان سعی می کنند عوامل توزیع را از اینگونه افراد انتخاب کنند چون به علت فقر خانواده نیازهایشان تأمین نمی شود و عوامل تولید سعی می کنند اول آنان را به علت نا آگاهی و مشکلات خاص نوجوانی معتاد کنند و بعد از آنان برای فروش مواد مخدر استفاده نمایند .
یکی دیگر از عوامل اجتماعی گرایش نوجوانان به اعتیاد چگونگی گذراندن اوقات فراغت است . امروزه تأثیر روز افزون چگونگی گذراندن اوقات فراغت را در ساخت اجتماعی جوامع و فرهنگ آنها نمی توان نادیده گرفت . نوجوان کنجکاو و پر انرژی اگر برخوردار از تفریحات سالم نباشد و امکان این را نداشته باشد که با ثمر بخش ساختن وقت آزاد خود روحیه کنجکاو و خلاق خود را ارضاء نماید مسلماً به سوی فعالیتها و تفریحات ناسالم کشیده خواهد شد و جامعه شناسان عقیده دارند در ایجاد تفریحات برای مردم و بویژه نوجوانان باید ذوق و عادات آنها را در نظر گرفت ولی در ضمن باید به آنها فهماند که اوقات فراغت را نباید بیهوده بگذرانند مقصود از اوقات فراغت فقط تفریح نیست وقتی که یک فرد اوقات فراغت زیادی داشت لااقل باید قسمتی از آن را برای یادگیری چیزی بکار برد، چیزی که در شکوفایی خلاقیتش مؤثر بوده و همچنین از تنهائیش در اوقات فراغت جلوگیری نموده و از پرداخت به تفریحات نا مناسب که خود می تواند به انحراف و کجرویها از جمله پناه بردن به مواد مخدر کشیده شود جلوگیری نماید .
یکی دیگر از عوامل اجتماعی گرایش نوجوانان به اعتیاد و وسایل ارتباط جمعی می باشد که به ابزاری گفته می شود که در جوامع مختلف برای ابلاغ پیامها ، بیان افکار و انتقال مفاهیم به دیگران از آنها استفاده می شود . امروزه گسترش و توسعه وسایل ارتباط جمعی به حدی است که دوران حاضر را عصر ارتباطات نامیده اند و دنیا را به مفهوم دهکده ای جهانی می شناسند .
بطور کلی آنچه که در زمینه وسایل ارتباط جمعی در جامعه ها در حال حاضر در گرایش نوجوانان به آسیب های اجتماعی و بالاخص اعتیاد مؤثر می باشد ، استفاده ناسالم و نادرست از برنامه هایی با اهداف شوم و استعمارگرانه از طریق شبکه های ماهواره ای و فیلم های ویدئویی است -چراکه نوجوانان اغلب اذهانشان ساده و فاقد شبکه بهم پیوسته ای از اندیشه ها و باورهاست . و بدین جهت وقتی که نوجوانان بدون هیچ حفاظی در برابر وسایل ارتباط جمعی نظیر ماهواره ها و یا صفحات حوادث مطبوعات و امان های پلیسی و جنایی قرار می گیرند سخت تأثیر پذیر و ناچاراً آسیب پذیرند .
یک عامل مهم و دومین عامل مهم اجتماعی که در گرایش نوجوانان به اعتیاد می تواند نقش مهمی داشت باشد مدرسه می باشد . بطور کلی مدرسه می تواند نقش مهمی را در سازندگی شخصیت کودکان و نوجوانان داشته باشد . بویژه هنگامی که والدین در برخورد با فرزندان با شکست مواجهه شده باشند مدارس مسئولیت سنگین تری را بعهده دارند .
بطور کلی معلمان مسئولیت بزرگی را بر عهده دارند چرا که در تماس دائمی با شاگردان می باشند . بطور کلی مربیان و معلمان خودشان باید از نظر عاطفی و شخصیتی آنقدر رشد کرده باشند تا بتوانند در تربیت عاطفی کودکان و نوجوانان مؤثر باشند . در حقیقت معلم و مربی در مقامی است که می تواند شخصیت کودک را بسازد یا خرد کند . بنابراین می بینیم که شخصیت معلم و مربی چگونه می تواند در رشد و شکوفایی شخصیت کودکان و نوجوانان و در نتیجه رشد و بالا رفتن فرهنگ یک جامعه اثرات خوب یابد داشته باشد .
از دیگر مسائلی که باید در آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان مورد نظر باشد همکاری مربیان و والدین است - اگر در مدارس مدیریت و سازماندهی ماهرانه ای وجود داشته باشد می توان بسیاری از مشکلات را به کمک والدین و یا بالعکس به کمک مربیان و معلمان حل نمود بطور کلی یکی از شرایط معلم خوب آن است که خود را بشناسد و در این صورت می تواند نظری عینی ولی توام با احساس همدردی نسبت به شاگردان خود و مسائل آنها داشته باشد . البته علاوه بر شناخت خود باید شاگردان خود را نیز بشناسد و بتوان اولین نشانه های اختلال عاطفی و خطا کاری را که از نوجوانان سر می زند تشخیص دهد تا بتواند به آنها کمک کند و مانع از این شود که این مشکلات آنها رشد بیشتری پیدا بکند .
خانواده اصلی ترین نقش را در تربیت فرزندان دارد . بطور کلی خانواده پایه اساسی و سازنده مهمترین بخش اجتماع است و وجود دیگر نظامات اجتماعی بستگی به مشارکت در نظام خانوادگی دارد و بطور کلی رفتار ناشی از نقشی که در خانواده آموخته می شود سر مشق و نمونه رفتار در سایر قسمت جامعه قرار می گیرد .
به طور کلی دوران نوجوانی و بلوغ دشوارتر از حتی دوران کودکی است این دوران دارای جنبه های گوناگون جسمی ، روانی و اجتماعی است . خانواده ها باید اطلاعات کافی در این مورد داشته و بدانند این دوران از نظر روحی و روانی دوران بی قراری ها و گرایش های متضاد مثل افسردگیهای بی دلیل در لحظات شادی ( غرور در عین خود کم بینی) ( خودخواهی در عین نوعدوستی) (کنجکاوی در عین بی تفاوتی) ( عشق ورزیدن به دنیا و پوچ انگاری آن ) و بسیاری دیگر از فشارها و طوفانهای روحی است که البته هیچکدام از این رفتارها بدون دلیل نمی باشد . مثلاً فرار از مقررات اجتماعی در نوجوانان طبق گزارش تحقیقات ناشی از حس استقلال طلبی آنان می باشد و یا مثلاً برتری جویی و حس کنجکاوی از تمایلات طبیعی دوران نوجوانی است که اگر از علل این حالات خانواده ها اطلاعات کافی داشته باشند راهنمائی نوجوانان برای یک زندگی خوب و سالم دشوار نخواهد بود .
بطور کلی در زمینه علل اعتیاد در بین خانواده ، وجود اختلاف بین پدر و مادر ، سستی و ضعف در تربیت خانوادگی، عدم سرپرستی نوجوانان به شکل متعارف ، رفتار والدین با فرزندان بدون توجه ، بدون محبت ، خشونت آمیز و طلاق و از هم پاشیدگی خانواده از جمله علل سوق دادن نوجوانان به اعتیاد می باشد . از جمله علل دیگر خانواده در گرایش نوجوانان به اعتیاد می توان به کثرت و شلوغی بیش از اندازه خانواده ، اعتیاد پدر و مادر و یا یکی از بستگان نزدیک و همچنین بی سوادی و کم سوادی والدین اشاره نمود .
تهیه و تنظیم : سید ولی حسینی زاهدی
در تمام جوامع مختلف دنیا نوجوانان آسیب پذیرترین قشر در برابر پدیده مهلک اعتیاد می باشند- بطور کلی دوران نوجوانی دورانی پر کشمکش و اغلب دشوار در زندگی هر فردی می باشد . چرا که نوجوانی قبل از هر چیز دوران تغییرات در رشد جسمانی ،جنسی ، روانی و شناختی و همچنین تغییرات در الزامات اجتماعی است عدم وجود شرایط مناسب بهداشتی و تربیتی و فرهنگی و اجتماعی برای گذر از چنین مرحله حساسی باعث بوجود آمدن آسیب و بزه اجتماعی نظیر اعتیاد می شود .
نوجوانان به خاطر خصوصیات نوجوانی آسیب پذیری زیادی دارند . نوجوانان پویا و جستجوگر به هر جا سر می کشند -اگر در مسیرشان راههایی گشوده شود که لذت و بی خبری در آن راهها وجود داشته باشد نوجوانان به سرعت جذب آن راهها می شوند - حتی نوجوانانی که پاک و صالح هستند از روی کنجکاوی ممکن است که به راههای انحرافی سری بزنند . بنابراین به تعبیری می شود گفت که زمینه های انحراف و بزه های اجتماعی بشکل بالقوه در نوجوانان وجود دارد و اگر چنانچه محیط برای نوجوانان مساعد نباشد به انحراف کشیده می شوند و در دام آسیب های اجتماعی نظیر اعتیاد گرفتار می شوند .
بسیارى از غربیها, نیز برخى نویسندگان مسلمان به سبب تإثیر عقاید غربى, از دیدگاهى غربى به مسلمانان مى نگرند, بىآنکه میراث دینى و اجتماعى و فرهنگى جوامع اسلامى را در نظر بگیرند. اینان براى ارزیابى آزادى و احترامى که زنان مسلمان برخوردارند, معیارهاى غربى را به کار مى گیرند و اخلاق و قوانین اجتماعى را که با غرب همخوانى دارد, ستایش کرده, آنچه را با رفتار غربى ناسازگار باشد, منحط و به دور از تمدن قلمداد مى کنند و از اثر سوء آن در جامعه چشم پوشى مى نمایند.
از روشن ترین نمونه هاى ارزیابیهاى غربى, قضاوت در باره استفاده زنان از حجاب و دورى از معاشرت با مردان است. غربیها پیوسته این کار را نوعى تحقیر و ذلت که زنان مسلمان بدان گرفتارند, برشمرده اند. از سوى دیگر کشف حجاب و ارتباط آزادانه با مردان را ـ چنان که در جوامع غربى رواج دارد ـ شخصیت دهى و احترام به زنان قلمداد مى کنند.(1 و 4ـ7 و 11ـ19)
واقعیت تلخ آن است که عقاید و رفتار اجتماعى و شیوه زندگى غربى, همچون مقدسات, محترم شمرده شده, توسط گروهى از رهبران و نویسندگان گمراه مسلمان, ستایش مى شود, به گونه اى که از مسلمانان و کسانى که از تقلید آن سر باز مى زنند, مى خواهند حتى در ریزترین مسایل از غرب پیروى کنند. نیز برخى رهبران مسلمان از قدرتى که در اختیار دارند, سوء استفاده کرده, تصمیمهاى تندروانه اى بر ضد ملتهاى خود مى گیرند و آنها را مجبور به پذیرش معیارها و شیوه زندگى و رفتار غربى مى کنند.
گزارشهاى واقعى و آمارهاى ذیل روشن مى کند فعالیتهاى پیگیرى که در غرب مى شود, بر پایه عقاید اخلاقى درستى نیست و در پنجاه سال اخیر رفتار اجتماعى و اخلاقى غربى, دگرگونیهاى شگفتآورى داشته است,(35) به طور مثال روابط جنسى زنان با غیر شوهران خود, توسط بسیارى پذیرفته شده است. بررسیها نشان مى دهد در 1965, 70% از دانشجویان دختر یک دانشکده آمریکایى, رابطه جنسى, خارج از چارچوب زناشویى را غیر اخلاقى مى دانستند, اما این آمار در 1975 به 20% کاهش یافته است.(36 و 37)
درصد زنانى که پیش از ازدواج, روابط جنسى دارند, نسبت به دهه چهل سده بیستم, سه برابر شده است. گزارشها مى گوید: در دهه چهل, 25% از دختران, روابط جنسى را تجربه کرده اند.(28) این نسبت به 43% در 1976, 50% در 1979 و 80% در میانه دهه هشتاد مى رسد.(34 و 38 و 39) گزارشها مى گوید: شمار کسانى که در یک خانه زندگى مى کنند, بىآنکه زن و شوهر قانونى باشند, افزایش فزاینده اى در ایالات متحده (40 ـ 41) و بریتانیا دارد.(43 ـ 44)
چندین عامل باعث شده در غرب, برداشتها و قضاوتهاى نادرستى از جایگاه زن در اسلام بشود, که مهمترین عوامل عبارتند از:
1. شیوه و معیارهاى زندگى غربى,
2. آموزه هاى اسلام و کردار مسلمانان,
3. درخواست برابرى مردان و زنان,
4. قوانین الهى در مقایسه با قوانین بشرى.
براى آنکه پژوهشى نقادانه از سوء برداشتها ارائه دهیم, هر یک از این عوامل نیازمند شرح و توضیح است.
آماده کردن کودک براى زندگى, در آموزش کارهاى نیکى همچون اطاعت و احترام به بزرگترها خلاصه نمى شود, بلکه امکان فراگیرى اطاعت و ستایش از خداى سبحان و پیامبرش را نیز باید فراهم کرد, چون براى کودک, خانواده منبع شناخت واجبات و تکالیف اسلامى است. از این رو خانواده باید الگوى گذشت و مهربانى باشد. اگر خانواده شیوه و طرز رفتار درست را به موقع به کودک یاد دهد, خواهیم توانست به میزان زیادى از افکار الحادى و ویرانگر که بر نوجوانان در مراحل آینده زندگى تإثیر مى گذارد, پیشگیرى کنیم.
این نخستین مقاله اى است که به صورت مجموعه مقاله, در پى بررسى وضعیت زنان در اسلام, در مقایسه با وضع زنان در کشورهاى پیشرفته است. مقاله, علل کژفهمى و برداشتهاى نادرست از اسلام را معرفى کرده, به بررسى درستى ادعاهایى در مورد ستم و بدرفتارى با زنان با سوء استفاده از قوانین اسلامى, و ادعاى برخورد محترمانه جوامع پیشرفته صنعتى با زنان مى پردازد.
از این رو در خانواده نمونه اسلامى, حفظ و تإمین مصلحت و منافع افراد, مسوولیتى مشترک و بر عهده همگان است و در بسیارى از اوقات, همکارى گروهى, وضعیت زندگى و موضع گیرى در برابر دیگران را مشخص مى کند. به طور مثال اگر کودک در خانواده اى خوشبخت و متعادل رشد یابد, چه دختر باشد و چه پسر, به یک اندازه و به آسانى با افراد بزرگتر خانواده, نیز با دیگران برخورد خواهد کرد. در این خانواده, پدر نشانه و رمز ثبات است و شایستگى اش براى اطمینان و اعتماد دیگران و شخصیت قوى و اعتقاد و برداشتش از عشق و عدالت, موجب اطمینان خاطر افراد خانواده خواهد بود. از سوى دیگر, مادر سمبل مهربانى و محبت است و نقش وى در خانواده, زیاد کردن جو دوستى و همدلى است.
از آن رو که مادر, بیشتر وقت خود را در روز, با بچه ها مى گذراند, نقش اساسى در آموزش و پرورش آنان دارد و همت بلند وى در تربیت اطفال خردسالش, مى تواند محبت فطرى به دین را در جانشان بپروراند و آشنایى فرزندان با آموزه هاى دینى را فراهم آورد و موجب التزام به پیروى خالصانه از تعالیم اسلامى شود. این کار در آغاز با تقلید و تکرار, سپس با آموزش نظام مند ممکن است.
نیز برخى کودکان در سالهاى نخست زندگى, رفتار و برخوردهاى اجتماعى را مىآموزند تا از آن براى تفاهم و همدلى با افراد خانواده استفاده کنند که امید مى رود آنان را براى همکارى مثبت با دنیایى بزرگتر توانمند کند.
دومین فرآیند مهم, معنویت است که در کنار امور مادى مى باشد, اما نویسندگان نواندیش, به هنگام طرح اتهامات, به معنویت توجه نکرده اند. شکى نیست که مرد و زن, غرایز حیوانى دارند و اسلام این را در نظر دارد, اما اهمیت بیشترى به ارزشهاى معنوى مى دهد و در روابط میان زن و مرد به عواطف افزونترى معتقد است و از این راه اساس زندگى متعادلى در دنیا و آخرت را بنیان مى نهد, تا روابط زناشویى, بیشتر سعادتمندانه, و به دور از ناملایمات, و به نظم و ساماندهى نزدیکتر باشد.
پژوهشگر باید به این مسإله, از نظر درست و فراگیر بنگرد و اگر بخواهد دیدگاه اسلام را بفهمد, مى بایست تاریخ را بررسى کند. وى خواهد دید چگونه مردم در زمانهاى گذشته, خود را در گروههاى مختلفى از طبقات و قبایل و اجتماعات و امتها قرار مى دادند; هر چند خانواده, واحدى مهم باقى مى ماند. در حقیقت خانواده, گروه اساسى اجتماع بود که آدمى در آن به دنیا مىآمد و بزرگ مى شد تا به بلوغ برسد و عضو مفیدى در جامعه اى که زندگى مى کند, گردد. از این رو اسلام بر اهمیت خانواده تإکید کرده و پیروان خود را بر ایجاد این واحد, تا آن اندازه که مى توانند پیامدهاى مادى و غیر مادىاش را بپذیرند, تشویق نموده است.