عجب رسمیه رسم زمونه میرن آدما از اونا فقط کجاست اون کوچه چی شد اون خونه بوته ی یاس باباجون هنوز عطرش پیچیده تا هفت تا خونه میرن آدما از اونا فقط تسبیح و مهر بی بی جون هنوز خودش کجاهاست خدا می دونه میرن آدما از اونا فقط پرسید زیر لب یکی با حسرت از ماها بعد ها چه یادگاری میرن آدما از اونا فقط میرن آدما از اونا فقط خاطره هاشون به جا می مونه
قصه برگ و باد خزونه خاطره هاشون به جا می مونه آدماش کجان خدا می دونه گوشه ی باغچه توی گلدون خودش کجاهاست خدا می دونه خاطره هاشون به جا می مونه گوشه ی طاقچه توی ایوونه خودش کجاهاست خدا می دونه خاطره هاشون به جا می مونه پرسید زیر لب یکی با حسرت می خواد بمونه خدا می دونه خاطره هاشون به جا می مونه خاطره هاشون به جا می مونه
((عاق والدین)) به کسى گفته مى شود که پدر و مادر هر دو از او ناراضى باشند.
مقام و موقعیت پدر و مادر آنقدر رفیع است که بى حرمتى, اهانت, بدى و اسباب خشم و غضب آنها را فراهم کردن از گناهان کبیره شمرده شده است و مجازاتش در همین دنیا به سراغ فرزندان ناصالح خواهد آمد.
اگر پدر یا مادرى از عمل, رفتار و گفتار فرزندش ناخشنود شود و با دلى سوخته و خاطرى رنجیده از فرزند نگران گردد, آثار مادى و معنوى ناشایستى را براى فرزند به دنبال خواهد داشت. بى رغبتى به عبادت, بى علاقگى به کار خیر, تلخى و ناکامى در زندگى, بى رونقى در کار و کسب, عدم توفیق در مناجات و تحصیل علم, همگى مى توانند از پیامدهاى آزار و اذیت پدر و مادر باشند.
شاید بسیارى از پدران و مادران از بدرفتارى فرزندان نسبت به ایشان شکایت کنند و بگویند با اینکه در حق آنها خوبى مى کنیم, احترام ما را حفظ نکرده و از خوب و خوشرفتارى در حق ما مضایقه مى کنند. در پاسخ این گونه افراد مى گوییم که: آیا هیچ اندیشیده اید که شاید این بدرفتارى فرزندان نتیجه و کیفر بدرفتارى شما پدران و مادران با والدین خود باشد؟ چون خود اینها در حق پدرانشان خوشرفتارى نکردند و فرزندانشان هم در حق این پدران و مادران خوشرفتارى نمى کنند.
پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفى(ص) مى فرماید:
((بروا اذبائکم یبرکم ابنائکم.))(9)
به پدران و مادرانتان نیکى کنید تا فرزندانتان به شما نیکى کنند.
امیر مومنان على(ع) مى فرماید:
رسول خدا(ص) فرمود: عقوبت سه گناه در همین دنیاست و تا آخرت به تاخیر نمى افتد. آزار و اذیت پدر و مادر, ظلم به مردم, ناسپاسى احسان و نیکى.(10)
در پایان به این مطلب اشاره مى کنیم که نیکى به پدر و مادر, مخصوص کسانى که در قید حیات هستند, نیست بلکه آنها که از دنیا رفته اند, نیز به نیکى و خیرات فرزندان و بازماندگان خود نیازمندند. در روایات اسلامى بر این مساله اشاره شده است که براى والدین از دست رفته خود, نماز, روزه, حج و صدقه انجام دهید و آنها را خوشحال کنید, آیا صدقه براى پدر و مادر و دیگر رفتگان فقط ((سیر کردن)) دیگران است؟
قطعا این گونه نیست بلکه مى توان برخى کارهاى جزیى اجتماعى و خدمات عمومى را که به هزینه هاى بالا هم نیازمند نیست, به قصد آنها انجام داد. مانعى را از سر راه برداشت, کوچه اى تسطیح کرد, کوچه تاریکى را با یک چراغ روشن کرد, بیچاره اى را لباس پوشاند, پل در حال تخریب را مرمت و بازسازى نمود و هزاران نمونه دیگر از خدمات اجتماعى, به قصد اینکه ثوابش به فرد مورد نظر برسد.
ان شاالله
پدر موجب شخصیت اجتماعى فرزندان است, حضور او در محیط خانه عامل کنترل و عدالت است و نبودش موجب نگرانى, بى نظمى و ناآشنایى فرزندان با مشکلات اجتماعى است. از این رو باید در آشکار و نهان مورد احترام و تعظیم باشد, در صحبت کردن با او, نشستن و راه رفتن همراه او, نام بردن او و ... همه آداب و رسوم ادب و احترام به کار گرفته شود.
حضرت امام کاظم(ع) مى فرماید:
((شخصى از رسول خدا(ص) سوال کرد: حق پدر بر فرزندش چیست))؟ آن حضرت در جواب فرمود: ((او را با نامش صدا نزند, جلوتر از او راه نرود, جلوى او ننشیند, کارى نکند که مردم پدرش را ناسزا و فحش گویند.))(7)
حضرت امام باقر(ع) مى فرمایند:
((پدرم نگاهش به مردى افتاد که پسرش در حال راه رفتن به بازوى پدرش تکیه داده بود,[ با مشاهده این صحنه] پدرم دیگر تا آخر عمر از شدت خشم و غضب با این فرزند صحبت نکرد.))(8)
یکى از ضرورىترین نیازهاى دوران سالمندى بویژه در مورد پدران و مادران این است که از محبت اطرافیان و آرامش روحى بهره مند باشند; آنها مى خواهند مورد قبول اطرافیان و فرزندان خود باشند, دوست دارند مستقل زندگى کنند و سربار فرزندان نباشند. از این رو یکى از عوامل آرامش پدر یا مادر این است که وسیله انس و الفت براى خود داشته باشند; پدر یا مادرى که در ((تجرد و تنهایى)) به سر مى برد و مونس و همراز خود را از دست داده است, دوست دارد که فرزندان در حق او ((محبت)) کرده و همسرى که پدر یا مادرشان در کنار او آرام گیرد, برایش انتخاب کنند. و متاسفانه یکى از افکار ناپسند که در بین بسیارى از خانواده ها بویژه زنان وجود دارد این است که حاضر نیستند کسى را به جاى پدر یا مادرشان در خانه ببینند, که این, خود از افکار و اندیشه هاى غلط اجتماعى است که باید با آن مبارزه شود, چه بسیار زنان یا مردانى که از ترس فرزندان خود در عالم ((تنهایى و غم)) به سر مى برند و حتى نمى توانند ((گمشده)) خود را در رفت و آمد فرزندان و محبتهاى آنها پیدا کنند.
زحمتهاى شبانه روزى و چه بسا طاقت فرساى پدر و مادر در تربیت روحى و جسمى فرزند موجب مى شود تا آنها رعایت احترام از سوى اطرافیان را دوست داشته باشند. توجه به خدمات آنها در راستاى سلامتى, تحصیل, بهداشت, راهنمایى فرزندان, از ضرورتهاى بهداشت روانى آنهاست. آنها دوست دارند تا کوچکترها, نوه ها و فامیل در ایام جشن و شادى به دیدنشان رفته و در مجالس مهمانى و سرور آنها را دعوت کرده و نهایت اکرام و احترام را در موردشان به کار برند.
از آنجا که تلاش, دلسوزى, بیدارخوابى و سرمایه گذارى مادى و معنوى مادر در مورد فرزند به مراتب بیشتر از پدر است, باید از احترام و توجه بیشترى برخوردار باشد, زیرا او در شرایطى تحمل زحمت کرده است که هیچ کس حاضر نیست در آن شرایط براى کسى زحمت بکشد, از شیره جانش به فرزندش غذا داده است, در دوران باردارى همه سختیها و غصه ها را بر خود هموار کرده است, با رضایت براى آسایش فرزند از خواب خویش چشم پوشیده است, حاضر شده خودش گرسنه بماند اما فرزندش را سیر کند, او را بپوشاند اگر چه خودش پوشیده نباشد, او سیراب باشد اگر چه خودش تشنه بماند, دامن او بستر آسایش فرزند و سینه اش منبع آب و غذاى او بوده است.
برو بیش از پدر خواهش که خواهد نگهدارى کند نه ماه و نه روز از این پهلو به آن پهلو نغلطد به وقت زادن تو مرگ خود را بگیرد در نظر بیچاره مادر
تو را بیش از پدر, بیچاره مادر تو را چون جان به بر بیچاره مادر شب از بیم خطر بیچاره مادر بگیرد در نظر بیچاره مادر بگیرد در نظر بیچاره مادر
و از همه مهمتر اینکه, این سختیها را با رغبت و بدون منت انجام داده است.
حضرت امام صادق(ع) مى فرماید:
فردى خدمت رسول خدا(ص) آمد و از نیکى به پدر و مادر سوال کرد, حضرت فرمود:
((به مادرت نیکى کن, به مادرت نیکى کن, به مادرت نیکى کن, به پدرت نیکى کن, به پدرت نیکى کن, به پدرت نیکى کن)); و نیکى به مادر را بر نیکى به پدر مقدم داشت.(6)
((نیازهاى عمده والدین))
احسان و خوشرفتارى با پدر و مادر این گونه نیست که به گروهى از آنها اختصاص داشته باشد و بقیه به خاطر اشکالات فکرى, علمى, اخلاقى و رفتارى, مورد بى مهرى و بى توجهى قرار گیرند. بلکه پدر و مادر با هر مکتب و مرامى; و با هر سلوک رفتارى, احترامشان لازم و ضرورى است.
حضرت امام باقر(ع) مى فرماید:
((در سه چیز خداوند به کسى اجازه تخلف نداده است:
1ـ رد کردن امانت به صاحبش, خواه نیکوکار باشد یا بدکار.
2ـ وفاى به عهد, چه با نیکوکار و چه با بدکار.
3ـ نیکى و خوشرفتارى با والدین خواه صالح و نیکوکار باشند خواه فاجر و بدکار.(3)
با این بیان, عذر بسیارى از مردم در بى توجهى و بى احترامى به پدر و مادرشان پذیرفته نیست. پدرى که با ارزشهاى انقلاب اسلامى مخالف است و آنها را به مسخره مى گیرد و یا مادرى که نسبت به بعضى از اصول اسلامى سست و متزلزل است, نباید از احسان و احترام فرزندانش محروم باشد, نباید مطرود شود, نباید با او قطع رحم شود. بلکه باید به او بیشتر محبت کرد و با عمل او را به ارزشهاى اسلامى دعوت نمود, و یا لااقل با زبانى نرم و آرام آنها را امر به معروف و نهى از منکر کرد.
حضرت امام خمینى(ره) در پاسخ به سوال یکى از مقلدین خود که مى پرسد: ((آیا انسان مى تواند از نظر شرعى با خویشاوندانى که بى تقوا و بى نماز و ضد انقلاب اند, از قبیل پدر, مادر, خواهر و غیره قطع رحم نماید؟! مى فرمایند:
((قطع رحم جایز نیست, ولى باید آنها را با مراعات موازین, امر به معروف و نهى از منکر نمایند.))(4)
دیگرى مى پرسد: اینجانب پدرى دارم که خوش اخلاق نیست و مغرور و خودپرور مى باشد, در حق خانواده خود ظلم روا مى دارد, و من از وقتى که به تکلیف رسیده ام در حال مبارزه با پدرم هستم. اگر جوابش را همان موقع در حضور دیگران بدهم که کار نادرست و ناشایست انجام داده ام و اگر تنها با پدرم صحبت نمایم, حرفم را قبول نمى کند و مى گوید: در مقابل پدرت درشتى نکن; خلاصه نمى دانم چه کنم؟))
امام(ره) در پاسخ مى فرمایند:
((حفظ احترام والدین و مراعات ادب در صحبت با آنان لازم است و در موارد امر به معروف و نهى از منکر اگر مایوس از تاثیر باشید, تکلیف ساقط است.))(5)
مهرى زینهارى
در مکتب اسلام, احترام و تکریم پدر و مادر و خوشرفتارى با آنها از جایگاه ویژه اى برخوردار است, به طورى که بى توجهى به بسیارى از نیازمندیهاى روحى و روانى آنها, ناسازگاریهاى طولانى را به دنبال خواهد داشت.
پدران و مادران به خاطر زحمات شبانه روزى و سختیهاى گوناگونى که بابت پرستارى و تامین سلامت روحى و جسمى فرزند متحمل شده اند, به قدرشناسى و احترام از سوى فرزندان خود نیازمند بوده و از آن لذت مى برند چه بسیار پدران و مادرانى که از نظر مالى به پسر یا دختر خود محتاج نباشند ولى توجهات پى در پى و محبت فرزندان را از ضروریات نیاز روحى خود مى دانند.
مقام و مرتبت والدین در قرآن و روایات به گونه اى است که لزوم احسان به آنها در کنار پرستش خدا مطرح شده است, به طورى که پرستش خدا بدون نیکى به پدر و مادر ناقص است.
حضرت امام رضا(ع) مى فرماید:
((خداوند فرمان داده است که بندگانش, او و پدر و مادر را شکرگذارى کنند[ که خود یک نوع احترام است] پس کسى که پدر و مادرش را سپاس نگوید, خدا را هم سپاسگزارى نکرده است.))(1)
از حضرت امام صادق(ع) سوال شد که کدام اعمال بافضیلت تر و بهتر است؟ امام(ع) در جواب فرمود:
((الصذلاه لوقتها و برد الوالدین و الجهاد فى سبیل الله عز و جل.))(2)
نماز را در اول وقت خواندن, نیکى به پدر و مادر و جهاد در راه خدا.
در عظمت و ارزش احسان به والدین همین بس که در ردیف نماز اول وقت و جنگ در راه خدا قرار گرفته است.
مىگویند انسانها به مهر و محبت زندهاند. این سخنى است به غایت درست و خردمندانه که بر اساس و منطبق بر نیازها و روحیات انسانى شکل یافته است. نیاز به داشتن همصحبت و ابراز مهر و محبت میان همسران نیز از ارکان اصلى زندگى مشترک و خانوادگى مىباشد. به عبارت دیگر، زندگى واقعى یعنى رابطهاى سرشار و لبریز از محبت میان زن و شوهرى که به یکدیگر اعتماد و علاقه دارند. زن و شوهرى که با شور و شوق به تداوم زندگى خود فکر مىکنند و با یکدیگر یکرنگ و یکدلاند. بر همین اساس، یکى از مواردى که موجب آسیب جدى به روابط زناشویى مىشود، این است که زن یا مرد و یا هر دو طرف احساس مىنمایند همسرشان نسبت به وى بىتوجه و یا علاقهاش نسبت به گذشته کمتر شده است. مرد یا زنى که یک چنین تصورى را از طرف مقابلشان در ذهن داشته باشند، احساس بىارزشى و پوچى خواهند کرد و حتى ممکن است در درازمدت، احساس امنیت خود را نسبت به زندگى مشترک از دست بدهند. برخى از مردان یا زنان که به همسرشان بىتوجهى نشان مىدهند، دلیل این گونه رفتارهاى خود را گرفتارىهاى روزمره قلمداد مىنمایند حال آنکه در واقع ایجاد ارتباط رضایتبخش با همسر موجب خواهد شد تا زن یا مرد در مواجهه با مشکلات رو به تزاید زندگى قدرت و توان بیشترى داشته باشند. زمانى که خانواده به عنوان پایه و اساس جوامع مطرح مىشود و ادعا بر این است که فرد باید در نهاد خانواده احساس امنیت و آرامش داشته باشد، بىتوجهى و بىمحبتى، زمینهساز تنش و اختلاف و از بین برنده این پیشفرض خواهد شد. بنابراین جهت جلوگیرى از تنش در خانواده، ابراز علاقه زوجین نسبت به یکدیگر کاملاً مهم و حیاتى مىباشد. ضمن اینکه ابراز علاقه در هر دورهاى مىتواند شکلى متفاوت و متمایز داشته باشد.
همسرانى که تا به حال از یک چنین اصل مهمى در زندگى زناشویى خود بىبهره بودهاند یا به آن بىتوجهى نشان دادهاند مىتوانند به نکات زیر توجه داشته و سریعاً به بازسازى روابط زناشویى خود بپردازند.
1- از ابراز علاقه به همسرتان خجالت نکشید. ابراز علاقه نشانگر میزان دوست داشتن و محبت شما نسبت به همسرتان مىباشد.
2- هیچ نگویید علاقهام را با رفتارم نشان خواهم داد. لازم است براى ابراز علاقه از کلمات زیبا و محبتآمیز استفاده کرد.
3- هرگز اجازه ندهید مشکلات و مسائل زندگى، شما را از همسرتان دور سازد. مشکلات همیشه هستند و خواهند بود.
4- در هر حال و هر حالت ابراز علاقه و عشق به همسر، بهترین و والاترین هدیه به اوست. این هدیه را از وى دریغ ننمایید.
در این میان، زنان و مردان باید حتماً به اصل تفاوتهاى فردى میان خود معتقد باشند و بدانند زن و مرد دو موجودند که از نظر هوش، استعداد، علایق، خصایص جسمانى و اخلاقى تفاوتهایى با یکدیگر دارند. بنابراین زن و مرد باید حداکثر توافق را میان خصایص خود و همسرشان ایجاد و وجود یکدیگر را مکمل و متمم بدانند.
براى اینکه زنان و مردان در زندگى مشترک از زندگى مشترکشان لذت ببرند لاجرم باید به تمایزات خود با طرف مقابلشان به دیده احترام و واقعبینانه بنگرند. آنان مىتوانند زندگى شیرینى داشته باشند به شرط اینکه از داد و ستد عاطفى به شیوههاى قلبى، کلامى و عملى استفاده نمایند. به همسر و شریک زندگىشان ابراز محبت نموده و با زبان و عمل این امر را اثبات نمایند.
ماهنامه پیام زن ـ شماره 154ـ دى 1383
| |
زن تغییر و تنوع پیرامون خود را دوست دارد از این رو باید او را کمک کرد تا شور و نشاط بیشترى رابه خانواده خود ببخشد ولى این ((تنوع)) غیر از ((تجمل)) است که آدمى را از هدف اصلى خانواده باز مى دارد. بدین منظور جابجایى بعضى از اثاث و اسباب خانه بهترین شیوه ایجاد تنوع است. آن کس که هر سال ـ یا چند سال یک بارـ مبلمان, دکوراسیون, رنگ ساختمان, پرده ها و قالیها, تخت خواب و سرویس غذاخورى خود را عوض مى کند ((تجمل گراست)) نه ((تنوع خواه)).
اعمال و رفتار چنین خانواده هایى, جلوه اى از حالات و روحیات تجمل گرایانه آنها خواهد بود و در روابط اجتماعى و موقعیت مردمى ایشان اثر خواهد گذاشت; بویژه افرادى که از موقعیت معنوى و الگو بودن براى جامعه برخوردارند, کلامشان بى اثر و موقعیتشان کمرنگ و ضعیف خواهد شد.
در پایان از خداوند مى خواهیم تا به همه ما توفیق برنامه ریزى صحیح براى رسیدن به اهداف بلند اسلام عنایت فرماید. در قسمت بعد به موضوع تجمل گرایى خواهیم پرداخت.
ان شا الله.
رمز موفقیت بسیارى از مردان بزرگ تاریخ ((نظم و انضباط)) در کارهاى روزانه آنهاست. آنان که اوقات عبادت, مطالعه, عیادت, غذاخوردن, خوابیدن, صله رحم و حتى اوقات کارشان مشخص و معین باشد, از تمام لحظات زندگى خود لذت مى برند.
حضرت امام کاظم علیه السلام مى فرماید:
((اجتهدوا فى ان یکون زمانکم اربع ساعات: ساعه لمناجاه الله و ساعه لامرالمعاش و ساعه لمعاشره الاخوان و الثقات الذیأن یعرفونکم عیوبکم و یخلصون لکم فى الباطن, و ساعه تخلون فیها للذاتکم فى أ غیرمحرم و بهذه الساعه تقدرون على الثلاث ساعات.))(6)
((تلاش کنید تا شبانه روز خود را به چهار قسمت تقسیم کنید: یک قسمت را براى مناجات و عبادت خدا قرار دهید. قسمت دیگر را براى امرار معاش و کار براى اداره زندگى. قسمت سوم را براى معاشرت با برادران و دوستان مطمئنى که عیبهاى شما را گوشزد کرده و در باطن خود, جز خلوص و صداقت انگیزه دیگرى ندارند. و قسمت چهارم را به لذتها و کامروایى هاى مشروع خود اختصاص دهید که با وجود این بخش (تفریحات و لذتهاى سالم و مشروع) مى توانید سه بخش دیگر را[با روحیه بهتر و شاداب ترى] انجام دهید.))
ازاین روایت, چهار دستور ضرورى و فطرى حیات فردى و اجتماعى انسان به دست مىآید:
1ـ ضرورت ارتباط معنوى انسان با خدا در قالب عبادت و تفکر.
2ـ ضرورت اهتمام انسان به امر معاش و تلاش براى توسعه زندگى و حفظ آبرو.
3ـ ضرورت حفظ روابط اجتماعى و معاشرت با بستگان (صله رحم).
4ـ ضرورت تفریح و لذت جویى مشروع براى موفقیت و نشاط روحى و جسمى بیشتر.
بدیهى است که انسان منهاى هر یک از اینها, انسانى غیر کامل است, زیرا دورى از خدا ((اضطراب روحى و شقاوت)) و ترک معاشرت با دیگران ((گوشه نشینى و پى نبردن به کمبودهاى اخلاقى خود)) و بیکارى یا کم کارى ((بىآبرویى و نیازمندى به دیگران)) و ترک تفریح و لذت مشروع, کسالت و ضعف روحیه را به دنبال خواند داشت.
به هر حال, انضباط در زندگى خصلتهاى ارزشمندى را در انسان به وجود مىآورد:
1ـ شخص با انضباط همیشه سرحال و با نشاط است.
2ـ حقوق دیگران را به بهترین وجه رعایت مى کند. اگر معلم است سر ساعت معین به کلاس درس مى رود, اگر کارمند است حق مردم و وقت آنها را ضایع نمى کند و اگر... .
3ـ همیشه براى دیگران الگو و اسوه خواهد بود.
4ـ نزد همه افراد ارزشمند و محترم است.
خانم خانه با داشتن منزلى مرتب و منظم, به خانواده خود صفا, رونق و زیبایى مى بخشد به طورى که تماشاى تکرارى خانه نه تنها موجب ملال و خستگى نمى شود بلکه دلپذیر و آرام بخش خواهد بود; و از طرفى انجام کارها و یافتن اشیا مورد نیاز او به آسانى انجام مى گیرد و او را خسته و کسل نمى کند و ثالثا چنین خانه اى مایه آبرو و سرافرازى افراد خانواده است. چه بسیار افراد ثروتمندى که بخاطر بى سلیقگى خانم خانه, منزلى درهم ریخته و آشفته و بى جاذبه دارند و در مقابل خانواده هاى فقیرى که با کیاست, مدیریت و تدبیر مدیر خانواده, زندگى منظم و نظیف آنها زبانزد عام و خاص شده است. اگر کفشها, جورابها, لباسها, ظروف غذاخورى و میوه خورى, لوازم التحریر فرزندان, وسایل زینتى و... هر کدام در جایگاه اصلى خود قرار گیرند, مشکلى به وجود نخواهد آمد.
آیا مى توان بى نظمى در خانه را به پاى ساده زیستى و زهد گذاشت.
آیا مى توان بى برنامگى در زندگى را یک نوع آزادى و عدم محدودیت براى خود تلقى کرد؟
و آیا...؟
اگر تاکنون در زندگى خود فاقد نظم و برنامه بوده اید از هم اکنون روش خود را عوض کرده و در همه زمینه هاى اقتصادى, معنوى, تربیتى و اجتماعى خویش برنامه ریزى کنید و موفقیت خود را تضمین نمایید.
هزینه هاى بالاى زندگى امروز موجبات نگرانى بسیارى را فراهم آورده است; اما چه باید کرد؟ آیا وضعیت اقتصادى خانواده ها, تحولى در روشهاى مصرف و اداره زندگى را ایجاب نمى کند؟ آیا با این وضع مى توان بهترین خوراک, پوشاک و دکوراسیون را داشت؟
بدیهى است که ((صرفه جویى)) یکى از ابزار کاستن از فشارهاى اقتصادى است. آنان که در مصرف آب, برق, گاز و تلفن صرفه جویى نمى کنند و نسنجیده به خرید هر لباسى اقدام مى کنند; به خوردن هر غذایى علاقمند مى شوند و به زیباسازى محیط خانه دل مى بندند, با ناهماهنگى بین درآمد و هزینه هاى زندگى روبرو شده و گرفتار اضطراب و نگرانى روحى مى شوند.
امام صادق علیه السلام مى فرماید:
((المومن... خفیف الموونه, جیدالتدبیر لمعیشته))(4)
((شخص مومن... کم خرج و مدبرى شایسته براى زندگى خویش است.))
از پایان کلام امام(ع) که فرمود: ((جیدالتدبیر لمعیشته)) مى توان نتیجه گرفت که مومن در برنامه ریزى خانوادگى و اقتصادى خود آنگونه است که به پایان و آینده زندگى عنایت دارد و با ((دور اندیشى)) خاص خود, اندوخته اى را نیز براى فردا و فرداهاى خود و فرزندانش فراهم مى کند تا با آبرومندى هرچه تمامتر زندگى کنند.
((مردى از دنیا رفت و پیامبر بر جنازه اش نماز خواند. سپس پرسید: ((چند بچه دارد و چه چیز براى آنها گذاشته است؟)) عرض کردند: ((اى رسول خدا! مقدارى ثروت داشت اما قبل از مردن همه را در راه خدا داد.)) فرمود: اگر این مطلب را قبلا به من گفته بودید, من بر این آدم نمازنمى خواندم[.چرا] بچه هاى گرسنه را در اجتماع رها کرده است؟))(5)
بسیارى از فرزندان در محیط خانه از شیوه هاى رفتارى و گفتارى پدر و مادر شکل مى گیرند. همان گونه که فرزندان راستگویى, وفاى به عهد, حسن برخورد, آداب معاشرت, پایبندى به آداب مذهبى, صرفه جویى, ساده زیستى و سخاوت و حتى رعایت نظافت را از والدین مىآموزند, نظم و انضباط و داشتن برنامه صحیح را نیز از آنان یاد مى گیرند. ساعت ورود و خروج پدر از خانه, ساعات خواب و مطالعه, ایام گردش و دید و بازدید والدین مهمترین و موثرترین ابزار تربیت و پرورش روح انضباط و برنامه ریزى در فرزندان است.
مادرى که در تنظیم اشیا خانه و قرار دادن آنها در جاى مناسب مقید باشد و با اعمال سلیقه, خانه را به کانون آرامش و صفا و نشاط تبدیل کند, دخترانش نیز بر اساس شیوه هاى رفتارى او تربیت شده و در زندگى آینده خود, مادرى نمونه خواهند شد.
در ضمن نامه اش مى نویسد: ((پدرم کارمند بود و غالبا در شهرها به ماموریت مى رفت. مادرم تحصیل کرده بود اما خانه دارى مى کرد; زن با ایمان و کدبانویى بود. با پولى که در اختیارش مى گذاشت پنج فرزند را به خوبى اداره مى کرد... . چنان با عقل و تدبیر زندگى مى کرد که احتیاجى به قرض و نسیه پیدا نمى کردیم. برنامه غذا و لباس ما درست به مقدار درآمدمان بود, حتى گاهى از اوقات لباسهاى ما را وصله مى زد و مى گفت: عزیزانم! شخصیت انسان به لباس نیست, شخصیت انسان به علم و دانش و اخلاق نیک و ایمان درست و خدمت به خلق خداست.
کسانى شخصیت خویش را به لباس مى دانند که شخصیت نفسانى ندارند. گاهى به ما نان و سیب زمینى یا نان و پنیر و سبزى مى داد و مى گفت: ((پول کم داشتیم ترسیدم به قرض و نسیه بیفتیم, غذا چندان مهم نیست; انسان آزاد خودش را اسیر شکم نمى کند.))
... اما خیال نکنید که ما فقیر بودیم, ابدا. وضع ما بد نبود و در بین مردم خیلى محترم زندگى مى کردیم. پدر بزرگ من یکى از ثروتمندان بود ولى بزرگوارى و مناعت طبع مادرم چنان بود که به ثروت پدر بزرگم اصلا اعتنایى نمى کرد, به قدرى آبرودارى مى کرد که پدربزرگم نیز از وضع داخلى ما بى اطلاع بود..., ما از کودکى با صرفه جویى و آبرودارى و تدبیر در زندگى خو گرفتیم و در منزل کلاس اقتصاد دیدیم. اکنون که خودم نیز مادر شده ام و خانه و زندگى و شوهر و بچه دارم, آنچه را که از مادرم فرا گرفته ام, اجرا مى سازم. حساب دخل و خرج خانواده را مى کنم و پایم را از گلیم خودم درازتر نمى کنم... زندگى بسیار راحت و آبرومندى داریم... پول خانواده را چنان خرج مى کنم که همه در رفاه هستیم; همه از هم راضى هستیم, امیدوارم خدا هم از ما راضى باشد.))(2)
حضرت امام صادق(ع) مى فرماید:
((من الدین التدبیر فى المعیشه))(3)
((تدبیر در زندگى از جز دیندارى است.))
مهرى زینهارى
((برنامه ریزى)) یکى از رموز موفقیت و پیشرفت است. آثار حرکت بر اساس برنامه, صحیح و منظم بر کسى پوشیده نیست; چه, بسیارى از تحولات اساسى اجتماعى و شور و نشاطهاى خانوادگى و بارورى استعدادهاى نهفته آدمى در پرتو وجود ((برنامه)) حاصل مى شود.
خانواده موفق, خانواده اى است که با مشارکت سرپرست خانواده(مرد) و مدیر خانه(زن) در تمام جنبه ها و ابعاد مختلف زندگى, با نگرش به آینده خود و فرزندانشان, برنامه ریزى شود.
در روایات اسلامى مى توان به دو واژه ((تدبیر)) و ((تقدیر)) دست یافت که در بردارنده و بیان کننده نظم و برنامه ریزى هستند. از این رو برنامه ریزى بر اساس نگریستن به پایان کار را ((تدبیر)) مى گویند.
((تقدیر)) یعنى اندازه گرفتن. اندازه گیرى در زندگى از مهمترین برنامه هاى تربیتى اسلام است که در حقیقت به یک نوع برنامه ریزى اقتصادى در زندگى, برگشت دارد. آنان که در تلاشهاى اقتصادى و هزینه هاى روزانه خود, حساب شده حرکت مى کنند, آثار گرانمایه اى که سازنده شخصیت آنان نیز مى باشد, نصیبشان خواهد شد که عبارتند از:
1ـ ترک گناهان بزرگ فردى و اجتماعى همچون اسراف و تبذیر.
2ـ به فقر و نیازمندى گرفتار نشدن.
3ـ عادت بر نظم دیگر امور.
4ـ مواظبت بر انظباط اقتصادى و روشهاى مصرف.
در روایتى که از حضرت امام صادق علیه السلام رسیده است, ((تقدیر و برنامه ریزى)) در کنار دو مفهوم اصیل و عمیق فرهنگ اسلام ـ تفقه در دین و صبر بر مصیبت ـ قرار گرفته است. در آنجا که امام(ع) مى فرماید:
((الکمال کلدالکمال, التفقده فى الدین والصبر على النائبه و تقدیرالمعیشه))(1)
تمام کمال در سه چیز است: دانا شدن در دین, صبر بر مصیبت, اندازه گیرى در زندگى.
چیزى که نباید از آن غافل بود این است که مراد از تفقه در دین, فقط علم فقه اصطلاحى نیست, بلکه منظور عمیق شدن در معارف دینى و پى بردن به هدف از نظام خلقت و گزینش جهان بینى صحیح بر اساس باورهاى فطرى و مذهبى است. بدیهى است که شناخت دین به این بیان, شامل توحید, معاد, ضرورت امامت, سیاست, آداب اجتماعى, اقتصادى, اخلاقى, حقوقى و... مى شود. امام(ع) در کنار معناى گسترده ((دانایى در دین)) به ضرورت برنامه ریزى معیشتى و تنظیم مصرف نیز تصریح دارد, که این عنایت, حاکى از اهمیت این موضوع است.
برنامه ریزى در زمینه اقتصادى خانواده یعنى تنظیم هزینه ها مطابق درآمدها, اجتناب از مصارف غیرضرورى, پرهیز از ولخرجى و ریخت و پاشهایى که جز اسراف نمى توان نامى دیگر بر آن نهاد.
برنامه ریزى در زمینه اخلاقى یعنى ایجاد روشهاى ویژه تربیتى در قالبهاى ثابت و متنوع براى شکل دهى به رفتار و گفتار فرزندان, ایجاد جاذبه هاى معنوى و تبیین ارزشهاى اسلامى و انسانى.
برنامه ریزى در زمینه اجتماعى یعنى ایجاد نظم در معاشرتها, دیدوبازدیدها, تفریحها و گردشها.
خانواده هاى نوپا و نوعروسان و تازه دامادها, اگر با بینش و دوراندیشى و تفاهم, خط سیر زندگى آینده خود را ترسیم کنند, به آسانى قادر خواهند بود تا زندگى را بر وفق مراد خویش و مطابق داشته هاى مادى و معنوى خود در آورند, اما اگر با سهل انگارى و مسامحه, از ایجاد نظم, سرباز زدند, در آینده آثار منفى آن در روحیات و خلقیات فرزندان نیز متجلى خواهند شد.
اصول آموزش نماز به کودکان و نوجوانان (3)
اصول آموزش نماز به کودکان و نوجوانان (3)
باید کودک را به مظاهر عمل و تکرار در این ظاهر انس دهیم تا باطن او شکل گیرد. تجارب و تعالیم علمی نشان داده اند، که حتی عمل ریایی در صورت تکرار در فردی تثبیت میشود. پس از تثبیت، میتوان یک عمل ریایی را به صورت واقعی و بی ریا درآورد; به شرط اینکه نیت عمل را عوض کند.
این روش، بویژه درباره کودک مؤثر است. مثلاً، ممکن است کودک یا نوجوانی از طرف امام جماعت تشویق شود و خاطرهی خوشی در ذهنش شکل بگیرد. لذا، وی مدتی به خاطر همین تشویق، به مسجد میرود. پس از مدتی، جاذبههای معنوی مسجد و حالات نماز گزاران به هنگام نماز، این فرد را مجذوب خود میکند و او را فردی مذهبی بار میآورد.
این گونه، ما کودک را به تکرار ظاهر در عبادت سوق میدهیم، تا زمینه برای انس به عبادت، تثبیت عمل و ایجاد عادت، در او فراهم آید[1].
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلّم ـ، بزرگ مربی مکتب اسلام، در زمینهی آموزش نماز و تکرار آن برای نوهی گرامی شان، حضرت امام حسین علیه السلام چنین رفتاری داشتند: «روزی حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلّم قصد خواندن نماز را داشتند. امام حسین علیه السلام در کنار جد بزرگوارشان بودند و قصد همراهی با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم را داشتند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم تکبیر گفتند، ولی امام حسین علیه السلام نتوانستند آن را تکرار کنند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم تکبیر دوم، سوم، چهارم، پنجم و ششم را گفتند. بالاخره، در هفتمین بار، تکبیر امام حسین علیه السلام صحیح ادا شد و نماز آغاز گردید»[2]. این شیوه رفتار نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلّم ـ، میتواند الگو و روش خوبی برای والدین و مربیان باشد. آنان باید همانند پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه و آله و سلّم ـ، مراحل رشد کودک را در نظر بگیرند و سعی کنند با صبر و حوصله، به نیاز فطری کودکان پاسخ مناسب بدهند.
هنر بزرگ والدین و مربیان این است که دنیای کودک را درک نمایند و بدانند که برخی از مسائل که ممکن است برای بزرگسالان خسته کننده باشد، برای کودکان لذت بخش است.
کودک از تکرار مکررات همچون خواندن و ذکر مکرر قصهها و داستانها اصلاً خسته نمیشود. اگر بیان این داستانها با صوت خوش و ریتم و آهنگ مطلوب باشد، کودک کاملاً مجذوب و علاقمند میشود. در این باره، مادران بخوبی میدانند که بعضی قصهها را صدها بار تکرار کرده اند، ولی باز هم کودک به آن علاقه نشان داده است.
لذا، توصیه میشود که والدین نماز را با حال مناسب و صوت و آهنگ موزون قرائت کنند، تا کودکان بیشتر به کلام الهی جذب شوند.در این باره، والدین میتوانند به قرائت نمازهای علمای ربانی گوش دهند و آنها را ضبط کنند تا هم خودشان و هم کوکانشان، بهره مند شوند.
6ـ اصل آسان گیری در آموزش مسائل دینی
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم در مناسبتهای مختلف، تأکید کردند: «دین اسلام آسان است و دینداری مشکل نیست. مبادا، افراد نادان بر خود سخت بگیرند. مبادا متولیان امور دینی، کاری انجام دهند که مردم تصور کنند دینداری مشکل است و با سخت گیریهای بیجا، مردم را از دین فراری دهند»[3].
«روزی پس از نماز، مردم اطراف پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم را گرفتند و از ایشان مسئلهای پرسیدند. چندین بار سؤال کردند: آیا فلان کار اشکال دارد؟
آن حضرت فرمودند: اشکال ندارد. ای مردم! دین خدا در آسانی است[4]. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم این سخن را سه بار تکرار کردند.
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: «خداوند اسلام را تشریع کرد، آن را آسان و گشاده قرار داد، و سخت و تنگ نگرفت»[5].
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم افرادی را برای تبلیغ و ارشاد مردم و آشنا کردن آنان با مبانی اسلام اعزام میکردند، یکی از مهمترین رهنمودهایشان این بود: «مژده بدهید، نترسانید، آسان بگیرید و سخت نگیرید»[6].
در برنامههای جمعی و عبادات اجتماعی اسلام، روی موضوع خودداری از تندروی و سختگیری و خسته نکردن افراد، عنایت خاصی شده است. اولیای گرامی اسلام، توصیههای فراوانی کردهاند که مبادا از رعایت حال و حفظ نشاط افراد غفلت شود، و از عبادات و مراسم اسلامی به جای جاذبه، علاقه و سازندگی تنفر، دافعه و فرار اشخاص حاصل آید.
به همین دلیل در احادیث متعددی، توصیه فراوان شده است که نمازهای جمعه و جماعات، نباید به گونهای باشد که به خاطر طولانی شدن آنها حقوق ضعیفان، سالمندان و کودکان از بین برود.
در این باب، از سوی اولیای عظیم الشأن اسلام توصیههای فراوانی رسیده است که برای الگو قرار دادن عمل آن بزرگواران، مواردی را بررسی میکنیم[7].
انس بن مالک روایت کرده است: «نماز پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلّم از همه کاملتر و کوتاهتر بود»[8].
معاذ پسر جبل که در یکی از مساجد مدینه پیشنماز بود، روزی در نماز جماعت سورهی بزرگی را خواند. وی نماز را آنقدر طول داد، که مردی (پیرمردی) که در آن نماز جماعت شرکت کرده بود، در اثر خستگی و ناتوانی طاقت نیاورد، و نتوانست نماز خود را به جماعت و همراه معاذ به پایان برساند. از این رو، وی وسط نماز قصد فرادا نمود، نماز خود را تمام کرد، سوار مرکب شد و به سراغ کار خود رفت. وقتی خبر این گونه نماز جماعت خواندن به اطلاع پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلّم رسید، آن حضرت صلی الله علیه و آله و سلّم بسیار ناراحت شدند و دستور دادند معاذ را حاضر کنند. آنگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم با ناراحتی به او فرمودند: «یا معاذ، ایاک ان تکون قتانا» (ای معاذ! دیگر این طور نباشد که مردم را از نماز جماعت فراری بدهی، بلکه در نماز جماعت سورههای کوتاه را بخوان»[9].
آسانگیری در مسائل دینی کودکان، از اهمیت مضاعف و بسزایی برخوردار است. در دوران خردسالی، در نماز به گونهای عمل کنیم که کودک احساس جبر و خستگی نداشته باشد. نماز نباید برای او امری سنگین و کسل کننده شود. به مصلحت او است که نمازها، با ذکرها، رکوع و سجود خسته کننده و طولانی نباشد. حتی سفارش شده است که به خاطر چند کودکی که با شما به نماز ایستاده اند، آن را سریعتر بخوانید، و از برخی کارهای مستحبی صرف نظر کنید. هوشیار باشید که او کودک است و حال و روحیهی شما را ندارد; بویژه که از بسیاری حالات و رفتار شما سر در نمیآورد و معنای عبارات شما را نمیفهمند.[10]
میرزای نوری در مستدرک الوسائل مینویسد: «امام سجاد علیه السلام کودکانی را که نزد او بودند، وا میداشتند که نماز ظهر و عصر، و مغرب و عشا را با هم بخوانند. به آن حضرت اعتراض شد. فرمود: این عمل برای آنان سبکتر و بهتر است و سبب میشود که به خواندن نماز پیشی بجویند و برای خوابیدن و یا سر گرمی به کار دیگر، نماز را ضایع نسازند. و امام علیه السلام ـ، کودکان را به چیز دیگری غیر از نماز واجب دستورشان نمیدادند و میفرمود: اگر قدرت و طاقت بر خواندن نمازهای واجب داشتند، آنان را محروم نسازید»[11].
ابن قداح روایت کرده است که امام صادق علیه السلام فرمودند: «ما به فرزندان خود دستور میدهیم مادامی که در حال وضو هستند و مشغول کار دیگری نشده اند، نماز ظهر را با نماز عصر، و نماز مغرب را با نماز عشا بخوانند»[12].
بعضی والدین و مربیان که اصرار دارند از روی جبر و اکراه و بدون توجه به حال و روحیهی کودک او را نماز خوان بار آورند، آنان ناخودآگاه لامذهبهای آینده و افرادی عقدهای میپرورانند. چنین افرادی، در نخستین فرصتی که به قدرت و استقلالی دست یابند، دین و عبادت را ترک خواهندکرد. طبیعی است، مسئولیت چنین وضعی بر عهدهی کسانی است، که چنین زمینهای را فراهم کردهاند [13].
دکتر احمدی در این باره نقل میکند: «شخصی را میشناسم که پزشک متخصص تغذیه است. او فردی است که عِرق ملی خوبی هم دارد و در آلمان زندگی میکند. وی میگفت: پدر من از متدینین سر شناس یکی از شهرهاست، و همه چیز او سر جای خودش است; نماز خواندنش، اعمال عبادی اش و... با وجود آن که در شهر سرد سیری بودیم، صبحها ما را از خواب بیدار میکرد تا نماز بخوانیم. بعد، خودش در اتاق دیگری مشغول نماز خواندن میشد. ما تدبیری اندیشیدیم تا از وضو گرفتن در آن هوای سرد خلاص شویم. بنابراین، بدون آن که وضو بگیریم، در اتاقمان با صدای بلند در حالی که خوابیده بودیم نماز میخواندیم.
بعد از چند بار، پدرمان فهمید و با کتک ما را وادار کرد که وضو بگیریم و نماز بخوانیم. بعد از مدتی، ما یاد گرفتیم که این کار را بکنیم: برای وضو گرفتن میرفتیم، ولی وضو نمیگرفتیم. سپس، ما میایستادیم و بلند بلند نماز میخواندیم تا نشان بدهیم که داریم نماز میخوانیم. بدین گونه، پدرم من، خواهران و برادرانم را وادار به نماز خواندن میکرد. و الان، هیچ یک از ما نماز نمیخوانیم [14].
7ـ اصل هماهنگی خانه، مدرسه و جامعه (مسجد، رسانهها و...) در آموزش مسائل دینی.
یکی از عوامل مؤثر در تکوین شخصیت علمی، معنوی و جسمی کودک و نوجوان، ایجاد هماهنگی و همکاری مثبت و سازنده بین خانه، مدرسه و جامعه (مسجد، رسانهها و...) است .
برای رسیدن به اهداف تربیت دینی و ترویج فرهنگ نماز، همکاری همه ارگانها و نهادها بویژه نهادهای فرهنگی و تربیتی ضرورت نام دارد.
خانه، مدرسه و جامعه (مسجد، رسانهها و...) در انجام دادن وظایف تربیتی و پرورش مسائل دینی، مکمل یکدیگرند.
پیوند و ارتباط نزدیک خانه، مدرسه و جامعه (مسجد و رسانهها و...) با یکدیگر، در واقع پیوند استوانههای تربیت صحیح و منطقی است. امروزه، لازم است مدارس یک علاقه واقعی و باطنی، برای حضور مستمر و ارتباط نزدیک دانش آموزان با مساجد، در آنان ایجاد کنند. در این راستا، مدارس نباید فقط به ساختن نمازخانهها اکتفا کنند. هر چند ساخت و توسعه نمازخانهها اقدامی مثبت و ارزنده برای رسیدن به ارزشها و مقدسات والای دینی است، اما هیچگاه جای مساجد و اثرات سازندهی آنها را نمیگیرد.
لازم است، همهی تلاش دست اندرکاران تعلیم و تربیت، بر این باشد که پیوندی واقعی نه ظاهری و صوری بین خانه، مدرسه و جامعه ایجاد کنند. با این گونه پیوند، هم خانه به فضایی اسلامی و آکنده از ارزشهای معنوی تبدیل میشود و هم، مدرسه نقش سازنده و هدایتگری در زمینهی ارزشهای دینی مییابد. از این رو، با هماهنگی و یکسانی فضای حاکم و ارزشهای معنوی و دینی در خانه و مدرسه، بسیاری از تعارضات و مشکلاتی که ممکن است برای کودکان در نتیجهی ناهماهنگی بین خانه، مدرسه و جامعه ایجاد شود، بر طرف میگردد.
البته، این پیوند باید مستمر باشد; نه مقطعی و وابسته به شرایط خاص. چنین پیوندی، کاری گروهی و حرکتی اجتماعی را میطلبد. این گونه کارها، بس پیچیده است و با چند بار بردن دانش آموزان به مسجد و حضور فیزیکی آنان، نمیتوان به نتایج مطلوب و رضایتبخش رسید.
فرهنگ انس گرفتن با مسجد و در رأس آن نماز به عنوان یک حرکت ارادی، آگاهانه و مستمر، باید از آغاز دوران کودکی در نظام تربیتی خانه، مدرسه و جامعه به عنوان یک اصل مهم تربیتی مدّنظر قرار بگیرد تا فطرت خداجوی کودک به گونهای رشد و پرورش یابد، که هیچ عامل و شرایطی نتواند موجبات انحراف او را فراهم سازد.
در آموزش و پرورش قدیم، همهی مسئولیتهای تربیتی را مدرسه بر عهده میگرفت. در تربیت جدید، این حقیقت پذیرفته شده است که آموزش و پرورش مدرسه بدون همکاری آگاهانه و فعالانهی خانواده، نتیجهی مطلوبی نخواهد داد. دلیل چنین نگرشی آن است که کودک بیشتر اوقات فراغت خود را در خارج از مدرسه و اغلب در خانه و جامعه میگذراند. از آنجا که کودک از والدین و جامعه متأثر میشود، خنثی کردن اثرات محیط خارج از مدرسه در مدت محدود درسی، بسیار سخت و گاهی غیر ممکن است. در واقع، امروزه اگر خانواده، مدرسه و جامعه (مسجد و...) نسل جدید را به سوی یک هدف و روش واحدی سوق ندهند، نمیتوان امیدی به پیشرفت دینی جامعه داشت. اگر این مثلث تربیتی (خانه، مدرسه و جامعه) در برنامهها و روشها هماهنگی لازم را نداشته باشند، در روند رشد دینی کودک و نوجوان اختلال به وجود خواهد آمد; که اولین عارضهی آن، تعارض است. متأسفانه، باید اذعان کرد که فعالیتها در این راستا، هماهنگ، همجهت و همخوان نیست. حتی در مواردی، ممکن است با فعالیتهای موازی و گاهی مغایر، انرژی و توان یکدیگر را خنثی و کاهش دهند.
به طور مثال، بعضی خانوادهها اطلاعات چندانی از دین ندارند. از طرفی، مدرسه تکالیف سختی بر بچههای این گونه خانوادهها تحمیل میکند. این تعارض باعث میشود که نوعی دو گانگی در کودکان و نوجوانان به وجود آید.
نمونهی دیگر اینکه، برخی خانوادهها که به مذهب توجه دقیق و لازم ندارند، در محافل و میهمانیها بدون توجه به مسائل شرعی برای بچههایشان لباس هایی انتخاب میکنند که با آن مجالس تناسب داشته باشند از سویی، اصرار مدارس بر این است که دانش آموزان پوشش و لباس مناسب با شرع بپوشند. در اینجا نیز اختلاف میان خانه و مدرسه، برای بچهها تعارض به وجود میآورد.
پی نوشت ها:
[1] . قائمی، اقامهی نماز در دوران کودکی، 36 37.
[2] . مجلسی، بحار الانوار، ج 43، 307.
[3] . محمدی ری شهری، جشن تکلیف، 86.
[4] . ابن حنبل، مسند، ج 5، 69.
[5] . ابویعلی، مسند، ج 3، 50، حدیث 2452.
[6] . ابن هشام، السیرة النبویة، ج 4، 237.
[7] . صادقی اردستانی، پیوند، 57 58.
[8] . ابن حنبل، مسند، ج 3، 100.
[9] . حر عاملی، وسائل الشیعة، ج 5، 47.
[10] . قائمی، اقامه نماز در دوران کودکی و نوجوانی، 35
[11] . نوری، مستدرک الوسائل، ج 15، 160، و ج 3، 19; کلینی، کافی، ج 2، 409; حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 3، 14 و 16.
[12] . حر عاملی، وسائل الشیعة، ج 15، 183.
[13] . قائمی، اقامه نماز در دوران کودکی، 36.
[14] . احمدی، مجموعه مقالات دومین کنگره سراسری انجمنهای اولیا و مربیان کشور، 194.
محمدرضا مطهری مجله مسجد، ش5