دلم در دیدن رویت همیشه میکند فریاد / به یاد اولین دیدار که مهرت در دلم افتاد
دوستى، فصل قشنگیست پر از لاله سرخ / دوستى، تلفیق شعور من و توست / دوستى،رنگ قشنگیست به رنگ خدا / دوستى، حس عجیبیست میان من و تو
روزه ی هجر تو از پای بینداخت مرا / کی شود با رطب روی تو افطار کنم
وقتى آدم همه چیزشو توى زندگى از دست میده ، توى بهترین قسمت زندگیش قرار داره، چون ازون به بعد فقط میتونه پیشرفت کنه...
اى کاش ماه من میدونست که بین اینهمه ستاره و سیاره فقط یکیشون مشتریست
هیچ کس اشکی برای ما نریخت ، هر که با ما بود از ما می گریخت ، چند روزی هست حالم دیدنیست ، حال من از این و آن پرسیدنیست ، گاه بر روی زمین زل می زنم ، گاه بر حافظ تفاءل می زنم ، حافظ فالم را گرفت ، یک غزل آمد که حالم را گرفت ، ما ز یاران چشم یاری داشتیم ، خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
من نیز گاهی به آسمان نگاه میکنم
دزدانه در چشم ستارگان
نه به تمامی آنها
تنها به آنها که شبیه ترند به چشمان تو
گل عشق تو هستم شبنمم باش دلم دنیای زخمه مرهمم باش ز درد بی کسی قلبم شکسته تو شهر بی کسی ها همدمم باش
وقتی کسی به دل نشست نشستنش مقدسهحتی اگه نخواهدت نفس کشیدنش بسه...
مثل مهتاب که از خاطر شب میگذردهر شب آهسته از آفاق دلم میگذری
گیسوانت در باد
سرچشمه تمام رودهای زمیننند
و سبزی چشمهات
سیمای جنگلی ست
که بازوان زمستان را
شرمنده می کند
آسمان وقف نگاهت گل من، مانده ام چشم به راهت گل من، هر کجا هستی و باشی گویم، که خدا پشت و پناهت گل من
گریه هایم بی صداستعشق من بی انتهاستردپای اشکهایم را بگیرتا بدانی جایگاه عشق کجاست
بی شک جهان را به عشق کسی آفریده اند ،چون من که آفریده ام از عشقجهانی برای تو !
شاید تکراری باشدولیگاهی ، بعضی چیزهاارزش هزاران بار تکرار را دارندتکرار می کنم ، تکرار می کنم : دوستت دارم...
چشمان تو
حروف را بی استفاده می کند
کافی ست نگاه کنی
و فارسی ساکت شود