مادر و بچه جلوی قفس میمونه …
بچه : مامان این میمون شبیه عمه کبری است…
مادر : وای! عزیزم اگه به گوشش برسه خیلی ناراحت میشه ها.
بچه : مامان من خیلی یواش گفتم میمونه نشنید!
* یارو همش لباس مشکی می پوشیده دوستاش بهش میگن چرا همش مشکی می پوشی؟
میگه : آخه من ختم روزگارم!!!
در کوچه درس رهگذاریم هنوزوین راه دراز می سپاریم هنوزاز اول ثبت نام سال ها می گذرد ما واحد پاس نکرده داریم هنوز!
تو می دانی که مناز میان همه نعمت های این جهان ، آن چه را برگزیده ام و دوست می دارم تنهایی است
ای که هوای من شده ای
دم زدن د تو حیات من است
غریقی در طوفان تنها مانده استآخرین فریادهای خسته اش را که تو را می خواند ـ بشنو ، بشتاب ، او را دریاب
و اکنون تو با مرگ زفته ای ؛و من این جا ، تنها به این امید دم می زنم که با هر نفس ، گامی به تو نزدیک تر می شوم این زندگی من است
عشقی فراتر از انسان و فروتر از خدا نیز هست؛ و آن دوست داشتن است
*شنیدم سخن ها ز مهر و وفا ، لیکندیدم نشانی ز مهر و وفایی
دوست داشتن از عشق برتر استو من هرگز خود راتا سطح بلند ترین قله عشق های بلند ، پایین نخواهم آورد
به جرم عشق تو صد زخم کاری در جگر دارمجگر سهل است اگر خونم فشانی دوستت دارمبه چشمان تو سوگند ای گل زیبا مرا صد بار اگر از خود برانی دوستت دارم
اگر عاشق شدن خود یک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است
در کنج دلم عشق کسی خانه نداردکس جای در این منزل ویرانه ندارددل را به کف هر که دهم باز پس آرد کس تاب نگهداری دیوانه ندارد
عشق یعنی عبرت روزگار، شلاق زمانه، قصاص زندگی، ولی افسوس، قصاص زندگی را دید، شلاق زمانه را خورد، ولی عبرت نگرفت!
برای آنان که مفهوم پرواز را نمیفهمند ، هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر میشوی…
تو را برای وفای تو دوست میدارم، وگرنه دلبر پیمانه شکن که فراوان است.