1- اهميت نماز

1- اهمیت نماز

نماز به قدرى اهمیت دارد که براى نشان دادن اهمیت آن، در اسلام با تعبیرات مختلف و معنى دار از آن یاد شده است .

گاهى به عنوان عمود و عماد دین معرفى شده، چنان که امام باقر (ع) فرمود: «الصلاة عمود الدین; نماز ستون دین است‏» (2) و پیامبر (ص) فرمود: «الصلاة عماد الدین; نماز تکیه گاه دین است .» (3)

لقمان در یکى از اندرزهاى خود به پسرش، این مطلب را چنین تبیین مى‏کند: «یا بنى اقم الصلاة فانما مثلها فى دین الله کمثل عمود فسطاط; اى پسرم! نماز را برپا دار، چرا که مثل نماز نسبت‏به دین خدا مانند ستون خیمه است، اگر ستون خیمه، استوار و پابرجا باشد، طناب‏ها و میخ‏ها و سایه‏اش، استوار مى‏ماند، ولى اگر ستون شکسته شد یا افتاد، میخ‏ها و طناب‏ها و سایه خیمه، فایده‏اى نخواهد داشت .» (4)

و گاهى نماز به عنوان برترین عمل معرفى شده است، چنان که امام صادق (ع) فرمود: «ما اعلم شیئا بعد المعرفة افضل من هذه الصلوة; بعد از خداشناسى، هیچ چیزى را برتر از این نماز نمى‏دانم .» (5)

و زمانى از نماز به عنوان بهترین موضوع (برترین برنامه‏اى که از طرف خدا وضع، و قرار داده شده) یاد شده، چنان که در روایت آمده، ابوذر به پیامبر (ص) عرض کرد: نماز چیست؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: «خیر موضوع; نماز بهترین موضوع است .» (6)

و گاهى از نماز به عنوان سر و صورت اسلام یاد شده، چنان که پیامبر (ص) فرمود: «لیکن اکثر همک الصلاة فانها راس الاسلام; باید بیشترین همت و اهتمام تو به نماز باشد، چرا که نماز سرچشمه اسلام است .» (7)

و امام صادق (ع) فرمود: «براى هر چیزى صورتى هست و صورت دین اسلام، نماز است .» (8)

تعبیرات دیگرى نیز در روایات اسلامى از زبان معصومین (ع) شده مانند این که: نماز معراج مؤمن است، نماز تقرب بخش مؤمن به خدا است، نماز مایه خشنودى خدا است، نماز خیرالعمل است، نماز محبوب دل پیامبر (ص) و نور چشم او است، نماز نهر شستشوگر آلودگى‏ها است، نماز کفاره گناهان است . قبولى اعمال بستگى به قبولى نماز دارد، نماز نخستین موضوعى است که از آن در قیامت‏سؤال مى‏شود و . . .

از اهمیت نماز این که کهن‏ترین برنامه عبادى است که از آغاز خلقت‏بشر وجود داشته است، و تاکنون وجود دارد . منظور این است که اصل نماز وجود داشته، گرچه چگونگى آن در عصرهاى مختلف تفاوت داشته است .

ابراهیم خلیل قهرمان توحید، پس از آن که اسماعیل و مادر او را در مکه (که آن وقت‏بیابان بى‏آب و علف بود) گذاشت، در مقام دعا گفت: «پروردگارا من بعضى از فرزندانم را در سرزمین بى‏آب و علف در کنار خانه‏اى که حرم تو است‏ساکن ساختم; «لیقیموا الصلاة; تا نماز را برپا دارند .» (9)

و در مورد دیگر پس از سپاسگزارى از درگاه الهى که در سن پیرى، اسحاق و اسماعیل را به او عنایت فرموده، چنین دعا مى‏کند: «رب اجعلنی مقیم الصلاة ومن ذریتی; پروردگارا! مرا برپا کننده نماز قرار ده و از فرزندانم نیز چنین فرما .» (10)

چنان که ملاحظه مى‏کنید، ابراهیم (ع) در میان خواسته‏هاى بسیار، نخستین خواسته‏اش برپادارى نماز است .

نیز خداوند در مقام تمجید اسماعیل (ع) مى‏فرماید: «وکان یامر اهله بالصلاة; اسماعیل همواره خانواده‏اش را به نماز فرمان مى‏داد .» (1 1)

حضرت عیسى (ع) وقتى که در گهواره لب به سخن گشود، پس از بیان عبودیت و نبوت خود، سخن از نماز به میان آورده و مى‏گوید: «واوصانی بالصلاة; خداوند مرا به نماز توصیه فرمود .» (12)

کوتاه سخن آن که نماز با اهمیت‏ترین دستورى است که خداوند به بشر داده است، و بالاترین اطاعت الهى است تا آنجا که امام صادق (ع) فرمود: «ان طاعة الله خدمته فى الارض، فلیس شى‏ء من خدمته یعدل الصلاة; اطاعت‏خدا یعنى خدمت الهى در زمین، و پاداش و عظمت هیچ خدمتى نسبت‏به خدا، با نماز برابرى نمى‏کند .» (13)

جالب این که در سیره درخشان پیامبر (ص) آمده: در سال نهم هجرت، طایفه «طى‏» به نمایندگى از قبیله «طائف‏» در مدینه به حضور رسول خدا (ص) رسیدند، پس از مذاکره حاضر شدند تسلیم گردند مشروط بر این که آن حضرت آنها را از نماز معاف دارد، پیامبر (ص) با کمال قاطعیت این پیش نهاد را رد کرد و فرمود: «لا خیر فى دین لا صلوة معه; دینى که در آن نماز نباشد، خیر و برکت ندارد .» (14)

این نیز در جاى خود با توجه به موقعیت‏حساس، بیانگر اهمیت نماز از دیدگاه اسلام و پیامبر اسلام (ص) است

(0) نظر
برچسب ها :
برپا داشتن نماز

برپا داشتن نماز

حجة الاسلام و المسلمین محمد محمدى اشتهاردى

لقمان سومین نصیحت‏خود به پسرش را این گونه بیان مى‏کند: «یا بنى اقم الصلاة; اى پسر جان! نماز را برپا دار .» (1) دو نصیحت قبل پیرامون خداشناسى و مبدء و معاد و حساب رسى بود، لقمان پس از بیان پایه‏هاى دین، یعنى مساله خداشناسى و معاد و توجه به حساب و کتاب قیامت، به ذکر مهم‏ترین برنامه عملى که نگهبان فکرى و عملى مبدء و معاد و حساب رسى است‏یعنى مساله نماز پرداخته، آن هم نه انجام نماز، بلکه اقامه و برپا داشتن نماز مى‏پردازد . چرا که نماز در وقت‏هاى مختلف شبانه روزى مهم‏ترین وسیله پیوند انسان با خالق است، و در پرتو خداشناسى، انسان را به یاد معاد و روز جزا «ملک یوم الدین‏» مى‏اندازد و تلقین و تمرین همیشگى صراط مستقیم و توجه و حساب‏گرى در این رابطه مى‏باشد . پیرامون نماز، مسایل گوناگونى مطرح مى‏شود و قابل بحث است، ولى نکته مهمى که لقمان به آن توجه نموده مساله اقامه نماز است، اقامه در اصل از واژه قیام گرفته شده، و بیان‏گر این مطلب است که نماز را نباید طوطى‏وار انجام داد و به صورت یک عبادت خشک و یک عادت فردى و عادى پنداشت، بلکه باید مفاهیم آن را در روح و روان و در متن زندگى فردى و اجتماعى استوار ساخت، و پرچم نماز را همواره به اهتزاز درآورد . بنابراین شایسته است نظر شما را به سه مطلب پیرامون نماز جلب کنیم:

(0) نظر
برچسب ها :
بر بلنداي جمعه به مناسبت بر پائي اولين نماز جمعه، در عصر حاكميت ولايت فقيه

بر بلندای جمعه به مناسبت بر پائی اولین نماز جمعه، در عصر حاکمیت ولایت فقیه

جواد محدثی

وقتی پروانه‏های شوق، در دلهای خدا جویان پر می‏کشد.

عاشقان حضور در معبد نیایش و بندگی، به مصلاّهای جمعه می‏شتابند، تا پیمان هفتگی خود را با نماز و طاعت و اطاعت، تجدید کنند.

قطره‏ها به هم می‏پیوندند.

دریای جماعت مسلمین، موج خیز و نیروبخش و زیبا، شکل می‏گیرد.

خطیب، به خطبه می‏ایستد.

و ... ترنّم خطبه‏های سرشار از «موعظه»، «آگاهی»، «ارشاد»، سرود وحدت و همبستگی را نوازشگر گوشها می‏سازد.

فریضه شکوهمند «نماز جمعه»، یکی از جلوه‏های سیاسی ـ اجتماعی اسلام است که رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در اولین روزهای هجرت به مدینه، آن را بنیان نهاد، تا مرکزی برای اجتماع هفتگی مردم بر محور عبادت، و پایگاهی برای طرح مسائل اجتماعی سیاسی و بسیج نیروها و آمادگی برای رزم و بیدارگری اذهان نسبت به مسائل روز و جریانهای سیاسی جامعه اسلامی باشد.

اینکه در قرآن، سوره‏ای به نام «جمعه» است و آحاد مسلمانان را به شرکت در این آیین مقدس و شکوهمند می‏کند، نشانه بُعد اجتماعی نماز جمعه و اسلام است.

تاریخچه اولین نماز جمعه پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و خطبه حضرت رسول در آن هنگام، همچنین بررسی سیر برگزاری این شعار پرشکوه دینی در دوره‏های بعد و عصر خلفا و قرونِ پس از صدر اسلام، خواندنی است و همه نشان می‏دهد که این مراسم، تریبون ندای اسلام و دعوت به تهذیب نفس و بصیرت مسلمین و روشنگری افکار بوده و در عصر خلفا تبدیل به وسیله‏ای در مسیر اهداف قدرتهای جور گشته است.

خطبای جمعه در دورانهای پسین، گاهی رسالت حقگویی و تقوا آموزی را از یاد می‏بردند و بیشتر سخنگوی حکّام و سلاطین و مبلّغان اهداف کامجویانه آنان می‏شدند.

در عالم شیعه و میان مجتهدان مذهب اثنی عشری نیز که معتقد به ولایت و رهبری معصومین و ولات حق بودند، به همان علّتهای یاد شده و دیگر عوامل، متروک ماند و حتّی از سوی برخی علمای شیعه، اقامه آن در عصر غیبت، تحریم شد. البته برخی هم از دیرباز به وجوب اقامه آن فتوا دادند و در این باره «رساله»های متعدّد نوشتند.

در دوران غیبت کبری که فقها بسط ید نداشتند و حکومت در دست دیگران بود، نه خود اقامه جمعه می‏کردند (مگر اندکی) و نه شرکت در نمازهای جمعه‏ای را که وابسته به دربارها و سلاطین بود، شایسته و مجاز می‏دانستند، زیرا این سِمَتْ را از مختصّات حکومت صالح اسلامی و اختیارات ولیّ امر مسلمین می‏دانستند و بر پا کردن آن را بدون حکم و نصب از سوی حاکم اسلامی مجاز نمی‏شمردند.

در پی پیروزی انقلاب اسلامی و حاکمیّت «فتوا» و نفوذ «ولایت فقیه»، این سنّت الهی که سالهای سال مهجور و متروک بود، دیگر بار احیا شد و سنگرهای نماز جامعه، پایگاه و جایگاه حراست و حمایت از قرآن و نظام اسلامی و محور وحدت مردم و سنگر دفاع از ارزشهای انقلاب گردید و به همین دلیل نیز، مورد هجوم دشمنان اسلام و انقلاب ! ... شاهدش، ائمه جمعه «شهدای محراب» و بمب گذاریها در نمازهای جمعه و تبلیغات سوء دشمن نسبت به این مراسم و تجمّع بود.

امام راحل قدس‏سره نقشی بسزا در احیاگری این سنّت دینی داشت و دعوتش به سنگر بانی امّت و ائمه جمعه از این پایگاه معنوی برای حضور سیاسی، بر همگان روشن است.

خدا را شکر که امروز، این سکوی تبلیغ حق و این سنگر دعوت به حضور در صحنه، جای خاصّ خود را باز یافته است و هم دوستان و هم دشمنان به حسّاسیت و اهمیّت آن واقف گشته‏اند. از این رو، به همان اندازه که بدخواهان در تضعیف و متفرّق ساختن صفوف متشکّل خداجویانِ اهل نماز جمعه می‏کوشند، مؤمنان بصیر باید در حفظ این سنگر و حضور در این صحنه بکوشند، تا این «برکت جمهوری اسلامی» را و هم این یادگار امام راحل را نگهبان باشند.

به تعبیر حضرت امام: «این نماز جمعه‏ای که همه جا هست، شما ببینید چه برکتی است این نماز جمعه! واقعا اگر انسان بگوید اگر نبود این نماز جمعه (تقریبا همه را مهیّا می‏کند، مردم را بیدار می‏کند این نماز جمعه) و اگر نبود الاّ این، برای ما خیلی کار شده بود.»1

و نیز فرموده است: «مساجد، بهترین سنگرها و جمعه و جماعات، مناسبترین میدان تشکّل و بیان مصالح مسلمین می‏باشد.»2

«ضرورت وحدت» از روشنترین مسائلی است که برای هر آگاه به مسائل اجتماعی، محسوس است.

برای پدید آمدن «وحدت» نیز، «محور» لازم است. این محور، گاهی «شخص» است، گاهی «مکان» است، گاهی یک «برنامه»، «مراسم» و «عبادت». اسلام با توجّه به نقش وحدت مردم، همواره به آن سفارش کرده و قرآن، دعوت به «اعتصام به حبل اللّه‏» نموده است.

مراسمی چون «حج»، «نماز جمعه»، «نماز جماعت»، «نماز عید»، محتوایی وحدت آفرین دارد و حضور مردم در مصلاهای نماز جمعه که با اعتقادی پاک و نیّتی عبادی انجام می‏گیرد، ضامن حفظ

این وحدت است و «تن»ها کنار «دل»ها، وحدتی شکوهمند و دوست داشتنی پدید می‏آورد و توطئه‏های دشمن را خنثی می‏کند.

امام عزیز و راحل، در زمینه وحدت بخشیِ نماز جمعه، سخنان بسیار دارد و مردم را بر پاسداری از وحدت، بر محور ائمه جمعه تشویق می‏کند. از جمله این سخنِ امام امّت:

«اجتماع کنید، نمازهای جمعه را با شکوه بجا بیاورید، و نمازهای غیر جمعه را هم، که شیطانها از نماز می‏ترسند، از مسجد می‏ترسند.»3

نیز می‏فرماید:

«سعی کنید وحدت را حفظ نمایید، وحدت بین خودتان، وحدت بین خودتان و مسؤولین و وحدت بین خودتان و مردم ... آنچه مردم را مجتمع می‏کند، همین ائمه جماعت‏ها و جمعه‏هاست.»4

امید است که «موریانه اختلاف»، هرگز به «بدنه امّت» راه نیابد و مردم، این پروانه‏های عاشق، این صاحبدلانِ خدا جوی، همچنان بر محور «ولایت»، شکوه خود را حفظ کنند. و نماز جمعه پایگاه این «وحدت» باشد.

(1) نظر
برچسب ها :
هراس از فراق

هراس از فراق

یکی دیگر از عوامل خوف معصومین ـ علیهم السلام ـ هراس از جدایی از درگاه ایزد منّان به شمار می‏رود. این مطلب چنان امامان معصوم را بی‏تاب و بی‏قرار می‏کرد که بستر و استراحت را رها می‏کردند. در دعای کمیل آمده است: فهبنی صبرت عذابک فکیف اصبر علی فراقک؛ خدایا! اگر من بتوانم بر حرارت آتش جهنم صبر کنم چگونه فراق تو را تحمّل کنم.32

«حبّه عُرنی» می‏گوید: من و نوف بکائی در صحن خانه‏ای که مقرّ خلافت امیر مؤمنان بود، خوابیده بودیم. چون پاسی از شب گذشت، آن حضرت را دیدیم که برخاسته است، آیات آخر سوره آل عمران را تلاوت می‏کند و بی‏قرار و بی‏تاب می‏گذرد. به من فرمود: بیداری یا خواب؟ گفتم: بیدارم، شما که این گونه با خدا مناجات می‏کنید پس ما چه کنیم؟ حضرت گریه کرد و فرمود: همه ما در پیشگاه خدا موقفی خواهیم داشت و هیچیک از اعمال ما بر او مخفی نیست. ای حبّه، خدا از رگ گردن به من و تو نزدیک‏تر است. ای حبّه، هرگز من و تو از دید خداوند ناپیدا و مخفی نیستیم. سپس حال نوف را جویا شد، نوف گفت: بیدارم، از این حالت و گفتار شما گریه‏ام

بسیار شد. فرمود: اکنون اگر گریه‏ات از خوف خدا طولانی شود فردا در روز قیامت چشم تو روشن خواهد شد. سپس در حالی که با خدا مناجات می‏کرد گذشت: مناجاتی که نشانه ترس و هراس از فراق است. او می‏فرمود: لیت شعری فی غفلاتی اَ مُعرض انت عنّی ام ناظرٌ الیّ؛ ای کاش می‏دانستم که به هنگام غفلت‏هایم از من روی برگردانده‏ای یا به سوی من نظرخواهی افکند. ای کاش می‏دانستم از خوابهای طولانی و کمی سپاسگزاری‏ام حالم نزد تو چگونه است.

راوی می‏گوید: حال آن بزرگوار چنین بود، تا سپیده‏دم آشکار شد.33

هر چند در این فصل پرداختن به اموری چون «اهتمام به نوافل» «کیفیت انجام نماز شب در سیره معصومین ـ علیهم السلام ـ» و ... سودمند می‏نماید:

 

  • یک عمر می‏توان سخن از زلف یار گفت در بند آن مباش که مضمون نمانده است

  • در بند آن مباش که مضمون نمانده است در بند آن مباش که مضمون نمانده است

ولی با توجه به محدودیت مقاله فقط به دو فراز از آنچه در زیارتنامه‏ها آمده است، می‏پردازیم: یکی در صلوات خاصّه امام موسی ابن‏جعفر ـ علیه السلام ـ که می‏خوانیم: و صلّ علی موسی ابن جعفر ـ علیهما السلام ـ وصیّ الابرار... الّذی کان یحیی اللّیل بالسّهر الی السّحر بمواصلة الاستغفار حلیف السّجدة الطّویلة و الدّموع الغزیرة و المناجات الکثیرة؛ خدایا، بر موسی‏بن‏جعفر(ع) وصیّ و جانشین نیکویان درود فرست. بزرگواری که شبها تا صبح بیدار و شب زنده‏دار بود و پیوسته استغفار می‏کرد و در سجده طولانی، با چشم اشکبار، با خدا مناجات و راز و نیاز بسیار می‏کرد.34

(0) نظر
برچسب ها :
تجلّي خوف از قيامت در نماز معصومين

تجلّی خوف از قیامت در نماز معصومین

قرآن کریم آنجا که حالات و انگیزه‏های اهل بیت عصمت و طهارت را در انفاق به یتیم و مسکین و اسیر بیان می‏کند این سخن را از آنان حکایت می‏کند که می‏گفتند: «انّا نخاف من ربّنا یوما عبوسا قمطریرا؛ ما از پروردگار خود در روزی که از رنج و سختی‏اش رخسار خلق درهم کشیده و غمگین است می‏ترسیم.28 و این حالت در جای‏جای رفتار و کردار آنان، مخصوصا نماز، ظهور و حضور دارد. یکی از اصحاب علی(ع) به نام «ضرار» در باره حضرتش چنین می‏گوید: در یکی از شبها او را در محراب عبادتش دیدم، در حالی که دست بر محاسن مبارک خویش گرفته بود، به خود می‏پیچید، سخت می‏گریست و می‏گفت: ای دنیا، آیا به سوی من میل کرده‏ای؟ بدان که مرا به تو حاجتی نیست و من تو را سه طلاقه کردم.

سپس گفت: «واه واه لبُعد السّفر و قلّة الزّاد و خشونة الطّریق؛ آه آه از دوری سفر آخرت، کمی توشه و سختی راه آخرت.29

در باره امام زین‏العابدین(ع) وارد شده است که هنگام نماز عبارت «مالک یوم الدین» سوره حمد را آن قدر تکرار می‏کرد که بیننده گمان می‏کرد مشرف بر مرگ شده است.30

«طاووس فقیه» می‏گوید: او را دیدم از شامگاه تا سحر و عبادت می‏کرد. چون اطراف خود را خالی دید به آسمان نگریست و گفت: خدایا ستاره‏های آسمانت فرو رفتند و دیده‏های آفریدگانت خفتند، درهای تو بر وی خواهندگان باز است. نزد تو آمدم تا مرا بیامرزی، بر من رحمت کنی و در عرصات قیامت چهره جدم محمّد(ص) را به من بنمایانی. سپس گریست و گفت: به عزّت و جلالت سوگند! با معصیت خود قصد نافرمانی تو را نداشتم، در باره تو تردید نداشته، به کیفر تو جاهل نبودم... . اگر رشته پیوند خود را با من ببری به رشته چه کسی دست زنم؟ چه فردای زشتی در پیش دارم که باید پیش روی تو بایستم، روزی که به سبکباران می‏گویند بگذرید و به سنگین باران می‏گویند فرود آیید. آیا با سبکباران خواهم گذشت یا با سنگین باران فرود خواهم آمد... .

سپس به سجده رفت من نزد او رفتم سرش را بر زانوی خود نهادم و چندان گریستم که اشکم بر گونه‏هایش روان شد. برخاست، نشست و گفت: کیست که مرا از یاد پروردگار باز می‏دارد؟ گفتم من طاووس هستم ای فرزند رسول خدا، این جزع و فزع چیست؟ ما باید چنین زاری کنیم؛ نه شما که پدرت حسین بن‏علی، مادرت فاطمه زهرا و جدت رسول خداست. به من نگریست و گفت: طاووس، هیهات، هیهات...

مگر کلام خدا را نشنیده‏ای که فرمود: زمانی که در صور دمیده شود

میان آنان پیوند نباشد و یکدیگر را نپرسند.31 به خدا سوگند! فردا جز عمل صالح چیزی برایت سود ندارد.

(0) نظر
برچسب ها :
3. خوف و خشيت الهي در نماز معصومين(ع)

3. خوف و خشیت الهی در نماز معصومین(ع)

انسان فطرتا به خدا گرایش دارد خداخواهی در عمق وجود هر انسان ریشه دارد؛ آن فرد که حضور خدا را در تمامی لحظه‏های زندگی‏اش احساس نمی‏کند چشم دلش بر روی حقیقتها بسته شده است. او چنان است که در بیانات امام موحّدان، حسین‏ابن‏علی ـ علیه السلام ـ آمده است: که «عمیت عین لا تراک علیها رقیبا؛ آن چشمی که تو را بر خود نگاهبان نمی‏بیند، نابینا است.22 ارزش و کمال هر انسان در معرفت و شناختی است که از ذات مقدّس احدیّت دارد هر قدر این معرفت و شناخت بیشتر شود خوف و خشیت الهی بر قلب و دل انسان عارف بیشتر تجلی می‏کند. چنانکه قرآن کریم می‏فرماید: «انّما یخشی اللّه من عباده العلماء؛ فقط بندگان عالم و دانشور از خداوند می‏ترسند. از آنجا که نماز حضور در مقابل پروردگار و کرنش در آستان خدای یکتای هستی است این خوف و خشیت در نماز عارفان و مخصوصا معصومین ـ علیهما السلام ـ ظهور بیشتری پیدا می‏کند؛ البته این خوف نه به خاطر هراس از بی‏مهری خدا است؛ که نمازگزار خدا را چندین بار به «رحمان و رحیم» یاد می‏کند، بلکه علّت آن عواملی است که بیشتر به درک عظمت بی‏منتهای الهی ارتباط پیدا می‏کند. اکنون به این عوامل در سیره

معصومین(ع) می‏نگریم:

جلوه‏های درک عظمت الهی در خوف و خشیت معصومین در نماز

یکی از جلوه‏های خوف الهی درک مقام و عظمت خداوند متعال است. چنانکه در آیه شریفه خوف از «مقام ربّ» مطرح شده است: «و امّا من خاف مقام ربّه و نهی النّفس عن الهوی فانّ الجنّة هی المأوی»23 این امر در آستانه ورود معصومین به نماز و هنگام نماز به خوبی مشهود است. در روایت می‏خوانیم: علی (ع) همواره هنگام نماز خواندن این آیه را تلاوت می‏کرد: «وجّهت وجهی للّذی فطر السّموات و الارض؛ صورت خویش را متوجّه آفریدگار آسمانها و زمینها کردم. هنگام تلاوت این آیه، رخسارش متغیّر می‏شد به گونه‏ای که هر بیننده‏ای آن را درمی‏یافت.24

وقتی امام حسن(ع) وضو می‏گرفت رنگش تغییر می‏کرد و مفاصلش می‏لرزید. سبب این امر را حضرت پرسیدند. فرمود: کسی که در مقابل صاحب عرش می‏ایستد، شایسته است رنگش زرد شود و مفاصلش بلرزد.25

نظیر همین حالت در باره امام حسین(ع) نیز نقل شده است. در باره سید الساجدین نقل شده که چون علی ابن‏الحسین وضو می‏گرفت رنگش زرد می‏شد. از او پرسیدند: شما را چه می‏شود؟ فرمود: می‏دانید می‏خواهم پیش چه کسی بایستم؟26

مرحوم سیّد ابن‏طاووس در باره امام صادق(ع) می‏نویسد: هنگام نماز حالت بیهوشی بر امام(ع) عارض می‏شد. چون علّت این امر را جویا شدند، فرمود: در اثر تکرار آیات الهی این حالت بر من عارض شد. فلم تقم القوّة البشریّة بمکاشفة الجلالة الالهیّة؛ چون قدرت بشری در برابر مکاشفه و ظهور عظمت الهی تاب نیاورد این حالت به من دست داد.27

(0) نظر
برچسب ها :
امام رضا(ع) و وقت نماز

امام رضا(ع) و وقت نماز

دلدادگان به حق و عاشقان لقای خداوند هیچ چیز را با نیایش و نماز معاوضه نمی‏کنند. ذکر الهی برای آنان اصل است. نوع عمل امام رضا(ع) هنگام فرا رسیدن وقت نماز برای دوستداران و پیروان اهل بیت و زائران کوی ملکوتی‏اش سرمشقی نیکوست. در روایتی چنین می‏خوانیم: روزی امام رضا(ع) برای استقبال یکی از بستگانش به بیرون شهر رفت. وقت نماز فرا رسید؛ هنوز گروهی در راه بودند که می‏بایست به امام(ع) ملحق شوند. حضرت محلّی را برای اقامه نماز انتخاب کرد و به یکی از همراهان دستور داد اذان بگوید. آن فرد از امام خواست که جهت پیوستن دیگران نماز را به تأخیر اندازد. حضرت پاسخ داد:

غفر الله لک، لا تؤخّرنّ صلاةً عن اوّل وقتها الی آخر وقتها من غیر علّة علیک ابدا باوّل الوقت؛ خدا تو را بیامرزد، نماز را بدون عذر از اوّل وقت آن به آخر وقت تأخیر مینداز. بر تو باد به اقامه نماز در اوّل وقتش.

روای می‏گوید: در این زمان بود که من اذان گفتم و نماز را همراه حضرت به جای آوردیم.21

اسوه‏های زیارت الهام‏بخش عبادت و بندگی و نیایش به درگاه الهی‏اند و زائر با زیارت خویش و یادآوری این ویژگیها به روح و جان خویش طراوت و نشاط بیشتر می‏بخشد و این گونه است که در

گرداگرد قبور اولیای الهی همچنان آهنگ روح‏نواز نیایش و نماز حاکم است.

(0) نظر
برچسب ها :
امام صادق(ع) و وقت نماز

امام صادق(ع) و وقت نماز

آنها که قلبی نورانی و دیده‏ای حقیقت‏بین دارند نزول برکات الهی و حقیقت اعمال را احساس می‏کنند. اینان همان خاندان وحی و صاحبان آیه تطهیرند که صفحه دل آنها جام جهان‏بین و آیینه تمام‏نمای آفرینش است. امام صادق(ع) می‏فرماید: هنگامی که وقت نماز فرا می‏رسد، درهای آسمان گشوده می‏شود و من دوست ندارم که عملی قبل از عمل من بالا رود و کاری زودتر از کار من در صحیفه اعمال نگاشته شود.19

و پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود: هیچ‏گاه وقت نماز فرا نمی‏رسد مگر اینکه یکی از فرشتگان فریاد می‏زند: ای مردم بشتابید به سوی آتشهایی که برافروختید و آن را با نماز خود خاموش سازید.20

(0) نظر
برچسب ها :
2. اهتمام به وقت در نماز معصومان(ع)

2. اهتمام به وقت در نماز معصومان(ع)

نماز راه یافتن به بارگاه یار و سر بر آستان حضرت دوست نهادن است. نماز معراج انسان مؤمنی است که با براق نیایش به سوی کمال و قرب الهی پرواز می‏کند. وقت نماز زمان ظهور بارقه‏های

عشق و قرار گرفتن در معرض تابش انوار الهی است. بدین جهت اولیای الهی فرا رسیدن وقت نماز و لحظه‏های اولیه آن را پاس می‏داشتند و برای آن منزلت ویژه‏ای قایل بوده‏اند. یکی از زنان رسول خدا(ص) می‏گوید: آن بزرگوار با ما مشغول صحبت بود و ما هم با او مکالمه می‏کردیم ولی همین که وقت نماز داخل می‏شد گویا ما را نمی‏شناخت و ما او را نمی‏شناختیم؛ از همه چیز روی برمی‏تافت و به حقّ مشغول می‏شد.14 همین شیفتگی و شیدایی را در سیره امیرمؤمنان، این بنده دلداده حق رسته از همه وابستگیهای مادّی، مشاهده می‏کنیم. در کتاب ارشاد القلوب می‏نویسد: در یکی از روزها در جنگ صفّین امیر مؤمنان ـ علیه السلام ـ در حال جنگ بودند اما همواره خورشید را مورد نظر و مراقبت ویژه قرار می‏داد. ابن‏عباس علت را از حضرت جویا شد، امام(ع) فرمود: این کار برای این است که بدانم کی وقت نماز فرا می‏رسد تا آن را انجام دهیم. ابن‏عباس با تعجّب پرسید: آیا اکنون وقت نماز است در حالی که جنگ ما را از نماز باز می‏دارد؛ حضرت پاسخ داد: «انّما نقاتلهم علی الصلاة؛ ما برای نماز با اینها می‏جنگیم15

همچنین از امیرمؤمنان روایت شده که چون وقت نماز فرا می‏رسید مضطرب می‏شد و چهره‏اش تغییر می‏کرد. وقتی علت این امر را از حضرت پرسیدند، فرمود: وقت امانتی که خداوند آن را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشت اما آنها از به دوش کشیدن سرباز زدند، فرا رسید. اینک نمی‏دانم که در این امانت نیکوکار خواهم بود یا نه.16

در ظهر عاشورا، در حالی که اهل بیت سخت‏ترین لحظات را می‏گذراند و تیرهای دشمن قامت راست قامتان جاودانه تاریخ را نشانه گرفته بود، ابوثمامه صیداوی به حضرت عرض کرد: وقت نماز است و دوست دارم در حالی شهید شوم که نماز خود را خوانده باشم. حضرت فرمود: نماز را به یادم آوردی خدا تو را از نمازگزاران قرار دهد. سپس پیشاپیش اصحاب خویش به نماز ایستاد. نمازی که تبلور زیباترین روح نیایش انسانی و ظهور معنویّت متعالی او در قرآن ناطق امام حسین(ع) است. در این نماز یکی از یاوران حضرت به نام سعید ابن عبدالله حنفی شهید شد.17

به گفته بعضی از راویان وقتی حضرت و اصحاب شرایط سخت کارزار دیدند و در یافتند که نمی‏توانند طبق معمول نماز بخوانند با اشاره و به صورت فرادی نماز را گزاردند.18

آنها نماز خواندند تا این پیام را به همه جهانیان ابلاغ کنند که شقایقهای سرخ‏فام کربلا در سایه عبادت و نماز به زندگی و نیکبختی جاودان دست یافتند.

(1) نظر
برچسب ها :
1. اوج اخلاص و عشق در نماز معصومين عليهم السلام

1. اوج اخلاص و عشق در نماز معصومین علیهم السلام

محتوا و مشخّصه اصلی عمل «نیّت» و انگیزه انجام دادن آن است. در بسیاری از موارد صورت کارها یکی است، ولی از جهت هویّت و واقعیت فاصله فراوان بین آنهاست. از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که، دو نفر از امّت من به نماز می‏ایستند رکوع و سجودشان یکی است، ولی میان نماز آنها مثل مسافت بین زمین و آسمان فاصله است.4

آن بزرگوار با توجه بدین حقیقت فرمود: برای هر کس همان چیزی است که نیّت کرده است. پس هر که مقصدش

خدا و رسول او باشد هجرتش به سوی خدا و رسول اوست و کسی که هجرتش برای رسیدن به دنیا یا ازدواج با زنی می‏باشد هجرتش به سوی همان چیز است.5

امام خمینی در این باره می‏نویسد: «کمال عمل اولیاء علیهم السلام به واسطه جهات باطنیّه آن بوده و الاّ صورت عمل چندان مهم نیست مثلاً ورود چندین آیه شریفه از سوره مبارکه «هل اتی» در مدح علی علیه السلام و اهل بیت طاهرینش علیهم السلام به واسطه چند قرص نان و ایثار آنها نبوده بلکه برای جهات باطنیّه و نورانیّت صورت عمل بوده، چنانچه در آیه شریفه اشاره‏ای به آن فرموده آنجا که فرماید: انّما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاءً و لا شکورا: ما فقط برای وجه خدا «رضای خدا» شما را اطعام می‏کنیم و هیچ پاداش و سپاسی از شما نمی‏خواهیم.6 بلکه یک ضربت علی علیه السلام که افضل از عبادت ثقلین می‏باشد نه به واسطه همان صورت دنیایی عمل بوده که کسی دیگر اگر آن ضربت را زده بود باز افضل بود... ولی عمده فضیلت و کمال عمل آن حضرت به واسطه حقیقت خلوص و حضور قلب آن حضرت بوده در انجام این وظیفه الهیّه.7

این اوج اخلاص و عشق و عبودیّت را هنگامی درک می‏کنیم که بدانیم آن بزرگواران عبادات خویش را نه به خاطر ترس از دوزخ یا اشتیاق به بهشت، بلکه به خاطر شناخت عمیق و معرفت بالایی که از خداوند متعال داشتند، انجام می‏دادند. بخشی از ویژگیهای عبادت معصومان(ع) چنین است:

الف) عبادت به خاطر شایستگی و استحقاق ذات باری‏تعالی

امام علی ـ علیه السلام ـ در این زمینه می‏فرمایند: خدایا، من تو را به خاطر ترس از دوزخ و یا اشتیاق به بهشت عبادت نمی‏کنم، بلکه «وجدتک اهلاً للعبادة فعبدتک؛ من تو را شایسته عبادت و بندگی یافتم و عبادتت را برگزیدم».8

ب) شکرگزاری پروردگار

در روایتی این چنین می‏خوانیم: روزی جابر به دیدن امام زین العابدین رفت و گفت: فرزند رسول خدا، مگر نمی‏دانی که خدا بهشت را برای شما و دوستدارانتان و دوزخ را برای دشمنان شما آفریده است؟ این چه رنجی است که بر خود هموار می‏کنی و خود را چنین به سختی می‏افکنی؟ امام پاسخ داد: ای یار رسول خدا(ص)، نمی‏دانی که پروردگار گناهان رسول خدا را بخشید ولی او کوشش خود در عبادت را از دست نداد و چندان خدا را عبادت کرد که ساقهایش متورم شد؟ او در پاسخ کسانی که می‏گفتند: تو چنین می‏کنی در حالی که خدا گناهان گذشته و آینده‏ات را آمرزیده است. فرمود: آیا بنده سپاسگزاری نباشم؛ «افلا اکون عبدا شکورا».9

ج) عشق و محبّت الهی

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: مردم عبادت خدای عزّ و جلّ را به سه گونه انجام می‏دهند: یک طبقه برای

رغبت و میل به ثواب عبادت می‏کنند؛ این عبادت حریصان است و خود طمع است. دسته‏ای دیگر به خاطر ترس از آتش عبادت می‏کنند؛ این عبادت بندگان است و خود ترس است. و لکنّی اعبده حبّا له عزّ و جلّ؛ ولی من خدا را برای عشق و محبّت به او عبادت می‏کنم؛ این عبات کریمان و مایه امنیت و آرامش است. چنانکه خداوند متعال می‏فرماید: «و هم من فزع یومئذٍ آمنون؛10 آنها از هول و هراس روز قیامت ایمن باشند.11

این همان فرهنگ ناب اسلامی است که در چهره اهل بیت پیامبر(ص) تجلّی یافته است. زیارت‏کننده بر این ارزش الهی تأکید می‏ورزد و در زیارتنامه معصومین(ع) می‏گوید: فعظّمتم جلاله و اکبرتم شأنه و مجّدتم کرمه؛ شما جلال خدا را به عظمت یاد کردید و مقام او را بزرگ داشته، لطف و کرمش را به مجد و بزرگی ستودید.12

این همان نماز قرآن کریم است که می‏فرماید: اقم الصلاة لذکری؛ نماز را برای ذکر و یاد من به پا دار.13

(0) نظر
برچسب ها :
بر بال اشتياق مكتب زيارت(2) نماز در سيره امامان معصوم(عليهم السلام)

بر بال اشتیاق مکتب زیارت(2) نماز در سیره امامان معصوم(علیهم السلام)

عباس کوثری

در شماره پیشین به یکی از اصول زیارت بنام الهام از اسوه‏ها پرداختیم و در تبیین و توضیح اینکه چگونه زیارت منبع و مرکز این الهام است به ویژگیهای اسوه در فرهنگ عظیم و خلاق زیارت اشاره نمودیم ویژگیهایی که هر زائر و عاشق و شیفته کوی دوست آن را در قالب زیارتنامه‏ها بر مراد و محبوب خویش عرضه می‏دارد و ایده‏آل و اسوه خویش را در آن مجموعه و صفات می‏نگرد ـ و در این نگاه نمونه‏هایی را مطرح می‏کنیم که در تمامی زیارتنامه‏ها بر آن تأکید شده است که این بخش به جلوه‏های نماز در سیره امامان معصوم (علیهم السلام) می‏پردازد همانی که زائر با جمله «اشهد انّک قد اقمت الصّلاة» آن را زمزمه می‏کند و عبودیّت و بندگی و عشق به الله را از او الهام می‏گیرد تا خود فلسفه اصیل بر حرکت عرفانی و دل‏انگیز زائر به سوی دیار قبور اولیاء الهی بوده باشد.

امام، قرآن ناطق است، زندگی‏اش جلوه‏ای عملی از کتاب نورانی خداوند است و بالاتر اینکه نفس عمل و رفتارش شأن نزول بعضی از آیات حق قرار گرفته است. به نقل بسیاری از نویسندگان شیعه و سنّی آیه «انّما ولیّکم الله و رسوله و الّذین آمنوا الّذین یقیمون الصّلاة» ولی امر و سرپرست شما تنها خدا و رسولش و آن مؤمنانی هستند که نماز به پای می‏دارند؛1 در باره امیر مؤمنان علی ـ علیه السلام ـ نازل شده است.2

امام آن عاشق شیفته و لداده حق است که بر قلّه‏های عرفان و عشق و عبودیّت استقرار یافته، نیایش و نمازش مظهری از سیر و سلوک معرفتی و شهودی اوست. از آنجا که نماز حضور است، شهود و ظهور زیباترین جلوه‏های اصیل فطری انسان و هنگامه ایستادن او بر جایگاه ذکر یار و مکالمه با ربّ الارباب است، اسوه می‏طلبد و دلیل راه تا با الهام گرفتن از سیر و سلوک او به چشمه‏سار پاکی و عبودیّت حق هر چه بیشتر نزدیک شد. بر این اساس شناخت سیره عملی امامان معصوم زادراه هر سالک الی الله بوده و خواهد بود که در حدیث آمده است: بعلیٍ قامت الصّلاة؛ نماز به علی(ع) استوار شده است.3 اکنون به نظاره گوشه‏هایی از کردار زیبا و پرمعنای آن پاکان می‏نشینیم.

(0) نظر
برچسب ها :
بانمازصبح ازافسردگي پيشگيري کنيم

بانمازصبح ازافسردگی پیشگیری کنیم

افسردگى (DEPRESSION) حالتى احساسى است که مشخصه اش اندوه، بى احساسى (APATHY) ،بدبینى (PESSIMISM) و احساس تنهایى است. این بیمارى که امروزه از شیوع بالایى در میان مراجعه کنندگان به کلینیک هاى روانپزشکى برخوردار است، داراى تظاهرات متنوع و زیادى بوده که از مهمترین آنها مى توان به اختلالات خواب اشاره نمود. تحقیقات نشان مى دهد 75 درصد از بیماران افسرده مشکلى در خواب (چه به صورت بى خوابى و چه پرخوابى) دارند و همچنین علایم این بیماران در هنگام صبح تشدید مى شود. نکته جالب و قابل توجه و مورد بحث ما این است که در این بیماران چگالى (REM حرکت سریع چشم) در نیمه اول خواب و همچنین کل زمان REM افزایش یافته و فاصله میان به خواب رفتن تا شروع اولین دوره REM یعنى ( LATENCY - REM) کم شده و مرحله 4 خواب نیز کاهش مى یابد. (1)پس به عبارت ساده تر مى توان گفت، افراد افسرده زمان بیشترى را در مرحله خواب REM به سر مى برند. یعنى به میزان بیشترى نسبت به سایرین خواب مى بینند.

یک روش درمانى جدید براى بیماران افسرده، بیدار نگه داشتن آن ها براى کاهش میزان REM است، که بهترین شکل آن نماز صبح است. (2) زمان نماز صبح که مورد تاکید قرآن و همچنین بسیارى از روایات بوده، سبب کاهش قابل توجه میزان خواب REM در اشخاص مى شود. زیرا شخص نمازگزار که خود را ملزم به اقامه نماز صبح مى داند و باید صبحگاه بیدار شود، پس در حقیقت جلوى ورود به مرحله قابل توجهى از REM را مى گیرد.از این جهت بیدارى صبحگاهى براى نماز خود به تنهایى مى تواند یک عامل مهم بدون عارضه در پیشگیرى از افسردگى مطرح باشد که بر تمام روش هاى درمانى دارویى و غیر دارویى ارجح است، چرا که پیشگیرى بر درمان مقدم است .حال ببینیم، این موضوع چه ارتباطى با نماز صبح دارد، یعنى نماز صبح چه اثر درمانى مى تواند در این بیماران داشته باشد؟ به طور متوسط 20 - 15 دقیقه طول مى کشد تا یک فرد معمولى به خواب رود. پس در عرض 45 دقیقه وارد مراحل 3 و 4 خواب شده که این مراحل عمیقترین مراحل خواب اند. یعنى بیشترین تحریک براى بیدار کردن فرد در این مراحل لازم است. حدود 45 دقیقه پس از مرحله 4 است که نخستین دوره حرکات سریع چشم (REM) فرا مى رسد. هر چه از شب مى گذرد، دوره هاى REM طولانى تر و مراحل 3 و 4 کوتاه تر مى شود. بنابراین در اواخر شب، خواب شخص سبک تر شده و رؤیاى بیشترى مى بیند (یعنى خواب REM اش بیشتر مى شود). پس قسمت اعظم خواب REM در ساعات نزدیک صبح به وقوع مى پیوندد. و از طرفى دیدیم که یکى از مشکلات مهم بیماران افسرده، افزایش یافتن طول خواب REM و خواب دیدن زیاد است. از این جهت یک مبناى مهم در تولید داروهاى ضد افسردگى ایجاد داروهایى است که کاهش دهنده مرحله REM خواب باشند (از جمله داروهاى ضد افسردگى سه حلقه اى.(

لازم به ذکر است آثار روحى و روانى ایمان به خدا و اقامه نماز بسیار زیاد است و نکات علمى بسیار شگرفى در اسرار سحر که مورد تاکید فراوان اسلام نیز بوده، نهفته است که انسان با دانستن آنها از تمام وجود زمزمه مى کند.علاوه بر این یک روش درمانى جدید براى بیماران افسرده، بیدار نگه داشتن آن ها براى کاهش میزان REM است، که بهترین شکل آن نماز صبح است. (2) زمان نماز صبح که مورد تاکید قرآن و همچنین بسیارى از روایات بوده، سبب کاهش قابل توجه میزان خواب REM در اشخاص مى شود. زیرا شخص نمازگزار که خود را ملزم به اقامه نماز صبح مى داند و باید صبحگاه بیدار شود، پس در حقیقت جلوى ورود به مرحله قابل توجهى از REM را مى گیرد. از این جهت بیدارى صبحگاهى براى نماز خود به تنهایى مى تواند یک عامل مهم بدون عارضه در پیشگیرى از افسردگى مطرح باشد که بر تمام روش هاى درمانى دارویى و غیر دارویى ارجح است، چرا که پیشگیرى بر درمان مقدم است . لازم به ذکر است آثار روحى و روانى ایمان به خدا و اقامه نماز بسیار زیاد است و نکات علمى بسیار شگرفى در اسرار سحر که مورد تاکید فراوان اسلام نیز بوده، نهفته است که انسان با دانستن آنها از تمام وجود زمزمه مى کند؛ اقم الصلوة لدلوک الشمس الى غسق الیل و قرءان الفجر ان قرءان الفجر کان مشهودا (3) ؛ نماز را از زوال آفتاب تا نهایت تاریکى شب برپا دار و (نیز) نماز صبح را، زیرا نماز صبح همواره (مقرون با) حضور (فرشتگان) است .

(0) نظر
برچسب ها :
126- كورى چشم به واسطه كور كردن چشمه

126- کورى چشم به واسطه کور کردن چشمه

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

یکى از بزرگان اهل علم و تقوا نقل فرمود یکى از بستگانشان در اواخر عمرش ملکى خریده بود و از استفاده سرشار آن زندگى را مىگذارند پس از مرگش او را دیدند در حالى که کور بود از او سببش را پرسیدند که چرا در برزخ نابینا هستى

گفت: ملکى را که خریده بودم وسط زمین مزروعى آن چشمه آب گوارایى بود که اهالى ده مجاور مىآمدند و از آن برمى داشتند و حیوانات خود را آب مىدادند به واسطه رفت وآمدشان مقدارى از زراعت من خراب مىشد و براى اینکه سودم از آن مزرعه کم نشود و راه آمد و شد را بگیرم به وسیله خاک و سنگ و گچ آن چشمه را کور نمودم و خشکانیدم وبیچاره مجاورین به ناچار به راه دورى مراجعه مىکردند، این کورى من به واسطه کور کردن چشمه آب است

به او گفتم آیا چاره اى دارد؟ گفت اگر وارثها بر من رحم کنند و آن چشمه را جارى سازند تا مورد استفاده مجاورین گردد حال من خوب مىگردد.

ایشان فرمود به ورثه اش مراجعه کردم آنها هم پذیرفتند و چشمه را گشودند پس از چندى آن مرحوم را با حالت بینایى و سپاسگزارى دیدم.

آدمى باید بداند که هرچه مىکند به خود کرده است: (لَها ما کَسَبَتْ وَعَلَیْها مَااکْتَسَبَتْ) اگر به کسى ستم نموده به خودش ستم کرده، اگر به کسى نیکى کرده به خودش نیکى کرده است.اگرسر کسى رابریده درمواقف برزخى خودش بى سر است و در جهنم سرو پایش به هم پیچیده است چنانچه مىفرماید: (فَیُؤْخَذُ بِالنَّواصى وَاْلاَقْدام) از اینجاست که حضرت زینب کبرى علیها السّلام در مجلس یزید به آن ملعون فرمود: «وَما فَرَیْتَ اِلاّ جِلْدُکَ وَما قَطَعْتَ اِلاّ رَاءْسُکَ؛نبریدى مگرپوست خودت راوجدانساختى مگرسرخود را».

(0) نظر
برچسب ها :
125- رؤياى صادقه و ديدن آثار اعمال

125- رؤیاى صادقه و دیدن آثار اعمال

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

پیش از سى سال قبل روضه خوانى بود به نام «شیخ حسن» که چند سال آخر عمرش به شغل حرامى سرگرم بود، پس از مردنش یکى از خوبان او را در خواب مىبیند که برهنه است و چهره اش سیاه و شعله هاى آتش از دهان و زبان آویزانش بالا مىرود به طورى وحشتناک بود که آن شخص فرار مىکند.

پس از گذشتن ساعاتى و طى عوالمى باز او را مىبیند لکن در فضاى فرحبخش در حالى که آن شیخ، چهره سفید و با لباس و روى منبر و خوشحال است نزدیکش مىرود و مىپرسد شما «شیخ حسن» هستید، گوید بلى؟ مىپرسد شما همان هستید که در آن حالت عذاب و شکنجه بودید؟ گوید بلى

آنگاه سبب دگرگون شدن حالش را مىپرسد، مىگوید آن حالت اولى در برابر ساعاتى است که در دنیا به کار حرام سرگرم بودم و این حالت خوب در برابر ساعاتى است که از روى اخلاص یاد حضرت سیدالشهداء علیه السّلام مىنمودم و مردم را مىگریاندم وتا اینجا هستم در کمال خوشى و راحتى مىباشم و چون آنجا مىروم همان است که دیدى.

به او گفت: حال که چنین است از منبر پایین نیا و آنجا نرو، گفت نمى توانم و مرا مىبرند.

شاهد صدق این رؤیا آیه شریفه: (فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرّاً یَرَهُ) مىباشد؛ یعنى هرکس هموزن ذره کار نیکى بجاى آورد آن را مىبیند و هرکه هموزن ذره شرى انجام دهد آن را خواهد دید.

ناگفته نماند که این حالت برزخى اوست تا وقتى که استحقاق عذاب ساعات گنهکاریش تمام شود یا اینکه به شفاعت اهل بیت علیهم السّلام نجات یابد و چون ایمان داشته و دلش از محبت خالى نبوده سرانجام اهل نجات و خوشى پیوسته خواهد بود.

(0) نظر
برچسب ها :
درك مقام حسين عليه السلام بسته به علم است

درک مقام حسین علیه السلام بسته به علم است

و اما مطلب دوم یعنى مقام حضرت سیدالشهداء علیه السّلام در برزخ - چنانچه گذشت - انسان تا در دنیا و با بدن مادى و اسیر طبیعت است جز اوضاع و گزارشات دنیوى را ادراک نمى تواند نماید تا جایى که اگر در دوستى دنیا فرو رود عوالم بالا و ماوراى طبیعت یعنى برزخ و قیامت را منکر مىشود بلکه گزارشات آن عوالم را مسخره مىنماید.

در برابرش کسى که ازعلاقه مندى به دنیا خلاص گردد و از عوالم معرفت و محبت الهى بهره مند شود زندگى دنیوى را ناچیز و لهو و لعب مىبیند و چون کمال سعادت خود را در شهود آن عوالم مىبیند مشتاق مرگ مىشود و خلاصى از این عالم را خواهان مىگردد.

از جمله گزارشات برزخ و قیامت، ظهور مقام حضرت سیدالشهداء علیه السّلام است یعنى سعه وجودى و احاطه علمى و نفوذ مشیت و سلطنت الهى آن حضرت را تا کسى به آن عالم وارد نگردد حقیقتش را نمى تواند درک نماید و فعلاً جز تصدیق اجمالى و دانستن عجز خود از ادراک آن راهى نیست.

به این مناسبت جمله اى از فرمایشات حضرت صادق علیه السّلام در محل و مقام برزخى حضرت سیدالشهداء علیه السّلام نقل مىگردد.

در نفس المهموم به سند صحیح از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمود: «حسین علیه السّلام با پدر و مادر و برادرش در منزل رسول خدا صلّى الله علیه وآله است و با آن حضرت روزى (مناسب آن عالم و آن مقام) به ایشان مىرسد و مورد نعمت و کرامت خداوندند و به درستى که حسین علیه السّلام در سمت راست عرش است و مىگوید: پروردگارا! عطا فرما به من آنچه وعده دادى (شفاعت) و نظر مىکند به سوى زیارت کنندگان قبرش پس به آنها و به نامهایشان و نامهاى پدرانشان و آنچه با آنهاست شناساتر است از شناسایى یکى از آنان به فرزندش و نظر مىفرماید به سوى کسى که بر او گریان است پس برایش طلب آمرزش مىفرماید و از پدرش مىخواهد که براى او آمرزش جوید و مىفرماید اى گریه کننده بر من! اگر پاداشى را که خداوند برایت آماده فرموده بدانى شادیت بیش از اندوه و غصه ات مىشد و برایش آمرزش مىجوید از هر خطا و گناهى»(83).

(1) نظر
برچسب ها :
شرح عروسى براى بچه

شرح عروسى براى بچه

براى روشن شدن مطلب مثالى گفته مىشود: هرگاه مادرى براى بچه سه چهارساله اش شرح عروسى ومجلس مفصل و جمال عروس و تشریفات و انواع میوه ها وشیرینى ها و غیره را بدهد، بچه فورا همان عروسکى که مادرش برایش خریده در نظرش مىآید و شیرینى مختصرى که خودش درک کرده، منتها قدرى بیشتر و بزرگتر و بهتر.

آیا ممکن است بچه لذت شب زفاف را درک کند؟ تنها همان لذت خودش از گرفتن عروسک در بغل را درک مىنماید، همچنین است وصف حورالعین و سایر لذتهایى که در برزخ و بهشت است براى کسى که مقید و محصور در عالم طبیعت است. و همچنین وصف رنجها و شکنجه ها و سختیهاى برزخ و قیامت براى کسى که در دنیاست از آنها چیزى درک نمى کند جز رنجها و سختیهاى عالم دنیا، در حالى که آنها طورى دیگر و هزاران مرتبه بالاتر است. از اینجاست که در قرآن مجید مىفرماید: «هیچکس نمى داند چه براى آنان پنهان (ذخیره) شده از چیزهایى که اسباب روشنایى چشمشان باشد»(82).

(0) نظر
برچسب ها :
X