سئوال 7 = بهترين و مهمترين آرزو از خداى سبحان

سئوال 7 = بهترین و مهمترین آرزو از خداى سبحان

ت بسم اللّه الرحمن الرحیم .

محضر مبارک حضرت آیت اللّه العظمى آقاى حاج شیخ لطف اللّه صافى , مد ظله العالى .

با سلام و تحیت , خواهشمند است به سؤالات این جانب پاسخ دهید:

1 ـ اگر روزى قرار شد که خداوند متعال , یک آرزوى شما را برآورده کند, در این صورت بهترین و مهمترین آرزو و خواسته حضرتعالى از خداى سبحان چه خواهد بود؟ .

ت بسم اللّه الرحمن الرحیم .

نـامـه جـنابعالى متضمن دو سؤال و درخواست پند و اندرز, واصل شد سؤالها و درخواست , کاشف ازحـسـن نیت و بصیرت مذهبى و حیات وجدانى است حقیر, این ضمیر و ایمان و اعتقاد را به شما تبریک گفته و از خداوند متعال برایتان دوام توفیق , کمال ایمان و یقین , مسالت مى نمایم .

اگـر چـه بـه واسـطـه کثرت مشاغل و قلت فرصت , سعى بر این بود که در جواب ایجاز و اختصار رعایت شود, ولى معنویت این مطالب و حلاوت و لذتى که براى روح انسان در تذکار و یادآورى آنها فـراهـم مـى شـود, خود به خود, موجب بسط کلام مى گردد, به طورى که اگر عنان قلم کشیده نـشـود, نـفس هیچ گاه ازبیان این معانى دلپذیر, سیر نگشته و قلم از نوشتن آن باز نمى ماند, ((و الحمدللّه الذى هدانالهذا و ما کنا لنهتدى لولا ان هدانا اللّه )) ((41)) .

اما پند و اندرز براى خودم و براى شما و همگان :

اوضـاع جـهـان و دگرگونى احوال مردمان , و تغییر و تحولات در هر عصر و هر زمان , بلکه در هر لحظه است که همه مشتمل بر پند و موعظه و معرفت آموز و هدایت بخش است , هر ذره اى از ذات , هـر برگ درخت , هر قطره باران , هر سلول , هر جنبنده و هر حیوان , جماد, نبات , انسان , کوه , دریا, سـتاره , منظومه وکهکشان و هر کدام و هر یک , عالمى از حقایق و کتابى از معانى و معارف و راه و طـریـقـى به سوى خداست سنت الهى لبس و خلع , حیات و موت , عوض شدن مظاهر و تازه شدن نـعـمتها و کهنه شدن نوها,پیدایش ها و آغازها, و فرجامها و پایان مهلتها و عمرها و انقراض دولتها, بـراى خـردمندان همواره بهترین موعظه بوده و هست , ((ذلک بان اللّه هو الحق و ان مایدعون من دونه الباطل و ان اللّه هو العلى الکبیر)) ((42)) .

کدام نقطه و حرف و کلمه اى از کتاب آفرینش و کدام پدیده و مخلوق کوچک و بزرگ است که در آن آثـار قـدرت بى نهایت و حکمت و علم نامنتهاى الهى مشهود نباشد, و آدمیان غافل را با نهیب و هشدار ازخواب غفلت بیدار نکند و به اندیشه در عاقبت کار, وادار نسازد و در برابر عظمت آفریننده یـگـانـه و یکتاى این جهان هستى , خاضع و خاشع ننماید و به سجده نیندازد و زبانش را به توحید, تهلیل , تسبیح و تکبیرنگشاید و مثل مضامین این دعا را بر گوش جان او نخواند:

((الـلـهـم انـه فـى السموات دورات و لا فى الارض حرکات و لا فى العیون لحظات و لا فى البحار قـطـرات و لا فـى الا شجار ورقات و الا و هى لک شاهدات و علیک دالا ت و فى ملکک متحیرات )) ((43)) .

آرى , همه شواهد, وجود خدا و دلایل علم و حکمت وقدرت اویند, .

برگ درختان سبز در نظر هوشیار ـــــ هر ورقش دفترى است معرفت کردگار .

((ان نـظـرت الى الا شجار رایتها دفاتر سطرت على اوراقها ادلة وجوده اوالى البحار وجدتها زاخرا مـن بحر کرمه و جوده جمیع ما فى الکون ناطق بتسبیحه و مجده و ان من شئ الا یسبح بحمده )) ((44)) .

در حـالـى کـه تـمـام اجزا و اعضاى جهان , از اتم تا کهکشانها و هر جرم و کره اى که از آن بزرگتر یـاکـوچکتر نیست , همه به قدرت الهى در حرکت و سیر و گردشند, و این حرکت تکوینى در خود انسان و دراعضا و اجزاى ذرات وجودش , در جریان است , همه با زبان بى زبانى , هشدار مى دهند که در عرصه اراده واختیار نباید از قافله حرکت باز ماند, باید حرکت کرد, به جلو رفت و سکون و توقف جایز نیست .

حـیـف اسـت کـه انسان این همه مواعظ و هشدارها را با گوش دل نشنود, و عمرش را به غفلت و بطالت و عبث و بازى تمام کند .

در احـادیـث شـریـفـه اسـت کـه : ((هـر کـس دو روز او مساوى باشد, مغبون و زیانکار است و هر کس امروزش از دیروزش بدتر باشد,ملعون است )) ((45)) .

هـر چـه مى بینیم , همه به ما مى گویند بهوش باشید که وقت مى گذرد, فرصت از دست مى رود, جوانى را پیرى , تندرستى را بیمارى و زندگى را مرگ و ممات در پى است , تا فرصت هست و توان داریـد بپاخیزید و براى راهى که در پیش دارید و بسیار دور و دراز است , زاد و توشه فراهم نمایید, فراموش نکنیدکه امیرالمؤمنین , علیه السلام , مى فرماید:

((کفى بذلک واعظا لمن عقل و معتبرا لمن جهل )) ((46)) .

امـا جـواب سـؤال اول , کـه اگـر قـرار باشد خداوند متعال یک آرزوى شما را برآورده کند, در این صـورت بـهـترین و مهمترین آرزوى شما چیست ؟ سؤال بسیارمهمى است که غیر ازائمه طاهرین , عـلـیهم السلام , که راسخین در علم و معادن بصیرت و معرفت و کمالات عالیه و ملهم به الهامات خاصه ربانیه هستند, کسى نمى تواند جواب کافى و شافى از آن بدهد .

نـمـى دانـم از خـدا بـا چنین شرطى که یک آرزو و حاجتم برآورده باشد, چه درخواستى بنمایم و کدام یک از حوایج خود را مسالت کنم ؟ .

آیا از درگاه او ایمان ثابت , رضا و رضوان او را بخواهم ؟ .

یا فرج و ظهور آقا, حضرت صاحب الامر, ارواح العالمین له الفدا, را مسالت نمایم ؟ .

یا عرض کنم ((الهى اجعلنى کما تحب و کما ترید))؟ ((47)) .

یا براى همه بندگان خدا, خیر و سعادت دنیا و آخرت و هدایت بخواهم و یا .

ولـى مـن خـدا را باسطالیدین بالعطیه مى دانم , مى دانم که از خزاین رحمت و کرم او هر چه انفاق وبـخشش و عطا شود, چیزى کم نمى شود همه دعاها را مستجاب مى فرماید او فیاض مطلق است , ((لایـشـغـلـه سـمع عن سمع یعطى من ساله و یعطى من لم یساله )) ((48)) است کرم وعطاى او محصور و معدود نمى شود, ((لاتنفد خزائنه و لا تزیده کثرة العطا الا جودا وکرما)) ((49)) .

(0) نظر
برچسب ها :
سئوال 6 = نصيحت در ايام تولد حضرت زهرا (س)

سئوال 6 = نصیحت در ایام تولد حضرت زهرا (س)

به نام خدا .

بـه لـحـاظ مبارک مرجع عزیزم , حضرت آیت اللّه العظمى آقاى حاج شیخ لطف اللّه صافى (مد ظله العالى ) برسد .

بـا سـلام و تـبـریـک ایـام ولادت حـضـرت فـاطمه زهرا, سلام اللّه علیها, خواهشمند است در این روزهاى خجسته , اینجانب را نصیحتى فرمایید تا بتوانم هر چه بیشتر در راه اسلام , ثابت قدم باشم .

بسم اللّه الرحمن الرحیم .

الـحمدللّه رب العالمین و الصلوة والسلام على سیدنا و نبیناابى القاسم محمد و آله الطاهرین , سیما بقیة اللّه فى الارضین .

((قـال اللّه تـعـالى : و ان هذا صراطى مستقیما فاتبعوه و لا تتبع السبل فتفرق بکم عن سبیله ذلکم وصیکم به لعلکم تتقون )) ((19)) .

نـصـیـحـتـى کـه به شما مى نمایم , برگرفته و اقتباس از نصیحت و سفارش مرحوم علا مه حلى , بـه فرزندش , فخرالمحققین , قدس سرهما, مى باشد ایشان از بزرگترین علماى اسلام است که در هـمـه عـلـوم نـقـلـى و عـقلى از اساتید کم نظیرند آن بزرگوار در خاتمه کتاب ارزنده قواعد, به فـرزنـدش , کـه او نیز ازشخصیتهاى برجسته علمى و از مفاخر عالم علم و تحقیق و فضیلت است , سفارشاتى فرموده است .

آن فـقـیـه عـظـیـم , فـرزنـد جـلـیل خود را مخاطب قرار داده و بعد از دعاى خیر, او را به تقوا و پـرهـیـزکـارى ,کـه سپر نگهدارنده و وسیله پایدار و سودمندى است و انسان را براى قیامت آماده مـى نـمـایـد, وصـیت مى فرماید و به اطاعت اوامر خدا, آنچه موجب رضاى او و دورى از آنچه نهى فرموده , دستور مى دهد .

از او مـى خواهد که عمرش را در تحصیل کمالات و کسب فضایل و صعود از پستى نقصان و نادانى , به اوج علم , کمال , مدارج معارف , آداب و مقامات انسانى و اعمال صالحه صرف نموده و اوقات خود را بیهوده تلف نسازد .

از جـمـلـه این وصایا, احسان , مساعدت , کمک به برادران ,قضاى حوایج محتاجان و مقابله بدى به نیکى و تشکر و امتنان از نیکوکاران است .نیز او را به ترک صحبت و هم نشینى و معاشرت با مردم نادان و فاسدالاخلاق , سفارش مى کند .و از طـرف دیـگـر, فـرزنـدش را بـه مـلازمت محضر علما و مجالست فضلا, که سبب رفع جهل و موجب اخلاق حسنه است ,توصیه مى فرماید .

بـه صـبـر و تـوکـل , رضـا و حسابرسى نفس و استغفار و پرهیز از ظلم , خصوصا به یتیمان و ضعفا وصیت مى کند و مى فرماید: خداوند در کیفر کسى که شکسته اى را برنجاند و ضعیف و افتاده اى را بیازارد, گذشت نمى فرماید .

و بـعـد از آن مـى فرماید: در اداى نماز شب , مواظبت داشته باش که پیامبر عظیم الشان , صلى اللّه عـلـیـه وآلـه , بر آن ترغیب و تشویق فرموده است , آنجا که مى فرماید: ((من ختم له بقیام اللیل ثم مات فله الجنة )) ((20)) .

صـلـه رحـم و پـیـونـد با خویشان را که سبب زیادتى عمر است انجام بده و در حسن خلق , هر چه مى توانى اهتمام کن که پیامبر اکرم , صلى اللّه علیه و آله , مى فرماید: ((انکم لن تسعوا الناس باموالکم فسعوهم باخلاقکم )) ((21)) .

در پـیـوند با ذریه طیبه ـ فرزندان معصومین , سلام اللّه علیهم اجمعین , ـ سادات کرام و خدمت و احـترام به آنها تلاش داشته باش که خداوند متعال در سفارش آنها تاکید فرموده و مودت و دوستى ایشان را اجررسالت قرار داده است : ((قل لااسئلکم علیه اجرا الا المودة فى القربى )) ((22)) .

و حـضـرت خـتـمـى مـرتـبت , صلى اللّه علیه و آله , فرمودند: ((من از چهار گروه , در روز قیامت شـفاعت مى کنم , اگر چه به مقدار گناهان اهل دنیا, گناه بیاورند: کسى که ذریه مرا یارى کرده بـاشـد, شخصى که درتنگدستى مالش را به فرزندان من بذل کرده باشد, آن کس که اولاد مرا, به زبان و دل , دوست داشته باشدو شخصى که براى قضاى حاجتهاى ذریه من , در وقتى که طرد شده و کنار گذاشته شده باشند, سعى وتلاش نماید )) ((23)) .

و هـمـچـنین بر تو باد به تعظیم فقها و اکرام علما, که پیامبر عالى قدر اسلام , صلى اللّه علیه و آله , فرمودند:

((مـن اکـرم فـقـیها مسلما لقى اللّه یوم القیامة و هو عنه راض و من اهان فقیها مسلما لقى اللّه یوم القیامة و هو علیه غضبان )) ((24)) .

نـگـاه کـردن بـر عـالـم عبادت است , نظر به در خانه عالم عبادت است و مجالست و همنشینى با عالم عبادت است .

بـر تـو باد به تحصیل علم و فهم دین ! مبادا علمى را که دارى , از آنان که نیاز دارند, کتمان کنى و اظهارننمایى .

در قـرآن مـجـیـد است : ((آن کس که دانش خود را کتمان کند, خدا و همه لعنت کنندگان او را لعنت مى کنند)) ((25)) .

خـصـوصـا اگر بدعتها ظاهر شود, واجب است بر عالم که علم خود را اظهار کند و بدعتها را دفع نماید ونگذارد که مردم گمراه شده , در اشتباه بیفتند .

قـال رسول اللّه صلى اللّه علیه و آله : ((اذا ظهرت البدع فى امتى فلیظهرالعالم علمه فمن لم یفعل فعلیه لعنة اللّه )) ((26)) .

تـوصـیـه حقیر, اضافه بر آنچه علامه حلى , رحمة اللّه علیه , فرموده , این است که یاد خدا را در هیچ حـال فـرامـوش مـکـن و خدا را چنان عبادت و پرستش کن که گویى او را مى بینى و اگر تو او را نمى بینى , او تو رامى بیند, ((اعبداللّه کانک تراه فان کنت لا تراه فانه یراک )) ((27)) .

بـر یاد او به دل و زبان مستمر و مداوم باش ! یقینا خدا هم تو را یاد مى نماید, ((فاذکرونى اذکرکم )) ((28)) .

و از شـکـر نـعمتهاى او, اگر چه کسى از حق شکر آنها بر نمى آید, غافل مباش و از کفران نعمت و ایـنـکـه بـا نـعـمت خدا او را معصیت کنى , بر حذر باش که ((ولئن شکرتم لا زیدنکم و لئن کفرتم ان عذابى لشدید)) ((29)) .

در مـعامله با مردم , طریق انصاف را رعایت کن ! مبادا حقى را از کسى , اگر چه کوچک باشد, انکار کنى و تا بتوانى با برادران دینى مواسات داشته باش ! ((اشد الاعمال ثلاثة مواساة الاخوان فى المال و انصاف الناس من نفسک و ذکراللّه على کل حال )) ((30)) .

حـق بـرادران و خـواهران مؤمن و مؤمنه را رعایت کن !آسانترین آن , این است که براى آنها دوست بـدارى , آنـچـه را بـراى خودت دوست مى دارى , و ناخوش داشته باشى , آنچه را براى خود ناخوش مى دارى .

و با آنها که از تو مى برند, تو پیوند کن و آنها را که به تو ستم مى کنند عفو کن ! .بـپرهیز از خودبینى و غرور و تکبر و نظر حقارت به دیگران , ((الیس فى جهنم مثوى للمتکبرین )) ((31)) .

بـه هـیـچ یـک از بـنـدگـان خدا و برادران و خواهران ایمانى , به نظر کم قدرى , نگاه مکن ! شاید همان کسى که تو او را کم گرفته و کم مى بینى , از اولیاى خدا باشد .

مـظـاهـر دنیا و مقامات ظاهرى , معیار, نشان قدر معنوى و حقیقى و شان اشخاص نیست که ((الا کثرون هم الا قلون یوم القیامة )) ((32)) .هـر چـه خـود را در مـقـایـسـه با دیگران کمتر بشمارى و تواضع بیشتر داشته باشى , به مقامات و درجات بالاتر نایل مى شوى .

امـر بـه مـعـروف و نـهـى از مـنکر, سعى و کوشش در اعلاى کلمه اسلام و تبلیغ مکتب اهل بیت , عـلـیهم السلام , را که مکتب اصل و اصیل اسلام است , همیشه وجهه همت خود قرار بده و حب فى اللّه و بغض فى اللّه را در همه احوال و کارها مراعات کن ! ((اوثق عرى الا یمان الحب فى اللّه و البغض فى اللّه )) ((33)) .

بـر راسـتـى و صداقت , درستى و امانت و حفظ عهد و وفاى به وعده که از موجبات مهم عزت دنیا وآخرت و اعتلا و اعتبار جامعه است , ملازمت و مداومت داشته باش که در حدیث است : ((به نماز و روزه بـسـیـار شـخـص نـظر نکنید, بلکه به صدق و راستى او در گفتار و اداى امانت او نظر کنید )) ((34)) و از رسـول اکـرم , صـلـى اللّه علیه و آله و سلم , است که فرمود: امت من همواره در خیر هـستند, مادامى که امانت را غنیمت وصدقه دادن را غرامت و خسارت نبینند, ((لاتزال امتى بخیر مالم ترالا مانة مغنما والصدقة مغرما)) ((35)) .

از دوستى با دشمنان خدا سخت پرهیز کن و در این سه آیه پیوسته تامل کن ! .

((لاتـجـد قـومـا یـؤمنون باللّه و الیوم الاخر یوادون من حاداللّه و رسوله و لوکانوا آباهم او ابناهم او اخوانهم او عشیرتهم اولئک کتب فى قلوبهم الا یمان )) ((36)) .

((قل ان کان آباؤکم و ابناؤکم و اخوانکم و ازواجکم و عشیرتکم و اموال اقترفتموها و تجارة تخشون کـسـادهـا و مـساکن ترضونها احب الیکم من اللّه ورسوله و جهاد فى سبیله فتربصوا حتى یاتى اللّه بامره و اللّه لایهدى القوم الفاسقین )) ((37)) .

((تلک الدار الا خرة نجعلها للذین لایریدون علوا فى الا رض و لافسادا والعاقبة للمتقین )) ((38)) .

و تلاوت قرآن را ترک مکن که بر حسب روایات , قرآن , عهد خدا است و باید شخص در این عهدنظر کند و حداقل روزى پنجاه آیه از آن را قرائت نماید .

از فایده و فضیلت تفکر در خلق آسمان و زمین , نفس خود و همه آیات الهى , که سبب مزید معرفت وخـداشـنـاسـى و بیدارى و آگاهى و ترقى روح و عقل مى شود, هیچ گاه غفلت مکن که خداوند خردمندان را درقرآن به این صفت توصیف و تعریف نموده است و هم در قرآن مى فرماید: ((و فى الا رض آیات للموقنین و فى انفسکم )) ((39)) .

مـبـادا از آنـهـا بـاشـى کـه از نـظـر بـه ظاهر این عالم , به باطن آن نمى رسند و به همین تماشا و سیرظاهرى جهان اکتفا کرده , مشمول این آیه شریفه مى شوند:

((و کاین من آیة فى السماوات و الارض یمرون علیها و هم عنهامعرضون )) ((40)) .

و در تـوسـل بـه حـضـرات مـعصومین , علیهم السلام , و حضور در مجالس ذکر فضایل و مناقب و مـصـایـب ایـشـان , خـصوص مجالس روضه و تعزیه حضرت سیدالشهدا, علیه افضل التحیة و الثنا, کـوتـاهـى نـنما و این مجالس را که متضمن کمال روح و تهذیب نفس و کسب ثواب و اجر بسیار و ازدیاد بصیرت و معرفت است مغتنم بشمار! .

و خـصـوصـا یاد ولى نعمت حقیقى و آن آقایى که همه نعمت هاى الهى و فیوض ظاهریه و باطنیه , ازبـرکـت وجـود مـقـدس او بـه ما مى رسد, یعنى حضرت بقیة اللّه , مولانا المهدى , ارواحنا فداه , را فـراموش ننما و تامى توانى با گفتار و کردار خود خوشنودى و مسرت خاطر شریف ایشان را فراهم نـما!, براى تعجیل فرج وظهور آن حضرت و نزدیک شدن روزگار رهایى دعا کن و سعى کن که از منتظران حقیقى و متعهد آن حضرت باشى ! .

بر صلوات بر محمد و آل محمد, صلوات اللّه علیهم اجمعین , مداومت داشته باش ! .

و این حقیر فقیر سراپا تقصیر را از دعاى خیر و طلب مغفرت , حیا و میتا, فراموش ننما! .

فـان اللّه یـحـب الـمـحسنین و لا حول و لا قوة الا باللّه العلى العظیم و آخردعوانا ان الحمدللّه رب العالمین و صلى اللّه على سیدنا محمد و آله الطاهرین .

والسلام علیکم و رحمة اللّه .

لطف اللّه صافى .

(0) نظر
برچسب ها :
سئوال 5 = رهايى از گرفتاريهاى روحى

سئوال 5 = رهایى از گرفتاریهاى روحى

خدمت مرجع عالى مقام شیعه , آیت اللّه العظمى صافى (مدظله ) .

با عرض ادب و ارادت ! .

ت براى رهایى از گرفتارى هاى روحى و سلب توفیقاتى که قبلا داشته ام , چه باید کرد؟ .

بسم اللّه الرحمن الرحیم .

ت نامه شکایت آمیز شما از حالات روحى و تاسف بر سلب بعضى توفیقاتى که داشته اید, واصل شد .

ایـن روحـیـه گـلـه از نـفـس و تـوجـه بـه منابع روحانى یا [توجه به ] ابتلا به خسارتها و زیانهاى مـعـنـوى ,دلـیـل بـیدارى ضمیر و حیات قلب و آگاهى و سلامتى روح است و ضد حالت غفلت و بى اعتنایى به گناه است و حالت معاتبه نفس است , که در اصلاح باطن بسیار مؤثر است .

در احـادیـث شـریـفه , قریب به این مضمون آمده است که در امم گذشته , شخصى بود که سالیان درازعـبادت مى کرد, سپس به رسم آن زمان ها قربانى کرد و مقبول درگاه الوهیت , عزاسمه , نشد او خـود را ونـفـس خود را مخاطب قرار داد و گفت : ((به من نرسید آنچه رسید مگر از تو و نیست گناه , مگر از تو)) خطاب شد که این نکوهش و توبیخ نفس , از آن سالها عبادت , بهتر است .

بـایـد شـما با ایمانى که دارید, همین حالت شایسته را داشته باشید از فوت ثواب و محروم شدن از کـارنیک ناراحت شوید بنابراین در مقام جبران گذشته برآیید و شکر و سپاس خداى متعال را بجا آوریـد که این وجدان روشن را به شما عطا فرموده است به شکرانه آن برنامه هایى را که داشته اید با شـوق و نـشـاط ازسر بگیرید از خدا توفیق بخواهید و کمک و یارى طلب کنید انشااللّه حال شما از گذشته هم بهتر خواهدشد و صفاى باطن و نورانیت قلب شما, بیشتر مى شود .

بـایـد بـنـده , هـمـواره مراقب حالات نفسانى و قلب خود باشد که در حدیث است : ((دل نیز مانند آهن زنگ مى گیرد, و با تلاوت قرآن کریم و یاد مرگ , زنگ آن زدوده مى شود )) ((16)) .

اگر بتوانید نفس خود را جریمه کنید و او را در راه اطاعت و ریاضت , زحمت بیشتر بدهید .

زایـد بـر بـرنـامـه , اگـر مـى توانید از مال خود, انفاق نمایید, یا نماز بیشتر بخوانید یا قرآن زیادتر تـلاوت کنید چنانچه در احوال بعضى بزرگان گفته شده است که : وقتى نماز مغرب را مختصرى از اول وقت تاخیرانداخت , به کفاره آن و تادیب خود, بنده اى را آزاد کرد .

ایـن فقرات دعاوى شریف ابى حمزه ثمالى ((17)) را با توجه بخوانید و اگر عیبى در کارتان است , آن رااصلاح کنید: ((مالى کلما قلت قد صلحت سریرتى و قرب من مجالس التوابین مجلسى عرضت لـى بـلیة ازالت قدمى و حالت بینى و بین خدمتک سیدى لعلک عن بابک طردتنى و عن خدمتک نـحیتنى او لعلک رایتنى مستخفابحقک فاقصیتنى او لعلک رایتنى معرضا عنک فقلیتنى او لعلک وجدتنى فى مقام الکاذبین فرفضتنى او لعلک رایتنى غیر شاکر لنعمائک فحرمتنى اولعلک فقدتنى من مجالس العلما فخذلتنى او لعلک رایتنى فى الغافلین فمن رحمتک ایستنى او لعلک رایتنى الف مجالس البطالین فبینى و بینهم خلیتنى )) ((18)) .

ایـنـهـا اشـاره به یک سلسله از عوامل قلت یا سلب توفیق است که به هر حال توجه آموز, بیدارگر وعافیت بخش است .

مـن امـیـدوارم کـه شـما تحت تاثیر هیچیک از عواملى که در این دعا یاد شده قرار نگرفته باشید بـه امـید خدا برنامه ها را, مانند گذشته , اجرا کنید, جلو بروید, قدم بردارید که سعادتهاى بزرگ و درجات عالى و مقامات بلند در انتظار شماست .

بـه حـضـرت بقیة اللّه , مولانا المهدى , ارواح العالمین له الفدا, متوسل باشید و براى فرج ایشان دعا کنید .

به این بنده ضیعف سرمایه از دست داده و در بند نفس گرفتار مانده , از راه مرحمت دعا کنید .

ثـبـتـکـم اللّه و ایـانا بالقول الثابت فى الحیاة الدنیا و الاخرة بحق محمد و آله الطاهرین صلوات اللّه علیهم اجمعین .

والسلام علیکم و رحمة اللّه .

لطف اللّه صافى .

(0) نظر
برچسب ها :
سئوال 4 = راهنمائى در مسير سلوك

سئوال 4 = راهنمائى در مسیر سلوک

خدمت مرجع عظیم القدر, آیت اللّه العظمى آقاى صافى گلپایگانى ! .

مـستدعى است اینجانب را در مسیر سلوک راهنمایى فرمایید آیا در این راه از قطب و مرشد پیروى نمایم ؟در این زمینه , چه کتابى را پیشنهاد مى فرمایید؟ .

بسم اللّه الرحمن الرحیم .

مکتوب جنابعالى واصل و از مضمون آن اطلاع حاصل شد .

چـون در مـقـام تـهـذیـب اخـلاق و بـه گـفـته خودتان , در سیر و سلوک , راهنمایى از این حقیر خـواسـتـه ایـد,بـه شـمـا تـذکـر مـى دهم که کل تعالیم اسلام , از واجبات , محرمات , مستحبات و مکروهات ,سیر و سلوک است .هر مسلمانى , سالک الى اللّه است , با این تفاوت که در این سلوک , بر حسب قوت و ضعف , اشخاص در تعهد به انجام واجبات و ترک محرمات , همه در یک درجه و رتبه نیستند .

هـر چـه مـواظـبـت انـسـان بر اطاعت از خداوند متعال و دستورات شرع بیشتر باشد, در این سیر وتحصیل تقرب به خدواندموفق تر مى شود .

تـعـالـیـم عـبـادى , نـمـاز, حـج , روزه , دعا, قرائت قرآن , نماز شب , مواظبت بر خواندن نمازهاى نوافل یومیه , عبادات شب و روز جمعه , ترک دروغ و غیبت , محاسبه با نفس , قضاى حوایج بندگان خـدا, احـسـان بـه پـدر و مادر, صله رحم , حسن جوار, حفظ امانت , مصاحبت و همنشینى با علما, تـجدید توبه و استغفار,مواظبت بر اذکار تهلیل و تسبیح و تحمید و تکبیر, حسن معاشرت با مردم , امـر بـه مـعـروف و نـهـى از مـنـکـر,رعـایت حقوق برادران دینى تا حدى که در روایات معلى بن خـنـیـس ((13)) بـیـان شـده , حفظ اعضا و جوارح ازمعاصى و حتى ترک مشتبهات , تفکر در عالم آفـریـنش و عظمت ظهور قدرت خدا در خلقت مخلوقات ,تفکر در فناى دنیا, نظر عبرت به کوه و دریـا و موجودات کوچک و بزرگ و امور بسیار دیگر, که در آیات قرآن مجید بیان شده است و شرح مختصر آن نیاز به نوشتن یک کتاب دارد, همه سیر و سلوک است .

دسـتـور سـیر و سلوک , همین کتابهاى دعا, رساله ها, تفاسیر قرآن مجید و کتابهاى حدیث فارسى وعـربـى اسـت محتاج به قطب و مرشد نیست و همه این امور راه رفتن به سوى خدا است , و استاد همه ,قرآن و تعلیمات ائمه , علیهم السلام , و احادیث شریفه است .

خلاصه , همه مسلمانها, اعم از زن و مرد, در پنج وقت نماز,سیر الى اللّه دارند زن در خانه شوهر, با خانه داریش و انجام وظایف شرعیه خود, و مرد در بیرون خانه باکد یمین و عرق جبینش , مى توانند این سیر را ادامه دهند فقط باید دستور ((ولاتکن من الغافلین )) ((14)) را رعایت کنند و در همه این اعمال , چشم به رضاى خدا و تقرب به او داشته باشند وخدا را فراموش نکنند .

راه , بـه بـرکـت تعالیم اسلام , باز است و بسته نیست , و اگر هم بعضى معاصى , سد راه شده باشد, باتوبه , باز مى شود .

اشـخاص منزوى , گوشه گیر و تارک امر به معروف و نهى از منکر, راهنما نیستند راه بلدها, علما وشـاگـردان مکتب ائمه , علیهم السلام , مى باشند به شما هشدار مى دهم که از این فرقه اى که به آنـها اشاره کرده اید, حتما بپرهیزید, زیرا راهها و روشهاى آنان , گاه به کفر و شرک منتهى مى شود دعواى ارشاد آنها,اضلال است .

بـه شـما برادرانه نصحیت مى کنم , اگر خودتان با پاى خودتان , به مدد خواندن نماز در اول وقت , حفظزبان و برنامه هایى که به آن اشاره شد, به سوى خدا بروید, به خداوند نزدیک مى شوید .

((والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و ان اللّه لمع المحسنین )) ((15)) .

حـقـیـر هـم براى توفیق شما و حفظ ایمان شما از خطر وساوس شیاطین جن و انس , دعا مى کنم شماهم بنده را فراموش ننمایید .

والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته .

لطف اللّه صافى .

(0) نظر
برچسب ها :
سئوال 3 = نصيحت درباره سعادت دنيا و آخرت

سئوال 3 = نصیحت درباره سعادت دنیا و آخرت

ت محضر مرجع عالیقدر, حضرت آیت اللّه العظمى حاج شیخ لطف اللّه صافى (دام ظله الشریف ) .

با سلام ! .

بـا تـوجـه بـه ایـنـکـه جـنابعالى با بزرگان زیادى مانوس بوده اید, مستدعى است نصیحتى را که راهگشاى سعادت دارین باشد, مرقوم فرمایید که : ((فان الذکرى تنفع المؤمنین )) ((3)) .

بسم اللّه الرحمن الرحیم .

تـ عالم و هر چه در آن است و همه حوادثى که در آن واقع مى شود, گردش سال و گذشت عمر و شـب و روز, زمـیـن و آسمان , فقر و توانگرى , تندرستى و بیمارى , جوانى و پیرى , زندگى و مرگ , ذلـت و عـزت وهـر چـه را مـى بینیم و پیدایش هر چیز و نشو و نماى آن و تغییراتى که در آن پیدا مى شود, تا مرگ و فناى آن , همه پند و نصیحت است .

اگـر نـظـر انـسـان , نـظر عبرت باشد و از ظاهر دنیا, باطن آن را بشناسد, نگاهش به هر چیزى و هـرپـدیده اى او را از جهات متعدد هشیار و بیدار مى سازد و در هر ذره اى از ذرات عالم امکان و هر برگى ازبرگهاى درختان , ابوابى از معرفت و راههایى براى نیل به سعادت مى یابد, به شرط اینکه در زمـره آنـان بـاشد که : ((و یتفکرون فى خلق السماوات ربنا ما خلقت هذا باطلا)) ((4)) در شان آنهااست و از مردمانى که وصف آنها ((لهم قلوب لایفقهون بها ولهم اعین لایبصرون بهاو لهم اذان لا یسمعون بها)) ((5)) است , نباشد .

بـنـابـرایـن , کـتاب تکوین ـ سراسرش و تمام ذراتش , کلمات , آیات و حروفش ـ پر است از موعظه ونصیحت , به شرط اینکه , شخص , سواد خواندن آن و عقل فهم معانى آن را داشته باشد .

کـتـاب بـزرگ وحـى و تـشریع قرآن مجید نیز مثل همان کتاب تکوین , متضمن هدایت , نصیحت وارشـاد اسـت هـر چـه انسان آن را بیشتر بخواند و در معانى آیات آن بیشتر تامل کند, به مواعظ و نصایح بیش و بیشتر راهنمایى مى شود شما در هر رشته اى نصیحت بخواهید مى توانید از این کتاب اعظم آسمانى دریافت کنید .

اوصاف عبادالرحمن را در سوره مبارکه فرقان بخوانید .

تـعـلـیـمات اخلاقى و اجتماعى را در مثل سوره اسرى , آیات 22 تا 39, قرائت کنید آیات بشارت و انذارآن , همه نصیحت و هشدار دهنده است بیان اوصاف مؤمنین , اصحاب میمنه , اصحاب یمین و اصـحـاب شـمال , آموزنده و نصحیت است قصص قرآن , سرگذشت انبیا و رجال الهى و سؤ عاقبت کفار, ارباب معاصى , فراعنه و جباران , پند و اندرز و هدایت به صراط مستقیم است , همه را بخوانید و پیوسته تکرارکنید و در مضامین آنها تامل نمایید در مثل این آیات کریمه تامل کنید و سعى کنید

بـه حـقیقت مفاد آنهابرسید: ((تلک الدار الاخرة نجعلها للذین لایریدون علوا فى الارض و لافسادا والـعـاقبة للمتقین )) ((6)) , ((واضرب لهم مثل الحیوة الدنیا کما انزلناه من السمافاختلط به نبات الارض فاصبح هشیما تذروه الریاح و کان اللّه على کل شئ مقتدرا)) ((7)) , ((فمن یعمل مثقال ذرة خـیـرا یـره و من یعمل مثقال ذرة شرایره )) ((8)) , ((و کاین من آیة فى السماوات و الارض یمرون عـلـیـهـا و هـم عـنهامعرضون )) ((9)) , ((کم ترکوا من جنات و عیون و زروع و مقام کریم و نعمة کـانـوافیها فاکهین )) ((10)) , ((افرایت ان متعناهم سنین ثم جاهم ماکانوا یوعدون مااغنى عنهم ما کانوا یمتعون )) ((11)) .

خـلاصـه , قـرآن نورى است که اگر از آن روشنى طلب شود, همه تاریکیها را از میان مى برد اگر بـه زبـان عربى , آشنایى ندارید, تفسیر این آیات را در تفاسیر فارسى , مثل منهج الصادقین و تفسیر ابوالفتوح رازى , بخوانید .

هـمـراه بـا قـرآن , مـواعـظ و نصایح رسول خدا, صلى اللّه علیه و آله , و مواعظ امیرالمؤمنین , علیه السلام , را درنهج البلاغه و کتابهاى دیگر, و نصایح سایر ائمه معصومین , علیهم السلام , را که حاملان علوم قرآن ومفسران حقیقى کتاب خدا مى باشند, بخوانید .

سـعـى کـنـیـد در حـدى کـه مـى تـوانید, حقوق برادران و خواهران ایمانى را رعایت کنید, براى قـضـاى حـوایـج مـردم , خصوصا طبقات ضعیف تلاش کنید, حضور در جماعات و جلسات دینى و مذهبى را ترک نکنید .

تـوفـیـق بـه نـماز شب را بسیار مهم و مغتنم بدانید و از یاد خدا در هر حال غافل نباشید, شبهاى جمعه دعاى کمیل و روزهاى آن , دعاى ندبه را بخوانید .

سـخـت تـر از آنـچه شخص در امور مالى , از شریک و طرف معامله خود حساب مى خواهد, خودتان به دقت , به حساب کارهاى خودتان برسید که فرمودند: ((لیس منا من لم یحاسب نفسه فى کل یوم فان عمل حسنا استزاداللّه و ان عمل سیئا استغفراللّه منه و تاب الیه )) ((12)) .

نیت خود را خالص کنید و خود را به هیچ کس و هیچ چیز, جز خدا و ثواب خدا نفروشید .

بـا حـضـرت بـقـیـة اللّه , قـطب عالم امکان , ارواح العالمین له الفدا, ارتباط قلبى را مستمر بدارید فـرامـوش نـکـنـیـد که رعیت آن حضرت و تحت ولایت آن حضرت هستیم هر چه بتوانیم کارهاى خـودمـان را بـه حساب ایشان و خدمت به اهداف و مقاصد بلند ایشان , که اعلا کلمه اسلام و عزت مسلمین است ,بگذاریم و همه دوستان , شیعیان و منتظران ظهور آن بزرگوار را صمیمانه دوست بداریم .

امـیـد اسـت سـعـادتـمـند باشید و به مقامات عالیه , که فقط با پیروى از اهل بیت , علیهم السلام , حاصل مى شود, نایل گردید .خـداوند, شما و ما و همه مؤمنین را, از گرفتار شدن در دامهاى شیاطین انسى و جنى و اهل بدع , حفظفرماید .اگـر در مـظان اجابت دعوات , حقیر را از دعاى خیر, مخصوصا براى سلامتى ایمان , حسن عاقبت وتوفیق فراموش ننمایید, بسیار متشکر خواهم بود .

والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته .

لطف اللّه صافى .

(0) نظر
برچسب ها :
سئوال 2 = عدم پاى بندى اعضاى خانواده به وظايف و دستورات اسلامى

سئوال 2 = عدم پاى بندى اعضاى خانواده به وظایف و دستورات اسلامى

باسمه تعالى .

حضور مبارک مرجع عظیم الشان شیعه , حضرت آیت اللّه العظمى صافى (دام ظله العالى ) .

با سلام ! .

حـضـرت آیت اللّه , محیط زندگانى براى اینجانب بسیار مشکل شده و این به خاطر عدم پاى بندى اعـضـاى خـانـواده مان , به وظایف و دستورات اسلامى است به همین جهت تصمیم به ترک خانه را دارم تـا در جـایـى دیگر, با فراغ بال , به وظایف شرعیم رسیدگى کنم در ضمن حافظه ام نیز قوى نیست و این مشکلى دیگربراى من است .

خواهشمندست در این دو مورد اینجانب را, با اندرزهاى گهربارتان , راهنمایى نمایید .

ت بسم اللّه الرحمن الرحیم .

مـرقـوم شـمـا واصل شد از خداوند متعال مسالت مى نمایم مشکلات شما به احسن وجه حل شود وحسن عاقبت داشته باشید .

احـسـاسـات دیـنـى , عـلاقـه و تـعـهـد شـمـا به احکام و وظایف شرعى مورد تقدیر است انشااللّه مـشـمول الطاف حضرت بقیة اللّه , ارواح العالمین له الفدا, باشید فعلا اگر چه محیط خانواده براى انـجـام وظـایف مذهبى چنانکه لازم است آماده نباشد, ولى شما استقامت کنید و با همین شرایط, وظـایـف خـود را انـجام دهید به نظر مى رسد تغییر وضع زندگى قبل از پایان تحصیلات , موجب اشکالات بیشتر براى شما شود .

شما وضع مسلمانان صدر اسلام را در نظر بگیرید که جوانهایى در خانواده هاى کفر اسلام آوردند و بـاوجـود چه مشکلات و متاعبى , استقامت مى ورزیدند انشااللّه شما موفق مى شوید مایوس نباشید ضـعـف حافظه هم مساله اى نیست بسیار دیده شده اشخاص با هوش و استعداد در حافظه ضعیف بوده اند وبعکس هم اتفاق افتاده است که آن ضعف را آن قوت جبران مى نماید .

خداوند متعال شما را یارى کند .

والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته .

لطف اللّه صافى .

(0) نظر
برچسب ها :
سئوال 1 = تزكيه نفس

سئوال 1 = تزکیه نفس

بسم اللّه الرحمن الرحیم .

محضر حضرت آیت اللّه العظمى صافى گلپایگانى (دامت برکاته ) .

سلام علیکم .

تقاضا دارم به سؤالات زیر پاسخ بفرمایید:

بـا تـوجـه به اینکه خداوند در سوره شمس , یازده قسم براى تزکیه نفس یاد کرده است , عده اى تزکیه وتهذیب نفس را واجب مى دانند, آیا صحیح است ؟ .

تزکیه و تصفیه نفس , واجب است و بر حسب آیه کریمه ((قد افلح من زکیها)), ((1)) هر کس تزکیه نفس کند, رستگار مى باشد .

مـسـالـه پـاکـسازى , تهذیب اخلاق , تصفیه , تحلیه , صفاى روح و جلاى قلب در برنامه هاى عبادى واخلاقى و اعتقادى اسلام منظور شده است , و همه در صفاى باطن و بردن زنگار از قلب و تهذیب نفس وتنویر ضمیر مؤثرند .

بخشى از تعالیم عالیه اسلام , تزکیه و تصفیه و بخشى هم تکمیل و تحلیه و بلکه بیشتر یا همه تعالیم دین مبین , متضمن هر دو فایده تزکیه و تحلیه است .

تـوبـه , اسـتـغـفـار, تقوا, اجتناب از محرمات , اهتمام در حلیت غذا, پوشاک , مسکن , کسب , شغل و انجام عبادات و ریاضات شرعیه از نماز, دعا, ذکر خدا, روزه , حج , اداى زکات و سایر حقوق شرعیه و احـسـان بـه والـدین , احترام معلم , صله رحم , کظم غیظ, یاد موت , زیارت مشاهد و قبور, اعتبار از حوادث روزگار,مجالست با نیکان و علما و بیشتر هدایتها و ارشادات دینى که یا به عنوان واجب یا مـسـتحب یا حرام یامکروه عنوان شده است , همه اسباب صفاى باطن , کمال نفس , تزکیه و تحلیه اسـت , هـمه سیر و سلوک است و مخصوصا اعتقادات صحیح معرفة اللّه , معرفت انبیا, معرفت ائمه و سایر معارف که بر اساس توحید و ایمان به عالم غیب و جزا و پاداش و معاد, استوار است .

در ایـن خـودسـازى , انـسان نقش اساسى و بنیادى دارد, انجام وظایف و تکالیف و عبادات و ترک گناه که ادامه یافت , روشنى باطن بیشتر و بیشتر مى شود, و سفر آنان الى اللّه و به سوى خدا شتاب مـى گیرد تاتمام قلب , روشن و منور گردد, و به عکس ارتکاب محرمات , گناهان و ترک عمل به هدایتهاى دینى قلب را تاریک و سیاه و روح را آلوده و تباه مى سازد .

بـنـابـرایـن , دیـن , همه اش سلوک و سیر الى اللّه و تهذیب و تصفیه و تحلیه و تکمیل است این سیر وسـلـوک , عـمـل اسـت کـه ((من عمل صالحا من ذکر او انثى و هو مؤمن فلنحیینه حیاة طیبة و لـنـجزینهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون )) ((2)) موجب حیات طیبه مى گردد و باعمل , التزام , ایـمـان , تـعـهد, خلوص نیت و خلاصه , دو بال علم و عمل , انسان به این مقامات نایل مى شودو در مشاهد عالیه , حضور مى یابد .

پـیـر, مـرشـد, قـطـب و تلقین ذکر از این و آن غیر از قرآن و احادیث اهل بیت عصمت و طهارت , عـلـیهم السلام , نمى خواهد و نباید به اسم سیر و سلوک , افرادى دین را به شریعت و طریقت تجزیه نـمـایـنـد وگـروه بندى کنند و حتى علما را به این عناوین تقسیم بندى کرد و برنامه هایى را که اصالت اسلامى ندارند,عنوان نمایند .

سیر و سلوک همه کتابهایى مثل مصباح المتهجد شیخ توسى , انجام فرایض , نوافل , امر به معروف و نهى از منکر و سعى در اعلاى کلمه اسلام و عزت مسلمین و قضاى حوایج مؤمنین و انتظار واقعى فرج ,به ظهور حضرت مهدى , ارواح العالمین له الفدا, است .

خداوند متعال همگان را به دین خود, در راه راست ـ که اسلام است ـ هدایت فرماید .

تـ گاهى گفته مى شود اگر کسى مى خواهد به کمالات معنوى برسد باید ادعیه و اذکار را مانند دارو بـداند و آن را زیر نظر طبیب روحانى و مجتهد مصرف کند, زیرا ادعیه ما داراى مراتب روحى است , آیا صحیح است ؟ .

تـ در ایـن جـهت , همین مقدار که ادعیه و اذکار را از کتابهاى معتبر مثل کتابهاى علا مه مجلسى وکـتـاب مـصـبـاح شیخ توسى و مفاتیح الجنان بخواند کافى است و نیز نظر شخص خاص و اجازه , لازم نـیـسـت , بـلکه بعضى برنامه هایى به این عناوین ـ که باید با اجازه باشد و صوفیه و بعض دیگر عـنـوان کـرده ومـى کـنـنـد ـ بى اصل و بعضى صورتهاى آن بدعت و حرام است , غرض اینست که برنامه هاى دعا و عبادت وهمه وظایف از شرع و از حضرات معصومین , علیهم السلام , رسیده باشد و شخص از اختراعات اشخاص تقلید ننماید .

قم / لطف اللّه صافى .

(0) نظر
برچسب ها :
ج ـ محيط و اجتماع

ج ـ محیط و اجتماع

محیط زندگی کودک، به سادگی و آسانی در کودک تأثیر گذارده و به طور مستقیم و غیر مستقیم غرایز و عاداتی را در او می پروراند. افراد به عنوان همدرس، دوست، همبازی و ... تأثیر مستقیم بر اندیشه و رفتار کودک دارند و وسایل ارتباط جمعی مانند رادیو و تلویزیون، سینما، مجلات و کتابهای درسی تأثیر غیر مستقیم. قوانین و مقررات عرفی، اجتماعی و قبیله ای نیز در طرز تفکر، اخلاق، بیداری و خمودی کودک اثر گذاشته، به غرایز او شکل می دهند.

در قسمت بعد به بررسی نیازهای روانی کودک خواهیم پرداخت.

(0) نظر
برچسب ها :
ب ـ مدرسه

ب ـ مدرسه

چهره و حرکات معلم، طرز فکر و چگونگی برخورد او، اثری مستقیم در تربیت کودک دارد. معلم از آن جهت که مسؤولیت رشد فکری و روحی دانش آموز را بر عهده دارد و انجام این رسالت با بارور کردن اندیشه انسانی و تربیتی او امکان پذیر است، باید پدر و مادر از تفکر معلم و جو حاکم بر محیط درسی فرزند خود باخبر بوده، در تربیت فرزندشان با مدرسه همکاری و همفکری نمایند.

(0) نظر
برچسب ها :
الف ـ پدر و مادر

الف ـ پدر و مادر

والدین، نخستین کسانی هستند که کودک از آنها شکل می گیرد و بسیاری از روحیات و غرایز او در اثر تماس با آنها به وجود می آید. آنها از آن جهت که بسیاری از ویژگیها و صفات را از خود و اجدادشان به کودکان منتقل می کنند، عامل وراثتند و از آن جهت که در تماس همیشگی با فرزند خویش هستند و اعمال و رفتار او را زیر نظر دارند و او نیز آنها را الگوی خویش قرار می دهد، یک عامل محیطی برای تربیت به حساب می آیند. پس پدر و مادر (خانواده) اولین بذر رشد فردی و شخصیت آدمی را می کارند، زیرا کودک در بیشتر حالات خود، مقلد پدر و مادر خواهد بود. مهمترین و سنگین ترین رسالت تربیت به عهده این عامل است که با بهره گیری از ابزار مختلف، در این میدان وسیع، قدم برمی دارد و نیازهای روحی، عاطفی، اخلاقی و اجتماعی کودک را تأمین می کند.

پدر و مادر، اگر خود دارای ثبات نظر، آرامش روحی و دوستی باشند و هر گونه کینه و خشونت را از خود دور سازند، در ایجاد آرامش روحی فرزند و دلبستگی او به خانه و خانواده، کمک کرده اند. بسیاری از کودکان منحرف و کسانی که در بزرگسالی به جرمهای سنگین رو می آورند، به خاطر نبود آرامش در خانواده آنهاست.

(0) نظر
برچسب ها :
عوامل مؤثر در تربيت كودك

عوامل مؤثر در تربیت کودک

از آنجا که بسیاری از رفتارها و کردارهای فردی و اجتماعی انسانها به تأثیرگذاری عوامل گوناگونی مستند بوده، آن عوامل در تکوین شخصیت آدمی مؤثرند، مناسب است که مورد توجه و بررسی قرار گیرند:

(0) نظر
برچسب ها :
تربيت چيست؟

تربیت چیست؟

استاد شهید مطهری در زمینه تعریف تربیت می گوید:

«تربیت عبارت است از پرورش دادن، یعنی به فعلیت در آوردن استعدادهای درونی ای که در یک شی ء هست. و لهذا تربیت فقط در مورد جاندارها صادق است.»(1)

پس، تربیت، یک عمل عمدی، آگاهانه و دارای هدف است که به منظور رشد دادن، ساختن، دگرگون کردن و نیز شکفتگی استعدادهای مادرزادی انجام می شود.

کودک، یکی از افرادی است که تحت تربیت پدر و مادر خویش قرار می گیرد و بسیاری از روحیات فرهنگی ـ اجتماعی او با نظارت پیگیر و مداوم آنها حاصل می شود. این خانواده است که او را صالح یا فاسد بار می آورد، و عامل شکل گیری نوع جهان بینی کودک، شخصیت و مسایل روحی و روانی او و محدوده تأثیرگذاری آنها می شود. او دین، شرافت، اعتماد به نفس، صدق و صفا، نوع دوستی، همدلی با دیگران، احترام به قانون، احساس مسؤولیت و تعاون را از پدر و مادر می آموزد.

کودک همان گونه که از نظر جسم، آسیب پذیر است و در برابر کمترین و کوچکترین حادثه ای واکنش، نشان داده و بیمار می شود، از نظر اخلاقی و روانی هم به همان اندازه یا بیشتر، آسیب پذیر است. او بسیاری از حالات و رفتارهای فردی و اجتماعی خود را از بزرگترها تقلید می کند و در نظم، احترام به قانون، پای بندی به مذهب، ادب، خشونت، بی بند و باری، ناسازگاری و ... از اطرافیان خود شکل می گیرد.

اگر والدین و مربیان ما همان قدر که به شکستگی دست و پا یا ناراحتی چشم و گوش فرزند خود اهمیت داده و سرمایه گذاری می کنند، برای تربیت روحی و اخلاقی او سرمایه گذاری می کردند و از دروغگویی، بی ادبی و بی علاقگی او به مذهب و دیگر بیماریهای روانی رنج می بردند، و برای درمان آنها به اهلش مراجعه می کردند، جوانان ما در سطح بالایی از اخلاق و تربیت قرار داشتند، زیرا تأثیرپذیری کودک از اقدامات و ارشادهای مربیان بسیار سریع است.

امیر مؤمنان علی علیه السلام برای فرزندش امام حسن مجتبی(ع) چنین نوشت:

«و انما قلبُ الحَدَثِ کلأرضِ الخالیة، ما القِی فیها قَبِلَته فَبادَرُتکَ بالاَدب قَبلَ اَن یَقسُوَ قَلبُکَ و یَشّتَغِلَ لُبّک»(2)

ذهن کودک همانند زمین خالی است که هر بذری در آن قرار داده شود، می پذیرد و ثمر می دهد. پس من پیش از آنکه ذهن تو، به واسطه چیزهای دیگر (دوستان و محیط و ...) شکل گیرد و سخت شود، و فکرت مشغول و سرگرم گردد، اقدام به تربیت تو نمودم.

آن حضرت در این کلام حکیمانه، رسالت تربیتی پدر و مادر را یادآور شده اند. پدر و مادر باید قبل از اینکه کودک، تحت تأثیر محیط و شرایط آن قرار گیرد، فرزندشان را دریابند و با بر آوردن نیازهای روحی و عاطفی او و جهت دادن به آنها، او را در مسیر مستقیم الهی قرار دهند.

(0) نظر
برچسب ها :
مقدمه

مقدمه

اهمیت خانواده به عنوان یک واحد اجتماعی، مسأله ای غیر قابل تردید است. تأثیر خانواده در کودک از نظر فرهنگی، اجتماعی، اخلاقی و عاطفی بسیار مهم و باارزش است؛ زیرا طفل، مبانی زندگی را در آنجا فرا می گیرد و خوب و بد را از آنجا می آموزد. از این رو، خانواده ای که آرامش روحی بر آن حکمفرماست، بهترین آموزشگاه برای کودکی است که باید در آینده به جرگه عظیم اجتماع بپیوندد. بیشتر «بایدها» و «نبایدها» «خوبیها» و «زشتیها» و روحیات کودک در خانواده پایه گذاری می شود.

آشنایی با روشهای تربیت کودک از ضروریات زندگی خانواده هاست. بر هر پدر و مادری لازم است که قبل از تولد فرزندشان، اصول اولیه تربیتی را فرا گرفته، خود را برای رسالت سنگین تربیت فرزند، با استفاده از شیوه های صحیح تربیتی و کاربرد آن در مقاطع مختلف سنی، آماده کنند.

(0) نظر
برچسب ها :
1. بعد معنوى و عرفانى حج

1. بعد معنوى و عرفانى حج

عبادات که به عنوان هدف آفرینش انسان (1) تعیین شده است اسرارى دارد که این سرار غیر از آداب و احکام ظاهرى عبادات مى‏باشد. نوعا عبادات و فرائض الهى با اختلاف درجات فراوانى که نسبت‏به هم دارند، براى تقویت‏بعد روحانى و نفسانى و در جهت‏سیر و سلوک انسان وضع شده تا از عوالم جسمانى به عوالم روحانى تکامل یابند و به مقام قرب الهى برسند. چنان‏که مرحوم آقامیرزا جواد ملکى تبریزى عارف بزرگ در این زمینه فرموده است:

«مقصود اصلى از تشریع حج و سائر عبادات، تقویت‏بعد روحانى انسان است و تکالیف و فرائض الهى از نظر خاصیت اثرگذارى در روح و جان انسان مختلفند. بعضى اثر تطهیر و تخلیه را دارند که ظلمت را از فضاى روح و جان بشر دور مى‏کند و بعضى دیگر موجب تحلیه و تزیین جان و وسیله جلب نورانیت مى‏گردد. و دسته دیگر، جامع هر دو اثر (تخلیه و تحلیه) هستند و حج از این دسته سوم است. زیرا حج‏یک معجون الهى است که جمیع امراض قلوب مثل بخل و استکبار و تنبلى و. . . را که مانع نورانیت قلب‏ها هستند، علاج مى‏کند. (2) بنابراین و با توجه به مطلب فوق، حج از میان عبادات و فرائض الهى، جامع هر نوع آثار و فواید و اسرارى است که در عبادات دیگر وجود دارد. چنان‏که مرحوم علامه طباطبائى در این مورد مى‏فرماید: وقتى که سرگذشت ابراهیم، آن‏چنان که در قرآن بیان شده را، به دقت مطالعه کنیم مى‏یابیم که این جریان یک دوره کاملى از سیر عبودیت و بندگى خدا و به اصطلاح یک سیر و سلوک معنوى است که بنده از موطن خود تا قرب الهى را مى‏پیماید و با پشت‏سرانداختن زخارف دنیا و لذائذ و آرزوهاى مادى و جاه و مقام و خلاصى از وسوسه‏هاى شیطانى به مقام قرب الهى دست مى‏یابد.

این وقایع و اعمال و نسک حج گرچه به ظاهر از هم جدا هستند، اما مطالعه دقیق آن نشانگر دقایق آداب سیر طلب و حضور مراسم حب و عشق و اخلاص و بالاخره بیرون آمدن از مقامات دانیه و پیوستن به مقامات عالیه است که هرچه بیش‏تر در آن‏وقت‏شود حقائق تازه‏تر و نکات لطیف‏تر عاید انسان مى‏گردد. (3) از این‏رو خداوند متعال هم براى فراهم‏شدن این سیر بندگى و رسیدن به مقام قرب و حضور الهى و زیارت کعبه حقیقى، به حضرت ابراهیم خلیل‏الرحمن و اسماعیل ذبیح‏الله ماموریت دادند که حریم خانه‏اش را از هر چیزى که مانع این سیر و سلوک معنوى باشد، پاکسازى نمایند (4) تا زائران الهى در خانه‏اش صرفا به او بیندیشند و دور او طواف نمایند و از ظلمت ماسوى الله رهایى یابند تا بتوانند در خانه عشق مهمان او شوند و آماده ملاقات با یگانه معبود عالم هستى گردند. چنان‏که همین اموریت‏با همین هدف در سوره حج‏به گونه‏اى روشن‏تر و دقیق‏تر بیان شده است:

قرآن در این زمینه مى‏فرماید:

به خاطر بیاور زمانى را که محل خانه کعبه را براى ابراهیم آماده ساختیم و به ابراهیم گفتیم که این خانه را کانون توحید کن و چیزى را شریک من قرار مده و خانه‏ام را براى طواف‏کنندگان و قیام‏کنندگان و رکوع‏کنندگان و سجده‏گزاران پاک گردان.

«واذا بوانا لابراهیم مکان البیت ان لا تشرک بى شیئا و طهر بیتى للطائفین و العاکفین و الرکع السجود. » (5) با توجه به تفسیر بودن (ان) براى (تبوئة) ، (6) به خوبى استفاده مى‏شود که هدف از تبوئة ابراهیم در کنار خانه خدا، دو چیز است که جامع هر دو این است که این مکان مقدس مرکز عبادت خدا قرار گیرد و هیچ چیز دیگر شریک خداوند قرار داده نشود. لذا و براى تحقق این هدف مقدس، به ابراهیم خلیل‏الرحمن دو ماموریت داده شد: 1. "ان لا تشرک بى شیئا" 2. طهر بیتى للطائفین" - یعنى اى ابراهیم مقصود از جاى‏دادن تو در این‏جا سکنى گزیدن نیست‏بلکه، نه تنها خودت نباید هیچ‏گونه شریکى براى من قرار بدهى - چه شرک خفى و چه شرک جلى - چه این‏که نکره در سیاق نهى مفید عموم است «لاتشرک بى شیئا» ; بلکه باید ساحت قدس کعبه را از هرچه که شائبه شرک مى‏رود پاکسازى نمائى تا دیگران در این مکان فقط مرا عبادت کنند و به هیچ دیگر نیندیشند. این مطلب با عنایت‏به صدر آیه و تناسب کلمه و موضوع که تطهیر کعبه براى امور عبادى نظیر طواف و عکوف و قیام و نماز مى‏باشد به خوبى فهمیده مى‏شود. مؤید این مطلب روایتى است از امام صادق‏علیه السلام که در تفسیر آیه فرموده است. علاوه بر این استعمال ضمیر متکلم وحده (بى - بیتى) بیانگر این است که این خانه، خانه خداست پس باید فقط خداوند مورد پرستش واقع شود.

مرحوم علامه طباطبائى در توضیح آیه مى‏فرماید:

مراد از آماده ساختن کعبه براى ابراهیم این است که آن‏جا مرجع عبادت خدا قرار داده شود تا بندگان آن‏جا را خانه عبادت قرار بدهند، نه این‏که ابراهیم آن مکان را محل سکنى و زندگى خود قرار دهد. از این‏رو خانه را به خودش نسبت داد و فرمود «بیتى‏» تا اعلان کند که این خانه، کانون توحید و مختص عبادت خداست و هیچ چیز نباید شریک خداوند قرار داده شود و هدف دیگر این بوده که ابراهیم براى کسانى که قصد خانه خدا نموده‏اند عبادتى را تشریع کند که خالى از هرگونه شائبه شرک باشد. (7) آنچه که این عبادت خالص را فاسد مى‏کند و از اختصاصى‏بودن خدا خارج مى‏کند و در نتیجه انسان را از بندگى و عبودیت منحرف مى‏کند، همان شرک است که خود داراى انواع و اقسام است که در قرآن ظلم عظیم تلقى شده است. (8) و شاید در راستاى تحقق همین هدف، در موقع احرام باید گفته شود «لا شریک لک لبیک‏» و به تعبیر عارفانه امام خمینى‏قدس سرهم لبیک‏گویان براى حق نفى شریک همه مراتبت کنید و از خود که منشا بزرگ شرک است‏به سوى او جل و علا هجرت نمائید. (حج درکلام و پیام امام خمینى، ص 10) و شاید نکته این‏که آیه «و اذن فى‏الناس بالحج‏» - بعد از آیه «طهر بیتى للطائفین‏» (9) - ذکر شده این باشد که ابراهیم اول ماموریت‏یافت تا محیط کعبه را براى عبادت خالصانه خدا از هرگونه مظاهر شرک و کفر پاکسازى نماید و آن‏گاه دعوت عمومى بنماید تا طواف و نماز و سایر اعمال حج فقط براى او انجام پذیرد.

یعنى اگر در گوشه و کنار جهان انواع و اقسام کنگره‏ها و اجتماعات براى اهداف خاصى تشکیل مى‏گردد، هدف از کنگره جهانى حج‏سیرالى‏الله و حضور در مهمانسراى الهى و رسیدن به مقام قرب الهى و آزاد شدن از هرگونه وابستگى و غل و زنجیرهایى است که به دور خود کشیده است، چه این‏که خانه خدا توصیف به عتیق شده است. (10) و طواف دور خانه عتیق باید سبب آزادى از بند عبودیت غیرخدا شود چنان‏که ذبح و قربانى هم باید موجب رهایى انسان گردد. که آیه دیگرى درباره قربانى مى‏فرماید: گوشت‏ها و خون‏هاى قربانى به خدا نمى‏رسد، بلکه آنچه به خدا مى‏رسد تقوى و پرهیزکارى شماست. (11) یعنى هدف از این سفر الهى، کسب تقوى و توشعه معنوى است چنانکه فرمود:

(در این سفر) زاد و توشه تهیه کنید که بهترین زاد و توشه پرهیزکارى است. اى صاحبان عقل و خرد از امن بپرهیزید. (12) یعنى تنها صاحبان عقل و خرد از این سفر کسب تقوى مى‏کنند و با پیمودن مدارج تقوى به مقام قرب الهى مى‏رسند، چه این‏که اگر تقوى به خدا مى‏رسد «یناله التقوى منکم‏» ، نفس متقى به خدا مى‏رسد چنان‏که استاد آیت‏الله جوادى آملى در توضیح آیه فرمود: از آن‏جایى که تقوى با نفس متقى اتحاد دارد، پس نفس متقى هم به خدا مى‏رسد و ممکن نیست تقوى به خدا برسد اما متقى نرسد، پس گوارا باد بر حج‏گزارى که قربانى‏اش لله باشد و غیرخدا را در آن نبیند تا تقوایش به خدا برسد و در نتیجه خودش هم به خدا برسد و شاید به خاطر همین تقوى ارزشمند و «موعود به‏» در نحر باشد که روز نحر را «حج‏الاکبر» و شاید تفسیر آیه «ثم لیقضوا تفثهم‏» (14) در روایات، به ملاقات با امام معصوم‏علیه السلام، اشاره به این نکته باشد که اگر زائر متقى با قربانى به خدا مى‏رسد، همچنان که آلودگى‏هاى ظاهرى را از بدن دور مى‏سازید، باید آلودگى‏هاى روح را با ملاقات با حجت‏الله برطرف نماید. چنان‏که امام صادق‏علیه السلام در این زمینه فرمود:

باید آلودگى‏هاى روح و جان را با ملاقات با امام‏علیه السلام برطرف نمایند. (15) امام باقرعلیه السلام هم در این‏باره فرمود: تکمیل حج‏به آن است که حاجى امام را ملاقات نماید. (16) احتمالا براى همین نکات بوده که حضرت ابراهیم با طى این منازل و مراحل حج‏به مقام والاى امامت نائل گشت. از جمله آیات دیگرى که دلالت‏بر بعد معنوى و عرفانى حج دارد آیه‏اى است که اشاره به نتیجه اعمال حج دارد:

هنگامى که مناسک حج‏خود را انجام دادید، پس ذکر خدا را بگوئید; همانند یادآورى کردنتان از پدران بلکه از آن هم شدیدتر و بیش‏تر. (17) یعنى بعد از اعمال حج و پیمودن منازل آن: باید چنان حالت ذکرى به زائر خانه خدا دست‏بدهد که غیر خدا را فراموش نماید، آن‏هم لااقل مثل آن شور و سوزى که در افتخار و مباهات به پدران خود در جاهلیت داشتند بلکه «اشد ذکرا» به شورتر و عمیق‏تر و با کیفیت‏بهتر و بالاتر; چه این‏که «اشد ذکرا» به کمیت ذکر کار ندارد، بلکه مربوط به توجه قلبى است که چه بسا یک ذکر قلبى همراه با سوز و گذار به مراتب بهتر و برتر و کارسازتر از یک عمر اذکار لفظى است. پس سرانجام حاجى مى‏تواند با توجه قلبى شدید به خدا برسد چنان‏که نبى مکرم اسلام‏صلى الله علیه وآله در این‏باره فرمود:

هدف از وجوب نماز و حج و طواف و مناسک به پاداشتن ذکرالله در قلب و جان انسان است و الا آن نماز و حج چه ارزشى خواهد داشت. (18) از این‏رو خداوند در توصیف مؤمنین فرمود: مؤمنان تنها کسانى هستند که هر وقت نام خدا برده شود، دل‏هاى آن‏ها ترسان گردد. (19) بنابراین، یکى از مناسب‏ترین مکان براى تحقق ذکر قلبى، مراسم با شکوه حج است‏شاهدش این است که خداوند متعال در آیات مختلف متذکر همین مساله در ایام حج‏شده است. (20) بنابراین، حاجى در همه‏جا باید سعى و تلاش نماید تا توجه قلبى برایش حاصل گردد. قرآن هنگامى که اهداف را بیان مى‏نماید یکى از آن‏ها را «و یذکروا اسم الله‏» ذکر مى‏فرماید: هنگامى که برنامه هدى را در موارد متعدد بیان مى‏کند، تذکر مى‏دهد که هدف از نحر و ذبح «ذکرالله‏» و «تقرب الى الله‏» است. شاهدش این است که در آیات متعدد مربوط به هدى، فقط یاد خدا را مطرح مى‏نماید; یعنى در هنگام قربانى تمام توجه باید به خدا و قبولى اعمال باشد و بقیه امور تحت‏الشعاع قرار گیرد.

از بین آیات گذشته آیه 34 از سوره حج قابل توجه بیش‏تر است چون‏که:

1. علت تشریع عبادات براى هر امت‏یک چیز قرار داده شد و آن ذکر الله است تا به این نکته توجه بدهد که مقصود اصلى از مناسک، ذکر الله است. چنان‏که بعضى از مفسرین گفته‏اند.

از این‏که در این آیه مبارک تشریع نسک را فقط به ذکر الهى تعلیل آورده، فهمیده مى‏شود که مهم‏ترین هدف از تشریع عبادت، ذکر الهى است. (21) 2. از دنباله آیه «فالهکم اله واحد فله اسلموا» استفاده مى‏شود که از آن‏جائى که معبود شما یکى است، پس باید فقط خاضع و تسلیم او بود و ذکر او را گفت و منسوب به غیر نکرد.

3. از تعقیب آیه فوق به آیه «و بشر المخبتین الذین اذا ذکرالله و جلت قلوبهم‏» (22) به دست مى‏آید که اولین صفت مخبتین همان توجه قلبى به خدا است که باید در مراسم حج‏براى حاجى حاصل گردد.

به علاوه، نکته دیگرى که از این آیه (با توجه به این‏که در سیاق آیات حج واقع شده) به دست مى‏آید این است که حاجى باید در ایام حج‏سعى کند که از مخبتین به شمار آید، آن‏هایى که داراى چهار ویژگى (وجل - صبر - اقامه - انفاق) هستند.

مرحوم علامه طباطبایى در توضیح آن مى‏فرماید:

جمله «بشر المخبتین‏» اشاره به این است که هر کس در حج‏خودش اخلاص و حالت تسلیم داشته باشد او را مخبثین است و مخبثین طبق این آیه کسانى هستند که وقتى نام خدا برده مى‏شود دل‏هایشان مملو از خوف پروردگار مى‏گردد و در برابر حوادث، صبر و شکیبایى پیش مى‏گیرند و برپادارندگان نماز هستند و از آنچه که خداوند به آن‏ها داده انفاق مى‏کنند. و لذا مرحوم علامه مى‏فرماید: انطباق این صفات مخبثین با کسى که حج‏خانه خدا را با حالت تسلیم به جا مى‏آورد روشن است، چون که همه این صفات در حج وجود دارد. (23) از این‏رو حضرت ابراهیم بالاترین مقام را که مقام تسلیم باشد در کنار کعبه، براى خود و ذریه‏اش درخواست نمود: پروردگارا، ما را تسلیم فرمان خودت قرار ده و از دودمان ما نیز امتى مسلمان قرار ده. (24) از جمله آیات دیگرى که دلالت‏بر بعد معنوى و عرفانى حج دارد، آیه‏اى است از سوره مبارکه مائده که خداوند فرمود: «اى کسانى که ایمان آوردید شعائر الهى را نقض نکنید و حریم آن‏ها را حلال نشمرید و احترام را نگه دارید و قربانى‏هاى بى‏نشان و یا نشاندار را حلال نشمرید و نیز احترام کسانى که براى به دست آوردن فضل پروردگار و جلب رضوان او به قصد زیارت خانه خدا حرکت مى‏کنند، نگه بدارید و براى آن‏ها مزاحمت ایجاد نکنید. (25) از آن‏جایى که «رضوان‏» در لغت‏به معناى رضایت کثیر (26) است، پس حاجى در این سفر مقدس باید دنبال کسب رضوان الهى باشد که مهم‏ترین سرمایه براى هر عبدى، کسب رضایت مولى است. «رضوان من الله اکبر» (27) و محل کسب چنین رضایتى، موسم با شکوه حج است. چنان‏که امام صادق‏علیه السلام در ضمن حدیث مفصلى فرمود: حج‏شعبه‏اى از رضوان الهى است. (28) هم‏چنان که حضرت ابراهیم عرض کرد: «پروردگارا! من بعضى از ذریه‏ام را در سرزمینى بى‏آب و علف در کنار خانه‏اى که حرم توست، ساکن ساختم تا نماز را برپادارند» (29) از این آیه هم بعد معنوى حج استفاده مى‏شود، چون که کلمات غیر ذى زرع و عند بیتک الحرم و لیقیموا الصلوة‏» اشاره به این واقعیت دارد که غرض از اسکان، زراعت و کسب و تجارت نیست، بلکه اسکان دراین مکان فاقد هر نوع امکانات اولیه، براى تقرب محض الى‏الله و متمحض شدن در عبادت اوست. مرحوم علامه طباطبایى هم در وجه هجرت حضرت ابراهیم‏علیه السلام به این سرزمین بى‏آب و علف فرمود: براى این‏که ذریه‏اش متمحض در عبادت خدا بشوند و شواغل دنیا دل‏هایشان را مشغول نسازد. (30) از این‏رو، اولین غرض و به قول بعضى از مفسرین تنها غرضش را اقامه نماز ذکر نمود و چنان‏که تکرار نداد «ربنا» در «ربنا لیقیموا» و ذکر نماز از بین شعائر، براى اظهار کمال عنایت‏به اقامه نماز در جوار پروردگار است. همچنان که از آیه «طهر بیتى للطائفین و العاکفین و الرکع السجود» (31) استظهار مى‏شود که عمده عبادت حاجى در کنار خانه خدا باید طواف و عکوف و نماز باشد.

پس جو حج، یک جو عبادت و بندگى و دور جستن از هرگونه تعلقات مادى است و سفر ج‏یک سفر الى‏الله است.

بنابراین، حاجى از همان اول که نیت‏حج مى‏کند و از خود و خانه و کاشانه و همه تعلقات مادى جدا مى‏شود تا احرام و طواف و سعى و رمى و هدى کند، همه جا خدا را مى‏جوید و در طلب وصال او شب و روز آرام ندارد; این سو و آن سو مى‏رود و در کوه و بیابان سرگردان مى‏شود تا در مهمانسراى الهى آیات روشن الهى را با چشم سر و چشم جان مشاهده نماید. «فیه آیات بینات‏» (32) و با سعى و تلاش همچون هاجر چشمه‏اى از معرفت‏براى او گشوده گردد. پس، هرکس که قصد سفر الى‏الله را نموده، باید از ابتداء از هرگونه امورى که با این سفر ضدیت دارد و دورى جسته و دل را فقط متوجه خدا بنماید. چنان‏که امام صادق‏علیه السلام در این‏باره فرمودند:

به هنگام حج دل را براى خدا مجرد ساختن، و از هر حجابى آزاد شدن و همه امور را به خدا سپردن، و در تما حرکات و سکنات بر او توکل کردن و خود را با آب توبه شستشو دادن و دنیا و مافیها را رها ساختن از مقدمات سفر الى‏الله است. (33) یعنى شرط نخستین این سیر، بیرون آمدن از خود و تعلقات مادى است و جهت تحقق عملى آن از لحظه اول احرام، باید از انواع تعلقات مادى و انواع امتیازات و تفاخرات و زخارف، حتى از کفش و کلاه رها شود، تا حالت فرشته‏گونه پیدا کند. و فقط با دو تکه پارچه پاک و حلال با رمز مخصوص جواز عبور براى مهمانى و ملاقات با رب‏الارباب بگیرد. از این‏رو، لحظه جواز عبور گرفتن بسى حساس و سرنوشت‏ساز است، که اولیاء الله در موقع گفتن لبیک رنگ عوض کرده و گریه مى‏نمودند که نکند جواز عبور به آن‏ها داده نشود. و چنان‏که امام صادق‏علیه السلام و امام سجادعلیه السلام در این لحظه به حالت غشوه افتادند. وقتى که علت را پرسیدند، فرمودند: چگونه جرات کنم که بگویم «لبیک اللهم لبیک‏» در حالى‏که مى‏ترسم لبیک (خدایا آمدم) بگویم اما جواب آید که من آمدن تو را قبول ندارم. (34) لبیک را کسى مى‏گوید که احساس حضور نماید در اطاق در بسته در حالى که کسى نباشد، بله بله نمى‏گویند اگر لبیک گفته مى‏شود یعنى در حضور او هستیم او ما را صدا زده و ما جواب مى‏دهیم. از این‏رو، حضرت امام خمینى‏قدس سره عارف معاصر فرمود: مهم آن است که حاجى بداند کجا مى‏رود و دعوت چه کسى را اجابت مى‏کند و مهمان کیست و آداب این مهمانى چیست. (35) حاجى مى‏خواهد با احرام حرم امن الهى در خود به وجود آورد و منطقه وجودش را براى غیرخدا ممنوعه اعلان کند: «من دخله کان آمنا» (36) تا براى همیشه بر روى غیرخدا ممنوع گردد. خود میزبان فرمود: کسانى که (به واسطه احرام) حج را بر خود واجب نموده‏اند باید از هرگونه تمتعات جنسى و انجام گناه و گفت‏وگوهاى بى‏فایده و جر و بحث‏هاى بى‏ارزش اجتناب کنند. (37) مسائل معنوى و عرفانى حج هرگز تمام‏شدنى نیست، و رسیدن به مقامات عالیه در حج، وقف احدى نیست‏بلکه بستگى به سعى و تلاش، همت و خلوص و سوز و گداز زائران دارد. و هر زائر خانه خدا باید بداند که اگر کسى در این بعد از حج که مهم‏ترین ابعاد حج است موفق نگردد، در ابعاد دیگر هم‏چندان موفق نخواهد شد. چنان‏که حضرت امام خمینى‏قدس سره احیاگر حج ابراهیمى، محمدى در این‏باره فرمودند: تحصیل ابعاد دیگر حج در گرو تحصیل بعد معنوى حج است; بعد سیاسى و اجتماعى حج‏حاصل نمى‏شود، مگر آن‏که بعد معنوى و الهى آن جامه عمل بپوشد. (38) بنابراین، حاجى تنها نباید این بدن را از راه دور حرکت داده و به میقات و مطاف و مسعى و عرفات و مشعر و منى رساند، اما با جان خالى از معارف آسمانى و دست تهى از بهره معنوى حج‏با چمدان‏هاى پر از عروسک و اسباب بازى برگردد. (39) «فوا اسفاه من خجلتى و افتصاحى‏» (40) آن‏کس که با پا به کعبه رود کعبه را طواف مى‏کند و آن‏کس که با دل برود او را طواف مى‏کند و اگر حاجى در ایام حج‏به خود نپردازد و از خودبینى رها نشود و به خودسازى همت نگمارد و از احرام تا حلق و تقصیر و طواف خود را از آلودگى خلاصى نبخشد، پس کى؟ اگر قبل و بعد او فرق نکند، پس کى؟ چه آن‏که حج فراموش کردن خود، در راه خدا و ذوب شدن من، در ما است.

(1) نظر
برچسب ها :
SMS
اگرچه نازنینان را وفا نیست ، گلستانی چو باغ آشنا نیست ، اگر بر اوج آسمان هم پا گذارم ، دلم یک لحظه از یادت جدا نیست ******************************************
(0) نظر
برچسب ها :
SMS
اون کسی رو که دوست داری هر چند وقت یکبار بهش یاد آوری کن ، تا فراموشی نکنه قلب براش می تپه ، و این یک یاد آوریست/ شکسپیر/
(0) نظر
برچسب ها :
X