نویسنده: عباس قمی
مترجم :محمد باقر محبوب القلوب
ناشر: نشر آفاق
محل نشر: تهران
سال نشر: 1379
تعداد صفحه: 315
مؤلف بزرگوار این کتاب، دریچهای به حوادثی از زندگانی حضرت زهرا(س) گشوده و با بهرهگیری از احادیث معتبره، به شرح آنها پرداخته است.
نام اصلی کتاب «بیتالأحزان فی مصائب سیدةالنوان» (خانه غمها در مصیبتهای سرور زنان ) است و شامل چند باب و یک بخش پایانی است.
یکم :بیان ولادت، نامها و کنیههای حضرت زهرا (س).
دوم: فضایل و مناقب ایشان، مصحف فاطمه (س)، جایگاه ایشان نزد خداوند، پارسایی ایشان، فاطمه پس از رحلت پیامبر (ص) ، ازدواج حضرت زهرا (س).
سوم: سقیفه و توطئه های منافقان، سرودههایی درباره سقیفه، چگونگی بیعت گرفتن از امیرمؤمنان (ع) خطبه طالوتیه، جمع و تنظیم قرآن، احتجاج حضرت زهرا (س) با ابوبکر، حوادث خانه حضرت زهرا(س) ، آتش زدن در، غضب فدک و ...
چهارم: سوگواری و عزاداری حضرت زهرا (س) کنار قبر پدر، سخنان حضرت به خلیفه اول و دوم در بستر بیماری، عیادت زنان مهاجر و انصار، وصیت حضرت حضرت زهر ا (س) و شهادت حضرت ،دفن ایشان و شکوائیه امیرمومنان(ع) و مناقشه عصر با علی(ع) ، روزگار حضرت زهرا (س) پس از رحلت پدر.
مؤلف در این کتاب با استفاده از مصادر اولیه اهل سنت کوشیده است تا باورهای اعتقادی و تاریخی شیعه را، تبیین و تحلیل کند. ترجمه روان و نثر لطیف پارسی کتاب هم، ارزشمند اثر را مضاعف کرده است.
نویسنده: عبدالفتاح عبدالمقصود
مترجم: دکتر سید حمید طبیبیان
ناشر: شرکت سهامی انتشار
محل نشر: تهران
سال نشر: 1381
تعداد صفحه: 1062
این کتاب ترجمه ای است از اثر استاد، عبدالفتاح عبدالمقصود، نویسنده بزرگ مصری با عنوان «فی نور محمد، فاطمةالزهراء» که در تاریخ حیات و زندگی حضرت زهرا (س) نگارش شده است.
نثر این اثر، داستانی و بسیار روان است و در عین مراجعه به منابع تاریخی و حدیثی بسیار، به دلیل روش نگارشی ویژهاش به هیچ روی ارجاع و پاورقی ندارد.
جلد اول کتاب در پنج بخش تنظیم شده است:
در بخش یکم کتاب، فصلهایی با این عناوین دیده میشوند: آتش در کعبه، کشتی با موم، از در صفا، ردا و سنگ، پیامبر موعود و ستاره زهرا (س).
بخش دوم را، برشهایی با نام: دیداری برای جاودانگی، به مانند مروارید پنهان، عصر فاطمه به رنجها نه به سالها، تنه شاداب است و شاخهها بارور، اشکهایی در حرم و یکتا پرستان شامل شدهاند.
در بخش سوم میخوانیم: خدیجه اندوه همه را بر دوش میکشید، هرگز به تو نخواهد رسید، سالهای گرسنگی، خروج و دختر کم گریه مکن.
در بخش چهارم در ذیل این عناوین سخن گفته شده است :آیا تخته سنگ سبز میشود، پیمان با خدا، بهره سوداگری ،دور از مکه و سواران جنگاور جناح .
در بخش پنجم کتاب، که آخرین بخش از جلد اول کتاب است میخوانیم: در آباد بوم آرامشی و آشتی ؛ فاطمه و کمال ؛ خشنودی و خشم فاطمه خشنودی و خشم خداست؛دلها به فاطمه کشش یافت. در جلد دوم این اثر، بخشهای ششم تا یازدهم قرار گرفتهاند.
عنوان بخشهای زیر، چنینند:
بخش ششم: خواستگاری علی از زهرا، جدا شدن زینب از زید، پسران نه پسرخواندگان، و خدایا این دو از منند و من از این دو.
بخش هفتم: جشن عروسی، گردنبند خدیجه، در آستانه مادر شدن، بر دامنه کوه احد، شمشیرهایی در دستهای نرم حسن و حسین دو ستاره درخشان.
بخش هشتم: کشندگان پیامبر، داستان اخگر و تخته سنگ، ای برادر، بوزپنگان و رحلت پیامبر.
بخش نهم: فدک، خواستههای خلفا در گذر دویست سال، خشنودی فاطمه خشنودی من است و مرزهای فدک.
بخش دهم: آنچه پیامبر به شما داد بپذیرید، خمسها و سهمها، نه دیناری به جای گذاشت و نه درهمی و باز داشتن یا خودداری کردن.
بخش یازدهم: آیا نبوت میراث است، گفتند... و خدا گفت: فدک چیست؟ نثر بسیار لطیف و شعر گونه این اثر، حلاوت و طراوت خاصی بدان بخشیده که آن را بسیار خواندنی کرده است.
نویسنده: سید ابوالقاسم حسینی (ژرفا)
محل نشر: قم
ناشر: پارسایـان
سال نشر: 1375
تعداد صفحه :262.
این اثر ترجمهای از کتاب «و کانت صدیقة» نوشته کمال السید است که به قلم سید ابوالقاسم حسینی (ژرفا) به پارسی برگردانده شده است.
این اثر تلاشی است برای باز شناسی جنبه انسانی شخصیت حضرت زهرا (س) .
نام دیگر این اثر، قصه ناتمام صدیقه است.
الموسوعة الکبری من فاطمه الزهرآ(ع)
نویسنده: اسماعیل انصاری زنجانی خویی
ناشر: نشر دلیل ما
محل نشر: قم
سال نشر: 1380
دایرةالمعارف نویسی و موسوعه نگاری کاری است دقیق، علمی، کاربردی و نتیجهمند و از دیگر سوی، طاقتگیر، پرمحدوده، مواج و زمان بر.
معمولاً مسایل و موضوعاتی، در قالب دایرة المعارفها ارایه و نموده میشوند که سزامندی و شأنیت والا و فاخری داشته باشند. موضوع «فاطمه زهرا(س») که بسی کران ناپیدا و ژرف و فرابشری است، میطلبید که در هندسه و قالبی دایرة المعارفی، کاویده و عرضه شود.
بسی فرخنده و فرحناک بود که شاهد طلوع اولین دایرة المعارف بزرگ حضرت زهرا (س) در دنیای تألیف و پژوهش هستیم. «الموسوعةالکبری عن فاطمةالزهرآء (س») که حاصل دوازده سال تلاش و کاوش و پژوهش است. آرامآرام شکفته و به بار مینشیند. برای به سامان کردن و طراحی و مهندسی این دایرةالمعارف بزرگ، بیش از سی هزار منبع مورد مراجعه قرار گرفته که تعدادی از آنها بطور مستقیم به حضرت زهرا (س) مربوط بوده و پارهای هم به گونه ضمنی و برشی با ایشان پیوند دارد.
برای این موسوعه بزرگ، مقدمه مفصل و دامن گستری هم، تهیه شده است. مهمترین فصلهای این مقدمه به قرار زیرند:
1. عظمت حضرت زهرا (س) در طول 14 قرن
2. گامهای اولیه و اساسی در تدوین موسوعه حضرت زهرا (س)
3. گذری بر نتایج تألیفات مربوط به حضرت زهرا (س) در 14 قرن.
4. آماری درباره تألیفات مربوط به فاطمه (س).
5. روش تألیف موسوعه و مراحل آماده سازی آن.
6. فهرستی از منابع موسوعه
7. جمع بندی مختصری از زندگی حضرت زهرا (س).
1- حضرت زهرا قبل از این عالم.
2- حضرت زهرا در این عالم.
3- حضرت زهرا پس از این عالم.
بخش اول که به حضرت زهرا (س) قبل از این عالم اختصاص دارد، شامل سه بخش است:
1- آغاز خلقت حضرت.
2- خلقت حضرت قبل از خلق آدم.
3- خلقت نورانی حضرت.
بخش دوم که مربوط به حضرت زهرا (س) در این عالم است، کلیه مراحل زندگی حضرت زهرا (س) در این جهان را به طور کامل کاویده و در ده بخش اساسی چیده است؛ این بخشها عبارتند از: ولادت، ازدواج، دوران پدر و اصحاب، بعد از رحلت پدر، شهادت حضرت، زندگی شخصی حضرت، مختصات حضرت، دوستان و دشمنان حضرت، اوصاف حضرت و متعلقات حضرت.
بخش سوم که در بر دارنده مطالب مربوط به حضرت زهرا (س) پس از این جهان است، شامل پنج قسمت است: جلالت حضرت در محشر، با پیامبر در محشر، با امام حسین در محشر، شفاعت حضرت و حضرت زهرا در بهشت.
- این کتاب، شامل تمام متون، اسناد و منابع مربوط به جوانب و زوایای گونه گون زندگی صدیقه طاهره (س) است.
در هر موضوع، ابتدا متون حدیثی و تاریخی و تحلیلهای علمی به طور کامل آورده شده و سپس منابع آن -هر چند متعدد و بسیار باشد- ذکر شده است. گفتنی است، احادیث فراوان موجود در این اثر، همگی با سند کامل نقل شدهاند. استخراج و گردآوری و تدوین این موسوعه، از سال1410 هـ.. ق. آغاز شده است. از این مجموعه بلند بیست جلدی، تا کنون چهار مجلد توسط انتشارات دلیل ما، عرضه شده است. امیدواریم که در آینده نه چندان دور شاهد طلوع دیگر مجلدات این اثر باشیم.
علیرضا هزار
مراسم کتاب سال ولایت، پنج سالی است که به همت وزارت ارشاد دوستان دانش پژوه ولایت دوست، در شهرهای مختلف کشور برگزار میشود.
پنجمین دوره کتاب سال ولایت در استان گیلان، شهر رشت برگزار شد. جایزه ویژه این دوره به آثار نگاشته شده درباره حضرت زهرا (س) ، تعلق گرفت. در این نوشتار، کوشش شده بتا مهمترین کتابهای برگزیده و تشویقی مربوط به حضرت زهرا (س) را که در این دوره مطرح شدند معرفی کنیم.
تابستون پدر یتیمونه !
تا پریشان نشود کار بسامان نرسد !
تا تریاق از عراق آرند، مار گزیده مرده باشد !
تا تنور گرمه نون و بچسبون !
تا چراغ روشنه جونورها از سوراخ میان بیرون !
تا شغال شده بود به چنین سوراخی گیر نکرده بود !
تا کرکس بچه دارشد، مردار سیر نخورد !
تا گوساله گاو بشه ، دل مادرش آب میشه !
تا مار راست نشه توی سوراخ نمیره !
تا نازکش داری نازکن، نداری پاهاتو دراز کن !
احکام صله رحم
سید محمد مسعود معصومی
.1 واجب: مقدارى است که آن را از قطعِ رحمِ حرام خارج سازد.
.2 مستحب: زیادتر از مقدار واجب صله مستحب است.
.3 حرام: صله ارحامى که از نظر شرع رسیدگى و ارتباط با آنان ممنوع است. مانند کفّارِ حربى و ناصبىها و...(1)
صله نسبت به ارحامى که با ما قطع رابطه مىکنند
کسى که با ما قطع رابطه کرده است، حقّ او به خاطر قطع رابطه از بین نمىرود و ما وظیفه قطع رابطه نداریم؛ زیرا اگرکسى به وظیفهاش رفتار نکرد وظیفه دیگرى ساقط نمىشود.(2) (و از روایات استفاده مىشود که این نوع صله رحم پاداش و کمالش بیشتر است.)
بعضى از آثار صله رحم
قالَ اَبُوجَعْفَرٍ(ع): صِلَهالرّحِمِ تُزَکّى الْأَعْمالَ، وَ تُنْمِى الأَمْوالَ، وَ تَدْفَعُ الْبَلْوى، وَ تُیَسّرُ الْحِسابَ، وَ تُنْسِئُ فِى الأَجَلِ.(3)
حضرت باقر(ع) مىفرماید: صله رحم سبب مىشود:
.1 کارهاى انسان از نقص به دور و موردِ قبول واقع شود و یا این که پاداش اعمالش زیاد گردد. .2 اموال شخص زیاد گردد. .3 بلاها و گرفتارىها از او دور گردد .4 حساب اموال و اعمالش آسان گردد .5 عمرش طولانى شود.
چند استفتا
سؤال: آیا صله رحم با خویشاوندى که کافر یا مرتد محسوب مىشود نیز واجب است؟
جواب: صله رحم مطلقاً واجب است.(4)
سؤال: آیا انسان مىتواند از نظر شرعى با خویشاوندانى که بى تقوا و بىنماز و ضد انقلابند از قبیل پدر، مادر، خواهر و غیره قطع رحم نماید؟
جواب: قطع رحم جایز نیست؛ ولى باید آنها را با مراعات موازین، امر به معروف و نهى از منکر نمایند.(5)
سؤال: اگر ارحامِ انسان مرتکبِ فسق علنى شوند به طورى که معاشرت با آنها انسان را نیز در معرض گناه قرار دهد، آیا بازهم معاشرت با آنان واجب است؟
جواب: باید سعى کند در گناه واقع نشود؛ بلکه آنان را ارشاد نماید.(6)
سؤال: اینجانب پدرى دارم که خوش اخلاق نیست و مغرور و خودپرور مىباشد و درحقّ خانواده خود ظلم روا مىدارد و من از وقتى که به تکلیف رسیدهام درحال مبارزه با پدرم هستم، اگر جوابش را همان موقع در حضور دیگران بدهم که کار نادرست و ناشایست انجام دادهام و اگر تنها با پدرم صحبت نمایم حرفم را قبول نمىکند و مىگوید در مقابل پدرت درشتى نکن، خلاصه نمىدانم چه کنم؟ آیا شما صلاح مىدانید که من این صحبتها را بنمایم یا نه؟
جواب: حفظ احترام والدین و مراعات ادب در صحبت با آنان لازم است و درموارد لزوم امر به معروف و نهى از منکر، اگر مأیوس از تأثیر باشید، تکلیف ساقط است.(7)
سؤال: آیا قطع رابطه با ارحامى که تجاهر به گناهان مىکنند جایز است یا نه؟
جواب: اگر قطع مراوده، موجب تنبّه و ارتداعِ آنها از معصیت باشد، لازم است قطع مراوده شود.(8)
سؤال: شخصى یکى از اقوامش علاوه بر تارک الصّلاه بودن، به بعضى از مقدسات بى احترامى مىکند و او براى احترام پدر و مادر حرفى به او نمىزند؛ ولى قلباً از او ناراضى و ناراحت است آیا همین مقدار در نهى از منکر کافى است؟
جواب: اگر مىتوانید او را نصیحت کنید و امر به معروف و نهى از منکر نمایید، ناراحت شدن پدر و مادر مُسقِطِ تکلیف نمىشود، و اگر رفت و آمد با چنین افرادى تأیید آنان باشد ترک کنید.(9)
سؤال: رفت و آمد با اقوامى که مقید به قوانین اسلامى نیستند (براى مثال بى حجاب در جلو ما ظاهر مىشوند) با توجه به واجب بودن صله رحم چه حکمى دارد؟
جواب: اگر این رفت و آمد مایه نهى از منکر مىشود مانعى ندارد و در غیر این صورت ترک کنید.(10)
سؤال: هرگاه کسى در صله رحم نسبت به بعضى از ارحامش به این نتیجه برسد که او نه تنها از دیدنش خوشحال نشده، بلکه ناراحت هم مىشود آیا با این شرایط بازهم صله رحم واجب است، با اینکه ممکن است به تحقیرشدن انسان بینجامد؟
جواب: با چنین شرایطى صله رحم واجب نیست.البته در صورتى که راه دیگرى براى صله رحم وجود نداشته باشد.(11)
سؤال: با وجود این که احسان به والدین واجب است، اگر شوهر اجازه رفتن به منزل آنها را ندهد آیا مىشود بدون اذن او به منزل والدین رفت؟
جواب: شوهر مىتواند زن را از خارج شدن از خانه منع کند؛ اما نمىتواند از احسان به والدین منع نماید، چون احسان اعم از رفتن به خانه آنهاست.(12)
سؤال: چنانچه در امور عادى و مباح نظر پدر دختر و شوهر متفاوت باشد، ترجیح با کدام است؟
جواب: در فرض مسأله، اطاعت هیچکدام لازم نیست؛ مگر این که مایه اذیت و آزار پدر گردد، که در این صورت اطاعت او واجب است.(13)
پىنوشتها:
1- اطائب الکلم فى بیان صلهالرحم، مرحوم کرکى، ص 33.2- همان، ص 34.
3- بحارالانوار، ج74، ص111.
4- استفتاآت امام، ج1، ص 487، سؤال 17.
5- همان، ص 488، سؤال 18.
6- همان، سؤال 19.
7- همان، سؤال 20.
8- جامع المسائل آیهالله فاضل، ج1، ص243، سؤال 941.
9- جامع المسائل آیهالله فاضل، ج1، ص245، سؤال 950.
10- استفتائات جدید حضرت آیهالله مکارم، ج1، ص 527، سؤال 1734.
11- صراط النجاه، ج3، ص295، سؤال 905.
12- جامع المسائل آیهالله فاضل، ج1، ص496، سؤال 1623؛ صراط النجاه، ج 1، ص 534، سؤال 1482.
13- استفتائات جدید حضرت آیهالله مکارم، ج2، ص 337، سؤال 970.
بازگشت
سید مسعود معصومی / احکام روابط زن ومرد
سید محمد مسعود معصومی
مسئله:174 مردهامی توانند با نامحرم با شرائط ذیل صحبت نمایند:.
1. به قصد لذّت و ریبه نباشد.
2. با این صحبت کردن به گناه آلوده نشوند.
امام، فاضل، گلپایگانی و مکارم: عروه، (نکاح)،با استفاده از مسئله 39.
امام: تحریر الوسیله، (نکاح)، مسئله 29.
بهجت: توضیح المسائل، با استفاده از مسئله 1936.
خامنه اى: استفتاء.
سیستانى: منهاج الصالحین، (نکاح)، با استفاده از مسئله 29.
فاضل: جامع المسائل، ج1، سؤال 1718.
مسئله:175 صحبت کردن با نامحرم به غیر ضرورت مکروه است خصوصاً اگر مخاطب جوان باشد.
امام، فاضل، گلپایگانی و مکارم: عروه (نکاح)، مسئله 39.
امام: تحریر، (نکاح)، مسئله 29 و استفتاء.
گلپایگانى: مجمع المسائل، ج2، با استفاده از سؤال 645.
سیستانى: (1) .
مسئله:176 اگر مردی بداند چنانچه با نامحرمی صحبت کند به گناه خواهد افتاد نباید با او صحبت کند خواه زن به گونه ای صحبت کند که مرد را به گناه بیندازد یا درباره مطلبی صحبت کند که مرد به گناه بیفتد.
امام، فاضل، گلپایگانی و مکارم: با استفاده از مدارک مسئله قبل.
بهجت: توضیح المسائل، با استفاده از مسئله 1936.
خامنه اى: استفتاء.
سیستانى: منهاج الصالحین، (نکاح)، با استفاده از مسئله 29.
مسئله:177 اگر مردی به قصد به حرام انداختن نامحرمی با او صحبت کند حرام است.
امام: تحریر، (نکاح)، با استفاده از مسئله 29، استفتاء.
اراکى، بهجت، خامنه ای و فاضل: استفتاء.
سیستانى: منهاج الصالحین، (نکاح)، با استفاده از مسئله 29.
گلپایگانى: مجمع المسائل، ج2، با استفاده از سؤال 645.
در نتیجه: صحبتهایی که به قصد به شهوت انداختن دیگری گفته می شود مانند تعریف کردن صحنه های تحریک کننده حرام است.
مسئله:178: آیا مرد می تواند با زن نامحرمی که می خواهد با او با قصد لذّت صحبت کند حرف بزند (در صورتی که مرد می داند به گناه آلوده نخواهد شد).
جواب: جایز نیست.
امام، خامنه اى، فاضل و گلپایگانى: استفتاء.
بهجت: (2) .
مسئله:179 اگر مردی خوف آن را داشته باشد چنانچه با نامحرمی صحبت کند آن زن او را به گناه آلوده خواهد کرد نباید با او صحبت کند.
امام، فاضل، گلپایگانی و مکارم: عروه، (نکاح)، مسئله 39.
امام: تحریر، (نکاح)، مسئله 29.
بهجت، خامنه ای و سیستانى: استفتاء.
مسئله:180 اگر مردی بداند چنانچه با نامحرمی صحبت نماید به گناهی غیر از مسائل شهوانی آلوده می شود جایز نیست با آن زن صحبت کند.
امام، فاضل، گلپایگانی و مکارم:عروه، (نکاح)، مسئله 39.
امام: تحریر، (نکاح)، مسئله 29 و استفتاء.
بهجت: توضیح المسائل، با استفاده از مسئله 1936.
خامنه اى: استفتاء.
سیستانى: منهاج الصالحین، (نکاح)، با استفاده از مسئله 29.
گلپایگانى: مجمع المسائل، ج2، با استفاده از سؤال 645.
مثلاً: بداند چنانچه با آن نامحرم صحبت کند مجبور خواهد شد دروغ بگوید و یا غیبت کند یا تهمت بزند خواه او مرد را وادار به گناه بکند و یا خودش بواسطه این صحبت به این گناهها آلوده شود.
مسئله:181 صحبت کردن با هر کسی درباره هر چیزی از روی شهوت و لذّت جایز نیست (مگر با همسر).
امام، فاضل، گلپایگانی و مکارم: عروه (نکاح)، با استفاده از مسئله 39.
امام: تحریر، (نکاح)، مسئله 29.
اراکی و خامنه اى: استفتاء.
سیستانى: منهاج الصالحین، (نکاح)، مسئله 29. (3) .
گاهی دیده می شود در دل بعضی از مردان چنان شیطان رسوخ کرده است که بسیاری از معاشرتهای آنها را شبهه دار کرده است لذا دیده شده است که مردی چنان به مراوده با نامحرم گرایش دارد که گویی محرم اوست. مثلاً در حالی که می تواند مطلبی را از مردی بپرسد از نامحرم می پرسد. گاه صحبت کردن خود را با نامحرم کش می دهد تا بیشتر با او صحبت کند. رفتن به تفریح و سفر با نامحرم بیشتر برایش جذاب می نماید. اگر در جایی نامحرمی باشد بیشتر مایل است درآنجا باشد. در میهمانیها سعی دارد با نامحرم بیشتر صحبت کند و با آنها بیشتر مراوده داشته باشد، در مقابل نامحرم بیش از هر جای دیگری از توان خود مایه می گذارد و خلاصه به هر کاری که نامحرم در انجام آن شریک باشد بیش از دیگر کارها علاقه نشان می دهد و...
که مردان و بخصوص جوانان عزیز باید بشدت از آنها اجتناب کنند زیرا اینگونه مراوده ها و صحبت کردنها معمولاً با قصد لذّت و ریبه همراه است و شرعاً حرام خواهد بود.
مسئله:183 خانمها می توانند با نامحرم صحبت نمایند مشروط به آنکه:.
1. به قصد لذّت و ریبه نباشد.
2. صدای خود را ترقیق و تلطیف نکنند.
3. خوف افتنان نباشد.
امام، فاضل، گلپایگانی و مکارم: عروه، (نکاح)، مسئله 39.
امام: تحریر، (نکاح)، مسئله 29.
سیستانى: منهاج الصالحین، (نکاح)، مسئله 29.
بهجت: (4) .
مسئله:184 صحبت کردن خانمها با نامحرم به غیر ضرورت مکروه است.
امام، فاضل، گلپایگانی و مکارم: مدارک مسئله قبل.
سیستانى: (5) .
مسئله:185 جایز نیست خانمی به قصد به حرام انداختن نامحرم با او صحبت کند. خواه مطالبی را بگوید که او به گناه بیفتد یا بگونه ای بگوید که نامحرم به گناه آلوده شود مانند: تعریف کردن صحنه های محرک و یا بیان چیزهائی که نامحرم با شنیدن آن تحریک می شود.
امام، فاضل، گلپایگانی و مکارم: عروه، (نکاح)، با استفاده از مسئله 39.
امام: تحریر، (نکاح)، مسئله 29.
اراکى، بهجت و خامنه اى: استفتاء.
سیستانى: منهاج الصالحین، (نکاح)، مسئله 29.
همانگونه که درباره مردان گفته شد گاهی ممکن است خانمها نیز گرفتار حیله های شیطانی بشوند. لذا با نامحرم چنان گرم می گیرند که گویی برادر اوست. خصوصاً خانمهایی که با نامحرم تماس بیشتری دارند مانند پرستارها، و کسانی که در ادارات و یا شرکتها کارمی کنند، ورزشکارها و... باید بیش از دیگران مراقبت نمایند.
کمک خواستن از نامحرم برای کارهای غیر ضرورى، سؤال کردن از نامحرم در حالی که می توان از محارم پرسید، بحث کردن و خود را وسط انداختن، اظهار فضل کردن به نامحرم و زیاد کردن مراوده با نامحرم، علاقه بیشتر به کار کردن در محیطی که نامحرم هست و خلاصه همه اینگونه موارد در مظانّ گناه است و معمولاً اینگونه تماسها با لذّت و ریبه همراه است و شرعاً حرام خواهد بود.
مسئله:186 خانمها نباید در هنگام صحبت کردن با نامحرم صدای خود را رقیق و نازک کنند بگونه ای که اگر در دل مخاطب مرضی باشد او را به خود جلب کند، اگر چه درباره مطالبی عادی صحبت کنند.
امام، اراکى، بهجت، خامنه اى، سیستانى، فاضل، گلپایگانی و مکارم: مدارک مسئله قبل. (6) .
مسئله:191 قرآن خواندن خانمها در مقابل نامحرم اگر چه با صوت باشد اشکال ندارد. مشروط به آنکه موجب تحریک و مفسده نباشد.
امام: با استفاده از استفتاء در کتاب احکام بانوان، سؤال 5، ص24.
خامنه اى: استفتاء.
فاضل: جامع المسائل، ج1، با استفاده از سؤال 1722.
بهجت، سیستانی و گلپایگانى: (7) .
سید مسعود معصومی / احکام روابط زن ومرد
سید محمد مسعود معصومی
253.مسئله:خرید هرگونه طلا برای داماد به منظور استفاده وی جایز نیست اگر چه حلقه یا دگمه سردست یا ساعت و یا... باشد.
امام: استفتائات، ج2، ص8 و توضیح المسائل، با استفاده از مسئله 2068.
اراکى: توضیح المسائل، ص550 (چ 1371).
بهجت و خامنه اى: استفتاء.
سیستانى: توضیح المسائل، با استفاده از مسئله 2076.
فاضل: جامع المسائل، ج1 با استفاده از سؤالهای 970 و 971 و 258.
گلپایگانى: استفتاء.
مکارم: توضیح المسائل، با استفاده از مسئله 1762.
تبریزى: (9) .
255.مسئله:طلای سفید حکم طلای زرد را ندارد و خرید آن برای داماد اشکالی ندارد.
امام: استفتائات، ج1، (لباس نمازگزار)، سؤال 58 و استفتاء.
اراکى، بهجت، خامنه اى، فاضل، گلپایگانی و مکارم: (10) .
256.مسئله:خریدن هر گونه لباس ابریشمی خالص برای داماد به منظور پوشیدن وی جایز نیست.
امام: توضیح المسائل، با استفاده از مسئله 2068.
امام، اراکى، بهجت، خامنه ای و گلپایگانى: استفتاء.
سیستانى: توضیح المسائل، با استفاده از مسئله 2076.
فاضل: جامع المسائل، ج2، با استفاده از سؤال 762.
مکارم: توضیح المسائل، با استفاده از مسئله 1762.
تبریزى: (11) .
در نتیجه: خرید هر گونه لباس اعم از پیراهن، لباس زیر، لباس راحتی در منزل، جوراب و... اگر از جنس ابریشم خالص باشد جایز نیست.
257.مسئله:خرید با پولی که به آن خمس تعلق گرفته شده است تا زمانی که خمس آن پرداخت نشده باشد جایز نیست مگر آنکه از حاکم شرع یا وکیل وی اجازه گرفته شده باشد.
امام، اراکى، فاضل، گلپایگانی و مکارم: عروه، (فیما یجب فیه الخمس)، مسئله 75.
امام: توضیح المسائل، مسئله 1790 و 1795.
اراکى: توضیح المسائل، مسئله 1821 و 1826.
خامنه اى: استفتاء.
گلپایگانى: توضیح المسائل، مسئله 1804.
تبریزی و سیستانى: (12) .
258.مسئله:اگر کسی (به مسئله قبل توجه نداشت) با پولی که خمس به آن تعلق گرفته است چیزی را بخرد باید از حاکم شرع یا وکیل وی اجازه بگیرد. که در این صورت اگر اجازه داد معامله صحیح است و اگر اجازه نداد یک پنجم معامله باطل است.
امام، اراکى، فاضل، گلپایگانی و مکارم: عروه، (فیما یجب فیه الخمس)، مسئله 75.
امام: توضیح المسائل، مسئله 1760.
فاضل: توضیح المسائل، با استفاده از مسائل 1825 و 1827.
گلپایگانى: توضیح المسائل، مسئله 1769.
تبریزی و سیستانى: (13) .
259.مسئله:خرید هر گونه لباس شهرت برای داماد یا عروس جایز نیست.
امام، اراکى، بهجت، خامنه ای و گلپایگانى: استفتاء.
سیستانى: توضیح المسائل، با استفاده از مسئله 2076.
فاضل: جامع المسائل، ج2، با استفاده از سؤال 762.
مکارم: توضیح المسائل، با استفاده از مسئله 1762.
تبریزى: (14) .
260.مسئله:خرید لباس مختص زنان برای داماد یا لباس مختص مردان برای عروس جایز نیست و باید از خرید آن اجتناب کرد.
امام، اراکى، بهجت، خامنه ای و گلپایگانى: استفتاء.
امام: توضیح المسائل، با استفاده از مسئله 2068.
سیستانى: توضیح المسائل، با استفاده از مسئله 2076.
فاضل: جامع المسائل، ج2، با استفاده از سؤال 762.
مکارم: توضیح المسائل، با استفاده از مسئله 1762.
تبریزى: (15) .
261.مسئله:خرید هر گونه لباس مهیج برای عروس به منظور استفاده کردن وی در میان نامحرمان حرام است.
امام، اراکى، بهجت، خامنه ای و گلپایگانى: استفتاء.
امام: توضیح المسائل، با استفاده از مسئله 2068.
فاضل:جامع المسائل، ج2، با استفاده از سؤال 762.
تبریزى: (16) .
در نتیجه: اگر داماد می داند در مجلس عروسی نامحرمها به عروس نگاه خواهند کرد (مثلاً مجلس مختلط باشد) خرید لباس عروسی که مهیج باشد و مقداری از بدن را نپوشاند جایز نخواهد بود.
262.مسئله:خرید ماشین ریش تراشی و خمیر ریش به منظور تراشیدن ریش برای داماد جایز نیست.
امام: استفتائات، ج2، (مکاسب محرمه)، سؤال8 و با استفاده از توضیح المسائل مسئله 2068.
اراکى، بهجت، خامنه ای و گلپایگانى: استفتاء.
تبریزى: توضیح المسائل، با استفاده از مسئله 2075 و استفتاء.
سیستانى: توضیح المسائل، با استفاده از مسئله 2076.
فاضل: توضیح المسائل، با استفاده از مسئله 2129.
مکارم: توضیح المسائل، با استفاده از مسئله 1762.
توجه: اگر ماشین ریش تراشی را به جهت استفاده حلال بخرد اشکالی ندارد.
263.مسئله:خرید و فروش چرمی که از ممالک غیر اسلامی می آورند یا از دست کافر گرفته می شود باطل است ولی اگر انسان بداند که آنها از حیوانی است که به دستور شرع کشته شده، خرید و فروش آن اشکال ندارد.
امام: توضیح المسائل، مسئله 2061 و تحریر، ج2، مسئله 1.
اراکى: توضیح المسائل، مسئله 2087.
بهجت: توضیح المسائل، مسئله 1618.
تبریزى: توضیح المسائل، مسئله 2069.
سیستانى، فاضل، گلپایگانی و مکارم: (17) .
در نتیجه: خرید هر چیز چرمی مانند کفش کمربند، بند ساعت، کیف... که از کشورهای غیر اسلامی آمده باطل است مگر آنکه انسان بداند آن کشور چرم خود را از کشورهای اسلامی تهیه می کند.
سید مسعود معصومی / احکام روابط زن ومرد
احکام تماسها.
سید محمد مسعود معصومی
194. مسئله: هر کسی که نگاه کردن به او جایز نیست تماس بدنی با او نیز جایز نیست و هرگونه لمس کردن بدن با هر عضوی باشد حرام است و باید از آن اجتناب کرد مگر از روی لباس بدون قصد لذّت و ریبه.امام، فاضل، گلپایگانی و مکارم: عروه، (نکاح)، مسئله 47.
امام: تحریر، (نکاح)، مسئله 20.
اراکی و خامنه اى: استفتاء.
بهجت: توضیح المسائل، با استفاده از مسئله 1934.
سیستانى: منهاج الصالحین، (نکاح)، با استفاده از مسئله 16.
195. سؤال: آیا دست دادن با نامحرم جایز است در صورتی که بدون قصد لذّت و ریبه باشد.
جواب: جایز نیست. مگر از روی لباس و در این صورت بنابر احتیاط واجب نباید دست او را بفشارد.
امام، فاضل، گلپایگانی و مکارم: عروه، (نکاح)، با استفاده از مسئله 47.
اراکى: استفتاء.
بهجت: توضیح المسائل، با استفاده از مسئله 1934.
سیستانى: منهاج الصالحین، (نکاح)، با استفاده از مسئله 16.
خامنه اى: (8) .196. سؤال: ما در محیط دانشگاههای کشورهای غربی هنگام برخورد با اساتید زن یا دانشجویانِ دختر ناگزیر از مصافحه (دست دادن) هستیم، و گرنه حمل بر سوء ادب دانشجویان مسلمان می شود. تکلیف چیست.
جواب: لازم است به آنها تفهیم کنید که عدم مصافحه با زن نامحرم ناشی از سوء ادب نیست، بلکه معلول عقیده اسلامی و تعهد به احکام آن است.
امام، اراکى، بهجت، خامنه اى، سیستانى، فاضل، گلپایگانی و مکارم: با استفاده از مدارک مسئله قبل.
فاضل: جامع المسائل، ج1، سؤال 1717.
197. سؤال: در بعضی مناطق مسأله محرم و نامحرم چندان مورد اهمیت نیست، خصوصاً روستانشینان، مثلاً زن خود را از برادر شوهر حفظ نمی کند و او را به منزله برادر واقعی می داند. چنانچه متقابلاً او هم وی را خواهر خویش می داند و چه بسا مصافحه می کنند یا همدیگر را می بوسند. یا دختر عمو و دختر دایی با پسر خاله یا عموزاده مصافحه و روبوسی می کنند، این عمل چون از روی سادگی و بدون قصد لذّت و ریبه می باشد آیا اشکال دارد و بر فرض محذور داشتن از روی پارچه حکمش چیست.
جواب: هیچ یک از موارد فوق جایز نیست و بهتر است از روی پارچه نیز اجتناب شود.
امام، اراکى، بهجت، خامنه اى، سیستانى، فاضل، گلپایگانی و مکارم: با استفاده از مدارک مسئله قبل.
فاضل: جامع المسائل، ج1، سؤال 1716.
198. مسئله: اگر چه دیدن وجه و کفین زن مسلمانِ محجبه و دیدن مقدار معتاد از بدن زنان کفار اشکال ندارد لکن لمس کردن آنها جایز نیست.
امام، فاضل، گلپایگانی و مکارم: عروه، (نکاح)، مسئله 47.
امام: تحریر، (نکاح)، مسئله 20.
اراکی و خامنه اى: استفتاء.
بهجت: توضیح المسائل، با استفاده از مسئله 1934.
سیستانى: منهاج الصالحین، (نکاح)، با استفاده از مسئله 16.در نتیجه: مرد و زن نامحرم نمی توانند با یکدیگر دست بدهند و یا هرگونه تماس بدنی دیگری داشته باشند.
توجه: در موارد ذیل باید بیش از هر موقع مراقب تماسهای بدنی بود:.
گرفتن چیزهای کوچک از دست نامحرم مانند گرفتن یا دادن پول خرد، کلید و اشیای کوچک دیگر، نشستن در کنار نامحرم درتاکسى، اتوبوس، میهمانیها و... عبور کردنِ هم زمان زن و مرد نامحرم از محلهای تنگ مثل راهرو، کوچه باریک، درب و... رفتن مردان به مجالس شلوغ زنانه یا محلهایی که زنهای نامحرم زیادی هستند و همچنین رفتن زنان به مجالس و محلهای شلوغی که مردان نامحرمِ زیادی هستند و هنگام خرید و فروش و... (9) .201. مسئله: تماسهایی که در محلهای شلوغ (مانند بازارها، تظاهراتها، نماز جمعه، تشییع جنازه، حرمها و یا بیت اللّه الحرام) بطور ناخودآگاه بین زن و مرد نامحرم واقع می شود اشکال ندارد مشروط به آنکه برای اینکه تماس بگیرد عمداً به آنجا نرفته باشد.
امام، اراکى، بهجت، تبریزى، خامنه اى، سیستانى، گلپایگانی و مکارم: استفتاء.
در نتیجه: اگر کسی به منظور تماس بدنی پیدا کردن با نامحرم به محلی برود و یا از محلی عبور کند و یا در اتوبوس وتاکسی کنار نامحرمی بنشیند یا بایستد و... حرام است و باید از آن اجتناب کند.202. سؤال: راه رفتن با نامحرم چه حکمی دارد.
جواب: اگر به قصد لذّت و ریبه باشد جایز نیست.
امام، اراکى، خامنه اى، سیستانی و گلپایگانى: استفتاء.
203. مسئله: مردان بنابر احتیاط واجب نباید دختران نامحرم را از شش سال به بالا بغل کنند و روی پای خود بگذارند یا ببوسند.
امام، فاضل، گلپایگانی و مکارم: عروه، (نکاح)، مسئله 36.
امام: تحریر، (نکاح)، مسئله 25.
اراکی و سیستانى (10) .204. سؤال: آیا نشستن در کنار نامحرم در تاکسی و یا وسائل نقلیه دیگر جایز است (در صورتی که تماس بین این دو از روی لباس باشد).
جواب: اگر به قصد لذّت و ریبه نباشد و بر آن مفسده ای مترتب نباشد مجرد نشستن به نحو مذکور اشکال ندارد.
امام، فاضل، گلپایگانی و مکارم: عروه، (نکاح)، با استفاده از مسئله 47.
بهجت، تبریزى، خامنه اى، سیستانی و گلپایگانى: استفتاء.
سید مسعود معصومی / احکام روابط زن ومرد
احکام تحقیقات.
سید محمد مسعود معصومی
تحقیق درباره هرکدام از زوجین، یا به صورت مستقیم صورت می گیرد یا غیر مستقیم. مراد از مستقیم آن است که هریک از زوجین مستقیماً از دیگری درباره او تحقیق کند و غیر مستقیم یعنی انسان از فرد دیگری غیر از زوج (مثلاً دوست، فامیل، همسایه، همکار) تحقیق نماید.
تحقیق غیر مستقیم.
232. مسئله: تحقیق کردن درباره هریک از زوجین از هر کسی جایز است اگر چه مستلزم یافتن عیوبی از او و یا خانواده وی باشد.امام، اراکى، تبریزى، خامنه اى، سیستانى، فاضل، گلپایگانی و مکارم: استفتاء.
233. مسئله: تحقیق درباره عیبهای هر یک از زوجین یا خانواده های آنان اگر دخیل در ازدواج باشد اشکال ندارد و حکم تجسسِ حرام را ندارد.
امام، اراکى، خامنه اى، سیستانی و گلپایگانى: استفتاء.
در نتیجه: انسان می تواند فقط معایبی را جستجو کند که به ازدواج و شناخت هر یک از طرفین مربوط می شود در غیر این صورت نمی توان در زندگی افراد به بهانه ازدواج تجسس کرد.
تحقیق مستقیم.
234. مسئله: هر یک از زوجین می توانند مستقیماً از یکدیگر درباره هم تحقیق کنند مشروط به آنکه این تحقیق مستلزم حرام نباشد.امام، اراکى، بهجت، تبریزى، خامنه اى، سیستانى، فاضل، گلپایگانی و مکارم: استفتاء.
در نتیجه: صحبت کردن آنها به قصد لذّت، یا خلوت کردن آنها در محیط بسته، و یا نگاه کردن به قصد لذّت و یا لمس کردن یکدیگر حرام است و باید از آن اجتناب کنند.235. مسئله: هر یک از زوجین می توانند بدن دیگری را با شرائط ذیل به منظور تحقیق ببینند:.
1 . نگاه به قصد لذّت و ریبه نباشد.
2 . ازدواج متوقف بر این نگاه باشد.
3 . مانعی از ازدواج این دو درمیان نباشد.
امام و فاضل: عروه، (نکاح)، مسئله 26.
امام: تحریر الوسیله، (نکاح)، مسئله 28 و استفتاء.
خامنه اى: استفتاء.
سیستانى: منهاج الصالحین، (نکاح)، مسئله 28.
اراکى، بهجت، گلپایگانی و مکارم:(3).بنابر شرط اوّل.
236. مسئله: جایز نیست هریک از آنان به قصد لذّت به دیگری نگاه کند. ولی اگر بداند بعد از دیدن قهراً لذّت خواهد آمد اشکال ندارد.
امام، فاضل، گلپایگانی و مکارم: عروه، (نکاح)، مسئله 26.
خامنه اى: استفتاء.
سیستانى: منهاج الصالحین، (نکاح)، مسئله 28.
237. مسئله: بهتر است این دیدن از روی لباس نازک باشد.
امام :تحریر، (نکاح)، مسئله 28.
بنابر شرط دوم.
238. مسئله: باید این نگاه آخرین تحقیقی باشد که هر یک از زوجین انجام می دهند.
امام، فاضل و مکارم:عروه، (نکاح)، با استفاده از مسئله 26.
بهجت: توضیح المسائل، با استفاده از مسئله 1944.
خامنه اى: استفتاء.
سیستانى: منهاج الصالحین، (نکاح)، با استفاده از مسئله 28.
توضیح: باید هر یک از زوجین تمام تحقیقهای دیگر را انجام داده باشند و عقد فقط متوقف به این نگاه باشد که اگر مورد پسند واقع شد عقد صورت بگیرد.
239. مسئله: اگر عقد متوقف بر این نگاه نباشد یا اینکه طوری بودن دیگری برای انسان فرقی نداشته باشد و یا اینکه جهلی در کار نباشد، نمی توان به بدن او نگاه کرد.امام، فاضل، گلپایگانی و مکارم: با استفاده از عروه، (نکاح)، مسئله 26.
امام: تحریر، (نکاح)، مسئله 28.
بهجت: توضیح المسائل، با استفاده از مسئله 1944.
خامنه اى: استفتاء.
سیستانى: منهاج الصالحین، (نکاح)، با استفاده از مسئله 28.
و بنابر شرط سوم.
240. مسئله: نباید مانع دیگری در عقد باشد.
امام، فاضل و مکارم: عروه، (نکاح)، با استفاده از مسئله 26.
بهجت: توضیح المسائل، با استفاده از مسئله 1944.
خامنه اى: استفتاء.
سیستانى: منهاج الصالحین، (نکاح)، با استفاده از مسئله 28.
در نتیجه: بطور مثال اگر پدرِ دختر به این ازدواج اجازه نمی دهد و یا مرد نمی تواند فعلاً با این خانم ازدواج کند و یا زن شوهر دارد (اگر چه تصمیم داشته باشد که بعداً طلاق بگیرد) و امثال این موارد هیچیک نمی توانند به بدن دیگری نگاه کنند.241. سؤال: نگاه کردن مرد به عکس زنی که قصد دارد با او ازدواج کند به قصد آگاهی از زیبایی او جایز است یا نه البته در صورتی که خانم حجاب کامل را رعایت نکرده باشد.
ب) در صورتی که چند عکس را ببیند برای انتخاب همسر از میان آنها چطور.
جواب: اگر به قصد لذّت نباشد اشکال ندارد.
امام، بهجت، خامنه ای و فاضل: استفتاء.
اراکى، سیستانی و گلپایگانى:(4).
احکام استخاره.
242. مسئله: اگر کسی برای امری مثلاً ازدواج استخاره کرد. عمل کردن به نتیجه استخاره واجب نیست.
امام: استفتائات، ج2، با استفاده از سؤالهای 75 و 76.
بهجت، خامنه ای و فاضل: استفتاء.
گلپایگانى:(5).243. سؤال: می خواستم بدانم اصلاً استخاره با تسبیح یا قرآن یا استخاره ذات الرقاع از نظر اسلام در مسائل مهم زندگی مثل ازدواج و تصمیم گیریهای مهم صحیح است یا نه.
جواب: مشورت با خداوند متعال و استخاره از طرق مأثوره برای رفع تحیر اشکال ندارد.
امام: استفتائات، ج2 ،سؤال 73.
بهجت، خامنه ای و فاضل: استفتاء.
244. سؤال: آیا استخاره درست است و وقتی یک عمل خیری پیش آمد و ما استخاره کردیم بد آمد استخاره ملاک عمل است و باید به آن اعتقاد داشت.
جواب: از اصول اعتقادیه نیست که اعتقاد به آن لازم باشد و در مورد تحیّر به قصد رجاء مانع ندارد.
امام: استفتائات، ج2 سؤال 74.
خامنه اى: استفتاء.
گلپایگانى:(6).245. سؤال: من به خواستگاری دختری رفته ام، بعد از طی مراحل اولیه و پُرس وجوى، خودشان اذعان دارند و دیگران هم گفته اند که ما آدمهای خوبی هستیم ولی باز پدرش رفته استخاره کرده است و بد آمده، با اینکه ما می گوییم کار خیر استخاره ندارد ولی او می گوید: من به استخاره پشت نمی کنم. تقاضا می کنم بفرمایید که آیا این استخاره درست است یا نه.
جواب: استخاره الزام آور نیست.
امام: استفتائات، ج2 سؤال 75.
بهجت، خامنه ای و فاضل: استفتاء.
گلپایگانى:(7) .
سید مسعود معصومی / احکام روابط زن ومرد
احکام پوشش مرد.
سید محمد مسعود معصومی
لباسهای حرام برای مرد.
پوشش مرد از محارم و مردان دیگر.
پوشش مرد از زنان نامحرم.پوشش مرد از بچهها.
لباسهای حرام برای مرد.
80. مسئله: پوشیدن لباس ابریشمی خالص برای مرد حرام است اگرچه عرقچین یا بند شلوار باشد، خواه بیننده ای باشد یا نه و اگر هست مرد باشد یا زن محرم باشد یا نامحرم.امام و مکارم: عروه، (شرائط لباس مصلى)، شرط ششم.
تبریزى: توضیح المسائل، مسئله 842.
خامنه اى: استفتاء.
سیستانى: توضیح المسائل، مسئله 842 و منهاج الصالحین، (لباس مصلى)، شرط ششم.
مکارم: توضیح المسائل، مسئله 763.
اراکى، بهجت، فاضل و گلپایگانى:(1).81. مسئله: اگر تمام یا نیمی از آستر لباسی از ابریشم خالص باشد پوشیدن آن برای مرد جایز نیست.
امام، اراکى، فاضل و مکارم: عروه، (شرائط لباس مصلى)، مسئله 27.
امام: توضیح المسائل، مسئله 835.
اراکى: توضیح المسائل، مسئله 829.
بهجت: توضیح المسائل، مسئله 704.
تبریزى: توضیح المسائل، مسئله 843.
خامنه اى: استفتاء.
سیستانى: توضیح المسائل، مسئله 843 و منهاج الصالحین، (شرائط لباس مصلى)، شرط ششم.
مکارم: توضیح المسائل، مسئله 763.
گلپایگانى:(2).82. مسئله: پوشیدن لباس ابریشمی برای مردان حرام است اگرچه لباسی باشد که ظاهر نیست مانند لباس زیر.
امام، اراکى، بهجت، تبریزى، خامنه اى، سیستانى، فاضل، گلپایگانی و مکارم: با استفاده از مدارک مسئله قبل.
83. مسئله: اگر لباسی دارای قیطانهای ابریشمی باشد و یا آرمی در آن باشد که ابریشمی باشد پوشیدن آن اشکال ندارد.
امام، اراکى، فاضل، گلپایگانی و مکارم: عروه، (شرائط لباس مصلى)، مسئله 26.
سیستانى: منهاج الصالحین، (شرائط لباس مصلى) شرط ششم.
بهجت:(3).84. مسئله: همراه داشتن چیز ابریشمی مانند دستمال در جیب اشکالی ندارد.
امام، اراکى، فاضل، گلپایگانی و مکارم: عروه، (شرائط لباس مصلى)، مسئله 26.
بهجت: توضیح المسائل، مسئله 705.
تبریزى: توضیح المسائل، مسئله 845.
سیستانى: توضیح المسائل، مسئله 845 و منهاج الصالحین، (شرائط لباس مصلى)، شرط ششم.
فاضل: توضیح المسائل، مسئله 847.
مکارم: توضیح المسائل، مسئله 765.
85. مسئله: اگر جنس لباس ممزوج از ابریشم و غیر آن باشد در صورتی که ابریشم خالص بر آن صدق نکند پوشیدن آن اشکالی ندارد و اما اگر به گونه ای باشد که بدان صدق ابریشم خالص بشود پوشیدن آن جایز نیست.
امام، اراکى، فاضل، گلپایگانی و مکارم: عروه، (شرائط لباس مصلى)، شرط ششم.
سیستانى: منهاج الصالحین، (شرائط لباس مصلى)، مسئله 530.
86. مسئله: اگر انسان شک کند که این لباس از ابریشم است یا چیز دیگر پوشیدن آن اشکالی ندارد.
امام، اراکى، فاضل، گلپایگانی و مکارم: عروه، (شرائط لباس مصلى)، مسئله 36.
اراکى: توضیح المسائل، مسئله 830.
بهجت و خامنه اى: استفتاء.
تبریزى: توضیح المسائل، مسئله 844 و صراط النجاة، سؤال 1191.
سیستانى: منهاج الصالحین، (شرائط لباس مصلى)، مسئله 531.
فاضل: توضیح المسائل، مسئله 846.
گلپایگانى: توضیح المسائل، مسئله 844.
مکارم: توضیح المسائل، مسئله 764.
87. مسئله: پوشیدن لباسی که با نخ ابریشمی دوخته شده باشد اشکالی ندارد.
امام، اراکى، فاضل، گلپایگانی و مکارم: عروه، (شرائط لباس مصلى)، با استفاده از مسئله 26.
سیستانى: منهاج الصالحین، (شرائط لباس مصلى)، با استفاده از شرط ششم.
بهجت: (4).88. مسئله: زینت کردن به طلا یا پوشیدن لباس طلا بافت برای مرد حرام است، چه آشکار باشد چه پنهان، و نماز با آن نیز باطل است. بنابراین اگر مرد مثلاً زنجیر طلا به گردن آویخته باشد اگر چه ناپیدا باشد حرام است.
امام، اراکى، فاضل، گلپایگانی و مکارم: عروه، (شرائط لباس مصلى)، شرط پنجم و مسئله 24.
امام: توضیح المسائل، مسئله 831.
اراکى: توضیح المسائل، مسئله 825.
بهجت: توضیح المسائل، مسئله 701.
تبریزى: توضیح المسائل، مسئله 839.
خامنه اى: استفتاء.
سیستانى: توضیح المسائل، مسئله 839 و منهاج الصالحین، (شرائط لباس مصلى)، شرط پنجم و مکاسب محرمه، مسئله 37.
فاضل: توضیح المسائل، مسئله 839.
گلپایگانى: توضیح المسائل، مسئله 840.
مکارم: توضیح المسائل، مسئله 760.
89. مسئله: پوشیدن هرگونه زینت از جنس طلا برای مرد جایز نیست، چه آشکار باشد چه پنهان.
امام، اراکى، فاضل، گلپایگانی و مکارم: عروه، (شرائط لباس مصلى)، مسئله 21.
امام: توضیح المسائل، مسئله 832.
اراکى: توضیح المسائل، مسئله 826.
بهجت: توضیح المسائل، مسئله 702.
تبریزى: توضیح المسائل، مسئله 840.
خامنه اى: استفتاء.
سیستانى: توضیح المسائل، با استفاده از مسئله 840؛ منهاج الصالحین، (شرائط لباس مصلى)، مسئله 528 و مکاسب محرمه، مسئله 37.
فاضل: توضیح المسائل، مسئله 840 و جامع المسائل، ج1، سؤال 254.
گلپایگانى: توضیح المسائل، مسئله 840.
مکارم: توضیح المسائل، مسئله 761.
در نتیجه: به دست کردن حلقه طلا یا به گردن انداختن زنجیر طلا اگر چه زیر لباس باشد و دیده نشود و یا ساعت یا دگمه سر دست و یا هر زینت دیگری که طلا باشد جایز نیست.90. مسئله: بنابر احتیاط واجب مردان باید از عینک طلا نیز استفاده نکنند.
امام:توضیح المسائل، مسئله 832.
فاضل: توضیح المسائل، مسئله 840.
گلپایگانى: توضیح المسائل، مسئله 840.
مکارم: توضیح المسائل، مسئله 761.
تبریزی و سیستانى:(5).91. مسئله: طلای سفید حکم طلای زرد را ندارد و پوشیدن آن برای مردان اشکالی ندارد مگر آنکه همان طلای زرد باشد که رنگ آن تغییر کرده باشد.
امام: کتاب استفتائات، ج1، لباس نمازگزار، با استفاده از سؤالهاى50، 51، 54 - 52.
اراکى، تبریزى، خامنه اى، سیستانى، فاضل، گلپایگانی و مکارم:(6).92. مسئله: زینت کردن به مطه در صورتی که صدق طلا بدان نشود اشکال ندارد.
امام، اراکى، فاضل، گلپایگانی و مکارم: عروه، (شرائط لباس مصلى)، شرط پنجم.
اراکی و بهجت: استفتاء.
سیستانى: منهاج الصالحین، (شرائط لباس مصلى)، با استفاده از شرط پنجم.
خامنه اى:(7).93. مسئله: اگر چیزی ممزوج از طلای زرد و فلز دیگری باشد اگر طلای زرد در آن مضمحل شده باشد، بطوری که طلای زرد بر آن صدق نکند حکم طلای زرد را ندارد.
امام: استفتائات، ج2، با استفاده از سؤالهای 13 و 14.
بهجت و سیستانى: استفتاء.
مکارم: عروه، (شرائط لباس مصلى)، شرط پنجم.
فاضل: (8) .94. مسئله: اگر مردی شک کند که چیزی از جنس طلاست یا نه، استفاده کردن از آن برای او اشکال ندارد.
امام، اراکى، فاضل، گلپایگانی و مکارم: عروه، (شرائط لباس مصلى)، مسئله 21.
امام: استفتائات، ج1، لباس نمازگزار، سؤال 55.
اراکى، خامنه ای و سیستانى: استفتاء.
گلپایگانى: توضیح المسائل، مسئله 841 و ارشاد السائل، (لباس مصلى)، سؤال 115.
بهجت:(9).
پوشش مرد از محارم و مردان دیگر.
توجه: از کلیه احکام این بخش همسر مستثنی است. (10).97. مسئله: مردان باید عورتین خود را از مردان دیگر و همچنین از محارم خود بپوشانند و پوشانیدن بقیه بدن از آنها واجب نیست.
امام، اراکى، فاضل، گلپایگانی و مکارم: عروه، (ستر و ساتر)، قبل از مسئله1.
بهجت، تبریزی و خامنه اى: استفتاء.
سیستانى: منهاج الصالحین، (نکاح)، با استفاده از مسئله 19
99. مسئله: نپوشاندن هرکجای بدن به قصد به حرام انداختن دیگری حرام است.
امام، اراکى، تبریزى، خامنه اى، سیستانى، فاضل و گلپایگانى: استفتاء.
بهجت:(12).100. مسئله: برهنه کردن بدن به قصد لذّت و ریبه در مقابل محارم (به استثنای همسر) یا مردان دیگر حرام است.
امام، اراکى، تبریزى، خامنه اى، سیستانی و گلپایگانى: استفتاء.
بهجت:(13).سیستانى: منهاج الصالحین، (احکام تخلى)، با استفاده از قبل از مسئله 55 و (نکاح)، مسئله 20.
پوشش مرد از زنان نامحرم.
102. مسئله: مردان باید عورتین خود را از نامحرم بپوشانند و پوشیدن بقیه بدن از آنها واجب نیست.امام، اراکى، فاضل، گلپایگانی و مکارم: عروه، (ستر و ساتر)، ص549.
سیستانى: منهاج الصالحین، (نکاح)، مسئله 19.
بهجت و خامنه اى:(14).103. مسئله: مردان بنابر احتیاط مستحب باید مواضعی را که بطور معتاد مردان می پوشند را از نامحرم بپوشانند خصوصاً اگر بدانند نامحرمی به قصد لذّت و یا ریبه به آنها نگاه می کند.
امام، فاضل و مکارم: عروه، (نکاح)، مسئله 51.
بهجت، خامنه ای و گلپایگانى:(15).104. مسئله: باز گذاشتن هر جای بدن به قصد به حرام انداختن نامحرم حرام است.
امام، اراکى، خامنه اى، سیستانى، گلپایگانی و مکارم: استفتاء.
بهجت:(16).در نتیجه اگر مردی بازو یا سینه، و یا بدن خود را به قصد آنکه نامحرمی به او نگاه بکند باز بگذارد و یا پیراهن نازک بدن نما بپوشد به قصد آنکه نامحرم به بدن او نگاه کند حرام است و باید از آن اجتناب کند. بله اگر لباس مثلاً آستین کوتاه بپوشد نه به قصد حرام انداختن دیگری اگر چه علم داشته باشد دیگری به حرام بیفتد بنابر احتیاط مستحب نباید چنین لباسی بپوشد.
105. سؤال: آیا خانمهای نامحرم می توانند برای مردان آمپول بزنند و یا فشار خون بگیرند و یا عکسهای رادیولوژی بگیرند.
جواب: اگر مستلزم لمس و یا نگاه حرام به بدن مرد باشد جایز نیست مگر در مقام اضطرار.
امام، فاضل، گلپایگانی و مکارم: عروه، (نکاح)، با استفاده از مسائل 47 و 31.
امام: توضیح المسائل، مسئله 2433 و استفتاء.
اراکى: توضیح المسائل، با استفاده از مسئله 2437 و استفتاء.
خامنه اى: استفتاء.
سیستانى: منهاج الصالحین، (نکاح)، با استفاده از مسائل 19، 20 و 21.
بهجت:(17).106. سؤال: آیا مردان می توانند در حالی که می دانند نامحرم به آنها نگاه می کند مقدار بیشتری از بدن خود را که بطور معتاد مردان می پوشانند برهنه کنند مثلاً با زیرپوش در منزل باشند درحالی که می دانند نامحرم به آنها نگاه می کند و یا برای شستن فرش یا ماشین و یا... پاهای خود را بالا بزنند و یا در مقابل نامحرم شنا کنند.
جواب: اگر به قصد به حرام انداختن نامحرم باشد حرام است در غیر این صورت بهتر است ترک کند خصوصاً اگر بیننده جوان باشد.
امام، فاضل و مکارم: عروه، (نکاح)، با استفاده از مسئله 51.
بهجت، خامنه اى، سیستانی و گلپایگانى:(18).
پوشش مرد از بچهها.
بچه ها یا ممیز هستند یا نه:.107. مسئله: اگر بچه ها ممیز نیستند چه پسر و چه دختر پوشش از آنها واجب نیست حتی عورتین .
امام، فاضل، گلپایگانی و مکارم: عروه، (نکاح)، مسئله 35.
بهجت و تبریزى: استفتاء.
سیستانى: منهاج الصالحین، (نکاح)، مسئله 25.
اگر ممیز هستند:.
108. مسئله: مرد باید عورتین خود را از بچه های ممیز بپوشاند چه پسر باشند چه دختر محرم باشند یا نامحرم.
امام، اراکى، فاضل، گلپایگانی و مکارم: عروه، (ستر و ساتر)، قبل از مسئله 1.
سیستانى: منهاج الصالحین، (احکام تخلى)، قبل از مسئله 55.
بهجت: (19) . در نتیجه: مردان باید در حمامها و یا هرجای دیگرعورتین خود را از فرزندان ممیز خود بپوشانند.
1. بهجت: پوشیدن لباس ابریشم خالص برای مردان حرام است ولی چیزهایی از قبیل عرقچین و یا بندشلوار و یا جوراب، که به تنهایی عورت را نمی پوشانند اگر ابریشم خالص باشند بنابر اظهر نماز با آن صحیح است گرچه خلاف احتیاط است. توضیح المسائل، مسئله 703.
توضیح: این تعبیر به معنای احتیاط مستحب است در نتیجه طبق نظر معظم له بنابراحتیاط مستحب مردان نباید در هنگام نماز از لباسهای ابریشمی مانند عرقچین، جوراب و... استفاده کنند.
اراکى،فاضل و گلپایگانى: پوشیدن لباس ابریشم خالص برای مردان حرام است، همچنین بنابر احتیاط واجب پوشیدن چیزهایی از قبیل عرقچین، بند شلوار و... که به تنهایی ساتر عورتین نیستند، اگر از ابریشم خالص باشد جایز نیست.
اراکى، فاضل و گلپایگانى: عروه، (شرائط لباس مصلى) شرط ششم.
فاضل: توضیح المسائل، مسئله 843.
گلپایگانى: توضیح المسائل، مسئله 842.
2. گلپایگانى: اگر کمتر از چهار انگشت بسته ابریشم باشد اشکالی ندارد و بیش از آن پوشیدنش برای مرد حرام است. توضیح المسائل، مسئله 843.
3. بهجت: در صورتیکه ابریشم خالص نباشد، اشکال ندارد. استفتاء.
4. بهجت: اظهر جواز است. استفتاء.
5. استفاده کردن از عینک طلا برای مرد حرام است.
تبریزى: توضیح المسائل، مسئله 840.
سیستانى: توضیح المسائل، مسئله 840 و مکاسب محرمه، با استفاده از مسئله 37.
6. اگر طلای سفید فلزی غیر از طلای زرد باشد پوشیدن آن برای مرد اشکالی ندارد.
اراکى،سیستانى، گلپایگانی و مکارم: استفتاء.
تبریزى: صراط النجاة، با استفاده از سؤال 1192.
خامنه اى: اگر طلای سفید همان طلای زرد است که بر اثر مخلوط کردن ماده ای رنگ آن سفید شده است پوشیدن آن برای مردان حرام است ولی اگر پلاتین است یا عنصر طلا در آن بقدری کم است که عرفاً به آن طلا نمی گویند مانع ندارد. استفتاء.
فاضل: اگر طلای سفید، عنوان طلا داشته باشد و هم جنس طلای زرد باشد پوشیدن آن برای مرد جایز نیست. جامع المسائل، با استفاده از سؤالهای 256 و 969.
7. خامنه اى: زینت کردن به مطلا برای مردان اشکال ندارد حتی اگر عرفاً بدان طلا بگویند. استفتاء.
8. فاضل: پوشیدن هر چیزی که ممزوج از طلا وغیرطلا باشد برای مردان جایز نیست. عروه، (شرائط لباس مصلى)، شرط پنجم.
9. بهجت: اگر صدق طلا کند جایز نیست. استفتاء.
10. 95.سؤال: اگر مردی انگشتر طلا یا ساعت طلا برای همسرش خریده و جهت امتحان و یا برای نگهداری و حفظ آنها بدست خود کرده در موقع نماز یا غیر نماز چه صورت دارد.
خامنه اى: در هر صورت اگر پوشیدن طلا صدق کند حرام است. استفتاء.
گلپایگانى: برای مرد حرام و نماز با آن باطل است. مجمع المسائل، ج1 سؤال 120.
96. سؤال: شخصی برای همسر خود انگشتر طلا می خرد بعنوان اندازه گیری در دست می کند. آن مقدار دست کردن حرمت دارد یا نه.
خامنه اى: از پاسخ سؤال قبل مسئله روشن شد.
گلپایگانى: در مورد سؤال آن مقدار عیبی ندارد. مجمع المسائل، ج1، مسائل متفرقه، سؤال 100.
11. بهجت: اگر معرضیت فتنه و فساد باشد جایز نیست. استفتاء.
12. بهجت: بخشی از بدن که پوشانیدن آن واجب است، نپوشاندن آن حرام است و لو دیگری به حرام نیفتد و در جایی که پوشاندن واجب نیست در فرض کمک به حرام، پوشاندن واجب است. استفتاء.
13. بهجت: بخشی از بدن که پوشانیدن آن واجب است، نپوشاندن آن حرام است و لو دیگری به حرام نیفتد و در جایی که پوشاندن واجب نیست در فرض کمک به حرام، پوشاندن واجب است. استفتاء.
14. بهجت: بنابر احتیاط واجب مرد باید بدن خود را از نامحرم بپوشاند اگر چه کمک بر حرام نباشد. و اگر کمک به حرام باشد پوشاندن بدن قطعاً واجب است. همانطور که پوشانیدن عورت از نامحرم واجب است. توضیح المسائل، مسئله 1937.
خامنه اى: مقدار واجب پوشش بدن برای مردان، پوشانیدن عورتین است به گونه ای که شهوت انگیز و موجب مفسده نباشد و اگر فسادی در بین باشد، سایر قسمتهای بدن به استثناء سر و گردن و کفین را نیز باید بپوشانند. استفتاء.
15. بهجت: بنابر احتیاط واجب مرد باید بدن خود را از نامحرم بپوشاند اگر چه کمک بر حرام نباشد. و اگر کمک به حرام باشد پوشاندن بدن قطعاً واجب است. توضیح المسائل، مسئله 1937.
خامنه اى: اگر مرد بداند نامحرم به بدن او نگاه می کند، بنابر احتیاط واجب باید بدن خود را به استثناء سر، گردن و دستان بپوشاند. استفتاء.
گلپایگانى: احتیاط (واجب) این است که مرد مواضعی را که معمولاً پوشیدن آن در بین مردان متعارف است در صورتی که بداند زن اجنبیه به او نگاه می کند بپوشاند. مجمع المسائل، ج2، سؤال 644.
در نتیجه: مرد باید بالاتر از مچ و سینه و پاهای خود و مواضعی را که معمولاً مردان می پوشانند از نامحرمی که ناظر آنهاست بپوشاند و پوشیدن مواضع دیگر مثل سر، صورت، دست و ... لازم نیست.16. بهجت: اگر این کار کمک کردن به حرام باشد پوشانیدن آن قطعاً واجب است. توضیح المسائل، با استفاده از مسئله 1937.
17. بهجت: نگاه کردن به بدن مرد نامحرم اگر کمک بر حرام نباشد بنابر احتیاط واجب جایز نیست و اگر کمک به حرام باشد قطعاً حرام است، و در هر صورت لمس بدن نامحرم در غیر ضرورت جایز نیست. توضیح المسائل، مسائل 1933 و 1937.
18. بهجت: اگر مستلزم حرامی باشد، این کار جایز نیست و اگر مستلزم حرام نباشد بنابر احتیاط واجب مرد باید بدن خود را از نامحرم بپوشاند. توضیح المسائل، با استفاده از مسئله 1937.
خامنه اى:اگر مستلزم مفسده باشد و یا شهوت انگیز باشد این کار جایز نیست. استفتاء.
سیستانى:چنانچه به قصد این باشد که نامحرم به بدن او نگاه کند و یا بازگذاشتن این مواضع نوعاً فتنه انگیز باشد جایز نیست. استفتاء.
گلپایگانى: اگر به قصد به حرام انداختن نامحرم باشد حرام است و اگر نه بنابر احتیاط واجب باید مقدار معتاد را بپوشاند. عروه، (نکاح)، با استفاده از مسئله 51 و استفتاء.
19. بهجت: بنابراحتیاط واجب مرد باید بدن خود را از دختری که نُه سالش تمام نشده ولی خوب و بد را می فهمد بپوشاند، اگر چه قصد لذّتی در بین نباشد. توضیح المسائل، مسئله 1937.
سید مسعود معصومی / احکام روابط زن ومرد
احکام بوسیدن.
سید محمد مسعود معصومی
206. مسئله: بوسیدن محارم اشکال ندارد مشروط به آنکه به قصد لذّت و ریبه نباشد (به استثناء همسر که مطلقاً جایز است).
امام، اراکى، بهجت، تبریزى، خامنه اى، سیستانى، فاضل، گلپایگانی و مکارم: استفتاء.
سیستانى: منهاج الصالحین، (نکاح)، با استفاده از مسئله 16.
در نتیجه: بوسیدن خواهر زاده، نوه، و یا هر بچه اى، و بطور کلی بوسیدن هر محرمی به قصد لذّت و ریبه حرام است. البته به استثنای همسر.
207. مسئله: اگر انسان بداند اگر شخص دیگری اعم از بچه یا محارم خود را ببوسد به گناه آلوده می شود نباید او را ببوسد.
امام، اراکى، بهجت، تبریزى، خامنه اى، سیستانى، فاضل، گلپایگانی و مکارم: استفتاء.
سیستانى: منهاج الصالحین، (نکاح)، با استفاده از مسئله16.
208. مسئله: بوسیدن هر کجای بدن محارم که دیدن آن جایز باشد اشکال ندارد. چه پیشانی باشد، یا شانه ها یا دست و... مشروط به آنکه به قصد لذت و یا ریبه نباشد (به استثناء همسر که مطلقاً جایز است).
امام، اراکى، تبریزى، خامنه اى، سیستانى، فاضل، گلپایگانی و مکارم: استفتاء.
سیستانى: منهاج الصالحین، (نکاح)، با استفاده از مسئله 16.
209. مسئله: بوسیدن هر چیزی به قصد لذّت حرام است. اعم از سنگ، چوب، فلز، مجسمه، ...
امام، اراکى، بهجت، خامنه ای و گلپایگانى: استفتاء.
تبریزى: (11) .
قانون کلی.
210. مسئله: هرگونه تماسی با هر یک از اعضای بدن با هرچیزی و یا هر کسی به قصد لذّت و ریبه حرام است (به استثنای همسر).
امام، اراکى، خامنه اى، فاضل و گلپایگانى: استفتاء.
تبریزى: (12) .
در نتیجه: خوردن چیزی به شهوت، دیدن چیزی یا کسى، دست زدن و یا بوییدن هر چیزی و یا گوش دادن به هر صدایی اعم از صدای انسان یا غیر آن، گفتن هر حرفی به هر کس حتی بچه ها وخلاصه هر کاری به قصد لذّت و ریبه و شهوت رانی حرام است.
(13) .
سید مسعود معصومی / احکام روابط زن ومرد
احسان و نیکى آرى, هتک کرامت و شخصیت نه!
((و یطعمون الطعام على حبه مسکینا و یتیما و إسیرا, انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزإ و لا شکورا, انا نخاف من ربنا یوما عبوسا قمطریرا.))(1)
سالى که ماه پایانى آن را مى گذارنیم به نام مبارک امیرالمومنین(ع) مزین شده است. دومین عید غدیر را در روزهاى پایانى این ماه جشن خواهیم گرفت و خداى را سپاس خواهیم گفت که ما را از دوستداران و پیروان على(ع) قرار داد و در جرگه کسانى درآورد که به ولایت آن حضرت(ع) تمسک جسته و باور دارند. از سوى دیگر هفته احسان و نیکوکارى را در پیش داریم; هفته اى که در آستانه سال جدید ما را پیش از پیش به یاد همنوعان مى اندازد و مى تواند یادآور ارزش والا و بى بدیل نیکى به دیگران باشد; ارزشى که تنها نگاهى کوتاه به آیات و روایات و سیره اهل بیت(ع) نشان از اهمیت آن در منطق انسانى اسلام دارد. و این امر آن قدر واضح است که در این فرصت نیازى به شرح آن نیست. تنها مرورى کوتاه به زندگى امیرالمومنین(ع), چه در دوران پیامبر(ص) و چه پس از آن و چه آنگاه که در سالهاى آخر عمر شریف خود, عهده دار امر حکومت شد, به خوبى نشان خواهد داد که رسیدگى به مشکلات دیگران و سختى دادن به خود براى آسایش مردم و کمک به نیازمندان و محرومان, چه جایگاهى در زندگى و منطق آن بزرگوار داشته است. از میان آن همه نکات و ارزشهایى که در عملکرد آن بزرگوار و خاندان شریف ایشان در این باره وجود دارد, تنها نگاهى درسآموز به آیات سوره ((انسان)) که در شإن حضرت و همسر و فرزندانش نازل شده, ما را جرعه نوش کوثر معرفت انسانهایى مى گرداند که مایه فخر خداوند و الگوى جاودانه همه خوبى هایند و تمسک به ولایت آنان تمسک به منش و روش و اخلاق کریمه و آن همه اوصاف نیک آنان نیز مى باشد. در این فرصت و در استقبال از هفته احسان و نیکوکارى فقط به یک نکته اشاره اى کوتاه مى کنیم.
در شرح زندگى امیرالمومنین(ع) و نیز دیگر ائمه(ع) بارها خوانده و شنیده ایم که آنان پنهانى و حتى به صورت ناشناس به مستمندان و درماندگان کمک مى کردند. شبانه شخصا به در خانه نیازمندان مى رفتند و بىآنکه شناخته شوند کمکهاى جنسى و نقدى خود را به آنان مى رساندند تا جایى که در موارد متعددى تنها پس از رحلت آن بزرگواران, فقرا و نیازمندان مى فهمیدند چه کسى به آنان کمک مى کرده است. بارها نیز به دیگران سفارش کرده اند که پنهانى به کمک نیازمندان بشتابند و براى چنین روشى پاداشى دوچندان برشمرده اند. تا جایى که در بیانى تمثیلى و کنایى, تشویق کرده اند که شخص اگر با دست راست خود کمک مى کند و صدقه اى مى دهد آن را از دست چپ خود پنهان بدارد.(2) یک حکمت روشن این پنهانکارى, حفظ آبرو و کرامت کسانى است که به هر دلیل, نیازمند دریافت کمک شده اند و چاره اى جز گشودن دست نیاز به دیگران ندارند. اگر اولیإ دین(ع) به گونه اى رفتار مى کردند که حتى خود نیازمندان و مددجویان نیز پى نبرند چه کسى به آنان کمک مى رساند و همین مقدار نیز مایه سرشکستگى آنان نشود, آیا شایسته است ارزش آن همه خدمات و تلاشهاى قابل تقدیر و مبارک خویش را با به نمایش در آوردن شخصیت نیازمندان در مقابل چشم میلیونها بیننده به ویژه اقوام و دوستان آنان, خدشه دار کنیم و کرامت و شخصیت بسیارى از افراد را ناخواسته, آن هم در آغاز زندگى مشترک, دستخوش سلیقه ناصحیح خود در جلب کمکهاى بیشتر و اطمینان بخشى به جامعه در مصرف کمکها قرار دهیم؟ تردیدى در حسن نیت و خیرخواهى دست اندرکاران چنین امورى نیست و حتى همین روشهاى ناصحیح را نیز مى توان به عذر جلب توجه بیشتر جامعه توجیه کرد ولى آیا بارها براى ما نگفته اند که على(ع) پنهانى به امور نیازمندان و مسکینان رسیدگى مى کرد. آیا امام باقر(ع) در باره سیره پدر بزرگوارش نفرموده است که على بن حسین(ع) در شب تاریک, کیسه بر دوش از خانه خارج مى شد, در خانه هاى فقرا را یکى یکى مى زد و هر کس بیرون مىآمد, کمک مورد نظر را به او مى داد. ((و کان یغطى وجهه لئلا یعرفه)); و چهره اش را مى پوشاند تا صاحب خانه او را نشناسد.(3) آن قدر چنین کرد که پس از رحلتش, هنگام غسل دادن وى, دیدند پشت حضرت همانند زانوى شتر پینه بسته است.(4)
و آیا این محمد بن اسحاق نیست که مى گوید جمعى از مردم مدینه زندگى مى گذراندند اما نمى دانستند زندگى آنان از کجا تإمین مى شود تا اینکه على بن حسین درگذشت. آن وقت فهمیدند کسى که شبها سراغ آنان مى رفت وى بوده است که از دست دادند. تعداد چنین خانواده هایى را یکصد خانواده با جمعیت شمرده اند.(5) امام سجاد(ع) نقاب بر چهره مى زد تا وى را نشناسند و بسیار مى شد که نیازمندان شبانه بر در خانه خود مى ایستادند و منتظر آمدن وى بودند ولى نمى دانستند کیست, از این رو هنگامى که او را مى دیدند به یکدیگر بشارت مى دادند که ((صاحب کیسه)) آمد.(6)
و آیا هشام بن سالم براى ما روایت نکرده است که امام صادق(ع) وقتى تاریکى شب فرا مى رسید و پاسى از آن مى گذشت کیسه اى شامل نان و گوشت و پول را بر گردن خویش مى انداخت و سراغ نیازمندان مدینه مى رفت و آن را میانشان قسمت مى کرد ولى آنان وى را نمى شناختند تا اینکه حضرت رحلت کرد و دیدند دیگر کسى سراغشان نیامد, آنگاه فهمیدند که آن فرد, امام صادق(ع) بوده است!(7)
آیا با این گونه آموزه هاى دینى و آن همه تإکیدهایى که در ضرورت حفظ شخصیت افراد و کرامت انسانى آنان شده است, شایسته است مرد جوانى را که مى خواهد عهده دار مسوولیت زندگى و مدیریت آن باشد, از آغاز, فردى ناتوان و نیازمند کمک معرفى کنیم و همواره در پیش چشم دیگران, ((شوهرى)) جلوه دهیم که خود حتى توان تشکیل زندگى را نداشته است و دختر جوان را با آن همه آمال و آرزو, فرزند خانواده اى مستمند معرفى کنیم که توان فراهم آورد جهازیه اى مختصر براى فرزند خود نداشته اند و مایه سرشکستگى وى در زندگى شویم. آیا چنین رفتارى را براى نزدیکان و خویشان خود مى پسندیم. آیا به صرف اینکه آنان, خود (و طبعا از سر ناچارى) رضایت مى دهند مجوز چنین روشى مى شود و بدتر آنکه شنیده شود در پاره اى موارد جهازیه تقدیمى, ممهور به برچسب نیز مى شود تا لااقل براى مدتى معلوم باشد از کجا آمده است! گاه نیز شخص مجبور به گذراندن آزمون احکام شده است.
هیچ کس نمى تواند ارزش خدمات ارائه شده را نادیده بگیرد و آن همه کمکهاى گسترده را در سراسر کشور به خاطر چنین روشهایى, کوچک جلوه دهد ولى آیا اساسا در جامعه اسلامى با آن همه سرمایه هاى خدادادى و حاکمیت اسلام, وجود آن همه دختر و پسر جوان که تنها با کمکهاى دیگران توانسته اند با حداقلى از امکانات, آغاز زندگى مشترک خویش را جشن بگیرند جایى براى افتخار دارد که آن را به منظر و تماشاى جامعه بگذاریم؟ آیا نباید بر این واقعیت گریست؟ چه جاى شادمانى و افتخار است تماشاى عروسان و دامادانى که حتى نتوانسته اند زندگى مشترک خود را بدون استمداد از دیگران آغاز کنند و چه جاى این است که با این روشها, حس ترحم دیگران را برانگیزیم تا حاضر شوند اندکى کمک کنند! امیدواریم در چنین روشهایى تجدید نظر شود و راههاى دیگرى براى جلب کمک و ارائه گزارش فعالیتها, که هر دو نیز امرى لازم است, انتخاب گردد تا همراه با حداکثر تلاش براى بهبود وضع زندگى نیازمندان و مددجویان, حداکثر تلاش نیز براى حفظ حرمت و کرامت انسانى و شخصیت اسلامى و اجتماعى آنان صورت گیرد. ان شإالله.
سردبیر
پىنوشتها:
1ـ سوره انسان, آیه 10ـ8.2ـ ((امام صادق(ع): یا ابن جندب! لاتتصدق على اعین الناس لیزکوک فانک ان فعلت ذلک فقد استوفیت اجرک و لکن اذا اعطیت بیمینک فلا تطلع علیها شمالک فان الذى تتصدق له سرا یجزیک علانیه على رووس الاشهاد فى الیوم الذى لایضرک ان لایطلع الناس على صدقتک...)) بحارالانوار, ج78, ص284, ج96, و نیز نگاه کن: ص24, ج69, ص377و390.
3ـ بحارالانوار, ج46,ص89.
4ـ همان, ص90.
5ـ همان, ص88.
6ـ بحارالانوار, ج46, ص89.
7ـ ((کان ابوعبدالله(ع) اذا اعتم و ذهب من اللیل شطره اخذ جرابا فیه خبز و لحم و الدراهم فحمله على عنقه ثم ذهب به الى اهل الحاجه من اهل المدینه فقسمه فیهم و لایعرفونه فلما معنى ابوعبدالله(ع) فقدوا ذا فعلموا انه کان اباعبدالله(ع).)) کافى, ج4, ص8.
ماهنامه پیام زن ـ شماره 108 ـ اسفند 79
آیا شما مى دانید در ذهن دانش آموزتان چه مى گذرد؟
یکى از خواهران آموزگار دبیرستان, در سال تحصیلى جارى, نخست چند دقیقه به دانش آموزان خویش فرصت داده است که به صورت آزاد فکر کنند و سپس از آنان خواسته است که آنچه را که در آن چند دقیقه بدان مى اندیشیدند روى کاغذ بیاورند. آنچه در پى مىآید نتیجه این ابتکار است. مجله پیام زن با سپاسگزارى از این آموزگار ارجمند, متن این نوشته ها را بدون هیچ قضاوتى در اختیار خوانندگان عزیز قرار مى دهد. اصل این نوشته ها در دفتر مجله موجود است. امید است که این ابتکار در مجموع مفید باشد.
سلام علیکم
پس از تقدیم عرض سلام به شما دبیر محترم, خدمت شما عرض مى کنم که من چه فکرى مى کردم. من همیشه به این فکر هستم که چه کسى به عنوان دست قرض به ما 5 هزار تومان پول مى دهد که پدرم را به دکتر ببریم و عمل کنیم. به مدت یک هفته است که در این فکریم و عمو و خاله و دایى هم نداریم و در این شهر غریب هستیم.
چقدر خوب بود که انسان همیشه به خواب ابدى مى رفت و در این دنیا با هیچ کس معاشرت نداشت.
بسم الله الرحمن الرحیم. من فکر کردم که چون خیلى به قرآن علاقه دارم در حال خواندن قرآن به ((ترتیل)) منشاوى هستم و کسانى که در اطراف من هستند تشویق مى کنند و ((الله, الله)) مى گویند. من از تلاوت قرآن بسیار لذت مى برم.
از شما هم مى خواهم بیشتر در کلاس قرآن با ترتیل بخوانید.
متشکر
من فکر مى کنم که اگر انسان به فکر معاد و روز قیامت باشد, دیگر به دنبال کارهاى زشت نمى رود و از کارهاى بد دورى مى گزیند.
به نام خدا. در عالم خیال دیدم که در بیمارستان بر روى تخت اتاق عمل خوابیده ام و مادرم نیز در تخت دیگر بیهوش است. دکتر بعد از انجام آزمایشات و گرفتن گروه خون و دیگر آزمایشات گفت:
شرایط براى انجام تبادل و پیوند کلیه مناسب است. بعد دیدم که بیهوش شدم و جراح با چاقو و دیگر وسایل کلیه ام را درآورد و در کاسه اى گذاشت. بعد دیدم کلیه فرسوده مادرم را درون ظرفى نهاده و از اطاق خارج شدم و کلیه مرا به مادرم پیوند زدند و بعد مادرم را سرحال دیدم که دست خواهر و برادرم را گرفته و با صورتى بشاش به ما نگاه مى کند. کاش این خیال حقیقت بود. اى کاش.
بسمه تعالى
کاش این زندگى ابدى بود و همه انسانها خوب بودند و هیچ انسان بدى در این دنیا وجود نداشت.
بسمه تعالى. تنها فکر من اینکه فکر مى کنم چه جورى مى توانم خداوند متعال را بشناسم و در مقابل شناختم چه عملى را انجام مى دهم, آیا مى توانم بنده شایسته خدا باشم یا نه؟
فکر اینکه چقدر خوب مى شد که انسان خودش به بهشت برود و هر کس را هم که دوست دارد با خود و به میل خود به بهشت ببرد. آن وقت مى شود تشخیص داد چه کسى چه کسى را دوست دارد؟ انسان را شاد و خوشحال مى کند.
فکر من در این بود که آیا مى توانم درسم را طى این سه سال ادامه دهم یا که نه؟
و آیا مى توانم وارد دانشگاه شوم یا نه؟ طى سه سال تشکیل زندگى مى دهم ولى مطمئنم که تشکیل زندگى به درد ما نمى خورد. باید به فکر آینده باشیم. راستش چند روز پیش براى من یک خواستگار آمد و مادرم اینا, من را توى محکمه قرار داده اند که جواب بدهم ولى من دوست دارم وارد دانشگاه شوم.
من فکر کردم اگر دانشگاه مى رفتم و پرستار مى شدم چى مى شد؟ شاگرد اول مى شدم, توى لیست انتخاب مى شدم براى رفتن به اروپا یک فرد واقع بین تر از حالا مى بودم و زندگى ام را در کام خود و دیگران شیرینتر مى کردم.
من فکر مى کنم که آیا مى توانم پیرى خود را ببینم یا نه؟
فکر کردم که خوب یکى از بندگان شایسته و مقرب خدا بودم و خداوند ما را از مقربین خود قرار مى داد. فکر دیگرم در ترس این بود که آیا مى توانم به ترتیل, خوب قرآن را بخوانم یا نه؟
من هر وقت که به فکر مى روم و فرصتى براى فکر کردن دارم فقط به مردن فکر مى کنم. من فکر مى کنم که مرده ام و مرا به غسال خانه بردند و شستند و بعدا خاکم کردند و از شدت ترس به خودم مى لرزم, ولى هر چه مى خواهم از این فکر بیرون بیایم نمى توانم.
بسمه تعالى. به آینده فکر مى کردم, به شغلى که دارم و اینکه چگونه بتوانم در آنجا مرحله اخلاق فردى را رعایت کنم و توجهى به چیزهایى که شخصیت معنوى و ... فردا را مختل مى کند نداشته باشم.
در این فکر بودم که فکرم به یکى از شاگردان رسید که خودکشى کرده بود و ایشان از خودکشى نجات پیدا کردند ولى از دو چشم نابینا شدند و بحمدالله امروز شنیدم که ایشان یک چشمشان شفا پیدا کرده است. خدا شاهد است که چقدر خوشحال شدم و به نظر من فکر مى کنم که این لطف و مرحمت خداوند بوده است که خدا نخواسته ایشان تا ابد در عذاب باشند و فقط عذاب دنیوى که براى بخشش گناه فکر خودکشى او بوده است براى او قرار داده است.
انشاالله به لطف خداوند ایشان شفا پیدا کند و همه مریضان
بسمه تعالى. چند روز پیش پدر من با عمویم از... به ... مى رفتند. در بین راه به علت نبستن زنجیر به ماشین در وسط جاده به دور چرخ زده بود و سر خورده و به طرف[ ... خوانده نشد] رفته بود. فکر مى کردم که خدا چقدر بزرگ بوده که در آن لحظه, نه ماشینى از دو طرف آمده و نه ماشین طورى شده.
بسمه تعالى. مدتى است دایم به این جهان و جهان آخرت مى اندیشم که قبل از اینکه ما به دنیا بیاییم زمان چگونه بوده است و در آینده چگونه خواهد بود؟ در تمام لحظات به فکر پوچى و بى ارزشى دنیا هستم. با این حال بیشتر وقتم را به فکر کردن مى گذرانم تا به عمل. نمى دانم چرا مى خواهم ابتدا دریابم که چه کسى هستم؟ براى چه به دنیا آمده ام و به کجا مى روم و نتیجه چه خواهد بود؟ گاهى اوقات حالت عجیبى پیدا مى کنم که لرزه اى عجیب در قلبم مى افتد. نمى دانم چه کنم؟
معلم گرامى, من هر وقت به فکر فرو مى روم همیشه آینده نگرى مى کنم, مانند اینکه زندگیم در آینده چگونه است و در مورد کارم که آیا مى توانم تا آخر کارم را ادامه دهم یا خیر؟ همیشه به این دو فکر مشغول هستم و همین که دوست دارم روزى بتوانم حافظ قرآن باشم که امیدوارم به این آرزویم برسم. ان شاالله
من فکر مى کردم که راستى اگر آدم همیشه به یاد روز معاد و قبول داشتن این اصل باشد مطمئنا هیچ وقت سعى نمى کند گناه کند و دایم دلش مى خواهد کارى کند که در درگاه خداوند بارى تعالى سرافراز باشد و هم اینکه اگر از لحظه لحظه عمرمان به خوبى استفاده کنیم دیگر هیچ دقیقه اى را بیهوده نخواهیم گذراند. پس آن وقت وجدان ما راحتتر و آسوده تر خواهد بود و این که فکر کردم, فکر کردن عملى بسیار خوب است. براى پى بردن به وجود خودمان.
فکر مى کردم در غارى که اصحاب کهف بودند نشسته ام. ناگهان دو فرشته سفید, بالهایشان را باز کردند و دستهایم را گرفتند و به آسمان بردند ...
چنان که میدانیم نماز رکن دین مبین اسلام و به فرمودة پیامبر اکرم نمازهایپنج گانة شبانه روزی نخستین واجب امّت اسلامی و نخستین عملی است که بالا بردهمیشود و اوّلین چیزی است که در فردای قیامت از انسان سؤال میشود که اگر پذیرفتهشود بقیة اعمال آدمی پذیرفته میشود وگرنه دیگر کارهای دینی مورد قبول درگاه الهیقرار نمیگیرد.
از نظر فقیهان با توجه به آیات وارده از جمله (فَأَقیمُوا الصَّلوةَ اِنَّ الصَّلوةَ کانتعلی الْمؤمِنینَ کتاباً موقوتاً) پس نماز را به پا دارید زیرا نماز وظیفة ثابت و معینی برایمؤمنان است. و نیز: (وَأْمُرْ أهلَکَ بالصَّلوةِ و اصطَبِر علیهَا) ای پیامبر وابستگان را بهنماز فرمان ده و بر انجام آن باجدیّت شکیبا باش.
وجوب عینی نمازهای یومیّه بر همة مکلّفان، جز زنان در دوران عادت ماهیانه، درهر شرایط و با هر کیفیت ممکن، حتّی با اشارة پلکها و ذکر قلبی تنها، از مسائل اتّفاقی وبلکه ضروری دین شناخته شده است.
حتّی در میدان کارزار، و در حال درگیری با دشمن غدّار به عنوان نماز خَوف ومُطارَده باید انجام گیرد. که مشروعیّت نماز خَوف و جِواز قصر آن در سفر و حضر، در زمانغیبت نیز اتّفاقی فقهای اسلامی است. جز مالک که بر این باور است. که در حضر نمازخَوف دو رکعتی و قصر نمیشود، و تنها از کیفیّت و هیأت اَدای آن کم میشود. نه کمّیّترکعات نماز. مستنددیگر فقهای ما افزون بر نماز خَوف پیامبر در غزوات: ذاتُ الرِّقاع سهمیلی مدینه در منطقة نَجد؛ و بطنُ النَّخیل (بین طائف و مکه) و عُسفان(36 میلی بینمکه حُجفه). و نماز خَوف امیر مؤمنان در صفّین و لیلة الهَریر، و نماز ظهر عاشورای سیّدالشّهداء و دیگر روایات، که خداوند میفرماید: (و اِذا ضَربتُم فی الاَرضِ فلیسَ علَیکُمجُناحٌ أَن تَقصُروامنَ الصَّلوةِاِنْ خِفتُم أَن یفتِنَکُم الّذینَ کَفَرُوا، اِنَّ الکافِرینَ کانَ لکُم عَدوّاًمبیناً. و اذَا کنتَ فیهم فَأَقمتَ لهمُ الصَّلوةَ فَلَتَقُم طائفَةٌ منهم معکَ وَلْیَأخذوا حذرَهُم وأسلِحَتَهم وَدَّ الَّذینَ کفروُا لوتغفلونَ عن أسلِحَتکُم و أمتِعَتِکُم فَیَمیلونَ علیکم مَیلَةً واحدَةً ولا جُناجَ علیکمْ اِنْ کانَ بکُم أَذیً منْ مَطرٍ أوْ کنتمْ مرْضی اَن تَضَعوا أسلِحتَکمْ و خُذوُاحِذْرکُم اِنَّ اللهَ أَعدَّ لِلکافِرینَ عذاباً مهیناً. فاِذا قَضَیتُمُ الصَّلوةَ فَأذکُروا اللهَ قیاماً و قُعوُداً وعلی جُنُوبِکمْ فَاِذا اطْمَأَنَنْتُمْ فَأَقیمُوا الصَّلوةَ اِنَّ الصَّلوةَ کانت علی المُؤمنینَ کتاباًموُقوتاً) که ترجمة منظوم آیات مزبور از زبان شاعر جوان معاصر نیشابوری که بسیاررسا و زیباست، چنین است:
چو راه سفر را گرفتید باز «نگردید غافل ز کفّار خوارز پس آن گه که شخص تو ای مصطفی گروهی مسلّح شوندت عَسس گروهی که اوّل نخوانده نماز «نماید خِرَد بر تو راه صلاح که ناگه به سوی شما گناهی نباشد گشایید اگردر آن که از بهر کفّار پس از آن که پایان پذیرد نماز به پهلو و بنشسته و ایستابه در این حال خوانید کامل نماز واجب این حکم در روزگار به فرمان و دستور پروردگار که دارند آن کافران دنی عبادت کنی خالق بی نیاز نماز و عبادت به پایان برند » حمله وربگردند با نیزه و با سپر چند لحظه سلاح از کمر روز شمارعذابی نهاد است. پروردگار بمانید در حالت احتزار هر حال گویید ذکر خدا «بگردید مشغول راز ونیاز» «بگردید مشغول راز ونیاز»
دو رکعت بخوانید جای جهاد که بس آشکار است آن دشمنی چو خواهی که برجای آری نماز پس آن گه که سجده به جای آورند بیایند افراد آن با سلاح بلی کافران میکَشند انتظار چو بیماری و بارش آسمان ولیکن در این حال هم بر حذر که گردند نابود و خوار و ذلیل به هر حال کاید به دست شما پس از آن گه که ایمن شدید از عدو که بر مؤمنان به پروردگاربود گناهی نباشد شکسته نماز نیرنگ آن قوم ناسازگار» میان سپاهی به وقت غزا نگهبان بگردند ازپیش و پس خود از بهر خواندن بیایند باز که غَفلَت نمایید در کارزار شما را به رنج افکند، آن زمان بمانید از خصم تیره گهر بر آنها تباهی بگردد گسیل نمایید تسبیح یکتا خدا چو دانید ناید گزندی از او «بگردید مشغول راز ونیاز»
بنابراین چگونگی اجرای این نماز در میادین نبرد در آغاز به وسیلة قرآن کریم درقالب نَمونه، بیان حکم شده است تا برای مسلمانان واضحتر و زیباتر از کار درآید و بهتعبیر منطقی از نوع تعریف به مثال است، که پیامبر را امام جماعت فرض کرده، ومأمومین را به دو گروه دسته بندی کرده است. که امام صادق(ع) در توضیح آن چنینفرمود: رسول خدا در جنگ ذات الرِّقَاع با اصحاب خود به نماز ایستاد.
به این صورت که یاران را دو قسمت کرد: یک دسته را رویاروی دشمن قرار داد، و بادسته دیگر نماز خواند. آن حضرت تکبیر فرمود آنان نیز گفتند، آن جناب حمد و سورهخواند و آنان ساکت بودند، او رکوع نمود آنان نیز رکوع کردند، او سجده بهجاآورد آنان نیزسجده کردند.
سپس پیامبر خدا برای رکعت دوّم به پا خواست، و دیگر چیزی از حمد و سورةرکعت دوّم نخواند تا نمازگزاران به صورت فرادا رکعت دوم خود را به پایان بردند، و بهیکدیگر سلام دادند، و جای خود را با گروه محافظان عوض کردند، و در برابر دشمنایستادند.
دستة دوم که تا کنون در برابر دشمنان ایستاده بودند، باپیامبر(ص) اقامت نمازجماعت بستند. آن جناب تکبیر گفت آنان نیز گفتند و در حال قَرائت پیامبر سکوتکردند. تا آن حضرت به رکوع رفت آنان نیز به رکوع رفتند آن حضرت سجده نمود آنان نیزبه سجده رفتند. آن گاه پیامبر خدا نشست و تشهّد خواند و سلام داد آنان برخاستند و یکرکعت باقی مانده خود را فرادا به پایان بردند، و در آخر به یکدیگر سلام دادند؛ و این هماننماز خَوفی است که خداوند به پیامبرش دستور داده است.
نماز شدّت خوف یا مُطارَدَه که شامل نگرانی از سَیل و دَرنده و غیره بر جانمسلمانان به حکم آیة شریفه: (حافظوُاعلی الصَّلَواةِ و الصَّلوةِ الْوسطیَ و قُومُواللهِقانِتینَ. فَاِن خِفْتُم فَرِجالاً اَوْ رُکبَاناً فَاذا أَمِنْتُم فَاذْکُروا اللهَ کَما علَّمَکُمُ ما لم تَکونواتَعلَمونَ).
در انجام نماز به خصوص نماز میانی-ظهر یا صبح-کوشا باشید، و از روی خضوعو فرمان برداری برای خدا به پا خیزید، و اگر به خاطر خطر نگران شدید نماز را در حالسواره یاپیاده به جا آرید.امّا هنگامی که امنیّت خود را باز یافتند. پس خدا را یاد کنید(نمازرا به صورت معمولی بخوانید)همان گونه که خداوند چیزهایی را که میدانستید به شماآموزش داد.
بر اساس قاعدة فقهی: «اَلْمَیْسورُ لا یَسقُطُ بالْمَعسُورِ» با حدّاقل اَذکار و به هرصورت که مقدور باشد، انجام میگیرد. نماز خَوف باتوجّه به آیات یاد شده به دو نوع: خَوفو شدّت خوف یامُطارَدَه دسته بندی میشود، که معروفترین نماز خَوف نوع نخست همانخَوف ذاتِ الرّقاع است، که برای نخستین بار توسط شخص نبیّ اکرم(ص)، اِجرا شد، وکیفیت آن مورد پذیرش همة فقیهان مذاهب برجستة اسلامی، جز حَنَفیان است.
پیدا است، که منظور از بودن پیامبر(ص) در میان مسلمانان برای اِقامه نمازجَماعت در صورت وجود خوف از عَدُو این نیست که انجام نماز خَوف مشروط به حضورشخص پیغمبراست.بلکه مقصود حُضور امام و پیشوایی برای اقامه نماز جماعت در میانسربازان و مجاهدان اسلام است. از این رو حضرت علی و امام حسین در صِفّین و کربلاوحتّی حُذیفة بن یَمان در فتح طبرستان در بحبوحة نبرد پس از درگذشت پیامبر نمازخوف به جای آوردند و ادعای منسوخ شدن این حکم که از سوی قاضی اَبو یوسف مطرحشده، بی اساس خواهد بود. و تأکید آیة تشریع نماز خَوف بر اِقامه آن به جَماعت به اِمامتآن حضرت حتّی در میدان جنگ با کفّار افزون برمشروعیت آن بیانگر اهمیّت اصل نمازآن هم به جماعت، و در اوّل وقت میباشد. مطمئناً چنین نمازی در تأمین آرامش روانرزمندگان و بالا بردن روحیة آنان در نبرد با دشمنان و همدلی و هماهنگی مسلمانان،تأثیر به سزائی داشته، و خواهد داشت. که شرایط اجرایی آن از این قرار است:
1-مدافعان مسلمان در میدان نبرد دست کم قابل تفریق به دو دسته پاسدار ونمازگزار باشند.
2-دشمن قوی و نگرانی منطقی از هجوم دشمن به رزمندگان در حال نماز باشد.
3-نماز به جماعت و رو به قبله باشد، و دشمن در جهت قبله مستقرّ نباشد.
4-حفظ آمادگی دفاعی در حین نماز با همراه داشتن اسلحه اگر چه خون آلودهباشد.
چرا که نماز خَوف از عدو، آتش بس موقّت یک جانبه از سوی فرمانده مجاهدانمسلمان به دشمنان اسلام است. در میدان نبرد اگر مدافعان اندک و یا دشمن نزدیک و یادر حال زَد و خورد و درگیری، خَوف شدید، باشد نماز مُطارَدَه خوانده میشود. چنان که امیرالمؤمنین در لیلة الهریر نمازش در اذکار تسبیح و تحمید و تکبیر و تهلیل خلاصه شدهبود.
چگونگی نماز خوف ظهر عاشورا
به گزارشی امام حسین(ع) روز دوم محرّم الحرام وارد سرزمین کربلا شد، و عصرروز عاشورا به شهادت رسید.بنابراین مدّت اقامت حضرت ابی عبد الله ویاران وهمراهانش در کربلا هشت روز بیشتر نبود، و مسافری که کمتر از ده روز در جایی بماندالبته در صورتی که مرددّ نباشد وسفر او شرعی باشد نمازش کوتاه و دو رکعتی میشود.
بنابراین هر چند نماز خوف هم به فتوای اکثریّت قریب به اتّفاق فقیهان، حتّی درحضَر هم قصر و دو رکعتی میشود اما در آن بیابان امام هم مسافر بود و هم در حال خَوفبه سر میبرد و نوع نماز آن حضرت نماز خَوف ذات الرّقاع بود که به جماعت برگزار شد. بااین تفاوت که در این غزوه پیامبر با کفّار در حال نبرد بود، و امام حسین(ع) در بیابان کربلابا ب''''اغیان و شورش گران در حال جنگیدن بود. و این عمل امام(ع) مشروعیّت اقامه نمازخوف در مقابله با آشوب گران را اثبات مینماید. اگر چه جواز قصر برای مسلمانان باغیمورد تردید است.
چنان که صاحب جواهر مینوییسد:
«و الاحتیاط لا ینبغی ترکه فی ذالک کلّه حتّی فی الخوف من العدو اذا لم یکنمُخالفا فی الدین و ان کان باغیا بالخروج علی غیر امام العصر للشکّ فی شمول الادلةاما لو کان علیه(ع) فلا ریب فی تقصیر العدد حینئذ کما یدل علیه فعل امیر المؤمنین فیحرب صفّین و الحسین فی کربلا کالشکّ فی تناول الادلة المشروعیّة صلاة الخوفبالنسبة الی الباغی نفسه...»
صاحب جواهر کاستن از کیفیّت نماز و بسنده کردن به اشاره به جای قرائت و اَذکاررکوع و سجود در نماز خوف را بر خلاف اصل احتیاط میداند، و نمازگزار حتّی المقدور بایداز عدد رکعات و کمیّت نماز بکاهد. نه کیفیّت آن.
چنان که فقیه نامی ابن نَما مینویسد:
«حضرت صلاة الظهره فأمر (ع) لزهیر بن القین و سعید بن عبد الله الحنفی انیتقدّ ما أمامه بنصف من تخلف معه و صلّی بهم صلاة الخوف بعد أن طلب منهم الفتورعن القتال لادا الفرض قال ابن حصین اِنَّها لا تقبل منک و أنتَ شارب الخمر!و قیل صلّیالحسین و اصحابه فرادی بالایماء»
در حالی که امام(ع) به همراه یاران به نماز ایستاده بود یزیدیان سنگ دل نه تنهابه نمازگزار و نماز احترام نگذاشتند دهان به زخم زبان گشودند و با سوء استفاده از اینفرصت به سوی این نماز گزاران عاشق و مدافعان اسلامی تیر اندازی کردند، و قلبنمازگزاری چون سعید بن عبد الله را نشانه رفتند، و او را به شهادت رساندند، و کوفیان غدّاربا این کار خود به بی اعتنایی خود به نماز و شعائر مقدّس دین، به خاطر دنیا و منافق بودنخویش اثبات کردند.
طبری و دیگران نوشتهاند: در گرما گرم نبرد عاشورا در عرصة کربلا. یکی از تابعانو شجاعان شیعه و یاران علی (ع) و یاوران مسلم بن عقیل در کوفه، به نام عمرو بنعبدالله معروف به ابوثمامة صائدی دریافت که ظهر است و خطاب به سید الشهدا عرضکرد. «یا أبی عبد الله نفسی لک الْفدأ انی اری هولاء قد اقتربوا منک لا و الله لا تقتل حتیأقتلُ دونک ان شاء الله و احبّ ان ألقی ربّی لقد صلیّت هذه الصلاة التی دنا وقتها. فرفعالحسین رأسها ثم قال: ذکَّرتَ الصَّلاة جَعَلَکَ اللهُ منَ الْمُصلّینَ الذّاکرین. نَعَم هذا وقتها؛ای ابا عبدالله: جانم به فدایت که این گروه قصد جان تو کردهاند نه به خدا کشتهنمیشوی مگر به خواست خدا من در راه تو کشته شوم. و دوست دارم در حالی پروردگارم راملاقات نمایم که این نماز را که وقتش فرا رسیده به جای آرم. امام(ع) نگاهی به آسماننمود و فرمود: آری اکنون اوّل وقت نماز است، و دوباره او را دعا فرمود که: نماز را یاد کردیخدا ترا از نمازگزاران ذاکر قرار دهد.
امام نگاهی به آسمان کرد و فرمود: آری اکنون اول وقت نماز است و در حق او دعاکرد: به یاد نماز هستی خداوند ترا از نمازگزاران اوّل وقت قرار دهد.»
یادآوری
این نکته نیز ضروری است که هرگز این گونه نبود که یک مجاهد والا مقام به فکرنماز ظهر بود.ولی امام معصوم در اندیشه نماز اول وقت به جماعت نباشد، بلکه امام(ع) بهطور قطع و مسلّم آماده انجام این فریضه دینی بود، لذا فرمود: ذَکَرتَ الصَّلاةَ و نفرمودذَکَرتَنی، و از این جمله منظور امام(ع) تشویق ابو ثمانه، و دیگر نمازگزاران و رزمندگان بهنماز، و به یاد خدا بودن در هر حال است و این درسی بود که امام(ع) از پیامبر و امیرمؤمنان در میادین نبرد اسلام آموخته بود.
چنان که در جنگ صفیّن عبد الله ابن عباس، امام علی(ع) را نگران آسمان و درحال انتظار در بحبوحة نبرد دید و با شگفتی پرسید: چرا به آسمان نگاه میکنی؟حضرتفرمود: مراقب اول وقت نمازم. ابن عباس گفت: اکنون مصلحت ما نیست، دست از جنگبکشیم. حضرت در پاسخ فرمود؛ چنین نیست؛ «اِنَّما قاتَلناهم علی الصَّلاة؛ی جز ایننیست که ما بخاطر نماز با آنان میجنگیم.»
این موضعگیری برای همة پیروان علی(ع) و حسین(ع) درسی است که بخاطربسپارید که نماز باید همة امور را تحت الشّعاع قرار دهد و به تعبیر روایات و شهید رجایی:به کار بگویید وقت نماز است.
به گزارش مقرّم در مقتل الحسین(ع)، امام پس از ادای نماز ظهر عاشورا بهجماعت در سخنان کوتاهی به یارانش فرمود: «یا کرامُ هذهِ الجنَّةُ فُتِحَت أبوابُها واتّصَلَتأنهارُها و أیْنَعَت ثمارُها و هذا رسولُ اللهِو الشّهداءُ الَّذینَ قُتِلوا فی سبیل اللهِ یَتَوَقَّعونَقُدومَکُم و یَتَباشَرونَ بِکُم فَهامُوا عن دینِ اللهِ و دینِ نبیِّهِ و ذَبَّوا عن حرمِ الرَّسولِ؛ ایبزرگ نشان، این بهشت است که برای شما درهایش باز و رودهایش به هم پیوسته و میوههایش رسیده و این پیامبر خدا و شهیدان راه خدا هستند که در انتظار ورود شما به سرمیبرند.پس بر عهده شماست که از دین خداو پیامبرانش حمایت و از حرم پیامبر دفاعنمایید.»
سخن آخر با عاشوراییان
بسیاری از قدرتمندان تاریخ بشر بر پایة حسّ خلود و عشق به ماندن همیشگیمایل بودند که پس از مرگشان نام و یادشان زنده بماند و چه بسا که بناهای یادبودی پیشاز مرگ برای خود ساختهاند، و یا کتیبههای سنگی یا فلزّی از خود به یادگار گذاشتهاند ولیهرگز این نوشتهها در دلها و سینهها جا نگرفت.
اما آرمانهای مردان الهی و پیامهای منادیان دین و حقیقت با این که رویصفحة لرزان هوا منعکس شده بود، همواره در دلها و سینههای انسانها نقش بسته وخطوط نورانی آن زندگی نسلها را در گسترة تاریخ انسانیّت روشن نگه داشته است.
پیامهای نهضت حسینی که همواره با دود آه این سالار شهیدان، به امواج هوایگرم کربلا سپرده شده بود، و با خون پاک امام(ع) و یاران وفادار او بر زمین نقش بستهبود.چون از سر اخلاص و عشق به خدا بود رنگ جاودانگی گرفت.
بی تردید نهضت الهی حسینی همانند دانشگاهی پویا آموزهها و پیامهای فراوانو مهمّی دارد که در جای خود باید بیش از پیش مورد بررسی و بهره برداری قرار گیرد ونماز ظهر عاشورا که بخش کوچکی از آن قیام الهی است، برای بشریت به ویژهعاشوراییان و عاشقان ابی عبد الله پیام هایی داد که مهمترین آنها از این قرار است:
1-اهمیّت نماز و عبودیت و بندگی خدا در زندگی انسان.
2-فضیلت محافظت بر نماز در اول وقت آن.
3-ضرورت ترویج نماز، با جماعت مسلمانان.
4-مواظبت بر دفاع از نمازگزاران حتی در میدان نبرد.
5-جدیّت در احترام به مقدسات دین و احیای اذان.
6-استعانت و کمک خواستن از خدا در پیکار با ستمگران.
7-تبعیّت از مکتب جهاد و شهادت در حفظ آرمان حسینیان، زیرا اگر ما شیعیاندر پی آن نباشیم که بخش مربوط به خود را از آن حماسة جاویدان، چون تابلویی آموزندهدر زندگی شرافت مندانه، استفاده نماییم باید بر شیعه بودن خویش تردید نماییم.
آری ما همواره باید تلاش نمائیم که در پایداری در صراط مستقیم حق جوئی وحق گرائی و احترام به مقدسات اصیل مذهب، پایبندی به شعائر دین، امر به معروف ونهی از منکر، مبارزه با خرافات، جلوگیری از توهین، تضعیف اسلام ناب محمدی(ص)،اصلاح برخی آداب و رسوم عزاداری که آفات آن به شمار میآید، پیش گام باشیم وگرنهناخواسته همسو با دشمنان به نهضت کربلا و بانیان ارجمند آن خیانت کردهایم.
چه این که اگر حسین(ع) و یارانش با مهلت گرفتن از دشمن، شب را تا صبح بهنماز و دعا و تلاوت قرآن و استغفار پشت سر گذاشته و شب عاشورا را محفل انس با خدا وتقویت معنویت قرار دادهاند. روا نیست، به بهانه عزاداری با نواختن شیپور، نی، فلود واجرای آهنگهای مبتذل و موسیقی غنایی و برهنه کردن بدن در جلو چشم نامحرمانو...مجالس عزا را به محفل شادی و گناه و معصیت الهی تبدیل کنیم.
اگر امام حسین(ع) برای مبارزه با بدعت و نجات اسلام خون داد، حسینیان نیز باحفظ شعائر مذهبی و مراسم عزاداری سنّتی، و پرهیز از هر نوع کارهای من درآوردی-نظیر شبیه سازیهای غیر واقعی، چهار دست و پا راه رفتن و صورت را بر زمینکشیدن، و خون آلوده کردن، و قمه زدن در ملاعام - که در دنیای امروز موجب وهن مذهب وبدبینی به مقدّسات دینی، و ضرر غیر قابل جبران میگردد- باید در تقویت دین و ترویجفرهنگ عاشورایی که همان مبارزه با ستم و فساد و تباهی است، همواره کوشش نمایند.
در شرایط کنونی به جای قمه زنی علنی، به یاد شهدای کربلا برای درمان بیمارانو پاداش اخروی خون خود را به مراکز انتقال خون اهداء نمایند. چرا که در موقعیّت کنونیبسیاری از فقیهان نامی نظیر آیة الله شیخ محمد حسین کاشف الغطاء در «الفردوسالاعلی» علامه سید محسن امین عاملی در «اعیان الشیعه» و نیز امام خمینی و دیگراندر وضع کنونی جهان به فتوا اجتناب از قمه زنی و ممنوعیت آن دادهاند.
مقام معظم رهبری مدظله العالی نیز در دیدار با روحانیون، در آستانة ایام عاشورایسال 1373 نیز باتوجه به شرایط زمانی فرمود: «این جانب از کسی که تظاهر به قَمه زنیکند قلباً راضی نیستم» و نیز در جای دیگر میفرماید: «من در دو سه سال قبل از اینراجع به قمه زنی مطلبی را گفتم و مردم عزیز ما آن مطلب را با همة وجود پذیرفتند، وعمل کردند.
اخیراً شخصی مطلبی را به من گفت که خیلی برایم جالب و عجیب بود، برای شماهم نقل میکنم: کسی که با مسایل کشور شوروی سابق، و این بخشی که شیعه نشیناست-آذربایجان-آشنا بود میگفت: آن وقتی که کمونیستها بر منطقه آذربایجانشوروی سابق مسلط شدند همه آثار اسلامی را از آنجا محو کردند مثلاً مساجد را به انبارتبدیل کردند. سالنهای دینی و مذهبی و حسینیهها را به چیزهایی دیگر تبدیل کردند وهیچ نشانهای از اسلام و دین و تشیّع باقی نگذاشتند. فقط یک چیز را اجازه دادند و آنقمه زدن بود.
دستور العمل رؤسای کمونیستی به زیر دستان خودشان این بود، که مسلمانان حقندارند نماز بخوانند، نماز جماعت برگزار کنند. اما اجازه دارند قمه بزنند. چرا؟! چون خودقمه زدن برای آنها یک وسیله تبلیغ بر ضدّ دین و بر ضدّ تشیّع بود. بنابراین گاهی دشمناز بعضی چیزها این گونه علیه دین استفاده میکند. هرجا خرافات به میان بیاید دینخالص بدنام خواهد شد.»
به تعبیر شاعر خوش ذوق معاصر حجة الاسلام محدثی:
کی گفت حسین تو بر سر خویش بزن؟!با تیغ به فرق خویشتن نیش بزن!
تیغی که زنی بر سر خود ای غافلبر فرق ستمگران بد کیش بزن
چنان که گذشت، روح اساسی نهضت حسینی امر به معروف و نهی از منکر بود.بنابراین محبّان حسینی باید از نَوح به باطل و مدّاحی و مرثیه خوانی افراد بیسواد کهداستانهای بی اساس و خرافات پوچ و اشعار غلوآمیز، و محتوای زبان حال بی مدرک، واخبار جعلی، که موجب وَهن معصومین و استهزاء مسلمین و تضعیف دین میگردد. بهشدت پرهیز، و جلوگیری نمایند، و نگذارند، که مراسم مذهبی حرکت آفرین عاشورا واربعین حسینی و دیگر امامان با خرافات آمیخته گردد و مسئولیت شرعی نخبگان وعلمای دین و مسئولان هیئتهای مذهبی قهراً در این زمینه سنگینتر خواهد بود.
سرانجام اگر سیّد الشّهدا(ع) در گرماگرم ظهر عاشورا در اوج تابش سوزان خورشیدپاییزی، و تشنگی و در میان صفیر تیر باران دشمن به نماز جماعت ایستاد. برای آن بود،که به همگان اعمّ از زن و مرد و پیر و جوان مسلمان تفهیم نماید که به نماز اوّل وقت آنهم به جماعت اهمیّت دهند!و احیای این فریضه مهم را مهمتر از سینه زنی، زنجیر زنی،علم کشی و نوحه خوانی بدانند، و در ظهر عاشورا در میادینی که سدّ معبر پیش نیاید.بهاقامه نماز با جماعت همّت گمارند و نوجوانان و جوانان و مؤمنین بدانند که عزاداری از بینماز مقبول درگاه الهی نخواهد بود.
اگر بخواهیم مورد عنایت و توجه حضرت ابی عبد الله الحسین(ع) قرار بگیریم،باید نماز را سر لوحه زندگی خویش قرار دهیم. تا از پویندگان خطّ سید الشهدا و راه و روشاولیای خدا باشیم.
چنان که امام خمینی1 در جمع دانشجویان و اساتید دانشکده الهیات و معارفاسلامی در تاریخ 14/3/59 فرمودند: «نماز پشتوانه ملت است. سید الشهدا در همانظهر عاشورا که جنگی بزرگ بود و همه در معرض خطر بودند، وقتی یکی از اصحاب گفت:که ظهر شده است. فرمود: یاد من آوردید نماز را و خدا تو را از نمازگزاران حساب کند. وایستاد در همان جا نماز خواند: نگفت که ما میخواهیم جنگ بکنیم، خیر، جنگ را براینماز کردند.»
از این رو به جرأت میتوان نتیجه گرفت که شهادت یاران و امام و اسارت خاندانپیامبر، حیات اسلام و قرآن جاودان را برای انسان به ارمغان آورد . این بخش را با دعای سجده پایان «زیارت عاشورا»حُسن ختام میبخشیم کهامام باقر(ع) ناظر خردسال صحنه عاشورا میفرماید: «اللهم لک الحمدُ حمدَ الشّاکرینَلکَ علی مُصابِهِم. الحمدُ للهِ علی عظیمِ رزیَّتی. اللهم ارْزُقنی شفاعةَ الحسینِ یومَ الوُرودِو ثَبِّتْ لی قَدَمَ صِدْقٍ عندکَ معَ الحسینِ و اصحابِ الحسینِ الذینَ بذَلوا مُهَجَهُم دونَالحسینِ علیه السّلامُ معبود، تمامی حمد سپاس گزاران حقیقی در برابر آن چه به ایشانرسیده است ویژه توست؛
و بر غم و اندوه سترگی که در این مصیبت بزرگ به من رسید تنها تو را سپاسگویم. بارالها شفاعت حسین(ع) را به هنگام ورود بر خویش در سرای دیگر، روزی منفرما! و گام مرا در پیشگاه خود و همگام با حسین(ع) و یاران او-که آخرین قطرات ذخیرهخون دل خویش را در راه حسین(ع) افشاندند-استوار و پایدار فرما!»
1 - قرآن کریم، ترجمه ناصر مکارم، مدرسه امام علی بن ابی طالب(ع)، قم 1378
2 - ابن الاثیر الجزری، ابوالحسن علی بن محمد(م 606)الکامل فی التاریخ، دار الکتبالعربیه بیروت ط 2، 1378 ق
3 - ابن ابی الحدید، ابو حامد عبد الحمید(م 656)شرح نهج البلاغه، دار احیا الکتبالعربیه القاهره 1378 ق
4 - ابن طاووس، السید علی بن موسی (م 664)الملهوف علی قتلی الطفوف، دار الاسوه،تهران ط 2-1375
5 - ابن عبد ربه، الاندسی، احمد بن محمود(م 328)العقد الفرید، مطبعه لجنة التألیف والترجمه و النشر 1365 ق
6 - ابن نما الحی، محمد بن جعفر(م 645)مثیر الاحزان، مطبعه الحیدریه، النجف،1369ق
7 - ابو داوود، سلیمان بن الاشعث السجستانی (م 275)سنن ابی داوود، دار حیا السنهالنبویه.
8 - بحرانی، شیخ عبد الله اصفهانی (م 12)عوالم العلوم و المعارف و...(الامام الحسین ج17)مدرسه الامام المهدی، قم، 1407 ق
9 - جمعی از پژوهشگران، موسوعه الامام الحسین(ع) انتشارات کمک آموزشی وزارتآموزش و پرورش، 1378
10 - جناتی، محمد ابراهیم دروس فی الفقه المقارن، معهد الشهید الصدر، قم، 1411 ق
11 - حر العاملی، محمد بن الحسن(م 1104)وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعهدار احیاء، التراث العربی بیروت، 1382 ق
12 - خامنهای سید علی حسینی، از ژرفای نماز، بعثت، تهران
13 - صالح، صبحی، نهج البلاغه، دار الحجره، قم، 1407 ق
14 - طبرسی فضل بن حسن(م 548)1-اعلام الوری، باعلام الهدی، دار المعرفه،بیروت، 1399
15 - طبرسی، ابو نصر الحسن بن فضل(م ق 6)مکارم الاخلاق، مؤسسه الاعلمی،بیروت، ط 2-1392 ق
16 - طبری، ابو جعفر محمد بن جریر بن یزید، (م 310)تاریخ الامم و الملوک، دارالمعارف، مصر ط 2- 1971 م
17 - عزیزی، عباس، نماز و عبادت امام حسین، انتشارات نبوغ، قم، 1378.
18 - فیض، ملا محسن(م 1091)محجه البیضافی احیاء الاحیاء دفتر انتشارات اسلامی،قم 1383 ق
19 - فیض الاسلام، ترجمه و شرح نهج البلاغه، بی نا، تهران، بیتا
20 - قاضی نعمان، محمد التمیمی (م 363)دعائم السلام، دار المعارف، مصر، 1379 ق
21 - قرطبی، محمد بن احمد(م 661)الجامع لاحکام القرآن، دار احیاء التراث العربی،بیروت
22 - قمی، شیخ عباس(م 1319)1-سفینه البحار ط سنگی 1355 ق ثنایی،تهران2-مفاتیح الجنان، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران (به خط طاهر خوشنویس )3-نفس المهموم، مکتبه، بصیرتی، قم
23 - متقی، الهندی، علی(م 957)کنز العمال سنن القوال و افعال، مؤسسه الرساله، بیروتط 5-1405ق
24 - مجد، امید، قرآننامه منظوم، کتیبه، تهران 1377
25 - مجلسی، محمد باقر(م 1111) بحار الانوار مؤسسه الوفاء، بیروت ط 2-1403
26 - مشک فشان، گزیدهای از ارشادات و تلمیحات و آثار رهبر معظم انقلاباسلامی(جزوه )
27 - مفید، محمد بن محمد نعمان (م 413) 1- الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد،مکتبه بصیرتی، قم.
28 - مصطفوی، محمد کاظم، القواعد، مؤسسه النشر الاسلامی، قم 1412 ق
29 - مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ، چشمه خورشید.(مجموعه مقالات اولینکنگره امام خمینی و فرهنگ عاشورا)دفتر 3-1، 1374 مجموعه مقالات دومینکنگره بین المللی امام خمینی فرهنگ عاشورا، دفتر 2، تهران 1376
30 - نجفی، محمد حسن(م 1266)جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، دار احیاءالتراث العربی، بیروت ط 7-1981 م
31 - نجمی محمد صادق، سخنان حسین بن علی از مدینه تا شهادت، انتشاراتاسلامی قم، 1360.
32 - یوسفیه، ولی الله، فلسفه شهادت حسین و یاران او، سنایی، تهران 1344 س.
نماز در اسلام اگر چه یک عبادت فردی و وسیله پیوند معنوی عبد با معبود واقعیاست. که نه تنها هر مسلمان در هر شرایطی باید در اَدای این وظیفة شرعی تلاش نماید.بلکه باید در اِحیا و اِقامة این فریضة دینی در جامعه اسلامی همّت گمارد.
چنان که در قرآن کریم بیش از چهل بار از اِقامه نماز و به پاداشتن آن سخن بهمیان آمده: (أَقیمُوا الصَّلَوة) یازده بار، (أَقامُوا الصَّلوة) نُه بار، (أقِمِ الصَّلَوة) پنج بار(یُقیمونَ الصَّلَوةَ) شش بار و... در زیارت نامة امامان: به ویژه حضرت سیّد الشُّهداءنیز میخوانیم: «أَشهدُ اَنَّکَ قد أَقَمتَ الصَّلوةَ...» و یکی از امتیازهای این بزرگان را اقامةنماز میدانیم. حضرت ابی عبد الله الحسین(ع) به فرموده امام چهارم نه تنها در تمامعمر شبانه روز هزار رکعت نماز خواند بلکه در شب و روز عاشورا یعنی در سختترینشرایط، از اقامة نماز آن هم به جماعت کوتاهی نفرمود و حتی حکمت درخواست مهلتیک شبه از دشمن زبون را عشق به نماز معرفی و خطاب به برادرش ابوالفضل(ع) فرمود:«تَدْفَعْهُم عنَّا العَشِیَّةَ لَعَّلنا نُصَلّی لِربِّنا اَللَّیلةَ و ندعُوهُ و نستغفرهُ فَهُوَ یعلمُ أنّی قد کنتُأُحِبُّ الصَّل''''وةَ لهُ و کثرةُ الدُّعاءِ و الاِستِغفارِ؛
آنها را امشب از جنگ باز دار، باشد که امشب را در پیشگاه پروردگارمان به نماز ونیایش و طلب آمرزش بایستیم، که خدا میداند من همواره نماز، دعا، و استغفار را دوستداشتهام.»
امام (ع) در این عبارات خود را عاشق نماز خوانده و این درسی است که نماز گزارواقعی نه تنها باید نمازخوان باشد، بلکه همیشه باید دوستدار نماز و مروّج فرهنگ نماز درجامعه انسانی باشد.
سنگهای دشمن دون از هر سو امام را احاطه کرده بود و از سوی دیگر تشنگی وداغ عزیزان بر او فشار میآورد و گریه و شیون زنان و کودکان دل سوخته حرم پیامبر دلشرا میآزرد. همانند پدرش علی در لیلةُ الحریر و میدان نبرد صفّین در گیراگیر خون و آتشجنگ و در شرایط بحرانی و بسیار خطرناک با یاران خود به نماز جماعت ایستاد و با ایننماز عارفانه و عاشقانه خویش از سرزمین گرم و سوزان نینوا به همگان پیام اقامة نماز دراوّلین وقت آن، آن هم به جماعت داد.
حضرت ابی عبد الله در آن روز تاریخی و حماسه ساز، چنان نمازی خواند که هیچکس پیش از او و بعد از او توفیق انجام چنین عبادت جامع و کاملی را نیافت.زیرا امامحسین(ع) در ظهر عاشورا تمام ابعاد، اسرار، افعال، و اقسام یک پرستش مخلصانه و نمازعاشقانه را در زیباترین کاملترین نوع آن در پیش دیدگان دوست و دشمن، به نمایشگذاشت.
نماز خاصّی که با خون دل، وضو گرفت و با تربت پاک کربلا تیمّم نمود و بامداد آنروز در عین بی آبی-به گزارش علامة مجلسی-غسل شهادت کرده بود و همة جلوههایپرستش اعمّ از عبادت ظاهری و باطنی، بدنی و قلبی، مادّی، معنوی، فردی و گروهی درآن نماز تبلور یافته بود.
پس از پایان نماز خوف ویژه اوّلین شهید راه نماز در جبهة کربلا، سعید بن عبد اللهحنفی را در آغوش گرفت که به امام روح نماز میگفت«اَوْفَیتُ أنتَ أَمامی فِی الْجنَّةِ؛ آریتو در بهشت پیش روی من هستی.»
به تعبیر اهل معنا دو سه ساعت دیگر، برای امام همام نماز دیگری پیش آمد که:تکبیرةُ الاحرام، قیام، قرائت، رکوع، سجود، تشهّد و سلام ویژهای داشت، تکبیر آن را بافرو افتادن از ذوالجناح سر داد، و قیام را به هنگام هجوم دشمنِ دون به خیام حرم، رکوعآن زمانی بود که تیری به قلب مقدّسش اصابت کرد و مجبور شد حضرت قامت خم کند. تاآن را از پشت سر بیرون بیاورد، و آخرین سجدة خونین امام، بر پیشانی نبود، بلکه وقتینیزة صالح بن وهب مزنی بر پهلوی آن حضرت اصابت کرد و امام (ع) گونة راست رویتربت گرم نهاد و این ذکر از سوز دل بر زبان داشت که: «بسمَ اللهِ و بِاللهِ و علی ملَّةِ رسولِاللهِ، اِل''''هی رِضاً بِقَضائکَ تسلیماً لِأَمرکَ لا معبودَ سواکَ یا غیاثَ الْمُستَغثینَ» و تشهّدوسلامش با خروج و عروج روح بلند ملکوتیش به شاخسار جنان همراه بود. ولی دیگرخود نتوانست سر از سجده بردارد و تا دشمن سر مقدّس آن حضرت را به اَوج سنان و نیزهبالا برد. که آن حضرت با تلاوت آیات سورة کهف به عنوان تعقیب نماز، دشمن را تهدید وعقوبت فرمود: چه خوب سروده است صغیر اصفهانی:
الحق نماز او به درِ بی نیاز کرد عشق از شه شهید بیاموز کانچه داشت ساقی هر آنچه جام بلا دادش به دست گه در تنور گه به سنان شد سرش عجیب در دل«صغیر»را چه شرر بود کاین چنین جانها کباب از سخن جان گداز کرد
کز خون وضو گرفت و به مقتل نماز کرد از جان و دل به درگة جانان نیاز کرد دست از برای ساغر دیگر دراز کرد در راه عشق طیّ نشیب و فراز کرد جانها کباب از سخن جان گداز کرد جانها کباب از سخن جان گداز کرد