| سیاست مالیاتی در کشورهای درحالتوسعه |
| V. Tanzi, H. Zee |
|
چرا مالیات وجود دارد؟ تا
زمانی که نظر بهتری ارائه نشود، پاسخ ساده این است که مالیات
تنها ابزار عملی کسب درآمد برای تأمین مالی مخارج دولت
است، مخارجی که برای تأمین کالا و خدمات بدان نیاز داریم. با
این حال تدوین نظام مالیاتی اثربخش و عادلانه بههیچ
روی ساده نیست، بهویژه برای کشورهای درحال توسعه که
در پی پیوستن بهاقتصاد یکپارچه جهانیاند. نظام
آرمانی مالیاتی در این کشورها باید مبالغ هنگفتی
را بدون وامگیری اضافی توسط دولت فراهم کند و باید بهترتیبی عمل کند
که باعث تضعیف فعالیت اقتصادی و انحراف از نظامهای مالیاتی
سایر کشورها نشود.
سطح درآمد
مالیاتی
ترکیب
درآمد مالیاتی
انتخاب نظام
مالیاتی صحیح مالیات بر
درآمد شرکتها مالیات
ارزش افزوده، مالیات غیرمستقیم و تعرفههای
مالیاتی انگیزههای
مالیاتی معافیت
زمانی مالیاتی اعتبار
مالیاتی و ارفاق مالیاتی سرمایهگذاری استهلاک
تسریعی یارانههای
سرمایهگذاری انگیزه
مالیاتی غیرمستقیم مکانیزمهای
محرکی
نتیجهگیری
مشکلات
سیاست مالیاتی در کشورهای درحال توسعه
منبع: International Monetary Fund, Mar. 2001
|
| منبع : فصلنامه حسابرس |
| مقررات مالیاتی و الزامات آن در گروه شرکتها |
| سعید جمشیدیفرد |
|
مدتی است
اصطلاحاتی چون هلدینگ، شرکتهای مادر و خواهر ، اصلی و فرعی،ادغام، ترکیب و تجزیه
شرکتها در محیط تجاری در سطوح مدیریت و مالکیت،
مورد توجه روزافزونی قرار گرفته و کارشناسان را نیز بهتفکر در زمینههای
شناسایی ساختار، تجزیه و تحلیل آثار اقتصادی و
مالی، ارزیابی جایگاه قانونی خودو… واداشته است. در
بسیاری از موارد، اصطلاحات یادشده درمانی شکلی برای رهایی
از بندهای بوروکراسی اداری و حذف ستادهای گسترده در سازمانها و
نهادهای غیرخصوصی محسوب میشود و یا طرفهای
تجاری خارجی دارای این عنوانها موجب جلب توجه طرف ایرانی به
ساختارهای مدیریتی آن میشود. در برخی موارد نیز آثار
ترکیب و ادغام شرکتها و گروه شرکتها با بررسیهای دقیق کارشناسی
ارزیابی شده، و بعضا" تحت شرایطی ساختار مورد نظر اعمال شده و
یا بهواسطه وجود موانع و ابهاماتی عملی نشده است.
تعاریف و
اشکال ترکیب
انگیزههای
اقتصادی برای ترکیب واحدهای انتفاعی
مقررات
مالیاتی گروه شرکتها و کنسرسیوم در انگلستان الف) بهمنظور
برخورداری از مزیتهای مالیاتی، شرکتها بدون توجه
به اینکه درکجای دنیا فعالیت میکنند، باید تابعیت
انگلیسی داشته باشند. در عین حال چنانچه یک شرکت اصلی
غیرانگلیسی فرضا" دو شرکت فرعی
انگلیسی را با حدنصاب کنترلی حداقل 75 درصد (دربند ب بدان اشاره میشود) داشته
باشد، شرکتهای انگلیسی میتوانند از بخشودگی گروهی برخوردار شوند. از اول آوریل
سال 2000 شعب انگلیسی شرکتهای خارجی میتوانند
زیان خود را بهعنوان بخشودگی گروهی به دیگر شرکتهای گروه
واگذار کنند. همچنین یک شرکت انگلیسی نیز ممکن است زیان
یک شعبه خارجی را مشروط به عدم اعمال زیان در کشور
خارجی، اعمال کند. ب) اطلاق گروه
شرکتها از نظر مقررات مالیاتی وجود رابطه مالکیتی با
برخورداری از حق رأی بین شرکت اصلی و شرکت یا
شرکتهای فرعی به میزان حداقل 75 درصد بهطور مستقیم
یا غیر مستقیم است که تعریف کنترل در مقررات مالیاتی
برای برخورداری از بخشودگیهای گروهی نصابهای
مصرحه در قانون است.
حال در صورت
برقراری رابطه تشریحی فوق، زیانهای عملیات
تجاری هر
تعداد از شرکتهای گروه (اعم از اصلی یا فرعی) میتواند
به هر تعداد از شرکتهای سود ده گروه جهت کسر از سود مشمول مالیات آنها
واگذار شود. در اعمال این مقررات نکات زیر باید رعایت شود:
پ) کنسرسیوم
ازنظر مقررات مالیاتی زمانی تشکیل و مشمول
برخورداری از بخشودگی زیان میگردد که حداکثر تا 20 شرکت، حداقل
75 درصد سهام عادی یک شرکت را دارا باشند و هیچیک از سهامداران کمتر از 5
درصد سهام را نداشته باشند. تا 31 مارس 2000 تابعیت
انگلیسی کلیه شرکتهای مالک ضروری بود. لیکن
پس از
تاریخ مزبور این قید برداشته شد. گرچه حذف این
قید موجب نمیشود که شرکت خارجی بتواند زیان خود را به گروه
واگذار کند و یا ادعای زیان اعضا را بنماید. همچنین پیش از اعمال
زیان، رضایت تمامی اعضای کنسرسیوم باید جلب شود.
ت) ممکن است روابط شرکتها متقابلا"
در قالب گروه شرکتها و یا کنسرسیوم نباشد. در عمل احتمال دارد یک
شرکت در قالب گروه شرکتها، شرکت اصلی نسبت به شرکتهای فرعی
خود و در
عین حال بهعنوان یک شرکت مورد تملک در کنسرسیوم نسبت به
سایر شرکتها باشد. همچنین احتمال دارد یک شرکت فرعی دریک
گروه، خود شرکت مورد تملک در یک کنسرسیوم تلقی گردد . از
طرح احکام مالیاتی روابط مذکور در این نوشتار صرفنظر میشود. ث) هنگامی که
بین شرکتهای یک گروه انتقال دارایی صورت میگیرد،
بهای انتقال بدون سود یا زیان فرض شده و بهعبارت دیگر خالص ارزش دفتری
مبنای اعمال حساب است. نصاب رابطه مالکیتی حداقل 75 درصد
است. اما تفاوتی که این نصاب با نصاب بخشودگی زیان گروه دارد در
این است که رابطه غیرمستقیم میتواند با
رعایت حداقل 75 درصد بین شرکتهای فرعی نیز ادامه یابد
مشروط بر اینکه حاصل ضرب مالکیتها از 50 درصد نسبت به شرکت اصلی کمتر نشود. بهعنوان
مثال در شکل مندرج در بند ب شرکت E برای
اعمال بخشودگی زیان گروه بهعنوان گروه شرکت محسوب نمیشد. در
حالی که این شرکت برای اعمال مقررات مالیاتی
انتقال داراییها با درصد مالکیت 64 درصد نسبت به H واجد شرایط
در گروه شرکتهای مورد نظر است. ج) در مواردی
شرکتها هزینههایی را که مستلزم کسر مالیات درمنبع است متحمل میشوند و
متقابلاً بهعنوان سایر درآمدهای طرف مقابل محسوب میگردد. کسرکننده مالیات
مکلف است مالیات مربوط را در مقاطع 3 ماهه پرداخت کند. حال چنانچه چنین
معاملاتی بین شرکتهای یک گروه که رابطه مالکیتی و کنترلی آنها
بیش از 50 درصد است، صورت گیرد، پرداختکننده میتواند از کسر مالیات
مربوط صرفنظر کند و مبلغ معامله بهطور ناخالص در حسابهای فیمابین
عمل شود. چ) مالیات بر ارزش افزوده
عمدتا" از مصرفکننده نهایی کالا و خدمات گرفته میشود. این
نوع مالیات از نظر مکانیزم دریافت، در عمل کل زنجیره را
از واحد
تأمینکننده مواد واحد تولیدی تا خردهفروش و مصرفکننده نهایی،
تحت تأثیر احکام مالیاتی خود قرار میدهد. در این
مجال قصد ورود به جزئیات مالیات بر ارزش افزوده نیست، اما
این نوع مالیات احکام خاصی را برای گروه شرکتها قائل شده است. از
جمله میتوان به امکان ثبت گروهی برای مالیات بر ارزش افزوده
بهجای ثبت تک تک شرکتهای گروه، عدم لزوم اعمال مالیات در عملیات درونگروهی
تا زمان تکمیل عملیات و امکان تهیه تنها یک اظهارنامه مالیات
برارزشافزوده فصلی برای مجموع گروه اشاره کرد. ح) همانگونه که در بند ب اشاره شد بخشودگی زیان گروه محدود به زیان عملیات تجاری شرکتهاست. اما در حالت خاصی امتیاز مالیاتی در مورد زیان حاصل از واگذاری داراییهای سرمایهای در نظر گرفته شده است. با درنظر گرفتن نکات مندرج در بند ث از بعد ارزش انتقال داراییها بین شرکتهای گروه و حدنصاب مالکیتی، چنانچه دو شرکت از یک گروه، هر یک قصد واگذاری یک دارایی را به شرکت ثالثی (غیر گروه) داشته باشد و دو شرکت مزبور در اثر فروش یکی متحمل زیان و دیگری برخوردار از سود شوند، تاپایان مارس سال 2000، این امکان وجود داشت که با انتقال واقعی و فیزیکی دارایی از سوی یکی از اعضای گروه به عضو دیگر، دو دارایی بهطور یکجا توسط عضو گیرنده دارایی به شرکت ثالث بهفروش رسد. بدینترتیب عملا" سود و زیان فروش دارایی بین دو شرکت گروه تهاتر میشود و صرفهای مالیاتی ایجاد میکند. اما پس از تاریخ مزبور، حتی شرط انتقال فیزیکی و واقعی دارایی بین دو شرکت گروه حذف و حتی بهصورت صوری نیز نقل و انتقال دارایی با هدف ذکرشده میسر است.
جایگاه
قانونی موضوع در ایران با اعمال
این حق (مالکیت) است که گروه شرکتها میتواند شکل گیرد و بهتبع آن، مفهوم
کنترل مکمل تحقق این تشکل است. اما هدف از طرح مقدمه و توضیحات کمی
طولانی، تحلیل و نقد این دیدگاه است که نبود
جایگاه گروه شرکتها و بهتعبیری شرکتهای سرمایهگذاری
در قانون تجارت از موانع اساسی گسترش گروه شرکتها نیست. همانگونه که اشاره
شد از نظر قانون تجارت منعی برای تحصیل یک شرکت توسط شرکت
دیگر و همچنین ادغام و ترکیب آن به نظرنمیرسد و اینکه
اینگونه شرکتها در اقسام شرکتهای تجارتی قرار نگرفتهاند
دلیلی بر موجه نبودن آنها نیست. زیرا شرکتها بنا به مقتضیات
حقوقی، مسئولیت اشخاص ذیربط و برقراری امنیت
تجارت تقسیمبندی میشوند. حال آنکه مصادیقی چون شرکت
سرمایهگذاری، شرکت اصلی یا مادر و شرکت فرعی،
ارزشهای اقتصادی و مدیریتی را مدنظر دارند. لذا
عبارت سرمایهگذاری
در حقیقت موضوع شرکت و آنچه بهعنوان اصل تخصص ذکر شد، میباشد و
الصاق عبارت به نام، گرچه قصد تداعی موضوع و هویت شرکت را دارد ولی
این امر نباید موجب انتظار ورود بر تقسیمبندی شرکتها در
قانون تجارت بشود. یادآوری میشود در مقررات تجارتی
انگلستان نیز عنوان شرکت اصلی، مادر و فرعی مطرح نیست. به هرحال اظهارنظر
فوق ادعایی بر بیعیب و نقص بودن مقررات گروه شرکتها و ابعاد ترکیب
نیست. بهعنوان مثال با درنظر گرفتن تعاریف و اشکال ترکیب، در
ترکیبی که مابهازای مورد معامله، سهام منتشره جدید باشد، گرچه سهامداران با سلب حق
تقدم از خود از طریق معاوضه سهام و تهاتری جایز میتوانند
اقدام بهترکیب کنند، لیکن ابهاماتی از جمله نقش مدیریت در این معاملات،
مانع تلقی میگردد. مضافا" سرعت و سهولت که از ضروریات اولیه تجارت است در
این عملیات مورد تردید است. از دیدگاه
قانون مالیاتهای مستقیم فعلی، تشکیل گروه شرکتها،
ادغام و ترکیب غیرمجاز نبوده و گرچه بهطور تلویحی
شناسایی رابطه مالکیتی بین اشخاص حقوقی،
خصوصا" در بخش دولتی در تبصره یک ماده 2، تبصره 3 ماده 48،
تبصره ماده 52،
بند الف، تبصره یک و تبصره 6 ماده 105، تبصره یک ماده 110 و ماده 135 جلب
توجه میکند، اما جایگاه روشن و شفاف و مبتنی بر انگیزههای اقتصادی از
موضوعات مرتبط در مقایسه با مقررات مالیاتی
کشورهایی است که اشکال فوق بهطور معمول مشاهده نمیگردد. نکات حائز
اهمیت در این خصوص را بهشرح زیر میتوان برشمرد:
|
| پانوشت ها : -Acquisition - بهطور
مختصر در صورت تحقق زیان، شرکتها به 4 طریق میتوانند آن را
در حسابهای هر دوره اعمال کنند:
-Link Companies |
| منبع : فصلنامه حسابرس |
| تصویب استانداردهای حسابداری و حسابرسی (توسط هیئت عامل سازمان حسابرسی) | |||||||||||||||||||||||||||||||||
|
تصویب استانداردهای حسابداری و حسابرسی هیئت عامل سازمان حسابرسی استانداردهای حسابداری و حسابرسی ذیل را تصویب کرد تا برای تصویب نهایی در اختیار مجمع عمومی قرار گیرد.
استانداردهای حسابرسی:
استانداردهای حسابداری:
| |||||||||||||||||||||||||||||||||
| منبع: رسانه (خبرنامه داخلی سازمان حسابرسی) شماره 417- دوشنبه 11 تیر 1386 |
| آرتور ادوارد اندرسن (1885-1947) پیشرو در حسابداری مدرن حرفهای |
| دکتر غلامرضا اسلامی بیدگلی- بتول زارعی |
|
آرتور ادوارد اندرسن (Arthur Edward Andersen) در30 ماه مة 1885 در شهر پلانو(Plano)، ایالت ایلینویز (Illinoise) زاده شد و تحصیلات متوسطه خود را در دبیرستان آتنیوم (Atheneum) شیکاگو به پایان برد. اندرسن در 1917 مدرک لیسانس خود را از دانشگاه نورتوسترن(North Western) دریافت کرد. چند دکترای افتخاری حقوق از دانشگاه لوتر (Luther) در 1938،دانشگاه نورتوسترن، گرینل (Grinell) و سنت اولاف (ST. Olaf) در 1941 به او اهدا شد. در 1908 به حسابداران رسمی (CPAs) شهر ایلینویز پیوست. در آن زمان او جوانترین حسابدار رسمی ایلینویز بود. اندرسن از 1901 تا 1907 در شرکت فریزر اَند چالمرز (Fraser & Chalmers Co.) که بعدا" قسمتی از شرکت صنعتی آلیسـچالمرز (Allis-Chalmers) گردید، مشغول حسابداری بود و سپس در 1907 بهعنوان حسابدار ارشد به مؤسسه پرایس واتر هاوس (Price Waterhouse & Co.) پیوست و تا زمانی که رئیس حسابداری شرکت جوس اسچلیتز بروئینگ (Jos. Schlitz Brewing) شد این پست را در پرایس واترهاوس حفظ کرد. اندرسن در 1913 همراه با فردی دیگر مؤسسهای را که امروزه بهنام آرتور اندرسن (Arthur Andersen & Co.) معروف است تأسیس کردند و تا زمان مرگش بهعنوان شریک ارشد این مؤسسه فعالیت داشت. اندرسن فردی سختگیر، متکی به نفس، زاهد، بینهایت معقول و شایسته، و خودمداری بیپروا بود. پس از آموختن حسابداری، بهعنوان حسابدار مبتدی در یک شرکت حسابداری با حقوقی اندک شروع بهکارکرد وسپس به تدریس در دانشگاه نورتوسترن پرداخت. اولین مشکلی که با آن مواجه شد نبود هیچگونه کتاب درسی در دانشگاه بود. از اینرو اقدام به تالیف یک کتاب درسی تحت عنوان دوره کامل حسابداری کرد که مبنای تدریس اولیه حسابداری در نورتوسترن و دانشگاههای دیگر گردید. این مرد بیقرار و خستگیناپذیر با علاقه مفرط به تحول، در 1913 محیط دانشگاه را بهمنظور تأسیس شرکت حسابداری کوچکی در آمریکای مرکزی، که امروزه یک شرکت چند ملیتی 6 میلیارد دلاری است، ترک گفت. در مسیر کاری خود پیوسته با تشکیلات حسابداری سنتی درگیر شد و با نادیده گرفتن روشهای مرسوم، حرفه حسابداری آن زمان را بهکلی درهم ریخت. اندرسن متفکری خلاق و بصیر بود و سخنش این بود که میخواهد نوع متفاوتی از مؤسسه حسابداری را بنا نهد که بهجای برآوردن خواستهای سنتی، نیازهای حرفه را پاسخگو باشد و بهمنظور افزایش کیفیت صورتهای مالی، واقعیتهای اقتصادی را بر تئوریهای دانشگاهی اولویت بخشد؛ و میگفت که نه تنها مشتریان خود را در رعایت قوانین دولتی و نظارتی رهنمون خواهد بود بلکه در مدیریت مؤثرتر امورشان نیز کمک خواهد کرد. اگرچه مؤسسه اندرسن کوچک بود، ولی توانمندیهای فردی او آنقدر بود که میتوانست بر روی حرفه تأثیرات مهم و گاه ناخواسته بگذارد. در دهه 1910 معمول بود که مؤسسههای حسابرسی در فصول پرکار انتهای سال، دفترداران، معلمان و حتی کشاورزان را بهطور پارهوقت، بهعنوان نیروی کمکی استخدام میکردند. اندرسن از این رویه پیروی نکرد و بدعتی نوگذاشت. او اصرار داشت که از فارغالتحصیلان دانشگاهی در مؤسسه خود استفاده کند چرا که آنها علاوه بر آشنایی با ارقام و اعداد چگونه فکر کردن را هم میدانستند. اندرسن این افراد را بهطور تمام وقت استخدام میکرد. بزرگان و پیشکسوتان حرفه اعلام داشتند که اندرسن و تمام افرادی که از روش او پیروی کنند ورشکست خواهند شد. حال آنکه سرانجام آنها نیز به تبعیت از اندرسن نیروهای تمام وقت استخدام کردند و حتی پس از مدتی به سراغ فارغالتحصیلان دانشگاهی رفتند و هیچکدام هم ورشکسته نشدند. اندرسناولین برنامه تخصصیـصنعتی حرفه حسابداری را بنا نهاد چرا که معتقد بود کارکنان او باید از ویژگیهای شغلی و صنعتی مشتریان آگاه باشند. او معتقد بود که آموزش باید در سرتاسر عمرادامه داشته باشد، از اینرو اولین برنامه آموزشی همگانی حرفه را با احضار تمام کارمندان خود از همه دفترهای شیکاگو برای آموزش عمومی در موضوعات فنی، صنعتی و اداری به منظور ارائه خدمات بهتر و کاملتر به مشتریان، برنامهریزی کرد. این کار او منجر به جذب مشتریان بیشتر و توسعه مؤسسه گردید بهطوریکه فعالیت مؤسسه از شیکاگو به سایر شهرها از جمله میل واکی (Milwaukee)، نیویورک، کانزاس سیتی (Kansas City) و غیره توسعه پیدا کرد و تا اواسط دهه 1990، مؤسسه دارای 318 دفتر در 72 کشور شد. اندرسن بهتنهایی برای جایگزینی تئوری حسابداری با حسابداری مستدل و ملموس مبارزه کرد و درنهایت در این نبرد پیروز شد. سالها پس از مرگ او در 1947 که حرفه حسابداری بهشکلی تصاعدی رشد کرد، عقاید او شالوده و سنگ بنای استانداردهای حسابداری و اصول حسابرسی گردید. اندرسن تأثیر عمدهای بر روی حرفه گذاشت و این برای مردی که زندگی حرفهای خود را در حسابداری بهعنوان کمک حسابدار و با حقوق 25 دلار در هفته آغاز کرد و شاید بتوان گفت با عنوان نامآورترین حسابدار آمریکایی بهپایان برد، موفقیت بزرگی بود. سازمانی که نام او را برخود دارد بهعنوان مؤسسهای پیشرو در ارائه خدمات حرفهای در سراسر جهان توسعه یافته است. اندرسن در طول زندگی کاری خود در سازمانهای زیادی فعالیت داشت؛ از جمله بهعنوان رئیس جامعه حسابداران رسمی ایلینویز (1918-19) و عضو هیئت بررسیکننده صلاحیت حسابداران رسمی ایلینویز (1926-28). او در کمیتههای متعــدد انجمــن حسابداران رسمی آمریکا (AICPA) فعالیت داشت؛ از جمله کمیته وضع و اجرای قوانین مالیات بردرآمد (1923-24) و ریاست کمیته خاص تعریف مازاد درآمد (1924-30). از سایر فعالیتهای حرفهای اوعضویت در انجمن حسابداری آمریکا (AAA) و انجمن اقتصادی آمریکا را میتوان نام برد. اندرسن بیشتــر عمر خود را وقف آموزش حسابداری کرد و در کنار حسابداری حرفهای، بهعنوان مدرس دانشگاه نورتوسترن (1909-12)، استادیار (1912-15) و استاد (1915-22) در آن دانشگاه فعالیت داشت. همچنین بهعنوان رئیس گروه حسابداری از 1912 تا 1922 که بهطور جدی وارد حرفه گردید فعال بود. او مقالات زیادی برای مجلات حرفهای نوشت و دوره کامل حسابداری (1917) را تالیف کرد. همچنین او جزوات زیادی از جمله بررسیهای صنعتی و مالی (1924)، مشکلات اساسی ناشی از قدیمی شدن ماشینآلات (1931)، وظایف و مسئولیتهای رئیس حسابداری (1934)، آینده سیستم اقتصادی ما (1934)، مشکلات موجود مؤثر بر ارائه و تفسیر صورتهای مالی (1935) و یک سخنرانی غیرحرفهای (1941) نگاشته است. او عضو آلفا کاپاپسی (Alpha Kappa psi)، بتا آلفاپسی (Beta Alpha psi) و بتاگاماسیگما(Beta Gamma Sigma) بود. از فعالیتهای اجتماعی او نیز میتوان ریاست خانه بیپناهان شیکاگو(1923-24) عضویت و ریاست هیئت امنای دانشگاه نورتوسترن (1927-32)، عضویت در هیئت امنای قرن پیشرفت شیکاگو (1933-34)، رئیس انجمن تاریخی آمریکایی- نروژی، مدیریت شرکت استیت بانک اندتراست (State Bank &Trust Co.) و عضویت در کمیتههای مالی و مالیاتی و کرسی آمریکایی تجارت را نام برد. او از دولت نروژ در 1940 نشان افتخار گرفت و در سال 1953 به عضویت تالار مشاهیر حسابداری درآمد. اندرسن در هشتم اوت 1906 ازدواج کرد ودارای سه فرزند شدو در دهم ژانویه 1947 در سن 61 سالگی درگذشت.
|
| کتاب شناسی : 1-Arthur Andersen & Co.,
Behind the Figures: Addresses and Articles by Arthur Andersen, 1913-1941;
Chicago: Arthur Andersen & Co.,1970 |
| منبع : فصلنامه حسابرس |
| شورای جامعه حسابداران رسمی ایران و چالش پیش رو |
| مصطفی علیمدد |
|
با گذشت هشت سال از
تصویب قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفهای حسابداران
ذیصلاح به عنوان حسابدار رسمی ، و تصویب آییننامههای
مربوط و اساسنامه جامعه در طول این هشت سال، سرانجام اعضای شورای
عالی جامعه حسابداران رسمی ایران در مجمع عمومی مورخ دوم
شهریورماه 1380 انتخاب شدند و جامعه حسابداران رسمی ایران در عمل
رسمیت یافت.
پذیرش عضو نظارت حرفهای ضوابط و
استانداردها
|
| منبع : فصلنامه حسابرس |
| اصطلاحات اصلی به کار رفته در استانداردهای حسابداری |
|
انسان در برقراری ارتباط از کلمات و اصطلاحات برای انتقال پیام استفاده میکند. اما این کلمات و اصطلاحات خود نوعی رمز است که میتواند برای افراد مختلف دارای معانی متفاوتی باشد. برای اینکه انتقال معنی صورت گیرد باید کلمات که سازندگان نمادهاست برای گوینده و شنونده دارای ارزش مشابه باشد و آنچه گوینده (یا نویسنده) اظهار میکند (یا مینویسد) تقریبا" همان تصور ذهنی را برای شنونده (یا خواننده) پدید آورد؛ در غیر این صورت انتقال معنی صورت نمیگیرد و برداشتهای متفاوت شکل میگیرد. برای ایجاد زبان مشترک و برداشتهای مشابه تعریف اصطلاحات و کلمات اصلی مورد استفاده برای برقراری ارتباط، تبادلنظر و کارگروهی بهویژه در زمینه کار حرفه از اهمیت زیادی برخوردار است. به همین دلیل هر استاندارد حسابداری شامل یک بخش تعاریف است که در آن بخش، اصطلاحات مهم و اصلی از دیدگاه تدوین کننده تعریف میشود و چون این استانداردها مبنای کار حسابداران و حسابرسان است آگاهی از معانی این اصطلاحات و همچنین معادل انگلیسی آن برای برقراری ارتباطات حرفهای و ایجاد زبان مشترک حرفهای بسیار سودمند است. مجموعه حاضر شامل اصطلاحات اصلی تعریف شده در استانداردهای حسابداری (نشریه شماره 145 سازمان حسابرسی) است.
آغاز اجاره (Inception of the lease) عبارت است از تاریخ در اختیار گرفتن دارایی یا آغاز تعلق گرفتن اجاره بها، هر کدام مقدم است، (استاندارد شماره 21).
اتحاد منافع (Uniting of interests) گونهای از ترکیب واحدهای تجاری است که در آن، صاحبان سرمایه واحدهای ترکیب شونده، کنترل تمام یا قریب به تمام خالص داراییها و عملیات واحدهای خود را بهمنظور دستیابی به مشارکت مستمر و متقابل در مخاطرات و مزایای شخصیت حاصل از ترکیب، به گونهای در هم آمیزند که هیچ یک را نتوان بهعنوان تحصیلکننده مشخص کرد، (استاندارد شماره 19).
اجاره (Lease) موافقتنامهای است که بهموجب آن، اجارهدهنده در قبال دریافت مبلغ یا مبالغ مشخصی حــق استفــاده از دارایــی را برای مدت مورد توافق به اجارهکننده واگذار میکند، (استاندارد شماره 21).
اجاره سرمایهای (Finance lease) عبارت است از اجارهای که بهموجب آن تقریبا" تمام مخاطرات و مزایای ناشی از مالکیت دارایی به اجارهکننده منتقل میشود. مالکیت دارایی ممکن است نهایتا" انتقال یابد یا انتقال نیابد، (استاندارد شماره 21).
اجاره عملیاتی (Operating lease) به اجارهای غیر از اجاره سرمایهای اطلاق میشود، (استاندارد شماره 21).
اجاره غیرقابل فسخ (Non-cancelable lease) نوعی اجاره است که تنها در موارد زیر قابلفسخ است: الف) وقوع برخی پیشامدهای احتمالی بعید، ب) با مجوز اجارهدهنده، ج) انعقاد قرارداد جدید اجاره برای همان دارایی یا دارایی مشابه، بین همان اجارهکننده و اجارهدهنده، یا د) پرداخت مبلغ اضافی توسط اجارهکننده، بهگونهای که در آغاز اجاره در رابطه با استمرار اجاره اطمینانی معقول وجود داشته باشد، (استاندارد شماره 21).
ارز (Foreign currency) عبارت است از هر واحد پولی به غیر از واحد پول گزارشگری، (استاندارد شماره 16).
ارزش اسقاط (Residual value) عبارت است از مبلغ خالصی که انتظار میرود در پایان عمر مفید دارایی پس از کسر هزینههای مورد انتظار فروش آن دارایی، عاید واحد تجاری گردد، (استانداردهای شماره 11 و 17).
ارزش باقیمانده تضمینشده (Guaranteed residual value) عبارت است از: الف) در مورد اجارهکننده، آن بخش از ارزش باقیمانده دارایی که توسط اجارهکننده یا شخص وابسته بهوی تضمین گردیده است (مبلغ تضمینشده حداکثر مبلغی است که میتواند تحت هر شرایطی قابل پرداخت باشد)، و ب) در مورد اجارهدهنده، آن بخش از ارزش باقیمانده دارایی که توسط اجارهکننده یا شخص ثالثی تضمینشده است، (استاندارد شماره 21).
ارزش باقیمانده تضمین نشده (Un guaranteed residual value) عبارت است از آن بخش از ارزش باقیمانده دارایی که اجارهدهنده نسبت به تحقق آن اطمینان کافی ندارد یا تنها توسط شخص وابسته به اجارهدهنده تضمینشده است، (استاندارد شماره 21).
ارزش منصفانــه (Fair value) مبلغــی است که خریداری مطلع و مایل و فروشندهای مطلع و مایل میتوانند در معاملهای حقیقی و در شرایط عادی، یک دارایی را در ازای مبلغ مزبور با یکدیگر مبادله کنند، (استانداردهای شماره 3، 10، 11، 16، 17، 19 و 21).
استهلاک (Depreciation) عبارت است از تخصیص سیستماتیک مبلغ استهلاکپذیر یک دارایی طی عمر مفید آن، (استانداردهای شماره 11 و17).
اشخاص وابسته (Related parties) دو یا چند شخص، اشخاص وابسته هستند اگر طی دوره مالی: الف) یکی بتواند دیگری را مستقیم یا غیرمستقیم کنترل کند، یا ب) تحت کنترل مشترک باشند، یا ج) یک شخص درحدی برسیاستهای مالی و عملیاتی شخص دیگر نفوذ داشته باشد که همواره بتواند وی را از تعقیب منافع مستقل خود باز دارد، یا د) در انجام یک معامله درحدی تحت نفوذ مشترک باشند که منافع مستقل یکی از آنها در آن معامله تحتالشعاع منافع دیگری قرار گرفته باشد، (استاندارد شماره 12).
اقلام استثنایــی (Exceptional items) اقلامی بااهمیت است که منشا آن رویدادها یا معاملاتی میباشد که در چارچوب فعالیتهای عادی شرکت واقع میگردد و بهمنظور ارائه تصویری مطلوب، افشای جداگانه آنها، منفردا" یا در صورت تشابه نوع، در مجموع، به لحاظ استثنایی بودن ماهیت یا وقوع، ضرورت مییابد، (استاندارد شماره 6).
اقلام پولی (Monetary items) عبارت است از وجه نقد و داراییها و بدهیهایی که قرار است بهمبلغ ثابت یا قابلتعیینی از وجه نقد دریافت یا پرداخت شود، (استاندارد شماره 16).
اقلام غیرمترقبه (Extraordinary items) اقلامی بااهمیت و بسیار غیرمعمول است که منشا آن رویدادهایی خارج از فعالیتهای عادی شرکت میباشد و انتظار نمیرود بهطور مکرر یا منظم واقع شود، (استاندارد شماره 6).
بهایتمامشده (Cost) عبارت است از مبلغ وجه نقد یا معادل نقد پرداختی یا ارزش منصفانه سایر مابهازاهایی که جهت تحصیل یک دارایی در زمان تحصیل آن واگذار شده است، (استانداردهای شماره 11 و 17).
بهای جایگزینی (Replacement cost) عبارت است از مخارجی که باید برای خرید یا ساخت یک قلم موجودی کاملا" مشابه تحمل شود، (استاندارد شماره 8).
بهای جایگزینی مستهلک شده (Depreciated replacement cost) عبارت است از بهای ناخالص جایگزینی یک دارایی (یعنی بهای جاری جایگزینی یک دارایی نو با توان خدمتدهی مشابه) پس از کسر استهلاک مبتنی بر بهای مزبور و مدت استفاده شده از آن دارایی، (استاندارد شماره 11).
پیشامد احتمالی (Contingency) به وضعیتی اطلاق میشود که در تاریخ ترازنامه وجود داشته است و نتیجه آن، تنها در صورت وقوع یا عدم وقوع یک یا چند رویداد نامشخص آتی تعیین خواهد شد، (استاندارد شماره 4).
پیشدریافت پیمان (Contract advance) بخشی از مبالغ دریافتی توسط پیمانکار است که کار مربوط به آن تا تاریخ ترازنامه انجام نشده است، (استاندارد شماره 9).
پیمان امانی (پیمان با حقالزحمه مبتنی برمخارج) (Cost plus contract) پیمان بلندمدتی است که بهموجب آن مخارج قابل قبول یا مشخص شده در متن پیمان به پیمانکار تادیه و درصد معینی از مخارج مزبور یا حقالزحمه ثابتی نیز به پیمانکار پرداخت شود، (استاندارد شماره 9).
پیمان بلندمدت (Construction contract) پیمانی است که برای طراحی، تولید یا ساخت یک دارایی منفرد قابلملاحظه یا ارائه خدمات (یاترکیبی از داراییها یا خدمات که تواما" یک پروژه را تشکیل دهد) منعقد میشود و مدت زمان لازم برای تکمیل پیمان عمدتا" چنان است که فعالیت پیمان در دورههای مالی متفاوت قرار میگیرد. پیمانی که طبق این استاندارد، بلندمدت تلقی میگردد، معمولا" در طول مدتی بیش از یکسال انجام خواهد شد. با این حال، مدت بیش از یکسال، مشخصه اصلی یک پیمان بلندمدت نیست. برخی پیمانهای با مدت کمتر از یکسال، هرگاه از نظر فعالیت دوره، دارای چنان اهمیت نسبی باشد که عدم انعکاس درآمد و هزینه عملیاتی و سود مربوط به آن منجر به مخدوش شدن درآمد و هزینه عملیاتی و نتایج دوره و عدم ارائه تصویری مطلوب توسط صورتهای مالی گردد، باید بهعنوان پیمان بلندمدت محسوب شود، مشروط بر اینکه رویه متخذه در واحد تجاری از سالی به سال دیگر بهطور یکنواخت اعمال گردد، (استاندارد شماره 9).
پیمان مقطوع (Fixed price contract) پیمان بلندمدتی است که بهموجب آن پیمانکار با یک مبلغ مقطوع برای کل پیمان یا یک نرخ ثابت برای هر واحد موضوع پیمان که در برخی از موارد ممکن است براساس موادی خاص مشمول تعدیل قرار گیرد، توافق میکند، (استاندارد شماره 19).
تاریخ تحصیل (Date of acquisition) تاریخی است که در آن، کنترل خالص داراییها و عملیات واحد تحصیلشده بهطور موثر به واحد تحصیلکننده انتقال مییابد، (استاندارد شماره 19).
تاریخ تصویب صورتهای مالی (Date of authorization of financial statements for Issue) تاریخی است که مدیریت، صورتهای مالی را بهطور رسمی و برای آخرین بار بهمنظور انتشار، تصویب میکند. تاریخ تصویب صورتهای مالی تلفیقی، تاریخی است که صورتهای مالی یادشده توسط مدیریت واحد تجاری اصلی بهمنظور انتشار تصویب میشود، (استاندارد شماره 5).
تحصیل (Acquisition) گونهای از ترکیب واحدهای تجاری است که در آن، یک واحد (واحد تحصیلکننده) کنترل خالص داراییها و عملیات واحد دیگر (واحد تحصیل شونده) را در قبال انتقال دارایی، تقبل بدهی یا صدور سهام بهدست میآورد، (استاندارد شماره 19).
تحقیق و توسعه (Research & Development) فعالیتهایی است که در یکی (یا بیش از یکی) از زمینههای گسترده زیر واقع شود: الف) تحقیق محض (یا پایهای) (Pure (Basic) research) کار تجربی یا نظری است که عمدتا" بهمنظور کسب دانش علمی یا فنی جدید انجام میشود و اساسا" معطوف به هدف کاربردی مشخصی نیست. ب) تحقیق کاربردی (Applied research) پژوهشی بدیع یا منتقدانه است که بهمنظور کسب دانش علمی یا فنی جدید انجام میشود و معطوف به هدف کاربردی مشخصی است. ج) توسعه (Development) عبارت است از بهکارگیری دستاوردهای تحقیقاتی یا سایر دانشها در برنامه یا طرحی برای: • تولید مواد، ابزار و محصولات یا ارائه خدمات جدید یا اساسا" بهسازی شده، • استقرار فرایندها یا سیستمهای جدید پیش از آغاز تولید یا کاربرد تجاری، یا • بهسازی اساسی مواردی که قبلا" تولید یا ارائه گردیده و یا استقرار یافته است، (استاندارد شماره 7).
ترکیب واحدهای تجاری (Business combination) عبارت است از اجتماع واحدهای تجاری جداگانه در قالب یک شخصیت اقتصادی که بر اثر اتحاد یک واحد با واحد دیگر یا کسب کنترل خالص داراییها و عملیات واحد دیگر، پدید میآید، (استاندارد شماره 19).
تسعیر (Exchange) فرایندی است که از طریق آن، اطلاعات مالی مبتنی بر ارز، برحسب واحد پول گزارشگری بیان شود. واژه تسعیر، گزارش معاملات منفرد ارزی برحسب واحد پول گزارشگری و همچنین برگردان یک مجموعه کامل صورتهای مالی تهیه شده برحسب ارز به واحد پول گزارشگری را دربرمیگیرد، (استاندارد شماره 16).
تعدیلات سنواتی (Prior period adjustments) تعدیلاتی بااهمیت است که بهسنوات قبل مربوط میشود و از تغییر در رویه حسابداری یا اصلاح اشتباه ناشی میگردد. تعدیلات سنواتی، اصلاحــات تکــرار شونده معمول و تعدیل برآوردهای انجام شده در سنوات قبل را شامل نمیشود، (استاندارد شماره 6).
تفاوت تسعیر(Exchange difference) عبارت است از تفاوت ناشی از تسعیر میزان معینی از یک ارز به واحد پول گزارشگری با نرخهای تسعیر متفاوت، (استاندارد شماره 16).
تلفیق (Consolidation) عبارت است از فرایند تعدیل و ترکیب اطلاعات صورتهای مالی جداگانه یک واحد تجاری اصلی و واحدهای تجاری فرعی آن بهمنظور تهیه صورتهای مالی تلفیقی که اطلاعات مالی گروه را بهعنوان شخصیت اقتصادی منفرد ارائه میکند، (استاندارد شماره 18).
جریان وجه نقد (Cash flows) عبارت است از افزایش یا کاهش در مبلغ وجه نقد ناشی از معاملات با اشخاص حقیقی یا حقوقی مستقل از شخصیت حقوقی واحد تجاری و ناشی از سایر رویدادها، (استاندارد شماره 2).
جریانهای نقدی استثنایی (Exceptional cash flows) به آن دسته از جریانهای ورودی و خروجی وجه نقد اطلاق میشود که دارای اهمیت نسبی است، از فعالیتهای عادی واحد تجاری ناشی میشود و اقلامی را دربر میگیرد که بهمنظور ارائه تصویری مطلوب از انعطافپذیری واحد تجاری، افشای جداگانه آنها به لحاظ استثنایی بودن ماهیت یا وقوع ضرورت مییابد. این اقلام لزوما" با اقلام استثنایی مندرج در صورت سود و زیان ارتباط ندارد، (استاندارد شماره 2).
جریانهای نقدی غیرمترقبه (Extraordinary cash flows) به آن دسته از جریانهای ورودی و خروجی وجه نقد اطلاق میشود که دارای اهمیت نسبی است، از رویدادهای خارج از فعالیتهای عادی واحد تجاری ناشی میشود و اقلامی را در برمیگیرد که بهمنظور ارائه تصویری مطلوب از انعطافپذیری واحد تجاری، افشای جداگانه آنها به لحاظ غیرمترقبه بودن ماهیت یا وقوع آنها، ضرورت مییابد. این اقلام معمولا" با اقلام غیرمترقبه مندرج در صورت سود و زیان ارتباط دارد، (استاندارد شماره 2).
جریانهای وجه نقد ناشی از فعالیتهای عملیاتی (Cash flows from operating activities) در این استاندارد، شامل جریانهای نقدی ورودی و خروجی ناشی از فعالیتهای عملیاتی به شرح تعریف مندرج در همین بند و نیز آن دسته از جریانهای نقدی است که ماهیتا" بهطور مستقیم قابل ارتباط با سایر طبقات جریانهای نقدی صورت جریان وجوه نقد نباشد، (استاندارد شماره 2).
حداقل مبالغ اجاره (Minimum lease payments) عبارت است از مبالغی که اجارهکننده باید در طول دوره اجاره بپردازد یا از وی انتظار میرود که پرداخت کند (بهاستثنای مخارج مالیات، نگهداری دارایی و خدمات که به عهده اجارهدهنده است) به اضافه: الف) در ارتباط با اجارهکننده، هر مبلغی که توسط وی یا هر شخص وابسته بهوی تضمینشده است، یا ب) در ارتباط با اجارهدهنده، هرگونه ارزش باقیمانده که پرداخت آن توسط اجارهکننده یا شخص ثالثی به اجارهدهنده تضمینشده باشد، (استاندارد شماره 2).
حق تقدم (Stock rights) بهموجب ماده 166 اصلاحیه قانون تجارت، حقی است قابل نقل و انتقال که در زمان خرید سهام جدید توسط صاحبان سهام واحد تجاری بهنسبت سهامی که مالکند بهایشان تعلق میگیرد، (استاندارد شماره 15).
خالص ارزش فروش (Net realizable value) عبارت است از بهای فروش (بعد از کسر تخفیفات تجاری ولی قبل از تخفیفات مربوط به تسویه حساب) پس از کسر: الف) مخارج برآوردی تکمیل، و ب) مخارج برآوردی بازاریابی، فروش و توزیع، (استاندارد شماره 8).
خالص سرمایهگذاری در یک واحد مستقل خارجی (Net investment in a foreign entity) عبارت است از سهم واحد تجاری گزارشگر در خالص داراییهای آن واحد مستقل خارجی، (استاندارد شماره 16).
خویشاوندان نزدیک (Close members of the family) به خویشاوندان نسبی و سببی فرد اطلاق میشود که میتوان انتظار داشت در معامله با واحد تجاری، در حدی قابلملاحظه وی را تحت نفوذ خود قرار دهند و یا تحت نفوذ وی واقع شوند، (استاندارد شماره 12).
دارایی (Asset) عبارت است از حقوق نسبت به منافع اقتصادی آتی یا سایر راههای دستیابی مشروع به آن منافع که در نتیجه معاملات یا سایر رویدادهای گذشته به کنترل واحد تجاری درآمده است، (استاندارد شماره 17).
دارایی ثابت مشهود (Property, plant, and equipment or tangible fixed asset) به دارایی مشهودی اطلاق میشود که: الف) بهمنظور استفاده در تولید یا عرضه کالاها یا خدمات، اجاره به دیگران یا برای مقاصد اداری توسط واحد تجاری نگهداری میشود، ب) انتظار رود بیش از یک دوره مالی مورد استفاده قرار گیرد، (استاندارد شماره 11).
دارایــی نــامشهــود (Intangible asset) به یک دارایی غیرپولی و فاقد ماهیت عینی اطلاق میشود که: الف) بهمنظور استفاده در تولید یا عرضه کالاها یا خدمات، اجاره به دیگران یا برای مقاصد اداری توسط واحد تجاری نگهداری میشود، و ب) با قصد استفاده طی بیش از یک دوره مالی توسط واحد تجاری تحصیلشده باشد، و ج) قابلتشخیص باشد، (استاندارد شماره 17).
دارایی واجد شرایط (Qualifying asset) یک دارایی است که آمادهسازی آن جهت استفاده مورد انتظار یا فروش الزاما" مدت زیادی طول میکشد، (استاندارد شماره 13).
داراییهای پولی (Monetary assets) عبارت است از وجه نقد و داراییهایی که قرار است بهمبلغ ثابت یا قابلتعیینی از وجه نقد دریافت شود، (استانداردهای شماره 11 و 17).
درآمد عملیاتی (Revenue) عبارت است از افزایش در حقوق صاحبان سرمایه، بهجز موارد مرتبط با آورده صاحبان سرمایه، که از فعالیتهای اصلی و مستمر واحد تجاری ناشی شده باشد، (استاندارد شماره 3).
درآمد مالی کسب نشده (Unearned finance income) عبارت است از تفاوت بین: الف) مجموع حداقل مبالغ اجاره مربوط به قرارداد اجاره سرمایهای از دید اجارهدهنده و هرگونه ارزش باقیمانده تضمیننشدهای که بهوی تعلق میگیرد، و ب) ارزش فعلی مبلغ یادشده در بند (الف) با نرخ ضمنی سود تضمینشده اجاره، (استاندارد شماره 21).
دوره اجاره (Lease term) عبارت از دوره غیرقابل فسخی است که اجارهکننده، دارایی مورد نظر را برای آن دوره اجاره کرده است بهاضافه هر مدت زمان دیگری که اجارهکننده اختیار دارد اجاره آن دارایی را با پرداخت یا بدون پرداخت مبلغ اضافی ادامه دهد و در آغاز اجاره اطمینان معقولی وجود داشته باشد که اجارهکننده از این اختیار استفاده خواهد کرد، (استاندارد شماره 21).
دوره میانی (Interim period) دوره مالی گزارشگری کوتاهتر از یک سال مالی است، (استاندارد شماره 22).
دولت (Government) متشکل است از وزارتخانهها، موسسات دولتی، نهادها و ارگانهای دولتی، شرکتهایی که بیش از 50 درصد سرمایه آنها متعلق به دولت است و سایر موسساتی که بهموجب قوانین موضوعه، دولتی شناخته میشود، (استاندارد شماره 10).
روش ارزش ویژه (Equity method) یک روش حسابداری است که براساس آن سرمایهگذاری در تاریخ تحصیل به بهایتمامشده ثبت میشود و پس از آن بابت تغییر در سهم واحد سرمایهگذار از خــالــص داراییــهای واحد سرمایهپذیر پس از تاریخ تحصیل، تعدیل میشود. سهم واحد سرمایهگذار از نتایج عملکرد واحد سرمایهپذیر در صورت سود و زیان منعکس میشود، (استاندارد شماره 20).
روش بهایتمامشده (Cost method) یک روش حسابداری است که براساس آن سرمایهگذاری به بهایتمامشده ثبت میشود. در این روش، واحد سرمایهگذار، سود حاصل از سرمایهگذاری را تنها تا میزانی بهعنوان درآمد شناسایی میکند که از محل سودهای خالص انباشته واحد سرمایهپذیر بعد از تاریخ تحصیل سرمایهگذاری، دریافت میشود، (استاندارد شماره 20).
رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه (Events after the balance sheet date) رویدادهای مطلوب و نامطلوبی است که بین تاریخ ترازنامه و تاریخ تصویب صورتهای مالی، رخ میدهد، (استاندارد شماره 5).
رویدادهای تعدیلی (Adjusting events) آن دسته از رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه است که درباره شرایط موجود در تاریخ ترازنامه شواهد بیشتری را فراهم میآورد، (استاندارد شماره 5).
رویدادهای غیرتعدیلی (Non-adjusting events) آن دسته از رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه است که به شرایط ایجاد شده بعد از تاریخ ترازنامه مربوط باشد، (استاندارد شماره 5).
زیان کاهش ارزش (Impairment loss) عبارت است از مازاد مبلغ دفتری نسبت بهمبلغ بازیافتنی دارایی، (استاندارد شماره 17).
زیانهای قابل پیشبینی (Foreseeable losses) زیانهایی است که انتظار میرود در طول مدت پیمان ایجاد شود (با احتساب مبالغ برآوردی هزینه کارهای اصلاحی و تضمینی و هرگونه هزینههای مشابهی که تحت شرایط پیمان قابل بازیافت نیست). مبلغ زیان مذکور بدون توجه به موارد زیر برآورد میشود: الف) شروع یا عدم شروع کار پیمان، ب) حصهای از کار که تا تاریخ ترازنامه انجام شده است، ج) میزان سودی که انتظار میرود از پیمانهای دیگر (بهاستثنای پیمانهایی که طبق بند 6 پیمان واحد تلقی میشود) حاصل شود، (استاندارد شماره 9).
سرمایهگذاری (Investment) نوعی دارایی است که واحد سرمایهگذار برای افزایش منافع اقتصادی از طریق توزیع منافع (بهشکل سود سهام، سود تضمینشده و اجاره)، افزایش ارزش یا سایر مزایا (مانند مزایای ناشی از مناسبات تجاری) نگهداری میکند، (استاندارد شماره 15).
سرمایهگذاری بلندمدت (Long-term investment) به طبقهای از سرمایهگذاریها گفته میشود که بهقصد استفاده مستمر در فعالیتهای واحد تجاری نگهداری شود. یک سرمایهگذاری هنگامی بهعنوان دارایی غیر جاری طبقه بندی میشود که قصد نگهداری آن برای مدت طولانی بهوضوح قابل اثبات باشد یا توانایی واگذاری آن توسط سرمایهگذار مشمول محدودیتهایی باشد، (استاندارد شماره 15).
سرمایهگذاری جاری (Current investment) به طبقهای از سرمایهگذاریها گفته میشود که سرمایهگذاری بلندمدت نباشد، (استاندارد شماره 15).
سرمایهگذاری خالص در اجاره (Net investment in the lease) عبارت است از سرمایهگذاری ناخالص در اجاره پس از کسر درآمد مالی کسب نشده، (استاندارد شماره 21).
سرمایهگذاری در املاک (Investment property) عبارت از سرمایهگذاری در زمین یا ساختمانی است که عملیات ساخت و توسعه آن بهاتمام رسیده و بهجهت ارزش بالقوهای که از نظر سرمایهگذاری دارد و نه بهقصد استفاده توسط واحد تجاری سرمایهگذار یا شرکتهای همگروه آن، نگهداری میشود، (استاندارد شماره 15).
سرمایهگذاری سریعالمعامله در بازار (Marketable investment) نوعی سرمایهگذاری است که برای آن بازار فعالی که آزاد و در دسترس است وجود دارد بهطوری که از طریق آن بتوان به ارزش بازار یا شاخصی قابلاتکا که محاسبه ارزش بازار را امکانپذیر سازد، دست یافت، (استاندارد شماره 15).
سرمایهگذاری ناخالص در اجاره (Gross investment in the lease) عبارت است از مجموع حداقل مبالغ اجاره مربوط به اجاره سرمایهای از دید اجارهدهنده و هرگونه ارزش باقیمانده تضمیننشدهای که بهوی تعلق میگیرد، (استاندارد شماره 21).
سود سهمی (یا سهام جایزه) (Stock dividend) عبارت است از توزیع سود بهشکل سهم بین صاحبان سهام یک واحد تجاری از محل سود تقسیمنشده یا اندوختهها که با توجه به اصلاحیه قانون تجارت موکول بهتصویب مجمع عمومی فوقالعاده است، (استاندارد شماره 15).
سهم اقلیت (Minority interest) عبارت است از آن بخش از خالص عملکرد مالی و خالص داراییهای یک واحد تجاری فرعی که قابل انتساب به سهامی است که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از طریق واحدهای تجاری فرعی دیگر، به واحد تجاری اصلی تعلق ندارد، (استانداردهای شماره 18و19).
صورتهای مالی تلفیقی (Consolidated financial statements) عبارت است از صورتهای مالی گروه که با استفاده از تلفیق تهیه میشود، (استاندارد شماره 18).
صورتهای مالی فشرده (Condensed financial statements) حداقل شامل صورتهای مالی اساسی و گزیدهای از یادداشتهای توضیحی مطابق الزامات این استاندارد است، (استاندارد شماره 22).
عمر اقتصادی (Economic life) عبارت است از: الف) مدت زمانی که انتظار میرود یک دارایی از لحاظ اقتصادی توسط یک یا چند کاربر قابلاستفاده باشد، یا ب) تعداد تولید یا واحدهای مشابهی که انتظار میرود در فرایند استفاده از دارایی توسط یک یا چند استفادهکننده کسب شود، (استاندارد شماره 21).
عمر مفید (Useful life) عبارت است از: الف) مدت زمانی که انتظار میرود یک دارایی مورد استفاده واحد تجاری قرار گیرد، یا ب) تعداد تولید یا سایر واحدهای مقداری مشابه که انتظار میرود در فرایند استفاده از دارایی توسط واحد تجاری تحصیل گردد، (استانداردهای شماره 11و17).
عمر مفید (Useful life) عبارت است از مدت زمانی که انتظار میرود منافع اقتصادی دارایی مورد اجاره توسط واحد تجاری مصرف شود. این دوره از ابتدای دوره اجاره شروع میشود و متاثر از محدودیتهای زمانی مندرج در قرارداد اجاره نیست، (استاندارد شماره 21).
عملیات حفاظی ( Hedge operations) به اقداماتی اطلاق میشود که بهمنظور کاهش یا جبران ریسک ناشی از تغییرات قیمت بازار، نرخ سود تضمینشده یا نرخ ارز صورت میگیرد. استقراض خارجی بهمنظور پوشش ریسک تغییرات نرخ ارز ناشی از سرمایهگذاری در یک واحد مستقل خارجی از جمله عملیات است، (استاندارد شماره 16).
عملیات خارجی (Foreign operations) عبارت است از یک واحد تجاری فرعی، واحد تجاری وابسته، مشارکت خاص یا شعبه واحد تجاری گزارشگر که فعالیتهای آن در خارج از ایران استقرار یافته یا اداره میشود، (استاندارد شماره 16).
فعالیتهای تأمین مالی (Financing activities) عبارت از فعالیتهایی است که منجر به تغییرات در میزان و ترکیب سرمایه و استقراضهای واحد تجاری (بهجز اضافهبرداشتهای منظور شده در محاسبه وجه نقد) گردد، (استاندارد شماره 2).
فعالیتهای سرمایهگذاری (Investing activities) عبارت است از تحصیل یا واگذاری سرمایهگذاریهای کوتاهمدت و بلندمدت، داراییهای ثابت مشهود و داراییهای نامشهود و نیز پرداخت و وصول تسهیلات اعطایی به اشخاص مستقل از واحد تجاری غیر از کارکنآن، (استاندارد شماره 2).
فعالیتهای عادی (Ordinary activities) فعالیتهای معمول، تکرار شونده یا منظم واحد تجاری (فعالیتهای تجاری) و همچنین فعالیتهای مرتبطی است که به تبعیت و در جهت پیشبرد فعالیتهای فوق یا در نتیجه آنها توسط واحد تجاری انجام میشود. چنانچه وقوع برخی رویدادها، صرفنظر از ماهیت غیرمعمول یا تناوب آن، در محیط حاکم بر عملیات واحد تجاری (اعم از اقتصادی، مقرراتی، جغرافیایی و غیره) مورد انتظار باشد، آثار آنها بر عملیات واحد تجاری در زمره فعالیتهای عادی تلقی میشود، (استاندارد شماره 6).
فعالیتهای عملیاتی (Operating activities) عبارت از فعالیتهای اصلی و مستمر مولد درآمد عملیاتی واحد تجاری است، (استاندارد شماره 2).
کمک دولت (Government assistance) عبارت از عملیاتی است که توسط دولت بهمنظور فراهم کردن مزیتهای اقتصادی برای یک واحد تجاری یا گروهی مشخص از واحدهای تجاری در چارچوب قوانین و مقررات معین انجام میشود. از لحاظ مقاصد این استاندارد، مزیتهایی که تنها بهطور غیرمستقیم و از طریق انجام عملیات موثر بر شرایط عمومی تجاری فراهم میشود، مانند تدارک امکانات زیربنایی در مناطق در حال توسعه یا تحمیل محدودیتهای تجاری بر رقبا، جزء کمکهای دولت محسوب نمیگردد، (استاندارد شماره 10).
کمکهای بلاعوض دولت (Government grants) عبارت است از کمکهای دولت بهشکل انتقال دارایی به واحد تجاری یا جلوگیری از خروج آن از واحد تجاری در قبال رعایت برخی شرایط، درگذشته یا آینده، مربوط به فعالیتهای واحد تجاری. آن گروه از کمکهای دولت که تعیین ارزش آنها بهنحو معقولی امکانپذیر نیست و همچنین معاملات واحد تجاری با دولت که نتــوان آنهــا را از فعــالیتهای عادی واحد تمیز داد، جزء کمکهای بلاعوض دولت محسوب نمیشود، (استاندارد شماره 10).
کنترل (Control) عبارت است از توانایی هدایت سیاستهای مالی و عملیاتی یک واحد تجاری بهمنظور کسب منافع اقتصادی از فعالیتهای آن، (استانداردهای شماره 12، 18،19 و20).
گروه (Group) عبارت است از واحد تجاری اصلی و کلیه واحدهای تجاری فرعی آن، (استاندارد شماره 18).
گزارش مالی میاندورهای (Interim financial report) گزارشی برای یک دوره میانی است که شامل مجموعه کامل صورتهای مالی (طبق استاندارد حسابداری شماره 1 با عنوان نحوه ارائه صورتهای مالی) یا صورتهای مالی فشرده (طبق این استاندارد) است، (استاندارد شماره22).
مبلغ استهلاکپذیر (Depreciable amount) عبارت است از بهایتمامشده دارایی یا سایر مبالغ جایگزین بهایتمامشده در صورتهای مالی، بهکسر ارزش اسقاط آن، (استانداردهای شماره 11و17).
مبلغ بازیافتنی (Recoverable amount) عبارت است از خالص ارزش فروش یا ارزش اقتصادی یک دارایی، هر کدام بیشتر است. ارزش اقتصادی یک دارایی عبارت از خالص ارزش فعلی جریانهای نقدی آتی ناشی از کاربرد مستمر دارایی از جمله جریانهای نقدی ناشی از فروش نهایی آن است، (استانداردهای شماره 11و17).
مبلغ دفتری (Carrying amount) مبلغی است که دارایی پس از کسر استهلاک انباشته و ذخیره کاهش ارزش مربوط، به آن مبلغ در ترازنامه منعکس میشود، (استانداردهای شماره 11 و 17).
مخارج تأمین مالی (Borrowing cost) عبارت است از سود تضمینشده، کارمزد و سایر مخارجی که واحد تجاری برای تأمین منابع مالی متحمل میشود، (استاندارد شماره 13).
معامله با شخص وابسته (Related party transaction) عبارت است از انتقال داراییها یا بدهیها یا انجام خدمات بین اشخاص وابسته، صرفنظر از مطالبه یا عدم مطالبه قیمت، (استاندارد شماره 12).
موجودی مواد و کالا (Inventories) به داراییهایی اطلاق میشود که : الف) برای فروش در روال عادی عملیات واحد تجاری نگهداری میشود، ب) بهمنظور ساخت محصول یا ارائه خدمات در فرایند تولید قراردارد، ج) بهمنظور ساخت محصول یا ارائه خدمات، خریداری شده و نگهداری میشود، و د) ماهیت مصرفی دارد و بهطور غیرمستقیم در جهت فعالیت واحد تجاری مصرف میشود، (استاندارد شماره 8).
نرخ تسعیر (Exchange rate) عبارت است از نرخ تبدیل دو واحد پولی به یکدیگر (شامل انواع نرخهای برابری رسمی، قراردادی و غیره) که در فرایند تسعیر بهکار گرفته میشود، (استاندارد شماره 16).
نرخ ضمنی سود تضمینشده اجاره (Interest rate implicit in the lease) عبارت است از نرخ تنزیلی که در آغاز اجاره، سبب شود مجموع ارزش فعلی حداقل مبالغ اجاره و ارزش باقیمانده تضمین نشده دارایی با ارزش منصفانه دارایی مورد اجاره برابر شود، (استاندارد شماره 21).
نرخ فرضی استقراض برای اجارهکننده (Lease's incremental borrowing rate of interest) نرخ سود تضمینشدهای است که اجارهکننده ناگزیر میبود برای یک اجاره مشابه پرداخت کند یا در صورت عدم امکان تعیین آن، نرخی که اجارهکننده ناگزیر میبود در آغاز اجاره برای دریافت وامی با شرایط بازپرداخت و تضمین مشابهجهت استقراض مورد نیاز برای خرید دارایی مورد نظر متحمل شود، (استاندارد شماره 21).
نفوذ قابلملاحظه (Significant influence) عبارت است از مشارکت در تصمیمگیریهای مربوط به سیاستهای مالی و عملیاتی واحد تجاری، ولی نه در حد کنترل سیاستهای مزبور، (استاندارد شماره 12، 18 و 20).
واحد پول گزارشگری (Reporting currency) عبارت است از واحد پول مورد استفاده در ارائه صورتهای مالی، (استاندارد شماره 16).
واحد تجاری اصلی (Parent) عبارت است از یک واحد تجاری که دارای یک یا چند واحد تجاری فرعی است، (استاندارد شماره 18 و 19).
واحد تجاری فرعی (Subsidiary) عبارت است از یک واحد تجاری که تحت کنترل واحد تجاری دیگری (واحد تجاری اصلی) است، (استاندارد شماره 18، 19 و20).
واحد تجاری وابسته (Associate) عبارت است از یک واحد سرمایهپذیر که واحد سرمایهگذار در آن نفوذ قابلملاحظه دارد، اما واحد تجاری فرعی یا مشارکت خاص واحد سرمایهگذار نیست، (استاندارد شماره 20).
واحد مستقل خارجی (Foreign entity) به آن دسته از عملیات خارجی اطلاق میشود که فعالیتهای آن بخش لاینفک واحد تجاری گزارشگر را تشکیل نمیدهد، (استاندارد شماره 20).
وجه نقد (Cash) عبارت است از موجودی نقد و سپردههای دیداری نزد بانکها و موسسات مالی اعم از ریالی و ارزی (شامل سپردههای سرمایهگذاری کوتاهمدت بدون سررسید) بهکسر اضافه برداشتهایی که بدون اطلاع قبلی مورد مطالبه قرار میگیرد، (استاندارد شماره 2).
یک بخش از واحد تجاری (Segment) جزیی از عملیات واحد تجاری یا گروه که اهمیت نسبی دارد و بهطور جداگانه قابل شناسایی است و فعالیتها، داراییها و نتایج مربوط به آن را بتوان بهوضوح از بقیه فعالیتهای واحد تجاری تمیز داد. یک بخش از واحد تجاری معمولا" خطوط تولید یا بازارهای جداگانه خاص خود را دارد، (استاندارد شماره6).
|
| منبع : فصلنامه حسابرس |
| جهانی شدن: فرصت است یا تهدید؟ |
| M. Wolf |
|
جهانی شدن موضوعی است چالشبرانگیز که در ادبیات اقتصادی و اجتماعی امروز جهان اهمیت ویژهای یافته که با برداشتها و قرائتهای گوناگون و متفاوت روبروسـت. مقالـه حاضر بـه قلم یکی از صاحبنظـران تحریر شـده است که به دلیل اهمیت موضوع، ترجمه آن به خوانندگان ارجمند حسابرس تقدیم میشـود.
پانوشتها: - Globalization
|
| منبع : فصلنامه حسابرس |
| قیام عمومی علیه فساد |
| گزارشی از دهمین کنفرانس بینالمللی ضد فساد |
|
دهمین
کنفرانس بینالمللی ضد فساد از 7 تا 11 اکتبر 2001 در شهر
پراگ، پایتخت جمهوری چک، با شعار قیام عمومی علیه فساد برگزار شد. این
کنفرانس هر دو سال یکبار با هدف تبادل اطلاعات و دیدگاهها جهت مبارزه با
فساد برپا میشود. در دهمین کنفرانس که توسط سازمان شفافیت بینالمللی سازماندهی
شدهبود حدود 1000 نفر از نمایندگان بیش از 100 کشور در سطوح مختلف از
رئیس جمهوری گرفته تا کارشناسان حوزههای مختلف، از جمله
حسابرسی و حسابداری شرکت داشتند. در این کنفرانس بیش از 70
کارگروه در زمینههای مختلف تشکیل شد و هیئت چهار نفره ایرانی به سرپرستی آقای
مهدی کرباسیان معاون کل وزارت امور اقتصادی و
دارایی با توجه به تخصص و زمینه کاری خود در
تعدادی از این کارگروهها شرکت کردند.
نام آوران مبارزه
با فساد
دمکـراسـی،
شفافیـت و پـاسخگویـی رهبران سیاسی
نقش
شرکتهای خصوصی در فساد
نقش
استانداردهای حسابداری در شفافیت
پولشویی
نتیجهگیری
|
| منبع : فصلنامه حسابرس |
| حسابهای شرکتهای هتلداری |
| S. N. Maheshwari |
|
مقدمه ماهیت
صنعت هتلداری سازمان هتلها اقلام عمده درآمد
و هزینه اقلام
هزینهها طبقهبندی
میهمانها تعاریف مهم
در صنعت هتلداری سیستم
تعیین نرخ اتاقها نرخ اشغال
(اجاره) اتاق اشغال روزانه
اتاقها تخفیفات
اعطایی به میهمانان سیستم
دفترداری سیستم
کنترل داخلی در هتل حسابرسی
شبانه
|
| منبع : فصلنامه حسابرس |
| تحلیلی پیرامون قانون اصلاح مواد 63 و64 قانون محاسبات عمومی کشور |
| دکتر جعفر باباجانی |
|
مقدمه در پانزدهم اسفندماه 1379 طرح اصلاح مواد 63 و 64 قانون محاسبات عمومی کشور بهتصویب مجلس شورای اسلامی رسید. این قانون که در تاریخ 25/12/79 مورد تأیید شورای محترم نگهبان قرار گرفت، و در آخرین روزهای سال 1379 جهت اجرا بهدولت ابلاغ گردید. بهموجب این قانون مهلت تعهد و پرداخت هزینههای جاری و عمرانی از محل اعتبارات عمومی و یا اختصاصی از یکسال مالی (12 ماه) بهترتیب به 13 ماه و 16 ماه تغییر یافت. بهبیان دیگر مهلت تعهد و پرداخت در مورد هزینههای جاری که از محل اعتبارات جاری مندرج در بودجه سالانه کل کشور تامین میشود بهمدت یک ماه (تا پایان فروردین سال بعد) و در مورد هزینههای عمرانی که از محل اعتبارات عمومی یا اختصاصی تامین میگردد بهمدت چهار ماه (پایان تیرماه سال بعد) افزایش یافت. این طرح پیشنهادی با هدف ایجاد تسهیلات لازم در مصرف مؤثر و بهینة اعتبارات جاری و عمرانی بهتصویب نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی رسیده است. در این مقاله ضمن تحلیل وضع موجود، تاثیر اصلاحیه قانونی بر مصرف اعتبارات جاری و عمرانی بهطور خلاصه مورد بررسی قرار گرفته و راهحلهای پیشنهادی جهت انجام اصلاحات مؤثر ارائه میگردد.
علت پیشنهاد اصلاح قانون اگر چه نقد قانون محاسبات عمومی کشور مصوب شهریور 1366 از حوصله این مقاله خارج است، لیکن ذکر این نکته ضروری است که قانون مورد نظر بهعلت نارساییهای ساختاری در خور ملاحظه، پاسخگوی نیازهای کنترل و نظارت مالی هماهنگ با برنامههای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دولت نیست. در دنیای بسیار پیچیده و پیشرفته امروز، سیستمهای کنترل سنتی که قوانین و مقررات مالی و محاسباتی کشور نیز برمبنای آنها تدوین گردیده است، کارایی خود را از دست دادهاند. مبانی و مفاهیم نظارت و کنترل در سازمانهای دولتی در اواخر قرن بیستم دچار تحول اساسی گردیده و از عامل محدودیت به عامل فراهم کننده شرایط برای تحقق اهداف سازمان، تغییر یافته است. در این تغییر و تحول، مقررات و مراحل متمرکز نظارت و کنترل کاهش یافته و جای خود را به مسئولیت پاسخگویی بر مبنای کسب نتایج داده است. به همین دلیل در طراحی و تدوین نظامهای کنترلی و نظارت مالی و عملیاتی که در قالب قوانین و مقررات مالی و محاسباتی کشور تبلور مییابد، ضمن تأکید بر میزان دستیابی و ارتقای سطح مسئولیت پاسخگویی مقامات مسئول در مورد مصرف منابع مالی، از اعمال کنترلهای اضافی و غیرضرور پرهیز میشود و اثربخشی نظام نظارت و کنترل مورد توجه خاص قرار میگیرد. طرح قانونی اصلاح مواد 63 و64 قانون محاسبات عمومی کشور مصوب شهریور ماه 1366، اگر چه بهمنظور رفع برخی نارساییهای موجود در مصرف بهینه اعتبارات جاری و بالاخص اعتبارات عمرانی، تصویب گردیده است، لیکن به دلایلی که ذیلا" بهشرح آن خواهیم پرداخت تاثیر چندانی در تحقق اهداف مورد نظر ندارد. در هر حال مادام که دستگاههای مسئول در قوه مجریه نسبت به بازنگری اساسی در قوانین و مقررات مالی و محاسباتی مورد عمل اقدام نکنند و لوایح جدیدی را مبتنی بر یافتههای مطالعات علمی و تطبیقی برای ساماندهی نظام نظارت و کنترل مالی دولتی تقدیم مجلس شورای اسلامی نکنند، تصویب این قبیل طرحها برای انجام اصلاحات موردی در قانون محاسبات عمومی اجتنابناپذیر خواهد بود؛ هر چند که ممکن است در اجرا نیز مواجه با اشکال شود.
وضعیت مصرف اعتبارات عمومی و اختصاصی مصرف اعتبارات جاری، عمرانی و اختصاصی دستگاههای اجرایی ایران (به استثنای دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی و تحقیقاتی و برخی دستگاههای اجرایی دیگر که تابع مقررات خاص هستند) تا قبل از تصویب اصلاحیه اخیر، بر طبق مواد 63 و64 قانون محاسبات عمومی کشور منحصرا" تا پایان اسفند قابل تعهد و پرداخت بوده و هر میزان که از وجوه این اعتبارات به مرحله تعهد و پرداخت نرسد، حداکثر تا پایان فروردین ماه سال بعد باید به حسابهای خزانه برگشت شود . با توجه به تعریف تعهد در ماده 19 قانون محاسبات عمومی کشور که عبارت از ایجاد دین بر ذمه دولت ناشی از تحویل کالا یا انجام خدمت، اجرای قراردادها و… میباشد، شرط لازم و کافی برای مصرف اعتبار، تعهد و پرداخت خواهد بود . با این ترتیب دستگاههای اجرایی مشمول قانون محاسبات عمومی کشور، تا قبل از تصویب طرح قانونی اصلاح مواد 63 و64 قانون مذکور، مکلف بودند مانده وجوه مصرفنشده خود (تفاضل دریافتها و پرداختهای سال مالی) در مورد هر یک از اعتبارات جاری، عمرانی و اختصاصی را حداکثر تا پایان فروردین ماه سال بعد به حساب خزانه برگشت دهند.
مشکلات مربوط به مصرف اعتبارات عمومی و اختصاصی از تجزیه وتحلیل مفاد احکام مواد 63 و64 قانون محاسبات عمومی کشور چنین استنباط میشود که تا قبل از تصویب اصلاحیه قانونی، مصرف بهینه اعتبارات جاری، عمرانی و اختصاصی مندرج در بودجه سالانه کل کشور با موانع و مشکلاتی روبرو بوده است. بهنظر نگارنده برخی نارساییهای مواد قانونی یادشده، در مورد مصرف صحیح اعتبارات عمومی و اختصاصی بهشرح زیر است: الف) استفاده از مبنای نقدی تعدیل شده اعتباراتی که تا پایان سال مالی از طریق پرداختهایی نظیر هزینه، پیشپرداخت و علیالحساب به مصرف نرسد، باید بهعنوان مانده وجوه مصرفنشده به حسابهای خزانه برگشت شود. تأکید قانون محاسبات عمومی کشوربراستفاده از مبنای نقدی در مصرف اعتبارات عمومی و اختصاصی، دستگاههای اجرایی مشمول این قانون را بهشرح خلاصه زیر از استفاده مناسب از اعتبارات تخصیصیافته سال مالی محروم میکند. تعهدات تحقق یافته ناشی از تحویل کالا، انجام خدمات و اجرای قراردادهایی که به عللی تا پایان سال مالی به مرحله پرداخت نمیرسند، به دلیل عدم پرداخت وجه آنها در دفاتر حسابداری منعکس نمیشوند. عدم انعکاس این قبیل تعهدات در دفاتر حسابداری موجب میشود تا بهای تمامشده آنها به حساب هزینه قطعی سال مالی منظور نگردیده و وجوه دریافتی از خزانه بابت این قبیل تعهدات بهعنوان وجوه مصرفنشده در پایان سال مالی به حسابهای خزانه برگشت شود. اگر چه در تبصرههای مواد 63 و64 قانون محاسبات عمومی مقرر گردیده است که تعهدات پرداخت نشده اعتبارات جاری و عمرانی و اختصاصی هر سال مالی در سال بعد و از محل اعتبارات خاصی که بههمین منظور در بودجه کل کشور پیشبینی میشود قابل پرداخت خواهد بود، لیکن استفاده از این قبیل اعتبارات نیز مشکلات خاص خود را دارد. بدین معنی که اعتبارات منظور شده در ردیف عمومی 702101 که برای تعهدات پرداخت نشده سالهای قبل اعتبارات جاری و اختصاصی تخصیص مییابد، به دلیل عدم برآورد صحیح و دقیق این قبیل تعهدات، کافی نبوده و در برخی موارد تادیه تعهدات پرداخت نشده سالهای قبل دستگاههای اجرایی ممکن است به عهده تعویق بیفتد. از سوی دیگر تعهدات پرداخت نشده طرحهایی که اجرای آنها ادامه دارد، به دلیل آنکه از محل اعتبارات تخصیصیافته سال بعد طرحهای مذکور تامین و پرداخت میشود، موجب کاهش اعتبارات تخصیصیافته سالهای بعد طرحهای عمرانی و در نتیجه تاخیر در اجرای این قبیل طرحها خواهد گردید. ب) دوره مالی یک ساله تا قبل از تصویب اصلاحیه قانونی مواد 63 و64 قانون محاسبات عمومی کشور، اعتبارات جاری و عمرانی و اختصاصی فقط تا پایان اسفند هر سال قابل تعهد و پرداخت بود. اگر چه محدود کردن مصرف اعتبارات جاری و اختصاصی به دوره مالی یکساله با اندک تفاوتی در اغلب کشورها مرسوم است، لیکن تسری این محدودیت به مصرف اعتبارات عمرانی (سرمایهگذاری ثابت)، امر پذیرفته شدهای نیست. تسری دوره مالی یکساله به مصرف اعتبارات طرحهای عمرانی و برگشت قسمتی از اعتبارات تخصیصیافته هر سال مالی باعنوان مانده وجوه مصرفنشده، میتواند در عقبماندگی طرحها تاثیر درخور ملاحظه داشته باشد. بهعنوان مثال اگر از اعتبارات پیشبینی شده یک طرح پنج ساله، هر سال ده درصد برگشت شود و سایر عوامل مؤثر در اجرای طرح ثابت بماند، در پایان سال پنجم با کمبود اعتباری بهمیزان ده درصد کل اعتبار روبرو خواهیم بود که اجرای کامل آنرا موکول به تامین کسری اعتبار مورد نیاز و طولانی شدن مدت اجرای طرح خواهد کرد. گر چه اظهار نظر دقیقتر در مورد علل عقبافتادگی زمان اجرای طرحهای عمرانی و شناسایی عوامل اصلی این تاخیر مستلزم انجام حداقل یک تحقیق علمی است، لیکن بهنظر میرسد اعمال محدودیت بر مصرف اعتبارات عمرانی از طریق انتخاب یکسال بهعنوان دوره مالی و استفاده از مبنــای نقــدی تعــدیل شده در شناسایی هزینهها و همراه شدن برخی از عوامل پیشگفته، میتواند موجبات طولانی شدن زمان اجرا و تعویق بهرهبرداری از طرحهای عمرانی را فراهم کند. پیامدهای ناگوار این پدیده که در قالب افزایش هزینههای سرمایهگذاری و تحمل هزینه فرصت از دست رفته تبلور مییابد، برکسی پوشیده نیست. ج) فقدان مجوز انتقال اعتبار تعهدات قطعینشده از آنجا که ماده 63 و64 قانون محاسبات عمومی کشور بر ایجاد تعهد و پرداخت در مورد مصرف اعتبارات جاری و عمرانی و اختصاصی تأکید کرده است، لذا هیچگونه مجوزی برای انتقال اعتبارات تخصیصیافته تامین شده برای کالا و خــدمــاتی که در اواخر سال سفارش داده میشود و تحویل و اجرای آنها به سال بعد موکول میگردد، وجود ندارد. به بیان دیگر در هر سال مالی از محل اعتبارات تخصیصیافته مبالغی بابت خرید کالا و خدمات، تامین و ذخیره میشود و برای تحقق آن قرارداد منعقد و یا سفارش صادر میگردد. این قبیل اعتبارات تخصیصیافته ذخیره شده حداکثر تا پایان سال مالی معتبر خواهد بود و در صورت عدم تحویل کالا و یا خدمات موضوع آنها، منقضی گردیده و قابل انتقال به سال بعد نخواهد بود. از آنجاکه تعهدات قطعینشده قراردادهای منعقده و یا سفارشات صادرشده از محل این اعتبارات، در سال بعد نیز بهقوت خود باقی است، لاجرم وجوه مورد نیاز برای پرداخت بهای تمامشده کالا و یا خدمات موردنظر، از محل اعتبارات تخصیصیافته سال بعد تامین میشود. انجام این امر نتیجتا" قدرت خرید دستگاههای اجرایی را برای اجرای برنامهها و فعالیتهای سال آتی کاهش خواهد داد.
میزان اثربخشی اصلاحیه قانونی اظهارنظر درخصوص اهمیت و تعیین میزان اثربخشی طرح قانونی اصلاح مواد 63 و64 قانون محاسبات عمومی کشور که برای رفع برخی نارساییهای حاکم بر مصرف اعتبارات جاری و عمرانی دستگاههای اجرایی به تصویب رسیده است، مستلزم بررسی تسهیلات و مشکلات ناشی از اجرای اصلاحیه قانونی است. برای این منظور ابتدا مزایای این اصلاحیه مطرح و سابقه تاریخی این امر و نحوه اعمال حساب و مشکلات ناشی از اجرای آن تشریح میشود و سپس اثربخشی اصلاحیه در مصرف بهینه اعتبارات جاری و عمرانی دستگاههای اجرایی مورد ارزیابی قرار میگیرد. الف) تسهیلات پیشبینی شده همانطور که در مقدمه این مقاله بیان گردید، طرح قانونی مورد نظر، مهلت مصرف اعتبارات جاری هر سال مالی را بهمدت یکماه و مهلت مصرف اعتبارات عمرانی (از محل اعتبارات عمومی یا اختصاصی) را به مدت چهارماه افزایش داده است. اگر چه در متن قانون هیچگونه اشارهای به هدف قانونگذار از تغییر مهلت مصرف اعتبارات جاری و عمرانی نشده است، لیکن براساس تجارب گذشته بهنظر میرسد که این قانون با هدف رفع برخی از نارساییهای موجود در مصرف بهینه اعتبارات جاری و عمرانی دستگاههای اجرایی و پرهیز از شتاب در مصرف و جلوگیری از اتلاف منابع مالی، بهتصویب رسیده است. با پذیرش این فرض، مزایای ناشی از افزایش مهلت قانونی مصرف اعتبارات جاری و عمرانی دستگاههای اجرایی بهشرح خلاصه زیر است. 1- تجارب سالهای گذشته نشان میدهد که تخصیص اعتبارات جاری و عمرانی دستگاههای اجرایی براساس مهلتهای تعیین شده در آییننامه تخصیص اعتبار صورت نگرفته است. عدم تخصیص بهموقع اعتبارات جاری و عمرانی بالاخص در سه ماهه اول و سه ماهه آخر سال مالی همواره مشکلاتی را برای مصرف بهینه اعتبارات مذکور بههمراه داشته است. عدم تخصیص بهموقع اعتبارات جاری و عمرانی در ابتدای سال مالی (بهاستثنای وجوه مورد نیاز برای پرداخت حقوق و مزایای کارکنان که بهموقع تامین و در اختیار دستگاههای اجرایی قرار میگیرد)، موجب تاخیر در اجرای فعالیتها و برنامههای دستگاههای اجرایی میشود. عدم تخصیص بهموقع اعتبارات طرحها و پروژههای عمرانی، بالاخص در سه ماهه اول سال مالی که بهلحاظ ویژگیهای جغرافیایی کشور هم یکی از مطلوبترین فصول سال برای اجرای طرحها و پروژه های عمرانی است، همواره موجب تاخیر در اجرای بهنگام این قبیل طرحها و پروژهها گردیده و خسارات جبران ناپذیری را برکشور تحمیل کرده است. اصلاحیه قانونی که مصرف وجوه مربوط بهاعتبارات جاری هر سال مالی را تا پایان فروردین سال بعد و مصرف وجوه مربوط بهاعتبارات عمرانی هر سال مالی را تا پایان تیرماه سال بعد تجویزکرده است، میتواند بعضا" مختصری از مشکلات ناشی از تاخیر در ابلاغ اعتبارات تخصیص یافته جاری و عمرانی سه ماهه اول سال مالی بعد را جبران کند. 2- بهصورت معمول، سهم قابلتخصیص سه ماهه چهارم اعتبارات جاری و عمرانی دستگاههای اجرایی با تاخیر درخور ملاحظه صورت میگیرد و در اغلب موارد بخشی از اعتبارات ردیفهای عمومی دولت، بهدلایلی که از حوصله این مقاله خارج است، در روزهای پایانی سال مالی بین دستگاههای اجرایی توزیع و تخصیص مییابد، بهنحوی که فرصت مصرف بهینه آن وجود ندارد و دستگاههای اجرایی اغلب بهمنظور خودداری از برگشت وجوه مربوط به خزانه، با شتاب اقدام به مصرف آن در مهلت قانونی باقیمانده میکنند. تجربه سالهای بعد از انقلاب نشاندهنده این واقعیت است که بخشی از اعتبارات جاری و عمرانی در آخرین روز اداری سال مالی بهدستگاههای اجرایی تخصیصیافته و در همان روز نیز وجه آن از خزانه درخواست گردیده است. وجه این قبیل درخواستها در اغلب موارد، پس از سال مالی (درابتدای سال مالی بعد) به حساب دستگاهها واریز شده که بافرض رعایت قانون هیچگونه فرصتی برای مصرف آن وجود نداشته است. دستگاههای اجرایی برای بهرهمندی از اینگونه وجوه از سازوکار خاصی استفاده میکردند، بدین نحو که مدارک مربوط به کالا و خدماتی که در فروردین سال بعد خریداری میگردید بهتاریخ آخرین روز سال مالی قبل (روز 28 اسفند و در صورت تعطیلی، روز یا روزهای قبل از آن) صادر و با صدور چک بهتاریخ سال گذشته، وجه این قبیل خریدها را به حساب اعتبارات سال مالی قبل منظور میکردند . با این ترتیب تمام یا قسمتی از وجوه دریافتی مصرف و از برگشت آن به حساب خزانه جلوگیری میگردید. تصویب اصلاحیه قانونی که بهموجب آن مهلت مصرف اعتبارات جاری از 12 ماه به 13 ماه و مصرف اعتبارات عمرانی از 12 ماه به 16 ماه افزایش یافته است، بخشی از مشکلات مذکور را کاهش داده و یا بهکلی مرتفع کند. ب) سابقه تاریخی و نحوه اعمال حساب تجویز دوره مالی بیش از یک سال و صدور اجازه برای مصرف قسمتی از اعتبارات تخصیصیافته هر سال مالی در سال بعد، در اغلب کشورها مرسوم بوده و در ایران نیز سابقه تاریخی دارد. بهعنوان مثال در ماده 2 قانون محاسبات عمومی مصوب 21 صفر 1329 هجری قمری (اولین قانون محاسبات عمومی ایران)، دوره عمل بودجه بهشرح زیر تعریف شده است: “دوره عمــل عبارت از مدتی است که قانون برای جریان معاملات بودجه یک سنة مالیه معین میکند. مدت مزبور برای تشخیص و حواله مطالبات دائنین دولت تا روز آخر ماه سیّم سال بعد است و برای ختم اعمال دائر به دریافت عایدات و پرداخت مخارج تا روز آخر سال بعد است.” ماده 5 همان قانون نیز درمورد مصرف اعتبارات مقررکرده است: “اعتباراتی که کل یا جزء آن تا روز آخر سنة مالیه موقع خرج پیدا نکرده باشد از بودجه برگشت خواهد کرد؛ همچنین است اعتباراتی که موقع خرج پیدا کرده، لیکن کل یا جزء آن در مواعد مقرر تشخیص یا حواله نشده باشد ولی این اعتبارات قسم اخیر را پس از برگشت از بودجه به دوره عمل بعد میتوان انتقال داد.” اگر چه ماده 6 قانون اول محاسبات عمومی ایران بر عدم انتقال مانده مصرفنشده اعتبارات هر سال مالی به سال مالی بعد تأکید و مقرر داشته است که “اعتباراتی که برای مخارج یک سنة مالیه معین شده است نباید به مصرف مخارج سنة مالیه دیگر برسد”، لیکن از تجزیه وتحلیل مواد 2، 5 و 6 قانون مذکور مواردی در باره پیشبینی تسهیلاتی در امر مصرف بهینه از اعتبارات تخصیصیافته سال مالی به شرح خلاصه زیر قابل استخراج است. 1- برای تشخیص و حواله مخارج مربوط به اعتبارات هرسال مالی، تا پایان خرداد ماه سال بعد فرصت پیشبینی شده و برای پرداخت حوالههای صادره این قبیل مخارج، تا پایان سال بعد فرصت داده شده است. منظور از تشخیص در این قانون تعیین میزان بدهی قابل پرداخت به موجب اسناد اثبات کننده بدهی است (در ماده 20 قانون محاسبات عمومی فعلی این واژه باعنوان تسجیل تعریف شده است) و منظور از حواله نیز سندی است که به موجب آن دائن (طلبکار)، طلب تشخیص شده (تأیید شده) خود را دریافت میکند . 2- آن قسمت از اعتبارات هر سال مالی که تا پایان خرداد ماه سال بعد (پایان دوره عمل بودجه) موقع خرج پیدا نکرده باشد (یعنی برای منظورخاصی نظیر خرید کالا یا انجام خدمت و از طریق صدور سفارش یا انعقاد قرارداد، اختصاص نیافته باشد) از بودجه برگشت میشود. اما آن قسمت از اعتبارات تخصیصیافته هر سال مالی که تا پایان خرداد سال بعد، برای منظور خاصی نظیر خرید کالا یا انجام خدمت و از طریق صدور سفارش و یا انعقاد قرارداد، تخصیص یافته و ذخیره میگردیده (در اصطلاح امروز برای آن اعتبار تامین میشده)، به رغم برگشت از بودجه سال مربوط، به سال بعد قابل انتقال بوده است. 3- با توجه به صراحت ماده 6 قانون محاسبات اول، مانده اعتبارات مصرفنشده سال مالی قابل انتقال و مصرف در سال مالی بعد نبوده است و باید وجوه مربوط به این قبیل اعتبارات به خزانه برگشت میشده است. به بیان دیگر آن قسمت از اعتباراتی که مورد مصرف قرار نگرفته (کالا یا خدمت از محل آن خریداری نشده و یا حتی از محل آن برای خرید کالا یا انجام خدمت سفارشی صادر نشده و یا قرارداد منعقد نشده)، قابل انتقال به سال بعد نبوده و به خزانه برگشت میگردید. درماده 2 قانون محاسبات عمومی دوم مصوب سال 1312 هجری شمسی نیز سال مالی مورد عمل بودجه 15 ماه (ازفروردین هر سال تا پایان خرداد ماه سال بعد) تعیین گردیده لیکن تسهیلات موضوع قسمت اخیر ماده 5 قانون محاسبات عمومی اول حذف شده است. به عبارت دیگر در این قانون اعتباراتی که برای خرید کالا یا خدمت خاص تامین (ذخیره) میگردید (موقع خرج پیدا میکرد) و در پایان سال از بودجه برگشت میشد، قابل انتقال به سال مالی بعد نبود. بنابراین با توجه به موارد پیشگفته، دوره مالی بیش از یکسال شمسی برای مصرف اعتبارات مصوب تخصیصیافته سال مورد عمل بودجه، تا قبل از تصویب قانون محاسبات عمومی مصوب سال 1349 در ایران مرسوم بوده است. به بیان دیگر حدود 61 سال (از ابتدای سال 1289 تا پایان سال 1349)، دوره عمل بودجه 15 ماهه ( از اول فروردین لغایت خرداد ماه سال بعد) بوده است. در طول 61 سال عمر قانون محاسبات عمومی اول و دوم ایران، برای سه ماهه اول هر سال مالی دو نوع اعتبار باعنوان اعتبارات سال ماضی (مانده اعتبارات سال مالی قبل که مصرف آن طبق مجوز قانونی تا پایان خرداد ماه سال بعد ادامه داشته است) و اعتبارات سال جاری (اعتباراتی که برای سال جاری تصویب و مصرف آن برای تحقق اهداف مورد نظر بودجه سال جدید از ابتدای فروردین ماه آغاز میشده است) در اختیار دستگاههای اجرایی بوده است. از آنجا که نگهداری حساب جداگانه برای اعتبارات سال ماضی و سال جاری به منظور درج عملکرد آنها در لوایح تفریغ بودجه دوره مالی مربوط ضروری بوده، لذا کلیه دستگاههای اجرایی ناگزیر به نگهداری دو ردیف دفاتر حسابداری (سال ماضی و سال جاری) بودند. بدین ترتیب که هزینههایی که از محل مانده اعتبارات سال قبل تامین و پرداخت میشد، در دفــاتــر حسابداری سال ماضی و هزینههایی که از محل اعتبارات سال جاری تامین و پرداخت میگردیــد، در دفــاتــر حسابداری سال جاری انعکاس مییافت. این عمل در شرایطی اتفاق میافتاد که وجوه دریافتی از خزانه برای هر دو نوع اعتبار (سال ماضی و سال جاری) در یک حساب جاری بانکی متمرکز بود. به بیان سادهتر، در سه ماهه اول هر سال مالی یک حساب جاری بانکی به صورت مشترک برای مصرف دو نوع اعتبار مورد استفاده قرار میگرفت و انجام این امر، نگهداری حساب و دفاتر جداگانه برای دو نوع اعتبار ( مانده اعتبار سال ماضی و اعتبارات سال جاری) را با مشکلات فراوانی مواجه کرده بود. در سالهای اجرای قوانین محاسبات عمومی اول و دوم ایران، بالاخص از سالهای 1345 به بعد که روش حسابداری دو طرفه در ایران مورد استفاده قرار میگرفت، از جمله روش خاصی برای تداوم مصرف و کنترل اعتبارات سال ماضی در سه ماهه اول سال بعد (که همزمان عملیات حسابداری مربوط به مصرف اعتبارات سال جاری نیز جریان داشت)، استفاده میگردید که توضیح مختصری در مورد آن برای خوانندگان خالی از فایده نیست. در سالهای مذکور برای انعکاس حساب دریافت و پرداخت از محل مانده اعتبارات سال ماضی در دفاتر آن سال و انعکاس نقل و انتقال وجوه از این بابت در دفاتر سال جاری به شرح زیر عمل میگردید. وجــوهــی کــه از بــابت اعتبارات سال ماضی در سه ماهه اول سال مالی بعد از خزانه دریافت میشد به بدهکار یک حساب واسطه باعنوان حساب انتقالی پایان سال و بستانکار حسابی باعنوان دریافتی از خزانه منظور و در دفاتر حسابداری سال ماضی منعکس میگردید. همزمان آثار این قبیل رویدادهای مالی در دفاتر حسابداری سال جاری و با بدهکار کردن حساب بانک پرداخت عمومی و بستانکار کردن یک حساب واسطه باعنوان حسابهای انتقالی آغاز سال انعکاس مییافت. از سوی دیگر هزینههای انجام شده از محل وجوه دریافتی از خزانه بابت اعتبارات سال مالی قبل، با بدهکار شدن حساب هزینه بودجه برنامهای و بستانکار شدن حسابهای انتقالی پایان سال در دفاتر حسابداری سال ماضی و بدهکار شدن حسابهای انتقالی آغاز سال و بستانکار شدن حســاب بــانــک پرداخت عمومی در دفاتر حسابداری سال جاری ثبت میگردید. برای روشن شدن موضوع به نمودار زیر توجه کنید. نحوه انعکاس حساب دریافت و پرداخت از محل اعتبارات سال ماضی نگاهی اجمالی به ثبتهای فوق نشان میدهد که از حسابهای انتقالی پایان سال و حسابهای انتقالی آغاز سال به عنوان دو حساب واسطه استفاده شده است تا بین حساب بانک پرداخت عمومی که دریافت و پرداخت از محل اعتبارات سال ماضی در سال جاری از طریق آن انجام میشود از یک سو و هزینه و سایر پرداختها که از محل مانده اعتبارات سال قبل تامین و باید به پای اعتبارات همان سال منظور شود، از سوی دیگر ارتباط برقرار گردد. ج) نحوه اعمال حساب اگر چه دردستورعمل صادره شماره 1399/389/54 مورخ 26/1/80 معاون هزینه و خزانهدارکل کشور، رهنمودی در خصوص ثبت رویدادهای مالی مربوط به مصرف اعتبارات جاری وعمرانی هرسال مالی درفروردین ماه سال بعد (درمورد اعتبارات جاری) و ازفروردین لغایت تیرماه سال بعد (در مورد اعتبارات عمرانی)، ارائه نشده و صرفاً به چگونگی تنظیم یک حساب متمم برای اعتبارات جاری و یک حساب متمم برای اعتبارات عمرانی اکتفا گردیده است، لیکن نحوه اعمال حساب رویدادهای مالی مربوط به تعهد و پرداخت از محل وجوه دریافتی بابت اعتبارات جاری و عمرانی هر سال مالی در چهار ماهه اول سال مالی بعد، میتواند از بین روشهای مشروحه زیر انتخاب و به مورد اجرا گذاشته شود. 1- سادهترین روش که بین ذیحسابان دستگاههای اجرایی نیز مرسوم است، انعکاس هزینه و سایر پرداختهایی که در ماههای فروردین لغایت تیر سال بعد و از محل مانده اعتبارات جاری و عمرانی سال قبل تامین و انجام میشود، دردفاتر حسابداری سال قبل دستگاه اجرایی است. در این روش به منظور انطباق ظاهری آن با قوانین و مبانی حسابداری دولتی، کلیه چکهای صادرشده و اسناد و مدارک به تاریخ پایان سال مالی قبل صادر و تنظیم میگردد. روش مذکور به دلیل اخیرالذکر و همچنین سایر اشکالات از جمله ایجاد اشکال در تنظیم صورت مغایرت بانکی طبعا" مورد قبول نیست. 2- روش دیگری که بتواند مشکل روش اول را مرتفع کند، استفاده از روش ثبت عملیات حسابداری سالهای قبل از 1350 و بهکارگیری دو حساب واسطه با عناوین حسابهای انتقالی پایان سال و حسابهای انتقالی آغاز سال است. بدین ترتیب که از اولی برای انعکاس آثار برداشتهای بانکی (که در چهار ماهه اول سال بعد صورت میگیرد) در دفاتر حسابداری سال قبل و از دومی برای انعکاس آثار پرداختهای سال قبل در دفاتر حسابداری سال جاری استفاده شود. نحوه عمل روش مذکور اختصارا" مورد اشاره قرار گرفت. این روش گرچه دارای محاسنی از قبیل رفع مشکل تنظیم صورت مغایرت بانکی است، لیکن بهدلیل مفتوح بودن دفاتر حسابداری سال قبل و استفاده از دو ردیف دفاتر حسابداری سال قبل و سال جاری و مشکلات خاصی که به دنبال دارد، مورد توجه نگارنده مقاله نبوده و استفاده از آن صرفا" در مقایسه با روش اول ترجیح دارد. 3- نگارنده اعتقاد دارد که برای اعمال حساب مصرف مانده وجوه مصرفنشده اعتبارات جاری و عمرانی در مهلتهای تمدید شده در اصلاحیه قانونی، باید روش مناسبتری ارائه شود. به همین منظور و با عنایت به اینکه سال مالی مورد تعریف در ماده 6 قانون محاسبات عمومی کشور مصوب سال 1366 تغییر نیافته است ، پیشنهاد میشود که حساب اعتبارات جاری و عمرانی در پایان سال بسته شود و مانده وجوه مصرفنشده اعتبارات جاری و عمرانی هر سال مالی با استفاده از سرفصلهای مناسب نظیر پرداختهای غیرقطعی به سال بعد انتقال یابد و رویدادهای مالی مربوط براساس دستورالعمل تکمیلی که در اجرای ماده 128 قانون اخیرالذکر از سوی وزارت امور اقتصادی و دارایی پیشنهاد و به تأیید دیوان محاسبات میرسد، در دفاتر حسابداری سال بعد منعکس شود. نحوه عمل پبشنهادی نگارنده، درحال حاضر نیز در مورد اقلام سنواتی نظیر پیشپرداختها و علیالحسابهای سال قبل براساس دستورالعمل نحوه تنظیم صورتهای مالی موضوع بخشنامه شماره 15905/3914/54 مورخ 25/5/76 وزارت امور اقتصادی و دارایی در جریان انجام است و تنها مستلزم ایجاد عناوین جدیدی در سرفصل حسابهای سنواتی است. به همین لحاظ توصیه میشود بــرای نگهــداری کامل حساب مانده اعتبارات سنواتی قابل انتقال به سال بعد ( اعم از آنکه به صورت اقلام غیرقطعی نظیر پیشپرداخت، علیالحساب ویا به صورت وجوه نقد مصرفنشده انتقال یابد) از حسابهایی با عناوین زیر استفاده وعناوین حسابهای سنواتی مورد عمل فعلی را با آنها منطبق کرد: • دریافتی از خزانه در سالهای قبل، • هزینه ازمحل اعتبارسالهای قبل، • پیشپرداخت از محل اعتبارسالهای قبل، • علیالحساب از محل اعتبارسالهای قبل، • تنخواهگردان پرداخت از محل اعتبار سال قبل، • بانک پرداخت. جهت بانک پرداخت الزاما" یک حساب جاری بانکی برای حساب بانک پرداخت سالهای قبل و بانک پرداخت سال جاری (جهت مصرف مانده اعتبارات سال قبل و اعتبارات سال جاری) به صورت مشترک مورد استفاده قرار میگیرد. در صورت استفاده از عناوین حسابهای پیشنهادی، نحوه افتتاح مانده اقلام سنواتی و اعمال حساب رویدادهای مالی مربوط به آنها در دفاتر حسابداری سال بعد به شرح خلاصه زیر است: افتتاح مانده حسابهای سالهایقبل: انجام پرداختها از محل اعتبار سالهای قبل: اعمال حساب اقلام غیرقطعی سالهای قبل به حساب هزینه قطعی از محل اعتبار سالهای قبل: در صورتی که پیشپرداختها و علیالحسابهای پرداختی از محل اعتبار سالهای قبل به صورت وجه نقد واریز شود معادل مبلغ واریزی به بدهکار حساب بانک پرداخت سال قبل و بستانکار حساب پیشپرداخت یا علیالحساب سالهای قبل منظور میگردد. در این حالت اگر رویداد مالی در مهلت تمدید شده قانونی صورت گیرد، وجوه نقد واریزی مجددا" قابل مصرف است و در غیر این صورت باید به حساب خزانه برگشت شود. انتقال مانده وجوه مصرفنشده در مهلت مقرر: بستن و انتقال حسابهای سالهای قبل در پایان سال مالی: توضیح این نکته ضروری است که اولا" استفاده از این روش هیچگونه مغایرتی با تبصره یک قانون اصلاحی که آخرین مهلت ارائه صورتحساب دریافت و پرداخت نهایی را پایان مرداد ماه تعیین کرده است ندارد ضمن آنکه تسهیلات لازم برای تنظیم و ارائه حسابهای نهایی را فراهم کرده به نحوی که تنظیم و ارائه این قبیل حسابها پیش از موعد مقرر هم قابل انجام است که خود در امر تنظیم به موقع صورتحساب عملکرد سالانه بودجه نیز مؤثر است. ثانیاً استفاده از این روش مشکلی برای تنظیم به موقع صورتحساب عملکرد سالانه بودجه کل کشور نیز بهوجود نمیآورد و همانطور که تنظیم عملکرد اقلام سنواتی نظیر پیشپرداختها و علیالحسابها، در حال حاضر در جریان انجام است، انعکاس عملکرد مانده وجوه مصرفنشده اعتبار سال قبل دستگاههای اجرایی نیز به طریق مقتضی در صورتحساب عملکرد سالانه بودجه کل کشور امکان پذیر خواهد بود. د ) ارزیابی اثربخشی اصلاحیه قانونی اگر بخواهیم ارزیابی منصفانهای از اثربخشی اصلاحیه قانونی مواد 63 و 64 قانون محاسبات عمومی کشور مصوب سال 1366 ارائه کنیم، باید از قصد و دلایل توجیهی نمایندگان محترم مجلس درخصوص اصلاح مواد قانونی مذکور آگاه باشیم. از آنجا که هیچ اشارهای در متن اصلاحیه قانونی به این موضوع نشده است و دسترسی به مذاکرات مجلس تا زمان تدوین مقاله نیز میســر نگردیــد، لــذا نگارنــده از دو زاویه متفاوت به ارزیابی اثربخشی اصلاحیه قانونی می پردازد. 1- همانطور که قبلا" بیان گردید، بخش درخور ملاحظهای از اعتبارات مصوب جاری و بالاخص اعتبارات عمرانی در اواخر سال مالی و به نحوی تخصیص مییافت که فرصت کافی برای دریافت وجه آن از خزانه و پرداخت تعهدات از محل آن وجود نداشت. در اغلب این موارد قسمت عمده وجوه اعتبارات تخصیصیافته به دلیل انقضای مهلت قانونی تعهد و پرداخت از محل اعتبارات جاری و عمرانی به خزانه برگشت میگردید. انجام این امر موجب میگردید که دستگاههای اجرایی به طرق مقتضی از قبیل تعجیل در مصرف اعتبارات و یا انجام معاملات بعد از سال مالی و ثبت آن به تاریخ غیرواقعی (معمولا" به تاریخ آخرین روز اداری سال قبل) و نظایر آن، بخشی از وجوه اعتبارات تخصیصیافته سال مالی را جذب و بقیه را ناگزیر به حسابهای خزانه برگشت دهند. اگر بودجه سالانه را واقعا" برنامه مالی دولت برای نیل به اهداف مشخص بدانیم، برگشت بخشی از اعتبارات تخصیصیافته به معنی جلوگیری از اجرای قسمتی از طرحها و برنامههایی است که دستگاههای اجرایی مجری آن هستند. از آنجاکه تمدید مهلت مقرر در مواد 63 و64 قانون محاسبات عمومی کشور، فرصت نسبتا" کافی برای انجام هزینهها و سایر پرداختها از محل وجوه دریافتی پایان سال مالی (پایان اسفند ماه هرسال) از محل اعتبارات جاری و عمرانی فراهم میآورد، اصلاحیه قانونی تا حدودی در رفع نارساییهای یادشده مؤثر بوده و از این جهت اثربخش خواهد بود. اگر چه مفاد این اصلاحیه قانونی به صورت بالقوه میتواند شتاب در مصرف وجوه اعتبارات تخصیصیافته در پایان سال مالی ( اسفند ماه) را کاهش دهد، لیکن اجرای عملی آن مستلزم استفاده مناسب از فرصت تمدیدشده و برنامهریزی صحیح برای مصرف بهینه وجوه تخصیصیافته پایان سال مالی در مهلتهای مقرر در قانون اصلاحی خواهد بود. در غیر این صورت نقطه زمانی تعجیل در مصرف وجوه اعتبارات تخصیصیافته از اسفندماه به پایان فروردین و یا پایان تیرماه انتقال یافته و در عمل هدف قانونگذار از تصویب اصلاحیه قانونی به صورت کامل تحقق نخواهد یافت. شرط دیگر اثربخشی اصلاحیه در حد موردنظر نمایندگان پیشنهاد دهنده طرح قانونی، دریافت وجه اعتبارات تخصیصیافته جاری و عمرانی از خزانه و آنهم تا پایان اسفندماه است. در صورتی که در ماههای پایان سال مالی قسمتی از اعتبارات مصوب جاری و عمرانی تخصیص یابد لیکن دستگاه اجرایی موفق به دریافت وجه آن از خزانه نگردد، مهلت تمدید شده در اصلاحیه قانونی موضوعیت ندارد. نتیجه آنکه تحقق اثربخشی محدود طرح قانونی اصلاح مواد 63 و64 قانون محاسبات عمومی، در درجه اول موکول به تخصیص اعتبار و در درجه دوم منوط به واریز وجه اعتبارات تخصیصیافته از سوی خزانه به حساب دستگاههای اجرایی است. 2- همانطور که قبلا" بیان گردید، مصرف بهینه اعتبارات جاری و عمرانی و اختصاصی مندرج در بودجه سالانه کشور منوط به رفع نارساییهای قانون محاسبات فعلی است که بیان کامل آن ازحوصله این مقاله خارج است. به نظر نگارنده تا زمانی که حداقل برخی از احکام بنیادی قانون محاسبات عمومی کشور که از عوامل کلیدی مصرف صحیح اعتبارات جاری و عمرانی و اختصاصی نیز محسوب میشوند، اصلاح نشود، مصرف بهینه منابع مالی اعم از اعتبارات جاری و عمرانی و در نتیجه اجرای کامل و به موقع طرحها و برنامههای موردنظر در بودجه سالانه و قوانین برنامه پنج ساله تحقق نخواهد یافت. بنابراین اگر مقصود نمایندگان محترم از تصویب طرح اصلاحی مواد 63 و 64 قانون محاسبات عمومی کشور، رفع نارساییهای موجود در مصرف بهینه اعتبارات جاری و عمرانی باشد، به دلیل آنکه این اصلاحیه مشکلاتی نظیر استفاده از مبنای نقدی در حسابداری هــزینــه و یا حاکم بودن دوره مالی یکساله به مصرف اعتبارات عمرانی (که طبق این اصلاحیه به 16 ماه تغییر یافته) را حل نمیکند، اثربخشی آن در مصرف بهینه منابع مالی برای اجرای طرحها، فعالیتها و برنامههای مصوب، قابل توجه نخواهد بود. نتیجهگیری همانطورکه در ابتدای مقاله بیان گردید، قانون محاسبات عمومی کشور که چارچوب نظام نظارت مالی دولتی را تبیین میکند، از نارساییهای درخور ملاحظهای متاثر است. پیشنهاد و تصویب طرحهای موردی اگرچه برخی مشکلات ناشی از اجرای قانون محاسبات عمومی مورد عمل را مرتفع میکند، لیکن به دلیل دامنه محدود شمول آن، راه حل اساسی نخواهد بود. اگرچه بیش از 14 سال از عمر قانون محاسبات عمومی کشور مصوب سال 1366 نمیگذرد و اقدامات مکرر و موردی زیادی در جهت اصلاح آن صورت نگرفته است، لیکن ذکر این نکته ضروری است که قانون محاسبات عمومی حاوی احکامی است که چارچوب نظارت و کنترل مالی و محاسباتی کشور را تعیین کرده و انجام اصلاحات موردی در آن هر چند که با توجه به سایر احکام و با احتیاط کافی صورت پذیرد میتواند ضمن آنکه اجرای صحیح قانون را پیچیده و با مشکل مواجه کند، رابطه سایر احکام را که بر مبنای چارچوب نظارت مالی تدوین گردیده است، به نحوی زیر تاثیر قرار دهد که مشکلات اجرایی ناشی از آن با منافع حاصله قابل مقایسه نباشد. پیشنهادات نگارنده اعتقاد دارد که نظام کنترل و نظارت مالی و عملیاتی کشور باید در یک فرصت زمانی کافی و با صرف هزینه مناسب و براساس مطالعات علمی و تجربی و تطبیقی، به صورت بنیادی متحول گردد. این تحول تحقق نخواهد یافت مگر آنکه نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی با تصویب قوانین الزامآور دولت را مکلف به انجام مطالعه و بازنگری اساسی در قوانین و مقررات مالی و عملیاتی کرده و ظرف مهلت مشخص از دولت بخواهند لایحهای حاوی یک نظام کنترل و نظارت مالی و عملیاتی منطبق با نیازهای برنامه توسعه پنجساله، تقدیم کند. طبق قانون اساسی رئیس جمهور به عنوان رئیس قوه مجریه در مقابل ملت و نمایندگان قانونی آنها مسئولیت پاسخگویی دارد. بودجه سالانه و برنامههای میانمدت توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز حاوی اهداف و برنامههایی است که به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده و تحقق و اجرای آنها مستلزم تحصیل و مصرف به موقع منابع مالی عمومی است. نظارت عمومی بر تحصیل و مصرف منابع مالی از طریق نظارت پارلمالی صورت میگیرد که خود مستلزم طراحی و اجرای یک سیستم صحیح کنترل و نظارت مالی و عملیاتی است که در قالب قانون محاسبات عمومی و قانون برنامه و بودجه حاوی احکام بنیادی مالی و عملیاتی تحقق خواهد یافت. بنابراین مجلس شورای اسلامی به منظور تحقق امر نظارت دقیق پارلمانی که نظارت عمومی را تحقق میبخشد، ضرورت دارد بر ایجاد تحول بنیادی در نظام کنترل و نظارت مالی و عملیاتی دولتی تأکید و از طریق قوانین الزامآور انجام این تحول را پیــگیری نماید. علیایحال تا زمان تحقق چنین امری که نیاز به زمان کافی و صرف هزینه مناسب دارد، به منظور مصرف بهینه منابع مالی عمومی و تحقق اهداف برنامههای مصوب بودجه سالانه کــل کشور و برنامههای میان مدت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی پیشنهادات کوتاهمدت زیر که صرفا" به عناوین آن اشاره میشود قابل طرح و بررسی است: 1- تغییر مبنای حسابداری نقدی تعدیل شده به مبنــای تعهدی در مورد شناسایی و ثبت هزینههای دوره مالی، 2- تغییر دوره مالی یکساله در مورد طرحهای عمرانی به دوره تکمیل طرح، 3- مجوز انتقال اعتبار تعهدات قطعینشده مربوط به قراردادهای منعقده و سفارش کالا و خدمات تحویل نشده. لازم به تأکید است که پیشنهادات موردی یادشده که در کوتاهمدت و با تصویب یک طرح یا لایحه قانونی مختصر و مفید قابل تحقق است، صرفا" برای رفع برخی نارساییها و موانع حاکم بر مصرف بهینه اعتبارات جاری، عمرانی و اختصاصی ارائه شده است. نگارنده کماکان معتقد است که نظام کنترل و نظارت مالی و عملیاتی جمهوری اسلامی ایران نیازمند یک تحول بنیادی است که تحقق آن مستلزم انجام مطالعات علمی و تطبیقی و تجربی خواهد بود. پیششرطهای لازم برای ایجاد تحول و بازنگری در ساختار نظام کنترل و نظارت مالی و عملیاتی دولتی به شرح زیر است: • تغییر در نگرش سازمانهای متولی امر نظارت مالی و پذیرش مفاهیم جدید نظارت که تأکید بر حذف و کاهش کنترلهای زائد و غیرضرور و افزایش و ارتقای سطح مسئولیت پاسخگویی مالی و عملیاتی مقامات مسئول دارد. به قول زنده یاد سهراب سپهری، “چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید …”. • تأکید بیش از پیش مجلس شورای اسلامی در مورد فراهم شدن زمینههای لازم برای تحقق مسئولیت پاسخگویی دولت و ارزیابی این مسئولیت از سوی نمایندگان محترم مجلس به عنوان نمایندگان قانونی شهروندان، از طریق تصویب قوانین الزامآور برای ایجاد تحول و اصرار بر حق پاسخخواهی و نظارت شهروندان درخصوص تحصیل و مصرف بهینه منابع مالی عمومی. • انجام مطالعات علمی و تطبیقی به منظور بهرهگیری از تجارب کشورها در جهت تدوین یک چارچوب نظری مبتنی بر مفاهیم جدید کنترل و نظارت با ملحوظ کردن شرایط محیطی و امکانات و مقدورات کشور و در انطباق با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران. • تخصیص اعتبارات کافی برای تامین هزینههای مربوط به انجام مطالعات و سایر فعالیتهایی که در جهت تغییر اساسی در ساختار کنترل و نظارت مالی و عملیاتی باید صورت گیرد. • تعیین و تخصیص زمان کافی برای انجام مطالعات بنیادی و پرهیز از تعجیل در انجام این قبیل مطالعات علمی و تطبیقی که همواره بر نتایج مطالعات تاثیر سوء داشته است. • تدوین و تصویب یک لایحه محاسبات عمومی و برنامه و بودجه پیشرفته برمبنای چارچوب نظری مبتنی بر مفاهیم جدید کنترل و نظارت مالی و عملیاتی، حاوی احکام اساسی که برای تحقق شرایط مناسب جهت اعمال و کنترل و نظارت صحیح مبتنی بر مفاهیم پذیرفته شده، ضروری باشد. • فراهم کردن زمینههای لازم برای اجرای صحیح نظام کنترل و نظارت مالی و عملیاتی پیشرفته موضوع قانون جدید، از طریق تامین استقلال کافی مجریان قانون، تخصیص جایگاه مناسب و تامین معیشت متناسب با شان متولیان قانون، آموزش مجریان قبل از استقرار و اجرای سیستم کنترل و نظارت جدید و استمرار آن جهت بازآموزی و همچنین طراحی و اجرای نرم افزارهای مناسب و پیشرفته در جهت اعمال کنترل و نظارت مدرن و پرهیز از شیوههای سنتی ناکارآمد |
|
منابع و مآخذ: 1- قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران 2- قانون محاسبات عمومی کشور مصوب سال 1312 هجری شمسی 3- قانون محاسبات عمومی کشور مصوب صفر 1329 هجری قمری 4- قانون محاسبات عمومی کشور مصوب شهریور 1366 5- قانون اصلاح مواد (63) و (64) قانون محاسبات عمومی کشور، مصوب پانزدهم اسفند 1379 6- بخشنامه شماره 1399/389/54 مورخ 24/1/1380 معاون هزینه و خزانه دار کل کشور 7- باباجانی، جعفر، مشکلات حسابداری طرحهای عمرانی، سومین سمینارسراسری حسابداری، دانشگاه شهید بهشتی آبان ماه 1372، حسابدار شماره 101 و102، اسفند 1372 8- باباجانی، جعفر، سیرتطور حسابداری دولتی در ایران، مجله حسابدار، شماره 87 و 88، مرداد 1371
پانوشتها: - ماده 63 قانون محاسبات عمومی کشور مقرر می دارد: “کلیه اعتبارات جاری و عمرانی (سرمایهگذاری ثابت) منظور در قانون بودجه کل کشور تا آخر سال مالی قابل تعهد و پرداخت است و مانده وجوه اعتبارات مصرفنشده هر سال باید حداکثر تا پایان فروردین ماه سال بعد به خزانه برگشت داده شود. تعهداتی که تا آخر سال مالی مربوط با رعایت مقررات در حدود اعتبارات مصوب ایجاد شده و پرداخت نشده باشد در سالهای بعد به شرح زیر قابل پرداخت خواهد بود.” (از ذکر بندهای ذیل این ماده به منظور جلوگیری از تطویل کلام خودداری شدهاست. ماده 64 نیز مشابه ماده 63 بوده و حکم آن بر اعتبارات اختصاصی است، لذا از ذکر مفاد آن نیز پرهیز شده است.)
- ماده 19 قانون محاسبات عمومی، تعریف تعهد را به شرح زیر ارائه داده است: “تعهد از نظر این قانون عبارت است از ایجاد دین برذمه دولت ناشی از : الف) تحویل کالا یا انجام دادن خدمت، ب ) اجرای قراردادهایی که با رعایت مقررات منعقد شده باشد، ج ) احکام صادر شده از مراجع قانونی و ذیصلاح، د ) پیوستن به قراردادهای بینالمللی و عضویت در سازمانها یا مجامع بینالمللی با اجازه قانون.
- در ماده 30 قانون محاسبات عمومی مصوب صفر 1329 هجری قمری مقرر گردیده است که مراد از تشخیص آن است که میزان بدهی دولت پس از رسیدگی به اسناد در برابر هر یک از دائنین معین شود. به بیان دیگر منظور از تشخیص درقانون اول همان تعیین میزان بدهی ناشی از تحویل کالا یا انجام خدمت در قبال اسناد و مدارک اثبات کننده بدهی است که در ماده 20 قانون فعلی محاسبات عمومی مصوب شهریور 1366 باعنوان تسجیل تعریف شده است . ماده 31 قانون مصوب 1329 هجری قمری نیز حواله را سندی تعریف نموده است که به موجب آن دائن طلب تشخیص شده خود را دریافت کند. 4- ماده 6 قانون محاسبات عمومی کشور مصوب شهریور 1366 سال مالی را به شرح زیر تعریف کرده است: “سال مالی یکسال هجری شمسی است که از اول فروردین ماه آغاز و به پایان اسفند ختم میشود.
|
| منبع : فصلنامه حسابرس |
| نگاهی به مبانی نظری صورتهای مالی تلفیقی |
| دکتر موسی بزرگ اصل |
|
حدود یک
قرن ونیم
پیش جریان تشکیل شرکتهای اصلی برای
خرید و تملک شرکتهای فرعی، به عنوان ابتکاری نوین در عرصه
فعالیتهای اقتصادی ظاهرشد. اما فکر تهیه صورتهای
مالی تلفیقی با تاخیر زمانی و به تقریب، از
اوایل قرن بیستم و همزمان با جنگ جهانی اول مطرح شد. شرکت
انگلیسی نابل
(Noble) اولین شرکتی بود که در سال 1920 ترازنامه
تلفیقی تهیه کرد. استحکام این فکر باعث ترویج
سریع صورتهای مالی تلفیقی شد، به گونهای
که در سال 1939 بورس اوراق بهادار انگلستان آن را الزامی کرد. در
آمریکا نیز کار تهیه صورتهای مالی تلفیقی
از سال 1940 آغازشد. هم اکنون صورتهای مالی تلفیقی،
حتی برای دورههای مالی میانی، در سطح گستردهای
تهیه میشود ولی ما در کشورمان هنوز در مراحل ابتدایی این امر
ماندهایم و شاید بتوان گفت تاکنون حتی یک صورت مالی
تلفیقی بدون اشکال عمده تهیه نشده است و آنچه هم تهیه
میشود، بهطور معمول بیموقع منتشر میشود. در استاندارد
حسابداری شماره 18 تهیه صورتهای مالی تلفیقی و ارائه
آن همراه با صورتهای مالی جداگانه اجباری شناخته شده است و
لازم است شرکتها برای ارائه اطلاعات شفاف، مفاد بند 6 این
استاندارد را به شرح زیر اجرا کنند:
مبانی
نظری تهیه صورتهای مالی تلفیقی
شرایط لازم
برای تهیه صورتهای مالی تلفیقی
ضوابط
تلفیق
نتیجهگیری
|
| منابع : 1-
Hendriksen, Elden S., and M. F. Van Breda, Accounting Theory, 5th ed.,
Homewood: Irwin, 1992 کمیته فنی، استانداردهای حسابداری، تهران: سازمان حسابرسی، 1380-5 |
| منبع : فصلنامه حسابرس |