| محمد روشن تابستان 1385 | |
|
مقدمه: برخی بر این باورند که کانون حسابداری مجموعه ای از صورتهای مالی و حاصل زنجیره ای طولانی از عملیات دفتر داری است، برخی دیگر دارایی ها را به جهت آنکه وسیله اصلی فعالیت موسسه می باشند، با اهمیت می دانند، سایرین ممکن است سرمایه موسسه را از جهاتی بیشتر از دارایی ها به حسابداری نزدیک بدانند اما دانشمندانی چون ای سی لیتلتن سود موسسه را به جهت اینکه نتیجه عملکرد ماهرانه مدیریت است را در حسابداری از اهمیتی فراوان برخوردار می دانند. آنها معتقدند سود، پاداش خدمتی است که انگیزه لازم را برای واقعیت بخشیدن به تولید، ارائه خدمات و به حرکت درآوردن چرخه کار پدید می آورد. به دلیل اهمیت سود خالص در موسسات مالی، تعیین (اندازه گیری) این مهم متوجه حسابداری است. ضرورت توجه به سودوزیان در موسسات مالی هنگامی بارزتر می گردد که تلاش در جهت تحقق سود (سودهای) پیش بینی شده به جزیی لاینفک از برنامه ریزی مالی مدیران آنها تبدیل گشته است.
صورتحساب سود و زیان سودوزیان صورتحسابی است که وضعیت فعالیتهای مالی یک موسسه و نتیجه آن را طی یک دوره مالی (معمولاً یکساله) نشان می دهد. بدون وجود این صورتحساب نمی توان از چگونگی فعالیتهای مالی موسسات در طی یک دوره مالی آگاه گردید. صورتحساب سودوزیان قابلیت سودآوری موسسه را نشان می دهد در حالیکه ترازنامه اطلاعات لازم در مورد قدرت پرداخت بدهی های موسسه را در اختیار می گذارد.
درآمد، هزینه و سود (زیان) اجزای صورتحساب سودوزیان را تشکیل می دهند. درآمد به مبالغی گفته می شود که از ارائه خدمات و فروش کالا و.... عاید موسسه می شود، منظور از هزینه مبالغی است که جهت کسب درآمد به خرج گرفته می شود و از مقابله درآمد با هزینه، سود یا زیان عاید موسسه می گردد.
درآمدهای عملیاتی، هزینه های عملیاتی، سودوزیان عملیاتی، هزینه مالی، سایر درآمدها و هزینه های غیرعملیاتی، مالیات بر درآمد، سودوزیان فعالیت های عادی، اقلام غیر مترقبه، سود سهم اقلیت و سود یا زیان خالص از جمله اطلاعاتی است که در صورتحساب سودوزیان منعکس می گردد.
اهمیت سود و زیان در طول قرن گذشته تاکید سرمایه گذاران، حسابدارن و استفاده کنندگان از صورتهای مالی بر اهمیت سودوزیان بوده است و این تاکید اثر خود را بر صورتهای مالی بجای گذاشته بطوریکه اگر سابقاً تاکید بر صورتهای مالی و فقط متشکل از ترازنامه بود، در جریان این تحولات حساب سودوزیان نه تنها به صورتهای مالی اضافه بلکه به عنوان مهمترین صورت حسابها تلقی گردید. به عبارتی دیگر تغییراتی که در سده بیستم در حسابهای اسمی(سودوزیانی) پدید آمد شاید بیش از تغییرات دیگر حسابها بوده است، این تغییرات سبب گردید از سود به عنوان "مطلوب مرکزی حسابداری" یا آن چیزی که مدیریت بدنبال آن است نام برده شود. بدین معنی که مستند کردن رویدادهای مالی مربوط به موسسه، یادداشت کردن رویدادهای مالی فوق به ترتیب زمان وقوع، طبقه بندی مقوله های مالی، تجدید طبقه بندی رویدادهای مالی بر حسب دوره های زمانی، ارائه گزارشهای مالی فشرده، و بازنگری مجدد رویدادهای مالی توسط افرادی بی طرف و صلاحیتدار (حسابرسان مستقل) حول محور سودوزیان سالانه موسسات مالی می باشند.
مفاهیم سود در مباحث اقتصادی و حسابداری بنا بر نظریه اقتصاددانان کلاسیک، درآمد هر فرد عبارت از مبلغی است که آن فرد طی یک دوره معین می تواند مصرف کند و در پایان دوره به اندازه آغاز آن در رفاه باشد. در مکتب اقتصادی فوق سرمایه به عنوان رفاه تعبیر شده و ارزش آن را می توان از طریق محاسبه ارزش فعلی دریافت های آتی به دست آورد.
تفاوت بین سود بر مبنای فوق با سود حسابداری ناشی از روشهای اندازه گیری سرمایه است. از نظر حسابداری به دلیل ابهامات موجود در مورد میزان جریانات نقدی آتی و عدم دسترسی به نرخ تنزیل مناسب، سرمایه بر مبنای خالص داراییهای موسسه مالی اندازه گیری می گردد. به عبارتی دیگر سود در حسابداری ناشی از تفاوت بین سرمایه واحد تجاری در آغاز و پایان دوره مالی است. در این مفهوم سرمایه مترادف با خالص داراییها بوده و اندازه گیری سود تحت تاثیر مبانی اندازه گیری دارایی ها و بدهی ها می باشد.
مبانی تعیین سود در حسابداری در حسابداری جهت تعیین سود روش های مختلفی بکار می رود که ذیلاً به برخی از آنها اشاره می گردد:
حسابداری تعهدی[1] در حسابداری تعهدی درآمد در سال انجام خدمات یا فروش کالاها به حساب منظور می شود (اگر چه وجوه نقد حاصل از فروش کالا و خدمات مذکور در سالهای قبل یا بعد دریافت شود).
در این روش شناخت هزینه ها معمولاً بر اساس یکی از دو روش ذیل انجام می شود: 1- ارتباط دادن هزینه ها با درآمدهای دوره مالی بر مبنای اصل تطابق (هزینه های مستقیم و عملیاتی دوره) 2- ارتباط دادن هزینه ها با دورهای مالی معین چند ساله(مانند هزینه استهلاک وتسهیم آن به روشهای گوناگون)
در حسابداری به منظور رعایت اصل "وضع هزینه های هر دوره مالی از درآمدهای متعلق به همان دوره"[2] و تعیین سود یا زیان و ارائه وضعیت مالی واقعی از حسابداری تعهدی استفاده می شود. این روش مزایای متعددی از جمله موارد ذیل را به دنبال دارد.
1- استفاده از این روش مبنایی منطقی برای تعیین بهای تمام شده کالاها و خدمات ارائه می دهد. 2- کنترلی دقیق تر بر درآمدها و هزینه ها برقرار می گردد. 3- اطلاعاتی کاملتر و جامع تر از عملکرد دوره مالی ارائه می دهد. 4- جهت برنامه ریزی و کنترل قابلیت اتکای بیشتری دارد چون هزینه ها و درآمدهای هر دوره در همان دوره مالی منعکس است.
بجز روش فوق در برخی از موسسات از جمله موسسات دولتی همانند شهرداریها، بانکها و... جهت تعیین سودوزیان از روش هایی دیگر همانند موارد ذیل استفاده می گردد:
حسابداری نقدی[3] مطابق این روش درآمدها در سال مالی وصول وجوه نقد و هزینه ها در سال مالی پرداخت وجوه نقد به حساب منظور می شوند، در این روش ممکن است درآمدی وصول یا هزینه ای پرداخت گردد که متعلق به عملکرد دوره جاری نباشد.
حسابداری نیمه تعهدی این روش ترکیبی از دو روش نقدی و تعهدی است. برای ثبت درآمد ها از مبنای نقدی و جهت ثبت هزینه ها از مبنای تعهدی استفاده می گردد.
حسابداری تعهدی تعدیل شده در این روش شناخت و ثبت درآمدها در دوره ای انجام می شوند که قابلیت اندازه گیری داشته باشند و هزینه ها معمولاً در دوره وقوع یا تحمل یعنی دوره ای که بدهی قابل پرداخت بابت هزینه ها انجام می شوند در حسابهامنظور می گردند.
حسابداری نقدی تعدیل شده در این روش ثبت درآمدها در دوره دریافت وجوه نقد و ثبت هزینه ها در دوره پرداخت وجوه نقد بابت تعهدات ایجاد شده صورت می گیرد، ثبت هزینه ها مستلزم تحقق دو شرط لازم و کافی یعنی ایجاد تعهد و انجام پرداخت است.
بدیهی است استفاده از روشهای فوق سود و زیانی متفاوت ارائه خواهد داد به همین دلیل طبق اصل تطابق در حسابداری، حسابداران برای شناخت هزینه ها از رویکرد "بگذار هزینه ها از درآمد ها تبعیت کنند" پیروی می نمایند. مطابق این اصل هزینه های یک دوره از درآمدهای همان دوره کسر می گردند تا عملکردی واقعی از نتیجه کار منعکس گردد.
برای بسیاری از مدیران مالی موسسات ممکن است پرسش اصلی این باشد که درآمد را چه زمانی باید شناسایی کرد؟
از دیدگاه نظری روش صحیح حسابداری برای شناسایی درآمد باید به گونه ای باشد که اولاً آن درآمد تحقق یابد یا قابل تحقق باشد و ثانیاً آن درآمد تحصیل گردد. مطابق این دیدگاه چنانچه یکی از شرایط فوق به وقوع پیوندد می توان درآمد را شناسایی نمود.
نتیجه گیری
دوره نوین حسابداری را می توان بر سده بیستم منطبق ساخت زیرا در این سده نگرش مدیریت از توجه صرف به ترازنامه و ترکیب آن تغییر یافت و توجه ای ویژه بر سودوزیان موسسات مالی معطوف گشت، این تغییر نگرش از جهتی نتیجه تقاضای مالکان و سهامداران و از طرف دیگر به جهت رغبت مدیران به ارائه عملکردی مطلوب از موسسه تحت نظارت خود بوده است. بعبارتی دیگر تمامی اهداف موسسه حول محور "مطلوب مرکزی حسابداری" یعنی تعیین سود سالانه موسسه مالی می چرخد بدیهی است بکارگیری روشهایی صحیح جهت تعیین سود خالص از وظایف خطیر حسابداری بوده و به نظر می رسد در آینده ای نه چندان دور توجه اصلی استفاده کنندگان(درون و برون سازمانی) از صورتهای مالی از جمله دولتها، رقبا، بستانکاران، سهامدارن، مدیران، وام دهندگان، مشتریان، اعتباردهندگان و سایر استفاده کنندگان از صورتهای مالی بر سود و زیان و نتیجه عملکرد موسسات مالی بیش از پیش معطوف گردد.
| |
| منابع: 1- ای سی لیتلتن- ساختار تئوری حسابداری، ترجمه حبیب ا...تیموری، انتشارات سازمان حسابرسی، تهران 1380 2- ریاحی بلکویی احمد- تئوریهای حسابداری، ترجمه دکتر علی پارسائیان، انتشارات دفتر پژوهشهای فرهنگی، تهران 1379 3- اقوامی داود و جعفر باباجانی- اصول و کاربرد حسابداری در سازمانهای دولتی و غیر انتفائی، انتشارات سمت، تهران 1380 4.Kohler- Kohlers Dictionary For Accountants, Edition by W.W Cooper and Yuji Ijiri, 9th, Englewood Cliffs, N.J.
پانوشت ها : [1]. Accrual
accounting [2]. Matching expenses with revenue [3]. Cash accounting
| |
| منبع : وبلاگ محمد روشن | |
| دکتر رضا نظری |
|
حسابداری مدیریت از شاخههای مفید و کاربردی است و آشنایی با مفاهیم آن برای همة حسابداران و حسابرسان ضرورت دارد. تجزیه وتحلیل زنجیره ارزش را میتوان در صنعت وسطوح سازمانی شرکت، بهمنظور ارزیابی استراتژی شرکت جهت دستیابی به مزیت رقابتی، بهکار برد. مفاهیم زنجیرهارزش، در تعیین استراتژی شرکت و همچنین بهبود و توسعه سیستمهای کنترل مدیریت نیز بهکار میرود. زنجیرهارزش شرکت موجب میشود مدیران نسبت به فرایندهای شرکت، بینش پیدا کنند. زنجیرهارزش با عوامل یا اجزای اصلی تولید محصول یا ارائه خدمات (نهادهها) شروع میشود و دربرگیرنده تمامی فرایندهایی است که بهمنظور جلب رضایت مشتریان صورت میگیرد. زنجیرهارزش شرکت از این منظر، موجب میشود کهارزش مشتری، از فرایند خرید مواد اولیه تا انتقال محصول یا ارائه خدمت به مشتری، مورد توجه وردیابی قرارگیرد. پس از تعیین زنجیرهارزش شرکت، میباید فرایندهای مرتبط با زنجیرهارزش طراحی شود.
رویکرد زنجیرهارزش بسیاری از مدیران از رویکرد زنجیرهارزش بهمنظور برنامهریزی استراتژیک بهطور وسیع استفاده میکنند. این گروه از مدیران عقیده دارند که سودآوری شرکت، تابع موارد زیر است: • جذابیت (پذیرش) محصولات و خدمات ارائه شده توسط شرکت، • موقعیت نسبی شرکت در صنعت. مزیت رقابتی از عملکرد هریک از فعالیتها یا مراحل پیشبینی شده در زنجیرهارزش حاصل میشود. امروزه، ترکیب و آمیزش هر چه بیشتر فعالیتهای اصلی و پشتیبانیکنندة فعالیتهای اصلی موجب بهبود جریان فرایندها میشود. ترکیب توانایی فناوری اطلاعات و مبادله اطلاعات موجب میشود که بتوان فعالیتهای ایجادکننده ارزش افزوده در فرایندهای شرکت را شناسایی و راهبری کرد. در تجزیه و تحلیل زنجیرهارزش، موارد زیر مورد توجه قرار میگیرد: الف) استراتژی: هر فعالیت و وظیفهای در شرکت، در انتخاب استراتژی شرکت نقش و تأثیر دارد. فعالیتهایی نظیر پژوهش و توسعه(R&D)، طراحی، و فناوری اطلاعات اجزای اصلی سیستم ایجاد ارزش در شرکت شمرده میشوند. فعالیتهای مزبور در جریان فرایندهای شرکت به شکل خطی واقع نمیشوند بلکه فرایندهای شرکت را پشتیبانی میکنند. شایستگیها و توانمندیهای متمایز شرکت در این عرصهها اغلب مزیت رقابتی برای شرکت فراهم می آورد.
ب) وظایف و فعالیتهای داخلی: در زنجیرهارزش شرکت، یکپارچگی جریان و هزینه وظایف و فعالیتهای داخلی که میباید بهطور پیوسته انجام شود، نقش اساسی در ایجاد ارزش دارد. تجزیه و تحلیل این وظایف و فعالیتها، مستلزم داشتن دیدگاه فرایندی بهجای تمرکز بر ساختار سنتی و وظیفهای، نسبت به فعالیتها میباشد. برای مثال، طراحی خوب محصول میتواند در حالی که منجر به علاقهمندی و وفاداری مشتری میگردد از طریق کاهش تعداد اجزای مورد نیاز تولید، یا کاهش پیچیدگی محصول موجب تولید با هزینه بسیار کمتری شود. هماهنگی و یکپارچگی فعالیتهای شرکت در سیستم حمل و تحویل، اهمیت خاص دارد. ارزش از طریق اداره هر چه بهتر فعالیتهایی حاصل میشود که مراحل مختلف زنجیرهارزش را بهیکدیگر مرتبط میسازد. برای مثال، مدیران به هماهنگی بین فعالیتهای تولید و بازاریابی برای عرضه محصول جدید اهمیت خاص قائلند. بنابراین، همزمان بودن تبلیغات، ابزارهای فروش، نمونهها و در دسترس بودن محصولات حائز اهمیت است. بسیاری ازمدیران، زنجیرهارزش شرکت را سیستم ارزش میدانند که از طریق آن وظایف فرایندی مستقیم و غیرمستقیم که اغلب در زمانهای مختلف انجام میشود، ایجاد ارزش برای شرکت مینمایند.
ج) ایجاد ارزش از دیدگاه مشتریان: تجزیه و تحلیل زنجیرهارزش شرکت، مدیران را در ارزیابی فعالیتهایی که از دید مشتریان ارزش ایجاد میکند و همچنین شناسایی و تعیین فعالیتهایی که شرکت را از رقبا متمایز میسازد، یاری میدهد. امروزه شرکتها تحقیقاتی انجام میدهند تا فعالیتهایی شناسایی شود که موجب میگردد شرکت به منابع کمیاب (نظیر حقامتیاز، شبکههای توزیع) دسترسی خاص پیدا کند و یا مزیت هزینهای نسبت به سایر شرکتها (نظیر صرفهجویی مقیاس، کیفیت بالا، بهرهوری، خدمات ویژه) ایجاد کند.
د) برقراری ارتباط بین تأمینکنندگان مواد و کالا و خریداران (مشتریان): تمرکز دیگر زنجیرهارزش شرکت بر ارتباطات خارجی بین شرکت و تهیهکنندگان مواد وکالا و خدمات و خریداران (مشتریان) است. چنین ارتباطات و روابطی موجب تعریف و شناسایی راهی برای مرتبط کردن زنجیرهارزش شرکت به زنجیرههای ارزش تأمینکنندگان مواد و کالا و مشتریان (خریداران) میشود. شرکتها بهمنظور برقراری ارتباط و هماهنگی کامل، بهدنبال دستیابی به وضعیت برد- برد با تأمینکنندگان مواد و کالا و مشتریان خود میباشند. به هر حال هر شرکت بهمنظور حفظ مزیت رقابتی، میباید استنباط خود از زنجیرهارزش را فراتر از دراختیار گرفتن مشتریان یا تأمینکنندگان مواد وکالا بهطور موقت، قرار دهد. بهعبارت دیگر، شرکت میباید بررسی و مشخص سازد در صنعت، ارزش چگونه ایجاد و انتقال مییابد. بنابراین، تمرکز شرکت تنها بر بخشی از زنجیرهارزش که در آن رقابت دارد کافی نیست. برای مثال، بهمنظور پیبردن به تقاضا، شرکت میباید مشتریان نهایی در زنجیره صنعت را مورد توجه و شناسایی قرار دهد زیرا مشتریان نهایی میزان تقاضا را تعیین میکنند.
ه) تدوین و اجرای استراتژی: شناخت کامل ساختار زنجیره صنعت بهمنظور تدوین و اجرای استراتژی بسیار اهمیت دارد. برخی بررسیکنندگان، زنجیرههای ارزش صنعت را با زنجیرههای غذایی زیستشناختی (بیولوژیکی) مقایسه کردهاند. درحالی که مصرفکننده نهایی یا مشتری در انتهای زنجیرهارزش صنعت قرار دارد، پردازشگران مواد اولیه در ابتدای زنجیره قراردارند. بین این دو سطوحی هست که ارزش ایجاد میکنند و در نهایت به مصرفکننده نهایی انتقال مییابد. زنجیرههای ارزش صنعتی در برگیرنده سطوح فعالیت میانی مشابه موارد زیر است: • تهیهکنندگان مواد و قطعات، • تولید، • مونتاژ، • آزمایش و کنترل کیفیت، • توزیع، • انبارداری، • خردهفروشی. یک شرکت ممکن است در تمامی یا تنها در بخشی از زنجیرهارزش صنعت خود رقابت کند در حالی که رقیبان ممکن است بهطور کلی بخشهای مختلف زنجیرهارزش صنعت را کنترل کنند. برای مثال، زنجیرهارزش صنعت تولید کامپیوترهای شخصی (PC) راکه درشکل 1 نشان داده شده است، در نظر بگیرید. زنجیرهارزش با تهیهکنندگان مختلف مواد و قطعات برای تولید مونتاژ کامپیوتر شخصی (pc) شروع میشود. مراتب بعدی زنجیرهارزش دربرگیرنده فعالیتهای مرتبط با تحویل محصول به مشتریان است.
و) کانالهای توزیع: برای توزیع کالا و عرضه خدمات سه کانال، به شرح زیر، میتوان در نظر گرفت: • فروش مستقیم به مشتریان؛ • فروش از طریق عاملان فروش، فروشگاهها (خرده فروشان )؛ • فروش از طریق فروشندگانی که ارزش افزوده ایجاد میکنند (فروشندگانی که کامپیوترهای شخصی را در مجموعه سیستمهای سخت افزاری بهکار میگیرند). رقیبان مختلف در بخشهای مختلف زنجیرهارزش صنعت فعالیت میکنند. برای مثال شرکت آی بی ام (IBM) در تمامی سطوح و مراحل زنجیرهارزش صنعت فعالیت دارد در حالی که شرکت هیولت-پاکارد (HEWLETT-PACKARD) و کمپاک (COMPAQ) در بخش مونتاژ و آزمایش و کنترل کیفیت کامپیوترهای شخصی فعالیت دارند و شرکت آمس تک ( (AMS TECHدرزمینه توزیع کامپیوترهای شخصی فعالیت میکند. برخی شرکتهای دیگر در صنعت کامپیوترهای شخصی، در زمینه بازاریابی و فروش و برخی در زمینه ارائه خدمات پس از فروش فعالیت دارند. ز) جذابیت صنعت: علاوه بر توجه به فرایند صنعت (بهمنظور درک زنجیرههای ارزش و موقعیت صنعت)، بررسی و تجزیه و تحلیلکننده میباید به نیروهایی که موجب میشود صنعت خاصی دارای جاذبه باشد و مورد توجه مشتریان قرار گیرد، توجه کند. به عبارت دیگر، تمامی عواملی که موجب میشود یک شرکت بازدهی چشمگیری نسبت به سرمایهگذاری انجام شده بهدست آورد باید مورد توجه قرار گیرد. علاوه براینها، شرکت میباید چگونگی دستیابی به سودآوری مناسب با توجه به سرمایهگذاری و مخارج انجامشده را پیدا کند. برای مثال، در صنعت کامپیوترهای شخصی شرکت مایکروسافت میباید بر بازاریابی و توزیع و شرکتهای کامپاک ودل میباید بر مدیریت داراییها تمرکز نمایند.
ح) شایستگیهای اصلی: مراحل فرایند اصلی از زنجیرهارزش یک صنعت در شکل 1 نشان داده شده است. مراحل مختلف نشاندهنده تنوع شایستگیهایی است که برای رقابت در هر مرحله از زنجیرهارزش صنعت مورد نیاز است. درک کامل زنجیرهارزش صنعت، شناسایی مواردی را ایجاب میکند که نیاز به ایجاد یکپارچگی و تقویت عملکرد دارد. زنجیرههای ارزش صنعت، بسیار مشابه زنجیرههای غذایی زیستشناسی است. اقدام در یک بخش از صنعت در بخشهای دیگر اثر میگذارد. در مثال صنعت تولید و توزیع کامپیوترهای شخصی، یک تغییر عمده درروشهای توزیع، نظیر بازاریابی مستقیم شرکت دل جهت فروش کامپیوترهای شخصی به افراد، تأثیر بسیار زیادی بر تولیدکنندگان قطعات، تأمینکنندگان مواد و قطعات برای شرکت دل و سایر فروشندگان (فروشگاههای) کامپیوتر شخصی دارد. |
| منبــع : 1- BARRY J. BRINKER, GUIDE TO COST MANAGEMENT, JOHN Wiley AND SONS, INC.,2000,
|
| منبع : فصلنامه حسابرس بالای صفحه |
| J. Lindsay |
|
مقدمه
اهمیت روز
افزون حسابرسی فناوری
محصول،
فرایند و ابعاد سازمانی
هدفهای
حسابرسی فناوری
مراحل
اجرای حسابرسی فناوری
مسئول
هدایت حسابرسی فناوری
|
| منبع : The Technology Management Audit, Cambridge Strategy Publications. Ltd, 1996, p.p.1-4 |
| منبع : فصلنامه حسابرس بالای صفحه |
| نگاهی به چارچوب نظری هیئت استانداردهای حسابداری مالی |
| K. Stice |
|
مبانی
نظری مستحکم، لازمه همگامی موثر حسابداری با محیط
تجاری متغیر است. حسابداران به طور دائم با شرایط جدید،
پیشرفتهای فنی و نوآوریهای تجاری که مسائل حسابداری و
گزارشدهی جدیدی را بههمراه دارد روبهرو هستند که
باید بهگونهای سازمانیافته و باثبات با آنها برخورد شود. چارچوب
نظری در
تدوین استانداردهای جدید و تجدیدنظر در
استانداردهای موجود نقش حیاتی را ایفا میکند. هیئت
استانداردهای حسابداری مالی FASB)) با اذعان به اهمیت این نقش
عنوان کرده است که مفاهیم بنیادی “از طریق ارائه … مبنای مشترک و منطق
پایهای برای ارزیابی مزیتهای
روشهای مختلف حسابداری، هیئت را در تدوین استانداردهای
حسابداری و گزارشگری مالی هدایت میکند”. بنابراین هیئت
استانداردهای حسابداری مالی، خود در واقع یکی
از ذینفعان اصلی چارچوب نظری است. ماهیت و
اجزای چارچوب نظری هیئت استانداردهای حسابداری
مالی
هدفهای
گزارشگری مالی مفید بودن: هدف کلی
گزارشگری مالی تهیه اطلاعات مفید برای
تصمیمگیری است. قابل فهم بودن: گزارشهای
مالی نمیتواند و نباید آنقدر ساده باشد که برای همه
قابل فهم باشد. منظور از قابل فهمبودن آن است که هر فرد که شناخت معقولی
از تجارت و حسابداری داشته باشد و مایل به مطالعه و تجزیه و
تحلیل اطلاعات ارائه شده باشد بتواند از این گزارشها استفاده کند. مخاطبان (سرمایهگذاران
و اعتباردهندگان): با
اینکه افراد بیشماری احتمالا" از گزارشهای
مالی استفاده میکنند امّا مخاطبان اصلی، سرمایهگذاران و
اعتباردهندگان هستند. سایر استفادهکنندگان برونسازمانی مانند اداره مالیات و
کمیسیون بورس اوراق بهادار به اطلاعات خاصی علاقهمند هستند. بههرحال سرمایهگذاران
و اعتباردهندگان تا حد درخور ملاحظهای بر گزارشهای مالی ادواری که
ازسوی مدیریت ارائه میگردد تکیه میکنند. به علاوه دربیشتر
موارد، اطلاعاتی که برای سرمایهگذاران و اعتباردهندگان مفید محسوب
میشود برای سایر استفادهکنندگان برونسازمانی هم مفید
خواهند بود (برای مثال مشتریان و کارمندان).
ارزیابی
جریانهای نقدی آینده: سرمایهگذاران و اعتباردهندگان اساسا" به
جریانهای نقدی آینده شرکت علاقهمند هستند. اعتباردهندگان انتظار دارند اصل وام
و بهره آن به طور نقدی دریافت شود. سرمایهگذاران نیز به سود
سهام نقدی و جریان نقدینگی کافی برای رشد شرکت علاقهمند هستند. در
نتیجه گزارشگری مالی باید اطلاعات مفیدی را درباره میزان وجوه، زمانبندی
و عدماطمینان (ریسک) جریانهای نقدی آینده، فراهم آورد. ارزیابی
منابع اقتصادی:
گزارشگری مالی باید قادر به تهیه
اطلاعاتی درباره داراییها، بدهیها و حقوق صاحبان سهام شرکت
باشد تا به سرمایهگذاران، اعتباردهندگان و سایرین برای ارزیابی
تواناییها و نقاط ضعف مالی، نقدینگی و توان
بازپرداخت دیون شرکت کمک کند. این اطلاعات به استفادهکنندگان امکان
میدهد تا شرایط مالی شرکت را مشخص و بالطبع از چشم انداز آینده جریانهای
نقدی آگاه شوند. تاکید
اصلی بر سود:
معمولا" اطلاعات مربوط به سود شرکت، براساس حسابداری
تعهدی نسبت به دریافتها و پرداختهای نقدی جاری، مبنای
مناسبتری را برای پیشبینی عملکردآینده به دست میدهد. در
نتیجه هیئت استانداردهای حسابداری مالی میگوید:
ویژگیهای
کیفی اطلاعات حسابداری فزونی
منافع بر مخارج: منفعت
اطلاعات مانند هر کالای دیگری باید بیش از مخارج
تولید آن باشد.
مشکلی که در تشخیص تاثیر مخارج بر گزارشگری
مالی وجود دارد آن است که مخارج و منافع، بویژه منافع را همیشه
نمیتوان به آسانی اندازهگیری کرد، به علاوه مخارج
را یک واحد مشخص، یعنی شرکت که مجبور به تهیه
صورتهای مالی است، تحمل میکند اما منافع در سراسر محیط اقتصادی
پراکنده است. در نتیجه هیئت استانداردهای حسابداری
مالی پیش از آنکه از بابت منافع مورد انتظار، تمجید شود، بهخاطر هزینههای
مورد انتظار استانداردهای جدید در معرض انتقاد و شکایت قرار دارد. هیئت
استانداردهای حسابداری مالی در بیشتر استانداردهای اخیر خود بخش
خاصی را به تشریح منافع و مخارج استانداردها اختصاص داده است. مربوط بودن: هیئت
استانداردهای حسابداری مالی مربوط بودن را به عنوان
ایجاد تفاوت تعریف کرده است. ویژگیهای اطلاعات
مربوط به شرح زیر است: قابلیت
اتکا: اطلاعات
در صورتی قابل اتکاست که عاری از اشتباه باشد و آنچه را مدعی ارائه آن است
واقعا" ارائه کند. قابلیت اتکا به معنی صحت مطلق نیست. اطلاعاتی
که اساسا" برپایه قضاوت و شامل تخمین و برآورد باشد نمیتواند بهطور کامل
صحیح باشد ولی باید قابل اتکا باشد. پس هدف، ارائه
اطلاعاتی است که استفادهکنندگان برای استفاده از آن احساس اطمینان کنند.
این نوع اطلاعات باید دارای ویژگیهای زیر
باشد: قابلیت
تایید به معنی اجماع است. حسابداران در تلاشند تا صورتهای مالی
را براساس مقیاسهایی تهیه کنند که سایر حسابداران واجد شرایط با استفاده
از روشهای اندازهگیری مشابهی بتوانند آن را تایید کنند. کامل بودن به معنی
سازگاری اندازهگیری و فعالیت اقتصادی با قلم
مورد اندازهگیری است. بیطرفی نزدیک به
مفهوم کلی انصاف است. از آنجا که صورتهای مالی، مورد استفادة
طیف وسیعی از استفادهکنندگان قرار میگیرد لذا
اطلاعات نباید به نفع یک گروه و به ضرر یک گروه دیگر باشد. بیطرفی
همچنین توصیه میکند که استانداردهای حسابداری
نباید تحت تاثیر بالقوه یک قانون خاص در یک شرکت
یا یک صنعت بخصوص قرار گیرد. بیطرف بودن در عمل بسیار مشکل است
زیرا شرکتهایی که تصور میکنند براثر قوانین جدید
حسابداری ممکن است متضرر شوند، در مقابل استانداردهای پیشنهادی به شدت
مقاومت میکنند. مشکل اصلی انتخاب رویههای مناسب
حسابداری مربوط به گزینههای مربوط بودن و قابلیت اتکا میشود. تاکید
بر قابلیت اتکا باعث طولانی شدن زمان آماده سازی اطلاعات میگردد،
زیرا اطلاعات باید دوباره کنترل شود و از اعمال برآوردها و پیشبینیهایی
که باعث ابهام و عدم اطمینان نسبت به دادهها میشود خودداری
گردد. از سوی دیگر، در مربوط بودن، استفاده سریع از
اطلاعاتی مطرح است که خیلی قابل اعتماد نیست. یک مثال مناسب،
اطلاعات مربوط به هزینههای پاکسازی محیط مورد انتظار است. پاکسازی
آلودگیها سالها بهطول میانجامد و هرگونه پیشبینی در مورد کل
هزینههای پاکسازی مورد انتظار، آکنده از فرضیات است.
این پیشبینیها خیلی قابل اتکا
نیستند ولی کاملا" مربوطند. این سئوال را میتوان از هر شرکتی
کرد که آیا تابهحال ماشینآلاتی را بدون در نظر گرفتن بدهیهای احتمالی
خریداری کرده است؟ بهدنبال رقابتی شدن منابع اطلاعاتی، استانداردهای
حسابداری به سوی مربوط بودن بیشتر و قابلیت اتکای کمتر
حرکت میکنند. قابلیت
مقایسه: اساس
قابلیت مقایسه این است که مرتبط کردن اطلاعات با یک شاخص
یا استاندارد برسودمندی اطلاعات میافزاید. مقایسه ممکن است
با اطلاعات سایر شرکتها و یا صرفاً با اطلاعات خود شرکت صورت گیرد ولی
برای دورههای زمانی متفاوت انجام شود. قابلیت مقایسه دادههای
حسابداری یک شرکت در طول زمان ثبات رویه نامیده میشود. اهمیت: اهمیت به
یک سئوال مشخص میپردازد؛ آیا یک قلم آنقدر مهم است که بر
تصمیم استفادهکنندگان اطلاعات تاثیر بگذارد؟ از آنجاکه هیچ معیار
کمی از اهمیت وجود ندارد، مدیران و حسابداران در تعیین میزان
اهمیت به قضاوت متوسل میشوند. در رابطه با اهمیت یک قلم که سود خالص را 10 درصد
تغییر دهد، اتفاق نظر وجود دارد اما اگر یک درصد تغییر دهد چطور؟ اکثر
حسابداران معتقدند هر قلمی که باعث شود سود خالص شرکت به میزان 1 درصد
تغییر کند بی اهمیت است مگر اینکه آن هم از دستکاری
سئوالبرانگیز سود یا موارد دیگری سرچشمه گیرد که
موجب نگرانی گستردهتر میشود. بهخاطر داشته باشید که هیچ دامنه
کمی و قابل تعریفی برای اهمیت وجود ندارد که حسابدار بتواند
در قضاوت خود از آن بهره گیرد. محافظهکاری: مبحث کیفیت اطلاعات حسابداری بدون محافظهکاری کامل نیست. اصل محافظهکاری به طور تاریخی به عنوان یک اصل راهنما برای بسیاری از رویههای حسابداری مطرح بوده است. مفهوم محافظهکاری را میتوان به شرح زیر خلاصه کرد. در هنگام شک و تردید کلیه هزینهها شناسایی میشوند ولی درآمدها شناسایی نمیشوند. هیئت استانداردهای حسابداری مالی در تدوین چارچوب نظری خود اشارهای به محافظهکاری نکرده است (شکل 1). به هرحال محافظهکاری مفهوم با اهمیتی است. صورتهای مالی که به عمد برای کمنمایی داراییها و سود تهیه شده باشد ویژگیهای مربوط بودن و قابلیت اعتماد خود را از دست میدهد. با تدوین چارچوب نظری، استانداردهای حسابداری از محافظهکاری فاصله گرفتهاند. برای مثال، پس از تدوین چارچوب نظری، درآمد تحققنیافته مورد شناسایی قرار میگیرد که این مخالف اصل محافظهکاری اقل بهای تمامشده و قیمت بازار است. بههرحال همانطور که هیئت استانداردهای حسابداری مالی در بیانیه شماره 2 خود به آن اشاره کرده است، هنوز عملا" جایی برای محافظهکاری وجود دارد. هر گاه دو برآورد کاملا" شبیه یکدیگر باشند، شرط احتیاط این است که رقم محافظهکارانهتر را انتخاب کنیم. این رویه، توازنی بین خوشبینی و مبالغه مدیران و مؤسسان ایجاد میکند.
عناصر
صورتهای مالی
شناخت، اندازهگیری
و گزارشگری معیارهای
شناخت: اولین
شرط شناخت این است که یک قلم با تعریف یکی از
عناصر صورتهای مالی سازگار باشد. برای مثال، در مورد حسابهای
دریافتنی باید تعریف دارایی در مورد آن صدق کند.
همین مطلب در مورد بدهیها، حقوق صاحبان سهام، درآمد، هزینه و
دیگر عناصر صورتهای مالی نیز صادق است. همچنین
برای شناسایی باید قابلیت اندازهگیری با واحد
پولی تا حد قابل اعتمادی نیز وجود داشته باشد. اندازهگیری: اندازهگیری
رابطه نزدیکی با شناخت دارد. در حال حاضر پنج روش متفاوت برای اندازهگیری در عمل
وجود دارد. بهای
جاری جایگزینی عبارت است از وجه نقد یا ارزش نقدی مابهازایی
که در حال حاضر برای خرید یا جایگزینی کالا
یا خدمات باید پرداخت شود. ارزش جاری
بازار عبارت است از وجه نقد یا معادل آن که در صورت فروش نقدی
یک دارایی در روال عادی عملیات بهدست میآید
(مثال: بسیاری از ابزارهای مالی). ارزش خالص
بازیافتنی عبارت است از وجه نقدی که انتظار میرود
در تبدیل داراییها در یک دوره عادی تجاری
به دست آید (مثال: حسابهای دریافتنی). ارزش فعلی (تنزیل
شده) عبارت است از مبلغ جریانهای ورودی یا خروجی
وجه نقد که به ارزش جاری تنزیل شده باشند (مثال: اسناد
دریافتنی درازمدت، اسناد پرداختنی درازمدت و داراییهای
عملیاتی درازمدت که نیاز به تعدیل ارزش داشته باشند). گزارشگری: در چارچوب
نظری عنوان شده است مجموعه کامل صورتهای مالی برای تحقق
هدفهای گزارشگری مالی لازم است. صورتهای مالی با مقاصد
عمومی گزارشهایی است که موارد زیر را نشان میدهد:
مفروضات
سنتی اصول حسابداری
نتیجهگیری
|
| منبع: 1- Intermediate Accounting, South-Western College Publishing,13th ed.,1998
پانوشتها: - Conceptual Framework - Financial Accounting Standards Board (FASB) - American Accounting Association (AAA) - American Institute of Certified Public Accountants (AICPA) - آخرین بیانیه مفاهیم در سال 2000 منتشر شده است.
|
| منبع : فصلنامه حسابرس |
| نظام بانکداری اسلامی |
| J. Drummond |
|
پس از پیروزی انقلاب شکوهمند و ایجاد نظام جمهوری اسلامی، سیستم بانکداری نیز دستخوش تغییراتی گشت تا سال 1362 که نظام بانکداری اسلامی بنیان نهاده شد. این نظام درصدد بود که بهنحوی سیستم بانکداری سنتی و مرسوم را با قوانین اسلامی هماهنگ سازد و عملیات بانک را طبق شریعت و آیین اسلامی صورت دهد. مهمترین مسئله در این عملیات، بهره است که بحث در این رابطه همچنان باقی است. در این مقاله با توجه به اهمیت نظام بانکداری اسلامی و مقولة بهره، مطالبی در باب پیدایش این نظام و نحوه عمل سایر کشورهای اسلامی و مشکلات مطرح در این زمینه، تفکر ایجاد استانداردهای حسابداری اسلامی و شکلگیری سازمان حسابداری و حسابرسی مؤسسات مالی اسلامی مطالبی بیان شده است. این نوشتار ترجمة مقالهایست که در شماره آوریل 2001 در مجله اکانتنسی (Accountancy) بهچاپ رسیده است. البته بهنظر میرسدکه نویسنده بهطور کامل با نظام بانکداری اسلامی آشنا نبوده و در مورد عقود و معاملات اسلامی مانند مضاربه، مشارکت، مرابحه و به ویژه سنت و شریعت اسلامی آگاهی کافی نداشته است و مطالب عنوانشده در مواردی شاید با مسائل موجود ایران اختلافاتی داشته باشد. در واقع انگیزه برگزیدن این مقاله ذکر این مطلب است که بانکداری اسلامی، عقود اسلامی و در نهایت گزارشگری مالی با توجه بهگستردگی مناسبات سایر کشورها با کشورهای اسلامی، در کشورهای دیگر نیز بهنحوی مورد توجهاست تا جایی که در این مجله معتبر مطالبی در این رابطه درج شدهاست.
بانک
اسلامی فیصل مصر
سازمان
حسابداری و حسابرسی موسسات مالی اسلامی
آیا
نیازی به وجود استانداردهای حسابداری اسلامی است؟
نقش مرکزی
بحرین
|
| منبع: Accountancy, April 2001 |
| پانوشتها: - Mudaraba یکی از متداولترین انواع معاملات موثر در دو طرف دارایی و بدهی در ترازنامه مؤسسات مالی اسلامی است. سرمایهگذار وجوه خود را در اختیار یک بانک یا صندوق بهعنوان واسطه قرار میدهد، سپس بانک وجوه را بهعنوان سرمایهگذار مستقل در فعالیتهای تجاری سرمایهگذاری میکند و سرمایهگذار در سودها و زیانهای حاصل سهیم میشود. سرمایهگذار میتواند پول خود را در یک بانک بگذارد و در مجموع سودهای مؤسسه و یا سود پروژه خاصی شریک شود. نرخ بازده سرمایهگذار بر مبنای عملیات گذشته تعیین میشود. - Musharaka بانک تنها شریک در پروژه سرمایهگذاری نیست. سود و زیان بهنسبت سرمایه مورد استفاده تقسیم میشود. - Ijara مستاجر
مبلغ مشخصی را به مالک جهت استفاده از یک دارایی خاص در
یک دوره مورد توافق میپردازد. خرید اجارهای یا
(اجاره بهشرط تملیک) نیز معمولا" مشروع است و تحت عنوان اجاره
و اقتنا شناخته میشود. - Risk-Free Interest Return سرمایهگذار پول خود را در یک پروژه طی یک دوره مشخص مورد توافق سرمایهگذاری میکند تا درصد سود مورد توافقی را بهدست آورد. مرابحه یکی از عقودی است که بانکهای اسلامی را قادر میسازد تا نیازهای نقدینگی کوتاهمدت خود را در قالب معامله کالا تأمین کنند. - Accounting and Auditing Organization for Islamic
Financial Institution (AAOIFI) مانند اجاره سرمایهای است و اغلب برای تأمین مالی سرمایه در گردش میانمدت مورد استفاده قرار میگیرد که در آن وجوه نقد برمبنای سطوح تکمیل مورد توافق پرداخت میشود
|
| منبع : فصلنامه حسابرس |
| مسئولیت حسابرسان در قبال تقلب |
| محمدرضا نادریان ـ محمدجواد صفار |
|
مقدمه
تعریف تقلب
تاریخچه
توسعه وظایف حسابرسان در مورد کشف و گزارشگری تقلب
وظایف
حسابرسان در انگلستان در مقایسه با آمریکا، کانادا، استرالیا
و نیوزلند
دلایل
اختلاف بین کشورها
چرا وظیفه
حسابرسان در کشف و گزارش تقلب موضوع بحثانگیزی باقی مانده
است؟
انتظارات جامعه
یک تضاد
ذاتی
خلاصهای
از وضعیت امروز جهان
نگاهی به
وضعیت ایران 1- حسابرسی
ویژه برای کشف تقلب مشابه حسابرسی مالی نیست. اما
تفاوت بیشتر در طرز تفکراست نه روششناسی.
منبع اصلی: 1- M. Sherer, Current Issues in Auditing, Paul Chapman Pub. Ltd.,3rd ed., 1997 سایر منابع: 2- J. Bologna, J. Lindquist, Fraud Auditing and Forensic Accounting, John Wiley & Sons, 2nd ed., 1995, 3- قانون تجارت ایران
|
| منبع : فصلنامه حسابرس |
| سقوط امپراطوری انرون |
| دکتر یدالله مکرمی |
|
شرکت انرون (Enron Corp) یکی
از بزرگترین
شرکتهای
جهان است که
در زمینه
انرژی، کالا و
خدمات فعالیت
دارد. انرون
قبل از اعلان
ورشکستگی،
بهتجارت
برق، گاز طبیعی
و توزیع انرژی
و دیگر
کالاها و
ارائه خدمات
مالی و مدیریتخطر در
سراسر جهان میپرداخت.
بیانیه مدیران عامل پنج موسسه بزرگ حسابرسی دنیا درباره انرون سقوط
انرون،
مانند دیگر رویدادهای
نامساعد
تجاری، توجه
همگان را به
حرفة حسابرسی،
نقش ما در بازارهای
مالی آمریکا
و مسئولیتهای
ما در قبال
مردم جلب
کرده است. ما بهخوبی
میدانیم که
حرفة قوی،
سختکوش و
اثربخش، بخشی
مهم و حساس از سیستم
گزارشگری
مالی است و
برای حفظ
اعتماد سرمایهگذاران
در بازارهای سرمایه،
اهمیت اساسی
دارد. ما به
مسئولیت خود
واقفیم. ارتقای
گزارشگری
مالی ارتقای
اثربخشی
حسابرسی New York, Dec.4, 2001 |
| منبع : فصلنامه حسابرس |
| نقش جامعه حسابداران رسمی ایران در اصلاح ساختار اقتصادی جامعه |
| محمد حسن سعادتیان |
|
شکوفایی اقتصاد
هر جامعه
مترقی، به
نظام مالی
شفاف بستگی
دارد و بدون
نظام مالی منظم
و مناسب،
وجود اقتصادی
شکوفا در
جامعه را نمیتوان
توقع داشت. زیرا مسائل
مالی و
اقتصادی هر
دو لازم و
ملزوم یکدیگر
بوده و مجزا
انگاشتن آندو از یکدیگر
عقلایی و
منطقی بهنظر
نمیرسد. بهعبارتی
دیگر زیربنای اقتصاد
هر جامعه را
مسائل مالی
آن جامعه تشکیل
میدهد. در این
جا این سخن مطرح
میشود که آیا
مسائل مالی
بدون
ساماندهی
لازم، میتواند
زیربنایی قابل
اتکا برای
مسائل
اقتصادی
باشد؟ و یا اینکه
نظام مالی
شفاف و مناسب ازچنین
خصوصیتی میتواند
برخوردار
باشد؟
|
| منبع : فصلنامه حسابرس |
| مواردي از قانون استفاده از خدمات تخصصي و حرفه اي حسابداران ذيصلاح به عنوان حسابدار رسمي (مصوب 27/11/1372) |
|
- به منظور اعمال نظارت مالي بر واحدهاي توليدي ، بازرگاني و خدماتي ، همچنين حصول اطمينان از قابل اعتماد بودن صورتهاي مالي واحدهاي مزبور در جهت حفظ منافع عمومي ، صاحبان سرمايه و ديگر اشخاص ذيحق و ذينفع ، به دولت اجازه داده ميشود حسب مورد و نياز ، ترتيبات لازم را براي استفاده از خدمات تخصصي و حرفهاي حسابداران ذيصلاح به عنوان حسابدار رسمي در موارد زير به عمل آورد :
الف ) حسابرسي و بازرسي قانوني شركتهاي پذيرفته شده يا متقاضي پذيرش در بورس اوراق بهادار. ب ) حسابرسي و بازرسي قانوني ساير شركتهاي سهامي. ج ) حسابرسي شركتهاي غيرسهامي و مؤسسات انتفاعي و غير انتفاعي. د ) حسابرسي و بازرسي قانوني شركتها و مؤسسات موضوع بندهاي الف و ب ماده 7 اساسنامه قانوني سازمان حسابرسي مصوب 1366 ه ) حسابرسي مالياتي اشخاص حقيقي و حقوقي.
- حسابداران رسمي ميتوانند با رعايت شرايطي كه در اساسنامه " جامعه حسابداران رسمي ايران " ميآيد ، مؤسسات حسابرسي تشكيل دهند.
- حدود و ضوابط مربوط به چگونگي استفاده از خدمات و گزارشهاي حسابداران رسمي و مؤسسات حسابرسي مزبور ، مطابق آيين نامهاي ميباشد كه به پيشنهاد وزير امور اقتصادي و دارايي به تصويب هيأت وزيران ميرسد.
- دستگاههاي دولتي ميتوانند از خدمات سازمان حسابرسي ، كه تنها سازمان حسابرسي دولتي محسوب ميشود ، يا حسابداران رسمي و مؤسسات حسابرسي فوق الذكر استفاده كنند.
|
| مواردي از آئين نامه اجراي تبصره (4) قانون استفاده از خدمات تخصصي و حرفه اي حسابداران ذيصلاح بعنوان حسابدار رسمي ( مصوب 13/6/1379) |
|
- اشخاص حقوقي ذيل مكلفند حسب مورد " حسابرسي و بازرس قانوني " يا " حسابرس" خود را از ميان مؤسسات حسابرسي كه عضو جامعه حسابداران رسمي ايران ميباشند ، انتخاب نمايند :
الف ) شركتهاي پذيرفته شده يا متقاضي پذيرش در بورس اوراق بهادار و شركتهاي تابعه و وابسته آنها. ب ) شركتهاي سهامي عام و شركتهاي تابعه و وابسته به آنها. ج ) شركتهاي موضوع بندهاي الف و ب ماده (7) قانون اساسنامه سازمان حسابرسي با رعايت ترتيبات مقرر در تبصره يك ماده ( 132) قانون محاسبات عمومي . ه ) شعب و دفاتر نمايندگي شركتهاي خارجي كه در اجراي قانون اجازه ثبت شعبه و نمايندگي شركتهاي خارجي ، مصوب 1376 ، در ايران ثبت شدهاند. و ) مؤسسات و نهادهاي عمومي غير دولتي و شركتها ، سازمانها و مؤسسات تابعه و وابسته به آنها. ز ) ساير اشخاص حقوقي و حقيقي زير كه با در نظر گرفتن عواملي از قبيل درجه اهميت ، حساسيت و حجم فعاليت آنها (ميزان فروش محصولات يا خدمات ، جمع داراييها ، تعداد پرسنل و ميزان سرمايه ) و همچنين ميزان ظرفيت كاري مؤسسات حسابرسي و حسابداران رسمي ، مشخصات يا فهرست آنها توسط وزارت امور اقتصادي و دارايي تا پايان ديماه هر سال اعلام ميگردد :
1. شركتهاي سهامي خاص و ساير شركتها و همچنين مؤسسات انتفاعي و غير تجاري . 2. شركتها و مؤسسات تعاوني و اتحاديه هاي آنها. 3. اشخاص حقيقي كه طبق مقررات قانوني مربوط ، مكلف به نگهداري دفاتر قانوني هستند.
تبصره 1 - اشخاص موضوع اين ماده ميتواننند از خدمات سازمان حسابرسي كه تنها مؤسسه حسابرسي دولتي ميباشد ، به عنوان " حسابرسي و بازرس قانوني " يا " حسابرسي" خود حسب مورد استفاده نمايند. تبصره 2 - ضوابط تشخيص شركتهاي تابعه و وابسته ، با توجه به اصول و ضوابط حسابداري موضوع بند ز ماده (7) قانون اساسنامه سازمان حسابرسي تعيين ميگردد. تبصره 3 - با تعيين و اعلام وزارت امور اقتصادي و دارايي مي توان براي " حسابرسي و بازرسي قانوني " يا "حسابرسي " اشخاص موضوع بند ز اين ماده از خدمات حسابداران رسمي نيز استفاده كرد.
- صورتهاي مالي اشخاص موضوع ماده (2) كه حسب مورد فاقد گزارش " حسابرس و بازرس قانوني " يا " گزارش حسابرسي" موضوع اين آيين نامه باشد در هيچ يك از وزارتخانه ها ، مؤسسات دولتي ريا، شركتهاي دولتي ، بانكها و بيمهها ، مأسسات اعتباري غير بانكي ، سازمان بورس اوراق بهادار و مأسسات و نهادهاي عمومي غير دولتي معتبر نميباشد و به نفع اشخاص مزبور قابل استناد نخواهد بود.
- استفاده اشخاص حقيقي و حقوقي موضوع اين ماده از تسهيلات قابل ارايه توسط وزارتخانه ها ، مؤسسات ، سازمانها ، دستگاهها و شركتهاي مذكور در اين ماده كه وفق مقررات و ضوابط اعلام شده مستلزم ارايه صورتهاي مالي ميباشد ، حسب مورد منوط به ارايه گزارش حسابدار رسمي يا مؤسسه حسابرسي موضوع اين آيين نامه ميباشد.
- حسابداران رسمي و مؤسسات حسابرسي مكلفند در گزارش " حسابرس و بازرس قانوني " يا " گزارش حسابرسي" كه با رعايت قانون اصلاح قسمتي از قانون تجارت مصوب 1347 و طبق اصول و ضوابط حسابرسي تهيه ميشود ، نسبت به حسابها و صورتهاي مالي رسيدگي شده درباره موارد زير صريحاð اظهار نظر نمايند :
الف ) رعايت قوانين و مقررات تجاري ، مالياتي و ساير قوانين و مقررات مرتبط با فعاليت شخص مورد رسيدگي. ب ) رعايت اصول و ضوابط حسابداري در تهيه و ارائه صورتهاي مالي و يادداشتهاي همراه صورتهاي مزبور. ج ) نحوه ارائه وضعيت مالي و نتايج عمليات شخص مورد رسيدگي در صورتهاي مالي.
- حسابداران رسمي و مؤسسات حسابرسي كه عهده دار انجام وظايف حسابرسي و بازرسي قانوني و يا حسابرسي اشخاص مشمول ماده (2) اين آيين نامه مي باشند در صورت درخواست اشخاص مزبور مكلفند علاوه بر گزارش موضوع ماده (4) فوق، گزارش حسابرسي مالياتي جداگانه طبق نمونه اي كه از طرف وزارت امور اقتصادي و دارايي تهيه و در دسترس قرار ميگيرد تنظيم كنند و جهت تسليم به حوزه مالياتي مربوط در اختيار مؤدي قرار دهند . گزارش اخيرالذكر بايد مشمول موارد زير باشند :
الف ) اظهار نظر نسبت به دفاتر قانوني مطابق آيين نامه چگونگي تنظيم و تحرير و نگهداري دفاتر و همچنين كفايت اسناد و مدارك حسابداري براي امر حسابرسي طبق قوانين مالياتي . ب ) تعيين درآمد مشمول ماليات براساس قوانين و مقررات مالياتي به ويژه مقررات فصل هزينههاي قابل قبول و استهلاكات . ج ) اظهار نظر نسبت به مالياتهايي كه مؤدي به موجب قانون مكلف به كسر و پرداخت آن به وزارت امور اقتصادي و دارايي بوده است( مالياتهاي تكليفي).
- از لحاظ مقررات اين آيين نامه ، قبول گزارش حسابرسي مالياتي موكول به آن است كه حسابدار رسمي يا مؤسسه حسابرسي تنظيم كننده گزارش حسابرسي موضوع ماده (4) اين آيين نامه آن را تهيه نموده و اين گزارش به ضميمه گزارش اخير و يا ظرف مهلت مقرر در اين ماده (6) اين آيين نامه به حوزه مالياتي تسليم شده باشد.
- مأموران تشخيص مالياتي ، گزارش حسابرسي مالياتي را كه همراه اظهارنامه مالياتي يا حداكثر ظرف سه ماه از تاريخ انقضاي مهلت تسليم اظهارنامه مالياتي تسليم شده باشد ، بدون رسيدگي قبول نموده و مطابق مقررات مالياتي برگ تشخيص ماليات صادر مينمايد.
- ساير اشخاص حقوقي و حقيقي كه مشمول مفاد ماده (2) اين آيين نامه نميگردند ، ميتوانند حسابرسي صورتهاي مالي و تنظيم گزارش مالياتي خود را به حسابدار رسمي يا مؤسسه حسابرسي ارجاع و گزارش مزبور را ، به ضميمه اظهارنامه مالياتي و صورتهاي مالي ، و يا ظرف مهلت مقرر در ماده (6) اين آيين نامه به حوزه مالياتي مربوط تسليم نمايند. در اين صورت ، مشمول مفاد مواد (5) و (6) اين آيين نامه و تبصرههاي ذيل آن خواهند بود.
- وزارت امور اقتصادي و دارايي ميتواند حسابرسي صورتهاي مالي و تنظيم گزارش مالياتي اشخاص حقوقي و حقيقي را به حسابداران رسمي يا مؤسسات حسابرسي واگذار نمايند. در اين صورت پرداخت حق الزحمه ، طبق مقررات مربوط به عهده وزارت مزبور خواهند بود.
- اشخاص حقيقي و حقوقي ميتوانند با كسب نظر موافق سازمان تأمين اجتماعي ، حسابرسي دفاتر قانوني و تنظيم گزارش تعيين مبالغ مشمول كسر حقبيمه خود را به حسابداران رسمي يا مؤسسات حسابرسي موضوع اين آيين نامه ارجاع ، و حسابداران و مؤسسات مذكور با رعايت تكاليف كارفرمايان بر مبناي قوانين ، مقررات و دستورالعملهاي سازمان تأمين اجتماعي ، گزارش حسابرسي لازم را تهيه ، كه دراين صورت گزارش مزبور مبناي محاسبه حق بيمه قرار خواهد گرفت.
- وزارت امور اقتصادي و داراي ميتواند حسابرسي صورتهاي مالي و تنظيم گزارش مالياتي اشخاص حقوقي و حقيقي را به حسابداران رسمي و يا مؤسسات حسابرسي واگذار نمايد. در اين صورت پرداخت حق الزحمه ، طبق مقررات مربوط به عهده وزارت مزبور خواهد بود.
- اشخاص حقيقي و حقوقي ميتوانند با كسب نظر موافق سازمان تأمين اجتماعي ، حسابرسي دفاتر قانوني و تنظيم گزارش تعيين مبالغ مشمول كسر حقبيمه خود را به حسابداران رسمي يا مؤسسات حسابرسي موضوع اين آييننامه ارجاع ، و حسابداران و مؤسسات مذكور با رعايت تكاليف كارفرمايان بر مبناي قوانين ، مقررات و دستورالعملهاي سازمان تأمين اجتماعي ، گزارش حسابرسي لازم را تهيه ، كه در اين صورت گزارش مزبور مبناي محاسبه حق بيمه قرار خواهد گرفت.
- اشخاص حقوقي و حقيقي ميتوانند با كسب نظر موافق دستگاههاي دولتي دريافت كننده مالياتهاي غير مستقيم ، مابه التفاوتهاي قيمت كالا و خدمات ، حقوق و عوارض دولت ، شهرداريها ، آموزش و پرورش ،تربيت بدني و ساير موارد ، از خدمات حسابداران رسمي و مؤسسات حسابرسي براي تهيه گزارشهاي حسابرسي ويژه در خصوص موارد ياد شده استفاده نمايند. در اين صورت دستگاههاي دولتي مذكور موظفند گزارشهاي حسابرسي ويژه مزبور را مبناي محاسبه و دريافت مطالبات خود قرار دهند.
- دستگاههاي دولتي موضوع اين ماده راساð نيز ميتوانند حسابرسي ويژه و تهيه گزارش مربوط در خصوص اشخاص حقوقي و حقيقي را به حسابداران رسمي يا مؤسسات حسابرسي واگذار نمايند. در اين صورت پرداخت حقالزحمه طبق مقررات مربوط به عهده دستگاه دولتي ذيربط خواهد بود.
- كليه اشخاص موضوع اين آيين نامه كه مجازند طبق مقررات ارزي كشور تمام يا قسمي از درآمد اصل سرمايه ، سود سرمايه ، سود سرمايه گذاري ، حقالامتياز ، اقساط و سود تسهيلات دريافتي و موارد مشابه را ارز و از طريق شبكه بانكي به خارج از كشور منتقل نمايند مكلفند حسب مورد گزارش ويژه سازمان حسابرسي يا مؤسسه حسابرسي و يا حسابدار رسمي در خصوص اظهارنظر نسبت به انطباق ميزان ارز مورد تقاضا با مستندات و مقررات مربوط را به درخواست خود منضم نمايند.
- اشخاص حقوقي و حقيقي ميتوانند علاوه بر موارد فوقالذكر از ساير خدمات مجاز حسابداران رسمي و مؤسسات حسابرسي موضوع ماده (1) " اساسنامه جامعه حسابداران رسمي ايران " نيز استفاده نمايند.
|
| منبع : موسسه حسابرسی امجد |
| تاریخچه حسابرسی در ایران |
|
نخستین باری که در قوانین ایران به موضوع حسابرسی اشاره شد در قانون تجارت مصوب سال 1311 است که طی آن مقرر گردید که مجمع عمومی هر شرکت سهامی یک یا چند بازرس را از بین صاحبان سهام یا ا ز خارج انتخاب کند تا با رسیدگی به حسابها و اسناد و مدارک شرکت ، درباره اوضاع عمومی شرکت و صورتهای مالی که توسط مدیریت تهیه میشود گزارشی به مجمع عمومی صاحبان در سال بعد بدهد ، اگر چه مجامع عمومی شرکتهایی که پس از این قانون ظاهراð به شکل سهامی تشکیل گردیدند ، بنابر الزام مزبور بازرس یا بازرسانی را انتخاب میکردند و این بازرسان گاه به حسابهای شرکت نیز رسیدگی میکردند ، اما انجام حسابرسی در معنای متعارف آن توسط بازرسان درکار نبود و هنوز هم نیست.
استفاده از خدمات حسابداران خبره در امر حسابرسی مالیاتی نخستین بار در قانون مالیات بردرآمد سال 1328 عنوان شد. علیرغم این حکم صریح قانونی ، اقدام قابل ذکر در تشکیل و ایجاد مرجع حرفهای حسابداری به عمل نیامد. در قانون مالیاتی سال 1335 این حکم قانونی عیناð تکرار شد ، و در اجرای آن آیین نامه مربوط در سال 1340 تهیه و تصویب شد و در آن علاوه بر ذکر مقرراتی راجع به ارکان انجمن ، تدوین اصول حسابداری و حسابرسی و موازین حرفهای و اخلاقی حسابداران عضو انجمن نیز پیشبینی گردید. با این حال ، سابقه فعالیت مؤثری از این انجمن در دست نیست. با تصویب قانون مالیاتهای مستقیم سال 1345 ، عملاð تکیه گاه قانونی انجمن محاسبین قسم خورده فرو ریخت و این قانون مقرر داشت که به منظور تعیین و معرفی حسابداران رسمی ، کانون حسابداران رسمی تشکیل شود. آیین نامه مربوط به نحوه انتخاب حسابداران رسمی در سال 1346 و اساسنامه کانون در سال 1351 به تصویب رسید و حسابداران رسمی ، رسیدگی به دفاتر حساب و سود و زیان و ترازنامه مؤدیان را از بعد از مالیاتی ، در موارد ارجاعی به عهده گرفتند. به موازات انجام اقداماتی در مورد ایجاد نظام حرفه ای حسابداران در جهت استفاده از خدمات حسابداران متخصص در امر حسابرسی مالیاتی ، اصلاحیه قانون تجارت ( راجع به شرکتهای سهامی) مصوب 1347 ، شرکتهای سهامی عام را مکلف کرد که به صورتحساب سود و زیان و ترازنامه شرکت ، گزارش حسابداران رسمی را نیز ضمیمه نمایند. به این ترتیب ، موضوع حسابرسی شرکتهای سهامی عام در قانون تجارت نیز جایی باز کرد. اما تصور براین بود که وظایف حسابرسی و بازرس قانونی ، مجزا و تفکیک پذیرند. به هر حال ، از آنجا که انجام حسابرسی پیشبینی شده در اصلاحیه قانون تجارت به عهده حسابداران رسمی موضوع قانون مالیاتها محول گردیده بود در اغلب شرکتهای سهامی عده ای از حسابداران رسمی به عنوان بازرس قانونی انتخاب و وظایف ظاهراð جداگانه بازرسی حسابرسی را تواماð به عهده گرفتند اما اغلب دو گزارش جداگانه به مجامع عمومی عرضه میداشتند.در سالهای 1345 تا 1357 قوانین دیگری نیز به حسابرسی و مؤسسات حسابرسی اشاره داشتند و حسابرسی را الزامی شناخته بودند ، از جمله ، برابر مقررات بورس اوراق بهادار تهران ، سهام شرکتهایی در بورس پذیرفته میشد که حسابهای آن توسط مؤسسات حسابرسی مورد قبول هیأت پذیرش بورس ، حسابرسی شده باشند.
با پیروزی انقلاب در بهمن 1357 که به انتخاب مدیران دولتی برای تعدادی از شرکتها ، مصادره شرکتهای متعلق به تعدادی از سرمایه داران وابسته به رژیم گذشته و ملی کردن تعدادی از صنایع و واحدها انجامید ، ادامه فعالیت مؤسسات حسابرسی موجود با اشکالات جدی مواجه شد و بالاخره در سال 1359 در لایحه قانونی مربوط به اصلاح پارهای از مواد قانون مالیاتهای مستقیم ، مواد راجع قانون مالیاتهای مستقیم ، مواد راجع به حسابداران رسمی لغو و در نتیجه کانون حسابداران رسمی عملاð منحل گردید و در مواد 61 و 116 عنوان حسابدار رسمی و مؤسسات حسابرسی به حسابدار مورد قبول وزارت امور اقتصادی و دارایی تغییر یافت و به این ترتیب از لحاظ قانون مالیاتهای مستقیم ، تنها رسیدگی حسابداران مورد قبول وزارت امور اقتصادی و دارایی به دفاتر و صورتهای مالی مؤدیان ، قابل پذیرش شد. به دنبال ملی کردن تعدادی از صنایع و مصادره تعدای دیگری از شرکتها ، کنترل و مالکیت بخش عمومی بر تعداد زیادی از شرکتها و سایر واحدهای اقتصادی به ایجاد سازمانها و نهادهای اداره کننده انجامید و تشکیل مؤسساتی را ضروری ساخت که حسابرسی شرکتها و سایر واحدهای اقتصادی ملی یا مصادره شده را عهده دار شوند. تشکیل مؤسسه حسابرسی سازمان صنایع ملی و سازمان برنامه ، مؤسسه حسابرسی بنیاد مستضعفان و مؤسسه حسابرسی بنیاد شهید در سالهای 1359 تا 1362 ناشی از این نیاز بود.
در سال 1362 موضوع ادغام مؤسسات حسابرسی بخش عمومی مطرح شد و قانون تشکیل سازمان حسابرسی به تصویب رسید. با تصویب اساسنامه قانونی سازمان حسابرسی در سال 1366 ، مؤسسات حسابرسی موجود در بخش دولتی ادغام و سازمان حسابرسی تشکیل شد.
در سال 1372 قانون " استفاده از خدمات تخصصی و حرفهای ذیصلاح به عنوان حسابدار رسمی " به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. به موجب این قانون ، دولت میتواند حسب مورد و نیاز از خدمات حسابداران رسمی استفاده نماید. در قانون فوق پیشبینی شده است که به منظور تنظیم امور و اعتلای حرفه حسابداری و حسابرسی و نظارت برکار حسابداران رسمی ، جامعه حسابداران رسمی ایران تشکیل گردد. در سال 1374 آیین نامه " تعیین صلاحیت حسابداران رسمی و چگونگی انتخاب آنان " موضوع تبصره یک قانون فوق الذکر به تصویب هیأت محترم دولت رسید و متعاقب آن هیأت تشخیص صلاحیت حسابداران رسمی توسط وزیر امور اقتصادی و دارایی تعیین و معرفی گردید. در اوایل سال 1375 در اجرای آیین نامه تعیین صلاحیت حسابداران رسمی ، وزیر محترم امور اقتصادی و دارایی ، هیأتی 10 نفره متشکل از 7 نفر عضو هیأت تشخیص صلاحیت حسابداران رسمی و3 نفر حسابدار دیگر به عنوان نخستین حسابداران رسمی و هیأت مؤسس جامعه حسابداران رسمی ایران معرفی نمودند تا ظرف شش ماه ، اساسنامه جامعه مزبور را تهیه و برای تصویب نهایی به هیأت وزیران تقدیم نمایند. این اساسنامه در مهلت مقرر تهیه و در شهریورماه 1378 به تصویب هیأت محترم وزیران رسیده است. همچنین در سال 1378 آئین نامه چگونگی استفاده از خدمات و گزارشهای حسابداران رسمی و مؤسسات حسابرسی موضوع تبصره(4) ماده واحده " قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفهای حسابداران ذیصلاح به عنوان حسابدار رسمی " توسط وزارت امور اقتصادی و. دارایی و با شرکت جمعی از کارشناسان و صاحبنظران تهیه و برای تصویب به هیأت محترم وزیران تقدیم شد که آیین نامه مذکور در شهریورماه 1379 به تصویب هیأت محترم وزیران رسید.
با تصویب این دستورالعمل مقدمات تشکیل جامعه حسابداران رسمی ایران و انتخابات شورای عالی مالی فراهم شد. همزمان هیأت تشخیص صلاحیت حسابداران رسمی ایران نیز تلاشهای خود را در جهت تکمیل فهرست اولین گروه حسابداران رسمی متمرکز نمود ، به گونه ای که تا برگزاری اولین گردهمایی حسابداران رسمی ایران در پایان خردادماه 1380 ، عملیات اجرایی شناسایی متقاضیان عضویت در جامعه حسابداران رسمی ایران به پایان رسید و این افراد در پایان خردادماه 1380 دعوت شدند ، استقبال از این دعوت و سخنان امیدبخش وزیر امور اقتصادی و دارایی و رئیس تشخیص صلاحیت حسابداران رسمی ایران ، تشکیل جامعه حسابداران رسمی ایران را عملا نوید داد.
|
| منبع : موسسه حسابرسی امجد |
| سیاست مالیاتی در کشورهای درحالتوسعه |
| V. Tanzi, H. Zee |
|
چرا مالیات وجود دارد؟ تا
زمانی که نظر بهتری ارائه نشود، پاسخ ساده این است که مالیات
تنها ابزار عملی کسب درآمد برای تأمین مالی مخارج دولت
است، مخارجی که برای تأمین کالا و خدمات بدان نیاز داریم. با
این حال تدوین نظام مالیاتی اثربخش و عادلانه بههیچ
روی ساده نیست، بهویژه برای کشورهای درحال توسعه که
در پی پیوستن بهاقتصاد یکپارچه جهانیاند. نظام
آرمانی مالیاتی در این کشورها باید مبالغ هنگفتی
را بدون وامگیری اضافی توسط دولت فراهم کند و باید بهترتیبی عمل کند
که باعث تضعیف فعالیت اقتصادی و انحراف از نظامهای مالیاتی
سایر کشورها نشود.
سطح درآمد
مالیاتی
ترکیب
درآمد مالیاتی
انتخاب نظام
مالیاتی صحیح مالیات بر
درآمد شرکتها مالیات
ارزش افزوده، مالیات غیرمستقیم و تعرفههای
مالیاتی انگیزههای
مالیاتی معافیت
زمانی مالیاتی اعتبار
مالیاتی و ارفاق مالیاتی سرمایهگذاری استهلاک
تسریعی یارانههای
سرمایهگذاری انگیزه
مالیاتی غیرمستقیم مکانیزمهای
محرکی
نتیجهگیری
مشکلات
سیاست مالیاتی در کشورهای درحال توسعه
منبع: International Monetary Fund, Mar. 2001
|
| منبع : فصلنامه حسابرس |