| پاسخ به پرسشهای فنی : شماره 11 |
| شماره : 11 تاريخ : 1/12/1369 |
|
پرسش مطرح شده : نحوه برخورد حسابرس و بازرس قانوني با حق مديريت، حق سرپرستي، حق سرويسدهي و نظاير آن که برمبناي درصدي از فروش شرکت يا سهمي از هزينههاي سازمان پوششدهنده تعيين و پرداخت ميشود، از لحاظ انعکاس موضوع در گزارش حسابرس و بازرس قانوني چگونه است؟
|
|
پاسخ : در حال حاضر، شرکتهاي تحت پوشش غالباً مبالغي را تحت عناوين حق مديريت و نظاير آن براساس مقررات، قرارداد و يا عرف به سازمانهاي پوششدهنده اختصاص داده و پرداخت ميکنند. اين عمل از دو جنبه، يکي از لحاظ حسابداري و حسابرسي و ديگري از جنبه رعايت مقررات قانوني بشرح زير بررسي و در گزارش حسابرس و بازرس قانوني، قبل يا بعد از اظهارنظر (حسب مورد) درج ميشود:
الف- حسابداري و حسابرسي با عنايت به اصول شناخت هزينه، مبالغ تخصيص يافته توسط شرکت تحت عناوين فوق تا زمانيکه شواهد و مدارکي دال برحذف آن وجود نداشته باشد، هزينه دوره تلقي و برحسب ماهيت، طبقهبندي ميشود. بطور مثال اينگونه مبالغ چنانچه بصورت اجرتالمثال مديريت تخصيص يابد، نظير حق مديريت و سرپرستي، حتي اگر مبناي محاسبه آن ميزان فروش باشد، در گروه هزينههاي عمومي و اداري طبقهبندي ميگردد. بنابراين عدم شناخت و انعکاس يا طبقهبندي نادرست اينگونه هزينهها در صورتحساب سود و زيان، در صورت اهميت، منجر به ارائه گزارش مشروط توسط حسابرس خواهد گرديد. ب- رعايت مقررات قانوني مبالغ تخصيص يافته تحت عناوين فوق، معمولاً توسط اکثريت اعضاي هيئتمديره شرکت که منتخب سازمان پوششدهنده هستند، به تصويب ميرسد يا با عقد قرارداد يا نظائر آن (با درج جزئيات يا بدون آن) تعيين و بدين ترتيب مستند ميگردد، اما اين اقدامات، لزوماً در جهت رعايت صرفه و صلاح شرکت و يا حقوق ساير سهامداران (بجز سازمان پوشش دهنده) نيست و بايد در بندهاي بعد از اظهارنظر (بشرح بندهاي 1 و 2 زير) درج گردد.
1 - رعايت صرفه و صلاح شرکت هيئت مديره هر شرکت بايد ضرورت، تناسب و منافع اقتصادي حاصل از هزينههاي مرتبط با خدمات دريافتي را با دليل و مدرک توجيه کند. اما از آنجا که مبالغ تخصيص يافته تحت عناوين فوقالذکر عمدتاً براساس درصدي از فروش شرکت يا سهمي از هزينههاي سازمان پوشش دهنده تعيين ميگردد، توجيه اقتصادي اشاره شده در بالا کمتر امکانپذير است. بهمين دليل لازم است اين موضوع بشرح زير گزارش شود: « در سال / دوره مالي مورد گزارش، بموجب قرارداد/ توافقنامه/ صورتحساب، مبلغ ميليون ريال بعنوان حق مديريت/ حق سرپرستي/ ..... به (سازمان پوششدهنده) اختصاص يافته است. حدود، تناسب و ميزان خدمات ارائه شده در قبال مبالغ تخصيص يافته و رعايت صرفه و صلاح شرکت دراين مورد براي اين سازمان مشخص نيست »
2 - رعايت حقوق ساير سهامداران تعيين و تصويب مبالغي تحت عناوين ياد شده بالا (توسط هيئت مديره) در دو حالت ذيل قابل بررسي است: 1-2- در صورتيکه سازمان پوششدهنده از اعضاي هيئتمديره شرکت باشد، چنين تصويبي از مصاديق ماده 129 اصلاحيه قانون تجارت تلقي ميشود و بايستي بدون شرکت مديرذينفع در رأيگيري صورت گرفته باشد. در هرحال لازم است کليه شرايط مقرر درماده مذکور از سوي هيئتمديره شرکت، بازرس قانوني و مجمع عمومي صاحبان سهام رعايت گردد. 2-2- در صورتيکه سازمان پوششدهنده عضو هيئتمديره شرکت نباشد، چنين تصويبي از نقطه نظر رعايت يکسان حقوق صاحبان سهام (موضوع ماده 148 اصلاحيه قانون تجارت) بايد مورد توجه بازرس قرار گرفته و عبارت مندرج در بند « 1 » فوق بشرح زير ادامه يابد. « ............. مضافاً در اين خصوص رعايت مفاد ماده 148 اصلاحيه قانون تجارت (موضوع رعايت يکسان حقوق صاحبان سهام) توسط هيئت مديره شرکت براي اين سازمان محرز نگرديده است. » در صورت عدم طرح و تصويب موضوع توسط هيئتمديره شرکت، عبارت مندرج در بند « 1 » فوق بايد بترتيب زير تعديل شود: « در سال/ دوره مالي مورد گزارش، بموجب قرارداد/ توافقنامه/ صورتحساب، مبلغ ميليون ريال بعنوان حق مديريت/ حق سرپرستي/ ........... بدون تصويب هيئتمديره به (سازمان پوششدهنده) اختصاص يافته است. حدود، تناسب و ميزان خدمات ارائه شده در قبال مبالغ تخصيص يافته و رعايت صرفه و صلاح شرکت دراين مورد براي اين سازمان مشخص نيست. مضافاً دراين خصوص رعايت مفاد ماده 148 اصلاحيه قانون تجارت (موضوع رعايت يکسان حقوق صاحبان سهام) توسط هيئت مديره شرکت براي اين سازمان محرز نگرديده است.
|
| پاسخ به پرسشهای فنی : شماره 10 |
| شماره : 10 تاریخ : 17/11/1369 |
|
پرسش مطرح شده : نحوه حسابداری و گزارشگری مالی در مورد مخارج و درآمدها در واحدهای تجاری قبل از مرحله بهرهبرداری چگونه است؟
|
|
پاسخ : 1) واحد تجارز قبل از مرحله بهرهبرداری به واحدی اطلاق میشود که کوششهای آن عمدتاً در جهت آغاز یک فعالیت جدید (از قبیل برنامهریزی، تأمین مالی، اکتشاف منابع طبیعی، شناسائی منابع مواد اولیه، تحصیل دارائیهای بلندمدت و استخدام و آموزش نیروی انسانی موردنیاز) صرف شود. بنابراین، در واحدهای تجاری قبل از مرحله بهرهبرداری، فعالیتهای اصلی پیشبینیشده آغاز نگردیده و یا در صورت آغاز، هنوز درآمد قابلتوجهی از محل این فعالیتها، بدست نیامده است. 2) مخارجی که واحدهای تجاری قبل از مرحله بهرهبرداری انجام میدهند را میتوان در سه گروه متمایز زیر طبقهبندی کرد: الف- مخارجی که در قبال آن دارائیهای عینی مشخصی نظیر زمین، ساختمان، ماشینآلات، کالا و امثالهم تحصیل میشود. این مخارج در دوره وقوع به عنوان دارائی تلقی و به دوره بعد منتقل میشود. ب- مخارجی که در قبال آن دارائی عینی مشخصی تحصیل نمیشود اما صرف این مخارج از یک سو، برای پیشبرد عملیات و دستیابی به هدفهای از پیش تعیینشده الزامی است و از سوی دیگر، به تحصیل درآمد مربوط در دوره وقوع جهت تطابق با مخارج مزبور منجر نمیشود. بنابراین، این قبیل مخارج ماهیت جاری ندارند و منافع آنها به دورههای آتی تسری مییابد. مخارجی از این قبیل باید همانند مخارج موضوع « الف » بالا، به عنوان دارائی شناسائی اما تحت سرفصل مشخص « مخارج قبل از مرحله بهرهبرداری » یا سرفصل کلی « مخارج انتقالی به دورههای آتی » در ترازنامه طبقهبندی و به دورههای بعد منتقل شود. در آن گروه از واحدهای تجاری قبل از مرحله بهره برداری که پیشرفت پروژه منطبق با برنامه زمانبندی است، معمولاً تمامی مخارج به جز مخارج موضوع بند « الف » بالا، در این گروه گردآوری و طبقهبندی میشود. هنگامی که واحد تجاری به مرحله بهرهبرداری رسید، استهلاک مخارج مزبور آغاز میشود. هزینه استهلاک مخارج قبل از مرحله بهرهبرداری در گروه « سایر درآمدها و هزینهها » در صورت حساب سود و زیان دوران بعد از مرحله بهرهبرداری انعکاس مییابد. ج- در برخی مواقع به ویژه در مواردی که پیشرفت پروژه با اشکالات جدی مواجه میشود، بخشی از مخارج گروه « ب » بالا، باید به عنوان هزینه جاری تلقی شود و در صورت حساب سود و زیان انعکاس یابد. اینگونه مخارج، به دلیل این که ارتباطی با پیشرفت پروژه ندارند و ماهیت آنها نیز معمولاً عادی نیست، فاقد ویژگی لازم برای انتقال به دورههای آتی میباشند. نمونه بارز این قبیل مخارج عبارتند از: هزینههای دوران توقف غیرعادی در مرحله قبل از بهرهبرداری، خسارت عمده وارده به دارائیها و هزینههای عمده دوباره کاری. 3) واحدهای تجاری ممکن است در دوران قبل از مرحله بهرهبرداری خود، درآمدهائی را تحصیل کنند. این قبیل درآمدها را میتوان درارتباط با مخارج قبل از مرحله بهرهبرداری، به دوه گروه متمایز طبقهبندی کرد: الف- درآمدهائی که میتوان آنها را به عنوان بازیافت بخشی از مخارج قبل از مرحله بهرهبرداری محسوب کرد که نمونه بارز این قبیل درآمدها، حاصل فروش تولیدات آزمایشی در دوران قبل از مرحله بهره برداری است. این قبیل اقلام را باید با مخارج قبل از مرحله بهرهبرداری تهاتر کرد. ب- درآمدهائی که هیچگونه ارتباطی با مخارج قبل از مرحله بهرهبرداری ندارند و درنتیجه قابل تهاتر با مخارج مزبور نمیباشند. نمونه بارز این قبیل درآمدها، سود حاصل از سپردههای سرمایهگذاری در بانکهاست. اینگونه اقلام باید به عنوان درآمد جاری تلقی و در صورت حساب سود و زیان دوره تحقق، منعکس شوند.
4) صورتهای مالی واحدهای تجاری قبل از مرحله بهرهبرداری باید مانند واحدهای تجاری در حال بهرهبرداری بیانگر وضعیت مالی، تغییرات در وضعیت مالی و نتایج عملیات طبق اصول موردقبول حسابداری باشد. اما چنانچه واحد تجاری قبل از مرحله بهرهبرداری فاقد هزینه و یا درآمد جاری باشد، تهیه و ارائه صورت حساب سود و زیان برای آن مورد نخواهد داشت. |
| پاسخ به پرسشهای فنی : شماره 9 |
| شماره : 9 تاريخ : 12/10/1369 |
|
پرسش مطرح شده : نحوه برخورد حسابداري با سود سهام از ديدگاه شرکت توزيعکننده و دريافتکننده سود سهام در موارديکه شرکت سرمايهگذار توانايي اعمال نفوذ و کنترل مؤثر بر عمليات و سياستهاي شرکت سرمايهپذير را ندارد، چگونه است؟
|
|
پاسخ : نحوه برخورد حسابداري با شکلهاي مختلف سود سهام به شرح زير است:
1- سود سهام به شکل نقد: توزيع سود سهام به شکل نقد همواره به خروج وجه نقد از شرکت توزيعکننده سود (شرکت سرمايهپذير) منجر ميشود. مديريت شرکت سرمايهپذير، ميزان سودي را که درنظر است بين صاحبان سهام توزيع شود به مجمع عمومي عادي صاحبان سهام پيشنهاد ميکند. سود سهام پيشنهادي پس از تخصيص، در صورت سود (زيان) انباشته منظور و در ترازنامه در گروه بدهيهاي جاري بطورجداگانه منعکس ميشود. سود سهام پيشنهادي پس از تصويب مجمع به سود سهام پرداختني تبديل ميگردد. از سوي ديگر، دريافت سود سهام به شکل نقد همواره به ورود وجه نقد به شرکت دريافتکننده سود (سرمايهگذار) منتهي ميشود. به همين دليل، شرکت سرمايهگذار به محض دريافت يا اطمينان از دريافت آتي سود سهام، بايد درآمد مربوط را شناسائي کند. 2- سود سهام به شکل غيرنقد: سود سهام ممکن است به شکل دارائيهائي غير از وجه نقد (نظير موجوديها) بين صاحبان سهام توزيع شود. اين نوع توزيع سود سهام به خروج وجهنقد از شرکت توزيعکننده منجر نميشود، بلکه با اين توزيع، دارائيهاي غيرنقدي شرکت کاهش مييابد. توزيع سود سهام به شکل غيرنقد جزء مبادلات غيرپولي بين شرکت و صاحبان سهام است و بايد بر مبناي ارزش متعارف دارائيهاي انتقالي ثبت و سود و زيان حاصل از انتقال نيز شناسائي شود. از سوي ديگر، شرکت سرمايهگذار با دريافت سود سهام به شکل غيرنقد بايد درآمد سرمايهگذاري را بر اساس ارزش متعارف دارائي تحصيلشده، شناسائي و در حسابها ثبت کنند. 3- سود سهمي يا سهام جايزه: توزيع سود به شکل سهم بين صاحبان سهام، نه به خروج وجه نقد يا دارائي ديگر از شرکت توزيعکننده منجر ميشود و نه به ايجاد بدهي براي آن شرکت منتهي ميگردد. تنها اثر توزيع سود سهمي بر شرکت توزيعکننده، از يک طرف، افزايش سرمايه اسمي به دليل افزايش تعداد سهام صادره آن و از طرف ديگر، کاهش يکي ديگر از اجزاء متشکله حقوق صاحبان سهام است. توزيع سود سهمي تأثيري بر جمع حقوق صاحبان سهام و غالباً اثر بنيادي بر محتواي آن ندارد(و به هميندليل، لزومي به افشاي آن در صورت تغييرات در وضعيت مالي نيست). لازم به تذکر است که چون توزيع سود سهمي يا سهام جايزه باعث افزايش سرمايه اسمي شرکت ميگردد، نيازمند تصويب مجمع عمومي فوقالعاده است، در حالي که براي توزيع انواع ديگر سود سهام، تصويب مجمع عمومي عادي کفايت ميکند. از سوي ديگر، دريافت سود، سهمي به ورود وجه نقد يا دارائيهاي ديگر به شرکت سرمايهگذار منجر نميشود. به بيان ديگر شرکت سرمايهگذار با دريافت سود سهمي يا سهام جايزه چيزي به جز آنچه که داشته است، تحصيل نميکند. به همين دليل، شرکت سرمايهگذار به صرف دريافت سود سهمي نميتواند درآمد سرمايهگذاري را شناسائي کند. دريافت سود سهمي توسط شرکت سرمايهگذار تنها باعث افزايش تعداد سهام در سرمايهگذاري مربوط ميشود، بدون اين که افزايشي در بهاي تمامشده آن سرمايهگذاري ايجاد کند.
|
| پاسخ به پرسشهای فنی : شماره 8 |
| شماره : 8 تاريخ : 11/7/1369 |
|
پرسش مطرح شده : نحوه برخورد حسابداري با مزاياي پايان خدمت کارکنان چگونه است؟
|
|
پاسخ : رعايت راه حلهاي زير(حسب مورد)، در صورت با اهميت بودن آثار ريالي، الزامي است:
1) در موارديکه طبق قوانين و مقررات موضوعه، قرارداد فيمابين شرکت و کارکنان و يا ضوابط، عرف و رويههاي موجود، شرکت ملزم به پرداخت مزاياي پايان خدمت به کارکنان خود باشد و اين مزايا بر اساس مدت سنوات خدمت هريک از کارکنان به کليه آنها تعلق گيرد، لازم است در پايان هرسال مالي بدهي شرکت از اين بابت تا تاريخ ترازنامه برآورد و بعنوان ذخيره مزاياي پايان خدمت کارکنان در حسابها منظور گردد. اين ذخيره در ترازنامه در زمره بدهيهاي غيرجاري طبقهبندي ميشود. 2) چنانچه شرکت قبلاً براي مزاياي پايان خدمت کارکنان خود ذخيرهاي درحسابها منظور نکرده باشد، اما در پايان سال مالي جاري نسبت به ايجاد ذخيره از اين بابت تصميمگيري کند، آثار سال جاري ناشي از ايجاد ذخيره بايد به حساب هزينههاي مربوط (حسب مورد: سربار کارخانه، توزيع و فروش و عمومي و اداري) منظور شود. د رمورد نحوه انعکاس محاسبات مربوط به سنوات قبل جهت اندازهگيري نتايج عمليات، حسب مورد، طبق يکي از حالات زير برخورد خواهد شد: الف) در صورتيکه شرايط تجويز کننده ايجاد ذخيره در سال يا سالهاي قبل وجود داشته، اما ناديده گرفته شده است، با آثار مربوط به سنوات قبل بايد بعنوان اصلاح اشتباه دورههاي قبل برخورد شود. ب) در صورتيکه شرايط تجويز کننده ايجاد ذخيره در سال يا سالهاي قبل وجود نداشته و درسال جاري بوجود آمده باشد، آثار محاسباتي مربوط به سنوات قبل اصلاح اشتباه نبوده، بلکه بايد با آن بعنوان يک قلم غيرمترقبه برخورد نموده و آن را در صورت حساب سود و زيان بطور جداگانه نشان داد. 3) چنانچه شرکت تحت شرايط خاص و بطور مقطعي ناگزير از و يا مايل به پرداخت مزاياي پايان خدمت به برخي از کارکنان خودباشد، در اين حالت معمولا" نياز به تامين ذخيرهاي از اين بابت نبوده و توصيه ميشود مبالغ پرداختي همزمان با پرداخت، به هزينه دوره منظور و در گروه ساير درآمدها و هزينهها منعکس شود.
|
| پاسخ به پرسشهای فنی : شماره 7 |
| شماره : 7 تاريخ : 26/2/1369 |
|
پرسش مطرح شده : نحوه برخورد حسابداري با قطعات و لوازمي که بعنوان لوازم مستعمل نگهداري و سپس به شکل اسقاط فروخته يا بعضاً در قبال دريافت لوازم و قطعات نو تحويل داده ميشود، چگونه است؟
|
|
پاسخ : لوازم و قطعات مستعمل نبايستي مازاد بر ارزش دفتري موجود، ارزشگذاري شود. چنانچه اينگونه قطعات و لوازم در قبال دريافت قطعات و لوازم نو تحويل داده شود، بهاي تمام شده قطعات و لوازم جديد معادل وجه نقد پرداختي باضافه ارزش دفتري قطعات و لوازم مستعمل (درصورت وجود) خواهد بود.
|
| پاسخ به پرسشهای فنی : شماره 6 |
| شماره : 6 تاريخ : 19/2/1369 |
|
پرسش مطرح شده : چاپ و انتشار کتب مستلزم صرف مخارجي است که با توجه به ماهيت خاص فعاليتهاي انتشاراتي واقع ميشود. با توجه به اينکه بعضي از عناوين کتب منتشره ممکن است محدود به چاپ اول نباشد و درچند نوبت چاپ شود، نحوه بحساب گرفتن مخارج مزبور از نظر تطابق با درآمدهاي مکتسبه چگونه است؟ آيا اينگونه مخارج را ميتوان درسال وقوع هزينه تلقي نمود؟
|
|
پاسخ : با توجه به اينکه انجام برآورد معقول و مستند در مورد دفعات و تيراژ چاپ کتب منتشره بسهولت ميسر نبوده و در صورت انجام نيز با ترديد همراه است، کل مخارج چاپ اول بايد بعنوان بهاي تمام شده نخستين چاپ تلقي و متناسب با فروش به هزينه منظور گردد. چنانچه مديريت نسبت به چاپ مجدد کتابهايي اطمينان معقولي داشته باشد و بتواند دفعات و تيراژ چاپ را بطور منطقي برآورد نمايد، مخارج مورد بحث (مانند تهيه فيلم و زينک)، در صورت اهميت و با درنظر گرفتن عمرمفيد اقلام مزبور بايد بين دفعات و تيراژ چاپ سرشکن گردد. بعلاوه مديريت بايد امکان بازيافت يا انتفاع متصوراز انتقال اينگونه مخارج به دورههاي آتي را درپايان هر دوره ارزيابي کند.
|
| پاسخ به پرسشهای فنی : شماره 5 |
| شماره : 5 تاريخ : 28/12/1368 |
|
پرسش مطرح شده : برخي از اعتبارات بانکي بصورت فروش اقساطي در اختيار شرکتها قرار ميگيرد. آيا هزينههاي سودو کارمزد فروشهاي اقساطي قابل تخصيص به بهاي تمام شده مواد و کالا هست يا خير؟
|
|
پاسخ : نظر باينکه هزينههاي سود و کارمزد فروشهاي اقساطي در واقع هزينههاي استقراض ميباشد، لذا انعکاس آن در بهاي تمام شده مواد و کالا صحيح نبوده و بايستي در سال ايجاد بحساب هزينههاي مالي منظور شود.
|
| پاسخ به پرسشهای فنی : شماره 4 |
| شماره : 4 تاريخ : 28/12/1368 |
|
پرسش مطرح شده : سازمان حمايت مصرف کنندگان و توليدکنندگان بابت تفاوت نرخ ارز ترجيحي، صادراتي و.. مصرفي جهت تأمين موجوديها، با نرخ رسمي ارز، وجوهي را از شرکتها مطالبه ميکند. آيا تفاوت مذکور، در مورد مواد وکالايي که قبلاً تحصيل شده و درزمان اعلام قيمت جديد در انبارهاي شرکت موجود بوده و با نرخهاي جديد بفروش خواهد رسيد را ميتوان بعنوان بخشي از بهاي تمام شده اين موجوديها تلقي و به آن اضافه نمود؟ مضافاً چنانچه پس از تعيين و تصويب قيمت جديد محصولات، امکان تامين مواد اوليه با نرخ ارزي کمتر از آنچه در تعيين قيمت جديد مدنظر قرار گرفته فراهم شود، مابهالتفاوت اين دو نرخ نيز از شرکتها مطالبه ميشود. آيا اين مبالغ نيز بعنوان هزينههاي تحصيل مواد اوليه قابل تخصيص است؟
|
|
پاسخ : مبالغ دريافتي سازمان حمايت مصرفکنندگان وتوليدکنندگان از شرکتها با عناوين فوق قابل تخصيص در بهاي تمام شده مواد و کالا ميباشد.
|
| پاسخ به پرسشهای فنی : شماره 1 |
| شماره : 1 تاريخ : 23/7/1368 |
|
پرسش مطرح شده : باتوجه به اينکه اکثر شرکتها جهت محاسبه استهلاک دارائيهاي ثابت از جداول استهلاکات مندرج در قانون مالياتهاي مستقيم استفاده مينمايند و جدول مزبور در قانون مالياتهاي مستقيم مصوب اسفندماه 1366 نسبت به قانون قديم تغيير نموده است، سوالات زير دررابطه با رعايت جدول استهلاکات جديد مطرح ميباشد: الف- درصورتيکه روش استهلاک تغيير ننموده، ليکن نرخ استهلاک تغيير نموده باشد، آيا اينگونه تغييرات، تغيير در برآورد محسوب ميگردد؟ ب- درصورتيکه روش محاسبه استهلاک از نزولي به مستقيم و يا بالعکس تغيير يافته باشد، آيا تغيير مذکور، تغيير در روش تلقي ميگردد؟
|
|
پاسخ : از آنجائيکه محاسبه استهلاک و تخصيص آن به دورههاي مالي در وهله اول مستلزم ملحوظ داشتن سه عامل بهاي تمام شده، عمرمفيد و ارزش اسقاط ميباشد و دو عامل اخيرالذکر (عمرمفيد و ارزش اسقاط) مبتني بر برآورد بوده و منفک از روش محاسبه استهلاک است، لذا تغيير در نرخ استهلاک، بدون تغيير در روش استهلاک، تغيير در برآورد (پاسخ قسمت الف)، و درصورتيکه ارزش اسقاط و يا عمرمفيد دارائيها تغيير نکرده و صرفاً روش محاسبه استهلاک تغيير کرده باشد، اينگونه تغييرات، تغيير در روش تلقي ميگردد (پاسخ قسمت ب). بديهي است باتوجه به مراتب مذکور، تغيير در روش توام با تغيير در عمرمفيد و يا ارزش اسقاط، تغيير در برآورد تلقي خواهد شد.
|
| هیئت استانداردهای استقلال- نوامبر 2000 | |
|
خلاصه در این بیانیه چارچوب نظری استقلال حسابرس برای دستیابی به هدفهای زیر ارائه شده است: • تدوین استانداردهای استقلال بر مبنای اصول مشخص، • حل و فصل مسائل مربوط به استقلال در مواردی که استاندارد یا قواعد دیگر وجود ندارد، • کمک به سرمایهگذاران، سایر استفادهکنندگان اطلاعات مالی و سایر اشخاص ذینفع برای شناخت بهتر تأثیر سازنده استقلال حسابرسان بر کیفیت کار حسابرسی. این چارچوب از چهار جزء مرتبط به هم تشکیل شده است: تعریف استقلال حسابرس، هدف استقلال حسابرس، مفاهیم و اصول زیربنایی. در این بیانیه، استقلال بهعنوان وسیلة رهایی از فشارها و سایر عواملی که توان حسابرسی برای تصمیمگیری بیغرضانه را بفرساید یا انتظار میرود که میفرساید، تعریف شده است. برای اینکه براساس تعریف، حسابرس مستقل به نظر برسد، رعایت مقررات حاکم بر استقلال حسابرس، لازم اما ناکافی است. حسابرس باید از تمام فشارها و سایر عواملی که بر بیطرفی او اثر منفی دارد یا اینکه سرمایهگذاران آگاه و سایر استفادهکنندگان اطلاعات مالی انتظار دارند اثر منفی داشته باشد، رها و در امان باشد. هدف استقلال حسابرس پشتیبانی اتکای استفادهکنندگان بر فرایند گزارشگری مالی و افزایش کارایی بازار سرمایه است. یعنی استقلال هدف نیست بلکه ابزاری برای دستیابی به هدفی خاص است. مفهوم استقلال حسابرس در این بیانیه شامل یک مدل خطر برای استقلال حسابرس است: • آفتهای استقلال حسابرس، منشأ پیشداوری بالقوهای است که توان حسابرس برای تصمیمگیری بیغرضانه را میفرساید یا انتظار میرود که بفرساید. در این بیانیه چهار نوع آفت برای استقلال حسابرس معرفی شده است که از فعالیتها، روابط یا سایر شرایط گوناگون سرچشمه میگیرد. این چهار نوع آفت شامل منفعت شخصی، خودرسی، پیشداوری، آشنایی (یا وابستگی) و ارعاب است. • حفاظت استقلال حسابرس، کنترلهایی است که آفتهای استقلال حسابرس را حذف یا تضعیف میکند. در این بیانیه نمونه هایی از حفاظتهای موجود در محیط حسابرسی کنونی یا حفاظتهایی که برای واکنش در مقابل آفات استقلال حسابرس قابل استفاده است، ارائه شده است. • خطر استقلال عبارت از خطر وجود آفتهای استقلال حسابرس است که حفاظتها، توان تضعیف یا حذف آن را ندارد و این آفتها توان حسابرس برای تصمیمگیری بیغرضانه را میفرساید یا انتظار میرود که بفرساید. • اهمیت آفت ،به تأثیر آن بر افزایش خطر حسابرسی و اثربخشی حفاظت به تأثیر آن برکاهش خطر حسابرسی بستگی دارد. در این بیانیه نمونه عواملی ارائه شده است که بر اهمیت آفت و اثربخشی حفاظتها مؤثر است. اصول زیربنایی، چارچوب تحلیل مسائل مربوط به استقلال را توسط افراد و سازمانها در شرایط گوناگون مشخص میکند. در این بیانیه تصریح شده است که میزان خطر پذیرفتنی استقلال باید بسیار کم باشد؛ در غیر اینصورت هدف استقلال حسابرس تامین نمیشود. دو اصل زیربنایی نخست، برای ارزیابی میزان خطر حسابرسی، با توجه به نوع و اهمیت آفتهای استقلال حسابرس و نوع و اثربخشی حفاظتها و همچنین تعیین پذیرفتنیبودن میزان خطر حسابرسی، کاربرد دارد. اصول زیربنایی سوم و چهارم محدودیتهای مؤثر بر فرایند تصمیمگیری استقلال را تشریح میکند. براساس اصل زیربنایی سوم تصمیمگیرنده استقلال باید مطمئن شود منافع ناشی از کاهش خطر حسابرسی از هزینه برقراری حفاظتهای جدید، بیشتر است. برمبنای اصل زیربنایی چهارم، تصمیمگیرنده استقلال برای حلاجی موضوعات مربوط به استقلال حسابرس باید دیدگاه سرمایهگذاران، سایر استفادهکنندگان و همچنین دیگر اشخاصی که درستی گزارشگری مالی بر منافع آنان مؤثر است را در نظر بگیرد و این مسائل را به گونهای حلاجی کند که هدفهای استقلال حسابرس به بهترین نحو ممکن تامین شود.
مقدمه، دامنه کاربرد و محتوا 1- در این بیانیه، چارچوب نظری استقلال حسابرس تشریح شده است. هدفهای اصلی آن به شرح زیر است: الف) کمک به هیئت استانداردهای استقلال برای ایفای مسئولیتهای خود در زمینه تدوین استانداردهای هماهنگ و مناسب از طریق ارائه رهنمودها و ساختار لازم برای حلاجی موضوعات استقلال. ب) کمک به تصمیمگیرندگان استقلال برای پاسخگویی به پرسشهای مربوط به استقلال در نبود استانداردهای هیئت استانداردهای استقلال و سایر قواعد مربوط به استقلال. پ) کمک به سرمایهگذاران، سایر استفادهکنندگان اطلاعات مالی و دیگر اشخاص ذینفع برای شناخت ماهیت، اهمیت و محدودیتهای استقلال حسابرس. ت) جهتدهی و مرزبندی مباحث مربوط به استقلال حسابرس و در نتیجه کمک به اشخاص ذینفع در راستای تدوین و بهکارگیری استانداردهای هیئت و شناخت بهتر مبنای تدوین و منطق این استانداردها.
2- در بیانیه مفاهیم استقلال، قواعد استقلال حسابرس تعیین نمیشود. این قواعد در استانداردهای استقلال مشخص میشود. در این بیانیه، اجزای مختلفی شامل تعریف هدف، مفاهیم و اصول زیربنایی تبیین شده است که مجموعه آنها چارچوب نظری را میسازد. این چارچوب مبنایی برای تدوین استانداردهای استقلال و ارزیابی قواعد و شیوه های عمل موجود است. مراحل اصلی تدوین این چارچوب نظری و مبانی نتیجهگیریهای هیئت در پیوست ارائه شده است.
تعریف استقلال حسابرس 3- حسابرسی با کیفیت، از طریق بهبود قابلیت اتکا و افزایش اعتبار فرایند گزارشگری مالی، به سودمندی این فرایند و کارایی بازار سرمایه کمک میکند. کیفیت حسابرسی به عوامل متعددی از جمله ویژگیهای شخصی کارکنان حسابرسی، سیاستها و روشهای موسسه حسابرسی و گرایشها و اعمال مدیران موسسه حسابرسی بستگی دارد. افزون براین، مراجع حرفهای یا عمومی تدوین مقررات، به حفظ کیفیت حسابرسی کمک میکنند. استقلال حسابرس و وجود کنترل برای حفظ استقلال، تنها یک منبع (اما منبعی مهم) برای حسابرسی با کیفیت است.
4- استقلال حسابرس عبارت است از رهایی از فشارها و سایر عواملی که توان حسابرس برای تصمیمگیری بیغرضانه را میفرساید یا انتظار میرود که بفرساید. منظور از این تعریف، این نیست که حسابرس باید از همه فشارها و سایر عوامل مؤثر بر توان تصمیمگیری وی رها و آزاد باشد. اما حسابرس باید از عوامل با اهمیتی که توان او را برای تصمیمگیری بیغرضانه میفرساید یا انتظار میرود که بفرساید، در امان باشد. آن سطحی که فشارها و دیگر عوامل، تصمیمگیری بیغرضانه حسابرس را میفرساید، یا انتظار میرود که بفرساید، به عنوان مرزی برای تعیین وجود یا نبود استقلال حسابرس است. منظور از انتظار معقول، عقاید منطقی یک سرمایهگذار آگاه و سایر استفادهکنندگان اطلاعات مالی است.
5- فشارها و سایر عواملی که بیطرفی حسابرس را میفرساید یا انتظار میرود که بفرساید ممکن است از فعالیتها، روابط و سایر شرایط گسترده و گوناگون و همچنین ویژگیهای شخصی کارکنان سرچشمه گیرد. مراجع تدوین استاندارد و مقررات، قواعدی را برای منع یا محدود کردن این فعالیتها و روابط خاص تدوین میکنند زیرا اعتقاد دارند چنین فعالیتها و روابطی منابع بالقوه پیشداوری حسابرسان است حتی اگر بعضی از حسابرسان در مقابل فشارهای ناشی از این فعالیتها و روابط نفوذناپذیر باشند. این قواعد برای همه حسابرسان کاربرد دارد زیرا به اعتقاد مراجع تدوین استاندارد و مقررات، با وجود این شرایط انتظار میرود تصمیمهای حسابرسان از روی پیشداوری باشد. بنابراین رعایت نکردن این قواعد ممکن است به بیطرفی حسابرس آسیبی نرساند اما ادعای استقلال حسابرس را خدشه دار کند.
6- طبق این تعریف، استقلال حسابرس چیزی فراتر از صرف رعایت قواعد است زیرا شناسایی همه فشارها و سایر عوامل مؤثر بر پیشداوری و در نتیجه درنظرگرفتن آنها در قواعد، ناممکن است. حسابرس برای حفظ استقلال خود باید بتواند یا انتظار میرود که بتواند، بر همه فشارها و سایر عوامل مخرب تصمیمگیری بیغرضانه چیره شود. بنابراین رعایت مقررات معادل با مستقل بودن حسابرس نیست. اگر براساس قواعد یک فعالیت، رابطه یا دیگر شرایط مجاز باشد یا محدودیت و منعی در مورد آن وجود نداشته باشد- برای مثال وجود رابطه دوستانه بین مدیرمالی با حسابرس-اما حسابرس قادر به تصمیمگیری بیغرضانه نبوده یا انتظار میرود که قادر نبوده باشد، نمیتوان حسابرس را مستقل دانست. رعایت مقررات شرط لازم اما ناکافی برای استقلال است.
7- تصمیمگیرندگان استقلال برای ارزیابی استقلال حسابرس باید موارد زیر را بررسی کنند: الف) فشارها و سایر عواملی که برتصمیمگیری بیغرضانه حسابرس اثرمنفی دارد یا انتظار میرود که اثر منفی داشته باشد- که در این بیانیه با عنوان آفتهای استقلال حسابرس معرفی شدهاند ب) کنترلهایی که ممکن است اثر این فشارها و سایر عوامل را کاهش دهد یا از بین ببرد- در این بیانیه با عنوان حفاظتهای استقلال حسابرس معرفی شدهاند پ) اهمیت این فشارها و سایر عوامل و اثربخشی کنترلها، و ت) احتمال اینکه فشارها و سایر عوامل، پس از درنظر گرفتن اثربخشی کنترلها، به مرحلهای برسد که توان حسابرس برای تصمیمگیری بیغرضانه را بفرساید یا انتظار میرود که بفرساید- که در این بیانیه با عنوان خطر استقلال معرفی شده است. این مفاهیم استقلال در بندهای10- 20 همین بیانیه تشریح میشود. تصمیمگیرندگان استقلال برای حلاجی موضوعات و مسائل مربوط به استقلال باید به گونهای عمل کنند که هدف استقلال حسابرس به بهترین نحو ممکن بهدست آید. هدف استقلال در بخش بعد تشریح میشود. اصول زیربنایی که تصمیمگیرندگان استقلال باید برای تجزیه و تحلیل خطر استقلال و ارزیابی منافع و مخارج استقلال و دیدگاههای اشخاص ذینفع در نظر بگیرند در بندهای21 - 32 تشریح شده است.
هدف استقلال حسابرس 8- هدف استقلال حسابرس، پشتیبانی اتکای استفادهکنندگان برفرایند گزارشگری مالی و افزایش کارایی بازار سرمایه است. استقلال به عنوان یکی از جنبه های حسابرسی با کیفیت- حسابرسی که موجب بهبود قابلیت اتکا و افزایش اعتبار فرایند گزارشگری مالی شود- مورد تاکید قرار میگیرد. اطلاعات مالی قابل اتکا و معتبر به نوبه خود، موجب اعتماد استفادهکنندگان به اطلاعات میشود. برونداد این فرایند، در خدمت منافع عمومی است زیرا به گرفتن تصمیمات مناسب برای تخصیص منابع توسط سرمایهگذاران، اعتبار دهندگان و سایر دست اندرکاران بازار سرمایه کمک میکند که خود عاملی بسیار مهم برای افزایش کارایی بازار سرمایه است.
9- استقلال حسابرس به کسب اطمینان در زمینه کفایت رهایی حسابرس از غرض ورزی کمک میکند. بنابراین تصمیمگیرندگان استقلال باید تصمیماتی بگیرند که باور سرمایهگذاران و سایر استفادهکنندگان را به استقلال حسابرس تقویت کند. اگر حسابرسان به اندازه کافی از پیشداوری رها باشند اما سرمایهگذاران و سایر استفادهکنندگان این گونه باور نداشته باشند، حسابرسی اعتبار اطلاعات را افزایش نمیدهد و سرانجام سرمایهگذاران و سایر استفادهکنندگان به اطلاعات مالی حسابرسی شده کمتر اتکا میکنند. اصل زیربنایی تدوین شده در بند 30 این بیانیه، چگونگی استفاده از نظرات سرمایهگذاران، سایر استفادهکنندگان و دیگر اشخاص ذینفع را در فرایند تصمیمگیری هیئت استانداردهای حسابرسی و سایر تصمیمگیرندگان استقلال تشریح میکند.
مفاهیم استقلال حسابرس 10- در این بخش، چهار مفهوم مرتبط با استقلال حسابرس تشریح میشود: الف) آفتهای استقلال حسابرس، ب) حفاظتهای استقلال حسابرس، پ ) خطر استقلال، و ت) اهمیت آفتها و اثربخشی حفاظتها. هدف این مفاهیم، و اصول زیربنایی استقلال حسابرس که در بخش بعد تشریح میشود، کمک به تصمیمگیرندگان استقلال برای تجزیه و تحلیل موضوعات مربوط به استقلال حسابرس است.
آفتهای استقلال حسابرس 11- آفتهای استقلال حسابرس، سرچشمه پیشداوری بالقوهای هستند که ممکن است توان حسابرس برای تصمیمگیری بیغرضانه را بفرساید یا اینکه انتظار میرود بفرساید. با توجه به پیامدهای آفتهای یاد شده، تصمیمگیرندگان استقلال باید اثر آفتهایی را که منابع پیشدواری بالقوه هستند، شناسایی و تجزیه و تحلیل کنند.
12- فعالیتها، روابط و دیگر شرایط گوناگون ممکن است باعث بروز این آفتها شود. شناسایی نوع آفتهای ناشی از فعالیتها، روابط یا سایر شرایط خاص، برای شناخت ماهیت آفتها و آثار بالقوه آنها بر استقلال حسابرس توسط تصمیمگیرندگان استقلال، مفید است. در ادامه، نمونه آفتهایی ذکر شده است که ممکن است زمینه ساز فشارها و سایر عواملی باشد که به تصمیمگیری پیشداورانه ختم شود. اگر چه این لیست جامع یا مانع نیست اما نمونه متنوعی از آفتهایی را تشریح میکند که تصمیمگیرندگان استقلال باید برای تجزیه و تحلیل موضوعات مربوط به استقلال در نظر بگیرند. الف) آفتهای منفعت شخصی- این خطر از اقدام حسابرسان در راستای منافع شخصی خود بر میخیزد. منافع شخصی حسابرسان شامل منافع انگیزشی، مالی یا سایر منافع شخصی است. حسابرسان ممکن است در حسابرسی، آگاهانه یا ناخودآگاه منافع شخصی خود را برهر چیز دیگر ترجیح دهند. برای مثال، رابطه حسابرس با صاحبکار منفعت شخصی مالی را ایجاد میکند زیرا حق الزحمه حسابرس توسط صاحبکار پرداخت میشود. حسابرسان همچنین ممکن است با داشتن سهام صاحبکار یا روابط شغلی بین همسر حسابرس و صاحبکار، دارای منفعت شخصی مالی یا انگیزشی باشند. ب) آفتهای خودبررسی- این آفتها از بررسی کار حسابرس توسط خود وی یا بررسی کار انجام شده توسط سایر کارکنان موسسه حسابرسی ناشی میشود. ارزیابی کار یک نفر توسط خود او یا کار انجام شده توسط سایر کارکنان موسسه حسابرسی، فارغ از پیشداوری بسیار دشوار است. اما این مشکل در مورد ارزیابی کار دیگران یا سایر موسسات وجود ندارد یا شدت آن به مراتب کمتر است. بنابراین آفت خودبررسی زمانی بروز میکند که حسابرس قضاوتها یا تصمیمهای انجام یا گرفته شده توسط خود یاسایر کارکنان موسسه حسابرسی را بررسی کند. برای مثال چنانچه حسابرس از طریق پذیرش خدمات مالی یک شرکت، در تهیه صورتهای مالی دخالت کند یا این که از طریق خدمات مشاوره مدیریت در تصمیمگیریهای مربوط به تهیه صورتهای مالی مشارکت کند، نمیتواند نسبت به صورتهای مالی مورد نظر بیطرف باشد. پ) آفتهای جانبداری- منشا این آفتها، حسابرسان یا دیگر کارکنان موسسه حسابرسی است که اصل بیغرضانهبودن اطلاعات مالی را زیر پا میگذارند و از وضعیت یا نظر صاحبکار دفاع یا درباره آن تبلیغ میکنند. برای مثال چنین آفتی ممکن است در مواردی پیش آید که حسابرس یا سایر کارکنان موسسه حسابرسی درباره اوراق بهادار صاحبکار تبلیغ میکنند. ت) آفتهای آشنایی (یا وابستگی)- منشا این آفتها، حسابرسانی هستند که با داشتن رابطه نزدیک با صاحبکار، تحت تأثیر قرار میگیرند. این وضعیت درمواردی پیش میآید که حسابرس درباره ادعاهای صاحبکار، تردید حرفهای کافی را اعمال نکند و درنتیجه به واسطه آشنایی با صاحبکار یا وابستگی به او، براحتی نظر صاحبکار را بپذیرد. برای مثال، درمواردی که حسابرس رابطه حرفهای یا شخصی طولانی و نزدیک با صاحبکار دارد چنین آفتی ممکن است به وجود آید. ث) آفتهای ارعاب- منشا این آفت حسابرسان هستند که آشکار یا مخفیانه توسط صاحبکار یا سایر اشخاص ثالث منکوب میشوند یا انتظار دارند که منکوب شوند. برای مثال، چنین آفتی ممکن است در مواردی بروز کند که حسابرس یا موسسه حسابرسی، در نتیجه عدم توافق با صاحبکار درباره اصول حسابداری، به جایگزینی تهدید شود.
حفاظتهای استقلال حسابرس 13- حفاظتهای استقلال حسابرس، کنترلهایی است که آفتهای استقلال حسابرس را تضعیف یا حذف میکند. حفاظتها شامل موانع، محدودیتها، افشا، سیاستها، روشها، استانداردها، مقررات، توافقات و شرایط محیطی است. حفاظتها به حصول اطمینان از تصمیمگیری بیغرضانه در صورت وجود آفتهای استقلال حسابرس کمک میکند. بنابراین تصمیمگیرندگان استقلال باید برای تضعیف یا حذف این آفتها، حفاظتهای موجود را بررسی کنند و در صورت لزوم حفاظتهای جدیدی برقرار کنند.
14- حفاظتها درمحیط حسابرسی وجوددارد یا ممکن است در واکنش به آفتهای ناشی از فعالیتها، روابط و سایر شرایط گوناگون توسط تصمیمگیرندگان استقلال ایجاد شود. الف) نمونههایی از حفاظتهای موجود درمحیط حسابرسی بهشرح زیر است: • شهرت موسسه حسابرسی و حسابرسان، • بررسی کیفیت کار حسابرسی توسط سایرموسسات حسابرسی به منظور ارزیابی رعایت استانداردهای حرفهای و مقررات مربوط به استقلال، • نظارت کلی کمیته های حسابرسی صاحبکار و هیئت مدیره در رابطه با رعایت مقررات در تهیه صورتهای مالی که توسط یک حسابرس مستقل حسابرسی میشود، • سایر جنبه های اداره شرکت، شامل نگرش مدیریت مالی صاحبکار، که تهیه صورتهای مالی قابل اتکا و استقلال حسابرس را پشتیبانی میکند، • مقررات، استانداردها، و آیین رفتار حرفهای حاکم بر رفتار حسابرسان که توسط مراجع عمومی مانند کمیسیون بورس اوراق بهادار (SEC)، هیئتهای تدوین استاندارد محلی، و مراجع خودگردان، مانند هیئت استانداردهای حسابداری (ISB) و انجمن حسابداران رسمی آمریکا (AICPA) تدوین و منتشر میشود • اقدامات انضباطی و احتمال اعمال چنین اقداماتی توسط کمیسیون بورس اوراق بهادار، هیئتهای حسابداری محلی، انجمن حسابداران رسمی آمریکا و سایرین، و • تعهدات قانونی که دامنگیر حسابرسان و سایر دستاندرکاران بازار سرمایه میشود. ب) حفاظتهایی که به عنوان بخشی از برنامه کنترل کیفیت در یک موسسه حسابرسی وجود دارد. موارد زیر، نمونه هایی از این حفاظتهاست: • حفظ نگرش مدیریت عالی موسسه حسابرسی با تاکید بر انتظارات مربوط به فعالیت حسابرسان در چارچوب منافع عمومی و اهمیت حسابرسی کیفیت و استقلال حسابرس، • حفظ محیط و فرهنگ حرفهای موسسه حسابرسی به گونهای که رفتار کارکنان حرفهای را در راستای استقلال حسابرس پشتیبانی کند، • برنامه کنترل کیفیت که شامل سیاستها و روشهایی است که مستقیما" به حفظ استقلال حسابرس مربوط میشود، • سایر سیاستها وروشها، نظیر موارد مربوط به پذیرش یا رد صاحبکار، گردش کار، بررسی شرکا، و الزامات مربوط به مشاوره داخلی در مورد موضوعات حرفهای، و • سیاستها و روشهای مربوط به استخدام، آموزش، ارتقا، بازنشستگی و پاداش کارکنان با تاکید بر اهمیت استقلال حسابرس، آفتهای بالقوه ناشی از شرایط مختلف که ممکن است دامنگیر حسابرس شود، و نیاز به ارزیابی استقلال حسابرس با توجه به صاحبکار خاص پس از در نظر گرفتن حفاظتهای برقرار شده جهت تضعیف یا حذف خطرات.
15- راه دیگر جهت تشریح حفاظتها، بررسی آنها از نظر ماهیت است: الف) حفاظتهای بازدارنده- مانند برنامه های توجیهی برای حسابرسان جدید با تاکید بر اهمیت استقلال، ب) حفاظتهای مربوط به خطرات ناشی از شرایط بالقوه- مثل، منع بعضی از روابط شغلی بین اعضای خانواده حسابرس و صاحبکار، پ) حفاظتهای طراحی شده برای جلوگیری از نقض سایر حفاظتها از طریق احتمال کشف آنها- نظیر بررسی مجموعه اوراق بهادار حسابرس برای کشف سرمایهگذاریهای غیر مجاز، و ت) حفاظتهای طراحی شده برای جلوگیری از نقض سایر حفاظتها از طریق جریمه کردن متخلف- نظیر ابطال مجوز کار حسابرسان
16- یک راه دیگر برای تشریح حفاظتها، میزان محدودیت ایجاد شده در رابطه با فعالیتها یا روابطی است که آفت استقلال حسابرس محسوب میشوند. الف) منع مطلق- مثل، منع حسابرسان از سرمایهگذاری مالی مستقیم در واحدهای مورد رسیدگی (صاحبکار) ب) مجازکردن فعالیت یا روابط اما محدود کردن میزان یا شکل آن- مثل، محدودیت مربوط به منافع مالی غیرمستقیم با اهمیت در واحد مورد رسیدگی (صاحبکار)، پ) مجاز کردن فعالیت یا روابط اما الزامی کردن سایر فعالیتها یا روشها برای تضعیف یا حذف آفت مورد نظر- مثل، اجباری کردن گردش کارها بین شرکا پس از گذشت مدت زمان مشخصی از حسابرسی یک واحد توسط یک شریک، و ت) مجاز کردن فعالیت یا روابط اما الزام حسابرس به افشای اطلاعات درباره آن برای مدیریت صاحبکار، کمیته حسابرسی، هیئت مدیره یا سایرین- مثل افشای ماهیت حق الزحمه تمام خدمات ارائه شده توسط حسابرس به صاحبکار برای کمیته حسابرسی صاحبکار.
17- حفاظتها ممکن است به تنهایی یا به طور مرکب برای تضعیف یا حذف آفتها عمل کنند. حفاظتهای مختلف ممکن است آفتهای متفاوتی را تضعیف یا حذف کنند و یک حفاظت ممکن است آفتهای متعددی را همزمان تضعیف یا حذف کند. برای مثال: الف) آفتهای منفعت شخصی ممکن است از طریق منع منافع مالی خاص و روابط خانوادگی بین حسابرس و صاحبکار، محدود کردن درصد حق الزحمه دریافتی از یک صاحبکار نسبت به درآمد کل موسسه حسابرسی، افشای همه خدمات ارائه شده به صاحبکار برای کمیته حسابرسی، تضعیف یا حذف شود. ب) آفتهای خودبررسی ممکن است از طریق بررسی همپیشگان و دیگر شرکا و منع حسابرسان از انجام امور مدیریتی صاحبکار، تضعیف یا حذف شود. پ) آفتهای جانبداری ممکن است از طریق منع یا تحدید حسابرسان از ارائه خدمات غیر حسابرسی خاصی که منجر به جانبداری میشود، تضعیف یا حذف شود. ت) آفتهای آشنایی ممکن است از طریق اجباری کردن گردش کار بین شرکا و محدود کردن روابط شغلی خاص بین اعضای خانواده حسابرسان و صاحبکار تضعیف یا حذف شود. ث) آفتهای ارعاب که ممکن است از طریق بررسی شرکای همکار، الزامات مشاوره داخلی، و یا نگرش مناسب مدیریت عالی در موسسه حسابرسی و صاحبکار تضعیف یا حذف شود.
خطر استقلال 18- خطر استقلال عبارت است از این که آفتهای استقلال حسابرس، پس از در نظر گرفتن اثرحفاظتها، توان حسابرس برای تصمیمگیری بیغرضانه را بفرساید یا انتظار رود که بفرساید. خطر استقلال با وجود آفتهای استقلال حسابرس افزایش مییابد و از طریق استقرار حفاظتها، قابل تضعیف یا حذف است. تصمیمگیرندگان استقلال باید لزوم ایجاد حفاظتهای بیشتر برای کاهش خطر حسابرسی را بررسی کنند و چنانچه ایجاد حفاظتهای بیشتر موجب کاهش خطر به سطحی پذیرفتنی میشود، آن حفاظتها را مشخص کنند.
اهمیت آفتها و اثربخشی حفاظتها 19- اهمیت یک آفت برای استقلال حسابرس، عبارت است ازمیزان افزایش خطر استقلال به وسیله آن آفت. اهمیت یک آفت خاص به عوامل زیادی از جمله ماهیت، روابط، یا سایر شرایط موجد آفت، شدت فشار، اهمیت موضوع مرتبط با فعالیت، رابطه، یا سایر شرایط، موقعیت و سطح مسئولیت شخص درگیر، استحکام درستکاری شخص درگیر، بستگی دارد. تصمیمگیرندگان استقلال برای ارزیابی آفتهای استقلال حسابرس باید این موارد و سایر عوامل دیگر را ارزیابی کنند.
20- اثربخشی یک حفاظت برای استقلال حسابرس عبارت است از میزان کاهش خطر استقلال در نتیجه اعمال آن حفاظت. اثربخشی حفاظت به عوامل زیادی شامل شیوه طراحی، نحوه اعمال، ثبات در اعمال، شخص اعمال کننده و شخص اعمال شونده، بستگی دارد. تصمیمگیرندگان استقلال، هنگام بررسی حفاظتهای موجود یا حفاظتهای قابل اعمال در واکنش به فعالیتها، روابط یا سایر شرایط موجد آفت استقلال حسابرس، باید این موارد و سایر عوامل مربوط را ارزیابی کنند. اصول زیربنایی استقلال حسابرس 21- در این بخش چهار اصل زیربنایی استقلال حسابرس مطرح میشود: الف) ارزیابی میزان خطر استقلال، ب) تعیین قابلیت پذیرش میزان خطر استقلال، پ) درنظر گرفتن منافع و مخارج، و ت) در نظر گرفتن دیدگاههای سرمایهگذاران و سایر اشخاص ذینفع هنگام رویارویی با موضوعات استقلال حسابرس. اصول زیربنایی، رهنمودهای ارزشمندی برای تصمیمگیرندگان استقلال به منظور ارزیابی موضوعات مربوط به استقلال در شرایط متنوع و گسترده است.
ارزیابی میزان خطر استقلال 22- تصمیمگیرندگان استقلال باید با درنظر گرفتن نوع و ماهیت آفتهای استقلال و نوع و اثربخشی حفاظتها، میزان خطر استقلال را ارزیابی کنند. این اصول زیربنایی فرایندی را تشریح میکند که تصمیمگیرندگان استقلال باید در چارچوب آن، میزان خطر استقلال ناشی از فعالیتها، روابط یا سایر شرایط گوناگون را ارزیابی کنند.
23- میزان خطر استقلال را میتوان به عنوان یک نقطه روی طیف نبود خطر استقلال تا حداکثر خطر استقلال بیان کرد. یک راه برای توصیف دو سر طیف و نقاط بینابین آن و همچنین احتمال آسیب دیدن بیطرفی مرتبط با دو سر طیف و نقاط بینابین آن به شرح زیر است: اگر چه اندازه گیری دقیق میزان خطر استقلال برای یک فعالیت، رابطه یا سایر شرایط خاص موجد آفت استقلال ناممکن است اما میتوان میزان تقریبی آن را در یکی از نقاط انتهایی طیف خطر استقلال یا نقاط بینابین مشخص کرد.
تعیین قابلیت پذیرش میزان خطر استقلال 24- تصمیمگیرندگان استقلال باید مشخص کنند که آیا میزان خطر کنترل روی طیف خطر استقلال وضعیتی پذیرفتنی دارد یا خیر. براساس این اصل زیربنایی، تصمیمگیرندگان استقلال باید قابلیت پذیرش میزان خطر کنترل ناشی از فعالیتها، روابط یا سایر شرایط خاص را ارزیابی کنند. یکی از الزامات این ارزیابی، قضاوت درباره اثر حفاظتها در حذف یا تضعیف کافی آفتهای استقلال حسابرس ناشی از فعالیتها، روابط یا سایر شرایط است. اگر حفاظتها بیاثر است، تصمیمگیرندگان استقلال باید مشخص کنند که چه حفاظتهای جدیدی یا ترکیبی از حفاظتها خطر استقلال و احتمال آسیب پذیری بیطرفی را به میزانی پایین و پذیرفتنی تقلیل میدهد.
25- با توجه به عوامل موجود در محیط فعالیت حسابرسی – مثل پرداخت حق الزحمه توسط صاحبکار – حذف کامل خطر استقلال ممکن نیست و بنابراین تصمیمگیرندگان استقلال همیشه باید به این نکته توجه کنند که بیطرفی حسابرس تا حدودی در معرض آسیب پذیری است. با این حال، با توجه به وجود آفتهای استقلال حسابرس، تصمیمگیرندگان استقلال باید میزان خطر قابل پذیرش را در سطح بسیار پایین در نظر بگیرند. تنها احتمال پایین آمدن آسیب پذیری بیطرفی با تعریف و هدف استقلال حسابرس سازگار است.
26- بعضی آفتهای استقلال حسابرس ممکن است تنها افراد یا گروههای خاصی را در یک موسسه حسابرسی تحت تأثیر قرار دهد و اهمیت آفتها ممکن است برای افراد و گروههای مختلف، متفاوت باشد. برای اطمینان از اینکه خطر استقلال در یک سطح پذیرفتنی پایین قراردارد، تصمیمگیرندگان استقلال باید افراد یا گروههایی را که آفتهای استقلال بر آنها مؤثر است و همچنین اهمیت این آفتها را مشخص کنند. نقش افراد یا گروههای مختلف در حسابرسی در تعیین نوع حفاظت مناسب مؤثر است.
بررسی منافع و مخارج 27- تصمیمگیرندگان استقلال باید مطمئن شوند که منافع ناشی از کاهش خطر استقلال بیش از مخارج برقراری حفاظتهای جدید است. اگر چه تشخیص و تقدیر منافع و مخارج مشکل است، اما تصمیمگیرندگان استقلال در تصمیمگیری راجع به استقلال حسابرس نباید از این موضوع غافل باشند.
28- منافع استقلال حسابرس شامل کاراییها و سایر آثار مستقیم و غیر مستقیمی است که برای اشخاص مختلف به همراه دارد. برای مثال: الف) در مورد سرمایهگذاران و سایر استفادهکنندگان اطلاعات مالی، استقلال حسابرس به ایجاد اطمینان در مورد حسابرسی با کیفیت و قابلیت اتکای فرایند گزارشگری کمک میکند و سرانجام ممکن است موجب افزایش اعتماد به قابلیت اتکای این فرایند شود. این منافع به نوبه خود به بهبود تصمیمهای تخصیص منابع توسط سرمایهگذاران و سایر استفادهکنندگان و در نهایت کارایی کلی بازار سرمایه کمک میکند و نتیجه نهایی آن به نفع عموم مردم است. ب) در مورد صاحبکار، استقلال حسابرس از طریق کاهش صرف درخواستی سرمایهگذاران و اعتبار دهندگان جهت جبران خطر تصمیمگیری نادرست به دلیل وجود تحریفات با اهمیت در اطلاعات مالی، به کاهش هزینه سرمایه کمک میکند. پ) درمورد هیئت مدیره صاحبکار، کمیته حسابرسی، مدیریت ارشد، استقلال حسابرس به ایجاد اطمینان درباره قابلیت اتکای اطلاعات تهیه شده توسط مدیریت سطوح پایین تر کمک میکند. ت) در مورد صاحبکاران و حسابرسان، استقلال حسابرس ممکن است به کاهش دعاوی ناشی از واقعیات یا ادعاهای مرتبط با اطلاعات مالی غیر قابل اتکا و هزینه های مرتبط با آن کمک کند. ث) در مورد حسابرسان، موسسات حسابرسی و حرفه حسابرسی، استقلال حسابرس ممکن است اعتبار و شهرتشان را بیفزاید.
29- هــزینه های متفاوت حفظ استقلال حسابرس بر دوش اشخاص گوناگون است. بعضی از این هزینه ها مستقیما" مربوط به ایجاد، حفظ و تقویت حفاظتهاست مانند هزینه های کنترل کیفی مربوط به استقلال در موسسات حسابرسی و هزینه های مربوط به سیستمهای تدوین مقررات عمومی و حرفهای برای استقلال حسابرس. حفظ استقلال هزینه های غیر مستقیمی هم دارد که گاه آثار درجه دوم یا پیامدهای ناخواسته نامیده میشود. این هزینه ها مربوط به کاهش احتمالی کیفیت حسابرسی یا سایر نتایج منفی ناشی از حفاظتهای بازدارنده یا تحدیدکننده فعالیتها و روابط حسابرسان است. برای مثال، تجدید سرمایهگذاری حسابرسان و روابط شغلی اعضای خانواده حسابرسان با صاحبکار ممکن است جذابیت اشتغال در موسسات حسابرسی را کاهش دهد و سرانجام موجب کاهش کیفیت حسابرسی گردد. متغیرهای بسیاری (نظیر تعداد افراد شاغل در موسسه حسابرسی که حفاظتها بر آنها مؤثر است) بر هزینه های مستقیم و غیر مستقیم حفظ استقلال اثر میگذارد. استقلال حسابرس هم برای احقاق حق خود او و هم از جهت کمک به تامین منافع عمومی اهمیت دارد و در نتیجه تصمیمگیرندگان استقلال باید آثار درجه دو یا پیامدهای ناخواسته فراسوی اثر مستقیم تصمیمات آنها بر استقلال حسابرس را درنظر بگیرند.
درنظر گرفتن دیدگاههای اشخاص ذینفع برای حلاجی موضوعات مربوط به استقلال حسابرس 30- تصمیمگیرندگان استقلال باید در حلاجی موضوعات مرتبط با استقلال حسابرس، دیدگاههای سرمایهگذاران و سایر اشخاص ذینفع، درستی گزارشگری مالی را درنظر بگیرند و این موضوعات را به گونهای حل کنند که هدف استقلال حسابرس به بهترین نحو ممکن تامین شود. مسئولیت هیئت استانداردهای استقلال برای تدوین استانداردهای استقلال حسابرسان واحدهای عمومی ایجاب میکند فرایند درنظر گرفتن دیدگاههای اشخاص ذینفع تا حدودی متفاوت از سایر تصمیمگیرندگان استقلال باشد.
31- هیئت استانداردهای استقلال با توجه به مسئولیتهای بزرگی که بر عهده دارد باید سیاستهایی عملیاتی را اتخاذ کند که به مشارکت گسترده اشخاص مختلف در فرایند تدوین استاندارد بینجامد. هیئت استانداردهای استقلال با آگاهی از نظرات افراد در گروههای مختلف، نسبت به انتظارات معقول درباره استقلال حسابرس که در این چارچوب یکی از اجزای مهم تعریف و هدف استقلال حسابرس است، بینش مناسب به دست میآورد. هیئت استانداردهای استقلال برای تشخیص استانداردهای ضروری جهت حفظ استقلال حسابرس از دیدگاههای اشخاص ذینفع استفاده میکند. گزارش مؤثر تصمیمات هیئت استانداردهای حسابداری و استدلالهای پشتوانه این تصمیمات، ممکن است به افراد ذیربط این اطمینان را بدهد که رعایت تصمیمات هیئت توسط حسابرسان موجب رهایی آنها از فشارها و دیگر عوامل مخرب استقلال میشود. اصول زیربنایی تشریح شده با مسئولیتهای هیئت تدوین استانداردهای حسابداری برای گردآوری اطلاعات مربوط به دیدگاههای اشخاص ذینفع درباره موضوعات استقلال حسابرس و در نظر گرفتن این دیدگاهها سازگار است. فرایند در نظر گرفتن دیدگاههای اشخاص ذینفع نافی مسئولیت هیئت برای اعمال قضاوت خود در تدوین استانداردهای استقلال نیست، به شرطی که این قضاوتها مطابق با تعریف و هدف استقلال حسابرس باشد.
32- این اصل زیربنایی برای بررسی موضوعات استقلال حسابرس در غیاب استانداردها یا مقررات خاص توسط سایر تصمیمگیرندگان استقلال (غیر از هیئت استانداردهای استقلال) نیز مفید است. این اصل زیربنایی کمک میکند که این مراجع به گونهای مناسب به نگرش اشخاص ذیربط (موکلین) نسبت به تصمیماتشان توجه داشته باشند. برای دستیابی به هدف استقلال حسابرس، همه تصمیمگیرندگان استقلال شامل هیئت استانداردهای استقلال باید نسبت به دیدگاههای سرمایهگذاران و سایر استفادهکنندگان و سایر اشخاص ذینفع و اثر احتمالی تصمیمات آنان بر این دیدگاهها حساس باشند.
پیوست الف – تعریف واژگان صاحبکار: واحدی که صورتهای مالی آن حسابرسی میشود اعتبار: کیفیت اطلاعات که آن را باورپذیر میکند. تصمیمگیرندگان استقلال: افراد، گروهها و واحدهایی که درباره موضوعات استقلال حسابرس قضاوت میکنند شامل: هیئت استانداردهای استقلال و سایر تدوین کنندگان استانداردهای استقلال، • موسسات حسابرسی در موارد پذیرش سیاستها و روشهای استقلال در غیاب استاندارد یا قواعد لازم، • حسابرسان منفرد برای ارزیابی استقلال خود و تصمیگیری مناسب هنگام رویارویی با وضعیتهایی که رهنمودهای رسمی یا سیاستهای روشنی در مورد آن وجود ندارد، • مدیریت، کمیته حسابرسی و هیئت مدیره صاحبکار برای ایفای مسئولیت خود جهت حفظ استقلال حسابرسان، • مراجع تدوین مقررات برای ایفای مسئولیت خود جهت حصول اطمینان از استقلال حسابرسان. بیطرفی: در حسابرسی، توان تصمیمگیریهای بیغرضانه و بدون پیشداوری حسابرسی با کیفیت: حسابرسی انجام شده براساس استانداردهای پذیرفته شده حسابرسی. قابلیت اتکا: کیفیت اطلاعات برای اطمینان از اینکه اطلاعات بهطور معقول عاری از اشتباه و پیشداوری است و به طور صادقانه بیانگر آن چیزی است که ادعای آن را دارد. استفادهکنندگان: سرمایهگذاران، بستانکاران و سایر اشخاصی که در تصمیمگیریهای سرمایهگذاری، اعطای اعتبار و دیگر تصمیمات مشابه از اطلاعات مالی حسابرسی شده استفاده میکنند.
پیوست ب - تاریخچه 33- هیئت استانداردهای استقلال در سال 1997 به منظور تدوین استانداردهای حاکم بر استقلال حسابرسان واحدهای عمومی تشکیل شد. این هیئت برای انجام وظیفه خود، ابتدا ماموریت یافت چارچوبی نظری برای استقلال حسابرس تدوین کند تا این چارچوب در آینده به عنوان مبنای تدوین استاندارد بهکار گرفته شود.
34- پیشنویس مقدماتی چارچوب نظری استقلال حسابرس، براساس داده های جمع آوری شده توسط یک کمیته ویژه شامل نمایندگان سرمایهگذاران، اعضای کمیته حسابرسی، نمایندگان محاکم قضایی، نمایندگان مراجع تدوین مقررات، سایر مراجع تدوین استانداردهای استقلال، اعضای حرفه حسابرسی، مدیران اجرایی و دانشگاهیان متخصص اخلاق حرفهای، حسابداری، حسابرسی و سایر رشته های مربوط تدوین شد. یک هیئت برای ارائه رهنمودهای بیشتر و کمک به بررسی پیشنویس مقدماتی، بر این گروه ویژه نظارت داشت. پیشنویس مقدماتی در جلسات 14 ژانویه و 17 فوریه 2000 بررسی و به منظور نظرخواهی عمومی در فوریه 2000 منتشر شد. فرصت نظرخواهی تا 31 مه 2000 بود. همچنین افراد و گروههای خاصی از دانشگاهیان، مراجع تدوین استاندارد و جامعه سرمایهگذاران پیشنهادات خود را به طور مستقیم ارائه کردند. 22 نامه حاوی پیشنهادات دریافت شد. پس از بررسی این نامهها، و استعانت از هیئت ناظر و کمیته ویژه این پیشنویس تدوین شد.
| |
| منبع : فصلنامه حسابرس | |
| محمد روشن تابستان 1385 | |
|
مقدمه: برخی بر این باورند که کانون حسابداری مجموعه ای از صورتهای مالی و حاصل زنجیره ای طولانی از عملیات دفتر داری است، برخی دیگر دارایی ها را به جهت آنکه وسیله اصلی فعالیت موسسه می باشند، با اهمیت می دانند، سایرین ممکن است سرمایه موسسه را از جهاتی بیشتر از دارایی ها به حسابداری نزدیک بدانند اما دانشمندانی چون ای سی لیتلتن سود موسسه را به جهت اینکه نتیجه عملکرد ماهرانه مدیریت است را در حسابداری از اهمیتی فراوان برخوردار می دانند. آنها معتقدند سود، پاداش خدمتی است که انگیزه لازم را برای واقعیت بخشیدن به تولید، ارائه خدمات و به حرکت درآوردن چرخه کار پدید می آورد. به دلیل اهمیت سود خالص در موسسات مالی، تعیین (اندازه گیری) این مهم متوجه حسابداری است. ضرورت توجه به سودوزیان در موسسات مالی هنگامی بارزتر می گردد که تلاش در جهت تحقق سود (سودهای) پیش بینی شده به جزیی لاینفک از برنامه ریزی مالی مدیران آنها تبدیل گشته است.
صورتحساب سود و زیان سودوزیان صورتحسابی است که وضعیت فعالیتهای مالی یک موسسه و نتیجه آن را طی یک دوره مالی (معمولاً یکساله) نشان می دهد. بدون وجود این صورتحساب نمی توان از چگونگی فعالیتهای مالی موسسات در طی یک دوره مالی آگاه گردید. صورتحساب سودوزیان قابلیت سودآوری موسسه را نشان می دهد در حالیکه ترازنامه اطلاعات لازم در مورد قدرت پرداخت بدهی های موسسه را در اختیار می گذارد.
درآمد، هزینه و سود (زیان) اجزای صورتحساب سودوزیان را تشکیل می دهند. درآمد به مبالغی گفته می شود که از ارائه خدمات و فروش کالا و.... عاید موسسه می شود، منظور از هزینه مبالغی است که جهت کسب درآمد به خرج گرفته می شود و از مقابله درآمد با هزینه، سود یا زیان عاید موسسه می گردد.
درآمدهای عملیاتی، هزینه های عملیاتی، سودوزیان عملیاتی، هزینه مالی، سایر درآمدها و هزینه های غیرعملیاتی، مالیات بر درآمد، سودوزیان فعالیت های عادی، اقلام غیر مترقبه، سود سهم اقلیت و سود یا زیان خالص از جمله اطلاعاتی است که در صورتحساب سودوزیان منعکس می گردد.
اهمیت سود و زیان در طول قرن گذشته تاکید سرمایه گذاران، حسابدارن و استفاده کنندگان از صورتهای مالی بر اهمیت سودوزیان بوده است و این تاکید اثر خود را بر صورتهای مالی بجای گذاشته بطوریکه اگر سابقاً تاکید بر صورتهای مالی و فقط متشکل از ترازنامه بود، در جریان این تحولات حساب سودوزیان نه تنها به صورتهای مالی اضافه بلکه به عنوان مهمترین صورت حسابها تلقی گردید. به عبارتی دیگر تغییراتی که در سده بیستم در حسابهای اسمی(سودوزیانی) پدید آمد شاید بیش از تغییرات دیگر حسابها بوده است، این تغییرات سبب گردید از سود به عنوان "مطلوب مرکزی حسابداری" یا آن چیزی که مدیریت بدنبال آن است نام برده شود. بدین معنی که مستند کردن رویدادهای مالی مربوط به موسسه، یادداشت کردن رویدادهای مالی فوق به ترتیب زمان وقوع، طبقه بندی مقوله های مالی، تجدید طبقه بندی رویدادهای مالی بر حسب دوره های زمانی، ارائه گزارشهای مالی فشرده، و بازنگری مجدد رویدادهای مالی توسط افرادی بی طرف و صلاحیتدار (حسابرسان مستقل) حول محور سودوزیان سالانه موسسات مالی می باشند.
مفاهیم سود در مباحث اقتصادی و حسابداری بنا بر نظریه اقتصاددانان کلاسیک، درآمد هر فرد عبارت از مبلغی است که آن فرد طی یک دوره معین می تواند مصرف کند و در پایان دوره به اندازه آغاز آن در رفاه باشد. در مکتب اقتصادی فوق سرمایه به عنوان رفاه تعبیر شده و ارزش آن را می توان از طریق محاسبه ارزش فعلی دریافت های آتی به دست آورد.
تفاوت بین سود بر مبنای فوق با سود حسابداری ناشی از روشهای اندازه گیری سرمایه است. از نظر حسابداری به دلیل ابهامات موجود در مورد میزان جریانات نقدی آتی و عدم دسترسی به نرخ تنزیل مناسب، سرمایه بر مبنای خالص داراییهای موسسه مالی اندازه گیری می گردد. به عبارتی دیگر سود در حسابداری ناشی از تفاوت بین سرمایه واحد تجاری در آغاز و پایان دوره مالی است. در این مفهوم سرمایه مترادف با خالص داراییها بوده و اندازه گیری سود تحت تاثیر مبانی اندازه گیری دارایی ها و بدهی ها می باشد.
مبانی تعیین سود در حسابداری در حسابداری جهت تعیین سود روش های مختلفی بکار می رود که ذیلاً به برخی از آنها اشاره می گردد:
حسابداری تعهدی[1] در حسابداری تعهدی درآمد در سال انجام خدمات یا فروش کالاها به حساب منظور می شود (اگر چه وجوه نقد حاصل از فروش کالا و خدمات مذکور در سالهای قبل یا بعد دریافت شود).
در این روش شناخت هزینه ها معمولاً بر اساس یکی از دو روش ذیل انجام می شود: 1- ارتباط دادن هزینه ها با درآمدهای دوره مالی بر مبنای اصل تطابق (هزینه های مستقیم و عملیاتی دوره) 2- ارتباط دادن هزینه ها با دورهای مالی معین چند ساله(مانند هزینه استهلاک وتسهیم آن به روشهای گوناگون)
در حسابداری به منظور رعایت اصل "وضع هزینه های هر دوره مالی از درآمدهای متعلق به همان دوره"[2] و تعیین سود یا زیان و ارائه وضعیت مالی واقعی از حسابداری تعهدی استفاده می شود. این روش مزایای متعددی از جمله موارد ذیل را به دنبال دارد.
1- استفاده از این روش مبنایی منطقی برای تعیین بهای تمام شده کالاها و خدمات ارائه می دهد. 2- کنترلی دقیق تر بر درآمدها و هزینه ها برقرار می گردد. 3- اطلاعاتی کاملتر و جامع تر از عملکرد دوره مالی ارائه می دهد. 4- جهت برنامه ریزی و کنترل قابلیت اتکای بیشتری دارد چون هزینه ها و درآمدهای هر دوره در همان دوره مالی منعکس است.
بجز روش فوق در برخی از موسسات از جمله موسسات دولتی همانند شهرداریها، بانکها و... جهت تعیین سودوزیان از روش هایی دیگر همانند موارد ذیل استفاده می گردد:
حسابداری نقدی[3] مطابق این روش درآمدها در سال مالی وصول وجوه نقد و هزینه ها در سال مالی پرداخت وجوه نقد به حساب منظور می شوند، در این روش ممکن است درآمدی وصول یا هزینه ای پرداخت گردد که متعلق به عملکرد دوره جاری نباشد.
حسابداری نیمه تعهدی این روش ترکیبی از دو روش نقدی و تعهدی است. برای ثبت درآمد ها از مبنای نقدی و جهت ثبت هزینه ها از مبنای تعهدی استفاده می گردد.
حسابداری تعهدی تعدیل شده در این روش شناخت و ثبت درآمدها در دوره ای انجام می شوند که قابلیت اندازه گیری داشته باشند و هزینه ها معمولاً در دوره وقوع یا تحمل یعنی دوره ای که بدهی قابل پرداخت بابت هزینه ها انجام می شوند در حسابهامنظور می گردند.
حسابداری نقدی تعدیل شده در این روش ثبت درآمدها در دوره دریافت وجوه نقد و ثبت هزینه ها در دوره پرداخت وجوه نقد بابت تعهدات ایجاد شده صورت می گیرد، ثبت هزینه ها مستلزم تحقق دو شرط لازم و کافی یعنی ایجاد تعهد و انجام پرداخت است.
بدیهی است استفاده از روشهای فوق سود و زیانی متفاوت ارائه خواهد داد به همین دلیل طبق اصل تطابق در حسابداری، حسابداران برای شناخت هزینه ها از رویکرد "بگذار هزینه ها از درآمد ها تبعیت کنند" پیروی می نمایند. مطابق این اصل هزینه های یک دوره از درآمدهای همان دوره کسر می گردند تا عملکردی واقعی از نتیجه کار منعکس گردد.
برای بسیاری از مدیران مالی موسسات ممکن است پرسش اصلی این باشد که درآمد را چه زمانی باید شناسایی کرد؟
از دیدگاه نظری روش صحیح حسابداری برای شناسایی درآمد باید به گونه ای باشد که اولاً آن درآمد تحقق یابد یا قابل تحقق باشد و ثانیاً آن درآمد تحصیل گردد. مطابق این دیدگاه چنانچه یکی از شرایط فوق به وقوع پیوندد می توان درآمد را شناسایی نمود.
نتیجه گیری
دوره نوین حسابداری را می توان بر سده بیستم منطبق ساخت زیرا در این سده نگرش مدیریت از توجه صرف به ترازنامه و ترکیب آن تغییر یافت و توجه ای ویژه بر سودوزیان موسسات مالی معطوف گشت، این تغییر نگرش از جهتی نتیجه تقاضای مالکان و سهامداران و از طرف دیگر به جهت رغبت مدیران به ارائه عملکردی مطلوب از موسسه تحت نظارت خود بوده است. بعبارتی دیگر تمامی اهداف موسسه حول محور "مطلوب مرکزی حسابداری" یعنی تعیین سود سالانه موسسه مالی می چرخد بدیهی است بکارگیری روشهایی صحیح جهت تعیین سود خالص از وظایف خطیر حسابداری بوده و به نظر می رسد در آینده ای نه چندان دور توجه اصلی استفاده کنندگان(درون و برون سازمانی) از صورتهای مالی از جمله دولتها، رقبا، بستانکاران، سهامدارن، مدیران، وام دهندگان، مشتریان، اعتباردهندگان و سایر استفاده کنندگان از صورتهای مالی بر سود و زیان و نتیجه عملکرد موسسات مالی بیش از پیش معطوف گردد.
| |
| منابع: 1- ای سی لیتلتن- ساختار تئوری حسابداری، ترجمه حبیب ا...تیموری، انتشارات سازمان حسابرسی، تهران 1380 2- ریاحی بلکویی احمد- تئوریهای حسابداری، ترجمه دکتر علی پارسائیان، انتشارات دفتر پژوهشهای فرهنگی، تهران 1379 3- اقوامی داود و جعفر باباجانی- اصول و کاربرد حسابداری در سازمانهای دولتی و غیر انتفائی، انتشارات سمت، تهران 1380 4.Kohler- Kohlers Dictionary For Accountants, Edition by W.W Cooper and Yuji Ijiri, 9th, Englewood Cliffs, N.J.
پانوشت ها : [1]. Accrual
accounting [2]. Matching expenses with revenue [3]. Cash accounting
| |
| منبع : وبلاگ محمد روشن | |