ادعای تبرئه در حالی مطرح میشود که کرباسچی در دادگاه محکوم و به سه سال حبس، 10 سال انفصال از خدمات دولتی و بازگرداندن اموال به خزانه ی دولت محکوم میشود.
کرباسچی پس از 10،با بغض و اشک و گریه، با فیلم تبلیغاتی کروبی، به تلویزیون بازگشت تا تصویر دیگری به از خود، به مردم ارائه دهد. اما همین"گریه" بهانه ای برای بازخوانی پرونده ی تخلفات غلامحسین کرباسچی شد. مهمترین واکنش به حضور اینگونهی کرباسچی، به سخنان سهشنبهی رئیس جمهور، در سفر به مشهد بازمیگردد که با اشاره به کرباسچی (بدون نام بردن از او) از مسئولینی که این مجرم اقتصادی را قهرمان ملی نامیدند، انتقاد کرد.
دکتر احمدینژاد در جمع مردم مشهد گفت: "بین سالهای ٧٣ تا ٧٥ در تهران فردی را محاکمه کردند و حتی دادگاه او از صداوسیما پخش شد و این فرد اعتراف کرد که بیش از ٢٥٠ میلیون تومان از پول بیتالمال را برای حزب و گروه خودش هزینه کرده است و این در شرایطی بود که مردم تهران زیر فشار سنگین عوارض شهرداری در حال خرد شدن بودند و آن آقا و طرفداران و اطرافیانش اعلام کردند که افراد فاقد درآمد کافی و کمدرآمد باید تهران را ترک کنند، چراکه تهران جای محرومان نیست و جای کسانی است که پولشان از پارو بالا میرود." وی در ادامه افزود: "در این شرایط دیدیم که مدیران بالاتر به جای اینکه از این عمل زشت و غیرقانونی شرمنده بشوند، همه برای حمایت از این فرد تلاش کردند و این مسوول خاطی را به عنوان چهرهای ملی معرفی کردند."
این انتقاد با واکنش کرباسچی روبرو شد و او رئیس جمهوری اسلامی ایران را به مناظره دعوت کرد. واکنش کرباسچی، البته تنها به همین "دعوت به مناظره" ختم نشد و او در جوابی که در صفحه اول روزنامه ی اعتماد ملی به چاپ رسید، به رسم این روزهای کاندیدای انتخابات و حامیانشان، اتهاماتی را متوجه ی رئیس جمهور کرد.
کرباسچی که با خبرنگار اعتماد ملی گفتگو کرده است، با بیان ادعای تکراری "گم شدن 300 میلیارد تومان در زمان صدارت احمدی نژاد بر تهران" که شورای شهر تهران بارها به آن جواب داده شده، به فرافکنی در مورد پرونده ی خود پرداخت. وی در عین حال گفت: "ایشان امروز اتهامی به من میزند که من از این اتهام تبرئه شدم. این اتهام محصول یک گروه شبهنظامی – مطبوعاتی بود."
ادعای تبرئه در حالی مطرح می شود که کرباسچی در دادگاه به سه سال حبس، 10 سال انفصال از خدمات دولتی و بازگرداندن اموال به خزانه ی دولت محکوم شد.
کرباسچی پس از سپری کردن بخشی از زمان حبس خود، با وساطت هاشمی رفسنجانی و محمدخاتمی، مورد عفو مقام معظم رهبری قرار گرفت و از زندان آزاد شد.
جالب آنکه که کرباسچی، برای اثبات بیگناهی خود، حرفی از رأی دادگاه نزده و از احمدی نژاد میخواهد که در شهر قدمی بزند و از مردم بپرسد که دادگاه کرباسچی سیاسی بود یا واقعاً حقوقی!
این درحالیست که به نظر میرسد پیش از این و در فیلم تبلیغاتی دکتر احمدینژاد برای انتخابات سال 84، این امر صورت گرفته است.
درآن فیلم،صحنههایی از یک ویلای مجلل متعلق به "شهردار سابق تهران" به نمایش درآمد که در زمان احمدی نژاد به یک فرهنگسرا تبدیل شده بود.
این سکانس فیلم تبلیغاتی احمدی نژاد در سال 84 با استقبال بسیار گسترده مخاطبین مواجه شد و در نهایت موجب شکست معنادار پدر معنوی کارگزاران از وی در انتخابات مرحله دوم شد.
به این ترتیب نتیجهی انتخابات سوم تیر، نشان دهندهی نظر مردم نسبت به زندگی تجملی مسئولین آن هم با بهرهگیری از بیتالمال بوده است.
به نظر می رسد با پایان مدت انفصال از خدمات دولتی کرباسچی، او به بهانهی حمایت از مهدی کروبی، از فرصت حضور در عرصهی رسانهها و تلویزیون برای تبرئه و احیای سیاسی خود بهره میجوید.
کرباسچی در فیلم تبلیغاتی کروبی نیز با گریه برای فقرای جامعه، سعی کرد چهرهی جدیدی از خود به نمایش بگذارد، اما با توجه به طرفداری وی از نظریه های بی رحمانه توسعه گرایی که "له شدن" فقرا را برای "پیشرفت جامعه" تجویز می کند، شاید اگر این گریه دلیل دیگری داشت، کمی باورپذیرتر به نظر میرسید.
همچنین او در ابتدای پذیرش سمت شهرداری تهران، نسبت به حضور فقراء در تهران اعتراض کرد و معتقد بود، خانوادههای با درآمد کمتر از حدی مشخص، نباید در تهران زندگی کنند.
گفتنی است غلامحسین کرباسچی در هنگام تصدی شهرداری تهران در ویلایی مجلل در مجاورت پارک جمشیدیه، در شمالیترین نقطه تهران زندگی میکرد.
منبع : راسخون
میر حسین موسوی در این مدت نتوانسته در درصد رای دهندگان به خود جهش شگرفی ایجاد کند و تمام بقای خود را در پی شعار «نه احمدی نژاد» دنبال می کنند و این افراد چون احتمال کمی می دهند که بتوانند در این انتخابات به موفقیت برسند سناریویی را تحت عنوان اختلال در آراء پیاده خواهند کرد.
این موج سبزپوشی ای که براه افتاده در واقع بخشی از این پروژه است؛ از آنجا که این نوع دستبندها و پوشش ها جلب توجه بسیاری می کند باعث می شود ذهن ناخودآگاه افراد را به خود مشغول ساخته و فردی که مثلا در طول روز 5 نفر را با این حالت می بیند در ذهنش کثرت افراد متبادر شود و با این کار جامعه به دنبال جا انداختن این مساله می باشند که حامیان میرحسین و مخالفان احمدی نژاد اکثریت جامعه را شامل می شوند.
این مساله وقتی که با نتایج واقعی آرا که در روستاها و شهرهای کشور یعنی پیروزی احمدی نژاد روبرو می شود، بستری مناسب برای اجرای سناریوی اختلال در آرا و صحت انتخابات را ایجاد می کند و آنها بلافاصله با اعلام پیشی گرفتن آراء احمدی نژاد بر سایر رقبا در صندوقها، حتجره هایشان را پاره خواهند کرد تا بگویند که همه مردم طرفدار موسوی بوده اند و حتما تقلب شده است!
این در حالی است که حتی از اکنون خود حامیان معقول موسوی هم میدانند که پیروزی قاطع با احمدی نژاد است اما خود و سایر حامیان موسوی را به تجاهل زده و اینگونه القا می کنند که یا موسوی در مرحله اول پیروز است و یا رای احمدی نژاد آنقدر کم است که کار به مرحله دوم کشیده میشود.
در همین راستا نیز به دنبال تسخیر و انحراف چشمان مردم از واقعیتها هستند و این کار خود را با تکرار رنگ سبز در خیابان ها پیگیری می کنند.
غافل از آنکه حامیان دکتر احمدینژاد نه به دنبال تسخیر چشمها، بلکه به دنبال تسخیر دلها با توکل به خدا هستند،
و هرچه خدا بخواهد همان خواهد شد...
منبع : خبرنگار مسلمان
فکری نمی کردم خدای مجیدی هم رنگی شود...
فکر نمی کردم هنر و عشق و عقیده اش را به دروغهای کثیف میرحسینی بفروشد...
فکر نمی کردم برای نام و نان به تقلای مردم فریبی بیافتد...
فکر نمی کردم سرنوشت بچه های آسمان و باران و بیدمجنونش گره بخورد به دهان بازی فائزه هاشمی ها و جلودارزاده ها و مرعشی ها...
فکر نمی کردم دِین لمس کردن هنر اسلامی و تنفس کردن در هوای سینمای دینی و انقلابی اش را با دفن کردن راه امام، ادا کند...