دسته
برندگان دومین رقابت وبلاگ نویسان تبیانی
لينكدوني
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 423702
تعداد نوشته ها : 362
تعداد نظرات : 42
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
در تداوم اقدامات رنگین برای حمایت از یک کاندیدا به بهانه سالروز رحلت حضرت امام(ره) شرکت ایرانسل هم وارد عمل شد.
به گزارش جهان، ایرانسل در حمایت از میرحسین موسوی اقدام به ارسال پیامکهای تبلیغاتی با محتوای خاص کرده است.
این شرکت نیمه دولتی با ارسال پیامکی با عنوان ((  امام سبزپوش )) در غالب پروژه آهنگ پیشواز از آنها خواست برای دریافت این اهنگ در استانه سالروز رحلت امام (ره)  اقدام کنند.
این در حالی است که کارشناسان براین باورند که با وجود ۴۵میلیون تلفن همراه در دست مردم استفاده از رسانه پیامک برای تبلیغات می تواند برای کاندیداها بسیار موثر واقع شود از این رو هماهنگی و همکاری جالبی میان ایرانسل و ستاد موسوی آغاز شده است .
گفتنی است  چند روز پیش در جلسه حامیان مهندس موسوی در نیشابور و در پایان سخنرانی هادی خامنه ای، بین جمعیت حاضر که بیش از 600 نفر برآورد می‌شدند کارت شارژ تلفن همراه ایرانسل به مبلغ 5 هزار تومان توزیع شده بود . 
در روزهای اخیر  برخی از افراد در نهادها و سازمانهای دولتی و غیردولتی در راستای حمایت از موسوی از هر شیوه و روشی درحوزه کاری خود برای رساندن پیغام رنگ سبز به عنوان نشانه ستاد وی استفاده می کنند.
پیش از این نیز محمدتقى مهدیخانى، مدیر عامل و رئیس هیات مدیره شرکت تاکسى بیسیم تهران از پیشنهاد نیم میلیارد تومانی ستاد آقاى موسوى براى انجام تبلیغات میدانى بر روى ۱۳ هزار تاکسى تحت پوشش این شرکت خبر داده بود. 
به گفته وی، تیم تبلیغاتى ستاد مذکور خواستار بستن پارچه سبز به آنتن تاکسى ها و چسباندن عکس کاندیداى آنها بر روى شیشه ماشین ها بود که مورد موافقت این شرکت قرار نگرفت.
چندی پیش نیز یک نهاد دولتی در تصاویر چاپ شده به مناسبت رحلت حضرت امام(ره)ضمن به کار گیری رنگ سبز، از واژه (( روح الله موسوی )) به جای نام کامل امام خمینی استفاده کرده بود. 
پنج شنبه جهاردهم 3 1388

ادعای تبرئه در حالی مطرح می‌شود که کرباسچی در دادگاه محکوم و به سه سال حبس، 10 سال انفصال از خدمات دولتی و بازگرداندن اموال به خزانه ی دولت محکوم می‌شود.
 کرباسچی پس از 10،با بغض و اشک و گریه، با فیلم تبلیغاتی کروبی، به تلویزیون بازگشت تا تصویر دیگری به از خود، به مردم ارائه دهد. اما همین"گریه" بهانه ای برای بازخوانی پرونده ی تخلفات غلامحسین کرباسچی شد. مهم‌ترین واکنش به حضور اینگونه‌ی کرباسچی، به سخنان سه‌شنبه‌ی رئیس جمهور، در سفر به مشهد بازمی‌گردد که با اشاره به کرباسچی (بدون نام بردن از او) از مسئولینی که این مجرم اقتصادی را قهرمان ملی نامیدند، انتقاد کرد.
 دکتر احمدی‌نژاد در جمع مردم مشهد گفت: "بین سال‌های ‌٧٣ تا ‌٧٥ در تهران فردی را محاکمه کردند و حتی دادگاه او از صداوسیما پخش شد و این فرد اعتراف کرد که بیش از ‌٢٥٠ میلیون تومان از پول بیت‌المال را برای حزب و گروه خودش هزینه کرده است و این در شرایطی بود که مردم تهران زیر فشار سنگین عوارض شهرداری در حال خرد شدن بودند و آن آقا و طرفداران و اطرافیانش اعلام کردند که افراد فاقد درآمد کافی و کم‌درآمد باید تهران را ترک کنند، چراکه تهران جای محرومان نیست و جای کسانی است که پول‌شان از پارو بالا می‌رود." وی در ادامه افزود: "در این شرایط دیدیم که مدیران بالاتر به جای اینکه از این عمل زشت و غیرقانونی شرمنده بشوند، همه برای حمایت از این فرد تلاش کردند و این مسوول خاطی را به عنوان چهره‌ای ملی معرفی کردند."
این انتقاد با واکنش کرباسچی روبرو شد و او  رئیس جمهوری اسلامی ایران را به مناظره دعوت کرد. واکنش کرباسچی، البته تنها به  همین "دعوت به مناظره" ختم نشد و او در جوابی که در صفحه اول روزنامه ی اعتماد ملی به چاپ رسید، به رسم این روزهای کاندیدای انتخابات و حامیانشان، اتهاماتی را متوجه ی رئیس جمهور کرد.
کرباسچی که با خبرنگار اعتماد ملی گفتگو کرده است، با بیان ادعای تکراری "گم شدن 300 میلیارد تومان در زمان صدارت احمدی نژاد بر تهران"  که شورای شهر تهران بارها به آن جواب داده شده، به فرافکنی در مورد پرونده ی خود پرداخت. وی در عین حال گفت: "ایشان امروز اتهامی به من می‌زند که من از این اتهام تبرئه شدم. این اتهام محصول یک گروه شبه‌نظامی – مطبوعاتی بود."
ادعای تبرئه در حالی مطرح می شود که کرباسچی در دادگاه به سه سال حبس، 10 سال انفصال از خدمات دولتی و بازگرداندن اموال به خزانه ی دولت محکوم شد.
کرباسچی پس از سپری کردن بخشی از زمان حبس خود، با وساطت هاشمی رفسنجانی و محمدخاتمی، مورد عفو مقام معظم رهبری قرار گرفت و از زندان آزاد شد.
جالب آنکه که کرباسچی، برای اثبات بی‌گناهی خود، حرفی از رأی دادگاه نزده و از احمدی نژاد می‌خواهد که در شهر قدمی بزند و از مردم بپرسد که دادگاه کرباسچی سیاسی بود یا واقعاً حقوقی!
این درحالیست که به نظر می‌رسد پیش از این و در فیلم تبلیغاتی دکتر احمدی‌نژاد برای انتخابات سال 84، این امر صورت گرفته است.
درآن فیلم،صحنه‌هایی از یک ویلای مجلل متعلق به "شهردار سابق تهران" به نمایش درآمد که در زمان احمدی نژاد به یک فرهنگسرا تبدیل شده بود.
این سکانس فیلم تبلیغاتی احمدی نژاد در سال 84 با استقبال بسیار گسترده مخاطبین مواجه شد و در نهایت موجب شکست معنادار پدر معنوی کارگزاران از وی در انتخابات مرحله دوم شد.
به این ترتیب نتیجه‌ی انتخابات سوم تیر، نشان دهنده‌ی نظر مردم نسبت به زندگی تجملی مسئولین آن هم با بهره‌گیری از بیت‌المال بوده است.
به نظر می رسد با پایان مدت انفصال از خدمات دولتی کرباسچی، او به بهانه‌ی حمایت از مهدی کروبی، از فرصت حضور در عرصه‌ی رسانه‌ها و  تلویزیون برای تبرئه و احیای سیاسی خود بهره می‌جوید.
کرباسچی در فیلم تبلیغاتی کروبی نیز با گریه برای فقرای جامعه، سعی کرد چهره‌ی جدیدی از خود به نمایش بگذارد، اما با توجه به طرفداری وی از نظریه های بی رحمانه توسعه گرایی که "له شدن" فقرا را برای "پیشرفت جامعه" تجویز می کند، شاید اگر این گریه دلیل دیگری داشت، کمی باورپذیرتر به نظر می‌رسید.
همچنین او در ابتدای پذیرش سمت شهرداری تهران، نسبت به حضور فقراء در تهران اعتراض کرد و معتقد بود، خانواده‌های با درآمد کمتر از حدی مشخص، نباید در تهران زندگی کنند.
گفتنی است غلامحسین کرباسچی در هنگام تصدی شهرداری تهران در ویلایی مجلل در مجاورت پارک جمشیدیه، در شمالی‌ترین نقطه تهران زندگی می‌کرد.
منبع : راسخون

 

پنج شنبه جهاردهم 3 1388
روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز در گزارشی با اشاره به فضای خاص میتینگ های تبلیغاتی حامیان میرحسین موسوی، نوشت: بی شک رقص و آواز مختلط پسران و دخترانی که آرایش های خاصی دارند، از ویژگی های منحصر به فرد میتینگ های تبلیغاتی نامزد اصلاح طلبان است.
به گزارش راسخون، نیویورک تایمز در گزارشی از انتخابات ایران نوشت: حامیان میرحسین موسوی را افرادی تشکیل می دهند که معتقدند آزادی لازم به آنها داده نشده است.
این روزنامه آمریکایی به حضور یافتن میرحسین موسوی در دانشگاه تبریز اشاره کرد و نوشت: هواداران موسوی با لباس ها و دستبندهای سبز وارد محل سخنرانی نامزد مورد علاقه خود شدند و به رقصیدن و خواندن آواز پرداختند.
نیویورک تایمز به مختلط شدن پسران و دختران در هنگام رقص اشاره کرد و آورد: بسیاری از پسران طرفدار موسوی به منظور فیلم برداری از دخترها با تلفن همراه بین دخترها رفته بودند.
این روزنامه چاپ نیویورک، موسوی را فردی میانه رو و مناسب برای هدایت جمهوری اسلامی به سمت آزادی عنوان کرد.
چهارشنبه سیزدهم 3 1388
استفاده از رنگ سبز در شال، دستبند، لباس و وسایل حامیان موسوی، در حقیقت پشت پرده‌ای دارد و این نوع تبلیغات بیشتر از آن که هدف تبلیغ برای میرحسین موسوی را داشته باشد برنامه ای برای جنگ روانی بزرگی برای بعد از انتخابات است.

 

میر حسین موسوی در این مدت نتوانسته در درصد رای دهندگان به خود جهش شگرفی ایجاد کند و تمام بقای خود را در پی شعار «نه احمدی نژاد» دنبال می کنند و این افراد چون احتمال کمی می دهند که بتوانند در این انتخابات به موفقیت برسند سناریویی را تحت عنوان اختلال در آراء پیاده خواهند کرد.

این موج سبزپوشی ای که براه افتاده در واقع بخشی از این پروژه است؛ از آنجا که این نوع دستبندها و پوشش ها جلب توجه بسیاری می کند باعث می شود ذهن ناخودآگاه افراد را به خود مشغول ساخته و فردی که مثلا در طول روز 5 نفر را با این حالت می بیند در ذهنش کثرت افراد متبادر شود و با این کار جامعه به دنبال جا انداختن این مساله می باشند که حامیان میرحسین و مخالفان احمدی نژاد اکثریت جامعه را شامل می شوند.

این مساله وقتی که با نتایج واقعی آرا که در روستاها و شهرهای کشور یعنی پیروزی احمدی نژاد روبرو می شود، بستری مناسب برای اجرای سناریوی اختلال در آرا و صحت انتخابات را ایجاد می کند و آنها بلافاصله با اعلام پیشی گرفتن آراء احمدی نژاد بر سایر رقبا در صندوق‌ها، حتجره هایشان را پاره خواهند کرد تا بگویند که همه مردم طرفدار موسوی بوده اند و حتما تقلب شده است!

این در حالی است که حتی از اکنون خود حامیان معقول موسوی هم می‌دانند که پیروزی قاطع با احمدی نژاد است اما خود و سایر حامیان موسوی را به تجاهل زده و اینگونه القا می کنند که یا موسوی در مرحله اول پیروز است و یا رای احمدی نژاد آنقدر کم است که کار به مرحله دوم کشیده می‌شود.

در همین راستا نیز به دنبال تسخیر و انحراف چشمان مردم از واقعیتها هستند و این کار خود را با تکرار رنگ سبز در خیابان ها پیگیری می کنند.

غافل از آنکه حامیان دکتر احمدی‌نژاد نه به دنبال تسخیر چشم‌ها، بلکه به دنبال تسخیر دلها با توکل به خدا هستند،

و هرچه خدا بخواهد همان خواهد شد...

منبع : خبرنگار مسلمان

 

چهارشنبه سیزدهم 3 1388
شال‌های سبز نخی (یزدی) قیمتی بین 1500 تا 3000 تومان دارند و انواع طرح‌دار این شال‌ها ... انواع کاپشن چینی با نام «کاپشن احمدی‌نژاد» را که قیمتی بین 3000 تا 5000 تومان داشت، تا سه برابر قیمت (تا 14000 تومان) به فروش رساندند.
یک روزنامه اصلاح‌طلب مدعی شد، "نماد شال سبز میرحسین به شدت بین هواداران وی فراگیر شده و چندی است بازار پوشاک کشور از این امر تأثیر گرفته و شال، تی‌شرت و مانتو سبز بازار پررونقی را در این ایام سپری می‌کنند.

به گزارش «فردا» روزنامه اقتصادی سرمایه که در جریان اصلاح‌طلبان قرار دارد موضوع اقلام تبلیغی - پوششی را در ایام این دوره انتخابات ریاست جمهوری دست مایه یک گزارشی سیاسی اقتصادی قرار داده است.

در این گزارش آمده است: طی روزها و هفته‌های اخیر بوتیک و مانتو فروشی‌های شهر ویترین فروشگاه‌های خود را با انواع مانتو و شال‌های سبزرنگ تزئین کرده‌اند و با‌توجه به مد بودن رنگ سبز آبی در سال جاری، فروش خوبی هم نصیب این فروشندگان پوشاک شده است.

حمید رضوانی یکی از فروشندگان پوشاک در این زمینه گفت: «طی دو هفته گذشته فروش شال و تی‌شرت سبز در این فروشگاه به نسبت ایام عید دو برابر شده است».

وی در مورد قیمت این پوشاک خاطرنشان کرد: «انواع تی‌شرت ساده سبز رنگ از 2500 تا 5000 تومان قیمت دارد و تی‌شرت سبز رنگ دارای طرح و نوشته نیز به قیمتی بین 15 تا 20 هزار تومان به فروش می‌رسد».

یکی دیگر از فروشندگان پوشاک نیز در مورد قیمت انواع شال سبز گفت: «شال‌های سبز نخی (یزدی) قیمتی بین 1500 تا 3000 تومان دارند و انواع طرح‌دار این شال‌ها نیز تا 5000 تومان به فروش می‌رود ضمن اینکه انواع شال سبز تابستانی تا 8000 تومان قیمت‌گذاری شده است».

مجتبی کریمی در ادامه افزود: «برخی از شال‌های سبز به قیمت 12 هزار تومان نیز فروخته می‌شود».

وی تاکید کرد: «قیمت این شال‌ها بستگی به جنس و مرغوبیت پارچه آن دارد».

عباس فضل علی ‌پور یکی از فروشندگان وسایل خرازی گفت: «آمار فروش روبان‌های سبزرنگ از اول خرداد تاکنون دو برابر شده است و هر روز جوان‌های زیادی برای خرید این کالا مراجعه می‌کنند».

وی تاکید کرد: «تنها در صبح روز دوم خرداد، 20 رول نوار سبز رنگ (22متری) در این مغازه به فروش رفت».

وی به قیمت این نوار و روبان‌های سبز اشاره کرد و افزود: «قیمت نوار‌های باریک از متری 100 تومان شروع شده و تا متری 400 تومان ادامه دارد و همچنین روبان‌های ساتن که اغلب دختر‌های جوان به عنوان تل موی سر از آن استفاده می‌کنند تا متری 800 تومان به فروش می‌رسد».

بازار کاپشن احمدی‌نژاد

چند سال گذشته که کاپشن احمدی‌نژاد اغلب بین جوانان بسیجی مورد استقبال قرار گرفت بازار این پوشاک ایرانی و چینی نیز از رونق بسیاری برخوردار شد به طوری که برخی فروشندگان پوشاک و بسیاری از دستفروش‌ها از این آب گل‌آلود ماهیان درشتی صید کرده و انواع کاپشن چینی با نام «کاپشن احمدی‌نژاد» را که قیمتی بین 3000 تا 5000 تومان داشت، تا سه برابر قیمت (تا 14000 تومان) به فروش رساندند.

یک روزنامه غربی نیز در آن زمان با اشاره به این کاپشن نوشت: «سبک لباس پوشیدن رئیس‌جمهوری ایران نمایانگر وجهه وی به عنوان فردی مخالف «غربزدگی» و «مردی مردمی» است، وجهه‌ای توأم با شعارهای مبارزه با فقر، فساد و تبعیض نقش موثری در پیروزی احمدی‌نژاد در انتخابات 23 ژوئن ایفا کرد».

محبوبیت این لباس بین جوانان باعث شده بود این کاپشن در برخی از شهرهای کشور نایاب شود یا به قیمت‌هایی تا 20 هزار تومان به فروش رود.

حسین باغستانی رئیس اتحادیه صنف پوشاک یزد در این مورد به فارس گفته بود: «نوع خارجی کاپشن رئیس‌جمهوری که از کشور چین وارد می‌شود، به قیمت پنج هزار تومان در بازار موجود است و نوع ایرانی که بیشتر مخاطب دارد به قیمت 12هزار تومان به فروش می‌رسد».

یک فروشنده پوشاک نیز در این باره در آن زمان، اظهار داشت: «سال گذشته -1383- قیمت این نوع کاپشن‌ها 2500 تا سه هزار تومان بود ولی هم اکنون-1384- به سه تا چهار برابر افزایش پیدا کرده است».

وی یادآور شد: «تولید انبوه کاپشن مدل کاپشن رئیس‌جمهور در کارخانه‌های چینی با قیمت 15000 تومان سفارش داده شده است».
منبع : نشریه الکترونیکی خانواده سبز
سه شنبه دوازدهم 3 1388

فکری نمی کردم خدای مجیدی هم رنگی شود...
فکر نمی کردم هنر و عشق و عقیده اش را به دروغهای کثیف میرحسینی بفروشد...
فکر نمی کردم برای نام و نان به تقلای مردم فریبی بیافتد...
فکر نمی کردم سرنوشت بچه های آسمان و باران و بیدمجنونش گره بخورد به دهان بازی فائزه هاشمی ها و جلودارزاده ها و مرعشی ها...
فکر نمی کردم دِین لمس کردن هنر اسلامی و تنفس کردن در هوای سینمای دینی و انقلابی اش را با دفن کردن راه امام، ادا کند...

فکر نمی کردم...

***

صحنه ای که در فیلم میرحسین زنی از میان جمعیت خودش را به اتوبوس می رساند و بعد با تلاش وارد اتوبوس می شود و در عین ظاهر ساده و بی سوادش، نطق غرا و جگرسوزی میکند...،
بسیار تصنعی و بی بنیه بود

همان اول که دیدم فهمیدم این صحنه ساختگی است
از تهعد مجیدی هم صرف نظر کنیم...از تخصصش بعید بود چنین صحنه مسخره ای..
جالب که بخشی از صحبت زن را هم با صدای بوق سانسور میکنند
که مثلا ما نهایت صداقتیم و این فیلم به غایت طبیعی...
و بیننده ی گوسفند هم از کجا می فهمد چیزی به نام تدوین و صدا گذاری و غیره و ذلک در سینما وجود دارد که لازم نباشد اینقدر تابلو صدای بوق پخش کنیم..
.
اما هیچکدام تا وقتی این خبر را نشنیدم دلیل نوشتن این مطلب نشد:
زن بینوایِ تنهایِ عاشق فرزندِ قربانی سیاست های نکبت بار دولت نهم....،
یک بازیگر شمالی است که آقای مجیدی در فیلم به خدمت گرفته بود..
سه شنبه دوازدهم 3 1388
X