انّنى انا اللّه لااله الاّ انا فاعبدنى واقم الصلوة لذکرى
رابطه نماز و توحید بسیار نزدیک است ، توحید ما را به سوى نماز مى کشاند و نماز روح توحید ما را زنده مى کند. نماز با تکبیر آغاز مى شود و در هر رکعت بعد از پایان سوره ، قبل و بعد از رکوع و هر سجده و در پایان هر نماز، مستحب است اللّه اکبر بگوئیم . در ذکر رکوع و سجود، سبحان اللّه مى گوئیم و در رکعت سوم وچهارم لااله الا اللّه مى گوئیم که همه مایه صیقل دادن روح توحید و جلوه دادن روح ایمان است .
یکى از اسرار نماز، تشکّر از ولى نعمت است ، قرآن مى فرماید: واعبدوا ربّکم الّذى خلقکم والّذین من قبلکم
عبادت کنید پروردگارى را که شما و نیاکان شما را آفرید، هستى شما و همه از اوست .
در سوره کوثر مى خوانیم : انّا اعطیناک الکوثر فصلّ ما به تو کوثر دادیم ، خیر زیاد عطا کردیم پس نماز بخوان . یعنى به شکرانه عطایاى ما نماز به پا دار.
نماز بهترین نوع شکرگزارى است که شیوه آن را خداوند بیان فرموده و تمام انبیا و اولیا هم آن شیوه را به کار بسته اند. نماز تشکّرى است عملى ، زبانى ، دائمى و سازنده .
حضرت على علیه السّلام به مالک اشتر مى فرماید: واجعل افضل اوقاتک للصلوة بهترین وقت خودت را براى نماز قرار بده .
و بدان ارزش تمام کارهاى تو تابع نماز تو است :
واعلم انّ جمیع اعمالک تبع لصلوتک
در حدیث مى خوانیم اوّلین چیزى که در قیامت مورد سؤ ال و حساب قرار مى گیرد نماز است .
آرى ، اوّلین واجب بر هر مکلّفى قبل از روزه و خمس و زکات و حج و... نماز است و طبیعى است که در قیامت نیز در اوّلین فرصت ، از اوّلین تکلیف سؤ ال شود.
مرحوم کلینى از ابو عبدالله ، امام صادق علیه السلام نقل مى کند: اسم خدا: غیر اوست و هر چیزى که بر آن اسم شى ء نهاده شود، مخلوق است جز خداوند - تا آن جا که مى فرماید - هر کس گمان کند که خدا را نى توان با حجاب و صورت یا مثالى شناخت ، مشرک است . زیرا حجاب و صورت و مثال خداوند، غیر اویند. در حالى که او احد و موحد است ؛ پس آن کس که گمان مى کند، او را مى توان با جز خودش شناخت ، چگونه مى توان او را یگانه دانسته ، اهل توحید باشد؛ بلکه کسى خدا را تواند شناخت که ، خدا را با خودش بشناسد. پس کسى که خدا را با خدا نشناسد او را نشناسد او را نشناخته ، بلکه غیر او را شناخته است .چه ، میان خالق و مخلوق چیزى حایل نیست .
در توحید صدوق از منصور بن حازم روایت است : به امام صادق علیه السلام عرض کردم : من با قومى مناظره و بحثى داشته ، به آنها گفتن : خداوند متعال بزرگ تر و والاتر از آن است که با خلقش شناخته شود، بلکه بندگان ، با او شناخته مى شوند
حضرت فرمود: خدایت رحمت کند!
در باب نود و پنجم مصباح الشریعه روایت شده است که :
امام صادق علیه السلام فرمود: عارف ، شخص او با خلق ، و قلب او با خدا است .
سعدى در افاده این معنى چه نیکو سروده است :
| هرگز وجود حاضر و غائب شنیده اى |
| من در بیان جمع و دلم دیگر است ! |
| ابناى روزگار به صحرا روند |
| صحرا و باغ زنده دلان کوى دلبر است |