معرفی وبلاگ
امام علی (ع): هر چيز داراي سيماست ، سيمای دين شما نماز است.( بحار الانوار، ج ,82 ص 227 )
دسته
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1238475
تعداد نوشته ها : 703
تعداد نظرات : 69
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

پیشگفتار:

جبهه‌دوم‌خرداد به صراحت و بدون پرده‌پوشی در رسانه‌ها و موضع‌گیری‌های خود، نظام جمهوری اسلامی را به نظامی سکولار، لیبرال سرمایه‌داری و هضم در نظام‌سلطه تعریف می‌کردند و در این رهگذر حتی به مرز اهانت به پیامبر‌(ص)، قیام عاشوراء، نظام دینی، امام، ولایت‌فقیه، رهبری و ... رسیدند و تندروی‌ها، افراطی‌گری‌ها و حریم‌شکنی‌ها قابل توجهی داشتند.
نکته قابل تأمل این است که مقابله با ماهیت و هویت دینی نظام‌جمهوری‌اسلامی و تلاش برای براندازی این ماهیت از سوی جریان رادیکال دوم خرداد که به صراحت تئوری «حاکمیت‌دوگانه» را مطرح کردند، خواسته‌ای نبود که صرفاً در رسانه‌های آنها منعکس شود بلکه در عملکرد نهادهای سیاسی در اختیار این جریان مانند: وزارت‌ارشاد، وزارت کشور و ... مشهود بود.
در ارزیابی منطقی و واقعی از یک جریان خطی و به‌هم‌پیوسته، باید به 5 سطح بپردازیم: «مبانی‌اندیشه، اعتقادات، حوزه نظری، رویکردی و رفتاری» 5 حوزه و سطحی هستند که می‌توان هر جریان خطی را مورد ارزیابی و واکاوی قرار داد. در این تحلیل که اجمالی از مباحث دکتر «جهاندار‌ امیری» است به سه سطح اشاره شده است.

مقدمه:

مشارکت گسترده و ناگهانی مردم در دوم‌خرداد 1376، رویداد و اتفاق سیاسی غیرمنتظره‌ای بود که برداشت‌ها و تحلیل‌های مختلف و بی‌سابقه‌ای درباره آن بیان شد. گستردگی دامنه این تحلیل‌ها به میزانی است که جمع آنها تقریباً ناممکن است. در یک ضلع این تحلیل‌ها گفته می‌شود که پیروزی یک جناح در دوم‌خرداد، محصول شبهه‌افکنی رسانه‌های بیگانه، جنگ‌روانی روشنفکران غرب‌گرا و برخی فعالان سیاسی و انحراف در افکار عمومی بود. در ضلع دیگر آن، تعریف از دوم خرداد قرار داشت که آن را انقلاب و فراتر از نظام اسلامی و چارچوب‌های تحلیلی آن می‌دانست. به‌نظر این طیف، دوم‌خرداد محصول فشار نیروها و نابسامانی‌های گذشته، تحولات اجتماعی و برخی سیاست‌های اعمال‌شده بود که می‌توان آن را نقطه‌عطف و همپای انقلاب اسلامی سال 1357 ایران دانست.
در میان این دو ضلع، تحلیلی قرار داشت که آن را رخدادی طبیعی در چارچوب نظام اسلامی می‌دانست. اپوزیسیون خارج از کشور هم دوم‌خرداد را مرتبط با گفتمان انقلابی 1357 می‌دانست و معتقد بود که این گفتمان (انقلاب اسلامی) با گذشت حدود دو دهه از تاریخ آن، با چالش‌هایی اساسی به‌ویژه در مقابل مدرنیته روبه‌رو شده بود و دوم‌خرداد برای جلوگیری از سقوط آزاد نظام به سوی از هم‌گسیختگی شکل گرفت.
بیشتر افراد و گروه‌هایی که میانه خوبی با نظام جمهوری اسلامی نداشتند، دوم‌خرداد را بی‌هیچ کم‌و‌کاستی، انقلاب معرفی می‌کردند و با اطمینان و جرأت تمام می‌گفتند این حرکت مردم، انقلابی سیاسی بود. این افراد در توجیه نظر خود به برخی ویژگی‌های انقلاب اشاره می‌کردند و می‌گفتند رخداد دوم‌خرداد همانند انقلاب دارای ویژگی‌هایی همچون نقطه عطف بودن، فراگیر بودن، منجر شدن به دگرگونی‌های گسترده و داشتن ایدئولوژی و رهبر بود. اما از آنجا که اصلی‌ترین ویژگی انقلاب، خشونت‌بار بودن آن است و دوم‌خرداد فاقد این جنبه بود، آن را انقلاب آرام، خیزش جدید، اصلاحات رادیکال می‌نامیدند که تفاوت چندانی با انقلاب نداشت.
اصلاح‌طلبان و اپوزیسیون خارج از کشور می‌خواستند با انقلاب نامیدن دوم‌خرداد، «مخالفت در رژیم» را به «مخالفت با رژیم» تبدیل کنند. آنها از قواعد دمکراتیک، به دنبال نفوذ در بدنه نظام، تسخیر آن، مرعوب‌‌کردن مخالفان، ساختارشکنی و کسب تمام قدرت برای ساختن نظمی جدید و آغاز راهی نو بودند. در مقام بررسی مختصر مفهوم انقلاب و مقایسه دوم‌خرداد با انقلاب باید گفت که انقلاب، راهبردی است که به کمک آن با یک خیزشی همگانی و به مدد پیکار مسلحانه، یک نظام ساقط‌شده و تغییرات بنیادین در ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در آن ایجاد می‌شود. اندیشمندان سیاسی، خشونت‌بار بودن، جایگزینی یک نظام جدید به‌جای نظام تخریب شده، دگرگونی‌های بنیادین در ارزش‌ها و اسطوره‌ها را جزء مهم‌ترین ویژگی‌های انقلاب می‌دانند. انقلاب وقتی به‌وقوع می‌پیوندد که انسداد سیاسی بر جامعه حاکم و مشکلات و معضلات ایجاد شده از طریق ساختارهای قانونی قابل حل نباشد و مردم به این نتیجه برسند که باید برخلاف ساختارها، قوانین ارزش‌ها و اهداف نظام حاکم به شیوه‌های مختلف به سرنگونی آن بپردازند. با توجه به این تعاریف و ویژگی‌ها، اگر دوم‌خرداد انقلاب بود، به‌صورت حداقلی باید تمام وضعیت موجود و مناسبت‌های سیاسی را بر هم می‌زد و اگر انقلاب اجتماعی بود، می‌بایست مناسبات مربوط به بهره‌برداری از نیروهای تولید و اقتصاد را نابود می‌کرد و شکل‌ دیگری را جایگزین آن می‌ساخت و اگر هم انقلاب فرهنگی بود، می‌بایست نحوه تلقی نگرش و ارتباط انسان‌ها را با یکدیگر و با سنت‌ها دگرگون می‌کرد. بنابراین به هیچ عنوان نمی‌توان آن را به‌عنوان انقلاب معرفی کرد. حتی دوم‌خرداد را نمی‌توان جنبش اجتماعی نامید چرا که هدف و برنامه واحد، ایدئولوژی و ارزش‌های مشترک و هماهنگی نیروهای مختلف آن، هیچ‌کدام آن‌گونه که در جنبش‌های اجتماعی باید باشند در رخداد دوم‌خرداد نبود. گروه‌های دوم‌خرداد هرکدام به‌صورت جداگانه برنامه سیاسی و اهداف خاصی برای خود داشتند و انسجام در اهداف، که خاص جنبش‌های اجتماعی است، در گروه‌های تشکیل‌دهنده دوم خرداد نبود. آنها از نظر عقیدتی و ایدئولوژیکی هم طیف ناسازگار و ناهماهنگی بودند که در یک سر آن معتقدان به سکولاریسم و لیبرالیسم غربی و در سر دیگر آن طرفداران ارزش‌های دینی وجود داشتند. حتی بعد از پیروزی هم وجود تنافض و اختلاف در جبهه دوم‌خرداد واضح و آشکار بود به‌گونه‌ای که هیچ‌کس نمی‌توانست آن را انکار کند. در واقع دوم‌خرداد حالت بلوک و جبهه‌ای را داشت که در آن گروه‌های مختلف و متعددی با دیدگاه‌های متفاوت حضور داشتند.
گفتمان اصلاح‌طلبان در مقطع پیروزی یعنی خرداد 1376، ترکیبی از نمادها و نشانه‌های مختلف و گاه متضاد بود که شعارهای مذهبی، انقلابی، خط امامی، ملی‌گرایانه و دمکراتیک استفاده می‌کرد. از سوی دیگر، این گفتمان، نمادهایی برای جوانان، زنان و کسانی که حتی حساسیتی به دین و انقلاب نداشتند، مطرح کرد. علاوه ‌بر این با ژستی اپوزیسیونی، اپوزیسیون، مخالفان دین‌مداری و طبقات مدرن را هم بسیج کرد.
دوم‌خردادی‌ها برای پیروزی خاتمی، شعارهای پوپولیستی و منجی‌گرایانه سر دادند و به‌ «کاریزماسازی» پرداختند. «کاریزماسازی» و اسطوره اگرچه تحرک‌آفرین و در شرایطی مورد نیاز می‌شوند، ولی این روحیه الزاماً از عقل، منطق و توسعه تبعیت نمی‌کند. در فضای حماسه و اسطوره‌ای، آنچه همه را به تحرک وامی‌دارد و ذهن‌ها را می‌شوراند، هیجان است. در دوم‌خرداد توقعاتی در جامعه ایجاد شد که بسیار فراتر از توان دوم‌خردادی‌ها بود و بعد از آنکه در عمل کردن به شعارها، موفقیت‌ نهایی ایجاد نشد، اعلام می‌شد که جامعه و افکار عمومی توقعاتی از اصلاح‌طلبان دارند که فراتر از توان آنهاست.
با توجه به نقش برخی فعالان سیاسی، نخبگان و مطبوعاتی‌ها در راه‌اندازی توده‌های مردم، می‌توان استدلال کرد که نخبگان و روشنفکران با توجه به آمادگی شرایط، مردم را به حرکتی توده‌وار واداشتند. اینکه در انتخابات دوم‌خرداد 1376، «خانه کارگر» که باید مدعی حمایت از حقوق کارگران باشد، با کارگزاران که طرفدار اقتصاد آزاد، سرمایه‌داری و آزادی سرمایه هستند و «دین‌دار اصول‌گرا» با لیبرال و طرفداران مدرنیسم در یک جناح و جبهه جمع می‌شوند، مشارکت براساس منابع و مصالح صنفی، فکری، اقتصادی افراد و گروه‌ها نیست و حرکتی توده‌وار و پوپولیستی است که نخبگان و روشنفکران برای پیروزی در انتخابات شکل داده بودند.
موج‌سواری بر اعتراض‌ها و انتقادها و استفاده ابزاری از مردم، فرصت تاریخی برای کسانی ایجاد کرد که همه مطالبات را با هم مطرح می‌کردند. از جامعه مدنی، قانون‌گرایی و آزادی برای سهیم شدن در قدرت و کنار زدن رقبای خود استفاده کردند و پس از آن معنای مفاهیم ذکرشده را از نظام فراتر بردند.
زمینه‌های اقتصادی و اجتماعی ـ فرهنگی رخداد دوم خرداد
به این فرضیه که دوم‌خرداد ریشه در تحولات سیاسی و اقتصادی دوره بعد از جنگ تحمیلی دارد، دوگونه «سلبی» و «ایجابی» نگاه شده است. طرفداران «نگاه‌ایجابی»، معتقدند که توسعه سیاسی رخداد دوم‌خرداد و تحولات دوره اصلاحات، فرایندهایی نبودند که یک شبه ایجاد شوند، بلکه ریشه آن را باید در دوره سازندگی جستجو کرد. (1) برخی افراد هم با نگاهی سلبی و منفی معتقدند که دوم‌خرداد یکی از عوارض و بازتاب‌های دوران سازندگی بود و پیام دوم‌خرداد یک جواب منفی به عملکرد دوران سازندگی بوده است. براساس این نگرش، دوم خرداد اعتراض به خط‌مشی‌های یک‌سویه و شتابان دولت سازندگی درجهت توسعه اقتصادی ... و بی‌توجهی این دولت به برنامه‌های توسعه سیاسی بود. به‌عبارت دیگر، می‌توان گفت دوم‌خرداد در واکنش به الگوی دگرگونی «شبه‌مدرنیستی‌اقتصادی» دهه دوم انقلاب پدید آمد.
در بررسی دو دیدگاه، باید پذیرفت که رخداد دوم خرداد به‌ پایه تحولات اقتصادی و اجتماعی دهه قبل از آن با برنامه‌های بازسازی اقتصادی، تعدیل و خصوصی‌سازی شکل گرفت. جنگ هشت ساله، که به ایران بعد از انقلاب تحمیل شد، درواقع تمام منابعی را که باید صرف سرمایه‌گذاری و ایجاد فرصت‌های شغلی و درآمدی می‌شد به خود اختصاص داد و زیرساخت‌های فیزیکی، کارخانجات و ظرفیت‌های تولیدی بزرگی را تخریب کرد و با کاهش درآمد سرانه مردم، بیکاری و فقر را در کشور به‌شدت افزایش داد. برنامه اقتصادی دوران سازندگی، تخصیص منابع را به‌گونه‌ای سازمان می‌داد که بخش عمده آن در خدمت توسعه تأسیسات زیربنایی اقتصادی، احداث سدها، نیروگاه‌ها، پالایشگاه‌ها، توسعه صنایع مادر، راه‌ها و مخابرات قرار می‌گرفت. به‌علاوه برنامه تعدیل و خصوصی‌سازی، مهم‌ترین رکن دوران سازندگی به‌شمار می‌رفت که نتایج خاصی را به‌دنبال داشت.
برخلاف دهه اول انقلاب، دولت جدید ادعا می‌کرد که به‌خصوصی‌سازی و کاهش حجم دولت خواهد پرداخت؛ اما بعد از شروع سیاست‌های بازسازی، به تبعیت از الگوهای اقتصاد «نئولیبرالی» و برخی بنیادهای اقتصادی در سایه دولت تقویت شدند و اختلاف‌های طبقاتی و بی‌عدالتی اجتماعی در جامعه افزایش یافت و شکاف طبقاتی در جامعه به امری ملموس تبدیل شد. بنابر آمار رسمی، در حالی ‌که نسبت درآمد بالاترین دهک به پایین‌ترین آن در کشورهای همسایه بسیار پایین بود، در ایران این شکاف با سرعت زیادی گسترده‌تر شد.
در کنار دیدگاه اقتصادی مبتنی بر نوسازی و توسعه اقتصادی برای تبیین رخداد دوم‌خرداد، گرایش شبیه به دیدگاه ساختاری‌‌ـ کارکردی در توضیح انقلاب‌ها معتقد است که ریشه رخداد دوم‌خرداد را باید در تحولات اجتماعی و فرهنگی جست‌و‌جو کرد و تحولات اقتصادی نقش حاشیه‌ای در ظهور این واقعه داشته است. برخی از این تغییرات عبارتند از: «رشد چشمگیر نرخ باسوادی، رشد کمی دانشجویان و مراکز آموزش عالی، مصرف‌گرایی، مدرک‌گرایی، تجمل‌‌گرایی، روابط باز در رفتارها و برخوردهای جنس‌‌های مخالف، شکل‌گیری شادی‌های جدید، دگرگونی در چگونگی گذراندن اوقات فراغت و تغییر مرجعیت برخی جوانان و نوجوانان از گروه‌های سنتی به گروه‌های مدرن و ...».
نسل جدید که با نسل اول انقلاب فاصله گرفته بود و تجربه انقلابی‌گری نداشت، شاهد پُررنگ شدن زندگی تجملی، مادی‌گرایی و لوکس‌گرایی به‌عنوان ارزش‌های جدید بود و اتفاقاً از نظر ساختار جمعیتی بخش عظیمی از جامعه را تشکیل می‌داد. آنها کمتر زیر بار شیوه‌های زندگی سنتی می‌رفتند و با آهنگ تبلیغات رسمی هماهنگ نبودند و شکاف اجتماعی و ارزشی ملموسی با طبقات سنتی ایجاد کرده بودند. گروه‌های به صحنه آمده، همچون جوانان، نوجوانان و زنان می‌خواستند با تحلیل و نگاه خود به نقد و بازنویسی حیات سیاسی و اجتماعی خود بپردازند. طیف چپ نظام که وضعیت پیش‌آمده را ناشی از برنامه‌های جناح راست می‌دانست، با توجه به سرخوردگی‌های ایجاد شده، همراه با بخش مدرنی که نه تنها خود از میان ناهماهنگی‌ها سربرآورده بود و در تشدید آن نقش اساسی داشت، با ژستی مخالف به هدایت و سکان‌داری موج فرهنگی ـ اجتماعی پیش‌آمده پرداختند.

مبانی نظری و فکری دوم خرداد

اصلاح‌طلبان دوم‌خردادی که بعد از پیروزی «سیدمحمد‌خاتمی» تلاش کردند تا با نظریه‌پردازی برای دوم‌خرداد و معرفی آن به‌ عنوان انقلاب، جنبش یا شبه ‌انقلاب، جهت و گرایش خاصی به دوم‌خرداد بدهند، عموماً معتقدند که بانیان دوم‌خرداد در حلقه‌های فکری و سیاسی مشخصی قرار داشتند. این طیف معتقد است که سرمشق دوم‌خرداد، نظریات اجتماعی و فکری نوگرایان دینی و تجلی اراده روشنفکران دینی در جامعه بوده است. به‌نظر این گروه، روشنفکران دینی، «هسته‌ بسیج‌گر» دوم‌خرداد بودند و «آقای‌خاتمی» از مفاهیم مدرن برخی حلقه‌های تحقیقاتی استفاده می‌کرد. گفتمان اصلاحی، مدنی و مردم‌سالار دوم‌خرداد محصول تعامل فکری کانون‌های روشنفکری بوده و با تعامل با روشنفکران غیردینی هم در برآمدن آن تأثیر داشته است.
رخداد دوم‌خرداد مجموعه‌ای گسترده و ناهماهنگ را در خود جمع کرده بود که برخی از جناح‌های داخل آن نه تنها میانه خوبی با هم نداشته، بلکه متخاصم و مخالف همدیگر محسوب می‌شدند. علاوه ‌بر این، تبدیل شدن این رخداد به نهاد و قرار گرفتن نیروهای آن در درون ساختارها، آن را دچار رکود و ناهماهنگی بیشتر می‌کرد. دوم‌خردادی‌ها با گذشت حدود یک سال، تلاش‌های متعددی برای بازسازی فکری آن و معرفی‌اش براساس یک نظریه اجتماعی به‌عمل آوردند. هدف این بود که به بی‌سروسامانی‌ها و ابهام‌های مفهومی پایان داده شود و بنیانی برای هدایت برنامه‌ها، سیاست‌ها و مفاهیم ایجاد شود. تناقضات و بحران مفهوم ایجادشده اگرچه ریشه‌های متعددی داشت، ولی نیازمند تبیین، تشریح و توضیح بود و برای چنین اقدامی، چارچوب نظری بایسته‌ای ضرورت داشت.
مفاهیمی همچون «قانون‌مداری، جامعه مدنی، اصلاحات و آزادی» نیازمند نظریه‌پردازی برای مشخص‌شدن چارچوب‌هایشان بودند تا به‌صورت انگاره‌هایی بی‌ریشه و سردرگم و فاقد اهداف معین درنیایند. بخش‌های تندرو جناح دوم‌خرداد برای تعیین تکلیف درخصوص مفاهیم، چارچوب‌ها و چگونگی حرکت، احساس می‌کردند که به «مانیفستی» جامع نیاز دارند تا ضعف‌های نظری و فکری آنها را جبران کند. حرکت به‌ سوی «نوگرایان‌دینی» و تبدیل دوم‌خرداد به جنبش اصلاح‌طلبی با این هدف بود که برپایه یک تئوری و نظریه‌ای توانا و صلاحیت‌دار، چتری مشخص برای حرکت برپا کنند. آنها مرتب تکرار می‌کردند که دوم‌خرداد براساس طرح و برنامه‌ نظری «نوگرایان‌دینی» و مفاهیم پیشین و معطوف به هدف آنها صورت پذیرفته است. به‌نظر آنها، نما و چشم‌انداز کلی از نوگرایان دینی‌ نزد بانیان دوم‌خرداد و حامیان آن وجود داشته و رأی‌دهندگان در حقیقت از نظریه اجتماعی و سیاسی آنها حمایت کرده بودند.
در کنار این اظهارنظرهای کلی درباره مبنای نظری دوم‌خرداد، برخی با صراحت بیشتری از نظریات افرادی مثل «دکتر‌سروش» و برخی لیبرال‌ها به‌عنوان الگوی غالب و سرمشق فکری دوم خرداد نام می‌برند.
اندیشه و افکار دوم‌خردادی‌ها عموماً ریشه در تفکرات نوگرایان و روشنفکران دینی و لیبرال‌ها دارد که در ادامه به برخی از این اندیشه‌ها می‌پردازیم:
«نوگرایان‌دینی» براساس مقاطع تاریخ، بسترهای فکری و سرمشق‌های معرفت‌شناختی، پایگاه اجتماعی، اهداف و نوع ارتباط با اسلام اصولی و دین‌شناسی حوزوی از همدیگر قابل تفکیک و تقسیم هستند. علی‌رغم تفاوت‌های اندک می‌توان گفت که جوهر و هدف مشترک همه طیف‌های نوگرا با عناوین مختلف، تطبیق دین با شرایط مدرن و جدید جامعه است.

ـ انسان‌شناسی

در نگاه اول، پیگیری این هدف نیازمند آشتی دین با مدرنیسم، روشنفکری احکام و مظاهر تمدنی جدید است و چالش و تعارضی بین آنها به ذهن نمی‌آید. در واقع مشکل از جایی آغاز می‌شود که نوگرایان از مبانی و اصول دینی جدا شده و به آموزه‌های لیبرالی و بشری نزدیک و با پذیرش آنها به تعریف و تبیین دین، انسان و جهان می‌پردازند تا بنایی فکری و اعتقادی برای انسان بسازند که متناسب با تصویر و تجربه انسان از خودش باشد. بر این‌ اساس، زیربنای اساسی گرایش‌های مختلف «نوگرایان‌دینی» به‌ویژه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، انسان‌شناسی مدرن و ارائه تعاریف و فهم‌های جدید از انسان می‌باشد به‌گونه‌ای که اگر تلقی خاصی که نظام معرفت‌شناختی نوگرایان از انسان ارائه می‌کند از نوگرایی حذف شود، به بنیادهای ساختاری و معرفتی آنها آسیب‌های جدی وارد می‌کند.
اساس انسان‌شناسی فردگرایانه نوگرایانه، تلقی افراد به‌عنوان موجوداتی مستقل، واجد عقل و توانمند در تشخیص مصالح و منافع است. انسان‌ها با این ویژگی‌ها می‌توانند با دین بر سر هدایت‌گری، سعادت، تعیین ملاک‌ها و حد و مرزها به چالش بپردازند و به دین و تکالیف دینی هم به‌ عنوان حقوق انسانی نگاه کنند و انتخاب آنها از اختیارات و حقوق افراد به‌شمار رود.
اصلی‌ترین ویژگی انسان جدید که به او «دانایی‌نظری» و «توانایی‌عملی» برای تبدیل شدنش به موجودی مقتدر می‌دهد، عقل «خود‌بنیاد» و «خودمختار» آن است که بر تمامی ابعاد زندگی‌اش تأثیر می‌گذارد. براساس چنین قدرتی، بشر همان‌گونه که جنبه‌های علمی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی زندگی خود را بازسازی می‌کند، دین را هم به‌گونه‌ای بازسازی می‌کند که با شرایط جدید هماهنگ باشد و با عقل مدرن «مانعة‌الجمع» نباشد.
انسان‌ها در چنین وضعیتی، خود بر دین قالب‌های مختلف می‌زنند. تفاوت ادیان آسمانی و بشری با این استدلال که انسان‌ها در هر مقطع و شرایطی برداشتی مناسب با علم و شرایط محیطی خود از آنها ارائه می‌دهند، یکسان تلقی می‌شوند و همه آنها در یک سطح قرار می‌گیرند.

مبانی معرفت‌شناختی

یکی از مواردی که نوگرایان دینی بر آن تأکید دارند، «پلورالیسم» است. «پلورالیسم» در حوزه دین و دین‌شناسی در مقابل حصرگرایی دینی قرار می‌گیرد. براساس نظریه حصرگرایی، حقانیت، سعادت و هدایت در گرو دین واحد و پیروی از دستور خداوند است. در مقابل حصرگرایی، «پلورالیسم» که نوعی کلام جدید در معرفی هم‌عرض بودن ایدئولوژی‌ها و دین‌های مختلف است، همه ادیان و آیین‌ها را راه‌هایی مستقل و جداگانه به‌سوی سعادت و حقیقت می‌داند که به‌سوی یک مقصد به پیش می‌روند و چون راه‌های مختلفی برای رفتن به سوی حقیقت وجود دارد، همه آنها می‌توانند بر حق باشند.
براساس نظریه «پلورالیسم‌دینی»، هیچ دین تفسیرنشده‌ای وجود ندارد و هیچ دینی نمی‌تواند خود را مقدس و فوق چون‌و‌چرایی تلقی کرده و دیگران را اهل باطل بداند. این نکته علاوه بر پذیرش تکثر راه‌های رسیدن به حقیقت و فوایدی که از ناحیه این پذیرش نصیب انسان‌ها می‌شود بر غیرحقیقی معرفی کردن همه ادیان و فهم‌های بشری دلالت می‌کند، چرا که همه آنها را به‌ نوعی بشری، نسبی و تاریخی و فاقد حجت و مرجع مطمئن معرفی می‌کند. مبنا و پایه نوگرایان دینی بعد از انقلاب اسلامی که برپایه جدایی معرفت دینی از دین حقیقی و اصل دین قرار گرفته و بر این‌ اساس معرفت دینی را نسبی، تاریخی، بشری و تجربی معرفی می‌کند با «پلورالیسم» یکسان است. این اصل تبیین‌کننده و توجیه‌گر اختلاف بین تمامی حقایق و واقعیت‌ها می‌تواند باشد چرا که براساس آن انسان‌ها در قلمرو زمانی، مکانی و حدود و فهم و توانایی‌های عقل خود به تجربه و صورتی از حقیقت دست پیدا می‌کنند و چون حقایق به‌ سادگی برای انسان‌ها قابل کشف نیستند و کسی نمی‌تواند مدعی رسیدن به حقیقت تام شود، باید کثرت نظریه‌ها و نظریه‌های متعارض را بپذیرند. هر گروه و فردی متن دینی را به‌گونه‌ای خاص می‌فهمد و همه فهم‌ها و شناخت‌ها می‌توانند طبیعی و رسمی باشند.
این تفکر نه فقط در حوزه معرفت‌شناسی و دین، بلکه در موارد ارزش‌ها و ملاک و معیارهای ارزشی تأثیرگذار است و می‌تواند به مرحله عمل هم تسری داده شود. از نظر پلورالیست‌ها، همه ارزش‌ها قابل تحویل به همدیگر نیستند و چون در معرض سلیقه‌های مختلف قرار می‌گیرند امکان تعارض و تناقض بین آنها ایجاد می‌شد. باتوجه به فقدان ملاک و معیارهای مشخص و سیال بودن فهم‌ها و شناخت‌ها، پاسخ‌های متعارض به مسائل اخلاقی در سطح مساوی با هم قرار می‌گیرند که همگی آنها به ‌طور نسبی می‌توانند صحیح باشند. در مرحله عمل، چون همه ارزش‌ها با هم قابل جمع نیستند و سخن گفتن از یک شیوه زندگی به ‌عنوان تنها شیوه صحیح زندگی عقلانی نیست، حکومت‌ها، نهادهای قدرتمند سیاسی و مذهبی و حتی افراد در مورد افکار و ارزش‌های مختلف و متعارض باید بی‌طرف باشند. می‌توان گفت که پلورالیسم معرفتی و دینی و در نهایت به پلورالیسم‌ عملی و بی‌طرفی حکومت‌ها و افراد و در نهایت «لیبرالیزم» در تمام ابعاد تعمیم داده می‌شود. این نگرش و دیدگاه آغازی است که نهایتش «لیبرالیزمی» تمام‌عیار خواهد بود.
مورد دیگری که نوگرایان به آن تأکید دارند، «سکولاریسم» است. «سکولاریسم» به‌معنای سازگاری با دنیا، این‌جهانی‌شدن و گیتی‌گرایی است. «سکولاریزاسیون» یا «سکولار‌کردن» به‌معنای پروسه و فرایندی است که طی آن به عرفی‌سازی، قداست‌زدایی، خصوصی، بشری و ابزاری کردن دین پرداخته می‌شود. سکولاریسم بر مبنای انکار تأثیرگذاری امور مقدس در زندگی انسانی، همه ارزش‌ها و حقایق را بر محور انسان، عقل انحصاری، ابزاری و حسابگر او قرار می‌دهد. مذهب و دین در این نگاه، متعلق به دوران ابتدایی حیات بشر هستند و ارزش‌های قدسی، مشروعیت خود را به‌جای عرصه ماورایی و مافوق سودمندی از اصول دنیوی همچون فایده‌گرایی کسب می‌کنند و غایات ارزشی غیردنیوی به عرصه عرف، سودمندی و دنیا برگردانده می‌شوند.
نوگرایان دینی در گرایش به سکولاریسم و مطرح کردن آن به‌ عنوان آرمان، خود از این زاویه وارد شده‌اند که سکولاریسم به‌معنای بی‌دینی و مخالفت‌ با دین نیست. براساس نگاه آنها، باز تعریف معانی دینی و نشان دادن انگیزه‌های دنیوی در دین باعث می‌شود تا انگیزه‌ها از آسمان به زمین آمده و دین با دنیا جمع شود. در چنین حالتی هم دین برجا می‌ماند و هم مزایای سکولاریسم مثل نفع فردی و عمومی که عامل پیشرفت و ترقی در دنیای مدرن هستند، به‌دست می‌آید. مدعای اصلی در این مورد آن است که بخش‌های حقوقی متعلق به انسان‌ها به خود آنها واگذار می‌شود و آنها امور سیاسی و اجتماعی خود را بر مبنای علم و عقل اداره می‌کنند. این نگاه به سکولاریسم، جدا از سایر ویژگی‌های تفکر لیبرالی غرب همچون انسان‌مداری، علم‌گرایی و عقل‌گرایی نیست و نمی‌توان آن را در امور خاص محدود کرد. در عرصه‌های مدیریتی و اجتماعی، سکولاریسم با شعار تخصصی شدن و مدیریت علمی بر جداسازی تمامی امور اداری و اجتماعی از دین تأکید می‌کند. در حوزه فرهنگ سکولاریسم، تعدد و تنوع دینی و تساهل و تسامح بشری و کاهش حضور دین و مظاهر آن در متن زندگی، فرهنگ، هنر و آموزش را مطرح می‌کند و با خصوصی‌ و شخصی تلقی کردن اعتقادها و باورها، افراد به امکان سنجش، مقایسه و انتخاب ادیان و مذاهب دسترسی پیدا می‌کنند. آنها براساس اصل ذکرشده حق دارند خود به تفسیر فردی مسائل و اعتقادات دینی برمبنای تجارت خود پرداخته و آن را مبنای عمل و شیوه رفتار اجتماعی و شخصی خود قرار دهند.

حکومت موردنظر نوگرایان دینی؛ دمکراسی سکولار

«نوگرایانظ با توجه به سلطه گفتمان دین‌مداری در جامعه به ناچار می‌بایست چهره‌ای از دین‌مداری به جامعه ارائه دهند که دین و سیاست نه همدیگر را نفی کنند و نه در کار هم دخالت کنند. نگرش دین‌زدایی از سیاست و اجتماع با شکل و ظاهری محترمانه و عقلانی، راهکار انتخاب شده دراین‌باره بود. افرادی که در گذشته خواهان دخالت دین در امور سیاسی بودند و حکومت را مهمترین مسئله دینی و بلکه مقدم بر نماز و روزه می‌شمردند (2) به سوی محدود کردن دین به امور اخروی و نقد جمهوری اسلامی و ولایت فقیه گرایش پیدا کردند.
آنها بر این ‌اساس به ظاهر مشکل جدایی دین از اجتماع و سیاست را حل می‌کنند. دین در امور اجتماعی دخالت می‌کند، ولی مشروعیت و حق حاکمیتی به سیاست و حکومت نمی‌دهد. چون دمکراسی در حکومت برای کشوری در نظر گرفته می‌شود که اکثریت آنها مسلمان هستند، به ناچار دینی می‌شود. در واقع آنها دین را در حوزه خصوصی و روابط افراد با خداوند منحصر کرده‌اند و حوزه‌های عمومی، اجتماع و سیاست را به سکولاریسم واگذار می‌نمایند.
بر اساس مدل ارائه شده، هیچ فردی نمی‌تواند امتیاز خاص داشته باشد. مشروعیت تنها از طریق اراده مردم کسب می‌شود و هیچ منبع دیگری برای اقتدار حکومت جز اجماع و رضایت مردم به رسمیت شناخته نمی‌شود. حتی در مواردی هم که بر ولایت‌فقیه و ولی‌فقیه اشاره می‌شود، از آن با عنوان وکیل مردم برمبنای قرارداد یاد می‌شود.(3) امر سیاست و حکومت در چنین شرایطی، بشری و عرفی است. امر سیاست و حکومت و حوزه‌های عمومی با قوانین بشری که خود افراد وضع می‌کنند و به آن رضایت می‌دهند، اداره می‌شود. تمامی امور سیاسی حق ولایت و حکومت قراردادی و به‌صورت تعهدات دوجانبه تصور می‌شود.
براساس این دیدگاه، اگر صددرصد مردم در نظامی سیاسی به‌صورت آگاهانه شرکت کنند ولی آن نظام، حقوق بشر غربی و سیال بودن فهم دینی و حاکمیت برداشت‌های انسانی را نپذیرفته باشد، نظام دمکراتیک نیست. در این نظام سایر قواعد حقوق‌بشر همچون حقوق زن و مرد، حقوق مسلمانان و غیرمسلمانان و احکام دینی، همه باید عصری و عرفی شود تا با دمکراسی هماهنگ شوند. براساس دین عصری هماهنگ با دمکراسی، حقایق از کتاب و سنت تنها اخذ نمی‌شوند. در اسلام فقه و حقوق دینی نباید برجسته باشد و انتظار از دین باید حداقلی و به امور اخروی باید منحصر شود و نباید متکفل پاسخ دادن به سؤالات روشی، مدیریتی و تعیین‌کننده ارزش‌ها و حق و باطل‌ها باشد. حکومت هیچ توصیه‌ای درباره افکار و اخلاق و ارزش‌ها نباید داشته باشد و برعکس باید امکان انتخاب آزاد برای آنها را فراهم آورد. افراد باید در میدان آزمون و خطا و تجربه آنقدر سرشان به سنگ بخورد تا براساس عقل و تجربه، ارزش‌ها، اخلاق و حقایق مقبول و مورد نظر خود را انتخاب کنند.
اصلاح‌طلبان با صراحت اعلان می‌کردند که اصلاح‌طلبی در چارچوب نظام جمهوری و قانون اساسی کنونی بیشتر از آنچه که اتفاق افتاده، پیش نمی‌رود و باید به نظامی سکولار، دمکرات و مبتنی بر حقوق به‌عنوان نظامی معقول و قابل اجماع رو آورد.
آنها موفقیت نهایی را در برقراری دمکراسی و آزادی سکولار، در گرو جدا کردن دین از سیاست و حذف حق ویژه فقها و علما در سیاست می‌دانستند.
اصلاح‌طلبان عمدتاً به نقد ولایت و فرهنگ ولایت‌پذیری پرداختند. با این استدلال که:
1ـ نظریه حکومت اختصاصی تفویض شده از طرف خداوند به انبیاء دلیل قابل دفاع ندارد؛ نمی‌شود خدا انسان را آزاد آفریده و حاکم بر سرنوشت خود کرده باشد و از سوی دیگر به‌ عده‌ای حق حاکمیت بر این انسان‌ها را بدهد، این دو مسئله با هم ناهماهنگ‌اند.(4)
2ـ مشروعیت رهبری به رأی مردم است و ارتباط به عالم بالا ندارد؛ ولایت نوعی قرارداد میان مردم و رهبری است، نه یک هدیه از سوی امامان معصوم؛ بحث کشف توسط خبرگان، خلاف قانون اساسی است و اساس فقهی ندارد.(5)
3ـ ولایت‌فقیه به شیوه انتخاب به‌وسیله خبرگان، به نحوی همان ساختار کهن سیاسی حکومتی گذشته است.(6)
4ـ افرادی که جوهر «فاشیسم» را خوب درک کرده‌اند،‌ می‌دانند که نظریه مشروعیت الهی رهبری، همان اندیشه موسولینی است، اما لباس مقدسی بر تن کرده است.(7)
5 ـ اگر تصمیم بگیریم در جامعه آزاد و قانون‌مدار زندگی کنیم، باید رشته سرسپردگی به این و آن را بگسلیم و در امور معنوی و اجتماعی تسلیم عقل خداداد و قوانین حق باشیم.(8)
6 ـ تفکر ولایت‌فقیه با نظام چندحزبی، تفکر شوراها و آزادی مطبوعات در تضاد است.(9)
7 ـ ولایت‌فقیه به‌عنوان یک نظریه سیاسی از نظر «نوگرایان‌دینی» موقعی پذیرفته می‌شود که با مفاهیم جدید مثل حقوق بشر جمع شود.(10)
در واقع تلاش ناموفق آنها برای معرفی خاتمی به‌عنوان رهبر اصلاحات، نوعی رهبرتراشی موازی با ولایت برای خط‌کشی و تقسیم افراد جامعه بود و حمله مستمر به نهادهای منتسب به رهبری با شعار حاکمیت انتصابی درجهت منفعل کردن طرفداران ولایت در جامعه بود. تصور برخی از اصلاح‌طلبان این بود که با متصل شدن به اپوزیسیون و مخالفان نظام، اولاً «رقابت در نظام» را راحت‌تر می‌توانند به «رقابت با نظام» تبدیل کنند؛ ثانیاً این اتصال قدرت، آنها را در چانه‌زنی با رقبا و عقب‌نشاندن آنها بالا می‌برد. پیروزی در انتخابات مجلس ششم اگرچه قدرت این طیف را در کشور بالا برد، ولی بیش از بالا رفتن قدرت، توهم قدرت و توانمندی آنها بالا رفت. به‌نحوی که آنها به‌عنوان گروهی پیشرو به‌سوی سکولاریسم، حقوق بشر و دمکراسی غربی حرکت کردند.
تقلیل دوم‌خرداد به اصلاحات رادیکالی و ... به میزانی که برای سکولارها جذابیت داشت، برای مردم ملال‌آور و غیرقابل پذیرش شد. توده‌های مردم، شکاف طبقاتی و اجتماعی را که در دوران اصلاح‌طلبی با شدت بیشتری تشدید و ادامه پیدا کرده بود، می‌دیدند. تندروی‌ها و افراطی‌گری‌ها و حریم‌شکنی‌ها، بخش دیگری از سلسله علت‌هایی بود که مردم را نسبت به اصلاح‌طلبان بی‌اعتماد کرده بود. در حالی‌که توده مردم در انتظار اشتغال و استیفای حقوق خود بودند، اصلاح‌طلبان سرگرم مبارزه برای قدرت و بگومگوهای بی‌حاصل با دوستان و رقبایشان بودند و به چالش بر سر مفاهیمی همچون جامعه مدنی، قانون‌گرایی و اصلاحات می‌پرداختند. آنها به اعتراف خود، «اصلاح‌طلبان به کلی از اقتصاد، معیشت و خواسته‌های ملموس مردم غافل شدند و راه‌حل را در شعارهایی همچون آزادی، مردم‌سالاری و جامعه مدنی می‌جستند که هیچ توافقی بر سر آنها نبود».
تشکیل جبهه اصلاح‌طلبی در درون جبهه دوم‌خرداد، بیانگر اختلافات و چنددستگی اساسی بین آنها بود که از فردای شکل‌گیری مجلس ششم شروع شده بود. بن‌بست و آخرین ایستگاه اصلاح‌طلبی با انتخابات دوم شوراها در 9 اسفند 1381 شکل گرفت و تابوت اصلاحات رادیکالی در آخرین منزل با هشتمین انتخابات ریاست جمهوری در ایران اگرچه تشییع شد ولی بازماندگان آن اکنون به دوران تازه‌ای از اصلاح‌طلبی می‌اندیشند تا با تجمع دوباره نیروهای خود و رنگ و لعاب‌های لیبرالی جدید یا با استفاده از اشتباهات طرف مقابل به آینده و شرایطی دیگر بیندیشند.

فرجام :

با نگاهی به معنا و اهداف سکولاریسم و تلاش نوگرایان دینی، این نتیجه بدست می‌آید که هدف نهایی اصلاح‌طلبان دوم خردادی چیزی جز سکولاریسمی همه‌جانبه نبوده و نیست. «نوگرایی‌دینی» بر پایه معرفت‌شناسی‌های «پلوران» و «نسبی‌گرا» در حقیقت دین‌شناسی نیست بلکه مجاز معرفی‌کردن قرائت‌های مختلف دینی است. در این قرائت‌ها، تجربه‌های انسانی و عصری ملاک و معیار ضلالت و هدایت و مرجع تفسیرهای مختلف می‌شود. بر این اساس قرار نیست هیچ خرافه و بدعتی نفی شود بلکه بدعت‌ها و قرائت‌های جدید به شرطی که از میدان تجربه بگذرند مجاز شمرده می‌شوند. سکولاریسم که دین‌مداری را به افراد و اعصار واگذار می‌کند (انسانها ملاک و مبنای مشروعیت و مرجع تفسیرها و تشخیص‌ها می‌شوند) و اصل آن را فارغ از دسترسی انسانها قرار می‌دهد، به نتایجی همچون دین‌اقلی و تجربی می‌رسد.
بدین‌سان مشخص می‌گردد که اصلاح‌طلبانی که مبناهای سکولاریستی را پذیرفته‌اند، در واقع ارزشهای جامعه را نادیده گرفته و بسیاری از آنها را قبول ندارند. ارزشهایی که برای اکثریت مردم از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است بطوریکه برای حفظ و حراست از این ارزشها، تلاشهای بسیاری کرده‌اند و شخصیتهای فراوانی را تحمل و بهای سنگینی را پرداخته‌اند.

پی‌نوشت‌ها:

«این نوشتار برگرفته از کتاب «اصلاح‌طلبان تجدیدنظر‌طلب و پدر‌خوانده‌ها نوشته جهاندارامیری، نشر مرکز اسناد انقلاب اسلامی»
1 ـ غلامحسین کرباسچی، بیم‌ها و امیدها، همشهری، تهران، بهار 1378 ، ص181
2 ـ اکبر گنجی، مشروعیت، ولایت، وکالت، مجله‌ی کیان، ش 13، سال سوم، 1372، ص 27
3 ـ مراد همتی، ثبات فکر دینی بازرگان، مجله‌ی کیان، شماره 31، سال ششم، 1375، ص 37
4 ـ محمد مجتهد شبستری، هفته‌نامه‌ی آبان، ش 121، 1379، ص 4
5 ـ عمادالدین باقی، هفته نامه‌ی آبان، 1377
6 ـ محمد بهزادی، هفته‌نامه‌ی پیام ماجر، 1378، ص 4
7 ـ محمدجواد اکبرین، روزنامه فتح، 1379، ص 3
8 ـ روزنامه جامعه، 22/2/77، مقاله سکوت عرفانی و جامعه مدنی
9 ـ یوسفی اشکوری، روزنامه عصر آزادگان، 5/1/79، ص 5
10ـ عبدالکریم سروش، روزنامه جامعه، 27/3/77

منبع: راسخون

دسته ها :

رئیس ستاد مرکزی انتخابات مهندس میرحسین موسوی از انتخاب تعدادی از روسای ستادهای استانی انتخابات مهندس موسوی خبر داد.

دکتر بهزادیان نژاد در گفت و گو با خبرنگار پایگاه خبری قلم با اعلام این خبر اظهار کرد: با توجه به ابراز علاقه مندی هم میهنان عزیز برای همکاری با ستاد انتخابات مهندس موسوی ، روسای ٢٤ ستاد در استانهای کشور نهایی شد و روسای ستادهای سایر استان ها نیز به زودی اعلام خواهد شد.

 

رییس ستاد مرکزی انتخابات مهندس موسوی در ادامه افزود: آدرس محل ستادها همراه با شماره تلفن و آدرس پست الکترونیکی‌متعاقبااعلام می‌شود.

وی در ادامه لیست اسامی روسای ستاد استانها را به شرح زیر اعلام کرد:

١ ـ آذربایجان شرقی ـ  مصطفی مولوی
٢ ـ آذربایجان غربی  ـ عباس خورشیدی
٣ ـ ایلام  ـ دکتر مروارید
٤ ـ بوشهر  ـ محمد باقر عباسی
٥ـ چهار محال و بختیاری  ـ دکتر عباس قنبری
٦ ـ کرمان ـ  محمد فرشاد
٧ ـ کرمانشاه ـ  دکتر عباس سلیمی
٨ ـ کهکیلویه و بویر احمد  ـ جلیل حسنی
٩ ـ گلستان  ـ محمود ربیعی
١٠ ـ گیلان  ـ هرمز ربانی
١١ ـ لرستان  ـ سید عیسی موسوی نژاد
١٢ ـ خراسان جنوبی  ـ مهدی آیتی
١٣ ـ خراسان رضوی  ـ حسین امینی
١٤ ـ خراسان شمالی  ـ حسین بنی اردلان
١٥ ـ خوزستان ـ  دکتر شجاع پوریان

١٦ ـ سمنان  ـ مهندس سیف الله عزالدین
١٧ـ سیستان و بلوچستان  ـ دکتر محمد تقی رخشانی
١٨ـ فارس  ـ جواد شقاقیان 
١٩ ـ قزوین ـ  ابراهیم عبدالرزاقی
٢٠ ـ مازندران  ـ احمد سرخ پر
٢١ـ مرکزی ـ  علی یوسفی
٢٢ ـ هرمزگان  ـ علی رئوفی
٢٣ ـ همدان  ـ مهندس طحایی
٢٤ ـ یزد  ـ دکتر عباس پاک نژاد

منبع: سایت امید ملت

دسته ها :
51) جهش در سرمایه گذاری خارجی

  سرمایه گ‍ذ‌ار‌ی‌ ت‍ص‍وی‍ب‌ ش‍ده‌ خ‍‍ارج‍‍ی‌ ‌از 122 م‍ی‍ل‍ی‍ون‌ دلار ق‍ب‍ل‌ ‌از ف‍‍ع‍‍ال‍ی‍ت‌ دول‍ت‌ ن‍‍ه‍م‌ ‌اک‍ن‍ون‌ ب‍ه‌ 12 م‍ی‍ل‍ی‍‍ارد دلار رس‍ی‍ده‌ ک‍ه‌ ‌ای‍ن‌ م‍‍ه‍م‌ ت‍ن‍‍ه‍‍ا ب‍‍ا ت‍لاش‌ ش‍ب‍‍ان‍ه‌ روز‌ی‌ دول‍ت‌ ‌ام‍ک‍‍ان‌ پ‍ذی‍ر ‌اس‍ت.

۵۲) پیگیری جهت ساخت چندین نیروگاه هسته ای

  ب‍‍ا ‌ه‍م‍ت‌ دول‍ت‌ ن‍‍ه‍م‌ ‌ان‍رژ‌ی‌ ‌ه‍س‍ت‍ه‌ ‌ا‌ی‌ ب‍‍ا س‍ر‌ع‍ت‌ در ح‍‍ال‌ پ‍ی‍ش‍رف‍ت‌ ‌اس‍ت‌ و در ‌آی‍ن‍ده‌ ن‍زدی‍ک‌ ن‍ی‍روگ‍‍ا‌ه‍‍ه‍‍ا‌ی‌ ‌ه‍س‍ت‍ه‌ ‌ا‌ی‌ م‍ت‍‍ع‍دد‌ی‌ ب‍ه‌ دس‍ت‌ ج‍و‌ان‍‍ان‌ ‌ای‍ر‌ان‍‍ی‌ س‍‍اخ‍ت‍ه‌ م‍‍ی‌ ش‍ود.

 ۵۳) استحکام پیوند مردم و دولت

احمدی نژاد بین مردم با دولت را پیوند زد، فاصله ها را حذف کرد و مردم دولت را از جنس خود می دانند، جنس فکر دولت از جنس تفکر و اندیشه مردم است

۵۴) صادرات خدمات فنی و مهندسی

حجم قراردادهای منعقده در حوزه صادرات خدمات فنی و مهندسی در سال‌‌های فعالیت دولت نهم نسبت به گذشته افزایش چشمگیری داشت و به اوج خود رسید.

صادرات در دولت نهم با برنامه ریزی بلند مدت توانسته است توسعه و هدفمند شود.

۵۵) بهره‌گیری از مشاوران جوان یک ایده بکر در دولت نهم

مشاوران جوان به واسطه توانی که به دستگاه اجرایی می آورند و مابه ازاء آن هزینه ای تحمیل نمی کنند ایده بکری است که می تواند استاندارد شود و در فضاهای دیگر نیز استفاده شود.
پس از روی کارآمدن دولت احمدی نژاد در ادامه طرح مشاوران جوان که در زمان تصدی وی در شهرداری تهران تشکیل شد، این فضا در دولت نهم نیز ادامه یافت.

۵۶)فعالیت های قرآنی در دولت نهم بیش از دوهزار برابر افزایش یافت
در طول این سال ها سه هزار کلاس مفاهیم قرآن برای سنین 18 تا 35 سال برگزار شده و هزار و 190 کلاس حفظ قران برای همین گروه سنی پیش بینی شده است. تربیت حافظ قرآن و کسانی که مسلط به مفاهیم قرآن می باشند از امسال موردتوجه ویژه قرار می گیرد تا ظرف یک یا حداکثر 2 سال آینده شاهد برکات این طرح ها باشیم

۵۷) میزان خصوصی سازی در دولت نهم 18 برابر سالهای 70 تا 82 بوده است
جمع کل خصوصی سازی از سال 70 تا پایان سال 82 برابر با 20 هزار و 672 میلیارد ریال بوده است.
این در حالی است که در دولت نهم تا پایان سال 1387 حدود 374 هزار و 335 میلیارد ریال سهام به بخش خصوصی واگذار شده است.
به عبارت دیگر، در طول فعالیت دولت نهم با احتساب سهام عدالت 18 برابر سال های 70 تا 82 خصوصی سازی شده است.

۵۸) اولین مجوز تاسیس بانک خصوصی در دولت نهم 

۵۹) مدیریت بحرانهای طبیعی

کنترل مهار عوارض یخبندان بی سابقه سال ۸۶ که به مدت چهار هفته  ۲۲ استان مهم کشور را در نوردید با توجه به گستردگی آن در مقایسه با بحرانهایی مانند برف دو روزه در استان گیلان در سال ۸۰ بسیار بهتر مدیریت شد.

۶۰) بیشترین سرمایه گذاری در شرکت ملی نفت در دولت نهم صورت گرفته است

بهترین وضعیت سرمایه گذاری ظرف 30 سال گذشته در شرکت ملی نفت ایران در سال جاری صورت گرفته است، در سال 87 بیش از 9 میلیارد دلار از منابع داخلی و 500 میلیون دلار از منابع خارجی برای طرح‌های توسعه‌ ای وزارت نفت هزینه شده است.

۶۱) افزایش 42 میلیارد دلارى ذخایر ارزى بانک مرکزى
افزایش 42 میلیارد دلاری ذخایر ارزی بانک مرکزی طی سه سال و 9 ماه دولت نهم در حالی است که ذخایر ارزی بانک مرکزی طی چهار سال دولت هشتم 19 میلیارد دلار رشد داشته است.
79) تا سال 84 روزانه سه میلیون و 950 هزار بشکه نفت در کشور تولید می شد که این میزان امروز به چهار میلیون و 280 هزار بشکه رسیده است و در نیمه نخست سال آینده به چهار میلیون و 350 هزار بشکه افزایش می ‌یابد

۶۲) رکورد تولید گاز نیز در کشور
در حال حاضر روزانه 550 میلیون متر مکعب گاز در کشور تولید می ‌شود

۶۳) پیمانکار ساخت پنج فاز پارس جنوبی مشخص شده است
در طول تاریخ ساخت ساز در این منطقه سابقه نداشته است همزمان هفت فاز در حال ساخت باشند

۶۴) افزایش ضریب حقوقی کارکنان دولت

 افزایش ضریب حقوقی کارکنان دولت به خصوص پرستاران و فرهنگیان به میزانی بیش از نرخ تورم از جمله اقدامات مهم دولت برای افزایش قدرت خرید این قشر بود. به طوری که ضرایب حقوقی کارکنان دولت حدود 14 درصد و ضرایب حقوقی کلیه فرهنگیان حدود 5/16 درصد در سال 1385 افزایش پیدا کرد و این رقم برای اولین بار با طرح افزایش پلکانی معکوس برای کارمندان دارای حقوق پائین در سال 1386 تا 80 هزار تومان در ماه افزایش حقوق را در پی داشت.

۶۵) آوردن پول نفت بر سر سفره‌ها

براساس گزارش بانک مرکزی تسهیلاتی که در دولت خاتمی از صندوق ذخیره ارزی به بخش خصوصی اختصاص یافته عمدتا متعلق به شرکت‌هایی است که دفاتر آنها در تهران و آن هم در بهترین نقاط تهران مستقر بوده است، اما در دولت نهم این تسهیلات به بخش‌های دور افتاده کشور اختصاص می‌یابد و دولت به مراکزی سرکشی کرده و سرمایه‌گذاری می‌کند که حتی گاهی بخشدار آن منطقه هم تا حالا به آنجا نرفته بوده است. 

یا به‌عنوان مثال پرداخت سهام عدالت نیز می‌تواند یکی از مصداق‌های آوردن پول نفت بر سر سفره‌ها باشد، به گونه‌ای که تا کنون ۴۲ میلیون نفر در کشور سهام عدالت گرفته‌اند. 
پرداخت سهام عدالت برنامه خوبی است که در این مسیر می باشد و عمده ایرادات و انتقادهایی که به آن می‌شود بیشتر سیاسی است تا فنی 

 ۶۶) تلاش در جهت احیاء تعاونی ها 

تلاش در جهت احیاء تعاونی ها و کارگاههای زودبازده و جلوگیری از تشکیل غولهای مالی تک نفره و انحصاری در اقتصاد که در بسیاری از کشورها مانند چین و ...  نتیجه بخش بوده و باعث تحول در رشد اقتصادی آنها شده است.

 ۶۷) رشد مصرف بنزین در دولت اصلاحات 73درصد و دولت نهم منفی 0.29 درصد

 متوسط مصرف روزانه بنزین کشور در حالی با رشد 73 درصدی از 34 میلیون لیتر در سال 76 به 60 میلیون لیتر در سال 83 رسید که در دولت نهم با رشد منفی 0.29 درصد از 67 میلیون لیتر در سال 84 به 66.8 میلیون لیتر در سال 87 کاهش یافت.

 اجرای طرح الکترونیکی نمودن توزیع سوخت که نشان از توان بالا و پتانسیل بی نظیر این دولت برای ساماندهی امور و توانایی دستیابی به اهداف دولت الکترونیک می باشد. امری که دولت های قبلی به دلایل بسیاری از توان اجرایی شدن آن برنیامدند.

۶۸) طرح بزرگ تحولات اقتصادی و ساماندهی یارانه ها

۶۹) برای اولین بار در دولت نهم سود تسهیلات بانکی به منظور کاهش هزینه های تولید و رونق سرمایه گذاری به 12% کاهش یافت و به تک نرخی شدن نزدیک می شود.

۷۰) عنایت ویژه به موعود و منجی آخرالزمان(عج) که از اصول اعتقادی ما شیعیان است

 ۷۱) اجرای طرحهای ملی حساس علیرغم بازخوردهای تبلیغاتی منفی آنها

اجرای طرحهایی مانند سهمیه بندی بنزین ، هدفمند کردن یارانه ها و پرهیز از تبلیغات و دهها مورد دیگر، همگی نشانه جدیت دولت در خروج از وضعیت ناپایدار و اصلاح ساختارها ست علیرغم اینکه در اکثر دولتها برای جذب طرفدار از بین توده ها از این امور پرهیز می شده است. 

۷۲) احمدی نژاد عزت ملت ایران را در اذهان عمومی غرب زنده کرد و به آنها گفت این ملت می تواند روی پای خودش بایستد.

۷۳) برای اولین بار بیمه کامل روستائیان در دولت نهم انجام گرفت.

‌۷۴) اح‍د‌اث‌ خ‍‍ان‍ه‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ روس‍ت‍‍ای‍‍ی‌

اح‍د‌اث‌ خ‍‍ان‍ه‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ روس‍ت‍‍ای‍‍ی‌ ‌از 60 ‌ه‍ز‌ار و‌اح‍د ب‍ه‌ 430 ‌ه‍ز‌ار و‌اح‍د و ت‍ک‍م‍ی‍ل‌ و‌اح‍د‌ه‍‍ا‌ی‌ ن‍ی‍م‍ه‌ ت‍م‍‍ام‌ ‌از 86 ‌ه‍ز‌ار و‌اح‍د ب‍ه‌ 149 ‌ه‍ز‌ار و‌اح‍د رس‍ی‍ده‌ ‌اس‍ت‌ .

۷۵) کاهش اختلاس ها و تخلفات مالی در ارگانها دولتی و بانکی.(نقل قول از آقای نیازی ، رئیس کل وقت بازرسی کشور)

۷۶) برای اولین بار دولت نهم موفق می شود در مبارزه با زمین خواری هزاران هکتار زمین را از زمین خواران گرفته و به بیت المال برگرداند.

۷۷) تشکیل اوپک گازی با پیشنهاد و پیگیری ایران

۷۸) اعتقاد و اهتمام به الگوی ایرانی و اسلامی در برنامه ریزی برنامه پنجم

۷۹) تلاش برای تأمین مسکن قشرهای نیازمند، طرح مسکن 99 ساله که ثمرات آن در چند سال آینده خود را نشان خواهد داد.

۸۰) بیشترین درصد واگذاری و نوسازی مسکن

پس از انقلاب:1800000 قطعه

مسکن مهر در دولت نهم: 1290000 قطعه

احداث و نوسازی واحدهای مسکونی روستایی در دولت نهم: 430000 مورد

* شاخص های بخش مسکن

1- ارائه طرح جامع مسکن: این طرح جامع ترین و کاملترین طرحی است که در سال‌های پس از انقلاب برای موضوع مسکن تهیه شده است. مهمترین محورهای آن نیز تهیه مسکن برای اقشار کم در آمد و مقاوم سازی ساختمان‌ها و بهسازی مناطق شهری و بحث حاشیه نشینی ها است و با اجرای این طرح برای اولین بار در دوره معاصر، دولت به صورت ریشه‌ای به سمت حل مسئله مسکن حرکت کرده است.

2- در دولت نهم نگاه ویژه‌ای به بازسازی مسکن روستایی شد و مقرر شد سالانه 200 هزار واحد مسکونی از 2 میلیون واحد مسکونی کم درآمد روستایی بازسازی شود که با دستور رئیس جمهور این تعداد به 300 هزار واحد افزایش یافت و برنامه‌ریزی و مطالعه برای افزایش این میزان به 500 هزار واحد مسکونی در حال انجام است. با این تدبیر یک اقدام ریشه‌ای برای جلوگیری از مهاجرت در روستاها در حال انجام است.

3- در دولت تعیین محدوده شهرها در دستور کار قرار گرفت به گونه‌ای که هم اکنون برای 164 شهر محدوده تعیین شده، عرضه اوراق مشارکت و تخفیف‌های ویژه برای ساخت و ساز در بافت فرسوده از دیگر اقدامات برای بافت های فرسوده است که در استانهای مختلف تا 200 برابر منابع گذشته به این منظور اختصاص یافته است. با تمهیدات دولت نهم تا سال 1388 همه شهرهای کشور صاحب طرح جامع می‌شوند.

4- ‌در نه ماهه سال 1385 سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در ساختمان‌های جدید مناطق شهری (به قیمت‌های جاری) با 1/10 درصد افزایش به 4/90 هزار میلیارد ریال بالغ گردید. رشد سرمایه‌گذاری مزبور نسبت به دوره مشابه سال قبل در شهر تهران 5/17 درصد و در شهرهای بزرگ 5/32 درصد بود. )

 

۸۱) اجرای سیاستهای اصل 44 قانون اساسی و خصوصی سازی 15 برابری (واگذاری شرکتهای دولتی) در عین مقابله با فساد

۸۲) واگذاری سهام عدالت

 واگذاری سهام عدالت در حد وسیع و با اولویت دهکهای پائین جامعه برای نخستین بار در کشور

برای اولین بار دولت نهم طرح واگذاری سهام عدالت را پی گیری و با تقدم به اقشار محروم جامعه آن را عملیاتی کرد.

۸۳) آزادسازی سواحل شمال جهت استفاده عموم

 برای اولین بار دولت اصول گرا صدها هکتار از سواحل زیبای دریای مازندران را از تصرف غیر مجاز سازمانها و ادارات و نهادهای دولتی خارج و برای استفاده همه مردم مهیا ساخت.

 ۸۴)دور زدن دیوانسالاری سنگین از موفقیت‌های دولت نهم است

۸۵) کاهش نرخ سود بانکى

 آمارهاى رسمى بانک مرکزى نشان مى دهد با اجراى طرح کاهش نرخ سود بانکى در سال هاى قبل حجم سپرده هاى بخش غیردولتى نزد نظام بانکى کشور با ۲۹ درصد افزایش از رقم ۱۱۲ هزار میلیارد تومان فراتر رفته است و همچنین این اقدام ضمن کاهش شبهه ربا در برخی عملیات های بانکی، موجب به وجود آمدن سودی 17 هزار میلیارد تومانی برای بانکها شده است.

۸۶) بهبود 13 شاخص اقتصاد ایران در دولت نهم از بین 15 شاخص

بر اساس "گزارش توسعه جهانی (WDR) " بانک جهانی، از مجموع 15 شاخص اقتصادی مورد بررسی در سالهای 2004 تا 2007 ، عملکرد دولت نهم در 13 شاخص از جمله رشد اقتصادی، نسبت صادرات به واردات، جذب سرمایه‌گذاری خارجی، افزایش سرانه درآمد ملی و تشکیل سرمایه ناخالص مثبت ارزیابی شده است.

 مقایسه دو گزارش توسعه جهانی بانک جهانی 2006 و 2009 که آمار مربوط به سال های2003 و 2004 با سال های 2006 و 2007 را ارائه می کند، از بهبود اکثر شاخص های کلان اقتصادی ایران در فاصله این دوره زمانی خبر می دهد.

 *افزایش 2.7 درصدی نرخ رشد اقتصادی

 بر اساس آمارهای ارائه شده رشد اقتصادی ایران در سال 2005 تنها 5.1 درصد بود که این رقم در سال 2007 با افزایش قابل توجه به 7.8 درصد می رسد. به همین ترتیب حجم تولید ناخالص داخلی ایران با افزایش 100 میلیارد دلاری طی این مدت مواجه می شود و از 162.7 میلیارد دلار در سال 2004 به 270.9 میلیارد دلار در سال 2007 می رسد. افزایش رشد اقتصادی و حجم تولید ناخالص داخلی ایران ناشی از افزایش قیمت نفت و حجم صادرات غیر نفتی ایران بوده است.

*افزایش سهم صنعت و کاهش سهم کشاورزی در اقتصاد

 سهم هر یک از بخش های اقتصاد ایران در تولید ناخالص داخلی نیز طی این مدت تغییراتی داشته است. در سال 2004 سهم بخش کشاورزی 11 درصد بوده که این رقم در سال 2007 به 9 درصد کاهش یافته است. سهم بخش خدمات از 48 درصد به 49 درصد افزایش یافته و سهم بخش صنعت نیز از 41 درصد به 42 درصد رسیده است.  

*رشد یک درصدی نرخ تشکیل سرمایه ناخالص

نرخ تشکیل سرمایه در سال 2004 نسبت به سال 2007 رشد یک درصدی داشته است. نسبت تشکیل سرمایه به تولید ناخالص داخلی ایران در سال 2004 بالغ بر 36 درصد بوده که این رقم به 37 درصد در سال 2007 افزایش یافته است.

تراز خارجی کالاها و خدمات ایران نسبت به تولید ناخالص داخلی نیز برای سال 2004 بالغ بر یک درصد اعلام شده و این رقم برای سال 2007 ، 3 درصد برآورد شده که افزایش سه برابری را نشان می دهد.

 

*رشد 97 درصدی صادرات و 37 درصدی واردات

بانک جهانی در ادامه آمار مربوط به تجارت،‌سرمایه گذاری و دیون خارجی ایران را منتشر کرده است. صادرات ایران در سال 2004 بالغ بر 42.45 میلیارد دلار بوده که این رقم با افزایش دوبرابری به 83 میلیارد دلار در سال 2007 رسیده است. اما واردات ایران تنها با 12.7 میلیارد دلار افزایش مواجه شده و از 32.7 میلیارد دلار به 45 میلیارد دلار رسیده است. نسبت صادرات به واردات ایران در سال 2004، 1.29 بوده که این رقم در سال 2007 وضعیت بهتری را شاهد بوده و به 1.84 افزایش یافته است.

*افزایش سهم صادرات صنعتی از کل صادرات

نسبت صادرات صنعتی ایران به کل صادرات در سال 2006 افزایش 2 درصدی داشته که این امر از بهبود شاخص های صنعتی شدن در ایران حکایت دارد. نسبت صادرات صنعتی ایران به کل صادرات از 8 درصد در سال 2003 به 10 درصد در سال 2006 رسیده است.سهم صادرات کالاهای پیشرفته صنعتی از کل صادرات صنعتی نیز در این مدت افزایش سه برابری داشته است و از 2 درصد به 6 درصد رسیده است.

 

*رشد 8 برابری جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی  

نکته قابل توجه دیگر افزایش سرمایه گذاری مستقیم خارجی در سال 2007 نسبت به سال 2003 است. در سال 2003 تنها120 میلیون دلار سرمایه گذاری خارجی در ایران انجام شده است که این رقم با رشد تقریبا 8 برابری به 901 میلیون دلار در سال 2007 رسیده است.

در عین حال دیون خارجی ایران نیز طی این مدت افزایش یافته است. در سال 2003 کل دیون خارجی ایران بالغ بر 11.6 میلیارد دلار گزارش شده بود که این رقم با افزایش 9 میلیارد دلاری به 20.11 میلیارد دلار در سال 2006 رسیده است.

 

*رشد 3300 دلاری سرانه درآمد ملی بر اساس قدرت خرید

درآمد سرانه ملی ایران در سال 2007 در مقایسه با سال 2004، 1170 دلار افزایش یافته است. در سال 2007 درآمد سرانه ملی ایران به 3470 دلار رسید. این رقم برای سال 2004، 2300 دلار گزارش شده بود. به همین ترتیب درآمد ناخالص ملی ایران در سال 2004 ، 154 میلیارد دلار بود که در سال 2007 به 246 میلیارد دلار رسید.

درآمد سرانه ملی ایران بر اساس قدرت خرید نیز از 7550 دلار به 10800 دلار و درآمد ناخالص ملی بر اساس قدرت خرید از 505 میلیارد دلار به 766 میلیارد دلار افزایش یافته است.

بر اساس گزارش بانک جهانی سرانه تولید ناخالص داخلی ایران نیز رشد قابل توجهی داشته و از 5.7 درصد در سال های 2003-2004 به 6.2 درصد در سال های 2006-2007 رسیده است.


۸۷) خرید نقدی گندم:

یکی ازمعضلات بخش کشاورزی سال‌های اخیر این بوده است که کشاورزان ماه‌ها پس از تحویل محصول، پول خود را دریافت می‌کردند که این تأخیر در سالهای دوره دولت گذشته به سه سال می‌رسیدو بار اصلی هزینه تولید همواره بر دوش کشاورزان سنگینی می‌کرد. در دولت نهم برای نخستین بار در تاریخ کشاورزی ایران طرح خرید نقدی محصولات استراتژیک با اختصاص اعتبار معادل 10 هزار میلیارد ریال به اجرا درآمد که اجرای این طرح علاوه بر رضایت خاطر کشاورزان موجبات دلگرمی آنان شد. دولت نهم در سال های قبل این طرح را از خرید نقدی گندم به خرید نقدی بیش از چهار محصول مهم کشاورزی که بالغ بر 95 درصد کل تولیدات کشاورزی را شامل می‌گردد تعمیم داده و در متوسط 72 ساعت مطالبات کشاورزان پرداخت می شود.

88) مصونیت ایران در مواجه با آنفولانزای پرندگان

برنامه‌ریزی گسترده که نتیجه آن مصونیت ایران در مواجه با آنفولانزای پرندگان بود از افتخارات دولت نهم برای کشاورزی و دامپروری ایران است. این در حالی است که در تمام این سالها مواردی از این بیماری در کشور‌های همسایه مشاهده شد و مشکلات بسیاری بر صنعت دام و مرغ این کشورها پدیدار آورد.

۸۹) تولید 800 هزار تن گوشت قرمز

 تولید 800 هزار تن گوشت قرمز، یک میلیون و دویست و سی و هفت هزار تن گوشت مرغ ، هفت میلیون و 179 هزار تن شیر و 758 هزار تن تخم مرغ از جمله اقدامات مهم دولت در راستای تامین امنیت غذایی بود که در نوع خود در سالهای گذشته کم ‌نظیر است.

90) کاهش نرخ سود بانکی در بخش کشاورزی که با اعطای یارانه تسهیلات اعطایی به بخش کشاورزی امکان پذیر شد زمینه گسترش بخش کشاورزی و استفاده بهینه از پتانسیل‌های آن را فراهم می‌آورد. 

 
91) آموزش و پرورش

 37  برابر شدن تعداد کانونهای فرهنگی و تربیتی،

رشد 22  درصدی تحصیلات معلمان از مقطع کارشناسی به کارشناسی ارشد

رشد 110 % تعداد دانشجویان مراکز تربیت معلم
سال 84 : 8803 نفر               سال 86:  18858

• دانش آموزان دارای شناسنامه سلامت در سال  86 ( 000/000/29 نفر)=20برابر
84سا ل ( 000/400/1 نفر)

• بودجه عمرانی وزارت آموزش و پرورش در سال87( بیش از 1200 میلیارد تومان)= 3 برابر سال 83 (حدود400میلیارد تومان).

 •تعداد مناطق گردشگری در دولت نهم(720 منطقه)=103برابر در دولت قبل (7 منطقه)

• تعداد کتابخانه هادر سال 87= ۲۵ برابر تعداد کتابخانه ها درسال ۸۳

•تکمیل بیش از 200 ساختمان کتابخانه .
%250رشد  اعتبارات  سازمان ملی جوانان در سال 87(280میلیارد ریال) نسبت به سال 84   (110 میلیارد ریال)

 

• تعداد دانش آموزان دختر عشایری دوره…ی راهنمایی و متوسطه
سال84 : 16346            سال 86 : 19214

•تعداد پژوهش سرا…های دانش آموزان
 سال87  :270 واحد                     سال84:  150 واحد .

• میانگین حقوق فرهنگیان
 سال 84: 000/800/2 ریال          سال 86: 000/100/4 ریال.

 در مدرسه سازی نیز دولت نهم با یک رشد فوق العاده در سال 85 دو برابر سال 83 مدرسه ساخت و بودجه عمرانی وزارت آموزش و پرورش را به بیش از 1200 میلیارد تومان رساند که حدود 3 برابر سال 83 است .
1- در طی دو سال گذشته از عمر دولت نهم حدود 780 هزار نفر از معلمان از میانگین افزایش حقوق به میزان 80 هزار تومان برخوردار شده اند . در سال 84 میانگین دریافتی معلمان حدود 280 هزار تومان بود که این رقم در سال 86 به 410 هزار تومان رسیده است . مطالبات معوقه فرهنگیان در سال 84 و سال‌های قبل حدود 2535 میلیارد تومان بود که در اردیبهشت سال جاری رقم پرداخت مطالبات معوقه به 99% رسیده است .

2- در این دوره با برنامه ریزی صورت گرفته 4/11 درصد به تعداد معلمان دارای مدرک تحصیلی فوق لیسانس و بالاتر اضافه شد.

3- با توجه به اولویت ویژه آموزش و پرورش در دولت اعتبارات عمرانی مصوب وزارت آموزش و پرورش 26/26 درصد افزایش یافت همچنین در قالب سفر‌های استانی کمک‌های بسیاری از جمله بالغ بر 200 دستگاه مینی بوس و اتوبوس و صدها مرکز جدید جهت رفع محرومیت مناطق محروم اختصاص یافت .

4- افزایش 60 درصدی بودجه مصوب آموزش و پرورش از دیگر افتخارات دولت برای افزایش کیفیت نظام آموزشی بود. بودجه نظام آموزشی از 3800 میلیارد تومان در سال 84 به 6100 میلیارد تومان در سال 85 افزایش و سهم آموزش و پرورش در بودجه دولت از 10% در سال 84 به 16% در سال 85 رسید .

5- تعداد 136 واحد فنی و حرفه‌ای به هنرستان فنی و حرفه‌ای کشور اضافه شد و تعداد آنها به1924 واحد رسید همچنین 25% اعتبارات عمرانی دستگاه جهت توسعه امور فنی و حرفه‌ای اختصاص یافت .

6- نمازخانه مدارس در یک سال مدیریت آموزش و پرورش دولت از 33000 عدد به 40856 عدد افزایش یافت که 24 % رشد را نشان می دهد .

۹۲) آموزش عالی و فناوری

 دولت در این دوره به منظور افزایش بهره مندی مردم و جوانان از آموزش عالی نسبت به افزایش 500 هزار نفری ظرفیت و تنوع بخشی در پذیرش دانشجو اقدام و ظرفیت پذیرش مراکز آموزش عالی را از 750 هزار نفر در سال 84 به یک میلیون و دویست و پنجاه هزار نفر در سال 86 افزایش داد .
2- در راستای تاکیدات رهبر معظم انقلاب توجه ویژه‌ای به گسترش تحصیلات تکمیلی شده و ظرفیت ‌این دوره‌ها به حدود صد هزار نفر افزایش یافت و ....

۹۳) برای اولین بار در قانون بودجه تبصره‌ای برای اختصاص یک تا چهاردرصد بودجه‌های هزینه‌ای تمام دستگاه‌ها و شرکت‌های دولتی برای کمک به پژوهش اختصاص یافت.

۹۴) با افزایش فوق العاده تسهیلات اعطایی به دانشجویان میزان دریافت کنندگان وام‌های دانشجویی با افزایش بی سابقه سی درصدی رشد یافت .


۹۵) به منظور گسترش فضای علمی در کشور تعداد انجمن‌های علمی بیش از 1000 عدد افزایش به بیش از سه برابر افزایش یافت.

۹۶) میزان دیه اختصاصی از سوی دولت برای رفع مشکلات دیه مردم معسر با افزایش 100 میلیارد تومانی در دوره دولت نهم 6 برابر شده است.

98) برخی از مهم ترین موضوعات لاینحل کشور مانند کنترل میزان استفاده از سوخت که در دوره های گذشته بدون نتیجه مانده بود در این دوره با مدیریت صورت گرفته در حال ساماندهی است.  

99)   ۱۰۰۰  تفاهم نامه با کشور های خارجی در طول دو سال

در دوره دو سال ابتدای فعالیت دولت نهم با وجود فشارهای مختلف با دیپلماسی فعال بیش از 1000 تفاهم نامه و موافقت نامه جدید با بیش از یکصد کشور جهان امضا شده است.

۱۰۰) از جمله اقدامات مهم در این دوره افزایش سه برابری کمک به حوزه های علمیه و بیش از 50 برابر به بازسازی اماکن و مراکزی دینی و حوزه های علمیه در استانهای سراسر کشور است.

۱۰۱) با اشاره به بحران اقتصادی جهان که سبب کاهش نرخ رشد اقتصادی جهان به حدود 9/4 درصد در سال 2007 و ادامه روند منفی رشد اقتصادی جهان در سال 2008 شد افزود: خوشبختانه اقتصاد ایران دوره نسبتاً آرام و با ثباتی را طی کرد هرچند در این دوران تعداد صدور قطعنامه های تحریم اقتصادی توسط کشورهای غربی و آمریکا بیش از دوران دولتهای گذشته بوده است، اما موفقیت دولت در بهبود وضعیت اقتصادی کشور بی نظیر بوده است.
 

 ۱۰۲) گازرسانی به منازل سه برابر تاریخ قبل

۱۰۳) تعداد واحدهای صنعتی برخوردار از گاز در ابتدای دولت نهم 8 هزار واحد بود که در حال حاضر به 20 هزار واحد ،روستاها از 2 هزار به 6600 روستا در دولت نهم رسیده است. 

۱۰۴) 66 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری دولت نهم در صنعت نفت

در دولت نهم 66 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در صنعت نفت صورت گرفته که 48 میلیارد دلار آن از محل منابع داخلی می‌باشد.

قرارداد توسعه پارس شمالی برای تولید سالانه 20 میلیون تن LNG ، توسعه میادین گلشن و فردوسی، میادین آزادگان ،یادآوران و دارخوین در غرب کارون ، فازهای  15 ، 16، 17 ،18  پارس جنوبی، آغاز احداث دو پالایشگاه جدید در کشور،‌ اجرای طرح کارت هوشمند سوخت که تقریبا همه آن را غیر عملی می‌دانستند از جمله این موارد است


۱۰۵) رشد صنعت توریسم در دولت نهم

تعداد گردشگران خارجی از 800 هزار گردشگر در سال 83 به 2 میلیون و 180 هزار گردشگرخارجی در سال گذشته افزایش یافته است


۱۰۶) جبهه جدید ایران علیه امریکا در صحنه جهانی
موقعیت فعلی روابط ایران با امریکای لاتین از سال 2002 تحولات سیاسی در منطقة امریکای لاتین به گونه ای شکل گرفت که منجر به قدرت رسیدن احزاب چپی (سوسیالیستهای مرکزگرا) شد.

 ۱۰۷) اجتناب از مریدپروری از ویژگی‌های برجسته دولت نهم است
دولت اجتناب از امر مریدپروری و متملق‌‌پروری از ویژگی‌های برجسته دولت نهم است.

 ۱۰۸) دولت نهم در حفظ استقلال ملی بسیار موفق بود
دولت آقای احمدی‌نژاد یکی از دولت‌های بسیار موفق در حفظ استقلال ملی است .

 ۱۰۹) بودجه حمایت از جانبازان در دولت نهم 10 برابر شد
در دولت نهم برخی بودجه‌ها در این بخش 10 برابر شده است و در این دولت حمایت‌های بسیار خوبی از این قشر به عمل آمده است.   

 ۱۱۰) دولت نهم در مقابل خانوده ایثارگران متواضع و خدمتگزار است

در کنار افتخارهایی که ایثارگران برای کشور و نظام آفریدند شاهد ارائه خدمات خوبی از سوی رییس جمهوری و دولت به این قشر از جامعه بوده‌ایم و دولت نهم در مقابل خانوده ایثارگران متواضع و خدمتگزار است .

واگذاری تسهیلات به خانواده شهدا و ارائه خدمات به جانبازان بالای ‪ ۲۵درصد از جمله فعالیت‌های دولت در زمینه خدمات رسانی به آنهاست که در صورت فراهم شدن شرایط به جانبازان زیر ‪ ۲۵درصد هم این خدمات ارائه خواهد شد.  

 ۱۱۱) تحول در نظام بودجه ریزی 

 دولت نهم در چهار سال گذشته باب تحول در نظام بودجه را پایه گذاری کرده که این رویکرد اساسی در بودجه سال 88 نیز رعایت شده است.
 


۱۱۲) دولت نهم وابستگی به نفت را کاهش داد
 دولت نهم وابستگی به نفت را کاهش داده است.

سهم نفت در بودجه سال 83 – 9/69بود که در سال گذشته به 52 درصد رسیده که نشان می‌دهد دولت نهم نه تنها در کارهای سازندگی پیشرفت شده بلکه برداشت از بودجه نیز کمتر شده است.

۱۱۳) انحلال سازمان مدیریت حذف دولت در دولت بود
 
سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی که از 6 دهه گذشته در کشور شکل گرفته است و تقریباً می‌توان عبارت دولت در دولت را برای سازمان مدیریت وقت به کار برد.

 ۱۱۴) باز بودن فضای نقد بویژه نقد از درون به نحوی که با صراحت از نقاط ضعف خود سخن گفته و مدیران ضعیف خود را بدون ملاحظه تعویض و یا جابجا نموده است.کاری که دولت احمدی نژاد در این زمینه کرده نه تنها ایجاد تزلزل در مدیریت نبوده بلکه علاوه بر تابوشکنی باعث ایجاد و اعلام ثبات و اینکه هیچ وزیر یا مسئولی نباید از نقد دائم در امان باشد و برنامه ها و اهداف است که باید مدار و محور قرار گیرند. 

طبق بررسی یک مرکز تحقیقاتی ، توهین مستقیم به رئیس جمهور در رسانه ها در مورد دو رئیس جمهور سابق تنها به تعداد انگشتان دست اتفاق افتاده است. اما در مورد آقای احمدی نژاد تا چند ماه پیش، بیش از هزارو پانصد نوبت بوده است.

۱۱۵) از بین بردن فاصله‌ها میان مسوولان اجرایی و مردم

دولت نهم با روی کار آمدن خود شعارهای ناب و اصیل انقلاب را احیا و عدالت‌طلبی را به گفتمان اول جامعه‌ تبدیل کرد. از بین بردن فاصله‌ها میان مسوولان اجرایی و مردم و حضور بی‌واسطه میان اقشار مختلف از جمله ثمرات این رویکرد بوده است.

۱۱۶)  این دولت تا آنجا که امکان حضور در عرصه سیاست خارجی را داشته، فعال عمل کرده است، دیپلماسى ایران در عراق، لبنان یا در بخش توسعه اقتصادى در خارج، راه اندازى شرکت هاى صنعتى همچون خط تولید خودرو در روسیه، سوریه، ونزوئلا و نیکاراگوئه و... از نمونه هاى بارز آن است.

۱۱۷) حذف واسطه‏ها در مناسبات ملت و دولت

دولت نهم منطق واسطه گری گروهها و افراد را ( که نمی توان آنها را حزب قلمداد نمود)  به عنوان جایگزین ملت، به مدد نیروی مردم، پروژه‏ای ناپسند خواند و بر حذف واسطه‏ها در مناسبات ملت و دولت و  تعیین سرنوشت ملت تأکید کرد، گو اینکه سوم تیر و منتخب آن هر دو محصول رویگردانی ملت از رفتارهای آمرانه‏ی « متنفذین»، «گروههای فشار»، «شایسته نمایان» و ماشینهای جنگ روانی رسانه‏ای بود.

۱۱۸) انتقال بعضی مراکز غیر مرتبط از تهران به استانها و کاهش سیر مهاجرت به تهران بخصوص در کارمندان با توجه به اجرای قانون کلان شهرها

۱۱۹) دفاع از آرمان ملت فلسطین و ضدیت با صهیونیسم جهانی

۱۲۰) دعوت از رئیس جمهور برای شرکت در اجلاس کشورهای خلیج فارس برای اولین بار

12۱) سفر پوتین به عنوان اولین سفر رییس جمهور روسیه به ایران با دعوت آقای احمدی نژاد

۱۲۲) سخنرانی عزتمدارانه در دانشگاه کلمبیا و اجلاس ژنو توسط رئیس جمهور

 ۱۲۳) کاهش بدهی خارجی و بدهی داخلی به بانکها

۱۲۴) برای اولین بار پس از جنگ ، دولت در بودجه جلوی افزایش هزینه های مصرفی و جاری را گرفت و برای اولین بار نسبت بودجه عمرانی را گسترش داد .

۱۲۵) کسب محبوبیت در بین مردم مسلمان منطقه و مردم سایر ملل

۱۲۶) سعی در اجرای بانکداری اسلامی به معنی واقعی کلمه که البته با مقاومت های بسیاری روبرو می باشد.

۱۲۷)  تلاش جهت کوچک سازی دولت

۱۲۸) نبرد موفق روزانه با تحریم های خارجی علیرغم تلاش گسترده آمریکا و  هم پیمانانش

۱۲۹) اولویت محرومیت زدایی در برنامه ریزی ها

۱۳۰) برای اولین بار دولت اصول گرا با حفظ اصول عزت و حکمت و مصلحت در سیاست خارجی طی 2 سال موفق به جذب 27 میلیارد دلار سرمایه گذاری خارجی می شود در حالی که در دولت های پیشین در طول 12 سال تنها موفق به جذب 9 میلیارد دلار سر مایه گذاری خارجی شده بودند

۱۳۱) بیشترین بازدید از نمایشگاه کتاب و فروش فیلم درتاریخ کشور

۱۳۲) کوچک سازی و کاهش هزینه های دولت نهم با صرفه جویی و برنامه های انقباضی است 

۱۳۳) اعتبارات دولتی کمیته امداد در سال 1387(14910000 ریال)=بیش از 3برابر  در سال 83( 4670000 ریال)

۱۳۴) برای اولین بار پس از انقلاب بازسازی پنجاه واحد سینمایی با حمایت دولت

۱۳۵) اعتبارات دولتی سازمان بهزیستی کشور در سال 1386 (000/6725 میلیون ریال)=3برابر در سال 84 (2050000 میلیون ریال).

بی‌گمان تخریب‌ها در روزها و ماه‌های آینده شدت خواهد گرفت ولی ثابت شده  تخریب همواره نتیجه‌ عکس داده است. مردم به اخلاص، صداقت، پاکی، پرکاری و تلاش احمدی‌نژاد باور دارند. او با مردم صادقانه صحبت می‌کند، به دنبال کاخ نشینی و رفاه‌طلبی خود و خانواده‌اش نیست! شب‌ها در اتاق‌های سیاسی حزب دولت ساخته به فعالیت حزبی نمی‌پردازد، اهل معامله با اصحاب مافیای قدرت و ثروت نیست و درست به همین دلیل است که مورد تهاجم قرار می‌گیرد، 

       هنوز زرق و برق خیابان پاستور و پست و مقام او را نگرفته، او همچنان خاکی است و برای مقابله با مفسدان محکم ایستاده است. مردم این ویژگی‌ها را در وی دیده‌اند و او را به پاکی می‌شناسند. تخریبگران مطمئن باشند با این جنگ‌های پارتیزانی نمی‌توانند قله خدمت به مردم را برای خدمت به خانواده‌های 1000 فامیل فتح کنند.

 آنان که در رسانه‌های مختلف، این گونه خیالات شیرین در سر می‌پرورانند، بدانند که خواب‌شان تعبیر نمی‌شود. بی‌گمان تخریب ها  همچون گذشته نتیجه‌ای معکوس خواهد داشت و دکتر احمدی‌نژاد با آرایی بسیار بیش‌تر از دوره گذشته، در کانون خدمت به مردم باقی خواهد ماند.

گردآوری ، تنظیم و نگارش:حسن صفری سرپرست سابق دفتر ریاست دانشگاه علوم پزشکی کاشان

منبع: سایت شکوه

دسته ها :
جانشین فرمانده نیروی انتظامی کشور گفت: نیروی انتظامی بر اساس برنامه ریزیهای از پیش طراحی شده، همچون سالهای گذشته با تمام توان امنیت انتخابات را تامین می کند

سرتیپ احمد رضا رادان در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: نیروی انتظامی با تمام توان خود تلاش می کند تا نظم و امنیت را در کشور برای برگزاری انتخابات هرچه باشکوه تر برقرار کند و در همین راستا از ماههای گذشته برنامه ریزی و اقدامات لازم برای برقراری نظم و امنیت در کشور صورت گرفته است .

جانشین فرماندهی نیروی انتظامی کشور درباره تخلفات انتخاباتی گفت:  تا امروز هیچ تخلفی به پلیس گزارش نشده است اما اگر تخلفی صورت گیرد نیروی انتظامی حتمآ با هماهنگی مقامات مسئول با متخلفان برخورد خواهد کرد.

منبع: خبرگزای مهر

دسته ها :
دبیرکل جامعه روحانیت مبارز تهران با اعلام اینکه این جامعه به دو سوم آرای لازم برای حمایت رسمی از هر یک از کاندیداها نرسیده است ، گفت : نظر شخصی ام در بیان مصداق این است که بعد از جمع بندی به این نتیجه رسیده ام که آقای احمدی نژاد اصلح است و به ایشان رای میدهم.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سایت جامعه روحانیت مبارز ، آیت الله مهدوی کنی افزود: در جامعه روحانیت مبارز روالی برای تصمیم گیری وجود دارد که با رای دوسوم اعضای حاضر موضوعات به تصویب می رسد. ما در رای گیری که چندی قبل در ارتباط با معرفی و حمایت از آقای احمدی نژاد به عنوان کاندیدای جامعه روحانیت مبارز داشتیم، به اکثریت رسیدیم ولی به دوسوم نرسیدیم .

وی ادامه داد: همانطوری که در تمام ادوار انتخابات، مردم و همه علاقه مندان به اسلام، انقلاب و این کشور در صحنه حضور داشته­ اند و این حضورشان یکی از عوامل مهم پیروزی و دوام انقلاب بوده است، در این مرحله انتخابات ریاست جمهوری هم حضور مردم هم در داخل و هم در خارج میتواند کارگشا بوده و آثار خوبی داشته باشد. حضور و رای دادن مردم در انتخابات به عنوان یک حق قانونی و طبیعی است و علاوه بر آن یک تکلیف شرعی و سیاسی است.

مهدوی کنی افزود: اینکه گفتم حق قانونی است چون انسان یک موجود مدنی بالطبع است و در اجتماع زندگی میکند؛ پس سرنوشت او وابسته به اجتماعش است و اوست که این اجتماع را می سازد و از آن هم متاثر می شود. و قهرا عدم حضور نتیجه ای جز محکوم شدن به چیزی که نخواسته است ندارد. ولی اگر حاضر شد و دخالت کرد، در سرنوشت خودش مؤثر واقع شده و اگر رأیش هم مقبول واقع نشود، وظیفه اش را انجام داده است.

من در انتخابات شرکت می کنم، رای میدهم و انشاءالله همه ایرانیان، مؤمنین، مسلمانها، غیر مسلمانها هم در این انتخابات شرکت خواهند کرد.

دبیرکل جامعه روحانیت مبارز تهران در زمینه شاخصهای کاندیدای اصلح ادامه داد: در انتخابات قاعدتا به کسی که صالح تر است رای داده میشود. اصلح بودن هم جهات مختلفی دارد. اگر به کسی رای داده می شود، معنایش این نیست که او هیچ عیبی ندارد و قابل نقد هم نیست. چون انسانهای معمولی طبعا اشکال در کارشان وجود دارد و ممکن است اشتباه و خطا بکنند.

" رای دهندگان من حیث المجموع فردی را با تمام خصوصیات و جنبه های سلبی و ایجابی اش بررسی می کنند و در نهایت یک نفر که به نظرشان برای مردم، انقلاب و اسلام مفید است را انتخاب می کنند. ما هم روی این جهت است که می خواهیم فردی را انتخاب بکنیم و الا نسبت به کاندیداهای دیگر هم احترام می گذاریم. وقتی کاندیدائی تائید شده است، مورد احترام است و نباید بی احترامی به هیچ یک از سایر کاندیداها بشود."

وی گفت: من بی احترامی نسبت به هر یک از کاندیداها چه از ناحیه سایر کاندیداها و چه از ناحیه طرفداران آنها را نمی پسندم.نباید نقدها دلالت برسلب مطلق بکنند. یعنی نباید کاندیداها به گونه ای نقد شوند که معنایش این باشد که او بدرد نمی خورد و تا به حال هم کار حسابی انجام نداده است.

آیت الله مهدوی کنی افزود: بعضی حرفها نفی تمامی زحمات گذشتگان است. این کم لطفی و بی انصافی است که زحمات کسانی که در این سی ساله خدمت کرده اند از   مرحوم شهید رجائی گرفته تا به امروز، نادیده گرفته شود. یعنی فرض کنیم کسی که قبل از ما بوده عناد کرده و همه اش برای تخریب بوده و حالا ما آمده ایم و می خواهیم آن خرابیها را اصلاح کنیم. ممکن است اشتباهاتی در کار وجود داشته باشد ولی معمولا گذشتگان ما این گونه نبوده اند که می­ خواستند انقلاب را تخریب بکنند.

"نقد معنایش این است که انسان جنبه های مثبت را ببیند، و در جنبه های منفی هم راه حل نشان بدهد. نه اینکه فقط منفی بافی بشود. و از طرفی هم نباید به عنوان یک معاند با طرف برخورد شود. اگر پیشنهادی هست باید گفته شود که ما برای رفع مشکلات موجود، که موجود هم هست، این راه حل ها را داریم. خوب است به مردم بگوئیم که ما راه حل داریم."

وی گفت: بیان مشکلات را همه مردم می دانند. اگر از تمام روستائیان ما بپرسید که آقا در کشور ما چه مشکلاتی است؟ آنها هم می دانند بیکاری، گرانی، کمبودها و ... وجود دارد و همه اینها را مشاهده می کنند. لزومی ندارد که بنده بیایم پشت میکروفون و اینها را برای مردم دوباره بازگو کنم. سؤال این است که جنابعالی که تشریف آورده اید چه راه حلی دارید؟

اما اگر فقط نقد کند ولی راه حلی ارائه ندهد. یا کلی گوئی بکند، فائده ای ندارد. اگر هم این منفیات اثر بکند، وقتی که در موقع عمل راه حلی نبود، مردم برمی گردند و می گویند که جنابعالی که تشریف آورده اید چه کار کردید؟ شما که آن همه اشکال می کردید حالا خودتان آن اشکالها را چگونه رفع کردید؟

وی تاکید کرد: نکته دیگر در انتخاب اصلح این است که دو بعد در کاندیدای اصلح وجود دارد. یک بعد رفع مشکلات داخلی و یک بعد هم ایستادگی در مقابل دشمنان خارجی. دشمنی آنها برای این نیست که چون ما نتوانستیم برای مردم ایجاد کار کنیم با ما دشمن شده اند و اگر فرضا رئیس جمهوری ایجاد کار بکند دیگر با او دشمن نخواهند بود. آنها از اول با اصل این انقلاب مخالف بوده اند، بنابر این ما کسی را می خواهیم که هم بتواند مشکلاتمان را برطرف بکند و هم در برابر فشارهائی که دشمنان بر ما وارد می کنند بتواند مقاومت و ایستادگی کند.

وی در پاسخ به این سوال که "موضع حضرتعالی و جامعه روحانیت مبارز در انتخاب کاندیدای اصلح کدام است؟ " گفت: در جامعه روحانیت مبارز روالی برای تصمیم گیری وجود دارد که با رای دوسوم اعضای حاضر موضوعات به تصویب می رسد. ما در رای گیری که چندی قبل در ارتباط با معرفی و حمایت از آقای احمدی نژاد به عنوان کاندیدای جامعه روحانیت مبارز داشتیم، به اکثریت رسیدیم ولی به دوسوم نرسیدیم. اقلیتی هم که سه رای کمتر داشت رای به سکوت دادند و این سکوت به معنی نفی آقای احمدی نژاد نبود، بلکه آنها نظرشان این بود که جامعه روحانیت مبارز در این موضوع سکوت کند.

" اما نظر شخصی ام در بیان مصداق این است که بعد از جمع بندی به این نتیجه رسیده ام که آقای احمدی نژاد اصلح است و به ایشان رای میدهم. ما نظرمان را عرض کردیم، مردم ما در این سی سال بلکه قبل از آن نشان داده اند که مردمی رشید و صاحب تشخیص هستند. به میدان رای خواهند آمد و آنها هم فردی را که اصلح می دانند، انتخاب می کنند. و انشاءالله یک فردی بیاید که مشکلاتی که در این مملکت هست را حل بکند و در برابر دشمنان ما هم بتواند ایستادگی بکند."

منبع: خبرگزای مهر

دسته ها :

محسن رضایی با بیان اینکه مشکل ما تعیین سیاستها، شعار دادن و آرمانخواهی نیست گفت: مشکل اساسی کشور اجرا نکردن سیاستهای سند چشم انداز است.

دکتر محسن رضایی نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری عصر دوشنبه با آیت الله طبرسی نماینده ولی فقیه در مازندران و امام جمعه ساری دیدار کرد.

این کاندیدای انتخابات در این دیدار اظهار داشت: از زمانی که از سپاه بیرون آمدم دغدغه های جدی بنده را سخت متوجه خود کرده بود که خواستم برای کشور کاری انجام دهم.

رضایی افزود: پس از انقلاب اسلامی تاکنون هنوز آثار دولت اسلامی در زندگی مردم نمود پیدا نکرده  و مردم از زندگی در کنار جمهوری اسلامی باید احساس رضایت بیشتری کنند.

وی با اشاره به اینکه چشم انداز آینده کشور را در مجمع تشخیص مصلحت نظام به صورت کلان با بزرگان انقلاب تدوین کردیم خاطرنشان کرد: مشکل ما تعیین سیاست ها، شعار دادن و آرمانخواهی نیست ، بلکه مشکل اساسی کشور اجرا نکردن سیاست های سند چشم انداز بوده است.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه تلاش های جدی طی سالهای پس از انقلاب در کشور صورت گرفته است یادآور شد: متاسفانه مردم این زحمت ها و تلاش ها را به خوبی احساس نمی کنند.

محسن رضایی با اشاره به اینکه در طی سالهای پس از انقلاب تاکنون دولت ها در صدد کوچک کردن ظرفیت مدیریت کشور بوده اند اظهار داشت : تشکیل دولت ائتلافی بزرگ کردن ظرفیت های مدیریتی کشور است .

این کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با اشاره به اینکه در دولت ائتلافی از افراد کارآمد و ارزشی استفاده می کنیم اذعان داشت: فقر، بیکاری، گرانی و عقب ماندگی را با همکاری دولت ائتلافی به آبادانی توام با رفاه اقتصادی برای مردم تبدیل خواهیم کرد.

وی با بیان اینکه مردم تشنه دولت عملگرا هستند و به شعارها دیگر اعتنایی ندارند خاطرنشان کرد: مردم از دعواها ، کشمکش ها و شعارها و به حاشیه گذاشتن مدیران کوچک در تصمیم گیری های بزرگ خسته شده اند.

محسن رضایی خاطرنشان کرد: می توانیم کارهای بزرگی در کشور انجام داده تا از همه نیروها برای اداره کشور استفاده و آبادانی و توسعه اقتصادی را در کشور شاهد باشیم.

وی با بیان اینکه هدف اصلی من از حضور در انتخابات دهم ریاست جمهوری  نوعی تکلیف بوده است تصریح کرد برای آنکه خواسته باشیم چهره اصولگرایی را صرفا متصل به جریانی خاص قلمداد نکنند، نسبت به تشکیل دولت ائتلافی اقدام کردم.

محسن رضایی با بیان اینکه اگر امروز تکلیف من حضور در صحنه بوده است اظهار داشت: به خدا توکل می کنم و مانند دوران انقلاب و دفاع مقدس به صحنه آمده و تلاش جدی دارم.

وی در پایان گفت: مراجعات مردمی در مورد بیکاری و گرانی در کشور به سمت مسئولان رو به افزایش بوده بنابراین باید فکری برای برون رفت از این معضل بزرگ کشور کرد.

آیت الله نورالله طبرسی نماینده ولی فقیه در مازندران نیز  با تشکر از دیدار محسن رضایی با وی اظهار داشت:  رضایی  چه کاندیدا باشد چه نباشد برای ملت ایران یادگار جبهه، جنگ و امام و رهبری است.

وی با تاکید بر حضور آگاهانه مردم در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری از کاندیداها خواست به جای ارائه تئوری ها ، برنامه منظمی برای رفع مشکلات اساسی جامعه ارائه دهند.

وی با بیان اینکه متاسفانه اخلاق انتخاباتی در بین برخی کاندیداها و حامیان آنان به خوبی رعایت نمی شود اظهار داشت: شما (محسن رضایی) به واسطه ارزشی بودنتان مبرا از عدم رعایت اخلاق انتخاباتی هستید چرا که شما متعهد بود، جبهه را درک کرده اید.

نماینده ولی فقیه در مازندران در پایان گفت: سوابق رضایی در جنگ و دوران دفاع مقدس برای همیشه تاریخ در ذهن مردمان این مرز و بوم باقی خواهد ماند.

منبع: خبرگزای مهر

دسته ها :
X